جبر یا اختیار؟ - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

294 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صدف میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 3310 روز

    سلام حضور اقای عباسمنش و دوستان هم فرکانسی من

    واقعا صحبت های شما سرشاراز انرزی مثبت هست .هرباری که فایل های شمارو می شنوم و می بینم و موضوع تازه و مفیدی رو یاد می گیرم.

    انقدر حرف های شما قدرت و انرزی داره که ناخواسته دست از هر کاری که مشغولش هستم برمی دارم ومی روم یک گوشه تنها و شروع به تمرین میکنم

    واقعا عاالی هستید

    صحبت های شما امبد رو در دل من زنده مبکنه . و من رو به این نتیجه میرسونه که واقعا این دنیا جای زیبایی برای من هست.

    فقط کافی هست خودم بخام و شروع کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مریم مریم گفته:
    مدت عضویت: 2794 روز

    بسیارعالیییییی وآفرین به شمابزرگوارواستادعزیزودیگردوستان مهربان هم فرکانسی ام…سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم ازخداوندی که مرابادوستان ودستان قدرتمندش آشناکردان شاالله روزبه روزهمه ماخانواده ی صمیمی استادبه مراحل وفرکانس ومداربالاتروبالاتربرسیم شادوپیروزوسربلندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مهرنوش مطیعی گفته:
    مدت عضویت: 2699 روز

    درودبراستادگرامی و اعضا خانواده سایت

    همیشه فهمیدن فلسفه جبر واختیار برام مشکل بود تااینکه باشما اشناشدم وبرای خودم به این صورت تفسیرکردم

    لطفا نظرخودتون را درمورد برداشت من بگین

    قانون اختیار درجهان هستی به ما اختیارمیده که براساس خواسته هامون و باورهای هم جهت با اون خواسته ،مدار خودمون را انتخاب کنیم با اختیارکامل مدار زندگی خودمون را انتخاب کنیم.

    واما جبر همون امکانات و افراد وشرایط خاص هستند که توی اون مدارهستند و ما به اجبار با انها هم مدار و هم مسیر و هم فرکانس هستیم.

    پس اگر زمانی که اختیارداریم مداردرست را انتخاب کنیم قانون تغییرناپذیر افرینش(جبر)امکانات درست را دراختیارمون قرارمیدهد و درنهایت به خواسته هامون خواهیم رسید

    سپاس از همراهیتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زیبای خفتہ گفته:
    مدت عضویت: 2612 روز

    سلام و سپاس فراوان از استاد مھربان و دلسوز ، تقریبا یک ماھہ کہ با گوش دادن بہ فایل ھای استاد با شما آشنا شدم در این مدت کم بہ تمام حرفای شما ایمان آوردم چون عملا در زندگیم تجربہ کردم من ھمیشہ بہ این مسئلہ اعتقاد داشتم کہ ھر کس خالق زندگی خودشہ ، حتی وقتی در مورد ازدواج ھم کہ می گفتن قسمتہ ، خدا خواستہ ، میگفتم پس عقل و فکر شخص چی ، خودش خواستہ ، شدہ ، ھیچ کس مقصر نیست ومطمئنم با درک بیشتر قوانین جھان خیلی راحتتر و ملموستر این مطالب برای من و تمام ھمراھان عزیز استاد جا میافتہ ، ممنون ودر پناہ ایزد منان شاد ، سربلند ، سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    جوانه امید گفته:
    مدت عضویت: 3166 روز

    سلام آشنایی با استاد و خانواده عباسمنش اون هم در برهه ای از زمان که سخت ترین روزهای عمرم رو پس از سی و پنج سال زندگی مشترک که لبریز از عشق و روابط عالی و ثروت بود و حالا به یکباره از همه اینها خالی شده بود بزرگترین لطف خداوند به من بود که چنان آرامشی برام هدیه آورده که با هیچ چیز در دنیا عوضش نمی کنم وتوکل واقعی رو به من فهمونده استاد عزیزم از شما خیلی سپاسگزارم و خدارو هزاران بار شکر می کنم برای حضورتون در زندگیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    فرحناز کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1968 روز

    سلام فایل بسیار عالی استاد بسیار ممنونم شما درست مسیرها را برای ما روشن کرده‌اید خداوند را سپاس که انسانهای شریف در مسیر ما قرار میگیرندو هرروز برای هدف ها ی خود با عشق قدم برمی‌داریم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    آرمان حسینی نسب گفته:
    مدت عضویت: 3379 روز

    سلام آقای عباس منش و دوستان گرامی خانواده عباس منش

    آقای عباس منش میفرمایید جبری وجود نداره ! ژنوم و کانکتوم رو چه میکنید!؟ شما یک انسان رو 100درصد ماحصل نفسش و آگاهیش میدونید، چطور میشه تاثیرات ژنتیک، محیط و تربیت رو نادیده گرفت؟ من با اینکه شما میفرمایید باورها زندگی رو میسازند موافقم، ولی همون شکل گیری باورها چقد وابسته به نفس و چقدر وابسته به ژنوم و کانکتوم هست؟! چطوری میشه وراثت های ژنتیکی و تربیتی رو در بسیاری از بیماری های رفتاری ندیده گرفت ؟ کاش کمی عمیق تر در مورد این مسائل صحبت کنید. اینکه انسان چیزی رو بخواد، بهش ایمان و باور پیدا کنه و اون خواسته در زندگیش اتفاق بیفته چیز عجیبی نیست، به قول شما همون ماجرای قانون کائنات هست. ولی خواسته های انسان از کجا شکل میگیره!؟؟ بعضی روانشناس ها معتقدند که ساختار مغز انسان ها یکسان هست و اگر انسانی تونسته مسیری رو بره بقیه هم میتونند برند. این جمله و دیدگاه در نگاه اول منطقی به نظر میرسه و قابل پذیرش ولی وقتی به این فکر میکنی که پس چرا یه انیشتین داریم، چرا یه موتزارت داریم، چرا یه پیکاسو، یه هیتلر، و … و هزاران هزار و میلیون ها مثال از افرادی که تو زمینه های مختلف موفقیت بدست آوردند یا کارهایی کردند که افراد دیگه نتونستند بکنند. به نظر من نمیشه اینقدر ساده و راحت از کنار این موضوع گذشت. قطعا که این حرف رو نمیتونم بپذیرم که در زندگی جبری وجود نداره. شاید تنها نقطه ی عطف پذیرفتن جبرها باشه و اینکه بپذیری و بعد کار سخت تر اینکه تا حدی رو میتونی درست کنی که همون محدوده ی نفس و آگاهی هست. تغییر تاثیرات ژنتیکی که تقریبا محاله و تغییر آثار تربیتی و محیطی هم قطعا موضوع زمان بری هست. منی که این حرفا رو میزنم مسیرهای فکری زیادی رو رفتم و الان این دیدگاه رو دارم، تجربه های کاری متعددی رو هم دارم، من 2 ساله با شما و سایتتون و مطالبتون آشنا هستم، در یک دوره ی چندماهه شما برای من منبع انگیزه و الهام بودید که بخاطر اون از شما قدردان هستم ولی موضوعاتی که در بالا گفتم به این سادگی برای من حل شدنی نیست. من تا یکسال پیش مثل شما فکر میکردم ولی دیدم که یجاهایی دیگه زور من نمیرسه و زور طبیعت پشت سر من از من بیشتره ! بیماری های روانی موروثی که دارم با خودم حمل میکنم، تاثیرات مخرب تربیتی که روی من مونده؛ اینا چیزایی هستند که زورشون خیلی زیاده. شما همیشه مثال هایی زدید از آدم هایی که از زیر صفر شروع کردند. بله؛ شرایط سخت مالی با شرایط سخت ژنتیکی و تربیتی قطعا متفاوته و فائق اومدن بر اون چالش مشخصا از دوتای دیگه راحت تره !

    خلاصه که حرف زیاده ولی نتونستم اینارو نگم، خوشحال میشم نقطه نظرات خود شما آقای عباس منش و هرکدوم از دوستان دیگه رو بدونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      هومن گفته:
      مدت عضویت: 3755 روز

      سلام به شما دوست عزیزم،

      من هم نظر شما رو خوندم و خواستم درک خودم از این مسائل رو با شما به اشتراک بگذارم. این که پدر و مادر ما کی هستن و اینکه از نظر وراثت ژنتیکی چه چیزهایی رو به ارث بردیم از نظر من ربطی به جبر نداره. ما یک انسان هستیم و از نظر ژنتیکی ساختاری داریم و اگه قرار باشه به این دنیا بیاییم باید یک چیزهایی رو از نظر ژنتیکی از نیاکانمون به ارث بریم و قطعاً باید توسط یک پدر و مادر به وجود بیاییم و این برای همه انسانها مشترک هست (یعنی هیچ کسی نیست که خودش شرایط ژنتیکی و پدر و مادرش رو انتخاب کرده باشه، پس بی عدالتی هم در کار نیست).

      اما شما به محض اینکه عقلتون به حدی برسه که بتونید خوب و بد رو تشخیص بدید از اون پس میتونید خالق شرایط خودتون باشید و اگر ضعفی در خانواده، شرایط تربیتی و یا حتی وراثت ژنتیکی خودتون می بینید اونها رو تغییر بدید و به رفعشون بپردازید. اینکه شما بشینید و به مشکلات خودتون فکر کنید و دائم در کند و کاو اونها باشید و به واسطه اینکه این شرایط رو پدر و مادر، یا شرایط محیط تولد و زندگی و یا وراثت ژنتیکی براتون به وجود آورده اونها رو غیر قابل رفع بپندارید و هیچ سعیی در رفع اونها نکنید، این مشکل شماست که در تغییر باورها ضعیف هستید و نمیتونید شرایط خودتون رو تغییر بدید و نباید اون رو به گردن جبر بندازید.

      از نظر من حتی برخی از مشکلات وراثت ژنتیکی هم قابل حل هستند چه برسه به مشکلات تربیتی و خانوادگی! برای مثال من از زمان کودکی دچار آلرژی شدید به تغییر فصول بودم که منجر به آسم حاد و دیگر مشکلات میشد و این مشکل وراثت ژنتیکی بود که در مادرم، خواهرم و یکی از برادرانم وجود داشت. من خیلی از این مشکل رنج میبردم و در فصل بهار و پاییز که همه به دنبال لذت بردن از زیبایی های طبیعت بودند من مجبور بودم از طبیعت فراری باشم تا مشکلاتم دو چندان نشه. اما در سن 12 سالگی بدون اینکه کسی این قوانین رو بهم گفته باشه تصمیم گرفتم مقاومتی رو در خودم نسبت به این مشکل ایجاد کنم و از خدا خواستم که من هم بتونم از زیبایی های طبیعی مثل یک فرد نرمال لذت ببرم و بعد از اون آلرژی من شروع به کم شدن کرد و طی دو تا سه سال مقاومت ذهنی و فیزیکی و قرار دادن خودم در شرایطی که همیشه برام ایجاد مشکل میکرد تونستم این مشکل ژنتیکی رو برای همیشه از بین ببرم. در حالی که الان 40 سالمه و سالهاست که هیچ مشکلی از این نظر ندارم، ولی مادر، خواهر و برادرم هنوز از این مشکل رنج میبرند.

      اگر هم حتی مشکل کسی در حد نقص عضو ژنتیکی باشه نباید در مقابل اون تسلیم بشه و باید سعی کنه با همون شرایطی که داره از زندگی لذت ببره و به خواسته هاش برسه. وگرنه با مقایسه خودش با افراد سالم و گله و شکایت به خدا مشکل اون شخص حل نمیشه و فقط عمر خودش رو با رنج و اندوه سپری خواهد کرد.

      مشکلات تربیتی که از طریق پدر و مادر به وجود اومده هم که به راحتی با تغییر باورها قابل حل هست و به سرعت میتونه اصلاح بشه و اگر کسی فکر میکنه که مشکلات روحی روانی در خودش داره که باعثش وراثت ژنتیکی هست باید به جای شکایت از مشکل نا خواسته ای که داره، خداوند رو شکر کنه که متوجه مشکل خودش شده و به رفع اون مشکل بپردازه. نه اینکه در مقابل شرایط نا خواسته ای که براش به وجود آمده تسلیم بشه و اون رو حاصل جبر بدونه.

      متاسفانه باورهای اشتباه و منفی ما همچون محکم ترین سنگ ها سخت هستند و تغییر بعضی از اونها خیلی سخته. شما همونطور که خودتون فرمودید مدتی رو به سعی برای رفع این باورهای غلط و منفی پرداختید ولی متاسفانه به دلیل قدرت این باورها نتونستید تغییرات لازم رو بصورت کامل ایجاد کنید و الان دوباره دارید با تکرار اون باورهای غلط در ذهنتون اونها رو قویتر و قویتر میکنید.

      بهتره به جای فکر کردن به این مسائل فلسفی که انسان رو در مسیر سفسطه و مغلطه به یک استاد تبدیل میکنه، وقت گرانبهاتون رو برای سپاسگزاری از شرایط فعلیتون و تغییر باورهاتون صرف کنید.

      یه نکته هم در مورد انیشتین و موتزارت و هیتلر و … فرمودید که خواستم بگم میلیونها انسان در طول تاریخ بودند و همین الان هستند که انیشتین به ناخن انگشت کوچک اونها هم نمیرسه و چون شما اونها رو نمیشناسید نباید فکر کنید فقط یک انیشتین بوده (ضمن اینکه انیشتین انسان موفقی نبوده، بلکه فقط یه دانشمند برجسته فیزیک بوده). هزاران موسیقی دان در طول تاریخ بودند که موتزارت در مقابل اونها چیزی برای عرضه کردن نداره (ضمن اینکه موسیقی و هنر امریست سلیقه ای و هر کسی با سلیقه خودش افرادی رو در ذهنش برجسته میکنه). همینطور ظالمانی در طول تاریخ بودند که هیتلر پیششون همچون یک طفل معصوم هست. این که یک عده در زمینه ای به نظر ما برجسته بیان دلیل بر این نیست که دیگه اونها نقطه اوج در اون زمینه بودن و هیچ کس از اونها بالاتر نبوده و نیست و نخواهد بود!

      در آخر من فکر میکنم همونطور که استاد عباس منش صدها بار در فایلهای مختلف گفتند، فقط شش ماه آموزه های ایشون رو بدون هیچ پیش داوری و مقایسه با نظرات دیگران به عنوان وحی مُنزل بپذیرید و دنبال کنید و تمرناتشون رو به صورت کامل انجام دهید مطمئن باشید به نتایجی میرسید که اون نتایج ایمانتون رو نسبت به مسیری که در اون هستید پر رنگ تر و پرنگتر میکنه و دیگه حرف و نظریه های به قول خودتون بعضی از روانشناسان و … در ذهن شما بی تأثیر خواهد شد

      امیدوارم در مسیر رسیدن به بهترینها قرار بگیرید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سعید خرم دل گفته:
      مدت عضویت: 3745 روز

      سلام دوست عزیزم

      ببینید شاید زندگی در یک محیط نا صحیح روی اون فرد تاثیراتی داشته باشه . مثلا پسر یا دختری که در خانه ایی بزرگ شده باشه که پدرش بد دهن باشه مادرش مثلا همه اینارو تحمل کنه و یا یک پسر توی اینجور خونه ایی زندگی کنه شاید اون پسره هم در اینده ناخوداگاه بد دهنی جزو رفتار هاش بشه چون بار ها و بارها این رفتار در مقابلش انجام شده شاید اون دختر تحت تاثیر مادرش اعتماد به نفسش ضربه بخوره

      ولی ایا این ادما نمیتونند تغییر کنند ؟ ولی ایا اینا قدرت تصمیم گیری ندارند ؟ ایا اراده ندارند ؟

      و یک نکته دیگه اگه ژنتیک بنظر شما مهم هستش و روی اینده فرد تاثیر میزاره پس باید ادمی که پولداره فرزندش هم پولدار باشه پس ادمی که نمیدونم مثلا بازیگر خوبیه باید فرزندش هم همینطور باشه یا ادمی که مثلا افسردگی داره باید فرزندش هم همینطور باشه

      اما ما داریم ادم هایی رو که پولدار هستن اما بچه هاشون بسیار گمراه شدن و رو به مواد مخدر و مشروب و در گیر هوس شدن و… اوردن ادم هایی هم داریم که فقیر بودن و الان بسیار ثروتمند شدند و کاملا از خانواده های فقیر بودند

      یا در مثال های دیگه این نقض رو میبینیم

      بنظر من شرایط مهم نیست همه بلاخره در شرایط متفاوتی بدنیا میان. مهم اینه که ما تصمیم بگیریم که از یک روزی به بعد میخوایم چگونه زندگی کنیم و با قدرتی که بهمون داده شده همون رو خلق کنیم

      امیدوارم نظرم بهتون کمک کرده باشه

      با ارزوی موفقیت برای شما دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: