اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
احساس عدم لیاقت از اونجایى میاد که ما خودمون رو بى تاثیر تو زندگیمون میبینیم و مثلا فکر مى کنیم خدا باید بخواد یا نه و اینطورى میوفتیم تو موضع ضعف و خدا رو یه فرمانروا میبینیم که ما رو بی قدرت و بی اراده و بی توانایى خلق و خواستن آفریده واسه همین میریم مثل یه بنده خار و ضعیف بهش میگیم تو رو خدا بهم پول و ثروت بده کنم قول میدم به بقیه کمک کنم ( چون ذهن ما داره الگو سازى میکنه ، همون شیوه رابطه بچگى ما با بزرگترهامون و درخواست کردن هاى ما ، در قبالش مثلا قول باید میدادیم بچه خوبى باشیم و ….داریم همون سیستم مریض خودمون رو تو رابطه با خدا اعمال میکنیم ) در حالى که خدا و رابطه ما با خدا مثل رابطه ما با مادر پدر و افراد نیست
بلکه شیوه ارتباط ما با خدا بر اساس لیاقت لنا شده و قانون و درخواست و فرکانس
چون خداوند همواره دهنده بی قید و شرط هست و این دهنده بی قید شرط بر اساس فرکانس های ما به ما میده ، چه جبران کنیم چه نکنیم چه قول بدیم به خدا چه ندیم اگر فرکانس ارسال بشه و دو مدارش باشیم و خودمون رو لایق بدونیم دریافت میکنیم
سالها قبل کنم پیش خدا زجه مى زدم چرا ؟ چون احساس لیاقتم پایین بود چون خدا رو شبیه پدر مادر خودم میدیدم و …
انقد تو سایت خوندم و خوندم راجع به سیستم بودن خداوند و قوانین ثابتش و ویژگى هاش مثل غفور وهاب رزاق و …. کم کم تصویرم از خدا و تصویرم از چگونگى دریافت نعمت تغییر کرد …
حالا باور اینکه من به خودى خود با وجود همه اشتباه نقص ها گناه هام و ….. همواره لایق دریافت همیشگى ثروت و نعمت راحت هستم براى من سخته ، هر چند که آگاهى هم دارم از روند کار ، چرا ؟ چون از بچگى برعکسش با من رفتار شد و الان می خوام به کل این سیستم رو تغییر بدم خب زمان میبره کار میبره و …. ولى ارزشش رو داره که واقعا ایمان پیدا کنم در هر شرایطی من لایق نعمت ها هستم و هیچ عاملى نمی تونه لیاقت داشتن رو از من بگیره حتى گناه حتى اشتباه و ……چون خداى من خدای دهنده بزرگ بخشنده هست و با این ویژگى هاى خودش منو به خودى خود لایق کرده از قبل …. حالت طبیعی هم همینه و حالت دیگه اى وجود نداره
شنیدن این فایل با خوابی ک دیشب دیدم بهم مرتبط،هستن
خواب دیدم وارد حیات خونه شدم و اون حیات نبودم یک باغ بهشتی بود
زمین سبزسبز
درختان پراز میوه های متنوع
و میوه ها اینقدر فراوان بود ورسیده بود ثانیه ای میریختن روی زمین و زمین پرشده بود از میوه ها
ب محض ورود من ب باغ گلهای نرگس ک وسطشون اینقد زرد لیمویی خوشکل بود چشمام فقط اونارو میدید
باد خنکی ب صورتم و ب اون گلها میخورد
یدفه نور خیلی روشن و زرد رنگ خورشید ب چشمم خورد و اون لحظه اون نور ب گلها میخورد گلها جلو چشمم قد میکشیدن و من همینجوری مات مونده بودم و ازشدت ذوق فریاد میزدم خدای من دارم عظمتت رو میبینم
چطور با هربار تابیدن خورشید ب این گلهای خیلی زیبا اینا قد میکشن و بیشتر باز میشن و من حاضر نبودم جلوتر برم
یک خانمی فقط اونجا بود و سبد دستش،بود و داشت میوه جمع میکرد ک هربار صدام میکرد بابا بیا میوه جمع کن چیکار میکنی جوری این حرفو میزد و عجله داشت بچشو هم آورده بود کمکش تند تند میوه جمع میکردن ب این نیت ک وقت الان تمام میشه
و من آرامشی داشتم خدا شاهده فقط بوی اون باغ رو حس میکردم نور خورشید عین بهشت بود ب چشمام میخورد و باد خنک صورتمو ناز میکرد و قلب ارامم و حس عالی من و قدمهای ارام ارام من و فقط نگاه میکردم
باورتون نمیشه خودم این خواب رو دیدم
و من به اون خانم گفتم من عجله ندارم شما جمع کنید من دارم لذت میبرم ازین همه زیبایی خداوند
بعد صدا میکردم مامان بابا بیاین
مادرم چنان عصبانیتی داشت بیایم چیکار برو بابا تو دیوانه شدی فقط صداشو میشنیدم مادرم حتی وارد اون باغ نشده بود و انگار تلفنی داشتم بهش میگفتم
و هرچی میگفتم بخدا قسم مادر من باور کن فلان جا هست این شکلیه اینجوریه اینقد قشنگه بیا ببین پراز میوه هست گلها چطور جلو چشمم قد میکشن عظمت خدارو دیدم گریه میکردم مادرم میگفتن دیوانه شدی داری حرف علکی میزنی و من داد زدم اینه که میگن خدا تو قرآن گفته کر هستن کور هستن انها ایمان نمیارن اونها فکر نمیکنند …
صم بکم عمی فهم لایعقلون
و با صدای بچه یکساله ام از خواب پریدم
متوجه شدم خدا میخات قلب من را ارام کن
ک نترس و نگران نباش عجله نکن و ارام مسیر درست خودتو برو تمام اون نعمتها برای توست تمام نشدنیه
نیازی ب صدا کردن پدرمادرت نیست
اونها باور نمیکنن هرچی تو ب دیگران بخای بگی باور نمیکنن پس یک راز نگه دار پیش خودت و راهتو برو ک مسیرت درسته لذت ببر
و قرارنیست زود از اون باغ مثل اون خانم بری سبد ببری ک تند تند جمع کنی نه قراره قدم بزنی توی این باغ و زیبایی هارو ببینی و هرچقد بری جلوتر تمام میوه هارو ب اندازه ای ک دلت میخات بخوری و عشق کنی
صبح بیدار شدم با احساسی عجیب قلبی ارام رفتم دفترم جدیدی خریدم ک تعهدمو شروع کنم دفترم تمام شده بود
و الان این فایل نشانه من بود گوش کردم و حسم گف همینجا خوابتو بنویس و ب اشتراک بذار الهامی ک بهت شده
خدایا من عاشق این خوابهای الهام بخش هستم
چون مسیررو برام روشن میکنه و خیلی منو ارام میکنه
دیروز همش کارگاه بودم وقتی برگشتم خسته بودم و خونه رو مرتب کردم اومدم فایل گوش کنم خوابم برد
ولی تمام فکرم این بود چطور شخصی ک توی حوزه کاری من تکاملشو درست طی کرده میات ب هنرجوهاش پیشنهاد پیج زدن و خریدن پارچه های توپی و عجله رو میده ک بخرید بدوزید بفروشید توی اینستا
ولی واسه من تکاملشو کامل تعریف کرد و بهم گف من شرایطم ازتو پایینتر بود و قدم ب قدم جلو اومدم والان این اموزشگاه و مزون رو دارم
و چطور فقط یکماه هنرجوش شدم بهم پیشنهاد کار داد و من پیشنهادات کاری رو رد کردم
واقعا احساس اعتماد بنفس بهم داد
چقدر فایلهای شما از من شخصیتی جدید و قوی ساخت هر مشتری ک بخات اذیت کنه ردش میکنم
یا بفهمم طرف میخات از خلاقیت من بهره برداری کنه و من فقط براش شاگرد باشم و ب مرحله استادی نرسم
چطور منو بیدار میکنی و هدایتم میکنی
این فایل بهم گف باور داشته باش لایقی نیاز نیست چیزی رو جبران کنی
حق طبیعی تو ثروتمند شدن و ثروتمند بودن است
فقر غیر طبیعیه بیماری غیر طبیعیه غم غیر طبیعی
طبیعت جهان ب سمت شادی سلامتی ارامش و ثروت است …
سپاسگذار خداوند هدایتگرم هستم و امروز شروع مجددی و تحولی در من ایجادشده
و سپاسگذار شما استاد عزیزم ک بنده ی خوب خدا هستین . و دستی از خداوند ک باعث این تغییرات در زندگی من و زیبا کردن زندگیم و زندگی هزاران نفر شدین ..
خیلی ممنونم که دستی از دستان خداوند شدی ک من برگردم مجددا این کامنتم ک درمورد خوابم و احساس لیاقت نوشته بودم رو خوندم
چندروزه حسم و نشانه ها میگه رو احساس لیاقت کار کن
و خدا داره هدایتم میکنه و جالبه توی این کامنتم هم تو خواب خدا بهم گفته بود تو خودت برای ثروت لایق شدی نیازی ب صدا کردن خانوادت نیست چون چندروزه احساسات ترحم و دلسوزی اومده بود سراغم و حس گناه ک اگه تو پولی بهت برسه باید بدی ب خانوادت به اینو اون وگرنه نامردیه و تو آدم خوبی نیستی
و اینکه عجله نکن آرام پیش برو لذت ببر ک ثروتها منتظر تو هستن خودت بری تو مدارشون
اول خداراشکرمیکنم برای اشنایی باچنین دوستان نازنینی که هرروز به تعدادشان اضافه میشه واین هم یک باور عالی است که هرروز دوستان خوبی راخدا سرراهم میزاره
وقتی کامنت شما را خوندن وخوابتون را تعریف میکردن خودم را توی اون باغ دیدم وچقدر حالم خوب شد؛وتحسین میکنم شمارا برای این تعهدی که داری ومن هم از خدا میخوام کمکم کنه مثل شما دوستان عزیزم تعهدم مثل شما باشه وبیام ار اتفاقات بزرگ بنویسم ؛خیلی عالی بود کامنتت ویه حس خوبی صبح شنبه ای بهم داد ومیدونم وباور دارم اگه روی خودم کارکنم خداوندکمکم میکنه ومثل شما دوستان گل خیلی توحیدی میشوم؛خدایا هزاران بار شکرت برای دوستان عزیزی که هرروز بهدتعدادشان افزده میشود واستاد نازنین که این سایت را برای مامهیا کرد درپناه خداوند شاد؛سلامت؛خوشبخت وسعادتمند باشی دردنیا واخرت دوست نازنینم
الهی سپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ونی نی جونم وخودم وخانواده ی سایت بهشتی ام.
الهی سپاسگذارم که مرابه این مکان مقدس هدایت کردی باعالیترین شرایط، امکانات، موقعیتها، افرادکه ازاستادکلاس تا، تازه ترین شاگردی که وارداین کلاس خودشناسی وخداشناسی شده است وهرکدام به اندازه سوادوعلم وآگاهی که دارندمدام کتاب چاپ می کنندودردسترس یکدیگرقرارمیدهندبدون هیچ شرط وقیدوبندی خیلی بی ریابه یکدیگرکمک میکنندوانگیزه میدن.
دوهفته پیش داشتم منزل روتمیزمی کردم یک آن به من الهام شداین قلکهای کمیته امداد رو ازخانه ببربیرون وهرچی پول اسکناس، سکه های کوچک هست ببربیرون!!!!
درلحظه به من گفته شدببرخانه ی برادرشوهرت واینهاروبدهدبه برادرخانمش که مسئولیت جمع آوری صدقات هیئت دعای ندبه هست وشبهای 21ماه مبارک رمضان برای نیازمندان ارزاق تهیه میکنندوتقسیم میکنندعشق این کارهاس.
هفته ی گذشته بچه ها گفتندبریم باغ عموجان آب تنی کنیم خیلی راضی نبودم ونشدکه بریم هفته ی بعد برادرعزیزدلم تماس گرفته چرااین جمعه نیومدین باغ بچه ها منتظرتون بودن؟؟؟!!!!
عزیزدلم گفته انشاءالله هفته ی آینده وروز5شنبه ی گذشته برنامه ریزی کردیم بچه هاشون رو دعوت کردیم که ناهار، روزجمعه باماباشه چون خانه ی ماآپارتمانی س وجای پخت وپزنداره پارسال دعوتشون کردیم ازبیرون غذاتهیه کردیم.
بالاخره رفتیم روستاصندوق صدقات رو گذاشتیم واین یک ترمزروازخانه بردم بیرون برای ورودی ثروت.
جاتون پرازعشق وصفاشب رفتیم باغ تاواردخانه شدیم گفتم عه عه عه این چیه جاری خانم که سطل لوازم دستش بودسریع گذاشت روش گفت هیچی نبود!!¡ گفتم نَکُشِش آزادش کن سریع باکلنکس برداشت انداخت بیرون یک عقرب بودمن که شب روی تخت خوابیدم خخخخخخخخخخخ.
منو2تاپسرهاوعزیزدلم باعموجان قبل از غروب آفتاب رسیدیم باغ چایی باسماورآتشی درست کردیم چنددانه بادام بچهها جمع کردن خوردیم وغروب آفتاب روتماشاکردیم، هواروبه تاریکی می شدکم کم ستاره ها توی آسمان پیداشدند آنقدرزیبابودکه نمیشودتوصیف کردفقط کارم شده بود سپاسگذاری حال میکردیم.
جاری خانم ازراه رسیدگفت چقدرآسمون امشب پرستاره شده هیچ وقت به این زیبایی ندیدم!!!!!
خندیدم گفتم چون امشب مااینجاهستیم خدابرامون معجزات شو رو کرده تعجب کرده بودوای چقدرزیبابودالهی شکرت ازاین همه نعمت وزیبایی.
صبح برای نمازبیدارشدیم هواسردبودوستاره ها هم کم بودندچون هواتقریباروشن شده بودوصدای دلنشین پرندهها وشُرشُرآب چشمه به درون استخربه گوش میرسید یک پرنده بودروی کوه مدام می چرخیدگفتندفقط دنبال (کبک)میگرده که شکارکنه تااین پرنده دورشد یک دسته کبک پرکشیدند ورفتند.
عموجان باخانمش بحث میکردند تابه عزیزدلم نگاه کردم که کنترل رو بردار وبحث هاشونو تغیربده که ناگهان خودم کبکهارودیدم پرکشیدن گفتم عه عه عه تاپرسیدندچی بودگفتم یک عالمه کبک پروازکردند.
جاریم بابرادرشوهرم یک آه از درون کشیدند گفتندچرامااین صحنه ی زیباروندیدیم؟؟؟!!!!!
گفتم چون من چشمهام به دنبال زیبایی هست وزیبایی هاروشکارمیکنم ازلطف خدا.
چای سماورآتیشی نوش جان کردیم وصبحانه پنیرگرفته بودم باخیاروگوجه، وشب باتخم مرغهایی که جاری خانم آورده بود املت درست کردند ولی میدونستم بچهها صبح تخم مرغ دوست دارند.
امروزهم به من الهام شدچندتیکه لباس از خدابیامرز دختر برادرم خونه مون بودگفت جمع کن بده به کسی منم توی کیسه کردم برم روستاببرم برای کسی.
این هم یک ترمزدیگه رو ازخانه پاک کردم برای ورودی ثروت.
دیگه فکرم تاهمین جا کارکرده!!!!
و امروز صبح به من الهام شد سریع صبحانه بردار بریم پارک وکیل آباد گفتم چشم وگفت امروزبرو قسمت بانوان ازراه رسیدم سریع مانتو، وشالم روبرداشتم نشستم کنارسبزه هازیردرختان بلندصبحانه نوش جان کردم وکمی هم نون توی سبزه ها ریختم ودفترشکرگذاریم رو برداشتم توی طبیعت تمرینم رونوشتم روی نیمکت درازکشیدم عزیزدلم تماس گرفت ناهارمیام خونه پرسیدم کجایی؟گفت :جاده ی شاندیز.گفتم :برگشتی بیاباغ وکیل آباد دنبالم .
گفت :باشه سراذان ظهربودرفتم مسجدنمازجماعت خواندم وسریع خودم روبه سرجاده رساندم توی مسیرجلوی باغ وحش اسبهاآماده بودندبرای مسافرین سواری کنندویک اسب قدکوتاه بودخیلی زیباو با اسبهای دیگه فرق میکرد ازمردجوان پرسیدم چراین اسب قدش کوتاه تر؟؟!! گفت نژادش بابقیه فرق داره دست به صورت اسب کشیدم وبوسیدم آرزوی خیروبرکت برای جوان کردم وراه افتادم سرجاده عزیزدلم به موقع رسید.
صبح که ازخانه راه افتادم گفتم خدایاوسیله ی ایاب وذهاب راحت رابرام مهیاکن میرفتم باخط واحدبرم پارک به راحتی واحدرسیدوبرگشت هم با10تن عزیزدلم آمددنبالم چقدرروز قشنگی رو سپری کردم پرازنعمت الهی شکرت.
وبعدازنمازمغرب رفتم حاشیه ی بلواروکیل نشستم به غروب ماه نگاه کردم باخداحرف زدم وگریه کردم الهی شکرت که من لیاقت سخن گفتن باارباب رودارم ولی ازاین بیشترمی خوام هم خودم رو، وهم تورابشناسم.
اینهاروگفتم که بگم ازلطف خداوزحمتهای استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی به این مدارها وارشده ام که یک مثال هست پیغمبر رو باشیرها توی قفس کردند وشیرهاآرام وساکت دربرابراین پیغمبرشدندوحکایت منوجاری خانمم شده قبلأ یارفت وآمدنبوداگرهم بودباید ازدست اوآب میچکیدبعدبقیه میخوردندوالان هم هنوزدوست داره بقیه به حرفش باشن ولی اون شیرتبدیل به(×)شده واون روزغیرازپنیرتخم مرغ هم باخودم برده بودم ولی گفتم بچهها م دوست دارند تخم مرغ بخورند!!!!!!!
عاشقتونم نورالهی برچشمان خواننده ی دلنوشته های لیلاجان برای همه آرزوی سعادت وخوشبختی دارم.
خدایابه همه ی عزیزان نعمت صبرراعنایت بفرماآمین.
سایه ی استادومریم جون وعزیزان پشت صحنه را روی سایت نگه دارآمین.
استاد چقد این جمله تون قشنگ بود بهت ین حرف دنیا اینکه خداوند زندگیمون داده دست خودمون و همچی دست توجه این زندگی با همه چیزایی که داره برای تو تو با فکرت میتونی هر چی ی بخوای تو زندگیت داشته باشی تو خودت خالق زندگیت هستی فقط با یک ابراز به نام فکر
ابزاری که خدا ند در اختیار همه گداشته و راحت گفته از این ابزار استفا ه و هر جوری میخوای زندگیتو بساز چقد قشنگه این حرف
فقط باید یاد بگیریم چطوری فکر کنیم تا زندگیمون قشنگ بشه باید یاد بگیریم قشنگ فکر کنیم تا احساسمون قشنگ بشه بعدش زندگیمون قشنگ میشه این یعنی عدل خداوند بهت از این نمیشه به این سادگی و راحتی و در عین حال دقت و ظرافت
اینکه ما از خداوند ثروت زیادی بخواهیم و درعوض قول بدیم که کارهای انسان دوستانه و خیر انجام بدهیم . یک باور مخرب مخفی هست که اگر تغییر ندهیم کلی ضرر خواهیم کرد .
اولین نکته در این باور غلط ،، نگاه انسانی به خدا داشتن هست که او را انسانی ثروتمند و قوی می دانیم و برای اینکه خدارا راضی کنیم و دلایل محکم داشته باشیم در آن صورت ثروت به ما می دهد . طبق قانون، خداوند یک انرژی هست و طبق باوری که بهش داریم فقط برای ما تغییر شکل میده و مطابق باور ما میشه که ممکن هست به ضرر و یا نفع ما باشه .
مطلب دیگه اینکه مدیریت کل کیهان برای خداوند بصورت سیستمی و مطابق قوانین ثابت هست ، یعنی احساسات درآن دخیل نیست که باعث بشه خدارا راضی کرد بلکه باید قوانین ثروت را درک کنیم و بهش عمل کنیم و در مدار دریافت نعمت و ثروت بیشتر قرار بگیریم.
چندی پیش، بواسطه اتفاقات در تهران، مجبور به آمدن به شهرستان شدم. و طبق عادتِ مواقعی که اینجا هستم، به پدر و مادر در کارهایشان کمک میکنم. این فضا، خیلی بمن کمک میکنه که به یاد بیاورم که : من چرا اینگونه می اندیشم!
یکی از این کارها، رفتن به روستا و گرفتن شیر گاو از یکی از اهالی روستا بود. رفتیم منزل ایشان، و با صاحب اون گاوها هم صحبت شدم. تعریف میکرد که یه روز، یکی از گاوهای شیرده، با اینکه تا دیروزش کاملا سالم بود، به حالت مردن، افتاد زمین، بطوریکه مجبور شدند این حیوان را بکشند.
بعداً دلیلش را پیدا کرده بودند که دیدند چه چیز ساده ای بوده است (گیر کردن نخ نایلونی در نای گاو و خفه شدن حیوان).
حالا کلا ایشان سه تا گاو شیرده داشت که بسیار در کارشان ارزشمند هست و منبع درآمد و کسب روزی هست، و حالا یکی از آنها را از دست داده بود…
تا این را بمن گفت، اولین فکرهایی که از ذهنم خطور کرد این ها بود :
خدا را شکر، ما در خانه، گاو نداریم، اگرنه، چنین خسارت بزرگی را چگونه میخواستم تاب بیاورم یا جبران کنم یا مدیریت کنم؟
این هم از دردسرهای مال و مالداری زیاد هست…
خدا را شکر، ما فقط چند تا مرغ خونه داریم، و اگر هم مرگ و میری بین اونها رخ بده، نهایتش اینه که چند تا مرغ رو از دست دادیم، و خسارت بزرگ و زیادی نیست، و قابل جبران هست، و به جایی صدمه جدی وارد نمیکنه.
در مسیر برگشت به خانه، و تا چند روز بعد از ان، این افکار را بررسی کردم، ارزیابی کردم، مقایسه کردم، و سنجیدم که آیا به من کمک میکند یا ضربه میزند؟ این افکار از کجا ریشه میگیرند و چرا؟
فهمیدم که من اینگونه میاندیشم که:
1) مال زیاد مساویست با دردسر و زیان زیاد.
2) اگر مال کم داشته باشی، و به طریقی، قسمتی از اون رو از دست بدهی، میتونی مدیریت کنی و جبران کنی، اما مال زیاد را نمیتونی جبران کنی (یاد مثال آیینه ماشین پورشه و پراید، در دوره روانشناسی ثروت 1 ورژن قدیمی افتادم، که هم قیمت بودند و هستند و آدم فقیر، پراید را، به خاطر این هزینه های کم، ترجیح میدهد).
3) در حقیقت فهمیدم که ترس از دست دادن و ناتوانی در جبران دارم. ترس از ناتوانی در خلق مجدد نعمت دارم. انگار همین نعمت های که الان دارم، در مقیاس کوچک را، خودم تونستم بسازم، و بجای اینکه اعتبارش را به خدا بدهم، اعتبارش را به مغز و منطق و توانایی و دانش و قدرت خودم دادم.
و حالا چون خودم تا الان نتونستم نعمت های بزرگ را خلق کنم، پس همون بهتر که الان هم نداشته باشم، زیرا اگر از دست بدهم، چی جوری میخواهم مجدد آنرا خلق کنم؟ من که تجربه اش را نداشتم.
یعنی ریشه های شرک اندر شرک را در خودم دیدم. ریشه های ترس از اینده، ترس از کمبود، ترس از زیان بزرگ هنگام داشتن نعمت بزرگ، ترس از ناتوانی برای شروع مجدد، ترس از دست دادن، ترس از لِه شدن زیر بار سنگین خسارت مالی، اگر پول زیادی داشته باشم…
و طبیعتاً به همین خاطر هست که تا الان، نتونستم پول خوبی پس انداز کنم یا داشته باشم، و داشته هایم، در نود درصد مواقع، هم اندازه خرج های معمولی روزمره زندگی هست، که البته بابت دونه دونه انها، خداوند را صدها هزار بار شاکرم هستم.
درستش اینه که اعتبار و ریشه نعمت ها را به خداوند قادر مطلق بدهم، به کسی که جهان را مدیریت میکنه، به کسی که احساساتی نمیشه، بلکه آیینه وار به همین باورها و طرز فکرها و طرز اندیشیدن ها داره پاسخ میده،
درستش اینه که این همه انسان برخوردار و ثروتمند که مدام دارم راجع بهشون مطالعه میکنم را الگو بگیرم و بگم که این آدم هم، چه بسا از این موضوعات در زندگی اش داشته، اما با توکل و ایمان به خدا تونسته و ازش عبور کرده…. اصلا اگر من پولدار بشوم، دیگه این آدم الانی نیستم، دیگه در این سطح نیستم، مدارم، سطحم، درکم و اندیشه هایم تغییر میکنه و آدم متفاوتی از نظر ایمان و توکل و جهانبینی خواهم بود.
چقدررررر خوب و دقیق و ریز بین این ترمز رو پیدا کردی و منم همین ترمز رو تو رابطه عاطفی دارم ک اگر رابطه خیلی قشنگ باشه ممکنه بعدش ک زمین بخورم بلند شدن خیلی سخت تر باشه و چقدر پاسخی ک به این بازدارنده دادی مخصوصا اونجا ک گفتی اگر من پولدار بشم دیگه این آدم الآن نیستم منطقی بود و به منطق ذهن من کمک کرد ممنونم ازت امیدوارم درکمون از قانون روز به روز عمیق تر بشه
و سلامی به همه هم مسیر های من در این خانواده صمیمی شاید
به جرعت میتونم بگم که بعد از دیدن این فایل شگفت انگیز حاتم قبل از این فایل با حاتم بعد از این فایل که یکبار نگاش کردم شب و روز متفاوته واقعا یک ادم دیگه شدم خدایابی نهایت بارشکرت
واقعا همینطوری اومدم ی کوچولو فکر کردم و دیدم که کلی باور های الکی بودن که من پذیرفتمشون
مثلا باور هایی که برای خودم نوشتم . صبح ها هم مردم با ماشین های خودشون میان و پیش من اصلاح میکنن من همیشه صبحا هم مشتری دارم خدایاشکرت
عمو های من به من افتخار مبکنن و منو دوس دارن
خانواده من مثبت هستن و به دیدگاه های من به شخصیت من احترام میزارن
ادمهای ثروتمند انرژی مثبت هستند و بسیار مهربون هستند
هر کسی منو میبنه عاشق من میشه و از من خوشش میاد
من اهنربای جذب پول هستم
من خوشبخترین هستم
من بهترین ارایشگر دنیا هستم
من هر ثانیه منتظر معجزه هستم
من عزیزدور دونه ی خدا هستم
من یک میلیاردر جوان هستم
من شادترین و زیباترین پسر دنیا هستم
من اسون شدم برای اسونی ها
مهاجرت کردن ساده ترین کار دنیاست چون خدا باهاته
کار من باا ارزشه و هرکسی و اصلاح میکنم به شدت خوشحاع و راضی راضی از کارم
من با افکار بینظیرم جهانی زیبا برای خودم خلق میکنم
من انسان فوقالعاده و بینظیرو خلاقی هستم
من ثروتنمندم و ثروتمند میمانم
پول دراوردن اسون ترین کار دنیاست
موفقیت نیاز به کار فیزیکی بالا ندارهه موفقیت ذهنیه
ثروت یک موضوع ذهنیه
من هر پولی خرج میکنم 10 برابرش وارد زندگیم میشه
حالم عالیه زندگیم عالیه و عالی ترم میشه
من روح پاک خدا هستم
باور های من هر روز عالی و عالی تر میشن
سرنوشت من ثروتمند شدنه
من با ثروتمند شدنم دارم یک کار الهی انجام میدم
من هر چقدر ثروتمند شوم نزد خدا محبوب ترم
از درو دیوار برام ثروت میباره
من عالی هستم و لایق عالی ترین ها هستم
من به هرانچکه میخوام میرسم در سریع ترین زمان ممکن
خواهر های من از دیدن من بسیار خوشحال و شاد میشن و بهم افتخار میکنن
تمام جهان دست به دست هم میده که من خوشبخت.و ثروتمند بشم
تمام مردم دنیا برای رشد اسان و کمک به من اومدن تا من به راحتی موفق بشم
جهان من سر شار از برکت و نعمت و فراوانیه
من سزاوار ثروت و نعمت بی نهایت خدا هستم
من سزاوار شادی و خوشبختی هستم
من سزاوار ارامش و حال عالی هستم
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت که هدایتم کردی به این شادی و نعمت و این الهامات که هی پشت سر هم دارن میان و من مینویسم
من سزاوار نعمت سلامتی هستم
من سزاوار توحیدی بودن هستم روح من روح خداست و من لایق عالی ترین ها هستم
دوستون دارم و عاشقتونم بهترین کامتتی که توی زندگیم نوشتم فکر کنم این باشه چون خداوند بهم الهام کرد و واقعا انگشتام فقط تایپ میکردن
عاشقتونم عاشقتونم امیدوارم که این کامنت الهی من به همه هم مسیر هام و کسانی که این کامنت و میخونن کمک کنه
خدایاشکرت
خداوند در درون ماست و خداوندد یک سیستمه .که هر طور بخواهی بهت میده وما با درخواست ها و خواسته های بزرگ داریم به رشد جهان کمک میکنیم و خداوند از طریق ما جهان و رشد میده خداوند هر چقدر خواسته های ما بزرگتر باشه پاداش های بزرگتر میده به ما دوستون دارم عاشقتونم
رد پا از حاتم فوقالعاده و بینظیرو خلاق که اسون شده برای اسونی ها و هر لحظه منتتظر معحزستت
خیلی زیبا وپراز ارامش،وذوق وشوق بود کامنتت،حس خیلی خوبی بهم داد ،من هم کامنت قشنگت رانوشتم در دفترم وهرروز این باورهای قشنگ را میخونم وباصدای بلند تکرار میکنم ومیام توی همین فایل نتایج وبرکاتشو برات مینویسم
خیلی زیبا ودل نشین وارامش،بخش بود،ممنونم ازت دوست عزیزم که بعت الهام شد وامدی نوشتی وما لذت بردیم،وقتی استادجان میگن کامنتا ازجنس طلاس وخیلی میشهدازش درس گرفت درک نمیکردم اما امروز کامنتای دوستانم خیلی لذت وارامش داشت برام ؛خدایا شکرت برای استاد ودوستان عزیزی که دست خداوند شدن برام ،دوست عزیزم هرکجا هستی شاد ؛سلامت؛ثروتمند وخوشبخت باشی
سلام به الهام عزیزم خداروشکر میکنم بابت اینکه این کامنت من تونست بهت کمک کنه و خداوند با رسوندن من و هر شخصی دیگه به خواسته ها ما هم میشیم انگیزه برای بقیه هم دستب برای کمک به بقیه جهان هستی
مرسی از دعای خیرت ایشالله که تنت سالم باشه دستتو حسابت پر ازپول باشه ایشالله هروز به خدا نزدیکتر بشی ایشالله به تمام خواسته هات برسی .
و اینم بگم احساستودر هر شرایطی خوب نگه دار دوست دارم عزیزم در پناه الله یکتا شادوسالم و سرحال باشی
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استاد عزیزم ومریم نازنینم …
الان که پشت چرخم هستم ودارم قدم برمیدارم وایمانم واجرامیکنم میخاستم یه نظری بدم چقدرخوب میشه که این کامنت ها به صورت ویس بتونیم گوش بدیم ،خیلی عالی میشه ودرحین کارکردن ورودی های عالی به ذهن مون میدیم ..
درانجمن معتادان گمنام هم به این صورته که توفضاهای مجازی که مشارکت میکنن درمورد موضوعی به صورت ویسه ،،
به نام خدای مهربانم به نام خدای هدایتگرم به مسیر زیباییها و ثروتها و فراوانیها
سلام به استاد عزیزم و مربمبانو خوش صدا و زیبا
استاد ممنونممرلم.جانم بی نهایت ممنونم بابت نوشتن متن بالایی عجب زیبا و مفید بود
از اونجایی که باور کمبود در وجودمون ست باز با همون باور کمبود یکم کمرنگ تر در باره ثروت فکر میکنیم و میگیم خدایا به من ثروت بده به دیگران کمک میکنم
اینجا باز خودت و ارزش قائل شدن دیده نمیشود
و احساسه لیاقت در خودمون برای ثروت نمیبینیم
و اون ثروت رو برای رضای خدا و دیگران میخواهیم
من یاد گرفتم و میگم خدا به من چنان ثروتی بده تا لذت ببرم و بهترین مسافرتها رو برم و بهترین برندها رو برای خودم بگیرم
خدایا من خودمو لایق نعمت و ثروت میدانم
من ثروتمند هستم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
من ثروت رو برای خودم و رفاه خودم و تفریح خودم مبخواهم
الهی شکرت سپاسگزارتم
استاد عزیزم ممنونم ای مرد خدا
بنام خداى فراوانى ها
سلام به همه دوستان عزیز
احساس عدم لیاقت از اونجایى میاد که ما خودمون رو بى تاثیر تو زندگیمون میبینیم و مثلا فکر مى کنیم خدا باید بخواد یا نه و اینطورى میوفتیم تو موضع ضعف و خدا رو یه فرمانروا میبینیم که ما رو بی قدرت و بی اراده و بی توانایى خلق و خواستن آفریده واسه همین میریم مثل یه بنده خار و ضعیف بهش میگیم تو رو خدا بهم پول و ثروت بده کنم قول میدم به بقیه کمک کنم ( چون ذهن ما داره الگو سازى میکنه ، همون شیوه رابطه بچگى ما با بزرگترهامون و درخواست کردن هاى ما ، در قبالش مثلا قول باید میدادیم بچه خوبى باشیم و ….داریم همون سیستم مریض خودمون رو تو رابطه با خدا اعمال میکنیم ) در حالى که خدا و رابطه ما با خدا مثل رابطه ما با مادر پدر و افراد نیست
بلکه شیوه ارتباط ما با خدا بر اساس لیاقت لنا شده و قانون و درخواست و فرکانس
چون خداوند همواره دهنده بی قید و شرط هست و این دهنده بی قید شرط بر اساس فرکانس های ما به ما میده ، چه جبران کنیم چه نکنیم چه قول بدیم به خدا چه ندیم اگر فرکانس ارسال بشه و دو مدارش باشیم و خودمون رو لایق بدونیم دریافت میکنیم
سالها قبل کنم پیش خدا زجه مى زدم چرا ؟ چون احساس لیاقتم پایین بود چون خدا رو شبیه پدر مادر خودم میدیدم و …
انقد تو سایت خوندم و خوندم راجع به سیستم بودن خداوند و قوانین ثابتش و ویژگى هاش مثل غفور وهاب رزاق و …. کم کم تصویرم از خدا و تصویرم از چگونگى دریافت نعمت تغییر کرد …
حالا باور اینکه من به خودى خود با وجود همه اشتباه نقص ها گناه هام و ….. همواره لایق دریافت همیشگى ثروت و نعمت راحت هستم براى من سخته ، هر چند که آگاهى هم دارم از روند کار ، چرا ؟ چون از بچگى برعکسش با من رفتار شد و الان می خوام به کل این سیستم رو تغییر بدم خب زمان میبره کار میبره و …. ولى ارزشش رو داره که واقعا ایمان پیدا کنم در هر شرایطی من لایق نعمت ها هستم و هیچ عاملى نمی تونه لیاقت داشتن رو از من بگیره حتى گناه حتى اشتباه و ……چون خداى من خدای دهنده بزرگ بخشنده هست و با این ویژگى هاى خودش منو به خودى خود لایق کرده از قبل …. حالت طبیعی هم همینه و حالت دیگه اى وجود نداره
بسم الله الرحمن الرحیم
چ همزمانی رخ دادبرای من
شنیدن این فایل با خوابی ک دیشب دیدم بهم مرتبط،هستن
خواب دیدم وارد حیات خونه شدم و اون حیات نبودم یک باغ بهشتی بود
زمین سبزسبز
درختان پراز میوه های متنوع
و میوه ها اینقدر فراوان بود ورسیده بود ثانیه ای میریختن روی زمین و زمین پرشده بود از میوه ها
ب محض ورود من ب باغ گلهای نرگس ک وسطشون اینقد زرد لیمویی خوشکل بود چشمام فقط اونارو میدید
باد خنکی ب صورتم و ب اون گلها میخورد
یدفه نور خیلی روشن و زرد رنگ خورشید ب چشمم خورد و اون لحظه اون نور ب گلها میخورد گلها جلو چشمم قد میکشیدن و من همینجوری مات مونده بودم و ازشدت ذوق فریاد میزدم خدای من دارم عظمتت رو میبینم
چطور با هربار تابیدن خورشید ب این گلهای خیلی زیبا اینا قد میکشن و بیشتر باز میشن و من حاضر نبودم جلوتر برم
یک خانمی فقط اونجا بود و سبد دستش،بود و داشت میوه جمع میکرد ک هربار صدام میکرد بابا بیا میوه جمع کن چیکار میکنی جوری این حرفو میزد و عجله داشت بچشو هم آورده بود کمکش تند تند میوه جمع میکردن ب این نیت ک وقت الان تمام میشه
و من آرامشی داشتم خدا شاهده فقط بوی اون باغ رو حس میکردم نور خورشید عین بهشت بود ب چشمام میخورد و باد خنک صورتمو ناز میکرد و قلب ارامم و حس عالی من و قدمهای ارام ارام من و فقط نگاه میکردم
باورتون نمیشه خودم این خواب رو دیدم
و من به اون خانم گفتم من عجله ندارم شما جمع کنید من دارم لذت میبرم ازین همه زیبایی خداوند
بعد صدا میکردم مامان بابا بیاین
مادرم چنان عصبانیتی داشت بیایم چیکار برو بابا تو دیوانه شدی فقط صداشو میشنیدم مادرم حتی وارد اون باغ نشده بود و انگار تلفنی داشتم بهش میگفتم
و هرچی میگفتم بخدا قسم مادر من باور کن فلان جا هست این شکلیه اینجوریه اینقد قشنگه بیا ببین پراز میوه هست گلها چطور جلو چشمم قد میکشن عظمت خدارو دیدم گریه میکردم مادرم میگفتن دیوانه شدی داری حرف علکی میزنی و من داد زدم اینه که میگن خدا تو قرآن گفته کر هستن کور هستن انها ایمان نمیارن اونها فکر نمیکنند …
صم بکم عمی فهم لایعقلون
و با صدای بچه یکساله ام از خواب پریدم
متوجه شدم خدا میخات قلب من را ارام کن
ک نترس و نگران نباش عجله نکن و ارام مسیر درست خودتو برو تمام اون نعمتها برای توست تمام نشدنیه
نیازی ب صدا کردن پدرمادرت نیست
اونها باور نمیکنن هرچی تو ب دیگران بخای بگی باور نمیکنن پس یک راز نگه دار پیش خودت و راهتو برو ک مسیرت درسته لذت ببر
و قرارنیست زود از اون باغ مثل اون خانم بری سبد ببری ک تند تند جمع کنی نه قراره قدم بزنی توی این باغ و زیبایی هارو ببینی و هرچقد بری جلوتر تمام میوه هارو ب اندازه ای ک دلت میخات بخوری و عشق کنی
صبح بیدار شدم با احساسی عجیب قلبی ارام رفتم دفترم جدیدی خریدم ک تعهدمو شروع کنم دفترم تمام شده بود
و الان این فایل نشانه من بود گوش کردم و حسم گف همینجا خوابتو بنویس و ب اشتراک بذار الهامی ک بهت شده
خدایا من عاشق این خوابهای الهام بخش هستم
چون مسیررو برام روشن میکنه و خیلی منو ارام میکنه
دیروز همش کارگاه بودم وقتی برگشتم خسته بودم و خونه رو مرتب کردم اومدم فایل گوش کنم خوابم برد
ولی تمام فکرم این بود چطور شخصی ک توی حوزه کاری من تکاملشو درست طی کرده میات ب هنرجوهاش پیشنهاد پیج زدن و خریدن پارچه های توپی و عجله رو میده ک بخرید بدوزید بفروشید توی اینستا
ولی واسه من تکاملشو کامل تعریف کرد و بهم گف من شرایطم ازتو پایینتر بود و قدم ب قدم جلو اومدم والان این اموزشگاه و مزون رو دارم
و چطور فقط یکماه هنرجوش شدم بهم پیشنهاد کار داد و من پیشنهادات کاری رو رد کردم
واقعا احساس اعتماد بنفس بهم داد
چقدر فایلهای شما از من شخصیتی جدید و قوی ساخت هر مشتری ک بخات اذیت کنه ردش میکنم
یا بفهمم طرف میخات از خلاقیت من بهره برداری کنه و من فقط براش شاگرد باشم و ب مرحله استادی نرسم
چطور منو بیدار میکنی و هدایتم میکنی
این فایل بهم گف باور داشته باش لایقی نیاز نیست چیزی رو جبران کنی
حق طبیعی تو ثروتمند شدن و ثروتمند بودن است
فقر غیر طبیعیه بیماری غیر طبیعیه غم غیر طبیعی
طبیعت جهان ب سمت شادی سلامتی ارامش و ثروت است …
سپاسگذار خداوند هدایتگرم هستم و امروز شروع مجددی و تحولی در من ایجادشده
و سپاسگذار شما استاد عزیزم ک بنده ی خوب خدا هستین . و دستی از خداوند ک باعث این تغییرات در زندگی من و زیبا کردن زندگیم و زندگی هزاران نفر شدین ..
مثل همیشه برقرار باشید ..
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
به به فاطمه جان چه کامنتی و چه خوابی بود خیلییییی عالی بود لذت بردم از خوابت
بعضی اوقات هدایت ها در خواب بهت گفته میشوند و باید هوشیار باشی و متوجه بشی و از روی احساس میفهمی که در مسیر درست هستی یا نادرست
تحسینت میکنم که در این مسیر کنار هم هستیم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام عزیزم
خیلی ممنونم که دستی از دستان خداوند شدی ک من برگردم مجددا این کامنتم ک درمورد خوابم و احساس لیاقت نوشته بودم رو خوندم
چندروزه حسم و نشانه ها میگه رو احساس لیاقت کار کن
و خدا داره هدایتم میکنه و جالبه توی این کامنتم هم تو خواب خدا بهم گفته بود تو خودت برای ثروت لایق شدی نیازی ب صدا کردن خانوادت نیست چون چندروزه احساسات ترحم و دلسوزی اومده بود سراغم و حس گناه ک اگه تو پولی بهت برسه باید بدی ب خانوادت به اینو اون وگرنه نامردیه و تو آدم خوبی نیستی
و اینکه عجله نکن آرام پیش برو لذت ببر ک ثروتها منتظر تو هستن خودت بری تو مدارشون
سپاسگذارم کبری جان
برای شما آرزوی موفقیت وشادی روز افزون دارم
سلام به دوست عزیزم فاطمه
اول خداراشکرمیکنم برای اشنایی باچنین دوستان نازنینی که هرروز به تعدادشان اضافه میشه واین هم یک باور عالی است که هرروز دوستان خوبی راخدا سرراهم میزاره
وقتی کامنت شما را خوندن وخوابتون را تعریف میکردن خودم را توی اون باغ دیدم وچقدر حالم خوب شد؛وتحسین میکنم شمارا برای این تعهدی که داری ومن هم از خدا میخوام کمکم کنه مثل شما دوستان عزیزم تعهدم مثل شما باشه وبیام ار اتفاقات بزرگ بنویسم ؛خیلی عالی بود کامنتت ویه حس خوبی صبح شنبه ای بهم داد ومیدونم وباور دارم اگه روی خودم کارکنم خداوندکمکم میکنه ومثل شما دوستان گل خیلی توحیدی میشوم؛خدایا هزاران بار شکرت برای دوستان عزیزی که هرروز بهدتعدادشان افزده میشود واستاد نازنین که این سایت را برای مامهیا کرد درپناه خداوند شاد؛سلامت؛خوشبخت وسعادتمند باشی دردنیا واخرت دوست نازنینم
به نام خدا وسلام به خدا ی خودم.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
الهی سپاسگذارم بابت سلامتی خانواده ونی نی جونم وخودم وخانواده ی سایت بهشتی ام.
الهی سپاسگذارم که مرابه این مکان مقدس هدایت کردی باعالیترین شرایط، امکانات، موقعیتها، افرادکه ازاستادکلاس تا، تازه ترین شاگردی که وارداین کلاس خودشناسی وخداشناسی شده است وهرکدام به اندازه سوادوعلم وآگاهی که دارندمدام کتاب چاپ می کنندودردسترس یکدیگرقرارمیدهندبدون هیچ شرط وقیدوبندی خیلی بی ریابه یکدیگرکمک میکنندوانگیزه میدن.
دوهفته پیش داشتم منزل روتمیزمی کردم یک آن به من الهام شداین قلکهای کمیته امداد رو ازخانه ببربیرون وهرچی پول اسکناس، سکه های کوچک هست ببربیرون!!!!
درلحظه به من گفته شدببرخانه ی برادرشوهرت واینهاروبدهدبه برادرخانمش که مسئولیت جمع آوری صدقات هیئت دعای ندبه هست وشبهای 21ماه مبارک رمضان برای نیازمندان ارزاق تهیه میکنندوتقسیم میکنندعشق این کارهاس.
هفته ی گذشته بچه ها گفتندبریم باغ عموجان آب تنی کنیم خیلی راضی نبودم ونشدکه بریم هفته ی بعد برادرعزیزدلم تماس گرفته چرااین جمعه نیومدین باغ بچه ها منتظرتون بودن؟؟؟!!!!
عزیزدلم گفته انشاءالله هفته ی آینده وروز5شنبه ی گذشته برنامه ریزی کردیم بچه هاشون رو دعوت کردیم که ناهار، روزجمعه باماباشه چون خانه ی ماآپارتمانی س وجای پخت وپزنداره پارسال دعوتشون کردیم ازبیرون غذاتهیه کردیم.
بالاخره رفتیم روستاصندوق صدقات رو گذاشتیم واین یک ترمزروازخانه بردم بیرون برای ورودی ثروت.
جاتون پرازعشق وصفاشب رفتیم باغ تاواردخانه شدیم گفتم عه عه عه این چیه جاری خانم که سطل لوازم دستش بودسریع گذاشت روش گفت هیچی نبود!!¡ گفتم نَکُشِش آزادش کن سریع باکلنکس برداشت انداخت بیرون یک عقرب بودمن که شب روی تخت خوابیدم خخخخخخخخخخخ.
منو2تاپسرهاوعزیزدلم باعموجان قبل از غروب آفتاب رسیدیم باغ چایی باسماورآتشی درست کردیم چنددانه بادام بچهها جمع کردن خوردیم وغروب آفتاب روتماشاکردیم، هواروبه تاریکی می شدکم کم ستاره ها توی آسمان پیداشدند آنقدرزیبابودکه نمیشودتوصیف کردفقط کارم شده بود سپاسگذاری حال میکردیم.
جاری خانم ازراه رسیدگفت چقدرآسمون امشب پرستاره شده هیچ وقت به این زیبایی ندیدم!!!!!
خندیدم گفتم چون امشب مااینجاهستیم خدابرامون معجزات شو رو کرده تعجب کرده بودوای چقدرزیبابودالهی شکرت ازاین همه نعمت وزیبایی.
صبح برای نمازبیدارشدیم هواسردبودوستاره ها هم کم بودندچون هواتقریباروشن شده بودوصدای دلنشین پرندهها وشُرشُرآب چشمه به درون استخربه گوش میرسید یک پرنده بودروی کوه مدام می چرخیدگفتندفقط دنبال (کبک)میگرده که شکارکنه تااین پرنده دورشد یک دسته کبک پرکشیدند ورفتند.
عموجان باخانمش بحث میکردند تابه عزیزدلم نگاه کردم که کنترل رو بردار وبحث هاشونو تغیربده که ناگهان خودم کبکهارودیدم پرکشیدن گفتم عه عه عه تاپرسیدندچی بودگفتم یک عالمه کبک پروازکردند.
جاریم بابرادرشوهرم یک آه از درون کشیدند گفتندچرامااین صحنه ی زیباروندیدیم؟؟؟!!!!!
گفتم چون من چشمهام به دنبال زیبایی هست وزیبایی هاروشکارمیکنم ازلطف خدا.
چای سماورآتیشی نوش جان کردیم وصبحانه پنیرگرفته بودم باخیاروگوجه، وشب باتخم مرغهایی که جاری خانم آورده بود املت درست کردند ولی میدونستم بچهها صبح تخم مرغ دوست دارند.
خیلی باعزت نفس به جاری خانم گفتم صبحانه خاگینه درست کنیم گفت دیشب تخم مرغ خوردیم گفتم اشکال نداره الان مدل تخم مرغ روتغیرمیدم بالاخره پسرش رفت وسیله هارو آوردکناراجاق وسریع صبحانه ی گرم تهیه کردم وازشام دیشب املت که درست کرده بودخیلی خوشمزه ترچون آشپزی ویاهرکاری انجام میدم باعشق الهیه.
بقیه ی بچهها تاظهررسیدن و برای ناهارخودم مرغهارو پختم وجاری خانم باکمک خودم ودختربزرگشون برنج رو ، روی اجاق درست کردیم آقایون توی استخرآب تنی کردندغذاآماده شدنوشجان کردندبعد جاری خانم خمیردرست کرد. دیدم خیلی عرق میریزه گفتم بلندشوتامن ورز، بدم کمکش کردم خمیردرست شدآماده ی پخت شدبازهم کمکش کردم نونهارو پخت ومیوه وچایی نوشجان کردندوراهی روستاشدیم.
می خواستیم راه بیفتیم بیایم مشهد
گفتندالان ترافیک شام بخورین بعدبرین خدایی جاریم پرسیدچی دوست دارین درست کنم؟؟؟؟!!!!!
خودم سریع موادشامی روبرداشتم آماده کردم وتوی حیاط فرش کردیم اجاق گاز گذاشتیم شام روحاضرکردیم نوشجان کردندو لحظه ی راه افتادن و3تانون محلی برامون گذاشت وخداحافظی کردیم و راهی شدیم.
امروزهم به من الهام شدچندتیکه لباس از خدابیامرز دختر برادرم خونه مون بودگفت جمع کن بده به کسی منم توی کیسه کردم برم روستاببرم برای کسی.
این هم یک ترمزدیگه رو ازخانه پاک کردم برای ورودی ثروت.
دیگه فکرم تاهمین جا کارکرده!!!!
و امروز صبح به من الهام شد سریع صبحانه بردار بریم پارک وکیل آباد گفتم چشم وگفت امروزبرو قسمت بانوان ازراه رسیدم سریع مانتو، وشالم روبرداشتم نشستم کنارسبزه هازیردرختان بلندصبحانه نوش جان کردم وکمی هم نون توی سبزه ها ریختم ودفترشکرگذاریم رو برداشتم توی طبیعت تمرینم رونوشتم روی نیمکت درازکشیدم عزیزدلم تماس گرفت ناهارمیام خونه پرسیدم کجایی؟گفت :جاده ی شاندیز.گفتم :برگشتی بیاباغ وکیل آباد دنبالم .
گفت :باشه سراذان ظهربودرفتم مسجدنمازجماعت خواندم وسریع خودم روبه سرجاده رساندم توی مسیرجلوی باغ وحش اسبهاآماده بودندبرای مسافرین سواری کنندویک اسب قدکوتاه بودخیلی زیباو با اسبهای دیگه فرق میکرد ازمردجوان پرسیدم چراین اسب قدش کوتاه تر؟؟!! گفت نژادش بابقیه فرق داره دست به صورت اسب کشیدم وبوسیدم آرزوی خیروبرکت برای جوان کردم وراه افتادم سرجاده عزیزدلم به موقع رسید.
صبح که ازخانه راه افتادم گفتم خدایاوسیله ی ایاب وذهاب راحت رابرام مهیاکن میرفتم باخط واحدبرم پارک به راحتی واحدرسیدوبرگشت هم با10تن عزیزدلم آمددنبالم چقدرروز قشنگی رو سپری کردم پرازنعمت الهی شکرت.
وبعدازنمازمغرب رفتم حاشیه ی بلواروکیل نشستم به غروب ماه نگاه کردم باخداحرف زدم وگریه کردم الهی شکرت که من لیاقت سخن گفتن باارباب رودارم ولی ازاین بیشترمی خوام هم خودم رو، وهم تورابشناسم.
اینهاروگفتم که بگم ازلطف خداوزحمتهای استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی به این مدارها وارشده ام که یک مثال هست پیغمبر رو باشیرها توی قفس کردند وشیرهاآرام وساکت دربرابراین پیغمبرشدندوحکایت منوجاری خانمم شده قبلأ یارفت وآمدنبوداگرهم بودباید ازدست اوآب میچکیدبعدبقیه میخوردندوالان هم هنوزدوست داره بقیه به حرفش باشن ولی اون شیرتبدیل به(×)شده واون روزغیرازپنیرتخم مرغ هم باخودم برده بودم ولی گفتم بچهها م دوست دارند تخم مرغ بخورند!!!!!!!
عاشقتونم نورالهی برچشمان خواننده ی دلنوشته های لیلاجان برای همه آرزوی سعادت وخوشبختی دارم.
خدایابه همه ی عزیزان نعمت صبرراعنایت بفرماآمین.
سایه ی استادومریم جون وعزیزان پشت صحنه را روی سایت نگه دارآمین.
سلام خدمت استاد عزیز و همه همراهان گرامی
استاد چقد این جمله تون قشنگ بود بهت ین حرف دنیا اینکه خداوند زندگیمون داده دست خودمون و همچی دست توجه این زندگی با همه چیزایی که داره برای تو تو با فکرت میتونی هر چی ی بخوای تو زندگیت داشته باشی تو خودت خالق زندگیت هستی فقط با یک ابراز به نام فکر
ابزاری که خدا ند در اختیار همه گداشته و راحت گفته از این ابزار استفا ه و هر جوری میخوای زندگیتو بساز چقد قشنگه این حرف
فقط باید یاد بگیریم چطوری فکر کنیم تا زندگیمون قشنگ بشه باید یاد بگیریم قشنگ فکر کنیم تا احساسمون قشنگ بشه بعدش زندگیمون قشنگ میشه این یعنی عدل خداوند بهت از این نمیشه به این سادگی و راحتی و در عین حال دقت و ظرافت
خدایا شکرت
سپاس استاد آگاهی بخش
ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﮕﻞ , ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ دوست داشتنی
ﺧﺪﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﻢ ﺳﻼﻡ.استاد بی نظیرم سلام.
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻭ ﺧﺎﻟﺼﺎﻧﻪ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﺎﻃﻨﯽ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﺧﻠﻖ ﻧﻤﻮﺩﯼ ﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺭﺍ ﻧﺼﯿﺒﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﻭ ﺩﺭﮎ ﺍﺯخودم واین جهان وقوانین بی نقصش
ﺑﺮﺳﻢ. ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ ب خاطر آگاهی هایی که هروز بر قلبم نازل میشود همچو آب گوارایی بر کویر ی تشنه و شاکرتر ﮐﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺑﺮﺳﻢ .
ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﻡ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﯽ . ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ
ﻋﺸﻘﯽ ﻭﺻﻒ ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯼ . ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ﻭﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ.
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺍﺕ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ,
ﻗﻮﻝ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ” ﺧﻮﺩﻡ ” ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺭﺯﺵ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻘﺪﺱ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ
ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ. ﻣﻦ ﻗﻮﻝ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻤﻪﯼ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻧﺎﺯﯾﺒﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﻭﺭ ﮐﻨﻢ ﻭ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ، ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺷﮕﻔﺖ انگیزومنحصر بفرد ﻫﺴﺘﻢ. ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮﺧﻄﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﯾﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻭﺩﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ ، ببﺨﺸﻢ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻄﺎﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻔﻮ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻢ ﻭ ﺍﺯ تو ﻧﯿﺰ میخواﻫﻢﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮐﻤﮏ ﮐنی ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﻄﺎﻫﺎﯾﻢ ﻋﻔﻮکنند. دوست داشتم حال خوبم رو در این روز و این لحظه رویایی اینجا به اشتراک بگذارم تا به یادگار بماند دراین دفتر سترگ ناتمام. روزای زیبای زیادی پیش رو دارم باکلی گیفت هایی از جنس نورررر.
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
ترمز مخفی ثروت
اینکه ما از خداوند ثروت زیادی بخواهیم و درعوض قول بدیم که کارهای انسان دوستانه و خیر انجام بدهیم . یک باور مخرب مخفی هست که اگر تغییر ندهیم کلی ضرر خواهیم کرد .
اولین نکته در این باور غلط ،، نگاه انسانی به خدا داشتن هست که او را انسانی ثروتمند و قوی می دانیم و برای اینکه خدارا راضی کنیم و دلایل محکم داشته باشیم در آن صورت ثروت به ما می دهد . طبق قانون، خداوند یک انرژی هست و طبق باوری که بهش داریم فقط برای ما تغییر شکل میده و مطابق باور ما میشه که ممکن هست به ضرر و یا نفع ما باشه .
مطلب دیگه اینکه مدیریت کل کیهان برای خداوند بصورت سیستمی و مطابق قوانین ثابت هست ، یعنی احساسات درآن دخیل نیست که باعث بشه خدارا راضی کرد بلکه باید قوانین ثروت را درک کنیم و بهش عمل کنیم و در مدار دریافت نعمت و ثروت بیشتر قرار بگیریم.
کشف یک الگو در مورد دردسر ساز بودن پول زیاد:
درود و ارادت و آروزی موفقیت.
چندی پیش، بواسطه اتفاقات در تهران، مجبور به آمدن به شهرستان شدم. و طبق عادتِ مواقعی که اینجا هستم، به پدر و مادر در کارهایشان کمک میکنم. این فضا، خیلی بمن کمک میکنه که به یاد بیاورم که : من چرا اینگونه می اندیشم!
یکی از این کارها، رفتن به روستا و گرفتن شیر گاو از یکی از اهالی روستا بود. رفتیم منزل ایشان، و با صاحب اون گاوها هم صحبت شدم. تعریف میکرد که یه روز، یکی از گاوهای شیرده، با اینکه تا دیروزش کاملا سالم بود، به حالت مردن، افتاد زمین، بطوریکه مجبور شدند این حیوان را بکشند.
بعداً دلیلش را پیدا کرده بودند که دیدند چه چیز ساده ای بوده است (گیر کردن نخ نایلونی در نای گاو و خفه شدن حیوان).
حالا کلا ایشان سه تا گاو شیرده داشت که بسیار در کارشان ارزشمند هست و منبع درآمد و کسب روزی هست، و حالا یکی از آنها را از دست داده بود…
تا این را بمن گفت، اولین فکرهایی که از ذهنم خطور کرد این ها بود :
خدا را شکر، ما در خانه، گاو نداریم، اگرنه، چنین خسارت بزرگی را چگونه میخواستم تاب بیاورم یا جبران کنم یا مدیریت کنم؟
این هم از دردسرهای مال و مالداری زیاد هست…
خدا را شکر، ما فقط چند تا مرغ خونه داریم، و اگر هم مرگ و میری بین اونها رخ بده، نهایتش اینه که چند تا مرغ رو از دست دادیم، و خسارت بزرگ و زیادی نیست، و قابل جبران هست، و به جایی صدمه جدی وارد نمیکنه.
در مسیر برگشت به خانه، و تا چند روز بعد از ان، این افکار را بررسی کردم، ارزیابی کردم، مقایسه کردم، و سنجیدم که آیا به من کمک میکند یا ضربه میزند؟ این افکار از کجا ریشه میگیرند و چرا؟
فهمیدم که من اینگونه میاندیشم که:
1) مال زیاد مساویست با دردسر و زیان زیاد.
2) اگر مال کم داشته باشی، و به طریقی، قسمتی از اون رو از دست بدهی، میتونی مدیریت کنی و جبران کنی، اما مال زیاد را نمیتونی جبران کنی (یاد مثال آیینه ماشین پورشه و پراید، در دوره روانشناسی ثروت 1 ورژن قدیمی افتادم، که هم قیمت بودند و هستند و آدم فقیر، پراید را، به خاطر این هزینه های کم، ترجیح میدهد).
3) در حقیقت فهمیدم که ترس از دست دادن و ناتوانی در جبران دارم. ترس از ناتوانی در خلق مجدد نعمت دارم. انگار همین نعمت های که الان دارم، در مقیاس کوچک را، خودم تونستم بسازم، و بجای اینکه اعتبارش را به خدا بدهم، اعتبارش را به مغز و منطق و توانایی و دانش و قدرت خودم دادم.
و حالا چون خودم تا الان نتونستم نعمت های بزرگ را خلق کنم، پس همون بهتر که الان هم نداشته باشم، زیرا اگر از دست بدهم، چی جوری میخواهم مجدد آنرا خلق کنم؟ من که تجربه اش را نداشتم.
یعنی ریشه های شرک اندر شرک را در خودم دیدم. ریشه های ترس از اینده، ترس از کمبود، ترس از زیان بزرگ هنگام داشتن نعمت بزرگ، ترس از ناتوانی برای شروع مجدد، ترس از دست دادن، ترس از لِه شدن زیر بار سنگین خسارت مالی، اگر پول زیادی داشته باشم…
و طبیعتاً به همین خاطر هست که تا الان، نتونستم پول خوبی پس انداز کنم یا داشته باشم، و داشته هایم، در نود درصد مواقع، هم اندازه خرج های معمولی روزمره زندگی هست، که البته بابت دونه دونه انها، خداوند را صدها هزار بار شاکرم هستم.
درستش اینه که اعتبار و ریشه نعمت ها را به خداوند قادر مطلق بدهم، به کسی که جهان را مدیریت میکنه، به کسی که احساساتی نمیشه، بلکه آیینه وار به همین باورها و طرز فکرها و طرز اندیشیدن ها داره پاسخ میده،
درستش اینه که این همه انسان برخوردار و ثروتمند که مدام دارم راجع بهشون مطالعه میکنم را الگو بگیرم و بگم که این آدم هم، چه بسا از این موضوعات در زندگی اش داشته، اما با توکل و ایمان به خدا تونسته و ازش عبور کرده…. اصلا اگر من پولدار بشوم، دیگه این آدم الانی نیستم، دیگه در این سطح نیستم، مدارم، سطحم، درکم و اندیشه هایم تغییر میکنه و آدم متفاوتی از نظر ایمان و توکل و جهانبینی خواهم بود.
خداوند به ما، در مسیر تغییر، کمک کند.
چقدررررر خوب و دقیق و ریز بین این ترمز رو پیدا کردی و منم همین ترمز رو تو رابطه عاطفی دارم ک اگر رابطه خیلی قشنگ باشه ممکنه بعدش ک زمین بخورم بلند شدن خیلی سخت تر باشه و چقدر پاسخی ک به این بازدارنده دادی مخصوصا اونجا ک گفتی اگر من پولدار بشم دیگه این آدم الآن نیستم منطقی بود و به منطق ذهن من کمک کرد ممنونم ازت امیدوارم درکمون از قانون روز به روز عمیق تر بشه
بنام خدای رزاق و وهاب
سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته عزیزممم
و سلامی به همه هم مسیر های من در این خانواده صمیمی شاید
به جرعت میتونم بگم که بعد از دیدن این فایل شگفت انگیز حاتم قبل از این فایل با حاتم بعد از این فایل که یکبار نگاش کردم شب و روز متفاوته واقعا یک ادم دیگه شدم خدایابی نهایت بارشکرت
واقعا همینطوری اومدم ی کوچولو فکر کردم و دیدم که کلی باور های الکی بودن که من پذیرفتمشون
مثلا باور هایی که برای خودم نوشتم . صبح ها هم مردم با ماشین های خودشون میان و پیش من اصلاح میکنن من همیشه صبحا هم مشتری دارم خدایاشکرت
عمو های من به من افتخار مبکنن و منو دوس دارن
خانواده من مثبت هستن و به دیدگاه های من به شخصیت من احترام میزارن
ادمهای ثروتمند انرژی مثبت هستند و بسیار مهربون هستند
هر کسی منو میبنه عاشق من میشه و از من خوشش میاد
من اهنربای جذب پول هستم
من خوشبخترین هستم
من بهترین ارایشگر دنیا هستم
من هر ثانیه منتظر معجزه هستم
من عزیزدور دونه ی خدا هستم
من یک میلیاردر جوان هستم
من شادترین و زیباترین پسر دنیا هستم
من اسون شدم برای اسونی ها
مهاجرت کردن ساده ترین کار دنیاست چون خدا باهاته
کار من باا ارزشه و هرکسی و اصلاح میکنم به شدت خوشحاع و راضی راضی از کارم
من با افکار بینظیرم جهانی زیبا برای خودم خلق میکنم
من انسان فوقالعاده و بینظیرو خلاقی هستم
من ثروتنمندم و ثروتمند میمانم
پول دراوردن اسون ترین کار دنیاست
موفقیت نیاز به کار فیزیکی بالا ندارهه موفقیت ذهنیه
ثروت یک موضوع ذهنیه
من هر پولی خرج میکنم 10 برابرش وارد زندگیم میشه
حالم عالیه زندگیم عالیه و عالی ترم میشه
من روح پاک خدا هستم
باور های من هر روز عالی و عالی تر میشن
سرنوشت من ثروتمند شدنه
من با ثروتمند شدنم دارم یک کار الهی انجام میدم
من هر چقدر ثروتمند شوم نزد خدا محبوب ترم
از درو دیوار برام ثروت میباره
من عالی هستم و لایق عالی ترین ها هستم
من به هرانچکه میخوام میرسم در سریع ترین زمان ممکن
خواهر های من از دیدن من بسیار خوشحال و شاد میشن و بهم افتخار میکنن
تمام جهان دست به دست هم میده که من خوشبخت.و ثروتمند بشم
تمام مردم دنیا برای رشد اسان و کمک به من اومدن تا من به راحتی موفق بشم
جهان من سر شار از برکت و نعمت و فراوانیه
من سزاوار ثروت و نعمت بی نهایت خدا هستم
من سزاوار شادی و خوشبختی هستم
من سزاوار ارامش و حال عالی هستم
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت که هدایتم کردی به این شادی و نعمت و این الهامات که هی پشت سر هم دارن میان و من مینویسم
من سزاوار نعمت سلامتی هستم
من سزاوار توحیدی بودن هستم روح من روح خداست و من لایق عالی ترین ها هستم
دوستون دارم و عاشقتونم بهترین کامتتی که توی زندگیم نوشتم فکر کنم این باشه چون خداوند بهم الهام کرد و واقعا انگشتام فقط تایپ میکردن
عاشقتونم عاشقتونم امیدوارم که این کامنت الهی من به همه هم مسیر هام و کسانی که این کامنت و میخونن کمک کنه
خدایاشکرت
خداوند در درون ماست و خداوندد یک سیستمه .که هر طور بخواهی بهت میده وما با درخواست ها و خواسته های بزرگ داریم به رشد جهان کمک میکنیم و خداوند از طریق ما جهان و رشد میده خداوند هر چقدر خواسته های ما بزرگتر باشه پاداش های بزرگتر میده به ما دوستون دارم عاشقتونم
رد پا از حاتم فوقالعاده و بینظیرو خلاق که اسون شده برای اسونی ها و هر لحظه منتتظر معحزستت
1404.04.11
سلام به دوست توحیدیم اقا حاتم
خیلی زیبا وپراز ارامش،وذوق وشوق بود کامنتت،حس خیلی خوبی بهم داد ،من هم کامنت قشنگت رانوشتم در دفترم وهرروز این باورهای قشنگ را میخونم وباصدای بلند تکرار میکنم ومیام توی همین فایل نتایج وبرکاتشو برات مینویسم
خیلی زیبا ودل نشین وارامش،بخش بود،ممنونم ازت دوست عزیزم که بعت الهام شد وامدی نوشتی وما لذت بردیم،وقتی استادجان میگن کامنتا ازجنس طلاس وخیلی میشهدازش درس گرفت درک نمیکردم اما امروز کامنتای دوستانم خیلی لذت وارامش داشت برام ؛خدایا شکرت برای استاد ودوستان عزیزی که دست خداوند شدن برام ،دوست عزیزم هرکجا هستی شاد ؛سلامت؛ثروتمند وخوشبخت باشی
سلام به الهام عزیزم خداروشکر میکنم بابت اینکه این کامنت من تونست بهت کمک کنه و خداوند با رسوندن من و هر شخصی دیگه به خواسته ها ما هم میشیم انگیزه برای بقیه هم دستب برای کمک به بقیه جهان هستی
مرسی از دعای خیرت ایشالله که تنت سالم باشه دستتو حسابت پر ازپول باشه ایشالله هروز به خدا نزدیکتر بشی ایشالله به تمام خواسته هات برسی .
و اینم بگم احساستودر هر شرایطی خوب نگه دار دوست دارم عزیزم در پناه الله یکتا شادوسالم و سرحال باشی
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استاد عزیزم ومریم نازنینم …
الان که پشت چرخم هستم ودارم قدم برمیدارم وایمانم واجرامیکنم میخاستم یه نظری بدم چقدرخوب میشه که این کامنت ها به صورت ویس بتونیم گوش بدیم ،خیلی عالی میشه ودرحین کارکردن ورودی های عالی به ذهن مون میدیم ..
درانجمن معتادان گمنام هم به این صورته که توفضاهای مجازی که مشارکت میکنن درمورد موضوعی به صورت ویسه ،،
خدایاشکرت …