آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟ - صفحه 33

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
    441MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
    60MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

456 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سبحان ترکمنی گفته:
    مدت عضویت: 374 روز

    مواردی را ذکر کنید که در مواجه با تضاد، پیام خداوند را نفهمیدید و همان روند محدود کننده قبلی را ادامه دادید تا جاییکه که آنقدر بلا سرتان آمد که مجبور به تغییر شدید چون راه دیگری نداشتید؟

    در روابط عاطفی .

    من به زبون میگفتم که به این دختر وابسته نیستم ،

    ولی از درونم اینطوری نبود!

    میگفتم اگه اینو از دست بدم دیگه هیچییی ، دیگه از این بهتر گیرم نمیاد ! از کجا پیدا کنم؟ و…

    و همش میگفتم تا تو باشی انگار حال منم خوبه

    اون بنده خدا از منم بدتر بود

    اوایلش همه چی خوب بود

    ولی بعد 1 ماه کم کم چک لگدا شروع شد

    به قول استاد تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد

    اما من شرک داشتم فکر میکنم اون اگه نباشه دیگه تمومه ،

    اوایلش حالم بد میشد ، اصلا متوجه نمی‌شدم بخاطر این موضوعه . ادامه پیدا کرد رابطه سردتر و سردتر شد ، ما نقاب زده بودیم که نه بابا همه چی خوبه ، الکی هم حرف‌های عاشقانه می‌زدیم ، 3 ماهههه گذشت ، 3 ماهی که مثل کابوس شده بود برام ، منی رو که از پسر خوشحال شاد بودم رسوند به جایی که نمی‌تونستم واقعا نفس بکشم حالم افتضاح بود ، و واقعا استخر آب یخ خدا ریخت روم ، فوق‌العاده حالم بد بود ، با اینکه نشونه ها اخراجش خیلی واضح بود که این رابطه بدردت نمیخوره سبحانننن!!و حتی یکبار که فایل نشانه امروز من رو زده بودم ، یک فایلی اومد که یادم نمیاد چی بود ولی استاد توش درمورد این گفتند که

    خیلی واضح من بعد از جدایی با همسر سابقم کلی درها برام باز شد ، و بعد این نشانه من کاملا فهمیدم این روند اشتباهه ولی بازم ادامش دادم ،وای خدای من من چقدر مشرک بودم.

    بجایی رسید که دیگه نمی کشیدم ، واقعا یک مرده متحرک بودم و پروردگارمو شکر که از اون رابطه اومدم بیرون

    و بعد به مرور حالم دوباره بهتر و بهتر شد تکاملی

    و الان که فوق العادم حتی از قبل بهترم

    الان گوش به زنگم کمکم کن شرکت ها مخفی و باورها های محدود کننده مو بشناسم ، تو منو کمکم کن من تنها دستای تورو میبینم و تنها هم از تو کمک می‌خوام

    منو به راه راست هدایت که من عاجزم در برابر تو

    پروردگار من منو با یک نشونه واضح هدایت کن

    آنقدر واضح که نرسه به چک و لگد لطفاً

    اصلا دلم نمی‌خواد دوباره اون دوران تجربه کنم

    مواردی را ذکر کنید که: با وجود نشانه های بسیار خداوند برای تغییر و بهبود ضعف های شخصیتی، همچنان به همان شیوه قبلی ادامه می دادید و منتظر نتایج متفاوت از قبل هم بودید؟! حتی در آخر هم چون تغییری در اوضاع ایجاد نشد، به این نتیجه رسیدید که:

    خدا ظالم است و صدای شما را نمی شنود؛

    یا درست است در این جهان شرایط سختی دارم اما خداوند پاداش مرا در آن دنیا خواهد داد؛

    چند بار درحد خودم کسب و کار کوچیک شروع کردم

    ولی آنقدر نجواهای ذهن زیاد بود و من مشرک بودم اصلا ادامه ندادم

    تا جایی که الان یک کسب و کار شروع کردم و از خدا می‌خوام فقط برای بشه مشتریای زیاد و وفادار

    قطعا اگر با مشیت خدا هماهنگ باشه کسب و کارم پر رونق میشه

    3) درباره تجربیاتی بنویسید که برعکس، سعی کردید به جای نگاه احساسی به خداوند، قوانین این نیرو را درک کنید، روی بهبود شخصیت خود کار کنید، ایمان و توکل خود را تقویت کنید، هدایت بخواهید و با توکل حرکت کنید. بنویسید به خاطر استمرار در این مسیر تفکری، چه پاداش هایی دریافت کردید؟

    من توی بحث تغذیه از چند سال پیش کلا خیلی حساس بودم هرچیزی رو نمی‌خوردم چون توی این مورد نشانه های مریضی و سنگینی بدن و ذهن رو می‌دیدم بعد خوردن کربوهیدارت یا غذاهای نامناسب و اصلا دوست نداشتم این وضعیت و

    تا کم کم رسید به یک جایی که یک چک خوردم از خدا ( یک تضاد برام بوجود اومد ) درمورد سلامتی ، که من مریض شدم ولی بعد اینکه مریض شدم دیگه از خدا از ته دل طلب هدایت کردم

    ،. هدایت شدم به فستینگ و بعد تکاملی رژیم کتو ، و الآنم کلا کربوهیدارت حذف کردم و چقددددددر تغییر کردم اصلا

    مواردی را ذکر کنید که: در مواجهه با تضاد، پیغام خداوند را فهمیدید، تغییرات و بهبودهای لازم را ایجاد کردید، هر بار سریعتر از قبل نشانه ها را تشخیص دادید، هر بار شرک ها را بیشتر تشخیص دادید و به اجرای توحید در عمل نزدیک تر شدید، به صورت مستمر باورها و عملکرد خود را بهبود بخشیدید و به همان نسبت، هم هدایت ها شفاف تر شد، راهکارها سریعتر آمد، تضادها به نفع شما تمام شد و حل آن مسائل، شما را در تمام ابعاد رشد داد.

    الان به تضاد های مالی خوردم ، به تضاد آزادی زمانی و مکانی و تضاد نداشتن دوستان هم فرکانسی

    الان گوش به زنگم که این تضاد ها میخواد نشون بده کارمندی دیگه بسه کسب و کار تو شروع کن سبحان

    و من همون موقع رفتن استعفا دادم و منتظرم تا آخر برج بشه برم یک غرفه کوچیک اجاره کنم و فقط با توکل به خدا کارمو استارت بزنم

    چون من اصلااااا دیگه به هیچ عنوان نمیتونم به روند خفت بار قبلیم برگردم

    4) اکنون که قوانین خداوند را فهمیدید – این مقدار از درک اجرای توحید در عمل – شما را به چه نتیجه ای رسانده و چه تصمیمی گرفته اید؟

    درمورد کسب و کارم اینه که از سرکار استعفا دادم با اینکه نمیدونم قدم بعدیم چیه و باید چیکار کنم اما میدونم اینجا دیگه نباید باشم

    روی خودم باورهای و توحید بیشتر کار کنم

    باور ، ما خالق شرایط زندگی خود هستیم ، توحید ، احساس لیاقت ، فراوانی رو بیشتر کار کنم

    برنامه شما برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند و ایجاد عملکرد توحیدی چیست؟

    زدن کسب و کار خودم

    و بیشتر گوشش دادن ، شنیدن ، خواندن مطالب استاد

    صحبت با خودم و گوش دادن به فایل های خودم

    چه برنامه ای برای ایجاد تغییرات بنیادین در رفتار و شخصیت خود دارید به نحوی که به عملکرد توحیدی نزدیک تر شود. خواه درباره روابط عاطفی، درباره مسائل مالی، درباره سلامتی جسمانی و…

    :

    دوست دارم مثل خدا سیستمی رفتار کنم نمیدونم درسته یا نه ولی الان واقعا برام مهم نیست پدرم باشه یا مادرم یا هرکس دلسوزی نمیکنم براشون دیگه اصلا ، و خونه مستقلی برای خودم میگیرم تا کمتر دور ورشون باشم و از باورهای محدود کنندشون دور باشم

    توحید خیلی باید کار کنم روش

    سعی کنم شرک هارو بشناسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1604 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم

    خدا رو شکر در این لحظه اینجا هستم و دارم کامنت مینویسم.

    این فایل نشانه امروزم بود

    چقدر خوشحالم دارم‌ این آگاهی ها رو میشنوم و درک میکنم.

    4 سال مداومت در سایت و هر روز بودن در سایت داره جواب میده.داره پرده از جلوی ذهنم برداشته میشه و دارم میفهمم و یابهتر درک میکنم حرف های استاد رو .

    احساس خوشحالی و ذوق دارم از اینکه در این مدار وومسیر هستم.دارم میبینم نشانه ها رو

    دارم میبینم نتایج رو که ایمانم قوی تر میشه.

    خدایا شکرت.

    دوست دارم بیشتر و بیشتر‌روی ذهنم کار کنم. امیدم به رسیدن به خواسته هام برای تغییر کردن بیشتر ووبیشتر میشه.خدایا شکر خدایا فقط شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    اعظم کارگرنژاد گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    سلام به همگی

    این فایل نشانه امروز من بود

    من به

    بنظر خودم حدود 10 ساله با قانون جذب اشنا شدم و دنبالش بودم فک میکردم انعطاف دارم

    ولی با شنیدن این فایل فهمیدم تا چک و لگد نخوردم جدی نشدم روی کار کردن رو خودم

    تو روابط که از اول برای روابط اومدم تو قانون جذب

    ولی انگار اصل مطلب رو نگرفتم تا وقتی چک و لگدهای محکم خوردم

    خداروشکر اون لحظه تصمیم جدی گرفتم و برگشتم

    کلا تو ثروت اصلا دنبالش نبودم

    ولی با پیگیری مطالب فهمیدم باید کار مورد علاقه م رو داشته باشم و درامد

    فک میکردم کار سخت تو روابط بود

    چون کلا میلی به ثروت نداشتم

    ولی الان فهمیدم اینقدر تو ثروت باورهای مخرب دارم که ذهنم بیخیالش میشده

    و سخت تر از روابط هس برام

    ذهنم از باورهای ثروت ساز فرار میکنه و هر دفعه با یه بهونه ای منو میپیچونه کخ حالا نمبخواد باورهای ثروت رو کار کنی

    چون خیلی ریشه ان و مقاومت زیاد دارم

    با این فایل وقتی به نگاه به وضعیت ثروت کردم دیدم داره بدتر و بدتر میشه داره خیلی ریز ریز چک و لگداش محکم میشه

    دیگه چقدر باید فشار بیاره تا بفهمی الان واجب ترین کاری که باید بکنی کار کردن روی دوره ثروت1 هس

    همین اللن هم که میگم ذهنم داره میگه فعلا دوره هم جهت رو گوش بده تا بعد

    کلا تو دوره گوش دادن خیلی ذهنم اذیتم میکنه نمیزاره روی یه دوره یه مدت بمونم

    شاید همیشه دارم فایل گوشمیدم

    ولی هی دوره رو عوض میکنم

    رو یه زمینه نمیمونم

    و میدونم این کار اشتباهیه ولی زورم نمیکشه

    از خدا هدایت میخوام که کمکم کنه

    و برای همین کارم هم دوره هم جهت رو گرفتم

    ولی ببین حتی الان هم از بادم برده بود برا همین مشکلم دوره هم جهت رو گرفتم

    گیج شدم

    نمیدونم کدومو گوش بدم

    هر دو رو گوشبدم

    12 قدم هم بااینا گوشمیدادم

    ذهنم خسته م میکنه که ولش کنم

    ولی من از خدام کمک میخوام و اون کمکم میکنه از راه خیلی ساده و راحت و سریع

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا من در برابر قدرت و عظمتت تسلیمم من ناتوانم من عاجزم تو کمکم کن دستمو تو دستت می‌گذارم شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم مهربانم

    هر موقع منم نسلیم خداوند شدم دیدم که چطور دستانشو برام فرستاده و کارها به راحتی انجام شده

    و هر موقع هم منم منم کردم و این کار من هم نا آگاهانه بوده و متوقف شدن نتایج رو دیدم

    خداوند مثل مادر دلسوز نیست خداوند قوانینی گذاشته و طبق قوانین عمل میکنه و به هیچ چیزی کاری نداره

    اگر من بندگی کردم و در مسیر قانون جلو رفتم که میتونم از اون رزق و روزی استفاده کنم و گرنه هر چه دست و پا بزنم به اونا دسترسی پیدا نمیکنم

    اون دیدگاهمون رو به خدا باید عوض کنیم

    دیدگاهه سیستمی داسته باشیم و تسلیمش بشویم

    و با ابمان داشتن بهش بتونیم و اجازه بدیم تا برامون کارها رو انجام بدهد

    خدایا کمکم کن تا بتونم ایمانمو بهت بالا نگه دارم همیشه

    منم قبلنا فکر میکردم بعد از کلی بدبختی و مشکلات و گریه و ناله و بد رفتاری دیدن از همه الان موقعشه که خداوند درها رو باز کنه

    آنا کاملا در اشتباه بودم

    خداوند دوست نداره بنده اش عذاب بکشه بعد بهش نعمت بده

    قانون گذاشته و سفره و خزانه الهیش آماده ست که همه بیان استفاده کنن اما به شرطه ایمان و طبق قانون پیش رفتن

    و خیلی خوشحالم که تونستم دید گاهم عوض کنم نسبت به این خدای مهربان و عادل

    و این قانون گذاشتن و سیستمی بودن خداوند از عدلشه

    خداوندا من در برابرت قدرت و عظمتت تسلیمم

    خدایا کمکم کن تا بتونم قوانبنتو بهتر بفهمم و درک کنم و باور کنم و عمل کنم تا نتایج عالی بگیرم و تا زنده هستم لذت ببرم از زندگی کردنم و لذت ببرم از این خداوند و جهانش

    خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و آفتاب قشنگت و برفهای روی زمین

    خدایا شکرت برای هدابتها و آگاهی‌های امروزم

    خدایا شکرت برای سلامتی خودم و همسرم و فرزندانم

    خدایا شکرت برای تمام داشته هایم

    شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    سلام استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    سلام دوستان توحیدی ام

    چند وقتی که خیلی ریز و آروم چک و لگد های جهان برام شروع شده اونقدر آروم بود که یهو به خودم اومدم و دورو برم نگاه کردم دیدم اوضاع از دستم خارج شده تا جاییکه که ذهنم در برابر صحبت های شما استاد عزیزم مقاومت میکرد منی که در خسته ترین حالت و شادترین حالت و در حتی کمترین زمان‌ها فقط و فقط دوست داشتم از شما آگاهی کسب کنم ؛از سرکار به محض رسیدن به خونه فایل پلی میکردم و شروع میکردم به دریافت آگاهی و عمل به آنها و شرایط هم کم کم عالی شده بود

    ولی از جایی به بعد اوضاع کم کم داشت به سمتی میرفت که برام خوشایند نبود برای همین مقاومت میکردم رها نبودم که توکل کنم به خدا و بگم اشکالی نداره هر چی خیره همون میشه سریع سفت و سخت میخواستم اوضاع خوب کنم

    و این روند ادامه پیدا کرد کار روی فایل ها کمتر شد و تا جاییکه که مقاومت ذهنم بیشتر شد و زمانی که فایلی میخواستم گوش کنم می گفت حالا برو این کار انجام بده حالا برو با مادرت صحبت کن و…. بهونه می‌آورد

    و این روند ادامه داشت به جایی رسیدم که می گفت خدا چرا بهت رحم نمیکنه چرا دارن حق ضایع می کنند اون کاری نمیکنه

    داره تو رو با حرفاش اذیتت میکنه چرا خدا دست به کار نمیشه چرا و… و منتظر بودم خدا باهام حرف بزنه ولی من در شلوغی ذهنم بودم و صدایی نمیشنیدم

    اون چیزی برام واضح بود که ذهنم می خواست بشنوه

    توجهم دقیق روی ناخواسته ها بود و زیبایی ها و نعمت های زندگیم کم رنگ شده بود و حتی به خودم میگفتم تو که میگفتی با ایمانی پس کو .. تو که عرضه این حرفا و عمل ها رو نداری چرا ادعا میکردی و…

    با این شرایط برام قابل لمس بود اوضاع داره بر خلاف میلم پیش میره ولی ذهنم مقاومت میکرد نسبت به مسیر درست ؛ روزهایی که قبلا در آرامش بودم و متوکل بودم و اوضاع خوب بود به یادم می آوردم به خاطر رعایت قانون در زندگیم ولی ذهن می گفت اونام درست نبودن اگه بودن که شرایط الانت این نبود

    و همینطور داشت برام صفحه میزاشت که نه برگشت به مسیر هم فایده ای نداره ؛

    اما من نمیزارم شرایط به این شکل پیش بره من قبلا در شرایط خیلی بدتر از این بودم و شرایط رو به بهترین شکل خلق کردم ؛ الانم می تونم اوضاع اونقدرام بهم ریخته نیست

    من لایق اون ارتباط عالی با خدا هستم که از شوقش اشک می‌ریختم و ساعت ها زیر آسمون در تنهایی باهاش حرف میزدم

    با هدایت هاش منو به بهترین کار و درآمد راحت رسوند به بهترین رابطه هدایتم کرد به بهترین امکانات و رفتار واحترام و عزت از همه اطرافیان آره خدا بود که دستم گرفت چون من بودم که قلبم باز کردم اجازه دادم دست به کار بشه

    من بودم که ذهنم کنترل کردم و سپاسگزار نعمت های زندگیم بودم و خدا برام بیشتر و بیشترش کرد .

    من با توجه به نکات مثبت آدما وجه خوب اونها رو نسبت به خودم برانگیخته کردم

    آره بازم می تونم

    به قول شما استاد عزیزم وقتی طوفان میاد همه اون ضعف ها و نازیبایی ها رو از بین می بره و برات جوانه های قوی باقی میزاره و بعد از تمام خرابی ها نویی و تازگی و زیبایی چندین برابر بهتر از قبل بوجود میاد

    حالام من از این طوفان زندگیم استقبال میکنم که با وجودش به خیلی از شناخت های درون خودم رسیدم :فهمیدم درسته از مسیر دور شدم ولی خوشی های مسیر درست اونقدر بیشتر بود که هر روز در درون خودم حسش میکردم و هر لحظه بهم گفته می شد که این مسیری نیست که تو در اون هستی باید تغییر کنی و حس اینو داشتم که باید این مرحله رو بگذرونی و تو مثل قبل بی خبر از قانون نیستی فقط کافیه این مقاومت بشکنی و پرواز کنی

    درسته تو حتی بهتر و قویتر از قبل می تونی حرکت رو به جلو داشته باشی چون ریشه قوی داری

    خداروشکر که هدایتم کردی به اینکه تسلیم امر تو باشم و قبول کنم که من هیچی نیستم که بخوام آدم ها رو تغییر بدم و شرایط طبق نظر خودم مدیریت کنم ؛ همین اقرار به ضعف و ناتوانی ام در پیشگاه تو منو امشب به خیلی از آگاهی ها و حال خوب رسوند

    خدایا اجازه میدم هدایتم کنی؛ خدایا تو درستش کن تو بسازی بهترینه

    ازت ممنونم خدای مهربانم دستم گرفتی هدایتم کردی به این فایل و آگاهی های بی نظیرش

    استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگزارم

    الهی شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت که همیشه برام بودی ،هستی و خواهی بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    کبری گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    بنام خدای مهربانم

    سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار وخانم شایسته عزیزم وهمه دوستان عزیز

    استادم بینهایت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    بابت اینهمه آگاهی های باارزش که‌در اختیار ما قرار میدهی.

    انشاالله خداکمک کنه بتونیم بدرستی درزندگیما ن درک کنیم وعمل کنیم .

    این فایل نشانه امروز من بود

    درسی که گرفتم این که باید سعی کنم انسان قوی باشم .

    صحبت‌های شما استاد عزیزم منو یاد پدرم انداخت ،انسان بسیار قویی بود هرگز به کسی التماس نکردو جلوی کسی سر خم نکرد .ولی بسیار مهربان بود وبه انسانها احترام میذاشت وتا جایی که در توانش بود به بندگان خدا کمک میکردم ،هم از لحاط مالی وهم از لحاط انرژی.

    من ناخود آگاه کمی شبیه ایشون شدم واجازه ندادم کسی از من سو استفاده کنه .اما مغرور هم بودم .

    مثلا توی روابط نشانه‌ها راندیدم مسائل بوجود آمدکه تقلا کردم که مسائل را حل کنم واز خودم دفاع کردم اوضاع بدتر شدو مسائل بزرگتر شدن .

    اما مسائلی را که بخدا سپردم وگفتم خدایا من عاجزوناتوانم ،مسائل بشکل حیرت انگیز وخیلی عالی وآرام ،آرام بدون تقلا با احساس ارزشمندی ،حل شد به لطف خدا. وقتی نشانه‌هارو دیدم .

    توی مسائل مالی، بااولین نشانه حرکت کردم با همون شرایطی که داشتم با همون مهارتی که داشتم .اما وقتی که به نشانه ها توجه نکردم وتغییر نکردم روی خودم ومشتری ها وتبلیغات حساب کردم فروش نداشتم اوضاع بدتر شد .،هرموقع تسلیم خداوند شدم تغییر کردم مشتری فوق‌العاده اومده وخرید کرده.

    به لطف خدا به این نتیجه رسیدم که باید سعی کنم با ایمان وصداقت ودرستکاری حرکت کنم عجله نکنم.سعی کنم با اولین نشانه تغییر کنم .

    توی روابط سعی کنم به آدم‌ها احترام بزارم

    توی کارم سعی کنم با کیفیت بالا لباس بدوزم .

    وسعی کنم مثل استاد بزرگوار م توحیدی عمل کنم

    وسپاسگزار تر باشم صبورتر باشم وقوی تر باشم .

    انشاالله بتونیم نشانه‌ها را ببینیم و تغییر کنیم .

    بینهایت سپاسگزار خداوند هستم

    بینهایت سپاسگزار استادان عزیزم هستم

    بینهایت سپاسگزار همه دوستان عزیزم هستم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    رستیانی مطلق گفته:
    مدت عضویت: 1887 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه اعضای سایت گروه تحقیقاتی خانواده صمیمی عباس منش.

    سلام به استاد سید حسین عباس منش

    سلام به خانم شایسته

    استاد این فایل من را از خواب غفلت بیدار کرد و هر بار میبینم یک پیام جدید برایم دارد

    این فایل در کنار فایل اصل بقای اصلح دیده شود

    این دو فایل بهم مرتبط هستن و به درک آگاهی های یک دیگر کمک می کنند.

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 2288 روز

    سلام و درود به پیامرسان الله،استاد عباسمنش.

    لطفا این کامنت رو تا انتها بخونید

    خدارو شکر بخاطر نشانه ی امروز من که این فایل بود و خیلی از این فایل آموزش گرفتم و خیلی جاها انگار استاد مستقیم داره با من صحبت میکنه.

    حدود 2-3 سال پیش بود که کلی مساله خودم توی زندگیم به وجود آورده بودم و بعداز اتمام اون مسائل و کلی کتک هایی که از جهان خورده بودم،ی شب داشتم ب همسرم میگفتم؛خانوم دیگه نوبت ماست،میگفتم قشنگ دارم حس میکنم به موفقیت نزدیک شدم،بعد خانومم گفت چرا؟مگه چیشده؟!

    گفتم مشخصه دیگه،بعد از گذشت اینهمه فشار و توی گوشی خوردن از جهان،خدا نعمت های زیادی برامون میفرسته.

    دقیقا مثل چیزی که استاد میگن.

    میگفتم دیگه خدا دلش به رحم اومده و دارم حسش میکنم

    2-3 سال از اون حس کردن من گذشت و هر زمان تغیری در خودم ایجاد کردم،به همون اندازه ی تغییر نعمت و فراوانی هم وارد زندگیم شده.

    استاد شما کاملا درست میگید،هر وقت دیدم نسبت به خدا عوض شده و نگاه سیستمی و قانونی ب خدا داشتم یه سری تغیرات اتفاق افتاده و جالبه وقتی تو‌تغیر میکنی و اتفاقات جدید میان تو زندگیت برات بدیهیه و انگار میدونستی نتیجه کار چی میشه و خیلی شوکه نمیشی.

    استاد ازتون ممنونم که به ما یاد دادید نگاه ما به خداوند سیستمی بشه و اون خدایی که مثل یک پیر مرد ریش سفید قد بلندِ مهربون هست از توی ذهن من پاک بشه.

    من با صحبت های شما فهمیدم خداوند مثل هوایی که نفس میکشیم و‌ نمی بینیم این اکسیژن رو،خداوند هم این شکلیه.

    من دست از درخواست کردن از بنده ی خدا برداشتم و فقط از خود خدا میخوام و حقیقتا مشرکین زیادی در جامعه وجود داره.

    من مشهد زندگی میکنم و در حرم امام رضا خادم هستم.

    وقتی مردم رو میبینم که میان میگن امام رضا مشکلات مارو حل کن،امام رضا مریضیِ ما رو شفا بده همونجا تو دلم میگم خدایا شرمنده که بندگانت به غیر از تو و پیش بنده ی تو میخوان مشکلشون حل بشه.

    تازه از این بدتر فاجعه اینه که وقتی حرم هستم و لباس خادمی تنم هست،بعضی از انسان های نمیدونم ساده دل بگم یا نادان،میان دست منو میگیرن بوس میکنن و میگن شما پاک هستین و پیش امام رضا سفارش مارو بکنین‍️‍️

    اونجا صدام در میاد،بهش میگم بنده ی خداااا،من هم بنده ی خدا هستم و خودم از رب خودم طلب هدایت و نعمت میکنم،بعد شما دست منو بوس میکنی و میگی سفارش مارو پیش امام رضا بکن.

    استاد ازتون بی نهایت ممنونم که صدای رب العالمین شدین و امثال منو هوشیار کردین.

    هوشیار کردین و بهمون یاد دادین تا پیرو هدایت های الله باشم.

    امروز جمعه هست و ساعت حدودا 9 صبح هست.

    بچه ی من از دیشب تب داره و هر چی بهش دارو میدیم تبش پایین نمیاد و امروز صبح زود رفتم داروخانه و دیدم ی خانومی دارویی میخواست که نسخه پزشک نیاز داره و این خانوم گفت من خودم پزشک هستم و مهر و کارتشو به داروخانه نشون داد.

    دقیقا همین لحظه بهم الهام شد از این خانوم بپرس که پسرم این مشکلی داره و چه دارویی بهش بدم

    من اگر آدم قبلی بودم میگفتم ولش کن بابا،زشته یا پر روعیه یا خانومه با خودش چی میگه.

    اما از وقتی که با مفهوم الهام الله آشنا شدم و استاد یاد دادن که به الهامات عمل کنیم،من هم عمل کردم و ازش پرسیدم و بنده خدا چقدر با حوصله جواب داد و راهنماییم کرد که بجای چند مدل دارو،فقط دو مدل دارو به پچم بدم تا حالش خوب بشه.

    از این نوع هدایت ها و عمل به الهامات خیلی دارم که اگر سایت یه امکانی داشت که مثلا ی دکمه بود و‌میزدی و صدا ظبط میکرد شاید در روز من خودم چندین نمونه از عمل به الهامات رو همون جا سریع روی سایت قرار میدادم.

    اما همین کامنت ها هم عالیه که سر فرصت میام می نویسم و‌ توضیح میدم.

    اول از خدا و دوم از شما استاد تشکر میکنم بابت پندهایی که به ما میدین تا با کیفیت تر زندگی کنیم و از خانم شایسته توانمند هم تشکر میکنم بابت همه فعالیت هایی که برای ما کاربران در سایت و در این مسیر ارزشمند انجام میدن.

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست توحیدیم و از همه بهتر همشهری و همسایه ام

      منم قوچان در همسایگی شما زندگی میکنم

      خیلی خوشحالم که اینقدر قشنگ متوجه شدی و اومدی برامون نوشتین که فرق شرک و دیدگاه سیستمی بودن به خداوند رو

      منم وفتی حرم میرفتم میدیم اون موقع ها خودمم همبنطور بودم و از امام رضا با گربه زیاد میخواستم که مشکلاتمو حل کنه اما خودم حرکتی نمیکردم یاد نداشتم چکار کنم و اصلا قانون چیه و خداوند رو نمی‌شناختم و در مسیر اشتباه بودم تا اینکه 5 و6 ساله پیش فهمیدم و چقدر شیرینه الان شناختن این خدای بزرگ و مهربان

      و سپردن کارها بهش و تسلیم بودن در برابرش

      ممنونم از شما و کامنته زیباتون

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محسن گفته:
        مدت عضویت: 2288 روز

        واقعا خداوند رو شکر که مارو هدایت کرد به سمت صحبت های استاد تا آگاه بشیم اصل چیه فرع چیه….

        فقط یه مساله ای که برام پیش اومده،اینه که از زمانی که با قانون آشنا شدم،رابطه با انسان ها برام کمی متفاوت شده،احساس می کنم انسان ها خیلی مشرک هستن،و خیلی میخوام ایرادشون رو بگم،ولی از جایی که میدونم نمی تونم افراد رو تغییر بدم باید جلوی زبانم رو بگیرم و چیزی نگم.

        اینطور مواقع خیلی روم فشار میاد.

        ولی خدارو شکر همکارم در محل کارم و همسرم با من هم فرکانس هستن و خیلی لذت میبرم.

        سپاس از شما همشهری محترم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2395 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استاد قبل از شروع پروژه تغییر داشتم فایلهای توحیدی شما رو گوش میدادم، خب چند روز پیش گفتم بذار دوباره برگردم به فایلهای توحیدی و دست گذاشتم رو یکی، از تعجب چشمام گرررد شد تو این فایل باااز هم دارید میگید تغییر کن! تا قبل از اینکه چک و لگد بخوری تغییر کن!

    نگین جان من تو باااید تغییر کنی راه دیگه ای وجود نداره متعهد شو برای تغییر، و در راستای رسیدن به این هدف تصمیم گرفتم که چهل روز با دقت به فایلهای شما گوش بدم و کامنت بنویسم.

    از باور محدود کننده ام بگم براتون استاد!

    ذهنم میگه بسه دیگه امروز کامنت وارد کردی، این متن رو بذار فردا وارد کن تا بشه واسه روز سوم تعهدت! چون ممکنه وقت نداشته باشی یا خسته باشی، و چون تو سایت استاد تصمیمت رو نوشتی، زشته اگر کامنت ننویسی!!!

    استاد من هم بهش گفتم من به خودم قول دادم نه به کسی دیگه این کامنت رو مینویسم و فردا هم خواهم نوشت.

    زیبایی امروز:

    1) پسرم کلاس اوله، املا عالی شد و جز سه نفر برتر کلاس شد انقدر برام کیف داشت که انگار مدرک دکتری گرفته.

    2) یه پلاستیک بزرررگ پررر از خوراکی هدیه گرفتیم. هرچند من خیلی کم ازشون میخورم اما اینم برام نعمته.

    3) دو تا اشتراک رایگان فیلیمو مدرسه یکی هدیه و یکی از لُپ لُپ گرفتیم.

    4) خداروشکر پول داریم و کلــــــی خرید خونه انجام دادیم و لذت بردیم.

    5) بابای عزیز و مهربونم رو هم دیدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 299 روز

    سلام استاد عزیزم امروز یکم ذهنم درگیر مسائل تورم و گرونی بود و چون من تازه کسب و کارم رو شروع کردم داشتم با خودم فکر میکردم کاش سه چهار سال پیش شروع کرده بودم شاید راحت تر می‌تونستم کسب و کارم رو رشد بدم و اومدم تو سایت و یه نشونه خواستم و چقدر این مثال طوفان قشنگ و به جا بود که طوفان های اقتصادی باعث شکوفایی میشن آدم ضعیف از میرن جمله استاد« به جای اینکه از طوفان بترسی به این فکر کن که چطور خودم رو قوی کنم و اگه قوی کنم به سلامت میگذره و رشد بیشتری میکنم»

    و چقدر درست گفتید که برای همیشه و تو هر دوره ای طوفان هست ماباید خودمون رو قوی تر کنیم با اعتماد بنفس با توکل و ایمان بیشتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: