این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
جان جانانم خدای خوبم ،برای تو مینویسم،گریه من از سر شوق وجود توست،گریه من از سر نعمت اعتماد به تو توست،پروردگار زیبای من ،ببخش مرا اگر لحظه ای غافل بودم از قدرتت از حمکتت.
سلام استاد عزیزم ،الان که این کامنتو مینویسم گریه میکنم ،احساس خیلی خوبی دارم ،قلبم باز شده ،روحم سبکه .
استاد عزیزم این روزاااا تکامل طی میکنم تا بیشتر خودمو بشناسم ،چرا که مقدمه خداشناسی خودشناسی،استاد از وقتی که روی خودم کار میکنم اونقدر معجزه ها و اتفاقات عالی میبینم که خیلی هاشون یادم نیست ،کاره هر روز منه وقتی از خونه میخوام بزنم بیرون ،میگم خدایاااا منو در زمان و مکان مناسب قرار بده ،یبار نهههه بارها و بارهاااا دیدم،
نمونه کوچیکش اینکه ،محله مااا عابر بانکش یکی دو سری خراب بود ،چون یکمم از شهر دوره دیگه عابر بانکی غیر اون نیست،یه روز که رفتم پول بگیرم دیدم خرابه،پول کرایه ام همراهم نبود که برم بازار ،اماااا نگران نبودم ،اصلااااا ،بخدا از کوچیک ترین چیزا وقتی رو خدام حساب میکنم خیالم راحته راحته ،خلاصه گفتم بزار یکم پیاده برم حالا بالاخره خدا خودش هدایت میکنه،رسیدم سر خیابون اصلی دیدم یه آقا با دوتا از پسر بچه هاش سوار ماشین بودن ،گفت خانم بیا شماارم برسونم ،تا سوار شدم ،تو دلم گفتم نمیشه که کرایه ندارم ،الان چی بهش بگم،قبلش خودش گفت خانم من مسافرکش نیستم ،مسیرم بود خواستم شمارو برسونم،شاید اگه قبلا بود ،میگفتم خب که چی مگه چی شده حالا منو رسوند ،ولی الان با کوچیک ترین چیزاااا چنان ذوق میکنم و با شوق میگم خدایااااشکرت،مرسی که جواب اعتمادمو میدی،اخه جان جانان خیلی سریع الاجابه:)
یاد جلسه دوم عزت نفس افتادم ،آدمایی که بقیه رو برای خودشون بت میکنن،برای بقیه خم و راست میشن ،آدمایی ان که عزت نفس ندارن،و این فایل تکمیل کرد که این آدماااا،مشرک هم هستن.
بیاد روزایی میوفتم ،که وجودتووو به اندازه الان نمی شناختم،روی بقیه حساب میکردم و تعجب میکردم چرا کارام به هم پیچ میخوره،الان خوب میفهمم وقتی رو تو حساب نمیکنم سریع بقیه ام پشتمو خالی میکنن.جان جانانم:
-تنهاااا تو را می پرستم و تنهااا از تو یاری می جویم.
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
همه عزی و جلالی؛ همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری؛ همه جودی و جزایی
همهههه عزت هااا به دست توست.
خدای خوبم شکر که هستی.
هروقت بهت اعتماد میکنم،هروقت خودمو خالی میکنم از محدودیت هااا،پر میشم از تووو از کمک هایت از دست هایت.
عزیززززززززم ،دختر ناز چقدر خوشحالم با کامنتم باعث شدم احساس خوبی داشته باشی،بخدا یع جوری کامنتت دلی بود برای من که اگه اینجااا بودی بغلت میکردم ،چقدر خوبع که دوستایی دارم که همسیر منن، حرفامو درک میکنن ،دوست خوبم ،امیدوارم به نتایج عاااالی برسی به امیدالله .
سلام به همگی با آرزوی شادی و احساس خوب در تک تک لحظاتمان واما توحید و اما مفهوم قدرت و اما استادی که بی نظیره در بیان مطالب و یکه تازدر بحث توضیح توحید و اجرای توحید در عمل
توحید یک کلمس اما یک دنیاست تمام چیزیست که برایمان کافیست نوشتن توحید و خواندن توحید و حتی حرف زدن از توحید یک طرف اما چیزی که خوشبختی وسعادت ماراتضمین میکند چیزی که آرامشی ناب و خالص درما می آفریند که پایه و اساس تمام موفقیت هاست چرا که الهامات و هدایت های رب را به دنبال دارد درک توحید به معنای واقعی واجرای توحید در عمل است و خداروشاکرم بابت استادی که درمسیرم قرار داده تا قدم به قدم با مثال هایی ساده و زیبا و عالی و صحبت هایی که از جنسشان توحیدی بودن را به وضوح میتوان دید وشنید و لمس کرد آری چقدر متن مریم خانم عزیزم زیبا بود و چقدر دل گرم کننده بود که در بخش روزشمار تحول زندگی من روز هفدهم که همین فایله نوشته بودن که ساختن باورهای توحیدی و قدرتمند کننده کار پیچیده و دشواری نیس بلکه مرور همین نکات و قوانین و نوشتن و تمرین و یادآوری هرنکته ایست که از آن فایل می آموزی و چقدر الهام بخش بود برای ادامه مسیر و چقدر لذت بخشه مسیر ساختن این باورهای زیبا مسیری که انتها ندارد و خداوند به هر شکلی که میسازی دراین مسیر خودش را متجلی میسازد به شکل ثروت به شکل آرامش به شکل سلامتی در جسم و جان و روح وروان به شکل عشق در روابط و خداوندی را سپاس میگویم که قدرت خلق زندگیمو داده دست من و باورهای من چی شد؟؟؟؟؟خداوندی را سپاس میگویم که قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم و باورهایی که میسازم !!!!توحید مگر غیر این است که همه را دستی از جانب خدای مهربان ببینم ؟؟؟مگر اختیار تک تک نفسهایمان به اراده الله نیست؟؟؟مگر آیه قرآن نیست که میگوید ما دلها نرم میکنیم برای شما ؟؟؟مگر آیه قرآن نیست که میگوید من نزدیکم !!!!من نزدیکم!!!!من نزدیکم!!!!!فقط نخون فقط نگذر هیچ کاره مهمی غیر از بودن در سایت هیچکدوممون نداریم پس من نزدیکم!!!من نزدیکم!!!! آرام باش نفس عمیق بکش آره دقیقا با توام که داری میخونی کامنتو من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستتو !!!نگذر بافقط خوندن رد نشو فکر کن تامل کن تفکر کن هیچ کار مهم دیگری نداری بهت قول میدم نجواهای ذهنتو ساکت کن در این فضا باش و فکر کن بهت قول میدم هر لحظه ای که به توحید و مفهوم من نزدیکم فکر میکنی دید وسیع تری می یابی اگر رها باشی و بسپاری تا قلبت را باز کند هر لحظه ای که فکر میکنی ارزشش را دارد چون هر چه میخواهی در گرو درک و بنیادی کردن همین آیه از قرآنه من نزدیکم!!!! بنده ی من من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستتو خم و راست نشو جلوی کسی با نهایت قدرت و با نهایت جسارت از خوده من بخواه تمام انسان را و موجودات را من آفریدم من به اسرار دل همه آگاهم من توانا به هر کاریم از من بخواه نه بنده ی من اول منو ببین چرا ؟؟؟؟چون خودت به آرامش میرسی خودت سعادت و خوشبختی را تجربه میکنی پس منو ببین منو یاد کن میدونی من چرا دیده نمیشم چون همه چیزم من تجلیه همه چیزم وانان کسانی هستند که هر لحظه به غیب ایمان می آورند از آنان باش که بتونی به غیب ایمان بیاری در هر لحظه بقیه کارات بامن میدونی چقد ساده توضیح دادم قوانینمو در قرآن میدونی که تنها کارت با یاد آوردن این آگاهی ها و باور توحیده؟؟چی میخوای؟؟؟ قدرت از آن منع کیست که جلوی اراده ی منو بگیره ؟؟؟؟کیست؟؟؟؟من همان آتش گلستان شده بر ابراهیمم به شرط ایمان و توحیدش من همان دریای شکافته شده بر موسی و قومش هستم به شرط ایمان و توحید و اعتمادش من نجات دهنده ی یونس از شکم ماهیم من همانم که یوسف را از قعره چاه به آن جایگاه رساندم من همانم که به سلیمان ملک بی نهایت و ثروت بی نهایت عطا کردم به شرط ایمانش به وهابیت و رزاقیت من من همانم به محمدی که بیسواد بود علم و معرفت قرآن آموختم باز هم میخواهی بگویی که بندگان من بیشتر از من قدرت دارند؟؟ بازهم میخوای به ترست ادامه بدی ؟؟؟ میدانم ایمان به غیب و اعتماد به نیرویی که نمیبینی کاره راحتی نیست با اینکه به هر طرف بنگری تجلیه منه شکلی از منه اما بزار در مورد قدرتم که به هرچه بخواهم تسلط دارم بگویم !!من همانم که کسی که ادعای خدایی میکرد را با پشه ای ناچیز جانش راستاندم من همانم که گهواره را از دریای پر تلاطم به سلامت به کاخ رساندم من همانم که تورا ازخاک بی جان و بعد از نطفه ای ضعیف آفریده و تنومند ساختم و شمارش تمام نفسهاتو دارم من همانم که خاک مرده را باباران زنده کرده و به شما و چهارپایانتان به وسیله نعمتهایم امکان زنده ماندن و حیات بخشیدم من همانم که حساب خلق را در یک لحظه میرسم الله اکبر من همانم که شمارش تمام موجودات آگاهم !!!!تفکر تفکر تفکر!!!!!من همانم که همه چیز را از آب آفریدم و آیا تفکر میکنی در آبی که هرروز مینوشی؟؟؟؟؟؟؟
اگر تمام چیزهایی که خواندی من بودم و یا کارهایی که خواندی را من انجام دادم پس باور کن تمام خواسته هایت اجابتش برای من امکان پذیر است و مشتاق اجابت خواسته های توام به شرط توحید به شرط ایمان به قدرتم و به شرط باور به توانایی هایی که در وجودت نهفته ام تو تنها موجودی هستی که از روحم درتو دمیدم و مثله من توانایی خلق داری پس باور کن و توکل کن و فقط در این مسیر بمان .
کامنتت بسیار عالی و لذت بخش بود خیلی لذت بردم هم خوب به زبان ساده خدارو بمن شناسوندی و با زبان خدا با من حرف زدی یلحظه رفتم تو برش واقعا فکر کردم خدا داره بامن حرف میزنه چقد قشنگ با زبان خدا بل ما حرف زدی دمتگررررررم خیلی روشن شدم خیلی دلم گرم شد خیلی خوشحالم که با آدمایی اینجا آشنا میشم دوست میشم داداش میشم که چقد با درک و شعور و منطق عالی هستن چقد خوش بحالم هست که دوستایی چون شما دارم خیلی لذت بردم رفیق منو بردی تو آغوش امن خدا ممنونم دوست باعشقم خدا بهت خیر بده داداشم موفق باشی واقعا کامنتت زیبا و با آگاهی ناب بود دمتگرررررررم زنده باشی شاد و سعادتمند
تو اولین نفری هستی که به کامنتم پاسخ داده و چقد خوشحال شدم و نشونه بود برام و اومدم و دوباره کامنتمو خوندم و چقد حس و حالم خوب شد چقد کامنتت بهم انرژی داد و خداروشکر چیزهایی که گفته شد و نوشتم واین انرژی خوب انتقال دادم
دیروز در پیِ چالشی یهویی، برای حلش، اول یه نفر اومد تو ذهنمون گفتم نه اصلا، بعد نفر دوم…
بعد دیدم، این که نشد، اونم بنده ی خداست…
تلنگر خوردم روی خدا حساب کن، نه هیچکسِ دیگه ای…
یادِ این فایل هم افتادم، روی دیوار اتاق مون نوشتم خدایا دوستت دارم، رو به نوشته و اسم خدایا کردم و گفتم خدا من نمیخوام از آدم ها بخوام، هر چند عزیز و نزدیک و مهربان، من فقط از تو میخوام، من با تو عزتم حفظ میشه، تو سبب ساز شو، خودت حلش کن، میدونم تو بلدی، اگه به هر دلیلی هم حل نشد باشه تسلیمم و ادامه میدم با همون شرایط و اونکار رو انجام میدم…
گفتم پاشو سمانه برو پیاده روی خلوت کن با خودت و خدا، هدفون رو هم بردم، این فایل که بهش هدایت شدم رو گوش دادم و آبی شد بر آتشم…
مطمئن تر شدم.
یه جایی استاد میگن:
خدا از راهی که تو حتی فکرش رو هم نمیکنی (تو یه سری راه های رایج رو میدونی فقط) تو رو به خواسته ات میرسونه…
اینو که شنیدم گفتم بله، مستقیم پیامت رو رسوندی خدا جون…
و رها کردم…
تو مجتمع راه رفتم، گفتگو کردم، سپاس گزاری کردم، قربون صدقه ی نی نی رفتم، طبیعتِ قشنگ و ابرهای خوشگل رو تحسین کردم، لذت بردم، توجه کردم به زیبایی ها و برگشتم خونه.
کمی خوابیدم و با تماسی که خبر از حلِ چالش میداد بیدار شدم.
به همین شیرینی و خوشمزگی.
فقط روی خدا حساب کن و لاغیر
فقط باور کن که خدا از پَسِ همه چیز برمیاد.
همه چیز.
همه چیز.
دخترِ خوب، فقط تو ذهنِ محدودِ تو اون چالش بزرگه همین، وگرنه برای خدا اجابتِ خواسته هات کاری نداره، اصلا تو اجابت از طرف خدا، اندازه ی خواسته معنی نداره، میخوای که درخواست کوچک بفرستی برای خدا، چه بزرگ…
فرقی نداره، تو ذهنت کوچکش کن، چون خدا بی نهایته و بدونِ اندازه، نامحدوده، این ذهن منه که همه چیز رو اندازه میزنه، خط کش میذاره، بالا پایین و سبک سنگین میکنه…
مثال زدم واسه خودم:
گفتم خدایی که نی نی به اون عظمت و پیچیدگی و گستردگی رو تو دلِ تو گذاشته، مراقبشه، رشد میدتش، آیا از پسِ این چالشِ کوچک بر نمیاد؟
گفتم چرا، اینکه در برابرِ اون اصلا به چشم هم نمیاد چه برسه بخوام بگم..
چرا فاصله درخواست و رسیدن کوتاه بود؟
باور
باور
باور
اعتماد
تسلیم
رهایی
توجه به زیبایی ها
این فایل رو بارها و بارها گوش دادم و جزوِ فایلهای مورد علاقه ام هست، میزان کننده ی سطحِ اعتمادم به خدا میشه، هر بار بیشتر از قبل لذت میبرم از اینکه فقط روی خدا حساب کنم و بس توی هر چیزی…
راستی یه تجربه باحال هم داشتم:
در لحظاتی که با خدا صحبت میکردم به نی نی گفتم:
نی نی خدا گفته فقط روی خودش حساب کنیم.
من دارم تمرین میکنم.
تو هم از همونجا از تو دل من، تمرین کن فقط روی خدا حساب کنی :)
هر چی به خودم میگم و تمرین میکنم، لاجرم نی نی هم در معرضش هست و داره باهاشون آشنا میشه.
دوست دارم نی نی (معجزه ی خداوند) که ان شاالله صحیح و سلامت به دنیا اومد، تو همین مسیر باشه، از مامان باباش هم جلوتر بره، تازه قوانین و توحید رو به ما هم یادآوری کنه :)
خیلی خوشحال میشم که درکم نسبت به خدا بالا و بالاتر بره و روی چیکه چیکه زندگی و نیازها و خواسته ها و حل مسائل و پیچیدگی های ذهنیم، فقط روی خدا حساب کنم.
الان برخی چیزها رو متوجه میشم و از خدا طلبِ یاری میکنم.
اما برخی چیزها رو در ابتدا فکر میکنم خودم باید حلشون کنم و به بن بست میخورم بعد تازه که چالش بزرگ میشه یادم میوفته اِ پس چرا به خدا نگفتی از اول کمکت کنه؟
مگه نمیدونی خدا میتونه تو همه ی مسایلت ورود کنه و کمکت کنه، ساده کنه برات، راه حل بده، هدایتت کنه…
استاد جان، سپاس گزارم ازتون برای دونه به دونه فایلهای ارزشمندتون.
خدایا شکرت برای مسیری که داخلشم و شاهد تغییرات و بهبودهام هستم و بسیار خوشحالم.
فقط روی خدا حساب کن ….چه عنوان قشنگی … چه حرفهای آشنای غریبی … خدای من ، ای آشنای من ، ای من غریبه با تو ، ای کسی که تنها مرا میشناسی و من همه را شناخته ام جز تو … ای کسی که بمن اعتبار دادی و من این اعتبار را به دیگران داده بودم …. ای عالم به غیب ، ای هماهنگ کننده امور ، ای برنامه ریز زندگیم که بهترینع بهترین چیدمان را برایم تدارک دادی و ای راه گشا ….از وقتی که تو را با این فایل شناختم راهها به رویم هموار ، درها به رویم باز و آدم ها برایم وسیله میشوند
خداوند توانایی اینو داره از جایی که به عقل من نمیرسه بهم بده و کمکم کنه
بهترین دعای استاد : “از خدا میخوام توحید رو در دل ما و در وجود ما جاری کنه ” . آمین :)
خدای من : چه دارد آنکه تو را ندارد / و چه ندارد آنکه تو را دارد
داستان زندگی من بود که از فرش به اینجایی که هستم رسیدم.
خدایا میخوام بهت بگم با صدای بلندم میخوام بگم و میخوام همه بنده هات بدونن که من هرچی دارم ازتو دارم و بدون تو هیچی نیستم،اگر اعتباری دارم تو بمن اعتبار دادی اگر سلامتی دارم تو بمن سلامتی دادی،اگر دست و پا و عقل و هوش دارم تو بمن دادی،اگر فرزندانی دارم تو بمن دادی
اگر این نعمت ها و برکت ها و وفور و فراوانی را در زندگیم دارم تو به من دادی …
اگر افراد نامناسب از زندگیم رفتند تو این لطف رو در حق من کردی ..
اگر شیوه ی درست زندگی کردن
و درک و فهم روابط درست و مناسب رو توسط استاد عزیزم یاد گرفتم تو به من دادی .
تو منو به سمت بهترین استاد خردمند هدایت کردی
تو به من بهترین ها را خواهی داد و میدانم فقط باید روی تو حساب کنم تمام خلاء های زندگیم رو با بهترین ها جایگزین کنی
هرچی دارم از تو دارم.
خدایا شکرت که کمکم کردی
یک تعهد دیگرم رو بجا آورم فقط و فقط روی خودت حساب باز کنم و میدانم که تنهای تنها هستم و با تضادهایی به من نشان دادی که چطوری همه کسان و افراد از من جدا شدند .. هیچکس با من هم فرکانس نبود .. همه به نوعی از من دور شدند پسرم که بخاطر آن تضادهای مالی و دلخوری ها بمدت پنج سال بیخیرم و حتی دخترم هم در یک خانه هستیم ولی همدیگر رو نمی بینم . حتی حرف مشترکی با هم نداریم خواهر و دوستان و آشنایان هم به نوبت دور شدند و رفتند سوی زندگی خودشان . هر کسی آمد و چند صباحی ماند تا دستی از دستان فرشتگان الهی تو باشند و مآموریتی و رسالتی رو انجام دهند و رفتند ..و این نیز هم بگذرد …
پس فقط تو ماندی و من ..
هیچ گله و شکایتی هم ندارم .چ تازه خیلی هم راضی هستم چون تو همه رو از من دور کردی که با من خلوت کنی . تا ترا ببینم . تا با تو گفتگو کنم تا به من این درک و فهم را بدی که هیچکس و هیچ چیز در این جهان برایم ماندنی نیست . و روی هیچکس و هیچ چیزی حسابی نکنم و حتی روی خودم هم هیچ حسابی نکنم تا بفهمم که دستم فقط در دستان قدرتمند توست .. و من راضیم از این هدایت های بینظیر تو… خدایااآاا شکر گذارت هستم
پس خودت بقیه ی مسیرم رو به من نشان بده . خودت پشت فرمان زندگیم بنشین و منو ببر به همان جایی که باید ببری .. من تسلیم اراده ی نیکوی تو هستم . من به هر خیر و نیکویی که از جانب تو بر من بفرستی محتاج هستم . خدایاااااااااا تنهاااااااااا تراااااااا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
سلام به استاد قدرتمند و دوست داشتنی و عزیزم وتمام دوستای گل گلابم توی این بهشت مجازی
منم میخوام یکی از تجربیات جالبم رو که این اواخر با گوش کردن به حرف استاد عزیزمون در مورد حساب بازکردن فقط روی خدا برام ایجاد شد براتون بنویسم
نمیدونم یه حسی گفت اینو بنویس شاید حتی یه نفر از خوندنش انرژی بگیره و باورهاش قوی تر بشه و همچنین برای خودمم یادآوری بشه
من عاشق مسافرتم مخصوصا از وقتی دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شده بیشتر دوس دارم برم تو دل طبیعت اونم تنهای تنها واقعا عشق میکنم از تنها بودن با خدا
مدتها بود دلم میخواست برم گردنه حیران واقعا زیباست دلمو به دریا زدم از یکی دونفر پرسیدم چطوری میتونم برم و راه افتادم سبک بار با یه کوله پشتی کوچیک رفتم تو خیابون دنبال ماشین یا اتوبوس. خلاصه با یه هزینه کم یه آقای محترمی که مسیرش اردبیل بود گفت منو میرسونه. منم حسم خوب بود و بهش اعتماد اعتماد کردم. خودشم تعجب کرد که بهش اعتماد کردم ولی خداییش جواب اعتمادمو خوب داد. کل مسیر فایلای استاد تو گوشم بود 5 ساعتی تو راه بودم از مسیر واقعا لذت بردم خیلی زیبا بود. اون آقا حتی بدون اینکه هزینه اضافه بگیره منو برد سرعین سه ساعتی توی استخر بودم خیلی آرامش گرفتم تنهایی خیلی خوش گذشت البته با آدما خوش و بش کردم ولی کلا دوست داشتم تو تنهایی فکر کنم به حرفای استاد جونمون. داشت شب میشد یک لحظه استرس گرفتم باخودم گفتم شب کجا برم جایی رو هم که بلد نیستم ولی یه حسی گفت نگران نباش بالاخره یه جایی رو پیدا میکنی. تو ذهنم بود شب تو اردبیل یه سوییت یا مسافرخونه بگیرم و بمونم تا صبح بتونم تو مسیر برگشت دوباره زیبایی های مسیرو ببینم. وقتی از استخر اومدم بیرون شب شده بود.
یک لحظه فقط یه حسی گفت زهرا برو از این آقا آدرس مرکز شهر اردبیل رو بپرس اتفاقا آقاهه خیلی شبیه یکی از استادای دوره ارشدم بود که اردبیلی هم بود. من رفتم فقط یه آدرس بپرسم اون آقا منو به خونش دعوت کرد یه خانوم مهربونم داشت. گفتن بیا امشب خونه ما توهم مثل دختر مایی. اولش راحت نبودم ولی خیلی آدمای خوبی به نظر میرسیدن و من اعتماد کردم خلاصه منو بردن خونشون و عین پروانه دور سرم میچرخیدن و مثل یه مهمون عزیز ازم پذیرایی کردن
من فقط اون لحظات یاد حرفای استاد بودم و داشتم تائید میکردم. فردا صبحم با اصرااااار زیاد هم سوغاتی و هم بلیط برگشتمو گرفتن خلاصه خیلی مهمون نواز ومهربون بودن.
من یاد حرف استاد افتادم که گفت هر شهری یا هر کشوری میرم بهترین آدمای دنیا سر راهم قرار میگیرن. و من هم اون لحظه تصمیم گرفتم که این باور رو در خودم ایجاد کنم و این باور خیلی بهم آرامش میده و همین چن وقته چند تا سفر کوتاه مدت دیگه هم به شهرای اطراف رشت داشتم و دوباره خداوند دستان مهربونش رو برای کمک و خدمت من فرستاد و منو سوپرایز کرد! اما چون طولانی میشه اینجا نمینویسم تو دفتر خودم نوشتم چون استاد جون گفت که همین دستاوردهای هر چند به ظاهر کوچیک که قانون رو تائید میکنه همش یاداوری کنید تا این باور در شما ایجاد بشه که قانون جواب میدهد میشودددد!!!!!!!!
نتیجه توکل کردن به خدا واقعا خیر مطلقه! بعد از این فایل تعهد نوشتم و قسم خوردم که فقط روی خودش حساب باز کنم از خدا میخوام خودش کمکم کنه تو تمام موارد زندگیم 100 درصد بتونم به این تعهدم عمل کنم
در پناه الله یکتا شااااد پیرووووز ساااالم ثروتمند وسعادتمنددد در دنیا و آخرت باشید!!!
دوست گرامی زهرا خانم .واقعن چه سفر زیبائی شما را بخاطر شجاعت وایمانتون تحسین میکنم .واقعن انرژی گرفتم و انگیزه گفتم اگر یک خانم با ایمان به خدا سفرش را تنها رفت وخداوند مواظبش بود پس برای من هم با ایمان به خدا سفر به دل تمام ترسهای زندگی راحت امکان پذیر هست .موفق وپیروز باشید
نتیجه ی توکل رو دیدین و خداهم براتون سنگ تموم گذاشته…
من هم عاشق سفر هستم ولی چون سفر تنهایی رو دوست دارم و از طرفی هم دختر هستم محدودیت های خاص خودم رو دارم//مخصوصا الان که وسیله ای هم ندارم ولی خداروشکر میکنم که این متن شما رو خوندم و کلی انرژی گرفتم و توکل بهم یاداوری شد که خدابزرگه و میتونه هر کاری رو بکنه و همه جیز شدنیه به اندازه ی باورهامون و توکلمون.ممنون که تجربتون رو برامون قرار دادین.مطمینم با کمک از رب مون میتونین به تعهد زیباتون همیشه عمل کنید.
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز و همه دوستان عزیز در این جمع گرم و صمیمی
میخوام از تجربه ای که همین چندروز پیش برام اتفاق افتاد بگم
روز اول مهر به تضادی برخوردم که کنترل ذهن واقعا سخت بود حقیقت این بود که پدرم رو باید میبردیم بیمارستان و اینکه کجا ببریم کدوم بهتره و اینها…
من به خودم گفتم باید از درسهایی که تا به حال از استاد عشقم یاد گرفتم استفاده کنم گفتم:
خدایا من نمیدونم کدوم دکتر و کدوم بیمارستان از همه بهتره و عالیتره
️تو خودت بهترینهارو به سمت ما هدایت کن که همه اینها وسیله هست و تنها منبع قدرت تویی️
خودش رو شاهد میگیرم که چطور بهترینها به سمت ما اومدن
بهترین فرشته ها دست به کار شدند
بهترین همزمانیها اتفاق افتاد
و خداوند معجزه پس از معجزه کرد
و حالا که این کامنت رو مینویسم خدارو هزاران بار شکر میکنم که حال پدر عزیزم هر روز داره بهتر و بهتر میشه
و همه شاهد معجزه خداوند در بهبودی پدرم بودند
ومن شاهد رشد خودم بودم که چطور ایمانم به این نیروی عظیم و تنها منبع قدرت هزاران برابر بیشتر شد
و به قدرتِ درون و دنیای درون
که بسیار بسیار واقعیتر و حقیقی تَر از دنیای بیرونه اعتقاد بالاتری پیدا کردم
با استفاده از قانون افرینش و درسهای طلایی استاد در این دوره و اینکه دقیقا شروع کرده بودم مجدد به طور جدی تَر روی این دوره کار کردن و این اتفاق افتاد ،تونستم در عمل از اموزه ها استفاده کنم
بسیار اتفاقها و بسیار حرفهایی که با خدای خودم گفتم و به چشم دیدم
جایی که فقط روی خودش حساب کردم به چه ارامش درونی رسیدم
و جایی که حرفهای دیگران ترس رو وارد دلم کرد که از نجواهای شیطانه چطور ضربه خوردم و یاد گرفتم که
️وقتی روی این نیرو حساب میکنی و بهش اعتماد میکنی دیگه نباید روی حرف هیچکسی حساب کنی و فقط و فقط خودش رو ببینی و بس️
دوستانی که منتظرید تا بهتون ثابت بشه این نیرو وجود داره و مثل گذشته من میگید خدایا اگه هستی اگه منو میبینی پس فلان کار رو بکن و ….
به من ثابت شد ثابت شد که همه کارها و أمور زندگی دست خودشه و بس
کافیه ازش بخوای ازش درخواست کنی
مرحله بعد از درخواست اینه که اعتماد کنی باور کنی انچه درخواست کردی اجابت شده و پاسخت رو دریافت میکنی
یعنی سه مرحله
درخواست پاسخ دریافت
به نظرم پاسخ و دریافت با هم عجین شدند
وقتی درخواست میکنی
اگه میخوای سریع دریافت کنی
فقط یه قانون وجود داره که مثل یه میانبر بهت کمک میکنه
اونم قانون زیبای رهاییه
یعنی رها کن به معنای اینکه انچه درخواست کردم مطمئنم به سرعت دریافت میکنم پس رها میکنم و فقط به خودش میسپارم
دلم میخواد مفصل در قانون افرینش توضیح بدم که جلسه سوم تجسم خلاق و جلسه ششم تقسیم کار با خداوند چقدر بینظیر بودند و مثل فرشته های نشاندار خداوند به من کمک کردند
تشکر بینهایت فراوان از استادعزیزم که دارم چطور زندگی کردن رو ازش می اموزم و چطور ارتباط گرفتن با خداوند
و ربّ العالمین رو که نور مطلقه و بهترین رفیق برای هر کسی که بخواد باهاش رفاقت کنه
دیدی دوتا رفیق چطور برای هم مایه میذارن حالا ببین خدا چطور تو عالم رفاقت ،رفیق بودن رو در حقت تموم میکنه
واقعا از جایی که فکرش رو نمیتونی بکنی تو مخیله تو نمیگنجه بهت کمک میکنه و اینو تو زندگی بهم نشون داده
یادمه یه بار ازش مقدار معینی پول خواستم طبق باورهایی که ایجاد کرده بودم و دقیقا بهم همونو داد و گفتم خدایا یه کم حدس میزدم که شاید از این طریق بخوای بدی
حالا مبلغ بالاتری که خواسته بودم رو داره اجابت میکنه ولی واقعا اینبار نیم درصد که چه عرض کنم هرگز به ذهنم نمیرسید از چه طریق و بهم گفت حالا چطور ؟اینم حدس میزدی؟؟؟؟؟؟؟
و من واقعا هاج و واج مونده بودم که واقعا هرگز حتی فکرش رو هم نمیکردم
دوست من به قول استاد چطوری و از چه طریق مال خداست
ما فقط درخواست میکنیم و ایمانمون رو نشون میدیم همین
عزیزم ،منم پاسخ زیبای شمارو که دریافت کردم اشک ریختم و دوباره خاطرات دو هفته پیش برام مرور شد
تضادی که هرگز تجربه نکرده بودم اما متوجه رشد خودم در دل این تضاد شدم که میتونم بگم پر از لحظاتی بود که حضور خداوند رو احساس میکردم اینکه چقدر سریع الجوابه
چقدر بنده هاش رو عاشقانه دوست داره
در مورد قانون رهایی و این مساله ای که پیش اومد به خدا گفتم
خدایا مثل مادر موسی که موسی رو در اب انداخت و رها کرد و به تو سپرد و تو،به زیبایی بهش برگردوندی
منم پدرم رو به تو میسپارم و رها میکنم لطف انچه تو بنمایی
حکم انچه تو فرمایی
و خداوند هم به زیبایی پاسخ اعتمادم رو داد
مطمئن باش خداوند خیلی خیلییییی بزرگتر از خواسته های ماست
و مطمئن باش که وقتی بهش اعتماد میکنی و رها میکنی با سرعتی که هرگز فکرش رو نمیتونی بکنی خواستت رو اجابت میکنه عزیز دلم
خیلی خوشحالم که نور امید دل دریاییت رو روشن کرده
من باید این کامنت رو میذاشتم چون خداوند بهم نشون داد که دنیای درون و ایمان به خودش از هر نیرویی قدرتمندتره
هر انچه باور کنی به دست میاری
من هم از شما ملیحه عزیزم سپاسگزارم که وقت گذاشتی و کامنتم رو خوندی
و همینطور از استادعزیزم و مریم بانوی مهربونم برای این سایت بینظیر و درسهای طلایی زندگی که به هممون به زیبایی و در عمل اموزش میدن
قبلا هم گفتم که این فیل فقط روی الله حساب کن زندگی منو تغییر داد، دقیقا از همون روزی که به این فیل گوش دادم و به الله توکل کردم آنچنان جوابم رو داد که به راحتی و بدون مقاومت با این سایت همراه شدم و باور کردم و نتیجه این بود که محصولات رو یکی یکی خریدم و اتفاقت، معجزات بزرگ و بزرگ تر شد، این فیل رو بارها و بارها گوش کردم با هر بار گوش دادن قدرت میگرفتم، الان گریهام میگیره وقتی یادم میاد که خدا چه آروم دستم رو گرفت و من رو با قوانین آشنا کرد و زندگیم رو از همه جهت تغییر داد ، خانم شایسته عزیز شما روز ۱۷ سفرمان حرفهأی زدید که جواب سوالات امروزم بود، من الان برای سفر به لوس انجلس اومدیم با همسرم، اینجا تمام آدمهایی که اطرافم هستن (دوستان و خانواده)دقیقا خلأهاشون رو به روشی پر میکنند که من نمیتونم بپذیرم،اینها به تمام کارهای من و همسرم ایراد میگیرن، تمام رفتارهای ما براشون عجیب هست،از لباس پوشیدن گرفته تا طرز فکر ما، من انقدر به لطف الله عوض شدم که از تمام حاشیهها دور شدم، امروز داشتم فکر میکردم چقدر من عوض شدم ولی فقط همسرم و خدا رفتارها و تعارض فکر و باور من رو درک میکنن، از نظر بقیه عجیب به نظر میایم، امروز شما با این فیلتون به من یاداوری کردید که مسیرم درست هست و آدمای کمی هستند که شبیه من زندگی میکنند و فکر میکنند و درک میکنند، از شما خیلی زیاد سپاسگزارم که اینها رو یادآور شدید، و شما دستی از خدا شدید که یک بار دیگه این فایل رو گوش کنم،چه زندگی قشنگ و شیرینی دارم از وقتی با استاد آشنا شدم، روزی نیست که به قول همسرم عباس منشی زندگی نکنم حرف نزنم، تمام تلاشم اینه که خودم رو بهتر بشناسم و باورهای غلطم رو شناسائی کنم، ولی با وجود اینکه هنوز کلی باورهأی اشتباه دارم ولی خدا خیلی سریع جواب خوأستهام رو میده، و اون لحظه فقط اشک شوق میریزم از قدرتی که خدا به ذهن من داده، از قوانینش، از لطفی که هر روز شامل حال من و عزیزانم کرده زندگی من از همه نظر عالی شده رویای شده خدایئ شده،خدایا فریاد میزنم و تشکر میکنم برای حضورت در زندگیم، برای وجود همسری که دوست و همراهم هست برای وجود استاد تو زندگیم، به محض این که به یک ناخواسته میخورم میرم و یکی از فایلهشون رو گوش میکنم به خدا همه چی عوض میشه، ممنونم خانم شایسته ممنونم استاد عزیزم و همسرشون، و دوستان عزیزم، من شماهارو از خونوادم به خودم نزدیکتر میبینم، با شماها کلی حرف دارم که نمیتونم به اونا بگم،احساسم فوقالست…
برای تک تکتون بهترینهارو آرزو میکنم شاد، سلامت و ثروتمند باشید.
به نام خدایی که قدرت خلق زندگیم رو در دستان خودم به کمک باورهایم قرار داده.
سلام برهمه دوستان
ادامه پله 17 ام سفر تحول زندگیم : فقط روی خدا حساب کن
خدایاشکرت که نشتم فایل رو با دقت بیشتری گوش دادم و درکم بیشتر شد
خدایاشکرت که حتی درک کردن قوانینت تکامل داره . شاید بگم بیش از 100 ها بار این فایل رو گوش دادم ولی الان بهتر درکش میکنم و این سفر چقدر حرفه ای طراحی شده که یه جوری هر روز ذهن بهتر به چالش کشیده میشه وتربیت میشه . خدایاشکرت
باز بریم مرور مطالب این فایل بی نظیر رو:
افراد موفق رو الگو بگیرم وباهاشون ارتباط برقرار کنم ولی تو ذهنم بهشون قدرت ندم فکر نکنم کهتنها راه موفقیت من ، ارتباط با این افراد است. این نیگاه یعنی من در ذهنم وباورهام قدرت رو از خدا گرفتم ودادم به غیر خدا که خود این شرک هست.
به نظرم اگر من فکر کنم تنها راه موفقیتم در آزمون هام داشتن فلان کتاب خوبه یا فلان پارتی هست باز شرکه چون تنها قدرتی که میتونه منو به خواسته هام برسونه خداونده به کمک باورهام وفرکانسم واین کتاب ها و.. کاره ای نیستن فقط دست خداوندن برای کمک به من و امروز با این کتاب و فردا به کتاب دیگه ای یا فرد دیگه ای هدایتم کنه و تنها قدرت ورئیس تو ذهنم من باید خداوند باشه نه کس یا چیز دیگه ای.
من باور میکنم تنها منبع نیروی رزق ، ثروت، سلامتی ، موفقیت ، عشق ، آگاهی ، مشتری در جهان خداوند است.
اگه بخوام تمام جهان برای من کار کنه باید فقط روی خدا حساب کنم و فقط خدارو ببینم.
من باور میکنم اون کسی که میتونه برای من کاری انجام بده فقط خداونده ونه هیچ کس دیگه.
اگر فکر کنم کس دیگه ای به جز خدا هستکه بتوه کمکم کنه سخت در اشتباهم ، هم در این دنیا و هم در آن دنیا از عذاب سختی برخوردار خوام شد= این وعده خداونده= این قانونه
من باور میکنم این خداونده ک به من نعمت میده، به من عزت میده، اونه که به من شهرت میده، اونه که منو تو آزمون هام موفق میکنه و هیچ کس دیگه ای در جهان نیست و هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای نمیتونه به من کمک کنه.
من باور میکنم که منبع ثروت و نعمت جهان هستی خداونده و هداوند از بی نهایت دستش استفاده میکنه برای کمک کردن به من.
من باور میکنم که خداوند بی نهایت دست داره.
وقتی فکر کنم فقط این فرد یا این کتاب یا این آزمون میتونه کمکم کنه یعنی دارم یقیه دست های خداوند رو میبندم.
من باور میکنم فقط خداوند میتونه این کارو انجام بده و خداوند بی نهایت دست هایی داره که این کار رو برام انجام میده.
وقتی کسی به من کمک میکنه ازش تشکر میکنم بابت کمک، اما همون موقع تو ذهنم مرور میکنم که این آدم دستی از دستان خداونده، ممکنه خداوند بواسطه این آدم داره به من کمک میکنه ففردا بواسطه کس دیگه ای یا چیز دیگه ای بهم کمک میکنه.= پس قدرت آدم ها و چیزها رو در ذهنم کوچک وقدرت خداوند رو خیلی بزرگ میکنم.
و اگر این فرد وچیزها بروند خداوند از دست های دیگه اش برای کمک من استفاده میکنه، هیچ اتفاق بدی برای من نمیفته.
من باور میکنم اگر با خداوند یکی بشوم اگر تمام مردم جهان با هم جمع شوندبخواهند بهم ضرر بزنند به اندازه ی پشه ای هم نمیتوانند این کاررو انجام بدهند.
تما افراد تاثیر گذار دنیا به ربوبیت الله اعتقاد دارندف قارغ ز هر دین ومذهبی.
شرک با خودش بدبختی وفقر میاره.
رفتارهای من نشون میده چه باورهایی دارم
نشونه های رفتاری شرک و ایمان نداشتن به خدا:
اگر از تهدید کسی میترسم.
قدرت رو به چه کسی میدم؟
پیش چه کسی دست ودلت میلرزه؟
از چه کسی میترسم؟
جلوی چه کسی صدا وپاهام میلرزه؟
چه جوری جلوی دیگران تعظیم میکنم؟
وقتی فرد ثروتمند وبانفوذی بهم قول میده حرف اون رو بیشتر باور دارم یا خرف خداوند رو؟
وقتی کسی بهم نه میگه چقدر ناراحت میشم؟
وقتی کسی پولم رو نمیده چقدر نگران وناراحت میشم؟
وقتی به موعد سررسید قسطم میرسه چقدر نگران میشم؟
وقتی مشتری ازم خرید نمیکنه چقدر ناراحت میشم؟
وقتی شاگردام تمرینات رو خوب انجام نمیدن چقدر ناراحت میشم؟
چجوری روی بقیه حساب میکنی؟
من باور میکنم که بی نهایت منبع رزق وروزی هست- بی نهایت دست خدا هست- بی نهایت ثروت هست-برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمیفته- وقتی خدا راده کنه خیری به من برسه چه کسی میتونه جلوی اراده خدا رو بگیره.
خدا به ما وعده فزونی وثروت داده اما ما خدا رو باور نمیکنیم؟ چون ایمان نداریم ، چون قدرت(فورس=رب=توحید)رو در دستان کس دیگه ای می بنیم.
من تمرین میکنم از هیچ کس انتظار نداشته باشم وفقط فقط از خداوند انتظار داشته باشم.
من باور میکنم که هیچ کسی نمیتونه به من کمک کنه به جز الله.
من باور میکنم خداوندتوانایی این رو داره از جایی که به عقلم نمیرسه منو به خواسته هام برسونه پس من فقط هر چی رو که بخوام به خودش میگم و میدونم خودش از یه جایی جور میکنه از کجا نمیدونم اون میدونه. اون قدرتمنده اون عالمو حکیمه-اون ثروتمنده.
چه زمانی چیزهایی رو که میخوام بهم میده = زمانی که قدرت خدارو باور کنم.
همه چیز برمیگرده به باور ، برمیگرده به ایمان، به یقین من
من یگانگی ، رب وفدرت خداوندرو باور میکنم.
هیچ کس در مقابل خداوند قدرتی نداره
من باور میکنم اگر من با خداوند خودم باشم اگر بلا خداوند هماهنگ ویکی بشام ، هیچ کسی در مقابل من قدرتی ندارهف هیچ کسی نمیتونه به اندازه ی پشه ای به من آسیب برسونه
مهم ترین عامل موفقیت وپیشرفت استاد =باور کردن اینکه تنها قدرت جهان الله است.
من تمرین میکنم اگر کسی خواست کمک کنه ازش تشکر میکنم ولی تو ذهنم به خدا بگم خداجون میدونم توهستی قدرتمند، این کاره ای نیست شاید از دست این به من بدهی ، شاید از دست کسی دیگه ای به من بدهی من اینو میدونم. تا کم کم باور قوی تر بشه واگر کاری برام انجام نداد نگران نشم و میدونم خدا از دست های دیگه اش میخواد به من بده-= اما نکته مهم = وقتی به این شرایط ذهنی وباوری برسم اونوقت همه برام همه کار انجاممیدن. وقتی به توحید برسم همه آدم ها جمع میشن که به من کمک کنند- اما باید حواسم باشه و مواظب باشم که باز روی این ها حساب نکنم و اگر حساب کنم باز این نعمت ها قطع میشن باید مواظب باشم.
اگر بندگی غیرخدارو کنم =همه چیز تموم میشه
من باور میکنم که خدا قدرتمندترین فرمانروای جهان است.
من باور میکنم فقط خداوند نیاز هست که به همه چی برسم.
سپاس از ان شایسته عزیز واستاد عزیز و دوست داشتنیم
سپاس از خداوند مهربونم که بهم فرصت داد باز آگاه تر بشم و بهش نزدیک تر بشم
سپاس از همه دوستان عزیزم
سپاس از فرزانه عزیزم که 3 روز در این پله بود وهرروز آگاهیم بیشتر شد
خدایاهزاران بار شکرت
خدایا کمک کنه در این راه پایدار وعملگرا باشم وحرفم با عملم یکی باشه
خدایا تنها تورا میپرستم وتنه از تو یاری میجویم
خدایا به راه راست را طبیعی وسرشار از نعمت و لیاقت زندگی کردن هدایتم کن
به نام خدایی که با عشق همه مارا هدایت میکند به نام خدایی که عاشقانه عاشق ما هست به نام خدایی که از دانه نهال و نهال را درخت ساخت به نام خدایی که تنها منبع قدرت هستی هست به نام خدایی که همه چیز زیبا آفرید خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
اول باید بگویم که چگونه چند بار به زمین خوردم وقتی روی خدا حساب نکدم چقدر اشتباه کردم خدایا خودت ببخش خدایا معجزه های نزدیک
سال پیش زمانی که طالب ها وارد کابل شدند و افغانستان گرفتند بسیاری افغان ها به امریکا رفتتند از طریق میدان هوایی کابل خوب مه زیاد تلاش کردم که بروم نشد آنقدر این امریکایی ها سربازان شان در زهنم بزرگ گرده بودم ازشان خدا ساخته بودم که فقط همین ها هستند که زنده گی مره نجات می دهند فقط اینا مره خوشبخت میسازند خدا را اصلا نمی دیدم با وجودی که دختر مذهبی هم بودم زیاد گریان کدم به سرباز های امریکا برشان غصه خوردم نشد بعدا زیاد نا امید شدم رفتم بخاطر که حالم دگرگون شود خانه خاله ام رفتم آنجا اونا تصمیم رفتن نداشتن ولی چون باور های درست داشتند روز پنجم تخلیه کابل رفتن به طرف میدان هوایی و با مه وعده کرده بودند که هر وقت رفتیم تو را هم میبریم حتی اگر با پول شود مرا میبرند بخاطری که وعده داده بودند چون اوضاع مالی شان خوب بود و بسیار روی شان حساب می کردیم که برای من شوهر خاله ام وعده داده انسان مهربان هست میبرد خواهرم برایم زنگ زد که بیا خانه گفتم نی مره میبرن وعده دادن و چقدر روی شان حساب کردم هرگز یادم نمیرود که چقدر محکم به زمین خوردم ساعت دو شب بود که میرفتن و مه در اطاق دخترهایش فقط گریه داشتم به آسمان نگاه داشتم که خدا چرا مه نی چراا خدایا میدانی چقدر دوست دارم تغییر کنم زنده گیم عالی شود خب بنابر حساب کردن مه روی اونا قسمی رفتن که حتی پشت خوده نه دیدن و او شب که مه خانه شان بودم حتی خداحافظی نکردن و مه زیاد ناامید شدم سخت به زمین خوردم خوب یادم هست چقدر گریه کردم خوب به بار دوم هم ناامید شدم چون روی خدا حساب نکده بودم من به تمام گوشت پوست استخوان خود درک کردم هر وقت روی خدا حساب نکنیم روی آدما حساب کنیم سخت به زمین میخوریم و ناامید میشویم و خدا را شکرر گذار استم بعد از همان موقع مه تصمیم تغییر گرفتم و از او واقعا دوسال میشود که روی خودم کار میکنم و به سایت و استاد عباس منش آشنا شدم و تا اخیر تلاش میکنم تا یک انسان قوی موفق خودساخته و توحیدی شوم خدایا شکرت صد هزار بار ارباب جهان جان جانان و دیدم چقدر خدا عالی مرا هدایت کرد آنقدر تغییر کردم شجاع شدم قوی شدم که نیو پاکیزه شدم نیو شدم و یاد گرفتم فقط روی خدا حساب کنم هنوز هم زیاد کوشش میکنم که فقط فقط روی خدا حساب کنم و باور کنم که تنها خداوند کار ها را برای ما انجام میدهد و تنها او هست تنها تنها تنها منبع بزرگ قدرت جهان
هیچ کس غیر خدا نیست که دست ماره بگیرد و خداوند بی نهایت دست دارد و خداوند خودش میداند چگونه برایمان کار انجام بدهد و بسیاری از ما که موفق نشدم صرف بخاطر شرک های خفی که داریم موفق نشدیم و باید بدانیم که قدرت در وجود خود برای کی میدهیم وقتی جلو آدم های ثروتمند قرار میگریم چگونه رفتار میکنیم
و هر وقت ما به ربوبیت الله ایمان بیاورم آن وقت هست که تمام کار های ما به آسانی ساده گی و عزت مندانه از جای که فکر نمیکنم انجام میشود
خدایا شکرت که هر روز بیشتر بیشتر آگاه میشوم
دوستت دارم خدایا تشکر که هستی
یگانه منبع ارامش من و بهترین رفیق من خدایی من
و چقدر جالب هست هیچ وقت این گپا را از دلم نکشیده بودم به هیچکس نگفته بودم ولی در این خانواده صمیمی گرم که همه مثل هم عاشق هستیم با عشق بدون ترس از قضاوت بیان میکنیم
همسر من مدتی بود که کارش خیلی کساد شده بود وواقعا در مضیقه بودیم تا اینکه تصمیم گرفت که شغلش را عوض کنه ویک شغل
راحت تر وبا درآمد بیشتر پیدا کنه ومن هم کاملا مخالف بودم چون میترسیدم که نشه و همون آب باریکه هم قطع بشه تا اینکه فایل استاد را گوش کردم که چطور استاد زمانی که امدن تهران همه چیز را گذاشتن وهمه پل ها را خراب کردن وفقط با توکل به خدا وباورهای درست تونستن موفق بشن.
اون موقعه بود که پا گذاشتم روی ترسهام وتوکلم فقط به خدا بود وهمسرم الان سه ماه است که مشغول شده تو شغل جدید خدا را شکر همه چیز داره خوب پیش میره ومن مطمئن هستم که هر روز بهتر از روز قبل خواهد شد چون دارم روی باورهام کار میکنم و فقط خدا را مسئول روزی خودم میدانم و دیگه نگران هیچ چیزی نیستم درونم مملو آرامش شده خدایا شکرت
بچه ها این ضرب المثل که میگه آب در کوزه ما تشنه لبان میگردیم دقیقا وصف حال خیلی از ما آدمهاست .که با بی ایمانی هیچ کدام از قدر تهای که خداوند در اختیار ما گذاشته نمی بینیم .
خدایا شکر که دلم را با نور ایمان به خودت روشن کردی خدایا شکر
برای همه شما دوستای گلم آرامش .سلامتی .ثروت وموفقیت آرزو دارم .
خانم شایسته عزیز سپاسگزارم. بسیار استفاده کردم از پستهای زیبای شما
بنام رب.
بنام تویی که هرلحظه میشنوی مرا،
بنام تویی که اجابت کننده هرلحظه منی.
جان جانانم خدای خوبم ،برای تو مینویسم،گریه من از سر شوق وجود توست،گریه من از سر نعمت اعتماد به تو توست،پروردگار زیبای من ،ببخش مرا اگر لحظه ای غافل بودم از قدرتت از حمکتت.
سلام استاد عزیزم ،الان که این کامنتو مینویسم گریه میکنم ،احساس خیلی خوبی دارم ،قلبم باز شده ،روحم سبکه .
استاد عزیزم این روزاااا تکامل طی میکنم تا بیشتر خودمو بشناسم ،چرا که مقدمه خداشناسی خودشناسی،استاد از وقتی که روی خودم کار میکنم اونقدر معجزه ها و اتفاقات عالی میبینم که خیلی هاشون یادم نیست ،کاره هر روز منه وقتی از خونه میخوام بزنم بیرون ،میگم خدایاااا منو در زمان و مکان مناسب قرار بده ،یبار نهههه بارها و بارهاااا دیدم،
نمونه کوچیکش اینکه ،محله مااا عابر بانکش یکی دو سری خراب بود ،چون یکمم از شهر دوره دیگه عابر بانکی غیر اون نیست،یه روز که رفتم پول بگیرم دیدم خرابه،پول کرایه ام همراهم نبود که برم بازار ،اماااا نگران نبودم ،اصلااااا ،بخدا از کوچیک ترین چیزا وقتی رو خدام حساب میکنم خیالم راحته راحته ،خلاصه گفتم بزار یکم پیاده برم حالا بالاخره خدا خودش هدایت میکنه،رسیدم سر خیابون اصلی دیدم یه آقا با دوتا از پسر بچه هاش سوار ماشین بودن ،گفت خانم بیا شماارم برسونم ،تا سوار شدم ،تو دلم گفتم نمیشه که کرایه ندارم ،الان چی بهش بگم،قبلش خودش گفت خانم من مسافرکش نیستم ،مسیرم بود خواستم شمارو برسونم،شاید اگه قبلا بود ،میگفتم خب که چی مگه چی شده حالا منو رسوند ،ولی الان با کوچیک ترین چیزاااا چنان ذوق میکنم و با شوق میگم خدایااااشکرت،مرسی که جواب اعتمادمو میدی،اخه جان جانان خیلی سریع الاجابه:)
یاد جلسه دوم عزت نفس افتادم ،آدمایی که بقیه رو برای خودشون بت میکنن،برای بقیه خم و راست میشن ،آدمایی ان که عزت نفس ندارن،و این فایل تکمیل کرد که این آدماااا،مشرک هم هستن.
بیاد روزایی میوفتم ،که وجودتووو به اندازه الان نمی شناختم،روی بقیه حساب میکردم و تعجب میکردم چرا کارام به هم پیچ میخوره،الان خوب میفهمم وقتی رو تو حساب نمیکنم سریع بقیه ام پشتمو خالی میکنن.جان جانانم:
-تنهاااا تو را می پرستم و تنهااا از تو یاری می جویم.
-أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
همه عزی و جلالی؛ همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری؛ همه جودی و جزایی
همهههه عزت هااا به دست توست.
خدای خوبم شکر که هستی.
هروقت بهت اعتماد میکنم،هروقت خودمو خالی میکنم از محدودیت هااا،پر میشم از تووو از کمک هایت از دست هایت.
خدایاشکرت.
در پناه خدا باشید.
به نام خدای مهربان
سلام فرشته ی زیبای خدا
من عاشقتم که اینقدر زیبا با قلم شیوات برامون از خدا نوشتی
من عاشقتم که اینقدر زیبا برامون از اینکه فقط روی خدا حساب باز کنیم و ایمان داشته باشیم که خودش کارها رو برامون راحت انجام میده ؛ نوشتی
قربون این اشک های الهی ت برم من فرشته جان خدا
من عاشقتم که اینقدر زیبا برامون از اتفاقات زیبای زندگیت نوشتی و کلی حس و حال خوب رو بهمون هدیه دادی
با تمام وجودم این وجود الهی و توحیدی ت رو تحسین میکنم عزیزدلم
تحسین میکنم این احساس فوق العاده عالی ت رو
عاشقتم منننن عزیزدلمممم
بازم ازت ممنونم به خاطر این کامنت زیبا و الهی که از قلب مهربونت برامون نوشتی
الهی که همیشه تنت سالم و دلت شاد و لبت خندون باشه
الهی که از زمین و آسمون برات نعمت و ثروت پول بباره
الهی که هر آنچه در دل داری به چشم ببینی عزیزم
خدایا شکرت ؛ ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
سلام الهه جان.
عزیززززززززم ،دختر ناز چقدر خوشحالم با کامنتم باعث شدم احساس خوبی داشته باشی،بخدا یع جوری کامنتت دلی بود برای من که اگه اینجااا بودی بغلت میکردم ،چقدر خوبع که دوستایی دارم که همسیر منن، حرفامو درک میکنن ،دوست خوبم ،امیدوارم به نتایج عاااالی برسی به امیدالله .
در پناه خدا باشی گلم.
سلام به همگی با آرزوی شادی و احساس خوب در تک تک لحظاتمان واما توحید و اما مفهوم قدرت و اما استادی که بی نظیره در بیان مطالب و یکه تازدر بحث توضیح توحید و اجرای توحید در عمل
توحید یک کلمس اما یک دنیاست تمام چیزیست که برایمان کافیست نوشتن توحید و خواندن توحید و حتی حرف زدن از توحید یک طرف اما چیزی که خوشبختی وسعادت ماراتضمین میکند چیزی که آرامشی ناب و خالص درما می آفریند که پایه و اساس تمام موفقیت هاست چرا که الهامات و هدایت های رب را به دنبال دارد درک توحید به معنای واقعی واجرای توحید در عمل است و خداروشاکرم بابت استادی که درمسیرم قرار داده تا قدم به قدم با مثال هایی ساده و زیبا و عالی و صحبت هایی که از جنسشان توحیدی بودن را به وضوح میتوان دید وشنید و لمس کرد آری چقدر متن مریم خانم عزیزم زیبا بود و چقدر دل گرم کننده بود که در بخش روزشمار تحول زندگی من روز هفدهم که همین فایله نوشته بودن که ساختن باورهای توحیدی و قدرتمند کننده کار پیچیده و دشواری نیس بلکه مرور همین نکات و قوانین و نوشتن و تمرین و یادآوری هرنکته ایست که از آن فایل می آموزی و چقدر الهام بخش بود برای ادامه مسیر و چقدر لذت بخشه مسیر ساختن این باورهای زیبا مسیری که انتها ندارد و خداوند به هر شکلی که میسازی دراین مسیر خودش را متجلی میسازد به شکل ثروت به شکل آرامش به شکل سلامتی در جسم و جان و روح وروان به شکل عشق در روابط و خداوندی را سپاس میگویم که قدرت خلق زندگیمو داده دست من و باورهای من چی شد؟؟؟؟؟خداوندی را سپاس میگویم که قدرت خلق زندگیمو داده دست خودم و باورهایی که میسازم !!!!توحید مگر غیر این است که همه را دستی از جانب خدای مهربان ببینم ؟؟؟مگر اختیار تک تک نفسهایمان به اراده الله نیست؟؟؟مگر آیه قرآن نیست که میگوید ما دلها نرم میکنیم برای شما ؟؟؟مگر آیه قرآن نیست که میگوید من نزدیکم !!!!من نزدیکم!!!!من نزدیکم!!!!!فقط نخون فقط نگذر هیچ کاره مهمی غیر از بودن در سایت هیچکدوممون نداریم پس من نزدیکم!!!من نزدیکم!!!! آرام باش نفس عمیق بکش آره دقیقا با توام که داری میخونی کامنتو من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستتو !!!نگذر بافقط خوندن رد نشو فکر کن تامل کن تفکر کن هیچ کار مهم دیگری نداری بهت قول میدم نجواهای ذهنتو ساکت کن در این فضا باش و فکر کن بهت قول میدم هر لحظه ای که به توحید و مفهوم من نزدیکم فکر میکنی دید وسیع تری می یابی اگر رها باشی و بسپاری تا قلبت را باز کند هر لحظه ای که فکر میکنی ارزشش را دارد چون هر چه میخواهی در گرو درک و بنیادی کردن همین آیه از قرآنه من نزدیکم!!!! بنده ی من من نزدیکم و اجابت میکنم درخواستتو خم و راست نشو جلوی کسی با نهایت قدرت و با نهایت جسارت از خوده من بخواه تمام انسان را و موجودات را من آفریدم من به اسرار دل همه آگاهم من توانا به هر کاریم از من بخواه نه بنده ی من اول منو ببین چرا ؟؟؟؟چون خودت به آرامش میرسی خودت سعادت و خوشبختی را تجربه میکنی پس منو ببین منو یاد کن میدونی من چرا دیده نمیشم چون همه چیزم من تجلیه همه چیزم وانان کسانی هستند که هر لحظه به غیب ایمان می آورند از آنان باش که بتونی به غیب ایمان بیاری در هر لحظه بقیه کارات بامن میدونی چقد ساده توضیح دادم قوانینمو در قرآن میدونی که تنها کارت با یاد آوردن این آگاهی ها و باور توحیده؟؟چی میخوای؟؟؟ قدرت از آن منع کیست که جلوی اراده ی منو بگیره ؟؟؟؟کیست؟؟؟؟من همان آتش گلستان شده بر ابراهیمم به شرط ایمان و توحیدش من همان دریای شکافته شده بر موسی و قومش هستم به شرط ایمان و توحید و اعتمادش من نجات دهنده ی یونس از شکم ماهیم من همانم که یوسف را از قعره چاه به آن جایگاه رساندم من همانم که به سلیمان ملک بی نهایت و ثروت بی نهایت عطا کردم به شرط ایمانش به وهابیت و رزاقیت من من همانم به محمدی که بیسواد بود علم و معرفت قرآن آموختم باز هم میخواهی بگویی که بندگان من بیشتر از من قدرت دارند؟؟ بازهم میخوای به ترست ادامه بدی ؟؟؟ میدانم ایمان به غیب و اعتماد به نیرویی که نمیبینی کاره راحتی نیست با اینکه به هر طرف بنگری تجلیه منه شکلی از منه اما بزار در مورد قدرتم که به هرچه بخواهم تسلط دارم بگویم !!من همانم که کسی که ادعای خدایی میکرد را با پشه ای ناچیز جانش راستاندم من همانم که گهواره را از دریای پر تلاطم به سلامت به کاخ رساندم من همانم که تورا ازخاک بی جان و بعد از نطفه ای ضعیف آفریده و تنومند ساختم و شمارش تمام نفسهاتو دارم من همانم که خاک مرده را باباران زنده کرده و به شما و چهارپایانتان به وسیله نعمتهایم امکان زنده ماندن و حیات بخشیدم من همانم که حساب خلق را در یک لحظه میرسم الله اکبر من همانم که شمارش تمام موجودات آگاهم !!!!تفکر تفکر تفکر!!!!!من همانم که همه چیز را از آب آفریدم و آیا تفکر میکنی در آبی که هرروز مینوشی؟؟؟؟؟؟؟
اگر تمام چیزهایی که خواندی من بودم و یا کارهایی که خواندی را من انجام دادم پس باور کن تمام خواسته هایت اجابتش برای من امکان پذیر است و مشتاق اجابت خواسته های توام به شرط توحید به شرط ایمان به قدرتم و به شرط باور به توانایی هایی که در وجودت نهفته ام تو تنها موجودی هستی که از روحم درتو دمیدم و مثله من توانایی خلق داری پس باور کن و توکل کن و فقط در این مسیر بمان .
سلام دوست خوبم داش رضا
کامنتت بسیار عالی و لذت بخش بود خیلی لذت بردم هم خوب به زبان ساده خدارو بمن شناسوندی و با زبان خدا با من حرف زدی یلحظه رفتم تو برش واقعا فکر کردم خدا داره بامن حرف میزنه چقد قشنگ با زبان خدا بل ما حرف زدی دمتگررررررم خیلی روشن شدم خیلی دلم گرم شد خیلی خوشحالم که با آدمایی اینجا آشنا میشم دوست میشم داداش میشم که چقد با درک و شعور و منطق عالی هستن چقد خوش بحالم هست که دوستایی چون شما دارم خیلی لذت بردم رفیق منو بردی تو آغوش امن خدا ممنونم دوست باعشقم خدا بهت خیر بده داداشم موفق باشی واقعا کامنتت زیبا و با آگاهی ناب بود دمتگرررررررم زنده باشی شاد و سعادتمند
سلام عزیزه دلم
تو اولین نفری هستی که به کامنتم پاسخ داده و چقد خوشحال شدم و نشونه بود برام و اومدم و دوباره کامنتمو خوندم و چقد حس و حالم خوب شد چقد کامنتت بهم انرژی داد و خداروشکر چیزهایی که گفته شد و نوشتم واین انرژی خوب انتقال دادم
عاشقتم و آرزوی بهترینها رو برات دارم
به نام خداوندی که کافیست برای من
حسبی الله
سلام به استادِ عزیزم و دوستانِ نازنینم.
دیروز در پیِ چالشی یهویی، برای حلش، اول یه نفر اومد تو ذهنمون گفتم نه اصلا، بعد نفر دوم…
بعد دیدم، این که نشد، اونم بنده ی خداست…
تلنگر خوردم روی خدا حساب کن، نه هیچکسِ دیگه ای…
یادِ این فایل هم افتادم، روی دیوار اتاق مون نوشتم خدایا دوستت دارم، رو به نوشته و اسم خدایا کردم و گفتم خدا من نمیخوام از آدم ها بخوام، هر چند عزیز و نزدیک و مهربان، من فقط از تو میخوام، من با تو عزتم حفظ میشه، تو سبب ساز شو، خودت حلش کن، میدونم تو بلدی، اگه به هر دلیلی هم حل نشد باشه تسلیمم و ادامه میدم با همون شرایط و اونکار رو انجام میدم…
گفتم پاشو سمانه برو پیاده روی خلوت کن با خودت و خدا، هدفون رو هم بردم، این فایل که بهش هدایت شدم رو گوش دادم و آبی شد بر آتشم…
مطمئن تر شدم.
یه جایی استاد میگن:
خدا از راهی که تو حتی فکرش رو هم نمیکنی (تو یه سری راه های رایج رو میدونی فقط) تو رو به خواسته ات میرسونه…
اینو که شنیدم گفتم بله، مستقیم پیامت رو رسوندی خدا جون…
و رها کردم…
تو مجتمع راه رفتم، گفتگو کردم، سپاس گزاری کردم، قربون صدقه ی نی نی رفتم، طبیعتِ قشنگ و ابرهای خوشگل رو تحسین کردم، لذت بردم، توجه کردم به زیبایی ها و برگشتم خونه.
کمی خوابیدم و با تماسی که خبر از حلِ چالش میداد بیدار شدم.
به همین شیرینی و خوشمزگی.
فقط روی خدا حساب کن و لاغیر
فقط باور کن که خدا از پَسِ همه چیز برمیاد.
همه چیز.
همه چیز.
دخترِ خوب، فقط تو ذهنِ محدودِ تو اون چالش بزرگه همین، وگرنه برای خدا اجابتِ خواسته هات کاری نداره، اصلا تو اجابت از طرف خدا، اندازه ی خواسته معنی نداره، میخوای که درخواست کوچک بفرستی برای خدا، چه بزرگ…
فرقی نداره، تو ذهنت کوچکش کن، چون خدا بی نهایته و بدونِ اندازه، نامحدوده، این ذهن منه که همه چیز رو اندازه میزنه، خط کش میذاره، بالا پایین و سبک سنگین میکنه…
مثال زدم واسه خودم:
گفتم خدایی که نی نی به اون عظمت و پیچیدگی و گستردگی رو تو دلِ تو گذاشته، مراقبشه، رشد میدتش، آیا از پسِ این چالشِ کوچک بر نمیاد؟
گفتم چرا، اینکه در برابرِ اون اصلا به چشم هم نمیاد چه برسه بخوام بگم..
چرا فاصله درخواست و رسیدن کوتاه بود؟
باور
باور
باور
اعتماد
تسلیم
رهایی
توجه به زیبایی ها
این فایل رو بارها و بارها گوش دادم و جزوِ فایلهای مورد علاقه ام هست، میزان کننده ی سطحِ اعتمادم به خدا میشه، هر بار بیشتر از قبل لذت میبرم از اینکه فقط روی خدا حساب کنم و بس توی هر چیزی…
راستی یه تجربه باحال هم داشتم:
در لحظاتی که با خدا صحبت میکردم به نی نی گفتم:
نی نی خدا گفته فقط روی خودش حساب کنیم.
من دارم تمرین میکنم.
تو هم از همونجا از تو دل من، تمرین کن فقط روی خدا حساب کنی :)
هر چی به خودم میگم و تمرین میکنم، لاجرم نی نی هم در معرضش هست و داره باهاشون آشنا میشه.
دوست دارم نی نی (معجزه ی خداوند) که ان شاالله صحیح و سلامت به دنیا اومد، تو همین مسیر باشه، از مامان باباش هم جلوتر بره، تازه قوانین و توحید رو به ما هم یادآوری کنه :)
خیلی خوشحال میشم که درکم نسبت به خدا بالا و بالاتر بره و روی چیکه چیکه زندگی و نیازها و خواسته ها و حل مسائل و پیچیدگی های ذهنیم، فقط روی خدا حساب کنم.
الان برخی چیزها رو متوجه میشم و از خدا طلبِ یاری میکنم.
اما برخی چیزها رو در ابتدا فکر میکنم خودم باید حلشون کنم و به بن بست میخورم بعد تازه که چالش بزرگ میشه یادم میوفته اِ پس چرا به خدا نگفتی از اول کمکت کنه؟
مگه نمیدونی خدا میتونه تو همه ی مسایلت ورود کنه و کمکت کنه، ساده کنه برات، راه حل بده، هدایتت کنه…
استاد جان، سپاس گزارم ازتون برای دونه به دونه فایلهای ارزشمندتون.
خدایا شکرت برای مسیری که داخلشم و شاهد تغییرات و بهبودهام هستم و بسیار خوشحالم.
برگ هفدهم
روز شمار تحول زندگی من
فصل 1
فقط روی خدا حساب کن ….چه عنوان قشنگی … چه حرفهای آشنای غریبی … خدای من ، ای آشنای من ، ای من غریبه با تو ، ای کسی که تنها مرا میشناسی و من همه را شناخته ام جز تو … ای کسی که بمن اعتبار دادی و من این اعتبار را به دیگران داده بودم …. ای عالم به غیب ، ای هماهنگ کننده امور ، ای برنامه ریز زندگیم که بهترینع بهترین چیدمان را برایم تدارک دادی و ای راه گشا ….از وقتی که تو را با این فایل شناختم راهها به رویم هموار ، درها به رویم باز و آدم ها برایم وسیله میشوند
خداوند توانایی اینو داره از جایی که به عقل من نمیرسه بهم بده و کمکم کنه
بهترین دعای استاد : “از خدا میخوام توحید رو در دل ما و در وجود ما جاری کنه ” . آمین :)
خدای من : چه دارد آنکه تو را ندارد / و چه ندارد آنکه تو را دارد
داستان زندگی من بود که از فرش به اینجایی که هستم رسیدم.
خدایا میخوام بهت بگم با صدای بلندم میخوام بگم و میخوام همه بنده هات بدونن که من هرچی دارم ازتو دارم و بدون تو هیچی نیستم،اگر اعتباری دارم تو بمن اعتبار دادی اگر سلامتی دارم تو بمن سلامتی دادی،اگر دست و پا و عقل و هوش دارم تو بمن دادی،اگر فرزندانی دارم تو بمن دادی
اگر این نعمت ها و برکت ها و وفور و فراوانی را در زندگیم دارم تو به من دادی …
اگر افراد نامناسب از زندگیم رفتند تو این لطف رو در حق من کردی ..
اگر شیوه ی درست زندگی کردن
و درک و فهم روابط درست و مناسب رو توسط استاد عزیزم یاد گرفتم تو به من دادی .
تو منو به سمت بهترین استاد خردمند هدایت کردی
تو به من بهترین ها را خواهی داد و میدانم فقط باید روی تو حساب کنم تمام خلاء های زندگیم رو با بهترین ها جایگزین کنی
هرچی دارم از تو دارم.
خدایا شکرت که کمکم کردی
یک تعهد دیگرم رو بجا آورم فقط و فقط روی خودت حساب باز کنم و میدانم که تنهای تنها هستم و با تضادهایی به من نشان دادی که چطوری همه کسان و افراد از من جدا شدند .. هیچکس با من هم فرکانس نبود .. همه به نوعی از من دور شدند پسرم که بخاطر آن تضادهای مالی و دلخوری ها بمدت پنج سال بیخیرم و حتی دخترم هم در یک خانه هستیم ولی همدیگر رو نمی بینم . حتی حرف مشترکی با هم نداریم خواهر و دوستان و آشنایان هم به نوبت دور شدند و رفتند سوی زندگی خودشان . هر کسی آمد و چند صباحی ماند تا دستی از دستان فرشتگان الهی تو باشند و مآموریتی و رسالتی رو انجام دهند و رفتند ..و این نیز هم بگذرد …
پس فقط تو ماندی و من ..
هیچ گله و شکایتی هم ندارم .چ تازه خیلی هم راضی هستم چون تو همه رو از من دور کردی که با من خلوت کنی . تا ترا ببینم . تا با تو گفتگو کنم تا به من این درک و فهم را بدی که هیچکس و هیچ چیز در این جهان برایم ماندنی نیست . و روی هیچکس و هیچ چیزی حسابی نکنم و حتی روی خودم هم هیچ حسابی نکنم تا بفهمم که دستم فقط در دستان قدرتمند توست .. و من راضیم از این هدایت های بینظیر تو… خدایااآاا شکر گذارت هستم
پس خودت بقیه ی مسیرم رو به من نشان بده . خودت پشت فرمان زندگیم بنشین و منو ببر به همان جایی که باید ببری .. من تسلیم اراده ی نیکوی تو هستم . من به هر خیر و نیکویی که از جانب تو بر من بفرستی محتاج هستم . خدایاااااااااا تنهاااااااااا تراااااااا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایااا من به تو ایمان و یقین دارم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
من به تو اعتماد دارم و فقط روی تو حساب می کنم
IN GOD WE TRUST
به نام خداوند علیم و حکیم
رحیم وبسیط و شریف و نعیم ”
سلام و درود بر زیباترین خواهر خودم ”
بر جواهر و گنج ناتمام رویای بی نظیر ”
سلام و درودی گرم با عطر گل و لطافت لبخند رضایت خدا ”
دلتان شاد ”
زندگیتون زیبا ”
خیلی کامنت تون بهم آرامش داد”
چقدر زیبا و با تمام احساس نوشتی ”
چقدر حال خوب انتقال دادی ”
چقدر تحسین کردم خواهر زیبا اندیشم را ”
خداوند رو شاکرم برای وجود گل شما ”
پیگیر کامنت ها تاثیر گذار شما هستم ”
اندازه ی اون حس قشنگ تون دوست دارم و عاشقتم ”
بازم برامون بنویس ”
بوم روزتون رنگین ”
پراز اتفاقات قشنگ ”
افکار زیباتون سبز ”
دلتون به پاکی آسمان ”
تمام کامنت هاو نوشته هاتون سرشار از انرژی مثبت ”
I wish YOU best
I wish you a good life
سلام به استاد قدرتمند و دوست داشتنی و عزیزم وتمام دوستای گل گلابم توی این بهشت مجازی
منم میخوام یکی از تجربیات جالبم رو که این اواخر با گوش کردن به حرف استاد عزیزمون در مورد حساب بازکردن فقط روی خدا برام ایجاد شد براتون بنویسم
نمیدونم یه حسی گفت اینو بنویس شاید حتی یه نفر از خوندنش انرژی بگیره و باورهاش قوی تر بشه و همچنین برای خودمم یادآوری بشه
من عاشق مسافرتم مخصوصا از وقتی دوره جهان بینی توحیدی 1 شروع شده بیشتر دوس دارم برم تو دل طبیعت اونم تنهای تنها واقعا عشق میکنم از تنها بودن با خدا
مدتها بود دلم میخواست برم گردنه حیران واقعا زیباست دلمو به دریا زدم از یکی دونفر پرسیدم چطوری میتونم برم و راه افتادم سبک بار با یه کوله پشتی کوچیک رفتم تو خیابون دنبال ماشین یا اتوبوس. خلاصه با یه هزینه کم یه آقای محترمی که مسیرش اردبیل بود گفت منو میرسونه. منم حسم خوب بود و بهش اعتماد اعتماد کردم. خودشم تعجب کرد که بهش اعتماد کردم ولی خداییش جواب اعتمادمو خوب داد. کل مسیر فایلای استاد تو گوشم بود 5 ساعتی تو راه بودم از مسیر واقعا لذت بردم خیلی زیبا بود. اون آقا حتی بدون اینکه هزینه اضافه بگیره منو برد سرعین سه ساعتی توی استخر بودم خیلی آرامش گرفتم تنهایی خیلی خوش گذشت البته با آدما خوش و بش کردم ولی کلا دوست داشتم تو تنهایی فکر کنم به حرفای استاد جونمون. داشت شب میشد یک لحظه استرس گرفتم باخودم گفتم شب کجا برم جایی رو هم که بلد نیستم ولی یه حسی گفت نگران نباش بالاخره یه جایی رو پیدا میکنی. تو ذهنم بود شب تو اردبیل یه سوییت یا مسافرخونه بگیرم و بمونم تا صبح بتونم تو مسیر برگشت دوباره زیبایی های مسیرو ببینم. وقتی از استخر اومدم بیرون شب شده بود.
یک لحظه فقط یه حسی گفت زهرا برو از این آقا آدرس مرکز شهر اردبیل رو بپرس اتفاقا آقاهه خیلی شبیه یکی از استادای دوره ارشدم بود که اردبیلی هم بود. من رفتم فقط یه آدرس بپرسم اون آقا منو به خونش دعوت کرد یه خانوم مهربونم داشت. گفتن بیا امشب خونه ما توهم مثل دختر مایی. اولش راحت نبودم ولی خیلی آدمای خوبی به نظر میرسیدن و من اعتماد کردم خلاصه منو بردن خونشون و عین پروانه دور سرم میچرخیدن و مثل یه مهمون عزیز ازم پذیرایی کردن
من فقط اون لحظات یاد حرفای استاد بودم و داشتم تائید میکردم. فردا صبحم با اصرااااار زیاد هم سوغاتی و هم بلیط برگشتمو گرفتن خلاصه خیلی مهمون نواز ومهربون بودن.
من یاد حرف استاد افتادم که گفت هر شهری یا هر کشوری میرم بهترین آدمای دنیا سر راهم قرار میگیرن. و من هم اون لحظه تصمیم گرفتم که این باور رو در خودم ایجاد کنم و این باور خیلی بهم آرامش میده و همین چن وقته چند تا سفر کوتاه مدت دیگه هم به شهرای اطراف رشت داشتم و دوباره خداوند دستان مهربونش رو برای کمک و خدمت من فرستاد و منو سوپرایز کرد! اما چون طولانی میشه اینجا نمینویسم تو دفتر خودم نوشتم چون استاد جون گفت که همین دستاوردهای هر چند به ظاهر کوچیک که قانون رو تائید میکنه همش یاداوری کنید تا این باور در شما ایجاد بشه که قانون جواب میدهد میشودددد!!!!!!!!
نتیجه توکل کردن به خدا واقعا خیر مطلقه! بعد از این فایل تعهد نوشتم و قسم خوردم که فقط روی خودش حساب باز کنم از خدا میخوام خودش کمکم کنه تو تمام موارد زندگیم 100 درصد بتونم به این تعهدم عمل کنم
در پناه الله یکتا شااااد پیرووووز ساااالم ثروتمند وسعادتمنددد در دنیا و آخرت باشید!!!
دوست گرامی زهرا خانم .واقعن چه سفر زیبائی شما را بخاطر شجاعت وایمانتون تحسین میکنم .واقعن انرژی گرفتم و انگیزه گفتم اگر یک خانم با ایمان به خدا سفرش را تنها رفت وخداوند مواظبش بود پس برای من هم با ایمان به خدا سفر به دل تمام ترسهای زندگی راحت امکان پذیر هست .موفق وپیروز باشید
نتیجه ی توکل رو دیدین و خداهم براتون سنگ تموم گذاشته…
من هم عاشق سفر هستم ولی چون سفر تنهایی رو دوست دارم و از طرفی هم دختر هستم محدودیت های خاص خودم رو دارم//مخصوصا الان که وسیله ای هم ندارم ولی خداروشکر میکنم که این متن شما رو خوندم و کلی انرژی گرفتم و توکل بهم یاداوری شد که خدابزرگه و میتونه هر کاری رو بکنه و همه جیز شدنیه به اندازه ی باورهامون و توکلمون.ممنون که تجربتون رو برامون قرار دادین.مطمینم با کمک از رب مون میتونین به تعهد زیباتون همیشه عمل کنید.
به نام خداوندی که همیشه بوده و هست و خواهد بود
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم بانوی عزیز و همه دوستان عزیز در این جمع گرم و صمیمی
میخوام از تجربه ای که همین چندروز پیش برام اتفاق افتاد بگم
روز اول مهر به تضادی برخوردم که کنترل ذهن واقعا سخت بود حقیقت این بود که پدرم رو باید میبردیم بیمارستان و اینکه کجا ببریم کدوم بهتره و اینها…
من به خودم گفتم باید از درسهایی که تا به حال از استاد عشقم یاد گرفتم استفاده کنم گفتم:
خدایا من نمیدونم کدوم دکتر و کدوم بیمارستان از همه بهتره و عالیتره
️تو خودت بهترینهارو به سمت ما هدایت کن که همه اینها وسیله هست و تنها منبع قدرت تویی️
خودش رو شاهد میگیرم که چطور بهترینها به سمت ما اومدن
بهترین فرشته ها دست به کار شدند
بهترین همزمانیها اتفاق افتاد
و خداوند معجزه پس از معجزه کرد
و حالا که این کامنت رو مینویسم خدارو هزاران بار شکر میکنم که حال پدر عزیزم هر روز داره بهتر و بهتر میشه
و همه شاهد معجزه خداوند در بهبودی پدرم بودند
ومن شاهد رشد خودم بودم که چطور ایمانم به این نیروی عظیم و تنها منبع قدرت هزاران برابر بیشتر شد
و به قدرتِ درون و دنیای درون
که بسیار بسیار واقعیتر و حقیقی تَر از دنیای بیرونه اعتقاد بالاتری پیدا کردم
با استفاده از قانون افرینش و درسهای طلایی استاد در این دوره و اینکه دقیقا شروع کرده بودم مجدد به طور جدی تَر روی این دوره کار کردن و این اتفاق افتاد ،تونستم در عمل از اموزه ها استفاده کنم
بسیار اتفاقها و بسیار حرفهایی که با خدای خودم گفتم و به چشم دیدم
جایی که فقط روی خودش حساب کردم به چه ارامش درونی رسیدم
و جایی که حرفهای دیگران ترس رو وارد دلم کرد که از نجواهای شیطانه چطور ضربه خوردم و یاد گرفتم که
️وقتی روی این نیرو حساب میکنی و بهش اعتماد میکنی دیگه نباید روی حرف هیچکسی حساب کنی و فقط و فقط خودش رو ببینی و بس️
دوستانی که منتظرید تا بهتون ثابت بشه این نیرو وجود داره و مثل گذشته من میگید خدایا اگه هستی اگه منو میبینی پس فلان کار رو بکن و ….
به من ثابت شد ثابت شد که همه کارها و أمور زندگی دست خودشه و بس
کافیه ازش بخوای ازش درخواست کنی
مرحله بعد از درخواست اینه که اعتماد کنی باور کنی انچه درخواست کردی اجابت شده و پاسخت رو دریافت میکنی
یعنی سه مرحله
درخواست پاسخ دریافت
به نظرم پاسخ و دریافت با هم عجین شدند
وقتی درخواست میکنی
اگه میخوای سریع دریافت کنی
فقط یه قانون وجود داره که مثل یه میانبر بهت کمک میکنه
اونم قانون زیبای رهاییه
یعنی رها کن به معنای اینکه انچه درخواست کردم مطمئنم به سرعت دریافت میکنم پس رها میکنم و فقط به خودش میسپارم
دلم میخواد مفصل در قانون افرینش توضیح بدم که جلسه سوم تجسم خلاق و جلسه ششم تقسیم کار با خداوند چقدر بینظیر بودند و مثل فرشته های نشاندار خداوند به من کمک کردند
تشکر بینهایت فراوان از استادعزیزم که دارم چطور زندگی کردن رو ازش می اموزم و چطور ارتباط گرفتن با خداوند
و ربّ العالمین رو که نور مطلقه و بهترین رفیق برای هر کسی که بخواد باهاش رفاقت کنه
دیدی دوتا رفیق چطور برای هم مایه میذارن حالا ببین خدا چطور تو عالم رفاقت ،رفیق بودن رو در حقت تموم میکنه
واقعا از جایی که فکرش رو نمیتونی بکنی تو مخیله تو نمیگنجه بهت کمک میکنه و اینو تو زندگی بهم نشون داده
یادمه یه بار ازش مقدار معینی پول خواستم طبق باورهایی که ایجاد کرده بودم و دقیقا بهم همونو داد و گفتم خدایا یه کم حدس میزدم که شاید از این طریق بخوای بدی
حالا مبلغ بالاتری که خواسته بودم رو داره اجابت میکنه ولی واقعا اینبار نیم درصد که چه عرض کنم هرگز به ذهنم نمیرسید از چه طریق و بهم گفت حالا چطور ؟اینم حدس میزدی؟؟؟؟؟؟؟
و من واقعا هاج و واج مونده بودم که واقعا هرگز حتی فکرش رو هم نمیکردم
دوست من به قول استاد چطوری و از چه طریق مال خداست
ما فقط درخواست میکنیم و ایمانمون رو نشون میدیم همین
پر از نور و عطروطعم و رنگ خدا باشید
سلام ب ازاده عزیزم
چقدررررر زیبا نوشتی
چه ایمان زیبایی
چه توکلی
اشکم در اومد
بینهااااااایت ازت سپاسگدارم ازت ک برامون نوشتی و چراغ امیدی تو دلم روشن کردی
این جمله ات دقیقا برای من بود
((کافیه ازش بخوای ازش درخواست کنی
مرحله بعد از درخواست اینه که اعتماد کنی باور کنی انچه درخواست کردی اجابت شده و پاسخت رو دریافت میکنی
یعنی سه مرحله
درخواست پاسخ دریافت
به نظرم پاسخ و دریافت با هم عجین شدند
وقتی درخواست میکنی
اگه میخوای سریع دریافت کنی
فقط یه قانون وجود داره که مثل یه میانبر بهت کمک میکنه
اونم قانون زیبای رهاییه
یعنی رها کن به معنای اینکه انچه درخواست کردم مطمئنم به سرعت دریافت میکنم پس رها میکنم و فقط به خودش میسپارم))
و چقدرررررر باید رها بشم
رها کنم و اعتماد کنپ ک برام میاره
بدون چون و چرا
بدون اما و اگر و شاید
بدون هیییییچ قید و شرطی
و من بینهااااااااایت سپاسگدارم ازت ک برامون نوشتی
و باورهای زیباتو برامون ب اشتراک گداشتی
سلام ملیحه جانم
عزیزم ،منم پاسخ زیبای شمارو که دریافت کردم اشک ریختم و دوباره خاطرات دو هفته پیش برام مرور شد
تضادی که هرگز تجربه نکرده بودم اما متوجه رشد خودم در دل این تضاد شدم که میتونم بگم پر از لحظاتی بود که حضور خداوند رو احساس میکردم اینکه چقدر سریع الجوابه
چقدر بنده هاش رو عاشقانه دوست داره
در مورد قانون رهایی و این مساله ای که پیش اومد به خدا گفتم
خدایا مثل مادر موسی که موسی رو در اب انداخت و رها کرد و به تو سپرد و تو،به زیبایی بهش برگردوندی
منم پدرم رو به تو میسپارم و رها میکنم لطف انچه تو بنمایی
حکم انچه تو فرمایی
و خداوند هم به زیبایی پاسخ اعتمادم رو داد
مطمئن باش خداوند خیلی خیلییییی بزرگتر از خواسته های ماست
و مطمئن باش که وقتی بهش اعتماد میکنی و رها میکنی با سرعتی که هرگز فکرش رو نمیتونی بکنی خواستت رو اجابت میکنه عزیز دلم
خیلی خوشحالم که نور امید دل دریاییت رو روشن کرده
من باید این کامنت رو میذاشتم چون خداوند بهم نشون داد که دنیای درون و ایمان به خودش از هر نیرویی قدرتمندتره
هر انچه باور کنی به دست میاری
من هم از شما ملیحه عزیزم سپاسگزارم که وقت گذاشتی و کامنتم رو خوندی
و همینطور از استادعزیزم و مریم بانوی مهربونم برای این سایت بینظیر و درسهای طلایی زندگی که به هممون به زیبایی و در عمل اموزش میدن
پراز نور و عطرو طعم و رنگ خدا باشید
دوستتون دارم
وااااای ازاده عزیزم
کاش بودی بعلت میکردم
بینهااااایت ازت سپاسگدارم
بینهاااایت
بینهاااااایت
چقدر همه چی باهم هم زمانی میشه
هم زمانی رها کردن من
و جواب شما ب کامنت من
و نوشتن این مطلب:
مطمئن باش خداوند خیلی خیلییییی بزرگتر از خواسته های ماست
و مطمئن باش که وقتی بهش اعتماد میکنی و رها میکنی با سرعتی که هرگز فکرش رو نمیتونی بکنی خواستت رو اجابت میکنه عزیز دلم
هر انچه باور کنی به دست میاری
بینهاااایت سپاسگدار اربابی هستم ک من بنده اونم
و اونم ارباب خوبیه برای من
بینهااایت سپاسگدارم
ازاده عزیزم
کاش عکس خودتو بزاری برامون تا روی ماه تو ببینیم و بیشتر بتونیم باهات ارتباط بگیریم
سپااااااس بیکران از تو
با سلام به همه دوستان، خانم شایسته و استاد عزیزم
قبلا هم گفتم که این فیل فقط روی الله حساب کن زندگی منو تغییر داد، دقیقا از همون روزی که به این فیل گوش دادم و به الله توکل کردم آنچنان جوابم رو داد که به راحتی و بدون مقاومت با این سایت همراه شدم و باور کردم و نتیجه این بود که محصولات رو یکی یکی خریدم و اتفاقت، معجزات بزرگ و بزرگ تر شد، این فیل رو بارها و بارها گوش کردم با هر بار گوش دادن قدرت میگرفتم، الان گریهام میگیره وقتی یادم میاد که خدا چه آروم دستم رو گرفت و من رو با قوانین آشنا کرد و زندگیم رو از همه جهت تغییر داد ، خانم شایسته عزیز شما روز ۱۷ سفرمان حرفهأی زدید که جواب سوالات امروزم بود، من الان برای سفر به لوس انجلس اومدیم با همسرم، اینجا تمام آدمهایی که اطرافم هستن (دوستان و خانواده)دقیقا خلأهاشون رو به روشی پر میکنند که من نمیتونم بپذیرم،اینها به تمام کارهای من و همسرم ایراد میگیرن، تمام رفتارهای ما براشون عجیب هست،از لباس پوشیدن گرفته تا طرز فکر ما، من انقدر به لطف الله عوض شدم که از تمام حاشیهها دور شدم، امروز داشتم فکر میکردم چقدر من عوض شدم ولی فقط همسرم و خدا رفتارها و تعارض فکر و باور من رو درک میکنن، از نظر بقیه عجیب به نظر میایم، امروز شما با این فیلتون به من یاداوری کردید که مسیرم درست هست و آدمای کمی هستند که شبیه من زندگی میکنند و فکر میکنند و درک میکنند، از شما خیلی زیاد سپاسگزارم که اینها رو یادآور شدید، و شما دستی از خدا شدید که یک بار دیگه این فایل رو گوش کنم،چه زندگی قشنگ و شیرینی دارم از وقتی با استاد آشنا شدم، روزی نیست که به قول همسرم عباس منشی زندگی نکنم حرف نزنم، تمام تلاشم اینه که خودم رو بهتر بشناسم و باورهای غلطم رو شناسائی کنم، ولی با وجود اینکه هنوز کلی باورهأی اشتباه دارم ولی خدا خیلی سریع جواب خوأستهام رو میده، و اون لحظه فقط اشک شوق میریزم از قدرتی که خدا به ذهن من داده، از قوانینش، از لطفی که هر روز شامل حال من و عزیزانم کرده زندگی من از همه نظر عالی شده رویای شده خدایئ شده،خدایا فریاد میزنم و تشکر میکنم برای حضورت در زندگیم، برای وجود همسری که دوست و همراهم هست برای وجود استاد تو زندگیم، به محض این که به یک ناخواسته میخورم میرم و یکی از فایلهشون رو گوش میکنم به خدا همه چی عوض میشه، ممنونم خانم شایسته ممنونم استاد عزیزم و همسرشون، و دوستان عزیزم، من شماهارو از خونوادم به خودم نزدیکتر میبینم، با شماها کلی حرف دارم که نمیتونم به اونا بگم،احساسم فوقالست…
برای تک تکتون بهترینهارو آرزو میکنم شاد، سلامت و ثروتمند باشید.
سمی(Somi)
به نام خداوند موفق وثروتمند، سرشاز از عشق وسلامتی
به نام خدایی که تنها قدرت جهانه.
به نام خدایی که قدرت خلق زندگیم رو در دستان خودم به کمک باورهایم قرار داده.
سلام برهمه دوستان
ادامه پله 17 ام سفر تحول زندگیم : فقط روی خدا حساب کن
خدایاشکرت که نشتم فایل رو با دقت بیشتری گوش دادم و درکم بیشتر شد
خدایاشکرت که حتی درک کردن قوانینت تکامل داره . شاید بگم بیش از 100 ها بار این فایل رو گوش دادم ولی الان بهتر درکش میکنم و این سفر چقدر حرفه ای طراحی شده که یه جوری هر روز ذهن بهتر به چالش کشیده میشه وتربیت میشه . خدایاشکرت
باز بریم مرور مطالب این فایل بی نظیر رو:
افراد موفق رو الگو بگیرم وباهاشون ارتباط برقرار کنم ولی تو ذهنم بهشون قدرت ندم فکر نکنم کهتنها راه موفقیت من ، ارتباط با این افراد است. این نیگاه یعنی من در ذهنم وباورهام قدرت رو از خدا گرفتم ودادم به غیر خدا که خود این شرک هست.
به نظرم اگر من فکر کنم تنها راه موفقیتم در آزمون هام داشتن فلان کتاب خوبه یا فلان پارتی هست باز شرکه چون تنها قدرتی که میتونه منو به خواسته هام برسونه خداونده به کمک باورهام وفرکانسم واین کتاب ها و.. کاره ای نیستن فقط دست خداوندن برای کمک به من و امروز با این کتاب و فردا به کتاب دیگه ای یا فرد دیگه ای هدایتم کنه و تنها قدرت ورئیس تو ذهنم من باید خداوند باشه نه کس یا چیز دیگه ای.
من باور میکنم تنها منبع نیروی رزق ، ثروت، سلامتی ، موفقیت ، عشق ، آگاهی ، مشتری در جهان خداوند است.
اگه بخوام تمام جهان برای من کار کنه باید فقط روی خدا حساب کنم و فقط خدارو ببینم.
من باور میکنم اون کسی که میتونه برای من کاری انجام بده فقط خداونده ونه هیچ کس دیگه.
اگر فکر کنم کس دیگه ای به جز خدا هستکه بتوه کمکم کنه سخت در اشتباهم ، هم در این دنیا و هم در آن دنیا از عذاب سختی برخوردار خوام شد= این وعده خداونده= این قانونه
من باور میکنم این خداونده ک به من نعمت میده، به من عزت میده، اونه که به من شهرت میده، اونه که منو تو آزمون هام موفق میکنه و هیچ کس دیگه ای در جهان نیست و هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای نمیتونه به من کمک کنه.
من باور میکنم که منبع ثروت و نعمت جهان هستی خداونده و هداوند از بی نهایت دستش استفاده میکنه برای کمک کردن به من.
من باور میکنم که خداوند بی نهایت دست داره.
وقتی فکر کنم فقط این فرد یا این کتاب یا این آزمون میتونه کمکم کنه یعنی دارم یقیه دست های خداوند رو میبندم.
من باور میکنم فقط خداوند میتونه این کارو انجام بده و خداوند بی نهایت دست هایی داره که این کار رو برام انجام میده.
وقتی کسی به من کمک میکنه ازش تشکر میکنم بابت کمک، اما همون موقع تو ذهنم مرور میکنم که این آدم دستی از دستان خداونده، ممکنه خداوند بواسطه این آدم داره به من کمک میکنه ففردا بواسطه کس دیگه ای یا چیز دیگه ای بهم کمک میکنه.= پس قدرت آدم ها و چیزها رو در ذهنم کوچک وقدرت خداوند رو خیلی بزرگ میکنم.
و اگر این فرد وچیزها بروند خداوند از دست های دیگه اش برای کمک من استفاده میکنه، هیچ اتفاق بدی برای من نمیفته.
من باور میکنم اگر با خداوند یکی بشوم اگر تمام مردم جهان با هم جمع شوندبخواهند بهم ضرر بزنند به اندازه ی پشه ای هم نمیتوانند این کاررو انجام بدهند.
تما افراد تاثیر گذار دنیا به ربوبیت الله اعتقاد دارندف قارغ ز هر دین ومذهبی.
شرک با خودش بدبختی وفقر میاره.
رفتارهای من نشون میده چه باورهایی دارم
نشونه های رفتاری شرک و ایمان نداشتن به خدا:
اگر از تهدید کسی میترسم.
قدرت رو به چه کسی میدم؟
پیش چه کسی دست ودلت میلرزه؟
از چه کسی میترسم؟
جلوی چه کسی صدا وپاهام میلرزه؟
چه جوری جلوی دیگران تعظیم میکنم؟
وقتی فرد ثروتمند وبانفوذی بهم قول میده حرف اون رو بیشتر باور دارم یا خرف خداوند رو؟
وقتی کسی بهم نه میگه چقدر ناراحت میشم؟
وقتی کسی پولم رو نمیده چقدر نگران وناراحت میشم؟
وقتی به موعد سررسید قسطم میرسه چقدر نگران میشم؟
وقتی مشتری ازم خرید نمیکنه چقدر ناراحت میشم؟
وقتی شاگردام تمرینات رو خوب انجام نمیدن چقدر ناراحت میشم؟
چجوری روی بقیه حساب میکنی؟
من باور میکنم که بی نهایت منبع رزق وروزی هست- بی نهایت دست خدا هست- بی نهایت ثروت هست-برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمیفته- وقتی خدا راده کنه خیری به من برسه چه کسی میتونه جلوی اراده خدا رو بگیره.
خدا به ما وعده فزونی وثروت داده اما ما خدا رو باور نمیکنیم؟ چون ایمان نداریم ، چون قدرت(فورس=رب=توحید)رو در دستان کس دیگه ای می بنیم.
قدرت= آنچه انتظار داری بقیه برات انجام بدن- ازهیچ کس انتظار نداشته باش.
من تمرین میکنم از هیچ کس انتظار نداشته باشم وفقط فقط از خداوند انتظار داشته باشم.
من باور میکنم که هیچ کسی نمیتونه به من کمک کنه به جز الله.
من باور میکنم خداوندتوانایی این رو داره از جایی که به عقلم نمیرسه منو به خواسته هام برسونه پس من فقط هر چی رو که بخوام به خودش میگم و میدونم خودش از یه جایی جور میکنه از کجا نمیدونم اون میدونه. اون قدرتمنده اون عالمو حکیمه-اون ثروتمنده.
چه زمانی چیزهایی رو که میخوام بهم میده = زمانی که قدرت خدارو باور کنم.
همه چیز برمیگرده به باور ، برمیگرده به ایمان، به یقین من
من یگانگی ، رب وفدرت خداوندرو باور میکنم.
هیچ کس در مقابل خداوند قدرتی نداره
من باور میکنم اگر من با خداوند خودم باشم اگر بلا خداوند هماهنگ ویکی بشام ، هیچ کسی در مقابل من قدرتی ندارهف هیچ کسی نمیتونه به اندازه ی پشه ای به من آسیب برسونه
مهم ترین عامل موفقیت وپیشرفت استاد =باور کردن اینکه تنها قدرت جهان الله است.
من تمرین میکنم اگر کسی خواست کمک کنه ازش تشکر میکنم ولی تو ذهنم به خدا بگم خداجون میدونم توهستی قدرتمند، این کاره ای نیست شاید از دست این به من بدهی ، شاید از دست کسی دیگه ای به من بدهی من اینو میدونم. تا کم کم باور قوی تر بشه واگر کاری برام انجام نداد نگران نشم و میدونم خدا از دست های دیگه اش میخواد به من بده-= اما نکته مهم = وقتی به این شرایط ذهنی وباوری برسم اونوقت همه برام همه کار انجاممیدن. وقتی به توحید برسم همه آدم ها جمع میشن که به من کمک کنند- اما باید حواسم باشه و مواظب باشم که باز روی این ها حساب نکنم و اگر حساب کنم باز این نعمت ها قطع میشن باید مواظب باشم.
اگر بندگی غیرخدارو کنم =همه چیز تموم میشه
من باور میکنم که خدا قدرتمندترین فرمانروای جهان است.
من باور میکنم فقط خداوند نیاز هست که به همه چی برسم.
سپاس از ان شایسته عزیز واستاد عزیز و دوست داشتنیم
سپاس از خداوند مهربونم که بهم فرصت داد باز آگاه تر بشم و بهش نزدیک تر بشم
سپاس از همه دوستان عزیزم
سپاس از فرزانه عزیزم که 3 روز در این پله بود وهرروز آگاهیم بیشتر شد
خدایاهزاران بار شکرت
خدایا کمک کنه در این راه پایدار وعملگرا باشم وحرفم با عملم یکی باشه
خدایا تنها تورا میپرستم وتنه از تو یاری میجویم
خدایا به راه راست را طبیعی وسرشار از نعمت و لیاقت زندگی کردن هدایتم کن
در پناه تنها قدرت جهان شاد وثروتمند وسلامت باشید
به نام خدایی که با عشق همه مارا هدایت میکند به نام خدایی که عاشقانه عاشق ما هست به نام خدایی که از دانه نهال و نهال را درخت ساخت به نام خدایی که تنها منبع قدرت هستی هست به نام خدایی که همه چیز زیبا آفرید خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
اول باید بگویم که چگونه چند بار به زمین خوردم وقتی روی خدا حساب نکدم چقدر اشتباه کردم خدایا خودت ببخش خدایا معجزه های نزدیک
سال پیش زمانی که طالب ها وارد کابل شدند و افغانستان گرفتند بسیاری افغان ها به امریکا رفتتند از طریق میدان هوایی کابل خوب مه زیاد تلاش کردم که بروم نشد آنقدر این امریکایی ها سربازان شان در زهنم بزرگ گرده بودم ازشان خدا ساخته بودم که فقط همین ها هستند که زنده گی مره نجات می دهند فقط اینا مره خوشبخت میسازند خدا را اصلا نمی دیدم با وجودی که دختر مذهبی هم بودم زیاد گریان کدم به سرباز های امریکا برشان غصه خوردم نشد بعدا زیاد نا امید شدم رفتم بخاطر که حالم دگرگون شود خانه خاله ام رفتم آنجا اونا تصمیم رفتن نداشتن ولی چون باور های درست داشتند روز پنجم تخلیه کابل رفتن به طرف میدان هوایی و با مه وعده کرده بودند که هر وقت رفتیم تو را هم میبریم حتی اگر با پول شود مرا میبرند بخاطری که وعده داده بودند چون اوضاع مالی شان خوب بود و بسیار روی شان حساب می کردیم که برای من شوهر خاله ام وعده داده انسان مهربان هست میبرد خواهرم برایم زنگ زد که بیا خانه گفتم نی مره میبرن وعده دادن و چقدر روی شان حساب کردم هرگز یادم نمیرود که چقدر محکم به زمین خوردم ساعت دو شب بود که میرفتن و مه در اطاق دخترهایش فقط گریه داشتم به آسمان نگاه داشتم که خدا چرا مه نی چراا خدایا میدانی چقدر دوست دارم تغییر کنم زنده گیم عالی شود خب بنابر حساب کردن مه روی اونا قسمی رفتن که حتی پشت خوده نه دیدن و او شب که مه خانه شان بودم حتی خداحافظی نکردن و مه زیاد ناامید شدم سخت به زمین خوردم خوب یادم هست چقدر گریه کردم خوب به بار دوم هم ناامید شدم چون روی خدا حساب نکده بودم من به تمام گوشت پوست استخوان خود درک کردم هر وقت روی خدا حساب نکنیم روی آدما حساب کنیم سخت به زمین میخوریم و ناامید میشویم و خدا را شکرر گذار استم بعد از همان موقع مه تصمیم تغییر گرفتم و از او واقعا دوسال میشود که روی خودم کار میکنم و به سایت و استاد عباس منش آشنا شدم و تا اخیر تلاش میکنم تا یک انسان قوی موفق خودساخته و توحیدی شوم خدایا شکرت صد هزار بار ارباب جهان جان جانان و دیدم چقدر خدا عالی مرا هدایت کرد آنقدر تغییر کردم شجاع شدم قوی شدم که نیو پاکیزه شدم نیو شدم و یاد گرفتم فقط روی خدا حساب کنم هنوز هم زیاد کوشش میکنم که فقط فقط روی خدا حساب کنم و باور کنم که تنها خداوند کار ها را برای ما انجام میدهد و تنها او هست تنها تنها تنها منبع بزرگ قدرت جهان
هیچ کس غیر خدا نیست که دست ماره بگیرد و خداوند بی نهایت دست دارد و خداوند خودش میداند چگونه برایمان کار انجام بدهد و بسیاری از ما که موفق نشدم صرف بخاطر شرک های خفی که داریم موفق نشدیم و باید بدانیم که قدرت در وجود خود برای کی میدهیم وقتی جلو آدم های ثروتمند قرار میگریم چگونه رفتار میکنیم
و هر وقت ما به ربوبیت الله ایمان بیاورم آن وقت هست که تمام کار های ما به آسانی ساده گی و عزت مندانه از جای که فکر نمیکنم انجام میشود
خدایا شکرت که هر روز بیشتر بیشتر آگاه میشوم
دوستت دارم خدایا تشکر که هستی
یگانه منبع ارامش من و بهترین رفیق من خدایی من
و چقدر جالب هست هیچ وقت این گپا را از دلم نکشیده بودم به هیچکس نگفته بودم ولی در این خانواده صمیمی گرم که همه مثل هم عاشق هستیم با عشق بدون ترس از قضاوت بیان میکنیم
شکررررر به سرتان رفیق هایم
شکررر وجودت استاد عزیزم
خانم شایسته مهربان تشکر
سلام به همه دوستای گلم
همسر من مدتی بود که کارش خیلی کساد شده بود وواقعا در مضیقه بودیم تا اینکه تصمیم گرفت که شغلش را عوض کنه ویک شغل
راحت تر وبا درآمد بیشتر پیدا کنه ومن هم کاملا مخالف بودم چون میترسیدم که نشه و همون آب باریکه هم قطع بشه تا اینکه فایل استاد را گوش کردم که چطور استاد زمانی که امدن تهران همه چیز را گذاشتن وهمه پل ها را خراب کردن وفقط با توکل به خدا وباورهای درست تونستن موفق بشن.
اون موقعه بود که پا گذاشتم روی ترسهام وتوکلم فقط به خدا بود وهمسرم الان سه ماه است که مشغول شده تو شغل جدید خدا را شکر همه چیز داره خوب پیش میره ومن مطمئن هستم که هر روز بهتر از روز قبل خواهد شد چون دارم روی باورهام کار میکنم و فقط خدا را مسئول روزی خودم میدانم و دیگه نگران هیچ چیزی نیستم درونم مملو آرامش شده خدایا شکرت
بچه ها این ضرب المثل که میگه آب در کوزه ما تشنه لبان میگردیم دقیقا وصف حال خیلی از ما آدمهاست .که با بی ایمانی هیچ کدام از قدر تهای که خداوند در اختیار ما گذاشته نمی بینیم .
خدایا شکر که دلم را با نور ایمان به خودت روشن کردی خدایا شکر
برای همه شما دوستای گلم آرامش .سلامتی .ثروت وموفقیت آرزو دارم .
خانم شایسته عزیز سپاسگزارم. بسیار استفاده کردم از پستهای زیبای شما