معضلی ویرانگر به نام "جلب توجه" - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)

کلیدها:

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

360 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 479 روز

    درود

    روز نود و نهم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیز

    استاد کاملا درست فرمودید که نود پنج درصد مردم به دنبال تایید گرفتن از دیگران هستند و واقعا اکثریت این کار ناخودآگاه انجام میدن و انگار خودشون خبر ندارند و من هم یکی مثل اونها

    دقیق نمی‌دونم تا چه حد بوده

    اما مثلا زمانیکه غذایی برای مهمان آماده میکردم همیشه دنبال این بودم که مهمان ها بگن وای چه غذایی . انصافا دست پخت خوبی دارم و شاید نود و نه درصد اطرافیانم از دست پخت من تعریف میکنند. اما با این حال باز همیشه منتظر تایید دیگران بودم و هستم

    و این فایل تازه من رو به خودم آورد که اینجوری هستم و خودم هم نمی‌دونستم

    اینکه سبک زندگی خودمون داشته باشیم واقعا آرامش داره ، یادمه یه دوره ای یک جا زندگی میکردیم که همسایه ها شب قرار میزاشتن پارک روبروی اپارتمانون ، و یکجور انگار اجبار بود و من اصلا اون ساعت از شب دوست نداشتم همه چی رو رها کنم و با تایم اونا خودم رو هماهنگ کنم. اوایل تو رودربایسی و واقعا لذت نمی‌بردم ، و اصلا به اون تایم احساس راحتی نمی‌کردم و بعد از یک مدتی اعلام کردم که من دوست ندارم تو اون تایم بیام پارک همسرمو شب تنها بزارم که من با شما باشم . و اونا خیلی تعجب کردند عجب آدم حساسی هستی و چرا اینقدر سخت میگیری ولی واقعا من اونجوری احساس راحتی نمی‌کردم و داشتم اونا رو راضی نگه میداشتم اما لحظه ای که اعلام کردم بهشون و باهاشون شبا تا دیر وقت نرفتم پارک ، واقعا آروم شدم و احساس رضایت از خودم کردم واقعا نمیشه همه ی آدمها رو راضی نگه داری مهم اینکه خودت راحت و راضی باشی.

    و وقتی محل زندگیمون تغییر کرد، تصمیم گرفتم با همسایه و دوست زیاد مراوده نکنم چون فهمیدم من آدمی نیستم که هر روز با همسایه و دوست در ارتباط باشم و احساس راحتی کنم . و واقعا یک سبک شد واسم که خودم اگر روزها صبح تا شب تنها باشم اصلا حس نیاز ندارم که الان کسی بیاد و باهاش وقتمو پر کنم ، خودم با خودم لذت بیشتری میبرم سرمو به کارام گرم میکنم واقعا اینم یک سبک زندگیه که شاید بعضی ها تعجب کنند که وای چطور میتونی اینجوری باشی .

    یا اینکه من علاقه ای به آرایشگاه رفتن از اول نداشتم و یا اینکه علاقه ای به استفاده از زیور آلات چه جواهر چه طلا چه فیک نداشتم همیشه همه تعجب میکردند و ایراد می‌گرفتند که تو چرا این مدلی هستی ولی من مخالفت میکردم و مسیر خودم رو میرفتم اما ته دلم احساس میکردم شاید من دارم اشتباه میکنم

    ولی می‌دونم که اینجوری من احساس راحتی میکنم من آدم آرایشگاه نیستم آدم آویز کردن زیور آلات نیستم خب چرا باید کاری کنم که دیگران رو راضی نگه دارم ،مهم اینه که خودم راحت باشم و اگر که اینکار بزور انجام بدم انگار دارم برای دل دیگران اینکار رو میکنم

    با این فایل متوجه شدم که کارم کاملا درسته، من باید اونجوری که خودم دوستدارم و خودم لذت میبرم و راضی هستم زندگی کنم نه اونجوری که دیگران دوست دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2333 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درودو عشق به خانواده عزیز عباسمنش

    هرچقدر میگذره ازین دوره روز شمار

    بیشتر روی هر فایل فکر میکنم و ریشه یابی میکنم

    پشت فرمون،قبل از خواب،توی افکارم و باورهام

    میشینم پیدا میکنم که کجاها معضل جلب توجه تو وجودم هست توی رفتارام

    قبلنا که تکاملم طی نشده بود توی مسیر

    میشستم با پدرم راجب پیشرفت بحث میکردم راجب پیشرفت

    چون پدرم به شدت منطقیه

    و شغلی که من دارم رو اصلا قبول نداره

    و اعتقادش اینه که شغل کارمندی مناسب منه.

    بیمه تامین اجتماعی باید داشته باشم

    همونطور که گفتم ،اوایل که با این بحث قوانین آشنا شدم خیلی دوست داشتم که پیشرفت کنم و به پدرم ثابت کنم که داره اشتباه میکنه

    و هرچقدر که من بیشتر حرص میخوردم و تقلا میکردم برای اثبات و جلب توجه کردن پیشرفتم

    من بیشتر درجا میزدم

    چرا

    چون خاصیت و قانون خداوند اینجوری خلق شده

    هرکاری که انجام میدی باید برای خودت انجام بدی

    نباید برای تایید دیگران باشه

    به لطف الله مهربان کم کم که تکاملم طی شد و این قانون رو درک کردم

    و هرچقدر روی سبک شخصی زندگیم تمرکز کردم

    و نظر دیگران برام کم اهمیت تر شد

    رشد و پیشرفت من سریع تر شد

    هرچقدر توجهم رو از دیگران برداشتم و رو خودم گذاشتم

    نتایج پر رنگ تر و لذت بردن از زندگی جریانش بیشتر شد

    من عاشق این استادم

    چرا چون نتیجش گویای همه چیزه

    منم عاشق نتیجه هاشونم

    از بس توی این چند سال حرف مفت شنیدم و هیچ نتیجه و عملی از دیگران ندیدم

    خود جهان بهم دیگه ثابت کرده که مسیر درست چیه

    و ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است شالوده ذهنم شده

    و خدارو شکر میکنم حتی تصمیم ازدواج کردنم هم پیرو همین قانون بوده بدون در نظر گرفتن نظر دیگران همسرم رو انتخاب کردم و هر روز بیشتر سپاسگذار پروردگارم هستم برای سبک شخصی خودم

    چرا چون همسر عزیزم هم این قوانین رو درک کرده

    به طور مثال یک ماه پیش مراسم عروسی داشتیم

    همه بخاطر نظر دیگران درگیر لباس جدید بودن

    اما منو همسرم همون لباسهایی که داشتیم رو پوشیدیم و هیچ خریدی انجام ندادیم

    و مطمئنم توی عروسی هیچ کس مثل ما از مراسل لذت نبرد

    و همشم بخاطر درک این داستان بود

    معضلی به نام جلب توجه

    و هر روز که میگذره بیشتر این قوانین رو درک میکنم و هربار فایلای استادو گوش میکنم یه چیز جدید میشنوم

    الانم که این کامنتو نوشتم هیجان اینو دارم روی دوره قدم اول و کشف قوانین تمرکز کنم

    چون پایه و اساس زندگیم میخوام روی این قوانین ساخته بشه

    یا الله خودت یاریم کن تمرکزم اشتیاقم برای درک این قوانین بیشتر بشه و هر روز بیشتر لذت ببریم ازین زندگی

    و من هیچ شکی به درستی این راه راستی که هدایتم کردی ندارم

    آیه امروزم

    قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى

    بله، خوشبخت کسی است که خودش را اصلاح کند

    طارق 14

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    چند درصد از کارهایی که انجام می دهید، به خاطر مورد توجه قرار گرفتن، توسط دیگران است؟

    چند درصد از رفتارهای شما، برای راضی نگه داشتن همسرتان… فرزندتان … رئیس‌تان … جامعه و … است؟

    اگر من به این سوال جواب بدم 99 درصد از کارها و حرف های میزنم بخاطر تأیید گرفتن و راضی نگهداشتن دیگران است یکی از بزرگترین ضعف های شخصیتی من همین موضوع است باعث شده همیشه در تقلا و زجر کشیدن باشم برای اینکه خوب به نظر برسم تاید بقیه را بگیرم همیشه در حال نقش بازی کردن بوده ام برای اینکه خوب به نظر برسم دیگران را راضی کنم دیگران از من راضی باشند حالا این دیگران هر کسی میتواند باشد خانواده دوستان فامیل ها آشنایان مردم جامعه بلاخره هر جا باشی یکی از این گروه ها هست وقتی دائم تلاش میکنی تایید بقیه را بگیری چقدر زندگی زجر آور وحشتناک میشه باعث میشه هرگز از زندگی ات لذت نبری شادی و آرامش حال خوب را تجربه نکنی هیچ وقت خود واقعی ام نبودم آن طور که دلم خواسته زندگی نکردم این به شدت روی کیفیت زندگی ام تاثیر منفی گذاشته مثال بزنم چند ورقی را باید در عکاسی دو رویه پرنت میکردم ولی بخاطر اینکه نفر اذیت نشه گفتم مشکلی نیست یک رویه پرنت کن حالا اینکه پول من بیشتر مصرف میشه مهم نیست طرف اذیت نشه

    در مدرسه جزیی هیئت سه نفری تعین شده بودم برای چک و بررسی اسناد معلمین در جریان چک اسناد آنها دایم سعی میکردم جوری رفتار کنم که طرف قضاوت ام نکنه مثلا نگوید طرف یک صلاحیتی بدست آورده حالا سخت میگیرد و از این حرف ها

    خیلی مواقع نمیتوانم حق ام را طلب کنم که طرف ناراحت نشه یک مقدار پول قرض داشتم بالای یکی مدت خیلی زیادی هم گذشته بود ولی نمیتوانستم طلب کنم بلاخره بعد از مدت زیاد پولم را طلب کردم طرف گفت من فراموش کرده بودم چرا همان موقع طلب نکردی

    هیچ وقت خود واقعی ام نبوده ام برای دل خودم زندگی نکرده ام در حال نقش بازی کردن بوده ام که از نظر دیگران خوب باشم چقدر زجر آور است مخصوصا با جنس مخالف ام خیلی مشکل دارم وقتی در معرض دید آنها قرار میگیرم دایم تلاش میکنم جوری رفتار کنم که خوب به نظر برسم

    یا وقت عکس گذاشتن در صفحات اجتماعی چقدر نگران این بودم که عکس ام چقدر لایک شده چقدر کامنت گرفته

    اگر مسئله ای به نام «تایید شدن توسط دیگران» یا «جلب توجه آنها» اهمیتش را برای شما از دست بدهد، چقدر از کارهایی از زندگی روزمره ات حذف می شد که تا الان بخش مهمی از اولویت، انرژی، تمرکز و حتی پول شما را صرف می کند؟

    به خوبی میدانم که اگر بتوانم تایید شدن توسط دیگران و جلب توجه دیگران اهمیت اش را از دست بدهد چقدر از زمان ام آزاد میشه چقدر میزان آرامش ام بیشتر میشه بیشتر از زندگی ام لذت میبرم و کیفیت زندگی ام بیشتر میشه چون میدانم در حال حاضر بخش بزرگی از تمرکزم را همین مسئله دربرگرفته

    از این بعد باید به رفتار ها و صحبت هایم دقت کنم همواره این سوال را از خودم بپرسم که چرا من این کار را انجام میدهم آیا این کار را برای دل خودم انجام یا جلب نظر بقیه هر وقت که صحبتی یا کاری را برای جلب نظر دیگران انجام دادم فورا جلوی خودم را بگیرم و نگزارم با رفتار های نادرست در این دام بیفتم که هر چه بیشتر مرا از مسیر خوشبختی آرامش مسیر درست دور و دورتر میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    طاهر عباخواه گفته:
    مدت عضویت: 4198 روز

    ممنون استاد عزیز.

    واقعاً توی این حدود دو سالی که با شما آشنا شدم زندگیم خیلی تغییر کرده و بهتر شده.

    خدا حفظتون کنه. خدا به زندگی تون خیر بده. خدا عزیزانتون رو براتون حفظ کنه.

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 3005 روز

    سلام خدمت عزیزان و استاد عزیزم

    معضلی به نام جلب توجه

    من فکر میکنم کمتر کسی باشه که این پاشنه آشیل رو نداشته باشه،حالا درصدش در آدمای مختلف متفاوته

    هیچ ربطی هم به اینکه خانوادت کی بوده یا تو کدوم شهر و کدوم منطقه هستی نداره و الان با توجه به وجود فضای مجازی این حس رو در آدما بیشتر میتونیم ببینیم.

    منم با درصد بالاتری نسبت به بقیه دچار این مشکل بودم و هستم.

    ۱- من از دوره دبیرستان به آرایش کردن رو آوردم ،خیلی برام مهم بود بقیه چه نظری در باره چهره من دارن ،یه حالتی که در خیلی مواقع بدون آرایش قشنگ تر بودم ولی خودم رو ملزم به اینکار میکردم.

    صورتم جوش میزد ،هیچ وقت تلاش جدی نکردم درمانش کنم فقط با کرم میپوشوندمشون.

    آرایش کردم الانم یک دهم قبلنه ولی هنوزم هست.هنوز نتونستم با قیافه بدون آرایش خودم کنار بیام.

    ۲- عملای جراحی مختلف رو صورتم انجام دادم فقط چون نگاه بقیه و حرفای بقیه رو نمیتونستم تحمل کنم ،وقتی نظری درباره بینی بزرگ و ابروی کم پشت و لب باریک و ….میدادن احساس خجالت و شرمندگی میکردم.

    بماند که از نتیجه هیچ کدوم راضی نیستم و بعد که این عملا رو انجام دادم باز از اینکه بازخورد بقیه چیه نگران بودم سعی میکردم کمتر تو جمع ظاهر بشم .

    بقیه که میگن طرف سر تا پا عملیه من خجالت میکشم چون مطمنم منظورشون با منه.

    هنوزم نتونستم با این مشکل کنار بیام و هر از چند گاهی یه عیب دیگه از خودم پیدا میکنم و دنبال راه چاره هستم.

    ۳-لباسایی که میخریدم پر از زرق و برق و گرون و مدل دار چون دلم میخواست تو مرکز توجه باشم و بهم حسادت کنن که ببین خوش بحالش چقد لباسای گرونی میپوشه.

    هیچ کدوم از لباسام راحت نبود همیشه اذیتم میکرد ،لباسای تنگ و مجلسی،کفشای پاشنه بلند و ….

    تو این مورد انصافا خیلی خوب خودم تغییر دادم ،لباسی میپوشم که باهاش احساس راحتی داشته باشم .همه لباسای پر زرق و برق و گرون که فقط در حد ۱ ساعت پوشیده بودمشون بدون اینکه دلم براشون بسوزه ،رد کردمشون.

    ۴- خیلی برام مهم بود که حتما طلا داشته باشم که وقتی مجلسی میرم بقیه ببینن و گرنه خجالت میکشیدم.

    ولی الان طلاهای رو که دارم فقط خودم ازشون لذت میبرم وقتی بهشون نگاه میکنم روی باورای فراوانی و ثروتم کار میکنم .

    حتی یه جاهایی که میریم حتی الامکان در میارمشون.

    ۵- خونه رو مدلی تزیین میکردم که هر کی از در بیاد بگه به به چه خونه قشنگی و چه وسایلی!

    تو مهمونی دادنامم خیلی سخت گیر بودم روزی که مهمون داشتم به معنی تمام خودکشی میکردم ،از تمیزی خونه گرفته تا بهترین غذا رو پختن و بهترین ظاهر رو داشتن……..ولی وقتی خونه طرف مقابل میرفتم حس میکردم کوچکترین ارزشی برای اومدن من قائل نشده ،حتی به خودش زحمت نداده خونش مرتب کنه واین احساس بدی بهم میداد و تا چند وقت با خودم کلنجار میرفتم که چرا؟چرا باید جایی برم که منتظرم نباشن و فقط از سر مجبوری رفع تکلیف کردن.

    الان به لطف خدا و با کمک آموزشای استاد هر چی تو خونه دارم کاربردیه و وسیله اضافی ندارم.ولی تو انتخاب وسایل سعی میکنم بهترینها یا بهترین مارک رو انتخاب کنم چون خودم لایق بهترینها میدونم و میگم من لیاقتم بالاتر از اینه که جنس بدرد نخور استفاده کنم و مدام اعصاب خورد باشه به خاطر خرابیشون و نشتی انرژی داشته باشم.

    ۶- تا قبل از وارد شدن به سایت به همسرم خیلی وابسته بودم و خودم به مظلومیت میزدم تا منو ببینه .

    نسبت به رفت و آمداش حساس بودم ،نسبت به دوستاش ،به موبایلش ، به صدای زنگ و پیام که براش میومد حساس بودم.

    دلم میخواست همیشه تحت نظر داشته باشمش،بماند که این ذهن مریضی باعث خلق اتفاقاتی از این دست هم شد ولی کم کم به خودم قول دادم و این اخلاقم عوض شد .

    الان از بودن در کنار همسرم لذت میبرم ولی از اینکه چیکار میکنه ،کجا میره،کجا میاد ،با کی رفت و آمد میکنه اصلا نمیخوام مطلع بشم.و زمانی هم که میفهمم بهش حق میدم و میگم اون آزاده و برده من نیست ،پس اگه خودش این کارو صلاح دونسته پس من چرا حرفی بزنم .و این حرف استاد رو برای خودم تکرار میکنم که تا زمانیکه در مدار هم هستیم از وجود هم لذت میبریم و اگه مدارش با من عوض شد هیچ مقاومتی ندارم که جهان مارو از هم جدا کنه چون بینهایت آدمای خوب برای من وجود دارن.

    ۷- خیلی اهل فضای مجازی نیستم ولی انصافا بعضی وقتا دوست دارم پست بزارم و لایک بگیرم ،خیلی با پست گذاشتن مقاومت دارم ،این از اون مواردیه که بر میگرده به عدم اعتماد بنفسم یا شایدم کمال گرایی یا شایدم همین احساس دوست داشتن توجه بقیه.

    دوست دارم پستی که میزارم منو بهشون معرفی کنه ،بگن به به عجب آدم روشنفکری عجب پست با کلاسی گذاشت.

    ۸- از نظر تحصیلاتم بازم برمیگرده به احساس رضایت از تایید دیگران ،رشته ای که فکر کنم بیشتر با زجر تا الان ادامش دادم .

    ولی الان واقعا میخوام برم دنبال علاقم که کارای هنریه.

    ۹- تو نوشتن متن و پیام برای بقیه خیلی مقاومت دارم حتی یه جمله که مینویسم چند بار ویرایشم میکنم و گاهی از نوشتن صرف نظر میکنم و پاک میکنم هر چی نوشته بودم .

    اینم برمیگرده به جلب توجه ……چون احساس بدی بهم دست میده وقتی طرف متن ناقص و بی محتوای منو میخونه ،ممکنه طرف بگه عجب آدم بیسوادی

    یه خاطره از این قضیه دارم که خودش یکی از دلایل ترس من تو این مورده…..😁 البته به قول خودمون سوتی بود ولی منو داغون کرد

    یه سالی من به عنوان یه آدم تحصیل کرده و با سواد که مدیر عامل یه شرکت بودم یه تماس تلفنی با یه کارمند زیربط شغل خودم داشتم ،ایشون اسم یه بنده خدایی رو آورد و عنوان کرد که آیا من میشناسمش یا نه…..

    منم با کمال اعتماد بنفس جمله اشتباهی رو بکار بردم و گفتم بله ایشون اتفاقا خیلی به من ارادت دارن😇😅🙃مثلا خیر سرم میخواستم از کمالاتش تعریف کنم .

    اون بنده خدا جمله منو به عنوان اینکه یعنی درست فهمیده دوباره تکرار کردو گفت اون به شما ارادت داره !! منم دوباره جواب دادم بله.

    هر چند اون لحظه اصلا درک نکردم چه سوتی دادم ولی از حالت رفتار اون کارمند فهمیدم یه اشتباهی رخ داده و بعد بعدها که فهمیدم چی گفتم خیلی خجالت کشیدم و همین قضیه منو تو صحبت کردن محتاط کرده

    اینا مواردیه که تا الان به ذهنم رسید

    امیدوارم بتونم هر چه بیشتر و بیشتر با خودم در صلح قرار بگیرم و پاشنه آشیلم که کمبود عزت نفس و نداشتن اعتماد بنفسه هر چه زودتر رفع کنم.

    هر چند که متن پیام من یه خودافشایی آشکاره ولی برای خودم لازم بود.

    از خدای خودم همیشه تشکر میکنم که منو تو این مسیر قرار داده و در هر لحظه در حال هدایت منه تا زندگی قشنگ تری برای خودم بسازم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    حبیب الله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4240 روز

    به نام الله یکتا

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای این خانواده صمیمی

    خدایا سپاسگزارم ازت به خاطر نود و نهمین فایل روز شمار تحول زندگی مون. سپاسگزارم ازتون استاد عزیز به خاطر اینکه بزرگترین الگوی دنیا هستین تو این موضوع که واقعا سبک زندگی خودتون رو پیدا کردین و فارغ از قضاوت و نگاه دیگران اون طوری که خودتون دوست دارین زندگی میکنین و ازش لذت میبرین. و همچنین افرادی رو مثال میزنین که این طور مثل شما سبک شخصی خودشون رو دارن و به دنبال جلب توجه و تأیید دیگران نیستند. سپاسگزارم ازتون به خاطر این فایل آگاهی بخش و فوق العاده.

    من خودم حقیقت در مورد شبکه های اجتماعی خدا رو شکر هیچ وقت علاقه خاصی به این محیط ها نداشتم و هیچ موقع هم دنبال این نبودم که از خودم فیلم و عکس منتشر کنم و به دنبال فالوور گرفتن و جلب نظر دیگران باشم. ولی موضوع عزت نفس در مورد جلب توجه و تأیید دیگران فقط محدود به شبکه های اجتماعی نمیشه و خودش رو تو موضوعات مختلف دیگه زندگی مون هم نشون میده. مثلا در مورد انتخاب های مختلفی که در طول زندگی داریم، اعم از انتخاب رشته و انتخاب همسر و انتخاب شغل و حرفه و انتخاب محل زندگی و هزاران تصمیم دیگه عزت نفس یا عدم عزت نفس مون خودش رو نشون میده. خوب منم خیلی موقع ها شده که که تصمیماتم رو به خاطر حرف و نظر دیگران گرفتم. مثلا در مورد انتخاب رشته، انتخابی رو کردم که مورد تأیید خانواده و دیگران بوده و نه اینکه واقعا خودم دوست داشته باشمش و ازش لذت ببرم. یا زمانی که از یه رابطه عاطفی ای میخواستم خارج بشم، ترس از نظر دیگران و قضاوت هاشون باعث شده که نتونم تصمیم درستی رو بگیرم و خودم رو از خوشبختی و لذت دور کنم. یا به خاطر تأیید دیگران محل زندگی ای رو انتخاب کردم که خودم رو تو زحمت و سختی انداختم و از یه زندگی ساده و لذت بخش خودم رو دور کردم. یا اینکه خیلی درگیر ظاهر و نوع لباس پوشیدن و مدل مو و این حرفا شدم و به خاطر تأیید نظر دیگران خودم رو از لحظاتی که میتونستم خیلی بیشتر ازشون لذت ببرم دور کردم.

    کلا این مبحث سبک شخصی داشتن و نگران تأیید و نظر دیگران نبودن مهمترین نتیجه ای که دربر داره اینه که باعث میشه واقعا به قول استاد آرامش بیشتری داشته باشیم و از زندگی مون بیشتر لذت ببریم. پس اگه میخوایم ما هم مثل استاد زندگی ای سراسر از آرامش و خوشبختی داشته باشیم باید هر روز تلاش کنیم و رفتارهای خودمون رو زیر نظر بگیریم و ببینیم که آیا این رفتار ما به خاطر خودمون و لذت بردن از زندگیه یا به خاطر جلب نظر و توجه دیگران و صرفا به خاطر لایک گرفتن از بقیه است.

    خدایا تو را سپاسگزارم که تو این مسیر زیبا هستیم.

    خدا رو شکر که برگی دیگه از سفرنامم رو نوشتم.

    در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
    مدت عضویت: 2499 روز

    سلام روز ۹۹ سفرنامه رو به امید خدا شروع میکنم

    🛑نیاز به توجه و دیده شدن جنسیت نمی‌شناسه ، رجال سیاسی و غیر سیاسی نمی‌شناسه ، تحصیل کرده و بی سواد نمی‌شناسه 🛑

    📍همه نیاز داریم به دیده شدن اون دختر یا پسری که دنبال رابطه با جنس مخالف می‌ره به این دلیل می‌ره که تو خانواده خودش بهش توجه نشده📍

    🧶وگرنه اگر پدر یا برادر خانواده به دختر خانواده توجه میکردن براش وقت می‌گذاشت باهم مثل دوتا دوست بودند اون دختر با اولین حرف عاشقانه یه پسر بیرون از خونه گول نمی‌خورد🧶

    🏵️اون کسی که می‌ره سراغ سیگار یا مشروب یا خالکوبی این آدم خلع عاطفی داره🏵️

    📌چرا خلع عاطفی داره؟

    ♦️چون یک بار پدرش (به خاطر غرور بیجا) در آغوشش نگرفته

    ♦️چون یکبار پدرش بهش نگفته من به تو افتخار میکنم

    ♦️چون همیشه خانوادش تو سرش زدن و دیگران رو باهاش مقایسه کردن

    ♦️چون بهش القا کردن که تو زندگی به هیچ چی نمیرسی

    ♦️چون جلوی بقیه کتکش زدن و غرورشو شکستن

    📌نتیجه چی میشه ؟

    ♦️می‌ره دنبال دیده شدن در بیرون خانه میگرده

    📌چطوری؟

    ♦️می‌ره موتور میخره تک چرخ میزنه

    ♦️می‌ره تتو میزنه روی دست و صورتش

    ♦️می‌ره سگ میخره و با خودش اینور اونور می‌بره تا دیده بشه

    ♦️صدای ظبط ماشین زیاد می‌کنه

    ♦️می‌ره قمه کشی می‌کنه که بگن فلانی قلدره

    لباسهای غیر متعارف می‌پوشه

    ♦️می‌ره تو فضای مجازی دنیا فالور میگرده یه کارهایی می‌کنه (دوربین مخفی یا بلاگری یا هرکار دیگه) که آدمها بشناسنش

    ♦️می‌ره دنبال عیاشی و رفیق بازی

    ♦️طرف ورزشکار حرفه ای است که معتاد میشه (تو شهر خود ما کشتی گیر در سطح آسیا بود که وقتی مشهور شد، معتاد تزریقی شد رفت کمپ تو کمپ دعواش شد زدنش یه مدت کما بود چند وقت پیش هم مرد)

    🛑در واقع به قول استاد داره آشغالهارو (اون خلع عاطفی و اون ایراد شخصیتی) رو پنهان می‌کنه و فکر می‌کنه که رفعش کرده در حالی که اون یه جایی خودشو نشون میده🛑

    📌کجا خودشو نشون میده ؟

    ♦️طرف خود کشی می‌کنه

    ♦️طرف به پوچی میرسه

    ♦️کارهای هنجار شکنانه انجام میده چون دیگه چیزی برای عرضه نداره (طرف خواننده است بعد که دیگه چیزی نداره میاد تو شعرهاش از فحشهای رکیک استفاده می‌کنه)

    ♦️چرا ؟

    ♦️چون نیومده ایراد رو داخل خودش برطرف کنه ♦️اومده با عوامل بیرونی که در بالا اشاره کردم اون نیاز رو ارضا کرده در حالی که اون عوامل بیرونی همیشه هستند و دست بالا دست زیاده

    🌼مثالش آقای تتلو یا خیلی از بازیکنان فوتبال (البته من قصد بی احترامی به ایشون رو ندارم )

    تمام صورتش و بدنشو خالکوبی کرده با اینکه خیلی هم طرفدار داره دیگه چیزی برای عرضه نمونده که ارائه بده🏵️

    🌺اینه که استاد میگه این آدمها بعد مدتی به پوچی میرسن🌺

    🌻به قول قدیمی‌ها مهر باطل به پیشونیشون میخوره

    نکته بسیار مهم اینه 👇👇👇👇👇

    🖍️هر رفتاری هر کلامی که می‌خوام انجام بدم و یا بگویم 🖌️

    🌺اول به این موضوع فکر کنم که برای تایید دیگرانه یا برای دل خودم🌺

    🌺آیا این حرف ، حرف مفته که می‌خوام بگم یا حرف بدرد بخوره🌺

    🌺آیا این جمعی که توش هستم دارم چیزی یاد میگیرم و کمکی بهم می‌کنه یا فقط برای این هستم که تنها نباشم 🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2901 روز

    سلام

    فایل ۹۹

    وقتی به رفتارهام نگاه میکنم میبینم به شدت محتاج جلب توجه هستم.. مدام اینستاگرامم را چک میکنم که ببینم الان چقدر فالوور دارم .. بعدا چقدر فالوور دارم !!! انگار کار و زندکیم رو ول کردم چسبیدم به فالوورر داشتن … انگار فالوور ها به من هویت میدن … پستم چقدر لایک خورده ؟؟ پستم چقدز ویوو خورده !!! انگار زندگی من خلاصه شده در فالوور داشتن !!! حالا باز من بهترم بعضی ها کل زندکیشون رو میدن .. کلی پول میدن تا فالوور بگیرن ،،فالوور فیک داشته باشن !!! دیدن صفحات مجازی و نگاه کردن به پیج این و اون که ببینیم این چیکار میکنه و اون چیکار میکنه حتی اگر پست هاش ظاهرش قشنگ باشه ولی به طور ناخوداکاه الگوی رفتاری در ادم ایجاد میکنه که ببین منم باید این کارا رو بکنم تا فالوور داشته باشم.. !!!

    در صورتی که جهان اینجوری عمل نمیکنه ..

    اگر من برای خودم و به سبک خودم و برای دل خودم زندگی کنم و محتاج و وابسته به شهرت و قدرت و پول و هر چیزی دیگری نباسم خود به خود شهرت و پول و مقام و قدرت ووو سراغ من میاد من لازم نیست هی بدوئم دنبال این چیزها خودش سراغ من میاد اگر وابسته به این ها نباسم و اصلا به دنبالش نباشم !!!! زندگی رو باید با دید بزرگتر نکاه کنم.. باید جهان بینیم رو بزرگتر کنم .. زندگی چیه !! اصل زندگی چیه !! هدف از زندگی چیه ..

    ولی متاسفانه ادم یادش میره و هدفش از زندگی این میشه که همش چشم این و اون رو دربیاره و برای خودش زندگی نکنه !! و کاری رو انجام میده و رشته ی تحصیلی ای رو انتخاب میکنه و شغلی رو انتخاب میکنه که بزای بقیه باشه و کلاس داشته باشه… نه اینکه بهش عشق میورزه !!! حتی افراد همسرشون رو برای کور کردن چشم بقیه انتخاب میکنن !! مثلا پسره دنبال یه دختر خیلی خوشگل میگرده چشم بقبه رو دراره که بگه عههههه چقدررر دوس دخترم خوشگل و چش دراره !!!

    ما نیاز داریم به یاد بیاریم اگاهیی هایی که در کودکی داشتیم .. که بزای خودمون باشیم نه دیگران ..

    باید روی عزت نفسم کار کنم .. خیلی وقته روی اون دوره کار نکردم کلا یادم رفته .. جامعه و فرهنگ وووو این ها الکوهای رفتاری غلطی به ادم میده به خاطر همین هر روز باید به خودمون یاداوری کنیم که مسیر و راه درست چیه !!

    خیلی از والدین بچه ها رو به شدت تحت فشار میذارن که نمره ی بالاتری از بقیه بگیرن که بعدا بچشون رو بکنن تو چشم بقیه بگن وااااوووو بچه ی من دانش اموز ممتازه !!!

    ووووو

    انتخاب هامون باید برای خودمون باشه نه دیگزان..

    و یاد بگیرم نظر دیگران برایم مهم نباشد و کاری رو انجام بدم که از انجام دادنش لذت میبرم !!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1859 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که من رو هدایت میکنه به سمت بهترینها

    سلام به همه عزیزانم

    جلب توجه

    تایید دیگران

    نیاز به توجه

    صحبت کردن در مورد من

    هر چی به این جملات فکر کردم و نحوه عملکرد خودم ،چیزی پیدا نکردم که نشان دهنده نیاز من به جلب نظر دیگران باشه و یا باعث جلب توجه کردن باشه.شاید هم باشه ولی من ازش اگاه نیستم

    دفعه اولی که این فایل رو گوش کردم وقتی بود که داشتم روی «به صلح رسیدن با خودم» کار میکردم و این فایل توی اون دسته هم بود اونجا تنها یک نکته برام واضح شد که من انجام میدادم فقط به خاطر اینکه بقیه بگن«اینم یه چیزی بلده ، یا اینم یاد داره و میدونه». وقتی متوجه شدم دیگه اون کار رو انجام ندادم و اینبار که برای بار دوم که دارم روی «سرمایه گزاری روی خودم» کار میکنم گوش دادم متوجه شدم اون رفتار رو دیگه ندارم .

    من همیشه از وقتی که یادم میاد حتی برای خرید کردن که خیلی دوسش دارم و به من احساس خوب ثروتمند بودن رو میده بهترین لباس و راحت ترین لباس رو برای توی خونه میخریدم نه برای بیرون رفتن و یه مدت هست که اگاهانه برای لباس پوشیدن برای بیرون رفتن لباسی می‌پوشم که راحتم و وقتی نجوایی میاد که این لباس خوب نیست و بقیه چی میگن معنیش برای من شده «پس حتما باید همین رو بپوشی»یک مدت هست یاد گرفتم قضاوتها و حرفهای دیگران برام مهم نباشه و خیلی ارامتر و راحتتر زندگی میکنم . و اینها همه لطف خدای مهربونمه که داره نم نمک من رو هدایت میکنم به سمت بهترینها و خدای گونه بودنم و لذت بردنم از زندگی که هدیه ی خداوند به منه

    و من الان خودم رو ساکت میکنم موقع صحبت کردنی که دلیلش برای توجه دیگرانه

    به گفته استاد عزیزم که ثروت و سلامتی و موفقیت و نعمتهای زیادی دارن

    👈دلیل موفقیت برای دل خودم زندگی کردنه👉

    خدای مهربانم شکرت به خاطر تمام هدایتهای بینظیرت

    خدای مهربانم شکرت به خاطر تمام نعمتهایی که به من عطا کردی

    خدای مهربانم شکرت به خاطر احساس و حال خوبم

    خدایا ما را هدایت کن به راه کسانی که به انان نعمت داده ای نه انان که غضب کرده ای و نه گمراهان

    امین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: