تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی اکبر شفیعی گفته:
    مدت عضویت: 2032 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیز

    سلام بر مریم خانم یار و همراه استاد

    سلام به تک تک بچه های این سایت بهشتی

    سلام به سحر و روزای عزیز که این این قدر زیبا توحیدی عمل کردن و دارن ادامه میدن

    استاد عزیزم

    من بعد از دوره ای راهنمای عملی دستیابی به رویا ها و استفاده تمرکزی از اون دوره دارم تمرکزی به الهامی که بهم شده عمل میکنم و خدا را شکر قدم اول را برداشتم و برای همین کمتر میتونم کامنت بزارم البته میدونم باید تو فرکانس کامنت نوشتن برای چنین سایتی هم باشم

    البته اگه هر روز اول وقت و شب به سایت سر نزنم انگار اون روز یه چیزی کمه

    میخواستم بعد اون فایل فوق العاده ای که در مورد حجاب بود کامنت بزارم و از شما تشکر کنم که چقدر عملی و زیبا به ما نشون میدید چطور اصل مطلب را از قرآن درک و برداشت کنیم و بهمون یاد دادید چطور تو قران موضوعی را تحقیق و بررسی کنیم

    اما این فایل این قدر حسم را دگرگون کرد نتونستم کامنت ننویسم و از خدا میخوام این حس ها همیشگی باشه نه لحظه ای و این قدر روی خودم کار کنم که این حس دائمی باشه

    به خدا نمیدونم چطور شکر گذار حضور شما تو زندگیم باشم هر چند هر روز صبح اولیم شکر گذاری من همینه

    نمیدونم چطور شکر گذار این سایت الهی باشم

    نمیدونم چطور شکر گذار این دوستان الهی باشم

    فقط میگم خدایا کمکم کن با ایمان آوردنم و با عمل کردنم به این آگاهی ها بتونم قدر دان و سپاسگذار این سایت و این استاد و این محیط باشم

    به خدا استاد تو همین فایل های گفت و گو با دوستان از اول همه اش را گوش دادم بعضی از دوستان این قدر مدارشون بالاست که میشه از تن صداشون آرامش و ایمان را فهمید

    و چقدر انگیزه میگیرم و افتخار میکنم به چنین دوستانی که دارن مژده میدن که نتیجه موندن و ادامه دادن تو این مسیر چیه

    امروز قبل این فایل داشتم به خودم میگفتم خدایا این مرد چیکار کرده که من نه از نزدیک دیدمش و نه از قبل می‌شناختم اش اما این طوری دوستش دارم ؟ این طوری هر روز صبح به خاطر حضورش تو زندگیم شکر گذاری میکنم ، و میخوام بازم نتیجه بگیرم و دوره های بیشتری ازش بخرم

    و گفتم خدایا منم میخوام این مدلی باشم چون خود استاد نشونم داده اگه یه نفر تو جهان به چیزی و جایگاهی رسیده من هم میتونیم فقط باید باور های اون را داشته باشم و مثل اون عمل کنم

    این کامنت را نوشتم که فقط بگم استاد جان ممنونم

    مریم جان ممنونم

    بچه ها از تک تکتون ممنونم

    و خدایا بی نهایت سپاسگذارم

    دوستون دارم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 972 روز

    بنام خالق جهانیان!

    خدایا شکر!

    109

    این فایل یکی از بهترین و تاثیر گذار ترین فایل ها تو دسته بندی گفتگو استاد با دوستان که من چند بار گوش دادم و هر بار تحسینش کردم و مو به تنم سیخ شد از این حد جسارت و توحیدی عمل کردن رزای عزیزم.

    این فایل خیلی درس داشت برایم.

    خیلی جسارت بیشتری داد برایم تا گام هایم را استوار تر بردارم، توحیدی تر عمل کنم،

    پیرو آین ابراهیم باشم که او موحد بود و مشرک نبود.

    به نظر من هر انسانی که نتایج متفاوت تو زندگیش ایجاد کرده قطعا که باور های متفاوتی داشته و جنس توحیدی عمل کردنش فرق داشته با مردم عام جامعه که اتفاق خاصی رقم نزدند تو زندگی شون.

    افرادی مثل رزای عزیز،آقای عطار روشن عزیز،استاد عزیزم و حتی خودم، وبقیه دوستانی که متفاوت عمل کردن و فکر کردن متفاوت نتیجه گرفتن.

    خدایاشکرت که جز هدایت شدگانم،

    من تقریبا دوسال قبل توی سخت ترین مرحله ای زندگیم در تمام جنبه ها و تو بد ترین شرایط روحی، به لطف خدای مهربان هدایت شدم به این سایت،

    قبلش من مدت حدودا یکسال نتورک مارکتینگ کار می کردم،

    کارم جوری بود که هم خوبی های خودشو داشت هم بدی‌های خود شو،

    جلسات انگیزی و ارتباط با آدم های جدید و یه جو مثبتی داشت که این از خوبی های کار بود،

    بدی که داشت این بود باید صبح و شب تو بهم می وختی و کار می کردی و کلی باید صحبت می کردی با آدم ها و قانع شون می کردی تا وارد تیم بشن و همکاری کنند.

    من از آنجایی که یه آدم خیلی درون گرا بودم و اصلا کارای گروهی رو دوست نداشتم، بعد یه مدت خیلی خسته شدم و این کار برایم زجرآور شد.

    بجز چند ماه اول کاری ام که با شوق و ذوق کار کردم، بقیه تایم رو به اجبار کار کردم و برایم سخت می گذشت،

    توی دوراهی گیر کرده بودم،

    از یه طرف کلاس های انگیزی و اون جو نمیزاشت این کار رو رها کنم و از طرفی هم خستگی جسمی و روحی داشت نابودم می کرد.

    دقیقا 14 شهریور ماه 1402 یه روز من جسارت به خرج دادم و تصمیم گرفتم دیگه کار نکنم،

    خیلی سختم بود خیلی، میتونم بگم سخت ترین تصمیمی بود که توی این چند سال آخر تو زندگیم انجامش دادم،

    اون روز ها که آینده ام و زندگیم رو هوا بود و هیچ ایده ای نداشتم و هیچ برنامه ای نداشتم، و از هر لحاظ تحت فشار بودم،

    بعد گذشت چند روز یه شب با تمام وجودم تسلیم خدای مهربان شدم و گفتم من نمی‌دانم راه نشانم بده، اینو با تمام سلول های بدنم گفتم، با تمام قدرت و توانم از خداوند خواستم مسیر درست رو برایم نشان بدهد،

    اون لحظه گوشی دستم بود و دقیقا نمیدانم چی سرچ می کردم تو گوگل، که با سایت استاد آشنا شدم و هنوزم باورم نمیشه که چجوری عضو شد و چرا عضو شد و چه اتفاقی افتاد نمیدانم واقعا.

    از اون روز به بعد روزهای خوب زندگیم شروع شد،

    احساس کردم زنجیر ها از بدنم باز شده و من حس رهایی داشتم، انگار گنج پیدا کرده بودم، بی دلیل خوشحال بودم هنوز هیچ فایلی گوش نداده بودم و هیچ اتفاقی نیوفتاده بود، و حس آرامش عمیق و عجبیی داشتم،

    خدایا قلبا ازت سپاسگزارم بابت عضویتم توی این سایت.

    آرام آرام شروع کردم به زندگی کردن، جون گرفتم، و سرحال شدم،

    در اون لحظه من فقط عنوان فایل ها رو داشتم می خواندم و می چرخیدم تو دسته بندی فایل ها،

    با دیدن هر قسمتی از سایت قلبم باز تر می شد،

    خدایا شکر بخاطر اون لحظه،

    از فایل های هدیه شروع کردم،

    مدت 6 ماه این فایل ها رو باعشق گوش دادم، قسمت گفتگو استاد با دوستان رو که تقریبا 66 فایل هست چند بار گوش دادم، و نمی‌دانید که چه حسی داشتم،

    اون موقع جسارت این رو پیدا کردم که برم دنبال علاقه ام، طراحی لباس

    ولی خیلی باید از عقب تر شروع می کردم،

    خیاطی بلد بودم ولی تو کشور خودم،

    خواستم با سبک و روش اینجا تو کار مورد علاقه ام بیشتر بدونم،

    رفتم از صفر شروع کردم، یجا شاغل شدم، سختم بود ولی انجامش دادم،

    هر روز و هر روز نشانه های درست بودن مسیرم رو می دیدم.

    جایکه سر کار مشغول شدم افرادی بسیار خوبی بودند، حسم خوب بود اونجا،

    خیلی کنجکاو بودم، حواسم به همه چی بود، گوشم رو تیز کرده بودم واسه شنیدن حرفای که بهم کمک می‌کنه به آینده ام کمک میکنه،

    هر کدوم از همکارام که در مورد کار صحبتی می کردن یا بین خود شون از تجربه ها و عمل کرد شون صحبت می کردن، من گوشی کنارم بود و اون نکاتی که میدونستم کمکم می‌کند در آینده کاری ام، سریع تو یاد داشت گوشیم می نویشتم،

    درطول روز هم کار می کردم و هم با هندزفری های تو گوشم، صدای قشنگ استاد عزیزم رو گوش میدادم، و بهترین لحظات رو داشتم.

    خلاصه اینکه از هر لحظه ام استفاده می کردم.

    ارام، آرام از لحاظ روحی خیلی بهتر شدم خیلی آرامشم بیشتر شد، تا اینکه بعد 6 ماه، فروردین 1403 دوره ای فوق‌العاده 12 قدم رو تهیه کردم،

    خدای من چه دوره ای…

    ورق زندگیم برگشت،

    همیه چی تغیر کرد به مرور زمان،

    من مدت یک‌ونیم سال رو 6 قدم از 12 قدم کار کردم. این دوره بی نظیره،

    انجام تمرین ستاره ای قطبی جز بهترین، جذاب ترین و اولیت اولم هست صبح به محض بیدار شدن و شب قبل خواب.

    این تمرین برایم معجزه ها کرده،

    میتونم بگم از موقع که این تمرین رو کار می‌کنم بدون استثنا تمام اتفاقات عالی زندگیم رو مدیون تمرین ستاره قطبی هستم.

    خدارا شکر خیلی استمرار دارم تو انجامش،

    به طول یک‌ونیم سال بجز دوسه شب، هر صبح و هر شب انجام میدم.

    خدایا شکر!

    خدایا شکر!

    اگر سلامتی جسمی و روحی ام،

    روابط عاطفی ام،

    درآمدم،

    عزت نفسم،

    روابطم با آدم ها،

    رابطه ام با خالقم،

    آرامش درونی ام،

    هیچ شباهتی با گذشته ام نداره به دوسال قبلم یک سال قبلم یک ماه قبلم و یک هفته قبلم نداره، دلیلش استفاده مستمر از آموزشات این سایت مخصوصا تمرین ستاره ای هست.

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم!

    درپناه خدای توانا باشید!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  3. -
    محسن اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2913 روز

    انرژی هدایتگر-چکار میکنی با ما-

    توحید.

    توحید قدرت دادن فقط به خداست نه عوامل بیرونی.

    جمله ای که به تنهایی قادر به دگرگون کردن کل زندگی رو داره

    جمله ای که در هر زمینه ای اقا در هر زمینه ای مفهموش هست

    سعادت دنیا وآخرت اگر بخوای با یه جمله بگی چه میگی؟

    واقعا میشه رد شد از این جمله:

    هربار خواستم کامنت بنویسم هی کلمات میومدن وجاری میشد وخدا میرسوند.

    ولی الان هیچی نمیاد فقط میگه به این جمله بچسب خودت در تمرین ستاره قطبی گفتی امروز بیشتر میخوام حست کنم بیشتر نردیک ات بشم.حالا رزا بهم نشونم دادی واز صبح داری کلی نشونه بهم میدی -و بعضی مواقع بغض حال خوب که در کامنت بچه ها در مورد تو داشتم ولی این باروبرای اولین بارگریه کردم این گریه نزدیکی به تو گریه شوق کمک به بنده هات-تو پای ثابت خواسته های من در تمرین ستاره قطبی هستی-خواسته نزدیکی بیشتر به تو-خواسته بیشتر توکل کردن وتسلیمت بودن جان جانانم–حس با توبودن ناب ترین حس دنیاست وهرخواسته ای قرار از بیرون به من برسه از سمت تو میاد-من هیچ خواسته ای رو نمیخوام رنگ وبوی تو رو نداشته باشه-تک تک عکس های دریم بوردم رنگ وبوی تو رو داره –

    دیگه هیچی نمیخوام بگم با این جمله میخوام تنها باشم.تنها باشم با تو.من نمیدانم تو میدانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  4. -
    مریم بذرا گفته:
    مدت عضویت: 1127 روز

    به‌نام خدای که در همین نزدیکیست

    به نام خدای عشق، به نام خدای دوست داشتن

    وبه نام خدای مهربانی

    سلام ودرود به استاد عباس منش عزیزم و دوستان هم فرکانسم.

    چقدر این فایل پراز اگاهی بود

    چقدر ارامش داشت

    چقدر اشک شوق ریختم

    چه فرکانسی از رزای عزیزم به قلبم نشست

    چه عشقی کردم ولذت بردم .

    خدایا فقط در این لحظه میتونم بگم ازت بی نهایت سپاسگذارم که میتونم بشنوم ،درک کنم ولذت ببرم .

    1.قبل از تغییر.کجا بودی و چه احساسی داشتی؟

    قبل از تغییر جهنمی برای خودم درست کرده بودم که به اجبار باید توی این جهنم دست وپا میزدم.

    تبدیل شده بودم به یک ادم حسود ،به یک ادم پرخاشگر وادمی افسرده که هیچ امید و انگیزه ای براش نمونده و از طرف خداوند ترد شده ،خدایی که منو نمی بینه و اگه هم می بینه باهام لج افتاده.

    اوضاع زندگی و روابط داغون ،و اینو بگم که فقط به اجبار یه نفسی میمومد و میرفت.

    2.جرقه.کدام اموزش،تمرین باعث شروع تغییرات بود؟

    توی اون جهنمی که درست کرده بودم

    کم کم مطالبی از قانون جذب توی بعضی گروه ها میدیدم

    و علاقه نشون دادم تا یه روز یکی از اطرافیان فایلی از شمارو برام فرستاد که تیکه هایی از دورهای ثروت بود من علاقه مند شدم و توی گروهای تلگرام کل دورها ی شماروبه قیمت خیلی کم خریدم و 12قدم روشروع کردم .

    ماها روی سه قدم اول بودم انقدر مطالب برام سنگین بود که ذهنم خسته میشد و ساعت ها خوابم می بردو چون کامنت بچها رو نداشتم واقعا درک مطالب برام سخت بود .

    شنیدم شما سایت دارین و میتونم باهاتون در ارتباط باشم.

    مدتی گذشت تا یادگرفتم چطور میتونم عضو سایت بشم .

    اونجا بود که متوجه شدم خرید دورها از تلگرام اشتباه بوده و شما راضی نیستین همه رو پاک کردم و به مدت یکسال شروع کردم فقط روی دانلودی ها کار کردم .

    زندگی من اینجا شروع به تغییر کرد.

    اینجا بود که تمام جواب سوالاتم رو دریافت کردم

    اینجا بود که به ارامش رسیدم.

    اینجا بود که خدارو شناختم و

    درست بعداز یکسال اولین دوره، کشف قوانین زندگی رو خریدم و ترمزهام رو یکی یکی شناختم و روشون کار کردم و زندگیم روغن کاری شد.

    وبعد دوره ی لیاقت که منو با بزرگترین پاشنه اشیلم مواجه کرد.منو به اصلم وصل کرد.ودوست داشتن بی قید و شرط رو بهم یاد داد.

    3.اولین قدم کوچک ،اما عملیت چه بود؟

    من کسب و کار خودمو داشتم .اولین قدمم در این حوزه کار کردن روی باورهای ثروت ساز و فراوانی بود ،تحسین کردن ثروت های دور و برم بودو..

    کم کم در امدم سه برابرشد.وجنس مشتریام بهتر وبهتر شد

    در حوزه ی روابط ،من شوهرم و بچهام بودن ولی این روابط اون چیزی نبود که میخواستم .

    اولین قدم من

    در این حوزه ،این بود که وقتی ازشما شنیدم زن یا مرد که اسیر همدیگه نیستن و مدام بخوان همدیگه رو کنترل کنن که این کارو بکن ،اون کارو نکن.اونا هرکدوم حق دارن به کارهای شخصی خودشون بپردازن.حتی اگه بخوان میتونن ماها تنها زندگی کنن.

    استاد خدامیدونه این جمله ها چقدر دید منو عوض کرد، از فردای اون روز قدم اول رو برداشتم و به خواستهای شوهرم احترام گذاشتم .

    دست از کنترل کردنش برداشتم .

    خودمو لایق روابطی عالی دونستم و این قدم های به ظاهر کوچک من تحولی عظیم در روابطم به وجود اورد.

    این کامنت ادامه دارد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  5. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2273 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی

    سلام به استاد و مریم عزیزم

    این گفتگوی زیبا و تاثیرگذار بین استاد و سحر عزیز و رزای عزیزم بود گفتگویی سرشار از اجرای توحید و توکل در عمل با رعایت قانون مهم و اساسی تکامل

    سحر عزیزم که گفتند با دوره های استاد زندگیشون بهشت شده و با دوره ثروت ۱و ۲و ۳ به درامد ماهی ۷۰ تا ۸۰ میلیون تومان رسیدند با کار کردن رو باورهای این دوره ها و باورهای توحیدی به هر نشونه و الهامی که میشد عمل میکردند و هدایت میشدند و چند تا درامد از چند موضوع کاری دارند به راحتی و عزتمندانه کسب درامد میکنند و موفق شدند که مهاجرت هم بکنند و مستقل شدند و فقط به خدا توکل کردند و بدون هیچ پارتی فقط با توکل به خدا حرکت کردند و زندگیشون عالی شده وقتی به فایلهای توحیدی گوش میکنند گفتند که چقدر کارهاشون راحت انجام میشه {{ساخت باورهای ثروت افرین مهمه اما در کنارش کار کردن رو باورهای توحیدی هم میتونه نتایج عالی و پایداری رو رقم بزنه }}

    بحث توحید اصل و اساس خوشبختی هست و استاد با تضادهایی که از دوران کودکی تجربه کردند به این موضوع مهم پی بردند که نباید رو کسی حساب کنند و در قران هم خداوند درباره حضرت ابراهیم صحبت میکنه لقب خلیل الله رو حضرت ابراهیم دارند و اون رفاقتی که خداوند با ابراهیم داشت وقتی مقایسه کنیم اون کلام رو با کلامی که با دیگر پیامبران بود این تفاوت رو میشه بهتر درک کرد خداوند میگه ابراهیم موحد بود و مشرک نبود و به دیگر پیامبران میگه پیرو ایین ابراهیم باشید چرا که او موحد بود و مشرک نبود و الگو میده به دیگر پیامبران که از همه بهتر عمل کرده تنهای تنها موسی هارون رو داشت پیامبر علی رو داشت اما ابراهیم تنهای تنها تسلیم وار میخواد قربانی کنه اسماعیلش رو با نمرود مخالفت میکنه بت شکنی میکنه و وقتی ابراهیم میخواد که پیامبران بعدی هم از ذریه او باشد خداوند میگه رحمت من به بدکاران نمیرسه و در نهایت هم از فرزندان و ذریه ابراهیم اسماعیل و اسحاق به پیامبری میرسند همه جای قران حرف از توحید هست و این اصل هست و بارها خداوند در قران میگه ایا خداوند برا ی بنده اش کافی نیست توحید یعنی ندادن قدرت به عوامل بیرونی یعنی با توکل به خدا حرکت کردن هر چقدر توحیدی تر عمل کنیم نتایج ابراهیمی تری میگیریم و درک توحید هم تکامل میخواد و اگر شرک بورزیم نتایج کاملا مشخصه تو روابط تو کار تو هر زمینه ای رو کس دیگه ای حساب کردی احساس خوبت شادیت و موفقیت مالیت رو به وجود فرد دیگه ای پیوند زدی به بدترین حالت ممکن از اون فرد ضربه خوردیم و یه موقعه هایی با همون چک و لگد اول به خودمون اومدیم و به خودمون و خدای درونمون تکیه کردیم و اوضاع و شرایط رو درست کردیم و یه موقع هایی با پوتکی که جهان به سر اون فرد زده باز هم به خودش نیومده و بدترین شرایط رو تا اخر عمرش تجربه کرده درک این موضوع توحید هیچ انتهایی نداره و هر بار بهتر و بهتر با بالا رفتن مدارمون میتونیم این موضوع اساسی رو درک کنیم

    رزای عزیزم با صدای زیبا و فرکانسی مثبت و ارامشی عمیق و زیبا خیلی زیبا از نتایجشون گفتند و چقدر برای من درس داشت و یاد گرفتم ازتون بسیار زیبا صحبت کردید عزیزم با تضادهایی که تو زندگیتون داشتید و تجربیات زیبایی که با کار کردن رو دوره ها و فایلهای رایگان داشتید و نتایج عالی که گرفتید به من درس و اگاهی زیبایی داد و دری از اگاهی رو به روی ما باز کردی تضاد جدایی از همسرتون و وضعیت مالی بد و تنهایی در انگلیس تو خوابگاه زندگی میکردید و این تضادها شما رو مجبور کرد تا از یک روانشناس کمک بگیرید و گفتید که حتی اشک امان نمیداد که بتونید مسائلتون رو مطرح کنید و اون دو هفته ای که نتونستید با روانشناستون ارتباط بگیرید راهی شد تا در تنهایی هدایت بشید به استفاده از دوره عزت نفس و فایلهای رایگان و با تعهد رو خودتون کار کردید شکرگزاری کردید برای کوچکترین و جزیی ترین چیزهایی که تو اون شرایط داشتید و کنترل ذهن کردید به هر سختی که بود با دوش گرفتن سعی میکردید ارامشتون رو به دست بیارید و با تمام وجود با تمام هستی تون میخواستید که شرایط رو تغییر بدید و گفتید که تو اون بی کسی احساس کردید که کسی کنارتون هست یه انرژی یه نور که پر از شادی و قدرت هست و در کنار شماست و ازش خواستید که هدایتتتون کنه و به شما هر چی بگه انجامش میدید و هدایت شدید که با هرانچه در اون لحظه دارید کار کنید و هدایت شدید به گارسونی تو یک رستوران و خواستید تا تکاملی پیش برید چون این قانون رو کاملا درک کرده بودید و در عین حال هم رزومه کار به جاهای دیگه هم میفرستادیداین قدمهایی بود که شما برداشتید و بعد از یک ماه کار در رستوران هدایت شدید به اینکه رزومه بفرستید به شرکت دیگه ای که به شما پیشنهاد شد جواب منفی از اون شرکت دریافت کردید {{ سپاسگزاری توجه به نکات مثبت کنترل ذهن برای اینکه لااقل به شما جواب دادند حتی اگرچه که منفی بود و مثل جاهای دیگه ای که رزومه فرستاده بودید بی جواب نمونده بودید این یعنی توکل به خدا کردن }} این حد از ایمان و توکل شما به خدای مهربان لایق دریافت پاداش بود و ۳ روز بعد اونها با شما تماس گرفتند و درخواست همکاری کردند و قرارداد بستند در مرحله بعدی با مطرح کردن موضوع اِشتغالتون به صورت تمام وقت به خوابگاهی که درش زندگی میکردید اونها درخواست ترک خوابگاه رو دادند و شما باید تصمیم شجاعانه ای میگرفتید{{ تصمیم گرفتید که از اون شغل انصراف بدید تا بتونید تو خوابگاه بمونید با این باور خدایی که این کار رو برای من انجا م داده باز هم این کار رو میتونه در زمان مناسب انجام بده و خواستید که استعفا بدید}} نتیجه این همه ایمان و توکل به قدرت لایزال پروردگار باز شدن دری جدید به روی شما بود و موافقت اینکه که تو خوابگاه بمونید و اجاره بدید {{ خداوند بیانه اون اجاره رو با قدمی که شما به الهام و هدایت پروردگار برداشته بودید و یک ماه تو اون رستوران کار کرده بودید با درامد اونجا جور کرده بود و اجاره هم با درامدی که از شغل جدیدتون دریافت میکردید جور میکرد این قدرت پروردگاره وقتی قدرتش رو باور میکنی و اجازه میدی تسلیم وار تا کارها رو برات انجام بده }}

    {{باور قدرتمند کننده توکل کردن به خدا :من نمیدونم من نمیفهمم تو بگو تو برای من تصمیم بگیر من ضعیف و ناتوانم و تو قدرتمندی تو انجامش بده }}

    با رعایت قانون تکامل تو اون شرکت به عنوان مدیر فنی کار کردید و بعد از خداوند خواستید تاهدایتتون کنه و بتونید در بخش کارشناسی شرکت به عنوان بازرس کارکنید و سرساختمونها برید در دوره اموزشی شرکت کردید و با اعتماد به نفس و با قدرت به دل ترسهاتون رفتید و با اینکه زبان انگلیسی خوبی نداشتید ولی با توکل به خدا اون کار تحقیقاتی رو جلو افرادی با سابقه بالای ۳۰ سال ارائه دادید با قدرت با وجود ترسهایی که داشتید اما گفتید میخوام انجامش بدم و با شجاعت انجام دادید و مورد تشویق هم قرار گرفتید و بعد هم به همراه خانوادتتون با مشارکت هم دوره دوازده قدم رو خریدید و با شکرگزاری با تمرین فوق العاده ستاره قطبی و اهرم رنج و لذت{{ تصمیم گرفتید که خودتون زندگیتون رو اونجور که میخواید خلق کنید و منتظر نباشیم کسی از بیرون بیاد و نجات دهنده باشه }} و این عدم وابستگی به شما کمک کرد تا رو خودتون و توانایی هاتون کار کنید و به عنوان عضو کارشناسان سازمان اجازه حضور و بازرسی از ساختمونها رو بگیرید و از جایی که فکرش رو هم نمیکنید پروژه کاری جور میشه و این همه رشد و موفقیت رو به دست اوردید {{خداوند من حیث لا یحتسب از جایی که گمان نمیکنی روزی به غیر حساب میده }}و با کارکردن رو دوره های ثروت و دوازده قدم عزت نفس و توحید عملی دری از اگاهی به روی شما باز شده و هربار با برطرف کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوتتون این رشد رو به صورت دائمی دارید و هربار بهتر و بهتر هم میشه

    رعایت قانون تکامل حرکت کردن با هر انچه که در حال حاضر داری وبا توکل به خدا و حساب نکردن رو هیچ عامل بیرونی و باور کردن این موضوع مهم واساسی که خداوند قدرت خلق زندگیم رو به دستان خودم داده میتونی زندگیتو خلق کنی و با نگاه مثبت و سپاسگزاری در شرایط سخت و کنترل ذهن مسیری هست که تو رو به خواسته هات هدایت میکنه و خداوند کارها رو برای تو انجام میده به شرط اینکه تو با ایمان به خدا قدم اول رو برداری تا قدم بعدی به تو گفته بشه

    {{استاد جان خیلی زیبا گفتید که حتی تو بازی پینگ پونگ وقتی ازعزیز دلتون عقب میافتید از خدا کمک میخواید و میپرسید که چجوری جواب این سرویس رو بدم و هر انچه که بهتون گفته میشه که حتی از نظر منطقی به نظر اشتباهه انجامش میدید و نتیجه هر بار عمل کردن به اون الهام مثبت بوده و پیروز شدید این ویژگی تسلیم بودن هست و کمک گرفتن از خدا در جزیی ترین مسائل زندگی و تسلیم وار اجرا کردن اون ایده الهامی تو رو در نهایت به خواستت میرسونه و با هرقدمی که به تو گفته میشه و تو برمیداری تو به قدمهای بعدی وبعدی هدایت میشی }}

    استاد این گفتگو بسیار عالی بود از صمیم قلبم میگم عاشقتونممممم ❤ ❤ ❤ ❤

    خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤ ❤ ❤ ❤ سِودا ❤ ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  6. -
    مصطفی پوری گفته:
    مدت عضویت: 2252 روز

    سلام ..استاد چه میکنه این فایل ها با دلم چقدر زیبا خط توحیدی میده

    دیوانه میشم وقتی به این فکر میکنم که به هیچ فکر نکنم و بگم من چیزی نمیدونم و خدایا تو میدونی و چه آسان هدایت میشی به سمت آنچه میخواهی به قول قران آسان میشوی برای آسانی ها

    آفرین رزا .. چه ایمانی نشون دادی وباریک الله به خدایی که همیشه سر قولش هست و به قول تو به مو میرسه ولی پاره نمیشه ..وای که چقد لذت بردم در جایی که درست زبونشون را نمیدونی و هیچ کس نیست کمک کنه و هیچ پولی نیست و هیچ … اما اگه توکل کنی مثل ابراهیم از آتش بیرونت میاره

    شکرت خدا

    باید قدم برداشت حتی کوچیک اینها راه را نشون میدن و به نتیجه میرسوننت تکامت باید طی بشه اما مهمه که در طی تکامل کم نیاری واحساس عالی داشته باشی

    شکرخدا تونستم کامنت بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    خدایا شکرت گفته:
    مدت عضویت: 2269 روز

    سلام سلام استاد جان مهربان مبعوث برگزیده.مومن.خداپرست،توحیدی،منفق،ماهمه فی سبیل مانده ایم درراه مانده هاییم و تو استاد منفق فی سبیل الله

    فقط اومدم بگم قانون جواب میده..تو همه چی..حتی روابط داغون..حتی فقرصفر..حتی بیماری لاعلاج

    : اصلا هیچ وق اینقدحس نمیکردم بخدا ایقدنزدیکم

    میدونید خدااااا بشدتتتت سریع پاسخ میده

    اله خوبم

    انگارنشسته پیشم بش میگم اونم جواب میده

    ببینید بچه ها

    قران میگه ان قران الفجرکان مشهودا

    یعنی قران تو بین الطلوعین نگم براتون چه میکنه.

    بعدنمازصب همون فجره.

    تضادداشتم

    هنگام فجرقرانو بازکردم

    بماند خود کلمه تضادم تو ایه بود

    غیر اینم ،خدادرجاپاسخ داد.

    یعنی ازش خاستم

    گفتم الهی انی لماانزلت الی من خیر فقیر

    بش گفتم هدایتم کن بهم تخفیف بده بقول یکی ازبچه های سایت.

    گفتم من قانونو عمل نکردم تو منو ببخش و بهم پاسخ بده

    و داد

    داد.

    میگم عین کلمه تو ایه اومد برام

    یعنی مثلا فرض کنید تضاد من درمورد یخچال بود

    تو ایه عین کلمه یخچال اومد

    خلاصه نگم براتون😭😭😭

    دراخر هم بگم واقعا انرژی ب ماده تبدیل میشه

    واقعا فکرما به اتفاقات تبدیل میشه

    بهمین سادگی

    ب کفش فک کن

    کفش بوجودمیاد

    الله اکبر

    کن فیکون

    فقط بشرط یقین ک ما میتوانیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  8. -
    محدثه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 667 روز

    سلام

    این فایل رو خیلی وقت پیش وقتی تازه وارد سایت شده بودم بطور اتفاقی دیده بودم

    و چشم امید رو به من گشود

    من هم عین ایشون وقتی خاستم با مشاورم حرف بزنم گریم گرفت

    وقتی خودم به گذشتم با اتفاقایی ک برام افتاد فکر میکردم خیلی اشک میریختم

    فکر میکردم با بقیه فرق دارم و از جنبه مثبت نبود این تغییرم و خیلی دوست داشتم عین بقیه اروم و بیخیال باشم و نترسم

    منم از تمامممم تمامم وجود میخواستم و خوب رزای عزیز رو درک میکنم

    وقتی چیزی برای از دست دادن نداری با ایمان و توحید بیشتری تلاش میکنی که تغییر کنی

    وقتی واقعا از شرایطی که برات پیش اومده از ته دل ناراضی هستی و نمیخوایش

    وقتی خودت قبلش که با این سایت و..اشنا بشی راه های دیگه رو امتحان کردی که حالت خوب بشه و بقیه کمک خواستی ولی هیچکس کمکت نکرده یا خاسته کمکت کنه ولی نتیجه ای دریافت نشده

    اونموقع هست که با تمام وجود حرفای استاد و باور داری و عمل میکنی بهش

    هر حرف و کلمه ای استاد میگفتن انجام میدادم از فایل های رایگان

    چون با تمام وجود میخواستم

    و مشکلی رو که با اون همه نماز خوندن و طلب بخشش کردن و گریه کردن و التماس از خدا میخواستم به مرور و در کمترین زمانی که میشد حلش کردم و یه ادم جدید شده بودم که حتی توی اون موارد از دوستامم که قبلش میگفتم چرا من عین اونا نیستم بهتر شده بودم

    اینه قدرت توحید

    نباید یادم بره من بزرگترین مشکل زندگیم رو با عمل به حرفای استاد حل کردم

    پس اگر الان عمل نمیکنم،یعنی از شرایطم راضی هستم..

    و واقعا متاسفم که سر یچیز کوچیک بخاطر عزت نفس ضعیفم توی اون مورد کم کم دور شدم

    ولی دوباره شروع میکنم و قویش میکنم

    چیزی که باعث شد شکست بخورم مربوط به کمالگرایی هم میشد

    من تکالمو اونجا رعایت نکردم و شرایطو خودم بد کردم

    ولی همه انسان ها اشتباه میکنند و بخشی از مسیر رشدمون هست

    از رزای عزیز سپاسگزارم که یادم اورد به خاطر چیزای کوچیک سپاسگزار باشم

    بخاطر فرشی که اون رو نشستم الان..بخاطر خونه ای که داریم بخاطر اینکه سلامتم ..بخاطر اینکه یخچالمون پره..

    بخاطر نتایجی که شاید بنظرمون بده ولی اگر نگاه مثبت داشته باشیم همونا هم به خیر خوشی تموم میشه

    اگر تسلیم باشیم

    اگر مطمئن باشیم از قدرت خدا که کمکمون میکنه

    دوست عزیز از هرجایی که هستی شروع کن و تکاملی پیش برو

    ممنونم از رزای عزیز و استاد که این فایل رو در اختیار ما قرار داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  9. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1383 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خداراشکر گذارم که این فرصت رو بهم داد

    که در دل این همه ایمان من باشم

    استاد اشک از چشمانم قطع شدنی نیست

    اینقدر دوست عزیز خوب از خداوند گفت که نمیتونم حتی گوشی دستم بگیرم بنویسم

    خدایا ازت ممنونم

    استاد سلام

    من یاد خودم افتادم که از درد گرفتاری دست به دامن خدا شدم

    نمی‌دونم چرا باید اینقدر فرو بروم که دست از پا دراز کشیده برگردم در لحظه آخر دست به دامن بشم

    خیلی سخت بود اون زمان

    هیچ جا اعتبار نداری

    همه ازت بدشون اومده

    حتی همسرم

    حتی فرزندم

    حتی خانواده

    جوری که به برادرم زنگ زدم بروم خونشون

    پسر داداشم جواب داد که بهم گفت نمیتونی بیای خونمون جایی برای تو نیست

    اونجا کلی گریه کردم به درگاه خدا

    که چرا اینجوری شده

    مگر چه خبطی کردم

    بهم پاسخ داد اگر هیچ کس نیست من هستم

    اونجا صدای خدا تو گوشم بود که بهم گفت

    آرام باش من کنارتم

    بهش گفتم چکار کنم

    از بیکاری بی آبرویی پول تو حساب نداشتم

    همسرم میخواست از خونم بره مستاجر بودم برای اجاره خونه مونده بودم تصمیم های اشتباه پشت اشتباه

    و فقط یک حس درونی بهم میگفت برو کارگری

    من در زمینه کاری خودم خیلی خبره هستم

    می‌گفت حرکت کن برو کارگری برو تو باید حرکت کنی

    من شروع کردم قدم اول رو برداشتن کارگری شرکت ها رو میکردم

    شرکت های که یک زمان رقبای من بودن

    من از صاحب شرکت خودم

    رسیده بودم کارگری

    ولی میگفتم مهم نیست

    یک شرکتی بهم پیشنهاد کارگر رسمی شرکتش باشم را داد گفت بیا دائم پیش خودم کار کن

    من اونجا خندیدم و گفتم من معلوم نیست که کارگر باشم

    من میخام خودم شرکت راه اندازی کنم فقط این قدم اول رو برداشتم تا راه کار بهم نشان داده بشه

    و چیزی از همون حرف نگذشت شاید یکی دو ماه

    من تونستم شرکت کوچکی را راه اندازی کنم

    قدم به قدم پیش رفتم

    درآمدهای کوچک کوچک رسیده به درآمد های بزرگ

    میخام اینو بگم

    هر لحظه دنبال بهبود هستم

    همین قبل از این پروژه داشتم به خدا میگفتم چطور از این بهتر

    بهم بگو

    استاد انگار این پروژه جواب تمام سؤالات من بوده

    ازتون ممنونم دوستان سپاس از مشارکت شما عزیزانم

    تمرین

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    احساس در ماندگی طبق توضیحاتی که دادم

    نابود بودم

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    فایل دانلودی که استاد می‌گفت اگر هنوز تکلیفت با خودت روشن نیست بیا حرکت کن از خدا بخواه هدایتت کند بعضی ها هنوز نمی‌دانند چه میخان باری به هر جهت زندگی میکنند و اونجا من حرفه ای خورد که دوره خریداری کنم

    دوره دوازده قدم خریداری شد

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    کارگری الهامی بود که بهم شده بود من قدم برداشتم درسته با اینکه برام اصلا خوب نبود چون باید با افرادی کار میکردم که همه اونها من رو می‌شناختند و من از صاحب شرکت خودم رسیده بودم به صفر و اینو بگم به زیر صفر و شدم کارگر شرکت های متفاوت چون هر روز یک جا چرخشی براشون کار میکردم خبره کار بودم همه منو میخواستن و من فقط روزانه برای شرکت های متفاوت می رفتم و حقوق روز به روز می‌گرفتم چون واقعا نیاز داشتم

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    دفتر شکر گذاری که الان دفتر هام اینقدر زیاد هستند که دیگه جا برای نگهداری اونها ندارم

    تمرین ستاره قطبی که دفتر ها و. کردم که جا ندارم نگهداری کنم

    اونها گنجینه هایی هستند که من می‌نویسم و خلق میکنم برام باورها ساخت

    از اهرم رنج بدبختی که اگر مثل قبل عمل کنی مثل قبل نتیجه میگیری و روی خودم مدام کار میکنم تا یک درجه بهبود بدهم خودم را

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    مانعی که همسرم داشت ازم جدا می‌شد

    هدایت از خداوند. خواستن و پاسخ واضح در گوشم که باید حرکت کنی گفتم چکار کنم گفت کارگری کمترین هزینه را دارد

    باید از یک جایی شروع کنی اینکه بشینی از کجا سرمایه بیارم کارم را راه اندازی کنم چه کنم چه کنم کاری نمیشود حرکت کردن و من بهت میگویم خدا در وجود من شعله ور شده بود چون ایمانم را به خدا فقط بود

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    خداراشکر در خونه مستأجری خوب در محله عالی زندگی میکنم بیش از 55میلیون اجاره انبار و شرکت و خونه میدهم

    درآمدم تا سقف 400 میلیون

    روابط عاشقانه زیبا با همسرم و همه و همه بیشترین اعتبار را در میان همه دارم

    همه با من مشفرت میکنند

    سلامتی عالی بدن زیبا با دوره قانون سلامتی

    ازلخاظ مالی پول خوب می‌سازم ولی هنوز ظرف خیلی سوراخ داره نتونستم هنوز درستش کنم

    و همه این اعتبارها رو به خدا میدهم که بهم همه اینها رو بخشیده الباقی رو هم درست می‌کنه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 278 روز

      سلام به دوست همف کنسی گل من سید حسن عزیز چقدر داستان کامنت شما قشنگ بود آفرین کیف کردم تحسینتون میکنم واقعا که توکلت به خدا باشه درهاباز میشود برات آرزوی موفقیت در بالاترین سطح استانداردهای دارم عزیزم خیلی عالی بود موفق باشید و شاد به همین فرکانسی زیباراجهت خلق بهترینها ادامه بدین الگو میگیرم ازشما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سيما گفته:
    مدت عضویت: 2991 روز

    سلام به همه ی عزیزان

    من قبلا حرفهای رزا جان رو توی فایل هایی که تو سایت هستن گوش داده بودم و واقعا لذت بردم و تو ذهنم بود که اون فایل رو دوباره و چند باره دیگه گوش بدم خیلی عالی بود

    من هم زمانی با خود استاد آشنا شدم که به انگلیس مهاجرت کردم

    البته قبلا یعنی زمانی که ایران بودم با آموزش های استاد آشنا بودم توسط یکی از شاگردان استاد که البته ایشون هیچ وقت عنوان نمی کردن که از شاگردان استاد هستن ولی بعد از آشنایی با استاد و آموزش های ایشون متوجه شدم ….. که اینم بگم خود انجام شدن راحتی مهاجرتم بعد از سالها که درخواستم ریجکت می شد از عمل به آموزش های همون شاگرد استاد بود البته من فقط یه کوچولو عمل کردم ولی جواب داد

    به محض رسیدنم به انگلیس توی یوتوب خیلی اتفاقی با خود استاد آشنا شدم و در فرکانس ایشون قرار گرفتم خدا رو شکر

    یاد دوران خودم افتادم در اطاق های شر که سرویس بهداشتی حموم و آشپزخانه مشترک بود و من اون زمان روی کشف قوانین زندگی البته قبل از آپدیت داشتم دائم روی خودم کار می کردم

    قبل از خریدن هر محصولی من فایل های رایگان استاد رو تقریبا همشو دانلود کرده بود و دائما در حال گوش دادن به فایل ها بودم

    اونجا که آدم می گه من نمی دونم خدایا خودت هدایت کن خودت بگو چیکار کنم واقعا درها باز می شه

    یه زمانی فقط آرزوم این بود یه کاری داشته باشم که از خودم یه درآمدی داشته باشم

    منم کار تو رستورانو شروع کردم البته داخل آشپزخانه رستوران

    چون پر از ترس بودم حتی جرات اینکه جلوی رستوران کار کنم و مشتری رو فقط سرو کنم و خیلی از کار آشپزخونه راحت تر است را نداشتم می گفتم زبانم خوب نیست و هزار و یک بهونه ی دیگه

    ولی کارو شروع کردم

    منم مثل رزا حتی یه روزم تو ایران کار نکرده بودم

    از ظرف شویی تمیز کردن …. شروع شد تا اومدم روی مرحله ی آشپزی و برای انگلیسی ها English breakfast درست می کردم و خیلی حال می داد وقتی یک سریشون می اومدن نزدیک آشپزخونه و به من می گفتن thank you chef . خیلی هم فرز و سریع کار می کردم

    سریع چندین order رو با هم می زدم

    تا رسیدم به جایی که کار آشپزخونه خستم می کرد منو گذاشتن جلو برای سرو مشتری ها

    اون قسمت هم خیلی عالی عمل کردم

    به اندازه دو یا شاید سه نفر تو شلوغی رستوران به راحتی می تونستم کار کنم چون خیلی فرز و سریع و البته با احترام و مهربونی با مشتری ها رفتار می کردم یادش به خیر خیلی حال می داد به خودم افتخار می کردم

    طوری بود که کل اون سیستم اون رستوران دستم اومده بود یعنی اگه رستوران داشتن از علاقم بود سه صوت می تونستم برای خودم رستوران بزنم چون صفر تا صد کار برام مثل آبخوردن شده بود ولی اون کار مورد علاقم نبود و فقط به درآمدش نیاز داشتم در کنارش روی خودمم کار می کردم

    که بعد پله پله هدایت شدم که مسائل مربوطه را در هر فایلی که اومد می نویسم به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: