درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 35


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نهال گفته:
    مدت عضویت: 127 روز

    درود وقتتون بخیر

    بسیار از خدای عزیزم سپاسگزارم که من رو در این مدار قرار داد تا با شما استاد عزیز آشنا بشم.

    مطالبی که دریافتم از این ویس :

    منظور از انشاالله مشیت است نه اراده و به گروه خاصی هم اشاره نکرده است.

    اما در مواردی که از اراده صحبت شده مشخص کرده که مربوط به گروه خاصی از افراد است.

    بحث این نیست که خداوند به ما نعمت بدهد موضوع این است که ما در این مدار قرار بگیریم.

    هرکس در مسیر درست باشد تحت هر شرایطی و هر اتفاقی بیافتد برایش مفید خواهد بود.

    ما در تغییر دیگران عاجز هستیم ولی در تغییر دادن خود توانا ایم.

    با تغییر دادن خود آدم های مناسب سر راهمون قرار میگیرن.

    من هم قبلا این موضوع برام سوال بود که اگر همه چیز به خواست و اراده خداوند انجام میشه پس ما هیچ نقشی در زندگی مون نداریم و خب با این دید از زندگی لذت نمیبردم و فکر میکردم که اجازه تغییر دادن زندگیم رو ندارم.

    متاسفانه آموزش غلطی که توی مدارس انجام میشه فقط ذهن بچه رو خراب میکنه و از خدا و قرآن دور میکنه با ناامید کردن و ترسوندن بچه ها.

    خداروشکر میکنم که در این سن باهاتون آشنا شدم و خیلی راحت تر میتونم از شر این باور های غلط خلاص بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم

    خدایا شکر ات که یک بار دیگر فرصت دادی اینجا باشم و بنویسم

    واقعا این آگاهی ها را باید با طلا نوشت از بس که ارزشمند است و عمل به آن میتواند زندگی ما را کاملا متحول کند

    خدا یا شکر ات که وقت آزاد خوبی دارم و میتوانم با عشق روی خودم کار کنم از زمان و فرصت که خداوند به من داده نهایت استفاده را ببرم

    آیا خداوند به هر کی بخواهد میدهد یا هر وقت بخواهد پس میگیرد؟ اگر این طور باشد پس تلاش ما چه ؟

    انشاالله نه به معنی خواست خداوند اراده خداوند بلکه به معنی میشت خداوند است به همین منظور وقتی از ریشه کلمه ش ی ا استفاده شده نام گروه خاصی برده نشده یعنی وقتی در مدار دریافت قرار می گیریم به ما داده میشود

    در مورد عذاب ها هم همین است هر گروه که خداوند عذاب کرده بخاطر اعمال خود شان بوده نه خواست خداوند

    فرد که در مدار درست باشد عذاب نمیشود برعکس کسی که در مدار درست قرار دارد هر اتفاقی بیفتد به نفع اش تمام می شود

    اینکه دیگران بشنوند و عمل کنند یا نه به ما ربطی ندارد به پیامبر هم ربطی ندارد وظیفه پیامبر فقد ابلاغ پیام است نه بیشتر از این

    نباید تمرکز خود را بگزاریم روی دیگران روی تغیر دیگران چون هر کسی خودش تصمیم می گیرد عمل کند یا نه در نهایت هم اگر بخواهد میفهمد اگر نخواهد هم هرگز عمل نخواهد کرد یکی از ضعف های بزرگ شخصیتی من همین است که به جای تمرکز روی خودم خیلی مواقع انرژی ام را هدر میدهم روی تغیر دیگران روی تغیر پدر مادر خواهر و برادر اتفاقا هرگز نتوانسته ام کوچکترین تغیری در رفتار و عملکرد آنها ببینم از این بعد باید تمام تلاش ام را بکنم که فقد تمرکز کنم روی خودم روی بهبود خودم با این کار زندگی من تغیر میکند ثروت و نعمت وارد زندگی ام میشود آدم های مناسب وارد زندگی ام میشود

    اگر تمرکزم را بگزارم روی دیگران فقد خودم را از مسیر خداوند دور کرده ام به خودم آسیب زده ام نسبت به رفتار و دیگران باید به عجز و تسلیم بودن برسم که نمیتوانم کسی را تغیر بدم هر کسی نتیجه اعمال و باورهای خود را می‌گیرد

    ما عاجزیم از تغیر دیگران توانا هستیم در تغیر خودمان مهم نیست من چقدر دوست دارم طرف تغیر کند اگر خودش نخواهد هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد مثل اون مثالی که خداوند به پیامبر میگوید اگر نردبان بگزاری بری آسمان زمین را چاک کنی و بری زیر زمین خواهی دید که آنها ایمان نمی آورند یا موسی پیامبر بعد از این همه مدت دعوت و نشان دادن معجزات مختلف به قومش بخاطر ده روز دیر آمدن اش ملت گوساله پرست شدند مردم خود شان تصمیم میگیرند در نهایت که ایمان بیاورند یا نه حالا برای ما در حد فامیل و خواهر برادر پدر و مادر خودشان هستند که تصمیم می گیرند تغیر کنند یا نه تلاش تو هیچ چیزی را در مورد آنها تغیر نخواهد داد اگر خود شان نخواهند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    بابک چالاکی گفته:
    مدت عضویت: 3819 روز

    سلام استاد عزیزم و خانواده های معنوی من

    کامنت سوم در ادامه آگاهی های این فایل الهی

    یکی از باورهای اشتباهی که من داشتم این جمله بود: به بچه آدم یه حرف رو یکبار میگن.

    اینو میلیون ها بار شنیدم و زمانی هایی میشنیدم که بزرگتر ها ازم یه چیزی میخواستن و من به حرفشون گوش نمیدادم یا تو دنیای بچگی درخواستشونو یادم میرفت و کار خودمو میکردم، یا حتی گاهی علاقه ای به عمل کردن به اون درخواست نداشتم.

    میشنیدم که : تو خنگی، تو کله شقی، تو نمیفهمی و نادانی و … و میگفتم پس من بچه آدم نیستم و شعور ندارم و این حرفا…

    این تعریف تو ذهن من موند و بزرگتر شدم و با قوانین آشنا شدم، گفتم خوب دیگه من باید سعی کنم بچه آدم باشم و وقتی استاد یکبار میگه: توجه به خواسته، من درک کنم و بفهمم دیگه. نیازی هم نیست دوباره یا ده باره و صدباره فایلا رو گوش کنم و به شکلای مختلف با اون اگاهی ها درگیر بشم. چون باور داده شده بود که اگه این کارو بکنم نادانم و بچه آدم با همون یکبار باید بفهمه…

    همین باور باعث میشد که تکرار نکنم و از تمرین فراری باشم. چون حس میکردم با تمرین انگار دارم دوباره از بابام یا مامانم میخوام بهم توضیح بده. حالا اونا چی میگفتن اگر ازشون میخواستم دوباره توضیح بدن؟ عجب خنگی هستی ها، ده بار که توضیح نمیدن… باید زرنگ باشی. یه بار گفتم باید بفهمی دیگه…

    در واقع من در عالم کودکی داشتم به هدایتم عمل میکردم و قوانین مغزمو دنبال میکردم. هدایتم میگفت دوباره توضیح بخواه و مغزم هم میخواست براش تکرار بشه… و واکنش دیگران طوری بود که من حس میکردم مشکل دارم و مغزم درست کار نمیکنه و دنبال کردن هدایتم هم باعث آزردن دیگران میشه.

    حالا که بزرگ شدم هدایت هامو دنبال نمیکنم، درخواست نمیکنم، فایل هارو تکرار نمیکنم چون این کار تو ذهنم مساویه با آزردن دیگران، احمق بودن و سرزنش شدن و تجربه درد.

    ما به همین دلیل از دیگران میترسیم درخواست توضیح دوباره کنیم دیگه… اگه بار دوم بخوایم توضیح بدن کلی هم معذرت خواهی میکنیم.

    حالا تصور کنید که این مسیر درخواست مجدد و توضیح دوباره خواستن و اینا برای کسیه که خودش بخواهد که بداند، حالا ما چیکار میکنیم؟ کسی که نخواسته و در مدارش نیست و علاقه ای نداره و هنوز به اون حد از جهاد نرسیده رو میخوایم با تکرار هدایت کنیم. به زور و با روش های مختلف و جملات و داستان ها و مثال های زیبا و هزار ترفند.

    به قول استاد تو دوره قانون سلامتی: من اینجا اینهمه منطق و دلیل براتون میارم و ساعتها فایل براتون آماده کردم و بازشما قبول نمیکنید که سبک زندگیتونو عوض کنید، حالا میخواید با چند دیقه راجع به غذا و این چیزا به بقیه بفهمونید که چرا باید فلان چیز بخورن و فلان چیز نخورن؟

    من چقدر این اشتباه رو کردم و هنوز دارم میکنم که برای تغذیه و رفتار های درست با بدن به بقیه Hint و اطلاعات میدم که چطور اوضاعشون بهتر بشه. آقا مگه کل فامیل صدبار ندیدن که من هیچجا هیچ غذایی نمیخورم و فقط غذای خودمو دارم؟ آیا یکبار یکیشون پرسیده که چیکار داری میکنی و به ما هم بگو و ما فلان مشکل رو داریم به نظرت دلیلش چیه؟ نه.. پس چرا من باید به دیگران فکر کنم که چطور قانعشون کنم؟ چون ذهنم دلایل مختلفی برای بهبود دیگران داره. چه دلایلی؟ اینکه من باید به دیگران کمک کنم. اگه دیگران درست عمل نکنن تقصیر منه، اینکه اگر دیگران رو بهبود ببخشم اون موقع اس که ارزشمندم…

    حالا جدا از کلی دلیل اشتباه، روی بقیه ایراد هم میذارم که: به بچه آدم حرف رو یکبار میگن… بقیه ببخشید نادانن که نمیفهمن من چی میگم و راه درست کدومه… خوب اینطوری که من دارم آشغالا رو میدم زیر مبل.

    چون احساس بی ارزشی دارم از اینکه نمیتونم دیگران رو متقاعد کنم پس بهشون برچسب بد میزنم که بگم: خب نه دیگه من ارزشمندم چون تمام زورمو زدم ولی اونا نادانن که به حرف من عمل نکردن.

    من باید خودم عمل کنم

    بپذیرم که جهان مادی جهان مدار هاست، قرار نیست همه مورد تایید من باشن، اصلا قرار نیست همه روی زیبای زندگی رو تجربه کنن

    من به خودیه خود ارزشمندم به همین دلیل که پا به این دنیای مادی گذاشتم

    باور غلطیه که فکر کنم باید با یکبار فهمیدن قانون نتایجم عوض بشه و باور درست اینه که باید هر روز تکرار و تکرار و تمرین کنم تا گفتگو های ذهنم عوض بشن

    دانستن کافی نیست باید باور کنم

    وقتی غالب اعمالم عوض بشه یعنی باورم عوض شده

    وقتی سالها طبق باور جدید عمل کنم میتونم بگم که باورم ریشه ای تغییر کرده

    این یعنی اگر یکبار یا یکماه یا حتی یکسال درست عمل کردم فکر نکنم که باورهام ریشه ای تغییر کرد و توهم نزنم که از کار کردن رو باورهام بی نیاز شدم.

    من تا ابد به تکرار قوانین و هدایت خداوند نیازمندم

    خدایاشکرت که هدایتم کردی تا قوانین رو مرور کنم

    الحمدلله رب العالمین

    ممنون استاد نازنینم

    عاشقتونم

    در پناه الله باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1581 روز

    در مورد مشیت خداوند آیه ای که خیلی درکش به من کمک کرد این آیه بود

    هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ یَشَاءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

    او کسی هست که طبق مشیت خودش شما را در رحم ها شکل داد و خدایی جز آن توانای دانا نیست

    همه ما میدونیم و مطمئنیم که بچه ی دو تا سفید پوست سفید میشه بچه ی دوتا سیاه پوست سیاه

    همه ما میدونیم که بچه در نهایت ظاهرش میکسی از پدر مادرش هست

    این نیست که خدا بگه من حال کردم این یارو سیاه بشه یا سفید موی مشکی یا بلوند

    همه چیز طبق قوانین ژنتیک اتفاق میوفته و اگه زمین هم به اسمون برسه دو تا سیاه پوست بچشون سفید نمیشه و برعکس

    در حالی که در ترجمه نوشته خدا هر طوری که بخواد صورت هارو در رحم شکل میده

    اما با پیشرفت علم ما الان دیگه میدونیم که داستان از چه قراره یا آیه هایی که میگه اگر در مشیت ما باشه باد میوزه و اگر نباشه نمیوزه

    داستان الان واضحه

    باد به دلیل قانون فشار میوزه

    هوا از جای پر فشار یعنی سرد به جای کم فشار یعنی گرم میره و نتیجه اینه که باد میوزه

    یعنی طبق قانون نه اینکه خدانشسته اون بالا داره فوت میکنه

    مشیت داره قانونمندی رو نشون میده نه اینکه خدا یه ادمی هست اون بالا و چون حال کرده امروز باهامون و ما بنده های خوبی بودیم و نمازمون رو سر وقت خوندیم گفته یه فوت بهشون بکنم که یه حالی بهشون داده باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2162 روز

    به نام خداوند یگانه‌ی بسیار بخشاینده‌ی بسیار مهربان وهّآب

    درود بر همگی

    این‌که من این‌جام یعنی که خداوند وهّآب خواسته تا برپایه‌ی خواسته‌ی من، برپایه‌ی درخواست من، مرا هدایت کند.

    من باید بپذیریم که تکه‌ای از خداوند هستم ولی چون قک جزء هستم، پس دارای خطا و اشتباه هستم. پیش از این در بخش ششم تکمیلی دوره‌ی احساس خود ارزشمندی‌ یا همان لیاقت گفتم که به این باور رسیده‌ام که خداوند با آفرینش ما خواسته تا جهان فراوانی را تجربه کند و مفهوم فراوانی را چنین بیافریند و خواسته تا چنین جهانی را به‌وسیله‌ی ما گسترش دهد. خوب، پس من تکه‌ای از او هستیم و چیزی برای ما به‌عنوان ناممکن وجود ندارد.

    من اونجا نوشتم که خداوند مرا هدایت نمود و در دلم نهاد که من و ما همه اگر از این موهبت استفاده کنیم، به او خواهیم پیوست و در غیر اینصورت، با حذف ما و رفتن‌مان به دوزخ، هیچ آسیبی و کاستی بر او که بی‌نهایت است وارد نمی‌شود و او همچنان بی‌نهایت خواهد بود.

    همان‌جا هم گفته بودم که یکی از ترمزهای من همیشه این بود که فکر می‌کردم چرا باید از خداوند بخواهم که دیگران به کمکم بیایند تا من به اهدافم برسم؟ چرا باید بخواهم که در کارم پیشرفت کنم؟ و پاسخش این بود که من که من نیستم، من اویم، من تکه‌ای از اویم و او از روح خود در کالبدی مادّی دمید و به شکل من در این جهان مشغول گسترش است ولی، این‌که بتواند یا نه؟ بستگی دارد به اجازه‌ی من، بستگی دارد به این‌که من موانع را از سر راه او در این مسیر بردارم یا نه! اگر موانع را بردارم، یعنی نقش خود را بپذیرم، در نقش حضرت حق دنیایی بهتر را می‌سازم و سرانجام به فردوس می‌روم و در غیر اینصورت از دوزخیان خواهم بود و این هیچ نقصی برای او که بی‌نهایت است دربر نخواهد داشت.

    خوب، این‌ها را گفتم که بیشتر با من آشنا شوید.

    آره، منم از اون دسته افرادی بودم که می‌رفتم به مراسم دعا خوانی و از خدا می‌خواستم که زندگیم را تغییر دهد. این یعنی همان که در ترجمه‌ی قرآن کریم آمده: اگر خدا بخواهد … یعنی که اگر با زاری به درگاه خداوند بیای و ازش بخوای، شاید دلش برات بسوزه و چیزی بهت بده، اگر ته کیسه چیزی مونده باشه. این کاملا با معنای تلاش که در قرآن آمده متناقض است. البته که من وقتی در این‌جا هستم، مورد لطف خداوند قرار گرفته‌ام، چرا؟ چون وقتی برپایه‌ی رسم همیشگی‌اش ما را هدایت می‌کند، من درب گوش جانم را نبستم و گفتم:

    خدایا پروردگارا من در هیچ زمینه‌ای از زندگی صلاح خویش را نمی‌دانم و عاشقانه( نه با ترس ) از درگاه پرمهرت درخواست هدایت می‌کنم.

    او مرا هدایت کرد و خدا را شکر که هوشیار بودم و هرگاه مغرور شوم و فکر کنم که چیزی هستم و کاره‌ای هستم و خبریه، اونوقته که در جاده‌ی سقوط قرار گرفته‌ام.

    حالا، پس دیگه تکلیف معلومه و من باید هر دم از او هدایت بخواهم و گوش جان به هدایتش بپردازم و بی‌پروا و بدون نگرانی، فمل کنم و با اطمینان بدانم که او به من شرح صدر خواهد داد و همه‌ی شرایط را برایم فراهم می‌سازد تا به‌وسیله‌ی من که تکه‌ای از او هستم، جهانش را گسترش دهد.

    بنابراین، بر من است که به‌جای حرف زدن، عمل کنم و نتیجه را به دستان پر توان و پر مهر خداوند وهّآب بسپارم.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مژگان محمدشیر گفته:
      مدت عضویت: 457 روز

      درود

      دوست بزرگوار از اینکه در این مسیر همراه شما و دوستان هستم بسیار سپاسگزار خداوندم

      نکاتی که در کامنت شما بود ، حالم رو دگرگون کرد و این آگاهی ها رو از زاویه ی دیگری برداشت کردم

      اینکه :

      (خداوند با آفرینش ما خواسته جهان فراوانی را تجربه کند تا چنین جهانی را به واسطه ی ما گسترش دهد من تکه ای از او هستم و چیزی ناممکنی برای من وجود نداره.)

      (من که من نیستم، من اویم.و او از روح خود در کالبد مادی دمید و به شکل من در این جهان مشغول گسترش است اما اینکه بتواند یا نه ! بستگی به اجازه ی من دارد بستگی دارد که موانع را بردارم یعنی نقش خود را بپذیرم در نقش حضرت حق دنیای بهتری را می‌سازم )

      سپاسگزارم

      در پناه رب مهربانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1780 روز

    سلام وقتتون بخیر

    خداروشکر برای شروع این دوره زیبا

    چقدر دنبال شناخت این قوانین هستم

    چه خوب استاد توضیح دادند

    واقعا انگار از اول اینها رو میدونستیم فقط با یادآوری استاد به جان نشست

    اینطوری دیگه هر کس نون باورهای خودشو میخوره..اینطوری دیگه میدونیم اگر خواسته ای داریم و بهش نرسیدیم به خاطر هم جهت نشدن ما با خواستمون هست نه خواست خدا

    اینطوری دیگه با خدا بحث نمی‌کنیم بلکه تمرکز رو کار خودمون میزاریم و باورهامون رو درست میکنیم و از احساس قربانی بودن بیرون میایم

    چند روزی هست این تکه از دوره عزت نفس با خودم تکرار میکنم

    خداوند با من است

    خداوند عاشق من است.. منو دوست داره و بیشتر از من میخواد من به خواسته هام برسم

    چرا؟؟

    چون باعث گسترش جهان میشم

    و این هدف خلقت انسان هست..

    پس این خدا برای من دست میزنه

    و برای موفقیت من خیلی خوشحال میشه

    و میگه. آفرین خوب از توانایی که بهت دادم داری استفاده میکنی برو جلو …

    خدایا شکرت

    این حرف دوست عزیز هم خیلی خوب بود

    انسان به تنهایی قدرت داره

    امااااا با خدا چقدر قدرتمند تر میشه

    عالی بود

    همه دوستان عزیزم رو به خدا مهربان میسپارم

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سید احمد طباطبایی گفته:
      مدت عضویت: 1209 روز

      درود بر شما دوست گرامی، وقتی به این جمله ی که نوشتی رسیدم، متوقف شدم .. ” خداوند با من است خداوند عاشق من است.. منو دوست داره و بیشتر از من میخواد من به خواسته هام برسم چرا ؟؟

      چون باعث گسترش جهان میشم ” . واقعا برام جای تامل داشت . خیلی ادم رو به حرکت وامیداره . ممنون از شما .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    مفهوم مشیت وخواست خداوند

    با تمرکز بهتری که اخیرا برای درک عملکرد امواج مغزی گذاشتم،مفهوم مشیت وقوانین خداوند رو بهتر از قبل درک میکنم

    گفتگویی در مورد موج بتا وفرکانس 16 هرتز وایجاد این موج که کانون توجه ما در لحظه رو رقم میزنه،،حضور داشتم ولذت بردم وشکر گزاری کردم

    بابت اینکه از زمانی که آگاهانه سعی کردم فرکانس ارسالی ام رو در هرلحظه واتفاقاتی که بدنبالش رقم میخوره رو درک کنم وملموس تر باشه برام،،شرایطی پیش میاد که آگاهی من در این زمینه بیشتر بشه واگر به این آگاهی ها عمل کنم وبه ثبات برسونم چقدر توجه وتمرکزم روی اهدافم بیشتر میشه واز مسیر تکاملی ام لذت میبرم،،فارغ از نتیجه ای که رقم بخوره واین یعنی زندگی ورهایی وتمرکز روی درک حضور خداوند وهدایتم در هر لحظه با انتخابی که خودم دارم واین عین عدالته

    توجه آگاهی یعنی اینکه با اراده خودم انتخاب میکنم به چه چیزی توجه کنم واین زمانی رقم می‌خوره که تحریک عصبی وکانون توجه ام فقط روی همون هدف مد نظر باشه وبا حواس پرتی به چیزهای دیگه اطرافم قدرت این فرکانس 16 هرتز وموج بتایی که به سمت خواسته ام ارسال میشه رو تغییر ندم ،،،،یعنی یا با کم توجهی به این هدف ،تمرکزم روی حاشیه های دیگه میره،،،یا با بیش توجهی بازم با ارسال فرکانس با طول موج بالاتر از این طول موج تمرکز وتوجه روی خواسته ام دور می‌شم، ،،،،این خود آگاهی بهم کمک میکنه که وقتی حواسم از موضوع مد نظرم پرت میشه،بفهمم که خودم از این طول موج 16 هرتز وحرکت به سمت خواسته ام فاصله گرفتم ومسیر رسیدن به هدفم رو طولانی یا اصلا با حواس پرتی گم کردم!!!! پس هیچ کسی مقصر نیست وحواس من رو پرت نکرده وطبق قانون ومشیت الهی من تصمیم میگیرم که درلحظه به سمت هدفم حرکت کنم یا با تغییر فرکانسم ازش دور بشم،،،،تجربه ارتباط با افراد وموقعیتها ونعمتهام هم همینه،،یا در مسیر زیبایی خلقش حرکت میکنم وتجربه میکنم ویا ازش فاصله‌ می‌گیرم وبا عدم درک خلق خودم دنبال عامل بیرونی برای عدم دریافت نتیجه مطلوب می‌گیرم…

    الان بهتر درک میکنم که شانسی وجود نداره وافراد با تمرکز وتوجه روی اهدافشون با ارسال طول موج بتا از تحریک عصبی با طول موج های دیگه در راستای خلق هدفشون،،،جلوگیری کردند وهمه افراد موفق کانون توجه وتمرکز وکنترل ذهنشون بهشون کمک کرده که بصورت انتخابی وارادی اون چیزی رو که میخان بهش توجه کنند واز سایر حاشیه ها وحواس پرتی ها آگاهانه دور باشند وثبات در این مسیر پیشرفت بیشتر وزیبایی بیشتر رو با عمل به قوانین بدون تغییر خداوند رو براشون رقم بزنه وبقیه فقط تمرکزشون روی اون موفقیت مرحله آخر اون فرد موفق باشه واگر قانون رو درک نکرده باشند حسرت بخورند وفکر کنند که طرف شانس آورده!!!

    البته که حواس پرتی ریشه های مختلفی در باورهای ما داره که عمده ترینش توجه وتایید گرفتن از بقیه ودر مرکز کانون توجه دیگران بودن هست،بویژه که بخواهیم خودمون رو توجیه کنیم که داریم در مورد قانون ومشیت خداوند صحبت میکنیم تا در ذهنمون به ثبات برسه!!! در صورتیکه نا خودآگاه وارد بازی بقیه میشیم و وقتی متوجه میشیم که اشتباه کردیم که باورهای محدودکننده خودمون رو با انتخاب این مسیر اشتباه تقویت کردیم ومجدد باید انرژی زیادی بذاریم تا این نشخوارهای ذهنی ونجواها رو کم کنیم تا تازه بتونیم راهی برای تمرکز روی خودمون با کنترل ذهنمون وارسال موج بتا در

    مسیر خواسته هامون پیدا کنیم،،،البته اگر با تکرار این مسیر اشتباه آرامش ورهایی رو از خودمون دریغ نکنیم،،،،،هر لحظه باید به خودم یادآوری کنم که چه مواردی داره داره انرژی وتمرکز وفرکانس ارسالی من رو تحت تاثیر قرار میده وچقدر آگاهانه سعی میکنم روی خودم واحساسم وافکارم ورفتارم برای خلق آرامش بیشترم متمرکز باشم؟؟؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    بیتا احسانی گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربونم و تموم دوستان هم فرکانسی ام

    « من در تغییر دیگران عاجزم»

    میدونم که بارها و بارها اینو به خودم گفتم، توی فایل ها هزاران بار شنیدم و متاسفانه کلی هم به اطرافیانم تاکید میکنم اما یادم رفته که اول باید خودم عمل کنم!

    توی تغییر شخصی که دوسش دارم مصمم بودم این اواخر، البته با این فکر که من تغییرش نمیدم من کمکش میکنم تا باهم از این مسیر عبور کنیم و باهم درستش کنیم تا رابطمون خوب بشه! و من جایی فکر کردم به خودم اومدم که بهم گفت تو نمیتونی من رو تغییر بدی! و من تاکید کردم که من نمیخوام تغییرت بدم من میخوام باهم درستش کنیم!

    انگار داشتم خودم رو گول میزدم که من که تغییرش نمیدم

    نهایتا ضربه رو چند روز پیش خوردم!

    منی که هربار میگم دیگه دارم روی خودم کار میکنم همه چی خوب پیش میره، یهو با یه سری اتفاقات و ضربه ها میفهمم که من هنوز کلی راه دارم

    من نمیتونم هییییچ کسی رو تغییر بدم و باید اینو بپذیرم و رد بشم

    باید بپذیرم که وقتی فرکانست با شخصی یکی نباشه نمیتونین پیش هم باشین باید مسیرتون از هم جدا بشه و این به نفع و خیر من و اونه

    توی مرحله سخت از زندگی ام که با تضاد بزرگی هم مواجهم اما دارم تلاش میکنم خودم رو نجات بدم

    امروز زیر دوش آب حموم چشام و بستم و به خدا یه بار دیگه از اعماق وجودم گفتم که «من تسلیمم، من به هر آنچه که از تو به من برسه فقیرم، من هیچی نمیدونم تو میدونی، توووو میدونی و تو به من میگی و من انجامش میدم، من تسلیمم»

    چند ساعته که فقط دارم فایل گوش میدم و تو سایت میگردم کامنت میخونم و جالب اینکه تو همشون همین صحبت اینکه تو نمیتونی دیگران رو تغییر بدی و باید روی خودت تمرکز کنی رو میشنوم و میخونم

    خدایا من تسلیم توام

    من رو هدایت کن و به من راه رو نشون بده

    خدایا شکرت که در هر لحظه و هرجا هدایتگر زندگی من هستی و قدرت خلق زندگیم رو بهم دادی

    خدایا شکرررت

    استاد جونم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 522 روز

    اینکه بدونیم ما چقدر بدون هدایت الهی، بدون الهام پروردگار عاجز و ناتوانیم اون وقت اینقدر منم منم کردن نداره،

    سلام استاد جانم

    امشب چه شب زیبایی بود

    این فایل چقدر بهم یاد داد بدون الله جانم هیچ و پوچم

    بدون قوانین الهی

    بدون هدایت الهی

    واقعا چقدر عاجزیم، همه چیز پروردگار مهربانه که به ما اینقدر فضل داده

    استادجان شما همیشه میگفتین

    اگه هیچ نعمتی پیدا نکنم برای شکر گزاری، یاد خالق بودنم میوفتم

    یاد این قدرت بی نظیر میوفتم و این خودش چقدر حای سپاس زیاد دارع

    و این چقدر زیبا بود

    و واقعا خیلی عالیست

    از وقتی این حرفتون رو شنیدم منم اگه چیزی پیدا نکنم به یاد قدرت درونیم میوفتم و میگم چه فضل بزرگیست

    یادمه من قبل اشناییم با سایت، تو فضای دیگه ای بودم

    مثل کار بازاریابی شبکه ای

    اونجا همش به ما میگفتن اقا پنل یک ساله بریزین، سه ساله بریزین

    و تو این سه سال قدم هاتون رو مشخص کنین

    حتی بعضی از اساتید میگفتن چطوری رسیدن به این خواسته رو هم بنویسین

    مثلا امروز فلان شرکت میرم فرداش به فلان جای دیگه میرم و فلان کار رو میکنم و غیره…..

    ولی مگه میشد فهمید خدا فردا الهام بهتری برام میفرسته یا پس فرداش؟

    اصلا شاید فرکانسم رفت بالا مسیری رو بهم خدایت میکنه که تا دیروزش از اون مسیر بی خبر بودم

    اما از وقتی اومدم تو سایت اصل قضیه رو گرفتم

    فهمیدم من کجای کارم خدا کجای کاره

    اون خدای واقعی

    اره چطوری و چجوری مسائلات همیشه با خداست

    و من فقط باید تلاش کنم با خواسته هام هماهنگ بشم

    فقط باید عمل کنم

    باید کنترل ذهن داشته باشم

    و احساس لیاقت رو در خودم زیاد کنم

    و اون وقت خدا خودش منو میرسونه

    « خدایا همانطور که نصیبم کردی این متن را بنویسم

    نصیبم بگردان که بتونم بهش عمل کنم

    خدایا کاری کن که از متقین باشم

    خدایا چنان کن سر انجام کار /تو خشنود باشی و ما رستگار»

    .

    .

    404/10/5

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 917 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    خدای خوبم ،حس بودنت،زیباترین حس دنیاست

    تو که باشی،امروز نه در تمام لحظه ها عشق وآرامش جاریست.

    خدا جانم ،نعمت سلامتی مبدا همه نیازهاست.

    وعاقبت بخیری مقصد همه نیازها.

    تورا به مهربانیت این دو را به همراهانم عطا فرما،

    امین ای فرمانروای حق و آشکار.

    سلام به لقمان حکیم سایت جناب استاد عباس منش عزیز و سلام به یار غار شما خانم شایسته مهربان امیدوار حالتون دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    وسلام به بچه های هم مسیر در این مسیر توحیدی وزیبا امید وارم حال دل شما هم کوک کوک باشه در هر ثانیه از عمرتون .

    استاد من نسبت به دوسال پیش که با شما آشنا شدم یعنی بهتره بگم که هم مدار شدم و خدای کهنه و جلاد را کنار گذاشتم و خدای مهربان و بخشنده و بسیار وهاب را یافتم و به لطف خدای مهربان با قوانین جهان هستی آشنا شدم .

    نمیدونم شاید مثل یک شاهزاده یا مثل همون علی بی غم که همه کارهاش بر وقف مراد است و چرخ زنگیش به روانی مثال بلبرینگی که سالهاست زنگ زده و صداش درآمده صدای زجه زدنش صداش حتی اطرافیان رو آزار میده شده الگو در شهر خودم که با افتخار میگم من شاگرد استاد عباسمنش هستم به اندازه خیلی کمی که روی خودم کار کردم بلبرینگ نو را خداوند در چرخهای من قرار داده تا با سرعت صد کیلومتر در ساعت به سما خوشبختی ها حرکت میکنم و این سرعت به لطف خداوند بیشتر و بیشتر می‌شود

    خدایا سپاسگزارم بابت این فضل عظیمت که به من عطا کردی.

    دیگه استاد دوست ندارم در جمع های باشم که حتی یک غیبت یا حرف های که در تضاد باشه با قوانین خداوند حضور داشته باشم اگر هم برخورد داشته باشم به خودم بر میگردم که کجای شخصیت من ایراد داشته .کجای باورهای من ایراد دارد .کجای فرکانس‌های من ایراد دارد که من باعث جذب اون اتفاق و تضاد شدم .

    دیگه اگه اشتباهی کنم خودمو سرزنش نمیکنم .

    دیگه نمیزارم با یک شکست زمین بخورم و بلند نشم

    اگه زمین خوردم نا امید از درگاه خدا نمیشم. اگه زخمی شدم توجه نمیکنم و میگم این روزگار می‌گذرد. خورشید بیرون میاد از پشت ابر .

    استاد به همون اندازه که دارم روی خودم کار میکنم خداوند یک آپشن به شخصیت من اضافه میکنه به همون اندازه یک درجه ظرف وجود منو بزرگ میکنه و من هم هر روز سپاسگزار تر از خداوند و این جهان پراز نعمت و فراوانی هستم و خواهم بود تا آخرین ثانیه های عمرم

    دیگه درخواست من در دفتر شکر گزاری ماشین خونه و ثروت بیشتر نیست

    درخواست من اینه که چگونه شخصیتی مانند ابراهیم داشته باشم کجای باورهای خودمو درست کنم کجای ظرف من نشتی داره و وقتی گفتی خودت راه حل به من بده من نمیدونم تو میدونی .خدایا شکرت.

    استاد من در این دوسال به سه کشور این دنیا به لطف الله مهربان سفر کردم و چقدر بزرگتر شدم واین لطف خدا بوده که شامل حال من شده خدایا مرسی، و همینطور زحمات سما استاد عزیز. که مثل یک پدر مهربان من وما رو در آغوش گرفتی و با مهربانیت به من آموخت ی چگونه انسان مهربانی باشم .چگونه انسان سپاسگزاری باشم .به من آموختی در این دوسال که خداوند هزاران برابر از پدر و مادر برای من دلسوز تره .سپاسگزار شما هستم تنها هدیه که از راه دور به شما می‌توانم بدهم همین کلمه سپاس گزار بودن از شما است .

    استا من که حتی دیپلم هم نداشتم با قدرت دیپلم گرفتم .باقدرت کارت بازرگانی گرفتم با هدایت های خداوند و دستان بی نهایتش .و دارم کاری که دوست دارم را انجام می‌دهم که سفر کنم و ثروت خلق کنم خدایا شکرت .

    استاد به همون اندازه که زیپ دهنم رو کشیدم گوشهای من باز تر شده برای دریافت الهامات خداوند برای هدایت های الله مهربانم. برای هرجهت شدن با او خدایا ممنونم

    نمیدونم تا چند سال یا چند روز یا چند دقیقه و ثانیه در این دنیا در کنار شما عزیزانم هستم ولی خوشحالم که قبل از هجرت از این دنیا با شما عزیزان و این مسیر زیبا آشنا و همسفر شدم

    خوشحالم اگه خداوند همین الان بگه بریم من با عشق میرم به دیدار الله مهربان

    ولی دوست دارم شما رو قبل از رفتن به دیدار الله ببینم تا الان هر خواسته ای داشتم خداوند مهربانم برآورده کرده فکر نکنم این خواسته بزرگی در برابر فرمانروای کال کیهان باشه امیدوارم هرچه زودتر شمارو از نزدیک ببینم و شما به من افتخار کنی که چنین شاگردی تربیت کردی ،امیدوارم در به هر آنچه که سما و خانواده عزیزم در این مسیر می‌خواهند برسند

    امین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: