ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3 - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3306MB32 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 331MB32 دقیقه














“مستانه محمدی”
به نام فرمانروای کائنات کسی که در هر لحظه داره هدایتم میکنه که مسیر درست رو انتخاب کنم و حالم خوب باشه
سلام به استاد عزیز خانم شایسته مهربون و همه دانشجوهای دانشگاه توحید
حدودا 6 ماه پیش برای اینکه فروشندگی یاد بگیرم یه مغازهای شروع به کار کردم، که رفتن به اونحا هم کاملا هدایتی بود، همون روزای اول، به روز که داشتم چوب لباسی های فلزی رو جابه جا میکردم که مغازه رو مرتب کنم، چوب لباسی ها به شیشیه ویترین خورد و قسمتی از اون رو شکست، اولش این فکرها اومد تو ذهنم، مثلا اومدی کار مفید انجام بدی زدی همه چی رو داغون کردی، الان حتی اگه کل مغازه رو هم تمیز کنی جبران نمیشه ، اصلا کی بهت گفت الان اینجا رو مرتب کنی، خلاصه تو ذهنم داشتم به خودم کلنجار می رفتم، که یهو به خودم اومدم یاد این افتادم اگه خونه خودمون بود و الان یه لیوان رو میشکستم مامان چی می گفت؟ خب صد در صد می گفت فدای سرت اشکال نداره مواظب باش خورده شیشه تو دست و پات نره(البته اینم بگم اگه قبلا بود مامان هم کلی سرزنش میکرد، ولی الان چند سال هست که کاملا برعکس شده)، بعد به خودم گفتم اگه من بهترین نزدیکترین آدم و دوست خودم هستم حتی از مامانم هم نزدیکتر پس باید رفتاری بهتر از اون با خودم داشته باشم، پس به خودم گفتم اصلا شیشه شکست فدای سرت،قربون خودم برم مواظب باش با دقت جمع کنی شیشه هارو که تو دست و پات نره، صاحب مغازه هم هر چی گفت مهم نیست، انسان اشتباه میکنه عمدی که نشکستم، آقای فتاحی(صاحب مغازه) که برگشت بهش گفتم یه دسته گل به آب دادم یه قسمتی از شیشه ویترین رو شکستم و و اون هم کاملا خونسرد و کمال مهربانی گفت فدای سرت خانم محمدی اصلا مهم نیست الان زنگ میزنم شیشه بُر بیاد درستش کنه. این اتفاق یه یادآوری بود برای خودم که تقریبا هر روز با خودم تکرارش میکنم، و خواستم با شما هم به اشتراک بزارم و بگم که تمام کائنات طوری با تو رفتار میکنه که خودت با خودت رفتار میکنی.
وقتی اشتباه میکنی_
1.این احساس که این اشتباه انجام شد اشکال نداره، ازش می تونم درس بگیرم ازش مثل یه فرصت استفاده کنم برای یادگیری، بشینم ببینم دفعه بعد که خواستم انجام بدم چجوری انجام بدم که اشتباه نکنم، چطور می تونم از این اشتباه به نفع خودم استفاده کنم
2.اگه اشتباه کنی یعنی تو آدم اشتباهی هستی، وصلش کردی به شخصیتت انگار من آدم بی عرضه ای هستم من ناتوانم
3. آقا اصلا من بدرد این کار نمیخورم
4.این اشتباه نشون میده من آدم بدرد نخوری هستم نشون میده که من آدم بی عرضه ای هستم، من ناتوانم
5.به شدت عصبانی شدن، به خودت بدو بیراه گفتن، خودت رو تحقیر کردن، و اگه کسی اشتباهم رو بهم بگه ممکنه حالت تدافعی بگیرم، بحث کنم یا مقاومت کنم قوی می پذیره میگه که آقا مسیر پیشرفت از اینجا یاد می گیرم شاید دفعه اول درست انجام ندم ولی بازخوردهایی که میگیرم بهبودهایی که میدم دفعه بعد هی بهتر و بهتر میشه
6.من اگه یه بار اشتباه کردم دیگه هیچوقت نمی تونم تو این موضوع پیشرفت کنم(به جای اینکه به خودم سخت بگیرم و خودم دو سرزنش کنم دفعه دیگه چطور می تونم از این اشتباه به نفع خودم استفاده کنم)
7.اشتباه خودشون رو با کارای درست بقیه مقایسه میکنن من اینجا اشتباه کردم ببین فلانی چقد خوب داره عمل میکنه بنابراین فلانی استعدادش رو دا ه ولی من ندارم^جمله استاد اما ذهنم بهش اضافه میکنه و لیاقت هم ندارم، ریشه در یک فکر از گذشته دور که بقیه لایق خوشبختی اند ولی من نه چون از کودکی در سختی بزرگ شدم بنابراین، بقیه عمرم هم در سختی هستم الان که فکر میکنم این جمله رو هزاران بار شنیدم، و به نظرم باید کلی روش کار بشه
8.من باید سعی کنم دایره دیدم رو بالا ببرم،
اگر این اشتباه نبود شاید این درس رو خوب نمی گرفتم
9.تو هیچ زمینه ای نیست که شما نتونی توش پیشرفت کنی، میتوانی تلاش کنی، فک کنی، ایده بدی اشتباه کنی از اشتباهاتت درس بگیری یاد بگیری و پرفکت، حتی اگه هیچوقت اون کار رو انجام ندادی آنچه را که من بخواهم یاد بگیرم می توانم یاد بگیرم
10.استعداد ندارم من بدرد فلان کار نمی خورم سر در نمیارم، اگه بخواییییی می تونی بهتر بشی
11.اشتباه نکنم مردم ممکنه منو به عنوان یه آدم شکست خورده بشناسن
…
استاد واقعا سپاسگزارم به خاطر این دسته فایلها که رو سایت قرار میدین، من عاشقتونم
سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان خوبم
اولش داشتم فک میکردم و میگفتم من اصن اشتباهی یادم نمیاد کرده باشم و من چقد خفنم و اینا:)))
ولی گفتم بزار از امروز شروع کنم و به امروز که فک کردم ثانیه اول اشتباهام اومد جلو چشمم
مثلا چن ساعت پیش داشتم رانندگی میکردم و پدرم کنارم بود
تو یه خیابون خیلی تنگ و شلوغ بودیم که یه ماشینم از روبرو اومد سمت چپ خیابون یه فضای خالی بود و من رفتم اونجا که ماشین رد شه و پدرم گفت که این چه کاری بود تو تو هر جا که بودی فقط سمت راست باید بمونه و اون ماشین روبرو هم همیمطور حتی تو همچین جای تنگ و شلوغی
ولی من سریع ذهنمو کنترل کردم و گفتم حالا که هر رد شدیم و رفتیم حالا تزین به بعد میرم سمت راست و سعی کردم از اشتباهم درس بگیرم و بنظرم واکنش خوبی بود
امیدوارم این سلسله فایلارو استاد ادامه بدن
سلام استاد وقتتون بخیر
قسمت اول
همین دو هفته پیش بود که توی ترید یک معامله ی خارج از پلن و استراتژیم ورود کردم (البته اینم بگم که من تازه 2 ماهه که دارم ترید میکنم و تازه کارم) که طبق خواسته من پیش نرفت و معاملم ضرر شد
قسمت دوم
و چون نپذیرفتم اشتباهمو و خواستم انتقام بگیرم از بازار به همین دلیل به معامله های خارج از پلن و استراتژیم ورود کردم و باعث شد بخش زیادی از سرمایمو اون روز از دست بدم این اشتباهم باعث شد هر چی که سود کرده بودم و بخشی زیادی از سرمایم از بین بره
قسمت سوم
درسایی که گرفتم از این اشتباه این بود که فقط طبق پلنم پیش برم طبق استراتژیم عمل کنم اگرم اشتباهی ازم رخ داد دنبال انتقام از بازار نباشم اشتباهمو بپذیرم خودمو دوست داشته باشم و دیگه معامله ای اون روز انجام ندم.
با اینکه تازه 2 ماهه که ترید رو شروع کردم اما تو این 2 ماه حسابم سود ده شده تو این 2 ماه معاملاتم بیشتر سود میشن و خب درسته یک اشتباهی انجام دادم اما درسای بزرگی گرفتم و قطعا خیلی بیشتر از اون پولی که از دست دادمو میتونم به دست بیارم من خودمو تو همین زمان کوتاه هم به خودم ثابت کردم الهی شکرت
قسمت چهارم
باید درس هایی که گرفتمو بنویسم مثل همین کاری که الان انجام میدم
خدا نگهدارتون استاد
بنام خدای مهربان ،سلام استاد عزیزم ،خیلی ممنون ازشما به خاطر این فایلهای عالی که خیلی تاثیرگذاره ،خیلی خوشحالم برای به چالش کشیدن ما که میتونیم باهر جواب کلی چیز یادبگیریم،
سوال اگر کاری رو اشتباه انجام میدی نحوه برخوردت باخودت چی بود؟ایا ازش درس گرفتی ،فکرکردی بهش،یا خودتو سرزنش کردی؟
خب من قبلاً اگر اشتباهی میکردم سعی میکردم بهش فکر نکنم و آشغالها روزیر مبل قایم میکردم ،چون نمیخاستم باهاش روبرو بشم واین باعث میشد ،بازهم تکرارش کنم ،من سر این خودمو سرزنش میکنم که چرا به فلان کس کمک کردم واون کاری کرد که ازخودم متنفر بشم این منو عصبی میکرد،حالا بعد دوازده قدم خب خیلی باخودم رفتارم خوبه ،من بیشتر میترسم ازواکنش همسرم چون به شدت سرکوب میکنه چون اینجوری بزرگ شده ،من وقتی رانندگی میکردم باکوچکترین اشتباه تکرار میکرد تو مال این کار نیستی ولی جالبه من اهمیتی به حرفاش نمیدادم ولی اذیت میشدم من اصلأ خودمو تخریب نمیکنم وهربار دخترم میگه من نتونستم نمره خوبی بگیرم ،خودشو سرزنش میکنه همیشه بهش میگم چرا اینو به خودت میگی؟چراانقدر بدحرف میزنی باخودت؟چون کلا من عادت ندارم کسی رو سرزنش کنم چون فکر میکنم توی اون لحظه ادمها به اندازه کافی خودشون حالشون بد قرارنیست من بدتر کنم یادندارم به کسی تو اشتباه سرزنش وتخریب کنم ،جالبه بعضیا میگن اگه من اینجوری به خودم بگم دوباره تکرار میکنم ولی من اینجوری فکر نمیکنم ،حتی توی رانندگی وقتی مربی باهام بد وتند صحبت میکرد باهاش برخورد میکردم واجازه نمیدادم تخربیم کنه،همونطور که به کسی چیزی نمیگم باخودمم خوب صحبت میکنم ودیگه تکرار نمیکنم مگر اتفاق غیر منتظره که نمیشه جلوشو گرفت،خداروشکر که امروز خیلی خودمو دوست دارم من میدونم که فرصت هست برای بهتر شدن ،اینو استاد هم گفت قرارنیست من مثل کسی که بیست ساله رانندگی کرده باشم تازه همونم اشتباه میکنه ،اگر بخام هرکاری رو انجام میدم چیزی به عنوان استعداد وجود نداره این باور قوی که استاد که الگوی منه انجامش داده رو هرلحظه تکرار میکنم ،دارم این باورهای مثبت جایگزین میکنم باور های محدود کننده که از دیگران توذهنم مونده ،من اشتباه میکنم ویاد میگیرم وسعی میکنم مهارتمو تواون زمینه افزایش بدم ،عبارت های تاکیدی قدم نهم ازدوازده قدم کلی منو کمک کرد،من مینویسم که مریم توبهترینی فقط بلد نیستی بعد یاد کارهایی که ازپسش براومدم میفتم واونارو به خودم یاداوری میکنم ،یادمه امتحان رانندگی داشتم ازمون هربار رد میشدم به شدت ازواکنش همسرم ومادر همسرم اذیت میشدم ولی به خودم میگفتم بالاخره انجامش میدی من نگران بودم الان اصلأ برام مهم نیست ،بعضی ها در اطراف ما منتظرن تواشتباه کنی تا قضاوتت کنن،یادمه خونه مادر شوهرم غذا درست نمیکردم چون میترسیدم خراب کنم ولی بعدا که خودش کلی غذا خراب کرد ومن چیزی نگفتم شروع کردم غذا پختن جالبه کسانی ازت ایراد میگیرن که خودشون چیزی بلد نیستن ،من امروز توی روابطم هم کلی رشد کردم قبلاً واکنشم اصلأ جالب نبود ولی الان میدونم چه رفتاری باید انجام بدم اینم یکی دیگه از چالشهای زندگی من بود استاد عاشقتم برای دوستان گلم بهترین ها رو ارزو میکنم
سلام استاد و مریم جان
نمیدونم چرا تو این صفحه و اینجام چون خداوند الهام کرد انتخاب کرد و گفت بنویس..
استاد من باز خواب شمارو دیدم نمیدونم نمیدونم چرا؟
شاید بخاطر شرایط زندگى ام که درآن قرار دارم..
شاید چون صبح تا شب در بیدارى فقط خداوند شمارو در مسیرم قرار میده براى آگاهى و شب در خواب هم همینطور…من نمیدونم
همین لحظه الهام شگفت انگیزى در من جوانه زد،بخاطر جایى که هستم و تنها جایى که باقى مونده براى من در زندگى اونم بخاطر اینکه همیشه میگفتم زمین و اسمان و درختان اینجا براى خداست..و حالا بعداز از دست رفتن تمام چیزایى که داشتم خدا این باور رو در من شکل داد، البته که قبلش هدایت شدم به هاى شما مثل هروز با هدایت خدا دقیقا براى همون لحظه حال من.
و الان بعداز نیایش با خدا با تمام وجودم متوجه شدم که خداوند صحبتهاى امروز شمارو براى من تکمیل کرد با ذکر مثال.
بعد یه حسى گفت برو براى سید بنویس
گفتم آخه سید بیاد پیام منو بخونه خدایا
گفت من بخوام میخونه تو فقط بنویس
گفتم آخه پیش بچه ها من خجالت میکشم
گفت اون که بخواد ببینه فقط میبینه
تو فقط بنویس مگه سید نگفت هر کارى شروع میکنى بگو بسم الله
بسم الله بگو و بنویس
گفتم کجا بنویسم کدوم صفحه، بازم گفت تو فقط برو بنویس
گفتم تایید باید بشه گفت من تایید کردم .
استاد منم اومدم وارد سایت شدم و فقط دکمه زدم دکمه زدم تا رسیدم به اینجا..
حالا نمیدونم نمیدونم نمیدونم
فقط خدا میدونه .
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
زمانی که اشتباهی مرتکب می شویم با خود چگونه برخورد می کنیم؟
آیا آن را فرصتی برای یادگیری رشد و پیشرفت می دانیم؟
یا
به شدت خود را سرزنش و تحقیر کرده و اشتباهات خود را متصل به شخصیتمان می کنیم؟
چه واکنشی در برابر اشتباهات خود نشان می دهیم؟
واکنش ما:
نشانگر ذهنیت و باورهای ماست
ذهنیت قدرتمند کننده با انجام اشتباه:
آن را پذیرفته و اشتباهات را فرصتی برای رشد و پیشرفت می داند از آنها درس گرفته و به نفع خود از آنها استفاده می کند بازخوردها را دریافت و در جهت بهبود خود از آنها بهره برداری می کند
ذهنیت محدود کننده با انجام اشتباه:
خود را به درد نخور بی عرضه ناتوان می داند به شدت عصبانی شده و به خود دشنام می دهد خود را تحقیر و سرزنش می کند
اگر کسی اشتباهات آنها را گوشزد کند:
بسیار ناراحت شده و با طرف مقابل بحث و گفتگو می کند
اغلب افراد با انجام کوچکترین اشتباه:
کار مورد علاقه ی خود را ادامه نداده و با باورهای نامناسب سدی برای عدم پیشرفت خود ایجاد می کنند
باید بپذیریم:
-یادگیری روند و مسیری تکاملی دارد
-همه ی افراد اشتباه می کنند
-با انجام هر اشتباه باید از آنها درس گرفته پیشرفت کنیم
-از اشتباهات خود در جهت مناسب استفاده کنیم
باورهای محدود کننده در زمینه ی اشتباه کردن
*زمانی که اشتباهی مرتکب می شود احساس ناتوانی می کند
توانایی را عامل بیرونی می داند که: قابل بهبود نیست
در واقعیت:
در تمام زمینه ها می توانیم مهارت ها و توانمندی های خود را بهبود دهیم
ما توانایی یادگیری تمام مهارت ها را داریم:
استعداد ذاتی در هیچ زمینه ای وجود ندارد
اشتباهات: قسمتی از مسیر یادگیری است همه ی افراد اشتباه می کنند: مهم نوع نگاه ماست
*فکر می کند اگر اشتباه کند مردم بر روی او حساب نمی کنند
ما مراقب هستیم اشتباهی مرتکب نشویم چون:
از واکنش افراد نسبت به خود می ترسیم
در واقعیت:
ما باید به سبک شخصی خود عمل کنیم نظر دیگران در مورد ما به هیچ وجه اهمیت ندارد
اصول شخصی خود را داشته و طبق آنها عمل کنیم
*اگر در انجام کاری اشتباهی مرتکب شوم به درد نخور هستم و باید انجام کار را متوقف کنم
از تجربیات جدید فرار کرده چون:
فکر می کند به درد انجام این کار نمی خورد
در واقعیت:
با تمرین و تکرار : در انجام تمام کارها موفق خواهیم شد خود را به خاطر انجام نادرست کارها سرزنش و تحقیر نکنیم
بسیاری از مواقع اشتباهات ما :
تنها به دلیل استفاده از روش های نامناسب است راه تحقق اهدافمان را تغییر داده تا نتایج ما متفاوت شود
قانون یادگیری
به میزانی که بر روی مغز خود کار کرده و مهارت مورد نظر را بارها و بارها با احساس خوب تکرار کنیم:
مهارت ما در انجام آن کار افزایش خواهد یافت
خدایا شکرت
عاشقتونیم
بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش
سلام وادب واحترام
استادبنده خیلی سالهای پیش اشتباه که میکردم خودخوری میکردم وکم میاوردم اماازتقریبا13سالگیم به اینورخیلی خیلی اشتباه کردم وهمشون شده تجربه های بی نظیرواینجا همیشه یاداستادانیشتین میفتم که گفته :کسی که اشتباه نکنه تجربه نمیکنه وکسی که تجربه نکنه هرگزموفق نمیشه
خداروشکریادگرفتم که هرکاری روحتی یکبارهم ندیده باشم روتودلش برم وحتی بااشتباهات وغلط یادبگیرم وبشه برام تجربه وبخاطرهمینهاهست که توی زندگیم به قدرت میتونم بگم بیشترکارهای فیزیکی روتودلش رفتم واولاش اشتباه میکردم وبعدیادش گرفته ام وتجربه شده والان توتمام زندگیم بدردم خورده ومیخوره
وخداروشکرمیکنم که قانون رو خداوندبرای ما گذاشته وتمام خلق زندگیمون روبه دستان خودمون سپرده وبی نهایت خوشحالم که ازطریق خداوندبه صورت هدایتی باشما استادعزیزآشناشده ام وبی نهایت درسهای بزرگی درزندگیم ازشما گرفته ام
سپاسگزارم ازهمه شما عزیزان سایت ودوستان بی نظیر سایت عباس منش عزیزم
یاحق//
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام و احترام…
من چند روز پیش متاسفانه یه اشتباهی انجام دادم که اون لحظه متوجه اشتباهم اصلا نبودم چون عصبی بودم خیلی..و نتونستم اون لحظه تصمیم درست بگیرم …و خییلی ناراحت بودم از کاری که انجام دادم …. نمیدونم چرا اون لحظه فک کردم باید خودمو با قسم خوردن به یه نفر که اصلا اهمیتی نداشت راجب من چه فکری میکنه خودمو ثابت کنم و قسم خوردم که داری اشتباه فک میکنی و اصلا همچین چیزی نبوده….در حالیکه به شدت با قسم خوردن مخالفم مخصوصا برای ثابت کردن خودم به کسی … چون به نظرم با قسم خوردن بیشتر خودتو گناهکار نشون میدی و طرف مقابلت فک میکنه با قسم خوردن میخوای خودتو تبرئه کنی ….و من اون لحظه باید یاد صحبتهای استاد میفتادم که لازم نیست خودتو به کسی ثابت کنی اصلا مهم نیست فکر دیگران راجب من … و من اینجا اشتباه کردم و باید محکم جواب میدادم که اصلا برام مهم نیست که چی فکر میکنی راجب من…..ولی خب درس بزرگی گرفتم با اینکه تا چندین روز اعصابم خیلی خورد بود و خود خوری میکردم سر این موضوع و تعهد دادم به خودم که هیچوقت این اشتباه رو تکرار نکنم …..من برای کسی زندگی نمیکنم و برای خودم زندگی میکنم و اصلا نگاه مردم و حساسیت مردم نسبت به خودم رو اصلا اهمیت نمیدم و دنبال قانع کردن هیچکسی نیستم ….آگاهی های این فایل چقد حالمو خوب کرد خدایا شکرت…….چقد خودمو سرزنش میکردم چقد داغون بودم چقد حتی گریه کردم و از خدا خواستم کمکم کنه….خدایا شکرت همیشه هوامو داشتی و داری …
بخشیدن خودم وقتی اشتباه میکنم،نه تنها به آرامش ذهن کمک میکنه، به ما اجازه میده تا با انرژی مثبت بیشتری به جلو برم….وقتی خودمونمیبخشم وبه خاطر کار اشتباه مرتب خودمو سرزنش میکنم وخود خوری میکنم حالم به شدت بد میشه و دیگه اصلا تمرکز ندارم…
در لحظه باید خودمون رو ببخشیم به خاطر اون کار اشتباه ازش درس گرفت و دیگه تکرارش نکرد…..
مررسی استاد عزیزم برای این فایل بی نظیر…
خدایا شکرت …. خدایا خیییلی دوستت دارم ….
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته وهمه دوستان
ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده قسمت 3
به اشتباهی که اخیرا انجام دادی فکر کن .درآن زمان چه واکنشی داشتی وچطور باخودت برخورد کردی؟
چند روز پیش درمورد موضی که برای زندگی خواهرم بود با مادرم تلفنی وارد بحثی شدم که اصلا نباید دخالت میکردم
بعداز اینکه صحبتمون تموم شد احساسم خیلی بد شده بود وناراحت بودم و با خودم گفتم که ای کاش دخالت نمی کردم
ولی بعد به خودم گفتم اشکالی نداره من قصد بدی ندا شتم وفکر کردم میتونم بهش کمک کنم
البته تو این مدت که به فایل های استاد گوش میدم متوجه شدم که هر کس مسئول زندگی خودشه و هیچ کس نمیتونه روی زندگی کس دیگه ای تاثیر بذاره
این ماجرا تجربه ای شد برای من که باید حواسم رو بیشتر جمع کنم ودرموردهرموضوعی صحبت نکنم که بعدش هم احساس خودم را خراب کنم ویا کسی از دستم ناراحت بشه
خدایا شکرت که منو به این سایت با برکت هدایت کردی
استاد عزیزم ازشماهم سپاسگزارم در پناه الله یکتا شاد وسلامت باشید
سلام خدمت همه ی عباس منشی های عزیز
و ضمن خدا قوت به استاد و خانم شایسته ی گل
من بیشتر انگار اشتباهات دیگران به چشمم میاد تا خودم البته انگار با اشتباهات خودم خیلی مهربان و راحتم ولی چیزی که این روزها من رو به چالش کشیده دیدن اشتباهات دیگران هست و نا امید شدن از عدم تغییر اونا هست نمیدانم اشکال کارم کجاست که از وقتی فهمیدم نمیشد دیگران را تغییر داد این باعث شده احساس نا امیدی کنم که تغییر نمیکند پس من باید اون اشخاص را بندازم دور و یه جورایی خودم احساس میکنم باید فرار کنم و ترک کنم که قطعا شاید نگاه کنم ببینم این فرار کردن باعث شده کسی دورم نباشه البته این در رابطه عاطفیم هست گاهی میخام بابت یک اشتباه همه چیز را رها کنم ضمن اینکه طرف مقابلم پر از نقاط مثبت است این دید میاد سراغم که اون اشتباه خیلی بزرگه برام خیلی بزرگ میشه .ممنون استاد دراین زمینه هم گفتگو داشته باشید.