ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 61 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2585 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام به استاد و راهنمای مشتاق هدایت

    و سلام به جمعی از دوستان عزیز هدایت شده

    خداروسپاسگزارم برای این دوره جدید و بی‌نظیر و از شما استاد گرامی کمال تشکر و قدردانی رو دارم برای تمام تلاش‌ها و زحماتتون

    استاد من این تمرین عالی رو تو دفترم انجام دادم و بر حسب وظیفه اینجا هم دیدگاهم رو میذارم

    سوال قسمت اول:

    اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟

    آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!

    آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!

    یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!

    بله اگر من اون فاطمه چندسال قبل بودم حتما برام ناراحت کننده بود و احساس حقارت و ترس عقب افتادن از بقیه سراسر وجودمو میگرفت ولی به لطف هدایت الله و آموزه های ناب استاد بینظیرم میتونم به جرأت بگم این روزها از موفقیتها خوشحال میشم از ثروتها به وجد میام و اینکه چه باورهایی باعث بهتر شدن هر روزه من شده و داره بیشتر تقویت میشه درک عدم کمال‌گرایی و اینکه اگر اونها تونستن منم میتونم عجله ای نمیکنم پله پله طبق قانون به خواسته هام میرسم کافیه سمت خودمو بخوبی انجام بدم ….

    و این جمله ناب استاد که هر کسی هر جایی که هست دقیقا جای درستشه پس اگر خیلی پیشرفت کرده تو ذهنم میگم آفرین حتما فرکانسهای عالی فرستاده حتما که در مواقع حساس تونسته بخوبی ذهنش رو کنترل کنه و تمرکزش روی نکات مثبت بوده و باورهای عالی در اون زمینه داشته …

    حالا میام با قوانین تطبیق میدم میبینم بلههههه مو لا درز قوانین نمیره

    برادرم :در این چند سال اخیر هم از لحاظ مالی و هم روابط خیلی موفق بوده بیشتر که زوم میکنم میبینم آره اصلا اصلادنبال مسائل و حاشیه ها نیس سرش تو لاک زندگی و کارشه و این ینی کنترل ورودی هاش …کنترل ذهن

    اصلا براش مهم نیست کی چی میگه چی میخواد حتی نزدیکترین افراد خونواده ،مهم نظر شخص خودشه و اون کاری رو انجام میده که خودش میدونه درسته و این ینی مهم نبودن نظر دیگران…احساس لیاقت درونی

    اطرافیان و دوستانم که ازشون انرژی خوبی میگیرم وقتی به موفقیتی میرسن قطعا خوشحال میشم و تحسین میکنم البته ناگفته نماند اگر من اون موردی رو که خودم دنبالش باشم و بخوام داشته باشم رو فعلا تو زندگیم نباشه حالا یا مادی یا در روابط شاید اولش یخورده اون حس حسادت بیاد و کم کم حالمو خراب کنه که طبق قانون تونستم کنترل کنم بعضی اوقات هم پیش اومده که نتونستم و کلی به احساس بد و اتفاقات بد رسیدم و بعد به خودم اومدمو جمع وجور کردم

    میخوام بگم اگر خودمونو در هر موردی که مد نظرمون هست غنی کنیم حالا یا با باورهای درست و یا یا رسیدن به اون خواسته قطعا حس حسادت کم رنگ و نابود میشه و همه چی برمیگرده به حس درونی و لایق دونستن و یا نالایق دونستن خودمون که باعث دامن زدن اون حس‌ها میشه

    هر چقدر خودمونو غنی کنیم از خواسته ها و باورهای درست و احساس لیاقت درونی رو پروش بدیم قطعا با دیدن رشد و موفقیت دیگران انرژی میگیریم لذت میبریم

    باز هم شما استاد گرامی سپاسگزارم بابت این دوره عالی در پناه حق سلامت باشید و پایدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مریم بانو گفته:
    مدت عضویت: 2784 روز

    به نام خدا

    استادان عزیزم سلام

    من این فایل روچندروز پیش روی سایت دیدم وبه محض خوندن سوال اول چنان مقاومتی درمن به وجود اومد که نه بابا تواز موفقیت همه خوشحال میشی این چه سوالیه که بشینی ببینی وجواب بدی واز این حرفها

    حتی اینقدراین مقاومت شدید بود که تا سه روز من فایل رودانلودنکردم

    وبالاخره دوروز پیش دانلودش کردم وبه خودم قول دادم که حتما تمرینش روانجام میدم ،با اینکه این همه مدت از ورود من به سایت میگذره اما این سوال خیلی برام دردناک بود والبته جوابی که دادم هم باعث شد به رفتارهام بیشتر دقت کنم

    من درابتدانوشتم که از اینکه هرکس به موفقیت برسه من خیلی خیلی خوشحال میشم ونوشتم مثلا حمیدبرادرم بعداز 20سال خدمت رئیس بانک شد ومن کلی بهش تبریک گفتم اما ،وقتی نوشتم اما ذهنم گفت ببین مریم یه جای کار میلنگه واونم اینکه من هربارکه زن وبچه هاش رومیدیدم حالم بدمیشد ازاینکه هربار یه سرویس طلا میندازه ،یااینکه هرسال ماشینشون روعوض میکنن ،یا اینکه اون که مثل من دغدغه مالی نداره ،یااینکه اصلا اون زنش کارنمیکنه چرا من باید بابدبختی کارکنم ،آخرش هم بدهکارهمه باشم وسرووضعم از همه نامرتب تره !!!!!

    استاد وقتی اینونوشتم متوجه شدم چرا این تمرین رودادید وچرابایدمتعهدانه حتما بنویسیمش ،

    تونوشته های من جلواسم همه یه اما وجود داشت از حسادت وناراحتی ازبابت اینکه چرابقیه بهم هیچ کمکی نمیکنن ومن چرا باید اینقدر بدبخت باشم درصورتی که سالهاست فکر میکردم من دیگه ذهنیتم نسبت به همه عوض شده وچرا زندگیم اینقدر عجیب وغریب نادرسته وهیچی سرجاش نیست

    همون موضوع که آشغالها رومیزاشتم زیر مبل کاملا درسته

    استاد من ازموفقیت هیچکس خوشحال نمیشدم وبرعکس موفقیت هرکسی روکه میدیدم حالم روز به روز بدتر میشد ،چون قانون تکامل رودرک نکردم !!چون متوجه پشتکار آدمها نبودم

    چون ناامید شدم وخودم روبا همه مقایسه کردم جزباخودم

    استاد وقتی داشتم مینوشتم تودفترم حالم خیلی بد شد الان دوروز هست میخوام کامنت بزارم اما وقتی کامنت آیدارو دیدم به عنوان کامنت برتر گفتم مریم چی میخوای بنویسی توحتی بلد نیستی به درستی کلمات روکنار هم بزاری وبنویسی

    اما به خودم نهیب زدم وبه یاد آوردم دستاوردهایی که تواین مدت داشتم ،من ازیک حال وحشتناک روحی با خوردن کلی قرص افسردگی واز یک بدهی بسیار زیاد برای اون موقع من ،وبا هیچ مهارتی و….کلی داستان ازدادگاه وپاسگاه الان به جایی رسیدم که اصلا قابل مقایسه باقبلم نیست واین مقایسه با دیگران منو دچاریاس وناامیدی کرد ودوباره حالم روبد کرد به ،طوری که به موفقیت همه ناامیدانه نگاه میکردم وپس رفت کردم تاجایی که الان دوماهه دست از کارکردن هم کشیدم وباحال بد وپرازاسترس وناامیدی داشتم زندگی میکردم ومیگفتم خدایا ایرادمن ازکجاست ؟؟

    استادبرام عجیبه که دارم اینها رومینویسم واصلا نمیدونستم این کلمات تووجودم هست

    حالا که مینویسم متوجه میشم ایراد کار از کجاست ،استاد من به خودم بارهاوبارهاقول دادم که این روند رودنبال کنم ولی هربار یه کم که ازسایت فاصله میگیرم زندگیم دگرگون میشه وروبه پایین میرم ،

    ازتون سپاسگزارم که باعث شدید امروز بعداز41سال عمری که ازخداگرفتم متوجه اشتباهم بشم

    استاد من برای بهبود این وضع دارم آگاهانه سعی میکنم دیگران روتحسین کنم ،یه جاهایی موفق میشم اما توی ذهنم مدام تکرارمیشه که اصلا موفق نمیشی نمیخوادزورالکی بزنی ،حالا که چی موفقیت یکی دیگه روتحسین کنی وهزاران نجوا ،اما دارم تلاش میکنم که به زورذهنم روعادت بدم به اینکه تحسین کنم

    ویک ایراد اساسی که تووجودم با نوشتن این تمرین پیداکردم اینه که ،من مسئولیت صددرصدزندگیم رواصلا نمیپذیرم وهمش میگم به من چه وظیفه شوهرمه بره کار کنه به من چه

    واینومتوجه شدم درصدبالایی از اینکه من همیشه کارهام رونصفه نیمه انجام میدم اینه که مسئولیت زندگیم رومیخوام بندازم گردن شوهرم

    استاد ازتون سپاسگزارم به خاطر این سوال بسیاربه جا ومناسب که ذهنیت منو نسبت به خودم داره باز میکنه ومنو متوجه اشتباهم میکنه ،

    من دیشب توخواب مچ خودم روگرفتم که از موفقیت یکی از همسایه هادچارحسادت شده بودم وگفتم حتما امروز کامنتم رومینویسم تا یادم باشه چطورباید ذهن وقلبم روعوض کنم واز اول زندگیم روبسازم دارم سعی میکنم مسئولیت زندگیم روبپذیرم چون وقتی از صمیم قلبم پپذیرفتم نصف راه رورفتم وتوقعم از آدمهای اطرافم صفر میشه واونوقته که خودم زندگی که دوست دارم رومیسازم ،

    ازخدامیخوام هدایتم کنه به راه راست ،راه کسانی که به آنهانعمت داده

    باتشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 1580 روز

    به نام خدای مهربان

    وای خدای من از این حجم آگاهی

    من یک موضوعی رو متوجه شدم و اومدم درموردش بنویسم درمورد تحسین کردن و دیدم واقعا این موضوع نهایتی نداره و چقدرررر راه راحتیه تا ما به خواسته هامون برسیم

    حالا چی شد که این موضوع زنگ زد توی ذهنم که بیام بنویسم اینکه من دیدم دارم یک فایلی از استاد میبینم و با ذوق و شوق واحساس خوب دارم میگم ایولل استادد چقدر خوب بهه قانون عمل کردی ،چقدر خوب در عمل ازش استفاده کردی ،چقدر خلاقانه و دیدم وقتی که اینو دارم ادامه میدم منم دارم آماده میشم انگار تا دقیقا همینطوری که استاد از قانون استفاده کرده استفاده کنم و زندگیم رو خلق کنم

    خدای من چقدر این سلسله فایل ها فرصت بینظیری رو فراهم کرده

    جالبه یک موضوع دیگه ایی رو الان یادم اومد من اول که این فایل ها اومد روی سایت به خدا گفتم خدایا زندگی منو میخوام تغییر بدی با اینس سلسله فایل ها چطوریش رو نمیدونم و انتظارات مثبتم رو براش نوشتم الان میبینم خدای من چقدر هدایت های مختلفی شدم که واقعا شخصیت منو تغییر داده و چقدرر هنوزم کلی رشد و پیشرفت در راهه خدا میدونه چقدر نعمت و ثروت و فراوانی در زندگیم جریان پیدا کنه خدایااا عاشقتمم از این حجم هدایت که میگی تو فقط بگو چی میخوای به چگونگیش کار نداشته باش

    خدایا منم همینو اجرا کردم و گفتم و دوباره هم میگم میخوام اینقدر این سلسله فایل ها توی زندگیم تاثیر بزاره که جریانی از ثروت و نعمت و فراوانی توی ذهنم سرازیر بشه من نمیدونم چطوری میخوای هدایتم کنی اما میدونم راهش رو داری:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    عاطفه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    مهم ترین باورهایی که باید بسازم ، بهشون توجه کنم

    1) خواسته ها هرچند بزرگ در دسترس هستن :::مثال شراکت معدن برادرم

    2) موفقیت ربطی به سن و سال نداره

    3) مهاجرت ربطی به تحصیلات فوق العاده، سن و سال ، ثروت زیاد نداره

    4) ازدواج عالی ربطی به سطح خانوادگی ، چهره و استایل نداره .

    5) موفقیت به خودباوری بستگی داره ، به علاقه و باورها بستگی داره نه عوامل بیرونی

    6)قانون رهایی از خواسته خیلی مهمه مثال سحر ، سپیده ، اسما

    همه ی موفق ها این قانون توی وجودشون بود

    7) تفریح و گردش و شادی ، لذت بردن از لحظات خیلی مهمه ، برای موفقیت نیاز به جون کندن نیست.

    8)درک قانون تکامل و بعد تصاعد

    عاطفه دیدی که خاله ت اول تکامل ش و طی کرد بعد رسید به تصاعد

    دیدی که خانم خطاط تکاملش و طی کرد تا رسید به خواسته ش

    9)پول ساختن از صفر امکان پذیره

    حرف شوهر خالم( من صفر پول میسازم)

    استاد مهربانم، مریم عزیزم ممنونم بایت جلسات فوق‌العاده تون.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 1580 روز

    به نام خدای مهربان

    یک موضوع خیلی مهمی رو دوست داشتم برای خودم باز کنم و بیشتر شرح بدم تا یادم بمونه همیشه اونم :

    اهمیت تکرار هستش

    خب من خیلی تمرکز خوبی گذاشتم از همین اول که این سلسله فایل ها اومد روی سایت و خیلی مخصوصا توی همین قسمت اول تغییرات شخصیتی واضحی در من پدید اورد و خیلی اتفاقا انگیزه هام برای تمرکز زنده شد به نوعی که واقعا وقت چیزای بیهوده و الگی رو دیگه ندارم و میدونم هرچقدر زمان بزارم بازم کاری هست که انجام بدم و واقعا این موضوع منو متقاعد کرده که تا جایی که میتونم عمیق بشم و کامنت گذاشتن هم خیلی کمکم کرده

    بعد از اون تغییر شخصیت ها و نتایج واضحی که واقعا دیدم در خودم که دیگه نه نظر دیگران برام اهمیتی داره و چقدر احساس لیاقتم داره میره بالاتر چقدر بیشتر تحسین میکنم و… متوجه شدم که به میزانی که ما از این مباحث دور بشیم امکان داره دوباره یادمون بره و اون پاشنه آشیل برگرده سرجاش من توی همین چند روزه متوجه شدم که یکم داره برای من یکسری مباحث انگار میخواد برگرده ولی خب باز دوباره اومدم ذهنم رو بمبارون کنم از اگاهی ها و از تحسین کردن و از ساختن باور های مناسب

    همین چند دقیقه پیش داشتم روی یکی از ترمز های اصلیم کار میکردم اونم این بود که با موفقیت دیگران من خیلی بی عرضه احساس میکنم خودم رو یا احساس میکنم داره از ارزش هام کم میشه

    حالا نه فقط موفقیت خیلی وقت ها بوده وقتی دیدم یکی از من بیشتر داره جلب توجه میکنه یا مثلا من کسی بودم که قبلا خیلی توجه هارو جلب میکردم ولی الان اگر یکی دیگه بیاد جای منو بگیره حسابی خشمگین میشم و حالم بد میشه و خب یکم روی این ترمز داشتم کار میکردم و منطق های خوبی هم اوردم اما احساس میکنم هنوز همواره باید روی این موضوع که ریشه اش احساس عدم لیاقت هست کار کنم

    من واقعا همینطوری که هستم ارزشمندم من نیازی به تایید دیگران ندارم

    من وقتی طعم اینکه نظر دیگران برام مهم نباشه رو چشیدم دیگه واقعا حاضر نیستم برگردم به اون موقع هایی که نظر دیگران برام مهم بود و بنظرم خیلی مهمه که همواره به این موضوع تاکید کنم و ذهنم رو با ورودی مناسب بمبارون کنم

    واقعا از یک جا به بعد ادم تمرکز میزاره خود به خود دیگه لذت بخش میشه براش دقیقا برای منم همین موضوع شده یکی از لذت بخش ترین کارهای من شده که بیام روی خودم کار کنم یکجوری که دیگه بعضی وقتا باید برنامه ریزی کنم تا بتونم به یکسری کارهای دیگه ام هم برسم از بس که چسبیدم به این اموزه ها

    خداروشکر که در این مسیر زیبا هستیم

    خداوند یار و نگهدار ههمون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    yaser گفته:
    مدت عضویت: 2400 روز

    با سلام خدمت استاد و خانوم شایسته عزیز

    سوال 1

    اگر یکی از افراد نزدیک به من به موفقیت بزرگی برسن من چه احساسی دارم .

    جواب .

    یکی از فامیل های ما هست که هم سنیم و چند وقت پیش یه ماشینی خرید من اولش احساس بدی داشتم که این فرد تونسته بخره من هنوز بع این موفقیت نرسیدم و واقعه احساس بدی داشتم ولی .بعد از چند لحظه بود که به خودم اومدم و گفتم که خداروشکر اگر اون تونسته با وضعیت سخت تر از من بخره حتما منم میتونم .و این باورم رو باید تقویت کنم که موقعیت برای ثروت مند شدن و موفق شدن بی نهایته. و احساس کمبود نکنم و بعدش زنگ زدم بهش و کلی براش با احساس خوب آروزی بهترین هارو کردم .

    باور های محدود کننده(جهان سر شار از فراوانیه .موقعیت برای ثروت من شدن بی نهایته .آدم های موفق تلاش گر هستن.)

    سوال دوم 2

    من چه احساسی پیدا کردم بعد از این موفقیت این فرد رو دیدم ؟

    جواب سوال 2

    اول که خبر موفقیتش رو شنیدم .چون مدتی هست که روی خودم کار میکنم و باورهامو دارم هر روز بهتر و بهتر میکنم بعد از چندین لحظه که گذشت با خودم گفتم پسر خداروشکر که اون به موفقیت رسیده و میتونه به توم کمک کنه و بعد از این با هماهنگی رفتم پیشش و دلیل این که موفق شده بود رو بهم تعریف کرد و گفت که من اصلا خرج های اضافی ندارم و کسی رو اصلا هیچ وقت نخاستم باب میلم رفتار کنه و متقاعد کنم که این راه دروسته و یک چیز خوبی هم که داشت این بود برای خرید هر چیزی کلی میگشت و از جای خوب میخرید و این که همیشه پول هاشو تا نمیکرد و پول هاش به شکل صاف توی کیفش بود با این که کیفش پاره شده بود ولی پول هاش همیشه به شکل صاف همراهش بود .

    باورهای محدود کننده (آدم های موفق انسان های خوب هستن. آدم در هر شرایطی میتونه پیشرفت کنه . بدون سرمایه هم میشه ثروت مند شد .)

    سوال 3 سوم

    چه ایده هایی از این فرد گرفتم و چه کمکی به من میکنه؟

    جواب سوال 3

    من ایده اینو گرفتم که .حرف هیچ کسی برام مهم نباشه. روی خودم تمرکز کنم و حرف دیگران رو مهم ندونم. احساس لیاقت رو از درون پیدا کنم .پول هامو همواره به شکل دروست توی کیفم قرار بدم .همواره پس انداز کنم .

    سوال چهارم 4

    چه درس هایی میتونم از این فرد بگیرم از حرکات این فرد ؟

    جواب سوال 4

    این درس رو گرفتم که به دیگران کمک کردن هم خوبه .آدم همیشه میتونه روبه جلو باشه . با پس انداز کردن دروسته کم اما میشه با موفقت های بزرگی رسید. نظر دیگران و تایید دیگران رو مهم ندیدن و روی خودم تمرکز کردن .

    باور هایی که از خودم پیدا کردم و باید تغییرشون بدم .

    (ثروت فراوونه. آدم های موفق انسان های خوبی هستن.احساس لیاقت درونی دارم .تغیر آسان است.پیشرفت کردن پله ای است.خودبینی نداشته باشم.موقیعت برای پیشرفت کردن بی نهایته .آدم همیشه میتونه روبه جلو باشه و همیشه پیشرفت کنه.)

    خیلی ممنون از فایل خوبتون. سپاس گذارم ازتون .آرزوی بهترین هارو دارم برای دوستان و هم فرکانسی های عزیزم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    من هر آنچه دارم از آن خداست

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه

    جواب سوال اول

    من وقتی میبینم یک نفر چه آشنا و چه کسی که اتفاقی متوجه میشم از لحاظ مالی موفق شده خیلی خوشحال میشم و براش آرزوی موفقیت بیشتر و خیر میکنم به چندتا دلیل یکی اینکه میگم حقش بوده

    دوم اینکه باعث گسترش جهان میشه

    سوم اینکه از ارتباط گرفتن با آدم های این چنین کلا حس خوبی دارم

    قبلا ها خیلی دنبال این نبودم که ازشون سوال بپرسم که چطور موفق شدید به خاطر غرور ولی الان سعی میکنم بپرسم تا بشه الگوی خودم در زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2449 روز

    به نام الله یکتا

    ذهنیت پرقدرت «موفقیت»

    من سارا اردوان متعهد میشم به انجام تمرینات ذهنیت قدرتمند کننده تا عادت بشه در جریان زندگیم و هر بار بهتر و بهتر انجامش میدم.

    لیست افراد، موفقیت هاشون+احساس من+«زاویه نگاه مثبت،الهام بخش،خودباوری،ایده»+درس هایی که باعث موفقیت شون شده

    آقای محمد جاسم پور،بیزنس موفق، خانواده دار و‌متاهل،شخصیت صبور و مهربان

    احساس آرامش از چهره مهربونشون، حس ساده گرفتن زندگی و شخصیت بی ریایی که دارن

    زاویه نگاه مثبت:مرد ساده، بی ریا،خانواده دار، عاشق همسر و خانواده اش ، مهربون و ثروتمند و‌بخشنده هست،

    صبوری ایشون و مهربونی ایشون خانواده داری شون الگوی من

    خودباوری: وقتی بنده تو تونسته منم می تونمم

    ایده:«»

    درس هایی که باعث موفقیت شون شده:

    تکامل و پیشرفت آرام آرام در بیزنس

    مژگان:

    ازدواج موفق با فرد ثروتمند و فرشته مهربونش،بسیار خوشحالم و آرزوی خوشبختی فراوان،دختر بسیار مهربان و در تایم مناسب جور شد خودبه خود خودش گف جوور شد،راحت بگیرم و تمرکزم روی خودم باشم همه چی در تایم خودش به راحتی در جریان

    هدی و آقای حسینی

    ارتباط زیبا، ساده و صمیمی بی توجه به زمان،

    آرزوی خوشبختی،شادی و عشق بیشتر

    هدی: دختری که خووب مدیریت میکنه، چند سال بوده و نسبت به هم شناخت و علاقه پیدا کردن، دختر ساده بی ریا و سرش توو کار خودشِ

    رضوانه: مکالمه به کره،ژاپن و عربی و انگلیسی

    تحسین کردم

    من آروم آروم در مکالمه انگلیسی و عربی هر بار بهتر و بهتر میشم

    دختر بی ریا و خاکی که ازش خواستم و نرم افزارهای خوب رو‌معرفی کرد حتی شماره شو داد برای ارتباط مون

    من منحصر به فردم و یگانه ام در این جهان

    من استعداد و‌توانایی منحصر به فرد خودمو دارم

    من بی قید و شرط ارزشمندممم، وجودم ارزشمنده، بی قید و‌شرط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    عطیه یزدخواستی گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    سلام و تشکر بابت ویدئوهای عالیتون،من بیشتر از اینستاگرام شمارو دنبال میکنم و به تازگی سایتتونو پیدا کردم ولی دوست دارم نتایجمو بنویسم:

    من زمانی که دیدم دوستم آرایشگاهی رو زده خیلی خوشحال شدم و واقعاااا بهم انگیزه میداد چون من داخل اونجا کار میکردم ولی با تلاش دقیقا شرایطی مشابه اون واسم پیش اومد و مهرماه1402 خودم آرایشگاه خودمو زدم و این واسم دستاورد واقعا عالی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سید محمد پیش بین گفته:
    مدت عضویت: 2060 روز

    سلام و درود

    چقدر اسم این دوره قشنگه. همه چیز از ذهنیت ما شروع میشه. به هر چیزی که فکر میکنیم به همون تبدیل میشیم.

    چند سال پیش من یک فرد افسرده بودم که از هر چیزی فرار میکرد. فکر میکردم که هیچ وقت دیگه نمیتونم به زندگی طبیعی برگردم و به اهدافی که قبلا توی سرم بوده برسم. همیشه دوست داشتم نیویورک ببینم و اونجا تحصیل کنم اما عملا بعد از اتفاقی که برای من افتاده بود دیگه حتی به رفتن به شهر دیگه هم فکر نمیکردم چه برسه به یک کشور دیگه!! چند وقتی بود که خدا فراموش کرده بودم. از یه جایی به بعد ذهنیت من رفته رفته تغییر کرد. هر روز روی خودم کار میکردم و به افکارم توجه میکردم. هر جایی که داشت منو به سمت اشتباهی میبرد ترمزشو کشیدم و اجازه ندادم ادامه بده. باید بگم هیچ وقت نتونستم این کار صد در صد انجام بدم ولی سعی میکردم ذهنمو کنترل کنم. هیچ وقت فکر نمیکردم با کار کردن روی افکارم میتونم زندگیمو تغییر بدم. خدا وارد زندگیم کردم و همه چیزو ازش خواستم. دیگه هر اتفاقی پیش میومد استرس نمیگرفتم که وای اینو باید چیکار کنم! هر چالشیو به دید یک سکوی پرتاب برای پیشرفت میدیدم. تونستم بعد از چند سال افسردگی زبان انگلیسی بخونم، آزمون بدم و اپلای کنم. الانم توی بهترین ایالت دنیا و شهر رویایی خودم یعنی نیویورک دارم دکتری هوش مصنوعی میخونم. همه چیز برای من تغییر کرد وقتی ذهنیت قدرتمندی برای خودم ساختم و به خدام اعتماد کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 1346 روز

      سلام آقا سید محمد عزیز

      خدارو هزار مرتبه شکر برای ارزش آفرینی که دارید.

      بهتون صمیمانه تبریک میگم.

      چقدر حالم عالی شد با خوندن کامنت شما

      خیلی ها توی بهترین شرایط زندگی میکنن و کارهای بزرگی هم انجام میدن اونا هم قابل تحسین هستند.

      ولی فردی خودساخته مثل شما که بعد از طی کردن دوران افسردگی به لطف خدایی قادر بهترین رابطه رو با خودش ساخته

      خیلی قابل تحسین و تقدیره

      در کتاب قرآن وقتی فرشتگان حضرت ابراهیم رو به ولادت فرزندی مژده می‌دهند

      میگن نا امید نباش

      و حضرت ابراهیم فرمایش میکنه

      نه نا امید نیستم

      جز گمراهان از در گاه خداوند نا امید نمی‌شوند.

      شما ایمانی ابراهیم گونه پیدا کردید که امیدوار شدید

      یقین پیدا کردید که برای خداوند هیچ نشدی وجود نداره

      و فقط ما باید از حال غم بیرون بیایم

      باید به جای نا امیدی و حساب کردن روی آدما

      روی خدایی به این عظمت حساب کنیم

      و همواره به یاد داشته باشیم که

      لاتغنطو من رحمه الله

      بله می‌شود می‌شود

      با خودم میگم به به ببین این بنده ی نازنین خداوند چکار کرده

      تونسته به سرزمینی که آرزوی قلبیش بوده برسه و در کارش موفق بشه

      با جون کندن و دست و پا زدن نه !

      با عشقی که در درون خودش پیدا کرده با شناخت خودش و کنترل افکارش تونسته ذهن چموش رو رام کنه

      و خدا هم طبق قوانین بی برو برگشت خودش بهش احسنت گفته

      شما افکار زیبای خودتون رو هم جهت کردین با خواسته هاتون

      و این خیلی زیباست.

      احسنت بر استاد عباسمنش عزیز که چنین شاگردانی تربیت میکنه

      من خدارو هزاران بار شکر میکنم و افتخار میکنم که شاگرد این محفل مملو از آگاهی هستم.

      و برای شما آقاسید محمد عزیز

      موفقیت های بیش از پیش رو آرزو دارم.

      ان شاءالله همه ما هم بتونیم با رعایت قوانین الهی به خواسته ها و آرزوهامون برسیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: