درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 32


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 975 روز

    سلام

    من اگر طبق قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند عمل کنم نتیجه ی درست رو میگیرم لاجرم

    خداوند یک سری قوانین ثابت داره که بدون تغییره و برای همه یکسانه ،این نیست که به هر کی دلش بخواد میده به هرکی نخواد نمیده ،این اطمینان و قوت قلبی میده که اگر من طبق قوانین عمل کنم با افکار و باورهای درست در مسیر درست و خواستم باشم با قوانین هماهنگ باشم نتیجه ی درست میگیرم فارغ از اینکه کسی خوشش بیاد یا نیاد بخواد یا نخواد

    کار تو فقط اینه که طبق قوانین عمل کنی و قدم برداری و کاری به دیگران نداشته باشی دیگران هیچ تاثیری در زندگیه تو ندارند تو فقط باید تمرکزت روی خودت باشه تو خالق زندگیه خودتی با افکار و باورهات پس دیگران هیچ تاثیری در زندگیه تو ندارند نخواه که دیگران رو با خودت هم مسیر کنی تو فقط سعی کن پر قدرت در مسیر درست حرکت کنی تا نتیجه ی درست بگیری،آدم های هم مدار، با تو هم مسیر می شوند وارد زندگی ات می شوند لاجرم

    سپاس.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    خدیجه غلام زاده گفته:
    مدت عضویت: 2184 روز

    به نام یگانه قدرت مطلق جهان

    سلام به استاد و مریم عزیزم

    سلام به همه بچه های مسیر تغییر

    توی این فایل یکی از پاشنه آشیل های جدی ِ من مطرح شد… اینکه به دیگران کاری نداشته باشیم و نخواهیم که بقیه رو متعهد کنیم توی مسیر . واقعا بارها و بارها به خودم قول دادم ولی بازم لغزش کردم و برای بقیه یعنی نزدیک ترین افراد زندگیم نسخه پیچیدم….

    خیلی باید حواسم باشه و می دونم و بهش رسیدم که هر وقت تلاش میکنی یه نفر دیگه رو متقاعد کنی و یا نصیحت کنی، خودت به سرعت از مسیر درست منحرف می شوی و کار رو برای خودت سخت خواهی کرد.

    مدت هاست دارم تلاش میکنم این دوچرخه ای که ایستاده رو راه بندازم ،که مومنتوم بگیره ولی موفق نمیشم عجیبه من میدونم تعهد در این مسیر جواب میده منو به خواسته هام می‌رسونه چون تجربه کردم و دیدم تو زندگی ،در سال های اخیر که با استاد و آموزه های ایشون زندگی کردم شاهد این حقیقت بودم.

    اما این روزا انگار انگیزه هام کم شده و فاصله گرفتم از سایت.

    وقتی به خودم قول دادم شروع میکنم با تعهد و بعد وارد سایت شدم دیدم پروژه جدید اومده اینو نشونه دیدم و چندین بار فایل رو گوش دادم و الآنم کامنتم رو ثبت می کنم.

    از خدا درخواستم اینه که بمونم همراه بچه های پروژه و حس و حال بودن در مسیر توحید رو لمس کنم مثل قبل

    انشاا… که میتونم . اون حس و حال زیبا بینی که هر چیزی در اطرافت زیبا میشه و روح آدم لطیف میشه .

    الآنم قلبم داره بهم گفته میشه …. قلبم میگه یکم مدیریت میخواد

    با یکم برنامه ریزی میشه .

    راستی استاد اولین بار که این جمله رو شنیدم هیچی ازش نفهمیدم .

    (این جمله که خدا هیچ چیزی برای ما نمی خواهد.)

    چقدر برای من گنگ بود و نامفهوم .

    خیلی گذشت که بفهمم منظور این جمله رو ،البته شاید الآنم به طور کامل درک نکرده باشم.

    ولی همینقدر به اندازه طرفم می‌دونم که این من هستم که انتخاب میکنم چه طور زندگی کنم و زندگی ما هر لحظه به لحظه اش انتخاب کردنه .

    و خدا چیزی رو برای کسی تحمیل نمیکنه. خدا برای انتخاب های ما ارزش قایل می شه و خداوند قدرت خلق زندگی مون رو به خودمون داده….

    و اینم می دونم گاهی ما ناخداگاه چیزهایی رو خلق میکنیم اصلا اون ها رو نمی خوایم تجربه کنیم.

    برای من موارد منفی زیادی هست که ناآگاهانه خلقش کردم

    بدون اینکه بدونم با افکارم و توجه ام دارم به خودم ظلم میکنم و صدمه میزنم.

    خبر خوب اینه حالا که شاگرد استاد هستیم دیگه حواسمون هست داریم به چی توجه میکنیم ‌. حواسمون هست دلیل کارها و رفتارها مون از کجا نشأت میگیره .

    دلیل نگرانی هامون، دلیل عجله مون ، دلیل پافشاری برای یک خواسته دیرینه از کدوم باور و از کدوم کمبود منشأ میگیره.

    دلم تنگ شده برای جمع بچه های کلاس و واقعا وقتی غرق میشیم توی فضای سایت از دنیای بیرون جدا میشیم .

    الان فقط تقریبا دو یا سه روزه شروع کردم بمباران توجه ام با فایل های سفر به آمریکا و فایل های توی سایت .

    و میبینم که صدای استاد توی سرم میپیچه و امید به قلبم برگشته و دیگه خیلی چیزها رو ناممکن و دست نیافتنی نمی بینم.

    و حس میکنم خداوند خیلی بیشتر از من مشتاقه که من متعهدانه در مسیر ادامه بدم .با نشانه ی روزانه و

    هدایت من به مواردی که میبینم و می‌شنوم . حضورش و محبتش رو حس میکنم.

    اون روز به نیت صحبت و خلوت با خداوند پیاده روی رو شروع کردم و توی راه برگشت بهم گفته شد که اگه دفه قبل,(دو سال پیش) که شش یا هفت ماه متعهدانه موندی پای نوشتن ستاره قطبی و سپاسگذاری روزانه و نوشتن کامنت و فعالیت توی سایت!، و بعد درها از جایی که فکرش رو نمی کردی باز شد و ایده ها اومد و آدم ها و شرایط همه و همه مهیا شد تا تو به خواسته ات برسی

    حالا….

    قرار نیست اینبار هم ماه ها و ماه ها طول بکشه

    چون هر بار به طور تکاملی باورها بهتر میشه و نتایج دفه قبل ایمان رو تقویت می‌کنه.

    و من حس کردم خدا بهم وعده داد اگه بتونم نگاه و دیدگاه و شخصیتم رو متعهد کنم به تمرکز به مثبت های زندگی دوباره درها و ایده ها میاد. و خداوند هرگز خلف وعده نمی کند.

    و اگه ما با باور قوی ازش بخوابم و خودمونم لایق بدونیم حتما اجابت می‌کنه .

    ممنونم از همه دوستان عزیز که با کامنت هاشون و تعهدشون بارها و بارها باورهای منو جا به جا کردن.

    خدایا شکرت برای توفیق نوشتن این کامنت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 141 روز

    به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام به استاد گرامی و مریم جان و اهالی محترم سایت

    خدا رو شکر که رب من الله بی همتا

    دست مرا گرفت و با آموزش های توحیدی استاد رهنمونم کرد

    خیلی خوشحالم از اینکه در لحظه ای که

    ر ب العالمین رسالتم زندگی ام را به من نشان داد

    و قوت رهایی از نجواهایی که

    نه سخته

    نه فعلا نمیتونی

    نه نمیشه

    و نجواهایی دیگر

    را به من عطا کرد تا ایستادگی کنم

    تا قدم اول را بردارم

    برای خودم فایل صوتی بسازم

    و مدام جملات تاکیدی را بگویم

    و خدای مهربان راه را برایم روشن ساخت

    تاقلم در دست بگیرم

    و شروع کنم

    و کلمه ی اول را بنویسم

    الان وقتی نوشته های اولیه ام را نگاه میکنم

    میبینم که چقدر زیبا از جایی که فکرش را نمیکردم

    الله مهربان جمله ها در ذهنم نقش و رنگ داد

    و هر کدام در جای مناسب خودشان قرارداد

    و روز به روز الهامات بیشتر وارد متن هایم میکرد

    و جای خود را پیدا میکردند

    حتی در خواب هم مهمترین قسمت آن

    رابرایم نمایان ساخت

    که رسالتم

    همان که با روح من درآمیخته شده است

    رابر پا سازم

    همان که در زمان انجامش متوجه گذشت زمان نمیشدم

    همان که مرا از جسم رهایم میسازد

    و بال پروازم شده است

    همان که شوق برای به ثمر رسیدنش

    مرا به این دنیا کشانده است

    به جریان در افتد

    در صورتی که من چیزی از نویسنده گی و نویسنده شدن نمیدانستم

    تنها کار قبلی من نوشتن خاطرات روز مرگی هایم بود که گه گاه ثبت میکدم

    و تعداد انگشت شماری شعر که هیچ وقت به عنوان یک استعداد به آن نگاه نکرده بودم

    ولی خدای من مرا هدایت کرد

    تا ویژگی های که در نهانم قرار داده بودرا ببینم و به آن ایمان بیاورم

    و حرکت کنم

    و چقدر شیرین است برایم لحظات نوشتن

    چقدر شیرین است تا آنچه را که اومیگوید را مینویسم و

    دیگر این من که دیگر من نیستم ومن دیگرهمه ازاوست

    در میان من و او هایم

    که همه دیگر از اوشده است

    نام کتاب را انتخاب کرده بودم

    با خودم گفتم این نام طولانیه

    بهتره که کوتاه بشه

    چند نام انتخاب کردم که نزدیک به متن هایم باشند

    و در آخر یکی را انتخاب کردم

    و در کنارش تیک زدم

    خیلی اتفاقی همسرم آن را دید گفت اینا چیه نوشتی

    گفتم اسم کتابم هست

    و این که تیک زدم از نظرم خوبه

    ایشون هم نگاه کردن و با تکان سر تایید کردن

    و برای تایپیست ارسال کردم

    و ازشون خواستم که نام جدید کتاب را ثبت کنند ایشون گفتند

    بله حتما انجام میشه

    وقتی فایل کامل شد و برام ارسال کرد

    از شوق و سپاس از خدای مهربان اشک درون چشمانم حلقه بسته بود

    وقتی صفحه اول را نگاه کردم و اسم کتاب رو دیدم خیلی حیرت کردم

    این اصلا اسمی نبود که من انتخاب کرده بودم

    اول میخواستم به ایشون پیام بدم که چرا این اسم رو گذاشتید

    و ازشون باز خواست کنم

    با خودم گفتم چون گفته بود سرم شلوغه شاید

    با کس دیگری اشتباه گرفته

    و این اسم رو تایپ کرده

    بعد دیدم آخه این اسم دقیقا دقیقا

    با متن های من همخونی داره

    و انگار کلا مناسبه همین کتابه

    بعد گفتم بزار همون پیامی که فرستاده بودم

    و ازشو درخواست کردم که اسم کتاب رو تغییر بدن رو نگاه کنم

    بعد بگم که چطور من این رو گفتم و شما این رو نوشتید

    وقتی وارد پیام ها شدم در کمال تعجب دیدم

    بله خودم براشون این نام که فکر میکردم تایپیست اشتباه تایپ کرده است را نوشتم

    و اصلا نمیدونم که چطوری من که حتی جلوی اسم انتخاب کتابم تیک زده بودم در پیام برای تایپیست چیز دیگری را ارسال کرده ام ؟!!!!!!

    و باز هم الله مهربان به تقویت باور هایم یاری ام رسانده بود

    تا به رسالتم بیشتر ایمان بیاورم

    و ارزشمندی آن و نام آن و تک تک متن های آن را با تمام وجودم درک کنم

    که در هر لحظه در هر ثانیه و در هر ساعت دستان مهربان رب العالمین هدایتگر بر رسالتم بوده است

    و حتی در انتخاب نام هم یاریم رسانده

    و من همه اویم و از خود هیچم و با او همه هستم

    رسالت من این است که در همه حالات بگویم

    رب من الله یکتااست

    و در گفتارم ثابت قدم میمانم

    و از او میخواهم که مرا همواره در راه راست هدایت کند

    و به من الهام کند تا چگونه نعمت های خودم و والدینم را سپاسگزارم

    ومرا در انجام آن اعمال که شایسته و مورد پسند اوست موفق بدارد

    که من از تسلیم شدگان

    و رو آورندگان به در گاه اویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    شیدا میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 2592 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم مهربانم

    و سلام به تمام دوستان نازنینم

    استاد جانم خیلی زیبا گفتین که خسیس

    باشین در مصرف انرژی تون برای دیگران

    چون کسی که خودش در مدار فراوانی و خوشبختی نباشه نه ما و نه هیچکس دیگه ای نمیتونه

    اونو به مسیر بیاره.

    وقتی خوب فکرشو میکردم خیلیامون برامون

    پیش اومده که می‌خواستیم به اون

    آگاهی هایی که خودمون رسیدیم

    دیگران رو هم برسونیم

    چه قدر تلاش کردیم و از انرژی و زمان

    خودمون زدیم فقط به خاطر اینکه

    دیگران هم مثل ما وارد این مسیر

    بشن چون دوست داشتیم دیگران

    هم به آرامشی که ما رسیدیم برسن

    یادمه به چند نفر از اطرافیانم چه قدر

    تاکید میکردم که هر مسئله ای که براشون

    پیش میاد از عقل کل کمک بگیرن

    چون واقعا اونجا گنج هایی وجود داره

    که ما رو به سعادت دنیا و آخرت می‌رسونه

    اما به خودم اومدم دیدم بابا اصلا

    طرف وقتی خودش در این مدار نباشه

    هیچ نتیجه ای نمیتونه بگیره

    و از خدا خواستم که اونقدر نتیجه بگیرم

    که اونا خودشون بیام ازم بپرسن

    چیکار کردی ؟از چه طریقی و از چه راهی

    آنقدر تغییر کردی ؟ مثلاً یه وقتهایی که خودم به نتایجی میرسیدم چه قدر دوست دارم نتایجمو

    به دیگران بگم که اونا هم به این مسیر بیان

    یا وقتی می‌دیدم از خانوادم مسئله ای

    برای کسی پیش میومد چه قدر تقلا

    میکردم که راهش خیلی ساده س

    اگه بیاد توی سایت یا از عقل کل

    کمک بگیره خیلی راحت مسئله ش

    حل میشه این که کاری نداره

    اما میدیدم چه قدر اشتباه فکر میکردم

    یه وقتایی مشاوره های طولانی

    میدادم به کسی اما در آخر حس

    خوبی نداشتم با وجودی که من میخواستم

    به طرف کمک کنم و خیلی جالبه که اون

    طرف هم با حرفام آرامش پیدا نمی‌کرد

    و فقط راه خودشو می‌رفت و حرف خودشو میزد

    اما خدا رو شکر مدت هاست که خیلی خیلی بهتر شدم فقط روی خودم کار میکنم و به این نتیجه رسیدم زمانی که خودم آرامش دارم میتونم به

    دیگران آرامش بدم و اصلا مسایل و مشکلات

    دیگران به من چه ربطی داره؟

    و اتفاقا از زمانیکه که دیگه انرژیمو بیهوده صرف

    دیگران نمیکنم اونا بیشتر متوجه من شدن و نتایجمو میبینن استاد یه داماد داریم که

    خیلی خیلی کم پیش میاد از دیگران تعریف

    کنه چند روز پیش همینجوری یه بحثایی

    پیش اومد که چه قدر از من تعریف کرد

    گفت شیدا خوش به حال تو چه آرامشی داری

    اصلا کاری به کسی نداری تو دنیای خودتی

    اصلا استاد شوکه شدم چه قدر حس خوبی

    بهم دست داره واقعا حرفاش همه از روی

    صداقت و واقعیت بود

    حتی احساس کردم که اطرافیانم هم تعجب

    کردن

    وقتی دقت کردم دیدم من کاری نکردم

    فقط بله واقعا تو دنیای خودمم

    خودم و خدای خودم و این سایت که دنیای منه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 47 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1179 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم شیدای مهربونم شیدای آرام و زیبایم

      منم تحسینت میکنم و میگم دوستت دارم

      آفرین آفرین باید به کسی کاری نگیریم حتی برای تغییرش

      میخواد هر کسی باشه

      منم باید بیشتر روی این موضوع کار کنم

      اینطوری پیشرفتت بهتره

      من سپاسگزارت هستم

      و خدا رو شکر میکنم بخاطر وجود شما عزیزانم

      خیلی خوشحال شدم کامنتتو خوندم

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2271 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَاناً نَّصِیراً

    و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    الهی که حال دلتون پر از نور و روشنایی خداوند باشد.

    سلام به همه دوستای توحیدی ام

    امروز من از این آگاهی ها دریافت کردم که باید قبل از هر چیزی بگم خدایا من تسلیم تو هستم

    خدایا من هیچی نمی دونم و همه چیز تو می دونی

    خدایا تو می تونی و من نمی تونم

    مدتی دارم تقلا میکنم که شرایط اونطوری که میخام هماهنگ کنم …

    واقعا استاد من از صحبت هاتون پی بردم که ما هر چقدر هم روی خودمون کار کنیم بازم هر لحظه در لغزش هستیم و مثل اون افرادی که موسی ده روز دیر کرد خلف وعده کردند

    ما هم وقتی تو افکار گذشته خودمون غرق میشیم و دستمون از دست شما رها میکنیم میشیم از همون قوم …

    و این واقعا به اینکه ما مورد ظلم واقع بشیم یا حالمون بد بشه و گریه و زاری کنیم ربطی نداره و قانون کار خودش انجام میده و هر لحظه از همین فرکانس وارد زندگی قشنگتون میکنه و کم کم مثل اون قورباغه ای که تو آب و با شعله ملایم داره پخته میشه …

    یهو به خودت میای می بینی گرمای وضعیت که با دست خودت بوجود آوردی کل وجودت میسوزونه

    اینا رو به خودم میگم که یادم بیاد کجا بودم و وضعیتم چطور بود و الان کجام

    چه خوب که اینو بفهمم که این آموزش ها این سایت قانون و… همش یک روند هست که در طول زندگیم و با تکامل منو به وضعیت عالی می رسونه نه یک مسیر مقطعی که وقتی به بالای یه تپه کوچیک رسیدم جو گیر اون فضا بشم و به قله های بزرگتر فکر نکنم

    شروع کنم به حرکت …

    خدایا شکرت برای آگاهی های امروز خدایا هر لحظه من به هر خیری که برام بفرستی نیازمندم خدایا ای عزیز و مهربانم ازت بی نهایت متشکرم که دستم با عشق گرفتی و در مسیر هدایت خودت استوار نگهداشتی

    از صمیم قلبم ازت ممنونم خدای مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  6. -
    محسن فساحت گفته:
    مدت عضویت: 183 روز

    بچه که بودیم همه چیز قشنگ و زیبا بود احساس خوب داشتیم و شاد بودیم با هر چیزی و هر فصلی و هر جایی و….

    اینقدر آروم بودیم و خوش و خوشحال ️ که نمیشد وصف کرد

    یه حال و هوای دیگه ای بود آسمان همیشه آبی و دلمون دریایی بود دنیامون بازی بود به هیچ چیز وابسطه نبودیم

    به اندک چیزی خوش بودیم و غصه هیچ چیزی را نداشتیم

    بیخیال بودیم و از نگاه ما خدای مهربون عین ساعت گرینویج ⏰️

    داشت همه برنامه ها را به موقع خودش می چید

    و ما فقط لذت می بردیم

    بزرگ شدیم آرام آرام

    فکر کردیم فهمیده شدیم و خواستیم خودمون برنامه ریزی کنیم

    غافل از اینکه برنامه خداوند بی عیب و نقص هست و بهترین و سریع ترین و راحت ترین مسیر هست

    مقاوت های ذهنی و قید و بندها و باورهای محدودکننده یکی یکی سراغ اندیشه های ناقص ما را گرفت

    اونقدر که غرق شدیم و نمی دانستیم در این بی راهه ای که چون باتلاق درست کردیم کدام سو حرکت کنیم

    پر از ادعا من منم ها

    یه زمانی چشم باز کردیم دیدیم نیم قرن گذشته

    عطار هفت شهر عشق را گشت

    ما هنوز اندر خم یک جوجه ایم

    بگذریم از کوچه

    و بنگریم که فرمان را به دست او دهیم و از سر راهش کنار رویم

    بگذاریم او ما را رهنما باشد

    که او بهترین هدایت گر و راهنماست

    الوالالباب

    کسانی هستند که می گویند

    خدایا ما نمی دانیم

    تو بهترین سرآغاز و پایانی و داننده تویی ما را بهترین راهنما تویی

    و دوباره برگردیم به همان تنظیمات کارخانه کودکی و الهام و دریافت و باوری که نسبت به خداوند داشتیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  7. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3041 روز

    سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و همه دوستان پرتلاش سایت.

    خداروشکر میکنم که با پروژه جدید همراهم و ان شاءالله از برکات اون بهره‌مند بشم.

    انشاالله به معنی اگر خدا بخواهد نیست بلکه به معنی اگر با مشیت (قوانین) خداوند هماهنگ باشه هست.

    حالا قوانین خداوند چی هست؟ مهمترین قانون خداوند قانون فرکانسه.

    یعنی خداوند هیچ چیزی برای من نمیخواد خودم فرکانس میفرستم و خداوند فقط واکنش میده به فرکانس من. خداوند واکنش فرکانس های من به خودم است.

    پس وقتی میگم ان شاءالله فلان اتفاق بیفته. به این معنی هست که خودم فرکانسش رو بفرستم و خدا واکنش بده و اون اتفاق بیفته. نه اینکه من هیچ کاری نکنم و خدا بخواد اون اتفاق بیفته.

    من همه کاره زندگی خودمم. حتی این من هستم که خدا رو به شکل فرکانس های خودم در میارم و توی زندگیم شکل میدم و متجلی میکنم.

    میتونم فرکانس ثروت، عشق و سلامتی بفرستم و خدا رو به شکل ثروت، عشق سلامتی در زندگیم شکل بدم.

    چون خداوند آدم نیست. یه انرژیه. انرژی خلق کننده تمام جهان و من انسان رو طوری خلق کرده که با فرکانسهام خالق زندگی خودم باشم.

    اگه بتونم این رو بپذیرم و به یاد بسپرم و فراموش نکنم که هر چی تو زندگیم هست و نیست چه خوب چه بد صد درصدش رو خودم خلق کردم، خیلی جلو میفتم. خیلی توحیدی میشم. دیگه کاری به عوامل بیرونی ندارم. کاری به هیچکس و هیچ چیز ندارم. فقط روی فرکانس خودم کار میکنم و بس. تلاش بیهوده برای تغییر دادن بیرون از خودم نمیکنم و فقط تمرکزم روی بهبود فرکانسهای درون خودم هست.

    فرکانس های من با بهبود باورهای درون خودم بهتر میشه.

    باید باورهامو تقویت کنم. این تنها کاریه که برای رسیدن به خواسته هام باید انجام بدم.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  8. -
    مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
    مدت عضویت: 347 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت عباس منش در این پروژه عالی

    به نام خدایی که هرچه دارم از آن اوست

    سوالی که بود که خیلی وقت بود که ذهن من را درگیر کرده حتی تو عقل کل جستجو کردم اما جوابم پیدا نکردم اما با این فایل با ارزش که از دیروز دانلود کردم چند ده بار گوش کردم و خیلی درذهنم تغییر ایجاد کرده همیشه که با مادر بزرگم حرف میزدم این می گفت خدا برای ما این در نظر گرفته و باید به همین راضی باشیم که بیشتر از این خدا برای ما نمی خواهد این باورهایی که از گذشتگان به ما رسیده و باید به طور اساسی روی این باورها کار کنیم تا تغییر اساسی ایجاد کنم در باورهایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      علیرضا قصابزاده گفته:
      مدت عضویت: 802 روز

      سلام مسعود جان

      آقا چه حرف قشنگی زدی، من هم یادمه همیشه وقتی از ثروتمند بودن بقیه حرف می شد مادرم و خواهرم میگفتن (ما گنجشک روزی هستیم)و هرکار بکنیم از این بیشتر به ما داده نمیشه.

      با این کامنتت منم یادم اومد که این ترمز در اعماق ذهنم جا خوش کرده.

      ممنونم از خدا که این ترمز رو برام آشکار کرد

      ممنونم مسعود جان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    شادمهر محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1765 روز

    به خدا

    سلام به همه دوستان

    شکر خدایی که جهان را به همین زیبایی و نظم و قانون آفرید و اختیار زندگی و قدرت خلق زندگی را به ما سپرد

    چقدر مفهوم این آیات برای من گنگ و ناعادلانه بود و به همین علت از خواندن قرآن فراری بودم و میگفتم اگه خدا همه چیز رو برای همه مقدر کرده پس چرا ما قدرت خلق زندگی رو نداریم ، سخنان استاد مثل آب ذوی آتیش بود و همه چی. رو برای من روشن و شفاف کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  10. -
    الهام اقایی گفته:
    مدت عضویت: 422 روز

    به نام قانون بدون تغییر خداوند چه واژه نازنینی

    سلام خدمت استادان عزیزم که چقدر دلم برایشان دلتنگ است وسلام خدمت دوستان عزیزوتوحیدیم‌ که گوهرهای خداوند هستن؛خداشکر برای این فایل عالی وبه جا؛صبح که بیدارشدم سایت راکه بازکردم وکامنتهای این بخش را خواندم اینقدر لذت بردن وتحسین کردم دوستان نازنینم را ؛به خداوندی خدا من این صحبت‌ها را توهیچ کتاب وهیجا نشنیدم؛باید صحبت‌های استاد ودوستانم را باطلا بنویسم ومثل گوشواره آویزه گوشم کنم ؛اشک از چشمانم جاری شد صبح وقتی کامنت دوستانم را خوندم،همش حرف قشنگ میزدم وبه خودم افتخار میکردم منم بلدم حرف قشنگ بزنم؛اما غافل بودم که من هیچ تاثیری توی زندگی افراد ندارم؛بااینکه خیلی نتیجه دیدم از تمرکز برروی خودم ،یا تمرکز بر نکات مثبت افراد؛اما باز میومدم وحرف قشنگ میزدم؛اما باتعهدی جدی آمدم ازخودم ردپا بزارم که عزیزدلم جای اینکه میای ومیخوای بقیه راقانع کنی واونا راتغییر بدی بیاتمرکز 100درصد خودتا بزار روی خودت؛خدایا من عاجزم از تغییر دیگران ومن توانایی خلق زندگی خودم را دارم این جمله را مینویسم ومدام بهش نگاه میکنم که یادم بمونه؛استاد جان شما واقعا نابغه اید؛دوستان عزیزم خیلی عالیند؛دستان تک تک تان را میبوسم وازخدا برایتان بهترینها را میخوام شما لایق بهترینها هستین؛خداراهزاران مرتبه شکر برا اینکه لایق چنین استادعزیزی ودوستان نازنینی هستم؛خدایا هزاران بارشکرت برای خودت که را راست رابهم نشون دادی ️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای: