دیدگاه زیبا و تأثیرگذار مینا عزیز به عنوان متن انتخابی این قسمت:
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به عزیزای دلم به استادعزیزم ومریم بانوی عزیزم وهمه ی دوستانم سلامی گرم وصمیمی در این روزهای پاییزی وخنک و رنگارنگ
چقدر شکر گفتم خدارو بابت اینکه شماعزیزای دلم در نهایت عشق وارامش در مکانی دوراز خونتون دور از داشته هاتون، دور از هرآنچه که برای خیلی ها زنجیری هست برای اینکه وابسته باشن ودل نگران باشن برای خونه و کار و بار و…..وخیلی متعلقات دیگه، فارغ زغم دوران دارید تولحظه زندگی میکنید شاکرانه وعاشقانه واز لحظه به لحظه ی زندگیتون وجایی که هستید لذت میبرید…
چون شما به اون آگاهی رسیدید که در لحظه زندگی کنید واز اونچه که در اختیارتون هست استفاده صحیح داشته باشید ولذت ببرید بدون وابستگی بدون نگرانی وبدون ترس…
من شمال کشور زندگی میکنم، شهرزیبای رشت، اطرافمون تا دلتون بخواد جنگل ورودخونه وچشمه و باغ و بستان و دریا و شالیزار وطبیعت هست، که شکر الله مهربان همشونم در دسترس و به لطف خدا من از این نعمت هاش به راحتی استفاده میکنم وتجربه کمپینگ جنگلی، کوه نوردی، پیاده روی، غذا درست کردن توجنگل و چرخیدن توشالیزارها و شنا کردن تودریا و رودخونه ها وچشمه هاش رو ،تجربه ماهیگیری و لمس حیوانات اهلی و وحشی و خلاصه تجربه های نابی که میشه از طبیعت داشت رو داشته ودارم …اماااااا
اما با اینکه اینهمه روی خودم کار کردم و دارم آگاهانه زندگی میکنم هنوز نتونستم وگاهی نمی تونم تو لحظه زندگی کنم، انگاری این دلواپس بودن و یا عجول بودن ویا رد شدن از زیبایی ها واین بیقراری شده جزئی از وجودم…
بارها شده رفتم به طبیعت کلی هم خوش گذروندم وکیف کردم وتمرکزم روی نعمت های در دسترسم بوده وکلی شکرگزاری کردم اما یه دفعه یادم افتاده که پسرم فرداش امتحان داره، یا مثلا فرداش باید صبح زود بیدارشم برم فلان کار اداری رو انجام بدم، یا مثلا حواسم رفته به اینکه وقتی برگردیم خونه چقد ظرف ورخت ولباس واسه شستن ومرتب کردن دارم و از این قبیل فکرهای پوچ….
درسته الان خیلی بهترشدم واگاهانه به خودم میگم از لحظه لذت ببر، تمرکزت اینجا باشه نگران نباش، ولی واقعا ترک عادتهای ناپسندی که یک عمر مارو از داشتن احساس خوب در لحظه دور کرده گاهی خیلی سخته تمرین زیادی میخواد…
استادجان من این در لحظه زندگی کردنتون رو دوست دارم واز خدا میخوام در این مورد هم مثل شما ومریم جان باشم…
باورکنیدصحبت بی نیازی مالی نیست، اینکه بگیم مثلا استاد ومریم جان شرایط مالی عالی دارن بی غم و بی غصه کارو بار میرن تفریح وگردش میدونن گردش وتفریح مانع درآمدزایی ویا خالی شدن جیبشون وحسابشون نمیشه،نه اصلا این حرفها نیست …
موضوع رهایی هست، موضوع تمرکز بر زیبایهاست، موضوع در لحظه زندگی کردن هست، موضوع نچسبیدن و وابسته نبودن به چیزی های دوروبر هست که ما اسمشو میداریم مال واموال وخونه وماشین و کاروبارو مرغ وخروس وحیوون خونگیو و..….وخیلی از این چیزهایی که دست پامون رو بسته، حتی اگه دست وپای جسممون هم باز باشه وبتونیم بریم جایی واز اون وابستگی ها دور وجدا بشیم برای مدتی ولی دست وپای ذهن وفکرمون رو بسته نگه میداره واجازه نمیده از لحظه لذت ببریم….
من این رهایی شما ومریم جان رو میخوام بدون کنترل کردن خودم ،دیگران و یا کنترل اوضاع وشرایط…
فارغ از هر نوع چسبندگی ودلواپسی..
باورتون میشه انقدی تواین مدت که شماعزیزای دلم مسافرت هستید فکر ودلم توپرادایس پیش خونه و مرغ وخروسها وجوجه ها وبع بعی هاتون هست که می تونم به جرات بگم شما اصلا به این موضوع فکر نمی کنید وچون سپردیدشون به خدا و گفتید حتی وقتی برگردید هراتفاقی افتاده باشه براتون آمادگیشو دارید دیگه بدون نگرانی و با فراغ بال دارید از مسافرتتون لذت می برید…
خدارو هزاران بار شکر این رهایی وآرامشتون رو…
واقعا وقتی توفایلهاتون میگید بدون وابستگی وبارهایی زندگی میکنید حتی اگه الان هم بخواین از این دنیابرید به سرعت قبول میکنید وبرای رفتن به اون دنیا آماده هستید می فهمم که چی میگید استادجانم…
وقتی آدم تولحظه زندگی کنه توکل کنه هدایت بخواد وباخدا لحظه هاشو شریک باشه معلومه که خداهم یه جهان پراز ثروت وسلامتی و روابط عاشقانه وشادی و نعمت وبی نیازی براش به ارمغان میاره، جوریکه انقد توهمون تایمی که آدم اگاهانه زندگی میکنه وکلی تجربه ناب داره وجهان وزیبایها ونعمت هاش رو با تمام وجودش حس ولمس کرده، ومیدونه در جهانی دیگر هم براش بهترینها به لطف الله فراهم هست به پاس قدردانی واستفاده درست از نعمت ها و به شرط سپاسگزاری…
بایدم برای رفتن از این دنیا هر لحظه اماده باشه…
واقعا تحسینتون میکنم،الهی هزاران بارشکر بابت آگاه زندگی کردنتون، والهی هزاران بارشکر که به ما الگویی میدید تا با روش شما وسبک شما زندگی رو یادبگیریم و زندگی کنیم و لذت ببریم
استاد جانم مریم جانم نوش جانتون گوارای وجودتون تمام آنچه که از نعمت ها دارید ،خیردنیا وآخرت نسیبتون باشه هرلحظه تا همیشه که به ما می آموزیددر لحظه زندگی کنیم و لحظه ها وساعات و روزها وشبهای زندگیمون چطور باعشق ولذت وهدایت الله استفاده صحیح داشته باشیم تا به این ترتیب وقتی برمیگردیم به ماههای قبل وسالهای قبلمون ببینیم که خوب زندگی کردیم واز زندگی لذت بردیم طوریکه هم خودمون بهترین استفاده رو از نعمت ها کردیم وکاری کردیم جهان جای بهتری برای زندگی باشه
منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.
سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD412MB28 دقیقه
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و مریم جانم.
سلام به دوستان نازنینم، کسانی که با تعهد هر روز در سایت فعالیت می کنند، کامنت می نویسند، بر زیبایی ها تمرکز می کنند، پر از عشق هستند و از سعادت و سلامتی و ثروتمند شدن دیگران با تمام وجود خوشحال می شن.
خدا رو شکر می کنم برای وجود همه دوستانم. برای وجود این سایت. برای وجود استاد و مریم جون. ❤️
خدای زیبای من، صدهزار بار شکرت برای این نشنال فارست. برای این جنگل رویایی و مناظر فوقالعاده زیبا. برای وجود شما دو تا عشق.
استاد جانم، در تهران، از دیشب حدود ساعت دو نیمهشب تا تقریباً سه چهار ساعت پیش بی وقفه بارون می بارید.
هوا اونقدر لذت بخش و لطیف و پاک شده که آدم مست و دیوانه می شه.
عطر عجیبی توی هوا پیچیده.
بارون انقدر زیاد باریده که هوا پر شده از بوی خاک و برگ و درخت.
برگ های سبز و زرد و نارنجی درخت ها اونقدر تمییییز شدند که آدم از دیدن رنگشون کیف می کنه. رنگ هایی که خالق زیبای من اونها رو خلق کرده.
استاد عزیزم، در این روز قشنگ و کمی سرد، من مدتی در پارک بودم و بقیه روز رو هم در خونه بودم و داشتم دوازده قدم رو کار می کردم و به کارهای دیگه می رسیدم و از منظره محوطه حیاط خونه لذت می بردم.
از شدت دیدن زیبایی ها فکر می کردم در یک جای دیگه ای هستم. فکر نمی کردم در تهرانم. از بس که زیبایی درختان و لطافت و عطر هوا مخصوصاً در پارک نفسگیر و فوق العاده بود.
استاد، این همه لذتی که من بردم و این حس خوبی که من داشتم، در حالیه که در تهران تا کمی بارون می باره همه جا ترافیک می شه، یک مسیر نیمساعته یک ساعت طول می کشه، تاکسی و اسنپ و تپسی گیر نمی آد و اگه گیر بیاد کرایه شون دوبرابره. خلاصه در روزهای بارونی همه همیشه در حال غر زدن و شِکوه و شکایت هستند. ولی من به فضل خدا و با هدایت های شما تونستم در این مدار قرار بگیرم. الهی شکر.
استاد عزیزم سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند. برای این مناظر رویایی. چقدر این نشنال پارک زیبا و بکر و تمیز بود. نکته ای که گفتید در مورد جاده های جنگلی خیلی جالب بود. این همه رسیدگی به این جاده ها در حالیه که اینها جاده های بین روستاها نیستند. جاده هایی اند که تعداد خیلی کمی از افراد گاهی در اونها تردد می کنند. چقدر عالیه، چه کشور ثروتمندی، چقدر هزینه می شه، چقدر نیرو این کارها رو انجام می دن، چقدر اونجا برای آدم ها ارزش قائل هستند.
چقدر این جنگل زیبا و رویایی و حیرت انگیز بود.
استاد الان، به محض اینکه این قسمت سفر رو پلی کردم، دیدم که چقدر مناظری که امروز در پارک و خیابون دیدم شبیه مناظر رویایی این نشنال فارست بوده. به خاطر بارون زیادی که باریده و همه جا رو شدیداً شسته و لطیف کرده.
خدا رو شکر می کنم به خاطر بارون دیشب و امروز. به خاطر چشم هام که می بینه. به خاطر اینکه می تونم بوی درخت و برگ و خاک و آتیش رو حس کنم.
به خاطر دست هام که می تونن درخت ها رو در آغوش بگیرن و لمس کنن.
مریم جون زیبا و عزیزم عاشقت هستم که این قدر لطیف و زلال هستی، مثل آب همون رودخونه.
چقدر در آرامش و با طمأنینه کار می کنین.
چقدر زیبا و خوش اندام و خوش لباس هستین. چقدر لباس هاتون ساده و زیباست. چقدر ساعتتون خوشگل و خوشرنگه.
استاد عزیزم چقدر زنجیری که گردنتون انداختید بهتون میاد. خیلی زیباست.
چقدر اندام تون عالی و قوی و جوان شده.
چه رضایت و آرامش خاصی تو چشم هاتونه.
چه حس خوبی دارید.
چه هارمونی قشنگی بود بین رنگ تراک کمپر و رنگ قابلمه تون.
بین رنگ صندلی هاتون و بشقاب ها و کتری.
چقدر همه چیز زیبا و دوست داشتنیه.
چه خلوتِ پاکی…
چه سکوتی…
واقعاً وسط جنگل، اون سکوت دیوانه کننده بود. و اون صدای پرنده ها.
خوب با خدا خلوت کردید ها!
آفرین به همت تون. هزاران بار تحسینتون می کنم برای این روحیه، این شجاعت، این تعهد و این فرکانس طلایی.
انگار خدا خودش اون جنگل رو براتون قُرُق کرده.
گفته که احدی حق نداره پا به اینجا بذاره، مگه اینکه در این سطح عالی از فرکانس باشه.
انقدر فرکانستون عالیه که تا فرسنگ ها هیچ کسی دور و برتون نیست. نمی تونه که باشه.
چون ذهن و چشم رو به دیدن زیبایی (فقط زیبایی) عادت دادن و فقط و فقط زیبایی ها رو دیدن کار هر کسی نیست.
همه چیز به غایت زیبا و خواستنیه:
از لیوان های قشنگتون که در سفر آبشار نیاگارا گرفتید تا پیکنیکی تون که به قول مریم جون یادآور اجدادمونه. و البته از پیکنیکی های اجدادمون هزار سر و گردن بالاتره.
از کتری بامزه تون که موقع جوش اومدن آب سوت می زنه تا قهوهساز شیک تون که خیلی سریع و تر و تمیز یه قهوه به قول مریم جون شیک و مجلسی تحویل می ده.
و از اون عطر خوش و لطافت هوای صبح زود جنگل تا اون محفل شاعرانه و عاشقانه با نور شمع در دل تاریکی جنگل.
بسیار لذت بردم. خدا رو صدهزاران بار شکر که هدایتم کرد به دیدن و چشیدن این همه زیبایی.
عاشقتون هستم و ازتون سپاسگزارم. در پناه خدا.