تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵ - صفحه 20


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهیار ضیائی گفته:
    مدت عضویت: 3590 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم

    پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما

    سلام به استاد بی نظیرم و همه هم گامان عزیزم در این گام به گام

    هر بار که احساس می کنم دارم کمی از مسیر خارج میشم و می مونم و خودم رو بررسی می کنم و دنبال دلیل خارج شدن از مسیر کار کردن روی خودم می گردم متوجه می شم که دلیلش درگیر روزمرگی شدنه. درگیر شدن با کار درگیر شدن با وظایف و در گیر شدن با هرچیزی که فکر می کنم اون اصله نه کار کردن روی خودم.

    و حالا که می مونم مسیر های پیشرفتم رو نگاه می کنم و خودم رو بررسی می کنم می بینم دلیلش دقیقا خروج از روز مرگی بود. و نکته جالب اینه. خروج از روز مرگی شاید کار آسونی نباشه ولی به محض اینکه ازش خروج می کنی جهان یه جوری به این تغییرات جواب میده که سریعا متوجه میشی از تغییر کوچیک این نتایج رو به بار آورده.

    تمرین این جلسه برام شبیه به تمرین جلسه 20 دوره هم جهت با جریان خداست

    پریشب روی تخت نشسته بودم و داشتم به دوره گوش می دادم و با خدا واسه خودم صحبت می کردم و یهو یه چیزی از ذهنم عبور کرد و همون لحظه به خدا گفتم خدایا به یاد میارم:

    خدایا به یاد میارم روز هایی بوده که می تونم بگم من به نون شبم محتاج بودم، اما تو این شرایط رو تغییر دادی.

    به یاد میارم زمانی رو که تازه از کارم در اومده بودم و کم کم شرایط برام سخت شد و نمی دونستم چیکار کنم و شرک هام داشت مسیر رو برام سخت تر می کرد. وقتی رو کردم به تو و تمرکزم رو گذاشتم روی نکات مثبت اطرافم و نعمت هایی که تو توی زندگیم قرار داده بودی و همیشه بوده یهو نتایج رو از زمین و زمان برام رسوندی و شرایط رو به سرعت عوض کردی

    خدایا واقعا سپاسگزارم

    همین طور که فایل این جلسه رو گوش می کنم و بیشتر دقت می کنم توی نکاتش به شناخت بیشتری از رفتار های خودم در گذشته می رسم. من خیلی کم از موفقیت های گذشته ام استفاده می کنم برای رسیدن به موفقیت در آینده و رسیدن به خواسته هام و تقویت باورهام و وقتی دقت می کنم متوجه میشم که هر بار این کار رو در سطح خیلی کوچیک و کوتاه هم حتی انجام دادم به راحتی درهای نعمت برام باز شده. فقط با یادآوری چیزایی که به لطف خدا خلق کردم و الان که به این موضوع دقت کردم دوست دارم که این تمرین رو خیلی قوی تر و بیشتر انجام بدم تا نتایجم پایدار تر بشه

    برسیم به تمرین این جلسه

    لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

    من یکی از بزرگ ترین نتایجی که این مدت خیلی خیلی دارم بابتش از خداوند سپاسگزاری می کنم و از این نعمت واقعا لذت می برم، نعمت آزادی زمانی و شغلی است که دارم.

    کل کارهای سایت لیلیکی با یک لپ تاپ و حتی گوشی انجام میشه. تازه از وقتی که دوست عزیزی رو آموزش دادم و داره با من همکاری می کنه کارها بسیار بسیار آسون تر هم شده. وقتی می مونم نگاه می کنم می بینم که واقعا به لطف خداوند می تونم در طول روز هر زمانی هرجایی باشم و هیچ محدودیتی ندارم. دیروز از صبح با دوستم رفتم جنگل یه جایی که نه آنتن داشتم و نه دسترسی به اینترنت و وقتی برگشتم دفتر و همکارم اومد، انگار نه انگار که من از صبح نبودم چون کارها به بهترین نحو داشت انجام می‌شد.

    این دستاورد یعنی آزادی زمانی رو من تا همین کمتر از یک سال پیش به این شکل نداشتم و قبل از اون هم حدود 3 سال پیش که در شرکت کار می کردم که کلا چیزی به اسم آزادی زمانی نداشتم و انگار جسمم و روحم در اختیار شرکتی بود که توش کار می کردم. اما جایی که باورم تغییر کرد خداوند دستاش رو فرستاد و هدایتم کرد از کارم در بیام و منم با اینکه ترس داشتم در اومدم از کار و الان به جایی رسیدم که آزادی زمانی و مکانی و مالی دارم و روز به روز اوضاع داره بهتر و بهتر میشه به لطف خدا.

    سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    وقتی به آزادی زمانی الانم نگاه می کنم، می بینم که چقدر تکامل تاثیر گذاره و چقدر صبور بودن مهمه. این آزادی یک شبه به دست نیومد بلکه قدم به قدم اتفاق افتاد. شرایط بهتر میشد و من باز شرایط بهتر رو می خواستم و این بهتر و بهتر و بهتر شدن رو خواستن باعث شد که اوضاع هر روز بهتر شه. یک شبه نبود ولی ادامه دار و دائمی بود.

    جالب شد برام. همین الان بعد از این همه نوشتن متوجه شدم. وقتی یه نگاه کلی می کنم به موفقیت های زندگیم مثل موفقیت در رابطه ام با همسرم، موفقیت سایت لیلیکی، موفقیت در کار و زندگیم، سلامتی ام و هر موفقیتی که به دست آوردم این روند رو می بینم. من به جایی نرسیدم که بگم دیگه بسه و شرایط الان خوبه، بلکه می گفتم الان شرایط خوبه بازم بهتر میشه. این رو بخصوص توی روابط با همسرم می بینم. ما رابطه امون بی نظیره بی نظیر و غیر قابل تصور برای خیلی ها. الان حدود 12 سال از رابطه من و همسرم می گذره و به یاد نمیارم روزی رو که با خودم گفته باشم که خب دیگه شرایط خوب شد پس یه کم بیخیال بهبود روابط. نه. به صورت ناخودآگاه همیشه به فکر بهبود رابطه مون هستم. البته فقط با تمرکز روی خودم. این رو کاملا باور دارم که هر چقدر خودم رو بهبود بدم و بیشتر در صلح با خودم باشم رابطه ام بهتر می شه و همیشه هم شده.

    اما در مسائل دیگه ای که پیشرفت ضعیف تر بوده به این شکل بوده که وقتی موفقیتی به دست آوردم دیگه تمرکز روی خودم رو کنار گذاشتم و درگیر روزمرگی شدم و یویو شروع شد. واقعا خدارو شکر که با این کامنت چشمم به این روند روشن شد.

    حالا که متوجه روند شدم می بینم که برای خواسته های حال حاضرم چقدر می تونم راحت تر عمل کنم. تمرکز کنم روی خودم و صبر کنم از این روند تغییر که داره کم کم اتفاق میفته لذت ببرم و بدونم همون طور که این همه موفقیت خودش با پای خودش اومد توی زندگیم، خواسته های دیگه هم با پای خودشون میان توی زندگیم.

    خدایا سپاسگزارم که من رو در این مسیر الهی در این سایت الهی قرار دادی تا به خودشناسی و خداشناسی برسم

    استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام بیستم آیات سَخَّرَ- آیه 12-13 جاثیه

    اللَّـهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (12) ‏وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (13) جاثیه

    خداوند کسی است که دریا را به تسخیر شما درآورد تا به فرمان او کشتی‌ها در آن جریان پیدا کنند و تا از فضل او جستجو کنید و شاید شکرگزاری کنید. ‏و آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، (12)همه از اوست که به تسخیر شما درآورد، همانا در این تسخیر برای کسانی که فکر کنند، قطعاً نشانه‌هایی است.(13)

    داشتم فکر میکردم که وقتی خداوند میگه دریاها رو به تسخیر شما درآورد یعنی چی و به این نتیجه رسیدم که ببین در تایم ها زیادی از سال دریاها آرام هستند و مبادلات تفریحی نجاری سنگینی از این طریق انجام میشه ولی فقط زمانی رو تصور کنید که دریا طوفانی میشه ، عملا اگر در دریا باشی احتمال مرگت خیلی زیاده و اگر نباشی ، چاره ای نداری به جز اینکه صبر کنی تا دریا آروم بشه

    و این واقعیت خودش نشان دهنده فضل خداوند است و خدا به ما توفیق سپاسگزاری این نعمت ها رو بده

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام نوزدهم آیات سَخَّرَ- آیه 13 زخرف

    لِتَسْتَوُوا عَلی‌ ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (13) وَ إِنَّا إِلی‌ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ (14) زخرف

    ‎‏تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آن استقرار یافتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید منزّه است آن که این مرکب را برای ما رام کرد و ما بر آن توانا نبودیم.

    ‎‏و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت

    دیروز داشتم فایل ظلم به خود در قرآن رو گوش میدادم و استاد کاملا اذعان داستن که : اگر میخواید قرآن رو به درستی بفهمید و درک کنید ، باید آیات رو در مقایسه با هم ، هر آیه رو با توجه به داستان سوره ، آیات قبل و بعد و ….. بررسی کنید و صرف یک آیه برداشت ها درست نیستن

    این سوره هم در مورد نعمت های الهی صحبت میکنه و در آیات قبل در مورد ویژگی های خداوند و نعمت هایی که به ما ارزانی داشته صحبت میکنه و بهد در آیه 13 صراحتا اعلام میکنه که اولا نعمت کشتی ها و چهارپایان که خداوند اونها رو به تسخیر تو در آورد رو به یاد بیاور و دوما تسبیح خداوندی رو بکنید که اونها رو به تسخیر شما درآورد

    حقیقت این است و غیر از این نیست که اگر الله لطف خودش رو در حق ما کامل نکرده بود و جهان رو به تسخیر ما در نیاورده بود ، ما هییییییچ گونه قدرتی برای به تسخیر در آوردن اونها و رام کردن اونها نداشتیم

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام هجدهم آیات سَخَّرَ- آیه 5 زمر

    ‏خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی أَلا هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفَّارُ (5)زمر

    او آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید. شب را بر روز و روز را بر شب در می‌پیچد و خورشید و ماه را مسخر کرد . هر یک تا مدّتی معین در حرکتند، بدانید که او عزیز و بسیار آمرزنده است. ۵ زمر

    برای من خیلی جالب و دوست داشتنی هست که خداوند تقریا تماااام مثال هاش مرتبط با طبیعت و الهام گرفتن از طبیعت و نگاه کردن به طبیعت و تفکر و تعقل در المان های طبیعت است

    استاد در یکی از فایل های دوره هم جهت با جریان خداوند میگن خداوند تمااااام چیزهایی که در قرآن اشاره کرده که به تسخیر خودش در آورده ، در آیه های دیگر صراحتا إذعان کرده که ما آنها را به تسخیر شما هم در آوردیم

    و میدونید وقتی به اتفاقات جهان نگاه میکنم میبینم بله ، کاملا درسته

    خورشید به تسخیر إنسان در اومده ، اونجا که انسان بخش زیادی از انرژی رو از پنل های خورشیدی میگیره

    ماه به تسخیر انسان در اومده اونجایی که انسان به ماه سفر کرده و داره تلاش میکنه در اون ساکن بشه

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد ……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام هفدهم آیات سَخَّرَ- آیه 36 ص

    قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (35) فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصابَ (36)ص

    و گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و به من فرمانروایی و ملکی عطا کن که پس از من سزاوار هیچ کس نباشد، همانا تو بسیار بخشنده‌ای(35) پس ما باد را مسخّر او ساختیم که به فرمان او هر کجا می‌خواهد به نرمی و آرامی حرکت کند.(36)ص

    من عاااااشق سوره ص هستم ، چندین روزه که به کلی آیات دوست داشتنی و جادویی از این سوره هدایت شدم و البته داستان حضرت سلیمان که برای من نمود کامل و صد در هزار بخشنده و وهاب بودن خداوند است

    استاد در دوره های مختلف میگن که : پیامبران در انتهای دعاهاشون خدا رو با اون باوری که نسبت بهش دارن صدا میکنن و مشخصا و کااااملا واضح سلیمان به وهاب بودن خداوند باور صد در هزار داشته و داره که خداوند جهان رو به تسخیرش درآورده

    دیروز به فایل توحید عملی 1 هدایت شدم و گوشتی که مریم جان براش نوشته بودن فوق الهاده بود ، یعنی هررررر چی بیشتر دارم پیش میرم فقط و فقط به یک کلمه میرسم : توحید

    همه اتفاقات خوب و عالی جهان حول این کلمه جادویی در عمل میچرخه یعنی مسیر اینه :

    در عمل تمام تلاشت رو بکن تا موحد و یکتاپرست باشی ، خداوند انقدررررر وهاب و رزاق و مهربان و رحیم است که جهان رو به تسخیر تو درمیاره

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی های توحیدی

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    وسپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبودکوچک اما دائمی خودم ایستادم

    خدایا کمک کن تا دراین مسیر الهی ، ثابت قدم باشم من دلم میخواد هر لحظه به شیوه قوانین زندگی کنم

    خدایا تنها ترا میپرستم و تنها ازتو یاری می‌جویم مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.

    تمرین:

    از موفقیت های گذشته ، سکوی پرتاب بساز

    در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید…

    از روزی که با آگاهی های استاد عباس منش آشنا شدم ، تمااااام زندگیم دستخوش تغییر شده

    همون‌جوری که همیشه تو کامنت هام نوشتم از دیپلمه بودن به لیسانس گرفتن، از خانه دار بودن به سرکار رفتن ، از بدون مدرک بودن تا دوتا مدرک بین المللی از دانشگاه تهران گرفتن ، از درآمد صفر به درآمد قابل توجه رسیدن ، از بی خونه و بی ماشین بودن به صاحب خانه و ماشین شدن ، با وجود اینکه هفت سال از آشنایی من با این قوانین میگذره اما واقعا جوانتر و زیباتر شدم، خوش اندام تر و با اعتماد بنفس تر شدم

    پشت هر کدوم از این موفقیت ها ، ایمان به خدا وعمل به قوانینش و جدی گرفتن مطالب این سایت بود و هست …

    اما نکته جالب اینکه من بزرگترین تغییر و تصمیم زندگیمو 2سال پیش گرفتم که زندگی مشترکمون پس از 18 سال ، به آسانی و در آرامش پایان یافت و من دراین ماجرا از تمام شجاعت و ایمانم بهره بردم و انصافا نتیجه ی بسیار درخشانی دیدم و خداروشکر روزی نیست که بابت این تغییر بزرگ خدارو سپاسگزار نباشم

    من سالها بود که روی خودم کار میکردم اما دوسال پیش در یک صبح تابستانی درست 6 شهریور متعهد شدم که با تمرکز بسیار بالا روی خودم کار کنم ، پیش خودم گفتم 6 ماه تا عید فرصت دارم با تعهد و تمرکز پولادین روی خودم کار میکنم تا زندگیمو کنفیکون کنم که سه ماه از اون تعهد نگذشته بود که تمام جهان دست به دست هم داد و بهم کمک کرد تا به آسانی از همسرم جدا شدم ، من اصلا منتظر این اتفاق نبودم اما جهان خودش تمام سناریوها رو چیدو خودش درصلح و درآرامش این کارو پیش برد و من واقعا تمام مدت بقول استاد رو شونه خداوند مهربانم نشستم و فقط لذت بردم از این حجم از حمایتش .

    حالا جالب این ماجرا اینجاست که تو این دوسال پس از اون اتفاق مبارک ، من هدایت شدم به کاری که عاااااااشقشم ، عاشق همکارام محیط کارم ، عاشق کارم و حتی دیزان محل کارم و لوکیشن و ویوش وتمام جزئیاتش، تو این دوسال ماشینمم عوض کردم و یک ماشین بسیار زیبا و باب دلم خریدم ،به سمت دخترنازنیی هدایت شدم که از دوستی و هم نشینی و هم صحبتی باهاش بسیارلذت میبرم و اصلا باید بگم که به آروزی داشتنِ یک دوست هم مدار رسیدم ،با تمام این دستاوردها ، دیروز باخودم عهد بستم که باز یه جهاد اکبر راه بندازم و این سه ماه مانده به عید رو باز کولاک کنم و بشینم متعهدانه روی خودم کار کنم ، برای این هدف باز یه خانه تکانی ذهنی انجام دادم یبار دیگه دوربرمو خالی کردم و چند تا از ارتباط هایی که به رشدم کمک نمی‌کرد رو پایان دادم ، خوش می‌گذشت کنارشون اما به رشدم کمکی نمی‌کرد ، دفتر نو و خودکارهای رنگی نو برای یاد داشت برداری خریدم ، مهمونی هارو یا کنسل کردم یا به حداقل رسوندم ، دیروز هم تو سایت تعهدمو نوشتم که می‌خوام این سه ماه فعال تر باشم و با تمرکز لیزری روی خودم کار کنم

    و امروز این فایل زیبا اومد به دستم که از دستاوردهای گذشته ات ،اهرمی برای موفقیت های جدیدت بساز،

    این دقیقا کاری بود که درحال انجامش بودم ، آخه درست در هنگام تعهد جدید بستن ، به خواهرام و مادرم گفتم یادتونه دوسال پیش با خودم عهد بستم که با تمام توان رو خودم کار کنم ، عهد بستم که شش ماه لیزری به کمک آگاهی های استاد عباس منش رو خودم کار کنم تا زندگیم کنفیکون شه ، اون زمان نمی‌دونستم کدوم قسمت از زندگیم قراره تغییر کنه اما تمام سلول هام فریاد میزدن که برو لیزری رو خودت کار کن قراره زندگیت کنفیکون شه و من مثل همیشه به نداری درونم لبیک گفتم و گفتم چشم ، میرم تو غار خودم و 6ماه بکوب رو خودم کار میکنم که به سه ماه نکشید و زندگیم از بیخ و بن تغییر مثبت کرد جوری که دوساله شبانه روز بابت این موهبت و تغییر بزرگ خداوند رو سپاسگزارم ،

    حالا باز یه ندای قوی از همون جنس اومده سراغم ، بهم میگه ماریا دست از همه چیز بکش و سرتو عجیب و عمیق بکن تو لاک خودت باز وقت تغییره باز وقت یه تعهد جانانه و جهاد اکبرِ

    برو دختر جون ، برو عین یه کرم ابریشم پیله ای از جنس آگاهی دور خودت بکش و با تمرکز رو خودت کار کن که وقت پروانه شدنه برو که راه ترامیخواند ، از همه چیز بزن ، از مهمونی رفتن مسافرت رفتن از ارتباط جدید ساختن از صمیمی شدن ها و رفتو آمدهایی که چیزی بهت اضافه نمیکنه از لذت های آنی بگذر و برو با تعهدی از جنس پولاد ، و تمرکزی آتشین رو خودت کار کن که فقط خود خدا می‌دونه که چه هدیه ی بزرگی تو راهه

    مهربان پروردگارسخاوتمندم ، من باه هرخیری ازجانب تو فقیرم منو به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن همون‌طور که همیشه دادی و همون‌طور که همیشه هدایت کردی

    این فایل چه مهر تأیید بزرگی زد بر تعهدسه ماه ای که با خودم بستم

    خدا می‌دونه چه پاداش ها و چه نعمت هایی توراهه خدا می‌دونه چه دروازه هایی از فراوانی در تمام جنبه ها قراره بر من باز بشه که انقدر صریح و واضح ، راه مرا میخواند

    دوستتون دارم استاد عباس منش عزیزم ، سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه

    عاشقتونم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام شانزدهم آیات سَخَّرَ- آیه ١٨ ص

    اصْبِرْ عَلی‌ ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ (17) إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْراقِ (18) وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَهً کُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ (19) وَ شَدَدْنا مُلْکَهُ وَ آتَیْناهُ الْحِکْمَهَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ (20) ص

    ‎بر آن چه می‌گویند شکیبا باش و بنده‌ی ما داود را یاد کن که صاحب قدرت بود، امّا با این حال، همواره روی به سوی درگاه ما داشت.

    همانا ما کوه‌ها را رام کردیم در شامگاهان و بامدادان، همراه او تسبیح گویند.

    ‎‏ و پرندگان را گرد آورده (و تسخیر او کردیم) تا همگی به داود رجوع کنند

    و فرمانروایی و حکومت او را استوار داشتیم و به او حکمت و داوری عادلانه و فیصله بخش دادیم.

    آقا من دیروز دنبال آیات وهاب بودن خداوند بودم و دو تا از این آیات در سوره ص بودند و داستان حضرت یوسف هم در همین سوره به تفصیل بیان شده

    کلا سوره ص پر از داستان پیامبران است و خییییلی سوره فوق العاده و دوست داشتنی هست

    دقت میکنید که مسخر شدن کوه ها برای داود در نتیجه چی بوده؟؟ داود همواره رو به خداوند داشته ، تمام امیدش به خداوند بوده و هست و چون أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ قانون ابدی جهان است ، چون داود به عهدش وفا کرد و روی غیر خدا حساب نکرد ، خداوند هم به عهدش وفا کرد و کوه ها رو به تسخیر او درآورد

    کلا این آیات سخر قلب من رو باز میکنه و روحم رو تازه میکنه ، یعنی یا هر آیه ای که کامنت میکنم ایمانم قوی و قوی تر میشه برای اینکه بیشتر باور کنم که منم که خالقم ، منم که اگر به عهدم وفا کنم ، خداوند هم به عهدش وفا میکنه

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    طیبه میرزاده گفته:
    مدت عضویت: 139 روز

    به نام خدایی که هر لحظه مرا هدایت می‌کند

    وارد سایت شدم که نظرم رو در مورد جلسه ششم بنویسم بعد یهو چشمم افتاد به نشانه امروز من و نیت کردم که خدایا چطوری این استپی که در کارم افتاده رو رفع کنم، لطفا بهم بگو چیکار کنم و خدا منو به این فایل هدایت کرد.

    من رفتم به اون سالی که فقط با 20 روز خوندن و فقط 80 تست زدن در کنکور در دانشگاه فرهنگیان قبول شدم و خیلی ساده در مصاحبه قبول شدم و بعد از اون خیلی راحت هدایت شدم به قشم.

    چون ازدواج کرده بودم و همسرم کرمان بود به من انتقالی نمیدادن، 4 سال درخواست دادم و هی رد شد، سال پنجم گفتم خدایا به خودت سپردم و دیگه اصلا بهش فکر نکردم، چند روز بعد همون شخصی که هی درخواست منو رد میکرد زنگ زد گفت باید نوع درخواستت رو عوض کنم تا از استان تاییدش کنن گفتم اوکی هست عوض کنید و اون سال من به راحتی انتقالیم جور شد و همون سال اول افتادم داخل خود شهر کرمان اون هم دقیقا روبه رو دانشگاهی که کلاس داشتم، من بلافاصله بعد از اتمام کلاس‌ها میرفتم دانشگاه باهنر و اذیت نمیشدم

    بعد کمکم کرد با نمره عالی از پایان نامه‌ام دفاع کنم.

    من این رو فهمیدم که علت این گیر افتادن در کارم اینه که از خدا نمیخوام که برام انجامش بده، هی خودم میخوام با آزمون و خطا برم جلو

    الان خداجونم از تو میخوام که توقف در کارم رو بشکنی و باعث رشد در کارم بشی

    خدایا تنها تو هستی که قادر مطلقی و به همه چیز آگاهی

    مثل گذشته امروز هم خودت برام بساز

    وقتی تو میسازی خیلی راحت و آسون پیش میره

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    به نام نور آسمان ها و زمین

    سلام به روی ماهتون

    گام پانزدهم آیات سَخَّرَ- آیه 13 فاطر

    ‏یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذلِکُمُ اللَّـهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ (13) فاطر

    شب را در روز فرو می‌برد و روز را در شب داخل می‌کند. و خورشید و ماه را رام و مسخّر نمود، هر یک از آنها برای مدّتی معین در حرکتند. این است خداوند پروردگار شما، فرمانروایی مخصوص اوست. و کسانی که به جای او می‌خوانید مالکِ پوست هسته‌ی خرمائی نیستند.

    آقاااااا چقدر خدا خوشگل مثال میزنه ها ، این آیه رو استاد در یکی از فایل هاشون استفاده کردن و در موردش صحبت کردن

    اونجا که میفرماید وَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ ، یعنی اون هایی که شریک خداوند قرار دادی حتی مالک اون نخ ریز وسط هسته خرما هم نیستن

    به قول استاد خداوند دقیقن داره مثالی رو میزنه که با درک مردم اون موقع که خرما قوت غالبشون بوده هماهنگی داشته باشه

    خداوند صدها و صدها جا در این کتاب جادویی در مورد این موضوع صحبت میکنه که خداوند مالک و صاحب و فروانروای جهان هستی است

    و اینجا به زیبا ترین و ظریف ترین حالت ممکن مالک و صاحب و فرمانروا بودن خودش رو ثابت میکنه

    من اگر زرنگ و کیس باشم روی دوش خداوند سوار میشم و از خودش هدایت میطلبم تا من رو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه

    و همیشه شکرت

    با عشق ، ادامه دارد …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2000 روز

    بنام خدای رحمان

    سلام عزیزان من

    الهی صدهزار مرتبه شکر ک یکبار دیگه فرصت صلاه نوشتن ردپا بهم داده شد

    من تا گام 14 تقریبا تمام گام ها رو نکته برداری کردم یا توضیحات استاد شایسته رو نوشتم تو دفترم

    وامروز هدایت شدم ک بیام دوباره از این جلسه شروع کنم ب نوشتن و کامنتا رو خوندن و همزمان جلسات احساس لیاقت و کار کردن

    چرا چون فهمیدم این ذهن چموش من خییلی دوست داره رهاش کنم ک هیچ فسفری نسوزونه

    وقتی ک با برنامه پیش میرم خیلی بهتر میتونم کنترلش کنم و گرنه اون منو درگیر حاشیه ها میکنه

    پس الهی ب امید تو

    تمرین

    استاد در این فایل، از موفقیت‌های گذشته به عنوان یک «سکو» یا «اهرم» برای ساختن موفقیت‌های بعدی صحبت کردند (مثل داستان کاهش وزن خودشان که به معیاری برای تمام موفقیت‌های مالی و معنوی بعدی تبدیل شد).

    حالا نوبت شماست:

    لطفاً در کامنت‌ها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشته‌تان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).

    انگار این سکو کردن موفقیت های قبلی رو برای موفقیت جدید تازه درک کردم

    و میخوام ب امید خدا ازش استفاده کنم

    و توی تمام جنبه ها

    خداروشکر نسبت ب زکیه گذشته بهبود هایی داشتم

    ک با تکرار اونا خیییلی ایمانم قوی تر میشه

    درمورد ترس

    من قبلا ترس از تنها خوابیدن داشتم

    حتی نمیتونستم برای مدیتیشن چشم هام و ببندم

    احساس میکردم اگه چشمام و ببندم ی سری موجودات جن و پری هجوم میارن سمتم

    اینم بخاطر رمان های ترسناکی بود ک خونده بودم ک بعد از آشنایی با این مسیر

    فهمیدم ک هیچ موجودی قدرت نداره ی من آسیب بزنه

    چون قدرت خدا از همه ی قدرتها بیشتر و بالاتره

    و همه چی تحت سیطره ی ربه

    چقد این دیدگاه قلبم و غرق آرامش کرد

    ک هرموجودی ک وجود داره با اراده ی خداونده ک کاری انجام میده ک حرکت میکنه

    من حتی از مار هم میترسبدم ک خداروشکر الان خیلی کمتر شده

    یا مثلا محافظ لامپ حمام شکسته بود خواهرم میترسید روشنش کنه

    و چراخ خاموش میرفت و منم همین طور

    ی بار دیدم داداشم روشنش کرد رفت حموم

    و هیچ اتفاقی نیفتاد

    سری بعد ک رفتم حموم تصمیم گرفتم ک روشنش کنم

    با وجود اینکه میترسبدم لامپ بترکه ولی گفتم مرگ من دست خداست و در زمان خودش اتفاق میفته

    و یک لحظه پس و پیش نمیشه

    رفتم دوش گرفتم دیدم هیچ اتفاقی نیفتاد

    چقد من بزرگتر شدم بعدش

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    یادمه کوچیکتر ک بودم قبل اینکه گاز کشی کنن برامون بخاری نفتی داشتیم

    ک اصلا خونه رو گرم هم نمیکرد

    ی بار مادر ی بخاری نفتی خوشگل متفاوت از خونه بابابزرگم اورد ک خودشون خییلی وقت بود ک دیگه لازم نداشتن

    من خیلی خوشم اومده بود از شکلش

    پدر ک دیدش گفت ب درد نمیخوره درست نمیشه

    ولی چیزی تو وجود من میگفت درست میشه ،من درستش میکنم

    ی روز ک پدر رفته بود بیرون من و داداش کوچیکه ام رفتیم سراغش

    مرحله ب مرحله بازش کردیم

    هرچی ک حس میکردیم باید انجام بدیم

    انجام میدادیم

    و در نهایت تونستیم سرهمش کنیم

    نمیدونید چقددد ذوق کردیم

    چقد ب خودمون افتخار کردیم

    وقتی ک روشنش کردیم با عشق نگاش میکردیم و کیییف میکردیم

    پدر هیچی نگفت ،هیچی

    کلا اهل تعریف کردن نبود ولی الان ی کم تغییر کرده چون من تغییر کردم

    بعد ی مدت برامون گاز کشیدن ب لطف خدا و خداروصدهزار مرتبه شکر

    الان خونه مون گرم تو سرما یادمه ک دوتا پتو هم میپوشیدم باز میلرزیدم

    خدای من

    با تمام وجودم ازت ممنونم بابت نعمت گاز،بخاری،لباس شویی

    اجاق ،سقف بالای سرم

    تخت راحتم،پتوی نرم و گرمم

    لباس های گرمم از فضلت بهم رزق دادی

    بدون اینکه پولی پرداخت کنم

    سپاسگزارم بخاطر سلامتیم بخاطر چشمای بینا،گوش شنوا و قلبی ک داره باعشق میتپه

    و بهم خبر میده ک زکیه هنوز فرصت داری ک زندگی کنی

    از زندگیت لذت ببر

    معلوم نیست ک کی فرصتت تموم میشه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    موفقیت هایی ک بدست آوردم

    کار دانشجویی

    دادن شهریه دانشگاه خودم

    سرشماری بهداشت

    گرفتن مهمان دائم ک تا قبل من ب هیچ احد و الناسی نداده بودن ب لطف خدا

    گرفتن نمره 18 از اصول 2 و3

    ارتباط خوب برقرار کردن با چندتا از اساتید دانشگاه ک یکی شون تقریبا نمره ی کامل و بهم داد

    کوتاهی و عالی یاد گرفتن

    بدون آموزش اصلاح و یاد گرفتن

    خیاطی یادگرفتن اونم بدون آموزش خاصی

    ی ساعت پیش مادر اومد گفت زکیه اون کت اولی ک برام دوختی خیلی گشاد شده بهم برام ی کم تنگش کن

    بعد یادم اومد ک من این کت رو زمانی دوختم ک هنوز اموزش مناسبی ندیده بودم

    یقه اش و از اینستا

    استین کتی دو تیکه شو هم از اینستا

    پایین کار و با دست پس دوز کردم

    و لبه آستین رو

    اون موقع با چرخ مارشال میدوختم تقریبا سومین کارم بود

    چقددد من بزرگتر شدم

    مرزهای ذهنم جابجا شد بخاطر توانایی ک در خودم دیدم

    گفتم مامان من این کتو آموزش خاصی ندیدم ک دوختمش هااا برو خداروشکر کن ک اینقد تمیز دوختم برات

    قدرش و بدون

    تازه چون کِشی هم هست داداش کوچیکه ام هم بارها پوشیده اش

    چون گرم هست و سبک خیلی از دوستاش بهش گفتن این کتو از کجا خریدی

    چقد خوبه :))

    الهی صدهزار مرتبه شکرت اعتبار همه ی اینا میرسه ب تو رب هنرمند خالقم ک در درون من داری نفس میکشی و هر لحظه هدایتم میکنی

    یادم میاد دانشجو ک بودم دوتا تاپ آبی و قهوه ای دوختم ک اولین اولین جرقه های هنر خیاطیم بود

    زیر مانتو میپوشیدم و میرفتم دانشگاه و تو خونه هم میپوشیدم

    وقتایی هرچی میگشتم پیداشون نمیکردم

    بعد میدیدم تن آجیمه خخخخخخ

    و با خنده داره نگام میکنه:/

    خییلی مثال دارم از این دست

    سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه می‌کنید، چطور می‌توانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟

    هدفی ک الان دارم دوخت لباس مجلسی هست با همین پارچه ای ک الان دارم

    فک میکردم 2 متره امروز رفتم پیداش کردم

    دیدم دومتر و نیمه خداروشکر

    میخوام ی انقلاب زیبای زکیه ب راه بندازم در درون خودم

    این ی سکوی پرتاپ میشه برام

    برای ورود ب کارهای مجلسی

    و قوی تر شدن باورهام

    من میتونم

    و ایمان دارم ک از پسش برمیام

    با هدایت رب رحمان وهابم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عاشقتممم

    بیایید «ردپاهای» موفقیتمان را اینجا ثبت کنیم تا سکویی برای پرش همگی ما باشد.

    عاشقتمم مریم عزیزم

    مرررسی استاد قشنگم

    سپاس خدای وهابم

    مرررسی دوستان توحیدی من

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1640 روز

      سلام و درود به زکیه عزیز و خواهر همفرکانسم

      سپاسگذارتم که وقت گذاشتی و کامنت زیبایی نوشتی

      آفرین بهت که اینقدر توی سایت فعال هستی.

      استفاده کردم و انرژی گرفتم از مطالب خوبت

      واقعا این حد از رشد و تلاش برای بهبود شخصیتت تحسین برانگیزه

      خوشحالم که داری با ترسهایت مقابله می کنی

      ازت تشکر میکنم بابت قدردان بودنت و دیدن نعمتهای زندگی ات

      این طرز عمل و رویه ای که گرفتی خییلی عالیه

      چقدر خوبه که با خودت در صلحی

      خدا رو شکر میکنم به خاطر اینهمه تغییر

      چون اولا مسئولیت زندگی تو پذیرفتی و در نتیجه داری خودت رو بهبود میدی

      زکیه جان مطمئن باش که این شخصیت سازیها و باورساختن ها در نقاط عطف زندگی ات خیلی بهت کمک میکنه.

      این موضوع رو دارم درک و تجربه میکنم

      توی خانواده همسرم از حدود یک سال پیش با تضادی برخورد کردند ولی طرز رفتار و عملکردشون در قبال اون تضاد به قدری بچه گانه و افتضاح بوده که حد نداره، بهتره بگم که خودشون رو در مسیر نابودی قرار دادند و اتفاقا بعد از یکسال با تضادی بدتر از قبلی مواجه شدند

      چون تمرکزشون روی نکات منفی و پر و بال دادن به وجه منفی اون قضیه بوده و لذا همه شون توی باتلاقی گیر کردن و روز به روز دارن بیشتر غرق میشن

      اوایل من چند نوبت صحبتهایی کردم ولی تاثیری نداشت

      این اواخر با خودم فکر میکردم که چرا من طور دیگه ای عمل میکنم ولی اینا دقیقا برعکس قوانین عمل میکنن

      تنها جوابی که تونستم پیدا کنم این بود که اینها از قبل در خصوص اون تضاد روی خودشون کار نکردن و باورهای درست رو برای خودشون درونی سازی نکردن و اتفاقا باورهای بسیار سطحی و آبکی و بچه گانه و خرافاتی و عوامانه رو در ذهن و جانشون نهادینه کردن و

      حالا سر به زنگاه کم آوردن و بدترین عملکرد ممکن رو رقم زدند و باز هم همچنان و با شدت بیشتر ادامه میدهند.

      ولی من در خصوص اون موضوع در دوران نوجوانی روی خودم کار کردم و حالا در مواجه باهاش کاملا اصولی و درست و با لذت و آرامش عمل کردم و خیلی هم از خودم راضی ام.

      هدفم از گفتن این مطلب اینه که شما که از الان داری باورهای درست رو توی ذهنت جاگذاری میکنی و بارها تمرین و مرورشون میکنی؛ باعث میشه که به طور بنیادی در قبال مسائل مختلف زندگی ات بهترین تصمیمات رو بگیری و بهترین عمل رو در پیش بگیری.

      باید هر لحظه قدردان این آگاهی ها باشیم چون به ما زندگی ای داده که 99.99 درصد آدمها ازش بی بهراند

      به قول قرآن

      و قلیل من عبادی الشکور.سبا 13

      بل اکثرهم لایومنون.بقره 100

      ولکن اکثرهم لایشکرون.نمل

      73

      امیدوارم با همین قدرت به روند رشدت ادامه بدی و هر روز خبرهای خوب بیشتری ازت دریافت بکنیم.

      شاد و خوشبخت باشی.

      یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2000 روز

        بنام خدای مهربان

        سلام ب آقا ناصر عزیزِ مهربونِ توحیدیِ خوش قلب

        خیییلی ازت ممنونم ک این نور آبی و برام روشن کردی

        نمیدونی چقد خوشحال شدم مرررسی بخاطر تحسین های قشنگت

        سپاسگزارم ک آگاهم کردی ب تغییراتم

        و باعث شدی یکبار دیگه کامنتم و بخونم

        بعضی وقتا ک موضعی پیش میاد وقتی نظر بقیه رو میفهمم میبینم کاملا متفاوت نظر خودم هست

        و کلی تعجب میکنم ک چرا بقیه ی جور دیگه فکر میکنن

        مثلا امروز،ب لطف خدا داداش بزرگترم نامزد کرده

        امروز خواهرم زنگ زد ب مادر ک داداش برای شب یلدا میخواد چی بخره برای نامزدش

        داداشم بیشتر سرکاره وقت نمیکنه خودش ،ب خواهرم سپرده بود ک خودت ی چیزی بخر با سلیقه ی خودت

        خواهر میگفت ی تیکه طلا براش بخر

        این در صورتیه ک داداشم ب امید خدا داره برای عروسیش ک دوماه دیگه اس برنامه ریزی میکنه ک هزینه ها رو مدیرت کنه

        خلاصه خواهرم رفت طلا فروشی ی پلاک سبک گرفته بود و عکسشو فرستاد برای من ک اگه اوکی باشه بخره

        قیمتش هم 8 میلیون

        ب مادر گفتم نیاز نیست برای شب یلدا این همه هزینه کنه اینا هزینه الکیه

        میتونه ی شال بخره براش

        مامانم گفت راست میگی

        ولی درآخر اون پلاک خریده شد فقط برای اینکه ی هدیه آبرومندانه و دهن پرکنی ببرن

        اگه من بودم ی شاخه گل یاحتی شال برام کافی بود

        مهم اون احساس قلبی و درونی هست ک طرفم ب فکر من بوده

        حالا اگه شرایطش و داشت و اوکی بود میتونست طلا هم بخره

        شایدم دیدگاه من مشکل داره

        ولی برای من مهم طرفم هست و احساس قلبیم ن فقط انجام رسم و رسومات

        این روزا توقعم داره کمتر میشه

        مثلا برای عروسی داداشم میتونم برم ی لباس چش درار بخرم ولی میگم چرا باید این همه وقت و انرژی و پول هزینه کنم

        ک چی؟؟

        بخاطر تایید بقیه

        بقیه آجیام و ک میبینم ب تکاپو افتادن و استرس دارن چی بپوشن خنده ام میگیره

        اولش این استرسو ب منم دادن ولی گفتم نخیر

        من میخوام از این شرایط استفاده کنم و خودمو مجبور کنم ک ی خلق جدید داشته باشم ک

        اعتماد ب نفسم بالاتر بره

        ک لذتشو ببرم

        حس میکنم کارم خییلی عالی میشه و بقیه میگن کاش برای ما هم تو لباس میدوختی خخخخخ

        فعلا لباس مادر و دوختم ب لطف خدا و خداروشکر متفاوت ترین لباس عمرش شد خخخخ

        مادر عاشقش شده

        الهی صدهزار مرتبه شکرت امروز پستش و گذاشتم کانال یوتیوبم

        ذهنم میگفت این ک مجلسی حرفه ای نیست

        براچی میخوایی بزاری کانالت

        گفتم این و دارم میزارم ک بدونم ک از کجا شروع کردم ی جور ردپا از نمونه کارهام هست خخخخخ

        الهی صدهزار مرتبه شکرت

        قبل اینکه بیام نقطه ی آبی قشنگت و ببینم تو صفحه توحید عملی 4 بودم

        نوشته بود

        ترس از حرف مردم عین شرکه

        انسانی ک باور دارد تنهامنبع، رزق، عزت

        وقدرت خداوند است ن برای خوشایند مردم کاری میکند و ن از ترس طرد شدن کاری میکند،او مسیر درست را میرود حتی اگر تمام دنیا مخالفش باشند

        خدایا خودت ثابت قدمم کن توی این مسیر زیبا

        هرآنچه دارم از آن توست

        هرآنچه دارم از آن توست

        من هیچی نمیدونم

        تو میدونی

        تو عالمی

        توقادری

        تو غفوری

        تو رحیمی

        تو وهابی

        تو رزاقی

        تو هدایتم کن،تو بهم بگو

        ایاک نعبد وایاک نستعین

        واقعا موهبت خداوند بودن توی این مسیر

        آرامشی ک داریم

        لبخندی ک ب راحتی میاد روی لبمون ب واسطه ی دیدن نشانه ها

        طلوع و غروب خورشید

        ابرها

        باران

        پروانه

        امروز کلی نشانه دیدم

        چندبار بلبل جفت

        قمری جفت

        هدایت شدم ب ی فیلم تو یوتیوب ک عروس و دوماد تو خیابون زیر برف داشتن قدم میزدن

        فیلم بردار هم دنبالشون

        مردم کلی بوق میزدن

        میرقصیدن و شاد بود

        الهی صدهزار مرتبه شکرت ان شالله ک خوشبخت بشن

        آقا ناصر مررسی ک برام نوشتی کلی انرژی گرفتم برای ادامه مسیر

        دمت گرررم پسر

        انشالله هزار برابرش بهت برگرده:))

        ب خدای وهاب رزاق میسپارمت

        فالله خیر حافظا وهو الرحم الراحمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: