درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    hamidsevgi گفته:
    مدت عضویت: 2105 روز

    به نام خدای مهربان سلام استاد عزیزم و همه دوستان

    خداروشکر میکنم به خاطر استاد عزیزم و خیلی خوشحالم که با شما آشنا شدم . به حرفای آقای عرشیانفر که داشتم گوش میدادم دیگه داشت به شدت احساسم بد میشد داشت همون نجواهای احمقانه قبلی تو دلم ریشه میزد که تو هیچی نیستی تو اصلن نمیتونی با خداوند ارتباط برقرار کنی بنده خاص خداوند ابراهیمه ببین ابراهیم چه کارایی برای خدا انجام داده تو همش سرتا پا تقصیری که خدارو هزار مرتبه شکر استاد عزیزم به دادم رسید و آب خونک رو ریخت رو سرم و آروم شدم و گفت که ابراهیم با تکامل به این مرتبه از ایمان رسیده و در واقع همون تمرین کردن و ارتباط برقرار کردن همیشگی با خداوند؛ یعنی هرچی آدم دیدم که داره از خدا حرف میزنه ته حرفش اینه که اون رسیده تو نمیتونی یعنی حالم به هم میخوره از این آدما ؛ چقدر آدم آروم میشه این جمله که ایمان تمرینه با تمرین همیشگی میشه ایمان رو تو قلب ایجاد کرد ؛ امروز دیگه تعهدم 100٪ شد که فقط و فقط با استاد عباسمنش ادامه بدم و خداروشکر میکنم هر استاد موفقیتی که صداشو میشنوم احساسم بد میشه و سریع قطع میکنم . استاد قدم دوازدهم رو شهریور ماه شروع کردم به امید خدا یه فیلم عالی براتون ضبط کنم هم به عنوان تشکر ازتون هم اینکه بگم هیچی نیستم.

    ممنونم ازتون دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    طاهره گفته:
    مدت عضویت: 2113 روز

    به نام تنها قدرت جهان هستی

    سلام به استاد عزیزم

    استاد چقدر قشنگه صحبتهاتون و چقدر آگاهی ناب انگار باید این حرفها رو بشنوم و چقدر لازم داشتم. حدود یک سال و نیم هست عضو سایتم و فایلهای رایگان که یک دانشگاه هست گوش میدم و استاداز وقتی تصمیم قطعی به تغییر گرفتم وجود خدا رو این قدر حس می کنم که احساس می کنم عاشقش شدم و بعد از 40 سال عشقش رو می فهمم استاد این نگاه شما به قرآن و داستانهای پیامبران که بارها خوندم اما بدون توجه و بله به قول استاد عرشیانفر دقیقا انگار افسانست و شما چشمم نه قلبم رو باز کردین تا قوانین رو بفهمم و توی زندگی پیامبران ببینم تا الگو بگیرم. تا حضرت مریم رو بفهمم تا زنان قوی رو بفهمم که این قدر خدا ازشون یاد کرده. وای مریم جان چقدر شبیه این زنهای پاک هستی. چقدر قوی هستی چقدر توحیدی هستی. و خدا میگه اونها داستانه بیا اینم الگوی زنده ببین. توحید رو ببین. استاد رو ببین. مریم جان رو ببین. ازخدای مهربونم از ربم سپاسگزارم از شما هم استاد سپاسگزارم از مریم جان سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2636 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به همه ی خوبان استاد عزیزم مریم جانم

    ودوستانم

    اینکه استاد توضیح دادین حتی حضرت ابراهیم هم برا رسیدن به این مقام وجایگاه تکاملشو طی کرده وبعداز گذشت مراحل تکاملش به این جایگاه رسیده به من این اخطار رو میده که مواظب باشم اصلا تو مسیر زندگیم توهیچ زمینه ای عجله نکنم وبا طی کردن تکاملم به خواسته ها وهدفهام برسم.

    وهرکس ممکنه یه جاهایی از زندگیش به مسئله واتفاقاتی بربخوره که حالشو خراب کنه وذهنش کاملا درگیر بشه ولی چیزی که مهمه اینه که بتونه تو چنین شرایطی حال خودشو خوب کنه حالا با پیاده روی،دوش گرفتن،خواند مطلبی یا کتابی،گوش دادن یادیدن فایلی چیزی که حالشو خوب کنه،یا مشغول کاری فعالیتی شدید بشه که ذهن نتونه به اون اتفاق فکر کنه خلاصه به هر ترفندی که هست باید احساسمون رو خوب کنیم وتو اون حال بد نمونیم.

    به قول شما استاد جهان کار نداره ما کی هستیم پیامبر باشیم یاهرکی دیگه،قانون برا همه یکیه حتی برا یونس پیامبر(وهمین موضوع عدالت خداوند رو نشون میده)وباید بهش عمل کنیم وهمیشه حال خودمون رو خوب نگهداریم تحت هر شرایطی

    استاد من خودم اینجور مواقع وقتی فایلهای شمارو گوش میدم ذهنم آروم میشه.

    سپاسگزارم استاد عزیزم برا عشقی که تو این مسیر گذاشتین انشاالله ماهم با عملی کردن این قوانین در زندگیمون جوابگوی تمام زحمات شما باشیم.

    انشاالله همیشه شاد وسالم وموفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2485 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام میکنم با عشق و دلی آکنده از حس بودن و سپاسگزاری برای وجود شما عزیزانم به شما استاد بزرگوارم، به شما خانم شایسته عزیز و تمام اعضای تیم عباسمنش و همینطور اعضای صمیمی خانواده ام

    خدایا شکرت برای اینکه یکبار دیگه فرصتی بهم دادی تا اینجا باشم و لذت ببرم و در آرامشی که در پرتو این آگاهی ها در ذهن من مثل مسیر رودی که شکل گرفته و تشنه جاری شدن این آب در این رودخانه است. واقعا تشنه این آگاهی هام هر روز و هر لحظه…خداروشکر میکنم که استاد بیشتر از یکسال هست که عادت های ما رو آگاهانه یا ناآگاهانه برای اینکه هر روز اینجا باشیم یا هر روز برامون فایل جدید بگذارند، تغییر دادند.(چون من خیلی زدتر از اینها این عادت رو متوجه شده بودم و یکجورایی کفتر جَلد اینجا بودم) جوری هدایت ها پیش رفت تا از درون و با یادآوری و تکرار و عمق بخشیدن و دیدن قانون در زندگی روزمره خودمون در رفتارها و نتایج مون پیش بریم. جوری که اگر حتی اینترنت قطع بشه، موبایل و لپ تاپ هم نباشه از درون چنان سرشار از آگاهی و مرور و تکرار بشم که واقعا کمبودی رو احساس نکنم و احساس میکنم این نتیجه خوب و بزرگی هست برای من. منی که همیشه به دنبال آزاد بودن و رها شدن از وابستگی بودم. منی که دنبال این بود که حال خوب خودمون به افراد گره نزنم، به یک جا و مکان خاص گره نزنم. سعی کردم واقعا سعی کردم تا احساس خوب خودمو به شرایط بیرون از خودم گره نزنم و از دورن حال خوب برام جووانه بزنه. واقعا سعی کردم و یکجاهایی دلم تنگ شده برای حتی استاد و فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا، برای لایو گذاشتن و گفتگو با دوستان برای فایل جدید دیدن و ارتباط داشتن با دوستان خوبم در این سایت بینظیر و عالی. اما من به خودم گاهی سخت گرفتم ولی امروز یاد گرفتم قوی باشم اما به خود سخت نگیرم، من انسان هستم و امکان داره بخاطر یکسری فشارهای همه جانبه ی درسی و کاری و زندگی و کشور و دوری از عزیزان و … حالم بد بشه و نیاز به بودن با دوستان و ارتباط بکنم.نیاز باشه از انسان های خوب و مثبت و شکرگزار انرژی بگیرم و مسیر رو به یاد بیارم. چطور خیلی جاها یک جمله ی من، یک رفتار من به یکنفر انرژی داده و ازم تشکر کرده و چقدر همین انرژی خوب من بهش منتقل شده و حالش رفرش شده پــس چرا اینقدر باید سخت گیر به خودم باشم و همیشه توقع داشته باشم قوی باشم و اونی باشم که انرژی خوبی داره و انرژی میده و نیازی به ارتباط و انرژی گرفتن از بقیه نداره…چرا…بابا فهیمه کوتاه بیا…سخت نگیر و اجازه بده گاهی بقیه بهت انرژی بدن و بهت کمک کنن…اجازه بده در مسیر رشد کردن و تکاملی که داری طی میکنی دستان خداوند تو رو یاری کنن و از انرژی خوبشون موتور وجود تو رو پر انرژی کنن و به یادت بیارن تو همونی هستی که یک روز چنان روی خودت کار کردی که از بدنه یک جامعه ایی در شهر خودت دور شدی. پس الانم همونـی و داری بازم ادامه میدی…برای ادامه دادن لازم نیست همیشه پِرفکت باشی. فقط کافیه بپذیری که حال خوب یک دکمه نیست که بزنیم تا همیشه و ابد حالمون خوب باشه و ما ربات نیستیم که همیشه همینجوری شاد و خوشحال باشیم. ما انسان هستیم و دارای عواطف انسانی مختلف و حالات روحی مختلف با شرایطی که این جهان دوقطبی داره مواجه میشیم فقط موضوع اینه من بیشتر حواسم رو جمع میکنم در فضا و مدار و احساس بد نمونم و سریع رد بشم و با تغییر زاویه دید و تغییر نگرشم شرایط ناجالب رو برای خودم جوری تعبیرش کنم تا بتونم به خیریت پشت و حکمت خداوند برسم و میخوام جز گروه آدم هایی باشم که به اونا نعمت داده، اونایی که آسان شدن برای اسانی ها، اونایی که همواره شکور هستند. اونایی که صبارشکور بودن رو تمرین میکنن…

    چقدر مثال کشتی در دوره هم جهت با جریان خداوند مصداق خوبی بود برای ویژگی صبارشکور بودن. برایصبر به همراه امید داشتن و توجه به داشته ها و خواسته ها.

    چقدر خوشحالم که شاگردی هستم که برام مهمه که با قطب نمای درونم با احساسم یاد میگیرم چطور به مسیر زندگی ام در این دریای طوفانی جهت بدم حتی وقتی چیزی دیده نمیشه…واقعا این احساس ارامش در دل طوفان خیلی حس خوبیه خیلی قشنگه، حس آگاهی که نمیدونی ولی مطمئنی، اعتماد داری به کسی که سکان کشتی خودتو بهش سپردی و با هدایت هاش تو رو به سرمنزب مقصودی از نعمت و خوبی ها می رسونه و هر چی پیش بیاد برات همون خوبـس، هر چی هست داره تو رو رشد میده و تو رو قوی تر میکنه. ایمانت رو تقویت میکنه به اون الله یکتایی که قوانین ثابتش و بی نقصـش بالاترین قانون هر دولت و ملت و سازمان و ارگان و …هست. وقتی ما خدا رو داریم و خدا در وجودمون پیدا میکنیم و اینقدر هم بهمون نزدیک هست ما چی کم داریم. حالا یک چیزهایی نباشه یا ازمون بگیرن که چی…همون خدایی که از فضل خودش از طریق هزاران راه بهمون این نعمت اینترنت و امنیت و … رو داده خُب همون هم خودش بلده بازم چطوری بهمون نعمت های بیشتر رو براحتی در مسیر زندگی مون قرار بده. من که اصلا عاشق اینم علی بی غم بشم، همون علی بی غمی که نه ترسی داره و نه غمی چون مومن هست به خـُدا…اصلا اینقدر جمله خوب توی ذهنم یکهو هجوم آورد نمیدونم کدوم رو بنویسم مثل اینکه میگفتین و یادگرفتم و بارها و بارها تکرار کردم و به خودم گفتم: قلبت را پاک کن، اتفاقات خوب تنها زمانی از راه می رسند که تو قلبت را پاک کرده ایی. وای که چقدر این احسن الحال حال خوبیه و چقدر خوبیه میفته روی دور و هی خوب و خوب تر و احسنت و احسنت تر میشه و بازم عالی و عالی تر…مثل الان من که بی دلیل شاد و خوشحالم. شاد از اینکه خالق قدرتمند زندگی خودم هستم و قراره هربار به نسخه و ورژن بهتری از خودم تبدیل بشم و این قابلیت وتوانایی که خدا بهم داده.واقعا چقدر همین یک مورد خوبه وقتی میدونیم که این ما هستیم که داریم با باورها و فرکانس های غالب مون دنیای اطراف مون رو خلق میکنیم.خدایا بارها و بارها شکرت

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    فروغ گفته:
    مدت عضویت: 827 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سپاس و ستایش از آن خداوند جهانیان است .

    درود خدمت استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیز و همه ی عزیزان و دوستان نازنین و ارزشمندم در این سایت الهی

    استاد جان خیلی خیلی ممنون که هستید و بابت این گوهرهای ارزشمند و این آگاهی های ناب که روشنگر راه ما هستند بسیار سپاسگزارم .

    برای شما و همه ی عزیزانم آرزوی خوشحالی و خوشبختی روزافزون میکنم .

    حال خوب یک راز هست . یک کیمیای ناب که زندگی من رو بسیار دگرگون کرده . چه نتایج شگفت انگیزی که از کنترل ذهن در موقعیت های مختلف در زندگیم گرفته ام . توکل و اعتماد به رب العالمین . خداوندا شکر و سپاس که این بنده ات رو در فرکانس دریافت این آگاهی ها قرار دادی .

    قانون تکامل ، قانون احساسات خوب که شاه کلید دوره های استاد هست ، قانون توجه و تمرکز ، قانون تجسم ، قانون رهایی ، قانون توکل و ایمان به غیب ، قانون شجاعت ، و هزاران نکته کلیدی که همگی به طرز جادویی تاثیرات شگفت انگیزی در زندگی من گذاشته اند .

    پروردگارا باز هم تشکر و سپاس که مرا با دوره های استادم آشنا کردی .

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    در شب ظلمانی ام ماه نشانم بده

    یوسف مصری به چاه گشت چنین پادشاه

    گر که طریق این بود چاه نشانم بده .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    نرگس نازپرور گفته:
    مدت عضویت: 1529 روز

    سلام به همه دوستان عزیز و استاد مهربون و خانم شایسته پر انرژی.

    خیلی خوشحالم این صبحت ها رو دقیقا تویی روز عید قربان گوش میکنم، این دومین باره که گوش میکنم و برام حرفا ملموس تره.

    استاد عزیز خیلی حرفتون درسته ما باید از چیز های کوچیک شروع کنیم، از الهاماتی که میشنویم. چون مسله من یا خیلی ها اینه که وقتی داستان ادم های بزرگ و گوش میدیم میگم اون ادم امام هست پیغمبر هست خب اون صبرش بیشتره یا اون خدا باهاش دوست تر هست، من که مثل اون نیستم و نمیشم.

    ولی نکته زیبا اینجاست که اون فرد هم دوره تکاملشو طی کرده خیلی کوچولو کوچولو پیش رفتن تا به اینجا رسیده

    اینکه ما بخوایم از این انرژی، این خدا درخواستی کنیم، درخواست ها بی نهایته و پایانی نداره، فقط باید پله پله بریم جلو قشنگیش و جذابیش اینه که در اول پله ها یکی یکی طی میشه بعد ده تا ده تا و بعد صد تا صدتا وقتی ثبات و پایداری باشه مسیر سریع تر و رون تر میشه.

    دقیقا مثل نوزاد که اوایلش راه رفتن براش سخته زمین خوردناش زیاده ولی بعد مدتی ن تنها زمین نمیخوره بلکه توانایی دویدن داره.

    من از خدا میخوام برای خودم و سایر دوستان راهی که درست هست و خیلی واضح بهمون نشون بده، به اصطلاح خودم خیلی تابلو مسیر و نمایان کنه که راهی جز رفتن به این راه نداشته باشم.

    و من تسلیمم، از دل هر اتفاقی خوبی و درس شو میکشم بیرون و میرم برای راه های بعدی

    دوستداران شما نرگس

    به امید دیدارتون در بهترین شرایط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  7. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3284 روز

    سلام استاد نازنینم

    امروز چندین بار این فایل پشت سر هم هی پلی شد و گوش دادم و گوش دادم وهر بار بیشتر تحسینتون کردم و هر بار بیشتر تحسین کردم.

    شما عمق داره حرفاتون ریشه داره بنیان داره منطق قوی داره باید درکت بالا باشه تا بفهمیش.

    هر چی بیشتر گوش دادم دیدم همش اصله اصله موضوع حاشیه نداریم قانون داریم درسته ابراهیم خلیل الله کار خیلی بزرگی کرده ولی اون عملش برمیگرده به یه ایمانی که اون ایمانم عقبه داره از اعمالی که تکرار شده نتایجش گرفته شده و دیگه طرف به این نتیجه رسیده همین است و بس ابراهیمم تکاملش رو طی کرد که شد ابراهیم از اول این طور نبود.تنها تفاوتش این بود که به یقین و باور قلبی رسیده بودو زمانی که به این باور قلبی رسید دیگه تسلیم شد دیگه دربست همه چیز رو اکسپت میکرد و عمل بحث نمی‌کرد دو دو تا چهارتا نمی‌کرد.

    اما بیشتر از هر چیز شما و نحوه اموزشتون ونوع نگاهتون برام مهم بود مسأله رو خیلی احساسی و عجیب غریب و پیچیده ندیدی آقا هر چیزی قانون داره ابراهیم تونست اون کارو بکنه چون کلی کار قبلش کرده بود همین حسه بهش گفته بود انجام بده انجام داده بود نتایجش رو دیده بود تا رسید به جایی که تونست چاقو رو هم برداره بزاره زیر گلو اسماعیل.

    خدارو شکر میکنم که با شما و آموزشهای شما جلو میرم چون تمرکز روی اصله نه حواشی و منی که بشدت دنبال حاشیه ام دارم یاد میگیرم اصل رو از فرع تشخیص بدم و دنبالش کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    لیدا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1787 روز

    سلام استاد عزیزم

    من هرموقع گفتگوی شما رو با اساتید دیگه میبینم بیشتر پی میبرم که حرفای شما لحن شما اعتماد بنفس شما و این درستی شماست که باعث شده فایلاتون برا کسایی که میخان توی مسیر درست باشن راه‌گشا باشه ،اصلا نمیتونه این فرکانس درست نباشه،انقدر که همه فایلای شما خالصه

    تک به تک جملاتتون واقعیه و فیلم بازی کردن نیست و این چیزیه که من میخام و دوس دارم خودمم همین طور باشم

    وقتی مثال ابراهیم رو میزنید از تکامل میگید که ما نگیم ما کجا و ابراهیم کجا

    از این میگید که اونها هم شک کردن ولی قدم برداشتن،توکل کردن و رسیدن به درجات بالا

    استاد این مدت نتایج خوبی گرفتم نمیدونم بگم بزرگ یا نه،از نظر ظاهری شاید بزرگ نباشه ولی برا خودم خیییییلی قدم بزرگیه.من دارم توکل کردن رو یاد میگیرم

    با امروز سه بار شده که گفتم خدایا من به تو توکل میکنم یعنی اروم میشم ذهنمو کنترل میکنم ،حالمو خوب میکنم، توهم چیزی که میخامو بهم بده و هر سه بار انقدر خوب بوده و چیزی که میخاستم شده که از خوشحالی اشک ریختم و چقدر خوبه این توکل،این که بگیم خدایا به تو می سپارم و بریم و اروم باشیم

    برا منی که ابتدای راهم خیلی قدم بزرگیه،حس میکنم بغل خدا نشستم،کلی اعتماد بنفسم بیشتر شده،خود باوریم زیاد شده،اصلا تا حالا این حسو نداشتم و تکاملمم دارم طی میکنم

    بیشتر بخاطر این‌خوشحالم که از این به بعد کارم آسونتره چون نتیجه گرفتم،چون اعتماد کردم به خدا و جواب گرفتم ،چون میدونم این مسیر درسته و میخام تا اخر توی این مسیر بمونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 1645 روز

    چقدر عالی بود این لایو

    خداروشکر میکنم ک من رو در مسیری و فرکانسی قرار داده تا این صحبت هارو بشنوم

    استاد چقدر قشنگ و عالی توضیح دادید چقدر با مهارت مباحث رو ساده میکنید، چقدر قشنگ قوانین رو درک کردید و یه حرف کلی نمیزنید ک آدم رو گیج کنه،قشنگ مسیر رو ساده و قدم ب قدم توضیح میدید

    از این لایو نتیجه گرفتم ک منم میتونم ایمانمو قوی کنم و به اون فرکانس بالا برسم، خیلی وقتا به دلیل قضاوت نادرست خودمون و مقایسه با پیامبران ک اونا کجا و من کجا نتونستیم قدم برداریم و پیش بریم چون همیشه موفقیت و ایمان قویشونو دیدیم و مسیری ک رفتن و به اون ایمان رسیدن رو ندیدیم،

    استاد صحبت های شما منو همیشه آروم میکنه ک خدا هست،ک تو ایمانتو قوی کن خدا همه کاری میکنه ،راه هارو باز میکنه ،مسیر رو برات ساده میکنه…

    خداروشکررررر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2129 روز

    وَاذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

    و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده می شدید، و همواره می ترسیدید که مردم [مشرک و کافر] شما را بربایند [تا شکنجه و آزار دهند و نابود کنند] پس خدا شما را [در شهر مدینه] جای داد و با یاریش نیرومندتان ساخت، و از [نعمت های] پاکیزه اش به شما روزی بخشید تا سپاس گزاری کنید.

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان نازنینم در این سایت توحیدی

    خواستم به خودم متذکر بشم و این آیه رو بر چشمانم سرمه کنم…تا فراموش نکنم…

    یادمه یه جای فایل استاد گفتن که وقتی به ناخواسته‌ها برخورد می‌کنید و احساستون رو کنترل می‌کنید و بعد متوجه میشید که اون ناخواسته باعث یک رشد در شما شده یا یک نتیجه خوب برای شما به ارمغان آورده حتماً اون رو یادداشت بکنید که برای شما بعدها مثل یک نشونه عمل کنه و ببینید که اون اتفاق علی رغم ظاهر ناخوشایندش باعث رشد شما شده یا نتیجه بسیار مثبتی برای شما به ارمغان آورده، و دیدن این نتایج و این یادداشت‌ها کمک می‌کنه به تقویت ایمان ما و همونطور که حضرت ابراهیم به یکباره به اون رشد و به اون ایمان و به اون توحید نرسید و تکامل رو طی کرد ما هم مسیر رشد و تکامل رو طی بکنیم…

    ———————-

    بنده کارمند رسمی هستم و نمی‌تونم برای افزایش درآمدم تدبیر خاصی داشته باشم، اما بارها معجزه خداوند رو دیدم که علی رغم اینکه من به عنوان یک کارمند حقوق ثابتی باید داشته باشم و نمی‌تونم انتظاری به جز دریافتی‌های مشخص داشته باشم، اونم در حالی که محل کارم دچار مشکلات مالی شده و افراد زیادی تحصن می‌کنند به خاطر اعتراض به پرداختی‌هاشون، اما خداوند از فضلش بی‌حساب در ماه‌های گذشته بارها و بارها به ما عطا کرد آنهم به حدی که برای دخترمون گوشواره طلا خریدیم تخت برای خونه خریدیم و خیلی خریدهای ریز و درشت دیگه‌ای رو انجام دادیم که شاید هیچ کدوم از همکارای من در تصورشون نمی‌گنجید با اینکه پایه و رتبه بالاتر داشتن در اسنپ کار می‌کردند و منابع مالی دیگه‌ای رو داشتند به عنوان شغل دوم، اما من در شرایط این خریدها را انجام دادم که اولاً خانم من کارمند نیست و من هم به طور میانگین فقط ماهی در حدود 9 تومن برام باقی می‌مونه!!! به خدا اینا همش معجزه است، خواستم یکی از نمونه معجزاتی که در زندگیمون اتفاق افتاده رو اینجا بنویسم تا چراغ راهی برای من باشه و هر بار با خوندنش ایمانم تقویت بشه، یادمه دیروز وقتی که متوجه شدیم که کلاً 500 هزار تومان در حساب‌های من وجود داره و خانم من باید برای تست‌های بارداری به بیمارستانی می‌رفت و کارهای دیگه‌ای رو انجام می‌داد و ما حتی هزینه اسنپ گرفتن رو هم به زور داشتیم و شرایطمون طوری بود که چاره‌ای جز قرض کردن نداشتیم، اما من با خانمم وقتی صحبت کردیم گفتیم که ما نباید از کسی قرض کنیم و خداوند به غیر الحساب به ما روزی می‌رسونه، همانطوری که تو این چند ماه گذشته پول‌های عجیبی رو به ما رسوند که در ذهن اون هم نمی‌گنجید و خداوند بر این موضوع شاهده، و امروز تا هنگام غروب نجوها میومد و من با منطق با توکل ساکتشون می‌کردم و صد البته این‌ها فقط به لطف عنایت خداوند بوده و من توان این کار رو نداشتم، و وقتی همسرم به خونه مادرم رفت که نزدیک محل سونوگرافی بود اونجا دایی بنده حضور داشتند که تقریباً نزدیک دو سال هست که من ندیدمشون و اونجا به همسر بنده یک کارت هدیه چند میلیون تومنی دادن به عنوان شیرینی فرزندمون که هنوز متولد نشده هم به عنوان شیرینی خونه‌ای که خداوند اون رو هم معجزه وار و هدایتی به ما عطا کرده بود به همسرم داد و خداوند به ما که نمی‌خواستیم از کسی قرض کنیم و بهش سعی نکردیم که حتی فکر بکنیم پاسخ داد، و خداوند همواره پاسخ میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1543 روز

      سلام آقا حسین عزیز

      دوست عزیزم در حالی که اشک شوق توی چشمام هست دارم برات طلب آرزوی خوشبختی و سعادت میکنم و قدم نو رسیده رو به شما و خانوم دوسداشتنی شما تبریک میگم و هر کجا هستین سلامت و تندرست باشید

      سپاسگزارتم که معجزات زندکیتو برای ما به اشتراک گذاشتین و باعث شعف و ذوق زیاد در من و هر کسی که این کامنت میخونه شدین

      آقا حسین این نتیجه شما حاصل کنترل ذهنتون و چنگ زدن به ریسمان الهی و قوانین ثابت خداوند

      وقتی ما با تمام وجود باورش میکنیم و همه چیز میسپاریم بهش خودش همه جوره درا رو باز میکنه و آسان میشیم برای آسانی ها

      اینا همش نتیجه اعتماد به رب

      منم یه داستان دارم که هر وقت به ناخواسته ای میخورم با خودم مرورش میکنم که ایمانم حفط بشه

      یه روز بخاطر مسائلی که داشتم درگیر یه پروژه دادگاهی شدم ،قضیه اسن بود که من بخاطر باورهای مالی افتضاحم توی جریان دادگاه محکوم به پرداخت مبلغی به یکی از دوستانم شدم که ظاهرا بقول خودمون آدم بدقلقی بود و خیلی سخت میشد باهاش کنار اومد

      خلاصه این دوست عزیز تمام سعیش این بود منو به بدترین شکل ممکنش توی منگه قرار بده و داستانها برای من درست کرد

      منم که بقول استاد علی بی غم بودم و تمام تلاشم این بود کنترل ذهن کنم و سعی کردم کاری که از دستم بر میاد انجام بدم و بقیشو بسپارم به خدا

      روز موعود رسید و با اینکه نشانها قبلش بهم میگفت باید کاری انجام بدم و من درکی از اعراض از ناخواسته و حل مسئله نداشتم ،اون نشانها رو پشت گوش انداختم ،اگر به نشانها دقت میکردم هیچ وقت شرایط سخت برام پیش نمیومد و راحت حل میشد

      روز موعد رسید این دوست عزیز با حکم جلب رفت پاسگاه محل تمام تلاش خودشو کرد که منو طوری توی محل کارم جلب کنه که همه ببین خلاصه آبروی من بره

      و منم از همه جا بی خبر داشتم کار خودمو میکردم ،این دوست عزیزمون که داشت با مامور پاسگاه بحث میکرد و تقلا میکرد برای اجرای هدفش ،درگیر شد با مامور و چیزی که اتفاق افتاد این بود که نه تنها نیومدن محل کارم بلکه خیلی محترمانه با من تماس گرفتن که برم پاسگاه و مسئله رو یه جوری حل فصل کنم بصورت توافقی

      و همین اتفاقم افتاد و با تمام تلاشی که این دوست عزیزمون کرد من بدون اینکه بخوام خیلی اذیت بشم مسیله رو حل کردیم و جالب تر اینکه من بعدش متوجه شدم که چه درگیرهایی بین این دوستمون و مامورین پاسگاه پیش اومده

      اون روز من تمام تلاش خودمو کردم موهبت این ناخواسته رو بفهمم و وقتی که آروم شدم به این نتیجه رسیدم که اولا من میتونستم خیلی زودتر از این موضوع به صورت کاملا توافقی حلش کنم که کوتاهی کردم

      و دوما من تعهد دادن رو در اون شرایط بصورت عمیق درک کردم و وقتی که من متعهد میشم باید روی قول خودم بمونم

      اینا رو گفتم که یادآوری بشه برام کنترل ذهنم و البته درسهایی که از اسن موضوع گرفتم و هم یه تشکر کنم از شما دوست عزیزم برای به اشتراک گذاشتن نتیجتون از کنترل ذهنتون

      سپاسگزارم از شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسین و نرگس گفته:
        مدت عضویت: 2129 روز

        سلام خدمت برادر عزیزم. ممنون از شما بخاطر پیام زیبا و دلگرم کننده تون و براتون از صمیم قلب از خداوند توفیق روز افزون مسئلت میکنم. خواستم در تکمله کامنتی که گذاشتم نکته ای بگم… بعد از اون داستان متوجه شدیم که حتی بیمارستانی که قرار بود فرزندم به دنیا بیاد و فرزند دومم هم همونجا متولد شده بود به سامانه بیمه تکمیلی که تحت پوشش بودیم متصل شده و قبلا اینطور بود که باید نقد پرداخت میکردیم و بیمه نهایتا بخشی از مبلغ رو جبران میکرد اما به لطف خداوند طی سال گذشته نه تنها به بیمه متصل شده بود بلکه آنلاین بود و کل فرآیند زایمان همسرم در نقطه تاپ تهران جایی که از سرما میلرزیدیم با کادری مجرب و خدمات عالی کلا با 3.5 میلیون تومان انجام شد و این از لطف خداوند بود. اما این رو هم بگم که خداوند به دلمون الهام کرد که بندگان من درسته که به من توکل کردید و من هم بهتون پاسخ دادم، اما ظرف شما هنوز آنقدر بزرگ نشده که انتظار داشته باشین همیشه همینطور مستقیم روزیتونو بدم و لازمه از طریق دستانم درخواست بدین و قرض کنید…و خداوند عنایت کرد که کسانی به ما پیام دادن که مبلغی به ما قرض بدن در حالی که ما ازشون درخواستی نکرده بودیم و به راحتی مبالغی به ما داده شد تا از عهده مخارجمون با توجه به میهمانان و … بر بیایم… شاید قبلا فکر میکردم اگر قرض کنم مشرکم و یا اینکه فکر کردن بهش یعنی شرک… اما الان خداوند این درسو بهم داده که درسته من فرمانروای عالمم اما به اندازه ظرفتون میدم… ولی عزتتونو حفظ میکنم و شما روی خودتون کار کنید من تضمین میکنم که ان شااالله روزی خواهد آمد که شما دیگه به قرض کردن حتی نیاز هم نخواهید داشت… ان شااالله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: