اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام وعاشقتم استادعزیزوپیام اورخداوند،،من خودم 5سالی که برای پیام رسانی میرویم توی کمپهای ترک اعتیادوگاهی وقتاناراحت میشدیم چرابچهاپیام نمیگیرند واین گفتگو خیلی برای هدف من تاثییرگذاربودبه قول حافظ،،حافظ وظیفه تودعاکردن هستو بس چکارداری شنیدیانشنید،،خداونداآرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم وبینشی که تفاوت این دو را بدانم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی.
چققققققدر پیامی که امروز در این فایل بود مناسب وضعیت کاری من بود به شدت بهش نیاز داشتم من دارم در زمینه ای آموزش میدم و اغلب تمرکزم میره روی اینکه به بقیه یاد بدم نه اینکه خودم یاد بگیرم و انجام بدم
من اینا رو من از شما یاد گرفتم و صادقانه هنوز خیلی برام درونی نشده اما واقعا احساس بد ناشی از تمرکز روی دیگران رو حس میکنم که همین امروز باز با این حس درگیر بودم اما نمیفهمیدم از کجاس فقط یه حسی بهم میگفت داری زور میزنی باید بسپاری به خدا اما درک نمیکردم کجای قضیه رو دارم اشتباه میرم الان این فایل رو گوش کردم و گفتم نکته اینجاست برو خودت به همه آنچه میگی عمل کن فقط حرف نزن و چقققققققدر درست گفتید که اکثرا در دام حرفهای قشنگ زدن میافتیم 🤦♀️ خودمو میگم کلا حرف حرف حرف… به قول استاد این زیپپو ببند و عمل کن نقطه سر خط.
نمیخواد زور بزنی چیزی رو تغییر بدی یا پیش ببری تو درست شو تو تغییر کن خودت جاذبه میشی واسه بقیه ای که میخوان تغییر کنن. نخواه که با حرف زدن جاذبه بشی واسه اونایی که میخوان حرفهای قشنگ بشنون.
استاد بازم سپاسگزار خداوند و شما هستم برای این فضای عالی واقعا دمتون گرم.
عزیزی که این فایل رو میخونی اگر کلمات مناسب نیست عذر میخوام بیشتر دلنوشته خودمه و با این هدف اینجا مینویسم چون حال و هوای امروزم سیو میشه و بعدا بهش مراجعه میکنم ❤
وقتی این قسمت از گفتگو با شما رو دیدم و خاطرات جالبی که با یکی از دوستانتون مرور کردید رو شنیدم درباره سال های گذشته باورهای توحیدی و نگاه شما که از زاویه ای خاص به مسائل و سوالات پاسخ دادید بسیار جالب بود
و اگر در آن تدبر و تفکر صورت بگیره نکات جالبی بر ما عریان میشه و مغز انسان آماس میکنه منظره زیبایی که در تلوزیون پشتتون پردایس رو نشون میده هم خیلی قشنگ بود اون انعکاس رویایی درختان روی آب دریاچه فقط یه نکته ای که من متوجهش شدم این بود که یه قسمت هایی از ویدیو وقتی دستتون و بالا میبرید و تکون میدید تلوزیون روی دستتون نشون داده میشه انگار واقعی نیست و با ادیت به ویدیو اضافه شده چه جالبه
نکتهای که وقتی اوایل راه باشی دوست داری چیزایی که تازه از قانون شنیدی رو خیلی قشنگ فقط توضیح بدی حالا یا برای خودت یا برای دیگران که بنظرم یکم که میگذره اگر آگاه باشیم و ببینیم که نتیجه نگرفتیم به خودمون میایم و متوجه میشیم که باید عمل کنیم.
۲)خواست خدا که برای درکش باید ریشه شئ و رود رو بررسی کنیم که متوجه میشیم شئ داره درمورد مشیت خدا صحبت میکنه که اگر ما در اون مدار باشیم طبق قانون به ما داده میشه.
و سوالی که منم قبلا میپرسیدم و هنوزم ته ذهنم میپرسم که اگر درک درستی از قانون داشته باشیم از این سوالا نمیپرسیم اینه که اگر من درست عمل کنم و طبق قانون پیش برم نکنه شرایط جوری که میخوام پیش نره که قانون اینجوری عمل نمیکنه و اگر درکش کنی و عمل کنی در مدارش قرار میگیری و لاجرم بهت داده میشه.
۳)تمرکزمونو روی دیگران نذاریم و روی خودمون بداریم چون ما ناتوانیم در تغییر دیگران و تواناییم در تغییر خودمون.
اگر روی خودمون تمرکز کنیم شرایط جوری رقم میخوره و کبوتر با کبوتر باز با باز رعایت میشه و ما با اونی که روی خودش کار کرده ارتباط میگیریم.
۴)هیچکس رسالتش تغییر دیگران نیست چون ما عاجزیم از تغییر بقیه و رسالت پیامبر هم فقط ابلاغ بوده.
سلام عرص ادب خدمت استاد عزیز واقافرشید یعنی خدابه زندگی شما خیربرکت بده که چقدردارین واقعا به خلق خدمت میکنید اولین نکته تحسین برانگیز این مکالمه رابطه دوستی عاشقانه شما فرکانسش کاملا مشخصه که واقعا یه لحظه بغض توگلوما گرفت که میشه واقعا همچین دوستانی ورابطه های عاشقانه داشت میشه خداراشکر چقدر فروتنی آقای فرشید درمقابل استاد که خودش کلی سیمیناربرگزارمیکنه ولی میادباافتحارمیگه شاگرد عباس منش هستم عباس منش آره انسانی که داره پیام خدارا میرسونه انسانی که منم واقعا دوسش دارم عاشقشم چون نیتش خیره انسانی که فقط میخواد کمک کنه جهان جای بهتری باشه انسانی که من راازجهل خرافات داره هرروزبیشتربیرون میاره سپاس گزارم استاد خیلی مقاومت داشتم بری نوشتن کامنت ذهنم میگفت چی میخواهی بنویسی من گفتم من تعهد دادم هرروز درسایت باشم کامنت بزارم خداراشکر موضوع بعدی که من سالها ذهنمو درگیر کرده بود که خدامیگه من عادل هستم مهربان همیشه میگفتم دربچگی چه طور خداهم مان به همه امور می پردازه چطور آخه درسته اون قادربه هرکاری هست ولی با ذهن من جوردرنمیومد تااین که گذشت گذشت تابااستاد اشناشدم که دیدم آغا این خدا یه سری قانون قواعد گذاشته وطبق همونم عمل میکنه که میگه ماازسنت خود عدول نمیکنیم حالا اونجای که میگه هرکه رابخواهیم هدایت میکنیم هرکه رابخواهیم گمراه میکنیم اصلا مگه خدای که رحمن رحیمه میتونه گمراه کنه نه اون قانون وسیستم داره کارخودش ن میکنن یعنی اون عشقی که خدابه بندگانش داشته گفته آغا تویکی ازبس دوست دارم مستمازادی حال کن هرچی تو بخواهی ما نوکرتم وهمیشه میگفتم چطور مگه فرقی بین بندگانش هست همیشه میگفتم محمد دیگه نظرکرده خداهست ویاابراهیم وبقیه پیامبران امامان وعباس منش که اصلا یه آدم دیگه هست خداشاهده من همیشه میگفتم این رگ لرداره لرها دلیرن وووووو نه آغا این نیست مصیب وقتی تومسیر دریافت قوانین قرارگیری لاجرم توهم هدایت میشی لاجرم توهم بهش میرسی اگه عباس منش به هرچی رسیده وفقط رعایت قانون معشیت الهی بود این نیست که به هرکی بخواد بده میده واینکه کلمه اراده برداشت من اینه یعنی قدرت اون حاکم است که بخواد کاری کنه ازکلمه اراده استفاده کرده که یعنی مااین کاراکردیم وتمام ویعنی اینکه اونه که هرکاری میتونه بکنه ولی با قوانین که گذاشته واینکه درتغیر دیگران وگفتن این مطالب من یکی جوری به سرخودم زمین که دقیق میدونم چی میگین اصلا من میدونم چرا خدابه حصرت محمد میگفته اعراض کن وتووکیل نیستی چون محمد اگه لااونامیموند شک نکن میرفت تومدترهمونا اصلا آدم اینجوری یه ضرب المثل هست که میگه باماه بگردی ماه شوی بادیگ بگردی روه سیاه میشوی یعنی خدا میفهمه که نباید بری دونبال تغیردیگران چون رفتی دیگه قانون اجرامیشه وتوهم میری توی همون مداردرب داغون واینکه اگه استاد خودش تغیر نکرده بود مگه الان میتونست به ماکمک کنه یابیاد این قدر دقیق قانون رابگخ ومایاد یگبگیرم وخداهم گفته سرنوشت هرقومی برگردن خودش هست واینها هم پیام خداهست بی قومی که تفکرکنن وتعقل کنن خداراشکر خیلی خوشحالم خیلی راضی که دباره شروع کردم فایلها راگوش دادن کامنت گذاشتن آلن میدونم چرا ستاد میگه کامنت بزارین وقتی مینویسی درکت بیشترمیشه ویه سری مسائل ب ات بازمیشه استاد ازت واقعا ممنونم وتشکزمیکنم انشالله عمرت 120ساله بشه وماهم درکنار دراین مسیر زیبا ازنگاه تو وایمان توزندگیم ن رابسازیم درپناه خدا
2تا نکته مهم از صحبتهای استاد متوجه شدم با اینکه قبلا این فایل رو گوش داده بودم .
1، رسالت پیامبران ابلاغ پیام بود نه تغییر دادن دیگران . حضرت نوح 900سال پیام رو گفت ولی تعداد اندکی ایمان اوردن . و هیچ پیامبری هم با زور و کتک زدن مردم رسالت رو انجام نداد.
2. اینکه خدا به هرکی بخواد ثروت میده به هر کی نخواد نمیده کاملا اشتباه . یا اشتباه معنی میکنن یا از عمد میخوان کسی متوجه نشه .
که خدا قوانین رو گذاشته حالا ما اگر طبق قانون جلو بریم در مسیر باشیم پس به ثروت میرسیم اگر تو مدار نباشیم و در مسیر درست نباشیم پس چیزی که انتظار داریم رو بدست نمییاریم .
من دو روز دیگه تولد 40سالگیم هست و خوشحالم چندسال هست در مسیر آگاهی وارد شدم . من که هیچی بلد نبودم دلم میخواست به همه بگم این مسیر عالیه و دیگران رو تغییر بدم ولی الان میگم فقط میخوام تغییر کنم آگاه باشم در مسیر درست باشم و آدمهای درست بیان و اتفاقات خوب برام بیوفته.
خوشحالم که در مسیر استاد من هم هستم و خیلی حرفای خوب دیگه گوش میدم و تا اونجایی که بتونم هم زیباییهارو میبینم .
خداروشکر از زندگیم راضی هستم و هرروز احساس میکنم قراره اتفاقای فوق العاده تری برام رخ بده و جای من بالاتر هست و بهش میرسم پله پله و یواش یواش .
یه مثال در مورد تغییر دادن دیگران بگم که من خیلی به خواهرم اصرار میکردم که با من کلاس یوگا بیاد چون بهترین ورزش هست هم بدنی و هم ذهنی و مربیم آگاهی های خوبی میده . یکسال من به خواهرم میگفتم ولی گوش نمیداد .
تا اینکه چند ماه پیش خودش با میل خودش و از اونجایی که جهان بهش فشار وارد کرده بود و کمر درد و بدنش خشک بود بخاطر ورزش نکردن دیگه با میل خودش اومد و همون روز اول هم کلی خوشش اومد .
اونوقت من هی اصرار میکردم و خودمو خسته میکردم و از خوبیهای یوگا میگفتم ولی نمییومد . تا کسی خودش نخواد در مسیر قرار نمیگیره .
وقتی که انسان به مقام تسلیم و رضا برسه دیدگاهش نسبت به نعمت و نغمت تغییر میکنه و بجز زیبایی ونعمت در زندگی نمیبینه وبه این باور میرسه که هر چه از دوست رسد نیکوست پس اراده و مشیت وقوانین الهی برای رسیدن به این آگاهی میباشد که باعث قدرت ایمان وتغییر نگاه به اتفاقات زندگی میگردد
بازم بحث توحیدی که من میمیرم براش .اگه استاد ساعتها هم تو این زمینه صحبت کنن ،من سیر نمیشم که هیچ خسته هم نمیشم وتا آخر صحبتهارو با عشق ولذت گوش میدم.
چون میدونم از خدا شناخت کافی ندارم .وهرچقدرم گوش بدم و مطالب جدیدیا حتی تکراری بشنوم باز نیاز دارم این مطالب رو گوش بدم.
هر شناختی هم که تا حالا پیدا کردم که باعث ایجاد افکار و باور جدید نسبت به خدا، تو زندگیم شده ،طبیعتا از استاد عزیزآموختم .
منم ازاون دسته افرادی بودم که همیشه این ابهام رو داشتم که چرا خدا گفته «به هر که بخواهد،میدهد ».
منم میگفتم پس وقتی قراره خودش دل به خواهی به هرکی میخاد روزی ببخشه ،من چکاره ام ؟!پس منتظر میشینم ببینم آیا منم جزعه اون افراد هستم یانه ؟! از اون جایی که خودمو جز دار و دسته ی خوب خدا نمیدیدم .از طرفی تضاد برام وجود داشت پس چرا ثروتمندا ،پولدارتر میشن؟چرا به آدمای فقیر یا تنگدست توجهی نمیشه؟!
تمرکزم روی پاسخ همین سوالات خودم بودبنابراین چیزدیگه ای هم اگه وجود داشت ،من نمیدیدم.
اما وقتی از استاداین حرفو شنیدم که این جمله در مورد مشیت خداس .ینی هر فردی که طبق قوانین جهان پیش بره به او داده میشود.میشه گفت این جمله ی خدا در قرآن سندی هستش که ما بریم دنبالش وبدسش بیاریم.با این تفاسیر نگاهم به این جریان خیلی زیاد تغییر کرد.
اول از همه توقعاتم رو از خدا برداشتم .اینکه بی خیال نشسته بودم ویه سری باور غلط تو ذهنم پرورش داده بودم رو پاک کردم.
وباورهای جدید را جایگزینش کردم.
باور اینکه من به جهان اعتماد کنم وحرکت کنم .باایمانم در هر لحظه منتظر هدایت خداوند باشم وبعد هرآنچه اتفاق افتاد رو بپذیرم.
ایمان واعتمادباهم در کنار هم هستن ،فرقی نمیکنه اگه ایمان داشته باشی اعتماد میکنی یااینکه اگه اعتماد داشته باشی ایمان پیدا میکنی.
این دو کلمه ی مکمل هم هستن.
تا وقتی هم ایمان واعتمادت به یقین نرسه ،انجام هرکاری فایده نداره .
باید اینا باشن تا تو موفقیتها وخواسته هاتو بدست بیاری.
اگه غیر این باشه که شرک محسوب میشه.
وظیفه ی ما اینه که بیاییم بیندیشیم که ما چکار کنیم که در این مدار قراربگیریم تااز تمامی نعمتها بهره مند بشیم؟
وقتی استاد میگن خداوند تصمیم گیرنده نیست که بخواهد دهنده یا غیر دهنده باشد .ینی من باید شروع به حرکت بکنم .من باید این مسیر زیبا رو کشف کنم وبیفتم تو جاده ی صاف خدا.
هرچقدر ایمانم بیشتر باشه بیشترمورد لطف وعنایت خداوند قرار میگیرم چون تو قوانینش اینو گفته.
تازه اینجور که استاد میگن وقتی خدا رو داشته باشیم لزومی هم نداره زیاد تلاش کنیم ودست وپای زیادی بزنیم.فقط کافیه ما خودشو باور داشته باشیم بقیه ی مسائل خود به خود حل میشن.
اما چ کنیم که ما انسانهای سرکشی هستیم واز چنان غروری برخورداریم که کمتر بندگی میکنیم وبیشتر رو کله ی خودمون راه میریم.
فکر میکنیم عقل کل هستیم ونیاز به کمک کسی نداریم اما وقتی دست از پا دراز تر برمیگردیم وبه غلط کردم میفتیم وبا شکستها ودردهاوسختیهای زیادی مواجه میشیم تازه یادمون میفته خدای هم هست .
واین خیلی دردناکه .
اینجاس که سرزنشها واحساس گناهها سراغمون میاد که چرا ازاول اعتماد نکردیم؟!
واین اتفاق بارها و بارها برامون افتاده وهنوزم درس عبرت برامون نشده که خدایی هست به چ قدرتمندی وبزرگی ،انقدی که من بخام .
فقط نیاز به باور من داره که شکر خدا ما داریم تمرین میکنیم .
من به شخصه نگاهم خیلی تغییر کرده .تو زمینه ی مالی بهتر از همه باورش دارم.
تو زمینه سلامتی هم همین طور.یه کم مقاومت تو زمینه روابط عاطفی دارم که اونم روزانه دارم تمرین میکنم وسعی میکنم برای هر روزم اعتماد کنم.
در این که باور همچنین خدایی منو به بی نهایت نعمتها وآرامش وخوشبختی میبره که شکی وتردیدی ندارم.
ولی چرا موقه ای که باید یادمون بیفته خدا هست ودست از نگرانی وپریشون حالی وترسهامون برداریم ،
یادش نمیکنیم .اینجاس که من بندگی خودموپس میزنم .
اگه بخام بندگی خدا روبکنم باید تو عمل نشون بدم کلام وحس من به هیچ دردی نمیخوره.
پس خدا رو وارد زندگیم میکنم .
یه چیزی هم هست ،چیزی که خودمم باهاش در گیر بودم .
هرجا که خودم فکر میکنم خدا میتونه کمکم کنه ازش تقاضا میکنم وهرجا که فکر میکنم نه نمیتونه ،خودم دست به کار میشم .
دقت کردید اکثرمون به این شکل عمل میکنیم ینی انتخاب میکنیم که خدا کجاها،قدرتمندوبهتر از ما عمل میکنه وکجاها نمیتونه .
واین همون شرکه .
خیلی راحت شرک میورزیم در حالیکه فکر میکنیم مشارکت چ کار شاقی انجام میدن .همیشه نگاهمون به ایراد گرفتن از بقیس در حالیکه خودمون بدتر از خیلیا عمل میکنیم .
خب چکار کنم که خدا همیشه یادم باشه ؟
چکار کنم که برای انجام هر کاری خودمو به هدایت خودش بسپارم؟
چکارکنم که در مسیر درست باشم؟
چکار کنم خدا رو بیشتر از هرکسی بپرستم وباور کنم که کسی قدرتمند از این نیرو نیست در جهان؟
هرروز باید این سوالات رو به خودم یاد آوری کنم و در هر پیشامدی به خصوص اتفاقات ناجالب ،توکل وامیدم رو از دست ندم .
ما در مسیری باید قرار بگیریم که دریافت کننده ی نعمات خداوند باشیم .واینو خودمون انتخاب میکنیم.
پس انقد از خدا گله وشکایت نکنیم وخدا رو مورد قضاوت قرار ندیم.
منه بنده هرچقدر به این درک برسم که من در مقابل پروردگارم عاجز وناتوان هستم ،بیشتر سمت وسوی خدا میرم.
اینکه خودم احساس قدرت میکنم ،دست بکار میشم دیگه .
ولی اعلام ناتوان بودن در برابر خدا،باعث میشه صبر بیشتری بکنیم ،امید بیشتری داشته باشیم ،تقلای بیمورد نکنیم.
اعتماد، ایمان ،باور به پروردگارمون به عرش میبره .
کاش در هر لحظه تو ذهنمون بمونه.
بله وقتی این سه مرحله رو رد کردیم ،افراد مناسب ،شرایط مناسب ،اتفاقات خوب وعالی برامون بوجود میادوخداوند در مسیر الهی خودش ما رو هدایت میکنه سمت خواسته های بزرگمون ، سمت خوشبختی وآرامش وشادابی هر چ بیشتر.
منه تنها قدرت وتوان رسیدن به این همه خواسته رو ندارم ،باید راهنمایی چون خدا داشته باشم تا بااطمینان خاطر قدم بردارم.
انشالله این تجربه هایی که میشنویم واین درسهایی که میگیریم ، عبرتی باشه برامون تا رفتار وواکنشهای درست در مواقع پیشامدها داشته باشیم .
استاد جونم ممنون وسپاسگزارم ازت که هستی .
بودنت انگیزه برای رسیدن من به خواسته هام ودرک بیشتر ازپروردگارمه.
سلام من به خدای پاک و پایدار، سلام من به خدایی که قوانین ثابتی داره که اینجا داریم یادش میگیریم و اینگاری یک میخ از صبح تالا میخکوب شدم تو سایت، قطعا اگر این سخنان معنوی و واقعی نبود، و گوینده این سخنان خودش عملکرد نداشت، من الان اینجا نبودم، استاد این روزا خیلی ها در دام حرفای قشنگ زدن افتادن و خودشون خبر ندارن. منم این مبحث دام حرفای قشنگ ونصیحت کننده خوبی بودن رو تجربه کردم، چه از جانب خودم چه از جانب دیگران یعنی من خودم به اون مرتبه نرسیدم اما رفتم به دیگران حالا از سر دلسوزی یا آگاهی دادن یا رفافتی گفتم ،و اینکه کسانی اومدن تو زندگیم که خودشون اصلا به اون مرتبه حتی لمسشم نکرده اما میاد بمن میگه که باید اینجور باشی ، اول اینکه ما اول باید آن چیزی که میگیم رو اول خودمون باشیم، مثلا اگر در مورد ثروت حرف بزنم خودم به ثروت رسیده باشم،اگر درمورد ازدواج و بچه حرف بزنم اول خودم ازدواج کرده باشم بچه دارم شده باشم بعد به دیگران بگم و..هزاران مثال دیگر ..، و یادمه من خودم حتی فکر ازدواج و بچه تو ذهنم نبود اما به زنداداشم هی میگفتم بزار بچه گیرت بیاد به این دلیل به اون دلیل، بعدا سر بچه دوم هی نصیحتش کردم با دلایل مختلف و به زعم خودم منطقی زودی بچه دوم بیار. اینکه بعد از یه مدت دیگران وقتی هیچ نتیجه ای از من نبینن اصلا میگن این که لالایی بلده چرا خودش خوابش نمیبره. واقعا چقدر این جمله زیبا بود که اگر در قوانین الهی باشه بما داده میشه اگر نباشه داده نمیشه مثال اگر من آتش لازم دارم هر چقدر هم برم دو تا پنبه رو بزنم بهم بمن آتش نمیده و قانون ثابت اینه که با باروت میتونم آتش رو داشته باشم. و اون جمله زیبا اینکه برای هر خواسته ام برم روی خط مدار و باور بسازم با کسانیکه موفقن الگو بگیرم حرف بزنم، استاد من یک تجربه ناب از الگو کسب کردم اینه که آدمایی که بهم نزدیکن و میشناسمشون و دوسشون دارم رو اگه الگو بگیرم خیلی سریعتر ذهنم آماده تغییر میشه مثال خواسته من اینه که صبح زود بلند شم برم یکی از دوستام که تو این مسئله موفقه ازش کمک بخوام یا مثلا خواسته من اینه که برنامه و نظم ایجاد کنم، برم از یکی از آشناهام که تو این مورد قویه کمک بخوام ،تجربم نشون داده که این خیلی تاثیرگذارتره تا برم مثلا از راندابرن و فلاسفه و ادیسون و…. الگو بگیرم. چون این دوستم رو بیشتر قبولش دارم. و مطمینا اون دوست من با جون و دل منو راهنمایی میکنه و با جزئیات بیشتر. و چقدر این باور قشنگه که هرکسی در مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته (حتی کرونا) به نفعشه و بالعکس. یعنی اگر ته خط رابطه من شکسته ته خط شغل من شکسته ته خط….. من شکسته این یعنی من باید بفهمم که مسیرم غلطه. و مسیرهای غلط داخلش اطمینان قلبی نیست،ته قلبت همیشه میلرزه. ما اگر بتونیم تصمیم بگیریم که نخوایم کسی رو قانع کنیم کلی از وقتمون دیگه هدر نمیره حتی گاهی دشمن پیدا میکنیم یانزدیکترین فرد زندگیمون باهامون سر لج میفته چون هرفردی فکر می کنه که راهش درسته و دوست نداره آقابالاسری داشته باشه،واقعا کاش ما، در تمام موارد زندگی بجای اینکه آخر کار به عاجزی برسیم همون اول کار بفهمم که من عاجزم از تغییر دیگران و خیلی سریع از خدا هدایت رو بخوام و سریع به خودم تمرکز کنم که پاداششم اینه که آدمای آماده میان تو زندگیم، آدمایی که نیاز نیست باهاشون چک چونه بزنم،، من دارم تلاش می کنم دررابطه با چیزایی که خودم بهش نرسیدم دیگران رو تشویق یا منع نکنم البته هنوز خیلی هم خطا میکنم مثلا ازدواج مثل شغل یا ده ها چیز دیگه. ما اگه باور داشته باشیم که این خداونده که بنده هاش رو هدایت میکنه اینقدر روی صندلی خدا نمینشستیم، خدا به رگ گردن اونم نزدیکه و هدایتش میکنه
سلام وعاشقتم استادعزیزوپیام اورخداوند،،من خودم 5سالی که برای پیام رسانی میرویم توی کمپهای ترک اعتیادوگاهی وقتاناراحت میشدیم چرابچهاپیام نمیگیرند واین گفتگو خیلی برای هدف من تاثییرگذاربودبه قول حافظ،،حافظ وظیفه تودعاکردن هستو بس چکارداری شنیدیانشنید،،خداونداآرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم وبینشی که تفاوت این دو را بدانم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی.
چققققققدر پیامی که امروز در این فایل بود مناسب وضعیت کاری من بود به شدت بهش نیاز داشتم من دارم در زمینه ای آموزش میدم و اغلب تمرکزم میره روی اینکه به بقیه یاد بدم نه اینکه خودم یاد بگیرم و انجام بدم
من اینا رو من از شما یاد گرفتم و صادقانه هنوز خیلی برام درونی نشده اما واقعا احساس بد ناشی از تمرکز روی دیگران رو حس میکنم که همین امروز باز با این حس درگیر بودم اما نمیفهمیدم از کجاس فقط یه حسی بهم میگفت داری زور میزنی باید بسپاری به خدا اما درک نمیکردم کجای قضیه رو دارم اشتباه میرم الان این فایل رو گوش کردم و گفتم نکته اینجاست برو خودت به همه آنچه میگی عمل کن فقط حرف نزن و چقققققققدر درست گفتید که اکثرا در دام حرفهای قشنگ زدن میافتیم 🤦♀️ خودمو میگم کلا حرف حرف حرف… به قول استاد این زیپپو ببند و عمل کن نقطه سر خط.
نمیخواد زور بزنی چیزی رو تغییر بدی یا پیش ببری تو درست شو تو تغییر کن خودت جاذبه میشی واسه بقیه ای که میخوان تغییر کنن. نخواه که با حرف زدن جاذبه بشی واسه اونایی که میخوان حرفهای قشنگ بشنون.
استاد بازم سپاسگزار خداوند و شما هستم برای این فضای عالی واقعا دمتون گرم.
عزیزی که این فایل رو میخونی اگر کلمات مناسب نیست عذر میخوام بیشتر دلنوشته خودمه و با این هدف اینجا مینویسم چون حال و هوای امروزم سیو میشه و بعدا بهش مراجعه میکنم ❤
سلام آقای عباس منش عزیز
وقتی این قسمت از گفتگو با شما رو دیدم و خاطرات جالبی که با یکی از دوستانتون مرور کردید رو شنیدم درباره سال های گذشته باورهای توحیدی و نگاه شما که از زاویه ای خاص به مسائل و سوالات پاسخ دادید بسیار جالب بود
و اگر در آن تدبر و تفکر صورت بگیره نکات جالبی بر ما عریان میشه و مغز انسان آماس میکنه منظره زیبایی که در تلوزیون پشتتون پردایس رو نشون میده هم خیلی قشنگ بود اون انعکاس رویایی درختان روی آب دریاچه فقط یه نکته ای که من متوجهش شدم این بود که یه قسمت هایی از ویدیو وقتی دستتون و بالا میبرید و تکون میدید تلوزیون روی دستتون نشون داده میشه انگار واقعی نیست و با ادیت به ویدیو اضافه شده چه جالبه
🌼🌼🌼
سلام استاد عزیزم
۱)الکی فقط حرفهای قشنگ نزنیم و در عمل انجام بدیم.
نکتهای که وقتی اوایل راه باشی دوست داری چیزایی که تازه از قانون شنیدی رو خیلی قشنگ فقط توضیح بدی حالا یا برای خودت یا برای دیگران که بنظرم یکم که میگذره اگر آگاه باشیم و ببینیم که نتیجه نگرفتیم به خودمون میایم و متوجه میشیم که باید عمل کنیم.
۲)خواست خدا که برای درکش باید ریشه شئ و رود رو بررسی کنیم که متوجه میشیم شئ داره درمورد مشیت خدا صحبت میکنه که اگر ما در اون مدار باشیم طبق قانون به ما داده میشه.
و سوالی که منم قبلا میپرسیدم و هنوزم ته ذهنم میپرسم که اگر درک درستی از قانون داشته باشیم از این سوالا نمیپرسیم اینه که اگر من درست عمل کنم و طبق قانون پیش برم نکنه شرایط جوری که میخوام پیش نره که قانون اینجوری عمل نمیکنه و اگر درکش کنی و عمل کنی در مدارش قرار میگیری و لاجرم بهت داده میشه.
۳)تمرکزمونو روی دیگران نذاریم و روی خودمون بداریم چون ما ناتوانیم در تغییر دیگران و تواناییم در تغییر خودمون.
اگر روی خودمون تمرکز کنیم شرایط جوری رقم میخوره و کبوتر با کبوتر باز با باز رعایت میشه و ما با اونی که روی خودش کار کرده ارتباط میگیریم.
۴)هیچکس رسالتش تغییر دیگران نیست چون ما عاجزیم از تغییر بقیه و رسالت پیامبر هم فقط ابلاغ بوده.
🌼🌼🌼
سلام عرص ادب خدمت استاد عزیز واقافرشید یعنی خدابه زندگی شما خیربرکت بده که چقدردارین واقعا به خلق خدمت میکنید اولین نکته تحسین برانگیز این مکالمه رابطه دوستی عاشقانه شما فرکانسش کاملا مشخصه که واقعا یه لحظه بغض توگلوما گرفت که میشه واقعا همچین دوستانی ورابطه های عاشقانه داشت میشه خداراشکر چقدر فروتنی آقای فرشید درمقابل استاد که خودش کلی سیمیناربرگزارمیکنه ولی میادباافتحارمیگه شاگرد عباس منش هستم عباس منش آره انسانی که داره پیام خدارا میرسونه انسانی که منم واقعا دوسش دارم عاشقشم چون نیتش خیره انسانی که فقط میخواد کمک کنه جهان جای بهتری باشه انسانی که من راازجهل خرافات داره هرروزبیشتربیرون میاره سپاس گزارم استاد خیلی مقاومت داشتم بری نوشتن کامنت ذهنم میگفت چی میخواهی بنویسی من گفتم من تعهد دادم هرروز درسایت باشم کامنت بزارم خداراشکر موضوع بعدی که من سالها ذهنمو درگیر کرده بود که خدامیگه من عادل هستم مهربان همیشه میگفتم دربچگی چه طور خداهم مان به همه امور می پردازه چطور آخه درسته اون قادربه هرکاری هست ولی با ذهن من جوردرنمیومد تااین که گذشت گذشت تابااستاد اشناشدم که دیدم آغا این خدا یه سری قانون قواعد گذاشته وطبق همونم عمل میکنه که میگه ماازسنت خود عدول نمیکنیم حالا اونجای که میگه هرکه رابخواهیم هدایت میکنیم هرکه رابخواهیم گمراه میکنیم اصلا مگه خدای که رحمن رحیمه میتونه گمراه کنه نه اون قانون وسیستم داره کارخودش ن میکنن یعنی اون عشقی که خدابه بندگانش داشته گفته آغا تویکی ازبس دوست دارم مستمازادی حال کن هرچی تو بخواهی ما نوکرتم وهمیشه میگفتم چطور مگه فرقی بین بندگانش هست همیشه میگفتم محمد دیگه نظرکرده خداهست ویاابراهیم وبقیه پیامبران امامان وعباس منش که اصلا یه آدم دیگه هست خداشاهده من همیشه میگفتم این رگ لرداره لرها دلیرن وووووو نه آغا این نیست مصیب وقتی تومسیر دریافت قوانین قرارگیری لاجرم توهم هدایت میشی لاجرم توهم بهش میرسی اگه عباس منش به هرچی رسیده وفقط رعایت قانون معشیت الهی بود این نیست که به هرکی بخواد بده میده واینکه کلمه اراده برداشت من اینه یعنی قدرت اون حاکم است که بخواد کاری کنه ازکلمه اراده استفاده کرده که یعنی مااین کاراکردیم وتمام ویعنی اینکه اونه که هرکاری میتونه بکنه ولی با قوانین که گذاشته واینکه درتغیر دیگران وگفتن این مطالب من یکی جوری به سرخودم زمین که دقیق میدونم چی میگین اصلا من میدونم چرا خدابه حصرت محمد میگفته اعراض کن وتووکیل نیستی چون محمد اگه لااونامیموند شک نکن میرفت تومدترهمونا اصلا آدم اینجوری یه ضرب المثل هست که میگه باماه بگردی ماه شوی بادیگ بگردی روه سیاه میشوی یعنی خدا میفهمه که نباید بری دونبال تغیردیگران چون رفتی دیگه قانون اجرامیشه وتوهم میری توی همون مداردرب داغون واینکه اگه استاد خودش تغیر نکرده بود مگه الان میتونست به ماکمک کنه یابیاد این قدر دقیق قانون رابگخ ومایاد یگبگیرم وخداهم گفته سرنوشت هرقومی برگردن خودش هست واینها هم پیام خداهست بی قومی که تفکرکنن وتعقل کنن خداراشکر خیلی خوشحالم خیلی راضی که دباره شروع کردم فایلها راگوش دادن کامنت گذاشتن آلن میدونم چرا ستاد میگه کامنت بزارین وقتی مینویسی درکت بیشترمیشه ویه سری مسائل ب ات بازمیشه استاد ازت واقعا ممنونم وتشکزمیکنم انشالله عمرت 120ساله بشه وماهم درکنار دراین مسیر زیبا ازنگاه تو وایمان توزندگیم ن رابسازیم درپناه خدا
به نام خدای مهربان
2تا نکته مهم از صحبتهای استاد متوجه شدم با اینکه قبلا این فایل رو گوش داده بودم .
1، رسالت پیامبران ابلاغ پیام بود نه تغییر دادن دیگران . حضرت نوح 900سال پیام رو گفت ولی تعداد اندکی ایمان اوردن . و هیچ پیامبری هم با زور و کتک زدن مردم رسالت رو انجام نداد.
2. اینکه خدا به هرکی بخواد ثروت میده به هر کی نخواد نمیده کاملا اشتباه . یا اشتباه معنی میکنن یا از عمد میخوان کسی متوجه نشه .
که خدا قوانین رو گذاشته حالا ما اگر طبق قانون جلو بریم در مسیر باشیم پس به ثروت میرسیم اگر تو مدار نباشیم و در مسیر درست نباشیم پس چیزی که انتظار داریم رو بدست نمییاریم .
من دو روز دیگه تولد 40سالگیم هست و خوشحالم چندسال هست در مسیر آگاهی وارد شدم . من که هیچی بلد نبودم دلم میخواست به همه بگم این مسیر عالیه و دیگران رو تغییر بدم ولی الان میگم فقط میخوام تغییر کنم آگاه باشم در مسیر درست باشم و آدمهای درست بیان و اتفاقات خوب برام بیوفته.
خوشحالم که در مسیر استاد من هم هستم و خیلی حرفای خوب دیگه گوش میدم و تا اونجایی که بتونم هم زیباییهارو میبینم .
خداروشکر از زندگیم راضی هستم و هرروز احساس میکنم قراره اتفاقای فوق العاده تری برام رخ بده و جای من بالاتر هست و بهش میرسم پله پله و یواش یواش .
یه مثال در مورد تغییر دادن دیگران بگم که من خیلی به خواهرم اصرار میکردم که با من کلاس یوگا بیاد چون بهترین ورزش هست هم بدنی و هم ذهنی و مربیم آگاهی های خوبی میده . یکسال من به خواهرم میگفتم ولی گوش نمیداد .
تا اینکه چند ماه پیش خودش با میل خودش و از اونجایی که جهان بهش فشار وارد کرده بود و کمر درد و بدنش خشک بود بخاطر ورزش نکردن دیگه با میل خودش اومد و همون روز اول هم کلی خوشش اومد .
اونوقت من هی اصرار میکردم و خودمو خسته میکردم و از خوبیهای یوگا میگفتم ولی نمییومد . تا کسی خودش نخواد در مسیر قرار نمیگیره .
سلام به استادعزیز و دوستان گرامی
وقتی که انسان به مقام تسلیم و رضا برسه دیدگاهش نسبت به نعمت و نغمت تغییر میکنه و بجز زیبایی ونعمت در زندگی نمیبینه وبه این باور میرسه که هر چه از دوست رسد نیکوست پس اراده و مشیت وقوانین الهی برای رسیدن به این آگاهی میباشد که باعث قدرت ایمان وتغییر نگاه به اتفاقات زندگی میگردد
سلام استاد
چقدر زیبا گفتید که ما هیچ کاره ایم وفقط خدا همه کاره است ومنم منم نکنیم
امشب استاد بعد از مدت ها مجدد اومدم کامنت بنویسم ، وای استاد من متوجه لایو شما نشده بودم حتما در فرکانس نبودم
اما خداروشکر در سایت قرار گرفت
نمی دانم از صفحه دکتر فرزاد پخش شده یا شما؟
اما خداروشکر که این حرف ها راشنیدم وبه خودم تعهد عمل داده ام
وای استاد فقط مسیر شما مسیر توحید است وبس
استاد چه بگویم وچه بنویسم جز تشکر ازشما
گفتگوی استاد عباس منش قسمت 41.
سلام به استادعزیز شیوا سخنم .
بازم بحث توحیدی که من میمیرم براش .اگه استاد ساعتها هم تو این زمینه صحبت کنن ،من سیر نمیشم که هیچ خسته هم نمیشم وتا آخر صحبتهارو با عشق ولذت گوش میدم.
چون میدونم از خدا شناخت کافی ندارم .وهرچقدرم گوش بدم و مطالب جدیدیا حتی تکراری بشنوم باز نیاز دارم این مطالب رو گوش بدم.
هر شناختی هم که تا حالا پیدا کردم که باعث ایجاد افکار و باور جدید نسبت به خدا، تو زندگیم شده ،طبیعتا از استاد عزیزآموختم .
منم ازاون دسته افرادی بودم که همیشه این ابهام رو داشتم که چرا خدا گفته «به هر که بخواهد،میدهد ».
منم میگفتم پس وقتی قراره خودش دل به خواهی به هرکی میخاد روزی ببخشه ،من چکاره ام ؟!پس منتظر میشینم ببینم آیا منم جزعه اون افراد هستم یانه ؟! از اون جایی که خودمو جز دار و دسته ی خوب خدا نمیدیدم .از طرفی تضاد برام وجود داشت پس چرا ثروتمندا ،پولدارتر میشن؟چرا به آدمای فقیر یا تنگدست توجهی نمیشه؟!
تمرکزم روی پاسخ همین سوالات خودم بودبنابراین چیزدیگه ای هم اگه وجود داشت ،من نمیدیدم.
اما وقتی از استاداین حرفو شنیدم که این جمله در مورد مشیت خداس .ینی هر فردی که طبق قوانین جهان پیش بره به او داده میشود.میشه گفت این جمله ی خدا در قرآن سندی هستش که ما بریم دنبالش وبدسش بیاریم.با این تفاسیر نگاهم به این جریان خیلی زیاد تغییر کرد.
اول از همه توقعاتم رو از خدا برداشتم .اینکه بی خیال نشسته بودم ویه سری باور غلط تو ذهنم پرورش داده بودم رو پاک کردم.
وباورهای جدید را جایگزینش کردم.
باور اینکه من به جهان اعتماد کنم وحرکت کنم .باایمانم در هر لحظه منتظر هدایت خداوند باشم وبعد هرآنچه اتفاق افتاد رو بپذیرم.
ایمان واعتمادباهم در کنار هم هستن ،فرقی نمیکنه اگه ایمان داشته باشی اعتماد میکنی یااینکه اگه اعتماد داشته باشی ایمان پیدا میکنی.
این دو کلمه ی مکمل هم هستن.
تا وقتی هم ایمان واعتمادت به یقین نرسه ،انجام هرکاری فایده نداره .
باید اینا باشن تا تو موفقیتها وخواسته هاتو بدست بیاری.
اگه غیر این باشه که شرک محسوب میشه.
وظیفه ی ما اینه که بیاییم بیندیشیم که ما چکار کنیم که در این مدار قراربگیریم تااز تمامی نعمتها بهره مند بشیم؟
وقتی استاد میگن خداوند تصمیم گیرنده نیست که بخواهد دهنده یا غیر دهنده باشد .ینی من باید شروع به حرکت بکنم .من باید این مسیر زیبا رو کشف کنم وبیفتم تو جاده ی صاف خدا.
هرچقدر ایمانم بیشتر باشه بیشترمورد لطف وعنایت خداوند قرار میگیرم چون تو قوانینش اینو گفته.
تازه اینجور که استاد میگن وقتی خدا رو داشته باشیم لزومی هم نداره زیاد تلاش کنیم ودست وپای زیادی بزنیم.فقط کافیه ما خودشو باور داشته باشیم بقیه ی مسائل خود به خود حل میشن.
اما چ کنیم که ما انسانهای سرکشی هستیم واز چنان غروری برخورداریم که کمتر بندگی میکنیم وبیشتر رو کله ی خودمون راه میریم.
فکر میکنیم عقل کل هستیم ونیاز به کمک کسی نداریم اما وقتی دست از پا دراز تر برمیگردیم وبه غلط کردم میفتیم وبا شکستها ودردهاوسختیهای زیادی مواجه میشیم تازه یادمون میفته خدای هم هست .
واین خیلی دردناکه .
اینجاس که سرزنشها واحساس گناهها سراغمون میاد که چرا ازاول اعتماد نکردیم؟!
واین اتفاق بارها و بارها برامون افتاده وهنوزم درس عبرت برامون نشده که خدایی هست به چ قدرتمندی وبزرگی ،انقدی که من بخام .
فقط نیاز به باور من داره که شکر خدا ما داریم تمرین میکنیم .
من به شخصه نگاهم خیلی تغییر کرده .تو زمینه ی مالی بهتر از همه باورش دارم.
تو زمینه سلامتی هم همین طور.یه کم مقاومت تو زمینه روابط عاطفی دارم که اونم روزانه دارم تمرین میکنم وسعی میکنم برای هر روزم اعتماد کنم.
در این که باور همچنین خدایی منو به بی نهایت نعمتها وآرامش وخوشبختی میبره که شکی وتردیدی ندارم.
ولی چرا موقه ای که باید یادمون بیفته خدا هست ودست از نگرانی وپریشون حالی وترسهامون برداریم ،
یادش نمیکنیم .اینجاس که من بندگی خودموپس میزنم .
اگه بخام بندگی خدا روبکنم باید تو عمل نشون بدم کلام وحس من به هیچ دردی نمیخوره.
پس خدا رو وارد زندگیم میکنم .
یه چیزی هم هست ،چیزی که خودمم باهاش در گیر بودم .
هرجا که خودم فکر میکنم خدا میتونه کمکم کنه ازش تقاضا میکنم وهرجا که فکر میکنم نه نمیتونه ،خودم دست به کار میشم .
دقت کردید اکثرمون به این شکل عمل میکنیم ینی انتخاب میکنیم که خدا کجاها،قدرتمندوبهتر از ما عمل میکنه وکجاها نمیتونه .
واین همون شرکه .
خیلی راحت شرک میورزیم در حالیکه فکر میکنیم مشارکت چ کار شاقی انجام میدن .همیشه نگاهمون به ایراد گرفتن از بقیس در حالیکه خودمون بدتر از خیلیا عمل میکنیم .
خب چکار کنم که خدا همیشه یادم باشه ؟
چکار کنم که برای انجام هر کاری خودمو به هدایت خودش بسپارم؟
چکارکنم که در مسیر درست باشم؟
چکار کنم خدا رو بیشتر از هرکسی بپرستم وباور کنم که کسی قدرتمند از این نیرو نیست در جهان؟
هرروز باید این سوالات رو به خودم یاد آوری کنم و در هر پیشامدی به خصوص اتفاقات ناجالب ،توکل وامیدم رو از دست ندم .
ما در مسیری باید قرار بگیریم که دریافت کننده ی نعمات خداوند باشیم .واینو خودمون انتخاب میکنیم.
پس انقد از خدا گله وشکایت نکنیم وخدا رو مورد قضاوت قرار ندیم.
منه بنده هرچقدر به این درک برسم که من در مقابل پروردگارم عاجز وناتوان هستم ،بیشتر سمت وسوی خدا میرم.
اینکه خودم احساس قدرت میکنم ،دست بکار میشم دیگه .
ولی اعلام ناتوان بودن در برابر خدا،باعث میشه صبر بیشتری بکنیم ،امید بیشتری داشته باشیم ،تقلای بیمورد نکنیم.
اعتماد، ایمان ،باور به پروردگارمون به عرش میبره .
کاش در هر لحظه تو ذهنمون بمونه.
بله وقتی این سه مرحله رو رد کردیم ،افراد مناسب ،شرایط مناسب ،اتفاقات خوب وعالی برامون بوجود میادوخداوند در مسیر الهی خودش ما رو هدایت میکنه سمت خواسته های بزرگمون ، سمت خوشبختی وآرامش وشادابی هر چ بیشتر.
منه تنها قدرت وتوان رسیدن به این همه خواسته رو ندارم ،باید راهنمایی چون خدا داشته باشم تا بااطمینان خاطر قدم بردارم.
انشالله این تجربه هایی که میشنویم واین درسهایی که میگیریم ، عبرتی باشه برامون تا رفتار وواکنشهای درست در مواقع پیشامدها داشته باشیم .
استاد جونم ممنون وسپاسگزارم ازت که هستی .
بودنت انگیزه برای رسیدن من به خواسته هام ودرک بیشتر ازپروردگارمه.
سلام ناهید عزیز
خواستم ازتون تشکر کنم چون از خوندن کامنتتون بسیار لذت بردم
و این جمله تون خیلی تکونم داد:
«هرجا که خودم فکر میکنم خدا میتونه کمکم کنه ازش تقاضا میکنم وهرجا که فکر میکنم نه نمیتونه ،خودم دست به کار میشم .
دقت کردید اکثرمون به این شکل عمل میکنیم ینی انتخاب میکنیم که خدا کجاها،قدرتمندوبهتر از ما عمل میکنه وکجاها نمیتونه »
دقیقا مسئله ای بود که همین امروز داشتم فکر میکردم بهش و بابتش شرمنده خدا شده بودم
امیدوارم هر لحظه با آغوش باز پذیرای هدایت و حمایت پروردگارمون باشیم
زیر سایه حق در نهایت آرامش و آسایش باشی عزیزم️
سلام من به خدای پاک و پایدار، سلام من به خدایی که قوانین ثابتی داره که اینجا داریم یادش میگیریم و اینگاری یک میخ از صبح تالا میخکوب شدم تو سایت، قطعا اگر این سخنان معنوی و واقعی نبود، و گوینده این سخنان خودش عملکرد نداشت، من الان اینجا نبودم، استاد این روزا خیلی ها در دام حرفای قشنگ زدن افتادن و خودشون خبر ندارن. منم این مبحث دام حرفای قشنگ ونصیحت کننده خوبی بودن رو تجربه کردم، چه از جانب خودم چه از جانب دیگران یعنی من خودم به اون مرتبه نرسیدم اما رفتم به دیگران حالا از سر دلسوزی یا آگاهی دادن یا رفافتی گفتم ،و اینکه کسانی اومدن تو زندگیم که خودشون اصلا به اون مرتبه حتی لمسشم نکرده اما میاد بمن میگه که باید اینجور باشی ، اول اینکه ما اول باید آن چیزی که میگیم رو اول خودمون باشیم، مثلا اگر در مورد ثروت حرف بزنم خودم به ثروت رسیده باشم،اگر درمورد ازدواج و بچه حرف بزنم اول خودم ازدواج کرده باشم بچه دارم شده باشم بعد به دیگران بگم و..هزاران مثال دیگر ..، و یادمه من خودم حتی فکر ازدواج و بچه تو ذهنم نبود اما به زنداداشم هی میگفتم بزار بچه گیرت بیاد به این دلیل به اون دلیل، بعدا سر بچه دوم هی نصیحتش کردم با دلایل مختلف و به زعم خودم منطقی زودی بچه دوم بیار. اینکه بعد از یه مدت دیگران وقتی هیچ نتیجه ای از من نبینن اصلا میگن این که لالایی بلده چرا خودش خوابش نمیبره. واقعا چقدر این جمله زیبا بود که اگر در قوانین الهی باشه بما داده میشه اگر نباشه داده نمیشه مثال اگر من آتش لازم دارم هر چقدر هم برم دو تا پنبه رو بزنم بهم بمن آتش نمیده و قانون ثابت اینه که با باروت میتونم آتش رو داشته باشم. و اون جمله زیبا اینکه برای هر خواسته ام برم روی خط مدار و باور بسازم با کسانیکه موفقن الگو بگیرم حرف بزنم، استاد من یک تجربه ناب از الگو کسب کردم اینه که آدمایی که بهم نزدیکن و میشناسمشون و دوسشون دارم رو اگه الگو بگیرم خیلی سریعتر ذهنم آماده تغییر میشه مثال خواسته من اینه که صبح زود بلند شم برم یکی از دوستام که تو این مسئله موفقه ازش کمک بخوام یا مثلا خواسته من اینه که برنامه و نظم ایجاد کنم، برم از یکی از آشناهام که تو این مورد قویه کمک بخوام ،تجربم نشون داده که این خیلی تاثیرگذارتره تا برم مثلا از راندابرن و فلاسفه و ادیسون و…. الگو بگیرم. چون این دوستم رو بیشتر قبولش دارم. و مطمینا اون دوست من با جون و دل منو راهنمایی میکنه و با جزئیات بیشتر. و چقدر این باور قشنگه که هرکسی در مسیر درست باشه هر اتفاقی بیفته (حتی کرونا) به نفعشه و بالعکس. یعنی اگر ته خط رابطه من شکسته ته خط شغل من شکسته ته خط….. من شکسته این یعنی من باید بفهمم که مسیرم غلطه. و مسیرهای غلط داخلش اطمینان قلبی نیست،ته قلبت همیشه میلرزه. ما اگر بتونیم تصمیم بگیریم که نخوایم کسی رو قانع کنیم کلی از وقتمون دیگه هدر نمیره حتی گاهی دشمن پیدا میکنیم یانزدیکترین فرد زندگیمون باهامون سر لج میفته چون هرفردی فکر می کنه که راهش درسته و دوست نداره آقابالاسری داشته باشه،واقعا کاش ما، در تمام موارد زندگی بجای اینکه آخر کار به عاجزی برسیم همون اول کار بفهمم که من عاجزم از تغییر دیگران و خیلی سریع از خدا هدایت رو بخوام و سریع به خودم تمرکز کنم که پاداششم اینه که آدمای آماده میان تو زندگیم، آدمایی که نیاز نیست باهاشون چک چونه بزنم،، من دارم تلاش می کنم دررابطه با چیزایی که خودم بهش نرسیدم دیگران رو تشویق یا منع نکنم البته هنوز خیلی هم خطا میکنم مثلا ازدواج مثل شغل یا ده ها چیز دیگه. ما اگه باور داشته باشیم که این خداونده که بنده هاش رو هدایت میکنه اینقدر روی صندلی خدا نمینشستیم، خدا به رگ گردن اونم نزدیکه و هدایتش میکنه
قلبا دوستتون دارم تک به تک️