دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم! - صفحه 42


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

513 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عظیم گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    با سلام و درود خدمت خانم شایسته و استاد عباسمنش عزیز، میخواستم تجربه شخصی خودم در مورد دلسوزی بیجا و کمک کردن بیش از حد خیلی مختصر بگم. سال 2015 که موج مهاجرت به سمت اروپا زیاد شد و خیلی مهاجر و پناهنده آمدن به آلمان، من با یه خانواده ای آشنا شدم که نه زبان بلد بودن و هم کارهای اداری رو مشکل داشتند. من از روی دلسوزی شروع کردم برای مترجمی برای این خانواده، نامه های اداری، نامه نگاری، پیدا کردن کار، دکتر و غیره. الان که سال 2025 هست هنوزم برای این خانواده دارم مترجمی میکنم و دلسوزی بیجا میکنم. ولی بعد دیدن این فایل به خودم آمدم و گفتم، من ده سال دارم به این خانواده در اصل خیانت می‌کنم که نمی‌گذارم این خانواده روی پای خودش به ایستاد. الان هم شب و روز ندارم, اگر فرمی، نامه ای از اداره میاد عکسش رو میگیرن برای من میفرستن برای ترجمه کردن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد عزیز و ارزشمندم

    سلام به همه عزیزان هم مسیر در رشد و بهبود

    خدایا شکرت بخاطر اینکه توی این صفحه از خودم سال 99ردپا گذاشتم و با خوندنش یک یادآوری سریع از شرایطی که داشتم بهم شد، خدایا شکرت برای این سایت، خدایا شکرت برای این آگاهی ها که حتی به من یاد میده تا آگاهانه کمک نکنم یا نکنم.

    خدایا شکرت برای شنیدن و درک کردن این آگاهی ها

    خدایا شکرت برای امروز و برای تجربه های خوبی که سه نفره داشتیم….

    خدای خوبم سپاسگزارم که به من یاد میدی تا منو بزرگتر میکنی با یادآوری مسیری که اومدم و اینکه چقدر قشنگ باعث شده این حمایت نداشتن هامون ما رو قوی تر کنه، منو رشد بده منو حرکت بده به سمت جاهای بهتر…

    واقعا حرکت کردن خوبه

    واقعا چقدر آگاهانه کمک نکردن خودم یک نگرش عمیق میخواد و این دلسوزی بیجا رو از من دور میکنه تا یادم بیاد تا دلسوزی بیجا نکنم، دل رحم بیجا نکنم و این با وجود آگاهی داشتن از این موضوع باعث نمیشه که همیشه اینجوری عمل نکنم، مثلا الان یادم اومد چطور خیلی ظریف این ویژگی احساسی بودن ما ایرانی ها (بقول استاد) باعث نشه که در من باعث بشه که ضربه زننده بشه.

    گاهی باید اجازه بدیم افراد بخورن زمین تا رشد کنند.

    گاهی باید حمایت نکرد تا بیشتر به توانایی های خودشون و قدرت خدا تکیه کنند…

    گاهی باید احساسات رو بخاطر یک نگرش بزرگتر قربانی کرد. خدایا کمکم کن…. تا قربانی کنم تا تسلیم تر بشم تا رشد کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی

    از دیدگاه استاد واقعاً سپاسگذارم که سوالهایی که توی ذهن من سوالها بدون جواب بود را پاسخ دادند و منطق درستی برای این جواب ها دارند؛

    واقعاً باور به کمک کردن و باور به اینکه در جهان فقر و کمبود وجود داره و ثروت بسیار کمه و دست یه عده محدودی هست باعث شده که در کشور ما اینهمه گدا وجود داشته باشه!

    و این تفکر غلط باعث شده که تعداد گداها بیشتر بشه و این گداها از باورهای مردم شکل گرفته و به نظر من خود مردم ناآگاهانه و آگاهانه باعث به وجود آمدن و گسترش گداها در کشور ما شده اند!

    وقتی که خدا انسان را خلق کرد و از روح خودش در انسان دمید و وقتی انسان را خلیفه خودش معرفی میکنه آیا واقعاً خلیفه خداوند لیاقت گدایی کردن داره ؟!

    آیا کسی که به این گداها کمک میکنه دست کمی از این گداها نداره ؟!

    آیا کسی که به این گداها کمک میکنه باور کمبود نداره؟!

    آیا کسی که به این گداها کمک میکنه به خلقت انسان شک نداره؟!

    آیا کسی که به گدا کمک میکنه به خلقت خدا اشکال نگرفته؟!

    چه باوری باعث میشه که آدم بیاد و به گداها کمک کنه؟!

    آیا جز این باوره که کمبود درجهان وجود داره؟!

    چی باعث میشه که ما به گداها کمک کنیم و چرا باید به گداها کمک کنیم؟!

    این ها سوالهایی هست که ما باید از خودمون بپرسیم ..

    و دلسوزی بیجا نباید داشته باشیم!

    هرکی هرکجا هست سرجای خودش هست! این درست ؛ اما آیا ما به عنوان کسی که کمک میکنه درست عمل میکنیم و اگر به گداها دلسوزی کنیم با این که قانون را میدونیم پس در جای درست خودمون نیستیم!

    به نظر من کمک کردن به گداها رابطه مسقیم با شرک و قوانین الهی داره…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    خداهست گفته:
    مدت عضویت: 1243 روز

    ینی چیزی تابه الان نبوده برام سوال شده باشه ابهام توذهنم باشه وجوابشو اینجاپیدانکرده باشم

    این سایت یه سایت الهی است که با زبان استاد به جواب همه سوالام میرسم ومسیر درستو پیدامیکنم ازوقتی خودمو میشناسم مدام ازخدا میخواستم کاش یجایی باشه که هرجاگیرکردم باگ ذهنی داشتم مراجعه کنم مسیر درستو بهم نشون بده ودرست وغلطو اصل وفرعو ازهم جداکنه

    ازاونجایی که هیچ وقت جواب سوالامو ازسایتهای مذهبی ومراجع تقلیدنه تنها نمیگرفتم بلکه گمراه ترمیشدم دودل ترمیشدم ذهنم درگیرترمیشد

    وخدا توفیق داد باسایت شماآشناشدم خداروشکر

    من به این نتیجه رسیدم مسخره ترین برنامه برای نابودی بشریت همین اینستاگرامه رسما دیوونه خونست یادگرفتم هرچی تواینستاگرام نشون داده میشه وایرال میشه دقیقا ضدونقیضه باقوانین جهان وبرعکسش همون مسیر درسته است

    درک کردم بی جهت نیست که استاد آگاهانه ازفضای مجازی دوری میکنن

    امروز چشمم خورد به چندتا پستی که درمورد حمایت ازحیوانات بود که براشون هرروزغذا درست میکنن ووظرفای یبارمصرف توخیابونا غذامیدن

    یاتوخیابونا اینور اونور حیونایی که آسیب دیدن مثلا دست وپاندارن یاعفونت چشاشونو گرفته یاانسانهای مریض حیوان آزاری کردن وصحنه های دلخراشی دارن…..میبرن درمان میکنن نگهداری میکنن

    یاسگ های خیابونی رو جمع میکنن میبرن پناهگاه که بالای هزارتاسگه زندونی کردن هر روزبهشون آب وغذا میدن ودرخواست کمک میکنن که مادیگه ازپس هزینه هاشون نمیتونیم بربیاییم وشماره کارت گذاشتن که کمک مالی بکنید تونگاه اول خیلی انسان دوستانه است ولی تونگاه منطقی کارشون به چرخه آسیب میزنه

    دروغ چرا من ازبچگی عاشق حیواناتم ودوسشون دارم

    واین چندتا کلیپ بشدتتتتتتت منو احساساتی کردن

    درحدی که نشستم مث بچه هاگریه کردم دلم میخواست قدرت اینوداشته باشم کل حیونای دنیارو نگهدارم ماشالا اینستاگرام هم یجوریه وقتی به پستی نگاه میکنی دقیقا مثل قوانین این جهان عمل میکنه پست هایی ازهم جنس رو بیشتروبیشتربهت نشون میده

    خلاصه توهمون حس وحال گریه میگفتم خدایا این طفل معصوم ها چه گناهی کردن کاش میتونستم به همشون غذابرسونم مراقبشون باشم

    باخودم گفتم پس قدرت وعدالت خداچی؟

    یهو یاد داستان حضرت سلیمان افتادم که به خداگفتع بوداجازه بده روزی موجودات بامن باشه خدا فقط یه روز مسُولیت روزی رسانی رو بهش داده سلیمان نبی کلی غذا آماده کرده خوشحال وشاد خواسته به حیونا غذابده که یه نهنگ یاکوسه ازکنار دریا اومده همه رو قورت داده بقیه حیوونا گشنه موندن ،سلیمان نبی اعتراض کرده که غذای بقیه حیوونارم تو خوردی که!نهنگه یاکوسه گفته خالق من هرروز روزی منو میرسونه اونوقت تو با کمی غذایی که دادی اعتراض میکنی!

    بعدسلیمان متوجه شده که روزی رسوندن مختص خداست ونباید توکارش دخالت کرد

    باخودم گفتم یه لحظه وایسا

    اینهمههههههه موجود زنده خدا در دل خاک روزی مورچه رو میرسونه مامیگیم همون خدایی که روزی موجودنابینارو دم لونه اش میفرسته محاله کسیو ازقلم بندازه

    اون کارشو خوب بلده تودیگه چی میگی این وسط؟ینی میگی توبلدنیستی من باید باید رسیدگی کنم؟!

    ازازل روزی دهنده بوده تاابد هم خواهدبود

    انگار یه جور کفر بود که خدا نعوذبالله حواسش نیس به حیوونا روزی بدع من باید یکاری کنم

    وبادیدن این کلیپ به یقین رسیدم

    البته اگرحیوونی آسیب ببینه میبرم باعشق درمانش میکنم مراقبت میکنم ازش ولی اینکه فضای مجازی چقد میتونه رو ناخوداگاهمون تاثیرمنفی بذاره ومدارمونو بدون اینکه متوجه شیم بیاره پایین شکی نیست

    واقعا راس میگیداستاد شبکه های مجازی مخصوصا اینستاگرام نشتی بزرگه انرژیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حبیب گفته:
      مدت عضویت: 402 روز

      به نام خداوند وهاب و رزاق

      باسلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی

      و سلام میکنم خدمت این دوست عزیزم که این کامنت زیبا رو نوشتند؛

      خیلی از خواندن این کامنت زیباتون لذت بردم واقعاً زیبا وتاثیر گذار نوشتین!!

      آنجا که دیدگاه زیباتون رو درباره اینستاگرام و فضای مجازی نوشتید؛

      «که وقتی توی اینستا به یه پستی نگاه میکنی دقیقاً مثل قوانین این جهان عمل میکنه و پست های از همین جنس رو بیشتر وبیشتر بهت نشون میده »

      واقعاً تشبیه زیبایی داشتید در این مورد و کاملاً تشبیه درستی هست؛

      و داستان سلیمان نبی که سلیمان متوجه شد که روزی رساندن مختص خداست و نباید توی کار خدا دخالت کرد؛

      و از نوشتن این دیدگاه زیباتون بسیار سپاسگذارم

      از خداوند وهاب برای شما دوست عزیزم سلامتی وثروت وشادی رو خوهانم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        خداهست گفته:
        مدت عضویت: 1243 روز

        سلام دوست همفرکانسم خیلی ممنون ازشما کامنت منووقت گذاشتین خوندین وپاسخ دادین

        من نمیتونستم قوانین جهانو درک کنم خیلی سختم بوداصلا نمیفهمیدم سطح آگاهی ذهنم خیلی پایین بوداصلاتومغزم نمیگنجید شبیه بچه ای بودم که روز اول پاشو گذاشته مدرسه وبراش فلسفه رو تدریس کردن دراین حدمطالب برام گنگ بود

        تازمانیکه قوانین اینستاگرامو شناختم وفهم قوانین جهان برام راحتترشد

        این اپلیکیشن رو تماما برپایه قوانین کیهانی ساختن

        اینجامینویسم براخودم دوباره یادآوری بشه

        اینستاگرام هوش مصنوعیه خیلی قوی هست که خیلی دقیق طراحی شده ولی درک نداره،شعور نداره احساس نداره دقیقا مث سیستم جهان که خیلی دقیقه ولی درک وشعورو احساسات نداره مثل ماشین که درک وشعورواحساسات نداره ،تو تخته گاز بری تو دره ماشین احساسی نداره که بگه نههههه وایسا نرو تو دره میوقتی تیکه پاره میشی ماشینت کن فیکون میشه درک وشعور نداره که بگه این میگه برو تو دره ولی منکه میدونم بریم تودره نابودمیشیم هرررررردستوری میدی میگه چشم نوکرتم هستم برو که بریم چه تو بچه باشی چه پیر چه عمدی اینکارو کنی چه غیرعمدی،چه پولدارباشی چه بی پول،چه دکترا داشته باشی چه بیسواد…

        اینستاگرام هم همینه کاری نداره بچه ای بزرگی کی هستی چی هسدی وچون درک نداره نمیگه نه بذار این پستو نشونش ندم دلش میگیره ناراحت میشه یا بچس ذهنش به هم میریزه

        دقیقا قوانین جهان هستی هم همینه نمیگه این بدبخته ،این بیچارست این مریضه کاری بهش نداشته باش نه!

        این برنامه رو یجوری طراحی کردن خیلی دقیق سیگنال دریافت میکنه واجراش میکنه

        این برنامه تماما باتوجهت کارداره ینی براش مهمه کیارو دنبال میکنی چیامیبینی چندبارمیبینی وچقدر میبینی ولی کارنداره چرا میبینی!

        وبه ازای هرثانیه ای که وقت میذاری برای دیدن پست واستوری یا هرکسیو که فالومیکنی به اینستاکرام یک سیگنال ارسال میکنی که من این جنس پست ومطالبو دوسش دارم بیشتر بهم نشون بده

        مثلا شما باهررررررردلیلی یک پستی رو دو بارببینی(شاید اصلا تونمیبینی درو زدن رفتی باز کنی گوشی بازمونده رو اون پست وداره تکرارمیشه ولی اینستاگرام نمیفهمه) پست های ازاون جنس بیشتر توقسمت هوم دیده میشه اولش لابه لای پستها نشون داده میشه کافیه باز توجه کنی ونگا کنی کل هوم واکسپلورت پُرمیشه ازاون مدل محتواها

        شما یکی دوبار به پست های تصادفی ومنفی نگاکن کل محتواهای پیجت پرمیشه از محتواهای تصادفی ودلخراش

        تنها راهش چیه؟جنگیدن بااینستاگرام؟مقاومت کردن باهاش؟نه چون نمیفهمه و قضیه رو بدترمیکنه

        راهش اینه بی توجه رد بشی وبری تواکسپلور سرچ کنی طبیعت،چندتاپستو که ببینی کل اکسپلور پُرمیشه ازمحتواهای طبیعت

        درسی که بهم دادچی بود؟

        دنیاهم داره اینجوری کارمیکنه مهم نیس باچه دلیلی داری به دردودلای بقیه گوش میدی مهم نیس باچه دلیلی وقتی یکی اتفاق بدی براش افتاده بادقت پیگیرشی وتجزیه تحلیلش میکنی

        وقتی داری به موضوعی توجه میکنی به جهان سیگنال ارسال میکنی که من ازاین دست اتفاقا شرایط رو براخودم میخوام دعوتنامه براش میفرستی ووقتی اون اتفاقه بد براتوهم میوفته به هم میریزی حست منفی میشه باهاش میجنگی میگی خدایا به کدامین گناه؟ میگی نمیخوای ازاین اتفاقا بیوفته درحالیکه جهان نمیخوام نمیفهمه،کاری نداره توچی نمیخوای،ولی کارداره که چی میخوای، توجه رو میفهمه جنس فرکانسی که ازت دریافت کرده رو میفهمه وهرچی بیشترتلاش میکنی مقاومت میکنی میگی خدایا ازاین اتفاقانفرست بیشتروبیشترشو میفرسته جوری که آدم حس میکنه خدا زوم کرده روش وداره باهاش لج میکنه ومیخواد پدرشو دربیاره

        مثل یک دریا که هرچی بیشتردست وپامیزنی بیشترغرق میشی درحالیکه بایدآروم باشی ورها وخودتو ول کنی بدون هیچ فشاری، فقط تمرکزت رو این باشه آسمونو نگاکنی آب خودش تورو میاره بالا

        آره فاطمه وقتی یجادیدی داری تو افکار منفی غرق میشی راهش دست وپا زدن نیستا اینکه بگی من نمیخوام به فلان موضوع فکرکنم من نمیخوام فلان اتفاق برام بیوفته،راهش هیچ تلاشی نکردن برای فراموش کردن اون‌اتفاق بدهست راهش رهایی وبی تفاوتی به اون مسئله است راهش سرگرم کردن ذهنت با یه چیزیه که حالتو خوب میکنه مثل نگاکردن به آسمون موقعی که تودریا داری غرق میشی

        دومین درسش چیه؟نگاه به شرایط الانت نکن که چقد اوضاع آشوبه هروقت توجهت رو ازچیزای منفی برداری ذهنتو کنترل کنی در لحظه جهان فرکانستو دریافت میکنه ودیگه آروم آروم اتفاقات منفی کمتروکمترمیشه وازبین میره واگه توجهتوبه سمت چیزای مثبت هدایت کنی جهان اتفاقای مثبتی برات میاره مثل سرچ کردن طبیعت تواکسپلور

        قشنگی این قوانین اینه هیچ وقت دیر نیست هرلحظه قادر باشی ذهنتو کنترل کنی ازهمون لحظه اتفاقات هم شروع به تغییرمیکنه پس اگه هرچی هم خراب کردی نگران نباش نگو آب از سرت گذشته ناامیدنشو

        درس سومش چیه؟تونمیتونی قوانین اینستاگرام رو تغییربدی دعوا کنی فحشش بدی گوشیتوبزنی بشکنی یه گوشی دیگه بخری انتظار داشته باشی اینبار تواین‌گوشی این برنامه یجور دیگه ای کارکنه قوانینش همونه چه باآیفون چه سامسوگ چه باگوشی گرون چه ارزون،چه ایران،چه کشورای دیگه،قوانینش تغییرنمیکنه توبایدبلدباشی ازش درست استفاده کنی درجهت خواسته ات

        دقیقا مث قوانین جهان،تونمیتونی باعوض کردن محیط زندگیت ،شریک زندگیت،عوض کردن لباسات،شناسنامه ات،حتی پدرومادرت و…فرکانستونمیتونی عوض کنی…

        درس چهارمش چیه؟

        دلیل اینکه خیلیا تودام الگوریتم اینستا میوفتن اینه که این قوانینش قابل رویت نیس،قابل لمس نیس فیزیکی نیس که همه‌بدونن بفهمن چجوری داره کارمیکنه، درک کردنیه

        مثل قوانین جهان که باچشم نمیشه دید،نمیشه بصورت جسمی ببری توآزمایشگاه وزیرذربین وچون نمیشه درکش سخته ودر90 درصدمواقع به ضررخودمون ازش استفاده میکنیم

        درس پنجمش چیه؟

        قوانین براهمه یکیههههه برااینستاکرام فرقی نمیکنه کدوم کشوری بچه ای پیری،فقیری یاثروتمند،خانومی یاآقا براهمه اینجوری کارمیکنه

        دقیقا مثل جهان هستی که کاری نداره کیو چی هسدی کجازندگی میکنی قوانین براهمه یکسانه

        درس ششم چیه؟

        یه شاه کلیده اینی که میگم شاید توپیداکردن مسیر درست گنگ باسم وندونم راه درست چیه تصمیم درست چیه ولی مطمئنا مسیرنادرست همونه که 90درصدمردم دنبالشن…

        اینستاگرام بدترین برنامه برای تخریب باورهای ذهنیه وبرنامه نامناسب برنامه ای برای گمراهی وسردگمی

        چرا؟چون 99٪مردم صبح تاشب تواینستا دارن بی هدف میچرخن

        فقط 1٪انسانها هستن که تونستن بااستفاده درست پول های کلانی بسازن

        درس هفتم چیه؟

        بی دلیل نیست محتواهای زرد وحاشیه ای خیلی زود رشدمیکنن میلیونی میشن چون99٪ مخاطبا وکساییکه ازاین برنامه استفاده میکنن آدمای بی هدف ان

        چون مسیر درست همیشه بااقلیت بوده مثل پیامبرا

        چون بلاگرا عمدا حاسیه سازی میکنن که دست رو احساسات مخاطب بذارن که رو ناخوداگاه تاثیربذارن ازاونحایی که وقتی ناخوداگاه واحساسات درگیرشه مخاطب قفل میشه رو اون محتوا وچون تایم زیادی میذارن برادیدنش هم اون محتوا رشدمیکنه هم پست هایی ازاون دست بیشتر وبیشتر بهت نشون میدع

        کارکرد جهان هم همینه گاها یه اتفاقایی میوفته مث ازدست دادن عزیز،مث اخراج ازکار،وهراتفاقی که شدیدا احساساتتو درگیرمیکنه

        ونمیتونی ازاون اتفاق رد بشی وکل زندگیتو به هم میریزه

        مثل اون‌پستی که چون احساستو درگیرمیکنه نمیتونی ردش کنی بره وتورو درگیرت میکنه وکل الگوریتم پیجتوبه هم میریزه فاطمه یادت باشه هرجاهرکسی تونسته به هرررجایی برسه تونسته ذهنشوکنترل کنه،

        یادت باسه موفقیت ینی کنترل احساسات وهیجانات

        درگیراین حواشی های زندگی نشی یوقت، گیرنکنی روش

        یهو به خودت بیای هم چی به هم ریخته باید ازصفرشروع کنی وکلی هم وقتت تلف شده

        مث اینستاگرام که درگیرمحتوای احساسی شی به خودت میای میبینی گوشیت داره خاموس میشه نتت داره تموم میشه وچندین ساعت وقتتو هدر داده بدترازهمه سردردوکلافه شدی هیچی هم عایدت شده

        درس هشتم چیه؟

        خواهی نشنوی همرنگ رسوای جماعت شو

        بی دلیل نیس که استاد همه چیشون با بدنه حامعه فرق داره ازنوع تغذیه وذهنیت وسبک زندگی…

        بی دلیل نیس استادمیگن اگه میخوای نتایجی که بقیه میگیرن تونگیری باید مث بقیه فکرنکنی رفتارنکنی

        قرارنیس هرچیزی توجامعه باب شده توهم انجام بدی قرارنیس چون همه تواینستاگرام میچرخن توهم بچرخی

        قبل انجام هرکاری هرتصمیمی،قبل گفتن هرحرفی ازخودت بپرس چی بدست میارم؟چی ازدست میدم؟

        این سوال خیلی کمکم کرد استفاده از فضای مجازی روخیلی کمترکنم

        درس نهم چیه؟

        ذهن مث اسب چموشه تو سوارش نشی اون سوارت میشه یه نگا به خودت بنداز ببین دستور دهنده کیه تویی یاذهنت؟

        ما ناظربرفکریم یه درجه بالاترازفکربایدافسارش دست توباشه ولش کنی هم تورو نابودمیکنه هم خودش سرازناکجاآباد درمیاره

        اولش شاید سواری نده راه نیاد ولی وقتی رامش کنی خیلی خوب باهات کنارمیاد راهش اینه خستع نشی وادامه بدی نگی ولش کن این درست نمیشه

        فاطمه اگه خودت افسار این مغزتو دست نگیری وآگانه درجهت مثبت هدایتش نکنی

        افسارمغزت میوفته دست فضای مجازی وبلاگرها که که سمت وسوق میدن بهش ووایلاست

        برگردوندنش به اول مسیرخیلی سخته ها

        درس دهم چیه؟

        تواینستاکرام یه سری خط قرمزها هست که اگه ردش کنی پیجت حذف میشه اینکه چندمیلیون فالوور داری چندتافالوور داری اینکه چقدفعالیت داستی کی هسدی بچه وزیری یابچه کارگر مهم نیس باکسی شوخی وتعارف نداره ارفاق هم قائل نیس

        دقیقا جهان هستی هم همینه مهم نیس چقدآدم معروفی هسدی چقدجایگاهت بالاس بچه بالاشهری یاپایین شهر باهردلیلی قوانینو زیرپا بذاری بلاسرت میاد به هرررررردلیلی بخوای چوب لای چرخ جهان بذاری جهان متوقف نمیشه لهت میکنه از روت میگذره میره دلش نمیسوزه حالا اینبار یه اشتباهی کرد چون عزیز ازدست داد فرکانسش منفی شد افسار ازدست داد وگرنه بچه خوبیه شاگرد استاده اینهمه رو خودش کارکردع وفلان این دفعه رو چشم پوشی کنه نه!

        جهان باهیش کی شوخی وتعارف نداره ارفاق وپارتی بازی هم تو کتش نمیره قوانینو زیرپابذاری نتیجشو میبینی

        قوانین جهان خودشو باتو وفق نمیده تغییرکنه تویی که باید تغییرکنی وخودتو باهاش وفق بدی اگرمیخوای زندگی به کامت باشه

        خداروشکربخاطرقوانین بی نقصش،خداروشکر بخاطر این آگاهی ها خداروشکر بخاطراستادودوستای نابم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          حبیب گفته:
          مدت عضویت: 402 روز

          به نام خداوند بخشنده مهربان

          سلام به فاطمه عزیز بابت این کامنت زیباتون

          از اینکه وقت گذاشتین و اینهمه تایپ کردید و نوشتید تا قوانین جهان را به این زیبایی برای هممون قابل درک و فهم کنید بسیار سپاسگذارم!

          کامنت زیباتون رو خوندم و این نشان از درک بالای شما از فهم و درک قوانین جهان و تشبیه زیباتون از قوانین جهان و قوانین اینستاگرام هست؛

          و واقعاً سپاسگذارم گه به این زیبای شرح دادید و تشابهات قوانین جهان و اینستا رو به این زیبایی بر قلم آوردید و خیلی برای من قابل درک و فهم شد!

          بی دلیل نیست که استاد این همه تاکید دارند که کامنت هارو بخونید و دنبال کنید چون این نکات رو بخوبی درک کردند که چه دُرهای گرانقیمتی برای درک و فهم بهتر این قوانین در این کامنت های دوستان نهفته هست و من این الگو را در این کامنت زیبای دوست عزیزم به عینه دیدم !!

          از شما دوست عزیزم واقعاً سپاسگذارم بابت این کامنت زیبا و چند صفحه ای که این همه برای نوشتن اون زمان و انرژی گذاشتید تا این قوانین برای هممون بهتر قابل درک و فهم و یادآوری باشه ؛

          از خداوند رحمان برای دوست خوب بهشتی ام شادی ،ثروت ،سلامتی را خواهانم؛

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            خداهست گفته:
            مدت عضویت: 1243 روز

            راستش اصلا نمیدونستم چی نوشتم یه نگاه کلی به کامنتم انداختم چقدطولانیه متعجب شدم

            راستش من ننوشتم خدانوشته انگار بارش بوده کلی غلط املایی داره بس که تندتند تایپ کردم هرچی اومده من نوشتم وگرنه مغزمن دراین حد ادارک نداره درمورد قوانین واعتبارشو هیچ وقت به خودم نمیدم

            داشتم فکرمیکردم اینکه نوشتی وفک کنی بلدی تو تله نیوفتیا هنوز خیلیییییییییی کارداری بتونی این قوانینو مثل استاد توزندگیت استفاده کنی وبتونی به این آموزه ها عمل کنی هنوز خیلییییییییی راه داری،به خودت مغرورنشی بگی بلدم ودرجابزنی

            یادت باشه توهمیشه یک شاگردی تواین جهان وبایدهمیشه درحال یادگیری وتکراروتمرین این قوانین باشی چون انتهایی برای بهبود وبهترشدن نیس

            بقول مولانا من هیچم

            من‌هیچم من‌هیچم

            دوست عزیزم خیلی ممنون ازشما که باعث شدین قوانینو برای خودم یادآوری کنم و ردپایی ازخودم بذارم که هرلحظه که ذهنم خواست نجوا کنه بیام اینجا وردپاهامو پیداکنم وبه مسیربرگردم

            خدایاشکرت بخاطراینکه هستی

            شکرت بخاطراستاد نازنینم

            شکر بخاطر دوستای این سایت

            براتون ثروت،شادی،سلامتی،سعادت،دردنیا وآخرت ازخدامیخوام

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          خداهست گفته:
          مدت عضویت: 1243 روز

          واما درس یازدهم که مهمه

          برای اینکه پیجت رشد کنه دیده بشه،هرروز باید بااستمرارتواینستاگرام فعالیت کنی هرروز استوری بذاری،منظم پست وریل بذاری،تعامل داشته باشی

          دو سه روز ولش کنی سریعا افت میکنه،این کار نکردنه ادامه دار باشه کلا دیگه بعد یه مدت به خودت میای میبینی کاملا ازش غافل شدی وانگار توطلسم افتاده نمیتونی درست فعالیت کنی ازطرفی هم پیجت نابود شده کلا خوابیده، آماراینا افتضاحه باید ازاول ازصفرشروع کنی به ساختن

          دقیقا مثلا قوانین این جهان که همه روزه باید کاربشه براهمین استاداینهمه تاکیدمیکنن اینهمه تمرین میدن که هرروز باید رو باورهامون کارکنیم اگه میخواییم نتایجمون بزرگ وپایدار شه

          وگرنه با دوسه روز کارکردن رو خودت وچندتا نتیجه جزئی که گرفتی ول میکنی باز دوباره همه چی خراب میشه

          آها یادم اومد

          در اینستاگرام وقتی پیج میزنی برااینکه خوب رشد کنه چندماه اولش یکم سخته زمان میبره وباید بی وقفه درست واصولی فعالیت کنی ولی کافیه مثلا یکماه ولش کنی میشی زیرصفر پیجت به حالت روح درمیاد ونتایجت به بادمیره وبرعکس

          اگر چندهزار کا یامیلیونی بشی وباروند طبیعی ادامه بدی دیگه نیازنیس مثل اوایل برای رشدپیجت کلی سختی بکشی

          یهومیبینی طرف یه پست خیلی زاخار گذاشته هیچ کدوم ازآیتم های پست گذاری رو مراعات نکرده،محتوای آنچنانی هم نیس چندصدهزار لایک وویو و….خورده

          دقیقا قوانین این جهان هم همینه اولش بالا آوردن فرکانس هات،کارکردن رو خودت،تغییرباورهات،کنترل ذهن شایدسخت باشه و ونتایج زمان ببره تابیان وپایداربشن ولی بعد یه مدت که کارکردن ورشد دادن خودت میشه سبک زندگیت بقول استاد دیگه کنترل ذهن مث قبل سخت نیس،دیگه نتایج کوچیک وجزئی وناپایدار نیس

          ولی کافیه بری توخیال راحتی یا یادت بره ازچه مسیری به این خواسته هات رسیدی ورو خودت کارنکنی

          به خودت میای میبینی صفرشدی

          همه چیتو ازدست دادی وباید دوباره از اول شروع کنی

          کارکردن رو قوانین اول راه سخته،وسط راه صبره،آخرش صعوده،قله است

          وقتی کوهنوردی میکنی خیلی سربالایی اذیت کننده ونفس گیره وسط راه شاید وسوسه بشی نجواها بیاد که اصلا ولش کن تااینجاهم اومدیم کافیه…(نتایج ناپایدارجزئی که گرفتیم)

          ولی وقتی به قله رسیدی اینبار میوفتی تو سرازیری خیلی روون وآروم میای پایین بدون اینکه اذیت بشی…

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    جمشید انوری گفته:
    مدت عضویت: 2570 روز

    سلام استاد

    از این فایل که نشانه روزانه من بود نکات زیرو دریافت کردم؛

    1؛ تمام پیشرفتهایی که داشتبم بخاطر تضادهایی بوده که بهشون برخوردیم بخاطر مسائل، پس کسیکه مسئله نداره پیشرفتی هم نداره و نتیجتا فاسد میشه و میپوسه. پس تضادها نعمت اند.

    2؛ من مسئول زندگیمم، نه پدرم نه مادرم نه دولت نه کس دیگه ای. تمام اتفاقاتی که تجربه میکنمو خودم بواسطه فرکانسام بوجود میارم.

    زندگی ماها پر است از اتفاقات مختلف هرروزه. فرکانسای من نابود نمیشه

    اگه خوب باشه، اون اتفاقات و شرایطی که تجربه میکنم هم خوب خواهد بود

    اگه بد باشه فرکانسم اون اتفاقات هم بد خواهد بود. این یک قانون است. که با دقت میکرومتری اجرا میشود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    رزا دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 837 روز

    سلامی دوباره به خانواده عباسمنشیم

    این فایل زیبا و ارزشمند رو قبلا گوش داده بودم اما تعهد بستم به هر نشانه ای از فایل هدایت میشم توی نظرات شرکت کنم..

    با گوش دادن این فایل همیشه توی ذهنم بود که به گدا پول ندم و همسرم ازم دلیل این کار رو پرسید واسش توضیح دادم که با این کار نه تنها کمکی بهش نمیکنیم بلکه به فقیر شدنش بیشتر نزدیکش میکنیم بعد ازم پرسید حتی کودکان کار یا کسانی که پشت چراغ قرمز چیزی میفروشن یا اسپند دود میکنن؟؟گفتم نه اونا چیزی رو گدایی نمیکنن خدمات ارائه میدن و این نشون میده دارن تلاش میکنن پول دربیارن و در ازای خدماتی که ارائه میدن پول دریافت میکنن و شغلشون هست…

    خوشحالم از اینکه این آگاهی ارزشمند رو دریافت کردم

    خدایا شکرت برای وجود استاد و مریم عزیزم که این سایت فوق العاده و همه چیز تمام رو در اختیارمون گذاشتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست

    با درود خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی گل و دوستان همفرکانسیم

    این فایل نشانه ی امروز من در تاریخِ پنجمِ آبانِ 1404 هست.

    من هر روز و ساعت ها، صدایِ گرم و مهربانِ استاد رو گوش می کنم و بینهایت لذت می برم و واقعاً هر روز زندگیم باکیفیت تر می شه(بینهایت سپاس از شما استاد گرامی)

    همه چیز توحیده، من این رو هر روز تکرار می کنم و به گذشته ی نامتعادلم بر نمی گردم، چون اگر بخوام در موردِ اونها بنویسم، باید یه طومار از باورهایِ اِشتباهم، عملکرد هایِ اِشتباهم و شِرک به خدا بنویسم و در واقع من تصمیم گرفتم تغییرات مثبتم رو در فایل ها بنویسم.

    تغییراتِ من، که در موردِ موضوعِ امروز هست: من از زمانیکه یاد گرفتم همه چیز توحیده و خدا درخواست هر درخواست کننده ای رو پاسخ می ده و باید من اول سمت خودم رو انجام بدم و کارها رو به خدا بسپرم، محککککککم، دست از حمایت های غیر متعارفم، برای موضوعاتی که اصل و اساسش نادرستِ، هست رو برداشتم. این نوع تفکر باعث شده، توقع خانواده ی خودم و حتی بعضاً خواهر و برادرهای خودم که خودشون زندگی مستقل دارن از من کمتر بشه. خلاصه امروز به خودم گفتم من دیگه هرگز از مسیر توحید خارج نمی شم، حتی اگه به ظاهر شرایط بد بشه و من روی خودم کار می کنم نتیجه هم دست خداست.

    کنترل ذهنم در این موارد خیلی بهتر شده البته با تمرین های استاد عزیز هر روز به روز و قوی ترم می شه.

    ممنون استاد این فایل من رو مصمم تر کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 845 روز

    سلام به استاد عزیز و همسر محترمشون و همه ی دانشجوهای سایت استاد عباسنمش

    استاد من دنبال جواب این سوال بودم و نیازی نیست زیاد در مورد موضوعاتی که برام پیش اومدن فکر کنم چون میتونم چندین خط راجع بهش بنویسم.

    مدت ها بود فکرم دنبال این بود که معنی درست و واقعی کمک کردن چی هست؟

    من دوتا موضوع برام پیش اومد و میخوام هر دو موضوع رو کامل بنویسم و ازتون میخوام تجربه ی من رو کامل مطالعه کنین .

    بچه ها نمیدونین من تا چه حدی عاشق حیوانات و طبیعت هستم! کبوترا که میان توی تراس خونه من با ذووووق فراوان میشینم نگاهشون میکنم و از غذا خوردنشون کیف میکنم و حتی وقتی میرم سوپر مارکت انقدر تو مسیر هر گربه ای میبینم دوست دارم بشینم ساعت ها نگاش کنم و از قمقمه ام بهشون آب بدم ک بعضی وقتا خود گربه ها هم تعجب میکنن! انقدر من عاشق این موجودات بامزه ام!

    بخاطر همین ، یه مدت من هر روز یه مشت کنجد میریختم داخل یه ظرفی و اونو میزاشتم توی تراس…پرده رو هم میزدم کنار که اگه کبوترا بیان من بتونم ببینمشون.. هر روز یه کبوتر قهوه ای رنگ میومد توی تراس و مینشست توی ظرف کنجد ، انقدرررر با اشتها و تند تند غذا میخورد که من فکر میکردم الان خفه میشه!..واقعا یک مشت کنجد رو کاااامل تنهایی میخورد انقدر هر روز میومد و من هر روز براش یه ظرف کنجد میزاشتم وزنش دو برابر شده بود از بس هر روز بهش میرسیدم با خودم فکر میکردم این چقدر گرسنه س!..هر وقت یادش میوفتم خندم میگیره انقدر که غذا میخورد و چاق شده بود!..

    خلاصه کار هر روز من شده بود این! من تقریبا هر روز باید ظرف کنجد پرنده ام پر باشه که هر وقت بیاد تو تراس بشینه چیزی برای خوردن پیدا کنه..تازه انقدر خیالش از بابت امنیت تراس خونه ی ما راحت شده بود یه روز متوجه شدیم یه گوشه توی سقف تراس لونه درست کرده و یه تخم کوچولو گذاشته!خدایا من وقتی اون صحنه رو دیدم یعنی مررررردم از خوشحالی!جوجه ش که به دنیا اومد انقدر من خوشحال بودم و هر روز میرفتم تو تراس نگاهش میکردم و ظرفش رو پر میکردم دیگه کم کم مطمئن شدم دارم بهشون کمک میکنم و باید هر روز این کار رو تکرار کنم ! با این که هر روز براشون غذا میزاشتم اما مامان اون جوجه خودش میرفت برای جوجه اش غذا پیدا میکرد و بهش غذا میداد خلاصه کم کم بهش بال زدن یاد داد و پرواز کرد رفت..اینجا من یه سوالی برام پیش اومد که کمک کردن من به نوعی داره این چرخه ی طبیعت رو بهش آسیب میزنه! این جوجه اگه از اول یاد می‌گرفت غذای آماده بخوره هیچوقت برای بقای خودش تلاشی نمی‌کرد و به توانایی خودش پی نمیبرد !

    اصلا هر موجود زنده ای بطور غریزی خودش میدونه چجوری باید زندگی کنه و چرخه ی حیات اینجوری ادامه پیدا میکنه!

    این سوال از همون روز توی ذهنم پیش اومد که کمک کردن دقیقا چه اصولی باید داشته باشه؟ من تو کمک کردن به همنوع خودم تا حالا چجوری عمل کردم و چه نتیجه ای حاصل شده؟

    من از روزی که کار کردم و خودم پول دراوردم حتی قبلتر از اون تو ذهنم این بود من تا روزی که پول درمیارم به نیازمندا کمک خواهم کرد! اصلا به همین دلیل هست که من پولدار شدم!

    علاوه بر خودم به دیگران هم کمک میکنم!

    همیشه وقتی میرفتم بازار ده هزار تومن تا پنجاه هزار تومن میذاشتم داخل کیفم و هر چقدر میتونستم به گداها کمک میکردم..از خدا که پنهان نیست تا پول خردای توی کیفمو تا قرون آخر نمیبخشدم خیالم راحت نمیشد حتی پول برگشت تاکسی رو هم میدادم و بعد واسه راننده باید کارت به کارت میکردیم!من توی هیچ شهری مثل شهر خودم به این حد و اندازه تعداد آدم هایی که توی خیابون گدایی میکنن توی عمرم ندیدم! اصلا و ابدا قصدم توهین به همشهریای عزیزم نیست و کسانی که همشهری من هستن و اهواز زندگی میکنن حتما میدونن منظور من اون عده گداهایی هستن که از شهرای دیگه ای اومدن و حتی زبان و پوششون هم با قومیت های مختلف اهوازی ها فرق داره! بازار نادری بقدرررری این چند وقت اخیر گداها زیااااد شدن که من به شخصه فقط وقتی واقعا نیاز داشته باشم یه چیزی بخرم میرم بازار نادری چون اصلا حس خوبی نمیگیرم..یعنی از جایی که تاکسی منو پیاده میکنه معمولا رو به روی یه قصابی خیلی معروف و قدیمی پیاده میشم از دم در اون قصابی تااااااا ته بازار تو هر کوچه و خیابون کنار خود قصابی ، کنار سینما ، روبه روی خود قصابی که بزرگترین بازار موبایل اهوازه ، یکم اونور تر رو به روی سیتی سنتر کارون ، جلوتر وقتی وارد بازار امام میشم همینطور گدا و نیازمند میبینی! زن و مرد و بچه و آدمایی که واقعا به قول استاد خودشون یه بلایی سر خودشون اوردن خودم خداشاهده به چشم دیدم طرف پاشو سوزونده دراورده مردم ببینن دلشون بسوزه!

    بعضی وقتا که بحثش پیش میاد پدرم همیشه میگه من به هیچ فقیری کمک نمیکنم! من همیشه تعجب میکردم یا فکر میکردم یه نوع بی رحمی داره اتفاق میوفته اما یه بار که این جمله رو ازش شنیدم کلا نظرم عوض شد! پشت چراغ قرمز بودیم یه آقایی با یه تیپ معقول و ظاهر تقریبا آراسته باورم نمیشد گدا باشه پدرم گفت : آخه این چه کاریه؟! سالمی میتونی راه بری حرکت کنی خوب جای گدایی برو کار کن پول دربیار! یکم بعد گفت اینجور آدما بحثشون فقر و این چیزا نیست اینا وقتی میبینن میتونن از این راه پول دربیارن دیگه خودشونو خسته نمیکنن برن سر کار!

    اون موقع فهمیدم من واقعا اشتباه فکر میکردم و کاملا حق با پدرمه!

    امروز که این فایل رو گوش کردم دیدم حرفای شما دقیقا درسته و فهمیدم تو بحث کمک کردن خیلی باید حواسم جمع باشه که آیا واقعا دارم کمک میکنم یا دارم به اون فرد بیشتر آسیب میزنم!

    یه موضوع دیگه اینه که ، پستچی محله ی ما که بسیار آقای باشخصیت و انسان وظیفه شناسی هستن مدتی هست متاسفانه درگیر بیماری سرطان هستن

    همیشه برای مخاطبینشون پیام میفرستن و چون من هم مثل بقیه کسایی که براشون بسته میارن جزو مخاطبینشون هستم این پیام ها واسم میان که برای شیمی درمانی و تزریق خون نیاز مالی پیدا کردن و درخواست کمک میکنن دو سه باری من در حد توانم بهشون کمک کردم و همیشه بسیار تشکر میکنن و عذر خواهی میکنن که هر بار برای منم این پیام میاد..خلاصه من هر چند بار که این پیام ها واسم میان، وظیفه ی خودم میدونم به یک انسان بیمار کمک کنم! یه چیزی این وسط منو اذیت می‌کرد که آیا دارم کار درستی انجام میدم؟ آیا اون فرد بجای این که بخدا امیدوار بمونه امیدش به دستای بنده ی خداوند که من باشم نمیمونه؟ خیلی دلم میخواست درباره ی این موضوع از خودتون راه حل بشنوم استاد بخاطر همین اومدم تو بخش عقل کل سوالات و جواب های دانشجو ها رو مطالعه کردم دو سه نفر به فایل به این فایل اشاره کرده بودن و آخرین کامنتی که خوندم یکی از بچه ها تاکید داشت چندبار این فایل رو ببینیم اسم این فایل خیلی نظر من رو جذب کرد به کبوترها غذا ندهیم! خیلی واسم جالب بود کجای این کار اشتباهه! خوشحالم واقعا هیچوقت به این اندازه احساس خوبی نسبت به گرفتن جواب سوالم رو نداشتم و میخوام بیشتر راجع به کمک کردن جستجو کنم و بدونم چجوری باید کمک کنم

    مرسی از شما استاد عزیزم و از خداوند همراه و متعال سپاسگزارم که به این فایل هدایت شدم

    آرزوی بهترین ها رو برای همه ی شما عزیزان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    عفت غضنفری گفته:
    مدت عضویت: 1232 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته و بچهای سایت عباس منش

    این فایل هدایت امروز من بود قبلاً هم این فایل رو شنیده بودم اما اینبار درک بهتری ازش داشتم و یه موردی یادم اومد گفتم برای شما هم بگم

    من دیروز جلسه آشنا با معلم مدرسه پسرم رفته بودم اونجا یه مادری صحبت کرد که من اگر کنار فرزندم نباشم نمیتونه تکالیف مدرسه اش رو انجام بده و من باید حتما کمکش کنم و این رو بگم که پسرشون کلاس ششم دبستان هستند و معلم توضیح دادکه محبت نا به جای این مادر چه ضربه ای به بچه و خود مادر میزنه و دقیقا مصداق آگاهی های این فایل بود خود من سالهای اولیه مدرسه پسرم همین کار رو میکردم ولی از زمانی که به روش اشتباهم پی بردم آروم آروم و تکاملی این نظارت و به جای بچه تکلیف انجام دادن رو کم کردم و خدا رو شکر الان پسرم خودش برنامه ریزی می‌کنه و درسهایش رو می‌نویسه و میخونه و تمام وسایلش رو خودش برای مدرسه آماده می‌کنه و شده زمانی هم چیزی جا بزارم یا تکلیفی ناقص باشه ولی خودش با عواقب کارش رو به رو میشه و در دفعات بعد با حواس جمع تر و با تمرکز بهتر کارش رو انجام میده

    خدا رو شکر ما در مسیر آگاهی و رشد هستیم و نتایج این در مسیر بودن رو در کوچکترین موضوعات زندگیمون درک می‌کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 619 روز

    سلام استاد جان

    سلام به همه دوستان عزیزم

    استاد من خوب فکر نکردم که ببینم چه موضوعی مشابه این داستان برای من پیش اومده

    ولی موضوعی که الان به ذهنم رسید این بود که

    یکی از آشنایان من که دوست و همکارمم هست

    سالن زیبایی (آرایشگاه زنانه) داره

    و به دلایلی یک بافتکار کم سن و سال رو استخدام کردن این دختر فوق العاده مشتری به خودش جذب می‌کنه و تلاش می‌کنه برای کارش و هنرجو میگیره آموزش میده

    صاحب سالن که من اصطلاحاً بهش میگم سالندار از روی خوبی خودش اومد و دفعات اول در قبال مشتری هایی که این بافتکار می آورد درصد سالن رو ازش نمی‌گرفت (این درصد جز اصول کاری همه سالن های زیبایی هست)

    این دختر خانم با وجود داشتن چندین هنرجو و داشتن مدرک فنی حرفه ای میومد و تمام مشتری هایی که جذب می‌کرد رو به عنوان مدل می‌برد سالن و پول از مشتری می‌گرفت اما به سالندار درصدش رو پرداخت نمی‌کرد

    این داستان میگذره بعد از 9 ماه سالندار متوجه میشه که این دختر خانم این کار ناپسند رو انجام میده چند باری گذشت کرده بود اما متوجه شد طرف داره جلوش نقش بازی می‌کنه

    خیلی با هم چالش داشتن و‌مشکل داشتن

    این نمونه برام واضح بود که محبت های الکی و بی دلیل وقتی میکنیم میشه وظیفه

    طرف تصور میکنه اگه ادامه بده آدم موفقی هست و کسی هم متوجه این حرکاتش نیست

    ماهم دیدیم گدایانی که دروغ گفتن تا دل مردم بسوزه و پول بیشتری جمع کنن

    یادمه با پدر و مادرم جلوی آزمایشگاه توی ماشین بودیم که مادر و دختری در شیشه ماشین ما رو زدن و گفت که برای گرفتن جواب آزمایش بچش پول نداره و کمکش کنیم

    مادرم شناختش چون قبلاً هم دیده بود با دخترش داره از مردم پول میگیره

    بابام سال 96 فکر کنم بود 10 تومن بهش داد بعد که داد مامانم تعریف کرد که این بنده خدا این کارش هست

    دخترش هم حتی به خودش رسیده بود و آرایش داشت و اصلا به‌نظر نمیومد فقیر باشن لنگ یه جواب آزمایش

    به هرحال من قبلاً این فایل رو گوش کرده بودم اما به قدری این دفعه ازش درس گرفتم نبود

    و این یعنی من تکامل خوبی رو طی کردم هرچند که خیلی طول کشید ولی خب این مسیر قشنگه

    به امید الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: