تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 6


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 519 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    خیلی خوشحالم برای دوستانی که از سن کم با این قانون آشنا شدند و من خودم در این سن پر از نگرانی و استرس بودم و در سن38سالگی با این آگاهی ها آشنا شدم و یکسال که تو در و دیوار بودم بقول این دوستمون خودم رو توجیه می کردم که دارم روی خودم کار میکنم اما نتایج فوق العاده ای در کار نبود بازم خیلی بهتر از سالهای قبل بودم ولی خوب من تغییر اساسی دوست دارم اتفاق بیوفته.

    نتایج دوستان رو میخونم یا میشنوم مثلا در گام قبل گفتن که از استاد دانشگاه بودن انصراف دادن یا زوجی که تنها پولی که داشتن دوره خریدن و یا حرکت استاد و مهاجرت با یک ساک به تهران و…

    با خودم میگم یعنی چه جوری روی خودشون کار کردند که با این ایمان حرکت کردند پس میفهمم هنوز به این درجه ایمان نرسیدم هنوز شرک دارم هنوز باورهام تغییر نکردن…

    خیلی باید روی خودم کار کنم بعضی روزها به خودم میگم دقیقا باید چیکار کنم انگار سردرگمم چند روز تو سایت دنبال سوالاتم بودم تو عقل کل و تو کامنت چندتا از دوستان یه چیزهایی فهمیدم و دو سه روزه هر فایلی رایگانی از استاد میبینم داخلش از دوازده قدم میگن، خوب این چیه این نشونه است دیگه(الان متوجه شدم خدایاشکرت) یعنی دارم درست میرم چون دو هفته است دوباره دوازده قدم رو شروع کردم من در روابط خیلی مشکل دارم و تصمیم داشتم این ماه دوره عشق و مودت رو تهیه کنم که محصول از سایت پاک شده و دوباره میخواستم قانون آفرینش رو بخرم اما این چندتا نشونه رو که دیدم انگار خدا بهم میگه تمرکزی دوازده قدم رو کار کن.

    به امید الله مهربانم شروع کردم.

    جلسات دوره رو با تمام وجودم دارم کار میکنم و باورهام رو درست میکنم و واقعا باورهایی که چندین سال در وجودمون نقش بسته براحتی تغییر نمیکنند. میدونم باید استمرار داشته باشم انشاالله خداوند من رو در این مسیر حفظ کنه تا ازش گمراه نشم و تغییرات کوچکم را ببینم و فراموش نکنم.

    ممنون از استاد عزیزم، بابت جلسات بینظیری که در سایت گذاشتن چه دوازده قدم و چه فایل های رایگان، فوق العاده هستند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ساره🤍 گفته:
    مدت عضویت: 190 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم

    یکی از موفقیت‌های زندگیم که دقیقا با قانون بدستش آوردم قبول شدن دانشگاه ام بود. یادمه 4 سال پیش بود که تابستان خیلی ناگهانی و با هدایت خداوند رفتم مشهد. چند روز که توی مشهد بودم خیلی حس فوق العاده‌ای داشتم دلم می خواست همونجا بمونم و نیام شهر خودمون اما بالاخره مسافرت بود و تموم میشد باید برمیگشتیم. یه روز با یکی از نزدیکانم رفتیم پارک ملت مشهد. وقتی از ایستگاه مترو پیاده شدم دیدم مقابل پارک ملت نوشته دانشگاه فردوسی مشهد. اولین بار بود که اسم این دانشگاه به گوشم میخورد یه حس خاصی داشتم همون لحظه آرزو کردم که ای کاش منم امسال که کنکور دادم همین دانشگاه رو قبول بشم. یاد حرفای استاد عباسمنش افتادم با خودم گفتم استاد میگه هر چیزی رو میشه در زندگی بدست آورد پس من با قانون تلاشم رو میکنم که این دانشگاه قبول بشم. از اون به بعد همش تجسم میکردم که من دانشگاه قبول شدم و دارم میرم مشهد زندگی کنم سعی میکردم برای خودم باور پذیر کنم که به راحتی دانشگاه فردوسی قبول میشم و دارم ثبت نام میکنم. نتایج کنکور اومد رتبه‌ام افتضاح بود اما با خودم گفتم خدا بخواد با همین شرایط قبول میشم. تا اینکه بالاخره یه روز نتایج انتخاب رشته اومد و من دانشگاه فردوسی مشهد قبول شدم. اولش هیچ کس اصلا باور نمی‌کرد اما من از شدت ذوق بالا پایین میپریدم و میگفتم قانون جواب داد. اینطوری شد که من رفتم مشهد و توی مدتی که اونجا بودم بینهایت لذت بردم و یه تجربه عالی داشتم. الان هم هر زمان توی زندگیم ناامید میشم که خواسته‌ام بزرگه نمیتونم بدستش بیارم موفقیت‌های گذشته‌ام رو به خودم یادآوری میکنم که وقتی قبول شدن دانشگاهت از نظر همه غیرممکن بود اما به راحتی قبول شدی پس هیچ چیز دیگه‌ای غیرممکن نیست و اینطوری برای ذهنم منطقی میکنم خواستمو و برای خودم باور می‌سازم تا بتونم حسم رو مثبت کنم و در مسیر درست قرار بگیرم.خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت جهان قانونمندت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    پروانه فراهانی گفته:
    مدت عضویت: 1049 روز

    درود بر استاد عباسمنش عزیزم خانم شایسته مهربان و تمام دوستان هم مسیرم

    استاد جان میخوام از یک تغییری بگم براتون که بابتش خیلی سپاسگزار خداوندم

    من 40 سالم هست و 3 سال پیش تصمیم گرفتم که ورزش کنم چون دیگه نشانه ها داشت میومد

    باوجود سن کم و اینکه کلا اضافه وزن ندارم اما زانو درد و دست درد ویک سری این نشانه ها در بدنم ظاهر شد و داشت بهم آلارم میداد من تا اون روز مطلقااااا ورزش نکرده بودم

    گفتم استادم میگن که به نزار جهان مجبورت کنه که تغییر کنی به نشانه ها توجه کن و زودتر از اینکه چک و لگد بخوری شروع کن

    اصلا نمیدونستم چه ورزشی برم هیچ اطلاعاتی نداشتم اما از خدا خواستم و هدایت شدم به یوگا

    بعدها متوجه شدم که کلا یوگا خیلی حرکات اصلاحی و درمانی داره و بسیار کمک کننده هست

    یواش یواش علاقه مند شدم و ادامه دادم خیلی توی کلاس ضعیف بودم نسبت به بقیه اما خیلی تلاش میکردم

    الان به جایی رسیدم که خییییییلی زیاد پیشرفت کردم تمام بدن عضلانی شده و بسیار خوش فرم

    کلا فراموش کردم که یه روزی زانو درد داشتم

    دست دردم که تا کمی کار میکردم درد میگرفت کلا از بین رفته

    توی کلاس تنها کسی هستم که تمام حرکاتم‌ در میاد و براحتی میتونم همه حرکات و مثل استاد انجام بدم

    قدرت بدنیم بسیاااااار زیاد شده

    از انعطاف که نگم اصلا با قبل قابل مقایسه نیست و از 0 به 100 رسیده خدایا شکرت خودم خیلی شگفت زده هستم

    یک کارهایی و انجام‌میدم که هرگززززز فکرشم نمیکردم که از من بربیاد

    کلا تبدیل شدم به یه پروانه بسیااااار قوی از نظر جسمانی و یوگا شده بخش جدی زندگیم

    امااااا این موفقیت انقدر بهم قدرت داده که مثل یک اهرم داره عمل میکنه برام

    و خیلی کارهای دیگه بعدش انجام دادم

    تا ذهن منطقیم میگه نمیشه میگم‌یادته ورزش برات چقدر سخت بود الان حرکاتی و انجام میدی که هرگز فکرشم نمیکردی به جایی رسیدی که الان داری به استادی فکر میکنی پس تو میتونی

    اصلا عجیب اعتماد بنفسم زیاد شد

    اما اینم‌میدونم که باید باز هم بهتر بشم خیلی خیییییلی بهتر ودست از تلاش وبهبود دائمی برندارم

    اینکه استاد میگن مهارتهاتون و بالا ببرید خیلی به عزت نفستون کمک میکنه چقدررررررر درسته

    واقعا اینکه استاد گفتند که از نتایج لاغریشون چه اهرمی ساختن برای موفقیتهای بعدی و من با گوشت و پوستم درک میکنم

    استاد بعدش رفتم کلاس آواز چیزی که از بچگی عاشقش بودم باورتون نمیشه انقدررررر پیشرفت کردم که انگار سالهای ساله دارم کار میکنم وهمه میگن پاتوگذاشتی روی گاز و از همه داری سبقت میگیری ومن‌ همه اینهارو هدایت الله و اموزشهای شما میدونم استاد جان

    یاد گرفتم که حرکت کنم و راکد نباشم باید تغییرکنم هر روز و هر روز

    باید همیشه در صدد بهبود باشم

    و نتایج قطعا شگفت انگیز خواهد بود

    خداجونم کمک کن که همیشه به این اگاهی ها عمل کنم و غافل نشم

    کمک کن تا بیشتر و بیشتر رشد کنم قبل ازاینکه جهان مجبورم کنه

    به امید اینکه هر روز بهتر از روز قبل باشم ودائم در تلاش در جهت رشد و بالندگی به یاری خالقم

    در پناه حق …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    فروه قصابي گفته:
    مدت عضویت: 1524 روز

    سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان

    استاد اول از همه بگم خیلی دلم براتون تنگ شده

    از دیده ها پنهان شدین

    همش میام سایت سر میزنم میگم انشاالله که امروز فایلی جدید از استاد باشه که چهره زیبای شما و مریم جان رو ببینم

    واقعا از عمق جانم دوستتون دارم صداتون و چهره تون به من آرامش میده

    هر روز صبح فایل 9 هم جهت با جریان خداوند شروع میکنم و سپاسگزارم بابت این دوره و این فایل مراقبه

    واقعا دوستان واقعییت رو میگن که ما خدا رو با شما شناختیم

    انشالله همیشه در مسیر خداوند و در مسیر آموزه های شما باشم

    آرامشم رو مدیون شما هستم و باعث تغییرات زیادی در زندگیم شده

    احساس آرامشی که دارم روی تمام زندگیم تاثیر گذاشته اصلا وقتی به خونه و گلهام و وسایل خونه نگاه میکنم انگار اوناهم آرامش دارن

    گلهام شادابتر و سرحالتر شدن طوری که وقتی کسی میاد خونمون میگه چقدر خونتون پرانرژی هست

    چقدر گلهاتون شادابه چکار میکنین

    خلاصه انرژی من روی همه چیز تاثیر گذاشته

    از وقتی قانون سلامتی رو رعایت کردم انرژیم زیاد شد و وزنم کم شد و باعث شد مرتب ورزش کنم

    منی که از رفتن به باشگاه ورزشی متنفر بودم الان مرتب میرم باشگاه و هم وزنم ایده آل شده و هم اندامم خیلی خوب شده

    و وقتی هدف کاهش وزنم رو زدم و موفق شدم دیگه به خودم قول دادم که سالم خوری و ورزش اولویت زندگیم باشه و این موفقییت روی بقیه چیزها تاثیر گذاشته و به خودم اجازه نمیدم کاری رو نیمه تمام رها کنم وهمه کارهام رو به سرانجام میرسونم

    و همین باعث شده که خیلی از وقتم رو اضافه بیارم و بتونم مرتب فایل گوش کنم و مطالعه کنم

    و همه این موفقییت رو مدیون شما هستم

    استاد بینهایت از شما سپاسگزارم

    خیلی دوستتون دارم

    در پناه خداوند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان سپاسگذارم بابت آگاهی های این فایل من نکات هر فایل مینویسم و هر فایل باید چندبار گوش بدم طبق گفته استاد تا هی بهتر و بهتر درک کنم من جواب این قسمت از تمرین مینویسم سوال لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

    سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید موفقیتی که در گذشته به دست آوردم گرفتن کارت گواهینامه بود من باورم این بود اول که میخواستم ثبت نام کنم من هرچقدم طول بکشه گواهینامم میگیرم یعنی مطمئن بودم و یادمه قبل اینکه برم ثبت نام ترسی نداشتم ازین که نتونم و البته کل این پروسه 3 ماه طول کشید یعنی از دی ماه تا فروردین ماه و اینکه چطور میتونم سکو ازش درست کنم برای پرش به هدفی که الان دارم فکر میکنم باید الان تصمیم بگیرم و صدای ترس های ذهنم خاموش کنم که چی میشه چی نمیشه درسته غلطه و قدم بردارم و باور کنم که میتونم و خدا کمکم میکنه البته هدف الان من پیدا کردن شغله متفاوت با گرفتن گواهینامه ولی خوب باید از همون الگو استفاده کنم به قول استاد تصمیم گرفتن حتی اشتباه باشه بهتر از تصمیم نگرفتن و تو عالم برزخ موندن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    خدا قوت

    استاد صبح جمعه قبل از اینکه برام برای گوش دادن به فایلها و الهامات و هدایتها

    اول سایت رو چک کردم ، هنوز قسمت جدید پروژه نیامده بود .

    راهی شدم ، چند وقتی هست که فقط روزهای تعطیل به پیاده روی و دوچرخه سواری میرم ، اونهم به دلیل تغییر ساعت کار هست .

    اول مسیر در تاریکی سر صبح یک پانصد تومانی دیدم ، پیاده شدم و برداشتم و سپاسگزاری کردم .

    وقتی برگشتم و رسیدم خونه و موقع عوض کردن لباسهام متوجه شدم که پول افتاده .

    جمعه عصر با همسرم رفتیم پیاده روی در مراکز خرید .

    در اون شلوغی و رفت و آمد یک ده هزار تونانی نو نو پیدا کردم و جالبه که همسرم که با من بود و کنار هم بودیم ، پول رو ندید .

    این پول پیدا کردن از زمانی که من دوره دوازده قدم رو سه سال پیش خریدم و به آگاهی هاش گوش دادم و عمل کردم شروع شد و همچنان هم ادامه دارد .

    این درحالی اتفاق میافتد که من قبلا اثلا پول پیدا نمیکردم .

    خرید ماشین همسرم در یک شب برفی و یخبندان با همان شرایط و قیمتی که میخواستم و با همان برنامه ای که دوست داشتم اتفاق افتاد ، سویچ یه ماشین رو دادیم و سویچ یک ماشین صفر رو تحویل گرفتیم ، همان چیزی شد که من و خانوادم میخواستیم و با نگاه کردن به هم اونشب قانون رو مرور کردیم .

    فروش زمینی که مدتها بود فروش نمیرفت و با همان قیمتی که من میخواستم به راحتی آب خوردن فروش رفت .

    خرید ماشین صفر شاستی و ماشین سومم در 27اسفند 1403 بطور نقد و جرینگی

    و هزار اتفاق معجره وار در لحظه به لحظه زندگیم

    خرید دوره های بی نظیر از سایت که هر کدامش معجزهی بزرگی هست

    رفتن به دل ترسها و رفتن انسانهای غیر هم مدار با من از مسیر زندگیم

    که واقعا همشون برای من درحکم یک معجزه هست .

    حتی رکاب زدن حدود 40 کیلومتر در چند ساعت اول صبح

    رفتن در دل تاریکی به مسیرهای بیرون شهر تک و تنها

    خدایا شکرت که هر آنچه دارم از آن توست و توست تو به من داده شده است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 74 رای:
  7. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 926 روز

    بنام خالق یکتا!

    خدارا شکر

    152 روز

    خدارا شکر می کنم بخاطر عضویتم درین سایت فوق‌العاده که حضورم رو درین مکان بهشتی مدیون هدایت پروردگارم هستم،

    تو زندگیم از سن نوجوانی تا الانم تو زمنیه های مختلف نظر به شرایطم موفقیت های زیادی داشتم،

    ولی متاسفانه بلد نبودم از موفقیت هام پلی بسازم واسه عبور از چالش های زندگیم و رسیدن به موفقیت های بیشتر،

    خدارا شکر از موقع که عضو این سایت بی نظیر هستم یاد گرفتم چجوری نقاط قوتم رو یاد آوری کنم و ازشون به نفع خودم استفاده کنم و باور های قدرتمند کننده بسازم،

    مخصوصا دوره ای فوق‌العاده احساس لیاقت که باعث شد سفری داشته باشم به دورن خودم و از نو باز سازی کنم هر آنچه که توسط عوامل بیرون تخریب شده،

    شروع دوره ای احساس لیاقت شروع خود شناسی من بوده و این خود شناسی تا آخر عمرم ادامه خواهد داشت،

    از سن 10 سالگی به بعد شروع موفقیت هام بود،

    12 سالم بود که کلاس طراحی دوخت شرکت کردم تو کشورم خودم(افغانستان) جز کم سن ترین افراد اون کلاس بودم و توانستم با رتبه اول دوره ای آموزشی ام رو به اتمام برسانم،

    تو مدرسه همیشه جز شاگرد اول کلاس بودم، و مورد تحسین و تشویق اساتیدم بودم،

    15 یا 16 سالم بود که به عنوان مدرس طراحی دوخت تو یه آموزشگاه فعالیتم رو شروع کردم،

    دوران مدرسه رو موفقانه تمام کردم و کلاس های پیش کنکوری رو شرکت کردم،

    توانستم موفقانه به یکی از دانشگاه های دولتی مطرح توی (افغانستان،هرات) قبول بشم،

    خیلی تلاش کردم تا توانستم توی اون دانشگاهی که خیلی ها آرزو شون بود قبول بشم،

    سال 1400 بنابر شرایط و مسائلی که تو افغانستان ایجاد شد

    اقدام به مهاجرت کردیم با خانواده

    میتونم بگم جز سخت ترین کار های بود که تو زندگیم انجام دادم و جز بهترین اتفاقات زندگیم بود،

    توی این چهار سال و اندی که از مهاجرتم به ایران می گذرد اتفاقات خیلی خوبی برایم افتاد که بزرگترینش آشنایی ام با استاد عزیزم و این آگاهی های فوق‌العاده است،

    خدارا شکر می کنم که توی این دوسال و اندی که توی این مکان بهشتی حضور دارم، تحولات عظیمی تو شخصیتم و تو روند زندگیم ایجاد شده

    فاطمه حبیبی الان هیچ شباهتی با فاطمه ای 2 سال قبل دو ماه قبل و حتی دو هفته قبل نداره،

    خدارا شکر می کنم که هر روز شاهد تغیرات مثبت تو شخصیتم و تو زندگیم هستم،

    تمام تلاشم این هست که این آموزشات رو تو زندگیم عمل کنم و باهاشون زندگی کنم،

    بهترین لحظه برام زمانی هست که پا بزارم رو ترسام حتی اگر خیلی کوچیک باشه،

    هر روز به این فکر می کنم که چطور میشه بهتر زندگی کرد، چطور میشه با اعتماد بنفس تر زندگی کرد، چطور میشه احساس لیاقت درونی رو باز سازی کرد،

    یه اتفاق که امروز برا خودم رقم زدم و خیلی خوشحالم کرد اینکه:

    من کلا آدمی نیستم که بخواهم از کسی عذر خواهی کنم،

    همیشه سعی می کنم که کاری انجام ندم یا اشتباهی نکنم که بقیه از من دلخور و یا ناراحت بشن، که بهدش بخواهم معذرت خواهی کنم،

    حتی اگر خواسته ای خودم زیر پا بشه و یا حرفم نگفته بمونه،

    خدارا شکر تو دوره ای احساس لیاقت یاد گرفتم که حرفم رو بگم و اولویت اول خودم باشم،

    تو جلسه 3 یادگرفتم که واسه خودم مرز و محدوده داشته باشم،

    روز پنجشنبه همکارم تو محیط کار ازم یه درخواستی داشت تو یه قسمتی ازم خواست باهاش ‌کمک کنم و این درحالی بود که اگر با اون کمک می کردم از کار خودم عقب می‌افتادم و نمیتونستم رو برنامه ای خودم تمرکز کنم،

    وقتی همکارم ازم خواست کمکش کنم بهش گفتم برنامه ای خودم اولیت هست و من باید تمرکزم رو کار خودم باشه،

    این حرفم ناراحتش کرد،

    ولی اگر نمیگفتم قطعا که خودم ناراحت میشدم بخاطر فشار زیاد کاری،

    ناراحتی او را ترجیح دادم به ناراحتی خودم،

    امروز رفتم دیدم که رفتارش با من عوض شده و خیلی جو سنگین رو تو محیط کار احساس کردم

    که باعث می‌شد حسم بد بشه،

    بهش گفتم من عذر خواهی می کنم اگر ناراحتت کردم ولی واقعا شرایط همکاری باهات رو نداشتم،

    یکم باهم حرف زدیم و این جو سنگین عوض شد و نرمال شد،

    خیلی اعتماد به نفسم بالا رفت،

    در واقع من توانستم دوتا نکته آموزشی رو عملی کنم،

    اول اینکه به خودم و زمانم ارزش قائل شدم و خودم رو اولویت قرار دادم،

    دوم اینکه همیشه ترس داشتم از عذر خواهی کردن و کمتر پیش اومده که من از کسی معذرت خواهی کنم که امروز خدارا شکر این اجازه رو به خودم دادم و انجامش دادم و بعدش خیلییی احساس سبکی کردم،

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم ازت بابت همه چی…!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
    • -
      مهدی وجدی گفته:
      مدت عضویت: 775 روز

      سلام فاطمه جان دوست عزیزم

      نتونستم از کامنتت همینطوری رد بشم و خواستم ازت تشکر کنم که این کامنت تاثیر گذار رو گذاشتی و من با خوندنش به جواب سوالم

      رسیدم و چقدرر مسیر زندگیت جالب بود برام و چقدر تحسینت میکنم از اینکه پا روی ترس هات گذاشتی و حرکت کردی و مهاجرت کردی.

      برات بهترین هارو آرزو دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1442 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    از زمانی که با استاد عزیز آشنا شدم

    او را یاد گرفتم

    فهمیدم که می توانم با کمک خودم دنیای خودم را بسازم به این درک و منطق رسیدم که همان خدای دیروز همان خدای فردای من هم خواهد بود

    همان خدایی که دیروز در کنار من بوده است همان او باز هوای من را خواهد داشت

    همان خدایی که همیشه به من کمک می کرده است و دستهای من را می گرفت باز همان او دستهای من را خواهد گرفت و من را به جلو می برد

    همان خدای دیروز باز همان او دیگران را سر راه من قرار می دهد تا من با حال خوب به جلو بروم و موفق بشوم

    این را درک کرده ام که خدایی که همیشه به دنبال کمک کردن به من بوده است پس من هم می توانم باز در مراحل و موقعیت های دیگر زندگی خودم موفق بشوم

    پس باز هم می توانم یکبار دیگر موفق بشوم

    نیازی نیست که بخواهم بترسم

    باز هم می توانم به پیروزی برسم

    باز هم می توانم موفق بشوم

    باز هم می توانم آرزو داشته باشم

    این مهمترین دستاورد و مهمترین نکته عالی در زندگی من بوده است که اگر یکبار موفق شده ام و از کار کارگری بیرون آمده ام پس باز هم می توانم به یک همان موفقیت عالی دیگر دست پیدا کنم

    چقدر این حس خوشایند و عالی است

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  9. -
    علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،عدم وابستگی

    رودخانه حرکت می‌کند،

    در راه به درختی زیبا بر می‌خورد،

    از زیبایی درخت لذت می‌برد،

    آنرا تحسین می‌کند.

    و دوباره به راهش ادامه می‌دهد.

    رودخانه به درخت نمی چسبد؛

    زیرا در اینصورت، ‌حرکتش متوقف می‌گردد.

    به کوهی زیبا می‌رسد؛ به خاطر لذتِ گذر از چنین کوه زیبایی، سپاسگزاری می‌کند و به راهش ادامه می‌دهد.

    رودخانه همینطور به راهش ادامه می‌دهد…

    مشکلِ انسان این است که وقتی درختی زیبا می‌بیند، دوست دارد خانه‌اش را همانجا بسازد و آنجا زندگی کند.

    «به هیچ چیز نچسبید، »

    و وابسته نشوید،

    نه اینکه از زندگی لذت نبرید.

    در واقع با چسبیدن و وابسته شدن،

    نمی‌توانید لذتی ببرید.

    لذت واقعی از عدم وابستگی ناشی می‌شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  10. -
    مینا منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    سلام و درود حضرت استاد

    گفتین لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید

    باور خانوادگی دادم که دبیرستان خوبه و دبیرستان درسته من تغییر باور دادم و گفتم هنرستان بهتره آدم مهارت یاد میگیره و خب دخترم راهی هنرستان کردم و حال خوب و پیشرفتش رو میبینم و به خودم آفرین میگم که خلاف باور خانواده رفتی و حالا مهسام باعث افتخاره

    من به آموزه های شما ایمان آوردم و با تقریبا آگاهی هایم از قانون سلامتی راهی مسیر کم کردن وزن شدم و بهترین اندام رسیدم و با مخالفت مادرم و خانواده که روزی یکبار غذا حالا میمیری و نون نمیخوری فلان میشی جنگیدم و با حال خوب وزن کم کردم و هربار رسیدن به این هدفم رو برا خودم یادآوری میکنم و میگم پس جاهای دیگه هم میتونی

    خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای: