اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد الان گریه میکنم از نتیجه ای که همین الان گرفتم
نتایجی که این هفته گرفتم دو تان و بشدت بزرگن
یکی شو الان مینویسم
من توی کامنت های قبلی م گفتم علاقه م موسیقیه و بهم الهام شد توی تیک تاک ویدیو بذار
از یجایی شروع کن
استاد من میخواستم ویدیو مو فردا بذارم ولی امشب گذاشتم
توی همون سه ثانیه اول 30 تا ویو خورد
توی پنج دقیقه اول صد تا ویو رسید
یک نفر هم فالوم کرد
یعنی اصن باورم نمیشد توی همون دقیقه اول چند نفر لایک کنن و برسه به صد تا ویو!!!!
در حالی که خب دوستام ویدیو دابسمش و اینا میذارن همین صد تا ویو رو خب یکم طول میکشه بگیرن
من توی یک دقیقه کمتر گرفتم!!!!
و اینکه وای پشت سر هم میدیدم ویو ها داره زیاد میشه اصلا استرس گرفتم از اپ اومدم بیرون!!!!مگه میشه اخه اینقدر سریعععع؟
وای بذارین روند همین الهام رو بگم
دوستم خیلی وقت پیش بهم گفته بود توی تیک تاک ویدیو بذار. دوستم شمارو به من معرفی کرد اصلا دوسال پیش و با هم روی آموزش هاتون کار میکنیم. خیلی وقت ها خدا از کلام اون به من الهام کرده.
بعد توی یکی از فایل هاتون گفته بودین اگه اولین قدم رو برندارید همچین چیزی؟ تا پنج سال آینده در چه وضعیتی خواهید بود
مربوط به تمرین اهرم رنج و لذت
یادم نیست دقیقا ولی فکر کنم گفتین اگه ی تصمیم رو تا پنج سال دیگه نگیرید چی میشه
منم نوشتم اگه شروع نکنم فعالیت موسیقی مو(شروع کردن منظورم از قدم های کوچیک فقط شروع کنم یه جوری)به چه جایی می رسم و خیلی یجورایی انگیزه گرفتم که شروع کنم
بعد گفتم دوشنبه این هفته میذارم
که راستش
جمعه اجرا داشتیم دو سه روز پیش
منم یه آهنگی رو برای مدرسه خوندم و با گیتار زدم و خیلی تحسین شدم و تشویق شدم و اعتماد بنفسم خیلی رشد کرد
بعد فرستادم ویدیو شو برای دوستام و یکی از دوستام گفت بذارش یجایی توی تیک تاک مثلا!!!
یعنی من از زبون دو تا دوست متفاوت که اصلا همو نمی شناسن دوبار شنیدم که ویدیو هامو بذارم توی تیک تاک و خودم هم امسال تیک تاک ریختم و زیاد توش نمی رم. منظورم اینه که نشونه تکرار میشه!!!
بعد من نمی دونستم چه آهنگی بذارم که از زبون همین دوستم فهمیدم باید این آخری که اجرا کردم رو بذارم
امشب ویدیو شو گرفتم
گذاشتم و تو پنج شیش دقیقه صد تا ویو خورد!!!
من اصلا تا حالا هیچ جا محتوای موسیقی مو به اشتراک نذاشته بودم خیلی تعجب کردم اینقدر ویو خورده توی چند دقیقه اول!!!
اره استاد اینم نتیجه من..:)))
هنوز این قدم اوله
هنوز نمیدونم بعدش چی کار کنم ولی خب مطمئنم هدایت میشم
راستی درباره اجرای توی مدرسه م (نتیجه دومم)هم باید بگم من توی ایران خیلی اجرا میکردم ولی تا حالا خوانندگی رو امتحان نکرده بودم
و اینکه برای اولین بار خودم یه آهنگ رو خوندم
و کلی تحسین شنیدم از طرف بچه ها و حتی مامان یکی از دانش اموز ها که منو تا حالا ندیده بود اومد باهام صحبت کرد خیلی تعریف کرد ازم…خلاصه این قضیه خیلی اعتماد بنفس منو برد بالا و دیگه از اجرا و خوندن جلوی جمع خیلی کمتر می ترسم و ترسم کم شده.
سپاس از استاد بی نظیر برای درک مهمترین اصول کیهان….برای درک قرآن و شناسایی چنین مفاهیم کلیدی از لابلای آیات کتاب نور…هرگز قبل از شما تفاوت بین مفهوم یشا و یرید رو درک نکرده بودم….
خاطرم هست وقتی با اینکه منطق قرآن برام بسیار قوی بود و هوشمندی عجیبی در این کتاب حتی از سن کم درک میکردم که برام جذاب بود اما وقتی با آیاتی مواجه شدم که مفهوم یشا رو بیان میکردند، ذهنم نمیتونست بپذیره و خدایی رو بپرسته و باور کنه که انقدر زورگو باشه…که در قلب من رویاهای بزرگ بکاره ولی بعد بگه به هر کس هرچی بخوام میدم و هر قدر بخوام میدم…حتی فکر کردم شاید این کتاب دستکاری شده…نمیتونستم بپذیرم همون ذهنیتی که پشت آیاتی مثل إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ هست پشت آیات با مفهوم یشا باشه….پس به نوعی این خدا رو ترک کردم….چه خیال خامی…گفتم من خدای زورگو نمیخوام…مسیر خودم رو رفتم اما همیشه ته دلم میدونستم بدون حمایت او هیچی نیستم….
سالها گذشت در تنهایی وقتی نزدیک مرز کشور در حال سپری کردن طرح اجباری بودم…تنها شده بودم…دسترسی به اینترنت و تلویزیون نبود…خیلی جای دورافتاده ای بودم…اما حالا که فکر میکنم میبینم وقتی از خدا دور شدم دورافتادم…دورافتاده کسی نیست که از امکانات بشری دوره…کسی که از شنیدن الهامات الهی محرومه و گوشش محرم شنیدن اسرار نیست دورافتاده….
لطف خدا شامل حالم شد و بازم با دیدن خوابهایی به مسیر مطالعه دوباره این کتاب هدایت شدم…بازم رویاهام به یادم آورده شدند….معجزات شروع شدند….و در مسیر رسیدن به رویاهام بازم با خدای مهربانم آشتی کردم و بهش قول دادم در مسیر بندگی اش باقی بمونم
تعهد من باعث شد خدا بهترین استاد رو سر راه من قرار بده که در تاریکی تضادهای شیرین اون زمان نور توحید از استاد گرامی و سایت عباسمنش بهم تابید و من به عضویت خانواده صمیمی عباسمنش دراومدم….
خاطرم هست که قبل از استاد با استادعرشیانفر آشنا شدم….چند وویس ازشون شنیدم و خواستم عضو سایتشون بشم….به طرز عجیبی نمیتونستم حساب کاربری بسازم…منی که پژوهشگر و پزشک بودم و هزاران حساب کاربری در مجلات و نشریات و وبسایت های آموزشی خارجی داشتم…نمیتونستم یه حساب کاربری ساده در یک سایت ایرانی بسازم که به سادگی آب خوردن بود…کلافه شدم و سعی کردم رها کنم
مدتی بعد با استاد آشنا شدم…چند ریمیکس از فایلهای توحیدی استاد در کانالی تلگرامی به دستم رسید و انگار نور خدا بهم تابید…هیچ وقت یادم نمیره…استاد انگار از یه جهان دیگه صداتون میرسید….حتی جرات نداشتم صدای شما رو کسی بشنوه
حس ابوذر و سلمان رو داشتم وقتی کلام خدا رو از گلوی رسول الله شنیده بودند…چقدر شیرین بود…چقدر حس خوبی بهم میداد
استاد من الان درک میکنم که کسی در مدار باشه یعنی چی…برای چی شما هیچ تلاشی نمیکنید تا مخاطب رو التماس کنید…میفهمم چرا همیشه تاکید میکنید کسی که تشنه شنیدنه جوابش بهش داده میشه…چرا قرآن به پیامبر فرموده که وقتی تو با کافران حرف میزنی گویی حصاری اونها رو از جلو و پشت و چپ و راست فرا میگیره و اونها فقط صدای تو رو میشنون اما کلام تو رو درک نمیکنن….
من خدا رو شکر میکنم که پرسش سوالات خوب منو هدایت کرد به سمت شما و افتخار داشتم که با اولین استادی که کار میکنم شما باشید…یک تصادف نبود که من چندین تلاش ناموفق داشتم برای عضویت در سایت استاد عرشیانفر…چون من در مدار شنیدن آگاهی های شما بودم…
این اصلا به معنای بدی یا خوبی نیست
به معنای هم فرکانسی هست…به معنای هم مداری هست
چند وقت قبل از روزی که شروع کردم به شکرگزاری کردن عمیق تر و جدی تر از قبل و با کتاب شکرگزاری خانم راندا برن…هر بار دید من به داشته هام وسیع تر شد…هر بار بیناتر شدم…و هر بار پرده ها از جلوی چشمانم کنار رفت تا داشته هام رو ببینم….تا رسیدم به احساس خود ارزشمندی درونی و شکرگزاری برای روح الهی ام
بعد هدایت شدم به مفهوم توحید
تازه فهمیدم ای دل غافل
بزرگترین ناسپاسی من برای هدایت آسان و لذت بخشم به مفهوم توحید و به این سایت و این آموزشهاست
دیدم هنوزم داشته های بیرونی رو ارزشمندتر میدونم
دیدم هنوزم نفهمیدم که این چه عظمتی هست
آخه چطور دانشجویی در محضر پرودگار در این سایت توحیدی از زبان استاد توحیدی رو میشه شکر گفت؟؟؟
گفتم سعیده اگه تو الان خداوند بهت بگه مقام استادی دانشگاه هاروارد رو بهت میده یا بگه تا آخر عمرت اینجا دانشجویی کن…انصافا کدومش لذت بخش تره؟؟؟ ولی تو کدوم رو انتخاب میکنی؟؟؟ برای چی؟؟؟ دیدم هنوز خیلی کار دارم…هنوز خیلی باید اهمیت نگاه مردم یا برچسب های بیرونی برام کمرنگ بشه و عظمت روح الهی ام و عظمت ارتباطم با خداوند رو کمی درک کنم…به قول خداوند در قرآن ارزش و جایگاه او رو به اون اندازه که باید هرگز نمیتونیم درک کنیم
اینا حرفهای قشنگنیست استاد…آموزشهای توحیدی شما در تمام جنبه ها زندگی ما رو از اکثریت جامعه متفاوت کرده…آموزشهای توحیدی شما از ما شخصیتهای رو به رشدی ساخته که ربطی به گذشته مون نداریم…ما داریم شب و روز برای تمام تصمیمات زندگی مون به اساس آموزشهای شما فکر میکنیم و برپایه اونها تصمیم میگیرم و این داره زندگی مون رو میسازه…من خیلی عادت به حرف قشنگ زدن داشتم اما با شما بیشتر از قبل عملگرا شدیم تا این اصول رو در عمل استفاده کنیم ولی فکر کنم تا ابد همیشه جای بهبود داریم
خانم شایسته بی نظیر و ستودنی همه ما داریم در این سایت ازتون یاد میگیریم…از رفتار شما از شیوه اجرای قانون در عمل شما از در صلح بودن شما از زندگی به سبک شخصی تون از عزت نفس شما از توی دل ترس رفتن شما از همراهی دلپذیرتون با استاد از نظم ذهنی بی نظیر شما که با اشتیاق شما برای درک قوانین همراه شده و داره سایت رو هر روز شکوفاتر میکنه شما هم مقام استادی به گردن همه ما بچه های سایت دارید و به وجود شما افتخار میکنم
اصلا استاد گرامی اینکه شما مفهوم هم مداری رو انقدر عالی برای ما جا انداختید، شده برای من اهرم رنج…که میگم اگه روی خودت کار نکنی همون خدایی که اجازه ورودت به این فضا رو داده برگه اخراجت رو تایید میکنه و به راحتی بیرونت میکنه…پس روی خودت کار کن…پس اقدام کن…پس برای خودت و رشد شخصی ات کار کن…تمرینات رو جدی بگیر…فقط وقتی توی این مدار باقی میمونی که واقعا با شیفتگی روی بهبود خودت کار کنی و الهامات رو جدی بگیری
سپاس از تمامی اعضای سایت که با نوشته هاشون بارها نجواهام ساکت شدند و بارها ترمز های ذهنی ام رو درک کردم و کمرنگ ترشون کردم
سپاس بالاتر از پرودگارم برای گسترش این جهان توحیدی برای هدایت ما
خدایا شکرت که نوشتن برای این فایل توحیدی رو روزی امروزم کردی…و چه روزی بالاتر از این…
به نام ایزد یکتا به نام خدای خوبیها و زیباییها و عشق
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام به استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی و مهربانم که استاد من هستن
سلام به دوستان توحیدیم
خوشحالم که خداوند امروز هم به من فرصت داد تا از زندگی لذت ببرم و در مسیر خواسته هام با آگاهی بیشتر قدم بردارم خدایا شکرت سپاسگزارتم
از دیروز نه صداتون رو شنیدم نه تو سایت تونستم بیام دلم برای همتون تنگ شده بخصوص استاد عزیزم چون تفریح رفته بودیم کنار دوستانمون
اینکه اکثریت مردم میگن ببینیم خدا چی میخواد یا خدا نخواست وگرنه انجام میشد کاملا اشتباهه
منم قبل از آشنای با استادم و بدست آوردن این آگاهیهای قوانین خدا همینطور فکر میکردم و منتظر خدا بودم که ببینم کاری برای من انجام میده یا نه دریغ از اینکه من درخواستی بکنم یا قدم بردارم و یا بهتر بگم خودمو از درون تغییر بدم هیچ آگاهی نداشتم
ولی شکر خدا الان متفاوت از دیگران هستم بجای اینکه بگم خدا چی میخواد میگم ببینم من چه فرکانسی فرستادم آیا با قوانین هماهنگی داره یا نه
حرفهای قشنگ زدن زیاده و گفتنش آسونه اما باید ببینیم چقدر عمل میکنیم
به قول استاد عزیزم خداوند مظهر عشق و مهربانیه خداوند مظهر نعمت و ثروت ست خداوند مظهر فراوانی و زیباییست
خداوند مظهر خوبی و سلامتی ست
اگر هر خوبی و نعمت و ثروت و شادی و عشق در زندگیمون وجود داره از سمته خداست و اگر مریض و بی پولی و فقر و کینه و .. در زندگیمون وجود داره از افکار و باورهای ماست چقدر خوبه که اینه در ذهن و وجودمون فرو ببریم تا جزئی از شخصیتمون بشه جزئی از رفتارمون بشه
استاد عزیزم استاد توحیدیم خوشحالم که هر روز از عمرم میگذره با آگاهی و تغییر و رشد میگذره و بیهوده زنده نیستم و زندگی نمیکنم برای خودم ارزش قائل هستم خودمو دوست دارم
خدایا من امروز لایق دیدن فراوانی و نعمت و ثروت و شادی هستم
خدایا شکرت که امروز منو هدایت کردی
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم دوستتون دارم
بنام خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای جهان هستی و جهانیان
سلام خدمت استاد عزیزم
سلام خدمت دوستان خوبم در سایت عباسمنش
سلام خدمت خانم شایسته
سلام من آرزوی سلامتی و موفقیت من برای کسایی است که به قوانین خداوند آشنا شدهاند و یا تلاش میکنند که بیشتر آشنا شوند.
استاد! دلم خیلی براتون تنگ شده.
مدتهاست که کاری تحقیقی را شروع کرده و انجام میدهم و زمانم برای کامنت نوشتن بسیار کم است و حتی از این زمانها هم برای جستجو در باورهای توحیدی در قرآن استفاده میکنم.
سعی میکنم کوتاه صحبت کنم.
چند نکته ای که من از متن و دیالوگ درک کردم و عرض میکنم.
نکته اول ان یشا الله است.
ان یشا الله یعنی قوانینی که خداوند خلق کرده است و طبق آن جهان را اداره میکند.
هرکس طبق قوانین عمل کند لاجرم از موفقیت و سلامتی و نعمت و ثروت و آرامش و آسایش برخوردار خواهد شد.
یعنی اگر هرقدر طبق قوانین سلامتی عمل کنید از سلامتی بهرهمند خواهید شد؛ هرچقدر هم به قوانین نعمت و ثروت عمل کنی متنعم و ثروتمند خواهی شد و…
نکته بعد هم این است که وقتی خداوند میگوید: ای پیامبر وظیفه تو بیان قوانین خداوند است و نه هدایت آنها.
نتیجه میشود که وقتی نوح 950 سال قوانین را بیان میکند و فرزندش او دیوانه و ابله میداند و نوح تلاشش را میکند و ناامید نمیشود و راه و رسم و قانون را فراموش نمیکند و دعا میکند و برای انها دعا میکند و تا اخرین لحظهها هم ناامید از اصل و از اساس ناامید نمیشود و کارش را انجام میدهدو تا مدتهابعد از طوفان هم به عقیده خود پای بند و است و کار خودش را انجام میدهدبدون هرگونه قضاوت. من چه توقع دارم که با چند ماه کار کردن و چند سال توضیح قوانین خداوند نگرانم که چرا مردم …
وظیفه ما آگاهی از قوانین خداوند و نتیجه گیری از آن است.
خداوند اسباب و قوانین هدایت همگان را فراهم کرده است. و هرکس طبق قوانین عمل کند لاجرم و بدون شک به نتیجه میرسد؛ و هرکس هم که از قوانین عدول کند لاجرم و بدون شک به سوی قهقرا و شکست و غم و اندوه و ناامیدی وفقر خواهد رفت. حتی اگر یونس باشد. حتی اگر یوسف باشد.
البته این قوانین توسط یک سیستم فوقالعاده هوشمند که به هراندازه ای که به قوانین عمل و یا از آن عدول کنید محاسبه و ثبت و ضبط میشود و جای هیچ نگرانی نیست که اگر تو نیت خیر داشته باشی و نادیده گرفته شود؛ هرگز، هرگز چنین نخواهد شد. اگرچه هم که بسیار کم و ناچیز باشد.
و البته هم برعکسش هم امکان پذیر است.
اگر در قطار مسیر تهران باشی لاجرم و بدون شک به تهران خواهی رسید و هرگز از تهران دور نخواهی شد.
اگر درس بخوانی باسواد خواهی شد.
اگر پزشکی بخوانی پزشک خواهی شد ،ملوان نیروی دریایی نخواهی شد.
اگر به سمت قله بروی ،در دریا غرق نخواهی شد.
قرار دادن این قوانین همان ان یشا الله، کار خداوند است. قرار دادن راه و رسم و اساس کار خداوند است.
هرچه ما این قوانین را درک کنیم حمد و شکرگزاری و ستایش زبانی کردهایم و هرچه به این قوانین عمل کنیم حمد و شکرگزاری و ستایش عملی کردهایم.
البته که خداوند خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای مجموعه جهان هستی و جهانیان است. البته خداوند خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای سیستم ناظر هوشمند جهان هستی و جهانیان است.
همهچیز در مجموعه جهان هستی و جهانیان تحت فرمان و نظارت و هدایت خداوند است.
به خاطر وجود همین قوانین.
همه این معانی در(رب العالمین) است.
هرچهقدر به این قوانین عمل کنی همان قدر لذت میبری. هی دوست داری ادامه بدهی و میخواهی ببینی الان چه میشود.
اما
اگر الان نق میزنی؛ اگر الان شاکی هستی؛ اگر الان فقیر هستی؛ اگر الان غمگین هستی؛ اگر الان مأیوس هستی؛ به همان اندازه به قوانین عمل کردهای.
معلمی که دانش آموز نخاله حواسش را پرت میکند، مفهومی که عرضه میکند را یا باور ندارد و یا مناسب و مفید نمیداند.
ولی
اگر بخواهی ؛ جواب خواهی گرفت.
((… أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ…)) خداوند همان انرژی خیر حاکم بر مجموعه جهان هستی و جهانیان است و خودش گفته که جواب میدهد. این مطلب برداشت ذهنی هیچ کس نیست.
اگر در خانهای را بزنی لاجرم اگر کسی باشد در را باز خواهد کرد.
پیامبران آنچه از قوانین خداوند تجربه کرده بودند را بیان میکردند.
پیامبران آنچه از سیستم نظارتی هوشمند خداوند تجربه کرده بودند را میگفتند.
پیامبران آنچه از سیستم و قوانین هدایت مجموعه جهان هستی و جهانیان توسط خداوند میفهمیدند و تجربه کرده بودند صحبت میکردند. و کافران همانهایی که این قوانین را میدیدند و نادیده میگرفتند و به چیزها دیگر و سحر و جادو نسبت میدادند و پیامبر را ابله و ساحر میخواندند.
کار من دیدن قوانین خداوند است. یعنی اول خداوند را به عنوان خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای مجموعه جهان و جهانیان قبول کنم و بعد از آن کار من درک قوانینی است که خداوند قرار داده تا من از آن بهره ببرم.
یعنی حمد و شکرگزاری و ستایش زبانی از یزدان پاک کنم.
اگر خداوند را خالق نبینم؛
اگر خداوند را رب العالمین نبینم؛ راهی نخواهم برد.
اول باید روی باورهای توحیدی کار کنم تا آنگاه قوانین را درک کنم و به حمد وشکرگزاری و ستایش زبانی برسم.
بعد ازآن سیستم تکامل مرا به کار عملی هدایت میکند و آن موقع کار من عمل به ان یشا الله و عمل به قوانین خداوند است. یعنی حالا وقت حمد و شکرگزاری و ستایش عملی کنم.
بگذریم.
ببخشید خدمت استاد نشستهام و درس پس میدهم.
اساس جهان درک خداوند متعال است. اصل و اساس قرآن و کتب آسمانی دیدن خداوندی است که همه چیز در به صورت صحیح و درست و منطقی با قوانین ثابت خلق کرده و اداره میکند و همه چیز و همه کس در مجموعه جهان هستی تحت فرمان او است.
اگر در لایو من و در کنفرانس من و در جلسه من بعضی ها موضوع نامربوط میزنند و اگر مارا از موضوع دور کرد و رشته کلام و مطلب گم میشود، این وضعیت، مشکل من است.
مشکل منم که مطلب راخوب درک نکرده و خوب بیان نمیکنم.
مشکل منم مطلب را باور ندارم و به آن مطمئن نستم و مهمتر این که همانقدر آن انرژی خیر حاکم برجهان را فراموش کرده و نادیده گرفتهام. وگرنه قوانین که میلیونها سال است که عمل میکند و خطا نکرده است.
شاید به همین دلیل است که من نمیتوانم اعتیادم را ترک کنم و به همین دلیل است که نمی توانم سیگارم را ترک کنم. خداوند را باور ندارم. قوانین را باور ندارم.
خداوندا همه چیز تویی.
خدایا ممنونم که خوب صحبت کردی و من سعی کردم بنویسم.
خدایا قصورم را ببخش تو بهتر از این میگفتی و بهتر از این راه و قانون نشان میدهی.
خدایا کمک کن ترا بهتر بشناسم و درک کنم و شکرگزاری کنم .
خدایا کمک کن تا به بینیازی برسم و فقط تو در دلم باشی.
من شکرگزار خداوندی هستم که مرا علم شکرگزاری آموخت.
یکی از باورهای اشتباهی که من داشتم این جمله بود: به بچه آدم یه حرف رو یکبار میگن.
اینو میلیون ها بار شنیدم و زمانی هایی میشنیدم که بزرگتر ها ازم یه چیزی میخواستن و من به حرفشون گوش نمیدادم یا تو دنیای بچگی درخواستشونو یادم میرفت و کار خودمو میکردم، یا حتی گاهی علاقه ای به عمل کردن به اون درخواست نداشتم.
میشنیدم که : تو خنگی، تو کله شقی، تو نمیفهمی و نادانی و … و میگفتم پس من بچه آدم نیستم و شعور ندارم و این حرفا…
این تعریف تو ذهن من موند و بزرگتر شدم و با قوانین آشنا شدم، گفتم خوب دیگه من باید سعی کنم بچه آدم باشم و وقتی استاد یکبار میگه: توجه به خواسته، من درک کنم و بفهمم دیگه. نیازی هم نیست دوباره یا ده باره و صدباره فایلا رو گوش کنم و به شکلای مختلف با اون اگاهی ها درگیر بشم. چون باور داده شده بود که اگه این کارو بکنم نادانم و بچه آدم با همون یکبار باید بفهمه…
همین باور باعث میشد که تکرار نکنم و از تمرین فراری باشم. چون حس میکردم با تمرین انگار دارم دوباره از بابام یا مامانم میخوام بهم توضیح بده. حالا اونا چی میگفتن اگر ازشون میخواستم دوباره توضیح بدن؟ عجب خنگی هستی ها، ده بار که توضیح نمیدن… باید زرنگ باشی. یه بار گفتم باید بفهمی دیگه…
در واقع من در عالم کودکی داشتم به هدایتم عمل میکردم و قوانین مغزمو دنبال میکردم. هدایتم میگفت دوباره توضیح بخواه و مغزم هم میخواست براش تکرار بشه… و واکنش دیگران طوری بود که من حس میکردم مشکل دارم و مغزم درست کار نمیکنه و دنبال کردن هدایتم هم باعث آزردن دیگران میشه.
حالا که بزرگ شدم هدایت هامو دنبال نمیکنم، درخواست نمیکنم، فایل هارو تکرار نمیکنم چون این کار تو ذهنم مساویه با آزردن دیگران، احمق بودن و سرزنش شدن و تجربه درد.
ما به همین دلیل از دیگران میترسیم درخواست توضیح دوباره کنیم دیگه… اگه بار دوم بخوایم توضیح بدن کلی هم معذرت خواهی میکنیم.
حالا تصور کنید که این مسیر درخواست مجدد و توضیح دوباره خواستن و اینا برای کسیه که خودش بخواهد که بداند، حالا ما چیکار میکنیم؟ کسی که نخواسته و در مدارش نیست و علاقه ای نداره و هنوز به اون حد از جهاد نرسیده رو میخوایم با تکرار هدایت کنیم. به زور و با روش های مختلف و جملات و داستان ها و مثال های زیبا و هزار ترفند.
به قول استاد تو دوره قانون سلامتی: من اینجا اینهمه منطق و دلیل براتون میارم و ساعتها فایل براتون آماده کردم و بازشما قبول نمیکنید که سبک زندگیتونو عوض کنید، حالا میخواید با چند دیقه راجع به غذا و این چیزا به بقیه بفهمونید که چرا باید فلان چیز بخورن و فلان چیز نخورن؟
من چقدر این اشتباه رو کردم و هنوز دارم میکنم که برای تغذیه و رفتار های درست با بدن به بقیه Hint و اطلاعات میدم که چطور اوضاعشون بهتر بشه. آقا مگه کل فامیل صدبار ندیدن که من هیچجا هیچ غذایی نمیخورم و فقط غذای خودمو دارم؟ آیا یکبار یکیشون پرسیده که چیکار داری میکنی و به ما هم بگو و ما فلان مشکل رو داریم به نظرت دلیلش چیه؟ نه.. پس چرا من باید به دیگران فکر کنم که چطور قانعشون کنم؟ چون ذهنم دلایل مختلفی برای بهبود دیگران داره. چه دلایلی؟ اینکه من باید به دیگران کمک کنم. اگه دیگران درست عمل نکنن تقصیر منه، اینکه اگر دیگران رو بهبود ببخشم اون موقع اس که ارزشمندم…
حالا جدا از کلی دلیل اشتباه، روی بقیه ایراد هم میذارم که: به بچه آدم حرف رو یکبار میگن… بقیه ببخشید نادانن که نمیفهمن من چی میگم و راه درست کدومه… خوب اینطوری که من دارم آشغالا رو میدم زیر مبل.
چون احساس بی ارزشی دارم از اینکه نمیتونم دیگران رو متقاعد کنم پس بهشون برچسب بد میزنم که بگم: خب نه دیگه من ارزشمندم چون تمام زورمو زدم ولی اونا نادانن که به حرف من عمل نکردن.
من باید خودم عمل کنم
بپذیرم که جهان مادی جهان مدار هاست، قرار نیست همه مورد تایید من باشن، اصلا قرار نیست همه روی زیبای زندگی رو تجربه کنن
من به خودیه خود ارزشمندم به همین دلیل که پا به این دنیای مادی گذاشتم
باور غلطیه که فکر کنم باید با یکبار فهمیدن قانون نتایجم عوض بشه و باور درست اینه که باید هر روز تکرار و تکرار و تمرین کنم تا گفتگو های ذهنم عوض بشن
دانستن کافی نیست باید باور کنم
وقتی غالب اعمالم عوض بشه یعنی باورم عوض شده
وقتی سالها طبق باور جدید عمل کنم میتونم بگم که باورم ریشه ای تغییر کرده
این یعنی اگر یکبار یا یکماه یا حتی یکسال درست عمل کردم فکر نکنم که باورهام ریشه ای تغییر کرد و توهم نزنم که از کار کردن رو باورهام بی نیاز شدم.
براى انسان فرشتگانى است که پى درپى او را از پیش رو و از پشت سر از فرمان خداوند حفاظت مى کنند. همانا خداوند حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند و هرگاه خداوند براى قومى آسیبى بخواهد پس هیچ برگشتى براى آن نیست و در برابر او هیچ دوست و کارساز و حمایت کننده اى براى آنان نیست.
ما عاجز هستیم از تغییر دیگران، این یک قانون هست یک اصل هست ، حتی خداوند هم اینکار را نخواهد کرد طبق آیه فوق، پس ما وظیفه داریم که فقط روی باورهای خود کار کنیم تا مدار ما بالا رود و در این صورت سلامتی و ثروت بیشتر و خوشبختی و آرامش خودش به آسانی وارد زندگی ما میشه.
انشاالله، فرق داره با آن آراد الله ،
آن شالله یعنی اگر تلاش و حرکت ما در چارچوب قوانین جهان باشه حتما به هدف خود می رسیم فارغ از اینکه ما چه دینی داریم اهل کدام کشوریم و چه کسی هستیم .
آن آراد الله یعنی اگر خداوند بخواد ، یعنی تصمیم گیرنده فقط خداوند هست ، مثل ایکنه خداوند در قرآن گفته من اراده کردم زمین را گسترش دهم .
اگر به قوانین جهان هستی ما آشنا باشیم و بهش عمل کنیم 100 درصد از سعادت دنیا و آخرت بهرهمند میشیم.
نکته اول: در آیه فوق اصلا بحثی درباره زمان نشده! هیچ جا گفته نشده ناگهان یا در لحظه و از این صحبتها…بلکه گفته شده فیکون…یعنی پس میشود که خواسته نتیجه یه قانون رو بیان کنه…
نکته دوم: شیئ اشاره به موجودیتی داره که مرتبه ما فوق وجود مادیه…یعنی اول مشیت تعلق میگیره به بعد متافیزیکی یک موجود که همون شیئ و قابلیت هستش و بعد اراده خداوند پای کار میاد و اون شیئ موجود میشه…اگه به خود آیه نگاه کنید متوجه میشید…هنوز چیزی خلق نشده و خدا به اون شیئ میگه موجود باش.. این یعنی اینکه قبل از موجود شدن یک چیز نفسش و بعد جوهریش (رجوع کنید به نظریه حرکت جوهری) اقتضا و قابلیت پیدا میکنه (یشا) و بعد ازاده خداوند اونو موجود میکنه (اراد یرید)..
نکته سوم: شیئ دو حالت داره..یا هنوز به ظهور نرسیده و در جهان مادی اقتضاش فراهم میشه و موجودیت پیدا میکنه مثل فرزندی که متولد میشه، حالت دوم شیئه که موجودیت پیدا کرده اما با تغییراتی که میکنه قابلیت تکامل یا اضمحلال پیدا میکنه…در انسان این شیئت ناظر به نفس انسانه..همون ضمیر نیمه هوشیار…یعنی با باورسازی و تغییر در نفس انسان اگر قابلیت پیدا کنه طبق آیه مشمول اراده پروردگار قرار میگیره..چه خیر و چه شر
خدارو شکر میکنم که من خودم رو در بین بهترین انسانهای دنیا میبینم
از شما بینهایت سپاسگزارم
این چند روز خیلی فکر کردم ولی به نتیجه ی خوبی که راضیم کنه نمیرسیدم تاااا همین یک ساعت پیش که پروردگار مهربانم گفت آنچه رو که باید میفهمیدم
نمیدونم از کجا و چجوری بگم
اینکه در مورد تغییر آیه نوشتید و من به خیال خودم در حال تغییرم و دارم تکاملم رو طی میکنم و باید صبر کنم ولی تضادها هستند و حل نمیشن و من از خداوند خودم طلب کمک میکردم که چرا اتفاق بزرگ یا همون پیشرفت ها و موفقیت ها برای من حاصل نمیشه
صحبت های شما هم گوشه ذهنم بود
سه روز پیش خانه مادرم بودم مادرم اضافه وزن زیادی داره و خودش هم میدونه که باید وزن کم کنه و جلوی پرخوریش رو بگیره، یه پسر خاله دارم که ایشون هم تو سن جوانی بیماری قلبی گرفته و دکتر گفته نباید سیگار بکشی، خاله ام به مادرم میگفت کمتر بخور برات خوب نیست و مادرم به پسر خاله ام میگفت چرا سیگار میکشی برات ضرر داره، من گفتم اینقدر همدیگرو نصیحت نکنید
و با خودم فکر کردم و فکر کردمو فکر که تغییر سخته
یکبار هم قبلترا به مادرم گفتم همون جور که کم خوردن برای شما سخته عوض شدن،منظورم همون تغییر بود، عوض شدن و ترک عادت برای دیگران هم سخته چطور خودمون نمیتونیم یه کاری رو راحت کنار بزاریم ولی از دیگران انتظار داریم براحتی اون کاری رو که سالها مشغول انجامش بودن، براحتی کنار بزارن
واقعا چه انتظاریه
اینها تو ذهن من بود تاااا امشب که من سر شب خوابیدم و ساعت 2 بیدار شدم الان هم 5و 40 دقیقه و طلوع یک صبح زیبای خداوند رو دیدم خدارو شکر
و تمااااام این موضوعات منو به این نتیجه رسوند که من اصلا تغییر نکردم من همون شخصیت قبل با همون کارها و افکار شاید و البته از مقدار منفی بافیم کم شده و به سمت مثبت در حرکتم اون هم فقط ذهنی در حد 30. 40 درصد والا تغییر اساسی و بنیادین و جهاد اکبر نه، نمیبینم در خودم
خدایا شکرت که راه رو برام روشن کردی
من کلا به تغییر مقاومت دارم مثالش هم همین ظهر خوابیدن ها که اگر یک روز ظهر نخوابم سردرد میگیرم انرژی ندارم و شب زود خوابم میبره
عه عه عه تعجب میکنم از خودم
من که تغییرو دوست دارم ولی چراااا
سخته ؟ درسته
درد داره؟ درسته
این همون جهاد منم
فعلا هنگم نمیدونم باید چکار کنم
ولی راضی ام تازه قضیه رو یافتم خخخخخ صبح بخیر خدایا شکرت
خدایا ایاک نستعین
خدایا دوستت دارم
استاد دوستت دارم
شاگرد زرنگا دوستتون دارم
برای همه عزیزان بهترین نعمتها رو همراه سعادت دنیوی و اخروی آرزومندم دلتون غرق نور الهی
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
استاد چقد چقد من در مسیر درستم خدارو میلیاردها بار شکر براش
چون امروز دقیقا تو کامنتم نوشتم باید دوازده قدمرواز اول شروع کنم مرور کنمش و امشب این فایل رو گذاشتین که دقیقا خود خود هدایتمه اما استاد ازپس فردا من فعلا روی جلسه ی سوم دوره ی دستیابی عملی به رویاها موندم که بی نهایت بی نهایت به اگاهی هاش نیاز دارم به لطف الله هدایت شدم اما دوازده قدم رو حتما حتما پس فردا تو پلنمم میزارم خدا خودش هدایتم کنه
عاشقتونم
فعلا بازهم دارم گوش میدم و میام مینویسم با عشق استاد معجزه ها داره برام رخ میده معجزه
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی دوست داشتنی و دوستان هم فرکانسی
قبل از هر چیز ازتون تشکر میکنم استاد برای یادآوری پایه های قوانین جهان.
همونطوری که آقای عطار روشن توی فایل ویدیویی که در دوره احساس لیاقت فرستاده بودن گفتن، وقتی قوانین ساده دوباره یادآوری میشه تازه میفهمیم چقدر همین مفاهیم پایه و ساده رو فراموش کردیم .
فایل رو که گوش دادم به این فکر کردم چرا قوانین فیزیک مثل جاذبه، قانون ارشمیدس، قوانین نیوتن و …. رو اینقدر باور کردیم که بعد از سالها هنوز ملکه ذهن ما هستن و به یقین رسیدیم در مورد درستیشون ولی قوانین کیهانی رو در ظاهر باور داریم ولی در زمان لازم واکنشی که خود من انجام میدم نشانی از باور قلبی به این قوانین نیست؟
به این نتیجه رسیدم که در مورد قوانین فیزیک از همون بچگی توی خونه وجامعه در موردشون صحبت و بحث می شده و توی مدرسه هم بارها تکرار شدن و عملا با ذهن و منطق و قلب ما عجین شدن ولی در مورد قوانین کیهانی معمولا عکسشونو به طور مداوم شنیدیم و توی قلب و ذهن ما جا گرفته، واسه همینه که هر چقدر هم فکر کنیم الان عوض شدیم و دیگه باورهای درستی نسبت به قوانین کیهانی داریم باز هم اگه تکرار نشن ، پسرفت داریم و به قول استاد رنگ های سفیدی که روی باورهای سیاه قبلی ریخته بودیم پاک میشه و دوباره رنگهای سیاه خودشونو نشون میدن. در مورد حرف قشنگ زدن ، منم اون اوایل که با استاد و قوانین آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی حالیم شده و دوست داشتم دیگران رو هم به راه راست هدایت کنم و نگم از نشتی انرژی که داشتم و اینکه چون پایه های ایمان خودم قوی نبود یه جاهایی هم اتفاقا خودم به شک میفتادم ، بعدش گفتم بابا بیخیال ، استاد با همه دانایی و سخنوری و قدرت کلامی که داره ، میگه من هیچ کی رو نمیخوام هدایت کنم تو این وسط چی میگی دیگه، تو اگه بیل زنی باغچه خودت رو بیل بزن و از اون به بعد تصمیم گرفتم زیپ دهنم رو ببندم و اگه خیلی مشتاق هدایت دیگرانم روی خودم کار کنم و نتیجه بگیرم و بذارم نتایجم حرف بزنه.
خدایا هدایتم کن که هماهنگ با مشیت ( قوانین) تو باشم .
خدایا هدایتم کن که قوانین تو را بشنوم، درک کنم، باور کنم و عمل کنم.
خدایا من اعتراف می کنم به عجز خودم در برابر دانایی، آگاهی، قدرت و عظمت تو و نیازمند هدایت تو در همه امور زندگیم هستم.
خدایا من رو همجهت با جریان خودت قرار بده.
در پناه خداوند سلامت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم.
سلام به استاد نازنینم
استاد الان گریه میکنم از نتیجه ای که همین الان گرفتم
نتایجی که این هفته گرفتم دو تان و بشدت بزرگن
یکی شو الان مینویسم
من توی کامنت های قبلی م گفتم علاقه م موسیقیه و بهم الهام شد توی تیک تاک ویدیو بذار
از یجایی شروع کن
استاد من میخواستم ویدیو مو فردا بذارم ولی امشب گذاشتم
توی همون سه ثانیه اول 30 تا ویو خورد
توی پنج دقیقه اول صد تا ویو رسید
یک نفر هم فالوم کرد
یعنی اصن باورم نمیشد توی همون دقیقه اول چند نفر لایک کنن و برسه به صد تا ویو!!!!
در حالی که خب دوستام ویدیو دابسمش و اینا میذارن همین صد تا ویو رو خب یکم طول میکشه بگیرن
من توی یک دقیقه کمتر گرفتم!!!!
و اینکه وای پشت سر هم میدیدم ویو ها داره زیاد میشه اصلا استرس گرفتم از اپ اومدم بیرون!!!!مگه میشه اخه اینقدر سریعععع؟
وای بذارین روند همین الهام رو بگم
دوستم خیلی وقت پیش بهم گفته بود توی تیک تاک ویدیو بذار. دوستم شمارو به من معرفی کرد اصلا دوسال پیش و با هم روی آموزش هاتون کار میکنیم. خیلی وقت ها خدا از کلام اون به من الهام کرده.
بعد توی یکی از فایل هاتون گفته بودین اگه اولین قدم رو برندارید همچین چیزی؟ تا پنج سال آینده در چه وضعیتی خواهید بود
مربوط به تمرین اهرم رنج و لذت
یادم نیست دقیقا ولی فکر کنم گفتین اگه ی تصمیم رو تا پنج سال دیگه نگیرید چی میشه
منم نوشتم اگه شروع نکنم فعالیت موسیقی مو(شروع کردن منظورم از قدم های کوچیک فقط شروع کنم یه جوری)به چه جایی می رسم و خیلی یجورایی انگیزه گرفتم که شروع کنم
بعد گفتم دوشنبه این هفته میذارم
که راستش
جمعه اجرا داشتیم دو سه روز پیش
منم یه آهنگی رو برای مدرسه خوندم و با گیتار زدم و خیلی تحسین شدم و تشویق شدم و اعتماد بنفسم خیلی رشد کرد
بعد فرستادم ویدیو شو برای دوستام و یکی از دوستام گفت بذارش یجایی توی تیک تاک مثلا!!!
یعنی من از زبون دو تا دوست متفاوت که اصلا همو نمی شناسن دوبار شنیدم که ویدیو هامو بذارم توی تیک تاک و خودم هم امسال تیک تاک ریختم و زیاد توش نمی رم. منظورم اینه که نشونه تکرار میشه!!!
بعد من نمی دونستم چه آهنگی بذارم که از زبون همین دوستم فهمیدم باید این آخری که اجرا کردم رو بذارم
امشب ویدیو شو گرفتم
گذاشتم و تو پنج شیش دقیقه صد تا ویو خورد!!!
من اصلا تا حالا هیچ جا محتوای موسیقی مو به اشتراک نذاشته بودم خیلی تعجب کردم اینقدر ویو خورده توی چند دقیقه اول!!!
اره استاد اینم نتیجه من..:)))
هنوز این قدم اوله
هنوز نمیدونم بعدش چی کار کنم ولی خب مطمئنم هدایت میشم
راستی درباره اجرای توی مدرسه م (نتیجه دومم)هم باید بگم من توی ایران خیلی اجرا میکردم ولی تا حالا خوانندگی رو امتحان نکرده بودم
و اینکه برای اولین بار خودم یه آهنگ رو خوندم
و کلی تحسین شنیدم از طرف بچه ها و حتی مامان یکی از دانش اموز ها که منو تا حالا ندیده بود اومد باهام صحبت کرد خیلی تعریف کرد ازم…خلاصه این قضیه خیلی اعتماد بنفس منو برد بالا و دیگه از اجرا و خوندن جلوی جمع خیلی کمتر می ترسم و ترسم کم شده.
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم سلام به خانوم شایسته مهربان و
دوستان الهیم
من هرروز سعی میکنم ک روی خودم کار کنم و ی قدم بهتر از قبلم بشم
اما همیشه
ی حس ترسی دروجود من بود که
نکنه با وجود همه اینا
باورای من تغییر نکنه
من عوض نشم،
نتیجه نگیرم
نکنه…..
اما بعد گوش دادن به این فایل فهمیدم ک ن اصلا اینطور نیست
طبق قوانین باید این اتفاق بیفته
مثل تمام قوانین فیزیک
این قانون هم داره دقیق کار میکنه
مثل جاذبه ک ساده ترینشه
بقول استاد مهم نیست ک ادم خوبی باشی نباشی از چ خونواده ای باشی
چ تحصیلاتی داشته باشی
چند سالت باشه
چقدرررر تو زندگیت کارای خوب کردی
یا برعکس چقدرررر راهو اشتباه
رفتی چقدررر. الان باورات داغونه
چقدرررر بهت سخت گذشته.
اگ بخوای خودت رو از ارتفاع پرت کنی قطعا میفتی میمیری و جزو قوانینه .
پس انقد نباید نگران باشم
ک نکنه با وجود همممه اینا اتفاقی نیفته
هرچند ک همین الاتشم کلی اتفاقات زیبا افتاده
برای من
ک جز قوانین خداوند
هییچچ چیزی نمیتونسته رقمش
بزنه. برای همین وقتی بیادمیارم دلم قرص میشه،
اما خوبه ک همیششششه به خودمون یاد اوری
کنیم یادمون نره ک درر هرلحظه
با ارسال فرکانس داریم زندگیمون رو رقم میزنیم
بنام خداوند یگانه هستی بخش
سپاس از استاد بی نظیر برای درک مهمترین اصول کیهان….برای درک قرآن و شناسایی چنین مفاهیم کلیدی از لابلای آیات کتاب نور…هرگز قبل از شما تفاوت بین مفهوم یشا و یرید رو درک نکرده بودم….
خاطرم هست وقتی با اینکه منطق قرآن برام بسیار قوی بود و هوشمندی عجیبی در این کتاب حتی از سن کم درک میکردم که برام جذاب بود اما وقتی با آیاتی مواجه شدم که مفهوم یشا رو بیان میکردند، ذهنم نمیتونست بپذیره و خدایی رو بپرسته و باور کنه که انقدر زورگو باشه…که در قلب من رویاهای بزرگ بکاره ولی بعد بگه به هر کس هرچی بخوام میدم و هر قدر بخوام میدم…حتی فکر کردم شاید این کتاب دستکاری شده…نمیتونستم بپذیرم همون ذهنیتی که پشت آیاتی مثل إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ هست پشت آیات با مفهوم یشا باشه….پس به نوعی این خدا رو ترک کردم….چه خیال خامی…گفتم من خدای زورگو نمیخوام…مسیر خودم رو رفتم اما همیشه ته دلم میدونستم بدون حمایت او هیچی نیستم….
سالها گذشت در تنهایی وقتی نزدیک مرز کشور در حال سپری کردن طرح اجباری بودم…تنها شده بودم…دسترسی به اینترنت و تلویزیون نبود…خیلی جای دورافتاده ای بودم…اما حالا که فکر میکنم میبینم وقتی از خدا دور شدم دورافتادم…دورافتاده کسی نیست که از امکانات بشری دوره…کسی که از شنیدن الهامات الهی محرومه و گوشش محرم شنیدن اسرار نیست دورافتاده….
لطف خدا شامل حالم شد و بازم با دیدن خوابهایی به مسیر مطالعه دوباره این کتاب هدایت شدم…بازم رویاهام به یادم آورده شدند….معجزات شروع شدند….و در مسیر رسیدن به رویاهام بازم با خدای مهربانم آشتی کردم و بهش قول دادم در مسیر بندگی اش باقی بمونم
تعهد من باعث شد خدا بهترین استاد رو سر راه من قرار بده که در تاریکی تضادهای شیرین اون زمان نور توحید از استاد گرامی و سایت عباسمنش بهم تابید و من به عضویت خانواده صمیمی عباسمنش دراومدم….
خاطرم هست که قبل از استاد با استادعرشیانفر آشنا شدم….چند وویس ازشون شنیدم و خواستم عضو سایتشون بشم….به طرز عجیبی نمیتونستم حساب کاربری بسازم…منی که پژوهشگر و پزشک بودم و هزاران حساب کاربری در مجلات و نشریات و وبسایت های آموزشی خارجی داشتم…نمیتونستم یه حساب کاربری ساده در یک سایت ایرانی بسازم که به سادگی آب خوردن بود…کلافه شدم و سعی کردم رها کنم
مدتی بعد با استاد آشنا شدم…چند ریمیکس از فایلهای توحیدی استاد در کانالی تلگرامی به دستم رسید و انگار نور خدا بهم تابید…هیچ وقت یادم نمیره…استاد انگار از یه جهان دیگه صداتون میرسید….حتی جرات نداشتم صدای شما رو کسی بشنوه
حس ابوذر و سلمان رو داشتم وقتی کلام خدا رو از گلوی رسول الله شنیده بودند…چقدر شیرین بود…چقدر حس خوبی بهم میداد
استاد من الان درک میکنم که کسی در مدار باشه یعنی چی…برای چی شما هیچ تلاشی نمیکنید تا مخاطب رو التماس کنید…میفهمم چرا همیشه تاکید میکنید کسی که تشنه شنیدنه جوابش بهش داده میشه…چرا قرآن به پیامبر فرموده که وقتی تو با کافران حرف میزنی گویی حصاری اونها رو از جلو و پشت و چپ و راست فرا میگیره و اونها فقط صدای تو رو میشنون اما کلام تو رو درک نمیکنن….
من خدا رو شکر میکنم که پرسش سوالات خوب منو هدایت کرد به سمت شما و افتخار داشتم که با اولین استادی که کار میکنم شما باشید…یک تصادف نبود که من چندین تلاش ناموفق داشتم برای عضویت در سایت استاد عرشیانفر…چون من در مدار شنیدن آگاهی های شما بودم…
این اصلا به معنای بدی یا خوبی نیست
به معنای هم فرکانسی هست…به معنای هم مداری هست
چند وقت قبل از روزی که شروع کردم به شکرگزاری کردن عمیق تر و جدی تر از قبل و با کتاب شکرگزاری خانم راندا برن…هر بار دید من به داشته هام وسیع تر شد…هر بار بیناتر شدم…و هر بار پرده ها از جلوی چشمانم کنار رفت تا داشته هام رو ببینم….تا رسیدم به احساس خود ارزشمندی درونی و شکرگزاری برای روح الهی ام
بعد هدایت شدم به مفهوم توحید
تازه فهمیدم ای دل غافل
بزرگترین ناسپاسی من برای هدایت آسان و لذت بخشم به مفهوم توحید و به این سایت و این آموزشهاست
دیدم هنوزم داشته های بیرونی رو ارزشمندتر میدونم
دیدم هنوزم نفهمیدم که این چه عظمتی هست
آخه چطور دانشجویی در محضر پرودگار در این سایت توحیدی از زبان استاد توحیدی رو میشه شکر گفت؟؟؟
گفتم سعیده اگه تو الان خداوند بهت بگه مقام استادی دانشگاه هاروارد رو بهت میده یا بگه تا آخر عمرت اینجا دانشجویی کن…انصافا کدومش لذت بخش تره؟؟؟ ولی تو کدوم رو انتخاب میکنی؟؟؟ برای چی؟؟؟ دیدم هنوز خیلی کار دارم…هنوز خیلی باید اهمیت نگاه مردم یا برچسب های بیرونی برام کمرنگ بشه و عظمت روح الهی ام و عظمت ارتباطم با خداوند رو کمی درک کنم…به قول خداوند در قرآن ارزش و جایگاه او رو به اون اندازه که باید هرگز نمیتونیم درک کنیم
اینا حرفهای قشنگنیست استاد…آموزشهای توحیدی شما در تمام جنبه ها زندگی ما رو از اکثریت جامعه متفاوت کرده…آموزشهای توحیدی شما از ما شخصیتهای رو به رشدی ساخته که ربطی به گذشته مون نداریم…ما داریم شب و روز برای تمام تصمیمات زندگی مون به اساس آموزشهای شما فکر میکنیم و برپایه اونها تصمیم میگیرم و این داره زندگی مون رو میسازه…من خیلی عادت به حرف قشنگ زدن داشتم اما با شما بیشتر از قبل عملگرا شدیم تا این اصول رو در عمل استفاده کنیم ولی فکر کنم تا ابد همیشه جای بهبود داریم
خانم شایسته بی نظیر و ستودنی همه ما داریم در این سایت ازتون یاد میگیریم…از رفتار شما از شیوه اجرای قانون در عمل شما از در صلح بودن شما از زندگی به سبک شخصی تون از عزت نفس شما از توی دل ترس رفتن شما از همراهی دلپذیرتون با استاد از نظم ذهنی بی نظیر شما که با اشتیاق شما برای درک قوانین همراه شده و داره سایت رو هر روز شکوفاتر میکنه شما هم مقام استادی به گردن همه ما بچه های سایت دارید و به وجود شما افتخار میکنم
اصلا استاد گرامی اینکه شما مفهوم هم مداری رو انقدر عالی برای ما جا انداختید، شده برای من اهرم رنج…که میگم اگه روی خودت کار نکنی همون خدایی که اجازه ورودت به این فضا رو داده برگه اخراجت رو تایید میکنه و به راحتی بیرونت میکنه…پس روی خودت کار کن…پس اقدام کن…پس برای خودت و رشد شخصی ات کار کن…تمرینات رو جدی بگیر…فقط وقتی توی این مدار باقی میمونی که واقعا با شیفتگی روی بهبود خودت کار کنی و الهامات رو جدی بگیری
سپاس از تمامی اعضای سایت که با نوشته هاشون بارها نجواهام ساکت شدند و بارها ترمز های ذهنی ام رو درک کردم و کمرنگ ترشون کردم
سپاس بالاتر از پرودگارم برای گسترش این جهان توحیدی برای هدایت ما
خدایا شکرت که نوشتن برای این فایل توحیدی رو روزی امروزم کردی…و چه روزی بالاتر از این…
به نام ایزد یکتا به نام خدای خوبیها و زیباییها و عشق
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام به استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی و مهربانم که استاد من هستن
سلام به دوستان توحیدیم
خوشحالم که خداوند امروز هم به من فرصت داد تا از زندگی لذت ببرم و در مسیر خواسته هام با آگاهی بیشتر قدم بردارم خدایا شکرت سپاسگزارتم
از دیروز نه صداتون رو شنیدم نه تو سایت تونستم بیام دلم برای همتون تنگ شده بخصوص استاد عزیزم چون تفریح رفته بودیم کنار دوستانمون
اینکه اکثریت مردم میگن ببینیم خدا چی میخواد یا خدا نخواست وگرنه انجام میشد کاملا اشتباهه
منم قبل از آشنای با استادم و بدست آوردن این آگاهیهای قوانین خدا همینطور فکر میکردم و منتظر خدا بودم که ببینم کاری برای من انجام میده یا نه دریغ از اینکه من درخواستی بکنم یا قدم بردارم و یا بهتر بگم خودمو از درون تغییر بدم هیچ آگاهی نداشتم
ولی شکر خدا الان متفاوت از دیگران هستم بجای اینکه بگم خدا چی میخواد میگم ببینم من چه فرکانسی فرستادم آیا با قوانین هماهنگی داره یا نه
حرفهای قشنگ زدن زیاده و گفتنش آسونه اما باید ببینیم چقدر عمل میکنیم
به قول استاد عزیزم خداوند مظهر عشق و مهربانیه خداوند مظهر نعمت و ثروت ست خداوند مظهر فراوانی و زیباییست
خداوند مظهر خوبی و سلامتی ست
اگر هر خوبی و نعمت و ثروت و شادی و عشق در زندگیمون وجود داره از سمته خداست و اگر مریض و بی پولی و فقر و کینه و .. در زندگیمون وجود داره از افکار و باورهای ماست چقدر خوبه که اینه در ذهن و وجودمون فرو ببریم تا جزئی از شخصیتمون بشه جزئی از رفتارمون بشه
استاد عزیزم استاد توحیدیم خوشحالم که هر روز از عمرم میگذره با آگاهی و تغییر و رشد میگذره و بیهوده زنده نیستم و زندگی نمیکنم برای خودم ارزش قائل هستم خودمو دوست دارم
خدایا من امروز لایق دیدن فراوانی و نعمت و ثروت و شادی هستم
خدایا شکرت که امروز منو هدایت کردی
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم دوستتون دارم
بنام خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای جهان هستی و جهانیان
سلام خدمت استاد عزیزم
سلام خدمت دوستان خوبم در سایت عباسمنش
سلام خدمت خانم شایسته
سلام من آرزوی سلامتی و موفقیت من برای کسایی است که به قوانین خداوند آشنا شدهاند و یا تلاش میکنند که بیشتر آشنا شوند.
استاد! دلم خیلی براتون تنگ شده.
مدتهاست که کاری تحقیقی را شروع کرده و انجام میدهم و زمانم برای کامنت نوشتن بسیار کم است و حتی از این زمانها هم برای جستجو در باورهای توحیدی در قرآن استفاده میکنم.
سعی میکنم کوتاه صحبت کنم.
چند نکته ای که من از متن و دیالوگ درک کردم و عرض میکنم.
نکته اول ان یشا الله است.
ان یشا الله یعنی قوانینی که خداوند خلق کرده است و طبق آن جهان را اداره میکند.
هرکس طبق قوانین عمل کند لاجرم از موفقیت و سلامتی و نعمت و ثروت و آرامش و آسایش برخوردار خواهد شد.
یعنی اگر هرقدر طبق قوانین سلامتی عمل کنید از سلامتی بهرهمند خواهید شد؛ هرچقدر هم به قوانین نعمت و ثروت عمل کنی متنعم و ثروتمند خواهی شد و…
نکته بعد هم این است که وقتی خداوند میگوید: ای پیامبر وظیفه تو بیان قوانین خداوند است و نه هدایت آنها.
نتیجه میشود که وقتی نوح 950 سال قوانین را بیان میکند و فرزندش او دیوانه و ابله میداند و نوح تلاشش را میکند و ناامید نمیشود و راه و رسم و قانون را فراموش نمیکند و دعا میکند و برای انها دعا میکند و تا اخرین لحظهها هم ناامید از اصل و از اساس ناامید نمیشود و کارش را انجام میدهدو تا مدتهابعد از طوفان هم به عقیده خود پای بند و است و کار خودش را انجام میدهدبدون هرگونه قضاوت. من چه توقع دارم که با چند ماه کار کردن و چند سال توضیح قوانین خداوند نگرانم که چرا مردم …
وظیفه ما آگاهی از قوانین خداوند و نتیجه گیری از آن است.
خداوند اسباب و قوانین هدایت همگان را فراهم کرده است. و هرکس طبق قوانین عمل کند لاجرم و بدون شک به نتیجه میرسد؛ و هرکس هم که از قوانین عدول کند لاجرم و بدون شک به سوی قهقرا و شکست و غم و اندوه و ناامیدی وفقر خواهد رفت. حتی اگر یونس باشد. حتی اگر یوسف باشد.
البته این قوانین توسط یک سیستم فوقالعاده هوشمند که به هراندازه ای که به قوانین عمل و یا از آن عدول کنید محاسبه و ثبت و ضبط میشود و جای هیچ نگرانی نیست که اگر تو نیت خیر داشته باشی و نادیده گرفته شود؛ هرگز، هرگز چنین نخواهد شد. اگرچه هم که بسیار کم و ناچیز باشد.
و البته هم برعکسش هم امکان پذیر است.
اگر در قطار مسیر تهران باشی لاجرم و بدون شک به تهران خواهی رسید و هرگز از تهران دور نخواهی شد.
اگر درس بخوانی باسواد خواهی شد.
اگر پزشکی بخوانی پزشک خواهی شد ،ملوان نیروی دریایی نخواهی شد.
اگر به سمت قله بروی ،در دریا غرق نخواهی شد.
قرار دادن این قوانین همان ان یشا الله، کار خداوند است. قرار دادن راه و رسم و اساس کار خداوند است.
هرچه ما این قوانین را درک کنیم حمد و شکرگزاری و ستایش زبانی کردهایم و هرچه به این قوانین عمل کنیم حمد و شکرگزاری و ستایش عملی کردهایم.
البته که خداوند خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای مجموعه جهان هستی و جهانیان است. البته خداوند خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای سیستم ناظر هوشمند جهان هستی و جهانیان است.
همهچیز در مجموعه جهان هستی و جهانیان تحت فرمان و نظارت و هدایت خداوند است.
به خاطر وجود همین قوانین.
همه این معانی در(رب العالمین) است.
هرچهقدر به این قوانین عمل کنی همان قدر لذت میبری. هی دوست داری ادامه بدهی و میخواهی ببینی الان چه میشود.
اما
اگر الان نق میزنی؛ اگر الان شاکی هستی؛ اگر الان فقیر هستی؛ اگر الان غمگین هستی؛ اگر الان مأیوس هستی؛ به همان اندازه به قوانین عمل کردهای.
معلمی که دانش آموز نخاله حواسش را پرت میکند، مفهومی که عرضه میکند را یا باور ندارد و یا مناسب و مفید نمیداند.
ولی
اگر بخواهی ؛ جواب خواهی گرفت.
((… أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ…)) خداوند همان انرژی خیر حاکم بر مجموعه جهان هستی و جهانیان است و خودش گفته که جواب میدهد. این مطلب برداشت ذهنی هیچ کس نیست.
اگر در خانهای را بزنی لاجرم اگر کسی باشد در را باز خواهد کرد.
پیامبران آنچه از قوانین خداوند تجربه کرده بودند را بیان میکردند.
پیامبران آنچه از سیستم نظارتی هوشمند خداوند تجربه کرده بودند را میگفتند.
پیامبران آنچه از سیستم و قوانین هدایت مجموعه جهان هستی و جهانیان توسط خداوند میفهمیدند و تجربه کرده بودند صحبت میکردند. و کافران همانهایی که این قوانین را میدیدند و نادیده میگرفتند و به چیزها دیگر و سحر و جادو نسبت میدادند و پیامبر را ابله و ساحر میخواندند.
کار من دیدن قوانین خداوند است. یعنی اول خداوند را به عنوان خالق و مالک و صاحب اختیار و مدیر و فرمانروای مجموعه جهان و جهانیان قبول کنم و بعد از آن کار من درک قوانینی است که خداوند قرار داده تا من از آن بهره ببرم.
یعنی حمد و شکرگزاری و ستایش زبانی از یزدان پاک کنم.
اگر خداوند را خالق نبینم؛
اگر خداوند را رب العالمین نبینم؛ راهی نخواهم برد.
اول باید روی باورهای توحیدی کار کنم تا آنگاه قوانین را درک کنم و به حمد وشکرگزاری و ستایش زبانی برسم.
بعد ازآن سیستم تکامل مرا به کار عملی هدایت میکند و آن موقع کار من عمل به ان یشا الله و عمل به قوانین خداوند است. یعنی حالا وقت حمد و شکرگزاری و ستایش عملی کنم.
بگذریم.
ببخشید خدمت استاد نشستهام و درس پس میدهم.
اساس جهان درک خداوند متعال است. اصل و اساس قرآن و کتب آسمانی دیدن خداوندی است که همه چیز در به صورت صحیح و درست و منطقی با قوانین ثابت خلق کرده و اداره میکند و همه چیز و همه کس در مجموعه جهان هستی تحت فرمان او است.
اگر در لایو من و در کنفرانس من و در جلسه من بعضی ها موضوع نامربوط میزنند و اگر مارا از موضوع دور کرد و رشته کلام و مطلب گم میشود، این وضعیت، مشکل من است.
مشکل منم که مطلب راخوب درک نکرده و خوب بیان نمیکنم.
مشکل منم مطلب را باور ندارم و به آن مطمئن نستم و مهمتر این که همانقدر آن انرژی خیر حاکم برجهان را فراموش کرده و نادیده گرفتهام. وگرنه قوانین که میلیونها سال است که عمل میکند و خطا نکرده است.
شاید به همین دلیل است که من نمیتوانم اعتیادم را ترک کنم و به همین دلیل است که نمی توانم سیگارم را ترک کنم. خداوند را باور ندارم. قوانین را باور ندارم.
خداوندا همه چیز تویی.
خدایا ممنونم که خوب صحبت کردی و من سعی کردم بنویسم.
خدایا قصورم را ببخش تو بهتر از این میگفتی و بهتر از این راه و قانون نشان میدهی.
خدایا کمک کن ترا بهتر بشناسم و درک کنم و شکرگزاری کنم .
خدایا کمک کن تا به بینیازی برسم و فقط تو در دلم باشی.
من شکرگزار خداوندی هستم که مرا علم شکرگزاری آموخت.
الحمدلله رب العالمین
سلام استاد عزیزم و خانواده های معنوی من
کامنت سوم در ادامه آگاهی های این فایل الهی
یکی از باورهای اشتباهی که من داشتم این جمله بود: به بچه آدم یه حرف رو یکبار میگن.
اینو میلیون ها بار شنیدم و زمانی هایی میشنیدم که بزرگتر ها ازم یه چیزی میخواستن و من به حرفشون گوش نمیدادم یا تو دنیای بچگی درخواستشونو یادم میرفت و کار خودمو میکردم، یا حتی گاهی علاقه ای به عمل کردن به اون درخواست نداشتم.
میشنیدم که : تو خنگی، تو کله شقی، تو نمیفهمی و نادانی و … و میگفتم پس من بچه آدم نیستم و شعور ندارم و این حرفا…
این تعریف تو ذهن من موند و بزرگتر شدم و با قوانین آشنا شدم، گفتم خوب دیگه من باید سعی کنم بچه آدم باشم و وقتی استاد یکبار میگه: توجه به خواسته، من درک کنم و بفهمم دیگه. نیازی هم نیست دوباره یا ده باره و صدباره فایلا رو گوش کنم و به شکلای مختلف با اون اگاهی ها درگیر بشم. چون باور داده شده بود که اگه این کارو بکنم نادانم و بچه آدم با همون یکبار باید بفهمه…
همین باور باعث میشد که تکرار نکنم و از تمرین فراری باشم. چون حس میکردم با تمرین انگار دارم دوباره از بابام یا مامانم میخوام بهم توضیح بده. حالا اونا چی میگفتن اگر ازشون میخواستم دوباره توضیح بدن؟ عجب خنگی هستی ها، ده بار که توضیح نمیدن… باید زرنگ باشی. یه بار گفتم باید بفهمی دیگه…
در واقع من در عالم کودکی داشتم به هدایتم عمل میکردم و قوانین مغزمو دنبال میکردم. هدایتم میگفت دوباره توضیح بخواه و مغزم هم میخواست براش تکرار بشه… و واکنش دیگران طوری بود که من حس میکردم مشکل دارم و مغزم درست کار نمیکنه و دنبال کردن هدایتم هم باعث آزردن دیگران میشه.
حالا که بزرگ شدم هدایت هامو دنبال نمیکنم، درخواست نمیکنم، فایل هارو تکرار نمیکنم چون این کار تو ذهنم مساویه با آزردن دیگران، احمق بودن و سرزنش شدن و تجربه درد.
ما به همین دلیل از دیگران میترسیم درخواست توضیح دوباره کنیم دیگه… اگه بار دوم بخوایم توضیح بدن کلی هم معذرت خواهی میکنیم.
حالا تصور کنید که این مسیر درخواست مجدد و توضیح دوباره خواستن و اینا برای کسیه که خودش بخواهد که بداند، حالا ما چیکار میکنیم؟ کسی که نخواسته و در مدارش نیست و علاقه ای نداره و هنوز به اون حد از جهاد نرسیده رو میخوایم با تکرار هدایت کنیم. به زور و با روش های مختلف و جملات و داستان ها و مثال های زیبا و هزار ترفند.
به قول استاد تو دوره قانون سلامتی: من اینجا اینهمه منطق و دلیل براتون میارم و ساعتها فایل براتون آماده کردم و بازشما قبول نمیکنید که سبک زندگیتونو عوض کنید، حالا میخواید با چند دیقه راجع به غذا و این چیزا به بقیه بفهمونید که چرا باید فلان چیز بخورن و فلان چیز نخورن؟
من چقدر این اشتباه رو کردم و هنوز دارم میکنم که برای تغذیه و رفتار های درست با بدن به بقیه Hint و اطلاعات میدم که چطور اوضاعشون بهتر بشه. آقا مگه کل فامیل صدبار ندیدن که من هیچجا هیچ غذایی نمیخورم و فقط غذای خودمو دارم؟ آیا یکبار یکیشون پرسیده که چیکار داری میکنی و به ما هم بگو و ما فلان مشکل رو داریم به نظرت دلیلش چیه؟ نه.. پس چرا من باید به دیگران فکر کنم که چطور قانعشون کنم؟ چون ذهنم دلایل مختلفی برای بهبود دیگران داره. چه دلایلی؟ اینکه من باید به دیگران کمک کنم. اگه دیگران درست عمل نکنن تقصیر منه، اینکه اگر دیگران رو بهبود ببخشم اون موقع اس که ارزشمندم…
حالا جدا از کلی دلیل اشتباه، روی بقیه ایراد هم میذارم که: به بچه آدم حرف رو یکبار میگن… بقیه ببخشید نادانن که نمیفهمن من چی میگم و راه درست کدومه… خوب اینطوری که من دارم آشغالا رو میدم زیر مبل.
چون احساس بی ارزشی دارم از اینکه نمیتونم دیگران رو متقاعد کنم پس بهشون برچسب بد میزنم که بگم: خب نه دیگه من ارزشمندم چون تمام زورمو زدم ولی اونا نادانن که به حرف من عمل نکردن.
من باید خودم عمل کنم
بپذیرم که جهان مادی جهان مدار هاست، قرار نیست همه مورد تایید من باشن، اصلا قرار نیست همه روی زیبای زندگی رو تجربه کنن
من به خودیه خود ارزشمندم به همین دلیل که پا به این دنیای مادی گذاشتم
باور غلطیه که فکر کنم باید با یکبار فهمیدن قانون نتایجم عوض بشه و باور درست اینه که باید هر روز تکرار و تکرار و تمرین کنم تا گفتگو های ذهنم عوض بشن
دانستن کافی نیست باید باور کنم
وقتی غالب اعمالم عوض بشه یعنی باورم عوض شده
وقتی سالها طبق باور جدید عمل کنم میتونم بگم که باورم ریشه ای تغییر کرده
این یعنی اگر یکبار یا یکماه یا حتی یکسال درست عمل کردم فکر نکنم که باورهام ریشه ای تغییر کرد و توهم نزنم که از کار کردن رو باورهام بی نیاز شدم.
من تا ابد به تکرار قوانین و هدایت خداوند نیازمندم
خدایاشکرت که هدایتم کردی تا قوانین رو مرور کنم
الحمدلله رب العالمین
ممنون استاد نازنینم
عاشقتونم
در پناه الله باشید
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به همگی
لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءاً فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ (11)
براى انسان فرشتگانى است که پى درپى او را از پیش رو و از پشت سر از فرمان خداوند حفاظت مى کنند. همانا خداوند حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنکه آنان حال خود را تغییر دهند و هرگاه خداوند براى قومى آسیبى بخواهد پس هیچ برگشتى براى آن نیست و در برابر او هیچ دوست و کارساز و حمایت کننده اى براى آنان نیست.
ما عاجز هستیم از تغییر دیگران، این یک قانون هست یک اصل هست ، حتی خداوند هم اینکار را نخواهد کرد طبق آیه فوق، پس ما وظیفه داریم که فقط روی باورهای خود کار کنیم تا مدار ما بالا رود و در این صورت سلامتی و ثروت بیشتر و خوشبختی و آرامش خودش به آسانی وارد زندگی ما میشه.
انشاالله، فرق داره با آن آراد الله ،
آن شالله یعنی اگر تلاش و حرکت ما در چارچوب قوانین جهان باشه حتما به هدف خود می رسیم فارغ از اینکه ما چه دینی داریم اهل کدام کشوریم و چه کسی هستیم .
آن آراد الله یعنی اگر خداوند بخواد ، یعنی تصمیم گیرنده فقط خداوند هست ، مثل ایکنه خداوند در قرآن گفته من اراده کردم زمین را گسترش دهم .
اگر به قوانین جهان هستی ما آشنا باشیم و بهش عمل کنیم 100 درصد از سعادت دنیا و آخرت بهرهمند میشیم.
در پناه الله یکتا شاد ثروتمند و سلامت باشید.
علیرضا یکتای مقدم
مشهد مقدس
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ
به نام هستی بخش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان توحیدی
بحث یشا و یرید بود گفتم چندتا نکته درباره آیه فوق بگم و از خداوند هدایت میخوام تا کلامی از هوای نفس اینجا به نگارش در نیارم و قلمی باشم در دستان رب که
قُلْ لَوْ کَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِکَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ کَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا
…
نکته اول: در آیه فوق اصلا بحثی درباره زمان نشده! هیچ جا گفته نشده ناگهان یا در لحظه و از این صحبتها…بلکه گفته شده فیکون…یعنی پس میشود که خواسته نتیجه یه قانون رو بیان کنه…
نکته دوم: شیئ اشاره به موجودیتی داره که مرتبه ما فوق وجود مادیه…یعنی اول مشیت تعلق میگیره به بعد متافیزیکی یک موجود که همون شیئ و قابلیت هستش و بعد اراده خداوند پای کار میاد و اون شیئ موجود میشه…اگه به خود آیه نگاه کنید متوجه میشید…هنوز چیزی خلق نشده و خدا به اون شیئ میگه موجود باش.. این یعنی اینکه قبل از موجود شدن یک چیز نفسش و بعد جوهریش (رجوع کنید به نظریه حرکت جوهری) اقتضا و قابلیت پیدا میکنه (یشا) و بعد ازاده خداوند اونو موجود میکنه (اراد یرید)..
نکته سوم: شیئ دو حالت داره..یا هنوز به ظهور نرسیده و در جهان مادی اقتضاش فراهم میشه و موجودیت پیدا میکنه مثل فرزندی که متولد میشه، حالت دوم شیئه که موجودیت پیدا کرده اما با تغییراتی که میکنه قابلیت تکامل یا اضمحلال پیدا میکنه…در انسان این شیئت ناظر به نفس انسانه..همون ضمیر نیمه هوشیار…یعنی با باورسازی و تغییر در نفس انسان اگر قابلیت پیدا کنه طبق آیه مشمول اراده پروردگار قرار میگیره..چه خیر و چه شر
سُنَّهَ ٱللَّهِ ٱلَّتِی قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّهِ ٱللَّهِ تَبۡدِیلࣰا
به نام خدا و سلام
سلام دوست توحیدی من
خدارو شکر میکنم که من خودم رو در بین بهترین انسانهای دنیا میبینم
از شما بینهایت سپاسگزارم
این چند روز خیلی فکر کردم ولی به نتیجه ی خوبی که راضیم کنه نمیرسیدم تاااا همین یک ساعت پیش که پروردگار مهربانم گفت آنچه رو که باید میفهمیدم
نمیدونم از کجا و چجوری بگم
اینکه در مورد تغییر آیه نوشتید و من به خیال خودم در حال تغییرم و دارم تکاملم رو طی میکنم و باید صبر کنم ولی تضادها هستند و حل نمیشن و من از خداوند خودم طلب کمک میکردم که چرا اتفاق بزرگ یا همون پیشرفت ها و موفقیت ها برای من حاصل نمیشه
صحبت های شما هم گوشه ذهنم بود
سه روز پیش خانه مادرم بودم مادرم اضافه وزن زیادی داره و خودش هم میدونه که باید وزن کم کنه و جلوی پرخوریش رو بگیره، یه پسر خاله دارم که ایشون هم تو سن جوانی بیماری قلبی گرفته و دکتر گفته نباید سیگار بکشی، خاله ام به مادرم میگفت کمتر بخور برات خوب نیست و مادرم به پسر خاله ام میگفت چرا سیگار میکشی برات ضرر داره، من گفتم اینقدر همدیگرو نصیحت نکنید
و با خودم فکر کردم و فکر کردمو فکر که تغییر سخته
یکبار هم قبلترا به مادرم گفتم همون جور که کم خوردن برای شما سخته عوض شدن،منظورم همون تغییر بود، عوض شدن و ترک عادت برای دیگران هم سخته چطور خودمون نمیتونیم یه کاری رو راحت کنار بزاریم ولی از دیگران انتظار داریم براحتی اون کاری رو که سالها مشغول انجامش بودن، براحتی کنار بزارن
واقعا چه انتظاریه
اینها تو ذهن من بود تاااا امشب که من سر شب خوابیدم و ساعت 2 بیدار شدم الان هم 5و 40 دقیقه و طلوع یک صبح زیبای خداوند رو دیدم خدارو شکر
و تمااااام این موضوعات منو به این نتیجه رسوند که من اصلا تغییر نکردم من همون شخصیت قبل با همون کارها و افکار شاید و البته از مقدار منفی بافیم کم شده و به سمت مثبت در حرکتم اون هم فقط ذهنی در حد 30. 40 درصد والا تغییر اساسی و بنیادین و جهاد اکبر نه، نمیبینم در خودم
خدایا شکرت که راه رو برام روشن کردی
من کلا به تغییر مقاومت دارم مثالش هم همین ظهر خوابیدن ها که اگر یک روز ظهر نخوابم سردرد میگیرم انرژی ندارم و شب زود خوابم میبره
عه عه عه تعجب میکنم از خودم
من که تغییرو دوست دارم ولی چراااا
سخته ؟ درسته
درد داره؟ درسته
این همون جهاد منم
فعلا هنگم نمیدونم باید چکار کنم
ولی راضی ام تازه قضیه رو یافتم خخخخخ صبح بخیر خدایا شکرت
خدایا ایاک نستعین
خدایا دوستت دارم
استاد دوستت دارم
شاگرد زرنگا دوستتون دارم
برای همه عزیزان بهترین نعمتها رو همراه سعادت دنیوی و اخروی آرزومندم دلتون غرق نور الهی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
استاد چقد چقد من در مسیر درستم خدارو میلیاردها بار شکر براش
چون امروز دقیقا تو کامنتم نوشتم باید دوازده قدمرواز اول شروع کنم مرور کنمش و امشب این فایل رو گذاشتین که دقیقا خود خود هدایتمه اما استاد ازپس فردا من فعلا روی جلسه ی سوم دوره ی دستیابی عملی به رویاها موندم که بی نهایت بی نهایت به اگاهی هاش نیاز دارم به لطف الله هدایت شدم اما دوازده قدم رو حتما حتما پس فردا تو پلنمم میزارم خدا خودش هدایتم کنه
عاشقتونم
فعلا بازهم دارم گوش میدم و میام مینویسم با عشق استاد معجزه ها داره برام رخ میده معجزه
روی ماهتونرو میبوسم فعلا در پناه الله یکتا باشید
عاشقتونم
بنام خداوند هدایتگر (ان علینا للهدی)
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی دوست داشتنی و دوستان هم فرکانسی
قبل از هر چیز ازتون تشکر میکنم استاد برای یادآوری پایه های قوانین جهان.
همونطوری که آقای عطار روشن توی فایل ویدیویی که در دوره احساس لیاقت فرستاده بودن گفتن، وقتی قوانین ساده دوباره یادآوری میشه تازه میفهمیم چقدر همین مفاهیم پایه و ساده رو فراموش کردیم .
فایل رو که گوش دادم به این فکر کردم چرا قوانین فیزیک مثل جاذبه، قانون ارشمیدس، قوانین نیوتن و …. رو اینقدر باور کردیم که بعد از سالها هنوز ملکه ذهن ما هستن و به یقین رسیدیم در مورد درستیشون ولی قوانین کیهانی رو در ظاهر باور داریم ولی در زمان لازم واکنشی که خود من انجام میدم نشانی از باور قلبی به این قوانین نیست؟
به این نتیجه رسیدم که در مورد قوانین فیزیک از همون بچگی توی خونه وجامعه در موردشون صحبت و بحث می شده و توی مدرسه هم بارها تکرار شدن و عملا با ذهن و منطق و قلب ما عجین شدن ولی در مورد قوانین کیهانی معمولا عکسشونو به طور مداوم شنیدیم و توی قلب و ذهن ما جا گرفته، واسه همینه که هر چقدر هم فکر کنیم الان عوض شدیم و دیگه باورهای درستی نسبت به قوانین کیهانی داریم باز هم اگه تکرار نشن ، پسرفت داریم و به قول استاد رنگ های سفیدی که روی باورهای سیاه قبلی ریخته بودیم پاک میشه و دوباره رنگهای سیاه خودشونو نشون میدن. در مورد حرف قشنگ زدن ، منم اون اوایل که با استاد و قوانین آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی حالیم شده و دوست داشتم دیگران رو هم به راه راست هدایت کنم و نگم از نشتی انرژی که داشتم و اینکه چون پایه های ایمان خودم قوی نبود یه جاهایی هم اتفاقا خودم به شک میفتادم ، بعدش گفتم بابا بیخیال ، استاد با همه دانایی و سخنوری و قدرت کلامی که داره ، میگه من هیچ کی رو نمیخوام هدایت کنم تو این وسط چی میگی دیگه، تو اگه بیل زنی باغچه خودت رو بیل بزن و از اون به بعد تصمیم گرفتم زیپ دهنم رو ببندم و اگه خیلی مشتاق هدایت دیگرانم روی خودم کار کنم و نتیجه بگیرم و بذارم نتایجم حرف بزنه.
خدایا هدایتم کن که هماهنگ با مشیت ( قوانین) تو باشم .
خدایا هدایتم کن که قوانین تو را بشنوم، درک کنم، باور کنم و عمل کنم.
خدایا من اعتراف می کنم به عجز خودم در برابر دانایی، آگاهی، قدرت و عظمت تو و نیازمند هدایت تو در همه امور زندگیم هستم.
خدایا من رو همجهت با جریان خودت قرار بده.
در پناه خداوند سلامت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم.