دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم!


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
دیدگاه زیبا و تأثیرگزار سمی عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:

به نام خداوند بخشنده

استاد من هدایت شدم به این قسمت و اینقدر واضح بود که واقعا شک شدم از اینکه چقدر خداوند سریع جواب میده چه واضح هدایتم کرد، تمام حرفهاتون رو قبول دارم و تجربه کردم، استاد من مدت ٢ سال یا بیشتر بود که ١٠ درصد درامدم رو به شخصی که مد نظرم بود میدادم و راضی هم بودم اوائل از اون پول استفاده میشد در جهت پیشرفت و موفقیت اون و بعد کم کم متوجه شدم که این پول هیچ تاثیری نداره و اون شخص تمام مسیرهای موفقیت و کلاسها رو قطع کرده، من که فکر میکردم با کمک به این شخص که سرپرست نداره و بچش میتونم در موفقیت اون تاثیری بزارم شرک ورزیدم و یک ماه پیش بهم الهام شد که ببخشش به این شخص رو متوقف کنم و به شخص دیگه ای بدم وقتی بهش گفتم انگار که خیلی حساب کرده بود روی این پول و رفتارش عوض شد و کلا همه چیز تغییر کرد استاد یه سری درگیری و بحث پیش اومد که فهمیدم این شخص اصلا این رو وظیفه من میدونسته یعنی فکر کرده که من دارم وظیفه رو انجام میدم، در ظاهر میگفت تو خیلی لطف کردی تو دست خدایی و از این شعارها، توی پرانتز بگم که این شخص هم جزو کسایی هست که از فایلهای شما استفاده میکنه بدون اینکه بهاش رو بده و هیچ نتیجه ای هم نگرفته، یکی از بچه هاش سایت شما فایلهای شما رو به اون میفرسته، الان میفهمم چرا بعضی ها از فایلهای شما نتیجه نمیگیرن، با کج به مقصد نمیرسه…فقط حرفهای قشنگ یاد گرفتن

خلاصه من فهمیدم این شخص وقتی همه چیز براش مهیا شده نیازی نداره زیاد تلاشی کنه برای زندگیش و حتی به کارهای ناسالم هم دست زده، خیلی دروغ میگه که از بقیه پول بگیره، به جای اینکه تمرکز کنه روی پول دراورد دقیقا مثل اون گداهای خیابان دروغ میگفت که پول بدست بیاره و از این چیزا و دیگه نخواستم حتی باهاش در ارتباط باشم، و کلا رابطم رو باهاش قطع کردم، استاد دیشب و امروز صبح در دفتر ستاره قطبی نوشتم که خدایا هدایتم کن که درک بهتری از این قانون پیدا کنم، احساس بهتری داشته باشم از این تصمیم و موقع صبحانه همسرم که از همه جا بیخبر بود خیلی اتفاقی این فایل شما رو گذاشت ببینیم که من فهمیدم خدا داره از زبان شما با من حرف میزنه، خدایا شکرت که اینقدر زود و واضح جوابم رو میدی همیشه، استاد شما درست میگید ما نمیتونیم با ماهی دادن به کسی کمک کنیم حتی باعث بدبختی اونها میشیم، در نهایت هر شخصی خودش باید برای زندگیش تلاش کنه. ممنونم بهترین استاد دنیا، ممنونم که دست خداوند شدید در زندگیم، استاد خیلی از شما یاد گرفتم، نمیدونید چقدر به رشد من کمک کردید، خیلی درکم زیاد شده، خیلی بهت. میتونم تشخیص بدم چه کاری خوبه با بده، خیلی احساس بهتری دارم، و خیلی خیلی کنترل ذهنم بهتر شده با وجود اینکه این شخص و دخترش کلی به من حرفهای نامربوط زدن ولی من سعی کردم سریع ذهنم رو کنترل کنم، اولش ناراحت شدم ولی اجازه ندادم در احساس بد بمونم و گفتم الله اعلم

خدایا شکرت که من رو در این مسیر مقدس و پاک هدایتم کردی شکرت برای اینکه اینقدر رشد کردم، عاشق خودم شدم و حتی اجازه نمیدم با افکار منفی حال خودم رو بد کنم، استاد شما بینظیری شما بهترینی این رو از ته ته قلبم میگم از تغییرات زندگیم میگم از تغییر شخصیت و رفتارم و تصمیماتم میگم از اینکه من هیچ ربطی به گذشته خودم ندارم، از خداوند بزرگ براتون ب

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

513 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضوانه گفته:
    مدت عضویت: 250 روز

    سلام استاد عزیزم منم خاستم تجربه ای رو بگم از دلسوزی یا نمیدونم احساس وظیفه. من پدرشوهری دارم ک سالها درگیر اعتیادا و سرکار نمیره مادرشوهرم الان حدود شصت و خورده ای ساله هنوز میره کارگری و هم خرج خونه رو میده هم برای پدرشوهرم مواد و سیگار میخره مصرف روزانه اش و میرسونه و از این کار راضیه و مشکلی نداره ولی این چند سال اخیر چونکه خیلی گرون شده و مصرف پدر هم زیاد شده و مادرشوهر توان مالی ندارد ک مصرف روزانه او را تامین کند برای همین همسر من و دوتا از برادرشوهر هام باهم تصمیم گرفتن سه نفری وام بگیرن و یکجا برای پدر عزیز مواد تهیه کنن و قسط هاش و بین سه نفر شون تقسیم کننن ولی انگار مصرفش بیشتر میشه هرچی هم باهاش صحبت میکنن ک پدر گران شده و ملاحظه کن ما گناه داریم هزینه اش بالاس گوش نمیده وقتی هم به همسرم میگم ک این کار درستی نیس برتی پدرت انجام میدی میگه ک پدرم هس نمیشه ک بزارم بمیره نمیدونم این اسمش احساس وظیفه اس یا دلسوزی ولی در هر صورت ضربه میزنه بهش اخیرا یه بیماری گرفته بود ک دکتر رفت گفت همش بخاطر این مواد هس باید بزاری کنار هم آیند هم سیگار و اما هم در مصرف مواد زیاده روی دارع هم سیگار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    رستا بانو 717 گفته:
    مدت عضویت: 1044 روز

    درود بر تمامی عزیزان سایت

    ممنونم از خداوند و ممنونم از استاد عزیز

    ممنونم بابت آگاهی های ناب این فایل

    و کامنت های عالیش

    واقعا درست انسان ها با دل سوزی های بیجا با کمک های نا بجا نه تنها کمکی نمیکنن به بقیه بلکه باعث تنبل شدن افراد و پر توقع شدنشون هم میشن

    و اینکه قدرت تلاش کردن رو هم ازش میگیرن

    و باعث ایجاد باورهای اشتباه در اون فرد میشن

    جالب نه!

    چقدر با دست خودمون دلسوزی کردیم

    و با همون دست قانون به ما سیلی محکم زد

    که تو چرا در کاری که به تو مربوط نیست ورد میکنی و میخوای نقش خدارو بازی کنی

    اما کو گوش شنوا و کو چشم بینا

    هزاران بار سر اینجور مسئله ضربه خوردم و

    هزاران بار تکرارش کردم

    تاز من فکر میکردم ایراد از نوع رفتار منه وباید جور دیگه ای برخود میکردم

    وجالب که سریعی بعد عزمم جزم تر یکردم برای فدا کاری و البته سیلیش هم محکم تر بود

    این قدر این ماجرا تکرار شد،تکرار شد، و من درس نمیگرفتم سال‌های سال ،……….

    تا اینکه من به لطف الله با قانون آشنا شدم و کم کم راه درست رو پیدا کردم

    و دارم متوجه میشم که هر کسی هرجای هست جای درستش اونجاست و ما حق نداریم با دلسوزی بیجا و خدای کردن بخوایم اون نجات بدیم و به خودمون هم لطمه بزنیم

    آخه که چقدر حرف دارم در مورد این دلسوزیه،

    امیدوارم که بتونم به قانون خداوند عمل کنم و همجا اعتدال در رفتار گفتار و عمل رو اجرا کنم

    از خداوند هزارن هزار مرتبه سپاس گذارم ،

    موفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    نازی گفته:
    مدت عضویت: 143 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و بانو شایسته جان و دوستان عزیز

    خداروشکر میکنم که امروز از طریق نشانه‌ی امروزم به این فایل هدایت شدم و خداوند مثله همیشه منو به موقع راهنمایی میکنه

    و یه باوری که از سالهای پیش برا خودم ساختم اینه که خدا منو خیلی بیشتر از بقیه دوست داره

    کاری به درست یا غلط بودنش ندارم چون باوری هست که قبولش کردم و همیشه به نفع‌ام بوده و نتایجش رو هم دیدم

    چون طبق شرایط زندگی‌ام از دختر 14 ساله‌ام برای مدتی دور هستم و ارتباط تلفنی دارم

    امروز بهش گفتم هرجایی از کتابت رو که متوجه نشدی بگو صفحه‌ی چندم هست تا من خودم بخونم و برات تلفنی توضیح بدم

    از اونجایی که دخترم فردا امتحان علوم داره و خودش دانش‌اموز درس‌خوانی هست ولی به اسرار من

    گفت صفحه 50 رو خوندم و زیاد متوجه نشدم

    و من خودم خوندم و تلفنی توضیح دادم بهش

    و توی دل خودم خیلی خوشحال شدم که تونستم کمکی کنم براش

    نگو که این کمک نیست و بد عادت کردن و تنبل بار آوردن هستش

    و موقعی که استاد گفت فرزندانمون با تلاش خودشون رشد میکنند نه با حمایت‌های بیش از اندازه‌ی ما

    من تازه فهمیدم که امروز به ظاهر دلسوزی و کمک به فرزندم بود ولی در نهایت بهش آسیب میزدم و باعث میشد خودش تلاش کافی برای یادگیری درس‌هاش نکنه

    و خداروشکر میکنم که همین امروز خداوند هدایتم کرد و متوجه این موضوع شدم

    از استاد بزرگوار سپاسگزارم که این همه فایل دانلودی توی سایت قرار دادن و ما با گوش دادن و خوندن مطالب هر روز آگاه‌تر میشیم

    خدایا سپاسگزارم بابت دستان بی‌شمارت روی زمین برای کمک و هدایت کردن ما

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1442 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    این فایل واقعا برای من عالی و محشر بود

    خیلی خیلی برای من عالی و مفید بود

    فهمیدم که دلسوزی بی جا نداشته باشم

    این را بیاد داشته باشم که هر کس بنابر افکار و باورهای خودش نتیجه اعمال و رفتار خودش را می گیرد

    یادم باشد که همه و همه چیز در زندگی من زمانی رخ می دهد که بخواهم تغییر کنم

    در این مسیر تضاد و چالش هایی برای من رخ می دهد

    این چالش ها و تضاد ها سبب می شود که من بزرگ و بزرگ تر بشوم

    آنوقت من به راحتی جلو می روم

    تمام اتفاقات به ظاهر بد زندگی من یک درس و نکته را برای من در خودش دارد

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    بهرام گفته:
    مدت عضویت: 107 روز

    بنام خداوندبخشاینده بخشایشگر

    سلام خدمت استاد عزیزوبقیه دوستان

    من تجربه ای که ازاین موضوع دارم ،یه شب باچندتا دوستامون داشتیم پیاده تومحلمون میرفتیم یه دوستی ودیدیم که درگیر مواد مخدر شده بودواون شب پول نداشت مواد تهیه کنه

    من ازسردلسوزی دست کردم جیبم و500تومن(مصرف یک روزش)وبهش دادم وبقیه دوستایی که با من بودن هم هرکدوم یه پولی بهش دادن ،واون دوستمون که هرروز اندازه 500تومن بیشتر مصرف نمیکرد با پولهایی که ما اونشب بهش دادیم مواد مصرفی چندروزش وتوی یه شب مصرف کرد ومتاسفانه سنکوب ومنجربه مرگش شد.

    اون چیزی که از دیدگاه ما کمک به اون بود ،نه تنها کمک نکرد جونش هم گرفت

    والانم هنوز به شکلهای دیگه دلسوزی برای اطرافیانم،اعضای خانواده،ادمهای که سرراهم قرار میگیرن ودارم وخیلیه امیدوارم صحبتهای استاد یه تلنگری بشه که از همین الان دلسوزی رورها کنم همه چیز وهمه کس دقیق درجای خودش قرارداره ووقتی من این ونمیپذیرم درواقع دارم میگم عدالت خدا ناقصه ومن باید اصلاحش کنم که میشه همان شرک مطلق درلباس به ظاهر شیک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3243 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً

    وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلاً

    اى کسانى که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید.

    و او را در هر صبح و شام تسبیح نمایید (و به پاکى بستایید).

    خدای خوب و مهربانم…

    گاهی دلم می‌خواهد فقط با تو حرف بزنم، بی‌هیچ واژه قشنگی، بی‌هیچ قالبی…

    فقط همان‌طوری که دلم می‌فهمد و تو می‌شنوی.

    از تو بگویم، از حضورت، از آرامشی که با هیچ چیز دنیا عوض نمی‌شود.

    هر بار که از حجم دنیا خسته می‌شوم،

    وقتی از هیاهو و اضطراب آدم‌ها دلم می‌گیرد،

    می‌دانم می‌توانم چشم‌هایم را ببندم و زیر لب بگویم:

    «خدایا…»

    و همان لحظه، انگار دستی از نور روی دلم کشیده می‌شود.

    تمام خستگی‌ها آرام آرام فرو می‌ریزند،

    و من یادم می‌آید که هنوز در آغوش توام.

    خدایا،

    چقدر بی‌منت می‌بخشی،

    چقدر آرام مهربانی،

    و چقدر صبور نگاه می‌کنی وقتی من از تو دور می‌افتم،

    اما باز برمی‌گردم با چشمانی پُر از پشیمانی و دلی که فقط حضور تو را می‌خواهد.

    سپاسگزارم برای نفس‌هایی که بی‌صدا جاری‌اند،

    برای تپش قلبی که با اراده تو می‌زند،

    برای دست‌هایی که هنوز توان در آغوش گرفتن دارند،

    و برای اشکی که یادم می‌اندازد دلم هنوز زنده است.

    سپاسگزارم برای لحظه‌های شادی و حتی برای روزهای سخت،

    چون حالا می‌دانم هر غم، در دل خود درسی از مهر تو پنهان کرده است.

    وقتی چیزی را از من گرفتی، بعدها فهمیدم که در واقع چیزی بهتر به من دادی.

    و هر تأخیری، دعایی بود که در زمان درستش اجابت شد.

    خدایا،

    تو را در همه‌چیز می‌بینم…

    در نسیم صبح که صورتم را نوازش می‌کند،

    در صدای مؤذن که مرا به آرامش دعوت می‌کند،

    در سکوت شب، وقتی ستاره‌ها مثل چشم‌های مهربانت به من خیره‌اند.

    گاهی دلم می‌خواهد فقط بنشینم و نگاهت کنم،

    نه برای خواستن، نه برای شکایت؛

    فقط برای اینکه قلبم یادت کند،

    تا از حضورت لبریز شوم،

    تا بفهمم هنوز هستی، هنوز دوستم داری، هنوز مرا می‌بینی.

    خدایا،

    برای تمام راه‌هایی که در آن افتادم و تو بلندم کردی،

    برای تمام اشک‌هایی که در خلوت دیدی و بی‌هیاهو آرامشان کردی،

    برای تمام آرزوهایی که با حکمت خودت، زمانشان را تنظیم کردی،

    برایت شکر می‌گویم.

    در مسیر زندگی، بارها گم شدم…

    ولی همیشه ردّی از نور گذاشتی تا برگردم.

    گاهی نشانه‌هایت ظریف بودند:

    لبخند کسی، جمله‌ای در دل یک کتاب، یا صدایی در باد که یادم می‌انداخت

    تو هنوز کنارمی.

    خدایا،

    اگر روزی دلم لرزید،

    اگر ناامید شدم از راه،

    به من یادآوری کن که تو راهی،

    تو مقصدی، تو رفیقِ هر لحظه‌ای.

    و در پایان،

    از تو می‌خواهم دلم را همیشه زنده نگه داری—

    نه با دنیای رنگی،

    بلکه با نوری که از سمت خودت می‌تابی.

    تمام دارایی من همین عشقِ پنهانِ میان من و توست.

    عشقی که نه زمان، نه فاصله، نه گناه، هیچ‌کدام نمی‌تواند کم‌رنگش کند.

    چون تو خدایی، و من هنوز هر روز تازه‌تر به مهربانیت ایمان می‌آورم.

    الهی،

    با تمام وجودم می‌گویم:

    سپاس، برای بودنت… برای بودنی که همه‌جا هست.

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خداروسپاسگزارم که بخاطر این نشانه پربرکت

    آگاه نبودن به قوانین جهان هرچند که نیت ما خیر هست باعث میشه به اون فرد ضربه بزنیم

    امروز به درک آگاهی‌های جدیدی از این فایل رسیدم ،من خودم هیچ وقت به گدا ها کمک نمیکنم وترجیحم اینه از اون کسانی که سر چهار راه چیز میفروشند حتی اگر برام مفید نباشه خرید کنم ولی امروز با شنیدن این آگاهیها،زنگهای جدیدی در ذهنم به صدا در آمد ، قبل از اینکه به این مسیر هدایت بشم، در زندگی با همسر سابقم من با آگاه نبودن به قانون ودلسوزی بی جا ،با پذیرفتن مسئولیت‌های ایشون ،با سکوت کردن‌های بی جا نه تنها به ایشون بلکه به خودم هم ضربه زدم

    دلسوزی‌های بی جای من سبب شد این شخص هیچ وقت مسئولیت اشتباهاتش رو نپذیره واون اشتباهات رو دوباره تکرار کند،که نتیجه آن جدایی بود

    این دلسوزی بی جا فقط شامل حیوانات یا فرزندانمان نمیشه بلکه میتونه شامل هر فردی که ما باهاش در ارتباط هستیم بشه

    خدایا شکرت….شکرت…شکرت

    عاشقتونم…..

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 132 روز

    به نام خدا

    درود بر استاد عزیز و دوستان همراه

    من چیزی که به خاطر آوردم از این فایل، ما یه فامیل نزدیکی داشتیم که زن و شوهر درگیر اعتیاد به مواد شده بودن متاسفانه،، حتی خونه ای هم که مال خودشون بود رو یه روزی فروختن و خرج خودشون کردن..

    خب به خاطر اینکه خیلی جوان بودن و بقیه دلشون میسوخت براشون، کمک های متعدد مالی بهشون زیاد میشد، البته مرد این خانواده سالها بود درگیر بیماری هم بود و توان کار کردن نداشت برای همین اموراتشون به سختی می‌گذشت..

    من میدونم که تقریبا همه ی دوست و آشنا و فامیل به اندازه ی خودشون به این خانواده کمک مالی کرده بودن از سر دلسوزی، اما تنها نتیجه ای که داشت بیشتر فرو رفتن در اعتیاد بود، متاسفانه با وجود اینکه بارها بهشون پیشنهاد شد که برای ترک و بستری شدن در مکان هایی که وجود داره،، بهشون کمک کنیم، اما هر بار یه بهونه آوردن و تا الان هم هنوز غرق در زندگی نکبتبار خودشون هستن..

    الان دیگه تقریبا از کسانی که من میشناسم کسی بهشون کمک نمیکنه و به نظر میاد که شرایط سختی رو میگذرونن و حاضر به ترک این اوضاع نیستن.

    خداوند بهشون کمک کنه

    ممنونم از شما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    زهرا بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1330 روز

    سلام. درودوعشق خدمت استادعزیزم ومریم جان پرعشقم ودوستان نازنینم… امشب طی چندوقت وچندسال تجربه زندگیم خیلی داشتم فکرمی کردم که چقدردلسوزی بی جاداشتم وفقط آسیب به خودم زدم ویه جاهایی انقدرتوفکرکمک به خانواده ام بودم که زندگی ازدستم می رفت چون خانواده پرتنشی داشتم همیشه احساس می کردم بایدمراقبشون باشم که بلایی سرشون نیاددرنهایت خودم توزندگیم می موندم… چندشب پیش یه اتفاقاتی افتادکه ازاطرافیانم آدمی بودکه من دیدم به هرحال زندگی خوبی داره شکرخدا، دیدم چقدرمراقبه خودش وزندگیشه ومنی که انقدرنگران خانواده ام بودم اون اصلامثل من نبودیهوشب گفتم خدای من خودم تمام زندگیموباافکارم ودلسوزیابی جام خراب کردم. قبلابه این نتیجه رسیده بودم استادجانمم گفت مشاوره نمیداده وگوش دادم حرفشوهرچندخیلیم سخت بود… چون منم شده بودم ارامش دیگران ودرنهایتم دیگران کارخودشون ومی کردن ومن اززندگیم عقب می افتادم اوناییم که گوش میدادن موفق میشدن امامن می موندم وحال بدودستاوردی توزندگیم نداشتم. خلاصه بااتفاقات جدیدیهواستپ کردم انگارفهمیدم بایدبیشتراین قضییه دلسوزی روجدی بگیرم ودقت کنم کجادوباره تکرارش نکنم بخاطرباورهای مذهبی غلط واحساسات بی جای خودم ووابستگی ومشرک بودنم که داشتم وهنوزم بایدخودموکنترل کنم… خلاصه تواین فکرابودم گفتم میرم توسایت ببینم هدایت میشم روچه نقطه ضعفه خودم کارکنم گفتم خدایاهدایتم کن… مرابه سوی نشانه ام هدایت کن وزدم الله واکبر… این فایل بازشددلسوزی بی جانکنیم… خدایاشکرت که درهرلحظه هرکسی بخوادهدایتش می کنی… امشب وتودفترم حتمامی نویسم که تحول عظیمی باشه برام. خداجونم عاشقتم…🫀البته توهمین چندروزم یه اتفاقی افتادکه درنهایت تصمیمم باگذشته فرق داشت مثل قبل عمل نکردم چون دوره عزت نفس وکارکردم وخیلی جالبه ادم وقتی روخودش کارمی کنه وزندگیشوبه خدامی سپاره وازخدامی خوادهدایتش کنه انگارکه براش به زیبایی می چینه درست تصمیم بگیره وانتخاب کنه…استادجونم قربونتون برم این چندماه همش می گفتم خدایاکمکم کن وابسته کسی نباشم وتوهمین چندوقتم باعزیزترین کسم یه اتفاقی افتادکه قلبموبیشتربه سمتت بازکنم.الانی که دارم می نویسم نمیدونی چطوراحساسموبیان کنم اشکی ازجنس عشق ورهایی می ریزم…خداجونم یک لحظه منوبه خودم وامگذار…ازخداخواستم منوبه مرحله تسلیم برسونه تارهاوآزادبشم وعاشق واقعی خودش بشم…امین یارب العالمین… استادعزیزم عاشقتم 🫀سپاسگزارم ازت بابت سایته الهیت وعشقی که شماومریم جون ودوستانی که باکامنتاشون هم آرامش میدن هم کلی هدایت توکامنتاشون براهممون هست ومیدین… عاشق همتونم… 🫀🫀🫀🫀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: