سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 246 - صفحه 23

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

288 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Ensieh AB گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    سلام به استاد بزرگوار و عزیزان همراه سایت

    در تمام طول مدت تماشای این فایل احساس آرامش داشتم، خیلی وقت بود فایل های سفر به دور آمریکا یا زندگی در بهشت رو ندیده بودم، قبلا تلاش میکردم حتی شده تصنعی احساس خوب در خودم به وجود بیارم از دیدن صحنه ها! که بعدها متوجه شدم تحت تاثیر کامنت های سایت بودم که میگفتن باتوجه به زیبایی های این ویدیوها یه سری نتیجه گرفتن، و ذهن منم اینجوری برداشت کرده بود که این الان یه فرصته که اگه حواسم نباشه از دست میره و منم برای رسیدن به نتیجه دلخواهم باااید توجه کنم و زیبایی هرچه بیشتری ببینم. و به نظرم کار اونجایی خراب میشد که عمل من فقط در راستای رسیدن به هدف بود نه برای لذت بردن از لحظه.

    اما امروز با حال و نگاه متفاوت تری این ویدیو رو تماشا کردم، اجازه دادم که فقط چشمام از دیدن سرسبزی ها و گل ها، حوضچه های کوچک آب و دریاچه ای که با درختا احاطه شده بود لذت ببرن، چندجا تونستم خودم رو تو اون محیط تصور کنم، حس گرمای آفتاب روی پوستم، برخورد نسیم خنک به صورتم، صدای احتمالی پرنده ها، سکوت و آرامش اون محیط، صدای آب رودخونه و….

    خیلی تجربه ی قشنگی شد برام، توجه به زیبایی ها با حضور کامل و ذهن آگاهی

    و نکته جالبی که درمورد این ویدیو به ذهنم رسید این بخش تمیزکاری و وظایفی بود که به افراد سپرده میشد، اول که توضیح دادید یه لحظه از ذهنم گذشت که آخه آدم بره اونجا دستشویی تمیز کنه! همونجا مچ خودمو گرفتم، که چقدر منیت بالایی دارم و باید دنبال یه تمرین مشابه عملی تو زندگی روزمره خودم باشم تا این غرور اضافه رو از خودم دور کنم. قطعا آدم هایی که اونجا هستن هرکدوم زندگی های موفق و پرباری برای خودشون دارن، اما با فروتنی هرکاری که بهشون سپرده میشه انجام میدن، و این میزان رشد و بزرگواری اون افراد رو نشون میده.

    از شما ممنونم استاد عزیز، که این لحظات و تصاویر فوق‌العاده رو با ما به اشتراک گذاشتین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مهناز دژبانی مقدم گفته:
    مدت عضویت: 941 روز

    با نام و یاد رب العالمین پروردگار جهانیان آغاز میکنم.

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عباسمنش بزرگوارم و استادیار عزیز خانم شایسته مهربانم و همه دوستان همراهم در این برکه سبز و خانواده دوست داشتنی عباسمنش

    این فایل رو شب گذشته قبل از خواب دانلود کردم و صبح که چشمام رو باز کردم نگاه کردم .

    بعد از دیدن طبیعت زیبایی که برامون به نمایش گذاشتین و توضیحات در مورد اون فضا و تاریخچه ای که داره برای من موضوع خدماتی که باید ارائه میدادین خیلی جالب بود اینکه علاوه بر پولی که بابت امکانات پرداخت کردین باید خدمات رسانی هم انجام بدین تا هم کارها بین همه ی اعضا تقسیم بشه و فشاری روی کسی نباشه و هم غرور رو کنار بذارین و با هر مقامی که در خارج از اون فضا دارین ، در اون مکان به خصوص همگی در یک سطح هستین .

    تجربه مشابهی دارم که گفتنش اینجا خالی از لطف نیست .

    تقریبا دوسال از پدر و مادرم مراقبت کردم و هر کاری که از دستم بر می اومد براشون انجام دادم تا بهبودی نسبی حاصل شد و دیگه نیازی نداشتن کسی ازشون پرستاری کنه و همزمان شد با نوروز 1404 و از اونجایی که مدرسه دخترم نزدیک خونه پدری بود باید تا پایان مدارس که 3 ماه میشه اونجا میموندم . نوروز خیلی به من سخت گذشت بمباران شدم با انواع تضادها در همه زمینه ها هیچ هدفی نداشتم هیچ کار دیگه ای نمیتونستم انجام بدم حتی جلو پدر و مادرم نمیتونستم گوشی دستم بگیرم فقط فایلهای صوتی که از استاد داشتم بعضی وقتا گوش میکردم که از مسیر خارج نشم . تصمیم گرفتم دنبال کار بگردم یک آگهی دیدم درخواستمو فرستادم و گفتن خبر میدیم و من منتظر خبر بودم . در این فاصله یه شب که داشتم سرچ میکردم ایده ای به ذهنم اومد که برم سایت فنی حرفه ای رو نگاه بندازم و ببینم چه کلاسایی در حال برگذار شدن در فصل بهاره که دوتا آگهی توجه منو جلب کرد و فرصت زیادی برای پیش ثبت نام نداشت و هر دو رو پیش ثبت نام کردم و منتظر اعلام تاریخ مصاحبه شدم و رفتم یکیشو انتخاب کردم چون کلاسها همزمان بود . خودمو مجبور کردم در یک محیط اجتماعی حضوری قرار بگیرم و از فضای مجازی دور بشم چون خانوادم در جریان فرصتهای مجازی نبودن و درکی از این موضوع نداشتن . کلاس من نزدیک خونه پدری بود و پیاده 40 دقیقه زمان میبرد صبح ساعت 8 برگذار میشد و من تصمیم گرفتم این مسیرو پیاده برم و پیاده برگردم و از داخل پارک رد میشدم فرصت مناسبی بود که از زیبایی های پارک در فصل بهار استفاده کنم لذت ببرم و عطر درختهای اقاقیا و شکوفه های مختلف زیبایی منحصر به فردی ایجاد کرده بود و در همون لحظات سپاسگزاری میکردم حال خوبی داشتم از کنار هر کسی رد میشدم با لبخند سلام و صبح به خیر میگفتم و استقبال میکردن حتی باغبونها تا بهشون لبخند میزدم و خدا قوت میگفتم ذوق میکردن و واقعا انتظار نداشتن .

    قبلا در زمینه هنری بخش صنایع دستی فعالیت داشتم و اینبار بخش دیگری از هنر رو تجربه کردم که صنایع غذایی و گل آرایی و تزئینات غذا رو شامل میشد واقعا لذتبخش بود همکلاسی های من در صنعت غذا درجه یک بودن و همینطور استادم بهترین بود تا اینکه چند جلسه به اتمام دوره یک ماهه استاد بیمار شدن و جلسات آخر برگذار نشد و من با توجه به آموزه های استاد عباسمنش به فال نیک گرفتم و صبر کردم . یه هفته ای گذشت تا اینکه پیامی دریافت کردم از کارفرمایی که درخواست کار داده بودم و گفتن برای مصاحبه برم و خوشحال بودم که پذیرفته شدم . یک مجموعه غذایی بود که تازه شعبه دومش افتتاح شده بود کاری که از من برای روز اول خواسته بودن نظافت محیط و ظرف شستن بود با خودم گفتم یعنی چی ایشون از من خواستن ظرف بشورم و محیط رو تمیز کنم به شدت محیط کثیف بود ظرفای چند روز روی هم تلمبار شده بود اعتراضی نکردم و با یه نفر دیگه انجام دادیم و فردا که دوباره اومدم گفتم من هر کاری که از دستم بر بیاد برای شما انجام میدم و اعتراضی ندارم حتی نظافت و ظرف شستن باشه یه جورایی اون غرور و تکبری که داشتم زیر پا گذاشتم و گفتم من اومدم خدمت کنم بعد از اینکه با سرآشپز مجموعه آشنا شدم ایشون منو توجیه کردن که ما اینجا همه کارها رو با هم انجام میدیم دو روز اول تست بود که بدونیم موندگار هستین یا نه و از روز سوم همه با هم آشپزی میکردیم و همه با هم نظافت میکردیم . محیط کاملا دوستانه و صمیمی بود تجریبات جالبی داشتم همکارای خوب و دوست داشتنی و کارفرمای فوق العاده عالی و خیلی خوش گذشت در این فاصله امتحانم با نمره 80 از 100 قبول شدم و با استاد و همکلاسیها یه روز به صرف صبحانه در هتلی 4 ستاره گذشت و براشون از شغلم صحبت کردم و دوستانم خوشحال شدن که در زمان کوتاهی مشغول به کاری شدم که در همون زمینه دانشی کسب کرده بودم . 40 روز گذشت خبر شوکه کننده ای که همه در جریانش هستین باعث خرابی بازار شد و تعطیلی مجموعه و همزمان شدن با فوت ناگهانی یکی از اقوام نزدیک و سفر یک روزه به شهرستان و مراسمات . با اینکه سفر غم انگیز بود اما خستگی کار و اخبار مثل باری سنگینی که از روی دوشم برداشته شد ، خوشایند بود. باز هم به فال نیک گرفتم و گفتم تا دوباره به حالت اول برگرده من فرصت دارم روی خودم و آموزه های استاد عباسمنش کار کنم . دیروز به محض اینکه اینترنت بین المللی شد وارد سایت شدم اول فایلی که روی صفحه اصلی بود گوش کردم بعد فایل آخر زندگی در بهشت و مهمان زیبای چشم آبی شما و بعد هم این فایل دانلود شد.

    خدا رو شکر میکنم در هر حالی که هستم هوای منو داره و بارها در عمل به من آموخت اگر یک اتفاقی به ظاهر سخت و ناگواره حتما حکمتی داره که بعدا مشخص میشه

    خدا رو شکر میکنم که دوباره به مسیر رشد برگشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سهند گفته:
    مدت عضویت: 908 روز

    درود و عشق استادجان خدا قووت

    عزیز دلم

    خدای من باورم نمیشه

    عجب زیباست اینجا و به چه بهشتی هدایت شدین چه انسان های مفخری چه فضاهای روحانی زیبایی چه معنویت چه انرژی

    قشنگ حس کردم انرژی وزیبایی اونجا رو…

    و استاد خوب میومدین خودم مدیتیشن یادتون میدادم خخخخخ جدی…. خیلی خوب توی این زمینه تحقیق ها کردم…فقط اونجا که دعا کردین و با دستاتون به کار انرژی فرستادین و یه جورایی سبک ریکی هست …آفرین همون سبکی ک من کار میکنم…

    ولی آخرش رسیدم به حرف های شما و بحث تغییر باور ها و تا زمانی باور های مناسبی نداشته باشی هرچقدر هم زور بزنی مدیتیشن کنی نماز بخونی به خدا نزدیک نمیشی…

    و فقط دور سر خودت میچرخی…

    ولی در کل همه چی درسته و بدن انسان مثل یک پازله بخوایی کاملش کنی باید هفتا تیکه پازلشو درست کنار هم بچینی….

    چی بگم استاد جان دمت گرم داری ظرف میشوری

    منم دارم ظرف میشورم و مثل شما برای خودم چالش ایجاد کردم و مهاجرت کردم و از صفر میخوام رو پای خودم وایستم…

    و دارم کار میکنم پول دوره ها رو در میارم و باور های مناسب ایجاد میکنم حتی شده از پول غذامم میزنم ولی اول باور ها باور ها باور ها….

    تا باور مناسبی نداشته باشی دست به طلا هم بزنی خاک میشه و شرایط اوکی نمیشه برات و پر ترمزی و زندگی روی دوربرگردان اصلا یه وعضی…

    ولی با باور مناسب و توحیدی روی مدار درست قرار میگیری و هدایت خدارو دریافت میکنی و به راحتی به همه خواسته هات میرسی. خدارو صد هزار مرتبه شکر بحث باور ها خیلی مهم و به صورت جدی دارم. روشون کار میکنم

    استاد عزیزم…

    کاشکی اونجا بودم نمیزاشتم شما کار کنین من جاتون کار میکردم خخخ

    اصلا یه وعضی ولی دمت گرم استاد یه غر کوچولو زدی سر جارو برقی ولی سریع رفتی به زیبایی های بیرون توجه کردی و سریع نذاشتی بری توی مومنتوم منفی…. دمت گرم واقعا …

    منم سر کارم که خیلی سخت میشه برام به فضای بیرون مغازه توجه میکنم به درخت های زیبا به زوج های زیبا که میان و از خدمات ما کلی لذت میبرن و سپاس گزاری میکنم….

    خدای من چه میکنی با ما…

    یه جوری دیگه باس بهای پاداش های خداوند و بهای آگاهی رو بدیم و اینم یه جور بهاس…

    و اینکه این همه لیست برات نوشتن استاد جون فک کنم بیشتر از پنج ساعت طول بکشه هااااا….

    خدای من…

    استا دمت گرم واقعا اینو نگفتم….

    ده روز هیچی نخوردن یا خدا……

    من چهار روزشو رفتم ولی ده روزرزززززززززز!!!!!

    ده روووووزززز!!!!!!!

    حتما میشهدیگه…… شده دیگه… برگام!!!!!!!!

    واقعا دمتون گرم که ایمان در عمل رو اینجا نشون دادین بهانه نیوردین که دیگه من اینجا شرایط اینجوری بزار زیر میزی برم یه چیزی بخورم ….

    برگام……اینا درس داره واقعا….

    خدای من…..

    من این دو قسمت رو باهم دیدم ولی برگام….

    اصلا دگرگونم کردی استاد جان….

    بخدا…

    فقط دلم میخواد ساعت ها فکر کنم به این دو قسمت و جای فکر داره ….

    چون شما درس رو توی عمل هم به ما دارید یاد میدین و شهامت ها تونو میگید و اینجور جاها که با چشم میبینیم خیلی باور پذیر میشه….

    دمت گرم استاد جان

    خیلی دوست دارم

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم برای هدایتم به این سایت زیبا….

    خیلی دوستون دارم

    باشد روزی از نزدیک ببینمتون

    و خیلی هم مشتاقم که دوره ایی بعد از این تجربیاتتون راجب مدیتیشن میسازید هستم….

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم

    شکر وجودت استاد جان…

    با این دو قسمت انقالبی ایجاد کردی درونم برای ادامه دادن مسیرم…

    دوست دارت سهند(:

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سودابه.. گفته:
    مدت عضویت: 3587 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و همه عزیزان

    اول از همه تشکر میکنم بابت فایلهای رایگانتون و اینکه ما رو هم سهیم میکنید در فعالیتها و سفرها و کارهایی که انجام میدین

    استاد یه درخواست داشتم اینکه اگه امکانش هست یه سری فایلهای مدیتیشن و مراقبه برامون بزارین جدای از مطالب دوره .یعنی منظورم اینه فقط مراقبه و مدیتیشن و خوداگاهی باشه حالا میتونه به صورتی باشه که بتونیم از سایت بخریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    هاجر صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1922 روز

    بنام تنها فرمانروای قدرتمند جهان

    سلام خدمت استاد عزیزم، مریم نازنین و دوستان گلم

    خدا رو شکر میکنم بابت دیدن این سریال زیبا

    خدا رو شکر برای این فرکانس خوبی که درش هستم که میتونم ببینم و بنویسم

    خدایا منو هدایت کن ب زیبایی های بیشتر

    به نعمت های بیشتر

    به برکت های بیشتر

    به سمت توحید، عزت ، قدرت

    به عشق و آرامش و شادی و لذت

    لحظه ای منو به حال خودم نذار،، من هیچی نمیدونم تو باید هدایت کنی ،تو باید بگی

    خدایا شکرت برای چشمان زیبایم ک میبینه

    برای گوشای سالمم که میشنوه

    برای دستای زیبام ک مینویسه

    برای قلبم که در مدار درک این زیبایی ها هست و میبینه و شاد میشه

    استاد اول از همه برم سراغ زیبایی های این فایل

    مگه میشه اصن نوشت ،از کجاش زودتر بنویسم

    تحسین میکنم این ایالت زیبا بزرگ و پهناور کلیفرنیا رو

    چه طبیعت زیباییی، خدای من چقدر سرسبزی،درخت، گل های زیبا و رنگارنگ، چمن و سبزه های قشنگ

    کوه های پوشیده از گیاه،، خدا رو شکر بابت اینهمه زیبایی

    اون تیکه بود که از معبد بود اومدین بیرون، تو ارتفاع بود، بعدش پله میخورد به سمت پایین و دو طرف پله پوشیده از سبزه و درخت و.گلهای رنگی رنگی

    و آدما با لبخند وایساده بودن و حرف میزدن و عکس میگرفتن

    اون تیکه اصن زیباییش منو دیوانه کرد، بینهایت زیبا بود

    چقدر آدما مهربون و درصلح و خوش خنده، کمره تون رو هر کی میرفت یه لبخند قشنگ میزد به کمره

    استاد چقدر در مدار آدمای در صلح و آرامش هستین

    نشون دهنده ی صلح و آرامش درونتون هست استاد جونم

    وای چه آبگیرها و حوضچه های زیبایی درست کردن، سنگ چیدن دورش ،صندلی گذاشتن

    اینجا حال میده یه قهوه ی داغ تلخ ببری، دفتر شکرگذاریتم ببری بشینی و بنویسی

    یا بشینی و فایلای شما رو گوش بدیم

    عجب بهشتی بود،، خدایا شکرت که دیدم

    و اما سه تا درسی که اینجا داره و حداقل سه تا که من متوجه ش شدم میخام بنویسم

    اول: با احترام به همه ی مذاهب و ادیان و خط های فکری مختلف، استاد من واقعا تحسین میکنم شما رو که انقدر به دنبال اصل هستین و تمرکز کردین روی اصل و همینه نتیجه ای که شما گرفتین من ندیدم

    با احترام به عقاید همه، دیدم که چقد مجسمه و بت و تمثال هست و اینا اعتقادشون هست

    شما روی اصل تمرکز کردین که اصل اینه که افکار من زندگی منو رقم میزنه و من باید بدنبال این باشم که تو هر شرایطی هم موقعیتی ذهنم رو به سمت افکار بهتر هدایت کنم

    هیچ وسیله ی خاصی مکان خاصی تشریفات خاصی هم لازم نیست.

    من قبلنا که درک درستی نداشتم از قانون، الانم خیلی جای کار دارم ولی به نسبت یکی دوسال پیش میگم

    فکر میکردم قانون اینه که بشینم یه گوشه تمرکز کنم، مدام فایل گوش بدم، با کسی صحبت نکنم، کاری نکنم

    چقدر برای من مقاومت و حس بد ایجاد میکرد، با اینکه همش فایل و نوشتن ولی اونقدر حسم خوب نبود، همش ی حس عجله و عقب موندن و بی مصرف بودن داشتم

    مثلا ی کاری ک میکردم کار خونه، کارای شحصیم هول میشدم ، کسی از اعضای خانواده با من صحبت میکرد حس میکردم، وقتم داره هدر میره

    تا خدا رو شکر درکم بیشتر شد و زندگی شما رو دیدم و زندگی در بهشت، و به مفهوم بهتری از زندگی و کار کردن روی قانون رسیدم

    دیدم اگر بخام نیاز ب جای خاصی یا کار عجیب غریبی نیست، وقتی دارم ظرف میشورم تمرکز کنم روی نعمتام روی غذایی ک خوردم، مادری ک با عشق برام غذا درست کردح،خداوندی ک رزق داده

    دستای سالمی ک دارم میشورم ،نکات مثبت آشپزخونه و ،،،،،،،،

    وقتآشپزی هم همینطور توجه ب نکات مثبت و سپاسگذاری برای نعمت هام

    دارم پیاده روی میکنم، زیبایی ببینم با خدا صحبت کنم

    با آدما معاشرت کنم در حد معقول و از اون لحظه لذت ببرم، وقتم هدر نمیره، جذام ندارن، سریع منو با دوتا حرف بدبخت نمیکنن، قبلا از اون ورش افتاده بودم

    خدا رو شکر بهتر شدم و اون فایل هشت هم جهت با جریان خداوندم کمک کرد که گفتین، کسی که باور فراوانی داره سخاوتمندانه وقت میذاره برای اطرافیانش

    من نمیدونستم این از باور کمبود میاد

    و تو فایل دومش گفتین که با آدما ارتباط داشته باشین لازم نیست که حتما تو ارتباطاتون از قانون و طرز تفکر آدما حرف بزنید و بخاین اصلاح کنید

    میتونید درباره ی مسایل دلخواه و عادی حرف بزنید

    این آگاهی رو در عمل اجرا کردم ودیدم چه خوبه

    چند روز پیش ی خانمی از دوستان اومد خونه مون مهمونی همون عید قربان بود

    با این مباحث آشنا نیست، خیلی آدم مهربون خوش برخورد خوش قلبی هست

    خب ایشون اومدن و با یک حس خیلی بد، از چهره شون مشخص بود چقد ناراحتن از یک مساله ای که داشتن

    خب اگر قبلا بود سریع هول میشدم ک من نمیشنیم معاشرت نمیکنم وقتمو هدر نمیدم

    الان فهمیدم اینم بخشی از زندگی هست، رفتم نشستم با روی باز، اون مشکل ایشون رو منم داشتم قبلا

    ن نصیحت ن چیزی، فقط شروع کنم به گفتن پیش بینی های مثبت که بابا ما هم این مشکل زو داشتیم ، ذهن ما هم آشفته بود،چه فکر وخیالایی

    چه حرفایی از مردم که فلان میشه بهمان میشه، بخدا هیچکدوم نشد و دیدم کم کم صن حالش خوب شد

    بعدش از خاطرات خوبم و خاطرات خنده دار خانوادگی یراش تعریف کردیمو و ایشون هم تعریف کرد

    و خلاص بعد یکی دو ساعت حال همه عالی بود

    و براش جالب بود که صبح بی انگیزه و حال بد ، الان چرا انقد حالم خوب شده

    تو ذهنم گفتم مردم ارتباط بین افکار مناسب و احساس خوب رو نمیفهمن، خدایا شکرت که منو هدایت کردی و میفهمم ومیتونم حالمو خوب کنم

    استاد جان نکته ی بعدی ک درس گرفتم از این فایل بازم برمیگرده به درک نادرست از قانون، که خب تکاملی هست باید ب مرور تکامل طی بشه و درک آدم و عملکرد آدم بهتر بشه

    یک برداشت نادرستی که من از این قانون و اینکه شما میگفتین محدودیت ها رو نپذیر، قانون آدما رو نپذیر

    اینه که محدودیت در رسیدن به خواسته هات رو نپذیر مثلا برای ثروت، تحصیلات و سن و،،،،،

    یا برای هر چیزی باورای محدودی ک شنیدی

    مثلا برای مهاجرت قوانین مهاجرتی رو

    نه اینکه ب قوانین احترام نذار. خخخ من اوایل فکر میکردم که ب قوانین احترام نذار و کار خودتو بکن

    شما رو دیدم که چطور به قوانین احترام میذارین و طبق چک لیست چطور عمل کزدین

    استاد اینکه پول رو کامل پرداختین و از مکان وغذا استفاده نمیکنید ولی کارها رو انجام میدین نشون از قلب بزرگ و سخاوتمند شما داره

    استاد عزیزم سپاسگذارم از این فایل زیبا و آموزنده

    بهترین ها برو براتون میخام با عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سپاسگزار خداوند بابت این فایل زیبا و وجود نازنین استاد عزیز هستم

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    سلام به این طبیعت زیبا وگلهای زیبا واین آب روان رودخونه وصدای زیباش

    سپاس بابت این همکاری وهمدلی وهمراهی وانرژی خوبی که تو این فضا وجود داره

    سپاس بابت این شعف وشادی ورهایی که استاد در تجربه زیبای این سفر چالش برانگیز بهمون انتقال میدن

    سپاس بابت پاسخ به سوالات ذهنی که با دیدن هر لحظه این فایل آرامش بیشتری در وجودمون ایجاد میکنه وکمک میکنه بیشتر با خودمون در صلح باشیم ورهایی رو تجربه کنیم ودر لحظه شکر گزار سلامتی مون ودیدن وتجربه این زیبایی ها باشیم

    شکر گزار خداوند وهمزمانی این فایل وتجربه کلاس یوگایی که مدت 2 ماهه شروع کردم ومربی نازنین وخوش انرژی اش هستم

    شکر گزار تفکر عمیق تر بابت ساده زیستی، بدنبال گذر کردن از فراوانی، ثروت ونعمتی که خداوند در زندگی مون جاری میکنه وبراحتی هدایتمون میکنه

    که این زیبایی ها ونشانه ها را جدی بگیریم وحضورمون رو برای تجربه شون اتفاقی ندونیم وحال خوب رو هر لحظه با انتخاب خودمون بهمون هدیه میده،،،هستم،،،

    تحسین میکنم استاد رو بابت 10 روز فستینگ واین انرژی وحال خوب ورهایی وعدم وابستگی به خوردن حتی یک وعده غذا در روز که چقدر فکر آدم رو آزاد میکنه واحساس رهایی میده وچقدر کمک میکنه که وابستگی های آدم در هر زمینه ای کمرنگ بشه واحساس سبکی وآرامش وشادی بیشتری میده،،،

    واقعا شکر گزار وجودتون وحضورتون در زندگی ام هستم ودوست دارم در مدار درک بهتر این آگاهی ها هر روز بیشتر از قبل قرار بگیرم وشکر گزار تر باشم

    سلامت وبرقرار ومصصم در این مسیر زیبا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 460 روز

    سلام وعرص ادب خدمت استادعزیزم و دوستان گلم

    درباره رسیدن ثروت از طرف همسر دلخواهم ، بگم براتون که من اصلا باورمخرب ندارم که احساس گناه کنم ، چونکه بقول استاد اینوبرکت وثروت ازطرف خدامیدونم و خوشحال میشم وازچشمام قلب میزنه بیرون :)))

    وخودمو لایق ثروت میدونم مگه حضرت سلیمان وحضرت یوسف خودشونو لایق نمیدونستن اوناهم ثروت خدارو قبول میکردن وشکرمیکردن وخوشحال میشدن ،من اصلا این باورهای مخرب ندارم که فقیرباشم موحدترم خداروشکر عقلم هنوزسرجاشه :)))

    ولی اینوهم بگم استاااااااادمن عاشق شغل آرایشگری هستم بوقتش سالن زیبایی باپرسنل افتتاح میکنم وطوری کارمیکنم که عروس صف ببنده درسالن زیبایی من ،عاشق ساختن ثروتم اصلا باکارکردن بقول پدرم بدن سالمترمیشه خودش ورزش هست مخصوصا شغل منکه ازبیس باشادی هست :)))منم درموردثروت مثل یهودیها اعتقاد دارم ،با اینکه مسلمانم ، اقاااااااااتازه دوزاریم افتاده چرا اینقد غیرمستقیم داری بامن صحبت می کنی منتظر دستان خدابودی فرشته های غیبی خدابرامون بفرسته الان متوجه شدم ، و چون شما این مسیر وقبلا رفتی میدونی بایدچیکارکنی وآموزش میدی بمن ، اوکی آفررررررررین که چقدرآموزشهای شما دقیق نقطه زنی میکنه وماروبه اهدافمون میرسونه انصافااااااااااکیف کردم ازآموزشها :))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    اول از همه این حس کنجکاوی شما رو تحسین میکنم استاد، بخاطر اینکه دوست دارید موضوعات جدید رو تجربه کنید، چندوقت پیش رفته بودید به کمپی که در مورد تنیس روی میز بود و چند روز اونجا بودید خونه ایر بی اند بی کردید و اصولی تنیس روی میز و نحوه ضربه زدن و بازی کردن این ورزش رو باد گرفتید و این بار هم رفتید به جایی که برای مدیتیشن هستش

    بعد تحسین میکنم این مکان زیبا رو که مسئولینش فراهم کردن از موسسش تا کسانی که متولی این مجموعه هستن و تمام مخارجش رو به عهده دارن

    چقدر عالی که جایی رو فراهم کردن تا بقیه افراد بتونن بیان و چندروزی از امکانات و کلاس های این مجموعه استفاده کنن؛ و چقدر عالی که بجای پرداخت هزینه این انتخاب رو دادن به افراد که با کار‌کردن و انجام وظایف محوله بهای موندن در اون مجموعه رو بپردازن؛ چقدر عالی که شما انجام دادن اون وظایف رو عار ندونستید و رفتید انجام دادید، یه جورایی با نفس خودتون مقابله کردید ، چقدر عالی که نحوه تغذیه تون رو تو اون شرایط هم تغییر ندادید و طبق قانون سلامتی عمل کردید

    و چقدر شرایط عالی دارید که آزادی مکانی و زمانی و مالی دارید و میتونید به هرجا سفر کنید و هرچیزی رو تجربه کنید

    بسیار مکان و فضای زیبایی هستش این مجموعه و آدم لذت میبرد از بودن در سکوتش در زیبایی که میدیدیم ، انجام وظایف محوله میتونه به آدم کمک کنه تا متواضع تر باشه، دعای قبل کار خیلی قشنگ بود همه با هم دعا میکردن

    فایل بسیار زیبایی بود استاد عزیز همراه شما هستیم در این سفر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    علی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1632 روز

    بنام الله مهربان

    هم اکنون خوشحالم که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم

    سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین

    سلام خدمت خانواده بزرگ عباس منش و دوستان هم فرکانسی

    واقعا خداروشکر چقد زیباس این دهکده دنج وخوش آب وهوا اون گل های بسیارزیبا میشه ازهمین راه دور بهشون رواستمشاق کرد واقعا چقد جای دنج وباصفایی هست برای مدیتیشن میشه ساعت هانشست وازنعمتهای پروردگارا لذت برد وبه عضمت خداوند پی بردخدایاشکرت

    چقد دلم هوای سفرکرد ایمان دارم بزودی خداوند برام فراهم میکنه چون حسکردم خودم رودیدم دارم درهمیچین جنگل قشنگی قدم میزنم ونسیم خنک جنگل روحس کردم ولذت بردم خدایاشکرت

    استاد چقدشماخودتون روقشنگ بهدچالش میکشین واقعا آدم لذت میبره وچقددرس گرفتم ازاینکه شماهم رفتین یه جای عمومی ودارین خدمات میدین وهیچ عبای هم ندارین تازه کلی هم زوق میکنین واقعا چقدبتیدروی خودمون کارکنیم تابه همچین درجه ای از فروتنی برسیم استاد ازتون ممنون که هستین وازخداوند سپاسگزارم که شماروسرراه من قرارداد خدایاشکرت

    درپناه الله یکتا شادوثروتمندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سجاد کریمی گفته:
    مدت عضویت: 604 روز

    به نام پروردگار یکتا که هر آنچه دارم از آن اوست

    به نام خداوندی که نور علی نور است

    این اولین جمله ای است که در بدو ورودم به شهر زیبای نور به ذهنم رسید، خدایی که نوری برتر و بالاتر و درخشنده تر از نورهاست

    امروز اولین سفر تنهایی من در طول عمر 40 ساله ام هست که با هدایت پروردگارم و با نشانه های که از سایت توحیدی عباسمنش دریافت کردم به دل جنگل های نور سفر کردم.

    استاد گرانقدر اینجا جایی هست که شما زمانی که در ایران بودید و در سال های اول خودسازی تون به اینجا میومدین و با خدا خلوت می کردین. من هم سعی می کنم پا در ردپا های شما بگذارم و با هدایت پروردگارم و آموزش های شما استاد گرانقدر بتوانم روز به روز رشد کنم.

    استاد گرانقدر من از وقتی دوره نفیس عزت نفس رو شروع کردم سعی میکنم روز به روز شخصیت جدیدی در خودم بسازم و این سفر تنهایی نیز در همین راستا ست و برای من سجاد که همیشه منتظر بود با این و آن بره سفر امشب تنها در جنگل های نور کمپ کرده است. تجربه قشنگی هست و غیر قابل وصف. قدم به قدم که امروز توی جنگل راه میرفتم یاد شما میکردم و با خودم میگفتم شاید استاد هم اینجا بوده.

    خداوند رو بینهایت شاکر و سپاسگزارم بابت این رشد تدریجی و بهبود شخصیت ام.

    تجربه های خیلی قشنگی داشتم صبح با طلوع خورشید راه افتادم و در جاده زیبای هراز در کنار رود خروشان و هوای کوهستانی بسیار زیبا توقف کوتاهی داشتم. در مسیر کلا خداوند رو به خاطر زیبایی های که خلق کرده شکرگذاری میکردم. بعد از 4ساعت رانندگی به جنگل نور رسیدم. استاد کنار درختان عظیم الجثه که قدم میزدم یاد قدم زدن های شما با خانم شایسته عزیز در جنگل های red wood میافتادم، درختان عظیم الجثه ای که روی زمین افتاده بودن و جای ریشه هایشان گودال های بزرگی ایجاد کرده بودن درست مثل سفر شما به جنگل red wood. خدارو بسیار سپاسگزارم که در مدار زیبایی ها هستم و با توجه به زیباییها در سریال سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت، موارد و تجربیات مشابه رو جذب کردم، الان هم در چادرم دارم کامنت تایپ میکنم و امشب و فردا شب رو با هدایت پروردگارم اینجا کمپ میکنم و روی خودم و دوره ها کار میکنم.

    از خداوند برای شما عزیزان آرامش و احساس خوب طلب میکنم و امیدوارم در کنار شما اساتید گرانقدرم و دوستان عزیزم در این مسیر ثابت قدم بمانم.

    دوستون دارم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: