اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد مهربان م، و چقققققدر براحتی درس هاشو بهم یاد میده چون خیییییلی دوست داره منم مثل خودش باشم چون خیییییلی به منبع وصل ه،و میدونه که خداوند خیییییلی دوست داره بندهاشو و دوست داره موفقیت هاشونو…..
خدایا متشکرم متشکرم متشکرم
هر چی که دارم در زندگی لحظه به لحظه ام ،،،، همش مال اونه همش خودشه،من این روزا خیییییلی اتفاقات می بینم که دارن میان و منو بسازن اگه یه جاهایی خوب می فهمم و خوب حس میکنم و اونوقت رو خودم کار می کنم باااااااید حواسم باشه دچار تکبر نشم چون همش اونه همش اونه همش اونه……
استاد منم این روزا خیییییلی اتفاقات به ظاهر بد هی یکی از دیگری میاد اگه اون لحظه حالم بده. می کنند ولی همینکه به خودم میام و خودمو جمع جور می کنم میگم آره اینا اومدن چون پشتش خبرهای بسیار خوبیست دقیقا همین میشه خبرهایی میشه که کن تو درخواست هام گفتم، امسال تصمیم گرفتم مهاجرت کنم به سمت شهر ، خیلی دارم سعی خودمو میکنم که رو خودم کار کنم و به خواسته هایی که دوست شون دارم برسم، بعضی وقتا ذهن م خیلی درگیرم می کنه که مگه میشه مگه امکان داره آخه چطوری؟؟؟؟؟؟،،،،،
اما اتفاقاتی مأمور میشن و وارد زندگی م میشن که وقتی درکشون می کنم می بینم آره اینا آمدن که منو به خواستههام برسونن، خیلی خوشحال میشم و بی خیال غصه ، شروع می کنم به خوب کردن حالم وسعی می کنم نبینم این اتفاقات به ظاهر بد رو ، خیلی از اطرافیان م، هی آیه ی یأس و ناامیدی می خونن،اما من که خبر از قانون و فرکانس دارم خیییییلی خوشحال م و می خندم و شادی می کنم و منتظر میمونم که خداوند کارش رو به آرامی انجام بده .
استاد متشکرم که چقققققدر عالی داری منو شیر فهم می کنی.
خدایا متشکرم که این بنده ت رو برام عالی فرستادی خدایا متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خدای مهربونم خدایی که هرچقدر بیشتر باورش کنی ب همون اندازه بیشتر و بهتر و راحت تر غرق در فراوانی ها و نعمت ها و ثروت ها میشی
الهی هزاران بار شکرت برای اینترنتم برای اینک میتونم ب سایتم وصل بشم و از آگاهی هاش به بهترین شکل استفاده کنم
الهی شکرت برای هدایت های واضح برای نشونه های قوی ک برای هر لحظه من میفرستی که در مسیر خودت ثابت قدم باشم چون انتخابم اینه…
الهی هزاران بار شکرت برای هوای بارونی کرج زیبا برای اینک از صبح بدون توقف داری رحمتت رو سرازیر میکنی
الهی هزاران بار شکرت برای زیبایی های ک هدایتم میکنی هرروز که بیشتر و بیشتر ببینم و لذت ببرم
الهی هزاران بار شکرت برای سلامتیم برای انرژی که میبخشی بهم و توانایی انجام کارهام رو میدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود استاد قشنگم برای جاده زیبایی که رفتن و به اونایی که خاهانشن ادرسش و میدن و چقددددد سپاسگزارم که لیاقت بودن در این مسیر زیبارو بهم دادی و هرروزی که میگذره بیشتر و بیشتر دارم ازش لذت میبرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای غذای خوشمزه ای که تونستم بخورم
الهی هزاران بار شکرت برای هر نفسم که بودن در این دنیای مادی رو بهم هدیه میده
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
پروژه بی نظیر درک عمیق تر قوانین خداوند رو منی که دارم رو دوره 12قدم کار میکنم خیلی بیشتر و بهتر دارم درک میکنم منی که سالهاست شاگردی استادم رو میکنم میتونم قسم بخورم که تا به این اندازه درک و فهمش رو نداشتم اصلا یجوووووری این مسیر با هم همخوانی داشتن که فکرش و نمیکردم…
درک این جمله طلایی استادم که:
حس خوب =اتفاقات خوب
برای من الهام 3سال طول کشید تا بتونم عملی تو زندگی خودم اجرایش کنم قبل اون فقط در حد به جمله با بار مثبت بود برام فهمی نبود درکی نبود
ب چند سال پیش خودم و نگاه میکنم رد پای تکامل رو میشه به وضوح ببینم که واقعا از کجا ب کجا منو رسونده با رعایت همین قانون فوقالعاده ساده میتونم ببینم وقتایی که به چالشی برخوردم با موندن تو حس خوب چ درهایی برام باز شد و جاهایی که برعکس عمل کردم چ پیامدهایی برام داشت …
خدارو شاکرم برای اینک منو تو این مسیر فوق ااااااالعاده هدایت کرد کمکم کرد بتونم دوره بی نظیر 12قدم رو تهیه کنم و تعهدش رو بهم داد که بتونم انجامش بدم …
دیروز جمعه بود دایانم خونه بود گفتیم بریم یکم بگردیم هدایت شدیم ب ایران مال زیبااااا و پر از حس عالی مثل استاد و مریم جون ما هم مسیرهایی رو انتخاب میکنیم که یکم برامون دور باشه تا بتونیم از جلساتمون تو ماشین قشنگمون گوش کنیم و استفاده کنیم داشتیم جلسه 3قدم دو رو گوش میکردیم و غرق در دنیای خودمون بودیم که استاد فرمودن آینده جز این نیست که خودت با افکارت رقمش زدی بعد از مسیری که با گوشی بهمون پیشنهاد داده بود برای اولین بار داشتیم میرفتیم و دقیقااااااا همون لحظه این نوشته رو که آینده شما تجسم شماست رو روی به برد تبلیغاتی دیدیم من و دایان همینجوری مات و مبهوت فقط همو نگاه کردیم و شگفت زده از هدایت ها و همزمانی های بی نظیر الله….
تلفیق این دو تا دوره 12قدم و درک عمیق تر قوانین خداوند با هم خارقالعاده هستش و واقعا خدارو شکر میکنم ک میتونم همزمان از آگاهی هاشون استفاده کنم….
مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای من مهربون ترینم خالقممم یکتای من عاشقتم
الهی که همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
استادجان چقدرزیباگفتین ماخودمون بایدشروع کننده این باشیم که چه اتفاقی درزندگیمون بیفته نه اینکه واکنش نشون بدیم به اتفاقات .مااول ازخدامیخواهیم هدایتمان کندبه مسیردرست مسیرنعمت وثروت.وخداجواب میدهدولی یه شرط داره که بتونی هدایت روبشنوی وقتی دلت بایادخداآرام باشدبه اینکه بدونی قدرت دست خداست وبرگی بی اذن خدابرزمین نمی افتدوهرچه پیش آیدخیراست برای من .مطمیناخداجواب همین درخواستمومی دهدخداوندهمیشه هدایت می کندولی مابایدقلبمونوبازکنیم برای شنیدن هدایت خداوآونهم باخوب کردن احساسمون انجام خواهدشدخدایاشکرت برای اینکه استادجوری آموزش می دهدکه چطوری هدایت رادریافت کنیم من به این دقت این موضوع رادرک نکرده بودم ولی الان باجدیت تمام سعی دارم خودموآروم کنم تاخداقدمهاشوبگه ومن حتمابایدکارعملی انجام بدهم وباجان ودل به هدایت خداعمل کنم.خدایاشکرت برهرنفسی که میکشم یادتوست ودست پرقدرت تواستادعزیزم که یادم می دهداعتمادکنم بهت هرچندبدترین اتفاق بیفتدبازهم خیراست الهی شکربراستادعزیزم که دراین مسیردستانموگرفت وهرروزمیگیردتابتوانم اعتمادموبه خدابیشترکنم وخودموآروم کنم.خدایاشکرت برای این آگاهیها خدایاشکربروجوداستادعزیزم.یعنی اگرمن استادونمیشناختم صددرصدبدبخت وبیچاره بودم همانطورکه قبل ازآشناییم بااستادزندگیم پربودازحس قربانی شدن وبدبختی وگریه وضعف .خدایاشکرت برقانون خداوندکه حس خوب مساوی اتفاق خوب هست.الهی شکربرحال خوبم که برای استادم همیشه اتفاقات عالی میفتدبس که این بشرقانون راخوب عمل میکندمنم جایزه میخوام هم دراین دنیاوهم دراون دنیا.استادجان سعیمومیکنم وازخداکمک میخواهم که بتوانم زیبازندگی کنم وجهان راجای خوبی برای زندگی کنم .ماناباشید
استاد نازنینم به بهانه روز معلم خواستم ازتون قلبا تشکر کنم چرا که شما به معنای واقعی کلمه معلم زندگی من بودین.
و شاید مهم ترین و مهم ترین تمایز شما با بقیه همین کاربردی کردن موضوعات برای حل مسایل زندگیه چرا که شما همیشه سعیتون این بوده که مارو به فکر کردن وادارین که این اصل مهم ترین اصل پیشرفت و خودشناسیه که انسان شدیدا ازش فرار میکنه چون بسیار تلخ و سخت میتونه باشه اما درنهایت شفا درهمین تفکرعمیق در خودمون و باورهامونه.
استاد نازنینم هررر بار که به صحبت هاتون گوش میدم از خداوند ممنون میشم که شمارو تو مسیر آموزش من قرار داد
هربار از یه جنبه جدید مارو شگفت زده میکنید با بیان شیواتون
درمورد مبخث امروز واقعا چقدر قشنگ یادمون دادین که وقتی میشه هدایت رو از نجوای شیطانی ذهن تشخیص داد که قلبمون باز باشه که یعنی اون لحظه آرام باشیم و حس خوب ومثبت داشته باشیم انوقته که ماتو فرکانس شهود خداوند قرار میگیریم و اصلا اشکالی نداره که وقتی اتفاق بدی میفته ناراحت بشیم بالاخره ما انسانیم اما باید سعی کنیم هر بار بهتر و سریع تر از قبل با توجه به باورهایی مثل الخیر فی ماوقع و یا اینکه هرچه که منو نکشه قوی ترم میکنه ذره ذره حالمون و احساسمونو خوب کنیم که وقتی این اتفاق بیفته ما در هارو برای دریافت شهود باز میکنیم چون ماهم مثل همه ادم های دنیا لایق دریافت شهود و راهنمایی خداوند هستیم چیزی که خداوند در قرآن هم بهمون اطمینان داده که ماهمه رو هدایت میکنیم که البته هم به خیر و هم به شر بسته به فرکانس خودشون.
استاد چند روزی بود که سوال من این بود که چه جوری تشخیص بدم این راهنمایی که بهم میشه شهود هست یانه ؟یا من دارم باشهود اشتباهش میگیرم؟
یا اصلا طرز تشخیص درست شهود از افکار ذهن چیه؟
که امروز به بهترین شیوه جوابش رو بهمون دادین
یک دنیا ممنونم استاد ومعلم بی نظیرم
امیدوارم در پناه الله یکتامون شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلامممم.وقتی شنیدم که صدای استاد عرشیانفر اینجاست خیلی به وجد اومدم ..این صدا صداییه که توی تنهاییام و دوران دانشجویی و بی پولی من هر وقت بهش گوش میدادم.امید میگرفتم و بلند میشدم و حالم خوب میشد..استاد عرشیانفر رو خیلی دوست دارم من عاااشق صدای این استادم من.اصلا صداش به یادم میاره از چه اتفاقاتی عبور کردم و الان اینجاممم.عرض ادب و احترام دارم برای این استاد عظیم .
همیشه با منطقی که استاد عباس منش داشت میگفتم کاش یه روز بشنوم این دوتا استاد با هم حرف میزنن و اونوقت چه شودددددد.باورم نمیشه اصلا من نمیدونستم که این دوتا استاد بزرگوار همو میشناسن وقتی به جهان درخواست کردم.و الان میبینم با هم لایو دارن …خیلی خوشحال شدم خدایی.هر چند من حسم رو وقتی میگم که برای اولین بار ویس رو گوش دادم.من این ویس رو خیلی دوست دارم واسه همین زیاد گوشش دادم ولی الان میخوام کامنت بذارم.
گفت و گو:
استاد عرشیانفر: من مغزرو مثل یک پروژکتور تصور میکنم و شهود رو خورشید ،خیلی ها فکر میکنن ما ذهنمونیم و خیلی ها میگن ما شهودیم.
وقتی از دید ذهن مشکل رو نگاه میکنم شاید نهایت تا 400 متر ببینه و اما شهود من مسیله رو ذوب میکنه و مثل خورشید همه چیز رو روشن میکنه .مثال حضرت زینب که72تن از نزدیکترین افراد رو از دست داد اما توی چند شهر راه میرفت و وقتی بهش گفتن چه اتفاقی افتاد گفت جز زیبایی چیزی ندیدم.اون از شهود استفاده کرده.
استاد عباس منش:
چگونه از این قانون در زندگی استفاده کنیم؟!
حضرت زینب با چه دیدگاهی حالش خوب بوده؟!
وقتی اتفاق بدی میافته ما وسوسه میاد سراغمون و وقتی حسمون رو خوب میکنیم با باور هامون اونوقت در آرامش شهود رو دریافت میکنیم .
استاد عرشیانفر :چطوری حسمون رو تغییر بدیم و اون پنجره چیه؟!
اون پنجره باورهای خوبه مثل الخیر فی ما وقع.
برای الخیر فی ما وقع من مثالی میخوام بزنم که خیلی ملموسه .
یه آقایی هست صاحب بهترین رستوران شهره و به سبک اروپایی رستوران رو درست کرده و یه شعبه ی دیگه هم توی آبادان داره.
این آقا توی نوجوانی رفته چین که اونجا کارگری کنه.یه آقایی به خاطر اخلاقش و امانت داریش بهش کار میده و توی صرافی مشغول به کار میشه و یه مدت پیشش میمونه .اون زمان دستگاه نداشتن برای جابه جایی پولها.و باید گونی پر میکردن و میبردن بانک مرکزی .خلاصه این آقا یه روز که داشته گونی پر از پول رو میبرده بانک .چندتا شخص دزد میافتن به جونش و تا دم مرگ میزننش و وارد کما میشه.بعد که خوب شد دوباره شروع کرد کم کم صرافی زد و صرافی ها شد یکی و دوتا و سه تا و بعد گسترش پیدا کرد به امارات و دبی و الان رستورانها یکی از بزنس های بسیار کوچیک این آقا هستن.
سلام بع استادم بهترین استادی که وجود منو با آگاهی هایی که هم یاد داد سیقل داد و بزرگ کرد.
استاد عزیزم عاشقتم که آسون و راحت از قوانین حرف میزنید ،شما همه چیزو بر پایه سادگی و آسونی قرار میدید و من همیشه وقتی پای فایل های شما می شینم اونقدر در عین سادگی حرف میزنید که ذهنم دست از مقاومت برمیداره و راحت قبول میکنه.
این فایل برای نشانه روز من بود ،،،،
نشونه ای از جنس هدایت و شهود،از جنس عشق و زیبایی.
اینکع نترس و نگران نباش ،ما تورو هدایت میکنیم،و تو چه زیبا منو هدایت میکنی به شرط اینکه حالمو خوب نگه دارم ،اونوقتع که شروع میکنی به صحبت کردن با من،الله من یکتای من….
من خیر میخوام اونم از طرف خودت هرطور که بهتره برام:)))))
خداروشکر توی این یکسال سعی کردم ذهنمو کنترل کنم و تو هر شرایطی جوری به مسائل نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده،سعی کنم از دل تضاد یع پل بزنم به سمت خواسته هاام و ورقو به نفع خودم برگردونم:)))))
چقدر خوب که در سایت نشانه روز داریم تا در مسائل زندگی راهنمامون باشه و مهر تایید یا رد به تردید مون در مسئله میزنه
برات حال خوب آرزومندم تا این تضادی که گفتین براتون خیر و منفعت فراوان داشته باشه.
چقدر از وقتی با استاد آشنا شدیم تضادها برامون زیبان و لبخند به لبمون میاره.
من که تا تضادی اتفاق می افته میگم اخ جون خدا را شکر زکیه یه چالش برای پیشرفت داره اتفاق می افته.ممکنه پیشرفت در آگاهی قوانین باشه ممکنه پیشرفت در روابط یا هرچیزی
سلام به استاد عزیز و محترم ونفس وقلب وعشق خودم ومریم جون عزیزم وتمامی دوستان باصفای خودم .
هر باری که به صحبتهای استاد عزیز در مصاحبه ها ولایو هاشون با فرد دیگه ای توجه میکنم بیشتر پی میبرم که استاد خودم چقدر توانمند تر و روشنفکر ترهستش .
واز این بابت به استادم و به خودم که چنین استاد جیگری رو انتخاب کردم افتخار میکنم .
این احساس قلبیم بود که دوست داشتم بگم .
واما جریان هدایت :
چیزی که این روزا خیلی درگیرشم ومدت طولانی هم نیست که پیداش کردم در واقع به درکش رسیدم !
که خدارو خیلی سپاس میگم چون بی نهایت آرامش رو برام به ارمغان اوورده .
فک میکنم حدود 9ماهی باشه .بعد از کارکردن دوره ی کشف قوانین و چند ماه بعدش کار کردن دوره ی احساس لیاقت خیلی منو به درک هدایت رسوند.
البته که از همون ابتدای کار ودر هر دوره استاد عزیز بابت این قضیه خیلی صحبتها وتجربه ها به ما ارائه دادن ،منتهی بعد از گذشت چندین سال، تازه من به درک هدایت رسیدم .
بنظرم تکاملش رو باید طی میکردم .البته جریان هدایت چیزی نیست که بگی فهمیدیمش، پس پروندشو ببندم.
نه اینطور نیست .جریان هدایت در هر لحظه اتفاق میفته وما در هر لحظه آگاهانه وهشیارانه باید حواسمون بهش باشه .
چطور؟
اینکه جنگ و ستیزی با وقوع اتفاقاتی که برات رخ میده نداشته باشی .
به خدا و قوانیننش اعتماد کنی.
احساساتی مثل خشم وعصبانیت ،نگرانی وترسها،غم وغصه وناامیدی رو تو ذهنت کنترل کنی واجازه ندی به احساس بد بری .
بتونی به اون موضوع از زاویه ی بهتری نگاه کنی.
بتونی تمرکزتو ببری سمت موضوعات دیگه .
تجربه واتفاقات گذشتتو میتونی به خودت یادآوری کنی که وقتی خودتو وارد بازی کردی وبا احساسات بد مواجه شدی،با چ اتفاقاتی مواجه شدی .حتمن اکثرمون تجارب جالبی نداشتیم .
اصلا با احساس بد نمیشه تجربه ی خوبی کسب کرد.
سعی کنی تجارب خوبی که بعد از انجام هدایت داشتی وخودتو کنترل کردی وبا احساس خوب از اون موضوع گذشتی رو به خودت متذکر بشی که امیدت رو ازدست ندی .
باید سعی کنیم همه ی اینا رو در لحظه انجام بدیم منتهی از اونجایی که تو اون حالت ودر وقوع اتفاق ،کنترل کردن ذهن خیلی سخته حداقل باید آگاهانه سعی کنیم به احساساتمون غلبه کنیم .باتمرین وتکرار وبا هر بار دیدن تجارب ،ب نظرم امکانش هس وچیز نشدنی ای نیست .
منم بارها پیش اومده در لحظه تونستم وگاهی هم موفق نشدم اما چند دقیقه بعد شاید یکی دو ساعت بعد ،نگاهم به اون قضیه کاملا فرق کرده .
همین که ادامه دارش نمیکنم ودیگه مثل گذشته غرقش نمیشم ب نظرم خوبه اما کافی نیست .
یه روزی از خودم خیلی گله داشتم ومیگفتم چرا با وجود اینکه این همه وقت میزارم واین همه تلاش میکنم ،به اون آرامشی که میخام نمیرسم ؟!
چرا هنوز ذهنم انقد درگیراین افکار ها واتفاقات هستش ؟!
چرا رابطم اوکی نمیشه ؟
حالا میفهمم که برای رسیدن به درک هر چیزی باید مراحلش رو طی کنی وآرام آرام و پیوسته بش دست پیدا کنی .
اون موقع با وجود کسب آگاهی های زیاد ولی به هیچ وجه نمیتونستم چیزایی که الان درکشون میکنم رو درک کنم .
وآرامشی که الان بهش رسیدم رو نداشتم .
اتفاقا زیاد تقلا میزدم وفک میکردم همین کافیه و همین باید منجر بشه حال من خوب بشه وبعد کم کم خواسته هام بدست بیاد.
خداروشکر میکنم .
از همت وتلاش خودمم سپاسگزارم که هیچ وقت کم نیووردم وبا وجود همه ی سختیها ،ادامه دادم و ادامه خواهم داد.
چون هر چی میگذره بیشتر متوجه میشم وارد چ مسیر قشنگی شدم پس با ادامه دادنم ، قشنگتر هم خواهد شد.
در کل که به این درک رسیدم که ما انسانها تا زنده هستیم باید در مسیر آگاهی باشیم تا بتونیم با لذت وشادی زندگی کنیم .
وامروز من دارم اینو تجربه میکنم .از اینکه امیدمو از دست ندادم ومصمم بودم ،خیلی خوشحالم .
امروزم با اعتمادم به خدا .
با رها کردنم .
با توکل کردن وصبر کردنم .
با مراقب بودن احساسم .منتظر وقوع اتفاقات عالی از سمت پروردگارم هستم .
سعی میکنم چیزیو کنترل نکنم .وخودم وقت وزمانی رو برای وقوع خواسته هام در نظر نگیرم .امروز با اعتمادی که به خدا کردم فقط باید راه صبرو پیش بگیرم .
به پسرم هم همینو یاد دادم .
پسرم تو دوره ی سختی هستش دقیقا داره صبر وتوکلش رو محک میزنه .
دوس داره فوتبالیست بشه . تلاش خودشو داره میکنه .تمریناتش رو انجام میده ولی هنوز موفق نشده تو تیم مطرحی حضور داشته باشه .
من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد میگیرم روبراش بازگو کنم خودش هم خیلی به مطالب انگیزشی علاقه داره و همیشه دنبال جملات وعبارتهای تاکیدیه خوب ،میگرده وسعی میکنه رو اونها تمرکز داشته باشه .
مراقب حس و حالش هم هست .
اتفاقات زیادی تو این چند سال اخیر در مسیرش براش افتاد که هر کدوم درسهای خودشونو داشتن .
وقتی به رفتارهاوحتی افکاروباورهایی که برام بازگو میکنه دقت میکنم میبینم واقعن طبق اصول قوانین جهان داره پیش میره.
خیلی ریلکس وخونسرد .
اعتماد ب نفس بالایی داره .
از ارزشها وتوانمندیهای خودش با خبره .
خیلی خودشو لایق میدونه .
الگوهای زیادی رو دنبال میکنه .
خیلی ایمان داره که یه روزی از یه جای که فکرشو نمیکنه وارد تیم خوبی میشه .
هرروز تمرین وتلاش خودشو میکنه هم جسمی هم روحی و روانی .
بچه ی من تو سن 20سالگیش خیلی خوب خدا رو میشناسه وبهش ایمان قلبی داره ومن از این بابت خوشحالم چون بچه های هم سن و سال خودش البته دور و ور ما ،به این چیزا میخندن چون اصلا به وجود خدا اعتقادی ندارن .خودم احساس میکنم بچم از خودم خیلی الگو برداری میکنه . وسماجت وادامه دادنش به همین جهته .چون هرروز میبینه که مادرش چقد دنبال تغییرات مثبت هستش .
با هم زیاد گفتمان میکنیم بنابراین تجربه های همو به هم میگیم .
منم به عنوان مادر ،خیلی جاها باید نگرانش باشم چون نمیدونم در آینده چ اتفاقی خواهد افتاد .اما اینو میدونم اولا باورهای خودش مهمه که خیلی راسخه وخودشو اون بالا بالاها وتو کشور دیگه میبینه .
اما منم در مرحله ی صبر وتوکل هستم .
چون منم به خدای خودم اعتماد دارم .البته خدای منو و اون نداره خدای همه ی ما یکی هستش .
من از جانب خودم اعتماد به خداوند دارم .
میدونید یه وقتایی در جواب افکار وباور های دیگران ، یه چیزایی میخام بگم اما سکوت میکنم وبه خودم میگم ناهید هنوز وقتش نیست .
چون تا نتیجه تو دستت نباشه کسی حرفاتو باور نمیکنه .
دیگران آرامش وشاد بودن تو رو خوشبختی نمیبینن .اونا از تو نتیجه ی واضح مثل داشتن ثروت وبودن در تیم مطرح رو مثلا میخان .
وتا این اتفاق نیفته باورت نمیکنن .شاید پشت سرت مسخرت کنن .وبگن این همه وقت میزارن برای اتفاقات خوب ،ولی از نظر اونا داریم وقت تلف میکنیم .
اما منی که قانون رو درک کردم میدونم تو مرحله ی صبر وتوکل هستم بنابراین به احساسات ونظرها وانتقاداتتشون اهمیتی نمیدم .
پسرمم هم همین طوره دقیقا احساس منو داره .میگه به قصاوتهاشون اهمیتی نده .
میاد اون روزی رو که به همه ثابت کنم مسیرم اشتباه نبوده .وارزش وقت گذاشتن رو داشته .
منم به امید اون روز هستم .
ما سعی میکنیم با این اعتمادی که بدست اووردیم تمامی اتفاقات زندگیمونو بپذیریم هر چند ظاهر جالبی نداشته باشن .
ما برای اینکه رشد کنیم اول به خودمون ثابت میکنیم تا با اثبات به خودمون ودیدن نتیجه اونوقت مردم جواب حرف وقضاوتهای خودشونو میگیرن .
ما با امید فراوان ولذت بردن از زندگیمون وارزش قائل شدن برای تمامی لحظاتمون سعی میکنیم این روزا رو بگذرونیم .
اینجا تو سایت تمام احساسات و خواسته هامو مینویسم تا روزی که بدسشون اووردم فریاد بزنم بگم دیدید شد .دیدید بدست اوووردم !
اگه قانون درسته منو وپسرم داریم طبق اصول قانون پیش میریم .
خودم تو زمینه ی روابط با همسرم هم دقیقا با هدایت خداوند چون عمیقأ ازش میخاستم خودش کاری کرد تا کم کم به درک درست روابطمون رسیدم والان شرایط وموقعیتم قابل مقایسه با گذشته نیست .
اتفاقات زیادی رو تجربه کردم تا هر بار درکم کمی بهتر از قبل شد .
باید بهتر از اینم بشه .عجله ای ندارم .با وجود تلاشی که میکنم از همینشم راضیم .چون هر دو آرامش داریم .
هدایت خدا رو به خانوادم هم یاد دادم منظورم همسر ودخترمم هس .البته دخترم هنوز خیلی کوچیکه اما با توجه به سنش خیلی چیزا رو میتونه درک کنه .
هیچ کار تحمیلی نداریم خدایی همه رو با عشق برا هم انجام میدیم .
خوب میفهمم هم فرکانس هم هستیم منتهی هر کدوم به دلایلی از هم دور شده بودیم که با وجود استاد عزیز تو این چند ساله اتفاقات خوبی در روابط ما با همدیگه افتاد .
به قول پسرم میگه مامان کدوم خانواده مثل خانواده ی خودمون با هم رابطه ی خوبی دارن وبا هم دوستن وحرفای همو میفهن؟ میگه ما از همه بهتریم .
خیلی شبیه هم شدیم .علایق وسلایقمون هم شبیه همه .
من همه ی اینا رو هدایت خداوند میدونم .
وقتی دنبال هدایتش هستم ینی غرور وخود خواهیمو کنار گذاشتم و سر خود ،کاری نمیکنم .
همه ی امور زندگیمو تو همه ی زمینه ها چ تو سلامتی ،چ تو روابط، چ شغل و حرفه، چ ثروت و چ آینده همه وهمه رو با خیال راحت سپردم به هدایت خودش .
اگه بتونیم همین طور پیش بریم خب طبیعتا بدست اووردن هر چیزی خیلی راحت وآسون میشه برامون .
سلام به خدای خوبم
سلام به استاد مهربان م، و چقققققدر براحتی درس هاشو بهم یاد میده چون خیییییلی دوست داره منم مثل خودش باشم چون خیییییلی به منبع وصل ه،و میدونه که خداوند خیییییلی دوست داره بندهاشو و دوست داره موفقیت هاشونو…..
خدایا متشکرم متشکرم متشکرم
هر چی که دارم در زندگی لحظه به لحظه ام ،،،، همش مال اونه همش خودشه،من این روزا خیییییلی اتفاقات می بینم که دارن میان و منو بسازن اگه یه جاهایی خوب می فهمم و خوب حس میکنم و اونوقت رو خودم کار می کنم باااااااید حواسم باشه دچار تکبر نشم چون همش اونه همش اونه همش اونه……
استاد منم این روزا خیییییلی اتفاقات به ظاهر بد هی یکی از دیگری میاد اگه اون لحظه حالم بده. می کنند ولی همینکه به خودم میام و خودمو جمع جور می کنم میگم آره اینا اومدن چون پشتش خبرهای بسیار خوبیست دقیقا همین میشه خبرهایی میشه که کن تو درخواست هام گفتم، امسال تصمیم گرفتم مهاجرت کنم به سمت شهر ، خیلی دارم سعی خودمو میکنم که رو خودم کار کنم و به خواسته هایی که دوست شون دارم برسم، بعضی وقتا ذهن م خیلی درگیرم می کنه که مگه میشه مگه امکان داره آخه چطوری؟؟؟؟؟؟،،،،،
اما اتفاقاتی مأمور میشن و وارد زندگی م میشن که وقتی درکشون می کنم می بینم آره اینا آمدن که منو به خواستههام برسونن، خیلی خوشحال میشم و بی خیال غصه ، شروع می کنم به خوب کردن حالم وسعی می کنم نبینم این اتفاقات به ظاهر بد رو ، خیلی از اطرافیان م، هی آیه ی یأس و ناامیدی می خونن،اما من که خبر از قانون و فرکانس دارم خیییییلی خوشحال م و می خندم و شادی می کنم و منتظر میمونم که خداوند کارش رو به آرامی انجام بده .
استاد متشکرم که چقققققدر عالی داری منو شیر فهم می کنی.
خدایا متشکرم که این بنده ت رو برام عالی فرستادی خدایا متشکرم متشکرم متشکرم
به نام خدای مهربونم خدایی که هرچقدر بیشتر باورش کنی ب همون اندازه بیشتر و بهتر و راحت تر غرق در فراوانی ها و نعمت ها و ثروت ها میشی
الهی هزاران بار شکرت برای اینترنتم برای اینک میتونم ب سایتم وصل بشم و از آگاهی هاش به بهترین شکل استفاده کنم
الهی شکرت برای هدایت های واضح برای نشونه های قوی ک برای هر لحظه من میفرستی که در مسیر خودت ثابت قدم باشم چون انتخابم اینه…
الهی هزاران بار شکرت برای هوای بارونی کرج زیبا برای اینک از صبح بدون توقف داری رحمتت رو سرازیر میکنی
الهی هزاران بار شکرت برای زیبایی های ک هدایتم میکنی هرروز که بیشتر و بیشتر ببینم و لذت ببرم
الهی هزاران بار شکرت برای سلامتیم برای انرژی که میبخشی بهم و توانایی انجام کارهام رو میدی
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود استاد قشنگم برای جاده زیبایی که رفتن و به اونایی که خاهانشن ادرسش و میدن و چقددددد سپاسگزارم که لیاقت بودن در این مسیر زیبارو بهم دادی و هرروزی که میگذره بیشتر و بیشتر دارم ازش لذت میبرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای غذای خوشمزه ای که تونستم بخورم
الهی هزاران بار شکرت برای هر نفسم که بودن در این دنیای مادی رو بهم هدیه میده
الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
پروژه بی نظیر درک عمیق تر قوانین خداوند رو منی که دارم رو دوره 12قدم کار میکنم خیلی بیشتر و بهتر دارم درک میکنم منی که سالهاست شاگردی استادم رو میکنم میتونم قسم بخورم که تا به این اندازه درک و فهمش رو نداشتم اصلا یجوووووری این مسیر با هم همخوانی داشتن که فکرش و نمیکردم…
درک این جمله طلایی استادم که:
حس خوب =اتفاقات خوب
برای من الهام 3سال طول کشید تا بتونم عملی تو زندگی خودم اجرایش کنم قبل اون فقط در حد به جمله با بار مثبت بود برام فهمی نبود درکی نبود
ب چند سال پیش خودم و نگاه میکنم رد پای تکامل رو میشه به وضوح ببینم که واقعا از کجا ب کجا منو رسونده با رعایت همین قانون فوقالعاده ساده میتونم ببینم وقتایی که به چالشی برخوردم با موندن تو حس خوب چ درهایی برام باز شد و جاهایی که برعکس عمل کردم چ پیامدهایی برام داشت …
خدارو شاکرم برای اینک منو تو این مسیر فوق ااااااالعاده هدایت کرد کمکم کرد بتونم دوره بی نظیر 12قدم رو تهیه کنم و تعهدش رو بهم داد که بتونم انجامش بدم …
دیروز جمعه بود دایانم خونه بود گفتیم بریم یکم بگردیم هدایت شدیم ب ایران مال زیبااااا و پر از حس عالی مثل استاد و مریم جون ما هم مسیرهایی رو انتخاب میکنیم که یکم برامون دور باشه تا بتونیم از جلساتمون تو ماشین قشنگمون گوش کنیم و استفاده کنیم داشتیم جلسه 3قدم دو رو گوش میکردیم و غرق در دنیای خودمون بودیم که استاد فرمودن آینده جز این نیست که خودت با افکارت رقمش زدی بعد از مسیری که با گوشی بهمون پیشنهاد داده بود برای اولین بار داشتیم میرفتیم و دقیقااااااا همون لحظه این نوشته رو که آینده شما تجسم شماست رو روی به برد تبلیغاتی دیدیم من و دایان همینجوری مات و مبهوت فقط همو نگاه کردیم و شگفت زده از هدایت ها و همزمانی های بی نظیر الله….
تلفیق این دو تا دوره 12قدم و درک عمیق تر قوانین خداوند با هم خارقالعاده هستش و واقعا خدارو شکر میکنم ک میتونم همزمان از آگاهی هاشون استفاده کنم….
مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای من مهربون ترینم خالقممم یکتای من عاشقتم
الهی که همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
سلام استادعزیزم
استادجان چقدرزیباگفتین ماخودمون بایدشروع کننده این باشیم که چه اتفاقی درزندگیمون بیفته نه اینکه واکنش نشون بدیم به اتفاقات .مااول ازخدامیخواهیم هدایتمان کندبه مسیردرست مسیرنعمت وثروت.وخداجواب میدهدولی یه شرط داره که بتونی هدایت روبشنوی وقتی دلت بایادخداآرام باشدبه اینکه بدونی قدرت دست خداست وبرگی بی اذن خدابرزمین نمی افتدوهرچه پیش آیدخیراست برای من .مطمیناخداجواب همین درخواستمومی دهدخداوندهمیشه هدایت می کندولی مابایدقلبمونوبازکنیم برای شنیدن هدایت خداوآونهم باخوب کردن احساسمون انجام خواهدشدخدایاشکرت برای اینکه استادجوری آموزش می دهدکه چطوری هدایت رادریافت کنیم من به این دقت این موضوع رادرک نکرده بودم ولی الان باجدیت تمام سعی دارم خودموآروم کنم تاخداقدمهاشوبگه ومن حتمابایدکارعملی انجام بدهم وباجان ودل به هدایت خداعمل کنم.خدایاشکرت برهرنفسی که میکشم یادتوست ودست پرقدرت تواستادعزیزم که یادم می دهداعتمادکنم بهت هرچندبدترین اتفاق بیفتدبازهم خیراست الهی شکربراستادعزیزم که دراین مسیردستانموگرفت وهرروزمیگیردتابتوانم اعتمادموبه خدابیشترکنم وخودموآروم کنم.خدایاشکرت برای این آگاهیها خدایاشکربروجوداستادعزیزم.یعنی اگرمن استادونمیشناختم صددرصدبدبخت وبیچاره بودم همانطورکه قبل ازآشناییم بااستادزندگیم پربودازحس قربانی شدن وبدبختی وگریه وضعف .خدایاشکرت برقانون خداوندکه حس خوب مساوی اتفاق خوب هست.الهی شکربرحال خوبم که برای استادم همیشه اتفاقات عالی میفتدبس که این بشرقانون راخوب عمل میکندمنم جایزه میخوام هم دراین دنیاوهم دراون دنیا.استادجان سعیمومیکنم وازخداکمک میخواهم که بتوانم زیبازندگی کنم وجهان راجای خوبی برای زندگی کنم .ماناباشید
سلام بر استاد و معلم زندگی من
استاد نازنینم به بهانه روز معلم خواستم ازتون قلبا تشکر کنم چرا که شما به معنای واقعی کلمه معلم زندگی من بودین.
و شاید مهم ترین و مهم ترین تمایز شما با بقیه همین کاربردی کردن موضوعات برای حل مسایل زندگیه چرا که شما همیشه سعیتون این بوده که مارو به فکر کردن وادارین که این اصل مهم ترین اصل پیشرفت و خودشناسیه که انسان شدیدا ازش فرار میکنه چون بسیار تلخ و سخت میتونه باشه اما درنهایت شفا درهمین تفکرعمیق در خودمون و باورهامونه.
استاد نازنینم هررر بار که به صحبت هاتون گوش میدم از خداوند ممنون میشم که شمارو تو مسیر آموزش من قرار داد
هربار از یه جنبه جدید مارو شگفت زده میکنید با بیان شیواتون
درمورد مبخث امروز واقعا چقدر قشنگ یادمون دادین که وقتی میشه هدایت رو از نجوای شیطانی ذهن تشخیص داد که قلبمون باز باشه که یعنی اون لحظه آرام باشیم و حس خوب ومثبت داشته باشیم انوقته که ماتو فرکانس شهود خداوند قرار میگیریم و اصلا اشکالی نداره که وقتی اتفاق بدی میفته ناراحت بشیم بالاخره ما انسانیم اما باید سعی کنیم هر بار بهتر و سریع تر از قبل با توجه به باورهایی مثل الخیر فی ماوقع و یا اینکه هرچه که منو نکشه قوی ترم میکنه ذره ذره حالمون و احساسمونو خوب کنیم که وقتی این اتفاق بیفته ما در هارو برای دریافت شهود باز میکنیم چون ماهم مثل همه ادم های دنیا لایق دریافت شهود و راهنمایی خداوند هستیم چیزی که خداوند در قرآن هم بهمون اطمینان داده که ماهمه رو هدایت میکنیم که البته هم به خیر و هم به شر بسته به فرکانس خودشون.
استاد چند روزی بود که سوال من این بود که چه جوری تشخیص بدم این راهنمایی که بهم میشه شهود هست یانه ؟یا من دارم باشهود اشتباهش میگیرم؟
یا اصلا طرز تشخیص درست شهود از افکار ذهن چیه؟
که امروز به بهترین شیوه جوابش رو بهمون دادین
یک دنیا ممنونم استاد ومعلم بی نظیرم
امیدوارم در پناه الله یکتامون شاد سلامت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلامممم.وقتی شنیدم که صدای استاد عرشیانفر اینجاست خیلی به وجد اومدم ..این صدا صداییه که توی تنهاییام و دوران دانشجویی و بی پولی من هر وقت بهش گوش میدادم.امید میگرفتم و بلند میشدم و حالم خوب میشد..استاد عرشیانفر رو خیلی دوست دارم من عاااشق صدای این استادم من.اصلا صداش به یادم میاره از چه اتفاقاتی عبور کردم و الان اینجاممم.عرض ادب و احترام دارم برای این استاد عظیم .
همیشه با منطقی که استاد عباس منش داشت میگفتم کاش یه روز بشنوم این دوتا استاد با هم حرف میزنن و اونوقت چه شودددددد.باورم نمیشه اصلا من نمیدونستم که این دوتا استاد بزرگوار همو میشناسن وقتی به جهان درخواست کردم.و الان میبینم با هم لایو دارن …خیلی خوشحال شدم خدایی.هر چند من حسم رو وقتی میگم که برای اولین بار ویس رو گوش دادم.من این ویس رو خیلی دوست دارم واسه همین زیاد گوشش دادم ولی الان میخوام کامنت بذارم.
گفت و گو:
استاد عرشیانفر: من مغزرو مثل یک پروژکتور تصور میکنم و شهود رو خورشید ،خیلی ها فکر میکنن ما ذهنمونیم و خیلی ها میگن ما شهودیم.
وقتی از دید ذهن مشکل رو نگاه میکنم شاید نهایت تا 400 متر ببینه و اما شهود من مسیله رو ذوب میکنه و مثل خورشید همه چیز رو روشن میکنه .مثال حضرت زینب که72تن از نزدیکترین افراد رو از دست داد اما توی چند شهر راه میرفت و وقتی بهش گفتن چه اتفاقی افتاد گفت جز زیبایی چیزی ندیدم.اون از شهود استفاده کرده.
استاد عباس منش:
چگونه از این قانون در زندگی استفاده کنیم؟!
حضرت زینب با چه دیدگاهی حالش خوب بوده؟!
وقتی اتفاق بدی میافته ما وسوسه میاد سراغمون و وقتی حسمون رو خوب میکنیم با باور هامون اونوقت در آرامش شهود رو دریافت میکنیم .
استاد عرشیانفر :چطوری حسمون رو تغییر بدیم و اون پنجره چیه؟!
اون پنجره باورهای خوبه مثل الخیر فی ما وقع.
برای الخیر فی ما وقع من مثالی میخوام بزنم که خیلی ملموسه .
یه آقایی هست صاحب بهترین رستوران شهره و به سبک اروپایی رستوران رو درست کرده و یه شعبه ی دیگه هم توی آبادان داره.
این آقا توی نوجوانی رفته چین که اونجا کارگری کنه.یه آقایی به خاطر اخلاقش و امانت داریش بهش کار میده و توی صرافی مشغول به کار میشه و یه مدت پیشش میمونه .اون زمان دستگاه نداشتن برای جابه جایی پولها.و باید گونی پر میکردن و میبردن بانک مرکزی .خلاصه این آقا یه روز که داشته گونی پر از پول رو میبرده بانک .چندتا شخص دزد میافتن به جونش و تا دم مرگ میزننش و وارد کما میشه.بعد که خوب شد دوباره شروع کرد کم کم صرافی زد و صرافی ها شد یکی و دوتا و سه تا و بعد گسترش پیدا کرد به امارات و دبی و الان رستورانها یکی از بزنس های بسیار کوچیک این آقا هستن.
حال خوب رو برای همه آرزو مندم…
ب نام الله مهربان و هدایتگر ب سمت زیبایی سلامتی شادی ثروت و حال خوب
سلام ب اساتید عشق و هنر و زیبا کننده جهان
=خداوند میگه ب هر سمتی بخایید ما شمارو هدایت میکنیم چه دسختی چه آسانی
=در زمانی میتونیم هدایت دریافت کنیم که در احساس خوب بمونیم
=وقتی قلبمون باز میتونیم الهامات دریافت کنیم
=همراه با الهامات شیطان هم صحبت میکنم اگه حالمون بد باشه حرفهای شیطان میشنویم
=ما موقعی میتونیم الهامات خوب دریافت کنیم که در احساس خوب باشیم
=در شرایط بد بتونیم خودمون کنترل احساسمونو خوب کنیم الهامات درست دریافت میکنم
=با این نگاه میتونیم خودمون کنترل کنیم که هر اتفاغی بی افته از طرف خداوند برای ما توش خیر هست و اگه دستمونو توش اتیش نکنیم پاداش خوبی داریم
=اگه بتونیم احساسمونو در شرایط خوب نگه داریم لاجرم اتفاغای خوب برامون می افته
احساس خوب مساوی اتفاغای خوب
سپاسگذارم برای این فایل زیبا
آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون
بنام الله.
سلام بع استادم بهترین استادی که وجود منو با آگاهی هایی که هم یاد داد سیقل داد و بزرگ کرد.
استاد عزیزم عاشقتم که آسون و راحت از قوانین حرف میزنید ،شما همه چیزو بر پایه سادگی و آسونی قرار میدید و من همیشه وقتی پای فایل های شما می شینم اونقدر در عین سادگی حرف میزنید که ذهنم دست از مقاومت برمیداره و راحت قبول میکنه.
این فایل برای نشانه روز من بود ،،،،
نشونه ای از جنس هدایت و شهود،از جنس عشق و زیبایی.
اینکع نترس و نگران نباش ،ما تورو هدایت میکنیم،و تو چه زیبا منو هدایت میکنی به شرط اینکه حالمو خوب نگه دارم ،اونوقتع که شروع میکنی به صحبت کردن با من،الله من یکتای من….
رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ
من خیر میخوام اونم از طرف خودت هرطور که بهتره برام:)))))
خداروشکر توی این یکسال سعی کردم ذهنمو کنترل کنم و تو هر شرایطی جوری به مسائل نگاه کنم که بهم احساس بهتری بده،سعی کنم از دل تضاد یع پل بزنم به سمت خواسته هاام و ورقو به نفع خودم برگردونم:)))))
خدای خوبم مهربانم به سمت
ثروت
سلامتی
زیبایی
عشق و حال عالی هدایتم کن:)))
سلام مهسا جان
چقدر خوب که در سایت نشانه روز داریم تا در مسائل زندگی راهنمامون باشه و مهر تایید یا رد به تردید مون در مسئله میزنه
برات حال خوب آرزومندم تا این تضادی که گفتین براتون خیر و منفعت فراوان داشته باشه.
چقدر از وقتی با استاد آشنا شدیم تضادها برامون زیبان و لبخند به لبمون میاره.
من که تا تضادی اتفاق می افته میگم اخ جون خدا را شکر زکیه یه چالش برای پیشرفت داره اتفاق می افته.ممکنه پیشرفت در آگاهی قوانین باشه ممکنه پیشرفت در روابط یا هرچیزی
خوشحال و پیروز باشی
ب نام خدایی ک هرآنچه دارم از اوست
سلام ب استادومریم بانو
سلام ب دوستانم
این اتفاقات ب ظاهر وحشتناکی ک تو زندگی من افتاد هم
100درصد ب نفع من بوده
اما بااین دیدو با این باوری ک الان دارم من بهشون نگاه نمیکردم
ک هرآنچه مرا نکشد قوی ترم خواهد کرد
یا اینکه
الخیرفی ماوقع
اما الان ک قانون رو یاد گرفتم اونموقع یادم افتاد ک یادته فلان اتفاق برات افتاد چ راه های بهشت گونه ای رو برات باز کرد
و ب چه جاهایی هدایت شدی و چ پیش
سرعتی برای پیشرفت هات داشت
انسان اگر قانون رو یاد بگیره دیگه جایی برای گله و شکایت براش باقی نمیمونه
و تمامش میشه صبر همراه با امید
و ارامش
من تاقبل از اشنایی بااستاد
نمیدونستم حضرت زینب همچین حرفی زده
چون حرفایی ک از اطرافیان خانواده مدرسه و جاهای دیگه شنیده بودیم اینجوری نبود و حضرت زینب محزون و زجر کشده و له بود
یک عکسی یادمه میدیدم ازش اینجوری بود
ک اسب اما حسین برگشته بود ب جای چادرها
ب اهل بیت و اسب روی بدنش زخم و تیر هایی ک سمتشون پرتاب کرده بودن مونده بود
و حضرت زینب سرشو روی اسب گذاشته بود و با قد خمیده و ینی ک گریه میکرد
خب ما واقعیت رو از کسی نشنیدیم و من ب دنبالشم نرفتم ک بدونم چی ب چیه اما استاد همه ی این مباحث رو کاملا بهش واقفِ
تو ذهنم برام سوالای زیادی پیش میومد
اما ب دنبالش نمیرفتم
اما خدا منو ب سایت استاد و فایلاشون هدایت کرد
و واقعیت های زندگی رو ک هیچ احدی ب ما نگفته بود رو گفت
ب قول استاد با عشق این مباحث رو ب ما اموزش میده
و الهامات خدا ک اگر منِ نوعی خودمو لایق هم صحبتی باخدا بدونم خب هرلحظه منو هدایت میکنه
استاد من بچه بودم یادم نیس چند سال
ب مامانم میگفتم ک مامان یک صدایی تو مغزمه
و همش میگه تو نمیتونی
تو نمیتونی این هی تکرار میشد ها
اینقدر صداش بلند بود و هی سریع تکرار میشد من حالم بهم میخورد از اون وضع
ب مامانم میگفتم میگفت چی میگه میگم اینجوری میگه همش حرفای منفی میزنه
چکار کنم مامانم میگفت نمیدونم
بعدما خونه ایی ک توش بودیم خیلی بزرگ بود
4خوابه بود
و از بچگی میشنیدم ک این خونه یک چیزی داره ک انسان رو اذیت میکنه و باید بریم ویش دعا نویس و اونو تو خونه چال کنیم اون دعارو
و اون شی از خونه خارج بشه میگفتن
یک زنی هستش و بچه هم داره
کلی مزخرفات دیگه ک من این هی بهم تلقین میشه ک تو توی سرت یک چیزی هست ک این حرفارو داره بهت میزنه
اقا مامانم منو برد پیش یک دعا نویس
و لباسمو بهش دادیم
شبش این خانم دعانویس باید لباسمو میذاشت زیر سرش و توخوابش معلوم میشد ک توی سرم چی هست و روز بعد رفتیم گفتش
تو سرت هواس و این هوای بدیه
باید از سرت خارجش کنیم
مرغ سیاه میخواست کلی ادویه و گردو وبرای مرغ شکم پر میخواست دیگه
بعد اون مرغ رو با همه ی چیزایی ک توشکمش داره میپزن ینی باهمون ادویه و گردو و فلان ک پر میکنن میپزن
و بعد له میکنن و میزارن روی سرم و یک شب تاصب باید رو سرم باشه
ینی ب کل کله ی من بزنن ههههههه
اقا من اینو ک شنیدم ازاینورم من اعتقادی نداشتم
توراه برگشت ب مامانم گفتم عمرا اگ برم و همچین چیزی روی کله م بزارم
نرفتیم
و سال ها و سال ها گذشت تا الان فهمیدم بابا این نجواهای شیطانه
خیلی مسخره س بخدا
ببین این ادما از چه راهی دارن مردمو سرکار میزارن و کلی پول ب جیب میزدن
درکل
میخواستم بگم ک من ازاونجا ب اینجایی ک الان هستم رسیدم با این خرفات و اعتقادات خام و پوچ
خدایا شکرت
واقعا من خودمو یک نجات یافته میدونم
از دنیایی ک خودتون بهتر میدونید ک چ افکار معیوبی دارن
خدارو هزاران بار شکر میکنم برای این هدایت زیبا ک من تو این سایت الهی هستم
و از اموزه های استاد لذت میبرم و کلی درس یاد میگیرم و تو زندگیم دارم اجراش میکنم
عاشقتونم
درپناه الله یکتاشادو سالم و خوشبخت باشید
سلام به استاد عزیز و محترم ونفس وقلب وعشق خودم ومریم جون عزیزم وتمامی دوستان باصفای خودم .
هر باری که به صحبتهای استاد عزیز در مصاحبه ها ولایو هاشون با فرد دیگه ای توجه میکنم بیشتر پی میبرم که استاد خودم چقدر توانمند تر و روشنفکر ترهستش .
واز این بابت به استادم و به خودم که چنین استاد جیگری رو انتخاب کردم افتخار میکنم .
این احساس قلبیم بود که دوست داشتم بگم .
واما جریان هدایت :
چیزی که این روزا خیلی درگیرشم ومدت طولانی هم نیست که پیداش کردم در واقع به درکش رسیدم !
که خدارو خیلی سپاس میگم چون بی نهایت آرامش رو برام به ارمغان اوورده .
فک میکنم حدود 9ماهی باشه .بعد از کارکردن دوره ی کشف قوانین و چند ماه بعدش کار کردن دوره ی احساس لیاقت خیلی منو به درک هدایت رسوند.
البته که از همون ابتدای کار ودر هر دوره استاد عزیز بابت این قضیه خیلی صحبتها وتجربه ها به ما ارائه دادن ،منتهی بعد از گذشت چندین سال، تازه من به درک هدایت رسیدم .
بنظرم تکاملش رو باید طی میکردم .البته جریان هدایت چیزی نیست که بگی فهمیدیمش، پس پروندشو ببندم.
نه اینطور نیست .جریان هدایت در هر لحظه اتفاق میفته وما در هر لحظه آگاهانه وهشیارانه باید حواسمون بهش باشه .
چطور؟
اینکه جنگ و ستیزی با وقوع اتفاقاتی که برات رخ میده نداشته باشی .
به خدا و قوانیننش اعتماد کنی.
احساساتی مثل خشم وعصبانیت ،نگرانی وترسها،غم وغصه وناامیدی رو تو ذهنت کنترل کنی واجازه ندی به احساس بد بری .
بتونی به اون موضوع از زاویه ی بهتری نگاه کنی.
بتونی تمرکزتو ببری سمت موضوعات دیگه .
تجربه واتفاقات گذشتتو میتونی به خودت یادآوری کنی که وقتی خودتو وارد بازی کردی وبا احساسات بد مواجه شدی،با چ اتفاقاتی مواجه شدی .حتمن اکثرمون تجارب جالبی نداشتیم .
اصلا با احساس بد نمیشه تجربه ی خوبی کسب کرد.
سعی کنی تجارب خوبی که بعد از انجام هدایت داشتی وخودتو کنترل کردی وبا احساس خوب از اون موضوع گذشتی رو به خودت متذکر بشی که امیدت رو ازدست ندی .
باید سعی کنیم همه ی اینا رو در لحظه انجام بدیم منتهی از اونجایی که تو اون حالت ودر وقوع اتفاق ،کنترل کردن ذهن خیلی سخته حداقل باید آگاهانه سعی کنیم به احساساتمون غلبه کنیم .باتمرین وتکرار وبا هر بار دیدن تجارب ،ب نظرم امکانش هس وچیز نشدنی ای نیست .
منم بارها پیش اومده در لحظه تونستم وگاهی هم موفق نشدم اما چند دقیقه بعد شاید یکی دو ساعت بعد ،نگاهم به اون قضیه کاملا فرق کرده .
همین که ادامه دارش نمیکنم ودیگه مثل گذشته غرقش نمیشم ب نظرم خوبه اما کافی نیست .
یه روزی از خودم خیلی گله داشتم ومیگفتم چرا با وجود اینکه این همه وقت میزارم واین همه تلاش میکنم ،به اون آرامشی که میخام نمیرسم ؟!
چرا هنوز ذهنم انقد درگیراین افکار ها واتفاقات هستش ؟!
چرا رابطم اوکی نمیشه ؟
حالا میفهمم که برای رسیدن به درک هر چیزی باید مراحلش رو طی کنی وآرام آرام و پیوسته بش دست پیدا کنی .
اون موقع با وجود کسب آگاهی های زیاد ولی به هیچ وجه نمیتونستم چیزایی که الان درکشون میکنم رو درک کنم .
وآرامشی که الان بهش رسیدم رو نداشتم .
اتفاقا زیاد تقلا میزدم وفک میکردم همین کافیه و همین باید منجر بشه حال من خوب بشه وبعد کم کم خواسته هام بدست بیاد.
خداروشکر میکنم .
از همت وتلاش خودمم سپاسگزارم که هیچ وقت کم نیووردم وبا وجود همه ی سختیها ،ادامه دادم و ادامه خواهم داد.
چون هر چی میگذره بیشتر متوجه میشم وارد چ مسیر قشنگی شدم پس با ادامه دادنم ، قشنگتر هم خواهد شد.
در کل که به این درک رسیدم که ما انسانها تا زنده هستیم باید در مسیر آگاهی باشیم تا بتونیم با لذت وشادی زندگی کنیم .
وامروز من دارم اینو تجربه میکنم .از اینکه امیدمو از دست ندادم ومصمم بودم ،خیلی خوشحالم .
امروزم با اعتمادم به خدا .
با رها کردنم .
با توکل کردن وصبر کردنم .
با مراقب بودن احساسم .منتظر وقوع اتفاقات عالی از سمت پروردگارم هستم .
سعی میکنم چیزیو کنترل نکنم .وخودم وقت وزمانی رو برای وقوع خواسته هام در نظر نگیرم .امروز با اعتمادی که به خدا کردم فقط باید راه صبرو پیش بگیرم .
به پسرم هم همینو یاد دادم .
پسرم تو دوره ی سختی هستش دقیقا داره صبر وتوکلش رو محک میزنه .
دوس داره فوتبالیست بشه . تلاش خودشو داره میکنه .تمریناتش رو انجام میده ولی هنوز موفق نشده تو تیم مطرحی حضور داشته باشه .
من سعی میکنم هر آنچه که از استاد یاد میگیرم روبراش بازگو کنم خودش هم خیلی به مطالب انگیزشی علاقه داره و همیشه دنبال جملات وعبارتهای تاکیدیه خوب ،میگرده وسعی میکنه رو اونها تمرکز داشته باشه .
مراقب حس و حالش هم هست .
اتفاقات زیادی تو این چند سال اخیر در مسیرش براش افتاد که هر کدوم درسهای خودشونو داشتن .
وقتی به رفتارهاوحتی افکاروباورهایی که برام بازگو میکنه دقت میکنم میبینم واقعن طبق اصول قوانین جهان داره پیش میره.
خیلی ریلکس وخونسرد .
اعتماد ب نفس بالایی داره .
از ارزشها وتوانمندیهای خودش با خبره .
خیلی خودشو لایق میدونه .
الگوهای زیادی رو دنبال میکنه .
خیلی ایمان داره که یه روزی از یه جای که فکرشو نمیکنه وارد تیم خوبی میشه .
هرروز تمرین وتلاش خودشو میکنه هم جسمی هم روحی و روانی .
بچه ی من تو سن 20سالگیش خیلی خوب خدا رو میشناسه وبهش ایمان قلبی داره ومن از این بابت خوشحالم چون بچه های هم سن و سال خودش البته دور و ور ما ،به این چیزا میخندن چون اصلا به وجود خدا اعتقادی ندارن .خودم احساس میکنم بچم از خودم خیلی الگو برداری میکنه . وسماجت وادامه دادنش به همین جهته .چون هرروز میبینه که مادرش چقد دنبال تغییرات مثبت هستش .
با هم زیاد گفتمان میکنیم بنابراین تجربه های همو به هم میگیم .
منم به عنوان مادر ،خیلی جاها باید نگرانش باشم چون نمیدونم در آینده چ اتفاقی خواهد افتاد .اما اینو میدونم اولا باورهای خودش مهمه که خیلی راسخه وخودشو اون بالا بالاها وتو کشور دیگه میبینه .
اما منم در مرحله ی صبر وتوکل هستم .
چون منم به خدای خودم اعتماد دارم .البته خدای منو و اون نداره خدای همه ی ما یکی هستش .
من از جانب خودم اعتماد به خداوند دارم .
میدونید یه وقتایی در جواب افکار وباور های دیگران ، یه چیزایی میخام بگم اما سکوت میکنم وبه خودم میگم ناهید هنوز وقتش نیست .
چون تا نتیجه تو دستت نباشه کسی حرفاتو باور نمیکنه .
دیگران آرامش وشاد بودن تو رو خوشبختی نمیبینن .اونا از تو نتیجه ی واضح مثل داشتن ثروت وبودن در تیم مطرح رو مثلا میخان .
وتا این اتفاق نیفته باورت نمیکنن .شاید پشت سرت مسخرت کنن .وبگن این همه وقت میزارن برای اتفاقات خوب ،ولی از نظر اونا داریم وقت تلف میکنیم .
اما منی که قانون رو درک کردم میدونم تو مرحله ی صبر وتوکل هستم بنابراین به احساسات ونظرها وانتقاداتتشون اهمیتی نمیدم .
پسرمم هم همین طوره دقیقا احساس منو داره .میگه به قصاوتهاشون اهمیتی نده .
میاد اون روزی رو که به همه ثابت کنم مسیرم اشتباه نبوده .وارزش وقت گذاشتن رو داشته .
منم به امید اون روز هستم .
ما سعی میکنیم با این اعتمادی که بدست اووردیم تمامی اتفاقات زندگیمونو بپذیریم هر چند ظاهر جالبی نداشته باشن .
ما برای اینکه رشد کنیم اول به خودمون ثابت میکنیم تا با اثبات به خودمون ودیدن نتیجه اونوقت مردم جواب حرف وقضاوتهای خودشونو میگیرن .
ما با امید فراوان ولذت بردن از زندگیمون وارزش قائل شدن برای تمامی لحظاتمون سعی میکنیم این روزا رو بگذرونیم .
اینجا تو سایت تمام احساسات و خواسته هامو مینویسم تا روزی که بدسشون اووردم فریاد بزنم بگم دیدید شد .دیدید بدست اوووردم !
اگه قانون درسته منو وپسرم داریم طبق اصول قانون پیش میریم .
خودم تو زمینه ی روابط با همسرم هم دقیقا با هدایت خداوند چون عمیقأ ازش میخاستم خودش کاری کرد تا کم کم به درک درست روابطمون رسیدم والان شرایط وموقعیتم قابل مقایسه با گذشته نیست .
اتفاقات زیادی رو تجربه کردم تا هر بار درکم کمی بهتر از قبل شد .
باید بهتر از اینم بشه .عجله ای ندارم .با وجود تلاشی که میکنم از همینشم راضیم .چون هر دو آرامش داریم .
هدایت خدا رو به خانوادم هم یاد دادم منظورم همسر ودخترمم هس .البته دخترم هنوز خیلی کوچیکه اما با توجه به سنش خیلی چیزا رو میتونه درک کنه .
هیچ کار تحمیلی نداریم خدایی همه رو با عشق برا هم انجام میدیم .
خوب میفهمم هم فرکانس هم هستیم منتهی هر کدوم به دلایلی از هم دور شده بودیم که با وجود استاد عزیز تو این چند ساله اتفاقات خوبی در روابط ما با همدیگه افتاد .
به قول پسرم میگه مامان کدوم خانواده مثل خانواده ی خودمون با هم رابطه ی خوبی دارن وبا هم دوستن وحرفای همو میفهن؟ میگه ما از همه بهتریم .
خیلی شبیه هم شدیم .علایق وسلایقمون هم شبیه همه .
من همه ی اینا رو هدایت خداوند میدونم .
وقتی دنبال هدایتش هستم ینی غرور وخود خواهیمو کنار گذاشتم و سر خود ،کاری نمیکنم .
همه ی امور زندگیمو تو همه ی زمینه ها چ تو سلامتی ،چ تو روابط، چ شغل و حرفه، چ ثروت و چ آینده همه وهمه رو با خیال راحت سپردم به هدایت خودش .
اگه بتونیم همین طور پیش بریم خب طبیعتا بدست اووردن هر چیزی خیلی راحت وآسون میشه برامون .
که لازمش فقط صبر وتوکل با احساس خوب هستش !
استاد جونم مرسی ازت که همیشه معلم وآموزگار خوبی برام بودی .
روز معلم مبارک معلم عزیزم .
از خداوند بهترین بهترینها رو برات، در دنیا و آخرت خواستارم .
عشق منی .
بنام خدای هدایتگرم به سمت زیبایها ونعمتها
سلام به اساتید توحیدی عزیزم
سلام به دوستان عزیزم
خدای رو سپاسگزارم برا این آگاهی های ناب
چقد حس خوشبختی دارم
همین ک اینجام و لایق این مسیر توحیدی م
میخاسم تو کامنت اول از خانم شایسته عزیز برا بروز رسانی های فوق العاده تشکر کنم
خودتون استادید ولی مث یه شاگرد همیشه دنبال یادگیرید و بر همین مبنا ایجور هدایت شده بروزرسانی میکنید
طبق درخواست های ما
و حالا جستجو ایقد هدایت ش قشنگه
ایقد راحت ، آسون و واضح به جوابات میرسی
فقد میشه گفت معجزه س
این مدت ک روزشمار رو گذاشتید من به مدار دریافتشون رسیدم
و برام مث فایل نشانه شدن
مث مرور قوانین و درس های استاد هستن
بخاطر وجودتون سپاسگزار خداوندم
خداروشکر هزاران بار