سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 128
دیدگاه زیبا و تأثیرگذار رویا عزیز -با کمی ویرایش- به عنوان متن انتخابی این قسمت:
از پشت شیشه های تمیز و کریستالی این هتل زیبا وقتی خانم شایسته داشت این منظره بینظیر پاییزی رو از بلندی نشون میداد که مشرف به درختان وجاده ی اطراف بود انگار در یک نظر میشد همزمان زیبایی های اطرافمون رو بسنجیم. برگ های سرخابی بنفش نارنجی آجری و سبز حنایی با آسمان نیمه ابری ست شده بود پیش خودم میگفتم چقدر خوبه که آدم پشت پنجره ای باشه که مشرف به این زیبایی های طبیعت وانسانی باشه بخصوص شبها نظاره گر از پشت اون پنجره به چراغ های در حال حرکت ماشین ها باشی و محدویتی برای دور دست نداشته باشی.. همیشه دوست دارم که از بلندی البته تا حد همین دید پنجره به بیرون بتونم چنین منظره ای زیبا رو جلوی چشمانم داشته باشم ممنونم خانم شایسته جان که این فضای زیبا رو از این پنجره بنمایش گذاشتی و این برای من یک نوع تصویر سازی و هماهنگی با خواسته ام بود
لابی هتلCOUNTRY واقعا تحسین برانگیز بود . اون مبل راحتی و ساده جلوی TV و شاید هم شومینه که یک فرش رنگ مات هم از زیر اون مبلمان دیده میشد و اون نمای چوبی قهوه ای زیبا با اون بوفه های چوبی وکابینت و راه پله های نرده ای چوبی قهوه ای وپیشخوان و رزوشن لابی فوق العاده زیبا و تحسین برانگیز بود. خانم شایسته داشت لیوان های یکبار مصرف استریل رو از داخل وکیوم خارج میکرد برای کافی وقهوه و بنظرم یک محل گرم و صمیمی رو برام تداعی میکرد بخصوص اون خانواده که در قسمت صبحانه خوری هتل بودند و صدای صحبت کردن اون بچه زیبا مدام میومد و استاد هم اون چمدان وسایل رو برای ترک کردن هتل نشون میداد.. واقعا هر جای زیبایی رو باید برای زیبایی های بعدی ترک کرد و از اون محل خداحافظی کرد و برای تمام اون رفاه و آسایش و آرامش و نعمت و زیبایی ها تشکر و قدردانی کرد و به زیبایی های دیگر و بیشتر و بهتری روانه شد..
تصاویر از دید drone هم بسیار زیباست: درختان رنگارنگ بینطیر پاییزی که یک هارمونی خاصی با رنگ آمیزی های فصل بهار داشت برگ های قرمز و بنفش و کاج های سبز و اون خانه های تکی با فاصله در زمین های بزرگ با چمن های سرسبز اون دریاچه ها و حوضچه های کوچیک و زیبا و اون جاده ای که ماشین ها بدنبال هم در رفت و آمد بودند. چقدر اون پارکینگ ماشین ها زیبا بود و در خط کشی های اوریپ و منظم پارک شده بود و برای این نظم و هماهنگی و تمیزی و فراوانی ماشین ها و اون پارکینگ وسیع و گسترده تحسین کردم و خدارو شکر کردم
اون خانه ویلایی کنار این پارکینگ بزرگ رو تحسین کردم و لذت بردم چون یک لانه ی مرغ و خروس کنار فنس دیواری حیاط سرسبزشون بچشم میخورد و پشت محوطه حیاط هم با نرده کشی سبزیجات کاشته بودند و ماشین شاسی مشکی هم در اون محیط پارک بود و کلی برای این صاحبان این ویلایی ها شکر گزاری کردم . هر چیزی رو که از اون بالا دیدم نعمت بود و نعت و فراوانی و گستردگی و زیبایی و نظم و پایبندی به قوانین. بخصوص در پارکینگ ها این قوانین بوضوح دیده میشد و درتمیزی و نظافت خلاصه در زمین و آسمان تمام قوانین حکمفرما بود.
ورود به ایالت west virginia
پرچم برافراشته و سربلند. پرچم و نماد خوده این ایالت چقدر زیبا بود بنظرم نمادی از صنعت کشاورزی بود. وقتی استاد داشت میگفت که از این کوه های جلوی اون ساختممان هم فیلم گرفتیم یهو چشمم خورد به تابلوی آبی رنگ کنار جاده که نوشته بود BUSES RV’S️➡️ چقدر برام این تابلو جالب بود محل عبور اتوبوس های RV
واقعا چه کوه اعظیمی از درختان رنگ و وارنگ پاییزی که نشان از قدرت و عظمت و فراوانی و زیبایی و تنوع در خلق این نعمت و زیبایی های خداوند رب العالمین فقط در همین یک نقطه از این سرزمین رویایی است. جلوی درب ورودی این ساختمان با تابلویب به توریست ها خوش آمد می گه. وقتی داخل این فروشگاه رفتید عجب محوطه سنگی زیبایی داشت تلفیقی از سنگ و چوب و سقف هرمی شیشه ای زیبا که این نوع و سبک سقف شیشه ای هرمی برای جذب انرژی مثبت خورشیدی است که هم از نورش استفاده میشه و هم اون انرژی مثبت ذخیره شده در اون محیط پخش میش.. عجب مدبرانه به این نکات توجه شده و ساختمانش سراسر از انرژی مثبت ساخته شده و تحسین کردم این نوع از معماری رو و البته وسایل زیبایی که برای شناسایی این ایالت و معرفی جاهای دیدنی این ایالت گذاشته شده بود.
واقعا دارم این سفر رو با تمام اون زیبایی هاش و اون جاده و اون آهنگ های شما لمس میکن. وقتی خانم شایسته صندلی شو میاره جلوی داشبورت ماشین و از نزدیک اون جاده رو فیلمبرداری میکنه دقیقا انگار من خودم اون جلوی ماشین نشستم و دارم توی جاده ی زیبای پاییزی سفر میکنم. چه جاده ی با صفایی. منظره ی بگ گراند ویندوز؛ صدای پرندگان؛ صدای بادی که در برگ ها میوزه؛ صدای جیرجیرک ها؛ صدای علف ها؛ صدای سکوت خداوند که صدای طبیعته؛ گردوهای درشت و پر مغز زیبا ی کنار جاده…
استاد عزیز چه حرف زیبایی در حین رانندگی گفتین گفتید هیچ برگی شبیه برگ دیگه ای نیست. واقعا دقیقا مثل برگ های روزانه ی عمر زندگی ما هر کدام رنگ، شکل، زیبایی و حس خوب خاص خودش رو داره و گرانبهاست.
منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.
برای دیدن سایر قسمت های این سریال، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 128720MB46 دقیقه






به نام خدا
سلام
چقدر ویوش قشنگه رنگ درخت ها رویایی، ابرای سفید آسمون آبی تمیز
چقدر هتل قشنگه، کلی کافی هم اونجا گذاشتن چقدر تر و تمیز و مرتب
چه خوب لیوان ها رو هم پاکت پلاستیک گذاشتن خیلی شیک و با کیفیت
قسمت صبحانه چه دنج، چه آهنگ زیبایی
باز هم درون میره بالا تا بینهایت زیبایی و فراوانی رو نشونمون بده
همه چی وسعتش عظیمه
نمای سنگی ویزیتور سنتر چه قشنگه چقدر تر و تمیز ، داخلش چوبی و سنگی
چقدر قشنگ ریز اطلاعات زیبایی های اونجا رو گذاشتن
چه چیزای چوبی باحالیه، چه خلاقیتی
چه مرتب و منظم چیدن آدم کیف میکنه، اون شاته چه طرحش خوشگل
چقدر زیبایی اش بی انتهاست جاده هاش رویایی تحسین برانگیز بینهایت رنگ
واقعا هر چی میری این زیبایی ها بیشتر میشه
دقیقا عین بکگراند ویندوز خدای من چقدر فوقالعاده ست چقدر همه چی زیباست تر و تمیز منظمه
چقدر گردو کنار جاده بود
واقعا نمیشه ای حجم نامحدود از زیبایی رو با کلمات توصیف کرد
حتی تو روستا هم کلی امکانات هست جادههای با کیفیت ساختن
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا شکرت بابت این فرصت این رزق این زمان عالی برای دیدن فایل پر برکت
خدایا بی نهایت بی نهایت انبوه جنگل درختان با رنگ های متنوع دلپذیر بود واقعا هوش از سر میبره زیبایی و تنوع رنگ اونم در درختان یه برگ میتونه چندین رنگ داشته باشه رویایی واقعا
خدایا اااااا نمیخوام این فایل تموم بشه یعنی اییییین حد از زیبایی از حد فهم و درکم خارجه خدا خدایا شماییی بزرگتر از حد تصورم شمایی عظیم صاحب فضل عظیم خدایا من نمیدانم من نمیفهمم من ضعیف ناتوانم خدایا شما بر من رحم کن بر من ببخش خدایا چی بود اینجا با این آهنگ ها چه ترکیبی بود خدایا شکرت خدایا این دشت سرسبز خداااااااا من سراسر سرسبزی خدایا انبوه درختان این تنوع این برگا به عمرم ندیدم الهیییی صد هزار مرتبه شکرت
خدای مننن
مگه میشه این همه زیباییی همش یه جا جمع باشه
الهی شکرت عجب تصاویر زیبایی دیدممم وای باورم نمیشه … این قسمت از قسمت های محبوبه من شد واقعا در عجب بودم از این همه قشنگی بی انتها از این همه خوش سلیقگی پروردگارم چقدر زیبا بود همه چیز
من عاشق زمین چمنم که توش درخت نباشه و اینجا تا چشم کار میکرد زمین چمن بود بهشته من بود واقعاااا
الهی شکرت برای این همه تنوع رنگی که از هر رنگ یکیه و کاملا منحصر بفردن
شکرت واسه اون ابرای قشنگ و درختایی که انگار واقعی نبودن و نقاشی بودن
شکرت واسه حرکت ابرا که تصویر ویدیو رو جادویی کرده بود
شکرت که در مدار دیدن این زیبایی قرار دادی منو
شکرت واسه وجود استاد عزیز و ماهرم که انقدر تصاویر فوقالعاده ای رو ضبط کردن
عاشقتم استاد
1404/08/19
بنام خدای زیبایی بخش
وقتی خانم شایسته دوربین و به سمت پنجره ی هتل گرفت،تمام وجودم حیرت شد از این همه زیبایی :)
خدااااااااااای منننننننننننننننننن
انگار خدا قلمموش و با عشق توی رنگ نارنجی و و زرد زده و روی بوم این زیبایی هارو خلق کرده
یه جاهاییشم اومده حال بده گفته بزار اینجاش و قرمز کنم :)))))
وقتی درون رفت بالا
تمام تنم چشم شد برای دیدن زیبایی های درختای رنگارنگ پاییزی و گوش شدم برای شنیدن موزیک های بی نظیری که برای این تصاویر انتخاب کرده بودین :)
سپاااااسسسسگزارم :)
عاشق خریدهایی ام که از هر ایالت انجام میدین..
قشنگ یه یادگاری از هر جایی ک رفتید
خدایاشکرررررررت
قبل این کههههه بگید عجب فیلینگی داره این هوااا
من داشتم تو دلم میگفتم
عجب هواییییهههه
فک کنم اصلااا سرد نیس :)))
وااای
وقتی من از پشت گوشی انقددد حیرت زده میشم
قطعا شما حق دارین بیشتر به وجد بیاین :))))
محششششششر و بیییی نظیره این زیبایی
قسم میخورم قشنگ ترین پاییزیه که توی زندگیم دیدم..
بهشت در تمام فصول در سریال سفر به دور امریکا !!!!!!
دلیل نتایجی که تو دستانتونه پر واضح توی این فایل مشخصه!!
وقتی از زیبایی برگ های این درختا با این جزئیات و شوق و ذوق تعریف میکنید
قطعا از بقیه ی نعمت های زندگیتون هم همینطوری حرف میزنید و من عاشق این اجرای دقیق قوانین توی زندگیتونم…
واااای
من عاشق اون صحنه ای ک شبیه بکگراند ویندوز بود شدم
نور افتاب که میخورد به اون طبیعت
وای دلم میخواست دراز بکشم روی اون چمنا و نور خورشید و به خودم هدیه بدم :)))
صحنه های آخری که درون بچه فیلم گرفت و اون موزیک های بی نظیر پلی شد،تیر آخر اکلیل رو به قلبم زد…..
عمیقا سپاسگزارم
روز هفدهم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
دیشب به صورت رندم گفتم یکی از قسمتهای سفر به دور آمریکا را نگاه کنم. این قسمت آمد زمان فایل را که نگاه کردم طولانی بود و می خواستم شام را آماده کنم. گفتم اشکالی ندارد یک مقدارش را می بینم بعد می روم شام بعدش ادامه اش را نگاه می کنم.
اما خدای من آنقدر زیبایی های شگفت انگیزی به من نشان داد که مست شدم. هی می گفتم الان می رم بعد می دیدم نمی تونم دل بکنم مخصوصا قسمت دوم تصاویر هوایی که با موسیقی های زیبای چاووشی و … همراه بود هوش از سرم برد. گفتم خدایا چطور می توانم سپاسگزار این همه نعمت تو باشم.
خدایا سپاسگزارم که این فایل را رزق من کردی و من از دیدنش به راستی بی هوش شدم. این همه زیبایی، این همه رنگ، این همه رنگ. پاییز را دیده ام اما این تصاویر به راستی چیز دیگری بود. رنگ درختان و تصاویری که از بالا گرفته شده بود من را دیوانه می کرد.
و بعد انجا که استاد از ماشین پیاده شدند و و آن دشت سبز سبز سبز یک دست سبز وای استاد حق داشتید می گفتید دیوانه شدم. دشت به آن وسعت و سبز یک دست بدون اینکه قسمتهایی خاک یا سنگ باشد. چقدر تمیز چقدر زیبا خدایا چطور می شود با کلمات درباره اش نوشت. خدایا شکرت .
اما اول فایل که از هتل قصد خروج داشتید گفتم خدایا روزی ام کن که سفرهای بیشتری برم و در هتل های تمیز و لذتبخش.
این را بگم همین یک ماه پیش یک مسافرت رفتیم به شمال و هتلی که به راستی زیبا و تمیز، طبیعت عالی که احساس می کردم در کشور آمریکا هستم گفتم خدایا اینها نتیجه توجه به نکات مثبت و همین دیدن زیبایی های این فایلهاست.
اما
اما
بعد از اتمام فایل و نشستن پشت میز شام همسرم یک برنامه ای را تعریف کرد و یکدفعه در عرض چند دقیقه یک مسافرت پیش آمد به یک هتل عالی قرار است شنبه برم. این عالیه . اصلا باورم نمی شه . می گم خدایا اینقدر سریع جواب می دی. باور کردنی نیست.
خدایا شکرت. خدایا سپاسگزارم.
استاد عزیزم . مریم زیبا و قشنگم . سپاسگزارم برای این زیبایی هایی که به تصویر کشیدید و ما را هم بهره مند ساختید.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
سلام به روی ماهتان.
یک روز دیگر در سفر لذت با یکدیگربودن و مهمتر از ان با رب بودن تا با او در جاده های سراسر جهان سفر کنی و لذت ببری مثل امروز درایالت وست ویرجینیا هر زمان که می خواهی در هتلی زیبا اقامت کنی از پنجره ان ویوی زیبایش را ببینی و اوقات ارامش و استراحتت که تمام شد با نوشیدن قهوه ای در لابی هتل در لیوانهای تمیزی که داخل پاکت قرار داده اند هتل را تحویل دهی و باز در جاده های پیچ در پیچ روستایی باریک در یک روز پاییزی از دیدن طبیعت پاییزی و برگهای درختان که هر یک به رنگی است از فضای رویایی که بوجود اورده لذت ببری.
خداوند در کنار ما حضور دارد اهسته در گوشمان می گوید:
اگر همواره با من باشی هر لحظه در زندگیت می توانی با چشمانت با گوشهایت و با قلبت که به تو مانند تمامی دیگر اعضای بدنت به ودیعه نهاده ام مواردی و مناظری را ببینی که در فکرت هم نمی گنجد تا تو هم لذت ببری و باعث گسترش جهانم شوی جهانی که برای موجودات زنده ام خلق کردم تا همواره در حال سپاسگذاری باشند و از ان جا که شما انسانها بسیار فراموشکار و نا سپاس هستید به یادم باشید و بدانید با هدایتهایم می توانید به رموز و قوانین جهانم پی ببرید
و او مانند تمامی زمانها درست می گفت مانند ایه ها نشانه ها و قوانین ثابت و بدون تغییرش واقعیتی که با چشمانمان می توانیم ببینیم و با قلبمان احساس کنیم
خدا در تک تک لحظه هاست در هر کجا به زیبایی خودش.
در ورودی ایالت وست ویرجینیا در ویزیتور سنتر می توانی اطلاعات جامعی از بروشورهایی که در ان جا قرار داده اند از ایالتی که بر روی پرچمش نوشته وحشی و شگفت انگیز بدست اوری و اگر از اجناس زیبایی که در ان جا قرار دارد خوشت بیاید انتخاب کنی و با دست پر از ان محل بیرون ایی و باز در جاده ای پاییزی و زیبا از دیدن روستایی که بیش از گنجایش جاده اش در ان اتومبیل در رفت و امد است عبور کنی و باز هم لذت ببری لذتی در پس لذتی دیگر بی انتها.
کنار جاده باز هم گردو ها بر روی زمین ریخته شده جای ان سنجاب که در گتلینگ برگ در دوربین زل زده بود و مشغول خوردن گردو بود خالی در میان این گردو ها غلطی بزند و لذت ببرد گازی به این گردو و گازی به گردویی دیگر گردوهای پیکان که کمی متفاوت با گردوهای دیگر است.
وصف رنگهای پاییزی برگ درختان در توان هیچ موجودی نیست حتی انسان به قدری زیباست و خیال بر انگیز که غیر قابل باور است خداوند چقدر به ما لطف دارد که خانواده بزرگش را دسته جمعی به دیدن این زیبایی ها دعوت می کند. خدایا شکرت برای هدایتهایت برای دوست داشتنهایت برای بزرگواری و محبتت خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو هدایت می طلبیم.
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز و مریم خانم شایسته و سپاس خدایی که حتی فروانی هایش هم فراوانه…
سلام به استاد عزیز …
یه همزمانی عجیبی که برای من بارها و بارها تکرار می شه و بسیار منو تحت تاثیر قرار می ده این هست که من وقتی شروع می کنم دیدن فایل های سفر دور آمریکا و یا زندگی در بهشت ،
دقیقا به صورت اتفاقی در آن فصل دارم زندگی می کنم !!!
و من الان در فصل پاییزم …
و شما نمی دونید که شهر من چه پاییز زیبایی دارد …
و اطراف ما پر از باغ هست . و درخت ها دارند رنگارنگی می شه و کوچه باغ ها پر از برگ های رنگی و من واقعا عاشق قدم زدن هستم . مخصوصا روی برگ ها راه رفتن یه حس بیگانه بهم می دهد!
هوا واقعا فوق العاده هست …
هوایی که نه سردته و نه گرمته… نور خورشید بسیار لطیف هست . حقیقتش یکی از حس های خوب من نشستن زیر نور خورشیده … و پنجره ای روبه خونه ی من باز می شود که نور خورشید را هدایت می کند به سمت خونه ی من !
شکر خدایی که اصلا نعمتش تمومی ندارد و شکر نعمتش از خود نعمتش بهتره و شکر نعمت باعث می شه قلب تو باز بشود …
چشم تو بینا تر بشود …
سپاس از شما دو استاد عزیز که به من یاد دادید این موضوع رو شکر کنم . حمد و سپاس خدا رو به جای بیارم .
ان شاءالله عشقی که در قلب شما جریان دارد هرروز گسترده تر بشود . و چه الگوهای فوق العاده ای بودید در روابط برای من در اوج اینکه در حال جست و جوی خودتونبودید، تمرکز شما کاملا روی رشد شخصی خودتون هست و بعد محبتی که نسبت به هم دارید … آزادی که برای طرف مقابل قائلید تا او خودش باشد . جوری که خودش راحته رفتار کنه . و خودش را تجربه کند .
باور مهمی برای من هست که خوشبختی همسر من و فرزندان من کاملا بستگی به خودشون دارد .
من بهترین کاری که حتی می تونم برای بچه ام و یا برای همسرم انجام بدهم این هست که تمرکز خودم رو بگذارم روی خودم … روی ارتقای خودم . و خودم را تجربه کنم …
و اما این فایل رنگارنگی و پاییزی زیبا …
وقتی از بالا داشتید این درخت های با شکوه رو نشون می دادید . من داشتم شکر گزاری می کردم و حمد خدا رو می گفتم ، خدا را به اندازه تک تک این برگها سپاس .. سپاس … سپاس …
من عاشق مسافرتم …
عاشق تجربه ی یک جای جدیدم . و شما منو با این روحیه ی من آشنا کردید.
سفر همیشه با تضاد همراهه و تو رو بیرون میاره از چیزهایی که عادت کردی و تو وارد دنیای جدید می شی .
چقدر دیدن زیبایی های جهان تو رو گسترده می کند . مخصوصا اینکه تو روحت را و جسمت را آزاد بگذاری … محدود نکنی به شرایط خاص …
پذیرای تمام اتفاق ها باشی …
و حتی سپاس تضاد سفر هم به جای بیاری … ( هرچه تضادی من رو قرار است بزرگتر کنه . )
وقتی این سفر ها رو دیدم و مرور کردم یه نکته فوق العاده به جلو چشمم اومد و به خودم گفتم وقتی شروع تمرینی هست …
قدردانی …
مردم آمریکا قدردان کشورشون هستند…به هر زیبایی که این کشور دارند واقف هستند . قدر ان را می دونند، سپاس نعمت را به جای میارند و از اون استفاده می کنند … هر زیبایی رو می بینند. و زیبایی ها رو بزرگ می بینند .زیبایی ها رو اتفاق خارق العده در زندگیشون می بینند. متوجه هستند که نعمت هست . و یه امر طبیعی نمی شمارنش!!
به معجزات خداوند شون رو دیدن . می دونند که بی نظیره …و با دید فراوانی بهش نگاه می کنن … این نعمت تمومی ندارد .. هم برای منه و هم برای همه !!! وقتی سفر های شما رو می بینم واقعا کیف می کنم من تکامل رو می بینم . هرکسی برای خودش و به اندازه خودش خالقه !
و بسیار لذت می برم که این مردم اینقدر در کنار طبیعت انس گرفتند و با آن با صلح رفتار کردند .
ب
اصلا طبیعت را گسترشش دادند . وقتی وارد هر ایلتی می شوید ، یک عالمه در مورد زیبایی ایالتشون کتاب نوشتن ! بروشور آماده شده ! و اینکه بیاید ببینید. و خلاقیت هایی رو اضافه کردند . چقدر هر ایالتی سوغات مخصوص خودش را دارد . لیوان هایی که زیبایی های ایالت روشون چاپ شده ! لباس ها ! و حتی خلاقیت های گذشتگان را نشان می دهند ! برای من بسیار بسیار الهام بخش بود !
به خودم گفتم این یعنی ارزشمندی من ! توجه من به زیبایی که من دارم ! پالت های رنگی که من دارم و می تونم از اون یه نقش زیبا بسازم ! یه طرح زیبا ! ایمان به اینکه خداوند چیزی که به من داده ، درون من قرار داده ، محیطی که من را در آن قرار داده بهترینه ، منحصر به فرده …
چقدر لذت می برم از اینکه این جنگل ها و این مزارع و این ثروت های خداوند اینقدر دارد زیبا نگهداری می شود ! تمییز هست . در این فصل پاییز حتی برگ هم اطراف خیابان ها نیست !
شهر منم شهر خیلی تمیزی هست . و باعث شدید منم شکرانه ی این زیبایی های شهرم رو ببینم !
وقتی به این موضوع فکر کردم که شما اینقدر دیدن زیبایی ها براتون مهمه که اصلا یه درون بچه گرفتید که فیلم هایی از بالای منظره هایی که هستید بگیره !
و چقدر این درون بچه ها برای ما فیلم های با شکوهی گرفتن !
واقعا قلب من که گسترش یافته ! اصلا به بعد هایی از جهان فکر می کنم که تا حالا فکر نمی کردم !
و من عاشق تست غذاهای ملیت های مختلف هستم . اونم غذاهای سالم ! وقتی می بینم شمارو که این زیبایی نعمت خدا را استفاده می کنید لذت می برم …
و استاد من دارم با دیدن فایل های شما فراوانی را تمرین می کنم !
فضل خدا رو تمرین می کنم !
اینکه می شود از هر نعمتی اسفاده کرد . و بعد به خودمون بگیم ، برو جلو شجاعانه باش قراره این نعمت در زندگی تو گسترش پیدا کند !
یک چیزی جدید رو امتحان کنیم و بعد به خودمون بگیم نگران بد و یا خوب بودنش نباش ! با امتحان قسمت های جدید زندگی بعد های تو گسترش پیدا می کند !
در ذهن ناخداگاه همیشه یک چیزی هست که همیشه من رو در برخورداری نعمت خدا محدود کرده ! ولی وقتی فایل های شما رو دیدم ، و نگاه جست و جو گرانه ی شما رو ، و باز بودن شما رو برای دریافت نعمت های خداوند ، منم سعی می کنم و منم دوست دارم تکاملم را در باز بودن دریافت نعمت خدا طی کنم …
هربار نعمتی دریافت کنم . بگم خدا رو شکر من این زیبایی رو دریافت کردم . می دونم قراره مرحله بعد جذاب تر باشه !
دوست دارم وقتی هرچیزی رو امتحان کنم ، بگم من در بهترین زمان و مکان و این بهترین ها بود برای تجربه !
فایل های شما به من یاد آوری می کند ، زندگی اتفاق پیچیده نیست …
ساده هست ، مثلا یک مسافرته ، مثلا یک بازی هست …
و یعنی همین لحظه که داریم زندگی می کنی کیف کنی و لذت ببری …
و باز باشی … و باز باشی …
واقعا ارزو می کنم نگاه بدون ترس و بدون نگرانی را …
واقعا حس خوبی هست اعتقاد داشته باشی یکی هست که کاملا اوضاع تحت کنترلش هست ( خداوند)
مثل بچه ای که خودش را رها می کند و از ارتفاعی در آغوش پدرش و یا مادرش می پرد . چون به حضور آنها و به قدرت آنها اعتقاد دارد …
منم این اعتقادم به خداوند دارد گسترش پیدا می کند !
خدا رو شکر …
بازم تمرین می کنم و بازم سپاس می گم !
سلام به شما همای سعادت عزیز ؛
دقیقا این همزمانی که ازش گفتین برای منم هست . چند ساله که بارها و بارها این فایل ها رو می بینم و دقیقا هر بار این همزمانی ها برام تکرار میشه و بسیار لذت بخشه . توجهم مثله شما بیشتر، به زیبایی هایی که اطرافم و در شهر و دیارم هست جلب میشه و به درک عمیق تر و دنباله داری می رسم . خداروشکر . درمورد باز بودن در برابر دریافت نعمت ها چقدر زیبا نوشتید . عجب آگاهی رو یاد آوری کردین (با امتحان کردن چیزهای جدید و محدود نکردن خودمون چقدر می تونیم رشد کنیم و گسترش پیدا کنیم)بله هدف خدا گسترشه تا بی نهایت . حالا به هر طریقی . منم از شما یاد گرفتم و برای خودم نوشتمشون .
خیلی زیبا نوشتین و خیلی به دلم نشست . سپاسگزارم .
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از تاج او
هر ستاره، پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان
رعد وبرق شب، طنین خنده اش
سیل وطوفان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتا ب
برق تیغ خنجر او ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان،دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان وساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، ازخود، ازخدا
از زمین، از آسمان، از ابرها
زود می گفتند : این کار خداست
پرس وجو از کار او کاری خطاست
هرچه می پرسی، جوابش آتش است
آب اگر خوردی، عذابش آتش است
تا ببندی چشم، کورت می کند
تا شدی نزدیک، دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای، لنگت می کند
با همین قصه، دلم مشغول بود
خوابهایم، خواب دیو وغول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان اژدهای سرکشم
در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم، بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا …
نیت من، در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود
مثل تمرین حساب وهندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صدها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
…
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب وآشنا
زود پرسیدم : پدر، اینجا کجاست ؟
گفت، اینجا خانه ی خوب خداست!
گفت : اینجا می شود یک لحضه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی، دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش، پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست ؟ اینجا، در زمین ؟
گفت : آری، خانه او بی ریاست
فرشهایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست، معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود، قهر نیست
قهری او هم نشان دوستی است…
تازه فهمیدم خدایم، این خداست
این خدای مهربان وآشناست
دوستی، از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او را هم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی، نقش روی آب بود
می توانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک وبی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان درباره ی گل حرف زد
صاف وساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان درباره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان وآشنا :
“پیش از اینها فکر می کردم خدا …”
سلااام به همه ی عباسمنشی ها
بویژه استاد عزیزم و مریم جانم
انقدر موزیک هایی ک مریم جان انتخاب کردن دلم رو شست و لطیفم کرد دوست داشتم این شعر خانم پروین اعتصامی هم اینجا ثبت بشه ..
الله اکبرررر چقدرررر زیبایی
ترکیب رنگ های درختهای پاییزی دیوانه کننده بود
و نسیمی ک درخت هارو ب رقص درمی آورد زیباییشون رو ب رخ دِرون بچه میکشید
خدای من شکررت ک میتونم از این زاویه هم ب زیبایی هات نگاه کنم
عاااشق اون درخت های قرمز رنگ شدم
چه جاده ی باریک و بینظیری وسط اون همه درختهای رنگی رنگی
آسمون هم با ابرهای بینظیرش دیوانه کننده بود
یه درس قشنگی ک استاد عزیزم گفت تو ماشین:
این بود ک من میخاستم پاییز رو ببینم و خدا هدایتمون کرد تا لذت ببریم و به خواستمون برسیم ..
این نکته ی قشنگیه ک استاد همیشه راجب خواسته ها میگه ،مثلا اگه خواسته مسافرتِ
نگو میخام برم حتما کیش یا برم شمال
بگو میخام برم جایی ک یه دریای شفاف و تمیز داشته باشه میخام غروب خورشید رو از کنار دریا ببینم میخام اونجایی ک میرم ساحلش شن های سفید و نرم داشته باشه میخام آب و هوای مطبوعی داشته باشه
میخام این رابطه ی عاشقانه رو با عشقم داشته باشم
میخام قایق سواری رو تجربه کنم
میخام این مراکز خرید لوکس رو ببینم و خرید کنم
تو چیزی ک میخای و بگو اجازه بده خدا هدایت کنه
خدا خواسته های مارو میدونه راه رسیدنشم میدونه
و چه کسی بهتر از خداوند؟!
چه هدایت کننده ای عالی تر از خداوند؟!
چه آگاهی ای بالاتر از خداوند؟!
نیست معبودی جز او
نیست فرمانروایی جز او
همه چیز در سیطره ی ربِ
من وصل میشم ب اون
اونم کارهارو برام انجام میده
خودش گفته :هدایت تو وَظیفه ی منه
تو مسیر و مشخص کن خداوند هدایتت میکنه
عاشقتونممممم
شکرررر برای یه صلات دیگه….