سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 117

دیدگاه زیبا و تأثیرگذار محمدحسین عزیز -با کمی ویرایش- به عنوان متن انتخابی این قسمت:

چقدر این شهر Chattanooga رو دوستش دارم با اون رودخونه بسیار زیبا واون جنگل انبوهش. نکته جالبش اینه که این جنگل از ارتفاعات شروع میشه و تا دل شهر ادامه داره. درود به فرهنگ بالاشون که به این خوبی از طبیعتشون نگهداری میکننحتی اوندکارگاه چوب بری هیولا با اون دستگاههای حرفه ای واون انبوه درختایی که قطع شده بودن بازم حس جنگل خواری بمن دست نداد. دیدیم چقدر همه جا سرسبزه و درختای انبوهی داشت.

خداروشکر میکنم که هدایت شدیم به زیباترین یک مایلی که تو امریکا میتونیم ببینیمش.

سوار یه قطار زیبا ودوستداشتنی میشیم که طراحی شده تا بتونیم حداکثر زیبایی رو ببینیم یه مسیر جنگلی رویایی وباریک باشیب بسیار زیاداین مسیر عالی طراحی شده و کمترین درخت قطع شده وباظرافت از لابلای درختها رد شده و بهترین شیوه رفتن دسته جمعی به نوک جنگله چقدر منو یاد تلکابینهایی میندازه که تو جنگلهای شمال هست و تو چهار فصل سال میتونیم بریم و تودل جنگل معنی واقعی تغییر فصل وجریان زندگی رو درک کردیه جمع خانوادگی و دوستداشتنی سوار این قطار زیبا شدین و یه خانوم خوش صدا به زیبایی کل مسیر براتون از قصه این جنگل گفتعاشقتم مریم جان که با نشون دادن بچه های کوچولو اون وجه زیبا و ناب انسان روبما یادآوری میکنی واینکه همه ما یه دوره ای انقدر کوچیک بودیم و هنوزم اون کوچولو تو وجودمون هست وباید حواسمون بهش باشه وخوب ازش مراقبت کنیم و باهاش وقت بگذرونیم

چقدر جذابه که بالذت راحت وبسرعت این ارتفاع رو صعود میکنیم وبرمیگردیم نگاه میکنیم و ازمسیر وارتفاعی که طی کردیم به وجد میایم از دیدن شهر و انسانهای شهر و تمدن در زیر پاهامون کیف میکنیم و این حس فوق العاده ایه که باید تجربش گرد،میشه ساعتها نشست و از دیدن مناظر از این ارتفاع وتو دل طبیعت لذت برد ومراقبه کرد

واقعا لذت میبرم که توی امریکا انقدر به درخت اهمیت میدن و به راحتی قطع نمیکنندش وشهر پراست از درختای زیبای کهنسال و جوان واین بسیار برام ارزشمنده برام جذاب بود که تو منطقهای بسیار مهم از نظر تاریخی هستیم و یه منطقه جنگی بوده حدود دویست سال پیش و اینکه چنین مکانی اون درگیریهای خونین رو پشت سر گذاشته وما الان اینجاییم خیلی خاصه برام

چقدر من سپاسگزارتونم استاد ومریم جان که از فروشگاه هم برامون فیلم گرفتید بازم خییییلی لذت بردم هم از لوازمی که اونجا بود و من عاشق اینم که تو فروشگاههای محل های مختلف برم ببینم و خرید کنم. یه‌ جوری صنایع دستی هر جا باهم یه تفاوت جالبی داره و آدم هر بار بادیدن این وسایلی که میخره یاد حال و هوا و کلی از خاطرات سفر میفته.

قسمت جذابتر این قسمت از فایل خودتو بودید. نمیدونم اسمشو چی میشه گذاشت؟ درصلح بودن. واقعا مثل دوتا پسردختر کوچولو بازیگوش داشتین تو دنیای خودتون حال میکردین وکاری بکار بزرگترها نداشتید. خیلی حالو هواتونو دوست داشتم با هر چیز کوچیکی سرگرم میشدید. براتون جذاب بود. شوخی میکردین. میخندیدین. تابلوها رو میخوندین و‌ در موردش حرف میزدین. از هرلحظه وهر امکاناتی برای لذت بردن استفاده میکنید و هرکی این صحنه ها رو ببینه پی به فلسفه زندگیتون میبره. وقتی به آدمهای دیگه تواون فروشگاه نگاه کنیم پی به تفاوتها میبریم.

از ارتفاعات، کل شهر پیداست. واقعا شبیه جنگلهای شماله. چقدر لذتبخشه پیاده روی تواین راه مال رو جنگلی باریک با صدای پرنده ها و اون صدای ماشینها که از دور میاد یه حس باحالی داره. عاشق اون برگهای رنگی درختهام که داره میگه که وارد پاییز زیبا شدیم. اینکه دور خونه ها دیوار نمیکشن خیلی حس خوبیه.

استاد شما بی مقدمه درمورد موضوعات اساسی صحبت میکنید و گنجهایی تو این صحبتهاتون هست. گفتید من فلسفم اینه: بجای اینکه با بقیه بحث کنم و تقلا کنم تا افراد رو تغییر بدم تا اونجایی که هستم رو خوب کنم و فرهنگسازی کنم، روی خودم کار می کنم تا هدایت بشم به جایی که شرایط همین الان درست هست.

ما اگر باورهای درست داشته باشیم هرچه بیشتر رو خودمون کار کنیم هدایت میشیم به جای بهتر. همونطوریکه استاد هدایت شدن و الان سالهاست جایی زندگی می کنن که دیواری دور خونه ها نیست.

خیلی خوشحالم که میتونم تماشاتون کنم و واقعا ثانیه به ثانیه با شما بودن لذت شادی و خوشبختیه. چقدر یاد میگیرم ازتون زندگی کردن رو.

منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.

برای دیدن سایر قسمت های این سریال‌، کلیک کنید

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

105 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نازی ذوالفقاراده گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    سلام و درود به بهترین و باحال ترین و پاک ترین بندگان خدا

    خدایا شکرت که یک روز دیگه بهم فرصت دیدن و لذت بردن از اینهمه زیبایی و ثروت رو دادی.

    به به بریم به دیدن زیباترین تریل یک مایل آمریکا. از همون اول جای پارک برام خیلی جالب بود که به مردم اعتماد میکنند و هیچکس نبود بالا سر افراد بایسته خودشون پول پرداخت میکنند و با خیال راحت میرن.

    چقدر خوبه تکنولوژی به راحتی از مسیر جنگلی با اتوبوس مخصوص تریل رفتین و بدون خستگی میتونید تو قله باشید و از زیبایی های قله هر چقدر که میخواهید لذت ببرید.

    مرکز خرید برای خرید هدیه ها چقدر باحال بود و شما دو تا بدون توجه به نظر مردم کودک درونتون زنده است و با هم بازی و شیطونی میکنید. و میخندین. و سعی میکنید از لحظه تون به بهترین شکل لذت ببرید.

    به به عجب ویو ای ترکیب مه و جنگل و رودخانه زیبا تو یه هوای خنک دلنشین که نه گرمه نه سرد.

    چقدر میچسبه بشینی اونجا و ساعتها شهر رو تماشا کنی. بخصوص با صدای پرندگان و آرامش اون فضای زیبا. دمتون گرم که دو تایی اونقدر با همدیگه هماهنگ هستید جاهایی که سخته هدفتون هنوز لذت بردن از مسیر هستش و به فکر چطوری برگردم و شیب زیاد هستش و خسته میشیم و آی میشه و بل میشه و خطرناکه و… به هیچی فکر نمیکنید و فقط و فقط هدفتون لذت بردن از مسیر هستش و مریم بانو گفت الان لذت میبریم بعدا بهش فکر میکنیم چطوری برگردیم…

    خدایا میلیاردها بار شکرت.

    چقدر زیبا آموزش دادید که من تلاش نمیکنم منطقه ای که هستم رو تغییر بدم من رو خودم کار میکنم و هدایت میشم به مسیر هایی که همون چیزی که من میخوام رو دارند و من نیاز نیست برای تغییر افراد تلاش کنم.

    و در نهایت درون بچه دمش گرم که چقدر باجال هستش و ما رو با نظم و ترتیب کارگاه چوب که چقدر با سلیقه دور هم گذاشته شدن هدایت کردی. این همه تمیزی و نظم و ترتیب واقعا تبریک داره.

    ممنونم که اینهمه انرژی و حس خوب رو به ما نشان دادید و یک روز دیگه تونستیم باهاتون هم سفر بشیم.

    خدایا میلیاردها بار شکرت….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    پریسا غفاری گفته:
    مدت عضویت: 2319 روز

    به نام خدا

    سلام

    چه ویوی قشنگی همه جا مه صبح دل انگیز

    چقدر اون قسمت پارکینگش خوب بود برای پرداخت باجه بزرگ و تمیزی داشت آدما هم با فاصله و آرامش صبر میکردن که نوبتوشون بشه

    چه قطار باحالی چقدر تمیز و نو حتی ساختمونش هم نماش تمیز

    چقدر باحاله با قطار اون شیب رو میری بالا شیبی که واقعا در دو طرفش زیبایی

    اون کوچولو هم چقدر ناز چه چشمای زیبایی داره مثل مامانش، چه لبخند شیرینی هم داره

    قطار شیشه ای حتی سقفش فوق‌العاده ست چه دوربینی فوق‌العاده ای که خیلی خوب زوم کرد به ابتدای اون شیب و جای ماشین

    کل فضای زیبایی شهر از اون بالا پیداست اون گیفت شاپ هم خیلی دوست دارم

    چقدر فراوانی تنوع و ایده، از چه چیزهایی میشه ثروت ساخت، اون قسمت عروسکهاش خیلی باحال خیلی با کیفیت هم هست عروسک های خوشگلی هم داره،چقدر با کیفیت دوخته شده پشتش زیپ گذاشتن چقدر خوبه بجای اینکه جای دوخت بزارن، اون دستگاه پشم شیشه اش چقدر باحال بود اون پشم ها هم تمیز میمونه هم حلاجی شده

    چه ایده ای اون سنگهای رنگی هم گذاشتن برای فروش خیلی خوشگل هم هستن حتی نگاه کردن بهش حس خوبی میده

    چه جملات زیبایی هم روی اون چوب‌ها نوشتن، چه بوته‌های قشنگی بالاش قرمزه پایینش سبز

    اون خونه چه جای قشنگی هست چه ویویی هم داره، چه گلای قشنگی جلوی خونه هست

    پوینت پارکه هم چه ورودی قلعه‌ ای قشنگی داره که از بدو ورود بینهایت زیبایی میبینی

    کل زیبایی و فراوانی و ثروت از اونجا دیده میشه رودخونه ی زیبایی هم از وسطش رد میشه

    چه صخره‌های پله پله ای قشنگی جای دنجی هم برای نشستن و دیدن اون همه زیبایی ناب

    رنگ برگا رو ببین نارنجی قرمز طلایی سبز زرد ….

    چقدر خوب برای اون ارتفاع پله‌ ساختن چه تریل زیبایی هم داره خیلی جالب بود اون درخت از دل صخره رشد کرده رنگ برگ هاش تو نور خورشید میدرخشه

    چه پرنده‌های قشنگی بینهایت چوب با چه ابزارهای هیولایی که جابجا میشدن تمیز و مرتب جمع آوری شده بود

    فراوانی نعمت و زیبایی بی انتها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سجاد بحرینی گفته:
    مدت عضویت: 2275 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد بزرگوارم سید حسین عباس منش و استاد شایسته

    و اساتید پشت صحنه آقا ابراهیم و خانم فرهادی

    I Like Chattanooga

    خیلی قسمت جالبی بود برام

    من میخوام از یه زاویه متفاوت به نگاه کنم و نتیجه گیری رو میذارم به عهده ی خودتون

    من سالها به خاطر باورهای عمیق مذهبی ام نگاه دیگری به جنگ داشتم

    اینکه باید بجنگیم تا به حق مون برسیم…

    حق گرفتنی است نه دادنی…

    ما فلان کشور رو زیرپا له میکنیم

    و…

    توی ایرانم منطق جنگی زیادی هست

    تقریبا غرب ایران از بالاش تا پایین درگیر جنگ با عراق بوده به خاطر شرایط اون موقع حالا کاری با این ندارم

    ولی توجه به نکات منفی و شرک چه بلایی به سر آدم میاره

    و توجه به نکات مثبت و توحید چقدر میتونه نعمت ها را خودبخود وارد زندگی آدمها کنه

    من یادمه وقتی میرفتیم مناطق جنگی همش بحث ها و صحبت هایی بود که تهش میرسید به نکات منفی و شرک

    حالا نمیخوام خیلی بازش کنم

    اونایی که رفتن میدونن چی میگم

    اینجا حدودا 200‌_300 سال پیش یه جنگی رخ داده بوده بین خود آمریکایی ها

    الان وقتی نگاه میکنیم اومدن موزه اش کردن و یه کاری کردن که مردم ازش لذت ببرن

    ازش پول در بیارن

    چقدر برام جالب بود که به هر چیزیش و موضوعی که نگاه میکردم تهش میرسید به شادی کردی و لذت بردن

    و اصلا موضوع جنگ و خونریزی ها رو کاملا از یاد آدم میبره

    خدایا شکرت

    تشکر از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محسن عباسی گفته:
    مدت عضویت: 527 روز

    بنام رب العالمین که یک روزدیگه بمن فرصتی دادتا امروزهم یکی اززیبایی های جهان بینهایت پرودگاررابه نظاره بشین ولذت ببرم الهی شکرت

    سلام به استاد عزیزمممم و مریم زیبا عاشق طبیعت

    استاد جان عاشتقم

    سپاسگزارم ازشما بابت این قسمت از سفرنامه تون خیلی لذت بردم

    من یکی ازشاگردان شماهستم دردوره12 قدم آموزش می بینم وچقدر نگاهم به زندگی تغییر دادی

    امروزداشتم به این فکرمیکردم استادچطوری به اینجا رسیده به این همه نعمت تازه متوجه شدم استاد هیچی کاری نمیکنه فقط به زیباها توجه میکنه ونعمت ها دنبال استاد هستند واستاد بادیدنشون اونا رو تحسین میکنه همین ……

    استاد جان سپاسگزارم این زیبایی های که شما لذت میبرید برای ما شاگردها هم اشتراک میذارید تا ماهم لذت ببرم وبیشتر نعمت های خداوندرا جذب کنیم

    استاد عزیزمم ازشما بابت توضیحاتون درخصوص مسایلی که می ببینید وازگذشته حرف میزند وتغییراتی که روخودت داشتید میگید من خیلی لذت میبرم

    مثل نرده های آهنی که روی دیوارها کشیده بودند وشما خیلی جواب منطقی دادید میتونه انسان مکانش عوض کنه به جاهای امن بره چقدراین حرفتون زیبا بود خیلی لذت بردم

    ازخدامیخوام همیشه تندرست باشید وهمچنان ماهم به تغییراتمون ادامه بدیم تا توحید ابراهیمی داشته باشیم

    ازمریم جانم هم سپاسگزارم زمانی برای فیلم برداری با اون لنز گوشی شون برامون وقت میذارند وماهم لذت ببرم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مهسا میهن خواه گفته:
    مدت عضویت: 1944 روز

    به نام خدا الهیییی به امید خودت بریم برای تجربه شهر جدید جای جدید لذت طعم نگاه و لحظه های جدید

    این ایالت که دیگه اسمش تلفظش هم سخته چاکامان تا اگه اشتباه نکنم

    چه ترین باحال شیشه ای چه نی نی جذابی عینه ماهد خودم و گوگولی هاش

    چه آدم های خوش ذوقی با لباسای رنگی رنگی شون درود بر مادرای که هیچ چیز رو فدای لذتشون نمیکنن

    چه شیب های خفن درختان برگ های رنگی رنگی و 2 راوی همه چی تموم با شوق و ذوقشون تصاویر برامون گویا میکنن استاد و مریم عاشق لبتس خوشرنگای مریم جونم منم عاشق رنگ قرمزم چه فروشگاه باحالی با گیفت ها و جمله های باحالتر عجب جایی هست تو دل کوه و صخره رودخونه جنگل پیاده روی مشتی بالاو پایین بی نهایت شمارو تحسبن میکنم بابت حس کنجکاوی در دیدن و تجربه و بیان زیبایی ها دل و روده همه جا رو در میارین

    احسنت مرحبا

    چه فیلمبرداری با درون انبوه الوارهای چوبی چندین هزاران تن چوب خدای من خدای خدای من دیوانه کننده است از این همه انبوه و فراوونی انگار یه درخت قطع میشه هزاران تا جاش سبز میسه چه عظیم جنگلی چه رودخونه چقدر غنی چقدر فراوانی از آسمان و زمین همینطور میباره و چه سیستم مکانیزه عالی و درجه 1

    ودر آخر خیز درون بچه برای قرار گرفتن در وستان عزیز دل مریم جان خوشتیپ خوش صورت و سیرت

    الهی شکر بابت این رزق پر برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    بهار اسحاقی گفته:
    مدت عضویت: 1189 روز

    1404/08/05

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    پریروز بود که یکی از رفقای خیلی خوبم لینک این قسمت رو برام فرستاد

    وقتی دیدمش یاد روزای اولی افتادم که دیدن سفر به دور امریکا رو شروع کرده بودم

    و هدایت شدم دقیقا به فضایی مثل این قسمت

    با اون ویو بییییییییییی نظیییییر

    یادمه نشسته بودم روی یه تیکه سنگ و با عشقققق فقططططط منظره رو نگاه میکردم

    و خیلی قبل ترش ک‌ رفته بودم تله کابین رامسر

    دیدن این صحنه رو تجربه کردم

    وااااقعا محشره

    دقیقا مثل درون بچه کل شهر زیر پاته و میتونی یه مراقبه ی خیلی خفن انجام داد

    خدایاشکرت بابت دیدن این زیبایی بی قید و شرطت

    چقدددد اون گیفت شاپ و دوست داشتم.

    چقدد ایده ی عروسکا قشنگ و جذاب بود.

    وای اونجا ک استاد داشت از اون تیر اندازای دستی میگف ک‌ تو بچگی‌ گنجیشک هارو میزدین

    من چقدددد‌ خندیدم …

    چقد ارتباطتون رو‌دوست دارم

    مثل دوتا دختر بچه و پسر بچه داشتین با ذوق‌ فروشگاه و میگشتین

    دمتون گرم

    عااااشقتووووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1558 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    بیست و پنجم نوامبر سال 1863

    کلنل ویلیام ریکاردو: ما در بالای تپه سنگی موضع گرفته ایم و مراقب حمله دشمن هستیم کاپتان کیمبر برو از کلنل واکر بپرس کدام نقطه را پوشش دهیم رودخانه یا گذر کوهستان را؟

    کاپیتان فردریک . ال. کیمبر: بله قربان. کلنل واکرچه دستوری می فرمایید؟ کدام گذر را پوشش دهیم؟

    کلنل توماس . ام . واکر: مراقب گذر کوهستانی باشید و سسر پست خود بمانید دهانه توپها را بر این نقطه میزان کنید من مراقب گذر رود و قایقها هستم.

    سخنانی که در بالای تپه ای زیبا در سال شصت و سه میلادی بین این نظامیان که اسامی انها بر بوردی در همان نقطه که احتمالا جنگیده اند وجود داشت و با خواندن شرحی کوتاه بر روی بردی دیگر اکنون می توان حدس زد چه حال و روزی در این منطقه حاکم بوده است.

    پارکهای ملی چیکاماگا و چاتانوگا در ایالت تنسی امریکا.

    پارکی متفاوت با تمامی استیت و نشنال پارکها که مربوط به نظامیان امریکا بوده ولی اکنون قلعه ای که در ان واقع است برای تماشای عموم تبدیل به موزه شده و تنها یادی از جنگ داخلی امریکا را در اذهان عمومی ان هم اگر تابلوها را بخوانند و یا به سخنان لیدر گوش فرا دهند را زنده می کند و خواهند دانست که در این منطقه چه اتفاقاتی افتاده است و گر نه ترجیحا همه برای لذت بردن و اموختن دروس خود که البته با صدای پرندگان و هوای لطیف و رطوبت و دمای مناسب به جز لذت بردن موضوعی باقی نمی ماند به این پارک نظامی اجازه نداشتند و حتی ترجیحا نمی امدند.

    کجا هستند ارتشیانی که به جان هم افتادند و برای ازادی بردگان هم دیگر را به گلوله های توپ بستند و در اخر هم برده ها پیروز شدند و مشخص شد نظامیانی که برای نجات و ازادی انها جنگیدند و کشته شدند بر اساس فرکانس ازادی طلبانه سیاه پوستان و برای انها به پیروزی دست یافتند. بندگانش و دستان او.

    برای امدن به این قلعه باید از شیبی تند با سر بالا و سر پایینی های زیادی عبور کرد تا بتوان به نقطه ای رسید که زیبایی هایی را بنگری که شاید در ان زمان در چشم ارتشیان زیبا نبوده و تنها هدفی بوده برای دست یافتن به هدفی دیگر .

    منطقه ای که اکنون در صلح می توانی با قطاری سوت زنان به ان جا بروی و از مناظر زیبای ان دیدن کنی از هوای ان لذت ببری و هدایایی را که دوست داری را خریداری و به کسانی که دوسستشان داری هدیه دهی.

    قطار در ادبیات گاهی برای زندگی به کار می رود و تمثیلی است برای خصوصیات ان اما این قطار و هر قطاری اگر برای زندگی مثال زده می شود باید بر روی ریل قران حرکت کند در غیر این صورت از ریل خارج شده و به دره سقوط خواهد کرد.هر یک از ما انسانها در یک کوپه از این قطار قرار داریم با خواندن کلام خداوند و عمل به ان می توانیم از هر سر بالایی و هر شیبی با کنترل ذهن و کمک گرفتن از صبر و کنترل ذهن و نماز با شادی و ارامش و در صلح با خود گذر کرده و هیچ توجهی به سر بالا و یا شیبهای تند راه ها و تنگه ها دره ها….نخواهیم داشت تنها با توحید و یکتا پرستی می توان در این قطار از دیدن زیبایی ها لذت برد و به سخنان خداوند گوش فرا داد که در قران می گوید:

    اگر از تو در باره من پرسیدند بگو من نزدیکم.

    و نزدیکتر از این . نزدیکتر از رگ گردن به هر بنده ای و خدایی که بندگانش را از خود انها بیشتر دوست دارد و می خواهد انها جز مومنین و متقین باشند و به انها با عشق ببخشد هر انچه را که درخواست می کنند و همواره به انها می گوید:

    تو مختاری انتخاب کنی می خواهی در چاتانوگای امریکا که برای تو تعیین کرده اند بجنگی یا در جهان خودت که می سازی در هر کجا خوش بگذرانی بخندی و ازادانه زندگی کنی انتخاب با خودت است. می خواهی از راه زیبای کوهستانی به بالای کوه برسی و از صدای پرندگان اسمان رود دریا درختان گلها تخته سنگها…..لذت ببری و توجهی به دیوارهای بلند و نرده های نوک تیز ان نداشته باشی در قطار از دیدن کودکی زیبا خانه ها درختان انسانهای شاد و زیبا لذت ببری و یا در کنج خانه ای با دیوارهای بلند بنشینی و ان را انقدر با میله های فلزی احاطه کنی که مانند زندان شود؟ زندانی که با فرکانسهایت می سازی.

    ما که سعی در دانستن قوانین خداوند در قران و در حال عمل کردن به ان با هدایت و توکل به اوهستیم انشالله هدایت شده ایم چون او خودش قول داده و بد قولی در مورد رب جهانیان محال و غیر ممکن است.

    در این زمان با لذت فریاد می زنیم:

    خدایا به اندازه خودت شکرت برای قرانت برای قوانین ثابت و بدون تغییرت خدایا به اندازه خودت شکرت که در قلب منی از رگ گردن به من نزدیکتری و مرا بیشتر از خودم دوست داری خدایا در قلبمان بمان تا ابد که بدون تو هیچ هستیم هیچ.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 1013 روز

    به بهههههه اومدیم چاتانوگاااا ک بریم زیباترین یک مایل آمریکا رو ببینیم

    خدای من چه قطاری چه شیبی چه ویویی

    چه درخت‌هایی

    چه نی نی خوشگل و بامزه ای عاشق رنگ چشاش شدم چقدرررر زیباست و زیبا میخنده

    خدای من دقیقا منم مثل دوستمون با دیدن صحنه ای ک با قطار رفتیم بالا یاد تله کابین رامسر خودمون افتادم

    واقعا از اون دید نگاه کردن خیلی برام جذاب بود

    مخصوصا دیدن شهر و دریا از اون بالاااااا

    چقدر صنایع دستی های باحالی داشت

    ایده ی پر کردن عروسک ها خیلی برام جذاب بود

    چقدر خلاقیتشون رو تحسین میکنم

    تابلوهای چوبی با نوشته های قشنگش

    شوخی ها و خنده های شما موقع دیدن تیرکمون و تفنگ چوبی قلبم رو باز کرد

    چقدر لذت میبرم از دیدن رابطه ی قشنگتون

    چقدر خووووبید شمااااا

    چقدر لذت بردم وقتی از ارزشی ک مادرا برای خودشون قائل میشن گفتید

    دقیقااا همینه ،قبلا بهمون میگفتن مادر یعنی از خودت بگذری از خودت بِکنی بدی ب بچه ات

    اینجوری یعنی مادر خوبی هستی

    اما می‌بینیم مادرهایی ک خودشون رو دوس دارن حتی بیشتر از بچه هاشون اونا احترام بیشتری دریافت میکنن

    مهمترین آدم زندگیه هرکسی ،خودشه

    چقدر خوب ک این فرهنگ و دیدگاه رو یاد بگیرم

    ااااخ چه تریل زیبایی رو رفتید از در قلعه ک رفتید داخل خیلییییی همه چیز زیبا بود

    یه ویوی رویااااااایی

    این ویو رو هم من با عشقم تو شمال خودمون تجربه کردیم خیلی خیلی زیبا بود

    چقدر آرامشش و صدای پرنده هارو دوس داشتم

    چقدر لذت بردم ک از اون پله ها رفتید پایین بدون اینکه ب برگشتن و سربالایی رفتن و سختی هاش فکر کنید

    چقدر عشق میکنم ک همیشه تمرکزتون رو لذت هاست

    من همیشه وقتی فایل های سفر ب دور آمریکا رد میدیدم میگفتم عاااااشق این خونه هاییم ک حتی دیوار هم ندارن چقدر زیباست چقدر حس خوبی میده و امسال ب یه خیابونی تو مهرشهر کرج هدایت شدیم برای پیاده روی ک اکثر خونه ها این سبکی هستن و دورشون دیوار نیست و فضای باز دارن بقول استاد بجای اینکه تمرکز بزاریم رو تغییر دیگران ،تغییر کشور تغییر دیدگاه خانوادمون

    بیایم تمرکز بزاریم رو خودمون ک هم هدایت بشیم ب جایی ک دوس داریم

    هم بنظرم کار راحت‌تر و لذت بخش تریه

    عاشقتونممممممم سپاسگزارم برای تک تکککک لحظه هایی ک زیبایی هارو بهمون نشون دادید

    عاشق تک تک اعضای خانواده ی عباسمنشی خودم هستممممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: