این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/08/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-08-21 20:48:312025-08-21 20:49:25سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 249
241نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مرسی برای این فایل زیبا که بامنو ویانا رفتی تو اون رودخانه پرآب وزیبا چندین بار پیاده روی کردیم وروح من اونجا بود .و اینوبیان میکنی جای شکرباقیست که تومسیردرست هستیم .
سریال سفر به دور امریکا را به راحتی می توان به دو بخش کاملا مجزا در دو برهه ی زمانی متفاوت تقسیم بندی کرد اما مهمترین پیام هر سخنی پرداختن و کاربرد قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است که در هر زمان و هر مکان با ابزارهای مختلفی به تصویر کشیده می شود که نشان دادن هر چه پر بارتر جهان هستی و زیبای خداوند به مخاطب است
طبق قانون به هر موضوعی توجه کنی از ریشه و اصل همان وارد زندگیت خواهد شد و قانونی دیگر می گوید احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب که با کنترل ورودی ها می توانیم در تغییر باورهایمان قانون تکامل را بهتر طی کرده و به نتیجه ای که خواهان ان هستیم برسیم الگوهایی که در ذهن و یاد و فکر خود داریم از اولین روزهای دیدن این سرزمین زیبا و رویایی که در ار وی بودیم با اکنون بسیار متفاوت است
در قسمتهای سفر با ار وی که قبلا دیدیم و البته که هنوز هم هر روز می بینیم اشتیاق و انگیزه ای که برای ربط دادن این تصاویربا قوانین را در بیننده ایجاد می کرد به مراتب بیشتر از اکنون است
یکی از عواملی که شاهد ان بودیم نظم و ترتیب و پاکیزگی بود که در همه مکانها به چشم می خورد تنها یک بار شاهد جمع اوری زباله ها توسط شما و خانم شایسته عزیز بودیم و در دیگر موارد به جز ارامش و نظم و زیبایی هیچ چیز به چشم نمی امد همان نظمی که خداوند در افریدن هر چیز دارد و تکاملی که طی می شود اما در این مکانهایی که در این قسمت شاهد دیدن ان بودیم نوعی بی نظمی حاکم بود
خانه بانو هم که دست کمی از دیگر مکانها نداشت و تعجب اور است چگونه او در این خانه که از نظر بهداشت نظارت و توجه چندانی بر ان نبود به تولید محصولات لبنی می پردازد که حتی گربه در همه جا حق تردد داشت
ارامش در زندگی رعایت قوانین و عمل کردن به انها است تا بتوانی لذتی مضاعف از دقایق زندگیت ببری نوعی هم اهنگی و تقسیم بندی زمانی که خداوند در اختیار همگان به شکلی مساوی مانند عدالتش قرار داده است تا بیشتر به توانایی های خودت در مدیریت مکان و زمان پی ببری اما به نظر می رسید زمان در این جا به کندی می گذرد نوعی سکون در ان وجود داشت نه ارامش
اى فرزندان آدم! چون پیامبرانى از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانى که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین شوند
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت این مسیر زیبا
کنترل ذهن و اصلاح باورها
لاخوف علیهم و لازم یحزنون
خدایا صدهزار مرتبه شکرت.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت تمام تک تک زحماتی ک میکشید برای این سایت الهی توحیدی
وقتی ما تمام تمرکزمون که خلق وخالق هست روی نکات مثبت باشه فقط اتفاقات زیبا برامون می افته
وچقدر این حرف استاد رو قلبم تایید میکنه که خدا از طریق دستان دیگرش که همین بندها میشه به ما لطف ومحبت وعشق نثارمون میشه
وبا اینکه شنیده بودم که مردمان ایران فقط مهمان نواز وخون گرم هستند و بقیه مثل ما نیستند که الان متوجه شدم قضیه به جا ومکان ربطی نداره اگر انرژیت مثبت باشه آدمهای مثبت به سمتت میان
و تشکر میکنم از کامنت آقای احمدی عزیز که تک تک جملاتتون زیبا و به دلم نشست
بادورود به استاد عزیز وخانوم شایسته عزیز.ازتمام زحماتی که بابت این سایت فوقالعاده میکشیم تشکر میکنم .
چقدر این کشور زیباست چقدر انرژی عالیه داره استاد واقعاً اون شیر خوردن داره شیر بز طبیعی وپنیر عالی چقدر اون خانوم انرژیش بالاس چقدر با عشق و علاقه باحیواناتش رفتار میکنه وشیر بزهارو میدوشه من هرموقع از این فایلهای سفر به دور آمریکا میبینم فقط خودم رو در اونجا میبینم وحتما هم بهش میرسم وخلقش میکنم چون واقعا کشور بینظیریه و مردمان خوبی هم داره چقدر زیبای خداوند در اون کشور آفریده خدایا شکرت .
به نام خدای عشق و مهربانی ام به نام خدای زیبایی و فراوانیم خدابا شکرت میگویم و سپاسگزار این همه نعمت و خوشبختی ام هستم
سلام به استاد زیبا رویم دام برای صداتون تنگ شده بود صدای که پر از عشق و محبت و دوست داشتن ست صدایی که آرامش بخش ست
صدایی که بوی انسانیت و صفا و بخشندگی دارد
و سلام به مریم عزیزم و همه دوستان نازنینم
الان که از بیرون و دور دور اومدیم گفتم بیام یکم کامنت بخونم و بنویسم که چشمم به این زیبایی افتاد فایل جدید سفر دور امریکا و چقدر ذوق کردم ممنونم استاد عزیزم خسته نباشی برای تدوین ابن فایلها دمت گرم خدا قوت
وقتی در مسیر درست هستی خداوند انسانهای خوب مهربان رو در مسیرت قرار میدهد و تو را آسان میکند برای آسانیها
مثل شما که عزیز خدا هستین هر جا قرار میگیرید
همه چیز براتون جلوتر چیده شده و دستانه خدا براتون صف کشیدن
استاد عزیزم شما هم عشقی سرشار از جانب رب برای ما هستین
عشق خدایی که وجود شما رو سرشار کرده از زیبایی که نمیتوانین با ما به اشتراک نذارین
عشقی که از سمته شما وجود ما رو سرشار کرده از عشق به خداوند و قدم برداشتن به بسویش
عشقی که سرشار خوبیها و فراوانیها وزیباییها رو دوست داره با ما به اشتراک بذاره
عشق شما استاد مثل عشقه خداوند بی قید و شرط ست
واین عشقی که از درونتون به ما میدهین جهان از طرق مختلف به خودتون برمیگرداند
شما عشقی که از خدا دریافت میکنین رو خالص به ما میرسانین و این عشق را باید پرستید
استاد عزیزم بینهابت دوستتون دارم
استاد عزیزم شما به احساسه خوب ما به خوشبختی ما
به سلامتی ما و به شناخت ما به خداوند وسعت دادی
به نگاه ما به داشته هامون به زندگی مون به سپاسگزاری
وسعت دادی
نگاه ما به نعمتهای بی شماری که خداوند به ما داده رو وسعت دادی
نگاه ما رو به نعمت و ثروت و فراوانی این جهان وسعت دادی
ما از شما یاد گرفتیم سپاسگزار همچین خدای خوب و مهربان باشیم
و این خدای خوب و مهربان رو شناختیم و درخواست کردن رو باد گرفتیم
و یاد گرفتیم که باید در لحظه حال لذت برد از زندگی
در پناه خداوند مهربان باشین
خدایا برای آگاهی و هدابت امشبم شکرت میگویم سپاسگزارتم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم تا ابد و بی نهایت طلایی
استاااد چقد زیبا بود این فایل و این که این خانم گوتلیدی براتون تخم مرغ شیر کنار گذاشته بود دقیقا مطابقه دوره قانون سلامتی خیلی زیبا بود خیلی چقددددد خونه ش رویایی و زیبا بود و من عاشقه خونه های آمریکاییم حتی معمولی شون اتفاقا دارم تو محله ی خونمون یوسف آباد برای خودم یه خونه ی قدیمی آمریکایی که واسه زمانه شاهه میخرم که البته توش بازسازی شده هست و میخوام توشو سبکه دیزاین امریکایی بوهو تزیین کنم خوشگلش کنم با یار استاد خیلی قشنگ میشه خیلییییییی خدارو میلیاردها بارشکرت
البته اینم بگم هر چی هدایت بشم میخرم شاید هم نوساز 1404ری خریدم نمیدونم هر چی هدایتم بگه ولی دارم میخرم عاشقتونممممم من استاد هر چی گفتین تا امروز گفتم چشم انجام دادم انجام میدم تا ابد و همینطور منم واقعا دارم از تنهاییم و تنها زندگی کردنم واقعا لذت میبرم و طبقه دوره ی بینظیر عزت نفس بخودم قول دادم این قائم به ذات بودنم رو تا ابد داشته باشم و عاشقش شدم نمیدونین چقد حسه رویایی و خوبیه
عاشقتونم واقعا الان سر کلاس دوره ی عشق ومودت دارم مرور میکنم جلسه ی چهارم رویایی رو دارم میرم جلو اما موقعه آنتراکم حتما میام این فایل رو میبینم لذت میبرم بخصوص از این دستانه بینظیر خداوند که شما رو هدایت کرده سمتشون واقعا رویایی و بینظیر هست هم مناظرش هم آدمها خدارو میلیاردها بار شکرت دلم واسه روی ماهه مریم جون عزیزم یه ذرههههههه شده توروخدا فایل از خودتون بزارین که من بی نهایت دلم تنگ واستون کنارهمدیگه هم خیلی خیلی قشنگترین
و البته تنهایی هم واقعا رویایی عه خدارو میلیاردها بار شکرت
این فایل سفر به دور آمریکا هم مثل همیشه پر از نکات مثبت و زیبایی و در صلح بودن آدما با خودشون بود.
ممنون از استاد عزیز بخاطر این فایل زیبا و عالی.
اینم متن فایل تصویری سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 249 به همراه ترجمه و زمان بندی:
[00:00 – 00:28] سلام به دوستان عزیزم در سریال «سفر به دور آمریکا». این ویدیوهایی که میبینید، مربوط به ادامه همین سریال است که فاصلهی خیلی زیادی بین ضبط و تدوینشان افتاد. این قسمتها حدود دو سه ماه پیش فیلمبرداری شده بودند، اما من فرصت نکرده بودم تدوینشان کنم و الان دارم این کار را انجام میدهم. هرچند من دیگر از سفر برگشته و به فلوریدا آمدهام، اما دوست داشتم این فایلها را با شما به اشتراک بگذارم.
[00:28 – 01:05] این رودخانه زیبایی که میبینید، رودخانهی یوبا (Yuba River) در شمال ساکرامنتو است؛ همان جایی که آن مرکز مدیتیشن (Meditation Retreat) قرار داشت و فضای فوقالعاده بینظیری بود. ما چندین بار با بچهها به این رودخانه آمدیم، کلی پیادهروی و قدم زدیم. انرژی فوقالعادهای داشت. میگفتند امسال هم میزان آب به مراتب بیشتر از سالهای قبل بوده و به همین خاطر، خیلی روی احتیاط تأکید میکردند که کسی در آب غرق نشود و همه مراقب باشند.
[01:05 – 01:39] در این مسیری که در ادامه ویدیو میبینید، جاهایی هست که من با دوستانم صحبت کردم و گفتگوها به زبان انگلیسی است. دوستانی که مایل به ترجمه هستند، میتوانند آن قسمتها را ترجمه کنند، چون موضوعات قشنگی مطرح شده است. میتوانید ترجمهتان را در بخش نظرات (کامنتها) بنویسید تا بقیه دوستان هم برگردند و با خواندن نظرات، ترجمه گفتگوها را ببینند.
[01:39 – 02:34] من یک تجربه فوقالعاده در این سفر داشتم که در ادامه هم خواهید دید. اتفاقات خیلی جالبی افتاد؛ هدایتهایی در کار بود و شرایطی پیش آمد که اصلاً قبلاً به آن فکر نکرده بودم. در واقع کل این سفر بر اساس هدایت بود. یعنی شرایطی پیش آمد که یک حس درونی به من گفت به سمت این مرکز مدیتیشن بیایم و اینجا یک سری دریافتها داشتم، با یک سری دوستان خیلی خوب آشنا شدم و صحبتهای خیلی قشنگی رد و بدل شد که بخشهایی از آن را در قسمتهای قبلی دیدید. نسبت به آنچه واقعاً اتفاق افتاد خیلی کم فیلمبرداری کردم، اما تجربه بینظیری بود که به لطف هدایت پروردگار، در این فصل فوقالعاده زیبا که بهار بود و هوا خیلی تازه و دلپذیر بود، به این منطقه زیبا آمدم. حالا در ادامه میبینید که چه اتفاقاتی افتاد و با هم لذت میبریم.
[02:34 – 03:08] خب، یک توضیحی بدهم که داستان از چه قرار است. من چند روز پیش از این دهکده زیبا رفتم به سمت ساکرامنتو و مدتی آنجا بودم. این دوست عزیزمان، خانمِ بُزها (Goat Lady)، همان خانمی که بزها را نگه میدارد و با هم کار کردیم و کلی لذت بردیم، به من پیام داد که: «چرا بدون خداحافظی رفتی؟» چون رفتنم خیلی یهویی شد. باید ماشین را برای سرویس میبردم و خلاصه باید سریع چندتا کار را قبل از تاریک شدن هوا انجام میدادم و دیگر یک جورایی بدون خداحافظی رفتم.
[03:09 – 03:23] گفت: «کلی برات پنیر و تخممرغ و شیر نگه داشته بودم، میخواستم بهت بدم. اگه میتونی، یه سر بیا و این هدیهها رو بگیر.»
[03:23 – 03:45] من هم گفتم چشم، چند روز دیگر میآیم. الان آن چند روز گذشته و من از ساکرامنتو به این دهکده زیبا آمدهام تا هدیههایم را بگیرم. البته من هم چند هدیه برای «گوت لیدی» عزیز گرفتم که امیدوارم خوشش بیاید. برویم با هم ببینیم چه اتفاقی میافتد.
[03:45 – 03:57] Saeed, I just feel the cheese and milk is here for you. So I’m happy to give you the cheese and the eggs. And then I have this one.
[ترجمه روان] سعید، حس کردم این پنیر و شیر مال توئه. خوشحال میشم پنیر و تخممرغها رو بهت بدم. اینم برای تو.
[03:57 – 04:03] Yes, she is a petted girl. Yeah, I can tell. She just really wanted those pellets.
[05:39 – 05:46] Not as much as here but it’s good. Yeah. Just hanging out? Yeah. Yeah.
[ترجمه روان] به خوبی اینجا نه، ولی خوبه. آره. همینطوری میچرخی؟ آره.
[05:47 – 05:51] Hanging out at the community or hanging out in the city? In the, in the RV park.
[ترجمه روان] توی این مجموعه میچرخی یا تو شهر؟ توی پارک کاروانها (RV Park).
[05:52 – 05:59] In the other what? RV park. RV park? Oh. Have you been learning other things like speaking horsey? No, I’d like to speak English right now.
[ترجمه روان] توی اون یکی چی؟ پارک کاروانها. پارک کاروانها؟ اوه. چیز دیگهای هم یاد گرفتی؟ مثلاً زبون اسبی حرف بزنی؟ نه، فعلاً ترجیح میدم انگلیسی صحبت کنم. (زبون اسبی (Speaking horsey) یک اصطلاح واقعی نیست، بلکه یک شوخی و کنایه بامزه در آن لحظه از گفتگو است.)
[06:00 – 06:05] So, um, Saeed has very good English but his first language was Farsi.
[ترجمه روان] خب، سعید انگلیسیاش خیلی خوبه ولی زبان اولش فارسی بوده.
[06:05 – 06:06] Yeah. Yeah.
[ترجمه روان] آره. آره.
[06:10 – 06:21] And this is his first, I was surprised cause your English is so good. His first total immersion with English. English? Wow.
[ترجمه روان] و این اولین… تعجب کردم، چون انگلیسیات خیلی خوبه. این اولین تجربه کاملش از قرار گرفتن در محیط انگلیسی زبانه. انگلیسی؟ وای!
[06:22 – 06:28] Okay so she’s not done but her bucket’s done so I’m gonna pour out her bucket.
[ترجمه روان] خب، کار این هنوز تموم نشده ولی سطلش پر شده، پس میخوام سطلش رو خالی کنم.
[06:29 – 06:36] Like having a family with poor pooping manners.
[ترجمه روان] انگار یه خانواده داری که آداب دستشویی رفتن بلد نیستن!
[06:38 – 06:51] Yeah. That would call you dad. Look at the baby ducks. Oh yes. They’re so cute. Yeah, so this were raised by the school kids.
[ترجمه روان] آره. که بهت میگن بابا. جوجه اردکها رو نگاه کن. اوه بله. خیلی نازن. آره، اینا رو بچههای مدرسه بزرگ کردن.
[06:56 – 07:01] What kind of ducks are they? Ugly one. Ugly ducks?
[ترجمه روان] اینا چه جور اردکیان؟ از نوع زشتش. اردک زشت؟
[07:01 – 07:05] Those are pretty ducks. Pretty ducks.
[ترجمه روان] اونا اردکهای قشنگی هستن. اردکهای قشنگ.
[07:11 – 07:35] And when you watch the movie, um, Finding Happiness? Yeah. They’re running down this hill. And I have to watch it again. So the movie, you know, they’re talking about meditation and everything and then, uh, all of a sudden there’s goats running down a hill and everybody laughs. So I feel like we’re the comedy relief in the movie.
[ترجمه روان] وقتی فیلم «در جستجوی خوشبختی» رو میبینی… آره. دارن از این تپه میدَوَن پایین. باید دوباره ببینمش. خلاصه تو فیلم، دارن درباره مدیتیشن و این چیزا حرف میزنن که یهو، یه گله بز از تپه میدَوَن پایین و همه میزنن زیر خنده. حس میکنم ما قسمت خندهدار و بامزه فیلم هستیم.
[07:37 – 07:42] That’s a key role in the community. It’s important to have laughter and fun.
[ترجمه روان] این نقش کلیدیایه تو جامعه. خنده و سرگرمی خیلی مهمه.
[07:43 – 08:32] Many hands make a miracle. Let’s all join hands together. Life on earth is so beautiful when you can laugh and dance and struggle as friends, then all your means to achieve their ends. Many hands make a miracle, people climbing together. Soon we reach to the pinnacle of every mountain peak we hazardously, we lift our hands to welcome the sun. We lift our hands to welcome the sun. Okay, so that was a little off tune on my part but you get the idea. Yes, it’s so amazing.
[ترجمه روان] اتحاد دستها معجزه میآفریند. بیاین همه دست به دست هم بدیم. زندگی روی زمین چقدر زیباست وقتی میتونی بخندی و برقصی و دوستانه تلاش کنی، اونوقته که همه چیز برای رسیدن به هدف جور میشه. اتحاد دستها معجزه میآفریند، وقتی آدمها با هم صعود میکنند. به زودی به قلهی هر کوهی که جسورانه فتح میکنیم، خواهیم رسید. دستهایمان را برای خوشامدگویی به خورشید بلند میکنیم. خب، یه کم از طرف من خارج از ریتم بود ولی منظور رو گرفتی. بله، خیلی شگفتانگیزه.
[08:33 – 08:39] We’re working the song. We got up early with many hands. We’re walking the hill as friends.
[ترجمه روان] داریم روی این آهنگ کار میکنیم. با کمک هم زود بیدار شدیم. دوستانه از تپه بالا میریم.
[08:39 – 08:44] Sunshine. For some people this hill is a little bit of a struggle.
[ترجمه روان] آفتاب. برای بعضیها بالا رفتن از این تپه یه کم سخته.
[08:46 – 08:51] This is what keeps you healthy. We have food, delicious nutritious food.
[ترجمه روان] این چیزیه که آدم رو سالم نگه میداره. ما غذا داریم، غذای خوشمزه و مقوی.
[08:52 – 09:10] Yes, with goats. That’s Omelette and that’s her mother Ivy. So they were just talking to each other.
[ترجمه روان] بله، با بزها. اون «املت» و اونم مادرش «آیوی». داشتن با هم حرف میزدن.
[09:12 – 09:19] She knows every name of the goat. Seventy goats.
[ترجمه روان] اون اسم تکتک بزها رو بلده. هفتاد تا بز.
[09:37 – 09:44] Ivy and so it’s a girl.
[ترجمه روان] آیوی… پس ماده است.
[09:50 – 10:15] I think he wants to go with his mom. Raggie? Yeah. Did you get anything? Stuck it? Um, well, I wish he wouldn’t but I thought “stop ’em”. Yeah, well that’s why I don’t let them feed their mama before she gets milked in the morning.
[ترجمه روان] فکر کنم میخواد با مامانش بره. رگی؟ آره. چیزی گیرت اومد؟ گرفتیش؟ امم، خب، کاش این کارو نمیکرد ولی گفتم “جلوشو بگیر”. آره، برای همینه که صبحها قبل از دوشیدن، نمیذارم بچهها از مادرشون شیر بخورن.
[10:15 – 10:18] Let, let’s take a picture.
[ترجمه روان] بذار… بذار یه عکس بگیریم.
[10:18 – 10:22] These kids are so cute. Seriously.
[ترجمه روان] این بزغالهها خیلی نازن. جداً.
[10:24 – 10:31] Didn’t she just get milked? Yeah. You don’t have anything. You don’t have anything.
[ترجمه روان] مگه همین الان دوشیده نشد؟ آره. تو که چیزی نداری. هیچی نداری.
[10:36 – 10:48] Let’s go in someone else’s struggle as one. I thought it. Our hands to welcome the sun. He’s good it was quicker for today.
[ترجمه روان] بیاین متحدانه در سختیهای دیگری شریک شویم. بهش فکر کردم. دستهامون برای خوشامدگویی به خورشید. خوبه که امروز سریعتر بود.
[ترجمه روان] داد بزن بیان پایین. همه بیاین. ماریا کجاست؟ ماریا!
[11:01 – 11:11] Oh, those sweet, those gifts. You know, most people give gifts, you go, “thank you” and then you go, “what am I going to do with it?” You give me the perfect gifts.
[ترجمه روان] اوه، این شیرینیها، این هدیهها… میدونی، بیشتر مردم وقتی هدیه میدن، آدم میگه «ممنون» و بعد با خودش فکر میکنه «حالا اینو کجای دلم بذارم؟». ولی تو بهترین هدیهها رو به من میدی.
[11:11 – 11:19] Because I know your diet and, yeah, you don’t like sweet. I like sweet but I just don’t eat it.
[ترجمه روان] چون رژیم غذاییت رو میدونم و میدونم که اهل شیرینیجات نیستی. من خودم شیرینی دوست دارم، ولی خب نمیخورم.
[11:21 – 11:24] But yes, so, you’re amazing.
[ترجمه روان] ولی آره خلاصه که… تو فوقالعادهای.
[11:31 – 11:39] Beautiful, and make sure there’s nobody… Every once in a while a piece of dirt gets in. All I see are bubbles.
[ترجمه روان] زیباست، و مطمئن شو که… هر از گاهی یه ذره آشغال توش میفته. من که فقط حباب میبینم.
[11:39 – 12:00] اومدیم اینجا که شیر و پنیرمون رو بهمون بده و ببینید چقدر قشنگ این کار را انجام میدهد.
[12:08 – 12:13] There we go. Thank you so much.
[ترجمه روان] بفرما. خیلی ممنونم.
[12:14 – 12:26] I think there’s one more. I know you are very grateful because you know the goodness. Exactly. Yes.
[ترجمه روان] فکر کنم یکی دیگه هم هست. میدونم خیلی قدردانی، چون ارزشش رو میدونی. دقیقاً. بله.
[12:26 – 12:30] I don’t have to educate you.
[ترجمه روان] لازم نیست چیزی رو برات توضیح بدم.
[12:37 – 12:49] That’s nice. But I just want to, you know, I have to fulfill my orders first. Yeah. Divine mother takes care of you. Thank you. Yeah. Thank God.
[ترجمه روان] عالیه. ولی خب میدونی، اول باید سفارشهای خودم رو آماده کنم. آره. مادر الهی مراقبته. ممنونم. آره. خدا رو شکر.
[12:50 – 12:59] God bless you. Oh, thank you. God bless you and your goats. I love you so much. I would give you anything. Thank you so much.
[ترجمه روان] خدا بهت برکت بده. اوه، ممنونم. خدا به تو و بزهایت برکت بده. خیلی دوستت دارم. هر کاری برات میکنم. خیلی ممنونم.
[13:05 – 13:08] There we go. Thank you so much.
[ترجمه روان] بفرما. خیلی ممنونم.
[13:12 – 13:16] Careful, those things get hot. Sure. Thank you.
[13:17 – 13:22] خب، اینم از دو تا شیری که به ما هدیه دادند.
[13:22 – 13:28] Best cheese is the, this one because the other one came out a little dry.
[ترجمه روان] بهترین پنیر این یکیه، چون اون یکی یه کم خشک دراومد.
[13:30 – 13:36] Which one is more fresh? Are you sure? Because this one’s actually better if…
[ترجمه روان] کدومش تازهتره؟ مطمئنی؟ چون این یکی راستش بهتره اگه…
[13:36 – 13:41] Anything, anything. No, no, no, I, I trust you.
[ترجمه روان] هر چی تو بگی. نه، نه، من بهت اعتماد دارم.
[13:43 – 13:51] Okay. Well, look what’s fresh then. But it’s going to be a little bit dry. It’s going to be delicious though. Okay. Okay, here we go.
[ترجمه روان] باشه. خب، پس ببین کدوم تازهست. ولی یه کم خشک میشه ها. هرچند خوشمزه میشه. باشه. خب، بفرما.
[13:51 – 14:04] And then, um, let’s see, we got that, that… You like this kind too, right? Yeah, of course. Okay, and then at home I got the dry cheese for you. The yellow one? Yeah. I love that. Yes. Yes.
[ترجمه روان] و بعد… بذار ببینم… این… تو این مدل رو هم دوست داری، درسته؟ آره، حتماً. باشه، بعد تو خونه اون پنیر خشکه رو برات گذاشتم. اون زرده؟ آره. عاشق اونم. بله. بله.
[14:04 – 14:12] Okay. خب ببینید، پنیر هم بهمون داد. یه عالمه پنیر و یه عالمه شیر برای ماست.
[14:13 – 14:27] این خانه «گوت لیدی» است. گفت که تخممرغ و یک نوع پنیر دیگر را در خانه برایم نگه داشته، و گفت بیا خانه و بگیر.
[14:27 – 14:38] ما قبلاً خانهاش را دیده بودیم. حالا میرویم داخل. چقدر این خانم فوقالعاده است.
[14:41 – 14:44] I have a question, Saeed. Yes.
[ترجمه روان] یه سوال دارم، سعید. بله.
[14:44 – 14:46] Say, say it. Yes.
[ترجمه روان] بگو، بگو. بله.
[14:48 – 15:00] Um, okay so this was a ceramic pan that I had. You guys should throw it away cause it’s been used.
[ترجمه روان] خب این یه ماهیتابه سرامیکی بود که داشتم. شما باید بندازینش دور چون دیگه کارکرده است.
[15:00 – 15:13] Yes. Okay. Cause it, this one says it, it’s better. Yeah, I’m glad, yeah. I, I like T-fal. It’s, it’s very good brand. Okay. And I’m glad you needed it.
[ترجمه روان] بله. باشه. چون این یکی میگه بهتره. آره، خوشحالم. من تفال رو دوست دارم. برند خیلی خوبیه. باشه. و خوشحالم که لازمش داشتی.
[15:13 – 15:15] Thank you. Thank you.
[ترجمه روان] ممنونم. ممنونم.
[15:15 – 15:27] That will go where it belongs. Okay, so now where, oh, oh, oh, oh. Oh, I had a little thing here for your cheese.
[ترجمه روان] اون میره جایی که باید بره. خب، حالا کجا… اوه! یه چیز کوچولو اینجا برای پنیرت داشتم.
[15:28 – 15:31] Oh, I love that one. Yes.
[ترجمه روان] اوه، عاشق اونم. بله.
[15:31 – 15:35] And then do you like the bigger chewy ones too? Yeah, of course.
[ترجمه روان] اون بزرگترها که جویدنیتر هستن رو هم دوست داری؟ آره، حتماً.
[15:35 – 15:39] Okay, okay. I have some in here.
[ترجمه روان] باشه، باشه. یه کم اینجا دارم.
[15:41 – 15:48] So yeah, these are kind of like little crunchies. They remind me of cheese puffs. Yeah. But nothing bad in them.
[ترجمه روان] آره، اینا یه جورایی مثل کرانچیهای کوچیک هستن. منو یاد پفک پنیری میندازن. آره. ولی هیچ چیز مضری ندارن.
[15:48 – 15:58] And then these… I’m so hungry, I’m gonna just take a little piece to make sure it tastes okay. They have a little go container.
[ترجمه روان] و بعد اینا… خیلی گرسنمه، فقط یه تیکه کوچیک برمیدارم تا مطمئن بشم طعمش خوبه. اونا یه ظرف کوچیک برای بیرون بردن دارن.
[16:07 – 16:23] خب ببینید، دو تا بسته تخممرغ هم به من داد و خودش هم دارد برای صبحانهاش تخممرغ درست میکند.
[16:24 – 16:32] میگوید همین الان دارد از هدیهای که من برایش آوردم استفاده میکند؛ همان ظرفهایی که برایش آوردم. امیدوارم خوشش بیاید.
[16:33 – 16:37] Farsi sounds a lot like Hebrew to me. Really? Yeah, it has the same tones.
[ترجمه روان] به نظرم فارسی خیلی شبیه زبان عبریه. جداً؟ آره، آهنگ صداشون مثل همه.
[16:39 – 16:47] Maybe because they, they, yeah, they are, we have “khe” too. Yeah, yeah. Yeah.
[ترجمه روان] شاید چون… آره، ما هم صدای «خ» داریم. آره، آره.
[16:47 – 16:53] Maybe because they’re, they’ve been neighbors for a while. Yes, yes. Yeah, maybe that’s why.
[ترجمه روان] شاید چون برای مدتی همسایه بودن. بله، بله. آره، شاید برای همینه.
[16:56 – 17:02] They’re sliding all over the place. They are not sticky. That doesn’t happen with the old one.
[ترجمه روان] دارن همه جا سُر میخورن. نمیچسبن. با اون قدیمی اینطوری نمیشد.
[17:02 – 17:04] That’s gonna be a funny video.
[ترجمه روان] ویدیوی خندهداری میشه.
[17:06 – 17:23] But I was inspired yesterday by a little book by Jyotish and Devi, the leaders here at Ananda. They wrote a book called “Life is a Pilgrimage and the Goal is to Find God”. And that, it’s a story. It’s a story about… You read that one? Shopping carts. The shopping carts, yeah.
[ترجمه روان] من دیروز از کتاب کوچکی نوشته «جوتیش» و «دِوی»، رهبران اینجا در آناندا، الهام گرفتم. آنها کتابی به نام «زندگی یک سفر زیارتی است و هدف، یافتن خداست» نوشتهاند. و اون یک داستانه… داستانی درباره… تو خوندی اون رو؟ چرخدستیهای خرید. آره، چرخدستیها.
[ترجمه روان] اوه، اون داستان مورد علاقه من از جوتیشه. فوقالعادهست.
[17:25 – 17:40] Oh, when he talks about, um, like at Festival of Light when it’s the opposite. Of course we want to take care of ourselves first. Remember that? I can’t remember the exact language. I laughed so hard when he was telling it. I heard him tell it for the first time.
[ترجمه روان] اوه، وقتی در مورد… مثلاً تو «جشنواره نور» که قضیه برعکسه، صحبت میکنه. که البته ما اول میخواهیم مراقب خودمان باشیم. یادت هست؟ کلمات دقیقش یادم نیست. وقتی تعریف میکرد، از خنده رودهبر شدم. اولین بار بود که میشنیدم تعریفش میکنه.
[17:40 – 17:48] Yeah, when he was at Sunday service he told it one week, right? Uh, yeah, but many, many years ago for the first time. Yeah, I heard about that.
[ترجمه روان] آره، یک هفته در مراسم روز یکشنبه تعریفش کرد، درسته؟ آره، ولی اولین بار خیلی خیلی سال پیش بود. آره، در موردش شنیدم.
[17:48 – 17:51] Yeah, I laughed so hard. Yeah.
[ترجمه روان] آره، خیلی خندیدم.
[17:51 – 18:24] So it’s just a little book, it’s a little story about, um, a sort of what we carry with us when we come on the spiritual path. And it’s, uh, it uses analogy and it uses metaphor, um, as like an actual trail that we’re walking. And along the trail you find many things, you find stops, uh, some people are carrying big cart loads of things and trying to carry that along the path with them. And eventually, once you get far enough, far enough along the path, you have to drop everything that you have.
[ترجمه روان] خلاصه یه کتاب کوچیکه، داستانی کوتاه درباره چیزهایی که وقتی وارد مسیر معنوی میشویم با خودمان حمل میکنیم. از تمثیل و استعاره استفاده میکنه، انگار که در یک مسیر واقعی قدم میزنیم. در طول مسیر چیزهای زیادی پیدا میکنی، ایستگاههایی پیدا میکنی. بعضیها بارهای سنگینی را با چرخدستی حمل میکنند و سعی میکنند آنها را در تمام مسیر با خودشان ببرند. و در نهایت، وقتی به اندازه کافی در مسیر پیش رفتی، باید هر چه را که داری، رها کنی.
[18:24 – 18:48] You have to slowly, at least, let go of everything that, that holds you back because as the Bible says, you know, um, a camel cannot fit through the eye of a needle. So you can’t really take anything with you. You can’t take any possessions, any attachments, any even views or beliefs at the end. At the end, you’re just very naked, you’re just naked.
[ترجمه روان] باید آرام آرام، هر چیزی را که مانع پیشرفت توست، رها کنی. چون همانطور که در انجیل آمده: «عبور شتر از سوراخ سوزن آسانتر است…». پس واقعاً نمیتوانی چیزی با خودت ببری. در پایان، هیچ دارایی، هیچ وابستگی، و حتی هیچ دیدگاه یا باوری را نمیتوانی با خودت ببری. در آخر، تو کاملاً عریان و خالی هستی.
[18:48 – 19:02] You know, as you progress along the spiritual path. So I was inspired to write this poem, which I can share with you. Yeah, can you, can you read it? Yeah. So I wrote this yesterday. Um, and it’s, it doesn’t have a title but, uh, “Gifted were we with a little booklet by thee,
[ترجمه روان] میدونی، همانطور که در مسیر معنوی پیش میروی. خلاصه من الهام گرفتم این شعر رو بنویسم، که میتونم برات بخونمش. آره، میتونی بخونیش؟ آره. اینو دیروز نوشتم. عنوان نداره ولی… «از سوی تو، کتابچهای کوچک به ما هدیه شد،
[19:02 – 19:15] life is a pilgrimage, the goal is to find God, signed Jyotish and Devi. There is written a tale that begins a path, leading we know not where, seeming only a trail.
[ترجمه روان] زندگی یک سفر زیارتی است و هدف، یافتن خداست، با امضای جوتیش و دِوی. داستانی نوشته شده که مسیری را آغاز میکند؛ مسیری که نمیدانیم به کجا میبرد و تنها چون یک کوره راه به نظر میرسد.
[19:15 – 19:32] Cart loads and backpacks, tokens and veils, one known as Walker, he leads us onward, onward to nothing. None of our trinkets do avail, with near-sighted eyes we stumble along,
[ترجمه روان] بارهای سنگین، کولهپشتیها، نشانهها و حجابها… یکی، معروف به «رهرو»، ما را به پیش میراند، به سوی هیچ. هیچ یک از خرتوپرتهایمان به کار نمیآیند، با چشمانی نزدیکبین، تلوتلو خوران پیش میرویم،
[19:32 – 19:41] not really knowing what we seek, drawn inward by a song. The song of myriad lifetimes, Walker’s music reminds, our one true goal on the path,
[ترجمه روان] بیآنکه بدانیم در جستجوی چه هستیم، با آوازی به درون کشیده میشویم. آواز هزاران زندگی… موسیقی «رهرو» یادآوری میکند که تنها هدف حقیقی ما در این مسیر،
[19:41 – 19:51] to find thee, to be always thine. Distractions at first draw us outward, possessions do bind, but in our growing thirst for thee, we settle on one mind.
[ترجمه روان] یافتن توست، تا همیشه از آنِ تو باشیم. در ابتدا حواسپرتیها ما را به بیرون میکشند و داراییها به بند، اما در تشنگی روزافزونمان برای تو، بر یک ذهن متمرکز میشویم.
[19:51 – 19:58] All the obstacles become affirmations and beyond the borders of our will, our purpose taking shape,
[ترجمه روان] همه موانع به تأیید بدل میشوند و فراتر از مرزهای ارادهمان، هدفمان شکل میگیرد،
[19:58 – 20:09] our hearts through and through are thrilled, are thrilled. No more limitations, we left them by the river, as we climb over sliding cliffs of temptation,
[ترجمه روان] و قلبهایمان سراسر به وجد میآیند. دیگر هیچ محدودیتی نیست، آنها را کنار رودخانه جا گذاشتیم، همانطور که از صخرههای لغزنده وسوسه بالا میرویم،
[20:09 – 20:19] terrible mountain passes of doubt, and crawling now naked through the narrow slot canyon of devotion’s final pointed push for thee.
[ترجمه روان] از گردنههای هولناک شک عبور میکنیم، و اکنون عریان، از دره تنگ آخرین فشارِ هدفمندِ بندگی برای تو میخزیم.
[20:19 – 20:34] We each emerge victorious into thy flaming blue sphere of perfect union, eternal glee.”
[ترجمه روان] و یک به یک، پیروزمندانه، به گوی آبی و شعلهور اتحاد کامل و سرور ابدی تو وارد میشویم.»
[20:34 – 20:36] And that’s it. Wow, very nice.
[ترجمه روان] و تمام. وای، خیلی قشنگه.
[20:36 – 20:38] Yeah. So it’s just, it’s a fun…
[ترجمه روان] آره. خب این یه جور…
[20:38 – 21:18] It’s a fun way, I think, to go deeper in our spiritual practices. I mean, it’s a very spiritual practice for me and it always has been, journaling and poetry, whether it’s in prose or poetry or how you want to combine those or define those, it’s a way of processing it for me too. Like, okay, I read it, you read something or you experience something in life and you have an experience of it, but if you can take it inward and sit with it for a while and process it in a creative way from your own creative center, from God within you and how it’s expressing through you, then it just deepens the whole experience and it allows you to to have it for yourself but also to bring it to others.
[ترجمه روان] به نظرم راه جالبی برای عمیقتر شدن در تمرینات معنوی است. برای من، نوشتن خاطرات روزانه و شعر، همیشه یک تمرین بسیار معنوی بوده. چه به نثر باشد چه به شعر، این برای من راهی برای پردازش تجربیات است. مثلاً تو چیزی را میخوانی یا در زندگی تجربه میکنی، اما اگر بتوانی آن را به درون ببری، مدتی با آن خلوت کنی و به شیوهای خلاقانه از مرکز خلاقیت درونت—از خدای درونت—آن را پردازش کنی، آن وقت کل تجربه عمیقتر میشود و به تو اجازه میدهد هم آن را برای خودت داشته باشی و هم به دیگران منتقل کنی.
[21:18 – 21:26] You know, how are you going to bring that experience to others if you can’t articulate it in some way? You have to be able to articulate it or even if that means painting a picture of it or drawing a picture or
[ترجمه روان] چطور میتوانی آن تجربه را به دیگران منتقل کنی اگر نتوانی به نوعی بیانش کنی؟ باید بتوانی آن را بیان کنی، حتی اگر به معنای کشیدن یک نقاشی یا یک تصویر از آن باشد یا…
[21:26 – 21:49] acting it out. You know, there’s so, there’s myriad ways that we can we can share our light and I just find that poetry is, it’s just a wonderful way for me to do it. It’s just a, and it’s always been there.
[ترجمه روان] یا حتی به نمایش درآوردنش. راههای بیشماری برای به اشتراک گذاشتن نور درونمان وجود دارد و من فهمیدهام که شعر برای من یک راه فوقالعاده برای این کار است. و همیشه هم همینطور بوده.
[21:51 – 22:38] در ادامه، این دوست عزیزمان از من در مورد کارم پرسید و من درباره باورها و اتفاقاتی که در زندگیام افتاد توضیح دادم و اینکه چطور با تغییر باورها، زندگیام تغییر کرد. درباره خدا صحبت کردیم؛ درباره اینکه چطور خداوند این قدرت را به ما داده تا زندگی خودمان را آنطور که میخواهیم خلق کنیم، اگر بتوانیم کانون توجهمان را کنترل کنیم و باورهای محدودکننده را تغییر دهیم. کلی مثال از زندگی خودم و اتفاقاتی که برایم افتاد زدم و اینکه چقدر این قدرت برای شکل دادن به واقعیت اطرافمان از طریق تغییر باورها، بینهایت است.
[22:38 – 22:48] خلق آگاهانه زندگی. و این دوستمان خیلی دوست داشت درباره این موضوعاتی که صحبت کردیم، توضیح دهد. با هم توضیحات او را میبینیم که خیلی قشنگ با زبان شیرینش برایمان توضیح داده.
[22:49 – 23:12] So it was just saying that when we affirm a belief, because our life is beliefs, our whole experience is a, is a, is a combination of our beliefs. So when we’re affirming that, when we’re affirming something in our lives, then it’s actually that’s what’s creating our reality. And I think most people just don’t see that or they choose not to see that.
[ترجمه روان] داشتم میگفتم وقتی ما باوری را در ذهن خود تایید میکنیم، در واقع داریم واقعیتمان را خلق میکنیم. چون زندگی ما مجموعهای از باورهای ماست و کل تجربهی ما ترکیبی از همین باورهاست. فکر میکنم بیشتر مردم این را نمیبینند، یا انتخاب میکنند که نبینند.
[23:12 – 23:42] It’s easier to say, “No, that, that’s not me. That’s not wrong with me. That has to be somebody else’s or something else’s fault, some situation, some political situation, some economic situation, it’s got to be some personal, interpersonal situation in our lives or some past event that is causing this to happen and this is why this thing is not going so well in my life or I’m not feeling good in my life anymore is because of this thing.”
[ترجمه روان] راحتتر است که بگوییم: «نه، این من نیستم. مشکل از من نیست. باید تقصیر کس دیگری یا چیز دیگری باشد؛ یک موقعیت سیاسی، یک وضعیت اقتصادی، یک مسئله شخصی یا بینفردی یا یک اتفاق در گذشته باعث این وضعیت شده. برای همین است که اوضاع زندگیام خوب پیش نمیرود یا دیگر حس خوبی ندارم.»
[23:42 – 24:09] But then we never really, if we blame something outside of ourselves, then we never really… We don’t have the power to change it. No power to change it because it’s outside. If we see it as outside then it’s not within our power. And we just get, I don’t know, we just get hooked on that, addicted to that, that way of relating to our beliefs and relating to our experience, our reality.
[ترجمه روان] اما وقتی چیزی خارج از خودمان را مقصر میدانیم، دیگر قدرتی برای تغییرش نداریم. چون بیرون از ماست و اگر آن را بیرونی ببینیم، دیگر در کنترل ما نیست. و ما به این شیوه ارتباط با باورها و واقعیتمان عادت میکنیم و به آن معتاد میشویم.
[24:09 – 24:32] And then it’s not giving us the power where if we just faced it and said, “No, I am bringing these beliefs by affirming them in my life again and again and again.” And I’m creating this situation for myself. And because I, I created it, I can change it. Yeah. Yeah, we all have the power to change it.
[ترجمه روان] این کار قدرت را از ما میگیرد. در حالی که اگر با آن روبرو شویم و بگوییم: «نه، من خودم با تکرار و تایید این باورها در زندگیام، آنها را به وجود میآورم» و «من خودم این موقعیت را خلق کردهام»، آن وقت چون من آن را ساختهام، پس میتوانم تغییرش دهم. بله، همه ما قدرت تغییر آن را داریم.
[24:32 – 25:01] I mean, we see, it’s so easy to see if you take that view, how we do have the power to change because we’ve changed our natural state which is pure presence, pure love. We’ve changed that, we’ve, we’ve covered it over, we haven’t really changed it, we’ve covered it over for a while with our beliefs and a lot of negative beliefs usually. Um, but if we can do that, if we can cover over our true reality
[ترجمه روان] اگر این دیدگاه را بپذیری، به راحتی میبینی که ما قدرت تغییر را داریم، چون ما توانستهایم حالت طبیعی خودمان را که حضور خالص و عشق خالص است، تغییر دهیم. ما روی آن را با باورهایمان پوشاندهایم؛ معمولاً با باورهای منفی زیاد. اگر ما توانستهایم روی حقیقت وجودیمان را بپوشانیم…
[25:01 – 25:36] with these beliefs, then of course if we have the power to do that, it’s an amazing power to be in darkness is an amazing demonstration of our abilities to channel God, to, to be Godlike, to be in the image of God because what we’re doing is we’re changing our reality through our thoughts, through our own volition and our power. So if we have the power to do that then we can have the power to reverse it, to change it and to uncover our true reality which is just this presence that you and I are sharing right now.
[ترجمه روان] … پس قطعاً قدرت انجام این کار را داریم. در تاریکی بودن، خود نمایشی شگفتانگیز از توانایی ما برای خداگونه بودن است، زیرا ما با افکار و اراده خود، واقعیتمان را تغییر میدهیم. پس اگر قدرت انجام این کار را داریم، قدرت معکوس کردنش را هم داریم؛ قدرت تغییر و آشکار کردن حقیقت وجودیمان، که همین «حضور»ی است که من و تو در این لحظه با هم شریک هستیم.
[25:36 – 25:57] That’s our true reality is just being present. And then love is just the, the recognition of that reality. Yes. Yeah. And the attention to that reality, to give it its full, um, its full dues, to give it its full, um, acknowledgement.
[ترجمه روان] حقیقت راستین ما، فقط «حضور داشتن» در لحظه است. و عشق، همان شناخت این حقیقت است. بله. و توجه به این حقیقت، برای اینکه حق کاملش را ادا کنیم و آن را کاملاً به رسمیت بشناسیم.
[25:57 – 26:11] That’s love. And then the presence is just our true reality. Exactly. Yeah. And so, you know, we can go out from there. It’s when our minds go out into the future or the past like we were just talking about. When our minds go out into the future or the past,
[ترجمه روان] این همان عشق است. و «حضور»، حقیقت راستین ماست. دقیقاً. بله. و وقتی ذهن ما به آینده یا گذشته میرود، همانطور که داشتیم صحبت میکردیم…
[26:11 – 26:33] then we have the power to change from that natural state, from that, that true nature. We have the power to change from that true nature and and bring in other beliefs that, um, that distance us from each other and from our true nature as presence, as love.
[ترجمه روان] آن وقت است که ما قدرت فاصله گرفتن از آن حالت طبیعی و سرشت حقیقی را داریم و باورهای دیگری را وارد میکنیم که ما را از یکدیگر و از طبیعت حقیقیمان یعنی «حضور» و «عشق» دور میکند.
[26:33 – 26:36] At least that’s how I see it. Exactly.
[ترجمه روان] حداقل من اینطور میبینمش. دقیقاً.
[26:36 – 26:38] Absolutely right. Yeah.
[ترجمه روان] کاملاً درسته. آره.
[26:38 – 26:41] Thank you so much for sharing. Yeah, thank you.
[ترجمه روان] خیلی ممنون که به اشتراک گذاشتی. آره، ممنونم.
[26:41 – 27:27] این دهکده زیبا که برای مدیتیشن است، البته باشگاه بدنسازی هم دارد و وسایلی که من برای تمرینات پشت، سرشانه و پا نیاز دارم را دارد. خلاصه آنچه برای تمرین کردن لازم است اینجا هست و تجربه خوبی هم بود. هر چند روز یک بار میآمدم اینجا و ورزش میکردم.
[27:27 – 27:28] اینم منم.
[27:31 – 27:57] خب، تخممرغهایی که «دِوی» بهمون داد به همراه گوشتی که خودم داشتم را در این دستگاه معجزهگر گذاشتم و ناهارمان هم آماده شد. دو گالن شیر هم بهمون داد، یعنی شش لیتر، که بعد از آماده شدن این غذا، در همین دستگاه ماست درست میکنم.
[27:57 – 28:13] این گزینه، ماستساز دستگاه است. ماست درست میکنم و خلاصه در این طبیعت زیبا با این تراک کمپر (Truck Camper) فوقالعاده لذت میبریم.
[28:13 – 28:27] الان مدتی است که از آنجا به این پارک کاروانها (RV Park) آمدهام که فوقالعاده، بسیار بسیار ساکت و عالی است.
[28:31 – 29:04] حدود یک هفته است که به این پارک کاروانهای زیبا آمدهام که هم استخر دارد، هم جکوزی و هم طبیعت فوقالعادهای در نزدیکی ساکرامنتو، مرکز ایالت کالیفرنیا. فضای خیلی آرام و خوبی دارد و با چند نفر آدم خیلی خوب هم اینجا آشنا شدم و صحبت کردیم. ببینید که چه طبیعت زیبایی دارد و چه امکانات خوبی در این پارک درست کردهاند.
[29:04 – 29:25] انصافاً خیلی لذت بردم. خیلی خوب همه چیز را مدیریت کردهاند؛ از لحاظ بخشبندی فضا. اینجا فضای دفترش است که گریل هم دارد.
[29:26 – 29:33] قسمت حمام و دستشوییاش هم خیلی خیلی تر و تمیز است. پارک بازی برای بچهها هم دارد.
[29:33 – 30:16] و اینجا هم فضایی است برای اینکه کاروانها بیایند و متصل شوند (Hook up)؛ آب و برق و فاضلاب را وصل کنند و راحت باشند. همانطور که میبینید، افراد زیادی هم آمدهاند و اینجا مستقر شدهاند. نگاه کنید، اینها گریلشان را هم با خودشان آوردهاند، میز ناهارخوری، چتر، صندلی. حتی خیلی از دوستان باغچه و وسایلشان را هم آورده بودند و اینجا زندگی میکردند.
[30:16 – 30:21] این هم یک سبک زندگی (Lifestyle) است که در آمریکا وجود دارد. این یکی موتورش را هم با خودش آورده.
[30:21 – 30:31] و همانطور که میبینید، برای خودش یک حیاط هم اینجا درست کرده و این هم کاروانش است.
[30:31 – 31:06] در کل این سبکی از زندگی است که افراد میتوانند خانهشان را هر کجا که میخواهند با خودشان ببرند و هر مدتی که دوست دارند زندگی کنند. هزینهای را اینجا پرداخت میکنند. اگر ماهانه باشد تخفیفهایی دارد، ولی اگر هفتگی یا روزانه باشد تخفیفش کمتر است و میتوانند اینجا زندگی کنند و عملاً همه امکانات را هم دارند.
[31:06 – 31:16] چون وقتی آب و برق و فاضلاب وصل باشد، عملاً میشود اینجا زندگی کرد. به این شکل میبینید که کاروانهای بسیار زیادی هم هستند.
[31:16 – 31:27] اینجا هم یک فضای طبیعی خیلی رویایی درست کردهاند. انصافاً من از روز اول تا الان مدام اینجا را تحسین میکنم که چقدر همه چیز تر و تمیز و مشخص است.
[31:27 – 31:59] ببینید، مثلاً این یک جای خالی است که کاروان میآید و برقش را به اینجا وصل میکند. هم خروجی سی آمپر (30 amp) دارد و هم پنجاه آمپر (50 amp). برق، آب و فاضلاب را اینجا وصل میکند و عملاً همه امکانات فراهم است.
[31:59 – 32:26] این پارک وایفای و اینترنت هم دارد و با هزینه نسبتاً معقولی میشود زندگی کرد. میتوانی هر ماه در هر ایالتی که میخواهی یکی دو ماه زندگی کنی، خانهات را در چنین جایی بگذاری و بعد با ماشینت آن ایالت را بگردی و لذتش را ببری.
[32:26 – 32:36] این هم از زیباییهای این کشور است که برای هر کسی امکاناتی فراهم است تا از زندگیاش لذت ببرد.
پایان
در پناه خالق همیشه شاد،سلامت،ثروتمند،موفق و عاقبت بخیر باشید در دنیا و آخرت.
منم عاشقتم که اینقدر با احساس و با تموم وجودت، با قلب زیبایت، حس خوبِ و عشق رو به عزیزانت و دوستات ابراز میکنی و عشق و حس خوب رو به همه منتقل میکنی.
کامنتت سرشار از درس های تمرکز به نکات مثبت و تحسین کردن زیبایی ها بود.
وقتی تمرکزت و کانون توجهت روی عشق و زیباییها باشه، هر بار و هر بار عشق و زیباییِ بیشتری وارد زندگیات میشه.
دوست عزیزم، حسم عالی بود، با خوندن کامنتت حسم عالیتر هم شد.
از خالق، بهترینها رو واست آرزو میکنم. امیدوارم دست به خاک بزنی طلا بشه و زندگیات سرشار از سلامتی، شادی و عشق بینهایت الهی باشه.
این نکته رو هم بگم، حالا خود استاد عزیز و شما دوستان عزیز هر کدوم از فایل های سفر به دور آمریکا،سریال زندگی در بهشت و یا هر فایلی که مهمه از نظر آگاهی و مکالمات انگلیسی داره به من اعلام کنید که هر زمان زمانم آزاد بود ترجمشو اماده کنم.
سپاس گزارم دوست خوبم این از سخاوت ومهر درونی شما میاد که ترجمه کردید من و امثال من استفاده کردیم قلبتون دریاست خداوند هزاران برابر آنچه رو مه میخواید بهتون ببخشه واقعا سپاسگزارم
میدونید امثال شما باعث گسترش جهان میشن شما وقت گذاشتی، ترجمه کردی، تایپ کردی و این خیلی بزرگه
با سلام وقت بخیر آقای صادقی بسیار از شما سپاسگزارم که اینقدر روان و جذاب ترجمه کردید با اینکه من فایل رو ندیدم هنوزوفقط کامنت شما رو خوندم با این کامنت شما همه این فایل را تجسم کردم بسیار لذت بردم که اینقدر با جزییات ودقیق وروان نوشتید خدا رو شاکرم برای داشتن چنین دوستان بسیار ممنونم
آرزوهایت هم مثل چهرهات، زیبا، خندان و پر از انرژی و احساس خوبن.
و ممنون بابت تحسین کردنت بابت زبان انگلیسی و تصویر پروفایلم.
من هم از خالق برای شما، فرشتهی زیباچهره و زیبا اندیش و زیباسخن، بینهایت سلامتی،خوشبختی، زیبایی، موفقیت، ثروت، و عاقبتبخیری در دنیا و آخرت را خواستارم.
منم عاشقتم، عاشق تمامی روح های بیداری که عاشقن و در راه عشق الهی قدم برمیدارن.
یادمون نره عشق همیشه پیروزست پس همیشه عاشق باشیم و همیشه به خودمون و بعد به عزیزانمون و به جهان عشق بورزیم.
حمیده عزیز امیدوارم هیچ وقت خنده از چهرت دور نشه و همیشه خندان باشی.
و یادت نره همیشه عاشق باش اول عاشق خودت و بعد عاشق دنیا بیرونت . شما لایق بهترین ها هستی.
این جملات را همیشه مثل ذکر با خودت تکرار کن با حس خوب نتیجش بی نهایت باور نکردنی.
اینکه کنجکاوی خیلی خوبه و اینکه سوال میپرسی هم عالی.
یه سوال مهم: میدونی چه چیزی رو اگه از انسان بگیرن، نابود میشه؟
جواب: اگه سوال پرسیدن یا همون قدرت سوال کردن و حس کنجکاوی رو از انسان بگیرن، انسان دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.
انسان با همین سوال پرسیدن و حس کنجکاوی میتونه رشد کنه، کشف کنه، اختراع کنه و چیزایی که توی خیال و ذهنش میگذره رو خلق کنه. همهی اینا باعث میشه رشد کنه و مسیر تکاملش رو طی کنه.
اما جواب سوال خودت دوست من:
ترجمه رو خودم انجام دادم، ویراستاریش رو هوش مصنوعی انجام داد.
هوش مصنوعی تکنولوژی خوبیه برای اینکه به کارا سرعت بده کارا را راحتر کنه. مثلاً من قبلاً باید برای برنامهنویسیهای برنامه هام کلی زمان و هزینه میکردم و میدادمش دست برنامهنویس.
اما الان دیگه خودم انجامش میدم. یا مثلاً ویراستاری متنهای طولانی مثل همین متن «سفر به دور آمریکا» رو هوش مصنوعی برام انجام داد.
یا وقتایی که ترجمهی متنهای تخصصی یه رشتهی خاص مثل ریاضی رو دارم که یکم پیچیده و سخته، با هوش مصنوعی انجامش میدم.
کلاً هوش مصنوعی خوبه به شرطی که نذاری قدرت خلاقیت رو ازت بگیره. باید سعی کنیم بخشهای اصلی کارمون (هسته یا روح کارمون) رو خودمون انجام بدیم و حالا کارای جزئی مثل ویراستاری رو (حالا تو هر موضوعی) بدیم دست هوش مصنوعی که سرعت کار بره بالاتر و کار راحتر بشه.
پس با پیشرفت تکنولوژی، آدم باید حواسش باشه که همیشه از قدرت فکر کردن و خلاقیت و ایدهها و الهاماتش استفاده کنه و کل کارش رو نده دست تکنولوژی (که اینجا منظورمون هوش مصنوعیه) و خودش هیچ کاری نکنه.
اینجوری کمکم چشمهی ایده و خلاقیتش خشک میشه و آخرش هم از بین میره.
پس هوش مصنوعی خوبه، کلی هم کاربرد تو همهی رشتهها داره و سرعت کارا رو برده بالا، اما باید حواسمون باشه که بصورت آگاهانه ازش استفاده کنیم.
یه نکتهی مهم هم در مورد هوش مصنوعی بگم. اول اینکه هوش مصنوعی یه تکنولوژی جدید نیست، سالیان ساله که این تکنولوژی رو دارن. منتها به تازگی، تو این چند سال اخیر، یه قسمت کوچیکش رو برای عموم مردم ارائه دادن. مثل تولید عکس، ساخت ویدئو، برنامهنویسی و چیزای دیگه.
اینکه گفتی ترجمه خیلی تمیز و مرتب بود، دلیلش این است که من همیشه سعی میکنم بهترینِ خودم را ارائه دهم و در آن لحظه، آن کار را با تمام وجود، علاقه و با عشق انجام میدهم.
من قدرت تخیل قویای دارم و همچنین به الهاماتی که خالق به من میده، سعی کردم کاملاً عمل کنم. در مورد این ترجمه هم همینطور بود؛ بهم الهام شد و من انجامش دادم.
کلاً من در زندگی و کارهایم همیشه سعی کردهام خودم نویسنده و کارگردان زندگیام باشم.
در پناه خالق همیشه شاد،سلامت،موفق،ثروتمند و عاقبت بخیر باشید در دنیا و آخرت.
سلام به صادق سلام به صادقی عشقققققققققققققققققققققق…
من به نوبه خودم ازت سپسا گذارم که وقت گذاشتی و دونه دونه باعشق برای ما معنی کردی این یک صلات بزرگی بود دمت گرم رفیق الهی که همیشه در پناه رب نازنینم دست به قلم باشی و لذت ببریم از حضورت الهی شکر که این مکالمه پر از عشق پر از توحید رو برای ما معنی کردی…
الهی شکر که امروز هم فرصت پیش اومد که کامنت بخونم ….
سپاس رب نازنین رو که از کار اومدم و با عشق ادمه کامنتت رو خوندم….
سپاس از رب که فرصت صلاتی دوباره بهم داد تویه سایت توی این منزل قدم بردارم…
سپاس الله رو برای این فایل زیبا و فوق العاده ….
سپسا از تو صادق قشنگ قلب ازت ممنونم عشققققق…..
در پناه جان جانان رب العامین شاد سللامت و ثروتمند باشی و عاشق…
سلام به برادر هم فرکانسم آقای صادقی ،ممنون که خیلی وقت گذاشتی ،امروز یه حس ناتوانی از پخش این فیلم بهم دست داد کاری که سالهاست می خوام انجام بدم و تو برنامه ی 1404 گذاشتم خوندن زبانه گفتم باید این کارو انجام بدی ،و از ترجمه ی شما کمال تشکر دارم،بسیار ساده و روان ،و تحسینتون می کنم که اینقدر زیبا به زبان مسلط هستین ، از استادعزیز که باعث انگیزه انجام خیلی کارها می شه ،
فیلم را دوباره دیدم و پیش خودم میگفتم کاش استاد منتظر ترجمه بچه ها نبود و خودش برامون در توضیحات جلسه ترجمه را مینوشتند ولی بعد اومدم قسمت نظرات دیدم به به ترجمه عالی توسط شما دوست عزیز کاملا و لحظه به لحظه را ترجمه کردین بسیار سپاسگزارم و تحسین میکنم شما را
سلام وخداقوت به استاد واولگوی من در تمام جنبه ها و سلام به خواهر عزیزم مریم جان و سلام به همه دوستان سایت الهی صادق جان این قدر خوب به معنی راگفتی که من خودم کیف کردم ولذت بردم از توضیحات شما واقعاً دمت گرم برادروهرکجاکه هستی در پناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت وثروتمند در دنیا و آخرت باشید ودراخرازاستاد عزیزم سپاسگزارم که این فایل رو بامابه اشتراک گذاشتند خدایا میلیاردها و میلیاردها بارشکرت که منو هدایت کردی به این سایت الهی وباتمام وجودم یاران سایت رو دوست دارم وازتک تک کامنت هایی که می نویسید برای ما سپاسگزارم خدایا صبارشکورم کن خدانگهدار شما
درود بر شما آقای صادقی عزیز خیلی استفاده کردم سرعت عمل شما و ترجمه بسیار خوبتان فوقالعاده بود
منم همیشه فایلهای استاد واو به واو مکتوب میکنم و از روش میخونم خیلی راحتر مبحث اون جلسه و منطور استاد متوجه میشم چون وقتی فایل صوتی گوش میدم ناخودآگاه تمرکزم میره رو موضوعات دیگه و تا به خودم میام فایل بخشیش گذشته و من حواسم پرت شده
یه سوال داشتم به چه برنامهای کل صحبتها و مکالمهها را از فایل استخراج کردین ؟
خیلی خیلی ممنونم بابت زحمتی که کشیدید و با بذل تلاش و زحمت اساسی، متن را ترجمه کردید. دم شما گرم که اینقدر عالی از هوش مصنوعی کمک گرفتید. سرعت عملتون فوق العاده بود.
وقتی بار اول از کامنتتون که قبل از همه منتشر شده بود رد میشدم، گفتم: پشماااام! این دیگه چه کامنت دراز عجیبیه! چی نوشتی داداش؟
ولی وقتی ویدئو رادیدم، گفتم: آی جونم به این کامنت!
بسیار بسیار از جنابعالی تشکر و قدردانی میکنم بابت زحمتی که برای ترجمه این فایل کشیدید و باعث شدید که من بهتر متوجه بشوم و گفتگویی که بین استاد و گوت لیدی با این پسر جوان و در کل رابطه ی زیبایی که بینشون ایجاد شده بود رو خیلی خیلی بهتر شوم
بسیار بسیار ممنونم
راستش رو بخواهید توی کامنت هایی که میخوندم بچه ها از شما تشکر کرده بودن،گفتم باید بگردم کامنت ترجمه رو پیدا کنم
وقتی ترجمه ی شما رو پیدا کردم
اولش نجوا اومد که حتما از هوش مصنوعی کمک گرفته و اینکاره نیست ولی از اونجا که من سعی میکنم روی خودم کار کنم و راه های اشتباهی که ذهنم داره رو تصحیحش کنم تصمیم گرفتم که این هنر زیبای شما رو تحسین کنم و بهتون تبریک بگم بابت این خصوصیت زیباتون
کاملا مشخصه که این مسیر رو دارید عاشقانه انجام میدهید
سپاسگزارم از اینکه انقدر با حوصله وقت گذاشتید و نوشتید و کلی به من که نمیتونستم متوجه این مکالمات بشم کمک کرد تا درکی از متن صحبتهای رد و بدل شده داشته باشم.
الان تونستم دقیق بفهمم که اون پسر توی دفترش چی نوشته بود و درباره چی صحبت میکرد
تونستم بفهم که گوت لیدی شیرینمون چی داشت میخوند و چه کلمات زیبائی تو جملاتی و شعرهایی که میخوندن بود.
حس قشنگی به من داد.
باز هم بابت این همه دقت و زمانی که صرف این کار کردید ازتون سپاسگزارم
سپاسگزار خداوندم که مرا هدایت کرد که در این سرزمین عشق و عاشقی باشم…
سرزمینی که هر لحظه اش..یاد و نام خدایی است که مرا افریده و زمین را برای لذت بردن من …گسترده کرده..تا از نعمتهایش لذت ببرم…
.
استاد عزیز!!! در جلسه پنجم عزت نفس…راجع به تایید طلبی صحبت کردن….
که وقتی تو مسیر درست قرار بگیری…تو با افرادی که با تو هم مدار باشند ،”قرار میگیری و باهوش هماهنگ میشی…..که کار تو رو میبیینن..و اونجا کارت مورد تایید اون افراد قرار میگیره…
همون جمع …
بهشتیا!!!
جمعی که همه افراد با هم هم ندار و هم فرکانسن.اونجاها تو مورد تایید قرار میگیری…
دیگه..
اون مکان و اون افراد ناجالب…تایید شدنت توسط اونا برات مهم نیست…و مسیری که خودت میدونی رو پیش میبری…و موفق میشی…
چقدر خوشحالم که در جمع افرادی هستم!که هر لحظه بوی بهشت را به من هدیه میدهد..
چقدر قدرت فرکانسها دقیق و درسته.
که ما با افکارمون اونطرف دنیا رو با ادمهای هم فرکانسیمون به خدمت خودمون و نحوه زندگیمون در میارییم..
دوست عزیزم بابت وجودت تو زندگیم…بابت این ترجمه دقیقت ازت ممنونم…
که اینقدر زیبا و اینقدر دقیق برامون نوشتی..
و در نهایت،! بخداوند بزرگ منان میسپارمت…
خداوندیکه هر لحظه در حال اجابت ماست در هر لحظه و در هر ثانیه…
انشالله این مسیر جزو کن عینک زندگیمون باشه..
تشکر فراوان..به اندازه تمام نعمتهایی که خداوند بهمون ارزانی کرده…
و در نهایت سپاسگزار استاد عزیزم..که داره پا میزاره توی دنیای الهی گونه درونیش….
استادم شما تو چه فضایی هستین..
الله اکبر این مسیر دوره هم جهت شدن با خداوند..شما رو داره همجوره تیون میکنه…
دوستتتوندارم…
به امید بهترینها برای تمامی شماها! و دوستان بهشتیم…
با عرض سلام و خدا قوت خدمت دوست ارزشمندم آقای صادقی عزیز واقعا ازتون ممنونم که چقدر خوب ودیتیل وار برامون نوشتی احساس کردم یکبار دیگر فایل رو دیدم چقدر صحبت های خوبی کردن لذت بردم خیلی لطف کردی آقای صادقی عزیز بابت این زمانی که گذاشتی ترجمه کنی خداوند به وقتت برکت بده خیلی خوب بود از ابتدای فایل کامل برامون توضیح دادی خدایا شکرت بخاطر این انسانهای مهربان و عالی دستان خداوند همراهتان
بعد اینکه فایل تصویری سفر دور امریکا رو همراه با متن زیبا و ترجمه شما دیدم ، به رسم ادب خاستم از شما تشکر و قدردانی کنم که زحمت کشیدی ، وقت ارزشمندت رو گذاشتی و کل این فایل فوق العاده رو هم ترجمه کردی به زبان فارسی و هم صحبت های دیگه استاد و مکتوب کردی.
خیلی کمک کننده بود.
تشکر میکنم از شما.
و حالا همینجا کامنت خودم رو هم مینویسم.
من یکی دوساعت پیش از محل کار رسیدم خونه .
و طبق جریاناتی که روز گذشته رخ داده بود ، یمقدار ذهنم درگیر بود و میفهمیدم که فرکانس و حال خوبی در ذهنم و افکارم ندارم.
بعد اینکه اومدم خونه ، و کمی استراحت کردم ،
یاد همین فایل استاد افتادم که روزهای قبل دانلود کرده بودم و در سیستمم بود اما نگاه نکرده بودم.
خلاصه ذوق زده شدم و فایل و پلی کردم و نگاه کردم.
یعنی چققققققدر فایل زیبا و فوق العاده ای هست.
چقققققدر احساس خوب و الهی از صحبت ها و گفت و گو های استاد با دوستاشون گرفتم.
در ادامه که ترجمه صحبت ها رو داشتم از کامنت صادق جان عزیز میخوندم ،
قسمتی که درمورد باورها و خالق بودن شرایط صحبت شد ، یک لحظه انگار همچی مرور شد و قلبم باز شد و احساساتی شدم.
چقددددر خداوند زیبا هدایت میکنه انسان هارو .
و چقددددر زیبا خداوند ادم های همفرکانسون رو اطراف ما جمع میکنه.
اصلا همین توضیحات دوست استاد که حول خالق شرایط بودن انسان گفته شد ، بیییی نهایت برام جالب و جذاب بود.
توی یک کشور دیگه.توی یه نقطه ای از کشورامریکا ، یکنفر پیدا بشه که اینقدر قشنگ درمورد قوانین ، توحید ، و شرک صحبت کنه.
و منی که در گذشته فکر میکردم فقط مردم ایران ، فقط مردم شهر خودم ، و فقط خانواده خودم هستن که بی نهایت عالی ایمان دارن و انسان های توحیدی هستن.
اینجااااا توی این ویدئو خیلی بهتر میشه با چشم دید که چه بسیار انسان هایی هستن روی کره زمین ، که خدا میدونه چقدر دارن توحیدی عمل میکنن و یا درک عالی دارن نسبت به رب و نیروی برتر دارن.
درواقع اینو برای خودم گفتم.
چون درفضای مذهبی بزرگ شدم و باورهای مخرب زیادی و شنیدم.
این قسمت از سریال سفر به دور امریکا ، خیلی دیدگاه ها و باورهای اشتباه رو در ذهنم از بین برد و یا میشه گفت حداقل یه تکونی بهشون داد.
و باز در ادامه دیدن زیبایی های داخل پارک و سرسبزی و گل های بی نهایت زیبا ، چققققدر حس خوب و خواسته در وجودم ایجاد کرد .
چققققدر طبیعت زیبا و تمیزی بود.
چقدر آرامش فوق العاده ای در فضا بود.
چه مکان رویایی .
خیلی خیلی سپاسگزارم از شما استاد عزیزم که این ویدئو ها رو ضبط میکنین و با عشق ادیت میکنین و به اشتراک میزارین.
واااقعا خدا میدونه در دل هزاران نفر چه خواسته هایی شکل گرفته.
چقدر احساس خوب منتشر شده
امیدوارم خداوند درزمان و شرایط مناسب من رو هدایت کنه به شرایط ، موقعیت ها و کشورهای آزاد با فرهنگ بسیار بالای مردم.
استاد من هنوز این فایل رو حتی دانلودش نکردم فقط متنش رو خوندم
و یه حسی بهم گفت بیام و این حرفارو بنویسم
دراین مورد که انسانهای بینهایت عالیی درجهان فراوانند
ازونجایی ک جلسه 3 احساس لیاقت رو دارم کار میکنم و موضوع سرهمین هست که برای خودت مرز بزار و اگه کسی خاست ازش عبور کنه هشدار بده و اگه قبول نکرد بزار بره
این فایل برای من مهر تایید اون فایل بود
چون داشتم فکر میکردم اگه با فلان مرزی که برای خودم میزارم ادمهای زیادی از زندگیم برن چی میشه؟
پاسخ جهان به این سوالم این بود که انسانهای عالیی دراین جهان فراوانن و اگه این ادمها برن جا باز میشه برای اون ادمهای نازنین
فقط میخام بگم که ازین به بعد نسبت به قبل وابستگیم به ادمهارو کمتر میکنم مخصوصا خانواده
چون وقتی روی خودت کار میکنی باید بتونی این وابستگی هارو از بین ببری تاجهان بتونه کارشو بکنه
ممنون برای این فایل زیبا .
استاد اینو از صمیم قلب میگم واقعا فقط حرف نیست باتمام وجود خیلی دوستت دارم .
سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم
مرسی برای این فایل زیبا که بامنو ویانا رفتی تو اون رودخانه پرآب وزیبا چندین بار پیاده روی کردیم وروح من اونجا بود .و اینوبیان میکنی جای شکرباقیست که تومسیردرست هستیم .
چقدر منظره قشنگی هست منکه خیلی لذت بردم
امروز میگفتم حیف شدبقیه اون سریاله نصفه موند ودیگه ندیدیم چیشد استادکجاها رفت .
که خدا امشب قسمتم کرد ودیدم و صحبتهای گرم وعاشقانه شماروشنیدم .میدونستی استاد عاشق خنده هاتم غش میکنی ازخنده خیلی جذابترمیشی
ایشالا همیشه بخندی واون انرژیت ازامریکا تا تهران بیاد .
چقدرمردم امریکا شبیه مردم خودمون هستن اصلا احساس نکردم خارجی یا امریکایی هستن .
گرم وصمیمی هستن وخوش برخورد .
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام استاد
سریال سفر به دور امریکا را به راحتی می توان به دو بخش کاملا مجزا در دو برهه ی زمانی متفاوت تقسیم بندی کرد اما مهمترین پیام هر سخنی پرداختن و کاربرد قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است که در هر زمان و هر مکان با ابزارهای مختلفی به تصویر کشیده می شود که نشان دادن هر چه پر بارتر جهان هستی و زیبای خداوند به مخاطب است
طبق قانون به هر موضوعی توجه کنی از ریشه و اصل همان وارد زندگیت خواهد شد و قانونی دیگر می گوید احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب که با کنترل ورودی ها می توانیم در تغییر باورهایمان قانون تکامل را بهتر طی کرده و به نتیجه ای که خواهان ان هستیم برسیم الگوهایی که در ذهن و یاد و فکر خود داریم از اولین روزهای دیدن این سرزمین زیبا و رویایی که در ار وی بودیم با اکنون بسیار متفاوت است
در قسمتهای سفر با ار وی که قبلا دیدیم و البته که هنوز هم هر روز می بینیم اشتیاق و انگیزه ای که برای ربط دادن این تصاویربا قوانین را در بیننده ایجاد می کرد به مراتب بیشتر از اکنون است
یکی از عواملی که شاهد ان بودیم نظم و ترتیب و پاکیزگی بود که در همه مکانها به چشم می خورد تنها یک بار شاهد جمع اوری زباله ها توسط شما و خانم شایسته عزیز بودیم و در دیگر موارد به جز ارامش و نظم و زیبایی هیچ چیز به چشم نمی امد همان نظمی که خداوند در افریدن هر چیز دارد و تکاملی که طی می شود اما در این مکانهایی که در این قسمت شاهد دیدن ان بودیم نوعی بی نظمی حاکم بود
خانه بانو هم که دست کمی از دیگر مکانها نداشت و تعجب اور است چگونه او در این خانه که از نظر بهداشت نظارت و توجه چندانی بر ان نبود به تولید محصولات لبنی می پردازد که حتی گربه در همه جا حق تردد داشت
ارامش در زندگی رعایت قوانین و عمل کردن به انها است تا بتوانی لذتی مضاعف از دقایق زندگیت ببری نوعی هم اهنگی و تقسیم بندی زمانی که خداوند در اختیار همگان به شکلی مساوی مانند عدالتش قرار داده است تا بیشتر به توانایی های خودت در مدیریت مکان و زمان پی ببری اما به نظر می رسید زمان در این جا به کندی می گذرد نوعی سکون در ان وجود داشت نه ارامش
خدایا شکرت
بنام الله مهربان
سلام ب استاد عزیزم و بانو شایسته عزیزم ودوستان قشنگم
الهی صدهزار مرتبه شکر بخاطر هدایتم ب دیدن این قسمت ،اتفاقی متوجه شدم قسمت جدید سریال سفر ب دور آمریکا اومده رو سایت، داغ داغه
با ذوق شروع کردن ب دیدنش
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این رود خانه ی بسیار زیبای پربرکت
این پل بسیار زیبای بزرگ
اون سنگ های بسیار هیولای قشنگت .چ صدای قشنگی داره آب وقتی ب چیزی برخورد میمکنه
این جنگل زیبا درختان سرسبز
چقد حس عالی داشت فضا پراز آرامش و انرژی بود
پیام پراز عشق گوت لیدی عزیزم ک چرا بدون خداحافظی رفتی و اینکه از استاد خواستن برگرده ک هدیه هاشو بگیره
و استاد چقد سخاوتمندانه ی سرویس ظرف بسیار زیبا با جنس مرغوب و با کیفیت براش هدیه گرفت دمت گرم استاد
بهترین هدیه ای ک هر خانم دوسداره داشته باشه و استفاده زیاد میکنه ازش
خییلی حس خوبی داره تو ظرف هیولا زیبا غذا درست کنی
و گوت لیدی عزیزم چقد باعشق ازش استفاده کرد من عاشق این گوت لیدی شدم با اون خنده هاش
هیجانی ک داره
شور و شوقش
اصلا حس نمیکنی 70 سالشه
حتی از ی دختر 18 ساله پرانرژی تره با ذوق و انرژی تمام راه میره
میچرخه
میدوعه،لباس های راحت آزاد و شاد میپوشه
باعشق کارش و انجام میده
و داره از هرلحظه ی زندگیش لذت میبره
جالبه دو روز پیش یادش افتادم و لبخند اوند رو لبم و تو دلم تحسبنش کردم دوسداشتم دوباره ببینمش
مخصوصا تو قسمت قبلی وسط جمعیت دیدمش داشت میخندید و چشاش قلبی بود انگار ی آشنای قدیمی و دیده بودم
و استاد چقد زیبا هدایت میشه ب همچین آدم های فوق العاده ای
در زمان درست و مکان درست
و نیروی کمکی کوت لیدی هم باعشق داشت کارشو انجام میداد و لذت میبرد
جقد در باور این مردم فراوانی هست
چقد شیر و پنیر و زیادی ب استاد هدیه داد و ی نوع پنیر دیکه هم براش درست کرده بود دمش گرم واقعا
چقد لذت بردم از اون رابطه ی زیبایی ک استاد برقرار کرد با اون پسر جوان
و جهان آدم های هم فرکانس رو هدایت میکنه در یک زمان و مکان قرار میگیرند و باهم ملاقات میکنن
الهی شکرت بابت قانون ثابت و بدون تغییرت ک ما داریم با افکارمون و فرکانس مون زندگی مون رو خلق میکنیم
ب هرآنچه توجه کنیم از جنس همون وارد زندگی مون میشه
صدق بالحسنی ،تحسین زیبایی ها مارو آسان میکنه برای آسانی ها
و نادیده گرفتن زیبایی ها مارو زندگی مون رو آسان میکنه برای سختی ها
سوره اعراف
یَٰبَنِیٓ ءَادَمَ إِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ رُسُلࣱ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ ءَایَٰتِیۙ فَمَنِ ٱتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ(٣۵)
اى فرزندان آدم! چون پیامبرانى از جنس خودتان به سویتان آیند که آیاتم را بر شما بخوانند [به آنان ایمان آورید و آیاتم را عمل کنید]؛ پس کسانى که [از مخالفت با آنان] بپرهیزند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین شوند
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت این مسیر زیبا
کنترل ذهن و اصلاح باورها
لاخوف علیهم و لازم یحزنون
خدایا صدهزار مرتبه شکرت.
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت تمام تک تک زحماتی ک میکشید برای این سایت الهی توحیدی
خدا بهتون خیر دنیا و آخرت و عطا کنه ان شاالله،
فالله خیر حافظا و هو ارحم الرحمین
به نام خدایی که مرا انسان آفرید سلام بر استاد عباسمنش عزیز،هرگز درباره بدبختی هایت صحبت نکن، و به آنها توجه نکن
اگر توجه کنی، به آنها خوراک داده ای توجه خوراک ذهن است
به هرچه که توجه کنی قوی تر میگردد
هرگز با توجه کردن به بدبختی ها به آنها خوراک نرسان،بی خیال باش و بی علاقه،
به یاد بسپار:
توجه واقعا خوراک و تغذیه است
به چیزهای منفی توجه نکن
به رنجهایت توجه نکن و درباره اش سخن نگو،آنها را بزرگ نکن این کار بسیار مخرب و نابود کننده است
به رنجهایت بی توجه باش
و با این کار آنها خواهند مرد.
بیشتر به شادی متمایل شو،
تمام توجه ات را به شادی های کوچک معطوف کن
لحظات کوتاه شادی را ارج بگذار و خودت را کامل در آنها غرقه کن
اینگونه آن لحظات کوتاه رشد خواهند کرد و در تمام زندگی ات منتشر خواهند شد
بدانید بهشت مکانی جغرافیایی نیست،
جایی قرار ندارد.
بهشت شیوه ای از زندگی است همانگونه که جهنم نیز راهی برای زندگی است
جهنم و بهشت همینجا هستند
درست در وسط زندگی ات.
گاهی اتفاق می افتد که تو در جهنم قرار داری و شخصی که کنارت نشسته است در وسط بهشت است
پس بهشت و جهنم از یکدیگر دور نیستند،حالات روانی هستند.
راه های زندگی هستند.
همه اش به خودت بستگی دارد.
سلام خدمت آقای احمدی
چقدر عالی نوشتید
چقدر نیاز داشتم به شنیدن این حرفها
باخوندن کامنت شما خیلی راحتر تونستم ذهنمو کنترل کنم وجلوی ممنتوم منفی رو بگیرم
الهی شکر که به مسیر برگشتم وارام شدم
از شما بسیار سپاسگزارم که عالی نوشتید
از دیشب توجهم رفته بود روی احساس قربانی بودن وهمش داشتم بهش خوراک میدادم
که یجورایی تومسیر گمشده بودم
اعلام تسلیم بودن در مقابل خداوند کردم وازش کمک خواستم خوابیدم
صبح هدایت شدم به کامنت شما
خیرش برگرده به زندگیتون
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم
وقتی ما تمام تمرکزمون که خلق وخالق هست روی نکات مثبت باشه فقط اتفاقات زیبا برامون می افته
وچقدر این حرف استاد رو قلبم تایید میکنه که خدا از طریق دستان دیگرش که همین بندها میشه به ما لطف ومحبت وعشق نثارمون میشه
وبا اینکه شنیده بودم که مردمان ایران فقط مهمان نواز وخون گرم هستند و بقیه مثل ما نیستند که الان متوجه شدم قضیه به جا ومکان ربطی نداره اگر انرژیت مثبت باشه آدمهای مثبت به سمتت میان
و تشکر میکنم از کامنت آقای احمدی عزیز که تک تک جملاتتون زیبا و به دلم نشست
در پناه الله مهربان باشیم
بادورود به استاد عزیز وخانوم شایسته عزیز.ازتمام زحماتی که بابت این سایت فوقالعاده میکشیم تشکر میکنم .
چقدر این کشور زیباست چقدر انرژی عالیه داره استاد واقعاً اون شیر خوردن داره شیر بز طبیعی وپنیر عالی چقدر اون خانوم انرژیش بالاس چقدر با عشق و علاقه باحیواناتش رفتار میکنه وشیر بزهارو میدوشه من هرموقع از این فایلهای سفر به دور آمریکا میبینم فقط خودم رو در اونجا میبینم وحتما هم بهش میرسم وخلقش میکنم چون واقعا کشور بینظیریه و مردمان خوبی هم داره چقدر زیبای خداوند در اون کشور آفریده خدایا شکرت .
خیلی ممنون از تمام دوستان .
به نام خدای عشق و مهربانی ام به نام خدای زیبایی و فراوانیم خدابا شکرت میگویم و سپاسگزار این همه نعمت و خوشبختی ام هستم
سلام به استاد زیبا رویم دام برای صداتون تنگ شده بود صدای که پر از عشق و محبت و دوست داشتن ست صدایی که آرامش بخش ست
صدایی که بوی انسانیت و صفا و بخشندگی دارد
و سلام به مریم عزیزم و همه دوستان نازنینم
الان که از بیرون و دور دور اومدیم گفتم بیام یکم کامنت بخونم و بنویسم که چشمم به این زیبایی افتاد فایل جدید سفر دور امریکا و چقدر ذوق کردم ممنونم استاد عزیزم خسته نباشی برای تدوین ابن فایلها دمت گرم خدا قوت
وقتی در مسیر درست هستی خداوند انسانهای خوب مهربان رو در مسیرت قرار میدهد و تو را آسان میکند برای آسانیها
مثل شما که عزیز خدا هستین هر جا قرار میگیرید
همه چیز براتون جلوتر چیده شده و دستانه خدا براتون صف کشیدن
استاد عزیزم شما هم عشقی سرشار از جانب رب برای ما هستین
عشق خدایی که وجود شما رو سرشار کرده از زیبایی که نمیتوانین با ما به اشتراک نذارین
عشقی که از سمته شما وجود ما رو سرشار کرده از عشق به خداوند و قدم برداشتن به بسویش
عشقی که سرشار خوبیها و فراوانیها وزیباییها رو دوست داره با ما به اشتراک بذاره
عشق شما استاد مثل عشقه خداوند بی قید و شرط ست
واین عشقی که از درونتون به ما میدهین جهان از طرق مختلف به خودتون برمیگرداند
شما عشقی که از خدا دریافت میکنین رو خالص به ما میرسانین و این عشق را باید پرستید
استاد عزیزم بینهابت دوستتون دارم
استاد عزیزم شما به احساسه خوب ما به خوشبختی ما
به سلامتی ما و به شناخت ما به خداوند وسعت دادی
به نگاه ما به داشته هامون به زندگی مون به سپاسگزاری
وسعت دادی
نگاه ما به نعمتهای بی شماری که خداوند به ما داده رو وسعت دادی
نگاه ما رو به نعمت و ثروت و فراوانی این جهان وسعت دادی
ما از شما یاد گرفتیم سپاسگزار همچین خدای خوب و مهربان باشیم
و این خدای خوب و مهربان رو شناختیم و درخواست کردن رو باد گرفتیم
و یاد گرفتیم که باید در لحظه حال لذت برد از زندگی
در پناه خداوند مهربان باشین
خدایا برای آگاهی و هدابت امشبم شکرت میگویم سپاسگزارتم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم تا ابد و بی نهایت طلایی
استاااد چقد زیبا بود این فایل و این که این خانم گوتلیدی براتون تخم مرغ شیر کنار گذاشته بود دقیقا مطابقه دوره قانون سلامتی خیلی زیبا بود خیلی چقددددد خونه ش رویایی و زیبا بود و من عاشقه خونه های آمریکاییم حتی معمولی شون اتفاقا دارم تو محله ی خونمون یوسف آباد برای خودم یه خونه ی قدیمی آمریکایی که واسه زمانه شاهه میخرم که البته توش بازسازی شده هست و میخوام توشو سبکه دیزاین امریکایی بوهو تزیین کنم خوشگلش کنم با یار استاد خیلی قشنگ میشه خیلییییییی خدارو میلیاردها بارشکرت
البته اینم بگم هر چی هدایت بشم میخرم شاید هم نوساز 1404ری خریدم نمیدونم هر چی هدایتم بگه ولی دارم میخرم عاشقتونممممم من استاد هر چی گفتین تا امروز گفتم چشم انجام دادم انجام میدم تا ابد و همینطور منم واقعا دارم از تنهاییم و تنها زندگی کردنم واقعا لذت میبرم و طبقه دوره ی بینظیر عزت نفس بخودم قول دادم این قائم به ذات بودنم رو تا ابد داشته باشم و عاشقش شدم نمیدونین چقد حسه رویایی و خوبیه
عاشقتونم واقعا الان سر کلاس دوره ی عشق ومودت دارم مرور میکنم جلسه ی چهارم رویایی رو دارم میرم جلو اما موقعه آنتراکم حتما میام این فایل رو میبینم لذت میبرم بخصوص از این دستانه بینظیر خداوند که شما رو هدایت کرده سمتشون واقعا رویایی و بینظیر هست هم مناظرش هم آدمها خدارو میلیاردها بار شکرت دلم واسه روی ماهه مریم جون عزیزم یه ذرههههههه شده توروخدا فایل از خودتون بزارین که من بی نهایت دلم تنگ واستون کنارهمدیگه هم خیلی خیلی قشنگترین
و البته تنهایی هم واقعا رویایی عه خدارو میلیاردها بار شکرت
عاشقتونم روی ماه شما و مریم جون عزیزم رو میبوسم
سایتون همیشه بالاسرم باشه
فعلا در پناه الله یکتا باشین
بنام خالقی که عشق را آفرید
درود به خانواده دوست داشتنی عباس منش
این فایل سفر به دور آمریکا هم مثل همیشه پر از نکات مثبت و زیبایی و در صلح بودن آدما با خودشون بود.
ممنون از استاد عزیز بخاطر این فایل زیبا و عالی.
اینم متن فایل تصویری سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 249 به همراه ترجمه و زمان بندی:
[00:00 – 00:28] سلام به دوستان عزیزم در سریال «سفر به دور آمریکا». این ویدیوهایی که میبینید، مربوط به ادامه همین سریال است که فاصلهی خیلی زیادی بین ضبط و تدوینشان افتاد. این قسمتها حدود دو سه ماه پیش فیلمبرداری شده بودند، اما من فرصت نکرده بودم تدوینشان کنم و الان دارم این کار را انجام میدهم. هرچند من دیگر از سفر برگشته و به فلوریدا آمدهام، اما دوست داشتم این فایلها را با شما به اشتراک بگذارم.
[00:28 – 01:05] این رودخانه زیبایی که میبینید، رودخانهی یوبا (Yuba River) در شمال ساکرامنتو است؛ همان جایی که آن مرکز مدیتیشن (Meditation Retreat) قرار داشت و فضای فوقالعاده بینظیری بود. ما چندین بار با بچهها به این رودخانه آمدیم، کلی پیادهروی و قدم زدیم. انرژی فوقالعادهای داشت. میگفتند امسال هم میزان آب به مراتب بیشتر از سالهای قبل بوده و به همین خاطر، خیلی روی احتیاط تأکید میکردند که کسی در آب غرق نشود و همه مراقب باشند.
[01:05 – 01:39] در این مسیری که در ادامه ویدیو میبینید، جاهایی هست که من با دوستانم صحبت کردم و گفتگوها به زبان انگلیسی است. دوستانی که مایل به ترجمه هستند، میتوانند آن قسمتها را ترجمه کنند، چون موضوعات قشنگی مطرح شده است. میتوانید ترجمهتان را در بخش نظرات (کامنتها) بنویسید تا بقیه دوستان هم برگردند و با خواندن نظرات، ترجمه گفتگوها را ببینند.
[01:39 – 02:34] من یک تجربه فوقالعاده در این سفر داشتم که در ادامه هم خواهید دید. اتفاقات خیلی جالبی افتاد؛ هدایتهایی در کار بود و شرایطی پیش آمد که اصلاً قبلاً به آن فکر نکرده بودم. در واقع کل این سفر بر اساس هدایت بود. یعنی شرایطی پیش آمد که یک حس درونی به من گفت به سمت این مرکز مدیتیشن بیایم و اینجا یک سری دریافتها داشتم، با یک سری دوستان خیلی خوب آشنا شدم و صحبتهای خیلی قشنگی رد و بدل شد که بخشهایی از آن را در قسمتهای قبلی دیدید. نسبت به آنچه واقعاً اتفاق افتاد خیلی کم فیلمبرداری کردم، اما تجربه بینظیری بود که به لطف هدایت پروردگار، در این فصل فوقالعاده زیبا که بهار بود و هوا خیلی تازه و دلپذیر بود، به این منطقه زیبا آمدم. حالا در ادامه میبینید که چه اتفاقاتی افتاد و با هم لذت میبریم.
[02:34 – 03:08] خب، یک توضیحی بدهم که داستان از چه قرار است. من چند روز پیش از این دهکده زیبا رفتم به سمت ساکرامنتو و مدتی آنجا بودم. این دوست عزیزمان، خانمِ بُزها (Goat Lady)، همان خانمی که بزها را نگه میدارد و با هم کار کردیم و کلی لذت بردیم، به من پیام داد که: «چرا بدون خداحافظی رفتی؟» چون رفتنم خیلی یهویی شد. باید ماشین را برای سرویس میبردم و خلاصه باید سریع چندتا کار را قبل از تاریک شدن هوا انجام میدادم و دیگر یک جورایی بدون خداحافظی رفتم.
[03:09 – 03:23] گفت: «کلی برات پنیر و تخممرغ و شیر نگه داشته بودم، میخواستم بهت بدم. اگه میتونی، یه سر بیا و این هدیهها رو بگیر.»
[03:23 – 03:45] من هم گفتم چشم، چند روز دیگر میآیم. الان آن چند روز گذشته و من از ساکرامنتو به این دهکده زیبا آمدهام تا هدیههایم را بگیرم. البته من هم چند هدیه برای «گوت لیدی» عزیز گرفتم که امیدوارم خوشش بیاید. برویم با هم ببینیم چه اتفاقی میافتد.
[03:45 – 03:57] Saeed, I just feel the cheese and milk is here for you. So I’m happy to give you the cheese and the eggs. And then I have this one.
[ترجمه روان] سعید، حس کردم این پنیر و شیر مال توئه. خوشحال میشم پنیر و تخممرغها رو بهت بدم. اینم برای تو.
[03:57 – 04:03] Yes, she is a petted girl. Yeah, I can tell. She just really wanted those pellets.
[ترجمه روان] آره، دختر نازنازیایه. آره، کاملاً مشخصه. واقعاً دلش اون غذاهای گلولهای رو میخواست.
[04:03 – 04:11] Okay so now she can go. But you know what we’re going to do? She wants to stay in here a little longer.
[ترجمه روان] خیلی خب، حالا میتونه بره. ولی میدونی چیه؟ میخواد یه کم بیشتر اینجا بمونه.
[04:13 – 04:17] Did you like it so far? Yeah? I’ll let her stay a little longer this week, the second time.
[ترجمه روان] تا اینجا خوشت اومده؟ آره؟ این هفته، این بار دومه که میذارم یه کم بیشتر بمونه.
[04:19 – 04:27] Okay. So, oh yeah, so she’s already been done so I can put her on soak on right away. We’ve already done the prep.
[ترجمه روان] خب. آها آره، کار این یکی تموم شده، پس میتونم فوراً بذارمش خیس بخوره. کارای اولیهاش رو قبلاً انجام دادیم.
[04:28 – 04:30] Has she been prepped? Yes, I did it.
[ترجمه روان] آماده شده؟ آره، خودم انجام دادم.
[04:30 – 04:34] this one? Oh, she’s done. I let her stay longer just to eat.
[ترجمه روان] این یکی؟ اوه، کار اینم تمومه. گذاشتم بیشتر بمونه که فقط غذا بخوره.
[04:34 – 04:35] Yeah.
[ترجمه روان] آره.
[04:36 – 04:38] Nice.
[ترجمه روان] عالیه.
[04:38 – 04:47] Grace is here too. We have one more goat. Okay, come on in.
[ترجمه روان] «گریس» هم اینجاست. یه بز دیگه هم داریم. خب، بیا تو.
[04:47 – 05:08] این دختر زیبا هم کسی است که بعد از من آمد تا به «گوت لیدی» کمک کند.
[05:08 – 05:11] Oh. Oh, look, there was some down at the bottom.
[ترجمه روان] اوه! نگاه کن، یه کم تهش مونده بود.
[05:13 – 05:20] Do that tap that means I’m milking her. I know.
[ترجمه روان] این ضربه رو که میزنم یعنی دارم میدوشمش. میدونم.
[05:24 – 05:33] You get a good tight seal.
[ترجمه روان] اینطوری کاملاً سفت و محکم میشه.
[05:34 – 05:38] Saeed? Yes. How are you liking Sacramento? I love it. Yeah.
[ترجمه روان] سعید؟ بله. ساکرامنتو چطوره؟ خیلی دوستش دارم. آره.
[05:39 – 05:46] Not as much as here but it’s good. Yeah. Just hanging out? Yeah. Yeah.
[ترجمه روان] به خوبی اینجا نه، ولی خوبه. آره. همینطوری میچرخی؟ آره.
[05:47 – 05:51] Hanging out at the community or hanging out in the city? In the, in the RV park.
[ترجمه روان] توی این مجموعه میچرخی یا تو شهر؟ توی پارک کاروانها (RV Park).
[05:52 – 05:59] In the other what? RV park. RV park? Oh. Have you been learning other things like speaking horsey? No, I’d like to speak English right now.
[ترجمه روان] توی اون یکی چی؟ پارک کاروانها. پارک کاروانها؟ اوه. چیز دیگهای هم یاد گرفتی؟ مثلاً زبون اسبی حرف بزنی؟ نه، فعلاً ترجیح میدم انگلیسی صحبت کنم. (زبون اسبی (Speaking horsey) یک اصطلاح واقعی نیست، بلکه یک شوخی و کنایه بامزه در آن لحظه از گفتگو است.)
[06:00 – 06:05] So, um, Saeed has very good English but his first language was Farsi.
[ترجمه روان] خب، سعید انگلیسیاش خیلی خوبه ولی زبان اولش فارسی بوده.
[06:05 – 06:06] Yeah. Yeah.
[ترجمه روان] آره. آره.
[06:10 – 06:21] And this is his first, I was surprised cause your English is so good. His first total immersion with English. English? Wow.
[ترجمه روان] و این اولین… تعجب کردم، چون انگلیسیات خیلی خوبه. این اولین تجربه کاملش از قرار گرفتن در محیط انگلیسی زبانه. انگلیسی؟ وای!
[06:22 – 06:28] Okay so she’s not done but her bucket’s done so I’m gonna pour out her bucket.
[ترجمه روان] خب، کار این هنوز تموم نشده ولی سطلش پر شده، پس میخوام سطلش رو خالی کنم.
[06:29 – 06:36] Like having a family with poor pooping manners.
[ترجمه روان] انگار یه خانواده داری که آداب دستشویی رفتن بلد نیستن!
[06:38 – 06:51] Yeah. That would call you dad. Look at the baby ducks. Oh yes. They’re so cute. Yeah, so this were raised by the school kids.
[ترجمه روان] آره. که بهت میگن بابا. جوجه اردکها رو نگاه کن. اوه بله. خیلی نازن. آره، اینا رو بچههای مدرسه بزرگ کردن.
[06:56 – 07:01] What kind of ducks are they? Ugly one. Ugly ducks?
[ترجمه روان] اینا چه جور اردکیان؟ از نوع زشتش. اردک زشت؟
[07:01 – 07:05] Those are pretty ducks. Pretty ducks.
[ترجمه روان] اونا اردکهای قشنگی هستن. اردکهای قشنگ.
[07:11 – 07:35] And when you watch the movie, um, Finding Happiness? Yeah. They’re running down this hill. And I have to watch it again. So the movie, you know, they’re talking about meditation and everything and then, uh, all of a sudden there’s goats running down a hill and everybody laughs. So I feel like we’re the comedy relief in the movie.
[ترجمه روان] وقتی فیلم «در جستجوی خوشبختی» رو میبینی… آره. دارن از این تپه میدَوَن پایین. باید دوباره ببینمش. خلاصه تو فیلم، دارن درباره مدیتیشن و این چیزا حرف میزنن که یهو، یه گله بز از تپه میدَوَن پایین و همه میزنن زیر خنده. حس میکنم ما قسمت خندهدار و بامزه فیلم هستیم.
[07:37 – 07:42] That’s a key role in the community. It’s important to have laughter and fun.
[ترجمه روان] این نقش کلیدیایه تو جامعه. خنده و سرگرمی خیلی مهمه.
[07:43 – 08:32] Many hands make a miracle. Let’s all join hands together. Life on earth is so beautiful when you can laugh and dance and struggle as friends, then all your means to achieve their ends. Many hands make a miracle, people climbing together. Soon we reach to the pinnacle of every mountain peak we hazardously, we lift our hands to welcome the sun. We lift our hands to welcome the sun. Okay, so that was a little off tune on my part but you get the idea. Yes, it’s so amazing.
[ترجمه روان] اتحاد دستها معجزه میآفریند. بیاین همه دست به دست هم بدیم. زندگی روی زمین چقدر زیباست وقتی میتونی بخندی و برقصی و دوستانه تلاش کنی، اونوقته که همه چیز برای رسیدن به هدف جور میشه. اتحاد دستها معجزه میآفریند، وقتی آدمها با هم صعود میکنند. به زودی به قلهی هر کوهی که جسورانه فتح میکنیم، خواهیم رسید. دستهایمان را برای خوشامدگویی به خورشید بلند میکنیم. خب، یه کم از طرف من خارج از ریتم بود ولی منظور رو گرفتی. بله، خیلی شگفتانگیزه.
[08:33 – 08:39] We’re working the song. We got up early with many hands. We’re walking the hill as friends.
[ترجمه روان] داریم روی این آهنگ کار میکنیم. با کمک هم زود بیدار شدیم. دوستانه از تپه بالا میریم.
[08:39 – 08:44] Sunshine. For some people this hill is a little bit of a struggle.
[ترجمه روان] آفتاب. برای بعضیها بالا رفتن از این تپه یه کم سخته.
[08:46 – 08:51] This is what keeps you healthy. We have food, delicious nutritious food.
[ترجمه روان] این چیزیه که آدم رو سالم نگه میداره. ما غذا داریم، غذای خوشمزه و مقوی.
[08:52 – 09:10] Yes, with goats. That’s Omelette and that’s her mother Ivy. So they were just talking to each other.
[ترجمه روان] بله، با بزها. اون «املت» و اونم مادرش «آیوی». داشتن با هم حرف میزدن.
[09:12 – 09:19] She knows every name of the goat. Seventy goats.
[ترجمه روان] اون اسم تکتک بزها رو بلده. هفتاد تا بز.
[09:37 – 09:44] Ivy and so it’s a girl.
[ترجمه روان] آیوی… پس ماده است.
[09:50 – 10:15] I think he wants to go with his mom. Raggie? Yeah. Did you get anything? Stuck it? Um, well, I wish he wouldn’t but I thought “stop ’em”. Yeah, well that’s why I don’t let them feed their mama before she gets milked in the morning.
[ترجمه روان] فکر کنم میخواد با مامانش بره. رگی؟ آره. چیزی گیرت اومد؟ گرفتیش؟ امم، خب، کاش این کارو نمیکرد ولی گفتم “جلوشو بگیر”. آره، برای همینه که صبحها قبل از دوشیدن، نمیذارم بچهها از مادرشون شیر بخورن.
[10:15 – 10:18] Let, let’s take a picture.
[ترجمه روان] بذار… بذار یه عکس بگیریم.
[10:18 – 10:22] These kids are so cute. Seriously.
[ترجمه روان] این بزغالهها خیلی نازن. جداً.
[10:24 – 10:31] Didn’t she just get milked? Yeah. You don’t have anything. You don’t have anything.
[ترجمه روان] مگه همین الان دوشیده نشد؟ آره. تو که چیزی نداری. هیچی نداری.
[10:36 – 10:48] Let’s go in someone else’s struggle as one. I thought it. Our hands to welcome the sun. He’s good it was quicker for today.
[ترجمه روان] بیاین متحدانه در سختیهای دیگری شریک شویم. بهش فکر کردم. دستهامون برای خوشامدگویی به خورشید. خوبه که امروز سریعتر بود.
[10:50 – 11:01] Yell down. Everybody come. Where’s Maria? Maria.
[ترجمه روان] داد بزن بیان پایین. همه بیاین. ماریا کجاست؟ ماریا!
[11:01 – 11:11] Oh, those sweet, those gifts. You know, most people give gifts, you go, “thank you” and then you go, “what am I going to do with it?” You give me the perfect gifts.
[ترجمه روان] اوه، این شیرینیها، این هدیهها… میدونی، بیشتر مردم وقتی هدیه میدن، آدم میگه «ممنون» و بعد با خودش فکر میکنه «حالا اینو کجای دلم بذارم؟». ولی تو بهترین هدیهها رو به من میدی.
[11:11 – 11:19] Because I know your diet and, yeah, you don’t like sweet. I like sweet but I just don’t eat it.
[ترجمه روان] چون رژیم غذاییت رو میدونم و میدونم که اهل شیرینیجات نیستی. من خودم شیرینی دوست دارم، ولی خب نمیخورم.
[11:21 – 11:24] But yes, so, you’re amazing.
[ترجمه روان] ولی آره خلاصه که… تو فوقالعادهای.
[11:31 – 11:39] Beautiful, and make sure there’s nobody… Every once in a while a piece of dirt gets in. All I see are bubbles.
[ترجمه روان] زیباست، و مطمئن شو که… هر از گاهی یه ذره آشغال توش میفته. من که فقط حباب میبینم.
[11:39 – 12:00] اومدیم اینجا که شیر و پنیرمون رو بهمون بده و ببینید چقدر قشنگ این کار را انجام میدهد.
[12:08 – 12:13] There we go. Thank you so much.
[ترجمه روان] بفرما. خیلی ممنونم.
[12:14 – 12:26] I think there’s one more. I know you are very grateful because you know the goodness. Exactly. Yes.
[ترجمه روان] فکر کنم یکی دیگه هم هست. میدونم خیلی قدردانی، چون ارزشش رو میدونی. دقیقاً. بله.
[12:26 – 12:30] I don’t have to educate you.
[ترجمه روان] لازم نیست چیزی رو برات توضیح بدم.
[12:37 – 12:49] That’s nice. But I just want to, you know, I have to fulfill my orders first. Yeah. Divine mother takes care of you. Thank you. Yeah. Thank God.
[ترجمه روان] عالیه. ولی خب میدونی، اول باید سفارشهای خودم رو آماده کنم. آره. مادر الهی مراقبته. ممنونم. آره. خدا رو شکر.
[12:50 – 12:59] God bless you. Oh, thank you. God bless you and your goats. I love you so much. I would give you anything. Thank you so much.
[ترجمه روان] خدا بهت برکت بده. اوه، ممنونم. خدا به تو و بزهایت برکت بده. خیلی دوستت دارم. هر کاری برات میکنم. خیلی ممنونم.
[13:05 – 13:08] There we go. Thank you so much.
[ترجمه روان] بفرما. خیلی ممنونم.
[13:12 – 13:16] Careful, those things get hot. Sure. Thank you.
[ترجمه روان] مواظب باش، اینا داغ میشن. حتماً. ممنونم.
[13:17 – 13:22] خب، اینم از دو تا شیری که به ما هدیه دادند.
[13:22 – 13:28] Best cheese is the, this one because the other one came out a little dry.
[ترجمه روان] بهترین پنیر این یکیه، چون اون یکی یه کم خشک دراومد.
[13:30 – 13:36] Which one is more fresh? Are you sure? Because this one’s actually better if…
[ترجمه روان] کدومش تازهتره؟ مطمئنی؟ چون این یکی راستش بهتره اگه…
[13:36 – 13:41] Anything, anything. No, no, no, I, I trust you.
[ترجمه روان] هر چی تو بگی. نه، نه، من بهت اعتماد دارم.
[13:43 – 13:51] Okay. Well, look what’s fresh then. But it’s going to be a little bit dry. It’s going to be delicious though. Okay. Okay, here we go.
[ترجمه روان] باشه. خب، پس ببین کدوم تازهست. ولی یه کم خشک میشه ها. هرچند خوشمزه میشه. باشه. خب، بفرما.
[13:51 – 14:04] And then, um, let’s see, we got that, that… You like this kind too, right? Yeah, of course. Okay, and then at home I got the dry cheese for you. The yellow one? Yeah. I love that. Yes. Yes.
[ترجمه روان] و بعد… بذار ببینم… این… تو این مدل رو هم دوست داری، درسته؟ آره، حتماً. باشه، بعد تو خونه اون پنیر خشکه رو برات گذاشتم. اون زرده؟ آره. عاشق اونم. بله. بله.
[14:04 – 14:12] Okay. خب ببینید، پنیر هم بهمون داد. یه عالمه پنیر و یه عالمه شیر برای ماست.
[14:13 – 14:27] این خانه «گوت لیدی» است. گفت که تخممرغ و یک نوع پنیر دیگر را در خانه برایم نگه داشته، و گفت بیا خانه و بگیر.
[14:27 – 14:38] ما قبلاً خانهاش را دیده بودیم. حالا میرویم داخل. چقدر این خانم فوقالعاده است.
[14:41 – 14:44] I have a question, Saeed. Yes.
[ترجمه روان] یه سوال دارم، سعید. بله.
[14:44 – 14:46] Say, say it. Yes.
[ترجمه روان] بگو، بگو. بله.
[14:48 – 15:00] Um, okay so this was a ceramic pan that I had. You guys should throw it away cause it’s been used.
[ترجمه روان] خب این یه ماهیتابه سرامیکی بود که داشتم. شما باید بندازینش دور چون دیگه کارکرده است.
[15:00 – 15:13] Yes. Okay. Cause it, this one says it, it’s better. Yeah, I’m glad, yeah. I, I like T-fal. It’s, it’s very good brand. Okay. And I’m glad you needed it.
[ترجمه روان] بله. باشه. چون این یکی میگه بهتره. آره، خوشحالم. من تفال رو دوست دارم. برند خیلی خوبیه. باشه. و خوشحالم که لازمش داشتی.
[15:13 – 15:15] Thank you. Thank you.
[ترجمه روان] ممنونم. ممنونم.
[15:15 – 15:27] That will go where it belongs. Okay, so now where, oh, oh, oh, oh. Oh, I had a little thing here for your cheese.
[ترجمه روان] اون میره جایی که باید بره. خب، حالا کجا… اوه! یه چیز کوچولو اینجا برای پنیرت داشتم.
[15:28 – 15:31] Oh, I love that one. Yes.
[ترجمه روان] اوه، عاشق اونم. بله.
[15:31 – 15:35] And then do you like the bigger chewy ones too? Yeah, of course.
[ترجمه روان] اون بزرگترها که جویدنیتر هستن رو هم دوست داری؟ آره، حتماً.
[15:35 – 15:39] Okay, okay. I have some in here.
[ترجمه روان] باشه، باشه. یه کم اینجا دارم.
[15:41 – 15:48] So yeah, these are kind of like little crunchies. They remind me of cheese puffs. Yeah. But nothing bad in them.
[ترجمه روان] آره، اینا یه جورایی مثل کرانچیهای کوچیک هستن. منو یاد پفک پنیری میندازن. آره. ولی هیچ چیز مضری ندارن.
[15:48 – 15:58] And then these… I’m so hungry, I’m gonna just take a little piece to make sure it tastes okay. They have a little go container.
[ترجمه روان] و بعد اینا… خیلی گرسنمه، فقط یه تیکه کوچیک برمیدارم تا مطمئن بشم طعمش خوبه. اونا یه ظرف کوچیک برای بیرون بردن دارن.
[16:07 – 16:23] خب ببینید، دو تا بسته تخممرغ هم به من داد و خودش هم دارد برای صبحانهاش تخممرغ درست میکند.
[16:24 – 16:32] میگوید همین الان دارد از هدیهای که من برایش آوردم استفاده میکند؛ همان ظرفهایی که برایش آوردم. امیدوارم خوشش بیاید.
[16:33 – 16:37] Farsi sounds a lot like Hebrew to me. Really? Yeah, it has the same tones.
[ترجمه روان] به نظرم فارسی خیلی شبیه زبان عبریه. جداً؟ آره، آهنگ صداشون مثل همه.
[16:39 – 16:47] Maybe because they, they, yeah, they are, we have “khe” too. Yeah, yeah. Yeah.
[ترجمه روان] شاید چون… آره، ما هم صدای «خ» داریم. آره، آره.
[16:47 – 16:53] Maybe because they’re, they’ve been neighbors for a while. Yes, yes. Yeah, maybe that’s why.
[ترجمه روان] شاید چون برای مدتی همسایه بودن. بله، بله. آره، شاید برای همینه.
[16:56 – 17:02] They’re sliding all over the place. They are not sticky. That doesn’t happen with the old one.
[ترجمه روان] دارن همه جا سُر میخورن. نمیچسبن. با اون قدیمی اینطوری نمیشد.
[17:02 – 17:04] That’s gonna be a funny video.
[ترجمه روان] ویدیوی خندهداری میشه.
[17:06 – 17:23] But I was inspired yesterday by a little book by Jyotish and Devi, the leaders here at Ananda. They wrote a book called “Life is a Pilgrimage and the Goal is to Find God”. And that, it’s a story. It’s a story about… You read that one? Shopping carts. The shopping carts, yeah.
[ترجمه روان] من دیروز از کتاب کوچکی نوشته «جوتیش» و «دِوی»، رهبران اینجا در آناندا، الهام گرفتم. آنها کتابی به نام «زندگی یک سفر زیارتی است و هدف، یافتن خداست» نوشتهاند. و اون یک داستانه… داستانی درباره… تو خوندی اون رو؟ چرخدستیهای خرید. آره، چرخدستیها.
[17:23 – 17:25] Oh, that’s my favorite Jyotish story. That’s amazing.
[ترجمه روان] اوه، اون داستان مورد علاقه من از جوتیشه. فوقالعادهست.
[17:25 – 17:40] Oh, when he talks about, um, like at Festival of Light when it’s the opposite. Of course we want to take care of ourselves first. Remember that? I can’t remember the exact language. I laughed so hard when he was telling it. I heard him tell it for the first time.
[ترجمه روان] اوه، وقتی در مورد… مثلاً تو «جشنواره نور» که قضیه برعکسه، صحبت میکنه. که البته ما اول میخواهیم مراقب خودمان باشیم. یادت هست؟ کلمات دقیقش یادم نیست. وقتی تعریف میکرد، از خنده رودهبر شدم. اولین بار بود که میشنیدم تعریفش میکنه.
[17:40 – 17:48] Yeah, when he was at Sunday service he told it one week, right? Uh, yeah, but many, many years ago for the first time. Yeah, I heard about that.
[ترجمه روان] آره، یک هفته در مراسم روز یکشنبه تعریفش کرد، درسته؟ آره، ولی اولین بار خیلی خیلی سال پیش بود. آره، در موردش شنیدم.
[17:48 – 17:51] Yeah, I laughed so hard. Yeah.
[ترجمه روان] آره، خیلی خندیدم.
[17:51 – 18:24] So it’s just a little book, it’s a little story about, um, a sort of what we carry with us when we come on the spiritual path. And it’s, uh, it uses analogy and it uses metaphor, um, as like an actual trail that we’re walking. And along the trail you find many things, you find stops, uh, some people are carrying big cart loads of things and trying to carry that along the path with them. And eventually, once you get far enough, far enough along the path, you have to drop everything that you have.
[ترجمه روان] خلاصه یه کتاب کوچیکه، داستانی کوتاه درباره چیزهایی که وقتی وارد مسیر معنوی میشویم با خودمان حمل میکنیم. از تمثیل و استعاره استفاده میکنه، انگار که در یک مسیر واقعی قدم میزنیم. در طول مسیر چیزهای زیادی پیدا میکنی، ایستگاههایی پیدا میکنی. بعضیها بارهای سنگینی را با چرخدستی حمل میکنند و سعی میکنند آنها را در تمام مسیر با خودشان ببرند. و در نهایت، وقتی به اندازه کافی در مسیر پیش رفتی، باید هر چه را که داری، رها کنی.
[18:24 – 18:48] You have to slowly, at least, let go of everything that, that holds you back because as the Bible says, you know, um, a camel cannot fit through the eye of a needle. So you can’t really take anything with you. You can’t take any possessions, any attachments, any even views or beliefs at the end. At the end, you’re just very naked, you’re just naked.
[ترجمه روان] باید آرام آرام، هر چیزی را که مانع پیشرفت توست، رها کنی. چون همانطور که در انجیل آمده: «عبور شتر از سوراخ سوزن آسانتر است…». پس واقعاً نمیتوانی چیزی با خودت ببری. در پایان، هیچ دارایی، هیچ وابستگی، و حتی هیچ دیدگاه یا باوری را نمیتوانی با خودت ببری. در آخر، تو کاملاً عریان و خالی هستی.
[18:48 – 19:02] You know, as you progress along the spiritual path. So I was inspired to write this poem, which I can share with you. Yeah, can you, can you read it? Yeah. So I wrote this yesterday. Um, and it’s, it doesn’t have a title but, uh, “Gifted were we with a little booklet by thee,
[ترجمه روان] میدونی، همانطور که در مسیر معنوی پیش میروی. خلاصه من الهام گرفتم این شعر رو بنویسم، که میتونم برات بخونمش. آره، میتونی بخونیش؟ آره. اینو دیروز نوشتم. عنوان نداره ولی… «از سوی تو، کتابچهای کوچک به ما هدیه شد،
[19:02 – 19:15] life is a pilgrimage, the goal is to find God, signed Jyotish and Devi. There is written a tale that begins a path, leading we know not where, seeming only a trail.
[ترجمه روان] زندگی یک سفر زیارتی است و هدف، یافتن خداست، با امضای جوتیش و دِوی. داستانی نوشته شده که مسیری را آغاز میکند؛ مسیری که نمیدانیم به کجا میبرد و تنها چون یک کوره راه به نظر میرسد.
[19:15 – 19:32] Cart loads and backpacks, tokens and veils, one known as Walker, he leads us onward, onward to nothing. None of our trinkets do avail, with near-sighted eyes we stumble along,
[ترجمه روان] بارهای سنگین، کولهپشتیها، نشانهها و حجابها… یکی، معروف به «رهرو»، ما را به پیش میراند، به سوی هیچ. هیچ یک از خرتوپرتهایمان به کار نمیآیند، با چشمانی نزدیکبین، تلوتلو خوران پیش میرویم،
[19:32 – 19:41] not really knowing what we seek, drawn inward by a song. The song of myriad lifetimes, Walker’s music reminds, our one true goal on the path,
[ترجمه روان] بیآنکه بدانیم در جستجوی چه هستیم، با آوازی به درون کشیده میشویم. آواز هزاران زندگی… موسیقی «رهرو» یادآوری میکند که تنها هدف حقیقی ما در این مسیر،
[19:41 – 19:51] to find thee, to be always thine. Distractions at first draw us outward, possessions do bind, but in our growing thirst for thee, we settle on one mind.
[ترجمه روان] یافتن توست، تا همیشه از آنِ تو باشیم. در ابتدا حواسپرتیها ما را به بیرون میکشند و داراییها به بند، اما در تشنگی روزافزونمان برای تو، بر یک ذهن متمرکز میشویم.
[19:51 – 19:58] All the obstacles become affirmations and beyond the borders of our will, our purpose taking shape,
[ترجمه روان] همه موانع به تأیید بدل میشوند و فراتر از مرزهای ارادهمان، هدفمان شکل میگیرد،
[19:58 – 20:09] our hearts through and through are thrilled, are thrilled. No more limitations, we left them by the river, as we climb over sliding cliffs of temptation,
[ترجمه روان] و قلبهایمان سراسر به وجد میآیند. دیگر هیچ محدودیتی نیست، آنها را کنار رودخانه جا گذاشتیم، همانطور که از صخرههای لغزنده وسوسه بالا میرویم،
[20:09 – 20:19] terrible mountain passes of doubt, and crawling now naked through the narrow slot canyon of devotion’s final pointed push for thee.
[ترجمه روان] از گردنههای هولناک شک عبور میکنیم، و اکنون عریان، از دره تنگ آخرین فشارِ هدفمندِ بندگی برای تو میخزیم.
[20:19 – 20:34] We each emerge victorious into thy flaming blue sphere of perfect union, eternal glee.”
[ترجمه روان] و یک به یک، پیروزمندانه، به گوی آبی و شعلهور اتحاد کامل و سرور ابدی تو وارد میشویم.»
[20:34 – 20:36] And that’s it. Wow, very nice.
[ترجمه روان] و تمام. وای، خیلی قشنگه.
[20:36 – 20:38] Yeah. So it’s just, it’s a fun…
[ترجمه روان] آره. خب این یه جور…
[20:38 – 21:18] It’s a fun way, I think, to go deeper in our spiritual practices. I mean, it’s a very spiritual practice for me and it always has been, journaling and poetry, whether it’s in prose or poetry or how you want to combine those or define those, it’s a way of processing it for me too. Like, okay, I read it, you read something or you experience something in life and you have an experience of it, but if you can take it inward and sit with it for a while and process it in a creative way from your own creative center, from God within you and how it’s expressing through you, then it just deepens the whole experience and it allows you to to have it for yourself but also to bring it to others.
[ترجمه روان] به نظرم راه جالبی برای عمیقتر شدن در تمرینات معنوی است. برای من، نوشتن خاطرات روزانه و شعر، همیشه یک تمرین بسیار معنوی بوده. چه به نثر باشد چه به شعر، این برای من راهی برای پردازش تجربیات است. مثلاً تو چیزی را میخوانی یا در زندگی تجربه میکنی، اما اگر بتوانی آن را به درون ببری، مدتی با آن خلوت کنی و به شیوهای خلاقانه از مرکز خلاقیت درونت—از خدای درونت—آن را پردازش کنی، آن وقت کل تجربه عمیقتر میشود و به تو اجازه میدهد هم آن را برای خودت داشته باشی و هم به دیگران منتقل کنی.
[21:18 – 21:26] You know, how are you going to bring that experience to others if you can’t articulate it in some way? You have to be able to articulate it or even if that means painting a picture of it or drawing a picture or
[ترجمه روان] چطور میتوانی آن تجربه را به دیگران منتقل کنی اگر نتوانی به نوعی بیانش کنی؟ باید بتوانی آن را بیان کنی، حتی اگر به معنای کشیدن یک نقاشی یا یک تصویر از آن باشد یا…
[21:26 – 21:49] acting it out. You know, there’s so, there’s myriad ways that we can we can share our light and I just find that poetry is, it’s just a wonderful way for me to do it. It’s just a, and it’s always been there.
[ترجمه روان] یا حتی به نمایش درآوردنش. راههای بیشماری برای به اشتراک گذاشتن نور درونمان وجود دارد و من فهمیدهام که شعر برای من یک راه فوقالعاده برای این کار است. و همیشه هم همینطور بوده.
[21:51 – 22:38] در ادامه، این دوست عزیزمان از من در مورد کارم پرسید و من درباره باورها و اتفاقاتی که در زندگیام افتاد توضیح دادم و اینکه چطور با تغییر باورها، زندگیام تغییر کرد. درباره خدا صحبت کردیم؛ درباره اینکه چطور خداوند این قدرت را به ما داده تا زندگی خودمان را آنطور که میخواهیم خلق کنیم، اگر بتوانیم کانون توجهمان را کنترل کنیم و باورهای محدودکننده را تغییر دهیم. کلی مثال از زندگی خودم و اتفاقاتی که برایم افتاد زدم و اینکه چقدر این قدرت برای شکل دادن به واقعیت اطرافمان از طریق تغییر باورها، بینهایت است.
[22:38 – 22:48] خلق آگاهانه زندگی. و این دوستمان خیلی دوست داشت درباره این موضوعاتی که صحبت کردیم، توضیح دهد. با هم توضیحات او را میبینیم که خیلی قشنگ با زبان شیرینش برایمان توضیح داده.
[22:49 – 23:12] So it was just saying that when we affirm a belief, because our life is beliefs, our whole experience is a, is a, is a combination of our beliefs. So when we’re affirming that, when we’re affirming something in our lives, then it’s actually that’s what’s creating our reality. And I think most people just don’t see that or they choose not to see that.
[ترجمه روان] داشتم میگفتم وقتی ما باوری را در ذهن خود تایید میکنیم، در واقع داریم واقعیتمان را خلق میکنیم. چون زندگی ما مجموعهای از باورهای ماست و کل تجربهی ما ترکیبی از همین باورهاست. فکر میکنم بیشتر مردم این را نمیبینند، یا انتخاب میکنند که نبینند.
[23:12 – 23:42] It’s easier to say, “No, that, that’s not me. That’s not wrong with me. That has to be somebody else’s or something else’s fault, some situation, some political situation, some economic situation, it’s got to be some personal, interpersonal situation in our lives or some past event that is causing this to happen and this is why this thing is not going so well in my life or I’m not feeling good in my life anymore is because of this thing.”
[ترجمه روان] راحتتر است که بگوییم: «نه، این من نیستم. مشکل از من نیست. باید تقصیر کس دیگری یا چیز دیگری باشد؛ یک موقعیت سیاسی، یک وضعیت اقتصادی، یک مسئله شخصی یا بینفردی یا یک اتفاق در گذشته باعث این وضعیت شده. برای همین است که اوضاع زندگیام خوب پیش نمیرود یا دیگر حس خوبی ندارم.»
[23:42 – 24:09] But then we never really, if we blame something outside of ourselves, then we never really… We don’t have the power to change it. No power to change it because it’s outside. If we see it as outside then it’s not within our power. And we just get, I don’t know, we just get hooked on that, addicted to that, that way of relating to our beliefs and relating to our experience, our reality.
[ترجمه روان] اما وقتی چیزی خارج از خودمان را مقصر میدانیم، دیگر قدرتی برای تغییرش نداریم. چون بیرون از ماست و اگر آن را بیرونی ببینیم، دیگر در کنترل ما نیست. و ما به این شیوه ارتباط با باورها و واقعیتمان عادت میکنیم و به آن معتاد میشویم.
[24:09 – 24:32] And then it’s not giving us the power where if we just faced it and said, “No, I am bringing these beliefs by affirming them in my life again and again and again.” And I’m creating this situation for myself. And because I, I created it, I can change it. Yeah. Yeah, we all have the power to change it.
[ترجمه روان] این کار قدرت را از ما میگیرد. در حالی که اگر با آن روبرو شویم و بگوییم: «نه، من خودم با تکرار و تایید این باورها در زندگیام، آنها را به وجود میآورم» و «من خودم این موقعیت را خلق کردهام»، آن وقت چون من آن را ساختهام، پس میتوانم تغییرش دهم. بله، همه ما قدرت تغییر آن را داریم.
[24:32 – 25:01] I mean, we see, it’s so easy to see if you take that view, how we do have the power to change because we’ve changed our natural state which is pure presence, pure love. We’ve changed that, we’ve, we’ve covered it over, we haven’t really changed it, we’ve covered it over for a while with our beliefs and a lot of negative beliefs usually. Um, but if we can do that, if we can cover over our true reality
[ترجمه روان] اگر این دیدگاه را بپذیری، به راحتی میبینی که ما قدرت تغییر را داریم، چون ما توانستهایم حالت طبیعی خودمان را که حضور خالص و عشق خالص است، تغییر دهیم. ما روی آن را با باورهایمان پوشاندهایم؛ معمولاً با باورهای منفی زیاد. اگر ما توانستهایم روی حقیقت وجودیمان را بپوشانیم…
[25:01 – 25:36] with these beliefs, then of course if we have the power to do that, it’s an amazing power to be in darkness is an amazing demonstration of our abilities to channel God, to, to be Godlike, to be in the image of God because what we’re doing is we’re changing our reality through our thoughts, through our own volition and our power. So if we have the power to do that then we can have the power to reverse it, to change it and to uncover our true reality which is just this presence that you and I are sharing right now.
[ترجمه روان] … پس قطعاً قدرت انجام این کار را داریم. در تاریکی بودن، خود نمایشی شگفتانگیز از توانایی ما برای خداگونه بودن است، زیرا ما با افکار و اراده خود، واقعیتمان را تغییر میدهیم. پس اگر قدرت انجام این کار را داریم، قدرت معکوس کردنش را هم داریم؛ قدرت تغییر و آشکار کردن حقیقت وجودیمان، که همین «حضور»ی است که من و تو در این لحظه با هم شریک هستیم.
[25:36 – 25:57] That’s our true reality is just being present. And then love is just the, the recognition of that reality. Yes. Yeah. And the attention to that reality, to give it its full, um, its full dues, to give it its full, um, acknowledgement.
[ترجمه روان] حقیقت راستین ما، فقط «حضور داشتن» در لحظه است. و عشق، همان شناخت این حقیقت است. بله. و توجه به این حقیقت، برای اینکه حق کاملش را ادا کنیم و آن را کاملاً به رسمیت بشناسیم.
[25:57 – 26:11] That’s love. And then the presence is just our true reality. Exactly. Yeah. And so, you know, we can go out from there. It’s when our minds go out into the future or the past like we were just talking about. When our minds go out into the future or the past,
[ترجمه روان] این همان عشق است. و «حضور»، حقیقت راستین ماست. دقیقاً. بله. و وقتی ذهن ما به آینده یا گذشته میرود، همانطور که داشتیم صحبت میکردیم…
[26:11 – 26:33] then we have the power to change from that natural state, from that, that true nature. We have the power to change from that true nature and and bring in other beliefs that, um, that distance us from each other and from our true nature as presence, as love.
[ترجمه روان] آن وقت است که ما قدرت فاصله گرفتن از آن حالت طبیعی و سرشت حقیقی را داریم و باورهای دیگری را وارد میکنیم که ما را از یکدیگر و از طبیعت حقیقیمان یعنی «حضور» و «عشق» دور میکند.
[26:33 – 26:36] At least that’s how I see it. Exactly.
[ترجمه روان] حداقل من اینطور میبینمش. دقیقاً.
[26:36 – 26:38] Absolutely right. Yeah.
[ترجمه روان] کاملاً درسته. آره.
[26:38 – 26:41] Thank you so much for sharing. Yeah, thank you.
[ترجمه روان] خیلی ممنون که به اشتراک گذاشتی. آره، ممنونم.
[26:41 – 27:27] این دهکده زیبا که برای مدیتیشن است، البته باشگاه بدنسازی هم دارد و وسایلی که من برای تمرینات پشت، سرشانه و پا نیاز دارم را دارد. خلاصه آنچه برای تمرین کردن لازم است اینجا هست و تجربه خوبی هم بود. هر چند روز یک بار میآمدم اینجا و ورزش میکردم.
[27:27 – 27:28] اینم منم.
[27:31 – 27:57] خب، تخممرغهایی که «دِوی» بهمون داد به همراه گوشتی که خودم داشتم را در این دستگاه معجزهگر گذاشتم و ناهارمان هم آماده شد. دو گالن شیر هم بهمون داد، یعنی شش لیتر، که بعد از آماده شدن این غذا، در همین دستگاه ماست درست میکنم.
[27:57 – 28:13] این گزینه، ماستساز دستگاه است. ماست درست میکنم و خلاصه در این طبیعت زیبا با این تراک کمپر (Truck Camper) فوقالعاده لذت میبریم.
[28:13 – 28:27] الان مدتی است که از آنجا به این پارک کاروانها (RV Park) آمدهام که فوقالعاده، بسیار بسیار ساکت و عالی است.
[28:31 – 29:04] حدود یک هفته است که به این پارک کاروانهای زیبا آمدهام که هم استخر دارد، هم جکوزی و هم طبیعت فوقالعادهای در نزدیکی ساکرامنتو، مرکز ایالت کالیفرنیا. فضای خیلی آرام و خوبی دارد و با چند نفر آدم خیلی خوب هم اینجا آشنا شدم و صحبت کردیم. ببینید که چه طبیعت زیبایی دارد و چه امکانات خوبی در این پارک درست کردهاند.
[29:04 – 29:25] انصافاً خیلی لذت بردم. خیلی خوب همه چیز را مدیریت کردهاند؛ از لحاظ بخشبندی فضا. اینجا فضای دفترش است که گریل هم دارد.
[29:26 – 29:33] قسمت حمام و دستشوییاش هم خیلی خیلی تر و تمیز است. پارک بازی برای بچهها هم دارد.
[29:33 – 30:16] و اینجا هم فضایی است برای اینکه کاروانها بیایند و متصل شوند (Hook up)؛ آب و برق و فاضلاب را وصل کنند و راحت باشند. همانطور که میبینید، افراد زیادی هم آمدهاند و اینجا مستقر شدهاند. نگاه کنید، اینها گریلشان را هم با خودشان آوردهاند، میز ناهارخوری، چتر، صندلی. حتی خیلی از دوستان باغچه و وسایلشان را هم آورده بودند و اینجا زندگی میکردند.
[30:16 – 30:21] این هم یک سبک زندگی (Lifestyle) است که در آمریکا وجود دارد. این یکی موتورش را هم با خودش آورده.
[30:21 – 30:31] و همانطور که میبینید، برای خودش یک حیاط هم اینجا درست کرده و این هم کاروانش است.
[30:31 – 31:06] در کل این سبکی از زندگی است که افراد میتوانند خانهشان را هر کجا که میخواهند با خودشان ببرند و هر مدتی که دوست دارند زندگی کنند. هزینهای را اینجا پرداخت میکنند. اگر ماهانه باشد تخفیفهایی دارد، ولی اگر هفتگی یا روزانه باشد تخفیفش کمتر است و میتوانند اینجا زندگی کنند و عملاً همه امکانات را هم دارند.
[31:06 – 31:16] چون وقتی آب و برق و فاضلاب وصل باشد، عملاً میشود اینجا زندگی کرد. به این شکل میبینید که کاروانهای بسیار زیادی هم هستند.
[31:16 – 31:27] اینجا هم یک فضای طبیعی خیلی رویایی درست کردهاند. انصافاً من از روز اول تا الان مدام اینجا را تحسین میکنم که چقدر همه چیز تر و تمیز و مشخص است.
[31:27 – 31:59] ببینید، مثلاً این یک جای خالی است که کاروان میآید و برقش را به اینجا وصل میکند. هم خروجی سی آمپر (30 amp) دارد و هم پنجاه آمپر (50 amp). برق، آب و فاضلاب را اینجا وصل میکند و عملاً همه امکانات فراهم است.
[31:59 – 32:26] این پارک وایفای و اینترنت هم دارد و با هزینه نسبتاً معقولی میشود زندگی کرد. میتوانی هر ماه در هر ایالتی که میخواهی یکی دو ماه زندگی کنی، خانهات را در چنین جایی بگذاری و بعد با ماشینت آن ایالت را بگردی و لذتش را ببری.
[32:26 – 32:36] این هم از زیباییهای این کشور است که برای هر کسی امکاناتی فراهم است تا از زندگیاش لذت ببرد.
پایان
در پناه خالق همیشه شاد،سلامت،ثروتمند،موفق و عاقبت بخیر باشید در دنیا و آخرت.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به آقا صادق عزیزم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت در بی نهایت از شما سپاسگزارم
که ترجمه ی روان این گفتگو رو همراه با
کلمات انگلیسی این مکالمه رو نوشتین …
رزق پربرکت و بهشتی تون به جانم نشست و خدا میدونه هنوز کامنتم تایید نشده ولی تو کامنتم این درخواست رو نوشته بودم و خدا خدا خدا
این چنین در لحظه پاسخ داد
و از دستان پربرکت شما خواسته ی
قلبی من محقق شد
و خدایی هست مهربان تر از حد تصور …
خدا حفظ تون کنه .
بی نهایت تحسینتون میکنم
برای تسلط تون به زبان انگلیسی
و قلب سخاوتمندتون
خداروشکر برای وجود ارزشمندتون
دراین جهان زیبا وسایت بهشتی مون .
به راستی که قلب های مهربان همیشه پاداش میگیرن
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
به نام خالقی که عشق را آفرید
درود دوست عزیزم،
منم عاشقتم که اینقدر با احساس و با تموم وجودت، با قلب زیبایت، حس خوبِ و عشق رو به عزیزانت و دوستات ابراز میکنی و عشق و حس خوب رو به همه منتقل میکنی.
کامنتت سرشار از درس های تمرکز به نکات مثبت و تحسین کردن زیبایی ها بود.
وقتی تمرکزت و کانون توجهت روی عشق و زیباییها باشه، هر بار و هر بار عشق و زیباییِ بیشتری وارد زندگیات میشه.
دوست عزیزم، حسم عالی بود، با خوندن کامنتت حسم عالیتر هم شد.
از خالق، بهترینها رو واست آرزو میکنم. امیدوارم دست به خاک بزنی طلا بشه و زندگیات سرشار از سلامتی، شادی و عشق بینهایت الهی باشه.
این نکته رو هم بگم، حالا خود استاد عزیز و شما دوستان عزیز هر کدوم از فایل های سفر به دور آمریکا،سریال زندگی در بهشت و یا هر فایلی که مهمه از نظر آگاهی و مکالمات انگلیسی داره به من اعلام کنید که هر زمان زمانم آزاد بود ترجمشو اماده کنم.
در پناه خالق باشی دوست عزیزم.
سپاس گزارم دوست خوبم این از سخاوت ومهر درونی شما میاد که ترجمه کردید من و امثال من استفاده کردیم قلبتون دریاست خداوند هزاران برابر آنچه رو مه میخواید بهتون ببخشه واقعا سپاسگزارم
میدونید امثال شما باعث گسترش جهان میشن شما وقت گذاشتی، ترجمه کردی، تایپ کردی و این خیلی بزرگه
سلام. اقای صادقی ،خیلی سپاس گذارم بابت لطف و مهربانی و سخاوت شما ، باعث شدید ما هم از این فایل عالی ،به بهترین شکل بهره و لذت ببریم..
خدا قوت بده به شما ، سربلند و موفق و سلامت و ثروتمند باشین در پناه الله یکتا…
با سلام وقت بخیر آقای صادقی بسیار از شما سپاسگزارم که اینقدر روان و جذاب ترجمه کردید با اینکه من فایل رو ندیدم هنوزوفقط کامنت شما رو خوندم با این کامنت شما همه این فایل را تجسم کردم بسیار لذت بردم که اینقدر با جزییات ودقیق وروان نوشتید خدا رو شاکرم برای داشتن چنین دوستان بسیار ممنونم
به نام خداوند بخشنده و مهربان…
سلام دوست عزیزم…
بسیار ازت سپاسگزارم که وقت گذاشتی و این فایل زیبا رو ترجمه کردی، انرژی اینکار هزاران بار وارد زندگیت میشه…
این تسلط شما به زبان انگلیسی قابل تحسینه…احسنت به شما دوست عزیزم…بسیار لذت بردم اینقدر دقیق ترجمه کردی…
عکس پروفایلت هم بسیار زیباست، رنگ و لعاب بسیار زیبایی داره، و علاوه بر اون انرژی بسیار خوبی هم انتقال میده…
بسیار تحسینت میکنم و از خداوند برات بهترینها رو آرزو دارم دوست عزیزم….
از خداوند میخام تو رو در بهترین زمان ممکن در بهترین مکان ممکن قرار بده و همیشه هادی و هدایتگر تو باشه در زندگی….
عاشقتمممممم
به نام خالقی که عشق را آفرید
درود خانم حمیده اسماعیلی عزیز،
مرسی به خاطر آرزوهای زیبایی که کردی.
آرزوهایت هم مثل چهرهات، زیبا، خندان و پر از انرژی و احساس خوبن.
و ممنون بابت تحسین کردنت بابت زبان انگلیسی و تصویر پروفایلم.
من هم از خالق برای شما، فرشتهی زیباچهره و زیبا اندیش و زیباسخن، بینهایت سلامتی،خوشبختی، زیبایی، موفقیت، ثروت، و عاقبتبخیری در دنیا و آخرت را خواستارم.
منم عاشقتم، عاشق تمامی روح های بیداری که عاشقن و در راه عشق الهی قدم برمیدارن.
یادمون نره عشق همیشه پیروزست پس همیشه عاشق باشیم و همیشه به خودمون و بعد به عزیزانمون و به جهان عشق بورزیم.
حمیده عزیز امیدوارم هیچ وقت خنده از چهرت دور نشه و همیشه خندان باشی.
و یادت نره همیشه عاشق باش اول عاشق خودت و بعد عاشق دنیا بیرونت . شما لایق بهترین ها هستی.
این جملات را همیشه مثل ذکر با خودت تکرار کن با حس خوب نتیجش بی نهایت باور نکردنی.
همیشه در پناه خالق باشی دوست عزیزم
سلام و درود فراوان
بسیار سپاسگزارم از آقا صادق،که زحمت کشیدند این فایل عالی را به این شکل خوب ترجمه کردند و باعث شدند که من بیشتر از این فایل زیبا درس بگیرم و درک کنم.
بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی عباسمنش که این ترجمه ای عالی را در صفحه ای اول کامنت ها گذاشتند که ما بهتر درک کنیم و بفهمیم اصل موضوع این فایل را…
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش که این زیبایی ها را برای ما فیلم برداری کردند و به اشتراک گذاشتند.
شاد و پیروز باشید.
ترجمه خیلی عالی بود مرسی
خدانگهدار
سلام حاجی
دست شما درد نکنه بابت ترجمه
من فکر نمی کردم این همه اطلاعات رد و بدل شده بود در این فایل الان که نوشته ها خواندم شاخ درآوردم حیقتش
حاجی با هوش مصنوعی ترجمه کردید یا خودتون دستی نوشتید؟
ببخشید جهت کنجکاوی سوال کردم
خیلی تمیز و مرتب بود
به هر حال یک دنیا ممنونم
درود آقا احمد عزیز،
اینکه کنجکاوی خیلی خوبه و اینکه سوال میپرسی هم عالی.
یه سوال مهم: میدونی چه چیزی رو اگه از انسان بگیرن، نابود میشه؟
جواب: اگه سوال پرسیدن یا همون قدرت سوال کردن و حس کنجکاوی رو از انسان بگیرن، انسان دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.
انسان با همین سوال پرسیدن و حس کنجکاوی میتونه رشد کنه، کشف کنه، اختراع کنه و چیزایی که توی خیال و ذهنش میگذره رو خلق کنه. همهی اینا باعث میشه رشد کنه و مسیر تکاملش رو طی کنه.
اما جواب سوال خودت دوست من:
ترجمه رو خودم انجام دادم، ویراستاریش رو هوش مصنوعی انجام داد.
هوش مصنوعی تکنولوژی خوبیه برای اینکه به کارا سرعت بده کارا را راحتر کنه. مثلاً من قبلاً باید برای برنامهنویسیهای برنامه هام کلی زمان و هزینه میکردم و میدادمش دست برنامهنویس.
اما الان دیگه خودم انجامش میدم. یا مثلاً ویراستاری متنهای طولانی مثل همین متن «سفر به دور آمریکا» رو هوش مصنوعی برام انجام داد.
یا وقتایی که ترجمهی متنهای تخصصی یه رشتهی خاص مثل ریاضی رو دارم که یکم پیچیده و سخته، با هوش مصنوعی انجامش میدم.
کلاً هوش مصنوعی خوبه به شرطی که نذاری قدرت خلاقیت رو ازت بگیره. باید سعی کنیم بخشهای اصلی کارمون (هسته یا روح کارمون) رو خودمون انجام بدیم و حالا کارای جزئی مثل ویراستاری رو (حالا تو هر موضوعی) بدیم دست هوش مصنوعی که سرعت کار بره بالاتر و کار راحتر بشه.
پس با پیشرفت تکنولوژی، آدم باید حواسش باشه که همیشه از قدرت فکر کردن و خلاقیت و ایدهها و الهاماتش استفاده کنه و کل کارش رو نده دست تکنولوژی (که اینجا منظورمون هوش مصنوعیه) و خودش هیچ کاری نکنه.
اینجوری کمکم چشمهی ایده و خلاقیتش خشک میشه و آخرش هم از بین میره.
پس هوش مصنوعی خوبه، کلی هم کاربرد تو همهی رشتهها داره و سرعت کارا رو برده بالا، اما باید حواسمون باشه که بصورت آگاهانه ازش استفاده کنیم.
یه نکتهی مهم هم در مورد هوش مصنوعی بگم. اول اینکه هوش مصنوعی یه تکنولوژی جدید نیست، سالیان ساله که این تکنولوژی رو دارن. منتها به تازگی، تو این چند سال اخیر، یه قسمت کوچیکش رو برای عموم مردم ارائه دادن. مثل تولید عکس، ساخت ویدئو، برنامهنویسی و چیزای دیگه.
اینکه گفتی ترجمه خیلی تمیز و مرتب بود، دلیلش این است که من همیشه سعی میکنم بهترینِ خودم را ارائه دهم و در آن لحظه، آن کار را با تمام وجود، علاقه و با عشق انجام میدهم.
من قدرت تخیل قویای دارم و همچنین به الهاماتی که خالق به من میده، سعی کردم کاملاً عمل کنم. در مورد این ترجمه هم همینطور بود؛ بهم الهام شد و من انجامش دادم.
کلاً من در زندگی و کارهایم همیشه سعی کردهام خودم نویسنده و کارگردان زندگیام باشم.
در پناه خالق همیشه شاد،سلامت،موفق،ثروتمند و عاقبت بخیر باشید در دنیا و آخرت.
به نام خالق زیبایی ها و فراوانی ها
سلام ب دوست عزیزم صادق جان
میدونم با عشق این فایل رو ترجمه کردی چون توانایی زبان ب تنهایی کافی نبود برای نوشتن تمام این کامنت زیبا
وقتی صحبت استاد رو با اون آقای مهربون تو خونه ی گوت لیدی میشنیدم با تمام وجود دلم خواست بدونم دارن چی میگن دقیقا
چون جنس حرف هاشون خیلی آرامش داشت و از خوندن ترجمه ی شما قلبم بیشترررر باز شد و فهمیدم چرا تشنه ی فهمیدن اون صحبت ها
بودم
بی نهایت از شما سپاسگزارم و تحسین تون میکنم ک انقدر روان و زیبا برای ما نوشتید
دوست عزیزم همونطور ک قلب من رو با کامنتتون باز کردید از خدای مهربونی ها براتون یدنیا عشق مهربانی و برکت آرزو میکنم
موفق باشید …
بنام خداونده بخشنده و مهربانم….
سلام به صادق سلام به صادقی عشقققققققققققققققققققققق…
من به نوبه خودم ازت سپسا گذارم که وقت گذاشتی و دونه دونه باعشق برای ما معنی کردی این یک صلات بزرگی بود دمت گرم رفیق الهی که همیشه در پناه رب نازنینم دست به قلم باشی و لذت ببریم از حضورت الهی شکر که این مکالمه پر از عشق پر از توحید رو برای ما معنی کردی…
الهی شکر که امروز هم فرصت پیش اومد که کامنت بخونم ….
سپاس رب نازنین رو که از کار اومدم و با عشق ادمه کامنتت رو خوندم….
سپاس از رب که فرصت صلاتی دوباره بهم داد تویه سایت توی این منزل قدم بردارم…
سپاس الله رو برای این فایل زیبا و فوق العاده ….
سپسا از تو صادق قشنگ قلب ازت ممنونم عشققققق…..
در پناه جان جانان رب العامین شاد سللامت و ثروتمند باشی و عاشق…
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا
به نام خالقی که عشق را آفرید
درود حسین عزیز،
بی نهایت ازت سپاس گذارم بخاطر این کامنت زیبات که سراسر عشق و سپاسگزاری ناب بود.
تمامی دوستان همگی عشق نابن، عشقی بدون قید شطر.
منم از شما سپاسگذارم که با انتقال عشق و احساس خوب به دیگران و خوندن آگاهی های این سایت کمک به رشد خودتون و کمک به رشد و تکامل دنیا میکنید.
از خالق بهترین هارو واست آرزو میکنم امیدوارم قلبت همیشه سرشار از نور الهی باشه.
همیشه در پناه خالق باشید دوست عزیزم
سلام به استاد عزیز
سلام به برادر هم فرکانسم آقای صادقی ،ممنون که خیلی وقت گذاشتی ،امروز یه حس ناتوانی از پخش این فیلم بهم دست داد کاری که سالهاست می خوام انجام بدم و تو برنامه ی 1404 گذاشتم خوندن زبانه گفتم باید این کارو انجام بدی ،و از ترجمه ی شما کمال تشکر دارم،بسیار ساده و روان ،و تحسینتون می کنم که اینقدر زیبا به زبان مسلط هستین ، از استادعزیز که باعث انگیزه انجام خیلی کارها می شه ،
همهی شمارو به خدای مهربان می سپارم
سلام و درود
امیدوارم حال دلتون عالی باشد
فیلم را دوباره دیدم و پیش خودم میگفتم کاش استاد منتظر ترجمه بچه ها نبود و خودش برامون در توضیحات جلسه ترجمه را مینوشتند ولی بعد اومدم قسمت نظرات دیدم به به ترجمه عالی توسط شما دوست عزیز کاملا و لحظه به لحظه را ترجمه کردین بسیار سپاسگزارم و تحسین میکنم شما را
براتون بهترینها را از خداوند منان خواستارم
در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید
سلام به تو دوست عزیز عباس منشی من.
ما بچههای عباس منش فوقالعاده باهوش و بااستعداد هستیم
از اینکه کلمه به کلمه هم فارسی ، هم انگلیسی و ترجمه کامنت کردی متشکرم لذت بردم
چقققققدر با این کار به گسترش جهان کمک کردی،
با اینکه زبان انگلیسی م خوب نیست ، دوست داشتم اون شعر خانم گوت لیدی ، بالای تپه که با دوستانش واسه دل خودش خوند رو متوجه بشم چیه ،،،،
دوست داشتم مکالمهی دوست عزیز این فایل با استاد عزیزم بدونم چیه.
خداوند از طریق شما بهم کمک کرد
متشکرم متشکرم متشکرم.
آفرین
مرحبا
تحسین تون می کتم که چقققققدر زیبا کامنت کرده بودید.
از خداوند بهترین ها براتون می خوام
ثروت
آرامش
باورهای خوب و ناب توحیدی
خدایا سپاسگزارم
به نام خالقی که عشق را آفرید
درود دوست عزیز،
می دونید چیه این دنیا زیباست؟
اینکه کامنت هر دوست عزیزی رو میخونی جنس عشق و فرکانسش با هم متفاوت هر کامنت انرژِی،عشق و فتون(نور) پشت تک تک کلامتش متفاوت با عزیز دیگه.
هر کامنت، دقیقا مثل یک داستان یا رمان عاشقانست که از اعماق قلبش اومده بیرون… .
دوست عزیزم ازت سپاسگذارم بخاطر این همه عشق و حس خوبی که در کامنتت بود که سرتاسر عشق و حال خوب و تحسین بود.
واست بهترین ها رو از خالق میخوام.
دوست عزیزم در پناه خالق باشی همیشه
سلام وخداقوت به استاد واولگوی من در تمام جنبه ها و سلام به خواهر عزیزم مریم جان و سلام به همه دوستان سایت الهی صادق جان این قدر خوب به معنی راگفتی که من خودم کیف کردم ولذت بردم از توضیحات شما واقعاً دمت گرم برادروهرکجاکه هستی در پناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت وثروتمند در دنیا و آخرت باشید ودراخرازاستاد عزیزم سپاسگزارم که این فایل رو بامابه اشتراک گذاشتند خدایا میلیاردها و میلیاردها بارشکرت که منو هدایت کردی به این سایت الهی وباتمام وجودم یاران سایت رو دوست دارم وازتک تک کامنت هایی که می نویسید برای ما سپاسگزارم خدایا صبارشکورم کن خدانگهدار شما
سلام صادق جان ؛ امیدوارم عالی باشی
چون خودم علاقه زیادی به زبان دارم چقدر تحسینت کردم برای این ترجمه دقیق و روانت ؛ واقعا دمت گرم
از طرفی اون جملات دوستمون توی فایل شاید اگه ترجمه نمیشد از درسهای قشنگش اینقدر لذت نمیبردیم ؛
واقعا مرسی عزیزم بابت این تایمی که گذاشتی و از اول تا آخر فایل رو بصورت متن در آوردی ؛
بنام خدای مهربان
سلام ب دوست عزیزم صادق صادقی
خیییلی ازت ممنونم بخاطر ترجمه ی فوق العاده ای ک با عشق برامون انجام دادی
خیییلی روان،ساده و زیبا
خیییلی تحسبنت کردم
مرررسی ک این همه وقت و انرژی گذاشتی و باعشق
این ترجمه ارزشمند رو نوشتی
خیلی دوسداشتم حرفای استاد و توضیحات این دوستمون رو بفهمم ک خدارو شکر درمدارش قرار گرفتم
شاد و موفق و ثروتمند باشید
ب خدای بزرگ میسپارمت
درود بر شما آقای صادقی عزیز خیلی استفاده کردم سرعت عمل شما و ترجمه بسیار خوبتان فوقالعاده بود
منم همیشه فایلهای استاد واو به واو مکتوب میکنم و از روش میخونم خیلی راحتر مبحث اون جلسه و منطور استاد متوجه میشم چون وقتی فایل صوتی گوش میدم ناخودآگاه تمرکزم میره رو موضوعات دیگه و تا به خودم میام فایل بخشیش گذشته و من حواسم پرت شده
یه سوال داشتم به چه برنامهای کل صحبتها و مکالمهها را از فایل استخراج کردین ؟
فاطمه سادات
سلام آقا صادق عزیز
ممنون که هم انگلیسی و هم فارسی رو صادقانه نوشتید.
من در کامنت دوستان دیدم که از ترجمه ی شما تشکر کرده بودن.
اولش اومدم پیدا کردم بین کامنتها،کامنت شمارو.
و حالا میخوام فیلم استاد رو ببینم.
خیلی کمک بزرگی کردید.
امیدوارم روزبه روز در زندگی داز همه لحاظ پیشرفت بیشتری داشته باشید.
سلام به دوست عزیزم، آقای صادقی قشنگ
خیلی خیلی ممنونم بابت زحمتی که کشیدید و با بذل تلاش و زحمت اساسی، متن را ترجمه کردید. دم شما گرم که اینقدر عالی از هوش مصنوعی کمک گرفتید. سرعت عملتون فوق العاده بود.
وقتی بار اول از کامنتتون که قبل از همه منتشر شده بود رد میشدم، گفتم: پشماااام! این دیگه چه کامنت دراز عجیبیه! چی نوشتی داداش؟
ولی وقتی ویدئو رادیدم، گفتم: آی جونم به این کامنت!
خدا نگهدارتان
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید
به نام خدا
سلام آقا صادق
سریال سفر را دیدم و وقتی استاد گفت بچه ها بیاین و ترجمه کنید بهشون تحسین گفتم بابت این ایده
و اینکه تو کانون ها قراره چی بخونم
سریال را تا آخر دیدم و برای خودم تو ذهنم ایده و ترجمه کردم
البته ترجمه ذهن من با شما تفاوت بسیار بود
و زمانی که کامنت شما را خوندم ازتون تشکر میکنم
تحسین میکنم این ذوق نوشتن
که حتی پارگراف ساعت را نوشته بودید
جملات انگلیسی و معنی روان آن را نوشته بودید
این خیلی عالی بود
سپاس بابت قلم زیبا و روانتون
از این فایل و آقا سعید این قسمت اینکه به شیوه خودش سپاسگزاری و توجه بر نکات مثبت داره خیلی خوشم اومد و تحسین کردم
میدونی وقتی افراد مختلف با نگرشهای مختلف پایان حرف و حدیث شان میشه خدا و سپاسگزاری
خیلی خوشحال میشم و به این حرف رضا مارمولک می رسیم که راههای رسیدن به خدا به تعداد هر نفر آدم وجود داره و متفاوت است
دوست عزیز باز هم سپاسگزاری میکنم ازتون
شاد موفق،و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام عرض میکنم جناب صادقی عزیز
من به نوبه ی خودم
بسیار بسیار از جنابعالی تشکر و قدردانی میکنم بابت زحمتی که برای ترجمه این فایل کشیدید و باعث شدید که من بهتر متوجه بشوم و گفتگویی که بین استاد و گوت لیدی با این پسر جوان و در کل رابطه ی زیبایی که بینشون ایجاد شده بود رو خیلی خیلی بهتر شوم
بسیار بسیار ممنونم
راستش رو بخواهید توی کامنت هایی که میخوندم بچه ها از شما تشکر کرده بودن،گفتم باید بگردم کامنت ترجمه رو پیدا کنم
وقتی ترجمه ی شما رو پیدا کردم
اولش نجوا اومد که حتما از هوش مصنوعی کمک گرفته و اینکاره نیست ولی از اونجا که من سعی میکنم روی خودم کار کنم و راه های اشتباهی که ذهنم داره رو تصحیحش کنم تصمیم گرفتم که این هنر زیبای شما رو تحسین کنم و بهتون تبریک بگم بابت این خصوصیت زیباتون
کاملا مشخصه که این مسیر رو دارید عاشقانه انجام میدهید
از خداوند برای شما برکت و نعمت فراوان رو خواستارم
مجددا از شما تشکر میکنم جناب صادقی
به نام خدا
خدایا شکرت
سلام دوست عزیزم
.
از ضعیف بودن اینترنت که بگذرم
واقعا میگم من به کامنت شما دوست عزیزم هدایت شدم خدا را صد هزار مرتبه شکر
یعنی نیرویی به من گفت بیا فایل را دانلود کن که اینترنت نمی گذاشت
بعد گفت پس اولین کامنت همون صفحه را بخون من کمی خوندم و اون دوستم گفته بود ممنون از آقای صادقی که ترجمه کرده
و من هدایت شدم خدا را شکر
خیلی زیبا و دلنشین ترجمه کرده بودید فایل را و واقعاً من لذت بردم و خوندم
چون فایل دانلود نمیشد من فقط متن شما را خوندم
وقتی ترجمه را می خوندم به خودم گفتم چقدر در زمان تحصیل زبان انگلیسی را کار می کردم و کم کم
یادم رفت
الان با عشق می خوندم و لذت می بردم
خیلی از کلمات یادم اومد و همون موقع رفتم و کلی لغات و اصطلاحات انگلیسی را یاد گرفتم به امید خدا
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به آقا صادق عزیز
بینهایت دوستت دارم دوست و هم خانواده ای عزیزم
خیلی ممنون از ترجمه ی زیبا و کامل تمام این فایل
و می دونم که با عشق این کامنت و این ترجمه رو انجام دادی
خیلی تحسینت می کنم برای این کارت و سرعت عملت
البته من تقریباً همه ی صحبتهای انگلیسی رو فهمیده بودم و در نظر داشتم ترجمه شو بنویسم
و قبلاً هم چندین بار این کارو کردم تو کامنتهام و این سایت بهشتیمون
و حتی سالها قبل از آشنایی با استاد جانم این کارو میکردم
من واقعاً عاشق زبان انگلیسی بودم و هستم، و هر روز انگلیسی ام داره بهتر میشه
با دامادم که همسر دختر بزرگترم هستش و کاناداییه و نیتیو صحبت می کنه، و خانواده اش، هی سعی می کنم صحبت کنم و چقدر چقدر مورد تحسینشون قرار گرفتم
این آقای جوان خوشرو که چقدر هم چهره اش دلنشینه، صحبت کردنش خیلی شبیه همون دامادم دیویده..
اول ذهنم گفت این حتماً رفته با هوش مصنوعی این کارو کرده!
محلش نزاشتم
آقا جان با هر متر و معیاری بسنجیم تحسین برانگیزی
هزاران آفرین و احسنت بر شما
بسیار لذت بردم از این کامنتت و ایستاده برات دست زدم
اعجوبه ای واقعاً در سرعت عمل
هر چقدر تحسینت کنم باز هم کمه
خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای وجود ارزشمندت
الهی که زندگیت پر از معجزه های زیبای خداوند باشه و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی
درود به استاد مومن با تقوا و خداپرست،
استاد بهتون بگم که هر از گاهی شبها در خواب دیدارتون میکنم ،از جمله دیشب و کلی هم از ذوق گریه کردم
(. اینم بگم که من خیلی کم خواب میبینم)
و اما
جناب آقای صادقی بسیار سپاسگزارم که وقت گذاشتید و متن را برای ما. ترجمه کردید.
خدا قوت،چقدر با دقت و صرف زمان یک ترجمه روان و خوب را برای ما قرار دادید
به نام خداوندبخشنده ومهربان
سلام وعرض ادب واحترام
خدمت استادبزرگواروهمراهان عزیزم
آقاصادق برادرمحترم
خیلی ممنونم ازاینکه وقت ارزشمندتون روگذاشتیدوترجمه کردید
راستش کلی کیف کردم وبراحتی خوندم
دردنیاوآخرت سعادتمندثروتمندوسربلندباشید
سلام جناب صادقی
سپاسگزارم از اینکه انقدر با حوصله وقت گذاشتید و نوشتید و کلی به من که نمیتونستم متوجه این مکالمات بشم کمک کرد تا درکی از متن صحبتهای رد و بدل شده داشته باشم.
الان تونستم دقیق بفهمم که اون پسر توی دفترش چی نوشته بود و درباره چی صحبت میکرد
تونستم بفهم که گوت لیدی شیرینمون چی داشت میخوند و چه کلمات زیبائی تو جملاتی و شعرهایی که میخوندن بود.
حس قشنگی به من داد.
باز هم بابت این همه دقت و زمانی که صرف این کار کردید ازتون سپاسگزارم
تنتون سلامت…
زندگیتون سرشار از نگاه خدا…
سلام صادق عزیز ،آگاه وهمراه.
اولین باری بود که اینقدر قشنگ باذکر دقیقه وثانیه یک فایل ترجمه ونکته برداری شده بود.
از نظر من کار شما یک شاهکار بود برای من وخیلی از کسانیکه این ترجمه ها را خواندند.
از نظر من خیلی زمان وخیلی عشق وعلاقه استفاده کردید واین کار زیبا را بادقت تمام انجام دادید.
به نظرمن شما خیلی با روحتان هماهنگ هستید چون توانستید خیلی خیلی باعث فهمیدن مطالب فایل شوید.
کار شما ستودنی است.
من به نوبه ی خودم از شما بسیار سپاسگذارم که اززمان وانرژی خود برای رشدوتوسعه ی جهان استفاده کردید.
هرکجای این کره ی خاکی هستید شاد وسلامت در پناه الله مهربان باشید.
سلام و درود به صادق عزیز..
سپاسگزار خداوندم که مرا هدایت کرد که در این سرزمین عشق و عاشقی باشم…
سرزمینی که هر لحظه اش..یاد و نام خدایی است که مرا افریده و زمین را برای لذت بردن من …گسترده کرده..تا از نعمتهایش لذت ببرم…
.
استاد عزیز!!! در جلسه پنجم عزت نفس…راجع به تایید طلبی صحبت کردن….
که وقتی تو مسیر درست قرار بگیری…تو با افرادی که با تو هم مدار باشند ،”قرار میگیری و باهوش هماهنگ میشی…..که کار تو رو میبیینن..و اونجا کارت مورد تایید اون افراد قرار میگیره…
همون جمع …
بهشتیا!!!
جمعی که همه افراد با هم هم ندار و هم فرکانسن.اونجاها تو مورد تایید قرار میگیری…
دیگه..
اون مکان و اون افراد ناجالب…تایید شدنت توسط اونا برات مهم نیست…و مسیری که خودت میدونی رو پیش میبری…و موفق میشی…
چقدر خوشحالم که در جمع افرادی هستم!که هر لحظه بوی بهشت را به من هدیه میدهد..
چقدر قدرت فرکانسها دقیق و درسته.
که ما با افکارمون اونطرف دنیا رو با ادمهای هم فرکانسیمون به خدمت خودمون و نحوه زندگیمون در میارییم..
دوست عزیزم بابت وجودت تو زندگیم…بابت این ترجمه دقیقت ازت ممنونم…
که اینقدر زیبا و اینقدر دقیق برامون نوشتی..
و در نهایت،! بخداوند بزرگ منان میسپارمت…
خداوندیکه هر لحظه در حال اجابت ماست در هر لحظه و در هر ثانیه…
انشالله این مسیر جزو کن عینک زندگیمون باشه..
تشکر فراوان..به اندازه تمام نعمتهایی که خداوند بهمون ارزانی کرده…
و در نهایت سپاسگزار استاد عزیزم..که داره پا میزاره توی دنیای الهی گونه درونیش….
استادم شما تو چه فضایی هستین..
الله اکبر این مسیر دوره هم جهت شدن با خداوند..شما رو داره همجوره تیون میکنه…
دوستتتوندارم…
به امید بهترینها برای تمامی شماها! و دوستان بهشتیم…
با عرض سلام و خدا قوت خدمت دوست ارزشمندم آقای صادقی عزیز واقعا ازتون ممنونم که چقدر خوب ودیتیل وار برامون نوشتی احساس کردم یکبار دیگر فایل رو دیدم چقدر صحبت های خوبی کردن لذت بردم خیلی لطف کردی آقای صادقی عزیز بابت این زمانی که گذاشتی ترجمه کنی خداوند به وقتت برکت بده خیلی خوب بود از ابتدای فایل کامل برامون توضیح دادی خدایا شکرت بخاطر این انسانهای مهربان و عالی دستان خداوند همراهتان
به نام خدا
سلام آقای صادقی عزیز
بسیار سپاسگزارم برای ترجمه این قسمت از فایل سفر به دور آمریکا
چقدر به من و دیگر دوستان کمک کردین تا بهتر فایل را درک کنیم و بفهمیم و لذت آموزش را برایمان بیشتر کردید .
من همیشه عاشق یادگیری زبان بودم و تازگی یه دوره زبان ثبت نام کردم و کار زیبای شما ،باعث شد با جدیت و پشتکار بیشتر ،آموزشم را دنبال کنم.
امیدوارم انرژی این کار ،هزاران برابر وارد زندگیتان بشود .
واقعا بودن در ابن سایت و در کنار دوستانی مثل شما باعث افتخار و خوشحالی است .
ممنونم دوست خوبم .
شاد و موفق باشید
سلام به آقا صادق ، دوست عزیزم.
بعد اینکه فایل تصویری سفر دور امریکا رو همراه با متن زیبا و ترجمه شما دیدم ، به رسم ادب خاستم از شما تشکر و قدردانی کنم که زحمت کشیدی ، وقت ارزشمندت رو گذاشتی و کل این فایل فوق العاده رو هم ترجمه کردی به زبان فارسی و هم صحبت های دیگه استاد و مکتوب کردی.
خیلی کمک کننده بود.
تشکر میکنم از شما.
و حالا همینجا کامنت خودم رو هم مینویسم.
من یکی دوساعت پیش از محل کار رسیدم خونه .
و طبق جریاناتی که روز گذشته رخ داده بود ، یمقدار ذهنم درگیر بود و میفهمیدم که فرکانس و حال خوبی در ذهنم و افکارم ندارم.
بعد اینکه اومدم خونه ، و کمی استراحت کردم ،
یاد همین فایل استاد افتادم که روزهای قبل دانلود کرده بودم و در سیستمم بود اما نگاه نکرده بودم.
خلاصه ذوق زده شدم و فایل و پلی کردم و نگاه کردم.
یعنی چققققققدر فایل زیبا و فوق العاده ای هست.
چقققققدر احساس خوب و الهی از صحبت ها و گفت و گو های استاد با دوستاشون گرفتم.
در ادامه که ترجمه صحبت ها رو داشتم از کامنت صادق جان عزیز میخوندم ،
قسمتی که درمورد باورها و خالق بودن شرایط صحبت شد ، یک لحظه انگار همچی مرور شد و قلبم باز شد و احساساتی شدم.
چقددددر خداوند زیبا هدایت میکنه انسان هارو .
و چقددددر زیبا خداوند ادم های همفرکانسون رو اطراف ما جمع میکنه.
اصلا همین توضیحات دوست استاد که حول خالق شرایط بودن انسان گفته شد ، بیییی نهایت برام جالب و جذاب بود.
توی یک کشور دیگه.توی یه نقطه ای از کشورامریکا ، یکنفر پیدا بشه که اینقدر قشنگ درمورد قوانین ، توحید ، و شرک صحبت کنه.
و منی که در گذشته فکر میکردم فقط مردم ایران ، فقط مردم شهر خودم ، و فقط خانواده خودم هستن که بی نهایت عالی ایمان دارن و انسان های توحیدی هستن.
اینجااااا توی این ویدئو خیلی بهتر میشه با چشم دید که چه بسیار انسان هایی هستن روی کره زمین ، که خدا میدونه چقدر دارن توحیدی عمل میکنن و یا درک عالی دارن نسبت به رب و نیروی برتر دارن.
درواقع اینو برای خودم گفتم.
چون درفضای مذهبی بزرگ شدم و باورهای مخرب زیادی و شنیدم.
این قسمت از سریال سفر به دور امریکا ، خیلی دیدگاه ها و باورهای اشتباه رو در ذهنم از بین برد و یا میشه گفت حداقل یه تکونی بهشون داد.
و باز در ادامه دیدن زیبایی های داخل پارک و سرسبزی و گل های بی نهایت زیبا ، چققققدر حس خوب و خواسته در وجودم ایجاد کرد .
چققققدر طبیعت زیبا و تمیزی بود.
چقدر آرامش فوق العاده ای در فضا بود.
چه مکان رویایی .
خیلی خیلی سپاسگزارم از شما استاد عزیزم که این ویدئو ها رو ضبط میکنین و با عشق ادیت میکنین و به اشتراک میزارین.
واااقعا خدا میدونه در دل هزاران نفر چه خواسته هایی شکل گرفته.
چقدر احساس خوب منتشر شده
امیدوارم خداوند درزمان و شرایط مناسب من رو هدایت کنه به شرایط ، موقعیت ها و کشورهای آزاد با فرهنگ بسیار بالای مردم.
بخصوص کشور زیبای امریکا.
سلام به شما دوست هم فرکانسی
بسیار سپاسگزارم ازین کامنت بسیار کامل و جامع و مفیدتون بخصوص ترجمه ای که به اشتراک گذاشتین جناب صادقی
واقعا سپاسگزارم ازتون
خیلی استفاده کردم از کامنت شما بخاطر ترجمه تون
انشاالله همیشه تندرست و سعادتمند باشید و ماااااناااا دوست عزیز
بنام خدای بزرگ و مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و همگی دوستان
استاد من هنوز این فایل رو حتی دانلودش نکردم فقط متنش رو خوندم
و یه حسی بهم گفت بیام و این حرفارو بنویسم
دراین مورد که انسانهای بینهایت عالیی درجهان فراوانند
ازونجایی ک جلسه 3 احساس لیاقت رو دارم کار میکنم و موضوع سرهمین هست که برای خودت مرز بزار و اگه کسی خاست ازش عبور کنه هشدار بده و اگه قبول نکرد بزار بره
این فایل برای من مهر تایید اون فایل بود
چون داشتم فکر میکردم اگه با فلان مرزی که برای خودم میزارم ادمهای زیادی از زندگیم برن چی میشه؟
پاسخ جهان به این سوالم این بود که انسانهای عالیی دراین جهان فراوانن و اگه این ادمها برن جا باز میشه برای اون ادمهای نازنین
فقط میخام بگم که ازین به بعد نسبت به قبل وابستگیم به ادمهارو کمتر میکنم مخصوصا خانواده
چون وقتی روی خودت کار میکنی باید بتونی این وابستگی هارو از بین ببری تاجهان بتونه کارشو بکنه
ممنون برای این فایل زیبا .
استاد اینو از صمیم قلب میگم واقعا فقط حرف نیست باتمام وجود خیلی دوستت دارم .
سلام و درود به شما فرشته خانم گرامی ، امیدوارم حال شما عالی باشه و شاد باشید
جالبه خیلی هدایتی دیدگاه شما اومدم جلوی چشمم و از اونجایی که خیلی وقت بود دیدگاهی از شما نخوانده بودم ، دوست داشتم این دیدگاهتون رو بخوانم
اتفاقاً چقدر هم خوب شد که خواندم و یه نشونهی زیبا تو صحبت های شما از خدا دریافت کردم ، مرسی از شما.
تو این عکس پروفایل خیلی زیبا و جذاب هستید ، خدا شما رو حفظ کنه ، شاد و پیروز باشید.
سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم ازتون که برام کامنت گذاشتید
بله مدت زیادی بود کامنت نزاشته بودم
و بسیار دلتنگ بودم
خداروشکر فرصتی بمن داد که دوباره بیام و کامنت بزارم و با شما دوستای عزیزم این مسیر زیبا رو ادامه بدم
الان بیشتر درک میکنم که بودن تو سایت و کامنت گذاشتن چقدر بهم حس خوبی میده و از حاشیه ها دورتر میشم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای
این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
به به !!! چه رودخونه ی قشنگی
چه جریانی داره خداروشکر
اینم از باور فراووووونی شماست استاد جانم
که هرجا پا میذارین برکت خداوند هست…
تجربه فوق العاده ی شما از این سفر هدایتی
معلومه که بی نهایته
چرا که همزمان با سفرها ، دوره ی کیمیاگر
هم جهت با جریان خداوند رو آماده کردین
دوره ای که تکمیل کننده ی تموم دوره هاست
دوره ای که موسیقی رویش ارتباط با خداست….
الهی قربونت برم من
خانوم گوت لیدی مهربون
چقدر دوست داشتنیه خاله ریزه جونم
حضور آدم های امن و قشنگ در زندگی شما
یعنی روی خوش خداوند مهربون و
نتیجه ی باورهای توحیدی شما هستن ..
استاد جان دورسرتون بگردم من که
انقدر ارزش قائل هستین برای مهربونی آدمها
و باعشق وهدیه برگشتین …
چه دختر نازنینی اومدن به خانوم گوت لیدی کمک کنن
مشخصه مهربون و خوش برخوردن ..
بزی های خوشگل موشگل مجدد دیدیم
واااایییی اردک هارو ببببن آخههه
آواز خوندن خانوم گوت لیدی
دیوونه کننده ست
فقط اونجایی که بزها میان دورش جمع میشن
من پر از ذوق
من پراز شوق
من پر از هیجان
من چهل صدتا ایموجی قلبی قلبی
آخ جوووون رزق های پربرکت خداوند
از دست خانوم گوت لیدی میرسهه
دو بسته تخم مرغ محلی
پنیر پرچرب و شیری که با دستگاه
معجزه کن به ماست تبدیل میشه
ای جاااانم تو ظرف هایی که هدیه آوردین
تخم مرغ درست کردن با عشششق
خدایا چقدر ثروت خوبهههه
خدایا شکرت برای تموم نعمتهای زندگی مون
صحبت های شما با دوست عزیز درباره ی
قدرت خداوند و خلق زندگی مون به شکل آگاهانه
نشونه ی قشنگی بود برام
که به یادگیری آموزش زبان انگلیسی ادامه بدم و یه جورایی انگیزه مو بیشتر کردین
باید با سرعت کمتر فیلم چندین بار ببینم و بنویسم تا متوجهش بشم ..
پیشاپیش سپاسگزارم از دوستانی که ترجمه این گفتگو رو باعشق و سخاوتمندی برامون میذارن و به امید الله یکتا
بهره مند میشیم..
آفرین به این باشگاه بدنسازی در دل دهکده که نشانی از سلامتی و ورزش اهالی دهکده داره و تحسین برانگیزه …
چه گل های رنگی رنگی باحالی این پارک داره
جنس طبیعتش خیلی آرامبخش هست
منظم ومرتب چیدمان شده
خدای من چقدر اتوبوس RV
چه قدر سبک زندگی های متنوعی
هرکس ، هر جور که دوست داره
میتونه از این تجهیزات و امکانات
پارکها لذت ببره و سفر کنه به شهرهای مختلف …
چه حس خوبیه
خیلی قشنگهههه
اصلا این فایل همه چیز تمومه
مهربونی وعشق و دورهمی
فراوونی ونعمت وبرکت
آرامش و آگاهی
تمرکز بر زیبایی
همه وهمه رو باهم داره ….
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم
بابت این سفرنامه بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
سلام و درود به شما فاطمه خانم گرامی
اگه از خودم بپرسم ، ذوق و شوق یعنی چی ، شگفت زده بودن یعنی چی؟ ذهنم طبق تجربیات گذشته میگه برو سراغ کامنت های سایت ، از جمله کامنت های شما :)
شما خیلی قشنگ با احساس ذوق و شوق کودک درونت می نویسی و از قدیم گفتن آنچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
کامنت های شما یه میان وعده مثل یه یه در بهشت می مونه تو دل تابستون گرم که خیلی به روح آدم میچسبه و قشنگ خستگی رو از تن بیرون می کنه
سپاسگزارم که مینویسید ، در کنار همسر و فرزندهای خیلی خوبتون شاد باشید و خدا شما رو هم حفظ کنه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام محمدحسین عزیزم
حالت چطوره؟ رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت
قراربود دیشب واست پاسخ بنویسم اما جریان هدایت اینگونه پیش رفت که امروز در سفر باشم و
در طبیعت بهشتی و هوایی خنک
همراه با شنیدن آواز پرنده ها
و جریان آب تو رودخونه ای خنک و زیبا
کنار درخت بید مجنونی که باد میوزه
و عاشقانه میرقصه واست بنویسم …
میدونی چرا ؟؟؟
چون خدا خیلی حواسش هست…
انقدر شما ، تو مدارقشنگی هستی که اجازه داد
اینجا واست بنویسم با مهربونی ولبخند فراووون
امروز کامنتمو برای سفر به دور امریکا قسمت 20
داشتم مینوشتم حدود پنج ساعت پیش
و تو کامنتم نوشتم چه حالی میده
کناررودخونه بشینی و فایل مراقبه شکرگزاری استاد جان رو در دوره ی کیمیاگر
هم جهت با جریان خداوند گوش کنی …
و خدا در لحظه پاسخ داد
هنوز کامنتم منتشر نشده ولی ما هدایت شدیم به رودخونه ای بی نهایت وسیع و خنک و زلال
و مراقبه رو گوش دادم با اشکای سراسر شوق….
قبول داری که باید پاسخ پراز مهربونی مو ،
همراه با تمرکز برزیبایی ها واست مینوشتم…
و سپاسگزارم از خدایی که شاهکار میکنه
تحسینت میکنم برای تعهد وعملگرایی ت
اینکه چندین پاسخ برای دوستای بهشتی مون
نوشتی و بی نهایت لذت بردم از خوندن شون ..
بی نهایت برای من ورسول جان عزیز هستی
و دوستت داریم با عششششق فراوون
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره.
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام فاطمه جانِ عزیز و مهربون ، امیدوارم حال دلت عالیه عالی باشه دوست قشنگم .
من همیشه از کامنت های شما کلی انرژی می گیرم ، چقدر زیبا روان و دلی می نویسید بخدا که به جان و دل منم میشینه :)
همیشه از کنترل ذهن از دید مثبت تون به همه چیز الگو میگیرم و خلاصه که کلی کیف میکنم درس یاد میگیرم .
راستی چقدر عکس پروفایلتون زیبا و دلنشینِ حس میکنم سالیان ساله که می شناسمتون :)
شما پر از عشق
پر ازمهربونی هستید
امیدوارم زندگی همیشه به کامتون شیرین باشه و فضل رحمت خدا به زندگی زیبا و پر از عشق تون جاری ..
بوس به صورت ماهتون :)))))))
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام عششششق جاااان عزیزم
عاطفه ی قشنگ ونازنینم
عااااااااشقتم رفیق بهشتیم
بی نهایت سپاسگزارم از لطف ومهرت عزیزدلم
خبرت هست که تو کدوم مداری ؟!
الان من میگم :
دارم تو روستایی در دل جنگل
و وسط رودخونه صندلی گذاشتم
تو دل تاریکی هوا با سمفونی طبیعی صدای پای آب
و با عشق و مهربونی فراوووون
با بی نهایت حس سپاسگزاری از خدا
واسه قلب مهربون وقشنگت پاسخ مینویسم
اینم لطف خداست که اینجا باشم
رزق خداست که شاهکار کرد تا اینجا واست بنویسم
شما خیلی خوش فرکانسی رفیق جانم
بی نهایت سپاسگزار خداوندم که انسانهای
آگاه تر و ارزشمندتر
هرروز بیشتر وبیشتر تر
بهتر و بهتر تر
قشنگ وقشنگ تر
وارد زندگیم میکنهههه دراین بهشت ,
تا منه فاطمه ازشون یاد بگیرم و از این فرصت ارزشمند و رزق وموهبت خداوند، بتونم استفاده ی بهتر وزیباتری بکنم
آخههههه چی از این مقدس تر
که تو این خانواده ی صمیمی در کنار هم
فرصت رشدوپیشرفت داریم …
با یه عالمه چشمای قلبی قلبی
بی نهایت دووووست دارم عاطفه جونم
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت که هرلحظه دارن زیادتر میشن
خداروشکر برای حال واحساس خوبت
خداروشکر برای تعهد وعملگرایی هات
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام و صد سلام فاطمه جانم
خیلی سپاسگزارم از کامنت بسیار زیبات
و همه ی کامنتهایی که می نویسی
باز هم مثل همیشه در گروه السابقونی
بینهایت تحسینت می کنم
تحسین کمترین کاریه که میتونم بهت هدیه بدم
چقدر دلتنگ شنیدن صداتم، و اون آرامش و لطافت روحی که در صدات و توی کامنتهات موج میزنه
چقدر رها هستی و از گلبرگ لطیفتری
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هستی و برامون می نویسی
سپاسگزار خداوندم برای وجود ارزشمندت
افتخار بزرگیه برای من که دوستانی مثل شما دارم
عاشقتم فاطمه جانم و روی ماهتو می بوسم
به آقا رسول جان سلام برسون و محمد حسن جان و هلیسا جانم رو از طرف من ببوس
بهترین های دنیا و آخرت رو از درگاه رب العالمین برات درخواست می کنم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلااااام خانوم سلیمی جااانم
عااااااااشقتونم رفیق بهشتیم .
الهی من دورسرتون بگررردم
قربونتون برم خودم تا همیشههه …
بی نهایت سپاسگزارم از لطف ومهرتون
بی نهایت در بی نهایت دوستتون دارم
به قول عادل دانتیسم عزیز:
حس دوست داشتن
که می پیچد در وجودم
دوست دارم آسمان را
در آغوش بگیرم
دوست دارم دنیا را برقصانم
دوست دارم
در گوشَت زمزمه کنم
دوستت دارم…
همیشه از عملگرایی هاتون
از کنترل ذهن هاتون
از تعهد تون ، از عزت نفس تون
از مهربونی هاتون دارم یادمیگیرم
و برام تحسین برانگیز هستین
خداروشکر بی نهایت شکر برای
برکت حضورتون تو زندگیمون
شنیدن صدای شما برای من نعمت بزرگیه
و قدردان خداوندم که انسانهای ارزشمندی
وارد زندگیم میکنه تا قانون زندگی رو یادبگیرم
شما یکی از هدیه های زیبای خداوند هستین
قطعا خودتون میدونین که من ورسول جانم
با هر ویس شما
با هر پیام شما
با هر تصویر شما
از پردایس قشنگتون در دل طالقان جان ،
حالمون بهشتی تر میشه ولذت میبریم
و هربار که این زیبایی هارو میبینیم
یا میشنویم ، شکرگزاری میکنیم …
خداروشکر برای وجود ارزشمندتون در این جهان زیبا
وسایت بهشتی مون
خدا حفظ تون کنه ان شاالله
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین
و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
سلام مجدد فاطمه جانم
یه چیز خیلی جالبی که یادم رفت تو کامنت قبلی بنویسم این بود که
دقت کردی تعداد دیدگاه هامون دقیقاً اندازه ی همدیگه است؟!
چه رقابت تنگاتنگی با هم دارن؟!
الان هر دوتا 810 تاست!!
البته که شما باز هم السابقونی چون مدت عضویت شما کمتر از منه
و به نسبت مدت عضویتت خیلی بیشتر از من نوشتی
و همه رو بهره مند کردی
سپاسگزارم ازت که جهان زیبای خداوند رو گسترش میدی!
در پناه خدا شاد سلامت و راضی و پر روزی باشی