سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 218 - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)

404 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم

    انشالله همیشه حالتون بهشت باشه

    به به چقدر لذت بردم از دیدن این فایل فوق العاده عالی و زیبا

    آنقدری که احساسم عالی شده تو خونه ساعت 6 صبح می‌خوام از داد بزنم بگم خدایااااااااااااا شکرت

    چقدر محیط دیوانه کننده هست به به

    یک دریاچه عالی با آبی صاف و ملایم که من دوست داشتم روی دریاچه قدم بزنم و راه برم دقیقا روی دریاچه از بس که زیبا و عالی بود

    و باز هم بچه درون با کارگردانی استاد نقش خودش رو به بهترین نحو ممکن انجام داد

    استاد که همیشه سرشون سبک و بدون مو هست مریم خانم هم خیلی راحت و بدون هیچ دقدقه ای داره موهاش رو آرایش می‌کنه و از اون مهم تر ارتباط عالی قلبی و کلامی بین استاد و مریم خانم که من عاشق هستم و کلا تمرکزم روی این روابط عالی بود و استاد که با فیلم برداری زیباش داره هر لحظه مریم خانم رو از زوایای مختلف تو قاب دوربین نشون میده و این چیزی نیست جز عشق ناب که داره به صورت فیلم گرفتن خودش رو نشون میده …

    و باز هم راه افتادن و کمپ کردن یک جای دنج و عالی که آنقدر دنج هست که چند قدم اون طرف تر یک ماشین نوشته من برمیگردما این جا مال خودم هست

    به به که چه ویو عالی و زیبایی که با اون تخته سنگ ها زیبا تر هم شده و چشمه ای که آب خنک و گوارا داره و رودخانه ای که در حال سپری کردن مسیر زیبای خودش هست به به خدایا هزاران مرتبه شکرت

    چقدر من زیاد تحسین می‌کنم کلمات شکرگزاری استاد و مریم خانم که خیال راحت بابت همه چی شکر گزاری میکنم. و خدا هم هدایشون می‌کنه به جاهای زیبا تر و عالی تر

    چقدر جنگل زیبا بود با اون درخت ها کم زیبایی رو دو چندان کرده و اون سنجاب که احساس میکنم همیشه در حال بازی گوشی هستند .. خدارا هزاران مرتبه شکرت

    وارد جایی میشیم که می‌خوایم چاقو تیز کنیم و آماده بشیم برای نهار درست کردن و به خاطر وقتی که برای تدوین فایل ها گذاشتیم استاد به خودشون جایزه میدم و فوتبال نگاه میکنند و دقیقا بعد از اینکه نهار آماده میشه آسمان نعمتش رو فرو میرزه و به صورت دانه های زیبای تگرگ خود نمایی می‌کنه و نهار رو با لذت بیشتری نوش جان میکنند ..

    خب بعد از یه روز عالی باید خونه رو با همه زیبایی ها رها کنیم بریم به یه جایی زیبا تر خدایا هزاران مرتبه شکرت.

    رسیدیم به جایی که اولین سکانس از قاب دوربین همراه میشه با عکس برداری از یک زوج زیبا که می‌خوان زندگی خودشون رو عکس گرفتن های زیبا شروع کنند خدایا هزاران مرتبه شکرت که مریم خانم و استاد هر آنجا که زیبایی و عشق باشه همون جا هستند …

    و هر کجا باشند ثروت به دنبالشون میاد و چقدر راحت حتی تو دل جنگل پول میکنند و حتی همون لحظه از کلمه برکت استفاده میکنند به به

    چقدر مسیر ها زیبا و دیوانه کننده هست اصلا آنقدری که انگار بهشت واقعی دقیقا همین جاست زیبایی خیره کننده ای که همه رنگ ها دقیقا جای خودش هست

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    به به کلی لذت بردم کلی ذوق کردم و بسیار بسیار تحسین می‌کنم استاد عزیزم و مریم خانم که آنقدر با شوق و ذوق می‌خوان که زیبایی ها رو برامون بفرستند.

    خدارا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 48 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 1818 روز

    بنام خدای خالق زیباییها

    سلام و درود رحمت و برکت رب العالمین بر بندگان صالح و شایسته اش استاد عباسمنش و مریم بانو و همه دوستان نازنین در این مکان مقدس و مأمن الهی

    روز و روزگار همگی بخیر و شادی باشه

    خدا رو شکر که قسمت دیگری از سریال سفر بدور امریکا بر روی سایت قرار گرفت و من باز هم فرصت این رو پیدا کردم که زیباییهارو ببینم به نکات مثبت توجه کنم و لذت ببرم. درنتیجه احساسم خوبتر بشه و فرکانسهای مثبت قویتری به جهان ارسال کنم و اتفاقات زیباتری برام بوجود بیاد

    خدایا شکرت چقدر این فایل به من چسبید بخاطر این که چند روز  پشت سر هم روی بحث های جدی و مهم دوره احساس لیاقت کار کردم و حالا یه break  time و زنگ تفریحه برای تجدید قوا و انرژی گرفتن

    فعلاً سه بار خودم رو مهمون دیدن زیباییهای این فایل کردم هر لحظه اش مثل یک تابلوی نقاشی شاهکار و فوق العاده است

    خدایا شکرت چه رنگهای بینظیر و رنگین کمانی توی آسمون و روی زمین و رودخونه و کوهها بوجود آوردی الله اکبر

    چقدر خوراک ذهنی مثبت از این فایل گرفتم الهی شکر

    دیدن طبیعت زیبا

    فراوانی و ثروت

    روابط عالی

    چقدر خوبه ماشین با تکنولوژی و کیفیت بالا باشه

    چقدر خوب و قشنگه که آدم مسافرت بره و خونه اش همراهش باشه با تمام امکانات

    چقدر لذتبخشه که حیاط خونه اش هر بار یه جای جدید باشه

    اینقدر دیدن فایلهای سفر بدور امریکا بمن حس خوبی میده انگار واقعاً خودم دارم تجربه می کنم

    همین الان هم که دارم زیباییهای این فایلو تماشا می کنم و کامنت می نویسم توی تهران، چشم انداز روبروم آسمون آبی با ابرهای سفید و خوشگله  و یک باد قشنگی بقول مریم جان یه نسیم خیلی مهربون هر چند لحظه یکبار پنجره رو باز میکنه و بسمت داخل میاد که من توجهم به اون سمت میره و هی میگم خدایا شکرت خدایا ممنونم

    مریم بانو جان سپاسگزاریهاشو نوشته و بعد آرایشگاه سیار خصوصی در دل طبیعت بکر و زیبا برپا کرده تا موهاشو کوتاه کنه

    ابراز عشق و محبت استاد به عزیز دلش: عاشقتم من..چقدر زیبا شدی.. عاشقتم من

    مدام سپاسگزاری کردن از خداوند

    احساس شور و نشاط و هیجان زده شدن از دیدن هر چیز زیبا انگار که برای اولین باره که می بینن

    مریم جان هم که آهنربای پول شده تو دل no where طبیعت یه سکه رو زمین پیدا کرده..و میزاره تو کیفش  به عنوان برکت

    برکت آبو ببین فقط

    اصن رویاییه رویاییه خدایا شکرت

    الله اکبر از این صدای آرامش بخش و روحنواز آب الله اکبر

    استاد و مریم جان یک ساعت پیاده روی کردن در یک مسیر فوق العاده زیبا کنار رودخونه های متفاوت

    مسیر دشوارتر بود ولی خدا رو شکر  با این کفشای جدید و بسیار با کیفیتی که مریم جان برای خودش خریده خیلی کار راحت بود واقعاً

    بعد از کلی وقت تدوین فایلهای سفر بدور امریکا استاد بخودش جایزه میده و میشینه به تماشای  بازی فوتبال

    مریم بانو هم می خواد غذا درست کنه و با چاقو تیزکن چاقو رو تیز می کنه = بهبود کیفیت کار و ارزش ابزار، گریل پز برقی هم همینطور

    صحنه بارش تگرگ هم که خیلی عالی بود یاد تگرگی افتادم که کمتر از دو سال پیش توی طالقان بارید که حجمش خیلی زیاد بود و مثل برف همه جا رو سفیدپوش کرد، تا بحال من چنین چیزی رو ندیده بودم

    یادمه اون آخرین پستی بود که تو اینستاگرام گذاشتم و دیگه بعد از اون هیچ فعالیتی نداشتم هر چند که قبل از اون هم فعالیتم خیلی کم بود

    حسن ختام این فایل زیبا هم دیدن جشن ازدواج یک زوج عاشق بود که ما هم آرزوی شادی و خوشبختی می کنیم براشون

    ============================================

    چقدر من از این فایلهای سفر بدور امریکا و زندگی در بهشت ایده گرفتم و تو زندگی خودم بکار بردم، و چقدر زندگیم قشنگتر شده بعد از اون خدایا شکرت

    یه نمونه اش همین ابراز عشق و علاقه استاد و مریم جان به همدیگه است

    خب من و همسرم خیلی همدیگه رو دوست داریم ولی عادت نداشتیم ابراز علاقه مون رو به زبون بیاریم، ولی الان مدت زیادیه که من این کارو انجام میدم و همسرم هم یاد گرفته چقدر احساسمون قشنگتر شده چقدر رابطه مون لطیف تر شده

    یکی دیگه سپاسگزاری از خداوند برای هر چیزی و هر اتفاق زیبایی که برامون رخ میده

    یکی دیگه اش هم یاد گرفتن و انجام دادن کارهایی که میشه یاد بگیرم و خودم انجام بدم منتظر دیگران نباشم

    خدا رو شکر که تونستم برای این فایل کامنت بزارم

    همه شما دوستان عزیزم رو به خدا می سپارم و بهترین ها رو براتون خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
  3. -
    علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1659 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید ، سلام بر استاد عباسمنش وخانم شایسته،خداوند دور از ما نیست

    وقتی خودت را در عشق گم می‌کنی،

    او از همیشه به تو نزدیک‌تر است.

    وقتی خودت را در رقص گم می‌کنی، وقتی در رقص خودت را ترک می‌کنی، وقتی نفس تو در رقص ناپدید می‌شود، خداوند شریک رقص تو می‌شود

    هیچکس دیگر جز او شریک رقص تو نیست

    وقتی قلبت از شادی و شعف در ترانه‌خوانی می‌تپد، خداوند در قلب تو هست و در خودِ‌ هسته‌ی وجودت است

    وقتی که می‌خندی، اگر آن خنده‌ای تمام باشد، ‌اگر هر رشته از وجود در حال خنده باشد. خداوند در خنده تو هست

    و هرگاه نفس نباشد،‌ خداوند هست.

    این را بعنوان یکی از اساسی‌ترین قوانین به یاد بسپار:

    هرگاه “من” غایب باشد، خداوند حاضر است.

    هردو نمی‌توانند باهم حضور داشته باشند

    رابطه بین نفس و خداوند همانند رابطه بین تاریکی و نور است

    اگر نور حاضر باشد، تاریکی نمی‌تواند باشد، زیرا تاریکی چیزی نیست جز غیبت‌ِ نور

    حضور و غیبت چگونه می‌توانند باهم وجود داشته باشند؟

    اگر تاریکی وجود داشته باشد، آنوقت نور نمی‌تواند حاضر باشد

    تاریکی و نور نمی توانند باهم حضور داشته باشند. نفس فقط تاریکی است؛ غیبت آگاهی همان نفس است

    وقتی آگاه شوی، ‌نفس ازبین می‌رود. وقتی آگاهی کامل شود، نفس ابداً یافت نمی‌شود.

    و تمامیت آگاهی، نامی دیگر است برای تجربه‌ی خداوند

    خداوند یک شخص نیست

    خداوند فقط تجربه‌ای از هشیاری مطلق است، از آن شعف غایی

    برای همین است که باید عمیقاً بخندید،‌ عمیقاً عشق بورزید و عمیقاً زندگی کنید. بخاطر عشق،‌ خنده و زندگی همه چیز را به‌مخاطره بیندازید

    بگذارید زندگی یک اکتشاف بزرگ باشد و به رفتن به درون ناشناخته و ناشناختنی ادامه بدهید

    اگر باران می بارد، بگذار ببارد

    اگر باد می وزد، بگذار بوزد

    نگرانش نباش

    بر آن اندیشه و تعمق کن

     

    فقط از این نکته آگاه باش که:

    همه چیز گذرا و زودگذر است

    رویای نیمه ی تابستان است می رود پیشاپیش در حال رفتن است.

    نمی توانی نگهش داری.

    نیازی به چسبیدن به آن نیست

    لازم نیست هل اش بدهی.

    به آهنگ خودش می رود.

    بد یا خوب، هرچه هست می رود،

    همه چیز می رود، رود جاری است.

    تو غیر مختل و منفصل بمان،

    فقط یک شاهد باش

    این مدیتیشن است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
    • -
      حوری باختری گفته:
      مدت عضویت: 1778 روز

      به نام تنها قدرت جهان

      سلام آقای احمدی

      از شما بخاطر این کامنت پربار سپاسگزارم. دیدگاهی که در عین کوتاهی، درس‌های بلندی از آن آموختم.

      آموختم خدا همیشه حاضر است پس نیازی به «من» نیست!

      آموختم به نقطه‌ی امن خود نچسبم و رها و آزاد باشم.

      آموختم همه چیز در حال گذر است پس توقف نکنم و وابسته نباشم

      آموختم بر طبیعت، باریدن باران و وزیدن باد بیندیشم و تفکر کنم

      و آموختم آگاهانه شاهد زندگی و ناظر بر افکار و درون خود باشم.

      در پناه رب

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      غزل عطائی گفته:
      مدت عضویت: 2454 روز

      سلام علی آقا

      چقدر الهام بخش بود نوشته تون

      من خیلی خیلی ازتون ممنونم . به خاطر این همه زیبا نوشتنتون تحسینتون میکنم .

      چقدر درس داشت برام .

      چقدر عمیق بود . قشنگ ادم باید روی تک تک جملاتش بمونه و عمیق بشه و فکر کنه و بعد اجراش کنه .

      ازتون خیلی ممنونم که وقت گذاشتین و برامون نوشتین‌

      براتون تجربه ی زیباییهارو آرزو میکنم .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      نورا افضلی گفته:
      مدت عضویت: 1690 روز

      سلام علی عزیزدوست هم فرکانسی ام

      دیدگاه ارزشمندوپرازآگاهی ناب بندگی رات راخوندم وبسیااااارلذت بردم وغرق درعشق الهی شدم بااین مراقبه زیبای الهی ات نسبت به یگانه معبود ویکتاپروردگارعالمیان ‌این زیباترین زیبایان ومهربانترین مهربانان .

      چه زیبا گفتی:

      وقتی من غائب باشدخداوندحاضراست

      هردونمی توانند باهم حضورداشته باشند

      واینکه گفتی :

      همه چیزگذراوزودگذراست

      بدیاخوب ، هرچه هست می رود

      همه چیزمی رود ، رود جاری است

      تو

      فقط یک شاهد باش

      علی عزیزواقعا دیدگاهت مدیتیشن هست من تصمیم دارم هرروزاین متن روباصدای بلند برای خودم بخونم تابیشتروبیشتربه خدای عزیزودوست داشتنی ام نزدیک بشم‌ وسعی وتلاش کنم که به هیچ کس وهیچ چیز وابسته نشم وفقط به خود خودش دلبسته باشم .

      پیروزوسربلندباشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    اسداله زرگوشی گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    «الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَه‏؛ آن خدایی که هر چیزى را که آفریده نیکو آفریده ‏است»

    به نام یگانه فرمانروای هستی

    سلام و درود خداوند بر استاد عباسمنش عزیز و همسفران عزیزم.سفر به دور آمریکا _ قسمت 26

    خدا رو شکر که پس از وقفه ای دیگر باز در مدار دیدن زیبائیها قرار گرفتیم و خوشحالم از اینکه بار دیگر روی ماه عزیزانم را می بینم و از خواندن کامنت های زیبای دوستانم لذت میبرم.

    دیدن زیبائی ها رو از کاور فایل آغاز میکنم. قرار گرفتن این سنگها به این زیبایی بر روی هم برایم خیلی قابل تامل بود. انگار نه انگار تغییرات جوی و محیطی در طول سالیان سال و قرنهای متمادی این شاهکارهای بی نظیر هنری را پدید آورده اند! و منو یاد کوزه های باستانی و عتیقه های عهد قدیم انداخت و در ذهنم بار دیگر این آیه الهی مرور شد که خداوند هر آنچه را که آفریده، نیکو آفریده است.

    وقتی که این تصاویر بی نظیر رو مهمان نگاهم کرده بودم و از دیدن این زیبائی ها سر ذوق اومده بودم وخداوند رو بابت این همه زیبائی شکرگزاری می کردم دیدم چقدر دیدن این تصاویر از دریچه نگاه دِرون زیباست! انگار خداوند هم از اون بالا نظاره گر ماست و از دیدن ما همینجور لذت می برد!

    استاد چقدر در کار با درون و ثبت و تصویر برداری از آن حرفه ای و بی نظیر عمل میکنی و پیشرفتتون مثل بقیه عرصه های زندگی محسوس و قابل توجه است . و از این بابت هم تحسینتون میکنم و ممنونم بابت این ضبط این تصاویر فوق العاده زیبا.

    برایم نوشتن از این همه زیبایی قدری مشکل است. گاهی اوقات ترجیح می دهی که دم فرو ببندی و غرق در این زیبائی ها بشی و لذتشو فقط ببری و در تمام مدتی که این تصاویر رو می دیدم این احساس با من بود که بهترین وصف برای دیدن این نعمت ها دیدنش است و با خیالت در این نعمت ها پرواز کردن است. آن کلبه چوبی کنار دریاچه و میان درختان و جنگلی که پوشش و سرسبزی محیطش در این وقت سال واقعآ حیرت انگیز است، برایم رویایی و برشی از آینده خیال انگیزم در دامن طبیعت دارد. و چقدر این تصویر سازی و خیال پردازی برایم لذت بخش است. خدایا شکرررررت. کرووووررررر کرووووررررر شکررررررررت.

    از کاپشن سفیدی که مریم جان تنش کرده فهمیدم هوا رو به سرد شدن است و گرنه دوست داشتم با حرکت دِرون به سمت دریاچه حرکت کنم و شیرجه بزنم داخل آب و عرض دریاچه رو شنا کنم و لذت دیدن این زیبائی ها را برای خودم چند برابر کنم! لامصب عجب وسوسه انگیزه بزور جلوی خودمو گرفتم خخخ. بقول استاد واقعآ منظره بی نظیر و فوق العاده ای بود.الان می فهمم تخیل های باب راس هنگام کشیدن نقاشی هایش از کجا نشات میگرفت!

    برای این در صلح بودن مریم جان با خودش هم عشق کردم. رها و آزاد و شاد انگارررررر تنها زن روی این کره خاکی است! فارغ از کمالگرایی؛ فارغ از تائید طلبی؛ فارغ از قید و بندهای دست و پاگیر و سرشار از احساس خودارزشمندی! و این برای منم درس های زیادی داشت.دمت گرررررم مریم جان.

    استاد با اینکه نگفتی چجور با اون دمپایی بند انگشتی ها راه میرفتی ولی بالاخره کتونی هاتو پوشیدی و به حرفمون گوش کردی خخخ نووووش جونتون این آب گواااااااارا.

    از دیدن این تابلو کاغذی هم کلی خندیدم و با خودم گفتم انگار اونها هم مثل ما زنبیل و زیرانداز می ذارن که جاشون گرفته نشه!

    دیدن این سکه در دل طبیعت هم نشانه ای از ثروت و برکت و فراوانی است برای مریم جان و نشان از باورهای قوی و مثبتی است که ایشان در خودش ساخته است.

    استاد جان واقعآ دیدن تصاویر این رودخانه زیبا هم به قول شما رویایی است چه برسد به تجربه اش! اصلا شنیدن صدای آب بهترین موسیقی دنیاست و چقدر آدم در این جاها احساس آرامش و رهایی می کند. انگار روح و روانت از هر قید و بندی آزاد می شود. خدایا صد هزار بار شکررررررت.

    بازی لیورپول و بورنموث هم فکر کنم 27-28 مرداد برگزار شده باشه و این نشون میده حالا حالاها خدا رو شکرررر مهمان سقرنامه خواهیم بود.تیز کردن چاقو توسط مریم جان قبل از برش گوشت برام تداعی کننده حکایت تیز کردن تبر قبل از بریدن درخت بود وقتی که کار هوشمندانه را جایگزین سخت کار کردن می کنیم و بقول مریم جان بهره وری خودمان را با صرف انرژی کمتر بالا می بریم.

    چقدر رانندگی در این مسیر خیال انگیز و دلچسبه! اصلا چشم و زبان و تمام اعضای بدن بی اختیار شروع به سپاسگزاری خداوند می کنند!

    شکار این لحظات زیبا و عاشقانه عروس و داماد هم نشانه ای است از بودن در زمان مناسب در مکان مناسب. چقدر سادگی این عروس و دوماد به دل آدم مشینه! نمی دانم چرا تصور کردم این تصاویر ماله 100 سال پیشه! از بس که سادگی از مد افتاده! با دیدن این دو دلداده و عکاسشون این جمله در ذهنم مجسم شد که از غوغای جهان فارغ و واقعآ هم همین بود فارغ از شلوغی و بی نظمی، راحت راحت؛ ریلکس ریلکس! مبارکشون باشه! لحظه های زندگیشون همینجور زیباااااا خدایی خیلی هم بهم میان (استیکر چشمک+چشم قلبی) اندامشونم فیت فیت! استاد نکنه اینام دوره قانون سلامتی رو برداشتن!! (استیکر خنده اشکی)

    خدا رو شکرررررر خدا رو شکرررررر خدا رو شکرررررر که این زیبائی ها را سهم امروزمان کردی و خستگی یک روز پر کار رو از تنم بدر آوردی. عاشقتونم دلبندان.یا حق

    میخوام چند روزی از چشم تموم شهر پنهون شم

    برم هم صحبت خاک و رفیق عطرِ بارون شم

    میخوام از پاکی چشمه یه جسم تازه بردارم

    میخوام چند روزی روحم رو به دست باد بسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1371 روز

      سلام و عرض ادب بازم خدمت اسدالله عزیز…

      اسدالله عزیز برادر عزیزم..داشتم کامنت شما رو میخوندم تنم در اخر لرزید..و دیدم صدای پرنده زیبایی در بالای آسمان گوشمو نوازش میده..

      ممنونم از نوشته های زیباتتون دوستدارم همیشه بیام از کلام زیباتون تعریف و تمجید کنم..

      من تو حیطه لباس شب و عروس که الهامت پروردگار بود..یه چند ماهی هست با الهاماتش رفتم جلو چقدر این مدل لباس عروس ساده…الهام بخش وجودم شد..

      و صحبت زیبای شما..در مورد این سادگیها..که واقعا منم که یه خانم هستم.وقتی میبینم چقدر این آرایشهای زیاد و افراطی تو هم ین سالهای خودم و بزرگتر و وکوچکتر از خودم معمول شده..

      بخودم افتخار میکنم من هیچوقت تن به این زیباییهای که همه از احساس لیاقت برمیگرده…و نداشتن اعتماد بنفس..بقول استاد حهان جهان فرکانسیه..چیزی از بیرون نیست..

      منم به این اموزها ها سعی میکنم عمل کنم..خیلی خیلی پر از ارامش شدم..و سادگی رو جزو و تمییزی رو جزو اصول خودم قرار دادم..چقدر حس ارزشمندی پیدا کردم..

      و من همیشه زندگی خارجیا رو خیلی دوستداشتم.از نحوه لباس پوشیدنشون.از مجالشون چقدر ساده چقدر دوستداشتنی…چقدر خودبودن رو دارن احساس میکنن!

      و این عروس زیبا با یه لباس دکلته ساده با دامن ماهی زیبای پشت دنبالدار..ساده ترین لباس هست که استادم اینو به سبک لایت اروپایی معرفی میکنه..

      انشالله که ما بچهای عباسمنشی مخصوصا ما خانم ها…همیشه اصول زندگی خودمون رو داشته باشم و از این دغدغه های امروزی خودمونو نجات بدییم..چون مثل یه کرمیه اگه بهش توجه کردی نابودت میکنه!

      دیگه چیزیه که شده عرف جامعه.

      ولی ما متفاوت و دلخوش در اینراه راه سعادت دنیوی و اخروی قدم برمیداریم و زیباییهایی که خداوند بهمون داده همونو گسترش میدیم.!و هیچ چیزی بیرون از خودم وجود نداره تا منو به وسوسه پایان ناپذیر خودش بکشونه!

      میخواهم مثل مریم زیبایی باشم که موهاشو بقول خودش چپچوله کوتاه کردن..و بخودم افتخار کنم.و این عزت نفس و اعتماد بنفس تو رگهای بدنم بشینه!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        اسداله زرگوشی گفته:
        مدت عضویت: 1326 روز

        سلام و درود خداوند بر فاطمه جان عزیز

        فاطمه عزیز کامنتتون رو در حالی پاسخ میدم که همراه خانواده اومدیم دامن طبیعت و پس از صرف نهار در زیر درخت زیبای تنومندی که سایه اش را سخاوتمندانه بر سرمان گسترده نشسته ایم و نسیم خنک دل انگیزی جسم و روح و روانمان را نوازش می کند.

        فاطمه جان دقایقی قبل عقاب زیبایی با بالهای زیبا و تنومندش در ارتفاع کم بر بالای سرمان به پرواز درآمده بود و با چشمان تیزبینش دنبال طعمه میگشت و من مدتها بود چنین صحنه زیبایی از پرواز ندیده بودم، و چقدر خداوند را شکر کردم این صحنه زیبا را مهمان چشمانمان کرد و وقتی شما صحبت از صدای پرنده کرده بودید یادم افتاد این صحنه زیبا را برایتان بازگو کنم.

        بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم که مثل عامه مردم فکر و عمل نمی کنین و این نشان از اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندیتان دارد.

        لذت بردم از اینکه برای زندگیتان چارچوب و مرزهای مشخصی تعریف کردید و سعی می کنید به سبک شخصی خودتان زندگی کنید و این خیلی خیلی ارزشمند است.

        برایتان در تین مسیر زیبا سلامتی و سعادت و ثروت و خوشبختی آرزو میکنم دوست عزیز.یا حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
          مدت عضویت: 1371 روز

          باز سلام و درود بشما برادر هم فرکانسیم…

          منم اتفاقا در نزدیکی تونل بوشهر دیروز هدابت شدم..جای بسیار زیبایی با کوهای بلتد نوک تیز..از زیر این کوه ها..یه آبراه کوچک حدودا اندازه یه شیر آب …

          آب از وسطلای کوه از یه لکله وارد یه قسمت در سراشیبی ابن محل میشد..رفتیم!

          حساب کنید..کوه بلند روبروت قرار گرفته بعد یه آب خنک و شیرین وسط باغ از خنلستان..و وارد شدن اب تو دوتا از حوضچه بزرگ…و لوله کشی به تمام درختان نخل..صحنه زیبایی بود…

          خودمم برای اولین بار به این نقطعه رفته بودم..همه از لطف پروردگار و دستانشه که داره منو به زیباییها هدایت میکنه..

          این نقدر ترکیب این درختان نخل.با اب زیبا بود اینم منطقه گرم..که خودش خیلی درک بزرگی میخاد..که میگن اب کمه ..ووووو حرفهای که نیاز داره بی توجه باشی..

          انشالله شما هم هدایت بشید..زیبایی این نخلستان.و باد خنک..و اب شیرین در دل این کوه رو ببنید..که افرادی کمی حاضرن تو این سراشیبی خودشون برسونن به این نقطعه..چون راهش شاید برای دیگر افراد سخت باشه’…

          ولی برای ماها عمق خیلی متفاوته..

          اسدالله عزیز!شاهین بزرگیم بالای نقطعه زیبای خونمون چند روز پیش به پرواز اومد..و من حس همون کارتونی ما دهه شصتیا بود…که با یه شاهین یا عقاب بود دوست بود.همیشه روی کوه میرفت..

          منم دقیقا نگاه به این شاهین میکنم خودبخود یادم از این کارتون میاد..

          و دیگر سریالها…که واقعا لذت زندگی کردن را به ما یاداوری میکردن.

          خانواده دکتر ارنست و هایدی و پدربزرگ..با تلوزیون سیاه سفید..که از این برچسبای رنگی بابام برامون خریده بود..که نصف صورت شخصو رنگ آبی بود تمام این شکلها رنگ رنگی بود..

          چقدم خوشحال بودیم(خنده)

          چقدر لذت بردن برامون زیبا بود..

          درسهای استاد عزیزم.و دیدن این سفرنامه ها داره عمق لذت بردن و در لحظه زندگی کردن رو به ما انتقال میده!

          لذت بردن.رو نمیشه با فیلمبازی نشون داد.یا هر عوامل بیرون..چون ما خیلی زود متوجهش میشیم..

          لذت بردن یچیز عمیقیه..که فقط سکوت رو میطلبه!

          چیزی که خودم الان خیلی برام واضحتر ، میشه!

          استاد عزیزم اگه دقت کنی..مخصوصا سریال سفر به دور امریکا…با صحبتهاش خوابت میبره..چون اینقدر قلبش بزرگ شده..اینقدر عمل به قانون و مدارش بالا رفته…

          از اون حس سادگی فایلها و اهنگها و همه چیز…داره بیشتر ما رو به عمق خودمون نزدیک میکنه..

          همه چیز داره براش راحت پذیر و آسانتر و عاشقانه تر میشه!

          بخودم میگم که باید لذت بردن رو بیشتر درک کنم.چون همین یه نکته در کنار همه قوانین…شاخکهای درنیمونو محکمتر و قویتر میکنه..

          خیلی دوستدارم مطالبا رو بیشتر با خودم مرور کنم..

          چون ما انسانها خیلی عجولیم.مخصوصا بزرگترین پاشنه خودم بوده..که با عجله و با فک زدنهای زیاد..یچیزی رو بدست بیارم..و عمل نکردن بهشو مزشو خیلی خوب چشیدم!

          بازم سپاسگزار شما برادر عزیزم هستم..مثل همیشه پایدار و سالم باشید..و در اینراه بتونم عملگراییمونو با صحبت کردنمون بیشتر درک کنیم…

          این صحبت من دیروز یه الهامی از خداوند بهم رسید..که بازم نیاز به صحبت زیادیه!..

          که بازم این سفر که خودم از خداوند خاستم صبح..خداوند بیشتر برام بولدترش کرد…

          هر سفری هدایت میشم.مفهموم قانون رو با عمل بیشتر درک میکنم..

          واقعا اینراه راهیه که اصلا براش برنامه ریزی نداری..حتی راه رفتنم برام هدایت شده…

          و درس از قوانین پروردگار

          دوستدارم فقط بنویسم.چقدر این گفتگو بیین دوستان و درس قانون الهی بهم امیخته شده..انگار نه انگار تو دنیایی که عموم دارن ناله سر میدن و دارن دست پا میزنن برای بدبختیاشون..داری زندگی میکنی..

          و این نقش بازیها..برای من شده اقدام به عمل بیشتر در اینراه سعادت دنیوی و اخروی.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    جواد بایرامی گفته:
    مدت عضویت: 1956 روز

    به نام خالق توانا و حکیم

    خدای مهربان ، سپاسگزار تو هستیم برای حضور در این مسیر زیبا و لذت بخش

    با رحمت و مهربانی خود ، ما را در مسیر رشد و پیشرفت و بهبود و زیبایی ها قرار داده ای ،‌ تا آخرین روز عمر ، لطف و فضل و مغفرت خود را شامل حال ما کن تا در مسیر صراط المستقیم ، هر روز متعهدتر و موفق تر حرکت کنیم.

    و هر روز بیشتر و بیشتر ، صدق بالحسنی باشیم

    تا زندگی ما فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ شود

    و کانون توجه و تمرکز خودمان را ، بر زیبایی ها و فراوانی ها و حسنات ، متمرکزتر کنیم.

    خدای مهربان ، کمک کن که احساس لیاقت ذاتی خودمان را احیا کنیم تا لایق نعمت های بغیرالحساب تو باشیم.

    الله غفور و رحیم ، ما را یاری کن تا این آگاهی های ناب را در تک تک اعمال و رفتار ها و تصمیماتمان ، به کار ببندیم.

    آمین یا رب العالمین

    استاد عزیزم ،‌ از شما و بانوی شایسته عزیز سپاسگزارم ، برای جهت دهی کانون توجه و تمرکز ما بر زیبایی های بی انتهای جهان

    نتیجه این تمرکز و توجه در زندگی های ما ، تبدیل شده به بهبود و لذت و نعمت و گشایش درهای رحمت و برکت و ثروت

    نتیجه ترمز آگاهانه ما بر روی فایل های زیبا شما و دوره های بی نظیرتون ، تبدیل شده به روابط عالی ، ساده تر شدن کارها و لذت بخش تر شدن زندگی

    پاداش این تمرکز و توجه آگاهانه بر صحبت ها و تجربیات شما ، در قالب اتفاقات مطلوب و هم زمانی های عالی و معجزات ریز و درشت در تک تک روزهای ما ، خودش رو نشون می ده.

    و باور به این اصل که زیبایی ها و آسانی ها و بهبود و نعمت ها ،‌ انتهایی ندارند ،‌ احساس امید و انگیزه و آرامش و توکل رو در وجود ما ، هر روز بیشتر و بیشتر می کنه.

    با تمام وجود ، از شما استاد بی نظیر و خانم شایسته مهربان ،‌ سپاسگزاریم.

    وقتی در ماههای گذشته سریال های مختلف استاد رو می دیدم ،‌ انصافا خیلی سخت می تونستم آگاهانه زیبایی ها رو ببینم و تمرکز کنم.

    اوایل این نجواها را داشتم :

    خوب که چی!!؟

    درخت و جنگل و دریاچه و …

    این چیزها که همه جا هستند

    برای چی باید وقت بذارم و حجم نت رو مصرف کنم برای دیدن این سریال ها ؟؟!!

    بعدش ،‌کی می خواد وقت بذاره کامنت های این سریال ها رو بخونه ؟؟!!

    فعلا رو همین دوره 12 قدم که خریدم کار کنم ، بسِ!!!

    .

    به هیچ وجه جذابیت خاصی برام نداشت

    ولی رفته رفته که مدارم بالاتر رفت ، و به این آگاهی رسیدم که کانون توجه چقدرررر مهم و حیاتی هست ، سعی کردم نگرش خودم رو تغییر بدم.

    خودم رو درگیر فایل ها و سریال های مختلف کردم ، چون ته ته وجودم ، استاد رو باور کرده بودم.

    و به این باور رسیده بودم ، که استاد عباسمنش ،‌هیچ وقت فایل های بیهوده و معمولی رو منتشر نمی کنه

    این باور ، به من انگیزه و حوصله و تعهدی داد ،‌که نگاهم رو کم کم تغییر بدم

    و از 12 ماه پیش تا الان ، که سعی کردم زاویه نگاهم رو تغییر بدم ، به الله قسم ، بهبودها و نعمت ها و موهبت هایی وارد زندگیم شده که تو کل عمرم ،‌ تجربه شون نکرده بودم….

    الان به این اصل پی بردم ،‌ که دیدن این زیبایی ها ،‌تحسین کردن اونها ، تمرکز به کوچک ترین نکات مثبت فایل ها و رسیدن به احساس خوب ،‌ چقددرررر مهم و ضروری هست!!!

    باید مسیر رشد و بهبود رو هر روز برای خودم مرور کنم ، تا ایمان و باورم تقویت بشه

    تا انگیزه و امیدم تقویت بشه

    باید مجددا تجدید پیمان کنم که مسیر همینِ!!

    هیچ مسیر عجیب و غریبی و خاصی برای رسیدن به خوشبختی وجود نداره

    کل داستان ، کانون توجه ما و احساسات غالب ما هستند.

    استاد عباسمنش عزیز ، به لطف و عنایت و فضل خدای مهربان

    احساس خوب هر روزه ام ،

    شکرگزاری و تجربه آرامش واقعی ،

    بندگی کردن واقعی خداوند ،

    باز شدن درهای نعمت و رحمت و برکت در زندگیم ،

    بهبود روابط و تجربه و سلامتی و ورود جریان ثروت به زندگیم

    همه و همه حاصل باور کردن و عمل کردن متعهدانه به آموزش های هست.

    از خدای مهربان ، آرامش و خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت برای شما خواستارم.

    شنبه همین هفته ، صبح وقتی تو پارکینگ ، به همراه دختر و پسرم سوار ماشین شدیم ،‌ موقع استارت زدن ، به یکباره این جملات به زبانم جاری شد :

    هلیا ، بابایی ، یادت هست پارسال این موقع یه ماشین داشتیم و مامان ماشین رو می برد و مجبور بودم با اسنپ شما رو به مدرسه برسونم؟؟

    یادته پارسال همین موقع با یک دستم کیف های شما و کیسه غذاها و کیف خودم رو به زور نگه می داشتم و با یک دسته دیگه با گوشی اسنپ می گرفتم ؟؟

    امیررضا ، بابایی ، شما هم یادته اسنپ دیر میومد ، وقتی هم میومد ماشین ها تمیز نبودند ، تو مسیر نمی تونستیم مثل الان با هم بگیم و بخندیم و موزیک شاد گوش کنیم و برقصیم ؟؟

    هلیا یادته پارسال ،‌ همین موقع من چقدر دیر بیدار می شدم و همیشه ناظم مدرسه از دیر اومدنت گلایه داشت ؟؟

    یادته 10 بار باید من رو صدا می کردی تا به زور ساعت 7 بیدار می شدم؟؟

    این حرفها رو هم تو ذهنم با خودم مرور کردم ،

    جواد یادت هست بیش از 150 میلیون بدهی داشتی ؟

    یادت هست وضعیت روابط با همسرت تو چه شرایط اسفناکی بود و توانایی 5 دقیقه صحبت کردن معمولی با هم رو نداشتید؟؟

    یادت هست برای خریدن مایحتاج روزانه لنگ بودی؟؟!!!

    یادت هست حسابت اول هر ماه خالی می شد ؟؟؟

    یادت هست امید و انگیزه خاصی نداشتی؟؟

    بعد ، به بچه هام گفتم ،

    بچه ها ، خدا رو شکر الان ماشین دوم بسیار تمیز و عالی داریم

    می تونیم تو مسیر بزنیم و برقصیم

    تو گرما کولر بزنیم و تو سرما بخاری روشن کنیم

    صبح ها ساعت 6 چقدر سرحال از خوب بیدار میشم

    دیگه به مدرسه دیر نمی رسیم

    و چقدر به موقع شما رو می رسونم و ظهر هم چقدر راحت میام دنبالتون

    و مجددا تو ذهنم مرور کردم که آیا

    بدهی ها صفر شدند؟

    اقساط معوق پرداخت شدند؟

    کلی امکانات و وسایل جدید برای زندگی خریدی؟

    ماشین دوم خریدی؟

    حسابت به لطف الله پر شد؟

    با پرداخت زودتر از موعد شهریه بچه ها ، به احساس آرامش و رهایی و لذت رسیدی؟؟

    روابط با همسرت عالی شد؟؟

    از طوفان ها و گردباد های وحشتناک رهایی پیدا کردی؟؟

    بار سنگین رو از روی دوشت برا داشته شد؟؟

    درخواست هات اجابت شد؟؟

    أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ

    آیا سینه ات را گشاده نکردیم؟

    وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ

    و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم؟

    الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ

    [بارى] که [گویى] پشت تو را شکست

    فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

    پس بی تردید با دشواری آسانی است.

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

    [آری] بی تردید با دشواری آسانی است

    فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ

    پس هنگامی که فراغت می یابی، برو سراغ چالش جدید !!! پیشرفت و بهبود و حرکت مجدد !!!

    وَإِلَىٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ

    و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور.

    همین جور که این حرفها رو می زدیم با یه آهنگ شاد کلی حال کردیم و بعد از رسوندن هر دو فرزند نازنینم به مدرسه ، وقتی تنها شدم با خدای خودم ،‌طبق عادت این چند ماهه ، شروع کردم به حرف زدن با خدای مهربون خودم

    خدایی که به خوبی صدای من رو می شنوه

    و از زمانی که به خوبی درک کردم خدای من شنونده و آگاه هست ، خیلی راحت تر باهاش حرف می زنم.

    خیلی با باور بیشتر حرفهام رو باهاش در میون میذارم

    چند ماهی هست که طعم واقعی لذت و حال خوبِ ناشی از شکرگزاری رو تجربه می کنم

    و وقتی شروع کردم به مرور کردن مسیر 2 سال پیش خودم تا الان ، به ناگاه ، اشک هام جاری شد

    مثل یک بچه از خوشحالی گریه کردم …

    خدای مهربونم ، چقدر دقیق و منزه و مهربونی

    از چه شرایط و وضعیتی من رو رهایی دادی من رو رسوندی به ساحل آرامش

    از قرض و بدهی و روابط بسیار خراب و شرایط جسمی و روحی بسیار ناجور و مشکلات شدیددددد مالی ، من رسوندی به صفر کردن تمام بدهی ها

    و تهیه کلی امکانات و وسایل منزل و …

    و مهم تر از همه روابط بسیار رویایی و عاشقانه با همسر و فرزندانم و همچنین داشتن یک جسم سالم و عالی و پر انرژی و بسیار قوی

    الهی شکرت

    چقدر زیباست محتاجِ تو بودن

    چقدر زیباست فقیر بودن به تو

    چقدر زیباست در تک تک کارهام از ریز و درشت از تو هدایت و کمک میخوام

    چقدر زیباست دریافت نشانه ها و الهامات تو

    چقدر زیباست احساس ناب شکرگزاری همراه با اشک شوق ،‌ پشت فرمان در مسیر رفت و برگشت

    و چقدر زیبا و شیرین و لذت بخش هست تجربه خوشبختی واقعی

    فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ

    پس هنگامی که فراغت می یابی، برو سراغ چالش جدید !!! پیشرفت و بهبود و حرکت مجدد !!!

    این شروع مسیرم هست

    این یک قطره از اقیانوس بی انتهای رحمت الهی هست

    قدم اول رو برداشتم

    و تا نفس آخر عمرم باید قدم بردارم

    چالش جدید

    هدف جدید

    بهبود بیشتر

    خدای مهربان و بخشنده و منزه

    خدای اول و آخر

    خدای شنونده و آگاه

    و خدای اجابت کننده سریع

    همیشه و همه حال شکرگزار تو هستیم

    تمامِ خیر و ثروت و برکت و بهبود و لذت ها و شادی ها و اتفاقات مطلوب و هم زمانی ها و تندرستی و روابط عالی در زندگی ما ،‌از فضل و رحمت و مغفرت و مهربانی و عنایت و لطف توست.

    خدایا شکرت که محتاج و نیازمند تو هستیم

    خدایا شکرت که تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.

    در مسیر رشد و پیشرفت و بهبود و خلق ارزش ، و در تک تک لحظات و تصمیمات ،‌ لحظه ای ما رو به حال خودمان وا مگذار

    در پناه الله مهربان شاد و موفق و ثروتمند باشید

    احساس لیاقت و ارزشمندی در وجودتان هر روز بیشتر و بیشتر باشد انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
    • -
      فرنگیس محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2705 روز

      سلام آقای بایرامی عزیز

      نمیدونی که با خوندن کامنت شما چه هیجان و ذوقی کردم ،واقعا فوق‌العاده نوشتد

      یه عادتی که دارم اینه که همزمان که کامنت های رو که مثل شما از نتایج شون مینویسند رو میخونم ، میتونم همزمان با خوندن برم داخل ماجرا و همه روتصورکنم و ذوقم شاید از خود صاحب کامنت بیشتر باشه ،بخصوص از تیکه ای که بچه ها رو رسوندید و با خدا تنها شدید ،چه حال عجیبی بود….

      بماند

      چه آیه های فوق‌العاده ای نوشتید ،به شدت این روزها تکرار میکنم خدایا کارهام رو آسان کن ،خدایا سینه ام را گشاده گردان ،خدایا منو هر روز و هر روز به خودت وابسته تر و از همه رهایی ده ،که در وابستگی به تو نهایت آرامش هست و وابستگی به دیگران اتلاف وقت و انرژی و تمرکز .

      خدایا از خودم و نفس ام به تو پناه می‌برم ،

      خدایا از دوری بودن از تو به خودت پناه میبرم

      چقدر زیباست دریافت نشانه ها و الهامات تو, دقیقا

      وقتی رابطه آت رو باهاش حفظ می‌کنی و مدارت بالاتر می‌ره ،چه الهامات و نشانه های عالی دریافت می‌کنی ،همین چند وقت پیش لیاقت دریافت یه سلوک فوق‌العاده رو داشتم ،شاید روز 10 بار برا خودم تعریف کردم که برا لحظاتی کجا رفتم و چی دیدم ،تا از خاطرم فراموش نشه ،و جالبه هر بار با اشک شوق خیلی زیاد قلبم لطیف شده ،مگه میشه ..

      مگه من کی ام

      تازه متوجه شدم نزد خدا اتفاقاً هیچ فرقی بین من وشما مثلاً موسی نیست ،اگر بتونیم همیشه طبق نظامات جهان هستی رفتار کنیم و صلات کنیم طبیعی هست که به سوالات مون جواب داده شده و پرده ها کنار بره تا خیلی چیزها رو ببینیم،مثل خواب استاد در مورد ثروت و مسابقه با معلولین ،چقدر طولانی شد

      در کل کامنت تون فریاد زدید : همه چیز همه چیز توحیده، توحید

      مرسی از این یادآوری مهم

      سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        جواد بایرامی گفته:
        مدت عضویت: 1956 روز

        سلام و درود فراوان خدمت خانم محمدی عزیز

        متشکرم از لطف و محبت شما

        خوشحالم که تجربیاتم براتون مفید بوده.

        تحسین می کنم تعهد و جدیت شما رو که همیشه کامنت ها رو با عشق و دقت می خونید و تحسین می کنید.

        این کار شما بسیار ارزشمند هست .

        دقیقا درست فرمودید ، خواندن تجربیات دوستان و تحسین موفقیت هاشون ، احساس خوبی رو به وجود میاره و انصافا از زمانی که کامنت خواندن و تحسین کردن رو شروع کردم ، یک رشد بسیار عالی رو داشتم.

        براتون بهترین ها رو آرزو میکنم

        شاد موفق و تندرست و سعادتمند و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3029 روز

      سلام به جواد عزیز وارزشمند

      جواد عزیز دوست ارزشمندم چقدر لذت بردم از کامنتت، از موفقیت هایی که بیان کردی وهر دفعه تحسینت کردم تحسین کردم این تعهد وعمل به قوانین را تحسین کردم این آرامش وصلح درونیت را

      جواد عزیز آرامش والهی بودن وجودت رو از کلمه به کلمه کامنتت می‌شد حس کرد چقدر شما ستودنی وتحسین برانگیزی

      جواد عزیز در هرلحظه بهترین بهترینها را در تمام زمینه های زندگیت برایت آرزو دارم

      یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        جواد بایرامی گفته:
        مدت عضویت: 1956 روز

        سلام به فهیمه عزیز

        از خالق بی همتا و مهربان ، با تمام وجودم، خواستارِ خیر و برکت و خوشبختی و ثروت و شادی و آرامش روزافرون هستم برای شما .

        خدای مهربان رو شاکر هستم برای وجود عزیزِ دوستان ارزشمندی چون شما.

        سپاسگزارم از لطف و محبت و انرژی خالص شما دوست عزیزم.

        تمام این احساسات و حال خوبمان ، از منبع بی نهایت لطف الهی هست.

        همه چیز خودشِ

        کلام استاد

        دوره ها

        نتایج عالی دوستان

        کامنت های توحیدی بچه ها

        لطف و محبت و انرژی مثبت شما

        همه و همه از منبع بی نهایت الهی سرچشمه می گیره.

        ما فقط دریافت کننده هستیم.

        تک تک ما ، فرکانس های خودمان رو تنطیم کردیم، و در حال دریافت انرژی هایی هستیم که از جنس فرکانس های ماست.

        و کلام صادقانه و محبت و احساسات پاک و الهی شما ، از جنس همین انرژی هوشمند هست.

        همین کامنت شما ، باعث دریافت همین آگاهی ها شد.

        پس هر لحظه که تو این سایت کامنت بنویسیم و پاسخ بدیم ، دقیقا در حکم‌صلاه هست .

        در حکم رو کردن به رب العالمین هست.

        واقعا از شما تشکر می کنم که باعث صلاه شدید.

        در سایه رحمت الهی ، ثروتمند و سعادتمند و خوشبخت باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سعيده رضايى گفته:
      مدت عضویت: 2061 روز

      آقا جواد جان برادر نازنینم سلام و صلوات پاک خدا تقدیم به شما.

      روز و روزگارتون به خیر و شادی و برکت باشه.

      من هیچوقت از خوندن دلنوشته های شما سیر نمیشم. توفیق دست داد به لطف خدا که اینبار براتون با اشک چشمم بنویسم. الهی شکر.

      تبریک میگم قرار گرفتن در مدار آسانیها، خوشبختی بیشتر، ثروت و نهمت و تجربه لذت از این نعمتها رو.

      شما شاهکار کردید. نور خدا جایی جاریه که حرفی بی اختیار روی زبان یا اشکی بی اراده روی صورت جاری بشه. شما لایق نورانی شدن با خورشید الله شدید و این جای بسی تحسین و تهنیت داره.

      از خدای بزرگ درخواست می کنم این حس ارزشمندی و سپاسگزاری و ارتباط خالص با الله رو در وجود من و همسرم قرار بده و ما هردو در کنار هم آهنربای جذب خیر و برکت و نعمت و ثروت بشیم بیش از قبل.

      برای شما و همسر گرامیتون آرزوی سلامتی و عشق بیکران و رشد دائمی در کنار هم دارم. خدا فرزندان نازنینتون رو حفظ کنه و هر روز در کانون گرم الهیتون شادتر و متنعمتر از قبل باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        جواد بایرامی گفته:
        مدت عضویت: 1956 روز

        سلام و درود و عرض ادب خدمت سعیده خانم عزیز و خوش قلب

        با تمام وجودم از شما دوست عزیزم سپاسگزارم بابت احساس پاک و الهی ، و انرژی مثبت و محبت شما

        لطف و عنایت خداوند مهربان ، شامل حال من شد که اولین کامنتِ اولین روز هفته من ، کامنت سرشار از محبت شما باشه.

        ممنونم که وقت ارزشمند خودتون رو برای پاسخ به کامنت من اختصاص دادید.

        نمی دونم راز این اشک هایی که همین الان ، با خواندن این کلمات که از احساس ناب الهی

        و از قلب شما جاری میشه ، در چشمهام حلقه می زنه چیه ؟؟؟

        ولی یک چیز رو باور دارم ، که این فضای بسیار زیبا و پاک ،‌ سرشار از وجود مقدس خداوند هست و تک تک تحسین ها و محبت ها و احساسات پاک دوستان ،‌ همگی از منبع بی نهایتِ پاکی و آرامش و عشق الهی سرچشمه می گیره.

        شکرگزار خدای مهربان هستم برای وجود نازنین استاد عزیزمون و این فضای بی نظیر در کل کیهان

        توانایی بسیار ارزشمند شما ،‌ و قلبِ سرشار از وجود الله مهربان ،‌ و روح بزرگ و پاکِ شما رو ، که در قالب محبت و لطف و تمجید کردن ، جاری و منعکس میشه رو ،‌ با تمام وجودم تحسین می کنم.

        همه اینها نشان دهنده رشد و بهبود و مدار بالای شماست.

        و من هم باید به این توانایی ارزشمند دست پیدا کنم.

        از خالق توانا و مهربان که تنها منبع خوشبختی و لذت و نعمت و شادی و ثروت هست ، برای شما و همسر نازنین تون و فرزند گلتون ، زندگی سرشار از عشق ، پاکی ، آرامش ، لذت ، شادی ، تندرستی ، ثروت ، نعمت ، برکت و سعادت رو با تمام وجودم خواستارم.

        حال دلتون خدایی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ستاره حیدری گفته:
      مدت عضویت: 828 روز

      به نام خداوند بخشنده ومهربانم

      سلام به برادر عزیز و توحیدی آقای بایرامی

      واقعا از خوندن کامتتون لذت بردم و تحسین کردم اشک شوق ریختم کامنت های دلی که آدم با خدای خودش صحبت میکنه اصلا یه چیز دیگه است .

      بسیار بسیار تحسینتون می‌کنم برای اینهمه تغییرات و فراموش نکردن مسیرتان و به خودتون یاد آوری میکنید و با بچه های نازنین تون در میون میذارین که خودش شکر گذاری همچنین بچه ها یاد می‌گیرند که شکر گذار باشن و نعمت‌ها رو ببینید .

      همیشه کامنت هاتون رو میخونم و تحسین می‌کنم که انقدر جدی و عالی روی خودتون کار کردین ک نتیجه اش رو هم دیدین .

      همیشه در پناه الله مهربان شاد و سلامت و ثروتمند در کنار همسر و فرزندان نازنین تون باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        جواد بایرامی گفته:
        مدت عضویت: 1956 روز

        به نام خالق دوستانِ بهشتی ام

        سلام و عرض ادب خدمت خانم حیدری عزیز و بزرگوار

        بسیار ممنونم از لطف و محبت و مهربانی شما

        سپاسگزارم از پاسخ سرشار از انرژی خالص الهی شما

        خدای مهربان رو شکرگزارم برای مفید بودن نتایج و تجربیاتم برای شما و تمام دوستان ارزشمندم

        من هم شما رو تحسین می کنم ، برای قلب بزرگتون و برای روح پاک تون که این چنین توانایی تحسین کردن رو دارید.

        شکرگزار این احساسات پاک و مقدس و ارزشمند شما هستم.

        شما فقط و فقط با 143 روز حضور در این سایت بی نظیر و شاگردی استاد عباسمنش عزیز ، این چنین زیبا می نویسید و تحسین می کنید ، به الله قسم من زمانی که 143 روز بود عضو سایت بودم ،‌کاملا تو در و دیوار بودم و اصلا و ابدا یک درصد هم توانایی تحسین کردن و حتی کامنت نوشتن رو نداشتم!!!

        آفرین به رشد و بهبود و پیشرفت و توسعه شخصیتی شما

        سرعت رشد در همه ما متفاوت هست و بستگی به میزان تعهد و باور های ما داره

        احسنت به اراده و تعهد و جدیت شما

        برای شما دوست توحیدی و ارزشمند و متعهد خودم ، از خداوند بخشنده و مهربان ،‌ آرزوی ثروت و سلامتی و تندرستی و موفقیت و خوشبختی و شادی و لذت دارم.

        انشاالله شما و تک به تک عزیزانتون ، زندگی سرشار از لذت ، شادی ،‌حال خوب ، ثروت و معجزات بی نظیر الهی رو داشته باشید.

        حال دلتون همیشه خدایی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    حمید حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1876 روز

    یا رب العالمین

    سلام به دو زوج خوشبخت بهشتی

    سلام به تک تک دوستان با عشقم

    زیبایهای سفرنامه قسمت 218

    خدایا شکرت بابت این همه زیبایی، خدای من چقدر این دریاچه زیباست و چه وسعت و عظمت زیبایی داره و چقدر زیباست وقتی با نور زیبای خورشید خانم آراسته شده، چقدر این ویو کوهستانی زیباست، چه لذتی داره تو این هوای کوهستانی شب رو گذروند و آسمان پر ستاره رو با لذت رصد کرد.

    خانم شایسته چقدر عالی رو خودتون واعتماد بنفستون کار کردید که همه چیزرو برای خودتون آسان کردید حتی تو کوتاه کردن مو خودتون خودکفا شدید، خیلی بهتون تبریک میگم این از اعتمادبنفس بالایی میاد.

    خدای من چه چشمه زیبایی، چقدر فوق العاده زیباست، چقدر صدای آب آرامشبخشه، روح آدم رو جلا میده،خانم شایسته چقدر خوب رو باورای ثروت سازتون کار کردید که تو دل طبیعت شدید آهنربای پول، واستاد چقدر خوب گفتن که ثروت دنبالت میاد هرکجا که بری، بقول استاد وقتی روی هر باورت کار کنی باید نشانه هاش بیاد اگه نمیاد یعنی اینکه خوب رو باورات کار نکردی.

    استاد اینکه تمرکزی روی ادیت فایلا کار میکنید و بعد بخودتون یه استراحت و جایزه میدید عالیه، منم داشتم امروز تمرکزی روی دوره احساس لیاقت کارمیکردم گفتم برم یه سفرنامه ببینم ذهنم رفرش شه.

    خانم شایسته به چاقو تیز کردن اشاره کردن که زمانیکه میزارم چاقومو تیز میکنم کلی کارمو بهبود میده واقعا حرف بجایی زدن، وقتی ما روی باورهامون کار میکنیم و باورهای جدید میسازیم، همه چیزم برامون آسون میشه و آسان میشویم برای آسانیها.

    ای جانم چه استیکای خوشمزه ای، نوش جونتون، چقدر تگرگ زیبا و یکدستی بود الهی شکرت.

    چقدر این عروس و داماد ویو زیبایی رو برای عکس گرفتن انتخاب کردن الهی شکرت بابت این همه زیبایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
  7. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1341 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    وَلِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا ۚ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ(132 انعام)

    و برای هر کدام به سزای آنچه انجام می دادند، درجاتی است؛ و پروردگارت از آنچه انجام می دهند، بی خبر نیست.

    =====================================

    نشانه ی امروز من: ٢٣ بهمن ماه ١4٠٣

    نمی‌دونم چه حکمتیه،به محض شنیدن صدای این آهنگ بند دلم پاره میشه،خودم اینجام ،روحم یک جای دیگه ،با هر ثانیه ش پرت میشم تو خاطرات گذشته ،پرت میشم وسط شیفت شب icu،پرت میشم به عصر بعد از شبکاری و لذت خوردن قهوه و نوشتن کامنت برای قسمت جدید سریال،پرت میشم تو احساس خوب رسیدن نقطه های آبی پربرکت،پرت میشم تو سالن دانشگاه ساری گرگان و پیگیری های انتقالی،پرت میشم به تجربه ی احساس خوشبختی بی قیدو وشرطِ سواری روی دوش خدا!

    انگار سال هاست از تابستان و پائیز ١4٠٢ گذشته …انگار اون روز ها یک خواب شیرین بوده،نمیدونم چه جوری ازش بگم،الان صد ها پله زندگیم ازون روز ها بهتره،اما اون روز ها یک احساس عجیبی داشتم که الان با شنیدن این آهنگ ،بُعد زمان و مکان ازم گرفته میشه و من رو به یاد اون مدار میندازه …بخاطر همین نتونستم حتی یک دقیقه ی کامل ازین ویدئو روببینم،سریع قطعش کردم و کانون توجهم رو گرفتم به نوشتن،چون جنس احساساتم خیلی خوب نبود،شبیه به این بود که انگار الان یک چیزی خرابه…!درصورتیکه همه چیز خیلی بهتر و بهتر شده،امان ازین ذهن چموش که همه ش میخواد بازی دربیاره!

    صبحی به خدا گفتم تو نشانه م هدایتم کن به کدوم فایل ها گوش بدم،وقتی این قسمت ازسریال اومدم سریع رفتم کامنت خودم رو خوندم و هدایتم رو گرفتم و چقدر هم اون فایل ها به کمکم اومد ،ولی یک حسی همون صبح نمیزاشت فایل رو ببینم ،اون میدونست،من که نمیدونستم ،اون میدونست شنیدن این آهنگ ممکنه احساسات من رو بهم بریزه،خدایا ازت ممنونم که انقدر باحالی خدا وکیلی چه جور انقدر دقیقی؟!بعد چطور کفری نمیشی از دست ما که با این همه معجزه و اتفاقات خوب ،درست درمون سپاسگزاری نمیکنیم؟!

    من جات بودم ،اصلا انقدر صبور نبودم،چه خبره هی اشتباه هی ببخشش ،هی گذشت ،هی مهربونی!

    همین که احساسات نداری و طبق قانون عمل می‌کنی چقدر نعمته؟!اینو منی میفهمم که از صبح حالم عالی بود و روی ابرها بودم ولی از غروب دارم تلاش میکنم مثبت بمونم.

    صبح فکر میکردم من خوشبخت ترینم دختر دنیام و قلبم برای دریافت کلی معجزه باز بود،الان حس میکنم دارم زور میزنم مثبت بمونم وبه ناخواسته توجه نکنم!

    خدایا مرسی که انسان نیستی،وگرنه خودت می‌دونی چه آشوبی توی این دنیا به پا میشد!یک روز گل و بلبل ،یک روز گرز گران به دست …

    خودمم نمی‌دونم چی نوشتم و چرا نوشتم ولی از هیچی که بهتره !

    استاد میگه اگر نمیتونی به مثبت ها فکر کنی،حداقل به منفی ها توجه نکن،منم دارم همین کارو میکنم!حالا بعدا که یکسری معما ها حل شد،میام این کامنتم رو میخونم و میخندم … که نمیدونستی چه اتفاقات عالی ای در راهه…

    مثل تموم معجزه هایی که هیچ ایده ای براش نداشتی و الان توی زندگیت هست!فرمون همون فرمونه!راننده همون راننده ست!

    شما فقط بشین کنار پنجره ی ماشینت و از دیدن مناظر جاده لذت ببر …بقیه ش با مدیر کاروانه…اگر اون ساربونه!می‌دونه شتر رو کجا بخوابونه!

    والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 64 رای:
    • -
      فاطمه ۱۴۰۳ گفته:
      مدت عضویت: 709 روز

      سلام دوست عزیز

      چقد جالب بود همون چیزی نوشتی ک امروز داشتم ب خودم میگفتم

      استاد میگه اگر نمیتونی به مثبت ها فکر کنی،حداقل به منفی ها توجه نکن،منم دارم همین کارو میکنم!حالا بعدا که یکسری معما ها حل شد،میام این کامنتم رو میخونم و میخندم … که نمیدونستی چه اتفاقات عالی ای در راهه…

      مثل تموم معجزه هایی که هیچ ایده ای براش نداشتی و الان توی زندگیت هست!فرمون همون فرمونه!راننده همون راننده ست!

      شما فقط بشین کنار پنجره ی ماشینت و از دیدن مناظر جاده لذت ببر …بقیه ش با مدیر کاروانه…اگر اون ساربونه!می‌دونه شتر رو کجا بخوابونه!

      اره همین‌رو داشتم ب خودم میگفتم فرمون دست خودته

      وتو چطور ب خاسته های قبلی معجزه وار رسیدی الانم بندگی کن خودش برات انجام میده بتوچه چطوری تو فقط تکیه کن بهش مثل بارهای قبلی همین!!!

      امیدوارم هرجا هستی شاد وموفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    رضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1803 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر استاد عزیز و بانو شایسته گرامی و همه دوستان توحیدیِ نازنینم در این جمعِ بهشتی…

    یک قسمت دیگر از استاد عزیز و بانو شایسته…

    پیاده روی های دو نفره برای “سِیرُوا۟ فِی ٱلۡأَرۡضِ” کردن….

    قدم زدن هایی از جنس…

    وَعِبَادُ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلَّذِینَ یَمۡشُونَ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ هَوۡنࣰا…

    بندگانِ خدایِ رحمان کسانی هستند که فروتنانه بر روی زمین قدم برمیدارند و فخر فروشی نمیکنند….

    [سوره الفرقان 63]

    عباد جمع کلمه عبد است و “عبد” را “بنده” ترجمه میکنند و عبدالله را بنده خدا….

    واقعا همین یک کلمه “بنده” حقِ مطلب را برای عبد أدا میکند؟؟؟!!!

    این همه کلمه “عبدالله” را شنیدیم ولی آیا یک بار در معنایش تامل کردیم یا با گفتن “بنده خدا” خیلی ساده از کنارش رد شدیم؟؟؟!!!

    آیا صرفا با گفتن “أشهد أن لا إله إلا الله” من عبدِ خدا می باشم؟؟؟!!!

    ملاصدرا فرموده است که

    “خدا همه چیز میشود همه کس را…”

    پس باید معلم من باشد تا معنای عَبد را به من بگوید…

    کنجکاو بودم معنی عَبد را درک کنم….

    هدایت شدم به یک متنی از اندیشمند عزیز “دکتر علی شریعتی” که گفته بود…

    در زبان عربی به عملیات صاف کردن و آسفالت کردن جاده “تعبید الطریق”گویند و به جاده های آسفالت شده “طریق معبّد” میگویند و به ماشین های جاده سازی در عربستان ،  “عابد”میگویند که جاده را صاف میکنند و آماده آسفالت میکنند…

    “تعبید” و “معبّد” و “عابد” هر سه از ریشه “عبد” هستند…

    پس در معنی “عَبد” یک آسفالت کردن و صاف کردن نهفته است و به کسی که در مسیر عبودیت خدا باشد “عابد” یا همان “عبدالله”میگویند و کار این شخص این است که جاده دل را آسفالت میکند برای ورود خدا….

    در حال رانندگی بودم و خدا رو شکر میکردم که به معنای عبد هدایت شدم و آن را کمی بهتر درک کردم که با یک نشانه ای روبرو شدم که زیباتر مفهوم عبد را درک کردم و آن نشانه این بود که هواپیمایی را دیدم که در حال فرود بروی باند فرودگاه بود…

    آره خودِ خودِ خودشه…. ، “عبدالله” کسی است که جاده دل را آسفالت نگه میدارد تا هواپیمای حامل الله بتواند بروی آن فرود بیاید ، به قول حافظ شیرازی

    “کَرَم نما و فرود آ که خانه ، خانه توست”

    قلب ، خانه اوست و صدای آن که با گوش عادی شنیده نمیشود بلکه با دستگاه باید شنید ، شبیه صدای زنگ گوشی یا شاید بگوییم صدای کوبیدن درب خانه است ، صدایی که حکایت از مجنونی بنام خدا را دارد که به خواستگاری لیلا آمده ، به قول شاعر

    “لیلا در واکن مُویوم”

    ولی ما توجهی نمیکنیم و باز نمیکنیم و بعد از چک و لگد خوردن های حسابی از جهان ، با حالتی عاجزانه در را باز میکنیم و راه را برای خدا باز میکنیم و از سر راهش کنار میرویم و هم صحبت او میشویم و او اینگونه ما را خطاب قرار میدهد…

    گفتم عاقل می شوی  اما  نشد

    سوختم  در حسرتِ یک یا ربّت

    او از ما شکایت میکند که چرا یکبار عاشقانه مرا صدا نزدی تا به یاری ات بیام و در اینجا هیچ چیزی برای پذیرایی از او نداریم جز آه و سوز و اشک و… ، آهی که حکایت از خدایا غلط کردم داره…. و خدا وقتی صدق گفتار ما را میبیند ، توبه ما را با آغوشی باز میپذیرد و به قول شاعر ، به ما میگوید که

    “مرد راهم باش تا شاهت کُنم”

    آری ، خانه ، خانه اوست ؛ به قول حضرت صادق علیه السلام…

    الْقَلْبُ حَرَمُ الله فَلَا تُسْکِنْ حَرَمَ الله غَیْرَ الله

    قلب خانه خداست ، پس در این خانه غیر خدا را راه مَده

    هر خانه باید یک فرمانده داشته باشد و اگر دو فرمانده یا بیشتر داشته باشد ، آنجا تبدیل به ویرانه میشود ؛ به قول مولانا

    “دو خواجه به یِک خانه ، شُد خانه چُو ویرانه”

    فرمانده باید کسی باشد که توانایی هایش را به عرصه بروز رسانده و ما توانایی این فرمانده را در مدیریت کهکشانها و ستارگان و همچنین مدیریت سیستم گردش خون در رگ هایمان و… دیده ایم ، پس در برابر چنین فرماندهی باید سر تعظیم فرود آورد…

    إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَیۡهِمۡ ءَایَـٰتُ ٱلرَّحۡمَـٰنِ خَرُّوا۟ سُجَّدࣰا وَبُکِیࣰّا

    هر گاه آیات و نشانه های خدای رحمان بر آنها خوانده میشد ، گریان به حالت سجده میُفتند….

    [سوره مریم 58]

    در دوران سربازی ، خیلی های دنبال پارتی هستند و خودشان را به در و دیوار میزنند تا سربازِ فلان فرمانده شوند ، زیرا که شنیده اند فلانی آسان گیر است و با سربازان مهربانانه رفتار میکند ولی غافل از این فرمانده جهانیان که خودِ خودِ خودش بدنبال ماست ولی ما….

    سربازِ چنین فرماندهی باید شد ، سربازی در محضر او لذت بخش است…..

    (وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَـٰلِبُونَ)

    و همانا پیروزی و سربلندی برای سربازان ماست…

    [سوره  الصافات 173]

    پس قفل قلب ها را باید باز کرد و پناه برد به خودِ خودِ خودش از اینکه قفلی بر قلب هایمان باشد و پرده ای در برابر بر گوش ها و چشمانمان

    (وَقَالُوا۟ قُلُوبُنَا فِیۤ أَکِنَّهࣲ مِّمَّا تَدۡعُونَاۤ إِلَیۡهِ وَفِیۤ ءَاذَانِنَا وَقۡرࣱ وَمِنۢ بَیۡنِنَا وَبَیۡنِکَ حِجَابࣱ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَـٰمِلُونَ)

    و به پیامبر گفتند که دلهای ما نسبت به آنچه که ما را بدان دعوت میکنی در پوشش هایی است و رغبتی به آن نداریم و در گوش های ما سنگینی است و بین ما و تو پرده ای است که مانع است بین ما و نصیحت های تو ، پس تو کار خود را بکن و کاری هم به کار ما نداشته باش….

    [سوره فصلت 5]

    خوشا آنانکه قفلِ قلب را شکسته اند و جاده قلب را آسفالت کرده اند و آن را از هر زنگاری شستشو داده اند برای ورود الله و میهمانی از او و حضور در حریمِ یار و وارد شدن در مدار

    (فَٱدۡخُلِی فِی عِبَـٰدِی)

    و در‌گروه بندگانم داخل شو…

    [سوره الفجر 29 ]

    به قول حافظ شیرازی

    “هر که شد مَحرمِ دل در حَرمِ یار بِمانْد”

    حال هر چه توحیدی تر شویم و بیشتر شرک را از وجودمان پاکسازی کنیم ، در حریم الهی مَحرَم تر میشویم و به او نزدیک میشویم….

    به قول مولانا…

    هر که صیقل بیش کرد او بیش دید

    بیشتر   آمد     برو    صورت    پدید

    و حسن ختام این کامنت ، چند جمله ای زیبا از حضرت سجاد علیه السلام در دعای توحیدی ابوحمزه ثمالی…

    …فَلَوِ اطَّلَعَ الْیَوْمَ عَلَی ذَنْبِی غَیْرُکَ مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَهِ لاجْتَنَبْتُهُ ، لا لِأَنَّکَ أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ إِلَیَّ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ عَلَیَ‏ّ بَلْ لِأَنَّکَ یَا رَبِّ خَیْرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکَمُ الْحَاکِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ…

    …خدایا ، اگر امروز کسی جز تو بر گناهم آگاه می‏شد ، آن را بخاطر شرم و حیا از او انجام نمی‏دادم و اگر از زود رسیدن عقوبت تو می‏ترسیدم ، از آن دوری می‏کردم ؛ خدایا ، گناهم به این خاطر نبود که تو سبک‏ ترین بینندگانی و بی‏ مقدارترین آگاهانی بلکه از این جهت‏ بود که تو بهترین پرده‏ پوش و حاکم‏ترین حاکمان و کریم‏ترین کریمان می باشی….

    خدایا تو اینقدر کریم و بخشنده هستی که شیطان از همین بُعد تو استفاده میکند و ما را گول میزند که حالا این دفعه را انجام بده ، بعدش توبه کن ، خدا کریمه…. ، به قول شاعر

    تنها  گناهِ ما طَمعِ بَخششِ  تو  بود

    ما را کَرامتِ تو گنه کار کرده است

    (رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَیۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحۡمَهًۚ إِنَّکَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ)

    خدایا مراقبمان باش تا لغزش نداشته باشیم….

    [سوره آل عمران 8]

    خدایا شکرت

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 65 رای:
    • -
      وجیهه بانو گفته:
      مدت عضویت: 1883 روز

      به نام خدای زیبایی ها

      هزاران درود به شما برادر بزرگوارم

      بعد از 9 روز از انتشار این کامنتِ الهی ، دوباره امروز ، در این لحظه مقدس ، لحظه طلوع نور بر زمین خدا در این نقطه از زمینش هدایت شدم تا برای ذکر بعد از نماز صبح ، جملات شما را در این کامنت پر محتوا بخوانم..

      خدایا شکرت که روزی امروز مرا کلماتی نورانی قرار دادی تا همراه با نور خورشیدت بر روح و جانم بتابد و حظی وافرم دهد..

      اقای احمدی عزیز بسیاااااااااااااااااااار تحسین برانگیز هستید …

      ترکیبِ نگارش روان و دلنشین تان همراه با گنجینه لغات فراوان تان و تسلط تان بر آیات مبارک قرآن و ادعیه ، همراه این احساس لطیف و شاعرانه ی آمیخته به طنازی تان معجونی ساخته که هرررر روح و جانی را به اوج میبرد …

      و کام هر خواننده ایی را شیرین میکند..

      بماند درسها و پندها و نکته هایی که در بردارد…

      خدا را شاکرم و سپاسگزار حضور ارزشمندتان هستم که یقین دارم همه این چیدمان کارِ خود خود خداوند عزیز است و بس..

      چرا که همه ی ، .. ما گدایان خیل سلطانیم

      شهربند هوای جانانیم

      بنده را نام خویشتن نبود

      هر چه ما را لقب دهند آنیم

      گر برانند و گر ببخشایند

      ره به جای دگر نمیدانیم

      …..

      در پناه نور و عشق الهی باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1110 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    عجب منظره ی خیره کننده یی

    الله اکبر از این زیبایی و شکوه

    خدایا سپاسگزارم که در مدارِ دیدنِ زیبایی ها هستم

    بینظیره بینظیر

    چه همزمانی !!!!!!

    چون آرایشگاه رفتن برای ذهن ِ مریم جون سخت و رنج آورِ ……

    آرایشگاه نمیره

    رنجِ رفتنِ آرایشگاه از ناهماهنگ بودنِ موهاش بیشترِ !

    نتیجه = کاری و انجام میده که لذت بخش ترِ

    و حالا همزمانی !!!

    با حساس شدن به گفتگوهای درونی ام متوجه شدم که تنهایی برای ذهنم لذت بخشِ

    کلامی میگم دوست دارم تو رابطه باشم اما ذهنم قبولش نمیکنه چون رابطه براش فقط رنج و سختی تعریف شده !!

    حالا من هی در ظاهر تلاش کنم ،درخواست بدم

    اما ذهن فقط برنامه ایی رو اجرا میکنه که بهش داده شده

    جالبه که دو روز‌ میشه که دارم فکر میکنم چطوری میتونم تنهایی و رنج آور کنم برای ذهنم ؟؟؟

    هر چیزی که میگم ، سریع میگه این که تنهایی حالش بیشترِ !!!!!

    بر اساس تجربه های گذشته همه کارها به تنهایی برای ذهنم لذت بخش ترِ ….

    از خواهرم پرسیدم به نظرت چه چیز تنهایی رنج آور و سخته ؟؟؟

    هرچیزی و که میگفت برای من لذت بخش بود !!!!

    واقعا الان نمی دونم با چه منطقی تنهایی و برای ذهنم رنج آور کنم ؟؟؟؟

    دیروز تو ی جلسه ایی ازم پرسیدن چه چیزی برات از همه مهمتر ؟ ؟؟

    سریع گفتم؛ آزادی

    و با صدای بلند ذهنم گفت : چون تنهایی و آزاد!!!!

    خودم از صدای ذهنم سکوت کردم!!!

    اصلا نزدیک شدن ِ ی مرد برای ذهنم – خطر – معنا شده !!!

    واقعا نمیدونم چیکار کنم !!!

    امروز با دیدنِ این فایل متوجه پیامِ خداوند شدم که داره بهم میگه سارا باید این مشکل و ریشه ایی حل کنی

    آخر فایل هم که دیگه تیر آخر و زد !!!

    کلیپ عروسی ، تازه فیلم بردار هم باردار بود !!!

    من دیگه چی بگم ؟؟؟!!!!

    از صبح مغزم هنگِ

    از تمامِ دوست‌های قشنگ و مهربونم تقاضای یاری دارم

    هر کسی یک جمله از رنج آور بودن ِ تنهایی بنویسه و لذت بخش بودنِ رابطه ی عاطفی

    پیشاپیش از همتون سپاسگزارم

    چند ساعت پیش که ذهنم داشت میگفت؛

    تو که از شرایطت راضی هستی پس چرا میخوای خودت و اذیت کنی که چی بشه ؟؟؟

    مگه همه باید زوج باشن ؟؟

    مگه خوشبختی فقط به رابطه اس ؟؟؟

    یهو یکی از مسئولین کمپی که قبلا توش بودم و دیدم

    الله اکبر از هدایت

    این مرد ، حدود 55 سالشه و تا حالا نه ازدواج کرده نه بچه ایی داره

    تو کمپ که بودیم ی خانوم ایرانی که همسن و سال خودش بود ، عاشقش بود

    یادمه خانومه همیشه روزهایی که این آقا کمپ بود ، موهاش و سشوار میکشید ، عطر میزد و کلی به خودش میرسید

    میگفت سارا بیا بریم از جلو ساختمونشون رد بشیم تا ی لحظه ببینمش و چنان قندی تو دلش آب میشد و کلا این زن با دیدنِ این مرد اونم برای چند لحظه تمام وجودش شوق و ذوق و شادی میشد

    چقدر حسِ قشنگی که ی نفر و بی قید و شرط دوست داشته باشی و لذت ببری از حتی دیدنش !!!

    الان میخوام اهرم رنج و لذت بنویسم اما واقعا قسمتِ رنج آور بودنش برام ناملموسِ

    استاد جان اگه مقدور بود ی تقلبی برسونید

    البته ایمان دارم وقتی سوالی پیش میاد ، جواب هم بدنبالش میاد

    همینکه این فایل امروز بیاد و اون حرف ها زده بشه !

    اون آقا رو ببینم !!!یاد خاطرات عاشقانه اون خانوم بیافتم !!!

    بابا هیچ برگی بدون اذن خدا بر زمین نمیافته

    همون خدایی که هدایتم کرده تا این لحظه بیین چه درهایی از آگاهی و نعمت به روم باز کنه

    خدایا عاشقتم

    خدایا سپاسگزارتم که در ثانیه به ثانیه ام حضورت و حس میکنم

    خدایا سپاسگزارتم

    استاد جونم و مریم جونِ عزیزم سپاسگزارم که این فایلِ دیدنی و بینظیر و با عشق ضبط کردین

    خدایا شکرت بابتِ همین لحظه ی با شکوهِ اکنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 67 رای:
    • -
      لی لی گفته:
      مدت عضویت: 2290 روز

      سارای عزیز و دوست داشتنی ام سلام

      دیروز که کامنتت رو خوندم که نوشته بودی این باگ رو شناسایی کردی که داری از تنهاییت لذت میبری و همین هم ممکنه ترمزی بشه برای ایجاد رابطه جدید، گفتم سارا راست میگه همینه، منم الان اونقدر تنهایی حالم خوبه و از اون جایی که با پدر و مادرم زندگی میکنم و همه چیز برام روی دست آماده اس، همین موضوع خودش می تونه یه ترمز باشه برای ایجاد رابطه دلخواهم

      دیروز توی کامنتت نوشته بودی که تصمیم گرفتی به ذهنت بگی که هر کاری که الان داری انجام میدی و ازش لذت می بری رو، وقتی دو نفره و با شریک عاطفیت انجام بدی 1000 برابر بیشتر لذت خواهی برد

      منم از همون لحظه که اتفاقا توی خونه تنها بودم و از همون کامنت خوندن شروع کردم، فرض کردم که همسر دلخواهم توی آشپز خونه مشغوله و من چون یه مقدار هم حال جسمیم اوکی نبود ،روی تخت نشسته بودم، از همونجا شروع کردم براش کامنتها رو بلند بلند خوندن، و نظر اون رو هم پرسیدن، دیدم همین یه کار چقدر برام لذت بخش تر شد، تازه خیلی از نکاتی که بچه ها گفته بودند برام ملموس تر شد انگاری دوتایی داشتیم در موردش صحبت میکردیم و آگاهانه شروع کردم به تحسینشون، کاری که قبلا وقتی تند تند و تنهایی کامنتها رو میخوندم کمتر انجامش میدادم

      امروزم موقع برگشت از سرکارم، همسر دلخواهم رو تصور کردم که توی ماشین کنارم نشسته بود و با همدیگه فایل استاد رو توی ماشین گوش دادیم و لذت غروب رو تجربه کردیم و بهش گفتم وقتی تو باشی قراره همه چیز قشنگتر از الان بشه

      سارای عزیزم توی دوره کشف قوانین منم این باگ رو شناسایی کردم که انگار خیلی هم از مجرد بودنم بدم نمیاد، همون جا با خودم گفتم دلیل این حرفت اینه که بیشتر داری مردهایی رو می بینی که از نظرت خیلی هم اوکی نیستن ولی اگه یکی مثل استاد بیاد توی زندگیت هم همین حرف رو میزنی؟

      سارا جان من یکی مثل استاد رو توی زندگیم میخوام، تو هم همین کار رو بکن، ما دیگه آدمهای لایقی شدیم، فکر کن وقتی یکی مثل استاد توی زندگیت باشه مطمئنا زیبایی های زندگیت چند برابر و پررنگتر میشه، یکیو داری که حالت باهاش خوبه و چون رابطه ات براساس قانونه از هر بچه بازی و دلخوری و لجبازی و چیزهای منفی تهی خواهد بود، گیریم که الان داری توی بهشت زندگی میکنی ولی بهشت هم درجاتی داره، چرا به جای طبقه اولش، طبقه هفتمش زندگی نکنی

      نمی دونم کجای زندگیم تصمیم گرفتم که به همه ثابت کنم که خودم تنهایی بهتر از هرکسی میتونم زندگیم رو اداره کنم و همین باعث شد زندگی من تهی از هر رابطه و عشقی باشه، ولی بعد از آشنایی با استاد و آشنایی با خدای واقعی، گفتم خدای من خالق منه و دفترچه دستورالعمل منم دستشه، وقتی این همه از ازدواج و رابطه عاطفی تعریف کرده وقتی گفته ازدواج چیز خوبیه، وقتی گفته بین شما مودت و رحمت قرار میدم، منم میخوام بهش اطمینان کنم پس من دیگه میخوام همه اینا رو توی زندگیم تجربه کنم

      به قول تو تیکه آخر این فایل برای من هم یه نشونه بود که توی مسیر درستی هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1110 روز

        بنام خدای مهربون که دم به دم حواسش به ماست

        سلام به روی ماهت لی لی جونم

        دختر عجب کامنتِ هدایتی برام نوشتی

        اتفاقا دیروز عصر بعد از نوشتن کامنتم چند ساعتی در حال پیاده روی بودم و موضوع رو داشتم با خدا بررسی میکردم و کمک خواستم که راه و برام روشن کنه و بهم بگه چیکار کنم

        لی لی جونم باورت میشه ؟؟؟!!

        بهم گفت سارا تو داری روی ناخواسته هات توجه میکنی ؟؟!!!

        تو از رابطه فراری نیستی بلکه از این میترسی ی آدم در به داغون بیاد کنارت !!!!

        دقیقا همینی که شما گفتی عزیزم !!!

        منم ی آدمی و میخوام که اتومات خودش در مسیر صراط المستقیم باشه و بشه بال پرواز

        منم ی آدم با قلبی بزرگ و روحی آزاد میخوام

        اما این ذهنِ چموش مدام در حال تمرکز روی ناخواسته هاس واسه همین هم ناخواسته ها رو گسترش میده

        همینکه فهمیدیم مشکل از کجاست حله

        چون ایمان دارم همون خدایی که هدایتمون کرده تا این مرحله ، قدم های بعدی هم بهمون میگه

        لی لی جونم سپاسگزارتم مه نوشتی برام عزیزم ، اول صبح به خوندنِ کامنتت چشم هام اشکی شد و با قلبم سپاسگزار این هدایتی که جاری شدم

        لی لی جونم ببین چه درهایی از خیر و برکت به روم باز شه

        چقدر این حرفت به قلبم نفوذ کرد عزیزم

        گیرم الان داریم تو بهشت زندگی میکینیم ،چرا در طبقه اول باشیم ما لایقِ طبقه 7 هستیم

        عجب آگاهی نابی ،عجب هدایتِ بینظیری

        عاشقتم که به خدای درونت متصلی و این دُر و گوهر ها رو منتشر کردی عزیزم

        الهی بینهایت شکرت

        قشنگم دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
        • -
          لی لی گفته:
          مدت عضویت: 2290 روز

          سارای عزیزم منم مثل تو یکی از نگرانی هام این بود که یه آدم بی کیفیت وارد زندگیم بشه و خودش یه ترمز بزرگ برام شده بود

          ولی بعد هدایت شدم به اون آیه از قرآن که خداوند میگه برای شما همسری از جنس خودتون قرار دادیم، قبلا هزار بار این آیه رو خونده بودم ولی انگار تازه داشتم درکش میکردم

          یعنی یکی مثل خودم از جنس باورها و ترسها و عقاید خودم رو خداوند وارد زندگیم میکنه

          و من به لطف آموزشهای استاد، آدمی شدم که خودم از با خودم بودن لذت می برم، ترسهام کمرنگ تر شدن، ایمان و توکلم بیشتر شده و بعد دیدم که چه لذتی داره که یه آدمی با همین خصوصیات فعلی خودم کنار خودم داشته باشم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      وحیده گفته:
      مدت عضویت: 2194 روز

      سلام سارای عزیزم همیشه از خوندن کامنتهات لذت میبرم و درس میگیرم، من نمیتونم جمله ای برای اهرم رنج تنهایی بگم ولی میتونم بگم که رابطه ای که درسته واااقعااا باعث محدودیت نمیشه و آزادیتو نمیگیره،خودم به عینه مثالهایی دیدم که باورم نمیشد ، من بخاطر نازیبایی ها و سردی هایی که تو زندگی مادر و پدرم بود روابط عاشقانه رو تو وابستگی زیاد زن به مرد میدیدم و الگومم شده بود کانال های قری که اگه بدونی از چی حرف میزنم کامل متوجه حرفم میشی و خودم باعث شده بودم تمام آزادیم گرفته بشه و کلی مسئولیت بیخود رو دوشم باشه و کنترل گری هم بسیار و آزادیم بی نهایت محدود بود ولی روی خودم که کار کردم و با توجه به اینکه مجردی کاملا مستقل بودم کم کم آزادیم بیشتر شد و مسیولیت های بی خودی حذف شد و حالا الگوهایی هم که میدیدم عوض شدن و آخرین الگویی که دیدم واقعا تیر خلاص بود

      ببین من زوجیو میشناسم از نزدیک که هر دوشون بی نهایت آزاد و مستقلن و اتفاقاا رابطه ی عاشقانه و محترمانه ی فوق العاده ای دارن منظورم از آزادی چیه، با اینکه وضع مالی آقا خیلییی هم عالی نبود پولدار بود ولی نه انقدر زیاد از همون اول بی منت ماشین خرید برای راحتی خانوم و خودش هم موتور داشت و رفت و آمد با موتور براش دلچسبتره از نظر رفت و آمد تو هر ساعتی این دختر هیچ مشکلی نداره و اونروز خونه ما بود و ساعت یازده شب رفت خونشون و فقط با یه پیامک قبلش اطلاع داد که من اینجام و حتی نگفت کی برمیگرده، آقا تو خواب خر و پف میکنه و حتی شبا پیش هم نمیخوابن یعنی تو این موردم باعث گرفتن آزادی هم نشدن ، مثلا خود من بودم پد میزاشتم تو گوشم که باهم بخوابیم، آقا عاشق آشپزیه ولی خانوم اشپزی دوست نداره اکثرا یا از بیرون غذا میگیرن یا آقا درست میکنه و خیلی کم هم خانوم درست میکنه، ببین اصلا رابطشون ازین عاشقانه های شواف نیستا، با هم مسافرت میرن ولی اگه مسافرت مثلا خانوادگی در پیش باشه و یکیشون دوست نداشته باشه بهم میگن و اون طرف یا خودش تنها میره یا دوتاشون نمیرن ، هرکسی سبک زندگی خودشو داره مثلا آقا اهل ورزش و فعالیت ولی خانوم نیست ، فیلم دیدن هاشونم اینطور نیست که حتما با هم ببینن اگه فیلمی سلیقه جفتشون بوذ با هم میبینن اگه نه هر کی فیلم مورد علاقشو میبینه، مثلا مادر خانوم تنهاست و حقوق اینا هم نداره و چند وقت پیش مدت طولانی ای بیمارستان بود و این خانوم مدام باید اونجا میبود ولی هیچ مشکلی نداشتن ، یا اوایل ازدواجشون شغل خانوم یه جوری بود که حقوقش خیلی کم بود و اصلا ارزش تایمی که میزاشت و هزینه ی بنزین و اینا رو نداشت ولی دوستش داشت، آقا بهش گفته بود نمیارزه و خوب نیست ولی اصلا تحمیل نکرده بود و تا یک سالم اونجا کار میکرد و بعدش اونجا بسته شد که درومد. آقا واقعا حامیه ولی چیزی رو تحمیل نمیکنه و برای خودش ارزش قائله

      واقعاا میشه دید دو تا آدم سالم که ارزش های زندگی خودشون رو دارن با هم زندگی میکنن ، آزادی همو محدود نکردن و فقط به لذت های زندگی هم اضافه کردن و این زندگی باعث شده من رشد جفتشونو ببینم مخصوصا که خانومو از قبل میشناختم

      و مهمترین ویژگی ای که قبل از ازدواج داشت با شرایط خیلی سختی که تو خونه ی باباش داشت هیچ وقت معیارهاشو پایین نیاورد و همیشه خودشو لایق بهترینها میدونست و شرایط خانه ی پدریش باعث نشد که تن به هر ازدواجی بده، یعنی من خودم بعضی وقتها میگفتم جاش بودم صد بار ازدواج کرده بودم ولی واقعا میفهمم که خودشو لایق خوشبختی مدنظرش میدونست از درون و نتیجه شم دیدم که بهترین ازدواجی رو داشت که حداقل من دیدم

      خب ببین شنیدن حرفهای عاشقانه، لذت لمس شدن و نوازش شدن و نوازش کردن، صحبت کردن با کسی که دوستش داری ، نشون دادن چیزایی که برای تو زیبا و ارزشمندن به کسی که دوستش داری ، آرامشی که از هم میگیرین و تجربه های زیبا ارزش فرصت دادن به رابطه رو داره و مهمتریییین چیز به نظرم اینه که بدووونی میشههه بدون اینکه آزادی آدم گرفته بشه و استانداردهات بیاد پایین بری تو رابطه و لذتی که الان داری میبری قرار نیست کم بشه قراره تصاعدی بره بالاا، قراره چرخ دنده زندگیت روانتر بچرخه با رابطه و لذتی که ازش میبری

      امیدوارم تو بهترین رابطه ایی که تو تصورت نمیگنجه بری و بهترین آدم برای تو بیاد تو زندگیت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1110 روز

        بنام الله مهربان

        سلام به روی ماهت وحیده جونم

        الهی قربونت بشم که با عشق برام نوشتی

        خیلی نکته داشت تو کامنتت

        (و مهمترین ویژگی ای که قبل از ازدواج داشت با شرایط خیلی سختی که تو خونه ی باباش داشت هیچ وقت معیارهاشو پایین نیاورد و همیشه خودشو لایق بهترینها میدونست و شرایط خانه ی پدریش باعث نشد که تن به هر ازدواجی بده، یعنی من خودم بعضی وقتها میگفتم جاش بودم صد بار ازدواج کرده بودم ولی واقعا میفهمم که خودشو لایق خوشبختی مدنظرش میدونست از درون و نتیجه شم دیدم که بهترین ازدواجی رو داشت که حداقل من دیدم)

        چقدر چقدر چقدر بینظیر نوشتی برام

        چقدر زیاد من خوشبختم که دوست‌های بینظیری دارم

        وحیده جونم نمیدونی چه درهایی از آگاهی به روم باز کردی

        چقدر قلبم باز شد

        (خب ببین شنیدن حرفهای عاشقانه، لذت لمس شدن و نوازش شدن و نوازش کردن، صحبت کردن با کسی که دوستش داری ، نشون دادن چیزایی که برای تو زیبا و ارزشمندن به کسی که دوستش داری ، آرامشی که از هم میگیرین و تجربه های زیبا ارزش فرصت دادن به رابطه رو داره و مهمتریییین چیز به نظرم اینه که بدووونی میشههه بدون اینکه آزادی آدم گرفته بشه و استانداردهات بیاد پایین بری تو رابطه و لذتی که الان داری میبری قرار نیست کم بشه قراره تصاعدی بره بالاا، قراره چرخ دنده زندگیت روانتر بچرخه با رابطه و لذتی که ازش میبری)

        آخه این همه آگاهی ناب ، این الماس ها که بهم هدیه دادی

        بخدا قیمت نداره

        عاشقتم من

        چه دعای نابی کردی ،اشکم دراومد از خلوص قلبت عزیزم

        سپاسگزارتم مهربونم

        وحیده ی زیبا دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          وحیده گفته:
          مدت عضویت: 2194 روز

          سارای عزیزم تو چقدر با محبتی، خسته دراز کشیده بودم و اومدم تو سایت و جوابی که بهم دادیو خوندم و پر حس خوب شدم و انرژی گرفتم.

          خداروشکررر کامنتم برات خوب بوده ، عاشقتم عزیزم

          انرژی مثبتت از کلمه به کلمه ای که مینویسی به آدم منتقل میشه

          دوستت دارم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      الهام حامد گفته:
      مدت عضویت: 2915 روز

      سلام به سارای عزیزم

      همینجا ازت تشکر میکنم به خاطر کامنت های فوق العاده و توحیدی که می‌نویسی و من همیشه وقتی اسمت رو تو کامنتها میبینم مشتاقانه کامنتت رو میخونم تا به آگاهی هام اضافه بشه.

      در مورد بحث شیرین ازدواج ؛-) به نظرم اول من باید ببینم اصلا چرا می‌خوام ازدواج کنم؟ راستش در مورد خودم من همون اوایل که وارد سایت شدم به دلیل تضادهایی که تو رابطه ام داشتم دوره عشق و مودت رو تهیه کردم و گوش کردم چون اولین دوره ای هم بود که تهیه کرده بودم و هنوز درکی از قانون نداشتم به صورت خیلی ملموس به یه پوچی رسیدم نسبت به ازدواج انقدر که معیارهام و دلایلم برای ازدواج اشتباه و مغایر با قانون بود، همش از خودم می‌پرسیدم اصلا آدم چرا باید ازدواج کنه؟؟ خب مجرد هست دیگه، چرا ازدواج کنه واقعا؟؟ فقط هم همون یکبار این دوره رو‌ گوش کردم، البته قطعا اگه الان گوش بدم درکم بیشتر شده، تاثیر بسیااار مثبتی که این دوره رو من گذاشت این بود که من به شدت از نظر شخصیتی آدم وابسته ای بودم به همه عزیزان زندگیم و این دوره من رو از وابستگی به آدمها رها کرد و نگاه توحیدی تری نسبت به زندگی پیدا کردم ولی در مورد علت ازدواج کردن به همون دلیلی که نوشتم به یه پوچی رسیدم :-DDD

      و البته یه سوال بزرگ ذهنم رو مشغول کرد که واقعا دوست داشتم بدونم استاد چرا ازدواج کرد؟؟

      به مرور زمان و باتوجه به درک و مدار خودم از صحبتهای استاد به این نتیجه رسیدم که استاد همیشه میگه زندگی یک مسیر زیبا برای تجربه کردن خودمون هست که توی این جاده آسفالته زیبا که اطرافمون پر از جنگل و درخت و زیبایی هست با صدای پرنده ها ما سوت زنان از دیدن مناظر و زیبایی‌های اطراف لذت می‌بریم و رسیدن به خواسته هامون رو تجربه میکنیم تا لذت بیشتری ببریم، یعنی ما به این دنیا اومدیم تا از زندگی لذت ببریم و خودمون رو تو تمام جنبه ها تجربه کنیم، خب واقعیت اینه که من خودم به تنهایی میتونم از این مسیر زیبا لذت ببرم و خب اگه یکی باشه که جهان بینیش به زندگی عین من باشه بدون محدودیت و وابستگی ما در کنار هم میتونیم لذت بیشتری رو تجربه کنیم و واقعا به نظرم خیلی دلنشین و زیباتر و لذت بخش تر میشه این مسیر و به قول استاد تا وقتیکه در کنار هم لذت می‌بریم میتونیم باهم باشیم (یعنی فهمیدن همین یه جمله برای من کلی طول کشید و به نظرم مفهومش اینه که میتونی توی رابطه ت بینهایت عاشق باشی ولی اصلا وابسته نباشی)، البته این لذت از نظر هرکس یه جور تعبیر میشه، استاد همیشه میگه شما نیازی نیست کارخاصی انجام بدین فقط روی خودتون کار کنید بعد به آدم هم فرکانس خودتون برخورد میکنین، کار جهان اینه. زیباترین الگو هم در این زمینه خود استاد و خانم شایسته عزیز هستن، استاد تو دوره عشق و مودت میگه من هیچ کار خاصی انجام ندادم برای اینکه به این رابطه فوق العاده برسم، من فقط روی خودم کار کردم و جهان خودش کارها رو برام انجام داد.

      سارا عزیزم نمی‌دونم چقدر تونستم جواب سوالت رو بدم اما هم یه حسی گفت برات بنویسم هم یه فرصتی شد تا تشکر کنم ازت به خاطر تمام کامنتهای زیبا و توحیدی که می‌نویسی و من از خوندنش لذت میبرم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1110 روز

        بنام خدای مهربونم

        بنام خدایی که برگی بی اذنش بر زمین نمیافته

        سلام به روی ماهت الهام جونم

        الهام عزیزم کامنت و با عشق خوندم و سپاسگزارم که با عشق برام نوشتی

        بخدا از دیدن این همه عشق و آگاهی ناب فقط اشک ریختم و بنده تر شدم

        مشکل من اینِ که به ناخواسته هام توجه داشتم و تمرکزم روی خصوصیاتی بود که دوست نداشتم

        بابا من از خدامه که ی مرد توحیدی

        مهربان با باور فراوانی در کنارم باشه

        معلومه با همچین مردی هزار برابر لذت میبرم از زندگی ام

        خداروشکر که هدایت شدم به اصل مشکل

        خدایا شکرت که هدایتم کردی به راه حل

        من خیلی خوشبختم که دوست‌های بینظیری دارم مثل الهام جونم

        عزیزم سپاسگزارتم که کلام الله و جاری کردی و برام نوشتی قشنگم

        ایمان دارم همون خدایی که تا این لحظه هدایتم کرده از الان تا ابد هم هدایتم میکنه به نور و نعمت و سعادت

        الهی شکر برای وجود با برکتت الهام جونم

        دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ملیکا کشاورزی گفته:
      مدت عضویت: 1140 روز

      سلام سارا جون

      شما خودتون که خیلی قشنگ تو کامنتتون گفتید که کلامی میگم دوست دارم تو رابطه باشم اما ذهنم قبولش نمیکنه چون رابطه براش فقط رنج و سختی تعریف شده !!

      بخاطر همین رنج و سختی که در گذشته تجربه کردید ذهن شما خودش ی اهرم و رنج لذت داره از لذت تنهایی که الان دارید و رنجی که در گذاشته در رابطه تجربه کردید بخاطر همینه که اون فقط حقیقتو میبینه و نمیذاره که شما بیای ی اهرم رنج و لذت جدید واسش بچینی

      من فکر میکنم شما فقط و فقط با دیدن رابطه هایی که خیلی خوشبخت هستن و دارند لذت میبرند از بودن با هم دیگه و کلی اتفاقات عالی رو تجربه میکنند میتونید برای ذهنتون کمی تنهایی رو رنج اور کنید و با تکرارش میتونید این رنج و بیشتر کنید و حتی میتونید بیاید اونجاهایی که تجربه های بد داشتید رو بگردید در روابط اطرافتون عکس اون رو پیدا کنید کسانی که تجربه های عالی دارند در اون زمینه ها و حس خودتونو به بودن در کنار کسی یواش یواش به لذت تبدیل کنید و تنهایی رو رنج آور

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1110 روز

        بنام خدای مهربون

        سلام به روی ماهت ملیکا جونم

        سپاسگزارم که برام نوشتی عزیزم

        دقیقا همینکه شما گفتی ، من باید بیشتر تمرکزم بزارم روی دیدن روابط ِ اطرافم و تحسین کردنشون

        و زمانیکه مدام حس خوب ِ داشتن روابط و ببینم اتومات ،روابط برای ذهنم لذت بخش میشه و تنهایی رنج آور

        سپاسگزارتم که برام نوشتی

        منتهی الان متوجه شدم که باید تمرکزم بیشتر رو قسمتی از شخصیت ِ و ویژگی های آدم ها بزارم که دوست دارم تجربه کنم

        این کنترلِ کانون توجه رو اگه درست و دقیق درک کنم و عمل کنم بخدا که درهایی از خیر و برکت به روم باز میشه

        به امید خدای مهربون که انجامش میدم

        ملیکا جونم سپاسگزارتم که برام نوشتی

        قشنگم دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      جواد یوسفی گفته:
      مدت عضویت: 2791 روز

      سلام خانم مرادی همت

      من اگه اشتباه نکنم دیشب کامنتتون رو خوندم و خوابیدم و اصلا فکر نمیکردم که امشب هم دوباره هدایت بشم به کامنت شما

      اونم از کجا

      از جوابی که به کامنت خانم شهریاری دادم و 12 تا 5 ستاره گرفته بود کنجکاو شدم رفتم سراغ پروفایل خانم زارع و بعد ازجواب عقل کل ایشون از اونجا هدایت شدیم اینجا و جواب که به شما دادن و گفتم ببینم این چی پرسیده اومدم دیدم اه اینو که من دیشب خوندم و بماند

      ببینید اصلا قرار نیست تنهایی رنج آور باشه و بدنبال پر کرده کفه رنج در اهرم مربوطه نسبت به تنهایی باشین ازش هم فرار نکنید اتفاقا هی که با یک چشم رنج آور بهش نگاه کنین بدتره

      دو تا اتفاق میفته اول شما از شرایط الانتون ناراضی میشین میرین تو مود بد و احساس بد و …

      دوما ممکنه برای فرار ازاین شرایط تن به هر مدل ازدواجی بدین

      نه تنهایی خیلی هم خوبه خیلی هم اوکیه

      من بهتون پیشنهاد میکنم سریال زندگی در بهشت از اول بصورت فوکوس ببینید تا متوجه منظور من بشین

      استاد و خانم شایسته تا وقتی با همند دارند لذت میبرند یه جایی استاد میزاره می‌ره با آروی مسافرت

      بعد هر دوشون فایل میزارن جدا

      بعد یکی با مرغ و جوجه ها کیف میکنه یکی با رفتن به مزرعه دوستش و …

      لزوما این نیست که ما فقط با زوجیت بتونیم لذت ببریم و از تنهایی رنج

      نه

      بقول استاد فکر کنم در دوره عزت نفس میگن من به تنهایی دارم لذت میبرم و وقتی کس دیگه ای هم بیاد تو زندگیم بیشتر لذت میبرم بدون وابستگی

      اگه شرایطشو دارین این دوره رو استفاده کنید و اون سریالم ببینید

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3029 روز

      بنام الله

      سلام به سارای عزیز وارزشمند

      سارا جان من از رابطه خودم میگم امیدوارم که بتونم در راستای هدفت

      کمکی بهت کرده باشم سارا جان من الان تقریبا یکسال هست مشکل جسمی دارم همسرم همه جوره کنارمه حتی تا آشپزی،شستشوی لباس،جارو گرفتن وظرف شستن حتی برا حمام رفتن بهم کمک میکنه و موهام رو شونه میزنه وباکش برام می‌بنده یعنی تا اصلاح ابروهام ،کوتاه کردن ناخنم وهمه اینها درحالی است که من قبل از مهرماه سال گذشته سر کار بودم همسرم که بعدازظهر میرفت مغازه به من می‌گفت من برسون مغازه ماشین رو بردار اینکه چه برنامه ای برا آن بعدازظهر داشتم اصلا مهم نبود هرچند من خودم میگفتم قراره امروز اینکارهارو انجام بدم میگفت باشه عزیزم مواظب خودت باش اکثر بعدازظهرها میرفتم دوچرخه سواری وپیاده روی پس نمیشه گفت داشتن رابطه عاطفی آزادی ات رو میگیره منم از تنهایی ام لذت میبرم ولی خب چیزهایی رو میتونی تو رابطه عاطفی ات تجربه کنی که تو تنهایی نداری مثل نوازش صحبتهای دوستانه وعاشقانه سارا جان گاهی وقتا نیاز هست که یکی کنارت باشه زن به تنهایی معنا نداره وهمچنین مرد سارا جان منم زندگی اولم سراسر استرس بود وهرچی که تو فکرش رو بکنی ولی سارا جان من آن زندگی را تجربه کردم که دیدم نه این زندگی ای نیست که من میخوام وهمین سبب شد خواسته جدید داشته باشم رابطه عاطفی با کیفیت بالا از هر نظر

      من در زندگی قبلیم وابستگی شدید به همسرم داشتم یعنی جدا شدن ازش برام یه معجزه بود آن وقتها من با قانون آشنا نبودم ولی الان خوب متوجه میشم پلن خداوند رو در جهت رسیدن به خواسته ام

      سارا جان خودت بهتر از من قانون رو بلدی مطمئن باش با صبوری واحساس خوب به جواب سوالت می رسی

      روی چون ماهت رو میبوسم ودوست دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        سارا مرادی همت گفته:
        مدت عضویت: 1110 روز

        بنام خدای مهربانم

        سلام به روی ماهت فهمیه عشقولی ِ زیبا

        سپاسگزارتم که با عشق برام از تجربه قشنگت نوشتی

        خداروشکر که ی فرشته در کنارت هست

        خدا بهشون عمر با عزت بده

        لذت بردم از اینهمه جوانمردی و انسانیت

        فهیمه جونم من ازهمون چهارشنبه بعد از سوالم متوجه ایراد کارم شدم ، خداروشکر

        من رابطه رو دوست دارم منتهی ترس از این دارم که آدم مناسبی نیاد

        این خودش چند تا ترمز داره

        1- من به فراوانی آدم های هماهنگ و مناسب با خودم باور ندارم

        2- تمرکزم روی ترس و ناخواسته مه ، خب طبق قانون هم هر مردی و که میبینم ی باک بزرگ داره نسبت به خواسته من

        برای خودم تمرین طراحی کردم که فقط به خواسته هام در مرد ها توجه کنم

        و با خودم در مورد خواسته هام از یک رابطه حرف بزنم

        درستش میکنم به حمایتِ الله

        این ذهن من 40 سال واسه خودش هر مدلی که دلش خواسته زندگی کرده الان من با محبت و صبر میخوام تربیتش کنم تا بچه گوش به حرفی بشه

        راستی فهیمه جونم نمیدونم چه مشکلی برات پیش اومده اما میدونم که بیماری و ناتوانی و قبول نکن

        خیلی سال پیش که دوره های مربی گری یوگا میرفتم

        ی خانومی بود که با من هم دوره بود

        این خانوم ی روز داستانِ زندگیش و تعریف کرد

        وقتی دوقلوهاش میمیرن دچار شک عصبی میشه و بعد از. چند ماه آروم آروم از کمر به پایین فلج میشه

        الان دقیق یادم نیست که چه اتفاقی میافته براش که تصمیم میگیره دوباره به زندگی برگرده و بعد از چند سال از اون اتفاق ، با من داشت دوره های مربی گری و شرکت میکرد در سلامتِ کامل

        نمیدونم یهو قلبم گفت برات این داستان و بنویسم

        فهمیه جونم ایمان دارم خدایی که من و تو رو از هیچ در دلِ تاریکی رَحِم خلق کرده دوباره از هیچ متولدمون میکنه

        فهیمه قشنگم دوستت دارم و تحسینت میکنم که زندگی عاشقانه و با شکوهی داری

        از خدای مهربون برات سلامتی کامل میخوام عزیزم

        دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    بهار بختیاری گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    به نام خداوند خالق زیبایی ها، خداوندی که یکی از مظاهر زیبایی اش ما انسانها هستیم.

    استاد جان سلام

    مریم عزیزم سلام

    میخواهم این نوشته ام را به مریم عزیزم تقدیم کنم.

    مریم جانم محال است من فایل های این چنینی را ببینم و در دلم شما را تحسین نکنم.

    اولین باری که شما را دیدم، فایلی بود که در ماشین با استاد نشسته بودید و هر دوی شما عزیزان، لباس ارتشی تنتان بود و سوالات زندگی در بهشت را پاسخ می دادید.

    من تازه وارد سایت شده بودم و از نوع رابطه ی شما هیچ اطلاعی نداشتم.

    حس آن روزم را به خاطر دارم.

    در دلم میگفتم این دختر یکی از دانشجویان خیلی متعهد و شاگرد اول استاد است احتمالا.

    شاگردی که انگار حس عاشقانه ای به استاد دارد و انگار استاد هم حس خاصی به ایشان دارد.

    کم کم دستم آمد که شما شریک عاطفی استاد هستید و هر چه گذشت دیدم استاد هم شریک عاطفی شماست.

    از بعضی چیزها تعجب میکردم، از عشق بی نهایت شما به تخم مرغ و ابراز آن جلوی دوربین.

    از اینکه دایم در حال تمیز کاری خونه بودید و یا اینکه یکی از نقاط قوت شما، این تمیزکاری همیشگی تان بود.

    بعد کم کم دیدم پا به پای استاد جنگل های پارادیس را تمیز می کنید.

    بیشتر کنجکاو شدم وقتی در مورد ترس های تان می‌گفتید و اینکه بعضی از آنها مثل ترس از تاریکی هنوز هست و تصمیم دارید بهبودش بدهید.

    میگفتم استاد با این همه شجاعت چطور میتواند، همراهی را انتخاب کرده باشد که اینقدر از خیلی چیزها میترسد.

    و آن اوایل در کنار تمام علامت سوال هایم که همگی از عدم شناخت سرچشمه میگرفتند، یک جواب همیشگی داشتم، حتما لایق این رابطه بوده است.

    مریم جانم هر ویژگی ای داشته باشد حتما لایق این رابطه بوده است.

    بعدها دیدم که باید بگویم حتما استاد لایق این رابطه بوده است.

    شجاعت های شما در بیان ترس های تان برایم قابل تحسین بود.

    بهبودهای همیشگی تان مرا عاشق شما کرد.

    دست خط زیبایتان و توانایی سر و سامان دادنتان مرا شیفته تر کرد.

    و حالا در آستانه هزار و چهل روزگی حضور در این سایت، دیدن چهره ی شما برایم پر از درس است.

    درس اعتماد به نفس

    درس احساس لیاقت

    درس تعهد

    استمرار

    دیدن زیبایی ها به صورت همیشگی

    نظم

    انضباط

    عشق

    صلح درونی

    صداقت

    سلیقه

    توحید

    همراهی

    خلق خواسته ها

    یادگرفتن ها

    و

    .

    .

    .

    مریم جانم من پر از لذت میشوم وقتی دوربین دور شما میگردد.

    مریم جان ذوق میکنم وقتی دوربین روی چهره ی شما زوم میشود.

    پر از احساس خوب میشوم و اصلا یکی از زیبایی های فایل ها، شما، وجودتان ، چهره تان، توضیحاتتان، زوم کردنتان روی زیبایی ها و کلاااا عشقی که از شما در این سایت ساطع میشود.

    از هیچ لبخندی نمیگذرید، از هیچ عروس و دامادی نمیگذرید، از هیچ عشق، ثروت، زیبایی، خوشبختی نمیگذرید، شکارش میکنید و به ما هدیه میدهید.

    مریم جانم، روزی که توی کارگاه برای اردک ها، ظرف آب درست کردید را خوب به خاطر دارم، روزی که کارگاه را سر و سامان دادید وقتی استاد نبود و ما یکی از هزاران بار این سر و سامان ها را دیدیم.

    روزی که با استاد مسابقه ی پخت املت روی فایر پیت داشتید را به خاطر دارم، با چه جزییاتی راجع به اینکه استاد املتش را ته دیگی دوست دارد، صحبت می‌کردید.

    روزی که دقیقا زمان فیلم برداری، یکی از مرغها، تخم کرد و چقدر ذوق کردید، روزی که جیل دنبال رنگ لباس شما و شما افتاده بود، روزی که ببعی هایمان فوت کردند و شما تنها هم باید آنجا را سر و سامان می‌دادید و هم کنترل ذهن می کردید، روزی که موتور کوچکتان از تسلا آمد و با سمیه و رامتین عزیز اسمبل کردید، همه را به خاطر دارم.

    و حتی بیشتر

    و حتی بیشترررر

    مریم عزیزم، شناخت من از فایل ها یک درصد از وجود شما هم نیست، ولی همان هم مرا عاشق شما کرد ، زیرا حس عشق به کسی، نه از چهره، نه از ظاهر بلکه از فرکانس اوست و من از شما فرکانس زیبایی را دریافت میکنم.

    سپاسگزارم برای همراهی همیشگی تان، سپاسگزارم برای خودسازی تان و سپاسگزارم که درخواست هایی را به دنیا ارسال کردید که نتیجه ی کوچک این همه قسمت، از سریال سفر به آمریکا و زندگی در بهشت شما.

    پایدار باشید و شاد و پر ثروت و پر عشق، مثل همیشه و بیشتررررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 68 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 891 روز

      به نام خداوند بی نهایت مهربان و بزرگ

      سلاممممم خدا به بنده ارزشمندش

      سلاممم خدا به خانم بهار عزیزم

      سلام خدا به دوست توحیدی من

      خانم بهار همیشه کامنت های شما را که میخوانم همیشه تحسین تان میکنم

      عکس پروفایل تان با من حرف میزند که شما چقدر یک خانم قوی و خود ساخته و موفق هستین

      همیشه موفق باشی عزیزم

      الهی خداوند یار و یاور تک تک ثانیه هایت باشد عزیز خدا

      چقدرررررر کمنتتت زیبا بود

      چقدررررر کمنتتت تمرکز بر زیبایی ها بود

      چقدرررر کمنتتت دوست داشتم

      اوایل که من با استاد آشنا شدم او وقت هنوز وارد سایت نشده بودم فکر میکردم باید محصول بخری خوب نمیدانستم از سایت این چیزا

      زیاد با امروز خودم فرق داشتم من کسی بودم که ارزشمندی خودم را به آرایش به لباس شیک به نگاه دیگران گره زده بودم

      و وقتی بار اول مریم عزیزم را دیدم زهنم که هنوز تربیت نشده بود قضاوت کرد

      چند روز بعد که من وارد سایت شدم و شب روز تلاش کردم و میکنم که شخصیت زیبا از خود بسازم بیشتر مریم جان شناختم یعنی عاشق این شخصیت شدم عاشق این خانم شدم وقتی درون دور مریم جان می چرخید من با خود گفتم چقدررر قانون جهان عالی و بی نقص هست چقدررر قانون زیبا هست بیبیین به مریم جانبه استاد و استاد به مریم جان چقدر میایند

      یعنی قانون واقعا عالی هست

      خانم بهار عزیزم از خداوند برایت بی نهایت ثروت عشق آرامش خوشبختی شادی خواهان هستم

      همیشه در آغوش الله باشی عزیز من

      بوس بوس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        بهار بختیاری گفته:
        مدت عضویت: 1728 روز

        سلام به پاکیزه ی زیبای من

        من امروز جواب شما را خواندم. سپاسگزارم ازت برای لطفتون نسبت به من.

        چقدر زیبا گفتید و من کاملا درک میکنم حس شما را در ابتدای ورودتان.

        پاکیزه ی زیبای من

        تحسین میکنم مداومت شما را روی بهبود خودتان.

        بهترین ها از نعمات پروردگارم برای تو و فراوااان برای تو

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: