این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی برای اولین بار این فایلو گوش دادم حدودا شیش هفت سال پیش بود
اون موقع من یه دختر ترسوی بدون اعتماد بنفس بودم ک از همه میترسیدم از جمله داداش بزرگم(خیلییی میترسیدم ازش برا همه چیز همیشه بهم گیر میداد و اجازه بیرون رفتنم نداشتم)
همیشه محدودم میکرد و بعد از خانواده وطایفه مذهبیم از ادمای بیرون هم میترسیدم همش فکر میکردم از پشت سر بهم چاقو میزنن یا منو میدزدن(طبق حرفهای خانوادم ک همیشه بهم میگفتن و منو ترسو بار اورده بودن) چون تا سن 23 سالگیم مثل حبس خانگی بودم نمیذاشتن جایی برم با دوستی بگردم و…
شروع تغییرات من از سن 23 سالگی بود ولی همیشه خودمو یه دختر نوجوان 16/17 ساله میدیدم
این فایل یه پُتکی بود ک خورد تو مغزم منو از تاریکیا بیرون اورد یادمه وقتی این فایلو گوش دادم ک از یکی از کانالهای تلگرامی دانلودش کرده بودم بالای 15/20 بار بهش گوش میدادم
با هربارگوش دادن بهش احساس قدرت بیشتری میکردم هرچقدر بهش گوش میدادم دوست داشتم دوباره و دوباره بهش گوش بدم
بعد ازین فایل من قدرتو شجاعتمو بدست اوردم ک از داداشم دیگع نترسم(ک تکاملی پیش رفتم)
کم کم شروع کردم به بیرون رفتن به باشگاه رفتن به پیدا کردن دوستهای زیاد هربار ک ترسم بیشتر میریخت گیر دادنهای داداشم کمتر میشد
من حتی اجازه نداشتم بدون چادر جایی برم ولی این قدرتو پیدا کردم ک ازش نترسمو چادرمو کنار بذارم اون سالها اوایل مانتوهای بلند میپوشیدم ک حداقل گیر نده به مانتوم و مشکلش فقط چادرم باشع
و به سیر تکاملی این هفت سال ک نگاه میکنم از مانتوهای بلند رسیدم به کم کم کوتاه و کوتاه تر پوشیدن خخخخ
الان ازادانه هرلباسی ک دلم بخوادو میپوشم حتی امسال یه ست زمستونه خریدم ک کااامل کتش کوتاه هست و خب هنوزم یکم ترس داشتم ازینکه داداشمو مامانم ناراحت بشن ولی اصلا اینطوری نبود و خیلی راحت پذیرفتنش
خلاصه ک ترسم از خیلیها ریخت اون زمان ک شروع کردم ازخونه بیرون رفتن با ادمای متفاوت دوست شدم و اتفاقات عجیب زیادی تجربه کردم و بارها تهدید میشدم خخخ خودمم خیلی تنم میخارید(چون من تازه شروع کرده بودم به تجربه کردن رفتارهایی ک همیشه دوست داشتم انجام بدمو نمیتونستم)
ولی مدام این فایل تو ذهنم پلی میشد و از هیچکدومشون نمیترسیدم میگفتم برو بابا خدا پشت منه تو چ قدرتی داری در برابر خدا و اصلاااا نمیترسیدم ازشون درصورتیکه دوستهای من درحال سکته بودن اون لحظات و خییییلی میترسیدن
ولی من خیلی اروم بودم و اونارو هم با حرفام اروم میکردم وقتی میدیدن من خیلی خونسردم و نمیترسم و همش توکلم به خدا هست کم کم یاد گرفتن ازم ک اوناهم نترسن
این فایل برای تمام روزهای زندگی و تمام دوران فرکانسی واجبه گوش دادنش هربار هم ک سطحو فرکانست بالاتر میره هنوز نیاز هست بهش گوش بدی
با گوش دادن این فایل دوباره خاطراتم مرور شد ک گفتم بیام کامنت بذارم
و همچنین مسیر تکاملیم باز برام یاداوری شد و خداروصددددهزارمرتبع شکر که ازون روزهای تاریک بیرون اومدم ازون روزایی ک فکر میکردم من اسیر تقدیرو سرنوشتم و باید بیچاره زندگی کنم و رسیدن به هدفو موفقیت برای ادمای خاصه و من خودمو همیشه اسیرو در بند میدیدم
واقعا بعد از آشنایی بااستاد به لطف خدا نفسم باز شد
چشمام باز شد
وقتی نفس عمیق میکشم میتونم از ته قلبم خداروشکر کنم
قبلا حتی نمیتونستم عمیق نفس بکشم نمیدونم درک میکنید یانه!
بعد از شناخت خدا و شناخت جهان هستی و شناخت قدرت خودم تونستم عمیق و راحت نفس بکشم و شروع کردم به ساختن زندگیم همونطوری ک از بچگیم تا 23 سالگیم خیلی ناخواداگاه همش تجسمشون میکردم
و الان دارم تمام اون تجسماتی ک داشتمو زندگی میکنم ک قبلا فکر نمیکردم شدنی هست و قدرتو به همه داده بودم بجز خدا و خودم
راستی اون زمان همییییشه مامانم تفکرو دیدگاهش این بود ک باید یکی دست ماروبگیره مثلا رئیس بانک رئیس بنیادشهید رئیس فلان جا و همه اینا کمک کنن داداشمو بذارن سرکار همیشه میدیدم ک مامانم همش چشمش به دست بقیه بود برای اینکه کمک کنن داداشم بتونه بره سرکار دولتی!!
و یادمه میگفتن باید با ادمای زیادی ارتباط برقرار کنی به همه خوبی کنی ک یه روزی یجایی دستتو بگیرن و
منم اینو اصلا چیز بدی نمیدونستم تاااا اینکه این فایلو گوش دادمو چندبارم با صدای زیاد برای مادرم پلیش کردم خخخخ
و اره مامانمم خداروشکر تاویر مثبتی گرفت ازون فایل و الان شرکش خیییییلی کمتر شده ولی هنوز تو وجودش میبینمش
الان بار چهارمه دارم این متنو ویرایش میزنمو هی یادم میاد مثالها و حرفارو هی میام اضاف میکنم به کامنتم اینم بگم
داداش من 38 سالشه و دوبار نامزدیش بهم خورده
و از وقتی یادمه مامانم همیشع درگیرازدواج کردن بچه هاش بود همش دنبال این بود ک اول خواهر ازدواج کنه بعد داداشم و بعد من اینو تو فامیل افتخار میبینن در صورتیکه من حتی یه زوج خوشبخت هم نمیبینم تو فامیلمون
خلاصه مامانم ک با تمام وجودش ابجیمو شوهر داد رسید ب داداشم ک هربار با انتخابهاش (ک البته فرکانس و باورهای خود داداشم هست) گند میزد ب زندگی داداشم (منظورم ازگند زدن اینه ک بیخیال نبود حتی نمیگفت خودت یه دختر مناسبی رو پیدا کن همش میگفت من میگردم واست پیدا میکنم)
و چندساله من از اتاقم هروز صدای شنیدن تلفنی صحبت کردن مامانمو میشنوم ک ب همممه میگه نه پسرم ازدواج نکرده یه دختر خوبی براش پیدا کنید
ک من یک ماه پیش دیگه عصبانی و ناراحت شدم و از اتاق رفتم بیرونو گفتم مامان چرا گدایی میکنی؟؟
چرا فکر میکنی بقیه قدرت دارن ک یکاری کنن پسرت ازدواج کنه؟؟ چرا هرکی زنگ میزنه بهت در حال گدایی کردن دختری برای پسرت
مگه دختر کمو قحطه؟؟؟ ولش کن هروقت ک زمانش برسه خدا خودش یه دختر خوبیو سر راهش قرار میده
و مامانم ناخواسته همیشه کمبود دخترو تو ذهن داداشم گذاشته با این رفتارهاش
و این حرفو ک بهش زدم ب خودش اومد و خداروشکر بیخیال پیدا کردن همسر برای داداشم شده ومیگه اره خدابزرگه خودش در زمان درستش یه دختر خوبی سر راهش میذاره
این روزها خیلی نیاز به حال خوب دارم و تنها موضوعی که حال مرا خوب نگه داشت «توحید» بود و در این راستا خداوند با الهامات ونشانه ها من را هدایت کرد و به من الهام کرد که این فایل بسیار زیبا را به نوشتار تبدیل کنم.
ذهنم در ابتدا بسیار مقاومت می کرد اما وقتی بر اجرای این الهام پایبند شدم و نوشتم، کوچکترین نتیجه حال خوب من بود که آن را با دنیا عوض نمی کنم.
این نوشتار را با عشق تقدیم به همه دوستان عزیز میکنم که در ابتدا توحید را به خودم یادآوری کنم و در ادامه به همه دوستانی که در مسیر هدایتش قرار می گیرند.
در ظاهر بسیار کار مثبت و سازنده ای است که شخص با دیگران ارتباط برقرار نموده و به قول معروف:
« ارتباطات کلید موفقیت انسان است. »
اما اگر از زاویه ای متفاوت آن بنگریم، خواهیم دید در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت در زندگی ارتباط برقرار کردن با افراد صاحب نفوذ و قدرت بوده و راه دیگری برای آنها وجود ندارد و اگر کمی با آنها صحبت کنیم، در میان کلامشان این موضوع بیشتر نمایان می گردد و بالای 99 درصد افراد جامعه این باور را داشته که تلاش بسیاری جهت برقراری ارتباط با این افراد کرده و افراد ثروتمند و صاحب قدرت را در موفقیت خود بسیار موثر می دانند.
قاعدتا ارتباط با افراد موفق و الگوبرداری از آنها تاثیر شایانی در مسیر رشد و شکوفایی ما داشته و کمک قابل توجهی به ما می کند، اما نکنه بسیار مهم در تفاوت دیدگاه به ارتباط با آنهاست.
چون در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت برقراری ارتباط با افراد قدرتمند و صاحب نفوذ است. یعنی در ذهن خود قدرت را از خدا گرفته و افراد ثرونمند و صاحب نفوذ را توانا می دانند که بیانگر شرک مخفی در ذهن آنهاست.
پیامبر در حدیثی به زیبایی بیان می کند :
« در میان امت من، نیت شرک مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفی است. »
اگر در زندگی خود با این نیت به افراد می نگریم و با آنها ارتباط برقرار می کنیم که :
در زندگی دست ما را بگیرند و به ما کمک کنند،
با سرعت بسیار بالایی خود را از خوشبختی، سلامتی و ثروت دور نگه می داریم که مصداق بارز شرک است.
ما هیچ گاه نمیتوانیم یک انسانی توحیدی کامل باشیم اما باید روی باورهای توحیدی که مهمترین موضوع زندگیست کار کنیم و با وجود شرک درونی در مسیر توحید حرکت کنیم و تلاش کنیم که تنها منبع رزق، ثروت، سلامتی و خوشبختی را فقط و فقط خداوند بدانیم.
اگر خواهان ثروتهای رویایی و به قول قرآن رزق به غیر الحساب هستیم (یعنی ثروتی که به حدی زیاد و فراوان است که اعداد ریاضی توان شمارش آنها را ندارد)، اگر در زندگی خواهان جایگاهی هستیم که تمام افراد جهان، برای ما کار کنند و برای ما پول بسازند، فقط و فقط خداوند را ببینیم و او را تنها منبع نیروی خوشبختی، ثروت، رزق و سلامتی را بدانیم و این داستان همیشگی ربوبیت است.
کلمه «رب» در ترجمه فارسی قرآن به «پروردگار» ترجمه شده است، در صورتی که معنای آن « صاحب اختیار و فرمانرواست».
این کلمه که یکی از مهمترین و کلیدی ترین کلمات قرآن است 980 بار در قرآن تکرار گشته و ریشه آن « ر ب ب» به معنای صاحب اختیار و فرمانروای کل بودن است.
یعنی تمام قدرت و ثروت و آنچه که در جهان است در اختیار خداوند قرار دارد.
اگر در ذهن خود کسی را بزرگ کرده و صاحب قدرت بدانیم مهم نیست که در حال حاضر چه قدرت و ثروت و جایگاهی دارد، بلکه کافیست تا در ذهن خود به او قدرت دهیم، این ذهنیت دست ما را از خوشبختی، سلامتی و ثروت کوتاه و کوتاه تر می کند.
ما باید به دیگران علاقه و محبت نشان دهیم و دوستان زیادی در میان افراد موفق و ثروتمند داشته باشیم،
اما هرگز نباید این گونه بیندیشیم که ارتباط با این افراد ما را به ثروت و رفاه می رساند.
بلکه تنها خداوند قادر است کاری برای ما انجام دهد و ما را به سعادت و خوشبختی برساند.
اگر فکر کنیم که غیر از خداوند متعال، کس دیگری می تواند دست ما را گرفته و به ما کمک کند سخت در اشتباه بوده و هم در این دنیا و هم آخرت عذاب سختی را متحمل خواهیم شد و این یک قانون و وعده الهی است که بارها و بارها در قرآن تاکید گشته است. لذا فقط خداوند توانایی یاری و کمک کردن به ما را دارد.
پس اگر با خداوند باشیم و در عمق باورهای ذهنی فقط خداوند را منشأ قدرت و ثروت بدانیم، آنگاه همه افراد را دوست داشته و برای آنها احترام و ارزش قائل می شویم، اما در ذهن خود باور داریم که صاحب نعمت، ثروت و قدرت تنها خداست.
اوست که به من نعمت می دهد،
اوست که به من عزت می دهد،
اوست که به من شهرت می دهد،
و کس دیگری نمی تواند دست ما را بگیرد و فقط خداوند توانایی انجام این کار را دارد.
شاید موقتا کسی بتواند دست ما را بگیرد اما همان شخص قدرت این را خواهد داشت که ما را به زمین بزند.
کسانی که در مقابل افراد ثروتمند تعظیم می کنند، افراد بسیار ضعیف و دونی هستند، چنانچه این اشخاص بواسطه ارتباط با افراد ثروتمند به سرعت رشد کرده و به ثروت برسند، با همان سرعت نابود می گردند.
اگر خواهان ثروتهای بزرگ هستیم، باید باور کنیم که منبع رزق جهان هستی تنها و تنها خداوند است و با داشتن این دیدگاه خداوند از دستان قدرتمند و بی نهایت خود برای کمک کردن به ما استفاده می کند.
این جمله به این معنی نیست که خداوند خودش به ما ثروت می دهد، بلکه بیان می کند که خداوند بی نهایت دست دارد که از تصور ما خارج است و مشخص نیست که توسط چه کسی به ما کمک می کند.
هنگامی که با دیدن افراد ثروتمند و قدرتمند تصور می کنیم که فقط او می تواند به من کمک کند، باعث می شود که بقیه دستان خداوند را در زندگی خود ببندیم پ با خود بگوییم :
« فقط فلان شخص می تواند به من کمک کند، یا فقط رییس بانک توان وام دادن را دارد، یا فلان شخص قدرتمند می تواند بچه من را استخدام کند، و یا شخصی که صاحب نفوذ است می تواند فلان کار را برای من انجام دهد و … »
با داشتن این باورها ما جلوی حضور و کمک دستان خداوند در زندگی را می گیریم.
لذا باید باور کنیم تنها خداوند می تواند به ما کمک کند و با بی نهایت دستانش کارهای ما را انجام می دهد، شاید امروز توسط یک نفر این کار را انجام می دهد و روز دگر توسط دست دیگر و یا شخص دیگری کار ما را انجام می دهد.
اگر کسی به ما کمک کرد باید از او تشکر و قدردانی کنیم، اما همان لحظه در ذهن خود یادآوری کنیم که این شخص دستی از سوی خداست که برای کمک به من آمده است.
امکان دارد خداوند امروز بواسطه این شخص به من کمک کرده و روزهای آتی توسط افراد دیگری به من کمک کند.
لذا از شخص خاطی تشکر کرده، اما اجازه رشد کردن در ذهن خود را به او نمی دهیم و او را وسیله و دستی از سمت خداوند می دانیم که برای کمک به ما فرستاده شده و منشأ اصلی تنها خداست.
در نتیجه باید برای افرادی که به ما کمک می کنند احترام قائل گشته و از آنها قدردانی کنیم، اما در وجود خود باور کنیم که خداوند از طریق این فرد به من کمک می کند.
با این دیدگاه خداوند را در ذهن خود بولد کرده و کمک را از طرف خداوند می دانیم.
پس این شخص را یک دوست و کمک کننده می دانیم و از او قدردانی می کنیم، اما کسی که به معنای واقعی به ما کمک می کند خداوند است و اگر این شخص برود، خداوند از دستان دیگرش برای یاری رساندن به من استفاده می کند، پس نگران نیستیم و آرامش داریم.
هنگامی که ما با خداوند یکی شویم و باورهای توحیدی را تقویت کنیم، اگر تمام مردم جهان یا هم متحد شوند و تلاش کنند که ما را نابود کنند توانایی این کار را نداشته و ما به پله ها و مدارهای بالاتر راه می یابیم.
کسی که یگانگی خداوند و ربوبیت الله را باور دارد خداوند حامی و پشتیبان او بوده و کسی توان ضربه زدن به او را ندارد.
هنگامی که زندگینامه افراد موفق را می نگریم، در می یابیم تمام کسانی که در جهان تاثیر گذار بوده و شکل متفاوتی را به جهان داده اند، کسانی بودند که فارغ از هر دین و مذهبی به ربوبیت الله اعتقاد داشتند.
این اشخاص از کسی پروایی نداشته و به کسی باج نداده و نگران قدرت قدرتمندان نمی باشند.
اگر شخصی ما را بواسطه اعتبار و قدرتش تهدید کرده و ما تهدید او را باور کرده و می ترسیم، به این معناست که به قدرت خداوند اعتقاد نداریم و آن شخص در ذهن ما قدرت دارد.
بالغ بر 99 درصد مردم جهان دچار این شرک هستند و به همین دلیل 99 درصد اشخاص، زندگی خود را در فلاکت و فقر می گذرانند و این موضوع بسیار مخفی بوده است.
بسیاری از افرادی که دوره روانشناسی ثروت یک را تهیه و تمرینات آن را انجام داده اند، نتایج خوبی گرفتند اما از یک حدی بالاتر نمی روند، که دلیل اصلی این موضوع شرک مخفی در ذهن و باورهای آنهاست.
باز هم یادآوری می گردد :
«شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفی و پنهان است.»
افکار خود را بازنگری کنیم که در وجود خود قدرت را به چه کسی می دهیم، چه کسی در وجود ما قدرت دارد، جلوی چه کسانی خود را می بازیم، هنگامی که با افراد ثروتمند و دارای نفوذ مواجه می شویم چگونه رفتار میکنیم؟
لذا باید بسیار مراقب رفتارها و باورهای خود باشیم.
توحید مهمترین موضوع در زندگی ما بوده و اگر بخواهیم کل کتاب قرآن را در یک کلمه جمع کنیم، مطمئنا آن کلمه «توحید» خواهد بود.
توحید به معنای یگانگی الله و قدرت «رب» می باشد.
توحید یعنی «ربوبیت خداوند»
یعنی: «الحمد لله رب العالمین»
« سپاس الله را که پادشاه و فرمانروای تمام جهانیان است».
هنگامی که با خداوند یکی می شویم و قدرت خداوند را باور می کنیم، اگر جایی کار ما را انجام ندهند با خود می گوییم و در ذهن خود مرور می کنیم که خداوند از دستان دیگری کار من را انجام داده و به من می رساند.
و یا اگر کسی ما را تهدید کند با خود می گوییم که تو تلاشت را بکن، خداوند در کارش تواناست.
هنگامی که داستان پیامبران از جمله نوح، موسی، ابراهیم و … را در قرآن مطالعه می کنیم که از سوی حاکمان و افراد قدرتمند زمان خود تهدید شدند، پیامبران هیچگاه از مواضع خود کوتاه نیامده و در مقابل آنها تمام قد ایستاده و به حاکمان میگفتند :
« تمام تلاش خود را برای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری بر علیه من فرو گذار مباش. تو منتظر باش و ما هم منتظر می مانیم.»
در واقع توحید و اعتقاد واقعی به «رب» همین شیوه ای است که پیامیران در قرآن بکار میگیرند.
هنگامی که کسی ما را تهدید می کند و در شرایطی قرار می گیریم که به عنوان مثال ما را از کار اخراج می کنند، نباید این گونه بیندیشیم که تنها منبع رزق ما آنجا بوده، بلکه به خود یادآوری کنیم که بی نهایت منبع رزق و روزی و بی نهایت امکانات برای ثروتمند شدن ما وجود دارد:
اگر قدرت خداوند را باور کنیم.
اگر دستان خداوند را باور کنیم.
اگر باور کنیم برگی بدون اذن خداوند از روی درخت بر زمین نمی افتد.
اگر باور کنیم که وقتی خداوند اراده کند، چه کسی میتواند
در مقابل اراده خداوند قرار بگیرد.
به قول قرآن :
«هنگامی که خداوند اراده کند کسی را بالا ببرد، چه کسی میتواند او را پایین بیاورد و هنگامی که خداوند اراده کند کسی را پایین بیاورد چه کسی می تواند او را بالا ببرد.»
و کسی این قدرت و توان را ندارد.
لذا مشکل اساسی همه ما و مشکل فعلی اسلام این است که به ربوبیت اعتقاد نداریم، خدا را باور نداریم، همه را به غیر از خدا باور داریم.
اگر شخص ثروتمند و قدرتمندی به ما قول پول و موقعیت بدهد، حرف او را بیشتر باور کرده و بیشتر از خداوند به او اعتماد می کنیم.
در صورتی که خداوند وعده پیروزی، ثروت و فزونی به ما داده است، اما ما خداوند را باور نمی کنیم چون ایمان نداریم و قدرت را در دستان غیر از خداوند می بینیم.
در صورتی که اصل موضوع قدرت و فورس است، توحید و یگانگی است که تنها در اختیار خداوند بوده و صاحب قدرت و عزت تنها خداست و باور به این موضوع می تواند زندگی ما را متحول نماید.
قدرت یعنی آنچه که از دیگران انتظار داریم تا برای ما انجام دهند، لذا نباید از هیچ کس انتظار داشته باشیم چون یک مومن (به عنوان کسی که ایمان به قدرت خداوند دارد) از هیچکس انتظار ندارد و هیچکس به جز خداوند نمیتواند به ما کمک کند و ما را یاری دهمد. تأکید می گردد هیچکس.
هر چقدر انتظار ما از بنده های خداوند کمتر بوده و انتظار و خواسته هایمان از خداوند بیشتر باشد، به قدرت و ثروت بیشتری دست می یابیم.
اگر به گذشته خود بنگریم اغلب فکر می کردیم که افرادی باید به من کمک کنند لذا آنها را ولی نعمت خود دانسته و جلوی آنها تعظیم می کردیم در حالی اون زمانها بدبخت ترین و سخت ترین روزهای زندگی ما بوده است.چون در ذهن خود قدرت را به آدمها می دادیم.
اگر در ذهن خوب این باور را نهادینه کنیم که فقط «الله» می تواند به من کمک کند و تمام خواسته های خود را فقط از خداوند بخواهیم، آن گاه خداوند از جایی و طرقی که انتظارش نداریم به ما پاسخ داده و ما را به خواسته هایمان می رساند.
لذا باور کنیم که خداوند توانایی این را دارد که از جایی که فکرش را نمی کنیم به ما نعمت و ثروت دهد و تصور نکنیم که ابزارهای خداوند همان راهها و آدمهایی هست که می بینیم، بلکه از جاهایی به ما نعمت و ثروت می دهد که باور نمی کنیم و اگر زندگی با این دیدگاه و باور را ادامه دهیم به ثروتها و دستاوردهایی در زندگی می رسیم که هیچگاه تصورش را نمی کنیم.
و بدانیم هنگامی به این مکنت می رسیم که تنها قدرت خداوند را باور کنیم و تمام اینها به باور، ایمان و یقین ما
بستگی دارد.
در نتیجه در ذهن افراد را از لحاظ قدرتی که دارند کوچک کنیم (به آنها احترام بگذاریم اما قدرت را تنها از طرف خداوند بدانیم) و حتی اگر با قدرتمندترین افراد هم مواجه شدیم به گونه ای با آنها برخورد کنیم که نشان می دهد ما از آنها قدرتمندتر هستیم و منشأ این قدرت از سوی خداوند هست اگر در باورهای ذهنی آن را بگنجانیم.
در این شرایط هرگاه که با افراد بسیار ثروتمند مواجه شویم با تکیه بر قدرت خداوند بسیار عزتمندانه و با ایمان و پر قدرت صحبت کنیم. چون باور داریم که ما از درون به اندازه آنها غنی بوده و خداوند پاداش ایمان ما را به قدرتش خواهد داد و لذا آرامش می شویم.
هنگامی که ما خداوند را باور می کنیم،
هنگامی که ما یگانگی الله را باور می کنیم،
هنگامی که قدرت «رب» را باور می کنیم،
آنگاه جلوی همه سرمان را بالا نگه می داریم.
آلبرت انیشتین یک الگوی بسیار توحیدی بوده و معروف است که یک مرتبه رییس جمهور آمریکا به همراه کابینه خود تصمیم میگیرد به دیدن انیشتین در منزلش رفته و او را ملاقات کند. روز ملاقات همسر انیشتین به وی پیشنهاد می دهد که لباسهای خود را تعویض کرده و لباس نو بر تن کند. اما انیشتین در پاسخ به همسرش می گوید:
اگر رییس جمهور خواهان بازدید از لباسهای من است، او را به کمد لباسهای من راهنمایی کن و اگر می خواهد من را
ببیند، من با همین لباسها راحتی تر هستم.
این داستان نشان می دهد که انیشتین نگران ابهت رییس جمهور آمریکا نبود و همان گونه که با افراد عادی برخورد می کرد در مقابل رییس جمهور آمریکا هم بود چون انیشتین در ذهن خود جایگاه رییس جمهور را قدرتمند نمی دانست.
لذا هیچ کس در مقابل الله قدرتی نداشته و اکر ما با خداوند همراه باشیم کسی در مقابل ما قدرتی نداشته و حتی به اندازه ذره ای توانایی آسیب زدن به ما را نخواهد داشت.
توحید را باور کنیم و هر روز به خود یادآوری کنیم که تنها قدرت جهان «رب» و « الله» می باشد و این مهمترین دلیل پیشرفت و موفقیت ما خواهد بود و چیزی از این موضوع مهمتر نیست،
در نتیجه قدرت خدا را باور کنیم و با آن حرکت کنیم.
به باورها و رفتارهای خود بنگریم، رفتارهای ما برای ما پیام داشته و با ما سخن می گویند.
در مقابل افراد ثروتمند و قدرتمند چگونه تعظیم می کنیم؟
هنگامی که شخص ثروتمندی به ما وعده پول و ثروت داده اما به وعده خود عمل نمی کند چقدر نگران می شویم؟
چگونه روی کمک بقیه حساب باز می کنیم؟
کسی که روی افراد حساب می کند ایمان به قدرت خداوند ندارد،
بیاموزیم فقط روی خداوند حساب کنیم.
اگر به کمک دیگران تکیه کنیم و قدرت خداوند را نادیده گرفته و شرک بورزیم زندگیمان با سختی مواجه گشته و سیلی محکمی از جهان میخوریم که فقط باید به خدا تکیه کنیم و این بلاها پیام خداوند هست که فقط خودش را باور کنیم و از او یاری بجوییم.
«ایاک نعبد و ایاک نستعین»
«خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می جوییم»
اگر کسی به ما وعده کمک و ثروت داد از وی تشکر کنیم اما به خود یادآوری کنیم و به خدا بگوییم:
«خدایا تنها تو قدرتمند هستی و این شخص کاره ای نیست، شاید از دست این فرد به من عطا کنی و شاید از دست کس دیگری به من نعمت و ثروت دهی»
آنگاه اگر آن شخص برای ما کاری نکرد نگران نیستیم و با خود می گوییم که خداوند از دستان دیگرش به ما کمک می کند و روی او حساب باز نمی کنیم و حالمان خوب است.
اگر به این دیدگاه از توحید برسیم همه افراد به خدمت ما درآمده و همه کاری برای ما انجام می دهند.
وقتی به توحید می رسیم و آن را در زندگی به صورت عملی به کار می گیریم، تمام افراد جهان به عنوان فرشته ای در زندگی ما ظاهر می گردند که قصد خدمت به ما را دارند و از میزان کمک آنها متحیر می گردیم.
هر گاه به این شرایط رسیدیم باید مراقب باشیم که مجدد روی افراد حساب نکرده و آنها را دستی از طرف خداوند دانسته و منشأ قدرت و ثروت را تنها خداوند بدانیم و از خدا یاری بجوییم و این درس بزرگ را در زندگی به کار برده و آن را ادامه دهیم.
بیاییم خداوند را در وجود خود باور کنیم.
خداوندی که ما را از هیچ خلق کرده است.
خداوندی که کیهان به این عظمت را خلق کرده است.
خداوندی که سیاره و ستاره و کهکشانها به این عظمت را با قدرت بی نهایت خود رهبری می کند.
خداوندی که مغز ما را با تمام پیچیدگی اش آفریده است.
خداوندی که در هر لحظه تمام سلولهای وجود ما، قلب ما، گردش خون در رگها و تمام اعضای بدن ما را با تمام پیچیدگی اش رهبری میکند.
این همان خدایی هست که به ما نعمت می دهد،
این همان خدایی است که می تواند به ما کمک نماید.
این همان خدایی هست که یک مورچه را در دل خاک رزق و روزی داده و یک پرنده در آسمان را رزق و روزی می دهد.
این همان خدایی هست که هرگز نمی خوابد و هرگز ما را فراموش نمی کند اگر بندگی اش را بکنیم و قدرت را تنها مختص خداوند بدانیم.
توحید و یکتاپرستی ربطی به دین و اعتقادات مذهبی نداشته، چون افراد مذهبی بسیاری همواره در حال عبادت هستند اما این شرک خفی در وجودشان هست و زندگی سختی را سپری می کنند.
لذا باید بسیار هوشیار باشیم و دقت کنیم که روی افراد حساب باز نکنیم و تنها از خدا طلب یاری کنیم و باور خود را نسبت به «رب» به عنوان تنها و قدرتمندترین فرمانروای جهان قوی کنیم و در این مسیر حرکت کنیم و به خداوند توکل نماییم آنگاه خواهیم دید که معجزات به زندگی ما سرازیر گشته و تمام افراد جهان به عنوان فرشته هایی در زندگی ما ظاهر می گردند که به ما کمک کرده و در واقع خداوند آنها را مامور کرده که کارهای ما را انجام دهند.
دوستان خوب، شهرت، ثروت، محبوبیت و … به ما ثابت می کند که تنها روی خدا حساب باز کنیم و نیازی به سر خم کردن و حساب کردن روی دیگران نیست.
فقط خداوند و باور و ایمان نیاز است و بقیه را خداوند با قدرت بی نهایتش انجام می دهد.
از خداوند می خواهم که من را یاری کند.
از خداوند می خواهم که توحید را در دل من و وجود من جاری کند.
از خداوند می خواهم که کمک کند تنها خودش را بپرستیم و تنها از خودش یاری بجوییم.
خدایا ما را به راه راست، به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند، و هنگامی که بر سر کار مهمی [که طبیعتاً مردم را گرد هم می آورد] با پیامبر باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمی روند. به راستی کسانی که [برای رفتن] از تو اجازه می گیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس هنگامی که برای برخی از کارهایشان از تو اجازه می خواهند، به هر کدام از آنان که خواستی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می روند می شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می کنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.
آگاه باشید! که آنچه در آسمان ها و زمین است فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. به یقین آنچه را که شما [از حالات، اعمال و خواسته ها] بر آن هستید می داند، و روزی را که [برای حسابرسی] به سوی او باز گردانده می شوند، پس آنان را به آنچه انجام داده اند، آگاه می کند و خدا به همه چیز داناست.
……..به آنچه عمل کرده ایید با خبر میکند…..فینئهم بما عملووووو
حتی خداوند …
وقتی ما در مسیر درست باشیم……مسیرهایی که برامون دردسر ساز هست…آگاهمون میکند…
چند وقت پیش از طرف یه شخصی مورد یسری حرفها شدم..بخودم گفتم نرگس ذهنتو کنترل کن..
و ارام بودم..گفتم حتما نرگس خیریتی…
خدا شاهده…
قبلش توی اون محیط یه برنامه کارتونی که خداوند منو به اون نقطه از قبل هدایت کرده بود…
یه شخصی که کودک بود بهم گفت بزار با گوشیت فیلم بگیرم…
از من که داشتم نگاه اون کارتون میکردم و اون صحبتی که توی برنامه کودکی بود…یه بچه ایی از یچیزی ترسیده بود و اون شخص که یه روح بود…بهش گفت!!!
بچه جون نترس…من اومدم بهت کمک کنم….
خداشاهده این تکه فیلم توی گالری گوشیم سیو شده بود…خداوند بهم گفت برو نگاه این تکه فیلمی که این شخص گرفته کن..
دیدم اره….
اون صحبت به منه نرگسه..که نترسم!این لطف خدا شامل حالم شده…و داره بهم میگه..اون صحبت کمک کننده به تو هست…
و خیلی جاهای دیگه..دقیقا از زمانیکه هر روز بقول استاد که…دارم سعی میکنم روی خدا حساب باز کنم..
این اتفاق میفته…
و دیگر اتفاقات.حتی اگر ظاهرشم یکم ناجالب باشه.داره منو برمبگردونه از انجام اونکارها…
حالا حساب کن….
هر چقدر باورش کنی…
بهش قدرت بدی…
و اونو فرمانروای زندگیت قرار بدی…و بدونیییی تمام قدرت خودشه.و هیچکسی هیچکاری نمیتونه انجام بده…تو میری کارهایی رو انجام میدی که قبلنا اگه این ورژن از زندگیتو توی خواب بهت نشون میدادم…
میگفتی!!!
مگه میشه…
من خدا رو توی غلبه بر ترسهام بدست آوردم..جاهایی که هیچ خانمی نمیتونست با عقل و منطقش وارد اون مسیر بشه…
ولی من و هر کسی که در مسیر بندگی کردن برسه و روی خودش کار کنه….حتما میتونه همچنین کار بقول امروزیا”احمقانه ایی انجام بده….
ولی احمقانه نیست…
برای ماهااااا موهبتی از طرف خداست..که دست هر چی آدم هست رو ،”روی زمین بببندی…
……
استاد داره بلند میگه…..تمام خوشبختی شما…فقط قدرت دادن به خداست…توی دوره عزت نفس توی تمام فایلاش میگه…این عیننننن عزت نفس هست…
استاد عزیزم….
من قبل از اینکه در این بهشت کن فینک خداوند بیام….
نسبت به یه شخص خیلی خیلی خیلی شرک میورزیدم..میدیدم که داره یسری کارها انجام میده…
ولی بازم داشتم…روش حساب باز میکردم..
جوریکه وارد یه مسیری “که اونم تقاضای ناجالب از زندگی شخصیم شد…
و میدیدم از گوشه به گوشه مخصوصا مادرم میگفت..
نرگس من دوستندارم به این ادم تماس بگیری..
ولی من همچنان بکارم ادامه میدادم..
تا اینکه واقعا رحم و مروت خداوند شامل حالم شد..
واقعا هر لحظشو که بیاد میارم..میبینم…خداوند بهم رحم کرد..چقدر خسارت نالی…چقدر وعده های پوچی که فقط دردسر ساز برام بود…
ولی من آگاهی نداشتم…و یجایی که اون وارد حریم خصوصی ام شد و یه تقاضای نامربوط بهم کرد…اونجا خونم بجوش اومد…
که گفتم نرگس دست بردار…
من با این نیت که ایشون بهم کمک میکنه…تا من بیزنسمو رشد بدم..اون شخصم از طریقهای مختلف به من هجوم میورد…
…..
و خیلی موارد دیگه…من سالها قربانی توسط افراد شدم…و من زیر دنده های حهان خیلی چک و لگدها خوردم…
خدایا…..
هیچی هیچی هیچی مثل بی عقلی نیست….
بی عقلی که ندونی خودت میدونی این کار اشتباهه..ولی انجامش میدی..
و خیلیا توی اینروزا و جنگ داخلی و خارجی….جونشونو از دست دادن…
رحمت دنیوی خدا و اخرت رو به گور بردند…
خدا نکند که انسان وجود الهیشو از بیین ببره…که میدونیییی سختتتتت نابود میشه…
پس بخودم میگم….که نرگس تمام خوشبختیت…و سعادتمندیت در دنیا و آخرت….
فقط فقط جایگاهش “ایمان بخداست…
کل قرآن و وعده هاش همینه….
ایمان بخداست….
اگه این ایمان از بیین بره ترس ها و نگرانیها در گذشته و ایتده ایی که نمیدونی…وارد وجودت میشه…و نابود خاهی شد…
پس تو مسئول تمام اتفاقات زندگیت هستی..
تو میپذیری با خداوند باشی یا نه…
همین روز گذشته…
یه کار خیلی کوچک که شستن کارام بود ..از خداوند هدایت نخاستم.باعث شد زیادی بمونه و لک بگیره…
اگه من از خداوند هدایت میخاستم این اتفاق نمیفتاد..همین یچیز کوچولو میتونه خسارت به من بزنه…
بهمین خاطر خیلی افراد خوب پول در میارن..ولی تا زنده اند نمیتوننن ازش استفاده کنند و لذت ببرن…
و همیشه زندگیشون مثل کِش در رفته توی تنبان هست…
و من دارم اینو با واقعیت تصویر هم توی گوشه های زندگی خودم و بیشترشو توی زندگی اطرافیانم نمیدونم…
میخام قدرت توحید و هدایت خاستن فقط به فرمانروای العالمینم گره بزنم…
و میدونم تنها راز و رمز خوشبختی من در دنیا و آخرت همینه…
به اندازه ایی که من به خودشناسی میرسم…بهمون اندازه خدا رو بیشترر بیشتر میسازم….
که خودش؟همه چیزه….
خداوند همه چیزه…..
خدایا …
تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.
خدایا تو تنها قدرت جهانی.
تو قدرتمندی…
خدایا امیدم توییی…
خدایا تو کارها رو به شکل درستش برام انجام میدی…
خدایا تمام آسمانها و زمین همگی از آن توست…
همه ماهااا چه اون کسی که بنده تو هست..چه اون کسی که شرک میورزه همگی بسویت بازگشت میکنیم…
خدایا روسفید اون شخصه “که ایمان بخودت داره.
روسیاه اون شخصه که تو رو از زندگیش حذف کرده..
که تو در جواب شخصی که در مسیر نادرست قدم برداشته..میگی تو امروز اکنون چشمانت نمیبینه..
و اون میگه..خدایا من در اون دنیا چشمام سالم بود…
میگه چون تو از طرف من هدایت نمیشدی…
الله اکبر….
هدایت نمیشدی….
همینه خداوند این آیه رو بهم کوبید و من تصویرشو توی شبکه طبیعت دیدم…
یه گوزنی توی کوه حمله پرنده عقاب افتاد…و عقاب اونو گرفت اونو از اون سیخکهای ناجور کوه پایین انداخت..وقتی به دامنه کوه رسید….
در حالی که برای خدا حق گرا باشید به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] او را می ربایند، یا باد او را به جایی دور دست می اندازد.
و این صحنه برای من مثل سالیانی قبلی میموند که همجوره داشتم شرک میورزیدم…
و واقعا مو به تنم سیخ شد….
که شرک نابودگر هر انسانی هست..که ما میتونیم هر روز شاهدش باشیم….
از خداوند میخام….منم مثل استاد….تو این مسیر قدم بردارم…و این مسیر رو با هدت”هر چی بیشتر بپیماییم…
چون میدونم….هر احساس بد….یعنی اتفاق بد..
احساس بد…همون ایمان نداشتن به خداوند که برات ترس…طمع…خرص…غمگین شدن. بخاطر شرایط کنونی زندگیت در همه جتبه ها…
و میدونم احساس خوب…یعنی من قدرت خداوند رو دارم و اون همه کارها رو برام انجام میده..دیگه عجله نمیکنم.دیگه نمیخام شرک بورزم با هر دلیل و منطقی…دیگه فقط فقط فقط روی خداوندم حساب باز میکنم میزارم قدم به قدم هدایت بشم..و هر چی گفت انجام میدم..
و من اینروزا ….
داشتم این شرک مخفی رو انجام میدادم اونم آگاهانه…
و اونم حساب کردن روی کمپانیهای فلان و باید فلان مسیر برم..داشتم دست خدا رو توی مسیر میبستیدم..
و الان با این باور….که ادامه خاهم داد..نمیدونم میخاد چی بشه…
همین صحبتی که استاد میگه…
من پیش میرم و نگران فردایی ..و ایتده ایی که نمیدونم میخاد چی بشه….نمیشم…
میگم من در حال هدایت شدنم و برنامه ریزی این نام کمپانی و فلدن موقعیت رو از سرم میندازم بیرون…
مبگم….من نمیدونم میخاد چی بشه فعلا پیش؟میرم…
هدایت میشم….
و اینجا رها میکنم خودمو از نام کتگوریها….و من اینو به واقعیت مسیرهای الهامی دستکشام دیدم..که نشده..یه لحظه وجودم دگرگون شده و احساس ترس وجودمو در برگرفته…
و میخام امروز ستاره قطبی ایمو..بازم دریافت هدایت الهی ثبت کنم..و بگم من در حال هدایت شدنم…خداوند مرا هدایت خاهد کرد و مرا در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار خاهد داد..
و من در پناه نیروی الهیم…
خداوند را شاکرم که هدایتم نمود…راه رو برام باز کرد…هدایتم نمود…
اگر اگر اگر توی زمانهای شرکم بهم رحم و مرّت نمیکرد الان اون شرکها زندگیمو نابود کرده بود ..و الان باید زیر دست افرادی میبودم که مورد ظللم قرار میگرفتم..و خداوند از طریق یفرد بهم نشون داد…
واقعا خوب زندگی کردم…
و همه لطف خداوند بود….
همینجا سپاسگزاریش میکنم و میگم….خدایا با زبان کوچکم نمیتونم اینهمه لطفی که در حقم داشتی رو بجا بیاورم…
ولی خیلی خیلی مممنونم…که من نرگس رو از اون عقاب درنده نجات دادی..
میخام از این به بعد فقط اززندگیم لذت ببرم و میدونم تو رزق پایداری برام قرار داده ایی..
و هر روزم بهم میدی..
دیشب یه مشت بزرگی گل نرگس از جایی که فکرشم نمیکردم بهم هدیه دادی…
و گفتی نرگسم مثل این بزرگی گل نرگس بهت رزق و روزی و حال خوب میدم…
دسته گلم خیلی بزرگه…
و اینو لطف خداست با دیدن این فایل این دسته گل زیبا رو به اتفاقم روانه کردی و مابیین صحبت استاد استپ کردم و گل رو توی اتاقم گذاشتم..
و یه روز یه شاخه گل نرگس و با متنی “که بهم گفتی..
برای افتادن اتفاقات خوب زندگیت..بسپار به خداییکه تمام کارهاش؟به موقع هست…
خدایا سپاسگزارم که منو وارد یه درجه بالای پذیرنده خودت نمودی…خدایا…
خدایا!!!هر چقدر بشنومتتتت هر چقدر درکت کنم کمه …
خدایا امیدم تویی…
راه گشایممم تویی…
فقط؟فقط فقط تو رو می پرستم و فقط. فقط از تو یاری می جویییم..
الهی صد هزاران بار سپاس برای نعمت توحید نعمت یکتا پرستی و نعمت هدایت،
به قول قرآن اگر لطف پروردگار نبود هدایتی هم نبود و من الان با تمام وجودم این آیه قرآن رو تایید میکنم اگر لطف پروردگار نبود الان نعمت هدایت من در این لحظه و این جایگاه هم نبود….
مینویسم بماند به یادگاری برای قوی تر ادامه دادن و توحیدی عمل کردن و توحیدی زندگی کردن و لحظه به لحظه قدم به قدم با توحید کار کردن…
در این لحظه من به شغل وکالت رسیدم قطعا و بدون شک تنها و تنها با توحید و اموزشهای شما استاد عزیزم من هدایت شدم و رسیدم ولاغیر و از این مرحله ی جدید زندگی ام به بعد من متعهدتر خواهم بود
من توحید رو خیلی بهتر کار خواهم کرد
من قوی تر عمل خواهم کرد
من فقط روی خداوند حساب خواهم کرد چون برای من کاری کرد که در باورها نمیگنجد با چالهشایی ک داشتم و از این آزمون سربلند بیرون آمدم و به این جایگاه رسیدم نتیجه حساب کردن روی خداوند بود و لاغیررررررر….
الهی صد هزاران بار سپاس برای خوشحالی الانم
برای نتیجه ای که با توحید توکل تلاش و هدایت و لطف پروردگارم بدست آوردم،
الهی صد هزاران بار سپاس برای این جمله(( فقط روی خدا حساب کن))
الهی صد هزاران بار سپاس سپاس سپاس…
————————————————-
خداوند هدایت میکند
خداوند آسان میکند
خداوند روزی میدهد
خداوند برکت میدهد
خداوند همه چیز میشود
خداوند عزت میدهد
خداوند کریمِ کریمان است
خداوند کافیست
خداوند بینهایت کافیست….
———————————————
فقط روی خدا حساب کن،
الحمدلله رب العالمین،
عزت از آنِ خداست
روزی از آنِ خداست
قدرت از آنِ خداست،
الحمدلله رب العالمین،
——————————————-
دوستتون دارم استاد عزیزم سالهاست با شما دارم زندگی میکنم و رشد میکنم الهی صدهزاران بار سپاس به نتیجه رسیدم و تونستم جوابگوی تلاشهای توحیدی شما باشم برای هر یک دقیقه کلام توحیدی و زندگی ساز شما فقط و فقط میشه با نتیجه تشکر کرد و من با نتیجه از شما تشکر کردم و امیدوارم تونسته باشم جبران کرده باشم استاد عزیزم.
سرتون سلامت تنتون سلامت، عمرتون پر از برکت و سلامتی و عزت در پناهِ پروردگار عالمیان،
برگ هفدهم از روزشمار تحول زندگی من. این فایل به تنهایی تمام آموزه های توحیدی لازم برای زندگی ام را در اختیارم قرار میدهد. در روابط، کسب و کار، رزق و روزی، سلامتی و هرچه که میخواهم.. آگاهی این فایل آنقدر آرامش بخش است که هرچه عمیق تر به آن فکر میکنم میبینم که همه چیز را با حساب کردن روی خدای خودم دارم. از تمام تقلاها و تلاش های بیهوده ی ذهنم برای اثبات خودم به دیگران رها و آزاد میشوم. دیگر هیچ نگرانی و ترسی از هیچ کس و هیچ قدرتی ندارم. و با آرامش به سمت اهداف شخصی ام در یک مسیر سراسر لذت تلاش میکنم. آه که زندگی بدون اهمیت دادن به نظر دیگران و بدون نیاز به اثبات خودت به کسی بسیار بسیار لذت بخش است. هرچقدر بیشتر این آگاهی که تنها قدرت جهان خداست را در ذهنم پرورش دهم آرامش بیشتری نصیب زندگی من میشود. ویک ذهن آرام است که میتواند ثروت، سلامتی، امنیتی عشق خلق کند. خدای عزیز من بارها با دستان قدرتمندت مرا رهبری و هدایت کرده ای و در تمام اتفاقات به ظاهر بد از من محافظت کرده ای. پس چرا غیر تو را صدا بزنم.بی نهایت دوستت دارم
وقتی برای اولین بار این فایلو گوش دادم حدودا شیش هفت سال پیش بود
اون موقع من یه دختر ترسوی بدون اعتماد بنفس بودم ک از همه میترسیدم از جمله داداش بزرگم(خیلییی میترسیدم ازش برا همه چیز همیشه بهم گیر میداد و اجازه بیرون رفتنم نداشتم)
همیشه محدودم میکرد و بعد از خانواده وطایفه مذهبیم از ادمای بیرون هم میترسیدم همش فکر میکردم از پشت سر بهم چاقو میزنن یا منو میدزدن(طبق حرفهای خانوادم ک همیشه بهم میگفتن و منو ترسو بار اورده بودن) چون تا سن 23 سالگیم مثل حبس خانگی بودم نمیذاشتن جایی برم با دوستی بگردم و…
شروع تغییرات من از سن 23 سالگی بود ولی همیشه خودمو یه دختر نوجوان 16/17 ساله میدیدم
این فایل یه پُتکی بود ک خورد تو مغزم منو از تاریکیا بیرون اورد یادمه وقتی این فایلو گوش دادم ک از یکی از کانالهای تلگرامی دانلودش کرده بودم بالای 15/20 بار بهش گوش میدادم
با هربارگوش دادن بهش احساس قدرت بیشتری میکردم هرچقدر بهش گوش میدادم دوست داشتم دوباره و دوباره بهش گوش بدم
بعد ازین فایل من قدرتو شجاعتمو بدست اوردم ک از داداشم دیگع نترسم(ک تکاملی پیش رفتم)
کم کم شروع کردم به بیرون رفتن به باشگاه رفتن به پیدا کردن دوستهای زیاد هربار ک ترسم بیشتر میریخت گیر دادنهای داداشم کمتر میشد
من حتی اجازه نداشتم بدون چادر جایی برم ولی این قدرتو پیدا کردم ک ازش نترسمو چادرمو کنار بذارم اون سالها اوایل مانتوهای بلند میپوشیدم ک حداقل گیر نده به مانتوم و مشکلش فقط چادرم باشع
و به سیر تکاملی این هفت سال ک نگاه میکنم از مانتوهای بلند رسیدم به کم کم کوتاه و کوتاه تر پوشیدن خخخخ
الان ازادانه هرلباسی ک دلم بخوادو میپوشم حتی امسال یه ست زمستونه خریدم ک کااامل کتش کوتاه هست و خب هنوزم یکم ترس داشتم ازینکه داداشمو مامانم ناراحت بشن ولی اصلا اینطوری نبود و خیلی راحت پذیرفتنش
خلاصه ک ترسم از خیلیها ریخت اون زمان ک شروع کردم ازخونه بیرون رفتن با ادمای متفاوت دوست شدم و اتفاقات عجیب زیادی تجربه کردم و بارها تهدید میشدم خخخ خودمم خیلی تنم میخارید(چون من تازه شروع کرده بودم به تجربه کردن رفتارهایی ک همیشه دوست داشتم انجام بدمو نمیتونستم)
ولی مدام این فایل تو ذهنم پلی میشد و از هیچکدومشون نمیترسیدم میگفتم برو بابا خدا پشت منه تو چ قدرتی داری در برابر خدا و اصلاااا نمیترسیدم ازشون درصورتیکه دوستهای من درحال سکته بودن اون لحظات و خییییلی میترسیدن
ولی من خیلی اروم بودم و اونارو هم با حرفام اروم میکردم وقتی میدیدن من خیلی خونسردم و نمیترسم و همش توکلم به خدا هست کم کم یاد گرفتن ازم ک اوناهم نترسن
این فایل برای تمام روزهای زندگی و تمام دوران فرکانسی واجبه گوش دادنش هربار هم ک سطحو فرکانست بالاتر میره هنوز نیاز هست بهش گوش بدی
با گوش دادن این فایل دوباره خاطراتم مرور شد ک گفتم بیام کامنت بذارم
و همچنین مسیر تکاملیم باز برام یاداوری شد و خداروصددددهزارمرتبع شکر که ازون روزهای تاریک بیرون اومدم ازون روزایی ک فکر میکردم من اسیر تقدیرو سرنوشتم و باید بیچاره زندگی کنم و رسیدن به هدفو موفقیت برای ادمای خاصه و من خودمو همیشه اسیرو در بند میدیدم
واقعا بعد از آشنایی بااستاد به لطف خدا نفسم باز شد
چشمام باز شد
وقتی نفس عمیق میکشم میتونم از ته قلبم خداروشکر کنم
قبلا حتی نمیتونستم عمیق نفس بکشم نمیدونم درک میکنید یانه!
بعد از شناخت خدا و شناخت جهان هستی و شناخت قدرت خودم تونستم عمیق و راحت نفس بکشم و شروع کردم به ساختن زندگیم همونطوری ک از بچگیم تا 23 سالگیم خیلی ناخواداگاه همش تجسمشون میکردم
و الان دارم تمام اون تجسماتی ک داشتمو زندگی میکنم ک قبلا فکر نمیکردم شدنی هست و قدرتو به همه داده بودم بجز خدا و خودم
راستی اون زمان همییییشه مامانم تفکرو دیدگاهش این بود ک باید یکی دست ماروبگیره مثلا رئیس بانک رئیس بنیادشهید رئیس فلان جا و همه اینا کمک کنن داداشمو بذارن سرکار همیشه میدیدم ک مامانم همش چشمش به دست بقیه بود برای اینکه کمک کنن داداشم بتونه بره سرکار دولتی!!
و یادمه میگفتن باید با ادمای زیادی ارتباط برقرار کنی به همه خوبی کنی ک یه روزی یجایی دستتو بگیرن و
منم اینو اصلا چیز بدی نمیدونستم تاااا اینکه این فایلو گوش دادمو چندبارم با صدای زیاد برای مادرم پلیش کردم خخخخ
و اره مامانمم خداروشکر تاویر مثبتی گرفت ازون فایل و الان شرکش خیییییلی کمتر شده ولی هنوز تو وجودش میبینمش
الان بار چهارمه دارم این متنو ویرایش میزنمو هی یادم میاد مثالها و حرفارو هی میام اضاف میکنم به کامنتم اینم بگم
داداش من 38 سالشه و دوبار نامزدیش بهم خورده
و از وقتی یادمه مامانم همیشع درگیرازدواج کردن بچه هاش بود همش دنبال این بود ک اول خواهر ازدواج کنه بعد داداشم و بعد من اینو تو فامیل افتخار میبینن در صورتیکه من حتی یه زوج خوشبخت هم نمیبینم تو فامیلمون
خلاصه مامانم ک با تمام وجودش ابجیمو شوهر داد رسید ب داداشم ک هربار با انتخابهاش (ک البته فرکانس و باورهای خود داداشم هست) گند میزد ب زندگی داداشم (منظورم ازگند زدن اینه ک بیخیال نبود حتی نمیگفت خودت یه دختر مناسبی رو پیدا کن همش میگفت من میگردم واست پیدا میکنم)
و چندساله من از اتاقم هروز صدای شنیدن تلفنی صحبت کردن مامانمو میشنوم ک ب همممه میگه نه پسرم ازدواج نکرده یه دختر خوبی براش پیدا کنید
ک من یک ماه پیش دیگه عصبانی و ناراحت شدم و از اتاق رفتم بیرونو گفتم مامان چرا گدایی میکنی؟؟
چرا فکر میکنی بقیه قدرت دارن ک یکاری کنن پسرت ازدواج کنه؟؟ چرا هرکی زنگ میزنه بهت در حال گدایی کردن دختری برای پسرت
مگه دختر کمو قحطه؟؟؟ ولش کن هروقت ک زمانش برسه خدا خودش یه دختر خوبیو سر راهش قرار میده
و مامانم ناخواسته همیشه کمبود دخترو تو ذهن داداشم گذاشته با این رفتارهاش
و این حرفو ک بهش زدم ب خودش اومد و خداروشکر بیخیال پیدا کردن همسر برای داداشم شده ومیگه اره خدابزرگه خودش در زمان درستش یه دختر خوبی سر راهش میذاره
دوستون دارم
به نام «رب العالمین»
به نام خداوند «وهاب»
به نام خدای «رزاق»
سلام بر استاد عزیز
سلام بر خانم شایسته و دوستان گرامی در سایت
این روزها خیلی نیاز به حال خوب دارم و تنها موضوعی که حال مرا خوب نگه داشت «توحید» بود و در این راستا خداوند با الهامات ونشانه ها من را هدایت کرد و به من الهام کرد که این فایل بسیار زیبا را به نوشتار تبدیل کنم.
ذهنم در ابتدا بسیار مقاومت می کرد اما وقتی بر اجرای این الهام پایبند شدم و نوشتم، کوچکترین نتیجه حال خوب من بود که آن را با دنیا عوض نمی کنم.
این نوشتار را با عشق تقدیم به همه دوستان عزیز میکنم که در ابتدا توحید را به خودم یادآوری کنم و در ادامه به همه دوستانی که در مسیر هدایتش قرار می گیرند.
در ظاهر بسیار کار مثبت و سازنده ای است که شخص با دیگران ارتباط برقرار نموده و به قول معروف:
« ارتباطات کلید موفقیت انسان است. »
اما اگر از زاویه ای متفاوت آن بنگریم، خواهیم دید در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت در زندگی ارتباط برقرار کردن با افراد صاحب نفوذ و قدرت بوده و راه دیگری برای آنها وجود ندارد و اگر کمی با آنها صحبت کنیم، در میان کلامشان این موضوع بیشتر نمایان می گردد و بالای 99 درصد افراد جامعه این باور را داشته که تلاش بسیاری جهت برقراری ارتباط با این افراد کرده و افراد ثروتمند و صاحب قدرت را در موفقیت خود بسیار موثر می دانند.
قاعدتا ارتباط با افراد موفق و الگوبرداری از آنها تاثیر شایانی در مسیر رشد و شکوفایی ما داشته و کمک قابل توجهی به ما می کند، اما نکنه بسیار مهم در تفاوت دیدگاه به ارتباط با آنهاست.
چون در ذهن اکثر افراد، تنها راه موفقیت برقراری ارتباط با افراد قدرتمند و صاحب نفوذ است. یعنی در ذهن خود قدرت را از خدا گرفته و افراد ثرونمند و صاحب نفوذ را توانا می دانند که بیانگر شرک مخفی در ذهن آنهاست.
پیامبر در حدیثی به زیبایی بیان می کند :
« در میان امت من، نیت شرک مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفی است. »
اگر در زندگی خود با این نیت به افراد می نگریم و با آنها ارتباط برقرار می کنیم که :
در زندگی دست ما را بگیرند و به ما کمک کنند،
با سرعت بسیار بالایی خود را از خوشبختی، سلامتی و ثروت دور نگه می داریم که مصداق بارز شرک است.
ما هیچ گاه نمیتوانیم یک انسانی توحیدی کامل باشیم اما باید روی باورهای توحیدی که مهمترین موضوع زندگیست کار کنیم و با وجود شرک درونی در مسیر توحید حرکت کنیم و تلاش کنیم که تنها منبع رزق، ثروت، سلامتی و خوشبختی را فقط و فقط خداوند بدانیم.
اگر خواهان ثروتهای رویایی و به قول قرآن رزق به غیر الحساب هستیم (یعنی ثروتی که به حدی زیاد و فراوان است که اعداد ریاضی توان شمارش آنها را ندارد)، اگر در زندگی خواهان جایگاهی هستیم که تمام افراد جهان، برای ما کار کنند و برای ما پول بسازند، فقط و فقط خداوند را ببینیم و او را تنها منبع نیروی خوشبختی، ثروت، رزق و سلامتی را بدانیم و این داستان همیشگی ربوبیت است.
کلمه «رب» در ترجمه فارسی قرآن به «پروردگار» ترجمه شده است، در صورتی که معنای آن « صاحب اختیار و فرمانرواست».
این کلمه که یکی از مهمترین و کلیدی ترین کلمات قرآن است 980 بار در قرآن تکرار گشته و ریشه آن « ر ب ب» به معنای صاحب اختیار و فرمانروای کل بودن است.
یعنی تمام قدرت و ثروت و آنچه که در جهان است در اختیار خداوند قرار دارد.
اگر در ذهن خود کسی را بزرگ کرده و صاحب قدرت بدانیم مهم نیست که در حال حاضر چه قدرت و ثروت و جایگاهی دارد، بلکه کافیست تا در ذهن خود به او قدرت دهیم، این ذهنیت دست ما را از خوشبختی، سلامتی و ثروت کوتاه و کوتاه تر می کند.
ما باید به دیگران علاقه و محبت نشان دهیم و دوستان زیادی در میان افراد موفق و ثروتمند داشته باشیم،
اما هرگز نباید این گونه بیندیشیم که ارتباط با این افراد ما را به ثروت و رفاه می رساند.
بلکه تنها خداوند قادر است کاری برای ما انجام دهد و ما را به سعادت و خوشبختی برساند.
اگر فکر کنیم که غیر از خداوند متعال، کس دیگری می تواند دست ما را گرفته و به ما کمک کند سخت در اشتباه بوده و هم در این دنیا و هم آخرت عذاب سختی را متحمل خواهیم شد و این یک قانون و وعده الهی است که بارها و بارها در قرآن تاکید گشته است. لذا فقط خداوند توانایی یاری و کمک کردن به ما را دارد.
پس اگر با خداوند باشیم و در عمق باورهای ذهنی فقط خداوند را منشأ قدرت و ثروت بدانیم، آنگاه همه افراد را دوست داشته و برای آنها احترام و ارزش قائل می شویم، اما در ذهن خود باور داریم که صاحب نعمت، ثروت و قدرت تنها خداست.
اوست که به من نعمت می دهد،
اوست که به من عزت می دهد،
اوست که به من شهرت می دهد،
و کس دیگری نمی تواند دست ما را بگیرد و فقط خداوند توانایی انجام این کار را دارد.
شاید موقتا کسی بتواند دست ما را بگیرد اما همان شخص قدرت این را خواهد داشت که ما را به زمین بزند.
کسانی که در مقابل افراد ثروتمند تعظیم می کنند، افراد بسیار ضعیف و دونی هستند، چنانچه این اشخاص بواسطه ارتباط با افراد ثروتمند به سرعت رشد کرده و به ثروت برسند، با همان سرعت نابود می گردند.
اگر خواهان ثروتهای بزرگ هستیم، باید باور کنیم که منبع رزق جهان هستی تنها و تنها خداوند است و با داشتن این دیدگاه خداوند از دستان قدرتمند و بی نهایت خود برای کمک کردن به ما استفاده می کند.
این جمله به این معنی نیست که خداوند خودش به ما ثروت می دهد، بلکه بیان می کند که خداوند بی نهایت دست دارد که از تصور ما خارج است و مشخص نیست که توسط چه کسی به ما کمک می کند.
هنگامی که با دیدن افراد ثروتمند و قدرتمند تصور می کنیم که فقط او می تواند به من کمک کند، باعث می شود که بقیه دستان خداوند را در زندگی خود ببندیم پ با خود بگوییم :
« فقط فلان شخص می تواند به من کمک کند، یا فقط رییس بانک توان وام دادن را دارد، یا فلان شخص قدرتمند می تواند بچه من را استخدام کند، و یا شخصی که صاحب نفوذ است می تواند فلان کار را برای من انجام دهد و … »
با داشتن این باورها ما جلوی حضور و کمک دستان خداوند در زندگی را می گیریم.
لذا باید باور کنیم تنها خداوند می تواند به ما کمک کند و با بی نهایت دستانش کارهای ما را انجام می دهد، شاید امروز توسط یک نفر این کار را انجام می دهد و روز دگر توسط دست دیگر و یا شخص دیگری کار ما را انجام می دهد.
اگر کسی به ما کمک کرد باید از او تشکر و قدردانی کنیم، اما همان لحظه در ذهن خود یادآوری کنیم که این شخص دستی از سوی خداست که برای کمک به من آمده است.
امکان دارد خداوند امروز بواسطه این شخص به من کمک کرده و روزهای آتی توسط افراد دیگری به من کمک کند.
لذا از شخص خاطی تشکر کرده، اما اجازه رشد کردن در ذهن خود را به او نمی دهیم و او را وسیله و دستی از سمت خداوند می دانیم که برای کمک به ما فرستاده شده و منشأ اصلی تنها خداست.
در نتیجه باید برای افرادی که به ما کمک می کنند احترام قائل گشته و از آنها قدردانی کنیم، اما در وجود خود باور کنیم که خداوند از طریق این فرد به من کمک می کند.
با این دیدگاه خداوند را در ذهن خود بولد کرده و کمک را از طرف خداوند می دانیم.
پس این شخص را یک دوست و کمک کننده می دانیم و از او قدردانی می کنیم، اما کسی که به معنای واقعی به ما کمک می کند خداوند است و اگر این شخص برود، خداوند از دستان دیگرش برای یاری رساندن به من استفاده می کند، پس نگران نیستیم و آرامش داریم.
هنگامی که ما با خداوند یکی شویم و باورهای توحیدی را تقویت کنیم، اگر تمام مردم جهان یا هم متحد شوند و تلاش کنند که ما را نابود کنند توانایی این کار را نداشته و ما به پله ها و مدارهای بالاتر راه می یابیم.
کسی که یگانگی خداوند و ربوبیت الله را باور دارد خداوند حامی و پشتیبان او بوده و کسی توان ضربه زدن به او را ندارد.
هنگامی که زندگینامه افراد موفق را می نگریم، در می یابیم تمام کسانی که در جهان تاثیر گذار بوده و شکل متفاوتی را به جهان داده اند، کسانی بودند که فارغ از هر دین و مذهبی به ربوبیت الله اعتقاد داشتند.
این اشخاص از کسی پروایی نداشته و به کسی باج نداده و نگران قدرت قدرتمندان نمی باشند.
اگر شخصی ما را بواسطه اعتبار و قدرتش تهدید کرده و ما تهدید او را باور کرده و می ترسیم، به این معناست که به قدرت خداوند اعتقاد نداریم و آن شخص در ذهن ما قدرت دارد.
بالغ بر 99 درصد مردم جهان دچار این شرک هستند و به همین دلیل 99 درصد اشخاص، زندگی خود را در فلاکت و فقر می گذرانند و این موضوع بسیار مخفی بوده است.
بسیاری از افرادی که دوره روانشناسی ثروت یک را تهیه و تمرینات آن را انجام داده اند، نتایج خوبی گرفتند اما از یک حدی بالاتر نمی روند، که دلیل اصلی این موضوع شرک مخفی در ذهن و باورهای آنهاست.
باز هم یادآوری می گردد :
«شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفی و پنهان است.»
افکار خود را بازنگری کنیم که در وجود خود قدرت را به چه کسی می دهیم، چه کسی در وجود ما قدرت دارد، جلوی چه کسانی خود را می بازیم، هنگامی که با افراد ثروتمند و دارای نفوذ مواجه می شویم چگونه رفتار میکنیم؟
لذا باید بسیار مراقب رفتارها و باورهای خود باشیم.
توحید مهمترین موضوع در زندگی ما بوده و اگر بخواهیم کل کتاب قرآن را در یک کلمه جمع کنیم، مطمئنا آن کلمه «توحید» خواهد بود.
توحید به معنای یگانگی الله و قدرت «رب» می باشد.
توحید یعنی «ربوبیت خداوند»
یعنی: «الحمد لله رب العالمین»
« سپاس الله را که پادشاه و فرمانروای تمام جهانیان است».
هنگامی که با خداوند یکی می شویم و قدرت خداوند را باور می کنیم، اگر جایی کار ما را انجام ندهند با خود می گوییم و در ذهن خود مرور می کنیم که خداوند از دستان دیگری کار من را انجام داده و به من می رساند.
و یا اگر کسی ما را تهدید کند با خود می گوییم که تو تلاشت را بکن، خداوند در کارش تواناست.
هنگامی که داستان پیامبران از جمله نوح، موسی، ابراهیم و … را در قرآن مطالعه می کنیم که از سوی حاکمان و افراد قدرتمند زمان خود تهدید شدند، پیامبران هیچگاه از مواضع خود کوتاه نیامده و در مقابل آنها تمام قد ایستاده و به حاکمان میگفتند :
« تمام تلاش خود را برای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری بر علیه من فرو گذار مباش. تو منتظر باش و ما هم منتظر می مانیم.»
در واقع توحید و اعتقاد واقعی به «رب» همین شیوه ای است که پیامیران در قرآن بکار میگیرند.
هنگامی که کسی ما را تهدید می کند و در شرایطی قرار می گیریم که به عنوان مثال ما را از کار اخراج می کنند، نباید این گونه بیندیشیم که تنها منبع رزق ما آنجا بوده، بلکه به خود یادآوری کنیم که بی نهایت منبع رزق و روزی و بی نهایت امکانات برای ثروتمند شدن ما وجود دارد:
اگر قدرت خداوند را باور کنیم.
اگر دستان خداوند را باور کنیم.
اگر باور کنیم برگی بدون اذن خداوند از روی درخت بر زمین نمی افتد.
اگر باور کنیم که وقتی خداوند اراده کند، چه کسی میتواند
در مقابل اراده خداوند قرار بگیرد.
به قول قرآن :
«هنگامی که خداوند اراده کند کسی را بالا ببرد، چه کسی میتواند او را پایین بیاورد و هنگامی که خداوند اراده کند کسی را پایین بیاورد چه کسی می تواند او را بالا ببرد.»
و کسی این قدرت و توان را ندارد.
لذا مشکل اساسی همه ما و مشکل فعلی اسلام این است که به ربوبیت اعتقاد نداریم، خدا را باور نداریم، همه را به غیر از خدا باور داریم.
اگر شخص ثروتمند و قدرتمندی به ما قول پول و موقعیت بدهد، حرف او را بیشتر باور کرده و بیشتر از خداوند به او اعتماد می کنیم.
در صورتی که خداوند وعده پیروزی، ثروت و فزونی به ما داده است، اما ما خداوند را باور نمی کنیم چون ایمان نداریم و قدرت را در دستان غیر از خداوند می بینیم.
در صورتی که اصل موضوع قدرت و فورس است، توحید و یگانگی است که تنها در اختیار خداوند بوده و صاحب قدرت و عزت تنها خداست و باور به این موضوع می تواند زندگی ما را متحول نماید.
قدرت یعنی آنچه که از دیگران انتظار داریم تا برای ما انجام دهند، لذا نباید از هیچ کس انتظار داشته باشیم چون یک مومن (به عنوان کسی که ایمان به قدرت خداوند دارد) از هیچکس انتظار ندارد و هیچکس به جز خداوند نمیتواند به ما کمک کند و ما را یاری دهمد. تأکید می گردد هیچکس.
هر چقدر انتظار ما از بنده های خداوند کمتر بوده و انتظار و خواسته هایمان از خداوند بیشتر باشد، به قدرت و ثروت بیشتری دست می یابیم.
اگر به گذشته خود بنگریم اغلب فکر می کردیم که افرادی باید به من کمک کنند لذا آنها را ولی نعمت خود دانسته و جلوی آنها تعظیم می کردیم در حالی اون زمانها بدبخت ترین و سخت ترین روزهای زندگی ما بوده است.چون در ذهن خود قدرت را به آدمها می دادیم.
اگر در ذهن خوب این باور را نهادینه کنیم که فقط «الله» می تواند به من کمک کند و تمام خواسته های خود را فقط از خداوند بخواهیم، آن گاه خداوند از جایی و طرقی که انتظارش نداریم به ما پاسخ داده و ما را به خواسته هایمان می رساند.
لذا باور کنیم که خداوند توانایی این را دارد که از جایی که فکرش را نمی کنیم به ما نعمت و ثروت دهد و تصور نکنیم که ابزارهای خداوند همان راهها و آدمهایی هست که می بینیم، بلکه از جاهایی به ما نعمت و ثروت می دهد که باور نمی کنیم و اگر زندگی با این دیدگاه و باور را ادامه دهیم به ثروتها و دستاوردهایی در زندگی می رسیم که هیچگاه تصورش را نمی کنیم.
و بدانیم هنگامی به این مکنت می رسیم که تنها قدرت خداوند را باور کنیم و تمام اینها به باور، ایمان و یقین ما
بستگی دارد.
در نتیجه در ذهن افراد را از لحاظ قدرتی که دارند کوچک کنیم (به آنها احترام بگذاریم اما قدرت را تنها از طرف خداوند بدانیم) و حتی اگر با قدرتمندترین افراد هم مواجه شدیم به گونه ای با آنها برخورد کنیم که نشان می دهد ما از آنها قدرتمندتر هستیم و منشأ این قدرت از سوی خداوند هست اگر در باورهای ذهنی آن را بگنجانیم.
در این شرایط هرگاه که با افراد بسیار ثروتمند مواجه شویم با تکیه بر قدرت خداوند بسیار عزتمندانه و با ایمان و پر قدرت صحبت کنیم. چون باور داریم که ما از درون به اندازه آنها غنی بوده و خداوند پاداش ایمان ما را به قدرتش خواهد داد و لذا آرامش می شویم.
هنگامی که ما خداوند را باور می کنیم،
هنگامی که ما یگانگی الله را باور می کنیم،
هنگامی که قدرت «رب» را باور می کنیم،
آنگاه جلوی همه سرمان را بالا نگه می داریم.
آلبرت انیشتین یک الگوی بسیار توحیدی بوده و معروف است که یک مرتبه رییس جمهور آمریکا به همراه کابینه خود تصمیم میگیرد به دیدن انیشتین در منزلش رفته و او را ملاقات کند. روز ملاقات همسر انیشتین به وی پیشنهاد می دهد که لباسهای خود را تعویض کرده و لباس نو بر تن کند. اما انیشتین در پاسخ به همسرش می گوید:
اگر رییس جمهور خواهان بازدید از لباسهای من است، او را به کمد لباسهای من راهنمایی کن و اگر می خواهد من را
ببیند، من با همین لباسها راحتی تر هستم.
این داستان نشان می دهد که انیشتین نگران ابهت رییس جمهور آمریکا نبود و همان گونه که با افراد عادی برخورد می کرد در مقابل رییس جمهور آمریکا هم بود چون انیشتین در ذهن خود جایگاه رییس جمهور را قدرتمند نمی دانست.
لذا هیچ کس در مقابل الله قدرتی نداشته و اکر ما با خداوند همراه باشیم کسی در مقابل ما قدرتی نداشته و حتی به اندازه ذره ای توانایی آسیب زدن به ما را نخواهد داشت.
توحید را باور کنیم و هر روز به خود یادآوری کنیم که تنها قدرت جهان «رب» و « الله» می باشد و این مهمترین دلیل پیشرفت و موفقیت ما خواهد بود و چیزی از این موضوع مهمتر نیست،
در نتیجه قدرت خدا را باور کنیم و با آن حرکت کنیم.
به باورها و رفتارهای خود بنگریم، رفتارهای ما برای ما پیام داشته و با ما سخن می گویند.
در مقابل افراد ثروتمند و قدرتمند چگونه تعظیم می کنیم؟
هنگامی که شخص ثروتمندی به ما وعده پول و ثروت داده اما به وعده خود عمل نمی کند چقدر نگران می شویم؟
چگونه روی کمک بقیه حساب باز می کنیم؟
کسی که روی افراد حساب می کند ایمان به قدرت خداوند ندارد،
بیاموزیم فقط روی خداوند حساب کنیم.
اگر به کمک دیگران تکیه کنیم و قدرت خداوند را نادیده گرفته و شرک بورزیم زندگیمان با سختی مواجه گشته و سیلی محکمی از جهان میخوریم که فقط باید به خدا تکیه کنیم و این بلاها پیام خداوند هست که فقط خودش را باور کنیم و از او یاری بجوییم.
«ایاک نعبد و ایاک نستعین»
«خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری می جوییم»
اگر کسی به ما وعده کمک و ثروت داد از وی تشکر کنیم اما به خود یادآوری کنیم و به خدا بگوییم:
«خدایا تنها تو قدرتمند هستی و این شخص کاره ای نیست، شاید از دست این فرد به من عطا کنی و شاید از دست کس دیگری به من نعمت و ثروت دهی»
آنگاه اگر آن شخص برای ما کاری نکرد نگران نیستیم و با خود می گوییم که خداوند از دستان دیگرش به ما کمک می کند و روی او حساب باز نمی کنیم و حالمان خوب است.
اگر به این دیدگاه از توحید برسیم همه افراد به خدمت ما درآمده و همه کاری برای ما انجام می دهند.
وقتی به توحید می رسیم و آن را در زندگی به صورت عملی به کار می گیریم، تمام افراد جهان به عنوان فرشته ای در زندگی ما ظاهر می گردند که قصد خدمت به ما را دارند و از میزان کمک آنها متحیر می گردیم.
هر گاه به این شرایط رسیدیم باید مراقب باشیم که مجدد روی افراد حساب نکرده و آنها را دستی از طرف خداوند دانسته و منشأ قدرت و ثروت را تنها خداوند بدانیم و از خدا یاری بجوییم و این درس بزرگ را در زندگی به کار برده و آن را ادامه دهیم.
بیاییم خداوند را در وجود خود باور کنیم.
خداوندی که ما را از هیچ خلق کرده است.
خداوندی که کیهان به این عظمت را خلق کرده است.
خداوندی که سیاره و ستاره و کهکشانها به این عظمت را با قدرت بی نهایت خود رهبری می کند.
خداوندی که مغز ما را با تمام پیچیدگی اش آفریده است.
خداوندی که در هر لحظه تمام سلولهای وجود ما، قلب ما، گردش خون در رگها و تمام اعضای بدن ما را با تمام پیچیدگی اش رهبری میکند.
این همان خدایی هست که به ما نعمت می دهد،
این همان خدایی است که می تواند به ما کمک نماید.
این همان خدایی هست که یک مورچه را در دل خاک رزق و روزی داده و یک پرنده در آسمان را رزق و روزی می دهد.
این همان خدایی هست که هرگز نمی خوابد و هرگز ما را فراموش نمی کند اگر بندگی اش را بکنیم و قدرت را تنها مختص خداوند بدانیم.
توحید و یکتاپرستی ربطی به دین و اعتقادات مذهبی نداشته، چون افراد مذهبی بسیاری همواره در حال عبادت هستند اما این شرک خفی در وجودشان هست و زندگی سختی را سپری می کنند.
لذا باید بسیار هوشیار باشیم و دقت کنیم که روی افراد حساب باز نکنیم و تنها از خدا طلب یاری کنیم و باور خود را نسبت به «رب» به عنوان تنها و قدرتمندترین فرمانروای جهان قوی کنیم و در این مسیر حرکت کنیم و به خداوند توکل نماییم آنگاه خواهیم دید که معجزات به زندگی ما سرازیر گشته و تمام افراد جهان به عنوان فرشته هایی در زندگی ما ظاهر می گردند که به ما کمک کرده و در واقع خداوند آنها را مامور کرده که کارهای ما را انجام دهند.
دوستان خوب، شهرت، ثروت، محبوبیت و … به ما ثابت می کند که تنها روی خدا حساب باز کنیم و نیازی به سر خم کردن و حساب کردن روی دیگران نیست.
فقط خداوند و باور و ایمان نیاز است و بقیه را خداوند با قدرت بی نهایتش انجام می دهد.
از خداوند می خواهم که من را یاری کند.
از خداوند می خواهم که توحید را در دل من و وجود من جاری کند.
از خداوند می خواهم که کمک کند تنها خودش را بپرستیم و تنها از خودش یاری بجوییم.
خدایا ما را به راه راست، به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن.
خدایا شکرت
خدایا ممنونم
خدایا سپاسگزارم
بنام تنها فرمانروای جهان هستی….
خداوندیکه رب العالمین هست……
تنها تنها تنها فرمانروای ما در دنیا و آخرت…
و همجوره اگه بهش باور کنی..زندگیتو همجوره رونق میبخشه….
فقط باید این قدرت رو تو درونت بولد کنی…
تنها قدرتمندیکه همجوره میتونه تو رو سعادتمند کنه..که هیچ قدرتی هیچ چیزی نمیتونه در برابر او اینهمه خوشبختی رو بهت بده…
و نخاهدددددددددددددددددددددددد
و نخاهدددددددددددددددددددددددد
دادددددددد ددددددددددددددددددد
هیچکسی به تو نرگس نمیتونه بهت کمک کنه..
هیچکسی نمیتونه تو رو با خاستهات هماهنگ کنه..
خداوند اینقدرررررر قدرت داره….که همه زمین رو بسیججججججج میکنه تا به تو خدمتتتت کننن.
……
سوره نور….آیات 62.و در ادامه 63 .و 64….راجع به اطاعت کردن از خداوند و فقط اجازه خاستن از خداوند…
که روز گذشته اول صبح..خداوند در جواب خاسته ایی که داشتم…بهم گفت نرگس حالا که منو فرمانروای خودت باور کرده ایی….
حالا که روی من حساب کردی…
باید من بزارم که تو وارد این مسیر بشی ..کی و چگونه !!!!رو بزارررررر….من به وقتش به تو خواهم داد…از جاییی که فکرشم نمیکنی…
الان ذهنت هیچ صحبتی نداره….و نمیتونه درکش کنه…
پس!!!!به پیامبر گفته….براستی کسانی که از تو اجازه میگیرند..بخداوندددددد و رسولش که بازم رسول از خداوند اجازه میگیرد….
مومن هستندددددد
داره…بهم میگه…..نرگس فقط فقط روی خودم حساب باز کن…نه هیچکس دیگه …
این آیه بازم یاداوری خداوند به من نرگس..که سعی کرده ام خداوند رو توی تمام جنبه های زندگیم نقش ببندم…
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّىٰ یَسْتَأْذِنُوهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ۚ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ
مؤمنان فقط آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند، و هنگامی که بر سر کار مهمی [که طبیعتاً مردم را گرد هم می آورد] با پیامبر باشند تا از او اجازه نگیرند [از نزد او] نمی روند. به راستی کسانی که [برای رفتن] از تو اجازه می گیرند، آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند. پس هنگامی که برای برخی از کارهایشان از تو اجازه می خواهند، به هر کدام از آنان که خواستی اجازه بده و از خدا برای آنان آمرزش بخواه؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است.
ا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا ۚ قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِوَاذًا ۚ فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
دعوت پیامبر را [به ایمان، عمل صالح و امور اجتماعی] در میان خود مانند دعوت بعضی از شما از بعضی دیگر قرار ندهید، خدا کسانی از شما را که برای [بی اعتنایی به دعوت پیامبر] با پنهان شدن پشت سر دیگران آهسته از نزد او بیرون می روند می شناسد. پس باید کسانی که از فرمانش سرپیچی می کنند، برحذر باشند از اینکه بلایی [در دنیا] یا عذابی دردناک [در آخرت] به ایشان رسد.
در آخر آیه”خداوند میفرمایید!
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ قَدْ یَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَیَوْمَ یُرْجَعُونَ إِلَیْهِ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
آگاه باشید! که آنچه در آسمان ها و زمین است فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست. به یقین آنچه را که شما [از حالات، اعمال و خواسته ها] بر آن هستید می داند، و روزی را که [برای حسابرسی] به سوی او باز گردانده می شوند، پس آنان را به آنچه انجام داده اند، آگاه می کند و خدا به همه چیز داناست.
……..به آنچه عمل کرده ایید با خبر میکند…..فینئهم بما عملووووو
حتی خداوند …
وقتی ما در مسیر درست باشیم……مسیرهایی که برامون دردسر ساز هست…آگاهمون میکند…
چند وقت پیش از طرف یه شخصی مورد یسری حرفها شدم..بخودم گفتم نرگس ذهنتو کنترل کن..
و ارام بودم..گفتم حتما نرگس خیریتی…
خدا شاهده…
قبلش توی اون محیط یه برنامه کارتونی که خداوند منو به اون نقطه از قبل هدایت کرده بود…
یه شخصی که کودک بود بهم گفت بزار با گوشیت فیلم بگیرم…
از من که داشتم نگاه اون کارتون میکردم و اون صحبتی که توی برنامه کودکی بود…یه بچه ایی از یچیزی ترسیده بود و اون شخص که یه روح بود…بهش گفت!!!
بچه جون نترس…من اومدم بهت کمک کنم….
خداشاهده این تکه فیلم توی گالری گوشیم سیو شده بود…خداوند بهم گفت برو نگاه این تکه فیلمی که این شخص گرفته کن..
دیدم اره….
اون صحبت به منه نرگسه..که نترسم!این لطف خدا شامل حالم شده…و داره بهم میگه..اون صحبت کمک کننده به تو هست…
و خیلی جاهای دیگه..دقیقا از زمانیکه هر روز بقول استاد که…دارم سعی میکنم روی خدا حساب باز کنم..
این اتفاق میفته…
و دیگر اتفاقات.حتی اگر ظاهرشم یکم ناجالب باشه.داره منو برمبگردونه از انجام اونکارها…
حالا حساب کن….
هر چقدر باورش کنی…
بهش قدرت بدی…
و اونو فرمانروای زندگیت قرار بدی…و بدونیییی تمام قدرت خودشه.و هیچکسی هیچکاری نمیتونه انجام بده…تو میری کارهایی رو انجام میدی که قبلنا اگه این ورژن از زندگیتو توی خواب بهت نشون میدادم…
میگفتی!!!
مگه میشه…
من خدا رو توی غلبه بر ترسهام بدست آوردم..جاهایی که هیچ خانمی نمیتونست با عقل و منطقش وارد اون مسیر بشه…
ولی من و هر کسی که در مسیر بندگی کردن برسه و روی خودش کار کنه….حتما میتونه همچنین کار بقول امروزیا”احمقانه ایی انجام بده….
ولی احمقانه نیست…
برای ماهااااا موهبتی از طرف خداست..که دست هر چی آدم هست رو ،”روی زمین بببندی…
……
استاد داره بلند میگه…..تمام خوشبختی شما…فقط قدرت دادن به خداست…توی دوره عزت نفس توی تمام فایلاش میگه…این عیننننن عزت نفس هست…
استاد عزیزم….
من قبل از اینکه در این بهشت کن فینک خداوند بیام….
نسبت به یه شخص خیلی خیلی خیلی شرک میورزیدم..میدیدم که داره یسری کارها انجام میده…
ولی بازم داشتم…روش حساب باز میکردم..
جوریکه وارد یه مسیری “که اونم تقاضای ناجالب از زندگی شخصیم شد…
و میدیدم از گوشه به گوشه مخصوصا مادرم میگفت..
نرگس من دوستندارم به این ادم تماس بگیری..
ولی من همچنان بکارم ادامه میدادم..
تا اینکه واقعا رحم و مروت خداوند شامل حالم شد..
واقعا هر لحظشو که بیاد میارم..میبینم…خداوند بهم رحم کرد..چقدر خسارت نالی…چقدر وعده های پوچی که فقط دردسر ساز برام بود…
ولی من آگاهی نداشتم…و یجایی که اون وارد حریم خصوصی ام شد و یه تقاضای نامربوط بهم کرد…اونجا خونم بجوش اومد…
که گفتم نرگس دست بردار…
من با این نیت که ایشون بهم کمک میکنه…تا من بیزنسمو رشد بدم..اون شخصم از طریقهای مختلف به من هجوم میورد…
…..
و خیلی موارد دیگه…من سالها قربانی توسط افراد شدم…و من زیر دنده های حهان خیلی چک و لگدها خوردم…
خدایا…..
هیچی هیچی هیچی مثل بی عقلی نیست….
بی عقلی که ندونی خودت میدونی این کار اشتباهه..ولی انجامش میدی..
و خیلیا توی اینروزا و جنگ داخلی و خارجی….جونشونو از دست دادن…
رحمت دنیوی خدا و اخرت رو به گور بردند…
خدا نکند که انسان وجود الهیشو از بیین ببره…که میدونیییی سختتتتت نابود میشه…
پس بخودم میگم….که نرگس تمام خوشبختیت…و سعادتمندیت در دنیا و آخرت….
فقط فقط جایگاهش “ایمان بخداست…
کل قرآن و وعده هاش همینه….
ایمان بخداست….
اگه این ایمان از بیین بره ترس ها و نگرانیها در گذشته و ایتده ایی که نمیدونی…وارد وجودت میشه…و نابود خاهی شد…
پس تو مسئول تمام اتفاقات زندگیت هستی..
تو میپذیری با خداوند باشی یا نه…
همین روز گذشته…
یه کار خیلی کوچک که شستن کارام بود ..از خداوند هدایت نخاستم.باعث شد زیادی بمونه و لک بگیره…
اگه من از خداوند هدایت میخاستم این اتفاق نمیفتاد..همین یچیز کوچولو میتونه خسارت به من بزنه…
بهمین خاطر خیلی افراد خوب پول در میارن..ولی تا زنده اند نمیتوننن ازش استفاده کنند و لذت ببرن…
و همیشه زندگیشون مثل کِش در رفته توی تنبان هست…
و من دارم اینو با واقعیت تصویر هم توی گوشه های زندگی خودم و بیشترشو توی زندگی اطرافیانم نمیدونم…
میخام قدرت توحید و هدایت خاستن فقط به فرمانروای العالمینم گره بزنم…
و میدونم تنها راز و رمز خوشبختی من در دنیا و آخرت همینه…
به اندازه ایی که من به خودشناسی میرسم…بهمون اندازه خدا رو بیشترر بیشتر میسازم….
که خودش؟همه چیزه….
خداوند همه چیزه…..
خدایا …
تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.
خدایا تو تنها قدرت جهانی.
تو قدرتمندی…
خدایا امیدم توییی…
خدایا تو کارها رو به شکل درستش برام انجام میدی…
خدایا تمام آسمانها و زمین همگی از آن توست…
همه ماهااا چه اون کسی که بنده تو هست..چه اون کسی که شرک میورزه همگی بسویت بازگشت میکنیم…
خدایا روسفید اون شخصه “که ایمان بخودت داره.
روسیاه اون شخصه که تو رو از زندگیش حذف کرده..
که تو در جواب شخصی که در مسیر نادرست قدم برداشته..میگی تو امروز اکنون چشمانت نمیبینه..
و اون میگه..خدایا من در اون دنیا چشمام سالم بود…
میگه چون تو از طرف من هدایت نمیشدی…
الله اکبر….
هدایت نمیشدی….
همینه خداوند این آیه رو بهم کوبید و من تصویرشو توی شبکه طبیعت دیدم…
یه گوزنی توی کوه حمله پرنده عقاب افتاد…و عقاب اونو گرفت اونو از اون سیخکهای ناجور کوه پایین انداخت..وقتی به دامنه کوه رسید….
بهش حمله ور شد و اونو لته پار کرد…
و خداوند توی سوره حج میگه!!!
حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ ۚ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ
در حالی که برای خدا حق گرا باشید به او شرک نورزید. و هر کس به خدا شرک ورزد، گویا چنان است که از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] او را می ربایند، یا باد او را به جایی دور دست می اندازد.
و این صحنه برای من مثل سالیانی قبلی میموند که همجوره داشتم شرک میورزیدم…
و واقعا مو به تنم سیخ شد….
که شرک نابودگر هر انسانی هست..که ما میتونیم هر روز شاهدش باشیم….
از خداوند میخام….منم مثل استاد….تو این مسیر قدم بردارم…و این مسیر رو با هدت”هر چی بیشتر بپیماییم…
چون میدونم….هر احساس بد….یعنی اتفاق بد..
احساس بد…همون ایمان نداشتن به خداوند که برات ترس…طمع…خرص…غمگین شدن. بخاطر شرایط کنونی زندگیت در همه جتبه ها…
و میدونم احساس خوب…یعنی من قدرت خداوند رو دارم و اون همه کارها رو برام انجام میده..دیگه عجله نمیکنم.دیگه نمیخام شرک بورزم با هر دلیل و منطقی…دیگه فقط فقط فقط روی خداوندم حساب باز میکنم میزارم قدم به قدم هدایت بشم..و هر چی گفت انجام میدم..
و من اینروزا ….
داشتم این شرک مخفی رو انجام میدادم اونم آگاهانه…
و اونم حساب کردن روی کمپانیهای فلان و باید فلان مسیر برم..داشتم دست خدا رو توی مسیر میبستیدم..
و الان با این باور….که ادامه خاهم داد..نمیدونم میخاد چی بشه…
همین صحبتی که استاد میگه…
من پیش میرم و نگران فردایی ..و ایتده ایی که نمیدونم میخاد چی بشه….نمیشم…
میگم من در حال هدایت شدنم و برنامه ریزی این نام کمپانی و فلدن موقعیت رو از سرم میندازم بیرون…
مبگم….من نمیدونم میخاد چی بشه فعلا پیش؟میرم…
هدایت میشم….
و اینجا رها میکنم خودمو از نام کتگوریها….و من اینو به واقعیت مسیرهای الهامی دستکشام دیدم..که نشده..یه لحظه وجودم دگرگون شده و احساس ترس وجودمو در برگرفته…
و میخام امروز ستاره قطبی ایمو..بازم دریافت هدایت الهی ثبت کنم..و بگم من در حال هدایت شدنم…خداوند مرا هدایت خاهد کرد و مرا در زمان مناسب و در مکان مناسب قرار خاهد داد..
و من در پناه نیروی الهیم…
خداوند را شاکرم که هدایتم نمود…راه رو برام باز کرد…هدایتم نمود…
اگر اگر اگر توی زمانهای شرکم بهم رحم و مرّت نمیکرد الان اون شرکها زندگیمو نابود کرده بود ..و الان باید زیر دست افرادی میبودم که مورد ظللم قرار میگرفتم..و خداوند از طریق یفرد بهم نشون داد…
واقعا خوب زندگی کردم…
و همه لطف خداوند بود….
همینجا سپاسگزاریش میکنم و میگم….خدایا با زبان کوچکم نمیتونم اینهمه لطفی که در حقم داشتی رو بجا بیاورم…
ولی خیلی خیلی مممنونم…که من نرگس رو از اون عقاب درنده نجات دادی..
میخام از این به بعد فقط اززندگیم لذت ببرم و میدونم تو رزق پایداری برام قرار داده ایی..
و هر روزم بهم میدی..
دیشب یه مشت بزرگی گل نرگس از جایی که فکرشم نمیکردم بهم هدیه دادی…
و گفتی نرگسم مثل این بزرگی گل نرگس بهت رزق و روزی و حال خوب میدم…
دسته گلم خیلی بزرگه…
و اینو لطف خداست با دیدن این فایل این دسته گل زیبا رو به اتفاقم روانه کردی و مابیین صحبت استاد استپ کردم و گل رو توی اتاقم گذاشتم..
و یه روز یه شاخه گل نرگس و با متنی “که بهم گفتی..
برای افتادن اتفاقات خوب زندگیت..بسپار به خداییکه تمام کارهاش؟به موقع هست…
خدایا سپاسگزارم که منو وارد یه درجه بالای پذیرنده خودت نمودی…خدایا…
خدایا!!!هر چقدر بشنومتتتت هر چقدر درکت کنم کمه …
خدایا امیدم تویی…
راه گشایممم تویی…
فقط؟فقط فقط تو رو می پرستم و فقط. فقط از تو یاری می جویییم..
الهی صد هزاران بار سپاس برای نعمت توحید نعمت یکتا پرستی و نعمت هدایت،
به قول قرآن اگر لطف پروردگار نبود هدایتی هم نبود و من الان با تمام وجودم این آیه قرآن رو تایید میکنم اگر لطف پروردگار نبود الان نعمت هدایت من در این لحظه و این جایگاه هم نبود….
مینویسم بماند به یادگاری برای قوی تر ادامه دادن و توحیدی عمل کردن و توحیدی زندگی کردن و لحظه به لحظه قدم به قدم با توحید کار کردن…
در این لحظه من به شغل وکالت رسیدم قطعا و بدون شک تنها و تنها با توحید و اموزشهای شما استاد عزیزم من هدایت شدم و رسیدم ولاغیر و از این مرحله ی جدید زندگی ام به بعد من متعهدتر خواهم بود
من توحید رو خیلی بهتر کار خواهم کرد
من قوی تر عمل خواهم کرد
من فقط روی خداوند حساب خواهم کرد چون برای من کاری کرد که در باورها نمیگنجد با چالهشایی ک داشتم و از این آزمون سربلند بیرون آمدم و به این جایگاه رسیدم نتیجه حساب کردن روی خداوند بود و لاغیررررررر….
الهی صد هزاران بار سپاس برای خوشحالی الانم
برای نتیجه ای که با توحید توکل تلاش و هدایت و لطف پروردگارم بدست آوردم،
الهی صد هزاران بار سپاس برای این جمله(( فقط روی خدا حساب کن))
الهی صد هزاران بار سپاس سپاس سپاس…
————————————————-
خداوند هدایت میکند
خداوند آسان میکند
خداوند روزی میدهد
خداوند برکت میدهد
خداوند همه چیز میشود
خداوند عزت میدهد
خداوند کریمِ کریمان است
خداوند کافیست
خداوند بینهایت کافیست….
———————————————
فقط روی خدا حساب کن،
الحمدلله رب العالمین،
عزت از آنِ خداست
روزی از آنِ خداست
قدرت از آنِ خداست،
الحمدلله رب العالمین،
——————————————-
دوستتون دارم استاد عزیزم سالهاست با شما دارم زندگی میکنم و رشد میکنم الهی صدهزاران بار سپاس به نتیجه رسیدم و تونستم جوابگوی تلاشهای توحیدی شما باشم برای هر یک دقیقه کلام توحیدی و زندگی ساز شما فقط و فقط میشه با نتیجه تشکر کرد و من با نتیجه از شما تشکر کردم و امیدوارم تونسته باشم جبران کرده باشم استاد عزیزم.
سرتون سلامت تنتون سلامت، عمرتون پر از برکت و سلامتی و عزت در پناهِ پروردگار عالمیان،
الهی آمین،
برگ هفدهم از روزشمار تحول زندگی من. این فایل به تنهایی تمام آموزه های توحیدی لازم برای زندگی ام را در اختیارم قرار میدهد. در روابط، کسب و کار، رزق و روزی، سلامتی و هرچه که میخواهم.. آگاهی این فایل آنقدر آرامش بخش است که هرچه عمیق تر به آن فکر میکنم میبینم که همه چیز را با حساب کردن روی خدای خودم دارم. از تمام تقلاها و تلاش های بیهوده ی ذهنم برای اثبات خودم به دیگران رها و آزاد میشوم. دیگر هیچ نگرانی و ترسی از هیچ کس و هیچ قدرتی ندارم. و با آرامش به سمت اهداف شخصی ام در یک مسیر سراسر لذت تلاش میکنم. آه که زندگی بدون اهمیت دادن به نظر دیگران و بدون نیاز به اثبات خودت به کسی بسیار بسیار لذت بخش است. هرچقدر بیشتر این آگاهی که تنها قدرت جهان خداست را در ذهنم پرورش دهم آرامش بیشتری نصیب زندگی من میشود. ویک ذهن آرام است که میتواند ثروت، سلامتی، امنیتی عشق خلق کند. خدای عزیز من بارها با دستان قدرتمندت مرا رهبری و هدایت کرده ای و در تمام اتفاقات به ظاهر بد از من محافظت کرده ای. پس چرا غیر تو را صدا بزنم.بی نهایت دوستت دارم