فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 169


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسماعیل قلندری گفته:
    مدت عضویت: 243 روز

    استاد سلام. خداوند را شاکرم که دوباره منو لایق دونست که به خودم بیام و تغییر کنم و بازم شاکرم که با شما استاد عزیز که یکی از دستان خدایی آشنا شدم بتونم باور کنم که میتونم تغییر را درخودم ایجاد کنم. استاد من الانی که دارم مینویسم غرق در دنیایی از مشکلات مالی هستم که خودم کردم و تو این بازه زمانی نمیگم به خدا امید نداشتم ولی به اندازه ای به افراد کنارم امید داشتم به خدا نداشتم که استاد چقدر اشتباه کردم. ولی الان خدا رو شکر میکنم که چند روزه دارم با شما قدم به قدم میام جلو وااااااای که چه حال خوبی دارم که دارم فقط و فقط به رب تنها فرمانروایه هستی توکل میکنم و باورتون نمیشه اصلا میگید مشکلات ندارم و انگا به کسی بدهکار نیستم و به قول خود خدا از خودش میخوام و با تا ابد به غیر او به کسی امید ندارم و کمک نمیخوام. خدایااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    نهال گفته:
    مدت عضویت: 126 روز

    درود بسیار سپاسگزارم بابت فایل های ارزشمند تون استاد عزیزم

    نکاتی که من دریافت کردم:

    رب یعنی فرمانروا و صاحب اختیار

    روی هیچ کس جز خدا حساب نکن.

    خداوند با بینهایت دستانش به ما روزی و رزق می‌دهد.

    قرآن رو میشه با کلمه توحید توصیف کرد.

    بینهایت جا برای روزی تو هست.

    وقتی خدا اراده کند کیست که بتواند جلوی او را بگیرد؟!

    از هیچکس انتظار نداشته باش.

    فقط از خدا بخواه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    اراس حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 345 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    روز شمار تحول من فصل 1 روز17

    سلام استاد عزیزم .تجربه من از روزی که فقط روی خدا حساب باز کردم تو سن نوزده سالگیم بود من از سن 17 و18 سالگی شروع کردم به نماز خوندن وقرآن خوندن اون نماز خوندن به من حس خوبی نمی داد اما آخر هر نمازم دعا میکردم وبا خداوند حرف میزدم که خیلی حس خوبی بهم میداد قرآنم میخوندم همراه با معنی واون جاهایی که خط قرمز بود وعذاب داشت مثل غیبت بد گویی دروغ

    سعی میکردم بهش عمل کنم و کم کم شخصیتم تغییر کرد همه از اخلاق من تعریف میکردن واز من راضی بودن .من خواستگارای زیادی داشتم اما تصمیم نداشتم ازدواج کنم تا سن نوزده سالگی

    که تو خونه با تضادهایی روبرو شدم دوس داشتم

    دیگه از اون خونه برم تصمیم گرفتم ازدواج کنم .

    اما نمیدونستم کدوم یکی از این ادما میتونه همسر مناسبی برای من باشه همه اونا آدمای خوبی نبودن یعنی هم آدمای خوبی که می‌شناختم به خواستاری میومدن هم آدمایی که مورد تایید من نبودم . من اون موقع اصلا قانون نمیدونستم یادم میاد یه روز از خدا سوال کردم گفتم خدایا مگه چه چیزی درون من میگذره که این آدم که اصلا مورد تایید من نیست به خودش اجازه داده بیاد خواستگاری من .از اون روز به بعد احساس اجز وناتوانی کردم گفتم خدایا من از درون این ادما

    خبر ندارم من هیچ شناختی از اینا ندارم خودت به من بگو من نمیدونم چه کسی اون معیارهایی که من میخوام داره من هیچ قدرتی ندارم خدایا تو به زنبور عسل وحی میکنی مگه من اشرف مخلوقات نیستم به منم باید وحی کنی خودت باید برای من انتخاب کنی .بعد یه مدت عروسی یکی از فامیلا بود . عروسی تو کوچه برگزار شد وتو تالار نبود من دم در بودم . یهو توجهم رفت رو عموم که به استقبال یکی داشت میرفت من اصلا اون نمیشناختم واصلا ندیده بودم تا اون روز تو اون فاصله داشتم نگاه میکردم که ببینم کیه یهو یه باد شدید اومد ومن یه صدایی شنیدم نه با گوشم با قلبم اون صدا انقدر بلند بود که من خوشکم زده بود و جرات نمیکردم برگردم فکر کردم همه ی آدمهای که اونجا بودن این صدارو شنیدن ودارن به من نگاه میکنن ضربان قلبم انقدر بالا رفته بود فکر میکردم الان قلبم از سینم بیرون میزنه اون صدا گفت که این همسر تو بعد من با خجالت آروم آروم برگشتم دیدم اصلا کسی حواسش به من نیست پاهام اصلا جون نداشت داشتم میفتادم که

    یه گوشه نشستم وگفتم خدایا این دیگه چی بود.

    بعد من با همسرم آشنا شدم وباهاش ازدواج کردم اون خیلی آدم خوبیه من توسن نوزده سالگی با کسی که خداوند عزیزم برای من انتخاب کرد ازدواج کردم وتو سن 29 سالگی با استاد آشنا شدم وخدای مهربان وهدایگرمو پیدا کردم .خدایا شکرت که من همسری مهربان دادی سپاسگزارم به خاطر تمام داشتها ونداشتهایم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خدایی که رحمتش بی اندازه ومهربانیش همیشگیست

    سلام عزیزانم

    استاد عزیزم حتی اسم این فایل هم به من انگیزه میده و حالمو بهتر میکنه

    ممنونم که باصدای دلنشینتون از توحید میگین

    توحید ینی چی زینب باید بری تودلش تاباورش کن

    باید باور خوی وقی ازخدا برای خودت بسازی

    باید جهاد اکبر به راه بندازی زینب جانم

    اماسخت نیست آسونه باهدایت ویاری الله آسانتر از هرکاردیگه ی پس نگران نباش عزیزم

    باید یادبگیرم توحید ینی قدرت روبه خدادادن وفقط روی اون حساب کردن بدون درنظر گرفتن شرایط بیرونی

    زینب عزیزم توحید ینی هرمحبتی کمکی به تو میشه روازطرف خدادونستن وقدرت ندادن به بقیه واونارو دست خدادونستن

    توحید ینی توشرایطی که یکم اضاع خوب نیست توآروم باشی وبگی خداکمکم میکنه من تنها نیستم اگه این مسئله برام پیش اومده حتما خیری توشه که من بی خبرم ومن باید ادامه بدم تا خداوند بقیه ی کارهاروبه بهترین شکل انجام بده

    توحید ینی آرامش درتمام لحظات بااین باور که من خودم خالق زندگیم هستم وخداوند کنارمنه وکارها روبه راحتی برام انجام میده

    توحید ینی ایمان به غیب ینی درسته نمیبینم اما باور دارم من درپناه الله مهربانم هستم درپناه کسی که داره تمام جهان رواداره میکنه

    توحید ینی حال خوب ینی اعتماد کردن ینی هر اتفاقی بیفته به نفع به منه هراتفاقی بیفته بهترین اتفاقه چرا چون برگی بدون اذن خداوند ازدرخت بر زمین نمیفته وخداوند فقط خوبی میخواد برام شادی میخواد سلامتی میخواد ثروت میخواد زندگی خوب میخواد لذت بردن منو میخواد

    خدا

    تنها یارم

    تنها کسم

    تنها کسی که بیشتر ازهمه دوسم داره

    بیشتر از همه عاشقتمه

    بیشتر ازهمه به فکرمه

    بیشتر از همه خوبیه منو میخواد

    بیشتر از همه از حال من خبر داره

    وظیفه ی من فقط آروم بودن

    قدرت روبه خدا بدم

    تمرکز برنکات مثبت

    وحال خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 153 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به همه دوستانم و خانواده روحی من

    این فایل رو من الان باید می‌شنیدم و درکی ک الان بهش رسیدم با درکی ک چند سال پیش کردم ازش زمین تا آسمون فرق داره

    من لکنت دارم و خب می‌دونیم ک از نظر بیان مشکل دارم و تحت درمانم

    ولی خب تا ب تسلط برسم زمان بره

    و الان یلحظه گفتم لکنت شده ی بهانه برای استرس های من برای لرزش صدای من

    برای هول شدن من

    با اینکه دکتر من گفته اگر تکنیک رو رعایت کنید لکنتی نیست

    پس چرا من جلوی افراد هول میشم

    بله اینو فهمیدم ک من اونا رو بزرگ کردم

    من خودم رو کوچیک دیدم

    خودمو بی ارزش دیدم

    مثلا گفتم برم صحبت کنم براشون ک چی بشه

    وای اگر لکنت کنم چی میشه

    و…

    و گفتم سارا از این ب بعد هر حرفی داری

    میزنی

    جلوی بقیه هول نمیشی

    دستو پاتو گم نمیکنی

    و هر روز با خودت تکرار میکنی ک دیگران هیچ قدرتی ندارن و اونا هم یکین مثل من پس من با قدرت باهاشون صحبت میکنم خیلی ریلکس

    البته این تکامل میخواد توقع ندارم ی روزه عالی بشم و در کنارش هم باید تمارین گفتارم رو هر روز انجام بدم ک از نظر مهارتی هم ارتقا پیدا کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سید عبداله حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2234 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان.

    سلام به استاد بزرگوار.

    من چند وقتیه که احساس میکنم که باید بیام رو

    باورهای توحیدی کار بکنم یعنی نیاز پیدا کردم که

    باورهای توحیدی را تقویت بکنم چون رشته ارتباط

    ما باید به خداوند وصل باشد نه غیر خداوند و

    فقط خداوند متعال است که دستمون را گرفته و

    امروز هم فقط اون می‌تونه کمکمون بکند این چیزی نیست که فقط دارم تو این کامنت مکتوب

    می‌کنم این برگرفته از یه باوری که از طریق بازخوردهام پذیرفتم و قبول دارم به خاطر همین

    هست که از تک تک لحظات زندگی ام دارم لذت

    می‌برم تو کسب‌ و کارم تکاملم را قشنگ با عشق

    طی می‌کنم.

    پیش‌تر از این ها من وجودم پر از شرک بود و به خاطر باورهای نادرست روی بقیه حساب باز کرده بودم و جهان هم با چک ولقد های محکم منو بیدار کرد و راه درست زندگی کردن را بهم نشون و

    الان که دارم این مطالب رو مینویسم به خودم می‌خندم که چقدر من آدم مشرکی بودم و چقدر رفتار هام و اعمالم را به صورت ناخودآگاه دارم درست انجام میدم شاید یه وقتایی تو ذهنم به خودم میگم که این طرز تفکر و رفتار دیگه خیلی بی رحمانه است و دور از انسانیت است اما من

    دیگه نتایج را مد نظر قرار می‌دم اگر نتیجه خوب است من همون رفتار به ظاهر نادرست را ادامه میدم چون ذهن همیشه عادت دارد انسان را از

    مسیر های جدید بترساند.

    خدایا شکرت که کمکم کردی هدفم از بشناسم و با قدرت تو این مسیر به سمت خواسته هام حرکت کنم و فقط از تو کمک بگیرم و از تو فقط یاری بجویم که این راه همان صالحان است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1757 روز

    سلام به استاد جانم

    سلام به همه دوستان بهشتی

    سلام به خدا

    سلام ای خدایی که میبینی و مرامیشنوی

    وهابی و رزاق

    دوستم داری عاشقانه

    حتی بیشتر ازمادرم

    سلام ای فرمانروا ای خدای جان

    ازتونوشتن اشکم راسرازیر میکند

    حقیر بودنم و هچ بودنم دربرابر عظمتت بیشتر به خودم ثابت میشود.

    توچه هستی که اینگونه مرا دراغوش میگیری

    حتی وقتی ب خودم ظلم میکنم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم رب قدرتمندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 1767 روز

    نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم

    در این سراب فنا چشمهٔ حیات منم

    وگر به خشم روی صدهزار سال ز من

    به‌ عاقبت به من آیی که منتهات منم

    نگفتمت که به نقش‌ جهان مشو راضی

    که نقش‌بند سراپردهٔ رضات منم

    نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

    مرو به خشک که دریای با صَفات منم

    نگفتمت که چو مرغان به‌ سوی دام مرو

    بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

    نگفتمت که تو را ره‌ زنند و سرد کنند

    که آتش و تبش و گرمی هوات منم

    نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

    که گم کنی که سرِ چشمه صفات منم

    نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

    نظام گیرد؟ خلّاق بی‌جهات منم

    اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست

    وگر خداصفتی، دان که کدخدات منم

    سلام

    چند شب پیش درحالیکه اشک می ریختم و در حالت خواب و بیداری، کامنتی برای این فایل نوشتم و این شعربعد از سالها به یادم اومد. نمیدونم چرا کامنتم ثبت نشد، احتمالا در لحظه ی اخر که خوابالود بودم، دستم خورده و پاک شده.اما دیروز دوباره ماجرایی پیش امد که بهانه ای شد تا دوباره کامنتی بنویسم.

    اون شبی که کامنت اولم رو نوشتم، همینطور که داشتم درکم رو از صحبت های استاد و قانون می نوشتم. متوجه شدم شرکهای پنهان و آشکار زیادی دارم. بعضیاشونو میشناختم بعضی رو نه. و یک لحظه در پیشگاه خدا خیلییییی از خودم خجالت کشیدم.

    مثلا یکیش این بود که به جای اینکه قدرت رو توی ذهنم فقط به خدا بدم و از بقیه قدرت تاثیرگذاری در زندگیم رو بگیرم،همه رو خدا می دونم الّا خدا! مثلا به جای اینکه بگم تنها منبع رزق و روزی من خداست. و همسرم رو دستی از دستان خدا بدونم که رزق اندکی مالی از سوی ایشون به من میرسه، ناخوداگاه باور داشتم که اونه که منبع رزق و روزی منه. درواقع تنها منبعه! چشم به راه حقوقی بودم که دریافت میکنه و هزینه هامونو می دیم باهاش. به زبون میگفتم که روزی من دست خداست ، اما کو عمل؟!!

    – به جای اینکه باور داشته باشم کلید گنج های آسمان و زمین در دست خداست و اون این قدرت رو داره که ازجایی که به عقل من نمی رسه بهم روزی برسونه، نگاهم خیره بود به همین یک دستش. و در نتیجه تمام دستهای دیگه ی خدارو بسته بودم.

    این خدای جدیدی که دارم توی ذهنم می سازم خیلی با خدای قبلی فرق داره. انسان گونه نیست.هنوزم قوانین رو به خودم میگم ها، ظاهرا معتقدم و کاهی هم با زبان می گم که خدا قادره، خلاقه، وهابه، حافظ ترینه، اما در عمل وحشت می افته توی جونم.

    – خدای جدیدم یه انرژیه لطیف اما قدرتمنده. قدرتمندترینه. صاحب تمام حکمت هاست، صاحب تمام ثروتها، منابع، قدرتهاو همه چیزه. هیچ کس و هیچ چیز جز اون نیست. همه چیز رو از خودش خلق کرده. اون همه چیزه. اون تمام کاینات رو خلق کرده و داره مدیریتش میکنه و همه رو هدایت میکنه. خدا دائماً داره جهان رو در تمام ابعاد گسترش میده. همه ی مخلوقات، اومدن که زیادتر بشن. به گیاهان، حیوانات، و انسانها نگاه میکنم و تایید میکنم این موضوع رو. حتی تمام کهکشانها دارند در هرلحظه گسترده تر میشن، اینو من نمیگم. (کافیه مستندات مربوط به کهکشانها رو ببینید، خودم چند روز پیش دیدم و فقط توی گوشم صدای بوقی ممتد، پخش میشد و مدتی طول کشید تا عظمت این کهکشانها و عظمت این خدای بزرگ و توانا که همه چیز ترینه در عالیترین صفات که در کلام نمی گنجه، خالق کهکشانها رو که به قول یکی از دوستان ما حتی اندازه ی غباری هم در مقابلش نیستیم کمی بیشتر درک کنم)

    – اگه خدا همه چیزه، و از رگ گردن به من نزدیکتره، پس من هم از جنس همین انرژی ام، من هم یک خدای کوچکم(به قول خانم اسکاول شین: انسان خداییست ترسان)الله خالقه من هم خالقم.

    – اگه اون خالقه، من هم جزئی از اون هستم، پس من از سلامتی، ثروت و نعمتها و تمام خواسته هام اصلا جدا نیستم. پس برای چی هی بشینم‌ورد بگم ،همشون هستند، الانم هستند. فقط کافیه با ارسال فرکانس های مناسب در مدارمناسب قرار بگیرم تا اون چیزی که آلردی هست رو در زندکیم بتونم ببینمش و لمسش کنم. من از پول جدا نیستم.

    – اگه خدا بی نهایته، منم بی نهایتم، منابع هم بی نهایتند: بی نهایت رزق و روزی، بی نهایت فرصت برای انجام کارها. بی نهایت ایده برای خلق ثروت بی نهایت مشتری بی نهایت طرفدار ، بی نهایت انسانهای خوب، بی نهایت امنیت ، بی نهایت روابط عالی، بی نهایت همه چیز، پس رقابت، حسادت، دشمنی، جنگ، طمع و هرچیزی که از باور محدودیت میاد همه پوچ و بی معنیه. چون همیشه بی نهایت تا همیشه همه چیز برای همه ی مخلوقات هست.

    – خدای این روزهای من خدایی واقعا رحمان و رحیمه. که اگر نبود من با اینهمه فرکانس های داغونی که در تمام عمرم به کاینات میفرستادم و الان ها هم حتی گاهی نا خوداگاه میفرستم، باید تا الان کلی بلا سرم میومد و هیچی نداشتم. اما اون غفوره، رحیم، صبوره، ستارالعیوبه، رزاقه، عالمه به احوالم، نقطه ضعف هامو میدونه. ترس هامو میشناسه، قادره به براورده کردن هر خواسته ای که دارم.

    – اونه که از رگ گردن به من نزدیکتره. اون خداییه که صدای درخواست من رو حتی قبل ازینکه خودم بگم و به زبان بیارم می شنوه و براورده میکنه. اون دوست داره دعاهامو براورده کنه، این کاررو وظیفه ی خودش می دونه و موافقه رشد و پیشرفت من در تمام زمینه هاست چون تمام کیهان پیوسته درحال گسترشه، و من هم با پیشرفتم کمکی هستم به گسترش جهان.

    – اون به خودش واجب دونسته که هدایتم کنه.

    – من باید قدرتش رو باور کنم، من باید قادرمتعال بودنش رو باور کنم. من باید اینو باورکنم که اون همه چیزه و زنده ی نامیراست. اونه که برام می مونه نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه. ما روح های مجردی هستیم و تمام روابط دنیاییمون اعم تز پدرو مادر و همسر و فرزند و… با مرگ قطع میشن و از بین می رن و تنها ارتباطی که می مونه برامون اونه.

    – باید بفهمم و باورکنم که هرچی میخوام توی دستهای اونه و باید ازش درخواست کنم و باور داشته باشم که بهم میده، تا نه تنها درخواست من، بلکه تمام جهان رو به پام بریزه.

    – اون خداییه که برای جهانش با این همه عظمت، قانون های ساده اما هوشمندانه و دقیقی وضع کرده و از اون با عنوان مشیت در کتابش نام برده. و هرکس ازین قوانین تبعیت کنه، خدا تضمین کرده که بهشت رو تجربه میکنه هم در این دنیا و هم بعد از مرگ. قانونی که با رعایتش نه ترسی داری و نه غمی و در مدار هدایت و الهامات خداوند قرار می گیری. مداری که آسان میشی برای آسانی ها. موفقیت ها برات خودبه خود پیش میاد نه با زجر و تلاش خیلی زیاد، تمام پول ها عاشقانه میخوان که بیان تو زندگیت جاری بشن. تمام کائنات به خدمتت درمیان همه عاشقت میشن، در مداری قرار می گیری که میشی جزو کسانی که «انعمت علیهم هستند» و جدا میشی از ادمها، شرایط و اتفاق های مدارهای پایینه دیگه، به راحتی.

    قانون خدا میگه از زندگیت لذت ببر، کاری رو که عاشقشی اتجام بده و بیشتر لذت ببر، و شاکر باش. نگاهت رو بدوز به زیبایی ها، و اعراض کن از نا زیبایی ها و ناخواسته ها.

    – میگه بدون که اربابت منم و لاغیر. میگه بدون من بهترین صاحب اختیارم، چون هرچی در مقابل من خشوع داشته باشی. من بهت عزت بیشتری میدم، من بزرگت میکنم در مقابل همه ی خلق ، هرچی ازم سپاسگزاری کنی، بیشتر بهت نعمت میدم و بی نیازت میکنم از هرچه هست و نیست. میگه تو فقط قدرت من رو باور کن و باور کن که میخوام بهت کمک کنم و خواسته هات رو براورده کنم، تا انقدر بهت همه چیز ببخشم که راضی بشی! همین.

    – می گه نترس و برو جلو. اقدام کن. من قدم به قدم بهت میگم چیکار کنی، تو فقط قدم اول رو بردار، بعد بهت قدم دوم و سوم و … رو میگم. میگه صبور باش اولش نتایج قطره ایه. ادامه بده تا طرفت وجودیت بزرگتر بشه و تکاملت رو طی کنی، توکل کن به من. و باورکن که من کمکت میکنم. و ببین که بعد از یه مدت نتایجت صعودی و موشک وار توی زندکیت پدیدار میشن.

    – می گه فکرت رو مشغول این نکن که چه جوری قراره بهت کمک بشه، بدون که من می تونم از جایی که تو نمیدونی بهت نعمت و کمک برسونم پس فقط احساست رو خوب نگه دار. زاویه ی دیدت رو به مسائل زندگی جوری تغییر بده که احساست کمی بهتر بشه در برخورد با تضادها و استمرار داشته باش در این راه و همه چیز رو به من بسپار. بقیه ش با من.

    – ای کاش بتونم به این چیزهایی که نوشتم عمل کنم ! و همیشه عمل کنم، و همیشه کنترل کنم این ذهن استدلالی رو. و بسپرم بهش، و فقط لذت ببرم از تمام بی نهایت نعمتی که بهم آلردی داده و در زندکیم هست. و خدارو شکر کنم برای داشته های خودم و دیگران. اینا همه حرفه ولی احساس میکنم وقتی افکارم و درکم رو میارم مکتوب میکنم، درکم عمیقتر میشه و مدارم بالاتر میره و حضور خدارو پررنگتر حس میکنم در زندگیم. با توجه به نتایج. ناپایدارم تا الان، هنوز عمل خاصی نکردم، باورهام نهادینه نشده و جای کار داره، و خدا به اندازه ی باورهای من بهم می بخشه نه بیشتر! یاد اون آهنگ قدیمی می افتم که می گفت:«حرفای قشنگ می زنی ، به دلم داری چنگ می زنی…»»

    – دیروز متوجه شدم من صبح تا شب جای اینکه بگم خدایا شکرت، به دخترم میگم عاشقتم، البته درسته که لذت بردن از نعمت فرزند دارم غیر مستقیم شکرگزاری میکنم اما دیدم شیرین زبونی هاش به قدری دلبرانه ست که من قلبم ذوب میشه. مثلا تازکی ها هربار سوالی داره یه عبارت ترکیبی فارسی انگلیسی میکه میگه : مامان؟ وای (-why)چرا، میز- تیبلم (table )رو هل دادی؟ وای چرا پروانه اینطوریه؟… و من هربار میکفتم وای چرا من انقدر عاشفتم؟ به خودم کفتم ببین این عروسک رو خدا بهت داده. پس بیا اینطوری تمرین کن سپاسگزارتر بشی: هربار از وجودش لذت میبری و مست عشق میشی یه بار هم بگو خدایا شکرت و از خدا هم تشکر کن و بهدش قربون سدقه ی دختر برو.

    – شب شد. دخترم ساعت هفت خوابید. من نشسته بودم و تلفنی با دوستم صحبت می کردم و تحسینش میکردم.چون با اینکه چیزی از قانون نمیدونه، اما در عمل بسیار متوکله و نتایج خوبی داره. ماشینش رو به خاطر طرح زوج و فرد نمی تونه هرروز ببره. روزهایی که ماشین نداره. میره گوشه اتوبان حکیم می ایسته با اینکه میدونه خیلی کم پیش میاد مسافرکشی ازونجا رد شه و براش نگه داره. ولی میکه بالاخره یکی پیدا میشه منو تا اون میدونی که شرکتمونه برسونه. و با خنده میگفت همیشه یکی دلش میسوزه میکه خانم بیا سوار شو تا کجا میخوای برسونمت ؟!و اینطوری هرروز به راحتی به محل کارش میرسه. میگه انقدر دوست پیدا کردم در این مسیر که نگو. ماشین های مختلف، وانتی، و… و با لذت از روزش میگفت. و من تحسینش میکردم.

    – ساعت هشت شب نگاهم به دوربین خونه افتادو دیدم پسر جوان همسایه مون در حالی که یه بسته ی بزرگ توی دستشه اومد جلوی خونه مون و در زد. دررو باز کردم و دیدم مادرش برای کریسمس. مثل هرسال برامون هدیه فرستاده. اینبار یکهفته زودتر! و کاملا سورپرایزی! خدایا چه کردی با من؟!اما کادوی هرسالش یه شمع و یا کاکائو بود ، پارسال یه پتوی بچه هم توی بسته بود، اما امسال فرق میکرد. این همه کادو؟ اونم یک هفته قبل از کریسمس؟ با این تزیین خوشگل؟!خدای من . ممنونم ازت. به قدری خوشحال و شکفت زده شدم که انگلیسی صحبت کردن برای لحظه ای از یادم رفته بود با ذوق و شکفتی کفتم اینا برای چیه و اون با لبخند کفت برای کریسمسه، مری کریسمس. و رفت.

    – و من سبد رو بغل کردم و با اشک با حس سپاسگزاری و بلند بلند میکفتم خدایا شکرت ، تو باز هم به من رزق بغیرالحساب دادی. تو باز هم بهم نشونه دادی بازهم سورپرایزم کردی، باز هم نشونم دادی که تو اگه بخوای، قادری از جایی که من نمیدونم سورپرایزهات رو برسونی. خدای من خدای فراوانی هاست خدای سورپرایزهای قشنگ خدای انسانهای دوست داشتنی و مهربان . خدایی که نرم میکنه قلب ادمهارو برام. مهرم رو به دل مخلوقاتش می اندازه و بهم عشق میده در هر لحظه.

    – یکم بعد یادم اومد که چند روز قبل توی دفتری که ارزوهامو مینویسم تیتر وار، نوشته بودم خدایا دلم میخواد امسال کریسمس حسابی با یه هدیه ی خوب سورپرایزم کنی. ولی راستش اصلا امید نداشتم که چیز خاصی بگیرم، چون خودم و همسرم که چیزی بهم نمیدیم، و کادو ها همیشه برای دخترمونه، و طبق معمول توی ذهنم راهی نمیدیدم که سورپرایز بشم، میکفتم همسایه ها که شب قبل از کریسمس حالا یه شمعی شکلاتی کارتی چیزی میدن، این که سورپرایز نیست. همسرمم که پول خاصی نداره و اصلا رسم نداریم بخریم چیزی برای هم، اما هم این خواسته م رو فراموش کرده بودم و هم اینکه خدا بی نهایت دست داره برای رسوندن نعمت ها به ما.

    – بازم شرمنده م کردی خدا… ببخش که ناسپاسم. خیلی وقتا مشرکم و تمام قدرت رو از تو نمیدونم، ببخش که یادم میره من چه اربابی دارم. ای کاش بتونم بنده گی کنم برات به تمام معنا. کمکم کن بیام توی مسیر درست ، و در راه کسانی قرار بگیرم که هدایت شده اند، و تورو داشته باشم و وابسته ی وجود خودت بشم. الهی آمین خدای بلند مرتبه، ای فرمانروا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 863 روز

      یا حق

      درود به استاد عزیز و مریم جان شایسته و همه ی دوستان

      درود بیکران به شما نگار جان امیدوارم خداوند شما و خانواده ی محترمتان را حفظ گرداند

      متنتان زیبا بود مخصوصا اونجایی که فرمودین ،نوشتین از خداوند که هدیه ایی دریافت کنید

      دیروز که در حال ورزش کردن در پارک نزدیک منزلم بودم صدای اومدن پیامهارو شنیدم

      یه حسی بهم گفت پول اومده تو‌حسابت و نجوای ذهنی گفت: هه چی میگی کسی به یادت نیست همه خودشون مشکل دارن حالا بیان برای تو پول بزنن ،خلاصه ورزشم تمام شد و نشستم صدای فواره هارو گوش بدم هر بار که نگاشون میکنم به لطف الله آروم میشم.

      صدای آب معجزه میکنه، خدایااا شکرت

      رفتم توی پیام‌ها دیدم 10 میلیون تومن به حسابم اومده به همین راحتی خدایاااا شکرت

      اومدم خونه و همسرم رفته بود محل کار دیدم بدون اینکه بهشون چیزی بگم خودش پول گذاشته برای خرید خونه با اینکه هربار باید چندین مرتبه پیام بدی تا هزینه خرید رو واریز کنه

      از شدت شوق به اینکه خدا حواسش به همه چیز هست اشک در چشمانم حلقه زد درست مثل الانی که دارم این‌متن رو میزارم.

      خدایااااا شکرت

      به شدت نیاز دارم روی باورهای توحیدی خود و باورهای احساس لیاقت کار کنم ، به لطف الله مهربانم دوره احساس لیاقت رو تهیه کردم و جلسه 3 هستم. من که کلی باورهای توحیدیم ایراد داره خداوند اینگونه سوپرایز م میکنه ،دیگه چه برسه به اینکه باورش کنیم و بهش اعتماد کنیم ،خدایاااااااا عاشقتم .

      اصلا قصد نوشتن کامنت رو‌نداشتم ولی بازم خدا اومد و فرمود: بنویس تا هم ایمان خودت محکم تر بشه هم توحیدی تر بشی هم ردپایی باشه از خودت

      تا به امید حق دستاوردهایی که در آینده قراره خدا بهم بده رو بیام و ببینم و بنویسم انشاالله نتایج چقدر بزرگ و بزرگتر میشه هر بار. الهی آمین

      و باز هم ممنونم از شما نگار جان که با این متن الهی و دلی و پر از صداقتت که من رو واداشت که ردپایی بزارم

      و در انتها ،دعای همیشگی من برای همه تن سالم و دلخوش و ثروت فراوان و حلال و آسون همرا با سعادتمندی برای همه الهی آمین

      یا حق

      به

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نعیمه حزباوی گفته:
      مدت عضویت: 2743 روز

      سلام با استاد عزیزم و خانم شایسته

      سلام به همه دوستان همفرکانسی

      سلام بر نگین عزیز

      چقدر جنس کامنتهات رو دوست دارم دختر

      عالی مینویسی و عالی توضیح میدی

      یه مدتی هست کامنتهات رو دنبال میکنم ولذت میبرم از خوندنشون

      دقیقا مشکل من و شاید بهتر بگم پاشنه آشیل من هم همین روی خدا بطور کامل حساب کردن هست که دارم تمام سعی م رو میکنم با درک درست قوانین ثابت خداوند در تمام ابعاد زندگیم روی خدا حساب کنم یه وقتایی از دستم در میره ولی دوباره به خودمون یاذاوریی میکنم

      که فقط روی خدا حساب کنم

      فقط روی فرمانروای کل کیهان حساب کنم

      وقتی ترسها بهم هجوم میارن

      وقتی نگرانی واسترس وارد وجودم میشه

      سریع قدرت خدا رو به خودم یاد اوریی میکنم

      و کارهایی که خداوند برام انجام داده یکی کی به ذهن چموش میگم و ساکتش میکنم

      البته این کار رو هم تکاملی یاد گرفتم

      الان یاد گرفتم دست خداوند رو باز بزارم برای رزق وروزی رساندن بمن

      وقتی این باور توحیدی رو روش کار میکنم می بینم از جایی که گمان نمی‌برم بهم رزق وروزی میرسه

      و چقدر خوشحال میشم که با ورود نعمت ورزق از جایی که گمان نمی‌برم باورهای توحیدی بیشتر در من تقویت میشه وخیلی آرامشم بیشتر میشه

      البته که با ارامش،بیشتر میتونم خیلی بهتر وبهتر نعمتها وبرکت الهی رو دریافت کنم و خودم رو آماده‌ی دریافت نعمتهای نامحدود الهی کنم

      سپاس از شما دوستان عزیز که با نوشتن کامنت قوانین دو بهتر وبیشتر یاداوریی می کنید وکمک به درک قوانین با عمق بیشتری بما می کنید

      سپاسگزارم استاد عزیز استاد موحد ویکتا پرست

      دوستتون دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1181 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام به شما نگار خانوم دوست هم فرکانسی

      کامنت شما بسیار زیبا و الهام بخش بود برای من

      بی نهایت سپاسگزارم برای کامنت زیباتون

      بهترین ها را از خدای مهربان براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1181 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

    همه ستایش ها، ویژه خداست که فرمانروای جهانیان است

    هر موقع روی هر کسی حساب کردم از اون شخص ناامید شدم و بدتر خودم و از خواسته ام دور کردم

    فقط باید روی خدا حساب کنیم ، دوست و آشنا و خواهر و برادر و پدر و مادر همه‌ی این‌ها رو دوست داشته باشیم وبه اونها احترام بذاریم ولی فقط روی خدای آنها حساب کنیم

    من به لطف خدا به این نتیجه رسیدم که قبل از هر دوره ای که باید تهیه کنم و گوش بدم باید اول توحید و در خودم درست کنم باید باورهای توحیدی و در خودم ایجاد کنم واگه باورهای توحیدی من درست بشه درک دوره‌های آموزشی استاد برام آسان‌تر میشه و راحت از دوره ها نتیجه می‌گیرم

    الان هم که دوره روانشناسی ثروت 1 و به لطف خدا تهیه کردم یه حسی بهم میگه که بیا و اول روی باورهای توحیدی کارکن توحید و در ذهنت درست کن و بعد براحتی و به آسانی خداوند در مورد ثروت هم هدایتت می‌کنه و باورهای ثروت ساز هم درست میشه

    تمام قدرت از آن خداست ، تنها قدرت و فرمانروای جهانیان الله یکتا رب العالمین است

    هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره ومن با باورها و فرکانس های خودم دارم زندگی خودم و خلق می‌کنم ،

    خدایا کمکم کن تا روی هیچ کس حساب نکنم و فقط روی خودت حساب کنم که تنها قدرت و فرمانروای جهانیان هستی

    خدایا کمکم کن توحید و یکتاپرستی و در قلب و ذهن من جاری کن

    خدایا من و تبدیل به انسانی موحد و یکتاپرست و بنده مخلص کن

    خدایا کمکم کن تا فقط تورا بپرستم و فقط از تو یاری و کمک بخواهم

    خدایا وجود من و از تمامی شرک های مخفی پاک کن و توحید و یکتاپرستی و در قلب و ذهن من جاری کن

    خدایا تنها تورا می‌پرستم و تنها از تو یاری می جویم مارا به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    استاد عزیزم وخانوم شایسته بی نهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ها

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خدای زیبا که مهربانیش همیشگیست

    سلام استاد عزیزم واستاد شایسته

    الهی بهترینها برای شما

    نمیدونم چطور عشقم روبه شما ابراز کنم فقط عاشقتونم

    سلام به دوستانم

    استاد جانم شما چقد قشنگ خدارو شناختی

    چقد قشنگ راجبش حرف میزنین

    چقد دلگرمم میکنه حرفاتون

    چقد خدارو بیشتر میشناسم

    خدایی که همیشه هست

    حتی وقتی من ازش یادم میره ومیرم سراغ بقیه

    حتی وقتی وابسته بقیه میشم

    اون داره صدام میکنه

    زینب جانم برگرد من اینجام

    اون کاره ی نیستاااا

    اون و من فرستادم که باهاش خوشحالی

    بهش وابسته نشو

    اون قدرت نداره به خودش کمک کنه

    خنده دار نیس تو بری ازاون کمک بخوای

    درحالی که من کنارتم

    پروردگارت پیشته

    قدرت تمام کیهان دراختیار توهست

    درحالی که فقط کافیه به من بسپری و حالت خوب باشه بعد ببین چطور برات میچینم اتفاقات روکه خودت تعجب کنی که چطور اتفاقات انقد قشننگ وعالی وساده رخ داد

    واون موقع اعتبارشو نده به بقیه

    بدون منه خدا برات چیدم

    من برات خواستم

    من اراده کردم وشد

    منم که برات خوبیها رومیخوام شادی میخوام خوشی میخوام ثروت میخوام سلامتی میخوام حال خوب میخوام

    پس بقیه رورها کن بدون اون دستانی ازطرف من هستن خودشون کاره ی نیستن اصلا بلد نیستن

    منم که بلدم

    منم که قدرت دارم

    منم که عاشقتم

    منم که پیشتم همیشه

    منم که آرامش میشم برات

    منم که حال خوب میشم برات

    منم که ثروت میشم برات

    منم که روابط عالی میشم برات

    منم که آسان میکنم تورو برای آسانی ها

    خدایا کمکم کن من ضعیف وناتوانم اعتراف میکنم خدای عزیزم درمقابل توهیچی نیستم

    مدیریت زندگیم باتو

    کنترل همه چی باتو

    چه ندارد آنکه تورادارد

    وجه دارد آن‌که تورا ندارد

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1181 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام به شما زینب خانوم دوست هم فرکانسی

      واقعا کامنت شما بسیار زیبا بود واز خواندن کامنت تون لذت بردم

      بی نهایت سپاسگزارم برای کامنت زیباتون

      بهترین ها را از خدای مهربان براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 863 روز

      یا حق

      درود به شما و همه ی دوستان گرامی

      بسیار زیبا ، احساسی و قابل تامل بود متن و دل نوشته تان

      تا به الان از این زاویه نگاه نکرده بودم به گفتگو با پروردگارو قدرت مطلق ،باز هم بسیار سپاسگزارم دوست عزیز

      و دعای همیشگی من برای همه تن سالم و دلخوش و ثروت فراوان و آسان و حلال و سعادتمندی برای همه الهی آمین. ،و باز هم

      سپاسگزارم خدای مهربانم که اجازه دادی کامنت الهی و‌مثبت (( البته تنها از دیدگاه خودم )) ثبت کنم.

      خدایااااااااا میلیون ها بار شکر

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: