درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۷ - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

373 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    بنام خدا، روزشمار تحول زندگی من، روز پنجم،

    میخام ازتوکل ونگاه توحیدی وتجربه م بگم اینکه وقتی همه چیز برخلاف میلم پیش میرفتن ونجواهای ذهنم زیاد بود، یه کسانی بهم میگفتن برو پیش فلانی تا کاراتو درست کنه، فقط فایل استاد گذاشتم، ذهنمو کنترل کردم ویک دفعه به طور معجزه وار همه چیز درست شد، من یه کار اداری داشتم تصادف شده بود کسی ازپشت بهم زده بود، یه عالمه دوندگی ودم اینو ببین وبرو بالا پایین، یهو به خودم اومدم دیدم وسط یه راه اشتباهم، از خودش خواستم بهم بگه چیکارکنم، دیدم دوستان دیدم که با کنترل ذهنم یهو چند تا جریان که اصلا دست من نبود خود به خوددرست شد اونجا که با خودم گفتم نباید انقدر سخت باشه، باید فقط ازخودش بخام و……، نمیتونم بگم که چجوری دوهفته دوندگی رو توعرض چند ساعت جمع کرد همون لحظه داخل همون وضعیت فقط فایل استاد گذاشتم که توی گوشیم سیو بود اون فایل که راجب توکل بود ونگاه توحیدی همسرم اصرار داشت اسم بخشدارو پسرعمه ایشونه وخیلی شناسه واینارو باید بگیم به فلانی زنگ بزنیم من گفتم هیچ کس نمیتونه، جز خودش واون مسولی که قرار بود حرف اخرو بزنه، وبه شدت باهام لج کرده بود من هندزفری روگذاشتم تو گوشم و، ودیگه ازاون فضا فاصله گرفتم گفتم خدایا تو بشین پشت میز وکارارو انجام بده، واااای خدای من یهو همه چیز برعکس شد واون ادم که غیر ممکن بود اون نظر بده نوشت امضا کرد وتماااام، خدای من، اون اقایی که همسرم روز اول گفته بود منو فلانی فرستاده وقتی داشت کارمو انجام میداد گفت اصلا نیاز نبود شما نام کسی روببری جمله ای که من به همسرم مدام میگفتم من رفتم بهش گفتم من فامیل فلانی نیستم ونترسیدم گفت بله اگر اسم فلانی رو نمیبردی کارات بهتر پیش میزفت اونجا بود که من جواب اعتمادم به خدارو گرفتم نمیتونم بگم توی بهبه ی بالا پایین که انگار هیچ کس حرفاتو نمیفهمید وهمه چیز گره خورده بود یهو باکنترل ذهن وتوکل همه چیز عوض شد به بهتربن شکل ممکن، واین گونه خدا جواب متوکلان رامیدهد، خدایا اندازه تمام درباها وزمین واسمان شکرت، استاد ازت بی نهایت سپاسگزارم که نکاه توحیدی رو بهم یاددادی، تادراین شرایط ازش استفاده کنم، من ایمان دارم که خدا هرگز توهیچ شرایطی تنهات نمیزاره فقط کافیه ازش بخای، ذهنتو کنترل کنی، نتیجه فوقالعاده بود، خدایا عاشقتم، استاد عزیزم دستاتو میبوسم امیدوارم این دیدگاه بتونه کمک کنه تو شرایط سخت اعتماد کنید، من نمیدونم چی بگم کلمه عاجز وقتی نتیجه توکلتو میبینی،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2713 روز

    سلام

    استاد عزیزم

    خیلی خیلی دوستت دارم

    چقدر این فایلهای گفتگو با دوستان آگاهی دهنده است و چقدر بهم کمک کرد تا قانون رو بهتر درک کنم. یعنی تا قبل از این این قانون که احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب هست رو شنیده بود ولی اصلا درکش نکرده بودم

    خدایا دوستت دارم

    خدایا ممنونم ازت

    استاد ممنون که این فایل رو ضبط کردید و با کیفیت عالی من تونستم توی سایت ببینم و بارها و بارها و بارها ببینمش و از شنیدن آگاهی های نابش سرشار از عشق بشم سرشار از شادی

    خدایا چقدر حالم خوب شد

    استاد ممنونم که قانون رو قابل درک می کنی .

    مثالهایی می زنی که آدم می تونه اجراش کنه

    این قانون مثل قوانین فیزیک که تو مدرسه یاد گرفتم و فقط در حد قانون بود و نمی شد تو عممل استفاده کرد نیست بلکه با توضیحات شما میشه راحت تو زندگی روزمره استفاده کرد

    استاد ممنونم ازت

    وای خدای من

    منم وقتی از محمد حرف زده میشد که وقتی به دنیا اومد ماه و خورشیدو دنیا اینجوری شد و یک سری داستان ها می گفتن می گفتم این عدل خدا نیست.

    من هم وقتی به دنیا اومدم بی گناه بودم پس چرا از همون روز اول خدا منو به عنوان پیامبرش انتخاب نکرد و بعد از آشنایی با شما فهمیدم این محمد بود که ظرفشو برای دریافت آگاهی آماده کرد برای دریافت وحی

    داستان آقای عشقی هم عالی بود من تازه شنیدم اصلا حالمو دگرگون کرد.

    الگو قرار دادن دیگران مهمه و سعی میکنم بیشتر افراد موفق رو الگو قرار بدم

    تمام تلاشم این هست که ظرفمو برای هدایت های خدای بی نظریم بزرگ کنم

    خدایا دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1550 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خداوندی که آرامش را آفرید .

    آرامش ، آرامش ، آرامش

    موجی که چند وقتیه خیلی خیلی خودمو دعوت میکنم که مهمون قلبم باشه ،

    وقتایی که یهو یادم میره و عجله میکنم به خودم میگم خوب که چی انقدر عجله و تند تند رفتن که چی وایسا نفس بکش ببین ، بخند بقیه رو به ارامش وجودت دعوت کن ، حالتو خوب کن ، ببین چی میشه.

    قطعا اتفاقات خوب بعد از ارامش میاد ،

    همون چیزی که همیشه گفتن ارامش پس از طوفانه ،

    خوب چرا همش توی همون فاز پس از طوفان نباشم؟؟

    چرا کارایی و انجام ندم که همیشه و هرلحظه آرامشمو افزایش بده؟؟؟

    جدیدا همش دارم از خودم میپرسم خوب این از این لحظه خداروشکر ، لحظه ی بعدی میخوای برای حس خوبت چیکار کنی ؟

    وقتی حس خوبه ، آرومم ، و اتفاقات پشت سرهم و خوبی هم در حال انجام شدنه ،

    این شد زندگیه من روزگار من ،

    الان دیگه به یه جایی میرسم میبینم چقدر من توی زندگیم جلوتر از خیلی از هم سن و سالام هستم ، چقدر حس خوبی دارم از کارایی که دوست دارم و انجامشون میدم و همین ها منو به سمت آرامش بیشتری میبره ،

    خدایاشکرت برای حس خوب زندگی شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1011 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    152. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    رد پای روز 15 خرداد رو با عشق مینویسم

    بخواهی میشود، فقط باید در مدارش باشی و باورهات باهاش یکی باشه

    صبح مثل همیشه با عشق شروع کردم به نقاشی کشیدن

    و وقتی کار میکردم حرفای استادم رو یادآوری میکردم که باید آروم و با حوصله نقاشی بکشم باید دقت کنم و صبور باشم

    اینجوریه که نتیجه کارم عالی میشه

    تا بعد از ظهر که کارامو انجام دادم ، عموم زنگ زد گفت میایم خونه تون

    وقتی اومدن با پسر عموی 6 ماهه ام یکم بازی کردم و سر صحبت درمورد نگهداری بچه شون باز شد که هر دو میرن سرکار ، یهویی گفتن دنبال پرستار برای پسر عموم هستیم به مدت یک و نیم یا دو سال

    اولش به من گفتن تو میای خونه ما دو سال پیش ما بمونی

    من گفتم نقاشیام میمونه و نمیتونم بیام

    وگرنه قبول میکردم ،حقوقم بهم میدادن

    حتی راضی بودن که من نقاشیامم ببرم خونه شون و یه اتاق جدا بهم بدن

    ولی یادم بود که قرار بود چهارشنبه با خواهرم بریم به مترو تا از فروش ماسک تو مترو ،شرایطشو بپرسیم

    گفتم عمو اگر میخوای خواهرم دنیال کار بود اون بیاد ،که خیلی خوشحال شدن و وقتی رفتن با خواهرم صحبت کردیم و قبول کرد و قرار شد که بره از پسر عموم مراقبت کنه و حقوق بدن به خواهرم

    خیلی حس خوبی داشتم

    مهم تر از همه این اتفاقا داشتم به یه چیز فکر میکردم

    میگفتم خواهرم چه باوری داشت که این کار براش جور شد

    رفتارای خواهرمو بررسی کردم

    یادم اومد که خواهرم میگفت خدا میتونه یه جا وسیله های بافتمو بخره

    یا هر وقت صحبت میکرد میگفت یکی باشه که یهویی بگه بیا این کارو انجام بده که آسون باشه و زیاد بیرون نرم تو مترو و اتوبوس و … و حقوقم خوب باشه

    و مهم تر از همه در مورد جور شدن کار براش ، این باور و داشت که خدا میتونه انجام بده

    و تقریبا چند وقتی بود که هی میگفت و بالاخره شد و براش رخ داد

    به خودم گفتم ببین اصل فقط اینه که وقتی درخواستی میکنی، به خدا میگی باورت باشه که میتونه انجامش بده برای تو

    خیلی راحت و سریع انجامش میده

    حتی سریع تر از چشم به هم زدن

    جدیدا وقتی به موفقیت آدما هم نگاه میکنم یا اینکه مثلا یه اتفاق خوبی براش رخ داده اگر از نزدیکانم باشه تحلیل میکنم رفتاراشو

    به خودم میگم ببین طیبه مثلا فلان باورو داشت

    یا تلاش کرده به این مرحله از مدار رسیده و تمام اون چیزهایی که داره رو تکاملش رو طی کرده

    اینجوری وقتی به خودم میگم ،تلاشمو بیشتر میکنم و احساسم خوب میشه که منم میتونم وقتی برای اونا شده برای منم میشه

    خیلی حس خوبی داشت حتی حقوقش بیشتر از فروش ماسک تو مترو بود که غرفه میدادن و حقوق پاره وقتش 3/500 هست

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم

    خیلی خیلی حس خوبی داره وقتی نشونه هاشو میبینم

    شب وقتی خواستم بخوابم اول تمرین رنگ روغنم رو انجام دادم

    بعد که اومدم بخوابم خواستم سوره ابراهیم رو بخونم ، شنیدم گفته شد به جای سوره ابراهیم یونس رو بخون

    کنجکاو شدم گفتم یعنی چی میخوای بهم بگی خدا

    وقتی شروع کردم به خوندن سوره یونس

    إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّـٰلِحَٰتِ یَهۡدِیهِمۡ رَبُّهُم بِإِیمَٰنِهِمۡۖ تَجۡرِی مِن تَحۡتِهِمُ ٱلۡأَنۡهَٰرُ فِی جَنَّـٰتِ ٱلنَّعِیمِ9

    بى تردید کسانى که ایمان آورده اند و کارهاى شایسته انجام داده اند، پروردگارشان آنان را به سبب ایمانشان به بهشت هاى پر نعمت که نهرها از زیر آنها جارى است، راهنمایى مى کند

    من خیلی این آیاتی که در مورد بهشت و نهر هایی که جاری هستن رو دوست دارم هم یاد نقاشیم میفتم و هم خیلی خیلی حس فوق العاده ای بهم دست میده

    و از خدا میخوام کمکم کنه تا بیشتر بتونم شخصیتم رو تغییر بدم تا شاهد نتایج پایدار باشم

    برای تک تکتون عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بی نهایت زیبایی و ثروت میخوام از خدا و سعادت در دنیا و آخرت باشه برای همه مون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1330 روز

    چقدر درک این موضوع مهمه که ما انتخاب میکنیم ک تو چه مسیری باشیم

    تو مسیر وصل بودن به خداوند یا مسیر گمراهی

    وقتی بدونیم ما مختار هستیم خیلی حواسمون به خودمون هست و کمتر خدارو مقصر میکنیم

    هرچقدر این موضوع رو به یاد بیاریم بیشتر پی گیر خدا میشیم و سعی میکنم دنبال احساس بهتر باشیم تا بریم تو فرکانس خدا

    اگر بدونیم اون همیشه هست و داره آگاهی و نعمت و خوشبختی و انرژی های خوب رو مثل خورشید میتابه ، اما این ما هستیم ک باید بریم سمت نور و روشنایی و احساس بهتر

    به جای واکنش گرا بودن باید حواسمون به درون خودمون باشه ک در اکثر مواقع پی گیر احساس خوب و احساس بهتر باشیم تا نور خداوند بر ما بتابد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2129 روز

    سلام

    از جناب عرشیانفر بسیار سپاسگزارم که همیشه مسیر صحبتی رو با استاد ما باز میکنن و کلی آگاهی های ناب از یه لایو بیرون میکشن از یه گفتگوی بینظیر با یه عالمه قانون های اللهی

    وقتی ایشون درباره فرزند شما صحبت میکردن و شما در سکوت کامل گوش میدادین ایمان و دیدم معنای محکم بودن و فهمیدم نه اینکه زوری باشه بلکه قلبی هست و بقول شما وقتی شما در آرامش هستین خدا با شما صحبت میکنه

    همیشه تو فیلمهای پیامبری میدیدم خدا داره باهاشون حرف میزنه حالا یا با یه صدای از بکگراند تو فضا میپیچید یا فرشته وحی رو در قالب نور میوورد که پیام و برسونه بعد فکر میکردم همش برای فیلمه فقط مگه میشه خدا با ادم صحبت کنه؟ بعد خدا من و با وجود اللهی شما آشنا کرد و بمرور فهمیدم بله پیام خدا همینقدر واضح هست و گاهی فکر میکنی حتی یک نفر پیشت نشسته و داره باهات حرف میزنه همونجور که صحبتهای شیطان و نجواها واضح هستن و بستگی به من داره که در وجودم ارامش هست که کلام الله و بشنوم یا شرک که پیام شیطان و بشنوم و بعد احساسم فرق بین هردو رو بهم گفت چیزی که استادم یادم داد

    درباره همون تجربه فرزندتون که گفتین میخواستم اینو بگم که انگار این جمله های بالا رو همون لحظه خدا گفت بنویسم واقعا

    استاد خود من اون اوایل کسی وقتی یادی از پدرم میکرد و میگفت بابات خدا بیامرز و یا داستانی خاطره ای تعریف میکرد من شاید نشون نمیدادم ولی بغضم میگرفت و حسم بد میشد و این حس همینجور ادامه داشت تا وقتی که بازم خدا رو شکر با شما و قوانین اللهی آشنا شدم (زندگیم قبل آشنایی با شما زندگی نبود روزمرگی بود)

    بعد اون دقیقا هنه تنها ناراحت نمیشدم بلکه اصلا خیلی کم پیش میومد کسی ازش پیشم بگه و با این منطق خودم و اروم میکردم که خدا رو شکر من سنم کمتر بود و اگه هرچی بیشتر حضورم در کنار ایشون بود شاید خیلی سخت تر بود همه چیز و گاهی فقط دلتنگ میشم و با یه لبخند از این حس میگذرم شاید نتونم اون حس و درکی که دارم و بیان کنم ولی میتونم کاملا صحبتهای ابتدای فایل شما رو بفهمم

    واقعا خدا رو شکر که تو سایت هستیم همیشه من و خواهرم میگیم اینو بهم که اگه تو سایت نبودیم اگه با استاد آشنا نبودیم در مقابله با چالش هایی که بهشون برمیخوریم کم میوردیم واقعا

    در آخر وقتی جناب عرشیانفر گفتن مگه چنتا جوون هست راه بیفته تو تهران از پیرمردها سوال کنه هم استاد قشنگ توضیح دادن یجورایی برمیگرده به همون جنس هدایتها و نشانه ها که برای هرکسی فرق داره و حتی تمرین آگهی بازرگانی که هرکدوم از ماها که انجامش دادیم به یه نحوی و در یه مکان های خاصی بوده

    خدا رو میلیون ها بار شکرت که هربار بعد از هر فایل کلی میشینیم فکر میکنم بررسی میکنم و خدا رو شکر میکنم از درک امروزم

    خدا رو شکر میکنم که با شما هستم بهترینی مرد

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سحرکیاستی گفته:
    مدت عضویت: 3017 روز

    سلام به استاد عزیزم

    نشانه امروز من :

    قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا ۖ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ(بقره آیه38)

    گفتیم: همه از بهشت فرود آیید، تا آن گاه که از جانب من راهنمایی برای شما آید، آنان که پیروی او کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد.

    از دیروز از خدا خواستم که بهم بگه چرا هربار بهم میگی برم جایی که میدونی اصلا محیطش و اون آدم به من نمی خوره؟؟( این سوال دیروزم و امروزم چندبار از خداوند بود)

    که وقتی امروز صبح اومدم سایت و نشانه ام رو دیدم و همینکه فایل رو پلی کردم و یهو گفت از خودت سوال کن چقد به خدا اعتماد داری؟؟ همون لحظه گفتم جوابم سوالم گرفتم و از خودم سوال کردم واقعا چقد به خدا اعتماد داری سحر؟

    اگه اعتماد داشتی انقد از دیروز سوال نمیکردی و فقط تسلیم بودی و میگفتی چشم …..

    اشکالی نداره به جاش الان میگم خدایا چشم هر چی شما بگید من تسلیم امر شما هستم و انجام میدم و تنها عمل میکنم و کاری به بیرون ندارم و تنها روی خودم کار میکنم تا قدم بعدی بهم بگید چشم چشم

    عاشق این خدام که چه زیبا جواب سوالاتت رو میگه و تورو به حس خوب می رسونه ..

    خدایا هزاران مرتبه سپاس بابت این حس قشنگی که در گرفتن جواب سوالم ایجاد کردید در درونم …

    نه تنها الان بلکه همیشه در هر زمینه ای باید این سوال از خودم بپرسم من چقد به خدا اعتماد دارم؟؟

    من چقد اعتماد دارم به خدا که منو به خواسته هام میرسونه؟

    من چقد اعتماد دارم دارم به خدا که راهکار مسائلم رو میگه؟

    من چقد اعتماد دارم به خدا که جواب سوالم رو میده؟

    من چقد اعتماد دارم به خدا که منو در زمان و مکان مناسب قرار میده؟

    من چقد اعتماد دارم به خدا که منو هدایت میکنه؟

    من چقد اعتماد دارم به خدا که منو دوست داره و بیشتر از من می خواد زندگی قشنگتری داشته باشم؟

    واقعا چقد سحر؟؟؟؟

    چرا تا حالا فکر نکردی …… ولی از حالا به بعد فکر میکنم از خودم سوال میکنم و روی این اعتماد بیشتر کار میکنم

    خدارو سپاسگزارم بابت این فایل بی نظیر …

    استاد بی نهایت دوستتون دارم و از آقای عرشیانفر هم سپاسگزارم بابت این گفت و گو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1630 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم سحر دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    سلام استاد

    گاهی انسان ها ، در شرایطی قرار میگیرند

    که زندگی شان نیاز به صبری بزرگ دارد

    مانند ایوب نبی

    یکبار در خواب شما را دیدم .‌شما به من گفتید تو یا ایوبی یا یوسف یا …. این مورد سوم را یادم نیست

    بعد من گفتم

    من فکر کنم ایوبم

    چون چند سال قبل که قران باز میکردم

    صفحه ایوب ع میامد رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین

    تنها مامن و پناهگاه من این سایت است

    در امتحان و ابتلای سختی قرار دارم

    بیماری سخت و مشکلات متعدد از هر طرف به سمتم امده

    امیدوارم بااین همه هدایت الهی بتوانم درین امتحان سخت سربلند بیرون بیایم

    از بدنم جز یک لایه استخوان چیزی نمانده بسیار لاغر و نحیف شدم

    کنترل ذهن بسیار سخت شده

    ولی فقط میگویم خدایا خودت نجاتم بده

    جای خالی انسان هایی با مروت را در اطرافم احساس میکنم .‌به گمانم روزگار ، انسان بامعرفت ، کمتر به خود میبیند

    بیماری مخصوصا که سالها طول بکشد انسان را واقعا در مضیقه می گذارد

    اطرافیان خسته میشوند

    نداهای ازاردهنده فراوان میشود .

    گاهی در فیلم ها قبلا که فیلم میدیدم . دیده بودم . وقتی یک فردی بسیار بیمار است . یک انسان خیلی خوب خدا برایش میفرستد

    یک دوست … ولی جای خالی ان در زندگی من وجود دارد

    بخصوص که در شرایطی که دارم . از همه دوست و فامیل و …

    بریدم چون جز نگاه و حرف ازاردهنده برایم چیزی نداشتن

    و باعث میشدن بیشتر در ناراحتی فرو برم

    من تنها هستم . و فقط با خدا و ایه الیس الله بکاف عبده خوش هستم

    این بیماری برایم پاکسازی عمیقی شده

    و این سالها ذره ذره ی بدیها از وجودم رفتن

    تنها دعایم این است سربلند بیرون ایم

    از ته دلم دوست داشتم دوست یا دوستانی کنارم میبودند که در زمانی که سینه ام از فشارها تنگ میشود همراهی و دلگرمی انها کمی بهم تسکین بدهد

    امیدوارم خدا حامی من و همه انسانها باشد

    احساس درونم گفت که حالم را برای دوستانم و استاد بزرگم شرح دهم

    امیدوارم انسانهای خوب فراوان باشن وجهان را جای زیباتری برای زندگی کنند

    دوستانم که متنم را میخوانید

    مهر و عشق و خوبی نثار همه کنید بدانید شاید انسانی که ظاهرش نشان نمیدهد در درونش غم و رنج بزرگی دارد و مهر شما او را تسکین میدهد

    به همه انسان ها عشق بورزید عشقی بی قید و شرط

    اگر در توان دارید از افرادی که دچار مشکل هستن حمایت کنید هرطور میدانید

    نیکی هیچوقت از بین نمیرود

    انرژی برایتان باقی میماند

    از اینکه اینجا هستم خداروشاکرم

    در پناه خدا باشید و باشم ❤🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2296 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم🌹، خانم شایسته مهربون🌷، آقای عرشیان فر عزیز✨ و همه دوستای خوبم در خانواده صمیمی عباس منش🌼، امیدوارم حال همگی دوستان عالی باشه.

    فایل فوق‌العاده زیبایی بود. من از اون قسمت حرف‌های استاد که درباره از دست دادن فرزندشون بود، یاد گرفتم که به آنچه می‌دونم عمل کنم، واقعا به حرف نیست. یه موقع من یه چیزی رو میدونم، این یعنی گوشه ذهنت هست و میتونی خیلی خوب درباره اش صحبت کنی، یه وقتی به یه چیز باور داری و این موضوع تبدیل به دارایی تو شده، بهش عمل کردی. مثالها توی ذهنت زیاده، به قول استاد: شک و ترس و تردیدها که همیشه هست، اما وقتی روی خودت کار میکنی، اون ایمان میچربه به ترس، مثل یه قوطی رنگ سفید که یه قطره رنگ سیاه بریزی توش و همش بزنی.

    به یاد آیه قرآن افتادم:

    ۞أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَکُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡکِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ

    (۴۴) بقره

    آیا در حالی که کتاب را می‌خوانید، مردم را به نیکی فرمان می‌دهید و خود را فراموش می‌کنید؟ آیا نمی‌اندیشید؟

    نکته دیگه اینکه خدا یه سیستمه و من این موضوع برام مرور شد. از اینجا برام مرور شد که باید هدایت خدا رو باور کنی تا این خدا هدایتت کنه وگرنه این نیرو که اسمش رو گذاشتیم انرژی حاکم بر کل جهان، هیچ کمکی به ما نمیکنه اگر خودمون باورش نکنیم، اگر من نخوام زندگیم بهتر بشه، این خدا هیچ کمکی در راستای موفق شدن برام انجام نمیده، این نشون میده که من تعیین میکنم که می‌خوام به کدوم سمت برم، من اصل هستم، باورهای من هستن که دارن کار انجام میدن، به قول استاد نه خواست خدا، بلکه خواست من، درباره من اجابت میشه. من این موضوع برام مرور شد که خدا به همه کمک میکنه:

    کُلّٗا نُّمِدُّ هَـٰٓؤُلَآءِ وَهَـٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّکَۚ وَمَا کَانَ عَطَآءُ رَبِّکَ مَحۡظُورًا

    (۲۰) اسراء

    همه را این گروه و آن گروه از بخشش پروردگارت بهره‌مند می‌سازیم و بخششِ پروردگارت منع نشده است.

    این هم از این موضوع میاد که ما اختیار داریم و حالا که اختیار داریم، ارزش داره به سمت روشنایی و خوشبختی و نور حرکت کردن وگرنه اگر خدا میخواست که توی قرآن بارها ذکر شده، همه یک دین داشتن، تمام مردم یک روش و دین داشتن، اما توی این دنیا انواع و اقسام تضادها وجود داره هنر اینه که بتونی توی اون شرایط به ظاهر سخت که برای همه پیش میاد، بتونی حال خودت رو خوب کنی، وگرنه تو به اتفاقات بیرون از خودت واکنش نشون دادی، واکنشی رفتار کردی، درحالیکه درست اینه که خودت شرایط زندگیت رو خلق کنی.

    ما وقتی بدونیم احساساتی شدن ما در شرایط مختلف، کمکی به ما نمیکنه، دلسوزی کردن ما به حال دیگران فقط حال ما رو خراب میکنه و خدا احساسات بشری نداره و برطبق فرکانس ما در هر لحظه به ما پاسخ میده و وقتی بدونیم توی این دنیا برخورد با تضادها اجتناب‌ناپذیره و تضادها و مسائل باید باشه تا ما به سمت رشد حرکت کنیم، تا بزرگتر بشیم و این برخورد با تضادها جزو ویژگی جهانه، اونوقت با دونستن این آگاهی‌ها سعی میکنیم آگاهانه فرکانس خواسته‌هامون رو بفرستیم و ما با طی کردن تکامل به نعمتها و ثروت‌های بیشتری برسیم. چون توجه ما به سمت خواسته‌هاست و این دنیا به توجه و فرکانس ما کار داره، نمیشه توجه ما به سمت کمبود باشه، احساس بدی داشته باشیم و از این طرف به نعمتهای بیشتری هم برسیم.

    موضوعی که توی این فایل مطرح شد این بود که ما باید روی هدایت‌های خدا و روی قلب خودمون حساب باز کنیم، این قلبی که به قول قرآن جایگاه هدایت‌های الهی در انسان هست و نه روی مغز. مغز ما به قول استاد عرشیان فر لیاقت نداره که ازش مشورت بگیریم، مشاور ما باشه. مشاور ما باید قلب ما باشه، اما این ما هستیم که با تمرین، با طی کردن تکامل این راه شهودی رو در خودمون تقویت میکنیم، هر بار ایمانمون بیشتر میشه، اگر دقت کرده باشید، قلب که ایده میده، ازت میخواد که از دایره امنیتت بیای بیرون، میگه این کار رو انجام بده، میگه برو توی کلاس درس سمینار بده، در مثال استاد خودمون وقتی توی بندرعباس بودن. ایده‌ای میده که اول منطقی نیست، بعداً منطق‌اش مشخص میشه، مثل وقتی استاد علی‌رغم مخالفت‌های دوستانشون دوره تندخوانی برگزار کردن. این نشون میده که فلان ایده از طرف خداست و اگر بهش عمل کنی، میری به قدم بعدی. اما نجوای شیطان خصوصیتش اینه که ترس به دل ما میندازه و ما رو محدود میکنه. هرچقدر ما به حرف نجواهای ذهن گوش میدیم، این نجواها قدرتمندتر میشن و ما ناتوان‌تر میشیم. وقتی گوش میدی و میری روی موج نجواها میبینی میگه: بابا، به فلان دلیل، بهمان دلیل این کار رو انجام بده. اما هدایت خدا به دلت میوفته: فلان کار رو انجام بده، قدم اول رو روشن میکنه، میگه ایمان داری برو تا قدم بعد رو بهت بگم، این الهامات به هیچ چیز بیرون از تو وابسته نیست، به یه ایمان و جسارت درونی وابسته است. درحالیکه برای مثال توی زمینه مالی این نجواهای شیطانی خیلی دنبال حساب کتاب هستن، فلان کار رو انجام بدی، اینطور میشه و تا با فلان مقدار درآمد ماهیانه تا ده سال دیگه میتونی فلان چیزی رو که دوست داری بگیری. درخصوص الهامات، عمل کردن بهشون ما رو جسورتر میکنه، ما به مسیری که ما رو به خواسته‌هامون می‌رسونه بیشتر توجه میکنیم، بیشتر رها میشیم، در یک کلام آرامشمون بیشتر میشه و این آرامش نشون میده اینه که راه و مسیر ما درسته.

    چه گفتگوی زیبایی بود، چقدر آقای عرشیانفر مشتاق یاد گرفتن و صحبت کردن با کسی بود که به قول خودش بنیه شهودی داره. هر دو تا استاد رو تحسین میکنم. خدایا شکرت، من خودم هم دوست دارم و می‌خوام که یاد بگیرم، لذت بردم از این گفتگوی زیبا، خدا رو صد هزار مرتبه شکرت

    امیدوارم همه شما دوستای گلم در پناه خدا همیشه شاد🌹، سلامت✨ و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    آوات گفته:
    مدت عضویت: 2689 روز

    بسم الله رب العالمین الذی نعم المولی و نعم النصیر

    با سلام خدمت استاد و دوستان گرامی

    می خواستم تعلیقاتی راجب به این فایل بنویسم :

    ابتدا راجب قضیه قطع وحی از جانب الله ، لازمه برگردیم به عقب که آیا آیات قران الهام بود که پیامبر دریافت میکرد یا اینکه توسط رسول وحی نازل میشد : اولا کلمه نزول بمعنی امروزی یعنی بارگذاری تدریجی و که الله میفرماید:فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ۗ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ ۖ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا ‎﴿١١۴طه﴾ پس بلندمرتبه است خدا، فرمانرواى بر حق، و در [خواندن‌] قرآن، پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد، شتاب مکن، و بگو: «پروردگارا، بر دانشم بیفزاى.اینجا فرموده وحی نه الهام

    توسط چه کسی وحی میشد :

    (((سوره نجم)))

    وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ‎﴿١﴾‏ مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَىٰ ‎﴿٢﴾‏ وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ‎﴿٣﴾‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ ‎﴿۴﴾‏ عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَىٰ ‎﴿۵﴾‏ ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَىٰ ‎﴿۶﴾‏ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ‎﴿٧﴾‏ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ‎﴿٨﴾‏

    سوگند به اختر چون فرود مى‌آید(1)[که‌] یار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده(2)و از سر هوس سخن نمى‌گوید.(3)این سخن بجز وحی اى که وحى مى‌شود نیست(4)آن را [فرشته‌] شدیدالقوى به او فرا آموخت(5)چگونگی دریافت وحی را) [فرشته] نیرومندى که [مسلّط] درایستاد(6)استوی یعنی تسلط بر کار) در حالى که او در افق اعلى بود(7)سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد(8دنا به پست یا پایین اشاره دارد یا میشه گفت در حد درک پیامبر نزول کرد)

    فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ‎﴿٩﴾‏ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ‎﴿١٠﴾‏ مَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ ‎﴿١١﴾‏

    تا [فاصله‌اش‌] به قدر [طول‌] دو [انتهاى‌] کمان شد یا نزدیکتر شد(9)آنگاه(خداوند از طریق فرشته)به بنده‌اش آنچه را باید وحى کند، وحى فرمود.(10)آنچه را که دلش دید انکار نکرد(11(باور قلبی که داشت)

    أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا یَرَىٰ ‎﴿١٢﴾‏

    آیا در آنچه دیده است با او جدال مى‌کنید؟(12) الی آخر سوره که پیشنهاد میکنم دوستان این سوره را کامل بخوانند و دقت کنند .پس کلام الله بهترین دلیل برای چگونگی وحی بر پیامبر است .

    حالا میرسیم به قضیه قطع وحی که بارها اتفاق افتاده و اکثر آیات برحسب اتفاق و جریانات روز درطی 23 سال نازل میشد که میانگین هفته ایی حدود 3 آیه میشود . این قضیه در سیره پیامبر اینگونه نقل شده که عده ایی سوال پرسیدن و پیامبر به ایشان با اطمینان به خویش قول داد که فردا جواب میگیرد

    وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَٰلِکَ غَدًا ‎﴿٢٣کهف﴾‏ إِلَّا أَن یَشَاءَ اللَّهُ ۚ وَاذْکُر رَّبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَقُلْ عَسَىٰ أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَٰذَا رَشَدًا ‎﴿٢۴کهف﴾‏

    و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد.(23) مگر آنکه در مشیت خدا باشد ، و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است، هدایت کند.»(24)

    اینجا الله تاکید میکند که بگو انجام میدهم اگر در مشیت(قوانین) خدا باشد .

    در مورد انتخاب پیامبر واقعیت بر اساس تکامل عقلی میشود که ایشان سنخیت و ظرفیت مبعوث شدن را پیدا نمود و در میان مشرکان وقت تنها شخصی بود که واقعا بر دین ابراهیمی بود و بر همین اساس زمینه بعثت در وجودش نهاده شد (بر اساس اعمال 40 ساله و خلوتهای عارفانه ) و اینکه خود به خودش گفته باشه اقراء واقعا با آیات و سیره پیامبر نمیگنجه چرا ؟ چون بارها پیامبر مورد عتاب و سرزنش قرار گرفته و صدها دلیل عقلی مبنی بر اینکه پیغام از سوی الله نازل شده است بازم چرا ؟

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ ‎﴿۶﴾‏ وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ‎﴿٧﴾‏ وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ ‎﴿٨﴾

    مگر نه تو را یتیم یافت، پس پناه داد؟(6)و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد؟(7)و تو را تنگدست یافت و بى‌نیاز گردانید؟(8)

    و خداوند پیامبر را برگزید دلیلش چیه ؟ آیات اصطفی و اجتبی :

    1. وَمَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّهِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ ۚ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا ۖ وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ ‎﴿١٣٠بقره﴾

    و چه کسى -جز آنکه به سبک‌مغزى گراید- از آیین ابراهیم روى برمى‌تابد؟ و ما او را در این دنیا برگزیدیم؛ و البته در آخرت [نیز] از شایستگان خواهد بود.

    2.وَوَصَّىٰ بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَیَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ لَکُمُ الدِّینَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ‎﴿١٣٢بقره﴾

    و ابراهیم و یعقوب، پسران خود را به همان سفارش کردند؛ «اى پسران من، خداوند براى شما این دین را برگزید؛ پس، البته نباید جز مسلمان بمیرید.»

    3.۞ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ ‎﴿٣٣﴾

    به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است.

    4.قَالَ یَا مُوسَىٰ إِنِّی اصْطَفَیْتُکَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِی وَبِکَلَامِی فَخُذْ مَا آتَیْتُکَ وَکُن مِّنَ الشَّاکِرِینَ ‎﴿١۴۴﴾

    فرمود: «اى موسى، تو را با رسالتها و با سخن گفتنم، بر مردم برگزیدم؛ پس آنچه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش.»

    5.قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَىٰ ۗ آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ ‎﴿۵٩﴾

    بگو: «سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش که برگزیده است.» آیا خدا بهتر است یا آنچه شریک مى‌گردانند؟

    6.ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا ۖ فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ ‎﴿٣٢﴾

    سپس این کتاب را به آن بندگان خود که برگزیده بودیم، به میراث دادیم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه‌رو، و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند؛ و این خود توفیق بزرگ است. (شامل همه انسانهایی که کتاب الله را پذیرفته اند میشود : جزو ترجمه نیست)

    7.لَّوْ أَرَادَ اللَّهُ أَن یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَىٰ مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ‎﴿۴﴾‏

    اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگیرد، قطعاً از آنچه خلق مى‌کند، آنچه را مى‌خواست برمى‌گزید. منزّه است او، اوست خداى یگانه قهار.

    8.وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ ۖ وَاجْتَبَیْنَاهُمْ وَهَدَیْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ‎﴿٨٧﴾‏

    و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را ، و آنان را برگزیدیم و به راه راست راهنمایى کردیم.

    9.وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآیَهٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَیْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ مِن رَّبِّی ۚ هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّکُمْ وَهُدًى وَرَحْمَهٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ‎﴿٢٠٣﴾

    و هر گاه براى آنان آیاتى نیاورى، مى‌گویند: «چرا آن را خود برنگزیدى؟ « بگو: «من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحى مى‌شود پیروى مى‌کنم. این رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى است.

    10.أُولَٰئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا ۩ ‎﴿۵٨﴾

    آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح سوار کردیم؛ و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که هدایت نمودیم و برگزیدیم؛ هر گاه آیات رحمان بر ایشان خوانده مى‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک مى‌افتادند.

    11.مَّا کَانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَىٰ مَا أَنتُمْ عَلَیْهِ حَتَّىٰ یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ ۗ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُطْلِعَکُمْ عَلَى الْغَیْبِ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاءُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۚ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ ‎﴿١٧٩﴾‏

    خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این که شما بر آن هستید، واگذارد، تا آنکه پلید را از پاک جدا کند. و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند، ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را در مشیت باشد برمى‌گزیند. پس، به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید؛ و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید، براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود.

    12.وَکَذَٰلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَیُعَلِّمُکَ مِن تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَیُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَعَلَىٰ آلِ یَعْقُوبَ کَمَا أَتَمَّهَا عَلَىٰ أَبَوَیْکَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبَّکَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ‎﴿۶﴾

    و این چنین، پروردگارت تو را برمى‌گزیند، و از تعبیر خوابها به تو مى‌آموزد، و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى‌کند، همان گونه که قبلاً بر پدران تو، ابراهیم و اسحاق، تمام کرد. در حقیقت، پروردگار تو داناى حکیم است.

    13.إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً قَانِتًا لِّلَّهِ حَنِیفًا وَلَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‎﴿١٢٠﴾‏ شَاکِرًا لِّأَنْعُمِهِ ۚ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ‎﴿١٢١﴾

    به راستى ابراهیم، پیشوایى مطیع خدا حق‌گراى بود و از مشرکان نبود. نعمتهاى او را شکرگزار بود. او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد.

    بنده گشتم ریشه جبی در قرآن 12 بار آمده و ریشه صفو 17 بار آمده است بنده مخالف کامل نیستم و با توجه به تحقیقات فراوان قرآنی که داشتم این قضیه یه پروسه هست از آمادگی و تلاش پیامبران تا نهایت به برگزیده شدن می انجامد.پس پیامبران با توجه به این موارد در میان مردم برجسته شدن .

    جالبه بگم یک بار آمدن ریشه لهم یا همان الهام در سوره شمس :

    وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ‎﴿٧﴾‏ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ‎﴿٨﴾‏ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا ‎﴿٩﴾‏ وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا ‎﴿١٠﴾‏ کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ‎﴿١١﴾‏

    سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد؛(7)سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‌اش را به آن الهام کرد،(8)که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد،(9) و هر که آلوده‌اش ساخت، قطعاً درباخت.(10) ثمود به سبب طغیان نفس خود به تکذیب پرداختند.(10)

    سبحان الله در این آیات الهام در بین آیاتی قرار گرفته که ماهیت آن را برامون روشن میکنه و ضمیر مونث (ها) همگی برمیگرده به نفوس 1- نفس ملهمه یا الهام کننده 2- نفس مسوله 3- نفس اماره 4- نفس لوامه 5- نفس مطمئنه که همگی( ه ) تانیث دارن و جالبتر اینکه حواس انسان نیز 5 تا هستن تبارک الله احسن الخالقین

    هیچ جای قران نیست که به پبامبر الهام شده باشد بلکه وحی شده {وحی از نظر واژگان، به معنای اشاره سریع، پر سرعت و القای پنهانی مطلبی به دیگران آمده‌است. در اصطلاح دینی، ارتباطی معنوی بین شخص پیامبر با عالم غیب است و در آن، پیام خداوند به پیامبر منتقل می‌شود. نتیجه این فرایند، آگاهی قطعی‌ای است که از ناحیه خداوند، به برخی از انسان‌های برگزیده عطا می‌شود-

    وحی در قرآن

    وحی در هنگام نبرد از جبرئیل فرشته به محمد پیامبر.

    واژه وحی در قرآن به معناهای زیر به کار رفته‌است:[۵]

    الهام فطری به انسان، همانند الهام به مادر موسی که فرزندش را به رود نیل بیندازد. (سوره قصص، آیه ۷)

    الهام غریزی به حیوانات، همانند الهام به زنبور عسل (سوره نحل، آیه ۶۸)

    فرمان به جمادات، همانند فرمان دادن به زمین در آستانه روز قیامت (سوره زلزال، آیه ۵)

    وسوسه شیطانی (سوره انعام، آیه ۱۱۲)

    اشاره سریع، (سوره مریم، آیه ۱۱)

    خبردادن و آگاهیدن (سوره آل عمران، آیه ۴۴)

    رویا؛ همانند رؤیای ابراهیم دربارهٔ ذبح فرزندش.

    تشریعی؛ این قسمت از وحی مخصوص پیامبران است.

    بنابر دیدگاه نصر حامد ابوزید کلمه «وحی» در زبان قرآن یک واژه اساسی و یک مفهوم اصلی برای حکایتگری از «نص» و «متن» است. البته در زبان قرآن اسامی دیگری مثل «قرآن، ذکر، کتاب» وجود دارد که اسمی برای متن و نص قرآنی است. اما اسم «وحی» نسبت به سایر اسامی مثل کتاب و ذکر از نظر معنا وسیعتر و گسترده‌تر است؛ و احتمالاً واژه «وحی» همه معانی آن‌ها را دربردارد.

    منبع ویکی پدیا}

    باری این دسته از آیات کاملا با داستان الهام گرفتن پیامبران همخوانی ندارد همانگونه که بعد از پیامبر اسلام مسیلمه کذاب و … ادعای پیامبری کردند و داستان الهام را میگفتند و سبحان الله که چقدر زود خداوند رسوایشان ساخت .

    بنظر بنده اگه بخوایم با عقل در قرآن تفکر کنیم ،

    1. مشیت و قوانین خدا

    2.خواست پیامبران

    3.داشتن زمینه برای برگزیده شدن ایشان

    مسجل و معقول تر بنظر میاد تا اینکه کلا دست غیب رو از این پروسه حذف کنیم

    با آرزوی هدایت بیشتر خودم و سایر دوستان به سمت آگاهی های ناب ازتون میخوام نظر خودتون رو درباره این شبه مقاله که بنده مختصر نوشتم بفرمائید

    تنها الله است که فرمانروا و صاحب اختیار و معبود بر حق است و لاغیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: