ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 60 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














سلام بر استاد عزیزم
امروز آنقدر این فایلتون منو تحت تاثیر قرار داد که نتونستم بخوابم و یه خودکار و دفتر گرفتم و نشستم کار کردم و چقدر من باور های اشتباه داشتم برام کاملا رو شد که میخوام اینجا بنویسم و تعهد بدم که تا آخر این دوره کامل انجامش بدم
احساس من نسبت به موفقیت دیگران :
مثل دوستم مدرسی : یه باشگاه عالی زده که کلی هم طرفدار داره و باعث شد که منم ایده بگیرم و بیام و باشگاه بزنم
باور تقویت کننده-باور پذیر کردن این موضوع که میشود یه باشگاه زد و باعث شد منم حرکت کنم
باور محدود کننده _برام حرف مردم آنقدر مهم بود که بعد یه مدت بستمش و دیگه نمیخوام دوباره برگردم به اون کار
خواهر کوچیکم :به راحتی خونه دار داره میشه تحسینش کردم به خاطر باور های قویی که داشت که داره خونه دار میشه و این که حسادت کردم که چرا خانواده ام برای من این کار رو نکرده (این احساس رو الان که نوشتم فهمیدم )
باور های تقویت کننده -اگه بخوایی میشه فقط باید بخوایی و درخواست کنی (خواهرم همیشه خیال پردازی میکرد )
باور های محدود -تکیه کردن من به غیر از خدا بوده که منو به عقب مینداخته
همسرم : تحسین میکنمش و سعی میکنم ازش چیز هایی یاد بگیرم و قابل گفتنه که همسرم دوره های شما رو گوش میده و شما یه الگوی موفق هستین براش که خیلی از چیزا رو باور پذیر کردین که آره میشه
باور. های محدود کننده -من همیشه خودمو کنار میزنم و خودمو کوچیکه میشمارم ولی باید یادم باشه که منم در راه رسیدن به این موفقیت بهش کمک کردم و هنوز هم هستم
باورهای تقویت کننده – برام خیلی از چیزارو باور پذیر کردش و کاری کرد منم برای رسیدن به خواسته ام تلاش بکنم
خواهر شوهرم : موفقیتش در ازدواج واقعا حسادت میکردم اعتراف میکنم با خودم مقایسه اش میکردم که باعث میشد بعضی وقتا زندگی و موفقیت های خودم به چشم نیاد که الان فهمیدم احساس واقعیم رو و باعث اعترافم شد .
باور های محدود کننده : خویش تن پذیری ندارم و باید روی خودم کار کنم
باور های تقویت کننده : باور پذیر بودن تجربه کردن همچین عشقی در ازدواج و زناشویی
سمیه :دختر همسایه مون که معلمی قبول شد واقعا قابل تحسین بود و براش خیلی خوشحال شدم
باور های تقویت کننده :باعث شد بگم منم میتونم یه همون جایگاه برسم
استاد جان من از همه این نوشته هایی که هم رو سایت دارم تایپ میکنم و هم در دفترم نوشتم به این نتیجه میرسم که همه این آدم ها خواستن و توانستن و این که همشون تکامل طی کردن یه جورایی به منی که میخوام یه کاری رو شروع کنم باعث ایجاد باور های تقویت کننده در باره امکان پذیر بودن خواسته هام شده و واقعا انگیزه گرفتم و در آخر یه تشکر هم میخوام بکنم بابت دستای خداوند بودنتون در راه درک این مسائل و حل کردنشون ️
سلام و نور
براستاد عباس منش عزیز ومریم جاااانم
خیلی ذوق زدم که چند تا مطلب رو باهاتون مطرح کنم.
همسر من حدود 3سال قبل دوره 12قدم رو خریداری کردند. فایلهارو بارها وبارها دیدیم وشنیدیم ولی نتونستیم بهره کافی ببریم و دلیلش «در مدار نبودن» خودمون بود. فقط در حد شنیدن باقی موند.اون روزا اصلا شرایط روحی ومالی و….مناسبی نداشتیم و ی ورشکستگی بزرگی رو تجربه کرده بودیم.
توی این مدت گاهی فایلهای استادرو میدیدیم وتحسین میکردیم، گاهی ستاره قطبی می نوشتیم.
1 تا اینکه مریم عزیزم پیشنهاد پروژه خانه تکانی ذهن رو داد. من متعهدانه وبا تمرکز بالا 20گام باهاش حرکت کردم عااالی وبی نظیر بود.
2 بعد از گام بیستم در خواب دیدم خانواده ما با استاد ملاقات کرده وراجع به موفقیتها و قانون صحبت میکنیم. حس فوق العاده بود. بینظیر و وصف ناشدنی واین در حالی بود که انبوهی از آدما مشغول روز مرگی وهیاهو بودند.
خدایا شکرت
هزاران مرتبه به خاطر ایجاد این حس خوب از خدا سپاسگزاری کردم.
3امروز نشونه رو با احساس عاااالی باز کردم وذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده اومد. با اشتیاق و انگیزه قسمت اول رو دیدم.
وحالا در مورد این قسمت باید بگم که من از صمیم قلبم خوشحال میشم ودر اغلب موارد اشک به چشمانم میاد.وبعضا ازشون میپرسم و تحسینشون میکنم ولی گاهی هم غبطه می خورم، که ای کاش منم به این موفقیت برسم.
وهمیشه این موضوع برام جای سؤال بوده که من که خیر خواه همه هستم پس چرا شرایط وموفقیتهایی که دنبالش هستم رو نمیبینم؟«البته زمانیکه با قانون آشنا شدم متوجه شدم که فقط اون فاکتور کافی نیست.»
بسیار سپاسگزارم از حال خوبتون وحال خوبی که در جهان متساعد میکنید.من بااستادبه خداوند نزدیکتر شدم. وهر وقت حالم عالیه کلی انرژی مثبت برای استاد و مریم جون میفرستم.
شاد باشید آرام باشید وسعادتمند در دنیا وآخرت.
سلام
من وقتی میبینم اطرافیانم پیشرفت کردن میگم ببین تو هم میتونی واین نشون میده که این عمل شدنی هست وسد ذهنی من شکسته میشه چون همیشه فک میکنیم موفقیت برای آدمهای خاص و قشر خاصی هست ولی وقتی کسی از قشر ما میتونه پس برای ما انگیزه میشه که ناملایمات و ناخواسته ها رو میشه کنار زد وبا توکل به خدا به همه چیز رسید البته که باید فضاگشایی کرد وبه خواسته ها نچسبید وبرا خدا راه مشخص نکرد
من یه جاری دارم با اینکه همسری داره که واقعا محدودش میکنه وخیلی بد دل ومتحجر هست
اما جاری من تونست با تمام محدودیتها یه گالری آموزش نقاشی راه بندازه و برا خودش بدون اینکه همسرش متوجه بشه آپارتمان بخره چون همسرش اگه میفهمید مانع میشد وبعد ماشین خرید وبعد با تمام مخالفتها به تنهایی راهی سفر مکه شد
ایشون برای من خیلی الهام بخش هستن شاید اوایل در ته دلم کمی به ایشون حس حسادت داشتم یا پیش خودم میگفتم من حوصله اینهمه جنگ ومبارزه ندارم یا حوصله این همه قسط و وام ندارم ولی بعد دیدم این یک نگاه محدود کننده هست که نمیذاره من موفقیت ایشون و کار بزرگی که انجام دا ه رو ببینم و شروع کردم به تحسین کردن و دقت کردم که ایشون چطور پا رو ترسهاشون گذاشتن وبا توکل به خدا ویش رفتن ودیدم حتی چه الگو خوبی برا بچه هاش شده که باور دارن مادرمون هر کار بخواد میتونه انجام بده
دختر من همیشه پدرش رو مانع ویشرفت خودش میدونه واون رو یه سد در برابر خواسته هاش میبینه .من همیشه بهش میگم عموی تو صد درجه از پدرت بدتره ولی زنعمو هر کاری خواست انجام داد با داشتن چهار تا پسر بچه شیطون و وقتی میخواد کاری کنه تنها خودش رو در نظر میگیره ونمیذاره حرف بقیه مانع کارش بشه
خثاهرم هم فرد موفقی هست از نظر مالی وزندگی .من وقتی دقت کر م دیدم چون همیشه بلند پرواز هست وخواستهای بالایی داره وخدا به اندازه نظر بلندت بهت میده
به نام خداوند هستی بخش
سلام به استاد نازنین و عزیزدلم
استاد قشنگم در ابتدا سپاس گزاری میکنم ازتون که این فایل عالی رو تهیه کردید و این آگاهی های ناب رو در اختیار ما قرار میدید، بی نهایت سپاس گزارم ازتون
در مورد سوالی که پرسیده شد، من قبلا وقتی میدیدم داداش و ابجی هام، مخصوصا دوست های همسن و سال خودم که توی مدرسه یا دانشگاه باهم بودیم، خوب پول درمیارن یا ماشین خریدن یا ازدواج کردن و عروسی میکردن احساس بدی بهم دست میداد، میتونم بگم حسادت، که چرا اون تونسته و من نتونستم، یا میدیدم فلان دوستم درآمد ماهیانه اش از من بهتره یک جورایی حسادت میکردم، هیچ وقت در ظاهر بروز نمیدادم ولی در درون احساس بدی داشتم
بعدها که متحول شدم و قوانین رو فهمیدم، تمام تلاشم رو کردم که در این مواقع وقتی درآمد عالی بقیه یا خرید ماشین بهتر اطرافیانم رو میبینم شکرگزاری کنم و خدارو شاکر باشم که اون فرد به این موفقیت رسیده
حالم نسبت به قبل خیلی خیلی بهتر شده اما واقعیتش اینه که بازم هرازگاهی حس بدی ممکنه بگیرم، به نظرم بخاطر حسادت نیست بیشتر به خاطر اینه که چرا من که دارم روی خودم کار میکنم و تلاش میکنم نتونستم مثل دوستم، باجناقم و یا خیلی های دیگه که حتی شاید مثل من روی باور هاشون کار نمیکنند نتیجه بگیرم
خودم میدونم که نباید این احساس بهم دست بده و من باید طبق قانون تکامل، تکاملم رو طی کنم و خودم رو با خودم مقایسه کنم نه با کس دیگه
اما هنوز نتونستم به مرحله ای برسم که از دیدن موفقیت های بقیه و ثروت ساختنشون، صد در صد خوشحال بشم و احساس عالی داشته باشم
خیلی بهتر شدم توی این زمینه ولی هنوز در این مواقع نجواها سراغم میاد که ابوالفضل تو هنوز خیلی عقبی، بقیه دارن حسابی پول در میارن ولی تو سرعتت خیلی پایینه
امیدوارم که با استفاده از این مجموعه بی نظیری که شما میخواهید ارائه بدید این مسئله رو برای همیشه حل کنم و به احساس عالی در این زمینه برسم
البته اینم باید بگم که همیشه سعی میکنم که در این مواقع به خودم بگم که اگر اون تونسته منم میتونم، منم میتونم اندازه فلانی پول بسازم یا ماشین و خونه بخرم، ولی خب هنوز توی این زمینه خیلی جاداره بیشتر کار میکنم تا قوی تر بشم و احساسم خالص تر بشه
در پایان خداوند رو سپاس میگم که در حضور این جمع بی نظیر هستم، در کنار دوستانی که همه رنگ و بوی خدایی دارند
در پناه الله مهربان️
درود بر استاد گرامی.
فایلهای شما واقعا چراغ هدایت من هستند و من باور
دارم که میتوانم خالق زندگی خودم باشم .این باور
خالق بودن از آنجایی میاد که ما جزیی از خدا هستیم
پس میتوانیم مثل خدا هر روز به خدا میگم چه چیزها یی امروز میخام.
و کاینات آن رو برام اجابت میکنه.
بهتره از چیزهای کوچیک شروع کنید که به خود باوری برسی که ما دستور میدهیم و کاینات اجرا میکند
البته نباید باور مخرب و ترمز توی ذهنتون باشه.
درود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته گرانقدر
و همه دوستان گلم در سایت
استاد جان من همزمان با دیدن فایل داشتم تمرینم را انجام میدادم و گفتم چون مسئله شخصیست توی دفترم تمرین میکنم و مینویسم
از اونجایی که همون اول فایل متوجه شدم که این مطالب واقعا مثل یک دوره کامل هست و شاید باورتون نشه با خودم گفتم خداروشکر که دقیقا همون چیزی که من منتظرش بودم و از خدا خواستمش به صورت رایگان داره در اختیارم قرار میگیره
پس من هم به احترام زحمات شما تمرینم را در سایت مینویسم
هر چند نوشتن این تمرین اینجا برام کار سختیه ولی به احترام شما و اینکه برای ما ارزش قائل بودید و انرژی صرف کردید من هم با عشق به احترام شما و برای پیشرفت خودم و تغییر احساسم و تغییر باورهام مینویسم و از خودم رد پایی به جا میگذارم
استاد عزیزم من در مورد موفقیت های افراد غریبه هیچ حسی ندارم
و اتفاقا خیلی هم خوشحال میشم که یک انسان توانسته به خواسته اش برسه
و همیشه مثال های زیادی میزنم از افرادی که چطور تونستن به موفقیت برسن و با شور و هیجان ازشون تعریف میکنم و تحسینشون میکنم
ولی در مورد آشنا ها حس خوبی نمیگیرم
چون از خیلی لحاظ ها در فامیل و در بین آشنا ها مورد تأیید هستم و در کل از هر لحاظ قبولم دارند که البته هم بابت این اعتبار زحمت کشیدم و روی خودم و توانایی هام کار کردم
به همین دلیل که دیگران و البته خودم، خودم را قبول دارم بابت موفقیت نزدیکانم بهم بر میخوره
که مثلا فلان شخص اگر تونسته باغ بخره چه فایده چون آدم بدرد بخوری نیست و من بدرد بخور هستم و همه دوستم دارن و از من تعریف میکنند و خیلیها با من رفت و آمد دارند و کسی از اون خوشش نمیاد
یا مثلاً فلان دوست یا همکار یا نزدیکان خودم در کار قبلی ای که من در اون فعالیت داشتم تونسته به موفقیت های خوبی برسه و من توی ذهنم اون موفقیت را کوچک میکنم و بهش حسادت میکنم و میگم فلانی که بدرد بخور نیست
اون فقط سرش به زندگی خودش هست
ولی من به همه کمک میکنم و همه قبولم دارند
یا اون از لحاظ فنی از من پایین تره و اصلا به پای من هم نمیرسه
در حالی که میبینم روند کاری اون بهتر از من پیش میره و موفقیت های مالی بهتری بدست آورده هر چند که من از لحاظ کاری و فنی بالاتر از اون باشم
در واقع من به درآمد و موفقیت های مالی اون شخص حسادت میکنم
و همیشه تو ذهنم جنگ دارم که اون در سطح من نیست ولی شاید تونسته پول بیشتری در بیاره
ولی من از اون بهترم و اون به پای من نمیرسه
در واقع این افکار باعث آزار من میشه
مخصوصا وقتی میبینم که اون شخص از لحاظ آرامش و آسایش خیلی بهتر از من داره زندگی میکنه و من همچنان درگیر مسایل مالی هستم هر چند که بسیار توانمندی هایی دارم که ارزشمند است
……..
در واقع من نسبت به اون شخص احساس خوبی ندارم و همیشه میگم که اون فقط سرش به کار و زندگی خودش بوده و با کسی ارتباطی نداره و کسی هم دوستش نداره
ولی من با همه رفت و آمد دارم و همه دوستم دارند
در حالیکه من با این تفکر همیشه دوست دارم آرامش و آسایش زندگی اون شخص را داشته باشم
پس نتیجه میگیریم که من مشکل دارم و باید اصلاحش کنم
بیشتر عقیده داشتم که اوایل کار پدرش کمکش کرده و من پدرم در قید حیات نیست که حمایتم کنه
یا اینکه اون فقط پولو میبینه و هیچ چیز دیگه ای براش ارزش نداره ولی من به مردم از هر لحاظ احترام میگذارم و هوای مردم را دارم
که این باور هم باعث شده خیلی ها از رفتار خوب من سوء استفاده کنند و من همیشه بدهکار باشم در حالیکه کلی پول از مردم طلبکار هستم
………..
حالا به فرمایش شما میخوام ببینم از چه زاویه ای به این قضیه نگاه کنم احساسم بهتر میشه و چطوری میشه که موفقیت اون فرد برام الهام بخش باشه برای رسیدن به موفقیت
من میتونم از این زاویه بهش نگاه کنم که من بر حسب توانایی هام و بر حسب شخصیتی که دارم جایگاه خودم را دارم و اصلا با کسی مقایسه نمیشم و هر کسی در جای خودش انسان ارزشمندیست و من خودم را با هیچ کس مقایسه نمیکنم چون من شخصیت و اعتبار خاص خودم را دارم و همچنین موفقیت های بسیاری در زندگی دارم که ارزشمند هستند
پس به موفقیت طرف مقابل هم احترام میگذارم چون برای رسیدن به هدفش تلاش کرده و موفقیت اون چیزی از ارزش های من کم نمیکنه
ضمن اینکه من برای پیشرفتم مدتهاست که به مکانی مهاجرت کردم از لحاظ کاری
که چندین برابر قوی تر از گذشته است
و این خودش یک موفقیت با ارزش هست برای من
پس من نیازی نیست خودم را با سطح دیگری بسنجم در حالیکه در سطح خوبی دارم به مسیرم ادامه میدهم و هر کسی در هر مکان و سطحی که پیشرفت کنه با ارزش و قابل احترامه
پس من در جایگاه خودم با ارزش هستم
و اون دوست عزیزمون هم در جایگاه خودش ارزشمنده
…………..
من چه درسهایی میتونم بگیرم از مسیر اون دوستم که باعث شده به موفقیت برسه
به نظر من تمرکز تمام و کمال بر روی کار و زندگی شخصی اون فرد باعث شده که به موفقیت برسه
دقیقا موردی که من رعایتش نمیکنم
یعنی من حاشیه های زندگیم بیشتر در اولویت هستند تا اصل زندگی
اون شخص فقط برای خودش و زندگی خودش زمان میگذاره
و من فقط برای دیگران
پس باید تمرکزم را از زندگی دیگران بردارم و بر روی زندگی خودم بگذارم
ضمن اینکه اون شخص در مورد مسایل مالی با کسی رودربایستی نداره و پولش را تمام و کمال در زمان درست دریافت میکنه و بعد کار انجام میده و من بالعکس
یعنی با دلسوزی و احساس مهربونی میخوام با شرایط طرف مقابل پیش برم که همش برای من ضرر میشه
این برداشت من بود از این تمرین و چقدر ذهنم باز شد نسبت به افکار محدود کننده ای که داشتم در گوشه ذهنم و هیچوقت مثل الان بهش فکر نکرده بودم
استاد عزیزم صمیمانه از شما سپاسگزارم بابت زحماتی که میکشید
از خدای عزیز هم سپاسگزارم که من را به این فایل گرانبها هدایت کرد
پیروز و تندرست باشید،
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
خداروشکر برای این ک انقدر قشنگ و عیان هدایتمون میکنه سپاسگزارم بابت این فایل فوقالعاده ک دقیقاً جواب سوالاتم رو گرفتم…
وقتی وارد سایت شدم هدفم فایل دیگه ای بود اما دیدم فایل جدید اومده موقعی ک شروع کردم ب انجام تمرین ها تازه فهمیدم وای منی ک میگفتم اصلا حسادت ندارم چقدر این باور محدود کننده رو در خودم جا داده بودم و متوجه نمیشدم .. مثلا همینجور ک استاد گفتند زمانی ک کسی ب اون چیزی ک من میخواستم میرسید من دیگه اون مورد رو نمیخواستم و رها میکردم اما حتی خودم نمیفهمیدم و فقط یه حس بدی رو چند دقیقه تجربه میکردم و از کنارش میگذشتم….برای یک جاهایی از تمرین ممانعت داشتم ک حقیقت رو حتی ب خودم بگم اما گفتم و نوشتم و جواب تموم سوالاتم رو گرفتم اونم جوابایی ک حتی ب ذهنم خطور نمیکرد مثلا فهمیدم من یه الگوی تکرار شونده دارم ک حتی ریشش رو نمیدونستم کجاس یا این ک ب قول استاد احتمالا طرف مقابل من از بالا بهم نگاه نمیکنه قصده خورده گرفتن هم نداره بلکه باور من اینه و همهی این ها برای اینه ک من در عزت نفسم مشکل داشتم حسادت پنهان داشتم و خودم متوجه نبودم الان معنی مورچه سیاه روی سنگ سیاه رو میفهمم…چ ترمز هایی ک در ما وجود داره و از اونا بیخبریم اما خدارو شاکرم ک امروز هدایتم کرد و از تمرینات جوابم رو داد و از استاد عزیز بابت این فایل سپاسگزارم ... درس هایی ک من از تمرینات این فایل فوق العاده گرفتم:
•با تمرین های پی در پی میشود در هر زمینه ای ب چیزی ک میخواهی برسی
•این ک باید الگوهای تکرار شونده رو پیدا کنم و درستش کنم ….
•باید عزت نفسم رو بالا ببرم و روی خودم کار کنم تا حس ناتوانی از من دور بشه
•ثابت قدم بودن کنترل ذهن و قربانی کردن چیزهایی گذرایی ک فقط گول زننده هستند
•تمام دنیا حول عدالت و قوانین ثابت خودش میچرخه پس اگر برای دیگران میشود برای من هم میشود فقط کافیه ب این ایمان داشته باشم
•ب موفقیت های دیگران از زاویه ای نگاه کنم ک باورهام تقویت بشه و انگیزه بگیرم
•رها کنم مسائل کوچیکی رو ک خودم رو ب اونا گره زدم و دستو پامو برای پرواز ب سمت موفقیت ها بسته مثل همون گوی سنگینی ک در کیلیپ با زنجیر ب پای اون مرد بسته شده بود و بقیه در حال پرواز بودند
• حفظ آرامش و صلح در خودم با فهمیدن قانون تکامل ؛ عدالت و خیرخواهی خداوند
واااای خدای من باورم نمیشه یک تمرین ساده و کوچک اینهمه جواب و درس برای من داشته باشه
خدایا سپاسگزارم ک نمیذاری از این مسیر زیبا دور بشم و کمکمون کن تا بتونیم ثابت قدم بمونیم و اسیر مسائل و ناچیز های زمینی نشویم
هزاران بار شکرت ای صاحب اختیار جهان
سلام استاد عزیزم من قبلا وقتی میدیدم یکی به موفقیتی رسیده حسادت میکردم اما بیشتر حسرت میخوردم تا حسادت چون کلاا حسود نیستم ،اما یک نکته خیلی مهمی که از وقتی یک سال پیش دوره عزت نفس رو خریدم متوجهش شدم این بود که تا یکسال پیش که میدیدم خواهرام ماشین میخرن ،وسایل زندگیشون رو عوض میکنن ،مسافرت میرن ،تولد میگیرن نه تنها حسادت نمیکردم بلکه اصلا تو وجودم نمیدیدم که حتی برا یک بار هم که شده از خودم بپرسم توام دوست داری اینا رو داشته باشی ؟اصلا تو لیاقت خودم نمیدیدم که برسه بهش فکر کنم و خودمو گول میزدم که من ساده زیستم ،من گذشته تجربیات و اشتباهات خیلی زیادی داشتم که منو از خواسته هام دور میکرد هرچند من همیشه خودمو دست کم میگیرم اما یکساله که همه چی تغییر کرده و من خیلی بهتر شدم ،استاد من بعضی مواقع که میبینم همکارام کاری شبیه به کارمنو دارن انجام میدم ی لحظه حس ترس میاد سراغم که ای وای دیدی چی شد اما بعداز چند لحظه سریع حالمو خوب میکنم و باورای خوب به خودم تزریق میکنم و سعی میکنم آگاهانه حال خودمو خوب کنم ،استاد ما باید خیلی حواسمون به این جمع باشه که گول نجواهای ذهن رو نخوریم چون ذهن مدام بهت ترس میده ومن خیلی دوست دارم مدام توجهم به فراوانی ونکات مثبت باشه ،واینو مدام به یاد خودم میارم که استاد همیشه میگه اگر ی آدمی هر جای دنیا تونسته ی کاری رو به نحو احسنت انجام بده توهم میتونی دوستون دارم استاد ️️
سلام به استاد عباسمنش و مریم بانو و همه دوستان سایت
متاسفانه از رشد و پیشرفت برخی از افراد خصوصا فامیل دلگیر میشوم و نمی خواهم دیگران قبل از من پیشرفتی کنند.
با حس حسادت خودم را با دیگران مقایسه می کنم و اگر شکستی برای فردی رخ بدهد متاسفانه احساس بدی ندارم.
در فامیل چند نفر هستن که در حال حاضر از من رشد بهتری داشتن،مثلا دختر یکی از اقوام با اینکه کوچکتر از من است،خیلی زودتر از من شاغل شد، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند زیبا و جذاب ، به کمک همسر کارمندش توانست در مرکز استان یک آپارتمان سه طبقه بخرد و خودروی روز،در عین حال که خیلی سرزنده،خوش رو و خوش پوش است و اتفاقا علاقه قلبی هم به او دادم اما متاسفانه در مقایسه با او احساس حقارت می کنم در حالی که خودم و همسرم هم شاغل و دارای زندگی کارمندی هستیم،فرزندی ندارم و خرید خانه در توانمان نیست.
برای جواب سوال اول، خودم را راضی کرده ام که مقایسه را کنار بزارم و روی خودم در زمینه رشد مالی و مهارتی تمرکزی کار کنم،باور کنم که وقتی او توانسته این مسیر را سپری کند من هم می توانم خیلی راحت راه پیشرفت را پیدا کنم.برای رسیدن به خواسته ام از خدا درخواست کنم و با رها کردن و نچسبید به خواسته ام بقیه راه را به خدا بسپارم،شاد باشم و بدون ناراحتی و فکر مشغولی راحت زندگی کنم،سرم فقط در زندگی خودم باشد و با آرزوی موفقیت بیشتر از قبل برای او و خانواده اش برای پیشرفتم تلاش کنم،این را باور کنم که هر چقدر تعداد افراد موفق و ثروتمند اطرافم بیشتر شود،زمینه ترقی و رشد من بیشتر فراهم می شود زیرا این اتفاق برایم باورپذیرتر خواهد شد.
سوال دوم،((الهام)) از ناهمواری ها و سختی های او خبر نداری و تنها داری ویترین کار را می بینی،به نظرم در این مسیر بی وقفه با حس شادی که از او سراغ دارم تلاش کرده و اولویتش رفاه خودش بوده و کاری به حواشی اطرافش نداشته ،از دستیابی هایش برای دیگران حرفی نمی زند و نتایجش اوضاع خوبش را بازگو می کند.شاد زندگی میکند و از دیگران تعریف می کند و هیچوقت ندیدم گله و شکایت کند .
(….) عزیزم الان که این موضوع رو نوشتم احساس بسیار خوبی بهت دارم و از صمیم قلبم دلم می خواد اوج بگیری و برای شادی هزاران برابر رو آرزو می کنم.
خدای خوبم به من توفیق استمرار در پیشرفت در مسیر بده و کمکم کن با عشق و بدون هیچ عجله ایی و با لذت با همسرم زندگی کنم و خودم و همسرم رو تحت فشار قرار ندهم و همه امور رو دست خودت بسپارم زیرا تو بی نهایت ودود و بخشنده ایی.
استاد عباسمنش بزرگوار از شما برای قرار دادنمان در مسیر خودشناسی بسیار سپاسگزارم.خودشناسی برای من حلقه مفقود زندگیم همیشه بوده و خیلی مشتاقم خودم رو کشف کنم.
یا حق
استاد عزیزتر از جان
این کامنت رو میزارم برای اینکه از حضور خودم در این جلسات بهتون خبر بدم. وقتی که شما تمرین امروز رو گفتید من شروع کردم به تایپ کردن این تمرین در یک فایل ورد که بعد در سایت کپیش کنم. اما هر چه بیشتر توضیح دادم و پیش رفتم، دیدم اینکه میخوام این مطالب رو در سایت بزارم انگار داره مانع از این میشه که به اندازه کافی موضوع رو برای خودم باز کنم. یک لحظه به خودم گفتم که مهم اینه که من این تمرین رو درست انجام بدم نه اینکه حتما در سایت بگذارم که همه بخوانند. استاد گفت اگر خصوصیه در دفتر خودتون بنویسید. از اون موقع آرامش گرفتم و تمرینم رو خیلی دقیق تر و درست تر انجام دادم.
الان اینها رو مینویسم که بهتون بگم من حضور فعال در این جلسات دارم و دارم تمرینم رو پشت صحنه با جدیت انجام میدم و عاشقانه از شما میخوام که ادامه بدید و تا جایی که میشه این موضوع رو برای ما باز کنید. من با انجام همین یک تمرین ساده کلی احساسم نسبت به نزدیکانی که به موفقیت رسیده اند بهتر شده. بنابراین میدونم که هر چه بیشتر با شما در این مسیر جلو برم باز هم میتونم باگهای بیشتری رو در ذهنم پیدا کنم و اونها رو برطرف کنم.
من هر جلسه برای شما حاضری میزنم استاد. در دفتر حضور و غیاب جلوی اسم من همیشه تیک بزنید :)
دوستتون دارم، آزاده