اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلامت خدمت استاد گرانقدر و خانم شایسته عزیز و دوستای گلم
ما انسانها بر خلاف تمام موجودات دیگر خالق شرایط ،خالق اتفاقات،خالق معجزات در زندگیمون هستیم با تمرکز بر نکات مثبت با توجه به زیبایی ها،با توجه به نعمتها وبا ارسال فرکانس های خوب و مثبت به جهان،
ما وقتی باورهایمان درست باشه،در مدار درست قرار بگیریم و با ایمان راسخ حرکت کنیم شرایط،اتفاقات،آدمهایی به سمت ما هدایت میشن که مارو به ثروتها و نعمتهای بیشتر میرساند
ما دستان خداوندیم بر روی زمین برای گسترش جهان
ما آفریده شده ایم که خالق شرایط و زندگیمان باشیم
ما آمدهایم تا شرایط دلخواهمون رو خلق و تجربه کنیم
زندگی واقعی،تجربه لذت بخش خلق خواسته هاست
فکر کن ببین چی از این دنیا میخوای و سعی کن اونو با تغییر باورهات با تغییر فرکانسهای ایجاد کنی به خدا کار خاصی نمیخواد بکنی راها به تو گفته میشه به هزاران طریق،قدم اول رو بردار شروع کن به تغییر باورهات راهها برات باز میشه به راحتی به آسونی
خدایا کمکم کن در این مسیر باشم و باورهامو بتونم تغییر بدم و زندگیمو اونجوری که میخوام تغییر بدم
امروز 12آذر1404
درپناه الله یکتا شادِشاد،سلامت،ثروتمندوسعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
مثلاً ما بگیم بریم اونجا ببینیم شرایط چه جوریه من خودم رو با شرایط اونجا وفق بدم، فکر نکنم ما به دنیا اومده باشیم تا با یه شرایطی که موجوده خودمون رو وفق بدیم
ما خالق جهان هستیم ما همه چیز رو خلق کردیم
ما انسانها تابع شرایط نبودیم
اگر تو زندگیمون به اینجا رسیدیم به خاطر اینه که شرایط برامون تصمیم نگرفته،
ما گرمترین جای کره زمین را تبدیل کردیم به خنکترین جا با کولرها با سیستمهای خنک کننده
یا سردترین جاها رو قابل سکونت کردیم با سیستم گرمایشی و خیلی کارهای دیگه
اگر میخوای زندگی رو اونجوری که باید و شاید تجربه کنی باید تو شرایط رو ایجاد کنی بگی میخوام بیام آمریکا چه شرایطی رو تجربه کنم و همون شرایط رو میسازم برای خودم نه اینکه بیام ببینم اونجا کار هست اگه کار هست اگه میتونم درآمد داشته باشم زندگی کنم اگر نه که برگردم برم سر کار قبلی، زندگی به این شکله که ما ایجادش میکنیم باید بگی من چی رو میخوام و خلقش کنی
نه اینکه بگی حالا چه جوریه شرایط این اوضاع با این چیزی که میخوام جور در میاد نمیاد اگر جور در نیاد باید بسوزم و بسازم با زنم با بچهام با شوهرم با رئیسم با کارمندم نه ما شرایط رو خلق میکنیم
اگر قانون را بلد باشیم اگر به خدا ایمان داشته باشیم میتونیم هرجوری که بخواهیم زندگی کنیم من موقعی که از قم به بندرعباس رفتم دقیقاً چیزی رو که میخواستم نوشتم روی برگه که میخوام برم بندرعباس به کجا برسم با آدمهای جدید ارتباط برقرار کنم از لحاظ مالی پیشرفت کنم تحصیل کنم برم اونجا دور باشم از افرادی که نامناسبن
حالا دوستان فامیل آشنا کسایی که دور بر من هستن و نمیذارن روی باورهای کار کنم میخوام تنها باشم میخوام روی پای خودم بایستم میخوام زندگی رو با یه بیس درست با پایههای درست ایجاد کنم،
باور کنید من تا قبل از اون حتی یک بار هم بندرعباس رو ندیده بودم نه خبری ازش داشتم وقتی این تصمیم رو گرفتم با این ایده تازه خیلی باورهام درست نبود ولی ایمانی توی وجودم بود که میتونم این کارو انجام بدم و به تمام اون چیزی که براش رفته بودم رسیدم و بعد تصمیم گرفتم مهاجرت کنم تهران
اونجا هم اطلاعی در مورد تهران نداشتم ولی با این ایمان که اون چیزی که من میخوام میسازم و خلق میکنم تمام زندگیم رو هدیه دادم به یه زوج جوان و تمام اونچه را که میخواستم خلق کردم و بعدش طبق پلنی که اون اول اول توی بندرعباس چیده بودم مهاجرت کردم آمریکا
یه عالمه افراد دلیل داشتن برای اینکه من نمیتونم توی تهران کارهایی که میخوام را انجام بدم هزار دلیل در مورد مسائل مختلف که تو به این دلایل نمیتونی این کارها رو انجام بدی
ولی من همه اون کارهایی که میخواستم را انجام دادم و بعد اومدم آمریکا
اصلاً هم آمریکا رو ندیده بودم ولی اصلاً به این فکر نمیکردم که حالا بیام ببینم شرایط چیه
میدونستم که میتونم شرایط خودم رو خلق کنم به هیچ عنوان اجازه ندادم که شرایط برای من تعیین کنه که من باید چطور زندگی کنم
من هستم که شرایط رو خلق میکنم
فکر میکنم همه لایق این نوع زندگین
همه میتونن این کارو انجام بدن
همه میتونن به این شکل زندگی کنن
اگر باورهاشون رو عوض کنن
اگر نگاهشون رو به دنیا عوض کنن
توی مدار دیگهای قرار میگیرن
اگر سطلشون رو بزرگتر کنن
اگر باورهاشون رو عوض کنن
سطلشون بزرگتر میشه
باران رحمت الهی رو بیشتر جمع میکنن
و هر چیزی رو که بخوان خلق میکنن
من زندگیم رو اونجوری که دوست داشتم خلق کردم همه اینها به خاطر این بود که باور و ایمان قلبی داشتم نه اینکه یه روز باور کنم میشه یک ماه بگم نه نمیشه
از همون اول باور داشتم که من تمام شرایطی که میخوام رو میتونم خلق کنم
خواستههای من برای خدا بسیار بسیار ناچیزه یعنی برآورده کردنشون اصلاً کاری نداره برای خداوند،
جهان هستی آماده است و خوشحاله برای اینکه من به خواستههای بزرگم برسم
بزرگ از نظر من نه از نظرخداوند
اون کمکم میکنه هدایتم میکنه حمایتم میکنه
وقتی اومدم آمریکا اولین کاری که کردم رفتم شناختم جاهای مختلف رو
و اینقدر گشتم تا جایی رو پیدا کردم که اونجور که میخواستم باشه با همون مردم دوست داشتنی آروم سالم ساده و خلوت
همه امکانات رو هم داشته باشه
جوری که آزاد باشم راحت باشم هر وقت خواستم برم شکار کنم نخوام مجوز بگیرم نخوام از کسی اجازه بگیرم هر چیزی رو که خواستم تو زمینم بکارم هرجوری که خواستم خونه ام رو به هر شکلی که بخوام بسازم نخوام برم مجوز بگیرم به هر شکلی که خودم دوست داشته باشم بسازم،
دوست دارم بدونید که ما خالق زندگی خودمون هستیم ما میتونیم شرایط رو اونجوری که بخواهیم رقم بزنیم
به خدا هدایت میشید به مسیرهای درست اگر توی مدار درست قرار بگیرید افراد درست شرایط درست ایدههای درست وارد زندگیتون میشن
باور کنید نمیخواد کار خاصی بکنید من هدایت شدم
قدم به قدم هدایت شدم به اون چیزی که میخواستم
همه این اتفاقات به صورت معجزه آسا افتاد فقط به این دلیل که باور دارم که اونجوری که میخوام میسازم
اون چیزی که دوست دارم رو خلق میکنم و همه شرایط خوب برام اتفاق افتاد
بدون اینکه من بخوام تلاش خاصی براشون انجام بدم
نه اینکه فکر کنید من کوه کندم
نه اینا خودش اتفاق میفته فقط ما باید ایمانمون رو تقویت کنیم
باید باورهامون رو تقویت کنیم
بنویسید چی رو میخواید و اون چیزی رو که میخوای پاش وایسی و خلقش کنی و بدونی که ایجاد میشه
محدودیتها فقط توی ذهن ماست
اگر گفتن ما یه همچین قانونی توی کشور داریم که نمیشه
بدونید که اینا همش توی ذهن ماست
همه چیز تغییر میکنه
هر محدودیتی برای من ایجاد کردن من همون موقع به این فکر کردم که کجا برم که این محدودیت نباشه
این محدودیتها رو من نمیپذیرم و همینجوری هدایت شدم به مسیرهایی که محدودیتها نباشه و این جایی که من هستم حداقل اون محدودیتهایی که تا الان میشناختم توش نیست
اینجایی که من گرفتم اون محدودیتها نیست و من باور داشتم که اینجا اینجور چیزها وجود داره و میشه داشتش.
وقتی حرف از هدایت میشه،من اونجا میخکوب میشم.وقتی آدم ایمانش رو نشون میده و به امید هدایت حرکت میکنه،اولش متوجه نمیشه چی داره میشه و یا اینکه چی انتظارش رو میکشه.ولی وقتی پل رو رد میشی و برمیگردی نگاه میکنی میفهمی که همش هدایت بوده که از این پل گذشتی.وقتی تصمیم به مهاجرت گرفتم،هیچی نمیدونستم.نه زبان بلد بودم.نه کشور خاصی رفته بودم قبلش و نه آشنایی داشتم با فرهنگ های مختلف.اما به امید هدایت حرکت کردم. وقتی انسان پا میذاره توی مسیر تازه میفهمه هدایت یعنی چی.تازه بیشتر درک میکنم که استاد وقتی میگن شما هدایت میشید توسط نیرویی که بیشتر از خوده ما میخواد که ما به موفقیت برسیم یعنی چی.
من هم توی گرمای نزدیک به 50 درجه جنوب،وقتی که هیچی نداشتم،بیکار بودم،بدهکار بودم،روابط داغون بود،تصمیم گرفتم که زندگیه دیگه ای رو تجربه کنم و به خودم گفتم یا تغییر یا مرگ.یعنی به خودم گفتم دو راه بیشتر نداری،یا نتیجه میگیری و یا همه چیز رو تموم میکنی.اما ایمان داشتم که خدا کمک میکنه.اون روزها تازه با استاد آشنا شده بودم و نور امید توی وجودم بیدار شده بود. من سمت خودم رو انجام دادم و خداوند هم سمت خودش رو بخوبیه هرچه تمام انجام دادم.الان که دارم این کامنت رو مینویسم توی قلب اروپا هستم،روبروی پنجره اتاقم نشستم.برف خوشکلی داره میباره و دمای هوا منفی 9. و الان که برمیگردم به پشت سر نگاه میکنم میبینم من هیچ کار خاصی نکردم.غیر از هدایت هیچی نبوده تا الان.
همینجاش هم استاد راضی نشدم به شغلی که داشتم که خوده مردم همینجا وقتی میفهمیدن کجا کار میکنم،دهنشون وا میموند از تعجب. خیلی سریع هم بهم پیشنهاد قرارداد دائم نه،بلکه مادام العمر دادن که خییییلی بندرت اتفاق میوفته.و وعده ی افزایش 200 یورویی در ماه :) . اما نمیدونستن که من شاگرد استاد عباسمنش هستم و توی این تله ها گیر نمیوفتم.تا اونجایی که قراردادم بود ادامه دادم و بعدش بیزنس خودم رو راه استارت زدم و خداروشکر به آزادی زمانی و مکانی رسیدم و هدف بعدیم آزادی مالی هست که اون هم به لطف خدا هدایت میشم. یه راهنمای نیک هم مثل شما استاد بزرگوارم دارم که خدارو میلیون ها بار بابت این سپاسگزارم و میدونم که وقتی حرکت میکنم و تمرکزم رو میذارم روی چیزهایی که بهم احساس بهتری میده،بقول قرآن آسان میشم برای آسانی ها.
سلام به استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته نازنین امیدوارم همیشه تندرست و شاد و ثروتمند باشید
خیلی خوشحالم جواب سوالم( که از خدا همین امروز صبح وقتی تمرین ستاره قطبی و انجام میدادم و به خدای مهربون گفتم درواقع نوشتم فقط تو رو می پرستم و از تو هدایت می خوام.من و به راه راست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی و نه اونایی که غضبشون کردی و نه گمراهان.) ازش خواسته بودم بهم بگه و من و هدایت کنه رو از این فایل گرفتم. درواقع نشانه امروزم هم بود.وقتی این فایل و گوش میدادم از اول تا آخرش اشک شوق ریختم و مصمم تر شدم واسه تصمیمی که می خواستم بگیرم و دنباله یه نشونه بودم که خدای مهربون نشونم بده.استاد عزیز از وقتی عضو سایتتون شدم و روی باورام کار کردم البته بعضی وقتا کمتر. با وجود نجواهای شیطان و افکار منفی اکثر جامعه با این حال سعی کردم همیشه احساسم و مثبت نگه دارم هر لحظه شکر گزار داشته هام باشم،به زیباییها توجه کنم .البته با لذت و حال خوب و عااالی.نه فقط یه تکلیف. هر چی می گذره من آسون و آسون تر میشم واسه آسونیها.قوی تر میشم توی کنترل ذهنم و این خیلی واسم ارزشمنده.خیلی اتفاقای خوب و عالی واسم افتاده توی این مدت دوست دارم توی فرصت بهتر و با نتایج عااالی تر بیام کامنت بزارم.دوستون دارم همیشه حال دلتون عااالی باشه
یادمه یه جمله از قبل از آشنایی با سایت بود که مثلا گفته میشد خدا می خواسته یا قسمت بوده و از این حرف ها و ما باور کرده بودیم که شرایط ما بستگی به دیگران داره و چقدر از دور اطرافیان شنیده بودیم ولی استاد عباس منش الگویی هست که شرایط خودش را ساخته و هرچه را می خواسته خودش بهش رسیده چون باور ساخته و طبق ساخت باور اقدام کرده ….می خواهم اینو بگم ما هم با ساخت باور و می توانیم نتایج زندگی را اونجوری که بخواهیم خلق کنیم دقیق مثل تمرین ستاره قطبی ما هر روز تابلوی نقاشی زندگی را اونجوری که دوست داریم میکشیم دیگه دیگران نمی توانند دخالت کنند ما 100 درصد خالق هستیم ما خدای ساخت شرایط هستیم .
فقط احساس خوب و اتفاقات خوب
کسی که فقیر هست خودش خالقش بوده کسی که سلامت هست بازم خودش خالقش کرده .
وقتی ثروت نمی سازیم دقیقا فقر را میسازیم و همه ی این ها قانون بی تغییر خداوند هستن
حدود 3سال است با شما آسنا شده ام از فایلهای رایگان شروع کردم، بعد از آن دوره عزت نفس، کشف قوانین زندگی، کتاب الکترونیکی چگونه فکر خدارا بخوانیم و در حال حاضر ثروت یک را خریده ام و گوش می دهم بعد از گوش دادن به جلسه 15 ثروت تصمیم گرفتم:
من کارمند رسمی وزارت بهداشت و درمان هستم، با 23 سال سابقه کاری، ولی هیچ علاقه ای به شغلم ندارم، می خواهم کارم را رها کنم و بدنبال کار مورد علاقه ام بروم ، چون احساس می کنم عمرم را در اداره تلف می کنم ، حالم خوب نیست از این کار لذت نمی برم. حدود 2 سال پیش آموزشی درخصوص NFT در تهران گذراندم از این کار خوشم می اید، فقط با داشتن اینترنت و یک گوشی یا لب تاپ می توانی کار کنی و چون هنوز بازار آن به بلوغ نرسیده و تنها حدود 0.4% از مردم جهان از آن مطلع هستند میتوانی با کمی خلاقیت و تلاش درآمد دلاری بسیار خوبی داشته باشی، آزادی زمانی و مکانی هم داری میتوانی در هر ساعتی از شبانه روز و در هرجایی ، کار بکنی ، حالا کم و بیش کار می کنم ولی شغل فعلی ام نمی گذارد 100 درصد بر NFT متمرکز باشم. بالاخره بر ترس هایم پا گذاشتم و طمع این حقوق کم کارمندی را از دلم کنده ام ، دیگر نمی خواهم اجازه دهم این حقوق ناچیز مرا گول بزند و مانع از پیشرفتم بشود. همانگونه که 23سال پیش داشتن این حقوق جزئی مرا در این اداره نگه داشت، دیگر نمی خواهم اشتباه قبل خود را تکرار کنم.
استاد عزیزم چقدر خوشحالم که با شما آشنا شدم و با کمک آموزه ها و آگاهی های ناب شما در حال تغییر دادن دنیایم و خلق دنیای جدیدم هستم.
در گذشته قبل از اینکه این قوانین رو بدونم همیشه میگفتم من که نمیتونم کاری انجام بدم زندگیم همینه دیگه تو خونوادهای هستم که هرچی اونا بگم باید انجام بدم هیچ کاری از دست من بر نمیاد و جامعهمون خیلی خیلی رومون تاثیر داره جوری باید رفتار کنیم که جامعهمون اطرافیامون فکر میکنند طبق اون باید پیش بریم طبق اون باید زندگی کنیم طبق اون باید رویهامونو تجسم کنیم ولی الان با گوش دادن این فایلها چه انگیزههایی چه رویاهای جدیدی در من رشد کرد یاد گرفتم که رویاهایی که دلم میخوادو بهش فکر کنم و اون چیزی که خودم میخوام برای خودم خلق کنم میتونم زندگی خودمو خلق کنم قبلا این حسو داشتم که میگفتم رویاهای ما باید در اندازه در حد خودمون باشه الان میگم من بهترینم لایق بهترینام هر چیزی که بخوام برای من وجود داره هیچ محدودیتی در هیچ زمینهای نیست حتی در قرآن هم وجود داره که در هیچ چیزی تنگی وجود نداره خدایا ازت ممنون و سپاسگزارم که این جهانو جوری خلق کردی که انسان هر چیزی رو که بخواد هست هر چیزی واقعاً هر چیزی هر روز بیشتر و بیشتر میشه به قول استاد که گفت خداوند فرموده اگه من این جهانو برای شما میدادم از ترس اینکه این تموم بشه شما اصلاً استفاده نمیکردین خیلی چیزا رو استفاده نمیکنی به ترس اینکه تموم میشه ولی برعکس دنیا هرچی استفاده کنی بهترشو به دست میاری خدایا سپاسگزارم از اینکه کنارم هستی
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
موضوعی که متوجهش شدم اینه که حال خوب یا بد من بستگی به شرایط بیرونی داره یعنی اگر صاحب کارم با من خوب برخورد کنه من حالم خوب هست مثل دیشب که با من خوب برخورد کرد و مثل شبهای قبل نبود و من با حال خوب اومدم خونه و اگر باهام یه خورده بد رفتار کنه من بهم میریزم .
دیشب سر صحبت شدیم با اسا کارم بهم گفت مصطفی تو زود رنجی و چون پسر یکی هستی لوس هستی
رو حرفش فکر کردم و دیدم داره راست میگه من خیلی زود دست دیگران ناراحت میشم و اصلا از تاب و توان میوفتم
من اینجور نبودم قبلانا از روزی که در گوش راست و چپم یه چیزایی باهام صحبت میکنه من اینجور شدم شایدم بخواطر اینا نباشه
این خیلی بد هست که حال خوب من بستگی به شرایط بیرونی داره و نمیدونم چجوری باید این رفتارم رو تغییر بدم و اگر من بتونم خودم رو راضی کنم و قانع کنم که به دوره عذت نفس عمل کنم خیلی بهم کمک میکنه .
اول متن این فایل نوشته هست که تنها زمانی افراد از کاری که دوستش ندارند دست میکشند که مطمئن شوند شغل دلخواهشان آماده و مهیا هست وگرنه خود را با شرایط وفق میدهند
این فایل نشانه من هست که از خدا پرسیده بودم از کارم استعفا بدم یا ندم
نمیدونم باید چیکار کنم اگر استعفا بدم با افکارات پوچی که بی کاری سراغم میاد چکار کنم و موارد دیگه
دیروز به خدا گفتم خدایا بهم واضح تر بگو کدوم راه رو انتخاب کنم مداحی یا کبابی و از طریق ادما بهم بگو
که رفتم خونه بابام زن بابام بهم گفت مداحی بهتر هست از کبابی برای تو و اینا
خلاصه میخوام تصمیم خودم رو بگیرم ولی احساسات جلوم رو گرفته
یعنی گاهی حالم خوب هست گاهی خشم گین هستم و همه اینها باعث شده نتونم تصمیم درست بگیرم و از وقتی که سر کار رفتم اینجوری شدم
یه خورده ام ترسها جلوم رو گرفتن که اگر استعفا بدی چی و اینا
من اگر بی کار کنم خودم رو و بیام تو خونه و منتظر مجلس مداحی باشم اون صداهایی که در کامنتهای قبلیم نوشتم منو دیوونه میکنه از بس اذیتم میکنن باید سر خودم رو یه جور گرم نگهدارم تا کمتر اذیتم کننن
یه خورده ام فکر میکنم این کار نقطه عطفی در زندگی من هست که من میتونم باهاش تغیرات بزرگ رو در زندگی خودم ایجاد کنم و خیلی میتونه بهم کمک کنه پس ادامه میدم
من اگر این مشکل خشم نداشتم و اعصابم بهم نمیریخت ادامه میدادم ولی باز هم تا میتونم کم نمیارم و ادامه میدم و خداوند بهم کمک میکنه که این مشکل هم حلش کنم
ولی در کل آقای برزگر آدم خوبی هست مشکل از من هست که یه چیز بهم وقتی که میگه بهم میریزم و اعصابم خورد میشه مشکل از منه نه اون
و این خودم رو نمیدونم چیکار کنم که اینجور بهم نریزم حالا من وقتی به هم میریزم مثل گذشته دیگه جوش نمیام داد و بی داد کنما این خشم رو فروکش میکنم ولی خیلی اذیت میشم اینکه خشمم رو فروکش میکنم چون هیچ وقت برای هیچ کس خشمم رو فروکش نکردم و خالی کردم سر طرف و تو کامنت قبلیم نوشتم بعدش چی میشه
ولی خوشحالم تغیر کردم که دیگه رفتارم مثل گذشته نیست و مثل گذشته وقتی که اعصابم بهم میریزد سر طرف خالی نمیکنم
و موضوعی که متوجهش شدم اینه که وقتی که آقای برزگر تو کار بهم یه چیز میگه من جوابش رو پس میدم یعنی همین دیشب بهم گفت این معماری بال و بازو همچنین هست که دیشب بهت گفتم تو یخچال چنتا دیگه توش هست و من با اینکه دیشب اون معماری رو شسته بودم و این یکی دیگه بود ولی چیزی نگفتم یعنی خیلی ذهن میگفت بگو بگو بحث کن بگو که من شسته بودم و اومدم بگم که کلامم رو قطع کردم و چیزی نگفتم و این اگر من بتونم وقتی که یه چیزی میگه بگم چشم و چیزی نگم و باهاش بحث نکنم خیلی به تغیر من کمک میکنه
مصطفی جان باهاش بحث نکن وقتی که یه چیزی میگه خوب اون کاری که بهت گفته انجام بده و چیزی هم نگو حالا میخواد درست باشه میخواد غلط باشه هر چیزی میخواد باشه تو باهاش بحث نکن و بگو چشم و کارتو بکن با اینکه ذهنم دوست داره تو بحث کنی که هم اعصاب اون بهم بریزه و هم تو ولی تو باهاش بحث نکن
آقای برزگر هم آدم خوبی هست میخواد کمکت کنه اگر اون بهت نگه که همینجوری ادامه میدی و هیچ پیشرفتی نمیکنی پس بپذیر اون اسا هست و تو هیچی نمیدونی ادعات بزار کنار پسر خوب
خدایا قدرت فقط دست توئه و تو داری از طریق ادمها منو آزمایش میکنی پس کمکم کن بتونم از این ازمایشاتت سربلند بیرون بیام
خدایا من اول راه هستم به کمک تو همیشه نیاز دارم پس بیشتر کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاج هستم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا تو دلها رو برام نرم کن تو راه درست رو بهم نشون بده تو بهم بگو چیکار کنم استعفا بدم یا ندم من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
خدایا پروردگارا ذهن منو میترسونه از آینده ای که هنوز نیومده و تو قدرتت بیشتر از ذهن هست پس کمکم کن اگر باید ادامه بدم ادامه بدم کمکم کن
خدایا من نیازمند تو هستم کمکم کن
خدایا پروردگارا آبروم رو حفظ کن خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند
بنام خداوند کریم و وهابم
سلامت خدمت استاد گرانقدر و خانم شایسته عزیز و دوستای گلم
ما انسانها بر خلاف تمام موجودات دیگر خالق شرایط ،خالق اتفاقات،خالق معجزات در زندگیمون هستیم با تمرکز بر نکات مثبت با توجه به زیبایی ها،با توجه به نعمتها وبا ارسال فرکانس های خوب و مثبت به جهان،
ما وقتی باورهایمان درست باشه،در مدار درست قرار بگیریم و با ایمان راسخ حرکت کنیم شرایط،اتفاقات،آدمهایی به سمت ما هدایت میشن که مارو به ثروتها و نعمتهای بیشتر میرساند
ما دستان خداوندیم بر روی زمین برای گسترش جهان
ما آفریده شده ایم که خالق شرایط و زندگیمان باشیم
ما آمدهایم تا شرایط دلخواهمون رو خلق و تجربه کنیم
زندگی واقعی،تجربه لذت بخش خلق خواسته هاست
فکر کن ببین چی از این دنیا میخوای و سعی کن اونو با تغییر باورهات با تغییر فرکانسهای ایجاد کنی به خدا کار خاصی نمیخواد بکنی راها به تو گفته میشه به هزاران طریق،قدم اول رو بردار شروع کن به تغییر باورهات راهها برات باز میشه به راحتی به آسونی
خدایا کمکم کن در این مسیر باشم و باورهامو بتونم تغییر بدم و زندگیمو اونجوری که میخوام تغییر بدم
امروز 12آذر1404
درپناه الله یکتا شادِشاد،سلامت،ثروتمندوسعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد نازنینم و همه دوستان
گام 14
من فکر نمیکنم که شرایط باید برای ما تصمیم بگیره
مثلاً ما بگیم بریم اونجا ببینیم شرایط چه جوریه من خودم رو با شرایط اونجا وفق بدم، فکر نکنم ما به دنیا اومده باشیم تا با یه شرایطی که موجوده خودمون رو وفق بدیم
ما خالق جهان هستیم ما همه چیز رو خلق کردیم
ما انسانها تابع شرایط نبودیم
اگر تو زندگیمون به اینجا رسیدیم به خاطر اینه که شرایط برامون تصمیم نگرفته،
ما گرمترین جای کره زمین را تبدیل کردیم به خنکترین جا با کولرها با سیستمهای خنک کننده
یا سردترین جاها رو قابل سکونت کردیم با سیستم گرمایشی و خیلی کارهای دیگه
اگر میخوای زندگی رو اونجوری که باید و شاید تجربه کنی باید تو شرایط رو ایجاد کنی بگی میخوام بیام آمریکا چه شرایطی رو تجربه کنم و همون شرایط رو میسازم برای خودم نه اینکه بیام ببینم اونجا کار هست اگه کار هست اگه میتونم درآمد داشته باشم زندگی کنم اگر نه که برگردم برم سر کار قبلی، زندگی به این شکله که ما ایجادش میکنیم باید بگی من چی رو میخوام و خلقش کنی
نه اینکه بگی حالا چه جوریه شرایط این اوضاع با این چیزی که میخوام جور در میاد نمیاد اگر جور در نیاد باید بسوزم و بسازم با زنم با بچهام با شوهرم با رئیسم با کارمندم نه ما شرایط رو خلق میکنیم
اگر قانون را بلد باشیم اگر به خدا ایمان داشته باشیم میتونیم هرجوری که بخواهیم زندگی کنیم من موقعی که از قم به بندرعباس رفتم دقیقاً چیزی رو که میخواستم نوشتم روی برگه که میخوام برم بندرعباس به کجا برسم با آدمهای جدید ارتباط برقرار کنم از لحاظ مالی پیشرفت کنم تحصیل کنم برم اونجا دور باشم از افرادی که نامناسبن
حالا دوستان فامیل آشنا کسایی که دور بر من هستن و نمیذارن روی باورهای کار کنم میخوام تنها باشم میخوام روی پای خودم بایستم میخوام زندگی رو با یه بیس درست با پایههای درست ایجاد کنم،
باور کنید من تا قبل از اون حتی یک بار هم بندرعباس رو ندیده بودم نه خبری ازش داشتم وقتی این تصمیم رو گرفتم با این ایده تازه خیلی باورهام درست نبود ولی ایمانی توی وجودم بود که میتونم این کارو انجام بدم و به تمام اون چیزی که براش رفته بودم رسیدم و بعد تصمیم گرفتم مهاجرت کنم تهران
اونجا هم اطلاعی در مورد تهران نداشتم ولی با این ایمان که اون چیزی که من میخوام میسازم و خلق میکنم تمام زندگیم رو هدیه دادم به یه زوج جوان و تمام اونچه را که میخواستم خلق کردم و بعدش طبق پلنی که اون اول اول توی بندرعباس چیده بودم مهاجرت کردم آمریکا
یه عالمه افراد دلیل داشتن برای اینکه من نمیتونم توی تهران کارهایی که میخوام را انجام بدم هزار دلیل در مورد مسائل مختلف که تو به این دلایل نمیتونی این کارها رو انجام بدی
ولی من همه اون کارهایی که میخواستم را انجام دادم و بعد اومدم آمریکا
اصلاً هم آمریکا رو ندیده بودم ولی اصلاً به این فکر نمیکردم که حالا بیام ببینم شرایط چیه
میدونستم که میتونم شرایط خودم رو خلق کنم به هیچ عنوان اجازه ندادم که شرایط برای من تعیین کنه که من باید چطور زندگی کنم
من هستم که شرایط رو خلق میکنم
فکر میکنم همه لایق این نوع زندگین
همه میتونن این کارو انجام بدن
همه میتونن به این شکل زندگی کنن
اگر باورهاشون رو عوض کنن
اگر نگاهشون رو به دنیا عوض کنن
توی مدار دیگهای قرار میگیرن
اگر سطلشون رو بزرگتر کنن
اگر باورهاشون رو عوض کنن
سطلشون بزرگتر میشه
باران رحمت الهی رو بیشتر جمع میکنن
و هر چیزی رو که بخوان خلق میکنن
من زندگیم رو اونجوری که دوست داشتم خلق کردم همه اینها به خاطر این بود که باور و ایمان قلبی داشتم نه اینکه یه روز باور کنم میشه یک ماه بگم نه نمیشه
از همون اول باور داشتم که من تمام شرایطی که میخوام رو میتونم خلق کنم
خواستههای من برای خدا بسیار بسیار ناچیزه یعنی برآورده کردنشون اصلاً کاری نداره برای خداوند،
جهان هستی آماده است و خوشحاله برای اینکه من به خواستههای بزرگم برسم
بزرگ از نظر من نه از نظرخداوند
اون کمکم میکنه هدایتم میکنه حمایتم میکنه
وقتی اومدم آمریکا اولین کاری که کردم رفتم شناختم جاهای مختلف رو
و اینقدر گشتم تا جایی رو پیدا کردم که اونجور که میخواستم باشه با همون مردم دوست داشتنی آروم سالم ساده و خلوت
همه امکانات رو هم داشته باشه
جوری که آزاد باشم راحت باشم هر وقت خواستم برم شکار کنم نخوام مجوز بگیرم نخوام از کسی اجازه بگیرم هر چیزی رو که خواستم تو زمینم بکارم هرجوری که خواستم خونه ام رو به هر شکلی که بخوام بسازم نخوام برم مجوز بگیرم به هر شکلی که خودم دوست داشته باشم بسازم،
دوست دارم بدونید که ما خالق زندگی خودمون هستیم ما میتونیم شرایط رو اونجوری که بخواهیم رقم بزنیم
به خدا هدایت میشید به مسیرهای درست اگر توی مدار درست قرار بگیرید افراد درست شرایط درست ایدههای درست وارد زندگیتون میشن
باور کنید نمیخواد کار خاصی بکنید من هدایت شدم
قدم به قدم هدایت شدم به اون چیزی که میخواستم
همه این اتفاقات به صورت معجزه آسا افتاد فقط به این دلیل که باور دارم که اونجوری که میخوام میسازم
اون چیزی که دوست دارم رو خلق میکنم و همه شرایط خوب برام اتفاق افتاد
بدون اینکه من بخوام تلاش خاصی براشون انجام بدم
نه اینکه فکر کنید من کوه کندم
نه اینا خودش اتفاق میفته فقط ما باید ایمانمون رو تقویت کنیم
باید باورهامون رو تقویت کنیم
بنویسید چی رو میخواید و اون چیزی رو که میخوای پاش وایسی و خلقش کنی و بدونی که ایجاد میشه
محدودیتها فقط توی ذهن ماست
اگر گفتن ما یه همچین قانونی توی کشور داریم که نمیشه
بدونید که اینا همش توی ذهن ماست
همه چیز تغییر میکنه
هر محدودیتی برای من ایجاد کردن من همون موقع به این فکر کردم که کجا برم که این محدودیت نباشه
این محدودیتها رو من نمیپذیرم و همینجوری هدایت شدم به مسیرهایی که محدودیتها نباشه و این جایی که من هستم حداقل اون محدودیتهایی که تا الان میشناختم توش نیست
اینجایی که من گرفتم اون محدودیتها نیست و من باور داشتم که اینجا اینجور چیزها وجود داره و میشه داشتش.
به نام خداوند وهاب و هدایتگر
سلام به استاد نازنینم و همه دوستان
وقتی حرف از هدایت میشه،من اونجا میخکوب میشم.وقتی آدم ایمانش رو نشون میده و به امید هدایت حرکت میکنه،اولش متوجه نمیشه چی داره میشه و یا اینکه چی انتظارش رو میکشه.ولی وقتی پل رو رد میشی و برمیگردی نگاه میکنی میفهمی که همش هدایت بوده که از این پل گذشتی.وقتی تصمیم به مهاجرت گرفتم،هیچی نمیدونستم.نه زبان بلد بودم.نه کشور خاصی رفته بودم قبلش و نه آشنایی داشتم با فرهنگ های مختلف.اما به امید هدایت حرکت کردم. وقتی انسان پا میذاره توی مسیر تازه میفهمه هدایت یعنی چی.تازه بیشتر درک میکنم که استاد وقتی میگن شما هدایت میشید توسط نیرویی که بیشتر از خوده ما میخواد که ما به موفقیت برسیم یعنی چی.
من هم توی گرمای نزدیک به 50 درجه جنوب،وقتی که هیچی نداشتم،بیکار بودم،بدهکار بودم،روابط داغون بود،تصمیم گرفتم که زندگیه دیگه ای رو تجربه کنم و به خودم گفتم یا تغییر یا مرگ.یعنی به خودم گفتم دو راه بیشتر نداری،یا نتیجه میگیری و یا همه چیز رو تموم میکنی.اما ایمان داشتم که خدا کمک میکنه.اون روزها تازه با استاد آشنا شده بودم و نور امید توی وجودم بیدار شده بود. من سمت خودم رو انجام دادم و خداوند هم سمت خودش رو بخوبیه هرچه تمام انجام دادم.الان که دارم این کامنت رو مینویسم توی قلب اروپا هستم،روبروی پنجره اتاقم نشستم.برف خوشکلی داره میباره و دمای هوا منفی 9. و الان که برمیگردم به پشت سر نگاه میکنم میبینم من هیچ کار خاصی نکردم.غیر از هدایت هیچی نبوده تا الان.
همینجاش هم استاد راضی نشدم به شغلی که داشتم که خوده مردم همینجا وقتی میفهمیدن کجا کار میکنم،دهنشون وا میموند از تعجب. خیلی سریع هم بهم پیشنهاد قرارداد دائم نه،بلکه مادام العمر دادن که خییییلی بندرت اتفاق میوفته.و وعده ی افزایش 200 یورویی در ماه :) . اما نمیدونستن که من شاگرد استاد عباسمنش هستم و توی این تله ها گیر نمیوفتم.تا اونجایی که قراردادم بود ادامه دادم و بعدش بیزنس خودم رو راه استارت زدم و خداروشکر به آزادی زمانی و مکانی رسیدم و هدف بعدیم آزادی مالی هست که اون هم به لطف خدا هدایت میشم. یه راهنمای نیک هم مثل شما استاد بزرگوارم دارم که خدارو میلیون ها بار بابت این سپاسگزارم و میدونم که وقتی حرکت میکنم و تمرکزم رو میذارم روی چیزهایی که بهم احساس بهتری میده،بقول قرآن آسان میشم برای آسانی ها.
خدایا شکرت
سپاسگزار استاد عشقم بابت این فایل عالی
شاد و خوشبخت باشید
سلام به استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته نازنین امیدوارم همیشه تندرست و شاد و ثروتمند باشید
خیلی خوشحالم جواب سوالم( که از خدا همین امروز صبح وقتی تمرین ستاره قطبی و انجام میدادم و به خدای مهربون گفتم درواقع نوشتم فقط تو رو می پرستم و از تو هدایت می خوام.من و به راه راست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی و نه اونایی که غضبشون کردی و نه گمراهان.) ازش خواسته بودم بهم بگه و من و هدایت کنه رو از این فایل گرفتم. درواقع نشانه امروزم هم بود.وقتی این فایل و گوش میدادم از اول تا آخرش اشک شوق ریختم و مصمم تر شدم واسه تصمیمی که می خواستم بگیرم و دنباله یه نشونه بودم که خدای مهربون نشونم بده.استاد عزیز از وقتی عضو سایتتون شدم و روی باورام کار کردم البته بعضی وقتا کمتر. با وجود نجواهای شیطان و افکار منفی اکثر جامعه با این حال سعی کردم همیشه احساسم و مثبت نگه دارم هر لحظه شکر گزار داشته هام باشم،به زیباییها توجه کنم .البته با لذت و حال خوب و عااالی.نه فقط یه تکلیف. هر چی می گذره من آسون و آسون تر میشم واسه آسونیها.قوی تر میشم توی کنترل ذهنم و این خیلی واسم ارزشمنده.خیلی اتفاقای خوب و عالی واسم افتاده توی این مدت دوست دارم توی فرصت بهتر و با نتایج عااالی تر بیام کامنت بزارم.دوستون دارم همیشه حال دلتون عااالی باشه
به نام خدای رزاق
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
و سلام به همسفران
رد پای از سفرنامه قسمت 14
خالق شرایط زندگی خودمان هستیم
یادمه یه جمله از قبل از آشنایی با سایت بود که مثلا گفته میشد خدا می خواسته یا قسمت بوده و از این حرف ها و ما باور کرده بودیم که شرایط ما بستگی به دیگران داره و چقدر از دور اطرافیان شنیده بودیم ولی استاد عباس منش الگویی هست که شرایط خودش را ساخته و هرچه را می خواسته خودش بهش رسیده چون باور ساخته و طبق ساخت باور اقدام کرده ….می خواهم اینو بگم ما هم با ساخت باور و می توانیم نتایج زندگی را اونجوری که بخواهیم خلق کنیم دقیق مثل تمرین ستاره قطبی ما هر روز تابلوی نقاشی زندگی را اونجوری که دوست داریم میکشیم دیگه دیگران نمی توانند دخالت کنند ما 100 درصد خالق هستیم ما خدای ساخت شرایط هستیم .
فقط احساس خوب و اتفاقات خوب
کسی که فقیر هست خودش خالقش بوده کسی که سلامت هست بازم خودش خالقش کرده .
وقتی ثروت نمی سازیم دقیقا فقر را میسازیم و همه ی این ها قانون بی تغییر خداوند هستن
سلام و درود بر استاد عباس منش عزیز و بزرگوار
حدود 3سال است با شما آسنا شده ام از فایلهای رایگان شروع کردم، بعد از آن دوره عزت نفس، کشف قوانین زندگی، کتاب الکترونیکی چگونه فکر خدارا بخوانیم و در حال حاضر ثروت یک را خریده ام و گوش می دهم بعد از گوش دادن به جلسه 15 ثروت تصمیم گرفتم:
من کارمند رسمی وزارت بهداشت و درمان هستم، با 23 سال سابقه کاری، ولی هیچ علاقه ای به شغلم ندارم، می خواهم کارم را رها کنم و بدنبال کار مورد علاقه ام بروم ، چون احساس می کنم عمرم را در اداره تلف می کنم ، حالم خوب نیست از این کار لذت نمی برم. حدود 2 سال پیش آموزشی درخصوص NFT در تهران گذراندم از این کار خوشم می اید، فقط با داشتن اینترنت و یک گوشی یا لب تاپ می توانی کار کنی و چون هنوز بازار آن به بلوغ نرسیده و تنها حدود 0.4% از مردم جهان از آن مطلع هستند میتوانی با کمی خلاقیت و تلاش درآمد دلاری بسیار خوبی داشته باشی، آزادی زمانی و مکانی هم داری میتوانی در هر ساعتی از شبانه روز و در هرجایی ، کار بکنی ، حالا کم و بیش کار می کنم ولی شغل فعلی ام نمی گذارد 100 درصد بر NFT متمرکز باشم. بالاخره بر ترس هایم پا گذاشتم و طمع این حقوق کم کارمندی را از دلم کنده ام ، دیگر نمی خواهم اجازه دهم این حقوق ناچیز مرا گول بزند و مانع از پیشرفتم بشود. همانگونه که 23سال پیش داشتن این حقوق جزئی مرا در این اداره نگه داشت، دیگر نمی خواهم اشتباه قبل خود را تکرار کنم.
استاد عزیزم چقدر خوشحالم که با شما آشنا شدم و با کمک آموزه ها و آگاهی های ناب شما در حال تغییر دادن دنیایم و خلق دنیای جدیدم هستم.
استاد با وجود شما بی باک و شجاع شده ام.
با شما هستم تا همیشه.
سلام
روز شمارتحول زندگی :روز 14
حقیقت این هست که ما خالق زندگی خود هستیم
اما میزان برخورداری ما از نعمتها و ثروتها میزان باور واقعی و قلبی هست ک بهش داریم
بهایی که باید بپردازیم
میزان ایمان و باورمون و عمل به الهامات و قدم برداشتنه
خدای مهربانم سپاسگزارم برای نعمتها و هدایتهایت تا این لحظه از زندگیم
خدایا من به هر خیر و فضلی از جانب تو محتاجم
خدایا هرانچه دارم از توست
مرا قدم ب قدم هدایت کن به ثروت عشق سلامتی شادی ارامش پایدار ک تو وهابی
خدای محبوبم کمکم کن ک به معنای واقعی کلمه تسلیم تو باشم
خدایا کمکم کن ک عشق تو در قلبم پررنگتر از هرچیز دیگری در عالم باشد
خدایا کمکم کن ک اعتماد کنم ب چینش های تو در زندگیم
خدایا کمکم کن ک باور کنم پشت هراتفاقی
الخیر فی ما وقع هست
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیز
روز شمار تحول 14
در گذشته قبل از اینکه این قوانین رو بدونم همیشه میگفتم من که نمیتونم کاری انجام بدم زندگیم همینه دیگه تو خونوادهای هستم که هرچی اونا بگم باید انجام بدم هیچ کاری از دست من بر نمیاد و جامعهمون خیلی خیلی رومون تاثیر داره جوری باید رفتار کنیم که جامعهمون اطرافیامون فکر میکنند طبق اون باید پیش بریم طبق اون باید زندگی کنیم طبق اون باید رویهامونو تجسم کنیم ولی الان با گوش دادن این فایلها چه انگیزههایی چه رویاهای جدیدی در من رشد کرد یاد گرفتم که رویاهایی که دلم میخوادو بهش فکر کنم و اون چیزی که خودم میخوام برای خودم خلق کنم میتونم زندگی خودمو خلق کنم قبلا این حسو داشتم که میگفتم رویاهای ما باید در اندازه در حد خودمون باشه الان میگم من بهترینم لایق بهترینام هر چیزی که بخوام برای من وجود داره هیچ محدودیتی در هیچ زمینهای نیست حتی در قرآن هم وجود داره که در هیچ چیزی تنگی وجود نداره خدایا ازت ممنون و سپاسگزارم که این جهانو جوری خلق کردی که انسان هر چیزی رو که بخواد هست هر چیزی واقعاً هر چیزی هر روز بیشتر و بیشتر میشه به قول استاد که گفت خداوند فرموده اگه من این جهانو برای شما میدادم از ترس اینکه این تموم بشه شما اصلاً استفاده نمیکردین خیلی چیزا رو استفاده نمیکنی به ترس اینکه تموم میشه ولی برعکس دنیا هرچی استفاده کنی بهترشو به دست میاری خدایا سپاسگزارم از اینکه کنارم هستی
خدایا شکرت که تو رو دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
با درود فراوان
تجسم رویاها و خواسته ها در نهایت به واقعیت تبدیل میشود زندگی استاد یک الگوی واقعی از ساختن یک زندگی عالی از صفر و آن هم در چند برهه است
خدای مهربان را شکرگزارم بابت این همه نعمت و هدایت ، استاد عزیزم زندگی شما واقعا یک نمونه کامل و یک الگوی عالیست
بی نیازی مالی،رفاهیات،امکانات،روابط عالی، محبوبیت،سلامتی و تناسب اندام و همه و همه
خدایا شکرت که عمل به قوانینت این چنین انسان را بی نیاز میکند تا از این طریق درک کند تو را که بی نیاز مطلقی
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی
موضوعی که متوجهش شدم اینه که حال خوب یا بد من بستگی به شرایط بیرونی داره یعنی اگر صاحب کارم با من خوب برخورد کنه من حالم خوب هست مثل دیشب که با من خوب برخورد کرد و مثل شبهای قبل نبود و من با حال خوب اومدم خونه و اگر باهام یه خورده بد رفتار کنه من بهم میریزم .
دیشب سر صحبت شدیم با اسا کارم بهم گفت مصطفی تو زود رنجی و چون پسر یکی هستی لوس هستی
رو حرفش فکر کردم و دیدم داره راست میگه من خیلی زود دست دیگران ناراحت میشم و اصلا از تاب و توان میوفتم
من اینجور نبودم قبلانا از روزی که در گوش راست و چپم یه چیزایی باهام صحبت میکنه من اینجور شدم شایدم بخواطر اینا نباشه
این خیلی بد هست که حال خوب من بستگی به شرایط بیرونی داره و نمیدونم چجوری باید این رفتارم رو تغییر بدم و اگر من بتونم خودم رو راضی کنم و قانع کنم که به دوره عذت نفس عمل کنم خیلی بهم کمک میکنه .
اول متن این فایل نوشته هست که تنها زمانی افراد از کاری که دوستش ندارند دست میکشند که مطمئن شوند شغل دلخواهشان آماده و مهیا هست وگرنه خود را با شرایط وفق میدهند
این فایل نشانه من هست که از خدا پرسیده بودم از کارم استعفا بدم یا ندم
نمیدونم باید چیکار کنم اگر استعفا بدم با افکارات پوچی که بی کاری سراغم میاد چکار کنم و موارد دیگه
دیروز به خدا گفتم خدایا بهم واضح تر بگو کدوم راه رو انتخاب کنم مداحی یا کبابی و از طریق ادما بهم بگو
که رفتم خونه بابام زن بابام بهم گفت مداحی بهتر هست از کبابی برای تو و اینا
خلاصه میخوام تصمیم خودم رو بگیرم ولی احساسات جلوم رو گرفته
یعنی گاهی حالم خوب هست گاهی خشم گین هستم و همه اینها باعث شده نتونم تصمیم درست بگیرم و از وقتی که سر کار رفتم اینجوری شدم
یه خورده ام ترسها جلوم رو گرفتن که اگر استعفا بدی چی و اینا
من اگر بی کار کنم خودم رو و بیام تو خونه و منتظر مجلس مداحی باشم اون صداهایی که در کامنتهای قبلیم نوشتم منو دیوونه میکنه از بس اذیتم میکنن باید سر خودم رو یه جور گرم نگهدارم تا کمتر اذیتم کننن
یه خورده ام فکر میکنم این کار نقطه عطفی در زندگی من هست که من میتونم باهاش تغیرات بزرگ رو در زندگی خودم ایجاد کنم و خیلی میتونه بهم کمک کنه پس ادامه میدم
من اگر این مشکل خشم نداشتم و اعصابم بهم نمیریخت ادامه میدادم ولی باز هم تا میتونم کم نمیارم و ادامه میدم و خداوند بهم کمک میکنه که این مشکل هم حلش کنم
ولی در کل آقای برزگر آدم خوبی هست مشکل از من هست که یه چیز بهم وقتی که میگه بهم میریزم و اعصابم خورد میشه مشکل از منه نه اون
و این خودم رو نمیدونم چیکار کنم که اینجور بهم نریزم حالا من وقتی به هم میریزم مثل گذشته دیگه جوش نمیام داد و بی داد کنما این خشم رو فروکش میکنم ولی خیلی اذیت میشم اینکه خشمم رو فروکش میکنم چون هیچ وقت برای هیچ کس خشمم رو فروکش نکردم و خالی کردم سر طرف و تو کامنت قبلیم نوشتم بعدش چی میشه
ولی خوشحالم تغیر کردم که دیگه رفتارم مثل گذشته نیست و مثل گذشته وقتی که اعصابم بهم میریزد سر طرف خالی نمیکنم
و موضوعی که متوجهش شدم اینه که وقتی که آقای برزگر تو کار بهم یه چیز میگه من جوابش رو پس میدم یعنی همین دیشب بهم گفت این معماری بال و بازو همچنین هست که دیشب بهت گفتم تو یخچال چنتا دیگه توش هست و من با اینکه دیشب اون معماری رو شسته بودم و این یکی دیگه بود ولی چیزی نگفتم یعنی خیلی ذهن میگفت بگو بگو بحث کن بگو که من شسته بودم و اومدم بگم که کلامم رو قطع کردم و چیزی نگفتم و این اگر من بتونم وقتی که یه چیزی میگه بگم چشم و چیزی نگم و باهاش بحث نکنم خیلی به تغیر من کمک میکنه
مصطفی جان باهاش بحث نکن وقتی که یه چیزی میگه خوب اون کاری که بهت گفته انجام بده و چیزی هم نگو حالا میخواد درست باشه میخواد غلط باشه هر چیزی میخواد باشه تو باهاش بحث نکن و بگو چشم و کارتو بکن با اینکه ذهنم دوست داره تو بحث کنی که هم اعصاب اون بهم بریزه و هم تو ولی تو باهاش بحث نکن
آقای برزگر هم آدم خوبی هست میخواد کمکت کنه اگر اون بهت نگه که همینجوری ادامه میدی و هیچ پیشرفتی نمیکنی پس بپذیر اون اسا هست و تو هیچی نمیدونی ادعات بزار کنار پسر خوب
خدایا قدرت فقط دست توئه و تو داری از طریق ادمها منو آزمایش میکنی پس کمکم کن بتونم از این ازمایشاتت سربلند بیرون بیام
خدایا من اول راه هستم به کمک تو همیشه نیاز دارم پس بیشتر کمکم کن
خدایا من سخت به تو محتاج هستم
خدایا پروردگارا من فقیر و خسته به درگاهت امدم رحمی
خدایا پروردگارا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
خدایا پروردگارا تو دلها رو برام نرم کن تو راه درست رو بهم نشون بده تو بهم بگو چیکار کنم استعفا بدم یا ندم من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
خدایا پروردگارا ذهن منو میترسونه از آینده ای که هنوز نیومده و تو قدرتت بیشتر از ذهن هست پس کمکم کن اگر باید ادامه بدم ادامه بدم کمکم کن
خدایا من نیازمند تو هستم کمکم کن
خدایا پروردگارا آبروم رو حفظ کن خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
با آرزوی بهترینها برای چشمهای زیبایی که کامنت منو خوند