اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چند روز پیش بهمراه غزل دخترم و چند نفر دیگه ب ی مسافرت رفتیم
من اوایل امسال از خدا خواستم
که امسالم پر از مسافرت کنه
و بحمدالله تا الان دو تا مسافرت بی نظیر نصیبم کرده و در تدارک مسافرت سوم هستم
از اونجا که مداوم در حال یاد گیری و گره زدن آموزشهای جدید با تجربه هاییکه ، در مسیر تاریکی ب سمت نور بدست آوردم ،هستم
میبینم چقدر راحتتر میتونم کنترل افکارم بدست بگیرم که این همون هو من عندالاهیه که حضرت مریم ب زکریا میگفت
و چقدر مسیر زیباتر شده
استاد هر چیزی که طبق قوانین درخواست میدم اجابت میشه
دیروز ب غزل میگفتم:« غزل چقدر مدارمون بالا رفته ,چقدر ادمهای اطرافمان تغییر کردن ،چقدر حالمون عالیتر شده»
خیلی وقت بود که با آدمهای منفی دمخور نشده بودم امروز داشتم جلو درمون تمیز میکردم یهو خانم همسایه مون دیدم بعد از سلام احوالپرسی گفت دخترم بهم گفت بیا باهم بریم پیاده روی ولی با ترس رفتم همش فکر میکردم از پشت یکی دنباله:)
گفتم چرا ؟÷|
گفت ی چیزایی میشنومااا
گفتم خب نشنو
و بعدش یادم اومد که من خودم برای اینکه ب ترسهام غلبه کنم ساعت 12 شب ب قبرستون رفتم و ساعت پنج صبح تک و تنها زدم ب خیابون
و در طول مسیر همش با معبودم راز و نیاز میکردم
و میدونستم که اون بصیره و کاملا به فالله خیرالحافظین اعتقادکامل داشتم
دیدم چقدر آرامشم بیشتر شده
استاد من پنجاه و چهار سالمه و بحمدالله هیچ مشکل جسمی ندارم ی کوچولو مشکل پوستی دارم که اونم از فضل خدا کاملا کنترل شده و میدونم که بزودی حل میشه
ی داستان تعریف کنم
چند وقت پیش داشتم ی کار هنری درست میکردم که ب پر نیاز داشت ته دلم گفتم اگر پر طاووس میشد خیلی قشنگتر میشد
بعدش گفتم کاش میرفتم باغ وحش و ی طاووس میدیدم
این گذشت
تا اینکه طی مسافرتی که دو هفته قبل ب خونه مادرم داشتم برادرم منو ب خونه شون دعوت کرد
برادرم دو تا خونه دارن یکی تو شهریار و ی دونه ام تو اطراف شهریار تو این خونشون ی عالم مرغ و خروس و بوقلمون و سگ و … دارن و ازونجا که من عاشق حیواناتم خیلی دوست داشتم همون جا بمونیم
ولی ازونجا که فرموندزندگی ب خدا سپردم رفتیم خونه شوند تو شهریار
وقتی رسیدیم شب شده بود صبح روز بعد خانم برادرم گفت همسایه مون طاووس آورده بیا و ببین
منم مشتاقانه رفتم از بالا به طاووسی که داشت تو حیاط همسایه میچرخید نگاه کردم
باهاش صحبت کردم و گفتم سلام طاووس خوشگله
من خیلی دوست دارم
چقدر خوب شد که هستی و من با تو میتونم حرف بزنم
بعد میومدم داخل خونه
و طاووس با صدای بلند منو صدا میکرد
یعنی سه بار این اتفاق افتاد
انگار یه رابطه عاشقانه دو طرفه بود
دفعه چهارم بهش گفتم
طاووسی به من ی دونه پر میدی من خیلی خوشحال میشم که ی پر از پرهای قشنگ تو داشته باشم
بعد یکساعت پسر همسایه ی دونه پر آورد که گفت طاووس دیر ب دیر پر میندازه و امروز ی دونه انداخت و مادرم صداتون شنیده بود بخاطر همین گفت اینپر بیارم برای شما
یعنی فقط با چشمان حلقه شده مونده بودم
و بسرعت یادم اومد که خیلی وقته که این اتفاقات برام میفته
استاد هفته قبل هم ب یه باغ وحش حیوانات دریایی و پرندگان هدایت شدم تازه ب رایگان و با کلی احترام و عزت
خیلی وقته که وقتی چیزی درخواست میدم اجابت میشه
هر چیزی که بهش نچسبم و اونو بخاطر خدا رها کنم
خیلی وقته که رابطه م با خدای درونم عاشقانه تر شدم
خیلی وقته که جز زیبایی چیزی نمیبینم
خیلی وقته که از زشتیها اعراض کردم
خیلی وقته که ادمهای منفی اطرافم حذف کردم و خودم ارتقا دادم
استاد مدارم آروم آروم رفت بالا
بخاطر اینکه الان 6 ساله که با تمرکز زیاد روی دارم کار میکنم
زندگیم شده قانون
عمرم داره با قوانین میگذره
جز صدای استادم هیچ صدایی همواره تو خونه م طنین انداز نیست
خب دارم زحمت میکشم کاری که خیلیا تو وسط راه خسته شدن
و همین منو از دیگران متمایز میکنه
من ارزشمندند
من جانشین فرمانروای این جهانم
من لایق هم نشینی با پادشاه هستی هستم و یک جانشین باید همواره شاد بودن رو تجربه کنه
من لایقم و همواره این باور لیاقت در خودم پرورش میدم
درخت باور خود ارزشمندیم تبدیل به یک درخت جوان و شاداب شده
هر روز بهش میرسم و علفهای هرزش میکَنم
هر روز دارم برای رشدش تلاش میکنم و این تلاش خیلی شیرین و دلانگیزه
من مفتخرم که در این مسیر هستم
من مفتخرم که خداوند تنها مالک این جهان در قاب من جا داره و قلبم بعنوان خونه خودش ب خودش دادم و گفتم خدایا این قلب من که تنها جای توست
خودت تمیزش کن از هر گونه شرک
هر گلی زدی ب سر خودت زدی
من سر قفلی و ته قفلی این خونه رو فقط ب تو میدم و تمام
حالا خودت می دونی که چیکارش کنی
و من میدونم که قلبم ب می سپردم
میشناسمش! خوب خونه داری میکنه تو این مدت دیگه شناختمش
خیلی لذت بردم از این وقتی که تو سایت گذروندم شنیدم نوشتم آرامش گرفتم
تقریبا نزدیک یک هفته هست ک نتونستم وارد سایت بشم و فایل گوش کنم و اصلا دلم نمیخواست اینقدر طول بکشه حالا گذشت کاری ندارم بهش نمیگم حالم عین معتاد وابسته به مواد بد بود و تو در و دیوار بودم اما نیاز دارم ب اینکه نزارم مسیرم عوض بشه نشه ک کار کردن رو خودمو از دست بدم مغرور نشم ک بلدم بلدم خودمو با این گول نزنم ک بالاخره ک چی همیشه که نباید وابسته ب اینجا یا ب استاد باشم این ترمز یواشکی رفته اون گوشه موشه ها قایم شده فک کرده نمیشناسمش اگه لباسشو عوض کنه
وااای ک چقدر ارزشمند و طلایی بود صحبتاتون تو دو فایل قبلی کامنت گذاشتم اما نشد ک ارسال بشه حالا دلیلش یا اینترنت بود یا هرچی نرسید اما میگم چیزایی ک یادمه و قرار بود بگم
اول راجع ب همین ک گفتین احساسمون و خوب کنیم یه مثال بزنم دو هفته پیش بود ک یهو تصمیم گرفتم از کارم بیام بیرون هم بخاطر اینور اونور کردن حقوق هم ساعت کاری اضافه و هم کلن انرژی منفی ک وارد فضا شده بود و میخوام براتون بگم ک چ کار سختی بود چرا؟ چون نجواها ولم نکردن اطرافیانم هی اتیششو بیشتر میکردن الان نزدیک عیده حالا تحمل کن دو ماه دیگه بعد بیا بیرون اونجا دیگه همه رو میشناسی جا افتادی (ذهنمم اینا رو میگفت با اب تاب بیشتر) خلاصه یه عالمه نجوا و منم سعی میکردم برای همش دلیل منطقی بیارم مثلا ب ذهنم میگفتم الان با عید چ فرقی داره اگه اون موقع هم نخوان پول بدن دستم ب کجا بنده؟ یا بخاطر چندرغاز بیشتر عیدی هرچیزی رو تحمل کنم این شرکه پس خلاصه یهو یه انرژی عجیبی گرفتم و در کمال ناباوری کارفرماها و عوامل کاریم دو روز نرفتم و گفتم دیگه نمیخوام بیام چون کارمون اداری نیست فرمولاسیون استعفا و اینا نداره و سفته و هیچ ضمانتی هم از من نگرفتن ک اینم خودش معجزه خدا بود در صورتی ک من حسابدار تمام وقتشون بودم و کل سیستمشون دست من بود (تو محیط کار)
اون دو روز ک نرفتم داشتم زندگی در بهشت و همین دو تا فایل قبلی رو گوش میدادم و ذهنمو هی پرت میکردم عجیب سخت بود گفتنی نیست چون ورودی مالی دیگه ای نداشتم و اجاره و قسط هایی ک از قبل اشنایی با شما گرفته بودم رو دستم بود اما همش اینو تکرار میکردم ک خدا برای من کافیه باید عمل کنم باید ایمانمو نشون بدم نمیدونم چی میشه یا اینا ب خودشون میان و حرف میزنم درست میشه همه چیز از قبلش خیلی بهتر یا من ب جاهای بهتر هدایت میشم هر اتفاقی بیفته به نفع منه این بهم انرژی میداد یه نیرویی که نمیدونم چجوری باید بهتون بگمش خیلی حسم و خوب میکرد البته بماند ک نجواها هنوزم داشتن دست و پا میزدن خلاصه جنگی داشتیم تا اینکه روز سوم باهام تماس گرفتن ک بیا صحبت کنیم من رفتم گفتم میرم حرفامو میزنم (قبلا اینجور ادمی نبودم هنوزم خیلی تغییر نکردم اما با گوش دادن ب دوره عزت نفس و کار کردن خیلی بهتر شدم ) یاد حرفهای استاد تو دوره عزت نفس میفتادم ک اقا حرفت و بزن اصلا شاید همه چیز اونطوری نیست ک تو فکرش و میکنی و دقیقا اوضاع زمین تا اسمون فرق کرد تو صحبتهام با کارفرمام انگار خدا از زبون اون داشت باهام حرف میزد میخواست امتحان ازم بگیره ب یه موضوعاتی اشاره میکرد و ازش حرف میزد ک من واقعا به فکر میرفتم و فکر میکرد حق با اونه یه جاهایی ک انکار باهام داشتیم درس زندگی مرور میکردیم اصلا کل داستان تغییر کرد ن که بگه ترو خدا نرو ما حقوقت و صد برابر میکنیم نه اصلا من با حرف زدن خودم هم خودمو ب خودم ثابت کردم هم ایشون فهمید اصلا داستان از چ قراره و دقیقا از اون روز تا الان هم از کارم راضی ترن هم خودم راضی ترم هم با فرکانسمون محیط کاریمون و عالی تر کردیم و کارها ب طرز عالی داره پیش میره خدا رو شکر من باید درسمو میگرفتم ک گرفتم امیدوارم فراموش نکنم ک دوباره این دروس و پاس کنم
کل داستانم قانون احساس خوب اتفاقات خوب بود خیلی ریز نشدم همه چیز و بگم چون از حوصله جمع خارج میشد
یه چیز دیگه که تو کامنت برتر هم بهش اشاره شد و بهم یاداوری شد این بود ک شما شخصیت های بزرگ و ازشون ب عنوان انسان موفقی ک ب قانون عمل کرده یاد کردید و نیومدین مثل جامعه ما اینقدر بزرگشون کنید ک بقول دوستمون ما بگیم وااو بابا اونا پیامبرن یا اونا ادم خارق العاده ان ما همین ک بتونیم یکم خوب باشیم هنر کردیم و شما تو فایل قبلی گفتین ابراهیم تکاملی رسید ب خلیل الله شدن معجزه دید و توکل کرد با کنترل ذهن واای انقلابی در من بپا شد با این حرفتون ک نگو اگه ب ما هم تو مدرسه یا از زمان بزرگ شدن میومدن میگفتن فلان شخصیت و فلان شخصیت اینکارو کرده درست اما ب قانون خدا عمل کرده تو این موقعیت خودش و کنترل کرده ذهنشو کنترل کرده بیایم ما هم مثل اونا عمل کنیم بیایم ابراهیم وار زندگی کنیم الان اینقدر برده ذهن نبودیم البته ک خدا رو شکر خدا بهمون کمک کرد و یه جا درخواست دادیم ک الان تو این مسیر شنیدن همچین اگاهی ها هستیم و حتما در زمان درست در جای درستی قرار داریم هرکدوم ما ک تو این سایتیم با هر سنی
در اخر هم
تموم حس های خوب زندگیم تمام شناخت توحید و اصل زندگی کردنمو مدیون شمام استاد عزیزم دوستتون دارم ️
استاد مدنهاست زندگیم به لطف الله و عمل به اموزه های شما نرم و روون شده
جوری که این روونی شده روتین زندگیم واگه یکم غیرازاین بشه متعجب میشم که امروز چی شده ؟
چیکار کردم که اون نرمی رو حس نمیکنم ؟
قبلترها شرایط جوری بود که وقتی زندگی روون تر میشد کاملا حس میکردم
ا امروز به خاطر اینکاری که کردم زندگیم روون شده
خیلی داغون نبود ولی نرمی حس میشد و برام خوشحالی داشت
ولی الان نرمی و روونی شده روتین زندگیم و ناجور شدنه کاملا حس میشه
استاد شما وقتی از قلب باز میگین واون حس درونیتون خیلی حس خوبی بهم میده الان به لطف خداوند منم جوری شدم که کاملا حس میکنم باز بودن قلبو و اگه یه کوچولو گرد بشینه رو قلبم کاملا میفهممش
یه وقتایی میبینم ظاهرا همه چی خوبه ولی قلبم باز نیست یه فشاری رو حس میکنم مثلا میخندم شکرگزاری میکنم همه کار میکنم ولی نه با اون حس همیشگی
اینجاست که میفهمم یه پیچ کوچولو تو سیستم احساسیم یکم شل شده
چه حس خوبی داره وقتی میفهمم قضیه چیه و درستش میکنم
و اون لحظه ای که ناخوداگاه میگم آخیییییش برگشتم به حالت طبیعی رو چقدر دوست دارم
اره طبیعی اینه که ما همیشه حالمون خوب باشه ارامش داشته باشیم ودرحال لذت بردن باشیم
این دیگه شده یه باور بنیادین تو وجودم
استاد خیلی قبلترا وقتی شما اینا رو میگفتید چقدر برام دور از دست و همسو شدن باهاشون دشوار بود
خوبیه من از اولی که با شما بودم این بود که اکثر چیزایی که میگفتینو دربست میپذیرفتم و مقاومتی
نداشتم
فقط نمیدونستم چه جور ی باید بهشون عمل کنم
بعدها یاد گرفتم عمل کردن به اموزه هاتون رو و برام سخت بود که تو وجودم نهادینشون کنم
الان بهتر از قبلمم خیلی بهترم خداروشکر
برا همینم یه کوچولو ناهماهنگی رو سریع میفهمم
وخدارو شکر میکنم که خداوند سریع هرجایی ازمسیر یکمم خارج میشم زنگهای هشدارشو به صدا درمیاره و بهم گوشزد میکنه کار اشتباهمو
مثلا همین پریروز به یکی از دوستام پیامک دادم و اونم چندین ساعت بعد جواب داد که ببخش پیامتو ندیدم و……
خدای من شاهده فقط یه آن از ذهنم گذشت این که کارهمیشگیشه که بگه پیامتو ندیدم
من چون پیامک معمولی زده بودم که به نت و فیلتر شکن احتیاج نیست ، یکم قضاوتش کردم
بعد من باز یه پیام دیگه بش دادم که قاعدتا نیاز داشت یه جوابی بده
واتفاقی که افتاد تا فرداش دیدم هیچ خبری ازش نیست
بعد عصر دیروز یکی بهم پیام داده بود وقتی خوندمش و خواستم از قسمت مسیج ها بیام بیرون چشمم خورد به اسم دوستم و حس کردم انگار پیام داده
وقتی بازش کردم خشکم زد
خدای من مگه میشه؟ جواب منو همون دیروز یه ده دیقه بعدش داده بود
ولی برامن نوتیفیکیشن نیومده بود !!!
این اولین بار بود که پیامک تلفن همراه بدون نوتیفیکیشن بیاد
کار تو بود خداجون یه گوشمالی ریز که قضاوت نکن اونم حتما پیامتو دیر دیده بود
قضاوت نکن ببین که میشه به هردلیلی پیامو ندید
دیدی تو هم یه روز کامل جوابشو ندیده بودی؟
اره اینجوری خدا داره مرتب ازم مراقبت میکنه
البته چون خودم ازش خواستم که کمکم کنه همیشه تومسیر باشم اونم حواسش بهم هست
برا همینم قشنگ میفهمم وقتی که میگید باید در ارامش باشین تا هدایتهای خداوندو دریافت کنید یعنی چی؟
بارها شده یه هدایت خواستم ولی چون ته قلبم یه حس عجله بوده هیچی نفهمیدم
همون موقع سریع به خودم گفتم تو که میدونی باید از هرحس منفی دور باشی تا بتونی بشنوی
پس اروم باش و وقتی که از درون رها کردم و اروم شدم به یه طریقی جواب خداوندو دریافت کردم
خدایاشکرت برا این مسیر وهدایتهات
برا این سایت و اموزه های استاد و این دوستان بینظیر
برا اینترنت ودسترسی داشتن به نعمتهای بیشتر
خدایاشکر که فهمیدم تو دقیقا چی هستی و چه جوری عمل میکنی و من برا رسیدن به خواسته هام باید به چه شکل بهت کانکت بشم .
استاد واقعا سپاسگزارم خداوند هستم که من را هدایت کرده به این مسیر به همچین استاد نمونه.
چقدر زیبا توضیح میدی موضوع را باز می کنی.
فقط اصل مطلب بدون حاشیه خدای من چقدر ساده کاربردی وعالی کل مطلب کنترل ذهن سپاسگزار بودن ایمان وتوکل به خدا به الهامات توجه کن قدم بردار قدم بعدی گفته میشه خدای من چقدر قانون ثابت وعالی هست حال خوب =اتفاق خوب
سلام به استاد عزیز و مریم جان دوست داشتنی و سلام به تمام دوستان نازنینم ….
امیدوارم در حال خوب الهی باشید…
خداروشکر بخاطر این سایت الهی…خداروشکر برای این آگاهی های ناب و ارزشمند…
این قسمت از صحبتاتون خیلی تاثیرگذار بود که الخیر فی ما وقع…در هر اتفاقی که رخ میده خیری نهفتست…این یک باوره….یک باوری که وقتی توی وجودمون شکل بگیره منجر میشه به اینکه خیلی راحتتر بتونیم در مواجه با تصادها یا ناخواسته ها ذهنمون رو کنترل کنیم و به احساس یه کم بهتر برسیم….
و آرام آرام به احساس خوب برسیم….
اوایل فایل که آقای عرشیانفر در مورد ذهن و شهود صحبت کردن یاد جلسه اول از دوره عشق و مودت در روابط افتادم…توی این فایل خیلی دقیق و با جزییات در مورد دیدگاه ذهن و روح استاد توضیح میدن…
و اینکه چطور بفهمیم که به دیدگاه روح یا همون خداوند نزدیکیم یا دور ….از احساسمون باید اینو متوجه بشیم….
اگر احساس ارامش، امید،شادی، لذت و…داریم یعنی دیدگاه ذهنمون به دیدگاه روح نزدیکه و اگر احساس غم، افسردگی، ناامیدی و…داریم یعنی از دیدگاه روح فاصله گرفتیم….پس از این حرف متوجه اهمیت احساس میشیم….
اینکه ما باید سعی کنیم در اکثر مواقع احساسمون رو خوب نگه داریم ….وقتی احساس خوب باشه نتایج و اتفاقات زندگیمونم خوب میشه….
من خودم قبلا وقتی از دست همسرم ناراحت میشدم یا مسئله یا ناخواسته ایی پیش میومد عادت داشتم خیلی با خودم در مورد رفتار بد طرف مقابلم صحبت میکردم…در واقع غر میزدم پشت سرش….اما الان متوجه شدم که خداروشکر این عادت از زندگیم حذف شده….بصورت ناخودآگاه وقتی با همچین ناخواسته ایی مواجه میشم که خداروشکر خیلی کم پیش میاد زبونم رو کنترل میکنم و دیگه غر نمیزنم….این غر زدنه باعث میشد که احساسم بد بشه و مدت زمان بیشتری رو در این احساس بد بمونم…اما خداروشکر دیگه این رفتار رو ندارم و تبدیل شده به یه رفتار درست…کنترل میکنم ذهنمو….
به قول شما استاد عزیز توی جلسه اول از قدم اول دوره ۱۲ قدم ما ناظر بر افکارمون هستیم….ما باید افسار این ذهن چموش رو به دست بگیریم…
و چه لذتی داره اون حال بعد از کنترل ذهن و رسیدن به احساس یه کم بهتر….اولش یه کم سخت هست اما وقتی یه کم بهتر شد راحتتر میتونیم بهترترش کنیم….
درک قوانین خیلی بهمون کمک میکنه….
قانون فرکانس….قانون احساس خوب =اتفاقات خوب…قانون وضوح از طریق تضاد….و قوانین دیگه ایی که استاد برامون توی فایلهای مختلف دارن به زیبایی هر چه تمامتر بیان میکنن….همه این قوانین یعنی یک قانووون و اون یک قانووون هم اینه که هرکس خودش مسئول ۱۰۰ درصد اتفاقات و شرایط زندگیشه….قانون ثابت و بدون تغییر خداوند….
خودمون خالق زندگیمون هستیم…..خالق ۱۰۰درصد شرایط و اتفاقات زندگیمووون….
استاد عزیزم بینهایت ازتون سپاسگزارم برای این آگاهی های ارزشمند….
یادم اومد پاییین همین ساختمون استاد یه فایل توحیدی عالی عالی ضبط کردین که فکر کنم هزار بار دیده باشم و گوش داده باشم
ای کاش هر چند وقت یبار از این دسته برنامه ها ضبط میشد واقعا ملت نیاز دارن و با تاسف زیاد شرک رایج در بین انسانها باعث تمام کم و کاستها شده
من نمونه کسی هستم که تا زمانی نگاه و امیدم به دیگران بود چه سیلی ها خوردم و از وقتی که از همه جا رانده شدم و ناچارا ( شرمنده الله هستم ) تنها کسی که مونده بود رو خدا دیدم
بطرز معجزه آسا رد پای خدا رو دیدم و ناباورانه تا اینکه گفتم خدایا دیگه کسی نمونده ( حتی هم خونها ) و فقط خودتی بلافاصله خدا چنان به میدون اومد و چنان تحولی ایجاد شد مثل سدی که شکسته بشه و قدرت آزاد بشه طوری که زندگی الانم با همون شب کزایی هیچ ارتباطی نداره
لذا من اعتراف میکنم و بارها در همه جا گفتم که توحید رو با شما شناختم گرچه خیلی قبلش هم از فایلهای شما استفاده کرده بودم و تا عمل نکردم هیچ اتفاقی نتونستم رقم بزنم
گوش دادن فایلها حالمو خوب میکرد ولی نتیجه ملموس نداشت
یادمه برای کاری به 500 تومن نیاز داشتم حتی عزیزترین کسم نداد . و الان ممنونم از همه کسایی که ناخواسته منو روندن به سمت خدایی که تنها و تنها باید از اون خواست بدون واسطه و شرط و پاچه خواری و تنها و تنها سر در برابر اون خم میکنم و سری که در برابر الله خم بشه نباید پیش کسی دیگه خم کرد و دستی که به طرف الله ، به نیاز باز بشه رو نباید پیش کسی باز کرد.
چون الله می شکنه اون گردنی که برای غیر اون خم بشه و مصیبت بار میشه اون دستی که پیش غیر اون باز بشه
تو این لایو با اقای عرشیان همیشه ناب بودن حرفاتون مثل نور میدرخشید خیلی جاها دیدم که کلام بعضی از اساتید با اعمالشون همخوانی نداره مثل تبلیغات و مسائلی که شما بشدت ازشون منع میکنید رو اینها انجام میدن و عملا پیشرفت رو تو این موارد تعریف میکنن در حالی که پیج شما ساده و بی هیچ مورد اضافه ایی و سایتتون انقدر ساده است ولی در عمل نتایج شما رو اصلا نمیشه با نتایج اینایی که زور میزنن مقایسه کرد
کاش انهایی که دم از قرآن میزنن مثل شما به کلمات الله باور داشتن و ای کاش انقدر دعوت به غیر الله نمیکردن
و از انسانها کسانی هستند که غیر از خدا همتایانی ( در رزق و روزی و شفاعت و شفا )برای الله در نظر میگیرن و آنها را چون دوستى خدا، دوست مىدارند
وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ
ولى کسانى که ایمان آوردهاند، بیشترین محبت (اشد حب مبالغه بیشترین محبت ) را به الله دارن
این کلام حق در جای جای رفتار شما نمایان است استاد . و میخوام ازتون جانهای تشنه ما رو با توحید سیراب کنید که واقعا جای چنین فایلهای واقعا خالیه شده یه مدت
بازم ازتون سپاسگذارم و از خدایی که شما را برگزید تا هدایتگری باشید در این قرن
سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عرض ادب خدمت خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر
اول از همه چیز از خداوند سپاسگزارم که انگار با این فایل داره با من حرف میزنه و هدایتم میکنه.
استاد بسیار متشکرم برای این سلسله فایلها که برای رشد و تکامل ما تهیه می کنید و با عشق در اختیار ما قرار می دهید.
الان که به این سه چهار سال گذشته نگاه می کنم و مرورش میکنم میبینم چون حالم خوب بوده دائم در حال هدایت به خوبی ها بودم و مسئله خاصی برام بوجود نیامده ، این اواخر به جدایی رابطه عاطفی برخوردم که با تمام وجودم برام روشنه که همه جوره به سودم بوده ولی ذهن نجواگرم گاهی اوقات میخواد این اتفاق رو بد جلوه بده که من با باور این که هر اتفاقی برام بی افته به سود منه دارم جلوی ممنتوم منفی رو میگیرم، همین الان هم داشت شروع میکرد که آمدم توی سایت تا خاموشش کنم که دیدم این فایل با ارزش رو انگار برای من گذاشتین که به من یادآوری کنه (احساس خوب = اتفاقات خوب )و خودم رو جمعوجور کنم.
من توی این چند سال اخیر اتفاقاتی توی کارم برام افتاد که به ظاهر میگفت دیگه کارم تمومه ولی بعد از چند ساعت ذهنمو جمعوجور کردم و گفتم هر اتفاقی بی افته به نفع منه و به آرامش رسیدم که به طرز معجزه آسایی همون اتفاق به ظاهر بد برام شد درآمد بیشتر.
برای همین به باور الخیر فی ما وقع با تمام وجودم ایمان دارم و شده یکی از حرفهای ورد زبونم.
با تشکر از شما و خانم شایسته براتون بهترین ها رو آرزومندم ♡
خدای من اینقدر منو دوست داره گذاشته خودم زندگیمو بسازم خودم انتخاب کنم اینقدر بزرگه که از فضل خودش از بزرگی خودش قرآن رو برای هدایتم فرستاده و گفته راه جاده آسفالته و سرسبز و خوشی چجوری و چقدر آسونه راه جاده ناجوره رو هم نشون داده بهم ولی بدون هیچ اجباری میگه انتخاب با خودته اگر دوست داری سعادتمند دنیا و آخرت باشی باهاتم اگه میخوای گمراه بشی باهاتم ….
همه چیز احساس خوبه
من اگر بتونم احساسم رو کنترل کنم و همیشه سعی کنم در مومنتوم مثبت باشم لاجرم لاجرم لاجرم همه چیز خوب پیش میره هدایت ها میاد الهامات میاد دستان خداوند میاد راهش فقط احساس خوبه فرکانس خوبه
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى
کسانی که هدایت را پذیرفتند، خداوند بر هدایتشان میافزاید.
هر کس تقوا پیشه کند، خدا کارش را برای او آسان میکند.
خدایا قلبم رو وسیع کن که اهمیت احساس خوب رو درک کنم خداوندم حمایتم کن این باور در ذهنم به صورت حقیقی حک بشه نه فقط بگم و بشنوم بلکه با جان دل بهش عمل کنم …
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد =اتفاقات بد
خداوندم قلبم رو برای شنیدن الهامات وسیع کن …
خداوندم هدایتم کن که در هر شرایطی که هستم فقط دیدم و باورم این باشه
ما رأیتُ إلّا جمیلاً
خداوندم کمکم کن که همیشه در شرایط دریافت پیامت باشم همیشه قلبم باز و پذیرا و آماده باشه
همیشه دیدم و باورم
الخیر فی ما وقع
باشه
چقدر آرامش بخشه اینکه بدونی خورشید همیشه هست تو باید پنجره رو باز کنی به قول استاد تو دوره همجهت
جهان برپایه فراوانیه همه چیز در یک جریان جاری بی نهایته تو فقط باید باهاش همجهت بشی تو باید ظرفت رو بزرگ کنی تو باید بری تو مدارش
راهشم اینه احساست رو خوب نگه داری
باید باور کنم که خدا فقط خیر مطلق هست و همه چیز به نفع منه اگر بتونم احساسم رو خوب نگه دارم
باید مدام به خودم یادآوری کنم احساس بد یعنی دست کردن تو آتیش باهر دلیل و منطق
باید بفهمم احساس بد بدترین سمه جهانه
قانون خداوند اینه که
اگر بتونم احساسم رو خوب کنم لاجرم اتفاقات خوب میوفته
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها ،
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
بزرگترین سپاسگزاری من این سالهای اخیر ،وجود این آگاهی ها و هدایت شدنم به سمتشون هست ، اگر روزانه هزاران بار هم سپاس گزاری کنم کمه چون همه ی زندگیم وابسته به این درس هاست
چقدر خوشحال و خوشبختم که شما استاد من هستید ، چقدر عالی تحلیل میکنید و چقدر حرف هاتون به جان میشینه ، دقیقا جوری قوانین رو آموزش میدید که به درد زندگی الآنم میخوره ،این لحظه میتونم ازشون در بالابردن کیفیت زندگیم استفاده کنم
اگر بدونم احساس بد سمِّ ،اونوقت از هرروشی استفاده میکنم تا ازش دور بمونم ، واگر یقین پیدا کنم که اگر دراحساس خوب بمونم و بتونم در هر شرایطی ذهنمو کنترل کنم اونوقت لاجرررررم لاجرم ماریا میتونی درکش کنی ؟ لاجرم اتفاق خوب برام میوفته،این قانونه
میتونی به این قانون اعتماد کنی ماریا ، میتونی حرف های استاد رو وحی منزل بدونی و با اعتماد صد انجامشون بدی
اگر نتیجه میخوای پس انجامش بده، پس فرمان بُردار باش، پس وحی منزل بدون
تمام ماجرا همینه ماریا ، دراحساس خوب بمونی و بتونی تحت هر شرایطی ذهنتو کنترل کنی ،تو موجودی فرکانسی هستی پس این اصل رو بیشتر و بیشتر درک کن ،تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشی ،تو قرآن همه ی حزن ها با لا اومده ،پس غمگین نباش که جهل حساب میشه ، تا وقتی آرامی هدایت ها رو میتونی دریافت کنی
خدایا کمکم کن تا دراین مسیر ثابت قدم باشم تا هرروز بیشتر و بهتر قوانینو درک کنم و لذت زندگی به شیوه ی قوانین زیستن رو هرروز بیشتر تجربه کنم.
هزاران بار ازتون سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین استاد عباس منش عزیزم
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام
چند روز پیش بهمراه غزل دخترم و چند نفر دیگه ب ی مسافرت رفتیم
من اوایل امسال از خدا خواستم
که امسالم پر از مسافرت کنه
و بحمدالله تا الان دو تا مسافرت بی نظیر نصیبم کرده و در تدارک مسافرت سوم هستم
از اونجا که مداوم در حال یاد گیری و گره زدن آموزشهای جدید با تجربه هاییکه ، در مسیر تاریکی ب سمت نور بدست آوردم ،هستم
میبینم چقدر راحتتر میتونم کنترل افکارم بدست بگیرم که این همون هو من عندالاهیه که حضرت مریم ب زکریا میگفت
و چقدر مسیر زیباتر شده
استاد هر چیزی که طبق قوانین درخواست میدم اجابت میشه
دیروز ب غزل میگفتم:« غزل چقدر مدارمون بالا رفته ,چقدر ادمهای اطرافمان تغییر کردن ،چقدر حالمون عالیتر شده»
خیلی وقت بود که با آدمهای منفی دمخور نشده بودم امروز داشتم جلو درمون تمیز میکردم یهو خانم همسایه مون دیدم بعد از سلام احوالپرسی گفت دخترم بهم گفت بیا باهم بریم پیاده روی ولی با ترس رفتم همش فکر میکردم از پشت یکی دنباله:)
گفتم چرا ؟÷|
گفت ی چیزایی میشنومااا
گفتم خب نشنو
و بعدش یادم اومد که من خودم برای اینکه ب ترسهام غلبه کنم ساعت 12 شب ب قبرستون رفتم و ساعت پنج صبح تک و تنها زدم ب خیابون
و در طول مسیر همش با معبودم راز و نیاز میکردم
و میدونستم که اون بصیره و کاملا به فالله خیرالحافظین اعتقادکامل داشتم
دیدم چقدر آرامشم بیشتر شده
استاد من پنجاه و چهار سالمه و بحمدالله هیچ مشکل جسمی ندارم ی کوچولو مشکل پوستی دارم که اونم از فضل خدا کاملا کنترل شده و میدونم که بزودی حل میشه
ی داستان تعریف کنم
چند وقت پیش داشتم ی کار هنری درست میکردم که ب پر نیاز داشت ته دلم گفتم اگر پر طاووس میشد خیلی قشنگتر میشد
بعدش گفتم کاش میرفتم باغ وحش و ی طاووس میدیدم
این گذشت
تا اینکه طی مسافرتی که دو هفته قبل ب خونه مادرم داشتم برادرم منو ب خونه شون دعوت کرد
برادرم دو تا خونه دارن یکی تو شهریار و ی دونه ام تو اطراف شهریار تو این خونشون ی عالم مرغ و خروس و بوقلمون و سگ و … دارن و ازونجا که من عاشق حیواناتم خیلی دوست داشتم همون جا بمونیم
ولی ازونجا که فرموندزندگی ب خدا سپردم رفتیم خونه شوند تو شهریار
وقتی رسیدیم شب شده بود صبح روز بعد خانم برادرم گفت همسایه مون طاووس آورده بیا و ببین
منم مشتاقانه رفتم از بالا به طاووسی که داشت تو حیاط همسایه میچرخید نگاه کردم
باهاش صحبت کردم و گفتم سلام طاووس خوشگله
من خیلی دوست دارم
چقدر خوب شد که هستی و من با تو میتونم حرف بزنم
بعد میومدم داخل خونه
و طاووس با صدای بلند منو صدا میکرد
یعنی سه بار این اتفاق افتاد
انگار یه رابطه عاشقانه دو طرفه بود
دفعه چهارم بهش گفتم
طاووسی به من ی دونه پر میدی من خیلی خوشحال میشم که ی پر از پرهای قشنگ تو داشته باشم
بعد یکساعت پسر همسایه ی دونه پر آورد که گفت طاووس دیر ب دیر پر میندازه و امروز ی دونه انداخت و مادرم صداتون شنیده بود بخاطر همین گفت اینپر بیارم برای شما
یعنی فقط با چشمان حلقه شده مونده بودم
و بسرعت یادم اومد که خیلی وقته که این اتفاقات برام میفته
استاد هفته قبل هم ب یه باغ وحش حیوانات دریایی و پرندگان هدایت شدم تازه ب رایگان و با کلی احترام و عزت
خیلی وقته که وقتی چیزی درخواست میدم اجابت میشه
هر چیزی که بهش نچسبم و اونو بخاطر خدا رها کنم
خیلی وقته که رابطه م با خدای درونم عاشقانه تر شدم
خیلی وقته که جز زیبایی چیزی نمیبینم
خیلی وقته که از زشتیها اعراض کردم
خیلی وقته که ادمهای منفی اطرافم حذف کردم و خودم ارتقا دادم
استاد مدارم آروم آروم رفت بالا
بخاطر اینکه الان 6 ساله که با تمرکز زیاد روی دارم کار میکنم
زندگیم شده قانون
عمرم داره با قوانین میگذره
جز صدای استادم هیچ صدایی همواره تو خونه م طنین انداز نیست
خب دارم زحمت میکشم کاری که خیلیا تو وسط راه خسته شدن
و همین منو از دیگران متمایز میکنه
من ارزشمندند
من جانشین فرمانروای این جهانم
من لایق هم نشینی با پادشاه هستی هستم و یک جانشین باید همواره شاد بودن رو تجربه کنه
من لایقم و همواره این باور لیاقت در خودم پرورش میدم
درخت باور خود ارزشمندیم تبدیل به یک درخت جوان و شاداب شده
هر روز بهش میرسم و علفهای هرزش میکَنم
هر روز دارم برای رشدش تلاش میکنم و این تلاش خیلی شیرین و دلانگیزه
من مفتخرم که در این مسیر هستم
من مفتخرم که خداوند تنها مالک این جهان در قاب من جا داره و قلبم بعنوان خونه خودش ب خودش دادم و گفتم خدایا این قلب من که تنها جای توست
خودت تمیزش کن از هر گونه شرک
هر گلی زدی ب سر خودت زدی
من سر قفلی و ته قفلی این خونه رو فقط ب تو میدم و تمام
حالا خودت می دونی که چیکارش کنی
و من میدونم که قلبم ب می سپردم
میشناسمش! خوب خونه داری میکنه تو این مدت دیگه شناختمش
خیلی لذت بردم از این وقتی که تو سایت گذروندم شنیدم نوشتم آرامش گرفتم
سلام زهرا جان چقدر کامنتتون قشنگ و عالی بود ،پر از حس خوب ،
وقتی داشتم میخوندم دلم خواست بازم ادامه داشت مثل رمانای قشنگ و دنباله دار میتونست بازم باشه ،
خیلی خوب بود مخصوصا داستان های کاملا مشهود و واقعی که واسمون تعریف کردین ،
طاووس قشنگ ،
اون بچه ای که فرستاده ی خدا بوده ، دستان خدا روی زمین که میگن یعنی همین ،
ما چقدر قشنگ میتونیم نماینده ی زیبای خداوند روی زمین باشیم ،
الله اکبر به این قشنگی ها ،
به این قانون ها ،
ممنون ازتون که نظر قشنگی نوشتین و حال من و خوب کردین ،
در پناه الله مهربان باشید
سلام بر استاد نورانی من و دوستان بهشتی
قربون اون کلامتون برم
تقریبا نزدیک یک هفته هست ک نتونستم وارد سایت بشم و فایل گوش کنم و اصلا دلم نمیخواست اینقدر طول بکشه حالا گذشت کاری ندارم بهش نمیگم حالم عین معتاد وابسته به مواد بد بود و تو در و دیوار بودم اما نیاز دارم ب اینکه نزارم مسیرم عوض بشه نشه ک کار کردن رو خودمو از دست بدم مغرور نشم ک بلدم بلدم خودمو با این گول نزنم ک بالاخره ک چی همیشه که نباید وابسته ب اینجا یا ب استاد باشم این ترمز یواشکی رفته اون گوشه موشه ها قایم شده فک کرده نمیشناسمش اگه لباسشو عوض کنه
وااای ک چقدر ارزشمند و طلایی بود صحبتاتون تو دو فایل قبلی کامنت گذاشتم اما نشد ک ارسال بشه حالا دلیلش یا اینترنت بود یا هرچی نرسید اما میگم چیزایی ک یادمه و قرار بود بگم
اول راجع ب همین ک گفتین احساسمون و خوب کنیم یه مثال بزنم دو هفته پیش بود ک یهو تصمیم گرفتم از کارم بیام بیرون هم بخاطر اینور اونور کردن حقوق هم ساعت کاری اضافه و هم کلن انرژی منفی ک وارد فضا شده بود و میخوام براتون بگم ک چ کار سختی بود چرا؟ چون نجواها ولم نکردن اطرافیانم هی اتیششو بیشتر میکردن الان نزدیک عیده حالا تحمل کن دو ماه دیگه بعد بیا بیرون اونجا دیگه همه رو میشناسی جا افتادی (ذهنمم اینا رو میگفت با اب تاب بیشتر) خلاصه یه عالمه نجوا و منم سعی میکردم برای همش دلیل منطقی بیارم مثلا ب ذهنم میگفتم الان با عید چ فرقی داره اگه اون موقع هم نخوان پول بدن دستم ب کجا بنده؟ یا بخاطر چندرغاز بیشتر عیدی هرچیزی رو تحمل کنم این شرکه پس خلاصه یهو یه انرژی عجیبی گرفتم و در کمال ناباوری کارفرماها و عوامل کاریم دو روز نرفتم و گفتم دیگه نمیخوام بیام چون کارمون اداری نیست فرمولاسیون استعفا و اینا نداره و سفته و هیچ ضمانتی هم از من نگرفتن ک اینم خودش معجزه خدا بود در صورتی ک من حسابدار تمام وقتشون بودم و کل سیستمشون دست من بود (تو محیط کار)
اون دو روز ک نرفتم داشتم زندگی در بهشت و همین دو تا فایل قبلی رو گوش میدادم و ذهنمو هی پرت میکردم عجیب سخت بود گفتنی نیست چون ورودی مالی دیگه ای نداشتم و اجاره و قسط هایی ک از قبل اشنایی با شما گرفته بودم رو دستم بود اما همش اینو تکرار میکردم ک خدا برای من کافیه باید عمل کنم باید ایمانمو نشون بدم نمیدونم چی میشه یا اینا ب خودشون میان و حرف میزنم درست میشه همه چیز از قبلش خیلی بهتر یا من ب جاهای بهتر هدایت میشم هر اتفاقی بیفته به نفع منه این بهم انرژی میداد یه نیرویی که نمیدونم چجوری باید بهتون بگمش خیلی حسم و خوب میکرد البته بماند ک نجواها هنوزم داشتن دست و پا میزدن خلاصه جنگی داشتیم تا اینکه روز سوم باهام تماس گرفتن ک بیا صحبت کنیم من رفتم گفتم میرم حرفامو میزنم (قبلا اینجور ادمی نبودم هنوزم خیلی تغییر نکردم اما با گوش دادن ب دوره عزت نفس و کار کردن خیلی بهتر شدم ) یاد حرفهای استاد تو دوره عزت نفس میفتادم ک اقا حرفت و بزن اصلا شاید همه چیز اونطوری نیست ک تو فکرش و میکنی و دقیقا اوضاع زمین تا اسمون فرق کرد تو صحبتهام با کارفرمام انگار خدا از زبون اون داشت باهام حرف میزد میخواست امتحان ازم بگیره ب یه موضوعاتی اشاره میکرد و ازش حرف میزد ک من واقعا به فکر میرفتم و فکر میکرد حق با اونه یه جاهایی ک انکار باهام داشتیم درس زندگی مرور میکردیم اصلا کل داستان تغییر کرد ن که بگه ترو خدا نرو ما حقوقت و صد برابر میکنیم نه اصلا من با حرف زدن خودم هم خودمو ب خودم ثابت کردم هم ایشون فهمید اصلا داستان از چ قراره و دقیقا از اون روز تا الان هم از کارم راضی ترن هم خودم راضی ترم هم با فرکانسمون محیط کاریمون و عالی تر کردیم و کارها ب طرز عالی داره پیش میره خدا رو شکر من باید درسمو میگرفتم ک گرفتم امیدوارم فراموش نکنم ک دوباره این دروس و پاس کنم
کل داستانم قانون احساس خوب اتفاقات خوب بود خیلی ریز نشدم همه چیز و بگم چون از حوصله جمع خارج میشد
یه چیز دیگه که تو کامنت برتر هم بهش اشاره شد و بهم یاداوری شد این بود ک شما شخصیت های بزرگ و ازشون ب عنوان انسان موفقی ک ب قانون عمل کرده یاد کردید و نیومدین مثل جامعه ما اینقدر بزرگشون کنید ک بقول دوستمون ما بگیم وااو بابا اونا پیامبرن یا اونا ادم خارق العاده ان ما همین ک بتونیم یکم خوب باشیم هنر کردیم و شما تو فایل قبلی گفتین ابراهیم تکاملی رسید ب خلیل الله شدن معجزه دید و توکل کرد با کنترل ذهن واای انقلابی در من بپا شد با این حرفتون ک نگو اگه ب ما هم تو مدرسه یا از زمان بزرگ شدن میومدن میگفتن فلان شخصیت و فلان شخصیت اینکارو کرده درست اما ب قانون خدا عمل کرده تو این موقعیت خودش و کنترل کرده ذهنشو کنترل کرده بیایم ما هم مثل اونا عمل کنیم بیایم ابراهیم وار زندگی کنیم الان اینقدر برده ذهن نبودیم البته ک خدا رو شکر خدا بهمون کمک کرد و یه جا درخواست دادیم ک الان تو این مسیر شنیدن همچین اگاهی ها هستیم و حتما در زمان درست در جای درستی قرار داریم هرکدوم ما ک تو این سایتیم با هر سنی
در اخر هم
تموم حس های خوب زندگیم تمام شناخت توحید و اصل زندگی کردنمو مدیون شمام استاد عزیزم دوستتون دارم ️
بنام خداوند مهربان
خدایا خودت هدایتم کن به نوشتن
کلی حرف دارم برا گفتن ولی نمیدونم چی بنویسم
استاد مدنهاست زندگیم به لطف الله و عمل به اموزه های شما نرم و روون شده
جوری که این روونی شده روتین زندگیم واگه یکم غیرازاین بشه متعجب میشم که امروز چی شده ؟
چیکار کردم که اون نرمی رو حس نمیکنم ؟
قبلترها شرایط جوری بود که وقتی زندگی روون تر میشد کاملا حس میکردم
ا امروز به خاطر اینکاری که کردم زندگیم روون شده
خیلی داغون نبود ولی نرمی حس میشد و برام خوشحالی داشت
ولی الان نرمی و روونی شده روتین زندگیم و ناجور شدنه کاملا حس میشه
استاد شما وقتی از قلب باز میگین واون حس درونیتون خیلی حس خوبی بهم میده الان به لطف خداوند منم جوری شدم که کاملا حس میکنم باز بودن قلبو و اگه یه کوچولو گرد بشینه رو قلبم کاملا میفهممش
یه وقتایی میبینم ظاهرا همه چی خوبه ولی قلبم باز نیست یه فشاری رو حس میکنم مثلا میخندم شکرگزاری میکنم همه کار میکنم ولی نه با اون حس همیشگی
اینجاست که میفهمم یه پیچ کوچولو تو سیستم احساسیم یکم شل شده
چه حس خوبی داره وقتی میفهمم قضیه چیه و درستش میکنم
و اون لحظه ای که ناخوداگاه میگم آخیییییش برگشتم به حالت طبیعی رو چقدر دوست دارم
اره طبیعی اینه که ما همیشه حالمون خوب باشه ارامش داشته باشیم ودرحال لذت بردن باشیم
این دیگه شده یه باور بنیادین تو وجودم
استاد خیلی قبلترا وقتی شما اینا رو میگفتید چقدر برام دور از دست و همسو شدن باهاشون دشوار بود
خوبیه من از اولی که با شما بودم این بود که اکثر چیزایی که میگفتینو دربست میپذیرفتم و مقاومتی
نداشتم
فقط نمیدونستم چه جور ی باید بهشون عمل کنم
بعدها یاد گرفتم عمل کردن به اموزه هاتون رو و برام سخت بود که تو وجودم نهادینشون کنم
الان بهتر از قبلمم خیلی بهترم خداروشکر
برا همینم یه کوچولو ناهماهنگی رو سریع میفهمم
وخدارو شکر میکنم که خداوند سریع هرجایی ازمسیر یکمم خارج میشم زنگهای هشدارشو به صدا درمیاره و بهم گوشزد میکنه کار اشتباهمو
مثلا همین پریروز به یکی از دوستام پیامک دادم و اونم چندین ساعت بعد جواب داد که ببخش پیامتو ندیدم و……
خدای من شاهده فقط یه آن از ذهنم گذشت این که کارهمیشگیشه که بگه پیامتو ندیدم
من چون پیامک معمولی زده بودم که به نت و فیلتر شکن احتیاج نیست ، یکم قضاوتش کردم
بعد من باز یه پیام دیگه بش دادم که قاعدتا نیاز داشت یه جوابی بده
واتفاقی که افتاد تا فرداش دیدم هیچ خبری ازش نیست
بعد عصر دیروز یکی بهم پیام داده بود وقتی خوندمش و خواستم از قسمت مسیج ها بیام بیرون چشمم خورد به اسم دوستم و حس کردم انگار پیام داده
وقتی بازش کردم خشکم زد
خدای من مگه میشه؟ جواب منو همون دیروز یه ده دیقه بعدش داده بود
ولی برامن نوتیفیکیشن نیومده بود !!!
این اولین بار بود که پیامک تلفن همراه بدون نوتیفیکیشن بیاد
کار تو بود خداجون یه گوشمالی ریز که قضاوت نکن اونم حتما پیامتو دیر دیده بود
قضاوت نکن ببین که میشه به هردلیلی پیامو ندید
دیدی تو هم یه روز کامل جوابشو ندیده بودی؟
اره اینجوری خدا داره مرتب ازم مراقبت میکنه
البته چون خودم ازش خواستم که کمکم کنه همیشه تومسیر باشم اونم حواسش بهم هست
برا همینم قشنگ میفهمم وقتی که میگید باید در ارامش باشین تا هدایتهای خداوندو دریافت کنید یعنی چی؟
بارها شده یه هدایت خواستم ولی چون ته قلبم یه حس عجله بوده هیچی نفهمیدم
همون موقع سریع به خودم گفتم تو که میدونی باید از هرحس منفی دور باشی تا بتونی بشنوی
پس اروم باش و وقتی که از درون رها کردم و اروم شدم به یه طریقی جواب خداوندو دریافت کردم
خدایاشکرت برا این مسیر وهدایتهات
برا این سایت و اموزه های استاد و این دوستان بینظیر
برا اینترنت ودسترسی داشتن به نعمتهای بیشتر
خدایاشکر که فهمیدم تو دقیقا چی هستی و چه جوری عمل میکنی و من برا رسیدن به خواسته هام باید به چه شکل بهت کانکت بشم .
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
با نام الله مهربان.
سلام به استاد ومریم عزیزم.
سلام به هم فرکانسی های عزیزم.
استاد واقعا سپاسگزارم خداوند هستم که من را هدایت کرده به این مسیر به همچین استاد نمونه.
چقدر زیبا توضیح میدی موضوع را باز می کنی.
فقط اصل مطلب بدون حاشیه خدای من چقدر ساده کاربردی وعالی کل مطلب کنترل ذهن سپاسگزار بودن ایمان وتوکل به خدا به الهامات توجه کن قدم بردار قدم بعدی گفته میشه خدای من چقدر قانون ثابت وعالی هست حال خوب =اتفاق خوب
استاد بهترینی موفق وپایدار باشی.
درپناه الله 😊
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر….
سلام به استاد عزیز و مریم جان دوست داشتنی و سلام به تمام دوستان نازنینم ….
امیدوارم در حال خوب الهی باشید…
خداروشکر بخاطر این سایت الهی…خداروشکر برای این آگاهی های ناب و ارزشمند…
این قسمت از صحبتاتون خیلی تاثیرگذار بود که الخیر فی ما وقع…در هر اتفاقی که رخ میده خیری نهفتست…این یک باوره….یک باوری که وقتی توی وجودمون شکل بگیره منجر میشه به اینکه خیلی راحتتر بتونیم در مواجه با تصادها یا ناخواسته ها ذهنمون رو کنترل کنیم و به احساس یه کم بهتر برسیم….
و آرام آرام به احساس خوب برسیم….
اوایل فایل که آقای عرشیانفر در مورد ذهن و شهود صحبت کردن یاد جلسه اول از دوره عشق و مودت در روابط افتادم…توی این فایل خیلی دقیق و با جزییات در مورد دیدگاه ذهن و روح استاد توضیح میدن…
و اینکه چطور بفهمیم که به دیدگاه روح یا همون خداوند نزدیکیم یا دور ….از احساسمون باید اینو متوجه بشیم….
اگر احساس ارامش، امید،شادی، لذت و…داریم یعنی دیدگاه ذهنمون به دیدگاه روح نزدیکه و اگر احساس غم، افسردگی، ناامیدی و…داریم یعنی از دیدگاه روح فاصله گرفتیم….پس از این حرف متوجه اهمیت احساس میشیم….
اینکه ما باید سعی کنیم در اکثر مواقع احساسمون رو خوب نگه داریم ….وقتی احساس خوب باشه نتایج و اتفاقات زندگیمونم خوب میشه….
من خودم قبلا وقتی از دست همسرم ناراحت میشدم یا مسئله یا ناخواسته ایی پیش میومد عادت داشتم خیلی با خودم در مورد رفتار بد طرف مقابلم صحبت میکردم…در واقع غر میزدم پشت سرش….اما الان متوجه شدم که خداروشکر این عادت از زندگیم حذف شده….بصورت ناخودآگاه وقتی با همچین ناخواسته ایی مواجه میشم که خداروشکر خیلی کم پیش میاد زبونم رو کنترل میکنم و دیگه غر نمیزنم….این غر زدنه باعث میشد که احساسم بد بشه و مدت زمان بیشتری رو در این احساس بد بمونم…اما خداروشکر دیگه این رفتار رو ندارم و تبدیل شده به یه رفتار درست…کنترل میکنم ذهنمو….
به قول شما استاد عزیز توی جلسه اول از قدم اول دوره ۱۲ قدم ما ناظر بر افکارمون هستیم….ما باید افسار این ذهن چموش رو به دست بگیریم…
و چه لذتی داره اون حال بعد از کنترل ذهن و رسیدن به احساس یه کم بهتر….اولش یه کم سخت هست اما وقتی یه کم بهتر شد راحتتر میتونیم بهترترش کنیم….
درک قوانین خیلی بهمون کمک میکنه….
قانون فرکانس….قانون احساس خوب =اتفاقات خوب…قانون وضوح از طریق تضاد….و قوانین دیگه ایی که استاد برامون توی فایلهای مختلف دارن به زیبایی هر چه تمامتر بیان میکنن….همه این قوانین یعنی یک قانووون و اون یک قانووون هم اینه که هرکس خودش مسئول ۱۰۰ درصد اتفاقات و شرایط زندگیشه….قانون ثابت و بدون تغییر خداوند….
خودمون خالق زندگیمون هستیم…..خالق ۱۰۰درصد شرایط و اتفاقات زندگیمووون….
استاد عزیزم بینهایت ازتون سپاسگزارم برای این آگاهی های ارزشمند….
مراقب احساساتمون باشیم دوستان خووووبم…🤩🤩😊☺
عاشقتووونم و سپاسگزاررررر😍😍😘😘😘🤗
گفتگو با دوستان قمست 51
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان خوبم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه شدم و از اونها برخوردار
نکات این فایل درس آموز برای من :
هر آگاهی که میخوام به دیگران بگم اول ساده بیانش کنم و بعدش هم جوری بگم که طرف بتونه استفاده عملی ازش بکنه
شهود همون دریافت الهاماته که می تونه الهی و خدایی باشه یا شیطانی
زمانی که من حالم و احساسم خوبه خداوند داره با من صحبت میکنه
زمانی که حالم و احساسم بد شیطان داره با من صحبت میکنه
دریافت شهود و الهامات برای همه ی انسان ها در تمام لحظات اتفاق می افته نه صرفا افراد خاص
اگر بتوانم در شرایط سخت احساسم رو خوب نگه دارم الهامات خدایی رو دریافت می کنم
وقتی قلبم باز باشه هدایت الهی رودریافت میکنم
اگر باور الخیر فی ما وقع رو در خودم ایجاد کنم باعث میشه احساسم خوب بشه و قلبم باز بشه و هدایت های خداوند رودریافت کنم
یادم باشه اگر احسام بده دارم خودم رو آتیش میزنم
یادم باشه اگر احساسم بده داره سم میخورم
با به یاد آوردن اتفاقات ناخوشایندی که بعدا خیر شده خودم رو توی اتفاقات به ظاهر بد آروم کنم
اگر بتونم احساسم رو خوب نگه دارم لاجرم اتفاقات خوب وارد زندگیم میشه
قانون احساس خوب اتفاق خوب رو همیشه به یاد داشته باشم
اگر این قانون رو سعی کنم بیشتر مواقع رعایتش کنم زندگیم پر از اتفاقات خوب میشه و در یک کلام بهشت میشه
سپاسگزارم استاد عزیز که اینقدر ساده همه چیز رو بیان میکنین و عملی توضیحش میدین
بسم الله رب العالمین
با سلام خدمت استاد عباسمنش و دوستان همفرکانسی
یادم اومد پاییین همین ساختمون استاد یه فایل توحیدی عالی عالی ضبط کردین که فکر کنم هزار بار دیده باشم و گوش داده باشم
ای کاش هر چند وقت یبار از این دسته برنامه ها ضبط میشد واقعا ملت نیاز دارن و با تاسف زیاد شرک رایج در بین انسانها باعث تمام کم و کاستها شده
من نمونه کسی هستم که تا زمانی نگاه و امیدم به دیگران بود چه سیلی ها خوردم و از وقتی که از همه جا رانده شدم و ناچارا ( شرمنده الله هستم ) تنها کسی که مونده بود رو خدا دیدم
بطرز معجزه آسا رد پای خدا رو دیدم و ناباورانه تا اینکه گفتم خدایا دیگه کسی نمونده ( حتی هم خونها ) و فقط خودتی بلافاصله خدا چنان به میدون اومد و چنان تحولی ایجاد شد مثل سدی که شکسته بشه و قدرت آزاد بشه طوری که زندگی الانم با همون شب کزایی هیچ ارتباطی نداره
لذا من اعتراف میکنم و بارها در همه جا گفتم که توحید رو با شما شناختم گرچه خیلی قبلش هم از فایلهای شما استفاده کرده بودم و تا عمل نکردم هیچ اتفاقی نتونستم رقم بزنم
گوش دادن فایلها حالمو خوب میکرد ولی نتیجه ملموس نداشت
یادمه برای کاری به 500 تومن نیاز داشتم حتی عزیزترین کسم نداد . و الان ممنونم از همه کسایی که ناخواسته منو روندن به سمت خدایی که تنها و تنها باید از اون خواست بدون واسطه و شرط و پاچه خواری و تنها و تنها سر در برابر اون خم میکنم و سری که در برابر الله خم بشه نباید پیش کسی دیگه خم کرد و دستی که به طرف الله ، به نیاز باز بشه رو نباید پیش کسی باز کرد.
چون الله می شکنه اون گردنی که برای غیر اون خم بشه و مصیبت بار میشه اون دستی که پیش غیر اون باز بشه
تو این لایو با اقای عرشیان همیشه ناب بودن حرفاتون مثل نور میدرخشید خیلی جاها دیدم که کلام بعضی از اساتید با اعمالشون همخوانی نداره مثل تبلیغات و مسائلی که شما بشدت ازشون منع میکنید رو اینها انجام میدن و عملا پیشرفت رو تو این موارد تعریف میکنن در حالی که پیج شما ساده و بی هیچ مورد اضافه ایی و سایتتون انقدر ساده است ولی در عمل نتایج شما رو اصلا نمیشه با نتایج اینایی که زور میزنن مقایسه کرد
کاش انهایی که دم از قرآن میزنن مثل شما به کلمات الله باور داشتن و ای کاش انقدر دعوت به غیر الله نمیکردن
مصداق آیه :
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ ۖ
و از انسانها کسانی هستند که غیر از خدا همتایانی ( در رزق و روزی و شفاعت و شفا )برای الله در نظر میگیرن و آنها را چون دوستى خدا، دوست مىدارند
وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ
ولى کسانى که ایمان آوردهاند، بیشترین محبت (اشد حب مبالغه بیشترین محبت ) را به الله دارن
این کلام حق در جای جای رفتار شما نمایان است استاد . و میخوام ازتون جانهای تشنه ما رو با توحید سیراب کنید که واقعا جای چنین فایلهای واقعا خالیه شده یه مدت
بازم ازتون سپاسگذارم و از خدایی که شما را برگزید تا هدایتگری باشید در این قرن
به نام خدا
سلام و احترام خدمت استاد گرامی و عرض ادب خدمت خانم شایسته عزیز و دوستان هم مسیر
اول از همه چیز از خداوند سپاسگزارم که انگار با این فایل داره با من حرف میزنه و هدایتم میکنه.
استاد بسیار متشکرم برای این سلسله فایلها که برای رشد و تکامل ما تهیه می کنید و با عشق در اختیار ما قرار می دهید.
الان که به این سه چهار سال گذشته نگاه می کنم و مرورش میکنم میبینم چون حالم خوب بوده دائم در حال هدایت به خوبی ها بودم و مسئله خاصی برام بوجود نیامده ، این اواخر به جدایی رابطه عاطفی برخوردم که با تمام وجودم برام روشنه که همه جوره به سودم بوده ولی ذهن نجواگرم گاهی اوقات میخواد این اتفاق رو بد جلوه بده که من با باور این که هر اتفاقی برام بی افته به سود منه دارم جلوی ممنتوم منفی رو میگیرم، همین الان هم داشت شروع میکرد که آمدم توی سایت تا خاموشش کنم که دیدم این فایل با ارزش رو انگار برای من گذاشتین که به من یادآوری کنه (احساس خوب = اتفاقات خوب )و خودم رو جمعوجور کنم.
من توی این چند سال اخیر اتفاقاتی توی کارم برام افتاد که به ظاهر میگفت دیگه کارم تمومه ولی بعد از چند ساعت ذهنمو جمعوجور کردم و گفتم هر اتفاقی بی افته به نفع منه و به آرامش رسیدم که به طرز معجزه آسایی همون اتفاق به ظاهر بد برام شد درآمد بیشتر.
برای همین به باور الخیر فی ما وقع با تمام وجودم ایمان دارم و شده یکی از حرفهای ورد زبونم.
با تشکر از شما و خانم شایسته براتون بهترین ها رو آرزومندم ♡
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم
سپاسگزارم استاد عزیز همیشه سراغ اصل میرین و کاربردی ترین راه رو نشون میدین …
چقدر آرامش بخشه کلام الله که سراسر نور و امید و هدایت و رحمته
چقدر خدای من بر من منت گذاشته که منو آزاد گذاشته هر راهی میخوام برم و در هر مسیری که انتخاب میکنم با تمام قوا منو هدایت و حمایت میکنه
کُلًّا نُّمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ
خدای من اینقدر منو دوست داره گذاشته خودم زندگیمو بسازم خودم انتخاب کنم اینقدر بزرگه که از فضل خودش از بزرگی خودش قرآن رو برای هدایتم فرستاده و گفته راه جاده آسفالته و سرسبز و خوشی چجوری و چقدر آسونه راه جاده ناجوره رو هم نشون داده بهم ولی بدون هیچ اجباری میگه انتخاب با خودته اگر دوست داری سعادتمند دنیا و آخرت باشی باهاتم اگه میخوای گمراه بشی باهاتم ….
همه چیز احساس خوبه
من اگر بتونم احساسم رو کنترل کنم و همیشه سعی کنم در مومنتوم مثبت باشم لاجرم لاجرم لاجرم همه چیز خوب پیش میره هدایت ها میاد الهامات میاد دستان خداوند میاد راهش فقط احساس خوبه فرکانس خوبه
وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى
کسانی که هدایت را پذیرفتند، خداوند بر هدایتشان میافزاید.
فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى
هرکس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه بدبخت.
أَنِّی مُمِدُّکُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِکَهِ مُرْدِفِینَ
من شما را با هزار فرشته پیاپی یاری میکنم.
بَلَىٰ إِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا… یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُم بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِّنَ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ
آری، اگر صبر کنید و تقوا داشته باشید… پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یاری خواهد کرد.
وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْرًا
هر کس تقوا پیشه کند، خدا کارش را برای او آسان میکند.
خدایا قلبم رو وسیع کن که اهمیت احساس خوب رو درک کنم خداوندم حمایتم کن این باور در ذهنم به صورت حقیقی حک بشه نه فقط بگم و بشنوم بلکه با جان دل بهش عمل کنم …
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد =اتفاقات بد
خداوندم قلبم رو برای شنیدن الهامات وسیع کن …
خداوندم هدایتم کن که در هر شرایطی که هستم فقط دیدم و باورم این باشه
ما رأیتُ إلّا جمیلاً
خداوندم کمکم کن که همیشه در شرایط دریافت پیامت باشم همیشه قلبم باز و پذیرا و آماده باشه
همیشه دیدم و باورم
الخیر فی ما وقع
باشه
چقدر آرامش بخشه اینکه بدونی خورشید همیشه هست تو باید پنجره رو باز کنی به قول استاد تو دوره همجهت
جهان برپایه فراوانیه همه چیز در یک جریان جاری بی نهایته تو فقط باید باهاش همجهت بشی تو باید ظرفت رو بزرگ کنی تو باید بری تو مدارش
راهشم اینه احساست رو خوب نگه داری
باید باور کنم که خدا فقط خیر مطلق هست و همه چیز به نفع منه اگر بتونم احساسم رو خوب نگه دارم
باید مدام به خودم یادآوری کنم احساس بد یعنی دست کردن تو آتیش باهر دلیل و منطق
باید بفهمم احساس بد بدترین سمه جهانه
قانون خداوند اینه که
اگر بتونم احساسم رو خوب کنم لاجرم اتفاقات خوب میوفته
_
وَإِذْ یُلْقِی الْمَلَائِکَهُ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ • وَإِذْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
و [به یاد آور هنگامی که] فرشتگان در دلهای مؤمنان الهام کردند: «نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشت مژده بدهید که به آن وعده داده شدهاید.»
و [همچنین] هنگامی که [مؤمنان] گفتند:
«پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز، قدمهایمان را استوار گردان و ما را بر قوم کافر یاری کن.»
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها ،
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
بزرگترین سپاسگزاری من این سالهای اخیر ،وجود این آگاهی ها و هدایت شدنم به سمتشون هست ، اگر روزانه هزاران بار هم سپاس گزاری کنم کمه چون همه ی زندگیم وابسته به این درس هاست
چقدر خوشحال و خوشبختم که شما استاد من هستید ، چقدر عالی تحلیل میکنید و چقدر حرف هاتون به جان میشینه ، دقیقا جوری قوانین رو آموزش میدید که به درد زندگی الآنم میخوره ،این لحظه میتونم ازشون در بالابردن کیفیت زندگیم استفاده کنم
اگر بدونم احساس بد سمِّ ،اونوقت از هرروشی استفاده میکنم تا ازش دور بمونم ، واگر یقین پیدا کنم که اگر دراحساس خوب بمونم و بتونم در هر شرایطی ذهنمو کنترل کنم اونوقت لاجرررررم لاجرم ماریا میتونی درکش کنی ؟ لاجرم اتفاق خوب برام میوفته،این قانونه
میتونی به این قانون اعتماد کنی ماریا ، میتونی حرف های استاد رو وحی منزل بدونی و با اعتماد صد انجامشون بدی
اگر نتیجه میخوای پس انجامش بده، پس فرمان بُردار باش، پس وحی منزل بدون
تمام ماجرا همینه ماریا ، دراحساس خوب بمونی و بتونی تحت هر شرایطی ذهنتو کنترل کنی ،تو موجودی فرکانسی هستی پس این اصل رو بیشتر و بیشتر درک کن ،تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشی ،تو قرآن همه ی حزن ها با لا اومده ،پس غمگین نباش که جهل حساب میشه ، تا وقتی آرامی هدایت ها رو میتونی دریافت کنی
خدایا کمکم کن تا دراین مسیر ثابت قدم باشم تا هرروز بیشتر و بهتر قوانینو درک کنم و لذت زندگی به شیوه ی قوانین زیستن رو هرروز بیشتر تجربه کنم.
هزاران بار ازتون سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین استاد عباس منش عزیزم
سپاس سپاس سپاس