ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 114 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    175MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1
    24MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1524 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بانوی آرامش گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    سلام به استاد عزیز ومریم بانو واعضای سایت

    استاد من توی شرایط متفاوت ذهنیتم متفاوت بوده

    مثلا یه موقع یه نفر یه موقعیت خوب به دست میاره یه پیشرفت خوب میکنه خیلی خوشحال میشم وتوی ذهنم تحسینش میکنم ولی یه موقع هم هست که حس حسادت بهم دست میده توی دلم میگم خوش بحالش چه پیشرفتی کرده ولی با وجود حس حسادت پیگیر میشم ببینم چطوری موفق شده میگم شاید منم بتونم قبل ترها که هنوز با شما آشنا نشده بودم حس حسادتم خیلی خیلی بیشتر بود ولی الان از شما یاد گرفتم و وقتی موفقیت کسی رو میبینم تحسینش میکنم وسعی میکنم اگه تونستم بهش تبریک هم بگم وچیزی که توی خودم ودیگران تجربه کردم اینکه وقتی داریم پشت سر یه نفر حرف میزنیم وغیبت میکنیم مطمعنا از ناراحتی وحسادتی هست که از موفیقت اون فرد بهمون دست داده وسعی میکنیم کار اون شخص رو کم اهمیت جلوه بدیم

    استاد همون جور که گفتین یکسری از مثالهام خوصوصی هست ولی در کل مثلا یکی از اقوام مهاجرت کرد به کشور دیگه من بهش دسترسی نداشتم ولی وقتی دقت کردم دیدم کلا زندگی رو آسون میگرفتن وشاد بودن یا مثلا از اطرافیانم میبینم که به آزادی عمل رسیده برای خودش میبینم که چون خودشو لایق میدونه ومیگه من خودم برای خودم تصمیم میگیرم یا خیلی از موفقیتهای اطرافیانم رو درست زندگی کردنشون میبینم اینکه با همه مخصوصا اعضای درجه یک صادق هستن صمیمی هستن روابط عالی دارن

    میخوام بگم که وقتی دقت میکنم میبینم تمام کسایی که موفق شدن یا دارن میشن

    آدمهای شادهستن توکل به خدا دارن وحالشون همیشه خوبه خوبه یا حداقل سعی میکنن خوب نگه دارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    Maryam💫💫💫 گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    شکر خدای مهربان که ذاتش بخشندگی و فراوانی و رشد هست و جهانش را هم طبق ذات خودش خلق کرده با همه ی نعمتهایش بنده در پاسخ تمرینات این فایل در ابتدا در مقابل پیشرفت و موفقیت خواهرها و برادرهایم و دوستانم حس حسادت،خودکم بینی،ناتوانی،بی ارزشی داشتم و غمگین ناراحت بودم که چرا برا اونا اینقدر راحت میشه و برا منکه مدام روی خودم کار میکنم نمیشه با انجام این تمرین الهی و طلایی متوجه شدم من باور به کمبود و نبود داشتم که با تغییر زاویه ی دیدم به حس فراوانی رسیدم که بله جهان داره به همه میبخشه منتها افرادی که عزت نفس ،خود ارزشمندی ،حس لیاقت ،خواستن واقعی ،ایمان به شدن ،دارند و مسیر تکاملی خود را طی میکنند این نعمتها را راحت دریافت میکنند و الان موفقیت آنها را تحسین میکنم که بمن میگوید برای تو هم‌میشود جهان بخیل نیست و هیچ چیزی کم نیست تو باورش کن که میشود و با باورت دریافتش کن و حس آزادی و حال خوب دارم الهی شکر که خداوند از زبان استاد هر لحظه در حال هدایت ما هستند خدا قوت به استاد عزیز و خانم شایسته گل و مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1905 روز

    به نام خدای مهربون و هدایتگرم

    خدای من بی،نهایت عاشقتممممم و سپاسگزارم برای شروع امروزم اولین روز اردیبهشت زیبااااا و قشنگ الهی صدهزار مرتبه شکرت

    لیست آدمهایی ک وقتی ب موفقیت رسیدن من چ حسی داشتم:

    دایان(همسرم) رسیدن ب موفقیت عاطفی و مالی قرار گرفتن تو مسیر خودشناسی و خداشناسی و استفاده از دوره بی نظیر قانون سلامتی و رسیدن ب وزن ایده آلش با اراده محکم و قوی ،رسیدن ب درآمد 20 برابری از زیر صفر و جذب فوق العاده ای ک داره ینی هرچی ک میخاد در کسری از ثانیه براش اتفاق میفته

    حسی ک بهش دارم واقعااااااا انگار خودم ب همه اینا رسیدم فقط هرلحظه سعی میکنم ک من مغرور نشم ب انتخابم در مقابل دیگران چون این اواخر الله مهربان یه محبوبیت و عزت خیلیییییی زیادی بهمون داده ک مورد توجه قرار گرفتیم و همه یجورایی لوسمون میکنن و تعریف میکنن

    چیزی ک ازش یاد میگیرم اراده و تعهد بالا و صب زود بیدار شدنش و حرکت کردنش بدون توقف و اینک هیچ چیزی براش عار نیست برای زندگیش از جون و دل مایه میذاره

    فرامرز:همسر خاهرم موفقیت ماااالی و فوق قوی و با اراده ینی کسی ک یه روزی دست ب کار خطا میزد برای امرار معاشش الان شکر خدا صاحب ی گاوداری هست و هرروز برکت رو برکت براش میباره

    حسی ‌ک اوایل داشتم وقتی میلیونی ب حساب خاهرم پول میزد ته دلم میگفتم خاهرم علنا کاری نمیکنه و همیشه حسابم پره و هرچی میخاد میگیره یجورایی ک دلم می‌گرفت بعدش نمیدونم چطور شد خدا یجوری ذهن و روحمو از این حرفا پاک کرد ک خوشحال میشدم و خودم هم همینطور شدم هرچی ک میخاستم ب راحتی برام رقم می‌خورد و میخوره

    چیزی ک ازش یاد میگیرم بی‌حاشیه و رها بودن و یه باور قوی ک داره پول و خیلیییییی راحت و بدون نگرانی خرج میکنه و کلا خیلی عاشق کارشه جوری ‌ک اکثرا تو گاوداریش ک تو دل طبیعته و واقعا زیباست هست ب دور از مردم و حواشی

    زیبا دوستم:رسیدن ب موفقیت بالااااااا واقعا از زیر صفر من خودم ب شخصه درونا حس میکردم خودم شاسی بلندشو گرفتم خونه گرفتم هرسری ک میبینم طلاهای خوشگل برا خودش گرفته ولی چند تا از دوستانمون نظرات مختلف داشتن و میگفتن ک فلان شده بیسار شده منم لحظه ای ب فکر میرفتم ک نکنه درست میگن در کل شاخصه اصلیش رهااااا بودنشه با هیچ کس و هیچ چیز کاری نداره و فقط مشغول خوش گذرونی با همسر و پسرشه و پول درآوردنه

    چیزی ک ازش یاد میگیرم در مورد رهایی و ارامششه تربیت پسرش از همون بچگی مستقل بارش آورده و هیچ نیازی ب مادرش نداره جوری ک دو سالش بود خودش پتوشو برمیداشت و میخابید و الانم ک مدرسه میره منتظر مامانش نیس ک بیاد کاراش و بکنه خودش همه کاراش و میکنه واقعا تحسینش میکنم و منم از خدا همچین بچه ای میخام ک وابسته پدر و مادرش نباشه

    افسون دوستم: رسیدن ب موفقیت مالی

    حسی ک بهش دارم واقعیت ممتنعم چون نمیدونم کار اصلیش چیه خونه گرفت طلاهای آنچنانی میگیره و الانم میخاد ماشین بگیره با اینک ممتنع ولی در کل برای دوستای قشنگم خوشحالم ک تا این حد مستقلن و ب موفقیت رسیدن

    چیزی ک ازش یاد میگیرم اینم مثل زیبا یه تربیت خاص داره و بچش وابستش نیس مسافرت های خوب میره تنها با دوستاش و خیلی قوی شده

    نیلو دوستم: رسیدن ب موفقیت مالی و عاطفی

    مستقل از شوهرش ک دوتاشون تو همین بهشت زیبا هستن برای خودش خونه گرف کاراش تو مجله های روسیه چاپ شدن و تو اردبیل تقریبا شناخته شده هس

    حسی ک بهش دارم اوایل ک عزت نفس پایینی داشتم میگفتم چرا کاراش باید تو مجله های خارجی چاپ شه و با اینک هیچ قدمی برنمیداشتم انتظارم داشتم ک موفقیت اونو داشته باشم یجورایی گم شده بودم و حس سرخوردگی و ناامیدی میومد سراغم اما الان خدارو شکر دگ این حسارو ندارم

    چیزی ک ازش یاد میگیرم بخشش و رهایی ک داره خوب گوش میکنه و مستقل بودنشه

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    استاد قشنگم عاشقتونم ک انقد خوبین و متعهد ب مسیر زیباتون هستین ک تو فایل رایگان هم برامون با جزئیات حرف میزنیم و تمرین میذارین از خدا میخام کمکم کنه ک منم متعهد بمونم و زندگیم و اونطور ک میخام از اینم بهتر و بهتر بسازم

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربون و هدایتگرم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    عذرا خیمه بزرگ گفته:
    مدت عضویت: 243 روز

    به نام خدایی که یادو نامش باعث آرامش ذهن وقلبم میشود

    سلام به استاد عزیزم و شایسته صبورم

    دهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده

    قسمت اول

    کلا ادمی هستم که از موفقیت وخوشحال افراد خوشحال میشم

    وهروقت دیدم فردی موفق شده میگم منم میتونم یا به قول استاد که میگن اگه میخوای جلو حسادت رو بگیری بگو هرکی هرجایی هست در جای درستش قرار گرفته و من اغلب اوقات با دیدن موفقیت افراد همین جمله به ذهنم میومد

    اینکه چه زاویه دیدی به موفقیت افراد دارم خب وقتی میدیدم کسی موفق شده بیشتر به مسیری که طی کرده نگاه میکردم و میکنم و چیزی که در اکثر اونها مشابه بود داشتن برنامه روتین برای هدفشون و ثبات رفتاری بوده

    پس من هم برای رسیدن به خواسته باید برای هدفم یه برنامه روتین داشته باشم تا پله پله ودور از مقایسه با دیگران وبدون عجله و رعایت تکامل بهش برسم

    ودر مورد موفقیت افراد در رابطه عاطیفیشون بیشتر به خلق و خو و رفتاری که باهم دارن توجه میکنم وسعی میکنم الگو بگیرم

    با ارزوی موفقیت برای خودم و همه دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم ‌ گفته:
    مدت عضویت: 236 روز

    سلام به استاد عزیزم ،بانو شایسته ودوستان هم مسیر

    ذهنیت قدرتمند کننده در برابرذهنیت محدود کننده قسمت 1

    استاد عزیز درمورد سوالی که پرسیده بودید

    همیشه یکی از خواسته های من از خدارند اینه که خدایا به همه انسان هایی که روی کره زمین زندگی میکنن سلامتی ، شادی ،پول وثروت بی اندازه بده

    وزمانی که موفقیت کسی رو می بینم یا میشنوم هرکسی که باشه از هر جای دنیا خوشحال میشم وخدارو شکرمیکنم

    اما چند سالی هست که به چند نفر از افراد فامیل خیلی حساس شدم واین حس ناپسند حسادت یا ناتوانی به من دست میده مخصوصا زمانی که اونا به موفقیت مالی میرسن ؛ وبابت این حس بد از خودم خیلی شاکی میشم وخودم رو سرزنش میکنم

    برای همین سعی میکنم ازشون فاصله بگیرم

    البته الان مدتی هست که دارم روی خودم کار میکنم صحبت های شمارو گوش میدم وخدارو شکر خیلی بهتر شدم

    استاد عزیز ازشما سپاسگزارم که به ما کمک میکنید واز خدای مهربان برای شما خیروسلامتی میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 217 روز

    به نام خالق یکتا بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم به دوستان هم مسیرم

    تمرین

    شخصی از افرادی که نزدیک به شماست اگه به موفقیت برسه چه احساسی نسبت به اون داری خوشحال می‌شوی و از اون برای پیشرفت خودت استفاده می‌کنی یا هم برایش حسادت می‌کنی؟

    من واقعاً می‌خوام روراست باشم و واقعیتو بگم من آدم نسبتاً حسودی هستم یعنی اگه ببینم یکی خیلی پیشرفت کرده یا هم چیز این حسو می‌گیرم که چرا چرا من نتونستم این کارو بکنم ای کاش منم می‌تونستم این کارو بکنم و به این موفقیت برسم نمی‌گم که این آدم نرسه میگم یعنی منم بتونم پیشرفت کنم و از همه جلوتر باشم فرق نمی‌کنه هر بحثی می‌خواد باشه بحث مالی باشه بحث هر چیزی که باشه روابط باشه به خصوص به خصوص بحث روابط من تو روابط خیلی حساسم مثلاً اگه یه دوستم یه دوست دیگمو بیشتر از من دوست داشته باشه خیلی حسودیم میشه و خیلی چیزای دیگه خیلی فرق نمی‌کنه پدرم مادرم هر کسی که بقیه رو از من بیشتر دوست داشته باشن حسادت می‌کنم حتی اگه یه بچه کوچیک باشه نمی‌دونم چرا ولی الان فهمیدم چه چیزایی تو فکر من است چه افکار تو فکر من هستش باید رو اینا کار کنم با باور به این داشته باشم اگه اونا تونستم منم می‌تونم هیچ محدودیتی در هیچ زمینه‌ای وجود نداره به خاطر این فکر می‌کردم که دیگه به ما نمی‌رسه و یه چیز محدودی است باید باورمو رو فراوانی بیشتر کنم روی آن کار کنم و می‌دونم که همه اینا ریشه‌اش از اینجا آب می‌خوره سپاسگزارم از استاد عزیزم به امید موفقیت همه عزیزان

    خدایا شکرت که تورو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    نسترن نیشابوری گفته:
    مدت عضویت: 1563 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز خانم شایسته مهربان و همه دوستان

    من حدودا دو سال با استاد عباس منش آشنا شدم/اعتراف می کنم هر چند وقت یکبار کمی قدم برداشتم اما با اولین چالش جا می زدم و جالب این جاست که در ظاهر اصلاااا اعتقاد نداشتم که دارم جا می زنم مدام می گفتم من که هدفمو بیخیال نمی شم فقط به خاطر این مشگل (که اکثرش هم چالش مالی بود هدفم رو از شکلی به شکلی تغییر دادم) اما حقیقت این بود که نمی تونستم ذهنمو کنترل کنم و جا میزدم. هر کی (به جز خونوادم)من رو میبینه توانایی هام زیباییم و قدرتم رو تحسین میکنه و وقتی میفهمن من با این همه توانایی هنوز به اون جایی که باید نرسیدم واقعا حیرت زده میشن(البته قبلا از شدت پایین بودن اعتماد به نفسم همه واقعیت شرایطم رو پنهان می کردم اما تو 6.7ماه اخیر فقط یک بخش از شرایطم رو پنهان کردم و از ابراز بخش بزرگی از شرایطم سعی کردم خجالت نکشم و به بهونه خجالت با گفتن دروغ حال خودمو بدتر نکنم).

    این مدت(6.7ماه )تونستم یک الگوی تکرار شوندم رو بپذیرم و تمام تلاشم رو کردم بدون ترس بهش پایان بدم. عمیقااا ازش خوشحالم و اون هم این بود که به خودم قولل دادم تحت هر شرایطی دیگه برای دیگران کار نکنم. با اینکه از نظر خونوادگی شرایط برام بسیار سخت میگذره. حتی همین الان با یک شرایط خنده دار و نت خنده دار وصل شدم اما بازم عمیقاا خدارو سپاس گزارم. چند روزی در اثر یک چالش حالم به شدت بهم ریخته بود هرچند سعی میکردم احساسمو کنترل کنم و جهت فکرمو تغییر بدم هر وقت به خودم میومدم میدیدم دارم تو نجواهای ذهنک غرق میشم جمله استاد رو تکرار می کردم که چون اول راهم همین که بفهمم حالم بده و نمونم تو حال بد خودش قدم خوبی تا امروز که دقیقاااا در اثر همون احوال ناکوکم یک طوفان خونوادگی ایجاد شد.اما بعدش هی با خودم حرف زدم هی با خدا حرف زدم و ازش کمک و هدایت خواستم. هی گفتم خدایا منکه دارم قدم برمیدارم پس چرا هی داره بدتر میشه به جای بهترر و یهو شبی یک حسی بهم گفت اومدم تو سایت اولین تیتر بنر این فایل رو دیدم فایل رو نگاه کردم و متعهدانه دقیقا هر کاری استاد گفتن رو انجام دادم یعنی فایل رو استپ کردم و نوشتم و الانم اینجا مینویسم.

    من حتی قبل از آشنا شدن با حرف های استاد عباس منش حسادت نداشتم اون زمان علیرغم ندونستن باور فراوانی به شکل فعلی موفقیت اطرافیانم برام حس خشم و حسادت نداشت فقط کمی ناراحت می شدم که ای وای فلانی هم تونست پس کی نوبت من میشه خدایا برا منم بساز. قسم میخورم با تک تک سلولام برای اون شخص خوشحال میشدم ولی ته دلم برای خودم درد میگرفت و هی به خدا میگفتم خدایا منم زودی برسون.

    هی بهونه میاوردم فلانی کمکش کرد.اینو فروخت اونو خرید.اطرافیانش اینطورین

    ته دلم با این حرفا راضی نمیشدااا اما خوب دیگه ناآگاه بودم

    الانم درمورد بعضی از آدم ها وقتی موفقیتشون رو میشنوم یهو میگم آخی خوش به حالش آخدا بشه که نوبت منم بشهه

    اما زودی به خودم میگم معلومه که میشهه هیچ جای قانون خدا نگفته باید فلان شرایط رو داشته باشی

    کلییییی نمونه و نشونه از کسایی که تونستن هییی میارم برا خودم.

    خونواده و نزدیکان من موفقیت مالی یا کاری خاصی ندارن ابدا بر عکس به شدتتت درگیر باور های محدود کننده ان و نکته جالب اینجاست که من از بچگی زمین تا آسمون باهاشون متفاوت بودم و همیشه هم به خاطر همین تفاوت تخریب و تحقیرم کردن و به شدت ازین نظر تحت آزار بودم و هستم و همیشه درخواست داشتن فاصله زیاد ازشون رو داشتم و دارم فقط الانا یک تفاوت بزرگ پیدا کرده خواستم و اون هم اینکه قبلا به شدتت ازشون بیزار و متنفر بودم اما الانا دارم با تمام توانم تلاش میکنم بدیاشون رو نبینم حتی اگر بدترین حرفا رو میزنن زودی ازشون فاصله میگیرم و خودمو پرت میکنم و اینم از دستاورد های عمل به آگاهی های حرف های استاد عباسمنش عزیز.

    به شدت کسایی که میبینم موفق هستن رو تحسین میکنم چک میکنم چکار کردن هی سعی میکنم با ذهنم مبارزه کنم و عمل کنم

    اینقدررر فایل های رایگان مخصوصا گفتگو با دوستان رو گوش دادم و باهاش همزاد پنداری کردم که هر وقت کم میارم حرف های یکی از دوستان رو هی تو ذهنم مرور میکنم و به خودم میگم کم نیار لطفاااا

    عاشقتونم استاد. میبوسمتون خانم شایسته عزیز

    حتی همین الان که اینا رو مینویسم هیی یکی تو ذهنم هر هر بهم میخنده یا مسخرم میکنه اما باهاش مبارزه کردم و هر دفعه گفت بشین بچه چرند نگو گفتم اینا چرند نیست حقیقت حرفای دلم . باید بگم.

    با اینکه فایل رو کامل گوش دادم و 2صفحه از کامنتا رو خوندم همین الان حس میکنم هیچیی از فایل تو مخم نیست و باید دوباره ببینمش. وقتی میخواستم فایل رو ببینم 280(28صفحه) کامنت بود روی فایل

    به خودم گفتم فایل رو میبینم کامنتا رو میخونم بعد کامنت میزارم 2صفحه از کامنتا رو خوندم دیدم هیی هول میزنم زودی بخونم بیام منم بنویسم گفتم بزار میرم مینویسم بعد میام بقیه رو میخونم وقتی برگشتم صفحه اصلی فایل یهو دیدم تو همین فاصله شده39صفحه خندم گرفت گفتم بچه بشین بنویس که هرچی ننویسی دیر میشه.

    امیدوارم بازخورد عالی که برای حداقل من یک نفر داشت این فایل به قلبتون برسه استاد و این سلسله فایل رو به همین ترتیب برامون قرار بدین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    سلام به استاد عزیزم و سپاسگزارم از شما بخاطر این جلسات که واقعاً ارزششون خیلی بالاست و نمیشه روشون قیمت گذاشت.

    من چند روز بود که منتظر فایل جدید در سایت بودم و فکر میکردم که قسمت بعدی سفر به دور آمریکا رو میزارین هر روز سایت رو چک میکردم و وقتی این فایل رو دیدم در حین زمانی که دانلودش میکردم توضیحاتش رو خوندم و وقتی سوال اول رو دیدم که پرسیدین: اگر یکی از نزدیکان شما به موفقیت برسه شما چه احساسی دارید ؟

    همون لحظه بدون مقاومتی گفتم : احساس ناتوانی و بی ارزشی و حسادت دارم .

    حالا بعد از دوبار گوش دادن و نوشتن فایل می‌خوام به این سوالات جواب بدم ، زمانی که خبر موفقیت نزدیکانم رو می‌شنوم متوجه میشم که ذهنم داره دنبال این میگرده که چرا این فرد موفق شده تا موفقیتش رو ناچیز کنه یعنی توجیه کنم که چرا من موفق نشدم مثلاً : میگم خانواده اش شرایط رو براش مهیا کردن و اگه من این شرایط رو داشتم الان از اینا بالاتر بودم ، یا بخاطر اینکه باباش معلم بوده استخدام شده و از این امتیاز استفاده کرده ، یا شوهرش حمایتش کرده ، یا فلانی سر زبون داره و من ندارم ، یا در مورد هم کلاسی هام میگفتم خب معلم دوستشون داره و بهشون نمره داده و یا معلم با پدر و مادرشان همواره و هوای اینا رو داره و در مورد خواهرم احساس ناتوانی و بی عرضگی نسبت به خواهرم میکردم .

    در کل خودمو باهاشون مقایسه میکنم و می‌خوام که اون موفقیت رو بی ارزشش کنم البته چون با فایل های استاد کار کردم بعدش میاد توی ذهنم که اگه من میخوام موفق بشم باید این موفقیت ها رو تحسین کنم ولی در چند ثانیه اول همون چیزایی که بالا گفتم در ذهنم مرور میشه و احساسمو بد می‌کنه.

    در مورد سوال دوم من موفقیت افراد نزدیک به خودمو داخل دفترم نوشتم و در موردشان هم همون احساس ناتوانی و بی ارزشی و حسادت رو داشتم.

    سوال سوم : چه ایده الهام بخشی موفقیت این افراد می‌تونه در من ایجاد کنه ؟

    اینکه اونها نترس بودن و به دل ترساشون رفتن ، تمرکز بالایی داشتن ، هدفمند رو به جلو حرکت کردن ، آروم آروم پیشرفت کردن ، تسلیم شرایط زندگیشون نشدن .

    سوال چهارم : چه درس های میتونم بگیرم از مسیری که اونها برای موفقیت طی کردن ؟

    باید برای خودم هدف داشته باشم و روش تمرکز کنم و ادامه بدم ناامید نشم و خودمو درگیر نظر مردم و حواشی نکنم و مهارت هامو افزایش بدم و به‌طور کلی احساس لیاقت کنم در مورد اینکه من به هدف برسم و به خودم بگم که اگر اونها تونستن من هم میتونم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    علی ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 3029 روز

    سلام استاد برای بعضی افراد خوشحال نمیشدم انگار انسان نادانسته با بعضیها خودش را در رقابت میبینه یعنی دوست داره از اونها موفقتر باشه انگار رشد خودش را با اونها میسنجه رافع هم از نظر مالی هم از نظر اجتماعی رشد کرد من احساس خوبی داشتم

    قاسم از نظر مالی رشد خوبی داشت قبل از اینکه با آموزشهاتون آشنا بشم همش میگفتم باباش کمکش کرده ولی الان حس خوبی دارم و بارها خواستم که باهاش مشورت کنم وبه نظرم دلیل رشدش باورهای قوی نسبت به فرآوانی است

    سهیلا رشد مالی داشت اولش خوشحال میشدم وبعد فکر میکردم که چرا برای من که بهتر عمل میکنم اینطور نمیشه که بعد فهمیدم هم باور خدمت رسانی به بشر را داره وهم به محصولی که میفروشه عشق بیشتری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    میثم رباطی همت گفته:
    مدت عضویت: 1974 روز

    سلام استاد خیلی دوستون دارم

    این اولین کامنتی که نوشتم

    راستش من اولین تمرینی بود که بدون تنبلی نوشتم

    تازه فهمیدم که کجای کارم

    ی خورده هم از خودم بدم اومد که چرا همچین احساسی داشتم و به وضوح ازشون خبر نداشتم

    اما بعد از تموم شدن تمرین که تو دفترم نوشتم و رسیدم اخر فایل که گفتید نسبت به تعهد بچه ادامه میدید تصمیم گرفتم که اینجا هم احساسم رو بنویسم

    جواب سوال اول که چه احساسی دارم نسبت به موفقیت دیگران

    خیلی حسودیم میشه بهشون حس میکنم لیاقت اون جایگاه رو ندارن با بلد نیستن خوب از اون جایگاه استفاده کنند

    و اینکه خیلی شانس داشتن و شرایط دست به دست داده و اونها در اون موقیت هستن

    احمد

    ازلحاظ مالی،ازادی زمانی و اسایشی که داره

    بهش فکر میکنم حسودیم میشه

    دوست ندارم ببینمش یا کاری براش بکنم که بیشتر رشد کنه

    زورم میگیره اینقدر راحت داره رشد میکنه درصورتی که من کلی تلاش میکنم ( البته این چیزیه که میخوام به دیگران نشون بدم)

    حس میکنم شانسی تو اون جایگاهه

    اینکه چه ایده هایی میتونم بگیرم

    وقتی یک کاری رو شروع میکنه تا تموم نکنه دست برنمیداره

    اینکه وقت هرکاری رو به وقتش انجام میده

    منابعی که من دارم بیشتره اگر اعتماد بنفس داشته باشم

    سن من از سنی که اون شروع کرده کمتره پشت کار داشته باشم

    خیلی صبوره همیشه میگه صبر کلید ورود به بهشته

    درس هایی که میتونم بگیرم

    پشت کار داشته باشم

    تو حاشیه نباشم چون هستم

    زود دلسرد نشم

    همیشه انجام شدن کارهاش رو به خدا نسبت میده

    خیلی هم خنده رو

    استاد جان خیلی هارو تو دفترم نوشتم

    یکم ترس از قضاوت دارم

    خیلی دوستون دارم خیلی

    بیشترین شکر گذاریم بخاطر شما و سایت خوبتونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: