ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 41


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5
    211MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

550 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 457 روز

    درود

    روز صد و نود و نهم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیزم

    استاد چقدر این فایل بی نظیر بود. تا باحال اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم که استعداد مهم نیست. همیشه تو ذهنم این بود که برای هر کاری اول علاقه و بعد کمی استعداد لازمه اما خب این رو هم میدونستم که نیاز به تلاش و انگیزه هست .

    اما در رابطه با سوالتون برای خودم کمی استثنا همیشه قائل بودم یعنی من برای هر کاری این باور رو داشتم و دارم که خوب یاد میگیرم در هر حرفه ای و اصلا به استعداد فکر نمی‌کردم که بگم نه من استعداد این رو کار رو ندارم.

    بجاای استعداد چیزی که همیشه واسم مهم بود،علاقه بود که آیا علاقه به این حرفه به این درس به این هنر دارم یا ندارم ؟

    و اگر علاقه بود مطمئن بودم از پسش برمیام و اگر علاقه نبود اصلا سمتش نمی‌رفتم.

    من در هنر ، در درس ، در آشپزی ، در رانندگی ، همیشه تحسین و تمجید شدم چون کارم به نحو احسن بوده یعنی گاهی حتی بیشتر از آنچه که آموزش می‌دیدم بازدهی داشتم

    ،اما چیزی که همیشه مانع بود در هر زمینه ای ، اون حس کمالگراییم بود که از هیچ کارم رضایت کامل نداشتم.

    بنابراین برای من استعداد اصلا مطرح نبوده. علاقه اولویت بوده و بعد تمام تلاشمو کردم که به نحو احسن اون حرفه رو انجام بدم .

    یادمه دوران مجردی یک جایی مشغول به کار شدم، که بهم گفته شد که کار حسابداری هم باید انجام بدم و چون اصلا بلد نبودم بهم کمی آموزش دادند و وقتی اومدم شروع به کار کردم خیلی سر خورده شدم و ناموفق و کلا از اون کار اومدم بیرون ، همیشه توی ذهنم بود که من حسابداری رو دوستندارم، اما این فایل یک تلنگر بود که فقط شاید من از شیوه ی درستی آموزش ندیدم یا اینکه اموزشم خیلی کوتاه و ناقص بوده و نتیجه ی مطلوب نداشت و شاید اگر آموزش تخصصی می‌دیدم خیلی هم موفق عمل میکردم.

    پس این ربطی به علاقم نداشته و استعداد هم اصلا بهش فکر نکرده بودم. چون من تو رشته ی کامپیوتر حرفی واسه گفتن داشتم یادمه توی دروس مربوط به سخت افزار بی برو برگرد بیست بودم خروجی ها همیشه درست در میومد و خودم تعجب میکردم . دیگه حسابداری که اصلا درمقابلش کار سختی نبود. فقط من مسیر رو اشتباه رفته بودم.‌

    در این فایل یه زنگی تو گوشم زده شد که تابحال بهش فکر نکرده بودم من همیشه توی ذهنم این بوده که تو هر مسیری برم قدرت عملکردم عالیه اما دللیش رو با توجه با اموزه های استاد تو این مدت فهمیدم و این فایل یک تلنگر شد که تو هر زمینه ای اگر همیشه فکر کردم که خودم خیلی ماهرانه عمل میکنم اشتباه بوده بلکه لطف پروردگار بوده دستان خدا هدایتم کرده که عالی باشم.

    نکات این فایل مثل همه‌ی فایلها نکاتی بود نشنیدنی ، اصلا وقتی گوش میکنم تکان می‌خورم که اصلا تابحال از جایی این مطالب رو نشنیدم

    اینکه فرزندانمون رو بخاطر استعداشون تحسین نکنیم بلکه بخاطر حرکتشون ، تلاششون … تحسین کنیم خیلی نکته ی بی نظیری بود .

    هیچ کس برای پیشرفت به استعداد نیاز ندارد بلکه به توکل باور به خداوند به تلاش و پشتکار و ادامه دادن نیاز داره

    یک نکته ی جالب دیگه این بود که بعضی ها کمی دیرتر در هر زمینه ای یاد میگیرند اما وقتی یاد میگیرند خیلی عالی عمل می‌کنند ، این من رو یاد ده سال پیش انداخت که میخواستم رانندگی یاد بگیرم درسته از سالها قبل کمی تمرین کرده بودم اما فاصله افتاده بود و وقتی شروع به آموزش کردم به مربی گفتم من اصلا هیچ چیز بلد نیستم و احساس میکردم خیلی گنگ هست واسم سوال زیاد می‌پرسیدم با اینکه بارها سالها قبل پشت فرمون نشسته بودم اما تو ذهنم بود که فقط آموزشگاه می‌تونه اصولی آموزش بده ، برای همین هر سوال ریز و درشتی که بود می‌پرسیدم اصلا مربی من خالی کرده بود احساس کرده بود من خیلی کند ذهن هستم اما وقتی یک ضرب عملی رو قبول شدم اونجا بهم گفت من روز اول ترسیدم که استعداد نداری ولی خیلی الان عالی عمل میکنی‌

    دقیقا برای نقاشی هم همینطور بودم خیلی اوایل سوال می‌پرسیدم خیلی واسم چالش داشت اما وقتی کار رو اجرا می‌کردم همه تعجب می‌کردند حتی بارها بهم گفته بودند که تو نسبت به استادی که داشتی خیلی بهتر عمل میکنی.

    و حالا که یکساله داخل سایت هستم و آموزش های هدیه رو دنبال میکنم کامنت ها رو میخونم خیلی واسم سوال پیش میاد خیلی احساس میکنم گنگ هستم خیلی گاهی روزها احساس میکنم مسیر سختی هست و نتایج نیست ولی همیشه یک امیدی میاد که شاید مثل مسیرهای دیگه اولش اینجوری هست و بعد بالاخره جواب میگیرم عالی .

    به امید پروردگار

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    عماد گفته:
    مدت عضویت: 128 روز

    بسم الله ربّ العالمین

    سلام بر دوستان عزیز

    سپاس فراوان از استاد عباس‌منش عزیز که با انتشار آگاهی‌های طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینه‌ها می‌شوند.

    سوال:

    آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟

    یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟

    پاسخ:

    با توجه به نیازهایی که در مسیر زندگی برام پیش اومده و ضرورت پیدا کرده در یک موضوع خاص مهارت پیدا کنم، تونستم در حد نیازم، اون مهارت را کسب کنم و به‌عبارتی مشکلم را برطرف کنم.

    اما اینکه فکرم این باشه من میتونم در هر زمینه‌ای که بخوام پیشرفت کنم، نه اینطوری نبوده. مثلا در مورد یادگیری زبان انگلیسی، باورهای محدودکننده داشتم و دارم که من نمیتونم اونقدر مسلط بشم که صحبت‌های بقیه را کامل متوجه بشم و خودم هم کاملا روان صحبت کنم. به زبان انگلیسی در مسیر زندگیم نیاز داشتم و در حد نیازم هم تونستم این زبان را یاد بگیرم، اما شاید همون باروها باعث شده که تلاش بیشتری برای ارتقای زبانم و عالی شدنش انجام ندم.

    برای تمرینی که استاد مطرح کردند، همین ارتقای زبان انگلیسی را انتخاب میکنم. با توجه به اینکه دریچه ارتباط با دنیا هم هست، منظم‌تر و بیش‌تر واسش وقت میگذارم تا با توکل به خداوند بتونم باورهای محدود‌کننده را در این زمینه از بین ببرم و به شرایط بسیار خوبی در مکالمه این زبان برسم.

    امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشن‌تر شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 894 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به دوستان هم‌مسیر.

    .

    چقدر از این جلسه لذت بردم.

    چون نیاز داشتم دوباره بشنوم،

    و برام مرور بشه.

    یه جاهایی ذهنم می‌افتاد روی کلام استاد،

    و دقیقاً هم‌نظر می‌شدم.

    اونی که ادامه میده پاداش میگیره:

    من تو آشپزی رفتم،

    و در سه ماه از یه ظرفشور به کمک آشپز تبدیل شدم،

    و غذاهای زیادی یاد گرفتم.

    فکر می‌کردم رانندگی کار سختیه،

    ولی یادش گرفتم،

    و 18 ساله گواهینامه دارم،

    بدون حادثه.

    ویندوز،

    پاورپوینت،

    تدوین و ..،

    خیلی مهارت ها رو همینطوری با قدم‌به‌قدم یاد گرفتم.

    آیا فکر می‌کنی با تمرین، تلاش و مداومت می‌تونی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟

    من قبلاً که خیلی از لحاظ عزت نفس افتضاح بودم.

    همش به خودم می‌گفتم من استعدادشو ندارم.

    من نمی‌تونم این کارو یاد بگیرم.

    از بچگی ریاضی برام کابوس بود،

    و خیلی بهش مقاومت داشتم،

    و برام تلخ بود،

    و اصلاً نتونستم درکش کنم.

    یه چندماه قبل چندتا ترفند محاسبه ریاضی

    که توش خلاقیت داشت رو یاد گرفتم،

    و چقدر خوشم اومد،

    و گفتم پسر چرا اینجوری تو مدرسه یاد نمیدن.

    روش قبلی خیلی خشک و سخت بود،

    اما اینجوری محاسبات راحته.

    یا من تو زبان علاقه دارم،

    ولی اونجوری که باید رشد نکردم،

    و فهمیدم روش من ایراد داره،

    و دقیقاً با استاد هم‌نظرم،

    پسر مشکل از اون کار نیست،

    گاهی ما روش رو اشتباه می‌ریم،

    و من روش رو عوض کردم،

    و دیدم اینجوری خیلی لذت می‌برم.

    در واقع من اگر خودم رو بشناسم،

    خیلی راحت می‌تونم تو هر کاری روش خودمو جلو برم،

    و مهارت کسب کنم.

    دقیقاً مثال مسی رو می‌شه تو بدنسازی زد،

    کسی که تمرین مرتب داره،

    و اصول رو رعایت می‌کنه،

    با کسی که دلبخواهی و از روی بی‌نظمی تمرین می‌کنه،

    نتایج شبیه نیستن.

    .

    اونایی که بولد می‌شن،

    و به موفقیت می‌رسن،

    چون تو مسیر علاقه‌شون بودن،

    و با تلاش کردن به میوه رشد رسیدن،

    ولی اگر علاقه داشته باشی،

    ولی نظم نداشته باشی،

    کار خرابه.

    مهارتی که فکر می‌کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده‌ای که به درد انجام آن کار نمی‌خوری را انتخاب کن.

    یکی از مهارت‌های دیگه ای که فکر می‌کردم استعداد ندارم،

    بحث کد‌نویسی هست.

    با این روش میام یه برنامه می‌چینم،

    که هر روز دقایقی با حس خوب تمرین کنم.

    چون یاد گرفتنش به درک کارم کمک می‌کنه،

    و باعث پیشرفتم می‌شه.

    می‌خوام به ذهنم ثابت کنم،

    که می‌شه تو هر کاری با مداومت پیروز شد.

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    ساره صارم گفته:
    مدت عضویت: 499 روز

    سلام به استاد عشق و مریم جونم و همه دوستان

    میخوام درباره خودم بنویسم من تقریبا 22سال پیش به پیشنهاد خواهرم باهم رفتیم آموزشگاه خیاطی و تو آموزشگاه من یاد گیری کندتر از خواهرم بودم درکم از مسائل کمتر بود دوره رو تموم کردیم جفتمون مدرک گرفتیم و خواهرم با مربی آموزشگاه کارش و شروع کرد ولی من بخاطر اینکه فکر میکردم چون از دیگران دیر تر یاد میگیرم استعدادش و ندارم و حتی یکی از هم دورهام منو تمسخر می‌کردند و منم باورم شده بود که من ضعیفم توی این کار و تو خونه شروع به کار کردم و چندین سال تو خونه کار می‌کردم و هر وقت که یه کار ی رو می‌آوردند که تجربه ای نداشتم راجب اون مدل عصبی میشدم و خیلییی برام سخت بود که بدوزمش در عین حال وقتی که کارای خیاطهای دیگه رو میدم خیلی لذت می‌بردم و تو تحسینشون میکردم تا تصمیم گرفتم که برم پیش یه خیاط مردونه و روش‌های اونارو یاد بگیرم و یه چند ماهی رفتم و آموزش دیدم اولش خیلی برام سخت بود روش جدید ولی به لطف الله ادامه دادم و اومدم یه جا برا ی کار خیلی کارام تمیزو عالی در میومد ولی خیلیم زمان میزاشتم تا یه سال هم اونجا کار کردم همه 30درصد می‌گرفتند من گفتم کار تمیز تحویل میدم 40در صد میگیرم قبول کردند و بعداز یه مدتم یه بدستم تا حتی برام گرفتند که کمکم کنه و بعداز یه مدت که گذشت یه سال دقیقا رشد من تو سرعت کار زیاد شد مثلا اگه روزی یکی می‌دوخت شد دوتا بعداز یه مدت سه تا و همینطوری به لطف الله رفتم بالا و الان که دوسال میگذره و در آمدم بیشتر شده و تجربه بیشتر شده گفتم من تا عیدبیشتر نمیتونم بیام و دوباره درصد کارم و بیشتر کردند و جالبیش اینه که هر کس که کار میاره اونجا میگن که خانم فلانی بدین بدوزن خیلی خوشحالم از اینکه تلاش کردم و به این نقطه رسیدم و به ذهنم نشون دادم که میتونم چون قبل از اون همش میگفت نمیتونی و اعتماد به نفسم بالا رفته و حالام تصمیم دارم که یه پله برم بالاتر به امید خدای عزیزم

    و بابت این فایل بینظیر که باعث شد که من به خودم بیام و پیشرفت‌های و ببینم و مرور کنم گذشتم و خدارو سپاسگزارم و استاد عزیزم هم ممنون و متشکرم عاشقونه که اینقد واضح تو ضیح میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه ی عزیزانم

    آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟

    یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟

    هر چیزی قابل یادگیری و مهم باور و تمرین و تلاش و میشود در هر کاری در چیزی مهارت کسب کرد و موفق شد و اصلا استعداد مهم نیست مهم ادامه دادن مهم باور

    یکی از باورها و نکات مثبت من این که در هر کاری که علاقه داشته باشم وارد بشم به شدت موفق میشم و خیلی زود هم یاد میگیرم و خلاقیتم در اون کار بالا می‌ره و خیلی ایده های خفنی را میگم حالا هرچقدر تمرین و مداومت داشته باشم دیگه میشه کن فیکون که در ادامه چندتا مثال میزنم .

    ــ سال 1398 وقتی در یک فروشگاه عرقیات استخدام شدم اصلا شناختی از گیاهان دارویی و عرقیات نداشتم و فقط اسم گلاب و نعناع را شنیده بودم ولی چون به یادگیری در اون کار علاقه داشتم کم کم وارد بخش فروشندگی شدم و با افراد خوب ارتباط میگرفتم و راهنماییشون میکردم و از روی بروشور و سرچ در اینترنت کم کم آگاهیم از درمان با عرقیات و گیاهان داروئی زیاد شد بعدش به یک موسسه طب سنتی هدایت شدم که دو سال هم اونحا درسش خوندم و بعدش با طب شرقی اشنا شدم و به اون هم خیلی علاقمند شدم و با حالی که به نظر پیچیده میومد ولی من خوب یاد می‌گرفتم و خوب هم تجویز میکردم بعدش با چهره شناسی در طب شرقی اشنا شدم که خیلی خوب داشتم پیشرفت میکردم و رشد بسیار خوبی داشتم و از روی چهره شخصیت و سلامتی افراد بهشون میگفتم که همه میگفتن تو رمال یا فالگیر هستی اما چون متوجه شدم که دیگه نمیخوامش به آسانی اومدم بیرون .

    در همون سالیانی که طبابت میکردم خیلی دوست داشتم از افراد مراقبت کنم و با آنچه که بلدم افراد را درمان کنم که به کار کردن و مربی شدن و مراقبت از یک نوجوان اوتیسم به صورت 24 ساعت هدایت شدم و باحالی که اصلا نمی‌دونستم اوتیسم چی هست خیلی زود کار کردن باهاش را یاد گرفتم و 6 ماه به صورت حرفه‌ای با این پسر کار میکردم و بعدش متوجه شدم که دسوت ندارم از کسی مراقبت کنم و استعفا دادم .

    به تدوین کردن خیلی علاقه دارم و واسه قسمتی از کسب و کارم نیاز به تدوین هست که برای اولین بار وقتی با کپ کات کار کردم دوستم خیلی کیف کرد و با ادامه دادن خیلی بهتر شدم اما خیلی زود خداوند منو به کار کردن با پریمیر هدایت کرد و امروز روز اول کار کردنم بود ولی چون بسیار زیاد باور دارم که در هرکاری که علاقه داشته باشم وارد بشم یاد میگیرم و رشد و پیشرفت میکنم و کلی هم ایده و خلاقیت حرفه ای در اون کار انجام میدم خیلی اسان اصول اولیه را یاد گرفتم و یه کلیپ هم تدوین کردم و قرار کلی واسش آموزش ببینم و ادامه بدم تمرین کنم و ادامه بدم که خدا میدونه چه اتفاقاتی در این کار برام میفته .

    به تنیس روی میز هم خیلی علاقه داشتم و خیلی زود یاد گرفتم و هر باری که بازی میکردم بهتر میشدم و این یکی از نکات مثبت و مهارتهای من که اگر در کاری که بهش علاقه داشته باشم وارد بشم واقعا من فیکون میشه واسم

    ــ به آشپزی علاقه دارم و غذاهایی درست میکنم که انگشتهای خودتون را درسته باهاش قورت می‌دین چون خدا خیلی بهش مزه میده و اگر یه تخم مرغ ساده هم درست کنم بهترین غذا میشه و چون به غذا درست کردن علاقه دارم خلاقیت های خوبی در درست کردن ادویه ،سالاد و ترکیب مواد با هم به خرج میدم و همیشه ایده های خوبی دریافت میکنم غذاهای خوبی درست میکنم و برای اولین بار در یک مراسمی واسه 80 نفر زرشک پلو با مرغ درست کردم که کلی کیف کردند .

    خدایا شکر که در هر کاری که بهش علاقه داشته باشم وارد بشم خیلی زود یاد میگیرم و کلی پیشرفت میکنم و خلاقیت دارم و کلی موفق میشم و رشد و پیشرفت میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ثریا هروی گفته:
    مدت عضویت: 177 روز

    سلام ‌به استاد عشق

    عزیزان حاضر در این سایت سراسر عشق.

    من امروز نشانه رو کلیک کردم و‌این فایل برام. اومد .که میخوام در مورد سوال استاد و‌این فایل تجربه ام به اشتراک. بذارم .بله من کاملا قبول دارم با تمرین و استمرار و توکل بخدا و اینکه حتما میشود میشه در هرکاری که لازم باشه در بهترین لول قرار بگیرم و مرتب ارتقا بدیم …..من سالها پیش وقتی که در آستانه 50سالگی بودم .وزیر قرض و بدهی

    که در اون سال .سال1398 خیلی زیاد بود .

    دارای. 3 فرزند و‌در هر جنبه زندگیم در تاریکی بودم

    بخصوص مسایل مالی .اینارو میگم که بتونم جواب سوال استاد و تحربه ام در رابطه با این فایل رو بگم .اون سال 1398من ازشهرستان رفتم تهران و‌مشغول مراقبت و نگهداری از سالمندان شدم

    اون وقتها کتابای موفقیت می خوندم و با استاد عباسمنش آشنانبودم ..اما موندم و ادامه. دادم

    اول. از سر اجبار رفتم ولی بسیار من اخلاق

    خوبی با سالمندان داشتم .و در همون ابتدا مورد توجه. شرکت ها و مردم. قرار گرفتم .و هرجا میرفتم استقبال می کردن .

    یادم هست اول سال 1399

    من به کانال. یکی از کسانی که قانون ارتعاش رو تدریس میکرد هدایت شدم

    و‌با یادگیری یکسری قوانین روز بروز بهتر میشدم

    و ادامه دادم ..یواش یواش دیدم اصلا خیلی علاقه مندم که در کنار این عزیزان باشم و هم خدمت کنم وحالم خیلی خوب بود هم پول در میاوردم

    بعد یکسال برگشتم شهرستان خودمون و به تضاد خوردم که اینجا که تهران نیس .پول نیس پرستاری ار سالمند نییس ووووو

    با کمک استادم تونستم این چالش رو هدایت کنم .وبعد از سه ماه در زمان کرونا اصطلاحا.

    از من دعوت شد برم بیمارستان شهرم نیشابور

    و مراقبت از بیماران رو انجام بدم

    و پول بگیرم .

    باور کردنی نیس من در بیمارستانم. با قدرت ادامه دادم هی مهارت هامو افزایش دادم

    ودر زمان اون بیماری. توانستم. با. باور به اینکه من بهترینم. در این کار و میتوانم نگاه. متفاوتی. داشته باشم تمام تلاش فیزیکی و متافیزیکی رو

    گذاشتم و در تضادها فقط میگفتم این برای من نفع دارد

    خلاصه .من بچه های بیمارستان رو در زمان کرونا

    متحیر کرده بودم .که چطور تو در زمان خطرناک انقد پر انرژی عمل میکنی و به بیماران. انرژی میدی ..خودم اما میدانستم همون جبر باعث شد (اما باید قبل از جبر خودمونو‌ ارتقا. بدیم )

    من. استمرار داشته باشم و ادامه بدم

    وحتی مسیر علاقه ام در درسن 50سالگی پیدا کنم

    اما انرژی من خیلی بیشتر از این حرفهابود که. کسی. باور کنه من 50سالمه یا از صفر شرو کردم

    در اواخر سال 1400من بصورت الهامی. شرکت مراقبت و‌نگهداری رو ثبت کردم

    ومحکم شرو کردم‌..و یادمه یکی از فایلهای. استاد عباسمنش اتفاقی دستم رسید

    که میگن به زنبور عسل وحی میشه

    به مادر موسی وحی شد

    بخدا قسم من 100بار گوش کردم

    و چقد بهم کمک کرد

    اول که شرکت رو زدم نمیدونستم چی میشه

    چطور پیش میره .

    اما. یه چیزی در درونم فریاد میزد

    برو حلو تو ساخته شدی برای این حرفه مقدس

    اما. حرف من اینه ..من که از قبل. نمی دونستم

    رفتم کار کنم قرضامو بدم همین .

    وقتی من محکم موندم بهترین خودمو ..واقعا بهترین. خودمو. ارائه. دادم مسیرها بصورت جادویی باز میشد

    القصه ..من از اول 1401 شرو کردم کار مراقبت و نگهداری در منزل .و نیرو جذب کردم

    و بصورت تکاملی ولی محکم و با امید

    و چون علاقه هم داشتم سختیها رو آسون میکردم

    بعد دوباره. یکی دیگه ار فایل های استاد عباسمنش دستم رسبد که. در مورد ارزش خلق. کردن صحبت میکنه

    از دخترم پرسیدم این کیه من بدجور تحت تاثیر این دوتا فایل قرار گرفتم .

    اینجا دیگه من مشغول بودم و باید فنداسیون. این کارم رو با بیس. احلاق مداری بنا. میکردم

    و نگاه مردم رو نسبت به این حرفه مقدس

    و جایگاه بزرگ پدران و مادران سالمند رو عوض کنم

    چون دیده. بودم چه نگاهی تحقیر امیز به کسانی دارن که. میرن اینکارو. انجام میدن

    یا نیروهای کار جایگاه این شغل رو مجبوری و خجالت آور میدونستن..

    خدا شاهده حرف استاد با اینکه. نمی شناختمش

    یکسره تو گوشم بود که ارزش خلق کنیم

    به گسترش جهان کمک میکنیم

    و …….حرف های دلنشین که تا عمق جانم میرفت

    بعد شناختم استاد رو توسط دخترم که .ایشون هم تقریبا دوسال هست تو سایت هست وهم دوره

    خریده .هم از فایلهای دانلودی زیاد استفاده کرده

    خوب بعد من دیگه گوشیم خراب شد نخریدم هی به بهانه های مختلف

    تقریبا در تابستان سال 1403 یه مشکل روابط شدید خوردم .واز اونجایی که روی خودم کار نمیکردم

    بخاطر ترس از تهدیدهایی که بعد فهمیدم

    من با ترسهام بهشون قدرت دادم

    خبلی ضعیف شدم .اما بازهم به کارم علاقه داشتم

    و کوتاه نیومدم‌

    تا اینکه دخترم دوره عزت نفس استاد عباسمنش رو بهم داد گوش کردم

    و حدود 3ماه پیش هم روابطم بهتر شد

    هم‌ حالم بهتر شد

    هم گوشی خریدم‌.و‌ووواینجاش قشنگه

    خیلیم قشنگه .دوهفته فایلهای رایگان حوزه ثروت رو درسایت با دخترم. کار کردیم

    وتونستیم ثروت 1

    رو بخریم .

    و خدار صدهزار مرتبه شکر

    که دیروز دوره قانون سلامتی. رو خریدم

    این دیگه باعث شد من چند ساعت اشک شوق بریزم چون بیماری. دارم

    و رنج. زیادی میکشم‌.

    با همه اینها در حوزه کاریم در همین سن وسال

    تونستم مدرک بین المللی مراقبت ونگهداری

    از سالمندان رو بگیرم .که اگر میخواستم بهانه گیری کنم ..واقعا نمیشد ولی جزوه هارو خوندم

    و گزینه های انگلیسی رو یاد گرفتم

    قبول شدم ..خدایا شکرت

    الان. که باتمرکز در سایت استاد هستم

    خیلی. نشانه هامیاد .اهرم رنج و لذتم .عمل کردن به آموزه های استاد و‌ماندن. در این سایت و درگیر کردن ورودیها. با انرژی. مثبت این سایت ….

    الان دارم وارد حوزه آموزشی در کارم میشم

    فهمیدم مسیر علاقه من هست

    و روز بروز خودم رو ارتقا میدم

    میخوام در یکجا نمونم و به همین دلیل تا همینجا

    با همه. کسانی. که. هم رشته من هستن با اختلاف. جلو هستم شکر خدای مهربان

    و از خداوند ممنونم بابت هدابتم به سر کلاس های. استاد عباسمنش

    من واقعا ماندن. استمرار.و اینکه میتونم .

    باعث شد حتی بفهمم علاقه دارم

    و‌الان خیلی. مهارت هایی کسب کردم

    که واقعا گفتنی هست در حوزه کاری خودم ..

    و چقد سطح من عوض. شده

    اصلا. هیچ ربطی به 6سال پیش ندارم

    همتونو دوس دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 171 روز

    بنام خدایی بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی

    ذهنیت قدرتمند کننده دربرابر ذهنیت محدود کننده

    قسمت 5

    تمرین اول

    به نظر من انسان اگر خواسته باشد تو هر زمینه آیی میتواند پیشرفت کند به استعداد این چیزا هم ربطی ندارد فقط به تلاش انسان بستگی دارد من قبلن هم چند بار در کامنت ها گفتم چون من به خیاطی علاقه نداشتم همه خواهرام خیاطی را بلد بودن ومن هیچ علاقه ای نداشتم واونا همیشه میگفتن که تو نمیتونی اینکار انجام بدی ومن بلاخره یه روز تصمیم گرفتم که اینکار را یاد بگیرم وطی یه مدت خیلی کوتاه تونستم یاد بگیریم واون آموزش ها را تموم کنم و به همه ثابت کردم که هرکسی خواسته باشه می‌تونه هرکاری که بخواهد میتواند انجام بدهد باوجودیکه هیچ استعدادی هم در این مورد نداشتم والان می‌تونم تمام لباس هامو خودم بدوزم وخیلی خوشحالم که تونستم این کارا بکنم وحالا همیشه یک روشی بهتر پیدا میکنم که کارم بهتر بهتر بشه اگر تلاش کنیم وباور داشته باشیم که ماهم میتونیم وهیچ کس از کسی بهتری ندارد همه میتونن یاد بگیرن تو هر زمینه ای که کوشش کنند پس میتونن سپاس از استاد عزیزم به امید موفقیت همه عزیزان در پناه خدا باشید

    خدایا شکرت که تورا دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ستایش سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 254 روز

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    خدا را هزاران بار سپاس می‌گویم که من رو به این مسیر فوق العاده و پر از آگاهی‌های آرامش بخش هدایت کرد.

    سوال این قسمت :

    آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟

    یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟

    من اعتقاد دارم که توی هر موضوعی میشه پیشرفت کرد و این بستگی به تلاش و تمرین ما داره

    هر چقدر که ما توی هر چیزی که بخوایم پیشرفت کنیم استمرار داشته باشیم و اون مبحث رو تمرین کنیم و ادامه بدیم چیزهای زیادی ازش یاد می‌گیریم مغزمون رو بدونه که هر غیر ممکنی رو میشه ممکن کرد با وجود الله توانمند.

    ادامه بدید و روی باورهای خودتون کار بکنید قطعاً نتایج فوق العاده‌ای رو می‌گیرید

    پس به قول استاد موضوع استعداد نیست موضوع حرکت کردن بهبود یافتنه ایمان داشتن به خدا اینکه ما وقتی به خدا ایمان داشته باشیم حرکت می‌کنیم و وقتی حرکت کنیم راه به ما نشون داده می‌شه ما ایده می‌گیریم و حرکت می‌کنیم

    و در ادامه اون نتیجه می‌گیریم

    خیلی خوشحالم که در کنار شما عزیزان هستم

    امیدوارم مطالب به دردتون بخوره

    تا تمرین بعدی فعلاً ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    کوثر صرام گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده

    خدایی که در این لحظه و همین الان و هر لحظه در حال هدایت کردن ما هست

    سلام به استاد عزیز و بزرگوارم سلام خانم شایسته عزیزو پر تلاش و همینطور سلام به تمام دوستان عزیز فرکانس بالایی که عاشقشونم و اینجا هستن

    استاد عزیزززم همیششششه وقتی واقعا میخواستم بشنوم از شما به بهترین شکل شنیدم

    الان دوشنبه 12 آبان 1404 یک پادکستی گوش میدادم که دوتا خواهر خیلی موفق بودن و داشت راجع به موفقیتاش صحبت میکرد بعدش اومدم وارد سایت شدم

    و یه چیزی بگم این چند روز خیلی فقط گوش دادم و آموزش دیدم اما عمل نکردم البته بیشتر اموزش هام با کارم که طراحی و گرافیک هست بی ربط بوده

    و هر چند سعی کرده بودم چند وقت خودمو کنترل کنم و روی خودم و این باور کار کنم اما واقعا الان که نشانمو زدم و به این فایل هدایت شدم دیدم که وای من دوباره دارم به این فکر میکنم نکنه من از اول به این کار نمیخوردم بعد از 5-6 سال کار و دنبال کردن این زمینه و دیدن دوره های مختلف

    و خیلی شده به این مورد فکر کردن و باز برگشتم یه کار کوچیکی که انجام میدم میبینم چقدر کیف میکنم حالم خوب میشه و بعد وقتی ولش میکنم همه چیز میخوابه منم بی حال و بی انگیزه میشم

    الان میبینم و متوجه این شدم که اشکال از اینه من نمیخوام تلاش کنم، عمل نکردم و حرکت جدیدی نکردم که بخوام مشتری جدید داشته باشم یا اصن اتفاق جدیدی بیفته برام چطور وقتی من نشستم بی حرکت دنیا برام حرکت بکنه

    استاد عزیزم همیشه به موقع ترین هستید همیشه به وقت ترین صحبت هارو از شما شنیدم

    همین الان تا دیدم به این فایل هدایت شدم دفتر شکرگزاریم رو برداشتم به خاطر هدایتم به خاطر موفقیت های جدید خواهرم و به خاطر موارد دیگه ای که خیلی توشون خوبم شکرگزاری نوشتم و خدا شاهده شاید باورتون نشه همین الان یکی از دوستانم بهم پیام داد و درخواست همکاری که برم توی شرکتشون و از تمام وقت نیمه وقت که برای من راحت تر هستش

    استاد عزیزم از شما سپاسگزارم از خدای بزرگم که به وسیله صحبت های شما هر بار بهم گوشزد میکنه هر بار بهم یادآوری میکنه دارم میبینمتا دارم هدایت میکنم، نشانه هارو ببین، بشنو لمس کن تلاش کن تو لایقشی

    عاشقتونم امیدوارم هر جا که هستید آرام،شاد و در لحظه سلامت و موفق ترین باشید.خدا حفظتون بکنه برامون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    Sisi گفته:
    مدت عضویت: 177 روز

    به نام الله یکتا

    سلام بر استاد عزیزم و بانوی گران‌قدرم، خانم شایسته مهربانم

    از دوران نوجوانی در مسیر هنر خوشنویسی و علاقه عمیقم به آن باور داشتم که می‌توانم موفق شوم خط‌هایی که با خودکار پدرم، خواهرم و اطرافیانم می‌دیدم همیشه در ذهنم نقش می‌بست و من بارها آنها را در ذهنم ترسیم می‌کردم و با خود تکرار می‌کردم: «روزی من هم به این زیبایی و مهارت خواهم رسید» و شاکرم به الله یکتا که این باور به حقیقت پیوست در سال 1373 نه تنها تحریرم فوق‌العاده شد بلکه مسیر هنر خوشنویسی را با شور و عشق آغاز کردم و مسیری را که در عرض چندین سال باید پشت سر می‌گذاشتم در عرض دو سال تمام کردم و موفق شدم مدرک خوشنویسی دوره ممتازم را بگیرم تجربه‌ای عجیب اما باورپذیر زیرا ذهنم آن را پرورش داده بود و علاقه‌ام مسیر را هموار ساخت همه این مسیر را بدون استادکه البته خدایی که تمام توانایی ها را به تمام ما انسان ها عطا کرده من را یاریگر و هدایت کننده بودو تنها با کتاب‌های استاد امیرخانی به صورت افراد متفرقه امتحان دادم و قبول شدم، حتی خط دومم راشکسته نستعلیق نیز، انتخاب کردم و موفق شدم. از الله یکتا سپاسگزارم که با توکل و پشتکارم این نتیجه ارزشمند حاصل شد این تجربه یادآور است که با ایمان قلبی و علاقه واقعی چه در ذهن و چه در عمل می‌توانم فراتر از آنچه تصور می‌کنم موفق شوم.

    از شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم صمیمانه سپاسگزارم در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: