درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۴ - صفحه 38


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

479 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه شفیعی زاده گفته:
    مدت عضویت: 554 روز

    خدایا شکرت از اینکه سایت باز شد

    الحمدلله الحمدلله یا رب العالمین

    درود به استاد جان ودوستان عزیز

    چقدر خوشحالم این مدت یاد گرفتم اعراض کنم از اخبار

    تلویزیون روشن نمی‌کردم

    حالم خوب نگهداشتم

    برا کشورم مردمان مون آرامش خواستار شدم

    روان جمعی. به آگاهی آرامش برسه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1369 روز

    سلام به همگی،استادعزیزم ومریم جان خیلی خوشحالم که دوباره سایت به روال عادی برگشته، این مدت خیلی کلافه بودم که نمیتونم وارد سایت بشم از دوسه روزپیش بعضی وقتا بافیلترشکن واردسایت میشم ولی نیمساعت طول نمیکشید دوباره قطع میشد وامروزصبح که بیدارشدم ومتوجه شدم این مشکل رفع شده اینقدر ذوق کردم که مادرم با حالت عجیبی منو نگاه میکرد وپرسید چی شده که اینقدرخوشحالم،درمدت قطعی نت خیلی سعی کردم حالمو خوب نگه دارم چون توی شهرما نقطه اغاز شورش ها از سرکوچه ماشروع میشدوسرو صداهای مردم مدام توی گوشم بودمنم تصمیم گرفتم حالا که نمیشه بیام سایت فعلا فایلایی که توی گوشیم ذخیره داشتم رو باهدفون گوش بدم که صدای بیرون رونشنوم فکرکنم بالای هفت هشت ساعت هدفون توی گوشم بود دوتا هدفون داشتم تا شارژ یکیش تموم میشد میزدمش شارژ واون یکی رو برمی داشتم وبعدش اومدم از اول کامنتهای بچه هارو توی کانال تلگرام خوندم ودوره 12قدم رو به صورت تمرکزی شروع کردم بااینکه دوساله دارمش وبعضی وقتها هم سرسری گوششون میدادم،این قطعی نت بااینکه خیلی سخت بود ولی برای من خیلی خوب بود که به دور از شبکه های مجازی وحواس پرتی بتونم اینکارو توی این مدت قطعی نت انجام بدم هرکدوم از فایلها رو چندبار گوش کردم از قدمها نکته برداری کردم ومهمتر اینکه تاجایی که تونستم بهشون عمل کردم وروزبه روز حال واحساسم بهتر وبهترشد ،به لطف الله یه شغل عالی پیداکردم وقراره ازاول هفته آینده مشغول به کاربشم،قبل از شروع قدم اول من حدود 4میلیون بدهی داشتم که با کمک قدم اول وفایل سه برابرکردن درامد تونستم بدهیم رو به صورت جادویی بدم وبا وجود بیکاری حدود 6میلیون هم الان توی کارتمه که نمیشه گفت پس اندازه ولی دارمش،به خودم قول دادم دیگه از کسی پول قرض نکنم واین مدت موقعیت گرفتن دوتا وام برام مهیا شد که گفتم نمیخوامشون ومیخوام با اولین حقوقم قانون سلامتی رو بخرم وبه وسیله عمل به اونا انرژی بالایی پیدا کنم تا هم بتونم بهتر بتونم روی سایت کار کنم وهم به کارام برسم چون درحال حاضر بیشتر مواقع بی انرژی وکسلم،وبه خودم متعهد شدم بیشتر کامنت بزارم ومشارکت کنم چون قبلش فقط فایلهارو میدیدم وکامنتهارو میخوندم ومشارکتی نداشتم استاد عزیزم ومریم جان از هردوی شما برای وجود این سایت باارزش ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 923 روز

    سلام استاد عزیزم وخانم شایسته و دوستان

    چند ماهه من فایلهای استاد رو یکی‌یکی دانلود میکنم و میخونم واداشت برداری میکنم اما اینقدر اشتیاقم بالاست که سریع سراغ فایل بعدی میرم.

    اما تو این مدت که سایت قطع بود به من فرصتی داد که هر روز یادآوری کنم که چه چیز هایی یاد گرفتم و تو زندگی به کار ببرم.

    پس هر روز کارم این بود مرور کنم و هر شب بنویسم کجاها تونستم استفاده کنم .

    انگار خداوند هم منو قدم به قدم هدایت می‌کرد.یه ساعتی از روز در تنهایی شکر گزاری میکنم هر روز که میگزره چقدر واضح تر قوانین رو درک میکنم ،کم‌کم الهامات میفهمم و هدایت های خداوند در طی اون روز که به سمت خواسته هام منو پیش می‌برد و دریافت میکردم و شکر گزاری میکردم

    این زمان فرصت خوبی برای من بود که عمیق تر و درست تر در مسیر آموزش‌های استاد قدم بردارم

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2039 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام به استاد نازنین

    سلام دوستان

    خدایا هزاران بار شکر که سایت باز شد

    چقدر هی تلاش میکردم و نمیشد وارد سایت شد و اولین بار که شد شکه بودم گفتم خدایا شکرت شکرررررررزتتتتتتتتت

    اما دوباره قطع شد ولی دیگه خوشحال بودم گفتم دیگه درست شد

    خدارو شکر تو این مدت من کاملا بی طرف بودم و سعی میکردم حالمو خوب نگه دارم

    اخبار رو پیگیری نمیکردم و نمیکنم

    به جاش سعی کردم بیشتر روی خودم کار کنم

    و درگیر حواشی نشم

    البته این موارد بی تاثیر نبودن روی افکار من

    با تمام تلاشم اما به هر حال میشنیدم که چی شد و چی نشد

    خداروشکر بیشتر متوجه ناتوانی ام شدم

    بیشتر تکیه کردم به خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1775 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام فراوان خدمت استاد گرانقدر و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی

    الان ساعت 21:25 پنج شنبه شب 18 دیماه است که دارم این کامنت رو می نویسم ولی اینترنت قطع شده و نمی دونم کی برقرار میشه که بتونم ارسالش کنم ولی دوست دارم اتفاقاتی که طی هفته گذشته برام رخ داد رو تعریف کنم

    هفته ای که برای خیلی ها پر التهاب بود و من در مدار نعمتهای بی نظیر ی بودم

    استاد جان من از آبان ماه قرار بود خانواده ی برادر شوهرم که پسرشون داماد شده بود رو دعوت کنم خونمون به صرف شام و هدیه ی عروسی هم بهشون تقدیم کنم همزمان دوستانم بعد یه مدت طولانی پیام دادن که دوست داشتن دورهمی بیان خونمون و از اونجایی که من در شرف راه اندازی کسب و کارم بودم و پولم هم محدود بود خیلی ذهنم درگیر هزینه ها میشد

    وقتی دوستانم گفتن می خوایم بیایم خونتون من با روی باز پذیرفتم ولی یه لحظه رفتم تو فکر گفتم خدایا مگر تو نمیدونی که من برای کسب و کارم دارم پول پس انداز می کنم و حتی برای خودم هم در حد خرید لباس هزینه نمی کنم چی شد و من چه فرکانسی فرستادم که دوستان تو این شرایط می خوان بیان خونمون

    ولی به خودم آرامش دادم و گفتم حتما خیری توش هست خداوند از برنامه ی من خبر داره هیچ وقت به ضرر من کاری نمیکنه

    گذشت و گذشت تا اینکه نزدیک تاریخی که دوستان تو آذرماه برای دورهمی انتخاب کرده بودن شد و در گروه واتساپ باخبر شدیم برادر شوهر یکی از دوستانم به رحمت خدا رفت و خدا شاهده که خداوند شب قبلش این خبر رو تو گوشم گفت که یکی فوت میکنه و دورهمی فعلا کنسله یه لحظه ترسیدم و گفتم واااای خدا نکنه و دوباره همون صدا گفت مگه تقصیر توئه

    و ده روز بعدش دختر دایی یکی دیگه از دوستان فوت کرد و دیگه همه از فکر دورهمی درآمدن و من در این فاصله پول لازم برای دستگاهم رو خدای عزیز و وهابم برام جور کرد دستگاه رو خریدم مغازه اجاره کردم محصول تولید کردم و تعدادی هم فروختم و هنوز مهمونی هایی که هزینه شون دغدغه ام بود رو نگرفته بودم

    و دیماه شروع شد و با آرامش به دوستانم پیام دادم برای دورهمی و به خانواده ی برادر شوهرم هم زنگ زدم و برای شام دعوتشون کردم

    البته باز هم کنترل هزینه ها برام مهم بود

    یعنی هم دوست داشتم به زیبایی و شایستگی مهمونی ها رو برگزار کنم هم الکی ولخرجی نکنم

    تاریخ هایی که ما انتخاب می کردیم برای اونا ناجور بود چون آقا داماد پزشکه و هر موقعی نمیتونست دعوت ما رو قبول کنه و من به همسرم گفتم بهشون بگو اونا خودشون تاریخی که می تونن به ما بگن این بهتره و اونا روز جمعه 12 دی رو انتخاب کردن و به دوستانم هم گفتم شما خودتون یه تاریخ تعیین کنین و اونا 14 دی رو انتخاب کردن

    و من با آرامش کارهام رو انجام دادم و کاملا آماده مهمونی ها بودم

    و تو ستاره قطبی از خدا می خواستم که خودش میزبان مهمونام باشه

    خودش هزینه هام رو مدیریت کنه

    خودش غذاهام رو بپزه

    خودش به غذاهام و خوراکی هام عطر و بوی دل انگیز بده و برکت بده

    ازش مشورت گرفتم که برای شام چه غذاهایی درست کنم

    ازش خواستم مهمونام به سلامتی بیان خونم و به سلامتی و خاطره خوش از خونم برن

    ازش خواستم هر چی خوردند و نوشیدند نوش جونشون باشه و حالشون خوب باشه

    خدا شاهده من از همون گوشت و برنج و خوراکی هایی که هر ماه برا خودمون می خریم شام رو تهیه کردم

    قورمه سبزی جوجه کباب و کپه عربی با سالاد شیرازی و سالاد مکزیکی و دلستر و ژله براشون درست کردم و با یه روشی ته دیگ برنج درست می کنم که همه عاشقش میشن اونا هم خیلی لذت بردن

    انرژی مثبت میز شامی که چیده بودم و لذت فراوانی که وجود همه مون رو در برگرفته بود رو نمی تونم توصیف کنم

    برادر شوهر و خانمش و عروس و دوماد مرتب تشکر میکردن تحسین می کردن و نشون می دادن که چقدر دارن لذت میبرن ما هم واقعا لذت بردیم

    مطمئنم که همه ی کارها رو خدا انجام داده بود حتی بعد رفتن مهمونا همسرم می گفت این چایی چقدر خوشمزه بود چکار کرده بودی گفتم والا هیچی فقط از خدا خواستم چایی رو هم خودش درست کنه همسرم گفت منم از این تکنیک استفاده کردم دیدی همه چقدر از جوجه کباب خوششون اومد گفتم خدایا خودت جوجه ها رو کباب کن اونجوری که مهمونا می پسندن درستش کن

    همسرم هم داره راه میفته خخخخ

    و آخر مهمونی هم هدیه ی عروس و دوماد هم که پول نقد بود با احترام تقدیم کردیم

    و روز بعد یعنی شنبه من بیشتر استراحت کردم و خونه رو مرتب کردم و ظرفای شسته شده رو سرجاش گذاشتم و دیدم من برای دوستام که فرداش میان خونمون نیازی به خرید ندارم اونقدر میوه و شیرینی و تنقلات از شب قبل مونده چون آقا داماد هم یه جعبه بزرگ شیرینی برامون هدیه آوردن و من یه لحظه به خودم اومدم گفتم خدایا شکرت که تو چقدر زمان بندی ات بی نظیره تو چقدر برنامه ی این مهمونی ها رو بهم زدی از آبان تا دیماه تا زمانی که هر دو مهمونی به فاصله نزدیک به هم برگزار بشه و این جوری هزینه ها رو برام مدیریت کردی و هیچ خللی در راه اندازی کسب و کارم ایجاد نشد

    و خیلی خدای عزیزم رو شکر کردم

    و روز بعد یعنی یکشنبه که دوستان اومدن خیلی قشنگ ازشون پذیرایی کردم و خیلی به همه خوش گذشت

    و همه اش می گفتن چقدر خونت قشنگه چقدر پر انرژیه چقدر خودت پر انرژی هستی چند بار حتی موقع رفتن هم تکرار میکردن و من تو دلم گفتم باید هم خونم پرانرژی باشه خونه ای که از صبح تا آخر شب صدای استاد عباسمنش توش پخش میشه معلومه که پر انرژیه

    خدایا شکرت برای استاد عزیزم

    یکی از دوستان نوه اش که چهار ماهه اس به همراه دخترش اومده بودن و این بچه کاملا آرام بود تو خونمون و من عمدا بغلش کردم گفتم ببینم تو بغلم آرومه یا نه و واقعا آروم بود و قشنگ نگام میکرد و خدا رو شکر کردم برای فرکانسی که داشتم

    و دوستانم آماده رفتن بودن که دیدم همه شون پاکت های پول از کیفشون درآوردن و روی میز گذاشتن و گفتن مینو جان این هدیه از طرف ما قابلت نداره

    خیلی غافلگیر شدم گفتم دوستان این چکاریه انتظار نداشتم یه دورهمی بود نیازی به این کار نبود

    آخه قبلا که دورهمی هاشون می رفتم پول نقد هدیه می بردم ولی مناسبتی داشت یا دوستام خونه خریده بودن یا نوه براشون دنیا اومده بود یا از بچه هاشون ازدواج کرده بود ولی هیچ کدوم از این اتفاقای قشنگ جدیدا برای من نیفتاده بود

    به هر حال ازشون تشکر کردم و دوستام خداحافظی کردن و رفتن

    و وقتی پول هدیه شون رو از تو پاکت درآوردم و شمردم دیدم خدایا شکرت که به اندازه ی اجاره ی ماهانه مغازم پول بود و این ماه یعنی 20 دی اولین ماهیه که باید اجاره رو پرداخت کنم

    هدیه شون 6 برابر پولی بود که من براشون هزینه کرده بودم

    و خیلی خدا رو شکر کردم

    بعد چند دقیقه گوشیم زنگ خورد آقای پستچی بود که بخشی از مواد اولیه ام که سفارش داده بودم رو می خواست برام بیاره بهش گفتم من الان مغازه نیستم میشه آدرس خونه رو بدم برام بیاری خونه ، آدرس رو که گفتم گفت نه اونجا دوره گفتم یه آدرس دیگه بهت میدم و آدرس مغازه ی همسرم رو دادم

    استاد جان مطمئنم باور می کنید که آقای پستچی دقیقا جلوی مغازه همسرم بود وقتی گفت همونجا هستم فکر کردم اشتباهی شنیدم و آدرس رو تکرار کردم گفت آره همونجام گفتم خب بده فلان مغازه و آقای … همسرمه

    و استاد اونقدر از این همزمانی و هم مکانی خوشحال شدم که نگو

    یعنی این چند روز حضور خدا رو تو زندگی ام به شدت احساس می کردم

    و این جوری مهمونی هام به خوبی و خوشی و با حداقل هزینه برگزار شد و آنقدر غذاهام و میوه و شیرینی و تنقلات فراوان به نظر می رسیدن انگار میلیونها تومن پول خرج کرده بودم و مبلغ خیلی خوبی هم پول هدیه گرفتم و بسته پستی ام که اصلا تو فکرش نبودم به زیبایی به دستم رسید

    چند روز گذشت و صبح روز چهارشنبه یعنی دیروز در حال نوشتن کدنویسی و سپاسگزاری بودم که یه پیامی از یکی از دوستام که بلژیک زندگی میکنه تو واتساپ دریافت کردم

    عین پیامش رو می نویسم :

    مینو جان دیشب خوابت رو دیدم

    انگار مهمون داشتی خونت خیلی قشنگ بود توی یه باغ پر از گل بود پسرم هم خونتون بود و خیلی بهش خوش می گذشت وقتی اومدم دنبال پسرم می گفت نمیام من پیش خاله مینو می مونم اینجا خیلی خوش میگذره و بعد همسرت از بیرون اومد خونه و یه عالمه خرید کرده بود همه چی خریده بود خیلی همه تون شاد بودین

    واااای خدای عزیزم همین الان هم که دارم این متن رو می نویسم شور و شوق وجودم رو فرا گرفته خدایا بی نهایت شکرت

    و در حال و هوای این پیام قشنگ بودم که گوشیم زنگ خورد باز هم آقای پستچی بود دم در خونمون بود و گفت یه بسته داری رفتم بسته رو گرفتم و داشتم فکر می کردم که این بسته رو کی فرستاده آدرس فرستنده مربوط به یه شرکت بود و دقیقه ای نگذشت که دخترم زنگ زد و گفت مامان هدیه از طرف منه به مناسبت روز مادر که پیشت نبودم

    دخترم پیامک پست رو دریافت کرده بود که مرسوله به آدرس گیرنده تحویل داده شد و بهم زنگ زد

    چقدر من پشت سرهم داشتم خوشحال می شدم چقدر خداوند منو دوست داره خدایا بی نهایت شکرت

    کلی قربون صدقه دخترم رفتم و خدا رو شکر کردم و برای دخترم دعا کردم و دخترم با عشق به دعاهام گوش میداد و لذت میبرد :

    خدایا همواره حافظ جان و مال و زیبایی و آبروی دخترم باش

    خدایا به درآمدش و به پول هاش برکت فراوان عطا کن

    خدایا هر مبلغی که برای خرید این هدیه داده ده برابرش رو به نیکویی تمام بهش برگردان

    خدایا همواره آسانش کن برای آسانی ها

    خدایا همواره در زمان مناسب و در مکان مناسب و در شرایط مناسب و کنار انسانهای مناسب قرارش بده

    خدایا تمام جهانت را در خدمتش قرار بده تا به آسانی و با عزت به خواسته هایش برسه

    خدایا دخترم را دوست بدار فراوان

    و کامنتم رو با پیام قشنگی که دخترم به شرکت داده بود روی یه کارت با خط خوش بنویسن و داخل جعبه هدیه قرار بدن رو به پایان می رسانم :

    همیشه در کنار من بودی مادر

    چه احساس قشنگی دارم از داشتنت

    چقدر دوستت دارم

    23 سال گذشت از آغاز این داستان و هیچکس اندازه ی تو توی این دنیای عجیب حواسش به من نبود

    این هدیه نشونه ایه برای تشکرم از تو ، برای عشقی که بهت دارم ، برای امیدم به آیند ه بهتری که مطمئنم نشونت میدم

    از طرف دخترت صدف

    استاد عزیزم خانم شایسته نازنین و دوستان مهربانم سپاسگزارتون هستم

    خدایا شکرت شکری بی انتها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      میثم شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 2039 روز

      سلام مینو خانم

      کامنتون رو خوندم و بارها اشک شوق ریختم بابت این همه زیبایی و دیدنشون و به اشتراک گذاشتنشون

      خداوند به شما و خانواده محترمتون سلامتی،ثروت و آرامش بده الهی

      منم از صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم که با خوندن دل نوشته زیبا تون حذ کردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1775 روز

        سلام به آقا میثم عزیز

        امیدوارم حال دل تون عالی باشه

        از اینکه وقت گذاشتید و کامنت مرا موردعنایت خود قرار دادید سپاسگزارم

        منم به محض خوندن پیام شما

        بغض کردم و براتون آرزوی سلامتی و اجابت خواسته هاتون کردم

        در پناه رب العالمین سلامت و ثروتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      عاطفه گفته:
      مدت عضویت: 1003 روز

      خداروشکر برای این همه احساس قشنگ

      خداروشکر که در مدار خوندن این همه اتفاقات قشنگ زندگی تون بودم

      چقدر زیبا نوشتی دوست من

      دعا میکنم همیشه زندگی تون همینطور روی روال باشه

      و روز به روز خدا به کسب و کارتون برکت بده

      در پناه الله باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1775 روز

        سلام به عاطفه ی عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        سپاسگزارم بابت پیام پر مهرت

        و خدا رو شکر می کنم برای وجود ارزشمندت

        منم دعا می کنم که همواره در مسیر پر از نعمت و پر از سلامتی و پر از آرامش باشید

        در پناه امن خداوند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فهیمه پژوهنده گفته:
      مدت عضویت: 2432 روز

      سلام به شما مینو عزیز

      سلام به شما دوست ارزشمندم

      چقدر واقعا خوشحالم که هدایت شدم و دلم خواست بعد کلی کامنت نوشتن و خوندن در قسمت پنجم(خروج از مدار ناخواسته ها)_یک فلش بک بزنم و قسمت چهارم(ورود به مدار نعمت ها) سر بزنم. خیلی خوشحالم که این کامنت پر از عشق و این داستان قشنگی که نوشتین این ردپای قشنگی که الگوی انسان هم جهت شده با جریان خداوند که غرق نعمت و آسانی و ثروت میشه رو بخونم.

      و جالبه که داستان شما هم مربوط میشه به اواخر پاییز و وقوع همزمانی هاش که 12 دیماه و 14 دیماه و بعد شما این کامنت رو 18دیماه نوشتید و روی سایت 6 دیماه به اشتراک گذاشتین و من امشب خوندم.

      خدایا شکرت….

      میخوام احساسم رو بگم که هنوز وسط های کامنت تون بود سرشار از یک حس خوشایند و لبریز از تحسین و سپاسگزاری شدم و چند خط وسط من اصلا بغض کردم و دیدم داره توی چشمام اشک جمع میشه.اصلا احساسم پله پله اومده بالا و بالاتر و من اینو توی این چند دقیقه دیدم. منی که رگباری امروز از عصر تا الان پای این خونه الهی مون هستم. اینجایی که من بهش میگم بهترین جای دنیا و چقدر این جای دنیا قشنگه، چقدر آدم های این دنیای من در اینجا قشنگن، چقدر من خوشبختم واقعا برای داشتن همچین اعضای خانواده ایی، برای همچین سایتی و برای داشتن همچین استادی و…واقعا بقول اون دوست عزیز که کامنت شون رو خوندم ثروت آرامش که چه عرض کنم ثروت احساس خوشبختی و شور و شعفم، ثروت احساس غنی بودن در تمام جنبه های زندگی ام رو دارم ثروت داشتن خدایی که قلب منو به وجد میاره و حضورش در تک تکک سلول هام اشک عشق میشه….

      آخه این همزمانی ها و فوت ها و این اتفاقات و مهمانی و رزق های بی حساب و خواب دوست تون و اون پستچی و پیام دختر قشنگ و قدرشناس تون و… خیلی برام درس داشت خیلی….و من هربار بیشتر میفهمم چقدر باید هربار بیشتر سپاسگزار باشم و چقدر هربار باید در همه شرایط به خدا اعتماد کنم و از به جریان انداختن عشق درونم دریغ نکنم و بزارم جاری بشه، مثل تمام این لحظات…اینجوری من جاری میشم و اجازه میدم خدا در من جریان پیدا کنه و باز هم همزمانی ها و الگوهای نابی چون شما با من همزمان تر بشه.واقعا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم برای این ردپای پررنگ و پرعشقی که ثبت کردین.باید برم بازم کامنت تون رو بخونم….

      من ردپای حضور خدا رو در داستان تون نه با ذهنم که با روح و قلبم حس کردم و در آخر ذهنم آچمز شد…اصلا انگار خدا به من از کلام شما از متن دختر شما برای من گفت: این هدیه نشونه ایه برای تشکرم از تو ، برای عشقی که بهت دارم ، برای امیدم به آیند ه بهتری که مطمئنم نشونت میدم

      هدیه خدا همون اشک پاک شدن روحم بود، بازشدن قلبم بود…واقعا ازتون سپاسگزارم مینو جان برای تمام وجودتون…

      براتون از صمیم قلبم بهبودهای دائمی درونی و بیرونی رو از الله یکتا خواهانم

      ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1775 روز

        سلام دوست عزیزم فهیمه جان

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        و همواره در مسیر پرنعمت الهی و سوار بردوشش باشی و سوت زنان از مسیر زندگی ات لذت ببری

        خدا شاهده با خوندن پیام شما و دیگر دوستان تمام صورتم غرق در اشک شوق شد

        عذرخواهی می کنم که دیر پاسخ دادم نتم ضعیف بود و سایت بالا نمیومد و الان در سحرگاه بیدار بودم و چک کردم دیدم وضع نت بهتره با وجود اینکه خوابم میومد ولی گفتم نه طول روز نت ضعیفه الان باید پاسخ دوستان رو ارسال کنم

        داشتم فکر می کردم در پاسخ به پیام سراسر محبت آمیز شما چه بگویم که شایسته باشه و خداوند چشمانم را به سمت بالای نوشته برد و گفت براش دعا کن

        که همواره در مدار نعمتهای پی در پی باشه و از مدار ناخواسته ها خارج بشه

        دوستت دارم دوست قدیمی و عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محبوبه نژاد مقدم گفته:
      مدت عضویت: 1534 روز

      سلام دوست عزیز

      نمیدونید چقدر لذت بردم از کامنت زیبای شما

      و‌این کامنت خیلی حالم‌و‌خوب کرد

      اینقدر قشنگ‌ وقایع و‌توضیح دادید که انگار من هم کنارتون بودم و لذت می بردم از این همه هماهنگی خداگونه

      ضمنا وقتی داشتید برای دخترتون دعا می کردید من هم از ته دلم امین می گفتم

      انگار دختر خودمه

      ارزو دارم همیشه موفق عالی و زندگی تون پر از نکاه خدا باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1775 روز

        سلام به محبوبه عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        سپاسگزارم برای توجه و عنایتی که به کامنت من داشتی

        سپاسگزارم برای دعای خیرت

        عزیزم

        از خداوند می خواهم از فضل بی انتهای خودش به شما و همه ی عزیزانت سلامتی و ثروت بی انتها ببخشد

        خدا نگهدارت باشد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سمیرا علینژاد گفته:
      مدت عضویت: 3166 روز

      سلام مینو جان

      واقعا معلوم بود از ته دل نوشتی

      چه قدر ایده گرفتم از تمرین ستاره قطبی

      چه قدر عالی کارخا را به خدا سپردی

      چه قدر خدا عالی جواب توکلت را داد

      ممنون که به اشتراک گذاشتید

      من انقدر خوشم اومد بعصی متنها رایادداشت کردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مینو گفته:
        مدت عضویت: 1775 روز

        سلام سمیرای عزیزم

        امیدوارم حال دلت عالی باشه

        از توجه و پاسخ پر مهرت سپاسگزارم

        خدا رو شکر برای وجود نازنینت

        که با پاسخت و نقطه آبی که برایم فرستادی دلم را شاد کردی

        سپردن کارها به خدا و توکل کردن و اعتماد داشتن را به صورت تکاملی یاد گرفتم و واقعا خداوند عزیز و عظیم به زیبایی جواب میدهد وقتی در این زمینه کار می کردم اشتباهات زیادی داشتم ولی بازخوردها رو می گرفتم و درباره شون فکر می کردم و تقریبا تا حدودی یادگرفته ام که عجله نکنم و نترسم

        نوشتن و تأمل کردن خیلی بهم کمک کرده

        خدا رو شکر می کنم برای وجود دوستانی مثل سمیرای عزیزم که خیلی ازشون یاد گرفتم

        دوست عزیزم

        از خداوند می خواهم که همواره همجهت با جریان خداوند باشی

        و با سرعت به سمت رویاهایت خرکت کنی

        در پناه امن خداوند باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    حسین غفاری گفته:
    مدت عضویت: 1028 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته

    ودوستان هم فرکانسی ام توی این سایت توحیدی

    خدا را هزاران بارشکر که تونستم وارد سایت شوم. این بهترین اتفاق خوبه امروزه من هستش….

    الآن بیست روزی هست که نتونستم وارد سایت شوم منی که تنها ارتباطم با دنیا و دلخوشی ام همین سایت هستش هر ساعت شاید ده بار تلاش کردم ولی نشد که نشد دلم خیلی تنگ شده بود برای استاد وبرای بچه ها…

    ولی. توی این مدت همش روی خودم کار می‌ کردم حتی یک لحظه هم نگذاشتم مومنتوم منفی شکل بگیره وبا گوش کردن به فایلها همیشه حالم خوب بود وحتی یک بار هم وسوسه نشدم خبر‌ها را دنبال کنم وبا خودم بودم…..

    با این که بازار تهران تعطیل بود من مثل همیشه سر وقت رفتم بازار و همه جا پر از مامور پلیس بود ومن مثل همیشه پول ساختم و بااینکه خیلی ها شعار می‌دادند… ولی من بی توجه به اتفاق‌ها. کار خودم را می‌کردم..حتی بعضی از این مأمور ها به من کمک میکردند تا پارچه‌ها را ببرم بیرون از بازار وحتی بعضی ها برام اسنپ گرفتن بدون اینکه من درخواستی داشته باشم…و بدون هیچ مشکلی خدا برایم روزی رساند.خدا را هزاران بارشکر….ومن هرروز به همین شرایط کار کردم فارغ از هیاهو ودرگیری..

    ویاد حرف های استاد افتادم که توی دوازده قدم می‌گفت تواگه با خودت در صلح باشی حتی آن خرس گرگ ومارهم باتو کاری نداره ومن اینو به عینه تجربه کردم درحالی که همه از قطعی انترنت و کسادی بازار گله مندبودن به مأمور ها فحش و شعار می‌دادند…. همان مأمور ها به من کمک می‌کردند که به کارهام برسم بدون هیچ مشکلی

    خدا را هزاران بارشکر….

    تنها دلتنگی ام سایت بود که الان وارد شدم

    خواستم از این طریق به استاد عزیزم وهمه دوستان خوبم عرض ادبی کرده باشم….

    در پناه خداوند ثروتمند سلامت باشید

    حق یارتان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      حدیثه گفته:
      مدت عضویت: 1428 روز

      سلام دوست عزیز

      وهم دوره عزیز در12قدم

      من خیلی وقته ب صوت های 12قدم گوش نکردم.

      باکامنت شما که دستی ازدستان خداوندبودبرای من هدایت شدم دوباره ازاول گوش کنم.

      دقیقا من مثل شما ازاینکه سایت بازشد وکامنت شماخوندنم سرخوش شادم.

      انشاالله همیشه درمداراسانی وثروت باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        حسین غفاری گفته:
        مدت عضویت: 1028 روز

        بنام خداوند بخشنده مهربان

        سلام به حدیث عزیز

        وهم فرکانسی توحیدی ام

        چقدر خوشحالم که توی این مسیر دوستان خوب و مهربانی مثل حدیث جان دارم که با کامنت گذاشتن براشون چقدر انگیزه و روحیه خوب میدن که مسیر را با قدرت بیشتری دامه بدم ..ازتون ممنونم

        خدا را هزاران بارشکر که من دستی از دستان خداوند شدم که هدایت بشید به دوره معجزه آسا ی دوازده قدم این دوره یکی از بی نظیرترین دوره های استاد هستش..که اگه باتعهد گوش کنی و عمل کنی نتیجه ها واقعاً بزرگ هستش… انشالله که شما هم نتیجه بگیرید و بیاید از موفقیت هاتون بنویسید و انگیزه بدید برای بچه‌های سایت..

        درسته حدیث جان ماها که از بدنه جامعه جدا شدیم فقط روی خودمان کار میکنیم ..تنها دلخوشیمون همین سایت هستش بخاطر همین بیشترین اوقات را توی همین سایت هستیم.. بنابراین همین که سایت که روبه راه هستش حالمون خوبه..

        وخیلی خوشحالم که سرخوش شاد هستید…

        من هم برای شما آرزو می‌کنم… خواهر خوبم هم در مدار آسانی شادی‌ سلامتی وثروت باشید انشالله

        در پناه خداوند وهاب ورزاق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1271 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام به همگی

    من تو این مدت همش این لحظه که وصل شدم به سایت و دارم کامنت مینویسم رو تجسم کردم و خدا رو شکر دارم تحربه اش میکنم

    میخام از اتفاقات که برام افتاد بنویسم

    قبلا قطع شدن نت من دوره 12قدم، قدم سوم رو خریده بودم

    ولی فایل هاشو دانلود نکردم جون هنوز داشتم قدم دوم رو کار میکردم

    یه حسی دو روز قبل قطع شدن گفت دانلود کن و من تو لپ تاپ دانلود کردم

    و فقط خدا میدونه چقدر این دوره این روزا همدم من بود

    چقدر فرکانس منو بالا برد

    من روزی چند بار بخلطر اینکه نت ام قطع بود و راحت میتونستم تمرکزم رو بزارم رو این دوره خدارو شکر میکردم

    من با گوشی ام کار ادیت انجام میدادم برای همین همش حافظه اش پر میشد و تمام فایل ها رو از گوشیم پاک کرده بودم جز دوازده قدم

    اولش یکم حسم بد شد گفتم کاش حداقل داشتم فایل ها رو ولی زود حالمو خوب کردم و گفتم همین فایل هاییکه داری رو تمرین کن و تکرار کن

    کلی برای خودم تمرین درست کردم

    تا اینکه این ایده اومد که مگه تو قبلا تمام فایل ها رو نکته بردازی نکردی برو اون دفتر ها رو بیار

    و الله اکبر چه اگاهی هایی

    انقدر خودمو هر روز مشغول کرده بودم که بقیه همش میگفتن وای حوصلمون سر رفت من میگفتم کاش زمانم بیشتر بود اصلا وقت کم می اوردم

    چه باگ هایی رو تو خودم شناسایی کردم

    و چقدر ایمانم قوی شد من تو هر شرایطی میتونم حالم رو خوب کنم

    من شغل ام وابسته بود به نت

    وقتی قطع شد عملا ورودی منم قطع شد

    و این خواسته برام واضح تر شد من شغل میخام که وابسته به نت نباشه و اون شرایط قبلی هم که میخواستم داشته باشه

    مثلا من میخام از توخونه و کنار بچه هام انجام بدم ولی فقط تو ذهنم این بود که باید با نت سر و کار داشته باشی

    الان هیچ ایده ای ندارم و اصلا تمیدونم از چه راهی میشه ولی این ایمان تو وجود هست که میشه و مطمینم میام تو سایت مینوسم که شد

    استاد عزیزم حسابی دلم برای سایت و کامنت بچه ها تنگ شده بود

    این روزا همش صدای شما و کتاب رویاها جلوم بود

    براتون از خدا سلامتی میخام

    ممنونم ازمون بابت دوره 12قدم بابت تمام اون اگاهی هایی که تو دفتر نوشته بودم همشون یه اصل رو تکرار میکرد که حال خوب مساوی با اتفاقات خوب

    خدایا شکرت دوباره تو این سایتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    سلام به همه ی عزیزانِ سایت.

    خیلی خوشحالم برای بازگشت به سایت.

    فکر میکردم وقتی برگردم چند فایل روی سایت اومده باشه که من ندیدم، ولی سورپرایز شدم که فایلی اپلود نشده.

    استاد نازنینم، مریم جان

    دلم براتون تنگ شده بود.

    همینطور برای بچه ها و کامنت ها.

    یه بار با خانم فرهادی جانم تماس گرفتم و به خودم خوشحالی هدیه دادم.

    خانم فرهادی جانم عاشقتونم و خوشحالم برای دومین بار باهاتون صحبت کردم جانِ دل.

    من اینطوری فکر میکنم که حتما خیر بوده برام که این مدت به سایت دسترسی نداشتم.

    زمانی بوده برای خلوت با خودم و تمرین درس ها و اگاهی ها.

    تمام تلاشمو کردم که دوری از سایت، حسمو بد نکنه.

    تو ستاره قطبی دو سه روزِ اخیر نوشتم: دسترسی به سایت…

    الحمدالله که تیک خورد.

    دیروز صبح دو تا از دوستان نازنینم، سعیده جان شهریاری و فاطمه جان محرمی، نویدِ باز شدن سایت رو بهم دادن و بسیار خوشحالم کردن.

    انقدر ذوق کردم که سریع گفتم آخ جوووووون.

    بعد از چند لحظه سایت قطع شد برام.

    گفتم اشکالی نداره، این نشونه است که دارم نزدیک میشم به سایت…

    تا اینکه شب، خیلی هدایتی توسط خواهرم فیلترشکن گرفتم و الان اینجام.

    خوشحالم که اینجام.

    این یه هدیه و رزق ارزشمند و لذت بخشه برام.

    امیدوارم همگی خوب، سلامت، سرشار از ارامش و رزق باشین.

    تو این روزها انقدر این 4 فایل رو گوش دادم و کیف کردم و لذت بردم که حد نداره.

    مکتوبشون کردم و لذت بردم.

    دقیقا این روزها فرصتی بود تا عمیقتر شم به فایلها و خودم و بهبودهام.

    فرصتی بود برای رشد و بهبودم.

    خدا رو بی نهایت بار شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  9. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1313 روز

    سلام گرممممم ب استاد جانم و مریم جانم و همه دوستان عزیزم

    بالاخره وصل شدیم بالاخره سایت الهی برامون اومد خدایا شکرت

    از ذوق وصل شدن ب سایت استاد عباسمنش عشق، فقط اومدم کامنت بنویسم ؛هنوز فایل دانلود نشده ولی اومدم خوشحالیم و اینجا بگم

    اصلا اینستاگرام و تلگرام نخاستیم،،فقط سایت استاد بالا بیاد برامون،بقیه نیومد هم نیومد.

    با اینکه خودم آنلاین شاب دارم تو اینستاگرام ،اما انقدر ک ناراحت بودم برای نبودن تو این سایت برای نبودن تو اینستاگرام و،،،ناراحت نبودم..اصلا مهم نیست

    فقط استاد و این سایت بهشتی وصل بشه همه چیز عالیه.. خدارو صد هزار مرتبه شکر

    خدارو شکر من خیلی دور بودم از جریانات اخیر و تاجایی ک تونستم فایلایی ک دانلود داشتم رو گوش دادم و تا حد توانم ورودی هامو کنترل کردم،حتی با وجود قطعی اینترنت ،من فروش هم داشتم خدارو شکر ک اینم لطف خداست،

    ،برفم اومد ،رفتم برف بازی ،کلی احساسات عالی رو تجربه کردم و با خدای خودم کلی خلوت کردم

    واقعا خوشبختی ما،شرایط زندگی ما هیج ربطی ب شرایط بیرونی نداره،،میشه با وجود هر نوع عوامل حواس پرتی، باز احساس آرامش و خوشبختی کرد

    انشالله خدا کمکم کنه تو مسیر درست الهی و آسان بمونم .

    دوستان همگی موفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  10. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1884 روز

    هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ

    ای جانم!!!

    مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد

    هدهدِ خوش‌خبر از طرفِ سبا بازآمد

    خدایا شکرت که بالاخره کامنت تو سایت منتشر شد

    خدایا شکرت برای این سایت بهشتی و این غار حرا، این مأمنِ دلنشین و پناهگاه امن

    هرروز میومدم به سایت سر میزدم میدیدم هیچ چیز جدیدی نیست

    اوایل تعجب میکردم میگفتم بالاخره بچه های خارج ایران حتما کامنت میذارن، چجوریه هیچی منتشر نمیشه!

    کم کم به این نتیجه رسیدم که حتما استاد جان و مریم جان هم ایران هستن و دسترسی به اینترنت ندارن!

    نمیدونم، ولی هرچی که بود امیدوارم همه در پناه خدا باشیم و یه دنیا خوشحالم که دوباره سایت فعال شده:)

    و خدا رو هزار مرتبه شکر برای داشتن این نعمت و این آگاهی های ناب که چقدر تو این مدت، تو این شرایط سخت کمکمون کرد تو مسیر بمونیم، بیراهه نریم:)

    همین فقط دوست داشتم کامنت بذارم و خوشحالیم رو ابراز کنم و حال دوستای عزیز توحیدیم رو بپرسم و خبر بگیرم و خبر بدم:)

    مامان بابای من هم برگشتن ایران و فعلا تلفنی باهامون تماس میگیرن و بهمون خبر میدن و خداروشکر خوبن، ایشالا اینترنت اونا هم زودتر وصل میشه:)

    امیدوارم همگی خوب باشیم، هرروز هم جهت تر با جریان خدا، و در نتیجه همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 45 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2175 روز

      سلام نسیم جانم.

      ممنونم که از خانم سلیمی جان نوشتی.

      چون دقیقا دیروز از دلم رد شد و نمیدونستم خانم سلیمی جان برگشتن یا نه.

      الهی شکر که این مدت پیش هم بودین و کیف کردین، و الانم سلامت برگشتن ایران.

      الهی شکر برای خوندن پیامت.

      الهی شکر که اینجام و دوباره عشق و رشد و بهبودهامون تو سایت جریان پیدا میکنه.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: