«تجربه‌های من از اعتماد به نشانه‌ام» - صفحه 128


[file-download-form restrict=1]

این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن‌، فقط داستان‌های‌تان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» آغاز شد.

اینکه چطور آن نشانه‌ را تشخیص دادید‌؛

و آن نشانه‌ها چه زنگ‌هایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پله‌های متوالی از قدم‌های پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد‌؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویه‌های قبلی‌ات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد‌؛

و چطور از میان هزاران شیوه‌‌، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین‌، نزدیک‌ترین‌، لذت‌بخش ترین‌، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات‌ و شرایط آن لحظه‌ات بود.

و در نهایت‌، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها‌، تجربه‌ها‌، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخه‌ی با ایمان‌تر در شخصیت‌‌ات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانه‌ها و بنیان کردن تمام جنبه‌های زندگی‌اش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی‌ نشانه‌هاست.

داستان هدایت تو به نشانه‌هایی که برای حل مسائل‌تان به آنها هدایت می‌شوی‌، و قدم‌های عملی و تکاملی‌ای که در جهت آن هدایت برمی‌داری و تجربیاتی که-در ادامه- برای‌ اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته می‌شود‌، از دل اعتمادی ناب متولد می‌شود که‌ -حتی با وجود نجواهای ذهن‌تان-، نسبت به  ساز و کار هدایت‌گونه‌ی خداوند‌، در قلب‌تان می‌سازید و به قول خداوند:

ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره

این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است‌، فقط آنهایی را با خود همراه می‌سازد که تقوا پیشه کرده و ذهن‌شان را کنترل می‌کنند و به نشانه‌ها اعتماد می‌کنند و تسلیم‌ مسیر هدایت‌شان می‌شوند و  رستگاران‌ و متبرّک شدگان آنها هستند.

زیرا خداوند هرگز برای یاری ما‌، قوانینش را نقض‌، معلق یا موقتاً غیر فعال نمی‌کند‌، بلکه به شیوه‌های کاملاً طبیعی‌، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان‌ هدایت خود را به سمت‌تان جاری می‌سازد.

ما از طریق ایده‌ها و نشانه‌هایی هدایت می‌شویم که  به واسطه‌ی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله‌، یا خواندن داستان و تجربه‌ای که برای‌مان الگو می‌شود‌‌ و مرز ناممکن‌ها را در ذهن‌مان جابه جا می‌کند‌، یا راهکاری که دیگری برای مسئله‌ای متفاوت اجرایش کرده‌، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…‌، به ما الهام می‌شود.

نقطه مشترک این نشانه‌ها این است که‌ همه‌ی آنها‌، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائل‌مان» را در دل خود دارند.

پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.

زیرا این وعده‌ی خداوند است که:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38

نکته مهم:

در راستای هدف‌ما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت‌، در این صفحه فقط نظراتی منتشر می‌شود که درباره داستان و مسیر هدایت شده‌ای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» نوشته‌اید.

منتظر خواندن داستان‌ها و روندی هستیم که در مسیر هدایت‌تان طی می‌کنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحله‌ی بالاتر هدایت می‌کند.

وقتی از قدرت کانون توجه‌مان برای دیدن‌، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده می‌کنیم‌، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر‌ و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانواده‌‌مان‌، صدق بالحسنی می‌شویم‌، آرام آرام‌، جنس محکم‌تری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه می‌شود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر می‌دهد و به قول قرآن‌، چشمان‌مان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانه‌های هدایت بیناتر می‌کند.

The last comment needs to be approved.
1919 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ریحانه گفته:
    مدت عضویت: 377 روز

    سلام میکنم به استاد عزیز

    من دوره دوازده قدم رو خریداری کردم و الان قدم نهم هستم

    تا حالا هیچ کامنتی نذاشتم و در حال کار کردم روی ذهنم هستم

    هربار که میومدم کامنت بزارم یه مسئله ای پیش میومد منو پشیمون می‌کرد و نمیذاشتم

    اما امشب که فایل توحیدی استاد رو گوش دادم

    نتونستم کامنت نذارم و اومدم تا داستان هدایتم رو تعریف کنم

    امشب میخوام بنویسم از روزی که مشتری داشتم

    و مشغول انجام خدمات برای مشتریم بودم

    (من آرایشگر هستم )

    اخرای کار بودم که یکدفعه یه صدایی در درونم بهم گفت : ریحانه چکار داری میکنی؟این کار رو رها کن و برای همیشه بذار کنار

    انقدر این صدا واضح بود و آنقدر قدرت داشت

    که من شوکه شدم ،بشدت ذهن منو درگیر کرد

    خیلی حرفش برام واضح و منطقی بود

    هیچ دلیلی برای مخالفت باهاش نداشتم

    بلاخره کار مشتریم رو تمام کردم و مشتریم بلند شد ،مشغول جمع کردن وسایلم بودم و غرق افکار بودم که یکدفعه مشتریم یه دسته پول بهم داد و گفت :بفرمایید هزینه ی کارتون

    منم پول رو گرفتم و گذاشتم روی میز کنارم

    مشتریم گفت: نمیشمرید، وبا خنده گفت پول رو از زمین هم پیدا میکنی بشمار

    منم شروع کردم به شمردم پول،ولی فکرم جای دیگه بود واصلا متوجه نمی‌شدم که چقدر دارم میشمارم ،شمارشو که تموم شد تشکر کردم و مشتریم رفت،یه حال عجیب دیگه هم داشتم

    همیشه وقتی مشتری پول بهم میداد من خیلی ذوق میکردم ،ولی اون روز با اینکه پول زیادی بهم داد من هیچ حسی بهش نداشتم ،مات و مبهوت بودم ،و متوجه هیچ چیزی نبودم ،تا اینکه شوهرم اومد دنبالم و قرار شد اون شب بریم مهمونی ،تو مسیر به خودم گفتم الان میرم مهمونی انقدر مشغول میشم که یادم میره همه چیز ،بعد از فردا همه چیز برمیگرده به حالت عادی ،آخه من چندین بار تو این 4سالی که کار می‌کردم یکدفعه ناامیدی و بی انگیزگی میومد سراغم ،میشستم حسابی گریه میکردم ،غصه میخوردم و از فرداش تصمیم میگرفتم که قوی تر برم جلو و ادامه بدم

    اون شبم گفتم قطعا همینه ،و از فردا همه چیز دوباره ادامه پیدا میکنه

    از مهمونی که برگشتم فکرم دیگه درگیر نبودم و رفتم خوابیدم ،صبح که بیدار شدم ،یه یکساعتی از بیداریم گذشت ،یکدفعه دیدم چقدر از کارم بدم اومده ،دیکه هیچ حسی بهش نداشتم ،دیگه حوصله انجامش رو نداشتم

    دوباره اون حس عجیب اومدم سراغم

    بشدت تعجب کرده بودم

    به خودم میگفتم چطوری میشه منی که انقدر کارم رو دوست داشتم ،منی که انقدر براش زحمت کشیدم ،یه شبه ازش بدم میاد و دیگه حاضر نباشم که انجامش بدم

    اصلا هیچ چیزی رو درک نمیکردم انگار همه چیز به یکباره عوض شده بود

    انگار من دیگه اون ریحانه سابق نبودم

    چند روزی غرق همین افکار بودم و خیلی بهش فکر کردم و متوجه شدم که اون لحظه خداباهام حرف زد ،آره خودش بود ،خوده خوده خدابود

    چون حرفش هم منطقی بود ،هم احساس بد بهم دست نداد

    از استاد شنیده بودم که می‌گفت هر موقع که خداباهاتون حرف بزنه احساس خوبی بهتون دست میده

    و هرموقع که شیطان باهاتون حرف بزنه احساس ترس و ناامیدی و استرس بهتون دست میده

    من نه تنها احساس بدی نداشتم بلکه احساس سبکی میکردم ،یه حس آرامش عجیبی داشتم

    برای همین متوجه شدم که قطعا خداباهام حرف زده

    و تصمیم گرفتم که بهش اعتماد کنم و تسلیم خدا باشم و همه زندگیمو بسپارم به خوش و خودم رها باشم

    خدابهم گفت که تو کار نکن و از زندگی لذت ببر

    خانه داری بکن ،آشپزی بکن ،بچه دار بشو

    و…..

    بهم گفت تو لذت ببر از زندگی من تو رو به تمام خواسته هات میرسونم

    منم به اون نیرویی که از غیب باهام صحبت کرد اعتماد کردم

    الان یکماهه میشه که از اون روز میگذره و من روز به روز آرامشم بیشتر میشه

    و هرروز نشونه های خوشبختی رو

    اعم از سلامتی ،ثروت ،رابطه ی عاشقونه و…

    تو زندگیم میبینم و مطمئن میشم که مسیر رو دارم درست میرم و میدونم وعده ی خداوند حقه

    و این باور در درون من شکل گرفته و هرروز تکرا میکنم

    “خداوند به من گفته تو از زندگی لذت ببر و من همه خواسته های تورو اجابت میکنم ”

    ممنونم از شما استاد عزیز بابت فایل های بی نظیرتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مریم گلثومیان گفته:
    مدت عضویت: 166 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم

    بعد از گوش دادن جلسه دوم تکمیلی احساس لیاقت کلا تصمیم گرفتم کامنت ها رو بخونم حتی مقدار اندک و مشارکت داشته باشم امروز احساس میکنم زندگی برام زیباتره و آسمان رو زیبا می بینم امروز به خودم عطر زدم و قربون صدقه خودم رفتم جلو آینه رقصیدم و انقد به خودم عشق ورزیدم که کودک درونم شاد شد ذهنم در مورد قیافه ام ایراد گرفت سریع تغییر دیدگاه دادم و گفتم مریم تو زیبایی کی گفته زیبایی استاندارد داره تو ویژگی های ظاهری مثبت زیادی داری چشم های تو زیباترین نقاشی جهانه و این که حرف استاد که گفتن نخوایم کسی رو تغییر بدیم آبجیم اومد گفت تو راست می گفتی من باید با خودم حالم خوب باشه و گره نزنم به شوهرم حال خودم رو اگه متوجه آگاهی نبودم احساس غرور می کردم و شروع می کردم به نصیحت اما هیچی نگفتم متوجه شدم آبجیم ناراحت شد بعد با خودم گفتم مریم قول دادی کسی رو نصیحت نکنی تو قبلا در مورد مطالب زیادی با بقیه صحبت کردی و هر کی بخواد جواب در قلب خودش هست بعد چند دقیقه داشت خونه رو تمیز می کرد گفت فلان کتاب بده دستم گفتم نمیتونم و وقت ندارم چون میخواستم فایل گوش بدم بعد گفت راس میگن کار انجام نمیدی همون موقع آگاهانه با خودم حرف زدم ک اون یک حرفی زد و تو اتفاقا عالی هستی امروز آشپزی کردی و موفقیت هام یادآوری کردم اگه آدم قبل بودم شروع می کردم به سرزنش خودم اما امروز این کار نکردم و آگاهانه ذهنیتم تغییر دادم و الان حرف استاد درک می کنم که کاری به بقیه نداشته باش نخواه نصیحت کنی چون تمرکزت از روی خودت برداشته میشه

    و یادم باشه این مسیر پر از آگاهی هست و ادامه بدم

    خواستم این حال خوب رو به اشتراک بزارم بی نهایت از استاد عزیزم ممنونم بابت این آگاهی جلسات تکمیلی همه باورهای منفی رو کاوش می‌کنه و عالیه و متوجه شدم پاشنه آشیل من در مورد ظاهرم هست و باید خیلی زیاد روی خودم کار کنم

    و می‌خوام این جملات یادآوری کنم تا ملکه ذهنم بشه

    من انسان لایقی هستم فارغ از هر دستاوردی

    به اندازه ای که تغییر کنم جهانم تغییر می‌کنه

    من لایق هستم چون تو این جهان مادی هستم

    من لایقم فارغ از رنگ پوست و … چون من منحصر به فردم

    خدایا شکرت ️

    امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مرتضی نوری گفته:
      مدت عضویت: 104 روز

      سلام درود بر تمامی انسان های که می خواهند وجوده خودشون روتعییر بدن نه این که کسی رو تعییر بدن.واقعا حس خوبی به من دست داد واین پیام شما به من این پیام رو داد که ما همین طور که هستیم عالی هستیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مرتضی نوری گفته:
    مدت عضویت: 104 روز

    سلام ودرود بر استاد عباس منش عزیز وتمامی دانشجوهای این دانشگاه بزرگ.اولین دیدگاه بعد از ثبت نام در سایت استاد.نمیدنم از کجا واز کدام نعمت های بزرگ خدا بگم اینقدر نعمت های خداوندمتعال زیاد است که انسان قادر به شمارش این همه نعمت نیست.از بچگی به هر چیزی که نگاه میکردم توذهن خودم میگفتم این اصلا با

    عقل ومنطق جور در نمیاد.از طرف دیگه با باور کمبود درجهان بزرگ شده بودیم نه کتاب میخریدم تا مطالعه کنم ونه تحقیقاتی انجام می دادم ولی می دونسم که خداوند من رو به خواسته هام میرسونه.خدارو شکرسه سال پیش من با یک دوستی، ناخواسته آشنا شدم که باهم درمورد باورهای خوب ودیگر مسائل حرف زدیم که من رو با یکی از استاتید آشنا کرد.سه چهار ماه با این استاد عزیز ادامه دادم.یک روز همین دوستمون رواتفاقی دیدم که گفت با یه استادی آشنا شدم که حرف هاش خیلی خیلی دلچسبه اون کسی نبود جز استاد عباس منش عزیز.از اونجایی که از اول میگفتم خداوند من رو هدایت میکنه وپول هم نمیخواد خداوند بدون هزینه قانون آفرینش وثروت 1 رو برام به آسانی به دست من رسید.ادامه دادم چون باورم این بود که خداوند بدون سختی من رو به آرزوهایم میرساند.از این رو این فایل هارو ادامه دادم تا به جایی رسید که همه فایل ها رو حذف کردم وبا باور های درست وخوب در سایت ثبت نام کردم وشروع به گوش دادن به فایل های رایگان وبه هدایت های من رو ادامه دادم.ادامه خاطرات خیلی خوب که با استاد عباس منش تجربه کردم رو در پیام های بعدی به خدمت دوستان عزیزم میرسانم.از خدایی که کل جهان رو هدایت می کند، منه اشرف مخلوقات رو به راحتی وراحتی وبه آسانی هدایت میکند که به تمام نعمت های خداوند هدایت بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    فرحناز بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و مریم جان

    و دوستان گلم در سایت

    باید بگم وقتی در مسیر باشی جنس این نشانه و هدایت ها رو بیشتر درک می‌کنی

    اینک چقدر توجه به نکات مثبت زندگی و اطرافمون مهمه

    اینک چقدر تغییر می‌تونه خوشایند و‌هیجان انگیز باشه منی که بینهایت در مقابل تغییر کردن گارد داشتم و اصلا می‌ترسیدم تغییر کنم ک نکنه فلان بشه نکنه …

    اینکه کنترل ذهن چقدر آسون تر شده و‌فوایدش و ضرورتش ب ادراک رسیده درمن

    همه ی این نشونه رو بگیری و بری تا اینجا برسی خیلی عالیه یک موهبته از طرف خدا

    این نشونه فضل و کرم و فراوانی پروردگارم است

    اولش آدم باورش نمیشه ک بازدن یه دکمه میشه هدایت شد و چ راههایی رو‌پیمود

    ولی حالا میبینی ک ب لطف خداوند پیگیری این نشونه ها یه ضرورته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مرتضی نوری گفته:
      مدت عضویت: 104 روز

      سلام خدمت دوست عزیز در سایت عباس منش.واقعا هم همین طوره اگه تو مسیر باشی،مسیر هدایت خداوند انسان به همه جا میرسه.حالا این مسیر چگونست،شادبودن،آرام بودن،احساس خوب داشتن،صبر داشتن اینها مسیر هدایت خدوانده.متنی که نوشته بودید واقعا عالی بود خیلی خیلی من لذت بردم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 3249 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام استاد عزیزم

    خداروشکر میکنم که امروز هم میتونم از این مسیر پُر خیر و برکت استفاده کنم و ازش لذت ببرم.

    همین چند دقیقه پیش از یکی از بزرگترین مجموعه های کشور توی حوزه کاری خودم باهام تماس گرفتن جهت عقد قرارداد کاری و این تازه اولین تماسی بود که گرفته شده برای همکاری و تا قبل از اینکه من میرفتم و صحبت میکردم شمارمو گرفت و قرار شد باهام تماس بگیره حتی اگر تماس هم نگیره من این رو به عنوان یک نشانه از طرف خداوند که دارم مسیر رو درست میرم میبینم و بابتش خداروشکر میکنم و مطمئنم که این از طرف خود خود خدا بود که داره بهم میگه که محمد تو فقط بیا من بهترین شرایط و بهترین مجموعه ها رو با پای خودشون میفرستم تا باهات کار کنن تو فقط به مسیرت ادامه بده و روی باورهات کار کن و در هرلحظه تلاش کن که احساستو خوب نگه داری این مهم ترین کاری هست که باید بکنی بقیه ش با من بقیه ش با منه ها فقط توی باید روی خود کار کنی همین!

    گفتم بیام این نشانه و تجربه ای که داشتم رو به اشتراک بذارم و باز هم خدارو بابتش شکر کنم.

    یه نکته ای هم چند وقته داره تو گوشم زنگ میزنه اون هم بحث عزت نفسم هست با تماس امروز و تجربیاتی که توی همین چند روز داشتم و الهاماتی که قلبم داره بهم میکنه دیگه برام معین شده که باید روی عزت نفسم کار کنم و خداوند توی این مسیر حتماً راهنمایی و کمکم میکنه ایمان دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    پناه گفته:
    مدت عضویت: 1112 روز

    به نام خداوند جان و دلم

    مدت آشنایی من با این سایت زمان طولانی هستش ولی انگار آمادگی و زمان مناسب برای دریافت و رسیدن به نقطه آغاز نبود ، ولی شروع کردم سردرگم و مبهوت…

    الان هدایت میخوام …

    الان دست خدا رو میخوام…

    الان نیاز دارم خدا بغلم کنه و بگه من هستم نگران نباش راه و نشونت میدم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    فرامرز خانی گفته:
    مدت عضویت: 105 روز

    درود بر کوین ترودو ایران، استاد عباسمنش

    امروز اینقدر از مبحث اعتماد به خدا من نشانه دریافت کردم که نمیتونم بگم اتفاقی بوده، نمیدونم قراره چیکار کنم ولی مطمئنم نشانه ها منو به سمت درستی میبره، تو کل زندگیم جوری زندگی کردم که لایق بهترینا باشم، جریان شر رو تا جایی که تونستم از خودم دور کردم و مطمئنم که خدا جوابشو بهم میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    ارزو معینی فرد گفته:
    مدت عضویت: 116 روز

    امروز 15دی ماه 1404

    ازخواب که بیدارشدم با است س اینکه امروز یه قسط برای بیمه ی ماشین دارم و اینکه از کجا تو یروز جورش کنم توکل کردم به خودش تارفتم حموم و برگشتم دیدم یه کلاینت بهم پیام داده و روزیمو رو خدا داد قسمتم امروز شرکت تو یه سمینار اموزشی بود که خیلی انگیزه گرفتم و میدونم کمکم میکنه ازش خواستم هدایتم کنه و میدونم ایمان دارم که به همه ی ارزوهام و خیلیییی فراتر از تصورم منو میرسونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    منيژه سبك روحيه گفته:
    مدت عضویت: 659 روز

    خداوندامن هرانچه دارم ازان توست

    باسلام به استادعباس منش

    خانم شایسته عزیز

    ودانشجوهاى هم مدار دانشگاه توحیدى ان

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که هرروزمنو اسون مى کنى به اسونى کارها

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که یکى ازقوانین بدون تغییر خداوند که احساسات مثبت مساوى است بااتفاقات مثبت که همون مفهوم مومنتوم مثبت هست هرروزیه ذره بیشتر یادمى گیرم

    من بیشتروقتهاکه مى خوام راحع به یه موضوعى تصمیم قطعى وباایمان به خدابگیرم

    میام ومرابه نشانه ام هدایت کن

    تجربه هاى من ازهدایت به نشانه ام

    فایل روگوش کردم وشروع به خوندن کامنت ها کردم

    وهدایت شدم به کامنت زیباى سارا عزیز

    برام جالب بوداینکه نشانه اش هدایت کرده بوددقیقا به قدم هفتم که فعلا نمى خواست بخره ومى خواست یه مدت فایل هاى دانلودى استادروگوس کنه وووو

    واینجابود که یادتجربه ى پارسال خودم افتادم

    زمان معرفى دوره ى هم جهت باجریان خداوند بود ومن مى خواستم بخرم پولش هم داشتم

    اماباخودم گفتم بذاردوره قانون افرینش

    دوره ى دوازده قدم

    ودوره ى روانشناسى ثروت یک روکه شروع کردم ولى تمام نشدند تموم کنم بعد سرفرصت واسودگى خاطراین دوره روبخرم وشروع کنم

    البته براتون بگم

    من دوره ى عزت نفس ودوره ى بى نظیراحساس لیاقت روگرفتم وچندین باردوره کردم

    واقعا این دودوره شخصیت ام روعوض کرد تازه مى دونم ارزش به خود وخود دوستى یعنى چه؟؟؟

    اعتماد به نفس یعنى چه؟؟

    واینکه خودم روهمون جورى که هستم بانقاط ضعف ونقاط قوت ام دوست داشته باشم

    یعنى گذروندن تک تک دوره ها به طورکامل وباحل تمرین ها درى جدید براى زندگى بهتروپرازعشق وصفاوصمیمیت برامون باز مى کنه

    ارى معجزه ى خرید دوره ى هم جهت باجریان خداوند

    دقیقا روز٢٩بهمن ماه سال١۴٠٣بودکه به سوى نشانه ام هدایت کن کلیک کردم

    خدایاااااااچى مى بینم معرفى دوره ى هم جهت باجریان خداوند

    چشمانم پرازاشک شوق ومعجزه ى خداوند بود

    همونجا بود که گفتم هدایت شدم به اینکه دوره روبخرم همون لحظه خریدم

    دقیقادوره ١۴٠٣/١١/٢٧شروع شده بود ومن روزسوم شروع دوره روخریدم

    وچقدربرام عالى بودکه پابه پاى استاد ودوستان این دوره روگذروندم

    دوستان هم مدار میلیاردهابارسپاسگزارم که این دوره روخریدم

    اگه بخوام دریه جمله ى کوتاه مفهوم کلى این دوره رودرسطح اگاهى وبرداشت خودم بگم

    سپاسگزارى ازنعمت هایى که داریم وبرامون بدیهى شده وکلا سپاسگزارى ازداشته هامون معجزه مى کنن ان وووو

    نعمت هاى زیادى وارد زندگى مون میشه

    حال دلمون خوب مبشه

    خدامارواسون مى کنه به اسونى کارها

    ترکیب صببارشکور معجزه مى کنه یعنى بسیارصبرکننده البته نه صبربه معناى تحمل بلکه صبربه معناى امیدداشتن

    وووشکور به معناى بسیارسپاسگزارنعمت هابودن

    خدایا هزاران مرتبه سپاسگزارم که دانشجوى دانشگاه توحیدى هستم

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که براى دومین بارازاول دوره ى هم جهت باجریان خداوند روشروع کردم وباعشق وصبورى جلسات روگوش مى کنم تمرینات اش رو انجام مى دهم ودراخر براى هرجلسه ردپایى به صورت کامنت مى نویسم

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم ازدوست جونم مهرى که من روبااین سایت توحیدى اشنا کرد

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى بزرگترین نعمت سپاسگزارى

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم که خداازرگ گردن به من نزدیک ترهست وهرلحظه من روهدایت مى کنه

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى حضور دوتاگل پسر که ثمره ى زندگى ٣۶ساله مون هست

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى حضور همسرمهربون وصبور ومنطقى وتوانمند وباهوش ودنیاى عشق وهمراه

    خداونداهزاران مرتبه سپاسگزارم براى داشتن نعمت بزرگ مادرم که دستان خداهست براى بزرگ کردنم وعشق مادرى

    تادرودى دیگرودل نوشته اى دیگر بدرود

    ١۴٠۴/١٠/١١

    ساعت٩:٢۴ پنج شنبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    سارا گفته:
    مدت عضویت: 996 روز

    سلام خدمت شما استاد بزرگوار و همه دوستانم

    من تقریبا هرروز از نشانه های سایت استفاده می‌کنم و گوش میکنم ، امروز نشانه من هدایت شد به فایل «تجربه های من از اعتماد به نشانه ام» و موضوعی یادم اومد که خیلی هدایتی ، اومدم تا بنویسم٫!

    پارسال دوره دوازده قدم را تهیه کردم که اون هم هدایتی بود که در خواب یه صدایی که انگار از جانب خداوند بود بهم گفت اگه میخوای موفق بشی دوره دوازده قدم را از سایت تهیه کن( من چندروز قبلش که فایل های معرفی دوره دوازده قدم را دیده بودم از خدا خواستم که خودش بهم بگه این دوره برام مناسبه یا نه که چندشب بعد این خواب را دیدم ) و بلافاصله دوره را تهیه کردم و هر ماه قدم بعدی را می‌گرفتم.

    جالب این جاست : قدم ششم را که گرفتم و کامل گوش کردم با خودم گفتم این ماه فعلا خریدی نمیکنم و فایل های هدیه استاد را گوش میکنم، با اینکه پول قدم هفتم در حسابم بود اما انگار یه نجوا بود که می‌گفت بسه دیگه ادامه نده ، و من اومدم توی سایت و گفتم میرم از نشانه امروزم استفاده میکنم و گوش میکنم و کلا یکماه فقط از نشانه ها و فایل های هدیه استفاده می‌کنم ، انگشتم رو روی دکمه « مرا به سوی نشانه ام هدایت کن » فشار دادم، فکر میکنید چه فایلی برام باز شد؟؟!

    ـ بله, فایل قدم هفتم دوره دوازده قدم!!!!!!!

    و من همونجا از تعجب میخکوب شده بودم و فقط خیره به این فایل!!!!

    خدا اومد و گفت دختر قدم بعدی رو بگیر و ادامه بده، تسلیم نجواها نشو ….

    و من همونجا قدم هفتم رو خریدم و دیگه هیچوقت تعلل نکردم و البته که بیشتر از پیش به نشانه ها ایمان آوردم و تقریبا هرروز استفاده میکنم .

    و این نوشتن های امروزم هم کاملا هدایتی بود که یکهو یادم اومد که بیام و امروز اینجا به اشتراک بگذارم .

    ممنون ازتون استاد که. شما هم هدایتی این بخش سایت را برای ما فراهم کردین واقعا ممنون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: