این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-9.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-08-19 10:07:342024-09-17 08:04:03هدفگذاری با قانون تکامل
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و واقعا از خدا سپاسگزارم که انسان های اطرافم تغییر کردن
احساس خوب =اتفاقات خوب
امروز من فقط داشتم گل سر میبافتم و یکم سرماخوردگیم بی حالم کرده بود و یکم دراز کشیدم، دیدم دارم ناخوب تر میشم سریع بلند شدم و هی میگفتم نه من حوصله تو رو ندارم سرماخوردگی، چون کارای مهم تر از تو رو دارم
خیلی خوشحالم از اینکه اولین باری بود که این حرفارو میزدم
چون همیشه قبلنا که مریض میشدم ،میگفتم باید استراحت کنی تا خوب بشی
اینبار داشتم یه جور دیگه فکر میکردم، انقدر قرار بود کار انجام بدم که وقتی برای سرماخوردگی نداشتم
میدونم که باورهای خودم باعث این سرماخوردگی هستن ولی راهشم خدا بهم نشون میده که چجوری خوب بشم
شروع کردم به گوش دادن باورای قوی که با صدای خودم ضبط کرده بودم و میگفتم که بدن من یه داروخانه هست که خودش خودشو ترمیم میکنه و بدون دخالت من میتونه خودش خودشو ترمیم کنه
و خیلی باورای دیگه رو داشتم تکرار میکردم و هم زمان احساسمو خوب میکردم و لبخند میزدم و ذوق میکردم
جوری که از درون واقعا حسی خوبی داشتم و سر شار از حس خوب بودم
یکم بعدش دیدم به کل آبریزش بینیم قطع شد و بدنم آروم شد و تا شب کلا محو شد و حالم خیلی خوب شده بود
انگار نه انگار من حالم ناخوب بود
جالب تر اینکه یاد حرف استاد عباس منش میفتم ، میگفت که فرکانس همین لحظه شما اتفاقات لحظه بعد شمارو رقم میزنن
چه یکثانیه ،چه 5 دقیقه چه یک ساعت و یک سال و 50 سال
این روزا این حرف استاد خیلی برام پر رنگ میشه تو اتفاقایی که به شکلای زیبا برام رخ داده و من این جمله رو یادم اومده
و خدا بهم یاد آور میشه که اگرم ارسال فرکانست سبب سرماخوردگیت شده
میتونی با تغییر دادن فرکانست به سمت احساس خوب و توجهت به زیبایی و افکار مثبت ،حالتو تغییر بدی و خیلی سریع به مسیر ربّ و صاحب اختیارت برگردی
لازمه اش اینه که سریع قدم برداری برای تغییر فرکانست
و برای من یادآور میشد که تک تک لحظه های زندگیمو خودم میتونم خلق کنم
حتی میتونم در لحظه تغییرش بدم به کمک خدا که هر لحظه داره کمکم میکنه و در همه چی اول خدا کارامو انجام میده بعد من میتونم کاریو انجام بدم
وگرنه من هیچی نیستم و هیچ قدرتی ندارم
اول خداست که قدرتو به من داده تا زندگیمو خودم خلق کنم با باور ها و فرکانس ها و کانون توجهم
خیلی خوشحالم از اینکه وقتی احساسمو هم جهت با تکرار باورهام میکنم همون لحظه نتیجه هاشو به چشم و قلبم ، میبینم و حس میکنم
وقتی حال من بهتر شد بارها به خودم گفتم وای ببین طیبه نیازی به هیچ دارویی نداشتی
تو فقط عمیقا و سرشار از حس خوب کردی خودتو و لبخند زدی و تکرار کردی که بدن من خودش خودشو ترمیم میکنه بدون دخالت من ،همه کد های سلامتی رو به راحتی کد بندی میکنه و خداست که کمک میکنه
وقتی داشتم به این باورا گوش میدادم تصورم میکردم که روی کدای گوی شکل سفید نورانی نوشته سلامتی و داره به کل بدنم منتقل میشه
و با هر دم بازدمی که انجام میدم بی نهایت کد سلامتی دارن به کل بدنم میرن و کد بندی میشن و سلامتی در کل بدنم مثل یک نور پا برجاست
خدایا شکرت
حتی وقتی من داشتم میگفتم من حوصله تو رو ندارم ،سرماخوردگی ، چون که من کارای زیادی دارم که از تو مهم ترن
که وقتی اینا رو میگفتم که من باید روز جمعه حالم خوب خوب بشه ،بعدشم آب ریزش بینیم قطع بشه و کاملا سر حال برم جمعه بازار و همه اینارو به خدا میگفتم و میگفتم باید بشه
چون من وقتی برای سرماخوردگی ندارم
و ازش بی نهایت سپاسگزارم که در لحظه حالمو خوب کرد
امروز وقتی داشتیم با خواهرم صحبت میکردیم قرار بود بریم آگهی بچسبونیم که رفتنمون نشد و موند برای فرداش که آگهی نیاز به خانم آشنا به قلاب بافی رو بزنیم به در و دیوار محله مون
من چند روزی بود نتونستم رد پاهامو بنویسم الان که مینویسم سه روز گذشته
ولی خداروشکر میکنم که خدا یکی یکی هرآنچه که نیاز هست رو بهم یادآوری میکنه که بنویسمش
یه چیزی هم چند وقتی بود که داشتم بهش فکر میکردم و اون این بود که
چرا آدما آلزایمر میگیرن ؟؟؟؟
و جدیدا با توجه به مداری که الان درش هستم جواب رو دریافت کردم
و اینو درک کردم که وقتی ما از خدا فاصله میگیریم و شرک میورزیم و یه سری باورای محدود داریم که همه اینا دست به دست هم میدن تا آدمایی که فراموشی میگیرن فراموش کنن
وقتی رد پاهامو مینویسم و به خدا میگم خدایا تو بگو هرآنچه که باید گفته بشه ،خودش همه چی رو ریز به ریز یادم میاره
یه وقتایی متعجب میشم میگم ببین چقدر من فراموش کردا بودم که یادآوری کرد
حتی وقتی یاد حرفای استاد عباس منش میفتم میگفت که خدای قدرتمندی که حتی میتونه یه چیزی رو از یادت ببره و یا یه چیزی رو به یادت بیاره که این بحثش جداست از آلزایمری که دلیلش رو درک کردم
سلام به شما طیبه عزیز من هم بافندگی بلدم داشتم به خدا می گفتم خدایا برای من چه کاری خوبه که شروع کنم که به هدایت امروز سایت من رو به فایل راهنمایی کرد من عادت نداشتم کامنت بخونم ولی امروز گفتم بزار کامنت ها رو بخونم که کامنت شما برام خیلی عجیب بود همون چیزی که از خدا می خواستم
سلاااام سلامیییی به گرمی و قشنگی سخنان استااااد بزرگوار و دوس داشتنی ام و مریم ناز و زیبایی که واقعا شایسته ستایش هس و با دلبریهاش بیشتر آدمو عاشق خودش میکنه 😍❤🤗
من این جمله آغازین رو از همین سایت از کامنتهای دوستان عزیزم یاد گرفتم و خیلی به دلم نشست،همیشه دوس داشتم یه جوری حرفمو شرو کنم که آغازش محکم باشه و کمک کنه که بتونم بقیه حرفمو بیارم و اونجور که باید به آخر برسونم، نمیدونم شاید اینم یه جور کمالگرایی بود که اجازه نمیداد من دست ببرم به نوشتن…💭
خلاصه از وقتی که این جمله رو یادم گرفتم بهم قدرت داد که بتونم جمله ام رو آغاز کنم
الان با یه جسارت و جرئت خیلی بالا اومدم بنویسیم،هیچ ایده ای ندارم درمورد اینکه قراره چیا بگم ولی میدونم که بهم الهام میشه چون با تمام وجودم دوس دارم پا از ترمزهایی که نمیذارن تو مسیرم پیشروی کنم بردارم و تموم مقاومت های ذهنیمو با این کار به ظاهر کوچیک و ساده ولی در اصل خیلی بزرگ بشکنم و خیلی هم خوشحالم بابت این قدرتی که یهو بهم دست داد که دست به این کار بزنم و باهمه مقاومتهایی که ذهنم داشت،اقدام کنم و قدم اول رو بردارم با ثبت کردن حسی که بهم موقع دیدن این فایل دست داد؛فایلی که شاید باورش سخت باشه ولی تا چن ساعت پیش داشتم درموردش فک میکردم، به اینکه چجوری تکاملمو طی بکنم و بعدش به هدفایی که تو ذهنم دارم برسم و از همه مهمتر در اکثر مواقع بیحال و بی حوصله هستم و دوس دارم در همه حالت سرحال و قبراق و باانگیزه باشم، هدایت شدم به دیدن این فایل محشری که مث همیشه زیباییهایی مث (💙🏙آسمون صاف و آبی که در خوشرنگی با دریا رقابت میکند و ،☁️ابرهای سفید به رنگ برفی که جا خوش کردن تو دامنش و 🌳درختان و آپارتمانهای سر به فلک کشیده رو به دریایی که من مانندشو فقط تو گیمهای کامپیوتری دیدم😄 که به صف کشیده شدن تو خیابونی که عابرای مختلفی رو تو خودش جا داده که هریک به نوعی سرشار از زندگی هس،ماشینای جورواجوری که هرکدوم به نوعی بدون منت نماد ثروت و دارابودن رو به رخ آدم میکشه که تو یه خوشرنگترینش هم یه استادی حضور دارن که با دیدن صورت زیبا و آرام و خونسردش گل از گلمون میشکفه و انگیزه و امید به زندگی آدم میره رو صد💯 ، چه برسه که بخواد به حرفاش گوش کنه و به آموزههاش عمل که دیگه اونموقع واویلاااس، میشه نورعلی نووور🤩💖) رو نشونمون میده، یکبار دیگه خیلی از چیزارو بهم فهموند و انگیزه داد تا منم بخوام هدفگذاری بکنم برای قوای بدنی بیشتر و اینکه چگونه تلاش بکنم در همه حالت سرحال و باحوصله باشم و ازهمه مهمتر کمک کرد که برای اولین بار هم که شده بعد از این همه مدت دیدن فایل های استاد و غبطه خوردن به حال اونایی که هروقت دلشون میخواد میان حرف دلشون رو میزنن، منم بتونم این کارو انجام بدم و لذت رسوندن حرفام به گوش استاد قشنگم رو تجربه کنم، واقعا که باورنکردنی و عجیبههه خدایاااا هزاران مرتبه شکرت، سپاسگزارم🌻💫💛
خداوندم شاهده الان که دارم این حرفارو مینویسم دستام میلرزه و قلبم از هیجان و شادی اونقد شدید میتپه که انگار میخواد از جاش کنده بشه💓💗فک کنم علتش اینه که دارم تمرین جلسه اول عزت نفس رو هم انجام میدم، اونجا که استادم ازم خواسته تصمیمی رو بگیرم که به خاطر ترسها و شک و تردیدهام، مدتها به تعویق انداختمش و هربار خواستم انجامش بدم یجورایی یه چیزی مانعم شده ولی الان میخوام با این باور که قطعا حرکت کردن بهتر از موندن تو ترسهاس، این تکلیفمو بهجا بیارم و به حرف استادم گوش داده و تمرینمو انجام بدم،خدایا شکرت😊💕
هرموقع به حرفای استادم گوش میدم باخودم فک میکنم که خداروشکر من چقد خوشبختم که تونستم تو این سن کم باهاش آشنا شده و تو این مسیری که ایشون میخواد دستمو بگیره قدم بردارم و اجازه بدم که با کمک ایشون هدایت بشم. خداروشکر چقد خوششانسم که با زودتر آشناشدن با قوانین جلوتر از خیلیا هستم و راحتتر میتونم باورهایی رو که مانند علفهای هرزی تو ذهنم رشد کرده رو تغییر بدم که بااینکه از بچگی در وجودم نهادینه شده ولی هنوز اونجور که باید ریشه هاشونو محکم نکردن و قبل اینکه سیمانی بشن ریشهکن کنم و برای همیشه از بین ببرمشون،خدایا شکرت🌱🍃💚
استادجانم من چن ساله که توسط برادرم باهاتون آشنا شدم،اوایل مث همه ذهنم مقاومت داشت و نمیتونستم به راحتی قبول کنم و حتی اعصابم خورد میشد وقتی میدیدم داداشم داره بهتون گوش میده و یافیلمتونو میبینه😅🙈💋ولی بعدش خداروشکر کم کم منم شرو کردم به گوش دادن بهتون و دیگه جوری شد که حتی بعضی وقتا بیشتر از داداشم از فایلاتون استفاده میکردم و اون خیلی خوشحال بود ازینکه من با قانون آشنا شدم ودیگه هروقت که میخوام میتونم به راحتی تمام اون چیزایی که دوس دارمشون رو جذب کنم و ازشوک لذت ببرم ،من با انتخاب خودم چادری شده بودم بااینکه اوایل همه چیز خوب بود و مطمئن بودم خدارو دارم ولی بعدش اونجوری پیش نرف که دلم میخواست و پیش بینی کرده بودم، و آرامش نداشتم و همش حس میکردم یه چیزی تو وجودم کمه و وقتی تمیتونستم پیداش کنم کلافه میشدم اما خداروشکر از وقتی باهاتون آشنا شدم و متوجه شدم که باید یه چیزایی رو تغییر بدم و همه چیز اونچیزایی نیس که من خیالم راحته دارمشون و بدست آوردم و دیگه نیاز نیس کاری بکنم، دیگه خداروشکر یواش یواش یه آرامشی وجودمو گرف که برا خودمم عجیب بود، جوری که دیگه نه عذاب وجدان داشتم و نه احساس گناه که بابتش سپاسگذارم😇💟
خداروشکر بعدش هم به ملاکهای ایمان و باور پی بردم و فهمیدم که باید رو خودم کار کنم نه رو ظاهرم،بعد به اذن خدا خودمو رها کردم از قید و بندهایی که یجورایی منو اسیر کرده بودن و باعث میشدن حس کنم تو قفسم و آزادی ندارم.خدایاشکرت🥰❣
الان دیگه خداروشکر خیلی سپاسگذارتر شدم و هدفهای خیلی بزرگی دارم و به خیلی از چیزایی که میخواستم به کمک باورهام و یاری خدای بزرگ رسیدم،خیلی از چیزارو بدست آوردم
و نکته طلایی که استاد گفتن اینکه:《هدف داشته باشیم به خاطر اینکه هدف داشتن اصله، نه به حاطر اینکه نتیجه هدف داشتن اصله》اینکه آدم زندگیش هدفمند باشه،خیلی مهمتر ازینه که به هدف برسیم
“هدفمند زندگی گردن از رسیدن به هدف مهمتره”
رسیدن به هدف پاداش جانبیشه ولی اون لحظاتی که با ذوق و شوق داریم حرکتمیکنیم تا به هدف برسیم اون لحظات اصلی هس که آدم معنای زندگی رو میفهمه😍
واقعا که باید با طلا نوشت این حرفارو💞👏🌹🤗
با هدایت پروردگار و استادم دست خالی مهاجرت کردم به تهران و تمام اون کارایی که بهم الهام شد رو تقریبا تا جایی که میتونستم بهشون گوش دادم ، درسته یه مدت بعدش چون دور شدم از استاد و این مسیر باز اوضاعم یکم ناجالب شد ولی هنوز خیلی مسیر پیش رو دارم و هدفای خیلی بزرگی دارم که میدونم اگه اراده کنم و بخوام باز میتونم عملی کنم ،مثلا اینکه میخوان باز اوضاعمو مث قبل روبه راه کنم و این دفعه با هدفگذاری مناسب با قانون تکامل، بعد از طی کردن تکاملم مهاجرت کنم به شهر رویاهایم استانبول،جایی که از بچگی دوس دارم اونجا زندگی کنم و مطمئن هستم که یه روزی میرسم به این خواستهام و الان فقط سعی دارم از اینجایی که هستم لذت ببرم و اجازه ندم تبدیل بشه به جایی که حس کنم اگه برم اونجا و فقط اونجا باشم میتونم خوشبخت و خوشحال باشم🙂🧡
شما هم منتظر بمونید چون قراره بعد یه مدت بیام و از تجربیات و حسای قشنگی که بعد مهاجرتم قراره چندین برابر بشه براتون حرف بزنم😉😁✌
و خیلیییی خوشحالم و شاکرم ازینکه یه دستی از دستان خداوند (عباسمنش) تو زندگیم هس که بعد از خداوند، دلم بهش گرمه و میدونم هروقت بخوام میتونم ازش کمک بگیرم و باخیال راحت بهش تکیه کنم و اجازه بدم منو هدایت کنه به اونجایی که رد پای موفقیت هس و صد البته عطر حضور الله یکتا❤خدایا شکرت
به امید ثبت رد پاهایی دیگر از موفقیتم…دوستون دارم درپناه رب شاد باشید🤗🌹🤍
دیوانه شدن کمه اینجا! وقتی توی یه لحظه دیدم اسم فایل جدید ،زندگی در بهشت نیست، با خودم گفتم ۱۰۰در۱۰۰ به خواسته ی این چند روز من ربط داره و همین هم شد!
خدایا شکرت شکرت
استادجان از دوسال پیش تصمیمی داشتم که اون موقع نمیتونستم از پسش بربیام(شک و هزینه و باور!) میگفتم خب این کارو بکنم و نتیجه نده چی، الکی وقت و هزینم رو هدر میدم و شاید لازم نباشه اصلا! شاید اصلا نخوام تو این مسیر بمونم، اصلا از کجا هزینش رو بیارم، و و و .. حالا از وقتی یه قله برا خودم مشخص کردم، به وضوح رسیدم که اون تصمیم دو سال پیش در راستای همین هدفه بوده و میتونسته کمکم کنه!چیزی که اون موقع به ظاهر لازمم نمیشد! این چند وقته افتادم دنبالش که هرطور شده شروعش کنم و انجامش بدم ولی اصلا عجله ای نکردم یا خودم اذیت نکردم(چون تاحدی این باور رو پذیرفتم که اون چیزی که میخوام در زمان درستش حتما به نفعم برام انجام میشه حتی اگه همه بگن دیره!) و هی به خودم میگفتم یا میشه یا نمیشه دیگه بهتر از یک جا موندن و حاشیه امن هست، و یاد حرفتون افتادم که گفتین هزینه کنین برا هدفتون، خب این یعنی احترام قائل میشیم برا هدفمون برا خودمون ، و باعث میشه یه جورایی حس لیاقت هم تقویت بشه!
خب من یه مسیر رو همش روش متمرکز بودم ولی باهاش راحت نبودم و میگفتم شاید یه راه راحت تر و بهتری هم باشه و توی مدار این خواسته بودم با صحبت کردن و پرسیدن درموردش، تا اینکه دوستم یهو دیشب توی حرفاش درمورد خودش، یه ایده بهم داد(جالب اینه که وقتی گفتم چرا زودتر نمیگفتی بهم ،فک میکرد این مورد رو قبلا بهم گفته ولی نگفته بود تا دیشب که من به خوبی توی فرکانسش بودم!) کلی راهنماییم کرد و تا صبح داشتم سایت ها رو شخم میزدم دنبال جور کردن تکه های پازل و هرچی بیشتر میگشتم انرژیم بیشتر میشد و اصلا خوابم نمیومد! مثل حرفتون که گفتین خوابم کمه ولی انرژی دارم، یا اینکه گفتین دنبال هدف بودن، انرژی میده نمیذاره آدم درونش بپوسه.. خب کلی اطلاعات جمع کردم و سوالهای داشتم که باید از متخصصش میپرسیدم، درخواست دادم به خداوندم که راحت و عالی این یکی هم حل بشه و واقعا راحت اینم حل شد و جوابهام رو گرفتم و مسیر جدیدی برام واضح شد که باهاش راحت تر بودم! و خداروشکر تصمیمم گرفته شد و به امید خدا سر وقتش عملیش میکنم، انقد این موضوع بهم روحیه داد که داشت صبح میشد و خوابم نبرد و نشستم روی موضوع جلسه ای که هفته بعدی داریم با همکارا فکر کردم و کلی سوال و ایده نوشتم و آماده کردم براش!
دو ساعتی خودمو به زور خوابوندم و با انرژی بیدار شدم و بیشتر روش کار کردم و کل روزم با انرژی بودم و کارهای کوچیکی که عقب انداخته بودم هم انجام دادم..
این تصمیم یه قدم هست توی مسیر هدفم، برای طی تکاملم. همه چی همین مسیر هست.
استادجانم ،گاهی مسیر رسیدن به خواسته هامون زیادی طبیعی میشه و ما هم فراموشکار! مثلا الان که دارم دربارش مینویسم هی یادم میاد مثلا ازوقتی درموردش حرف میزدم و میگفتم میخوام انجامش بدم حتی اولش که جدی نبودم، هدایت شدم به مسافرت کوچیک به شهری که چندسالی اونجا بودم و تجدید خاطره توی اون شهر باعث شد مصمم تر بشم و بیشتر برم تو فرکانسش.( بازم جمله ی شما توی گوشم زنگ میخوره:
خواسته ی ما هست وجود داره کار ما اینه ما بریم توی فرکانسش توی مدارش )
اصلا همون سفر کوتاه رو هم دوست دارم درموردش بگم چقد درس داشت برام، یادمه وقتی از قانون فرکانس بی خبر بودم و تازه بخاطر دانشگاه رفته بودم اون شهر، همش به خونواده میگفتم ازبس هی چندروز چندروز من رفتم اونجا تا بالاخره دانشگام افتاد همونجا! یا ازبس از آب و هواش خوشم اومد!(درواقع ناآگاهانه ازقبل خودمو برده بودم توفرکانسش). چندسالی که اونجا دانشجو بودم توی یکی دو ساعت از جلو چشمم گذشت، با خودم گفتم چی شد که من برگشتم سر جای اولم همون زادگاهم و اون چندسال، تغییری ایجاد نکرد تو زندگیم؟ یاد ناسپاسی خودم افتادم، اومده بودم جایی که میتونستم خیلی پیشرفت کنم و درس بخونم و مستقل بشم (چیزی که شدیدا حال خوبی بهم میده) و تجربه های جدیدی کسب کنم و مدارم بره بالاتر، ولی من چیکار کرده بودم، چشم رو خوبیها بسته بودم و لذت نمیبردم و همش شاکی بودم و استفاده ای نمیکردم و همون آدم قبلی مونده بودم! خب جهان هم کار خودش رو کرد و منی که اون زمان ناسپاس و کافر بود رو برگردوند سر خونه ی اولم! دقیقا یادمه وقتی بعد از دانشگاه برگشتم خونه همین حس رو داشتم! خب که چی؟؟عمرم رو تلف کردم و برگشتم!! خدای من! ولی خب همین تضاد باعث شد دوباره به تکاپو بیفتم و سعی کنم تغییر کنم از همین جایی که هستم، و امروز ربط زیادی به آدم دو سه سال پیش ندارم، این دفه آگاهانه دارم سعی میکنم تغییر و پیشرفت کنم از همین خونه اولم!
خوشحالم از اینکه یه روز دیگه رو زنده بودم و زندگی کردم، جست و جو کردم، یه قدم دیگه به هدفم نزدیکتر شدم، باز شما رو دیدم و حرفای خداوند به خودم رو از زبان فصیح شما شنیدم و کنار خونواده ی بی نظیرم(دست های بی نظیر خداوند) با شادی زندگی کردم.
همه چی طیِّ مسیره
(این روزا دچار یه تضاد بزرگ وتکراری هم شدم که برعکس قبلا دارم حسم رو خوب نگه میدارم و به راه حل های درستش فک میکنم و باورهای اشتباه گذشته رو که میان سراغم رو کنسل میکنم براخودم و سعی دارم با فرکانس درست، کاری کنم خودش به امیدخدا به خوبی و راحتی حل بشه و بعد بیام اینجا درموردش بنویسم)
عاشقتونم، عاشق سادگی و شفافیت و صداقتتونم
شاد و سلامت و ثروتمند باشین استاد و مریم عزیزم و خونواده عباسمنشی بی نظیرم😘❤🌹
سلام دوستان قشنگم امیدوارم حالتون خوب باشه عالی باشه زندگیتون پر از عشق ، محبت، دوست داشتن باشه 🌹
سلام استاد
چقدر شما گل هستید آخه
آخه دقیقا این بحث زمانی به من یادآوری شد..
خب من الان بحث مختلف رو یاد گرفتم قانون جذب قانون آفرینش تمرکز بر نکات مثبت وووو….. خب الان چی نیاز دارم مسیر ….!!!
تا الان بارها و بارها گوش دادم این فایل رو و هنوزم دارم آگاهی های جدید در هر دفعه گوش دادن بدست میارم الآنم ۵صبح و واقعا انقدر که این آگاهی ها شیرینه و من دارم لذت میبرم از بدست آوردنش جوری که هنوز خسته نیستم هنوز انرژی دارم در حالی که ۸:۳۰دقیقه باید محل کارم باشم، اصلا خسته نیستم
کل روزم نشستم سه قسمت آخر سریال بهشت رو کامنت هاشو خوندم استاد همینجور که تو فایل جدید که گذاشتید واقعا این خانواده چقدر با دیگر افراد این جامعه ای ما داریم توش زندگی میکنیم فرق دارن چقدر بچه ها فوقالعاده هستند
خیلی خیلی لذت میبرم وقتی نظرات دوستان رو میخونم به چه قدرت های رسیدن خیلی خوشحالم عضو این خانواده فوقالعاده هستم 🌹
بریم سراغ فایل .آره واقعا باید ببینی در گذشته ناصر تو چکار کردی تو زندگیت به چه هدف های که میخواستی برسی رسیدی بعد بیای به تناسب اون دست آوردها انتخاب کنی و خودت رو به چالشی دعوت کنی که . تو زندگی گذشته ت یک پله پایینتر گذروندی باشی و خب این همون قانون تکامل میتونه باشه حالا جدا انتخاب مناسب هدف باید این رو نیز درنظر بگیرم که به اون هدفی که انتخاب کردیم تعهد داشته باشیم و در مسیر اون هدف مورد نظر کارهای رو که باید انجام بدیم از خودگذشتگی.. و پل ها رو بگذرونیم تا به هدف مورد نظر برسیم و قوانین رو که برای رسیدن به هدف باید حفظ کرد تا از مسیر خارج نشد رو باید مدام چک کرد تا همواره در یک مسیر سهل آسان قدم برداشت برای رسیدن به هدفمون. یه جمله فوقالعاده از شما (هر راه سختی اشتباهه)
حالا جدای اینکه شما تو مسیر هدف هستی و داری برای رسیدن به اون تلاش میکنی باید این جمله رو مدام با خودت تکرار کنی من میتونم هدف و راه های بهتری رو انتخاب کنم و همیشه درحال تغییر هدف به بالاترین ورژن اون هدفی که انتخاب کردم باشی
بهترین مسیر برای رسیدن به هدفت اون مسیری که تو داری توش لذت میبری در حین رسیدن به هدفت با انتخاب مسیر مناسب همواره درحال لذت بردنی و وقتی به هدفت رسیدی در آخر آنقدر مسیر برات لذت بخش بود که پیش خودت میگی که چقدر راحت بوده رسیدن بهش ..من فقط باید باور میکردم که میتونم و حرکت میکردم همین .
و همین باعث میشه که وقتی به هدف رسیدی نمیای سال های بعد اون هدف رو که بهش رسیدی تحقیرش کنی بگی حالا مگه چیه خیلی ساده بهش رسیدیم دیگه که چی مثلا….
و برعکس پیش خودت میگی حالا که من به این اتفاق رسیدم میتونم به بالاتر هم برسم و اون بالاتره برات دست یافتنی سهل آسون میشه
بقول خودتون استاد اصل زندگی اینه تو در کل زندگیت هدف داشته باشی هدفمند زندگی کنی
حالا از نظر من چیزی که الان به ذهنم میاد اینکه که وقتی تو همواره درحال تغییر باشی و در مسیر پیشرفت حالا در هر اکسلی …به درکی میرسی که میتونی الهامات خداوند رو سیریعتر، بهتر درک کنی و به فوقالعاده ترین اتفاق ها و راه ها در هنگام رسیدن به هدف دست پیدا کنی و ازشون استفاده کنی به در دنیا آخرت سعادت مند باشی
خیلی دوستون دارم تک تک تون رو و از بودن در کنار تون لذت میبرم و به خودم می بالم بخاطر این موضوع که …وقتی من خواستم زندگیم رو تغییر بدم با سایتی همون اول آشنا شدم که بهترین سایت در این زمینه بود
این روزها انقدر شدت جریان آگاهی هایی که دریافت می کنم زیاد هستند که فرصت نمی کنم بیام بنویسم ولی حالا اومدم دیدم کامنت منو بعنوان متن فایل انتخاب کردید به حدی به وجد اومدم که گفتم هم تشکر کنم و هم اینو بگم که خییییییلی حال میده که کامنتت را بالای فایل استاد ببینی ، یعنی یک احساس غرور افتخار آمیزی به آدم دست میده که قابل وصف نیست … مرسی که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید
خداروشکر و سپاسگزارم یک بار دیگه هدایت شدن به سمت کامنت نوشتن و این نشون میده در مسیر هستم با همه فراز و نشیب هاش،اول تحسین میکنم این ویدیو با کیفیت رو این همه ثروت و زیبایی رو از شهرداری تمپا تشکر میکنم که این فضای زیبا رو درست کردند که من انقدر لذت ببرم از این درختهای زیبا این همه جاده های قشنگ،من تجربه خودم رو از این مسیری که توش هستم و درک الانم رو مینویسم استاد شما توی این فایل خیلی روی تکامل تاکید داشتید موضوعی که همیشه منو زمین میزد رعایت نکردن قانون تکامل برای من از کمبود عزت نفس میومد اینکه بدوم برسم همین الان برسم و طبق قانون نمیرسیدم و باعث میشد خودسرزنشی من شدید تر بشه توی حال بد بیشتری بمونم تا جایی که به مسیر شک کنم،وقتی استاد میگه تا اون تغییر بنیادین اتفاق نیفته نتایج نمیاد الان دارم بهتر میفهممش،وقتی من حال خوب خودم رو به نتایج گره زدم چطوری میشه حال خوب داشته باشم؟من در درجه اول باید به صلح با خودم برسم که این هم تکامل میخواد نقطه و ساعت و روز خاصی در مکان خاصی قرار نیست من با خودم به صلح برسم این پله به پله اتفاق میفته اینکه من شب اروم تر بخوابم ینی یه پله جلوتر اومدم اگر قبل بود میگفتم برو بابا پول بگو پول چطور میاد این حرف یک ذهن فقیره،جهان به من فهموند که همه چی حال خوبه و این باعث شد من برم سراغ ساختن عزت نفس نمیشه من با خودم اکی نباشم و خوشبختی رو تجربه کنم،نمیشه من به قول استاد اون گاری پر از خشم و حسرت و کینه رو با خودم مرتب حمل کنم و انتظار داشته باشم رو غلطک بیفتم،واین موضوع باعثشد من یه نگاه عمیق تر به خودم و مسیر داشته باشم،قانون تکامل اصله قانون حس خوب اتفاقات خوب اصله،حالا من اصغر برم بگردم ببینم چیه که نمیذاره حال من خوب باشه؟چیه که باعث میشه طبیعی نباشم؟برای من جدی نگرفتن عزت نفس بود من درک کرده بودم که وقتی ثروت رو تحسین میکنم در زندگیم میاد و این کار رو کردم و شد اما برای یک روز دوام نداشت پایدار نبود،چرا؟من هر لحظه زندگیم رو داشتم نفی میکردم که این لحظه جایگاه من نیست و باید بهتر بشم و این موضوع به جای اینکه در جهت درستش بره به خودسرزنشی میرسید و من فرکانس موقعیتهایی رو میفرستادم که باعث بشه خودم رو بیشتر سرزنش کنم،من فکر میکردم ارسال فرکانس فقط برای ثروته توی جلسه دوم عزت نفس فهمیدم که خود سرزنشی هم یک ارسال فرکانسه،اونم چه ارسال فرکانس مخربی چه ترمز ای بی اس قوی،استاد این جمله تغییر بنیادین برای من شده ملاک تغییر بنیادین ینی همه چی رو بریز پایین تسلیم تسلیم تسلیم که قدرت بسیار بالا و شهامت میخواد انشالله که به لطف الله کامنت بعدی رو درک بالاتر و عمل کردن بیشتر به قانون بنویسم
بعد از آشنایی با استاد و هدایتم روزهای من با معجزه های کوچک و بزرگ الله مهربان شب نمیشود.
دیشب داشتم کتابی رو میخوندم که سالها پیش بدون اگاهی خونده بودم و بعد از این همه مدت دوباره هدایت شدم بخونمش و این بار اینقدر این کتاب برای من درکش راحت تر شده بود چون تمام صحبت های استاد رو تایید میکرد.
یه بخشی از کتاب گفته پیر فرزانه ای که خودش میلیونر هست به شخص جوان و بی مدرک تحصیلی و بیکاری که میخواد میلیونر بشه میگه باید “برای خودت هدفگذاری کنی و اون رو بنویسی روی کاغذ و بهش ایمان داشته باشی و شروع کنی” در واقع فعل انجام دادن رو صرف کنی.
خیلی جالب بود امروز این فایل که موضوعش هدفگذاری هست برای من نشانه روزانه شد و جالبتر اینکه دیشب توی چک لیست کارهای روزانم هدفگذاری رو نوشته بودم که امروز انجامش بدم.
تجربه شخصی خودم:
جالبه بدونید من قبلا با این کار “صاحب خونه” شدم ولی ناخوداگاهانه بود البته جسته و گریخته در مورد این مباحث از آقای تریسی خونده بودم و جسته گرخته هم انجام میدادم ولی بدون اگاهی حال حاضر.ولی بعد باز ننوشتم و خوب به موفقیت های چشمگیری هم دست پیدا نکردم.
به هر حال تجربه ای بود که دوست داشتم برای حرکت کردن براتون بنویسم و انگیزه ای بشه برای حرکت.
من هم دارن روی هدف که زندگی کردن در خونه خودم با عشق هست کار می کنم الان داشتم کامنت ها را می خواندم به کامنت شما خداوند خدایان کرد چون ازش هدایت خواسته بودم
الهی که مبارکتون باشه
الهی که سالیان سال در خونه ی خودتون با صلح و صفا زندگی کنید
و هر روز مدار تون با یاری الله مهربان بالا و بالاتر بره.
امیدوارم باز هم به خونه های جدید با امکانات عالی و خوب هدایت شوید و دریافتش کنید
مطمئن هستم با توکل به الله مهربان و نوشتن هر روزه و ایمان به رسیدن به این مهم حتما به خواستتون خواهید رسید و خبرش رو به همه ما میدید.انشالله
من فقط یه دفتر کوچولو روی میز کارم داشتم و اولین کاری که بعد از نشستن روی صندلی کارم میکردم این بود که خدایا به من یک خونه بده و کمتر از 2 ماه اتفاقات خارق العاده ای افتاد و خداوند خواست و من خونه دار شدم
چقدر حالمممممم عالی ،الان که هدفم برام واضح شدههههه خیلی حالم خوبهههه،من تونستم اولین قدمو بردارم و خداهم هدایتم کرد،در حال حاضر دو تا هدف دارم که به امیدخداااا و هدایتش برم برای رسیدن به هدفم .
چقدر نکات عالی گفتین استااد:
-باید تو زندگی هدف داشته باشیم ،ادم بی هدف مثل یک کالبد هست که داره مثل باقی موجودات زندگی میکنه ،نفس میکشه و غذا میخوره، واقعاااا با تمام جونم حس میکنم ،اگه هدف نداشته باشم ،مرده متحرکم فقط.
-اینکه برداشتن سنگ بزرگ نشونه نزدنه،اینکه هدفی رو انتخاب کنم که متناسب با سابقه من باشه و مقداری از قبلی بزرگ تر باشه تا بتونه بهم لذت بده،وقتی به گذشته نگاه میکنم،میبنم به یک سری اهداف بزرگ رسیدم در حالی که خیلی ها بهم میگفتن نمیشع،قبول شدنم تو بهترین دانشگاه فرهنگیان و بهترین رشته ،بزرگترین هدف من در 4 سال پیش بود،من خیلی با اراده ام خیلی،هدفی رو اگه انتخاب کنم با تمام جونم براش مایه میزارم ،البته که استاد یه نکته ای که هست اینکه قرار نیست خودمو اذیت کنم ،باید از مسیر لذت ببرم و من همیشع سعی کردم از مسیر لذت ببرم چون همین مسیر زندگی منه ،نباید زندگیمو خوشحالی زندگیمو بخاطره نتیجه وقفه بندازم.
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
روز شمار 190
رد پای روز 28 شهریور رو با عشق مینویسم
و واقعا از خدا سپاسگزارم که انسان های اطرافم تغییر کردن
احساس خوب =اتفاقات خوب
امروز من فقط داشتم گل سر میبافتم و یکم سرماخوردگیم بی حالم کرده بود و یکم دراز کشیدم، دیدم دارم ناخوب تر میشم سریع بلند شدم و هی میگفتم نه من حوصله تو رو ندارم سرماخوردگی، چون کارای مهم تر از تو رو دارم
خیلی خوشحالم از اینکه اولین باری بود که این حرفارو میزدم
چون همیشه قبلنا که مریض میشدم ،میگفتم باید استراحت کنی تا خوب بشی
اینبار داشتم یه جور دیگه فکر میکردم، انقدر قرار بود کار انجام بدم که وقتی برای سرماخوردگی نداشتم
میدونم که باورهای خودم باعث این سرماخوردگی هستن ولی راهشم خدا بهم نشون میده که چجوری خوب بشم
شروع کردم به گوش دادن باورای قوی که با صدای خودم ضبط کرده بودم و میگفتم که بدن من یه داروخانه هست که خودش خودشو ترمیم میکنه و بدون دخالت من میتونه خودش خودشو ترمیم کنه
و خیلی باورای دیگه رو داشتم تکرار میکردم و هم زمان احساسمو خوب میکردم و لبخند میزدم و ذوق میکردم
جوری که از درون واقعا حسی خوبی داشتم و سر شار از حس خوب بودم
یکم بعدش دیدم به کل آبریزش بینیم قطع شد و بدنم آروم شد و تا شب کلا محو شد و حالم خیلی خوب شده بود
انگار نه انگار من حالم ناخوب بود
جالب تر اینکه یاد حرف استاد عباس منش میفتم ، میگفت که فرکانس همین لحظه شما اتفاقات لحظه بعد شمارو رقم میزنن
چه یکثانیه ،چه 5 دقیقه چه یک ساعت و یک سال و 50 سال
این روزا این حرف استاد خیلی برام پر رنگ میشه تو اتفاقایی که به شکلای زیبا برام رخ داده و من این جمله رو یادم اومده
و خدا بهم یاد آور میشه که اگرم ارسال فرکانست سبب سرماخوردگیت شده
میتونی با تغییر دادن فرکانست به سمت احساس خوب و توجهت به زیبایی و افکار مثبت ،حالتو تغییر بدی و خیلی سریع به مسیر ربّ و صاحب اختیارت برگردی
لازمه اش اینه که سریع قدم برداری برای تغییر فرکانست
و برای من یادآور میشد که تک تک لحظه های زندگیمو خودم میتونم خلق کنم
حتی میتونم در لحظه تغییرش بدم به کمک خدا که هر لحظه داره کمکم میکنه و در همه چی اول خدا کارامو انجام میده بعد من میتونم کاریو انجام بدم
وگرنه من هیچی نیستم و هیچ قدرتی ندارم
اول خداست که قدرتو به من داده تا زندگیمو خودم خلق کنم با باور ها و فرکانس ها و کانون توجهم
خیلی خوشحالم از اینکه وقتی احساسمو هم جهت با تکرار باورهام میکنم همون لحظه نتیجه هاشو به چشم و قلبم ، میبینم و حس میکنم
وقتی حال من بهتر شد بارها به خودم گفتم وای ببین طیبه نیازی به هیچ دارویی نداشتی
تو فقط عمیقا و سرشار از حس خوب کردی خودتو و لبخند زدی و تکرار کردی که بدن من خودش خودشو ترمیم میکنه بدون دخالت من ،همه کد های سلامتی رو به راحتی کد بندی میکنه و خداست که کمک میکنه
وقتی داشتم به این باورا گوش میدادم تصورم میکردم که روی کدای گوی شکل سفید نورانی نوشته سلامتی و داره به کل بدنم منتقل میشه
و با هر دم بازدمی که انجام میدم بی نهایت کد سلامتی دارن به کل بدنم میرن و کد بندی میشن و سلامتی در کل بدنم مثل یک نور پا برجاست
خدایا شکرت
حتی وقتی من داشتم میگفتم من حوصله تو رو ندارم ،سرماخوردگی ، چون که من کارای زیادی دارم که از تو مهم ترن
که وقتی اینا رو میگفتم که من باید روز جمعه حالم خوب خوب بشه ،بعدشم آب ریزش بینیم قطع بشه و کاملا سر حال برم جمعه بازار و همه اینارو به خدا میگفتم و میگفتم باید بشه
چون من وقتی برای سرماخوردگی ندارم
و ازش بی نهایت سپاسگزارم که در لحظه حالمو خوب کرد
امروز وقتی داشتیم با خواهرم صحبت میکردیم قرار بود بریم آگهی بچسبونیم که رفتنمون نشد و موند برای فرداش که آگهی نیاز به خانم آشنا به قلاب بافی رو بزنیم به در و دیوار محله مون
من چند روزی بود نتونستم رد پاهامو بنویسم الان که مینویسم سه روز گذشته
ولی خداروشکر میکنم که خدا یکی یکی هرآنچه که نیاز هست رو بهم یادآوری میکنه که بنویسمش
یه چیزی هم چند وقتی بود که داشتم بهش فکر میکردم و اون این بود که
چرا آدما آلزایمر میگیرن ؟؟؟؟
و جدیدا با توجه به مداری که الان درش هستم جواب رو دریافت کردم
و اینو درک کردم که وقتی ما از خدا فاصله میگیریم و شرک میورزیم و یه سری باورای محدود داریم که همه اینا دست به دست هم میدن تا آدمایی که فراموشی میگیرن فراموش کنن
وقتی رد پاهامو مینویسم و به خدا میگم خدایا تو بگو هرآنچه که باید گفته بشه ،خودش همه چی رو ریز به ریز یادم میاره
یه وقتایی متعجب میشم میگم ببین چقدر من فراموش کردا بودم که یادآوری کرد
حتی وقتی یاد حرفای استاد عباس منش میفتم میگفت که خدای قدرتمندی که حتی میتونه یه چیزی رو از یادت ببره و یا یه چیزی رو به یادت بیاره که این بحثش جداست از آلزایمری که دلیلش رو درک کردم
خیلی دوست دارم وقتی خدا هر لحظه مراقبمه خیلی ازش سپاسگزارم
برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش از خدا میخوام
سلام به شما طیبه عزیز من هم بافندگی بلدم داشتم به خدا می گفتم خدایا برای من چه کاری خوبه که شروع کنم که به هدایت امروز سایت من رو به فایل راهنمایی کرد من عادت نداشتم کامنت بخونم ولی امروز گفتم بزار کامنت ها رو بخونم که کامنت شما برام خیلی عجیب بود همون چیزی که از خدا می خواستم
پروردگارا سپاسگذارم برا هدایت
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد سلام مریم جان
خدای من چه زیبا وای خدا جون
اصلا کارت پستال هست
اصلا نقاشی خدا
نقاشی نقاش بزرگ جهان هستی
چقدر مسیر زیبا بود
چقدر همه چیز خوشرنگ و زیبا بودن
درختان زیبا جاده زیبا خانه های ویلایی کنار خیابان زیبا
برجها زیبا
وای اون برج شیشه ای سر نبش خدا جون چقدر قشنگه
خدایا شکرت بابت اینهمه زیبایی
آسمان که نگو و نپرس محشر شده با ابرهای زیبا
خدایا شکرت بابت اینهمه زیبایی
و زیباتر استاد با ماشین سفید قشنگ
یه لحظه پشت چراغ قرمز ماشین تویوتا سفید
خدایا شکرت من عاشق تویوتا هستم
ماشینهای دیگه دوست دارم ولی وقتی ماشین با این ارم تویوتا میبینم جور دیگه خوش حال میشم
خدایا شکرت بابت همه چیز
همه چیزهای که میبینم و همه چیزهایی که دارم خدایا شکرت
استاد در مورد هدف گذاری گفتید
من قدم اول البته نه همون زمان که تهیه کردم
پرت بودم درک نکردم چک و لقد خوردم و فهمیدم
دفعه دوم که گوش دادم بهتر فهمیدم و هدف گذاشتم البته از فایلهای حل مسائل هم استفاده کردم
و الان نمیدونم چطور ولی به قول شما تو مسیر اتفاق میفته و یه بدهی مالی بزرگ رو پرداختم و تسویه کامل کردم
و امسال که مجدد دوازده قدم را شروع کردم هدف گذاری کردم و به لطف خدا نتیجه را بهتون میگم
استاد بابت تمام زحماتی که میکشید و آگاهی های که بهمون میدید سپاسگزارم
خدایا مرا در درک بهتر آگاهی ها یاری کن
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
به نام تنها فرمانروای جهان👑💛🌈
سلاااام سلامیییی به گرمی و قشنگی سخنان استااااد بزرگوار و دوس داشتنی ام و مریم ناز و زیبایی که واقعا شایسته ستایش هس و با دلبریهاش بیشتر آدمو عاشق خودش میکنه 😍❤🤗
من این جمله آغازین رو از همین سایت از کامنتهای دوستان عزیزم یاد گرفتم و خیلی به دلم نشست،همیشه دوس داشتم یه جوری حرفمو شرو کنم که آغازش محکم باشه و کمک کنه که بتونم بقیه حرفمو بیارم و اونجور که باید به آخر برسونم، نمیدونم شاید اینم یه جور کمالگرایی بود که اجازه نمیداد من دست ببرم به نوشتن…💭
خلاصه از وقتی که این جمله رو یادم گرفتم بهم قدرت داد که بتونم جمله ام رو آغاز کنم
الان با یه جسارت و جرئت خیلی بالا اومدم بنویسیم،هیچ ایده ای ندارم درمورد اینکه قراره چیا بگم ولی میدونم که بهم الهام میشه چون با تمام وجودم دوس دارم پا از ترمزهایی که نمیذارن تو مسیرم پیشروی کنم بردارم و تموم مقاومت های ذهنیمو با این کار به ظاهر کوچیک و ساده ولی در اصل خیلی بزرگ بشکنم و خیلی هم خوشحالم بابت این قدرتی که یهو بهم دست داد که دست به این کار بزنم و باهمه مقاومتهایی که ذهنم داشت،اقدام کنم و قدم اول رو بردارم با ثبت کردن حسی که بهم موقع دیدن این فایل دست داد؛فایلی که شاید باورش سخت باشه ولی تا چن ساعت پیش داشتم درموردش فک میکردم، به اینکه چجوری تکاملمو طی بکنم و بعدش به هدفایی که تو ذهنم دارم برسم و از همه مهمتر در اکثر مواقع بیحال و بی حوصله هستم و دوس دارم در همه حالت سرحال و قبراق و باانگیزه باشم، هدایت شدم به دیدن این فایل محشری که مث همیشه زیباییهایی مث (💙🏙آسمون صاف و آبی که در خوشرنگی با دریا رقابت میکند و ،☁️ابرهای سفید به رنگ برفی که جا خوش کردن تو دامنش و 🌳درختان و آپارتمانهای سر به فلک کشیده رو به دریایی که من مانندشو فقط تو گیمهای کامپیوتری دیدم😄 که به صف کشیده شدن تو خیابونی که عابرای مختلفی رو تو خودش جا داده که هریک به نوعی سرشار از زندگی هس،ماشینای جورواجوری که هرکدوم به نوعی بدون منت نماد ثروت و دارابودن رو به رخ آدم میکشه که تو یه خوشرنگترینش هم یه استادی حضور دارن که با دیدن صورت زیبا و آرام و خونسردش گل از گلمون میشکفه و انگیزه و امید به زندگی آدم میره رو صد💯 ، چه برسه که بخواد به حرفاش گوش کنه و به آموزههاش عمل که دیگه اونموقع واویلاااس، میشه نورعلی نووور🤩💖) رو نشونمون میده، یکبار دیگه خیلی از چیزارو بهم فهموند و انگیزه داد تا منم بخوام هدفگذاری بکنم برای قوای بدنی بیشتر و اینکه چگونه تلاش بکنم در همه حالت سرحال و باحوصله باشم و ازهمه مهمتر کمک کرد که برای اولین بار هم که شده بعد از این همه مدت دیدن فایل های استاد و غبطه خوردن به حال اونایی که هروقت دلشون میخواد میان حرف دلشون رو میزنن، منم بتونم این کارو انجام بدم و لذت رسوندن حرفام به گوش استاد قشنگم رو تجربه کنم، واقعا که باورنکردنی و عجیبههه خدایاااا هزاران مرتبه شکرت، سپاسگزارم🌻💫💛
خداوندم شاهده الان که دارم این حرفارو مینویسم دستام میلرزه و قلبم از هیجان و شادی اونقد شدید میتپه که انگار میخواد از جاش کنده بشه💓💗فک کنم علتش اینه که دارم تمرین جلسه اول عزت نفس رو هم انجام میدم، اونجا که استادم ازم خواسته تصمیمی رو بگیرم که به خاطر ترسها و شک و تردیدهام، مدتها به تعویق انداختمش و هربار خواستم انجامش بدم یجورایی یه چیزی مانعم شده ولی الان میخوام با این باور که قطعا حرکت کردن بهتر از موندن تو ترسهاس، این تکلیفمو بهجا بیارم و به حرف استادم گوش داده و تمرینمو انجام بدم،خدایا شکرت😊💕
هرموقع به حرفای استادم گوش میدم باخودم فک میکنم که خداروشکر من چقد خوشبختم که تونستم تو این سن کم باهاش آشنا شده و تو این مسیری که ایشون میخواد دستمو بگیره قدم بردارم و اجازه بدم که با کمک ایشون هدایت بشم. خداروشکر چقد خوششانسم که با زودتر آشناشدن با قوانین جلوتر از خیلیا هستم و راحتتر میتونم باورهایی رو که مانند علفهای هرزی تو ذهنم رشد کرده رو تغییر بدم که بااینکه از بچگی در وجودم نهادینه شده ولی هنوز اونجور که باید ریشه هاشونو محکم نکردن و قبل اینکه سیمانی بشن ریشهکن کنم و برای همیشه از بین ببرمشون،خدایا شکرت🌱🍃💚
استادجانم من چن ساله که توسط برادرم باهاتون آشنا شدم،اوایل مث همه ذهنم مقاومت داشت و نمیتونستم به راحتی قبول کنم و حتی اعصابم خورد میشد وقتی میدیدم داداشم داره بهتون گوش میده و یافیلمتونو میبینه😅🙈💋ولی بعدش خداروشکر کم کم منم شرو کردم به گوش دادن بهتون و دیگه جوری شد که حتی بعضی وقتا بیشتر از داداشم از فایلاتون استفاده میکردم و اون خیلی خوشحال بود ازینکه من با قانون آشنا شدم ودیگه هروقت که میخوام میتونم به راحتی تمام اون چیزایی که دوس دارمشون رو جذب کنم و ازشوک لذت ببرم ،من با انتخاب خودم چادری شده بودم بااینکه اوایل همه چیز خوب بود و مطمئن بودم خدارو دارم ولی بعدش اونجوری پیش نرف که دلم میخواست و پیش بینی کرده بودم، و آرامش نداشتم و همش حس میکردم یه چیزی تو وجودم کمه و وقتی تمیتونستم پیداش کنم کلافه میشدم اما خداروشکر از وقتی باهاتون آشنا شدم و متوجه شدم که باید یه چیزایی رو تغییر بدم و همه چیز اونچیزایی نیس که من خیالم راحته دارمشون و بدست آوردم و دیگه نیاز نیس کاری بکنم، دیگه خداروشکر یواش یواش یه آرامشی وجودمو گرف که برا خودمم عجیب بود، جوری که دیگه نه عذاب وجدان داشتم و نه احساس گناه که بابتش سپاسگذارم😇💟
خداروشکر بعدش هم به ملاکهای ایمان و باور پی بردم و فهمیدم که باید رو خودم کار کنم نه رو ظاهرم،بعد به اذن خدا خودمو رها کردم از قید و بندهایی که یجورایی منو اسیر کرده بودن و باعث میشدن حس کنم تو قفسم و آزادی ندارم.خدایاشکرت🥰❣
الان دیگه خداروشکر خیلی سپاسگذارتر شدم و هدفهای خیلی بزرگی دارم و به خیلی از چیزایی که میخواستم به کمک باورهام و یاری خدای بزرگ رسیدم،خیلی از چیزارو بدست آوردم
و نکته طلایی که استاد گفتن اینکه:《هدف داشته باشیم به خاطر اینکه هدف داشتن اصله، نه به حاطر اینکه نتیجه هدف داشتن اصله》اینکه آدم زندگیش هدفمند باشه،خیلی مهمتر ازینه که به هدف برسیم
“هدفمند زندگی گردن از رسیدن به هدف مهمتره”
رسیدن به هدف پاداش جانبیشه ولی اون لحظاتی که با ذوق و شوق داریم حرکتمیکنیم تا به هدف برسیم اون لحظات اصلی هس که آدم معنای زندگی رو میفهمه😍
واقعا که باید با طلا نوشت این حرفارو💞👏🌹🤗
با هدایت پروردگار و استادم دست خالی مهاجرت کردم به تهران و تمام اون کارایی که بهم الهام شد رو تقریبا تا جایی که میتونستم بهشون گوش دادم ، درسته یه مدت بعدش چون دور شدم از استاد و این مسیر باز اوضاعم یکم ناجالب شد ولی هنوز خیلی مسیر پیش رو دارم و هدفای خیلی بزرگی دارم که میدونم اگه اراده کنم و بخوام باز میتونم عملی کنم ،مثلا اینکه میخوان باز اوضاعمو مث قبل روبه راه کنم و این دفعه با هدفگذاری مناسب با قانون تکامل، بعد از طی کردن تکاملم مهاجرت کنم به شهر رویاهایم استانبول،جایی که از بچگی دوس دارم اونجا زندگی کنم و مطمئن هستم که یه روزی میرسم به این خواستهام و الان فقط سعی دارم از اینجایی که هستم لذت ببرم و اجازه ندم تبدیل بشه به جایی که حس کنم اگه برم اونجا و فقط اونجا باشم میتونم خوشبخت و خوشحال باشم🙂🧡
شما هم منتظر بمونید چون قراره بعد یه مدت بیام و از تجربیات و حسای قشنگی که بعد مهاجرتم قراره چندین برابر بشه براتون حرف بزنم😉😁✌
و خیلیییی خوشحالم و شاکرم ازینکه یه دستی از دستان خداوند (عباسمنش) تو زندگیم هس که بعد از خداوند، دلم بهش گرمه و میدونم هروقت بخوام میتونم ازش کمک بگیرم و باخیال راحت بهش تکیه کنم و اجازه بدم منو هدایت کنه به اونجایی که رد پای موفقیت هس و صد البته عطر حضور الله یکتا❤خدایا شکرت
به امید ثبت رد پاهایی دیگر از موفقیتم…دوستون دارم درپناه رب شاد باشید🤗🌹🤍
هر لحظه حاااااالم بهتره
تو این دنیاااااااااااااااااااا
امروز اگه انقدر خوووبه
ای جااااااان از فردااااااا
این شعرو اینجوری تغییر دادم و حسم گفت بیام اینجا بنویسم😁😁😁
خودم که زمزمه میکنم با خودم کلی حسم خوب میشه گفتم شما هم بهره ببرین😁😍
خدایاااااااا شکررررررررت💖💖💖💖💖
به نام خدای مهربانم
سلام به همه ی خونواده عزیزم
دیوانه شدن کمه اینجا! وقتی توی یه لحظه دیدم اسم فایل جدید ،زندگی در بهشت نیست، با خودم گفتم ۱۰۰در۱۰۰ به خواسته ی این چند روز من ربط داره و همین هم شد!
خدایا شکرت شکرت
استادجان از دوسال پیش تصمیمی داشتم که اون موقع نمیتونستم از پسش بربیام(شک و هزینه و باور!) میگفتم خب این کارو بکنم و نتیجه نده چی، الکی وقت و هزینم رو هدر میدم و شاید لازم نباشه اصلا! شاید اصلا نخوام تو این مسیر بمونم، اصلا از کجا هزینش رو بیارم، و و و .. حالا از وقتی یه قله برا خودم مشخص کردم، به وضوح رسیدم که اون تصمیم دو سال پیش در راستای همین هدفه بوده و میتونسته کمکم کنه!چیزی که اون موقع به ظاهر لازمم نمیشد! این چند وقته افتادم دنبالش که هرطور شده شروعش کنم و انجامش بدم ولی اصلا عجله ای نکردم یا خودم اذیت نکردم(چون تاحدی این باور رو پذیرفتم که اون چیزی که میخوام در زمان درستش حتما به نفعم برام انجام میشه حتی اگه همه بگن دیره!) و هی به خودم میگفتم یا میشه یا نمیشه دیگه بهتر از یک جا موندن و حاشیه امن هست، و یاد حرفتون افتادم که گفتین هزینه کنین برا هدفتون، خب این یعنی احترام قائل میشیم برا هدفمون برا خودمون ، و باعث میشه یه جورایی حس لیاقت هم تقویت بشه!
خب من یه مسیر رو همش روش متمرکز بودم ولی باهاش راحت نبودم و میگفتم شاید یه راه راحت تر و بهتری هم باشه و توی مدار این خواسته بودم با صحبت کردن و پرسیدن درموردش، تا اینکه دوستم یهو دیشب توی حرفاش درمورد خودش، یه ایده بهم داد(جالب اینه که وقتی گفتم چرا زودتر نمیگفتی بهم ،فک میکرد این مورد رو قبلا بهم گفته ولی نگفته بود تا دیشب که من به خوبی توی فرکانسش بودم!) کلی راهنماییم کرد و تا صبح داشتم سایت ها رو شخم میزدم دنبال جور کردن تکه های پازل و هرچی بیشتر میگشتم انرژیم بیشتر میشد و اصلا خوابم نمیومد! مثل حرفتون که گفتین خوابم کمه ولی انرژی دارم، یا اینکه گفتین دنبال هدف بودن، انرژی میده نمیذاره آدم درونش بپوسه.. خب کلی اطلاعات جمع کردم و سوالهای داشتم که باید از متخصصش میپرسیدم، درخواست دادم به خداوندم که راحت و عالی این یکی هم حل بشه و واقعا راحت اینم حل شد و جوابهام رو گرفتم و مسیر جدیدی برام واضح شد که باهاش راحت تر بودم! و خداروشکر تصمیمم گرفته شد و به امید خدا سر وقتش عملیش میکنم، انقد این موضوع بهم روحیه داد که داشت صبح میشد و خوابم نبرد و نشستم روی موضوع جلسه ای که هفته بعدی داریم با همکارا فکر کردم و کلی سوال و ایده نوشتم و آماده کردم براش!
دو ساعتی خودمو به زور خوابوندم و با انرژی بیدار شدم و بیشتر روش کار کردم و کل روزم با انرژی بودم و کارهای کوچیکی که عقب انداخته بودم هم انجام دادم..
این تصمیم یه قدم هست توی مسیر هدفم، برای طی تکاملم. همه چی همین مسیر هست.
استادجانم ،گاهی مسیر رسیدن به خواسته هامون زیادی طبیعی میشه و ما هم فراموشکار! مثلا الان که دارم دربارش مینویسم هی یادم میاد مثلا ازوقتی درموردش حرف میزدم و میگفتم میخوام انجامش بدم حتی اولش که جدی نبودم، هدایت شدم به مسافرت کوچیک به شهری که چندسالی اونجا بودم و تجدید خاطره توی اون شهر باعث شد مصمم تر بشم و بیشتر برم تو فرکانسش.( بازم جمله ی شما توی گوشم زنگ میخوره:
خواسته ی ما هست وجود داره کار ما اینه ما بریم توی فرکانسش توی مدارش )
اصلا همون سفر کوتاه رو هم دوست دارم درموردش بگم چقد درس داشت برام، یادمه وقتی از قانون فرکانس بی خبر بودم و تازه بخاطر دانشگاه رفته بودم اون شهر، همش به خونواده میگفتم ازبس هی چندروز چندروز من رفتم اونجا تا بالاخره دانشگام افتاد همونجا! یا ازبس از آب و هواش خوشم اومد!(درواقع ناآگاهانه ازقبل خودمو برده بودم توفرکانسش). چندسالی که اونجا دانشجو بودم توی یکی دو ساعت از جلو چشمم گذشت، با خودم گفتم چی شد که من برگشتم سر جای اولم همون زادگاهم و اون چندسال، تغییری ایجاد نکرد تو زندگیم؟ یاد ناسپاسی خودم افتادم، اومده بودم جایی که میتونستم خیلی پیشرفت کنم و درس بخونم و مستقل بشم (چیزی که شدیدا حال خوبی بهم میده) و تجربه های جدیدی کسب کنم و مدارم بره بالاتر، ولی من چیکار کرده بودم، چشم رو خوبیها بسته بودم و لذت نمیبردم و همش شاکی بودم و استفاده ای نمیکردم و همون آدم قبلی مونده بودم! خب جهان هم کار خودش رو کرد و منی که اون زمان ناسپاس و کافر بود رو برگردوند سر خونه ی اولم! دقیقا یادمه وقتی بعد از دانشگاه برگشتم خونه همین حس رو داشتم! خب که چی؟؟عمرم رو تلف کردم و برگشتم!! خدای من! ولی خب همین تضاد باعث شد دوباره به تکاپو بیفتم و سعی کنم تغییر کنم از همین جایی که هستم، و امروز ربط زیادی به آدم دو سه سال پیش ندارم، این دفه آگاهانه دارم سعی میکنم تغییر و پیشرفت کنم از همین خونه اولم!
خوشحالم از اینکه یه روز دیگه رو زنده بودم و زندگی کردم، جست و جو کردم، یه قدم دیگه به هدفم نزدیکتر شدم، باز شما رو دیدم و حرفای خداوند به خودم رو از زبان فصیح شما شنیدم و کنار خونواده ی بی نظیرم(دست های بی نظیر خداوند) با شادی زندگی کردم.
همه چی طیِّ مسیره
(این روزا دچار یه تضاد بزرگ وتکراری هم شدم که برعکس قبلا دارم حسم رو خوب نگه میدارم و به راه حل های درستش فک میکنم و باورهای اشتباه گذشته رو که میان سراغم رو کنسل میکنم براخودم و سعی دارم با فرکانس درست، کاری کنم خودش به امیدخدا به خوبی و راحتی حل بشه و بعد بیام اینجا درموردش بنویسم)
عاشقتونم، عاشق سادگی و شفافیت و صداقتتونم
شاد و سلامت و ثروتمند باشین استاد و مریم عزیزم و خونواده عباسمنشی بی نظیرم😘❤🌹
سلام دوستان قشنگم امیدوارم حالتون خوب باشه عالی باشه زندگیتون پر از عشق ، محبت، دوست داشتن باشه 🌹
سلام استاد
چقدر شما گل هستید آخه
آخه دقیقا این بحث زمانی به من یادآوری شد..
خب من الان بحث مختلف رو یاد گرفتم قانون جذب قانون آفرینش تمرکز بر نکات مثبت وووو….. خب الان چی نیاز دارم مسیر ….!!!
تا الان بارها و بارها گوش دادم این فایل رو و هنوزم دارم آگاهی های جدید در هر دفعه گوش دادن بدست میارم الآنم ۵صبح و واقعا انقدر که این آگاهی ها شیرینه و من دارم لذت میبرم از بدست آوردنش جوری که هنوز خسته نیستم هنوز انرژی دارم در حالی که ۸:۳۰دقیقه باید محل کارم باشم، اصلا خسته نیستم
کل روزم نشستم سه قسمت آخر سریال بهشت رو کامنت هاشو خوندم استاد همینجور که تو فایل جدید که گذاشتید واقعا این خانواده چقدر با دیگر افراد این جامعه ای ما داریم توش زندگی میکنیم فرق دارن چقدر بچه ها فوقالعاده هستند
خیلی خیلی لذت میبرم وقتی نظرات دوستان رو میخونم به چه قدرت های رسیدن خیلی خوشحالم عضو این خانواده فوقالعاده هستم 🌹
بریم سراغ فایل .آره واقعا باید ببینی در گذشته ناصر تو چکار کردی تو زندگیت به چه هدف های که میخواستی برسی رسیدی بعد بیای به تناسب اون دست آوردها انتخاب کنی و خودت رو به چالشی دعوت کنی که . تو زندگی گذشته ت یک پله پایینتر گذروندی باشی و خب این همون قانون تکامل میتونه باشه حالا جدا انتخاب مناسب هدف باید این رو نیز درنظر بگیرم که به اون هدفی که انتخاب کردیم تعهد داشته باشیم و در مسیر اون هدف مورد نظر کارهای رو که باید انجام بدیم از خودگذشتگی.. و پل ها رو بگذرونیم تا به هدف مورد نظر برسیم و قوانین رو که برای رسیدن به هدف باید حفظ کرد تا از مسیر خارج نشد رو باید مدام چک کرد تا همواره در یک مسیر سهل آسان قدم برداشت برای رسیدن به هدفمون. یه جمله فوقالعاده از شما (هر راه سختی اشتباهه)
حالا جدای اینکه شما تو مسیر هدف هستی و داری برای رسیدن به اون تلاش میکنی باید این جمله رو مدام با خودت تکرار کنی من میتونم هدف و راه های بهتری رو انتخاب کنم و همیشه درحال تغییر هدف به بالاترین ورژن اون هدفی که انتخاب کردم باشی
بهترین مسیر برای رسیدن به هدفت اون مسیری که تو داری توش لذت میبری در حین رسیدن به هدفت با انتخاب مسیر مناسب همواره درحال لذت بردنی و وقتی به هدفت رسیدی در آخر آنقدر مسیر برات لذت بخش بود که پیش خودت میگی که چقدر راحت بوده رسیدن بهش ..من فقط باید باور میکردم که میتونم و حرکت میکردم همین .
و همین باعث میشه که وقتی به هدف رسیدی نمیای سال های بعد اون هدف رو که بهش رسیدی تحقیرش کنی بگی حالا مگه چیه خیلی ساده بهش رسیدیم دیگه که چی مثلا….
و برعکس پیش خودت میگی حالا که من به این اتفاق رسیدم میتونم به بالاتر هم برسم و اون بالاتره برات دست یافتنی سهل آسون میشه
بقول خودتون استاد اصل زندگی اینه تو در کل زندگیت هدف داشته باشی هدفمند زندگی کنی
حالا از نظر من چیزی که الان به ذهنم میاد اینکه که وقتی تو همواره درحال تغییر باشی و در مسیر پیشرفت حالا در هر اکسلی …به درکی میرسی که میتونی الهامات خداوند رو سیریعتر، بهتر درک کنی و به فوقالعاده ترین اتفاق ها و راه ها در هنگام رسیدن به هدف دست پیدا کنی و ازشون استفاده کنی به در دنیا آخرت سعادت مند باشی
خیلی دوستون دارم تک تک تون رو و از بودن در کنار تون لذت میبرم و به خودم می بالم بخاطر این موضوع که …وقتی من خواستم زندگیم رو تغییر بدم با سایتی همون اول آشنا شدم که بهترین سایت در این زمینه بود
خدایا شکرت ❤️
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
این روزها انقدر شدت جریان آگاهی هایی که دریافت می کنم زیاد هستند که فرصت نمی کنم بیام بنویسم ولی حالا اومدم دیدم کامنت منو بعنوان متن فایل انتخاب کردید به حدی به وجد اومدم که گفتم هم تشکر کنم و هم اینو بگم که خییییییلی حال میده که کامنتت را بالای فایل استاد ببینی ، یعنی یک احساس غرور افتخار آمیزی به آدم دست میده که قابل وصف نیست … مرسی که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته نازنین
خداروشکر و سپاسگزارم یک بار دیگه هدایت شدن به سمت کامنت نوشتن و این نشون میده در مسیر هستم با همه فراز و نشیب هاش،اول تحسین میکنم این ویدیو با کیفیت رو این همه ثروت و زیبایی رو از شهرداری تمپا تشکر میکنم که این فضای زیبا رو درست کردند که من انقدر لذت ببرم از این درختهای زیبا این همه جاده های قشنگ،من تجربه خودم رو از این مسیری که توش هستم و درک الانم رو مینویسم استاد شما توی این فایل خیلی روی تکامل تاکید داشتید موضوعی که همیشه منو زمین میزد رعایت نکردن قانون تکامل برای من از کمبود عزت نفس میومد اینکه بدوم برسم همین الان برسم و طبق قانون نمیرسیدم و باعث میشد خودسرزنشی من شدید تر بشه توی حال بد بیشتری بمونم تا جایی که به مسیر شک کنم،وقتی استاد میگه تا اون تغییر بنیادین اتفاق نیفته نتایج نمیاد الان دارم بهتر میفهممش،وقتی من حال خوب خودم رو به نتایج گره زدم چطوری میشه حال خوب داشته باشم؟من در درجه اول باید به صلح با خودم برسم که این هم تکامل میخواد نقطه و ساعت و روز خاصی در مکان خاصی قرار نیست من با خودم به صلح برسم این پله به پله اتفاق میفته اینکه من شب اروم تر بخوابم ینی یه پله جلوتر اومدم اگر قبل بود میگفتم برو بابا پول بگو پول چطور میاد این حرف یک ذهن فقیره،جهان به من فهموند که همه چی حال خوبه و این باعث شد من برم سراغ ساختن عزت نفس نمیشه من با خودم اکی نباشم و خوشبختی رو تجربه کنم،نمیشه من به قول استاد اون گاری پر از خشم و حسرت و کینه رو با خودم مرتب حمل کنم و انتظار داشته باشم رو غلطک بیفتم،واین موضوع باعثشد من یه نگاه عمیق تر به خودم و مسیر داشته باشم،قانون تکامل اصله قانون حس خوب اتفاقات خوب اصله،حالا من اصغر برم بگردم ببینم چیه که نمیذاره حال من خوب باشه؟چیه که باعث میشه طبیعی نباشم؟برای من جدی نگرفتن عزت نفس بود من درک کرده بودم که وقتی ثروت رو تحسین میکنم در زندگیم میاد و این کار رو کردم و شد اما برای یک روز دوام نداشت پایدار نبود،چرا؟من هر لحظه زندگیم رو داشتم نفی میکردم که این لحظه جایگاه من نیست و باید بهتر بشم و این موضوع به جای اینکه در جهت درستش بره به خودسرزنشی میرسید و من فرکانس موقعیتهایی رو میفرستادم که باعث بشه خودم رو بیشتر سرزنش کنم،من فکر میکردم ارسال فرکانس فقط برای ثروته توی جلسه دوم عزت نفس فهمیدم که خود سرزنشی هم یک ارسال فرکانسه،اونم چه ارسال فرکانس مخربی چه ترمز ای بی اس قوی،استاد این جمله تغییر بنیادین برای من شده ملاک تغییر بنیادین ینی همه چی رو بریز پایین تسلیم تسلیم تسلیم که قدرت بسیار بالا و شهامت میخواد انشالله که به لطف الله کامنت بعدی رو درک بالاتر و عمل کردن بیشتر به قانون بنویسم
بنام رب العالمین
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
این فایل بینظیر و معجزه گر نشانه روزانه من بود.
بعد از آشنایی با استاد و هدایتم روزهای من با معجزه های کوچک و بزرگ الله مهربان شب نمیشود.
دیشب داشتم کتابی رو میخوندم که سالها پیش بدون اگاهی خونده بودم و بعد از این همه مدت دوباره هدایت شدم بخونمش و این بار اینقدر این کتاب برای من درکش راحت تر شده بود چون تمام صحبت های استاد رو تایید میکرد.
یه بخشی از کتاب گفته پیر فرزانه ای که خودش میلیونر هست به شخص جوان و بی مدرک تحصیلی و بیکاری که میخواد میلیونر بشه میگه باید “برای خودت هدفگذاری کنی و اون رو بنویسی روی کاغذ و بهش ایمان داشته باشی و شروع کنی” در واقع فعل انجام دادن رو صرف کنی.
خیلی جالب بود امروز این فایل که موضوعش هدفگذاری هست برای من نشانه روزانه شد و جالبتر اینکه دیشب توی چک لیست کارهای روزانم هدفگذاری رو نوشته بودم که امروز انجامش بدم.
تجربه شخصی خودم:
جالبه بدونید من قبلا با این کار “صاحب خونه” شدم ولی ناخوداگاهانه بود البته جسته و گریخته در مورد این مباحث از آقای تریسی خونده بودم و جسته گرخته هم انجام میدادم ولی بدون اگاهی حال حاضر.ولی بعد باز ننوشتم و خوب به موفقیت های چشمگیری هم دست پیدا نکردم.
به هر حال تجربه ای بود که دوست داشتم برای حرکت کردن براتون بنویسم و انگیزه ای بشه برای حرکت.
یا سمیع و یا بصیر
یا قریب مجیب
به نام حق
سلام بر شما دوست عزیزم
کامنت شما دیلمی بود از طرف خداوند به من
چون در مورد صاحب خونه شدن مقاله بودید
الهی که لذت ببری ازش دوست عزیزم
من هم دارن روی هدف که زندگی کردن در خونه خودم با عشق هست کار می کنم الان داشتم کامنت ها را می خواندم به کامنت شما خداوند خدایان کرد چون ازش هدایت خواسته بودم
الهی که مبارکتون باشه
الهی که سالیان سال در خونه ی خودتون با صلح و صفا زندگی کنید
و هر روز مدار تون با یاری الله مهربان بالا و بالاتر بره.
امیدوارم باز هم به خونه های جدید با امکانات عالی و خوب هدایت شوید و دریافتش کنید
به امید بهترین ها
قابل چشم های زیبایتان رو نداشت.
مطمئن هستم با توکل به الله مهربان و نوشتن هر روزه و ایمان به رسیدن به این مهم حتما به خواستتون خواهید رسید و خبرش رو به همه ما میدید.انشالله
من فقط یه دفتر کوچولو روی میز کارم داشتم و اولین کاری که بعد از نشستن روی صندلی کارم میکردم این بود که خدایا به من یک خونه بده و کمتر از 2 ماه اتفاقات خارق العاده ای افتاد و خداوند خواست و من خونه دار شدم
الله سمیع و بصیر
الهی به امید تو.
سلام استاد عزیزم ،سلام مهربان استادم.
چقدر حالمممممم عالی ،الان که هدفم برام واضح شدههههه خیلی حالم خوبهههه،من تونستم اولین قدمو بردارم و خداهم هدایتم کرد،در حال حاضر دو تا هدف دارم که به امیدخداااا و هدایتش برم برای رسیدن به هدفم .
چقدر نکات عالی گفتین استااد:
-باید تو زندگی هدف داشته باشیم ،ادم بی هدف مثل یک کالبد هست که داره مثل باقی موجودات زندگی میکنه ،نفس میکشه و غذا میخوره، واقعاااا با تمام جونم حس میکنم ،اگه هدف نداشته باشم ،مرده متحرکم فقط.
-اینکه برداشتن سنگ بزرگ نشونه نزدنه،اینکه هدفی رو انتخاب کنم که متناسب با سابقه من باشه و مقداری از قبلی بزرگ تر باشه تا بتونه بهم لذت بده،وقتی به گذشته نگاه میکنم،میبنم به یک سری اهداف بزرگ رسیدم در حالی که خیلی ها بهم میگفتن نمیشع،قبول شدنم تو بهترین دانشگاه فرهنگیان و بهترین رشته ،بزرگترین هدف من در 4 سال پیش بود،من خیلی با اراده ام خیلی،هدفی رو اگه انتخاب کنم با تمام جونم براش مایه میزارم ،البته که استاد یه نکته ای که هست اینکه قرار نیست خودمو اذیت کنم ،باید از مسیر لذت ببرم و من همیشع سعی کردم از مسیر لذت ببرم چون همین مسیر زندگی منه ،نباید زندگیمو خوشحالی زندگیمو بخاطره نتیجه وقفه بندازم.
ممنون از فایل عالیتون استاد.