این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای خوب و مهربونم رو شاکرم که منو تو این مسیر قرار داد و منو با شما و سایت خوب و مطالب عالیتون اشنا کرد ،چقدر لذت بردم از صحبت های رزا عزیز ،اونجا که گفت من هیچ چیزی برای شکرگزاری پیدا نمیکردم دقیقا یاد روزای اول خودم افتادم ک بلد نبودم و نمیدونستم خدارو برای چه چیزهایی میشه شکر کرد ،و بعد با گوش دادن به فایل های شما فهمیدم چه نعمت های بزرگی دارم و به چشم من نمیاد و کم کم دارم یاد میگیرم سپاسگزار باشم برای کوچیکترین چیزا و این خیلی تو حال و هوای من تاثیر گذاشته ،و امیدوارم بتونم به جایی برسم که مثل رزای عزیز،خدارو برای نشدن ها و موقعیت هایی ک بنظر خوب نیستند هم شکر کنم و ناسپاس نباشم
به امید روزی که منم بیام و از پله پله رشد کردنم با شما صحبت کنم
خداجونم من راضی هستم به رضای تو. فقط تو رو جلوی روم میبینم.
استاد عزیز من معتاد شدم به گوش دادن به قایل هاتون
واقعا لذت میبرم از این همه آگاهی
واقعا لذت میبرم از این همه خوب زندگی کردن
استاد همش دوست داشتم بیام تو کلاب هوس از آگاهی هایی که پیدا کردم بگم، هنوز هدایت نشدم
اما امروز گفتم اینجا حالا حرفات رو بگو تا برسه به اونجا.
استاد من ۵ سال هست که با شما همراهم. همیشه از قبل ها یه چیزی بهم میگفت که خیلی دوست دارم آگاه بشم. ولی راهش رو بلد نبودم. با به دنیا اومدن پسرم، پاشنه آشیل های من که تا اون موقع که فکر میکردم زندگیم عااالیه و از نظر بقیه هم به ظاهر خیلی خوب داشتم زندگی میکردم و ازدواج خوب و ….زد بیرون. وابستگی شدید من به پسرم و از طرفی یه وابستگی دیگه به همسرم که تا اون موقع نفهمیده بودم.
خلاصه بگم که یه بار که هنوز چک و لقد نخورده بودم و حال بدی داشتم، یه دوستی که همیشه همیشه فقط دعاش میکنم که من رو با این آگاهی ها آشنا کرد، من رو با مطالب شما آشنا کرد. گوش کردم و لذت بردم. اما سریع رهاش کردم. بعد از اون و بعد از یک سال از اون موقع، جهان چنان چک و لقد به من زد که نگو. الان اون داستان رو نمی گم که خیلی مفصل هست. این رو بگم که من غرق شده بودم در حال بد. فقط فقط گریه. فقط فقط درد و دل کردن با دیگران و….
اما با دوره عشق و مودت ، من خدای خودم رو جوری دیگر، کاملا متفاوت از آن چیزی که از کودکی یادم داده بودن پیدا کردم و پله پله بهتر شدم و بهتر. است رو بگم توام و رو طی کردم تا تونستم با حال بهتر بهتر زندگی کنم. از وابستگی در بیام. خلاصه کلی تغییر. اون شیما لوس که آنی میزد زیر گریه، خیلی محمد و قدی شد و تقریبا بدون وابستگی ….
الان خیلی خیلی فاصله دارم تا در مورد افکارم به یک درجه بسیار بالا برسم، ولی اینو بگم که از نظر خودم خیلی عااالی هستم.
کلی میتونم افکارم را کنترل کنم. ما الان حدود ۳ سال هست که اصلا تلویزیون نداریم. الان ۵ سال هست تو ماشینم فقط فقط فایل هلی شما رو گوش میدم. یه جورایی معتاد شدم، عجیب. فایل های سفر بدور آمریکا و زندگی در بهشت شده جزو تفریحات خانوادگی مان در شب. بلدم در تضاد ها زود از حال بد در بیام. خلاصه خیلی راه دارم تا بهتر شدن .. ولی الان هم واقعا خدا رو شکر میکنم به خاطر آگاهی هایم … به خاطر حال خوبم … به خاطر شناخت خدای خودم به طرز صحیح…اینکه به گفته ها تون عمل کنم، که فقط گوش دادن و لذت بردن. اینکه لز شنیدن تا عمل کردن واقعا فاصله هست. من همیشه تلاش به عمل کردن دارم. استاد واقعا دوستتان دارم و از صمیم قلب تحسینتون میکنم ….
🌾بنام الله مهربان من عارفه محمودی هستم بازهم سپاسگزار خداوندم که به من فرصت داد بار دیگر پای آموزهای استادعزیزم سیدحسین عباس منش بنشینم.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز که از ته دل در همین لحظه ازتون سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند هستید تا من این آگاهی هارو دریافت کنم…🌾
……
استاد خیلی سپاسگزار شما هستم فقط برای همین گفتگو با دوستان
چه همزمانی زیبایی بودسحر عزیز با اون نتایج عالی با آن کلمات گوهر باری که امدن گفتن خیلی راحت به همه چیز رسیدن از زیرصفر به درآمد ۸۰تا۹۰ میلیونی درماه از این باور که همه چیز راحت در زندگی تون پیش می آد باکار کردن روی باورهای توحیدیش.وقتی از خداوند هدایت بطلبی به نشونه الهامات عمل کنی اتفاقات خوب بوم بوم می آن توی زندگیت فقط برخدا توکل کن پارتی تون فقط خدا باشه چه مقدمه ای زیبایی خدایاااااااااا از این همزمانی از این که استاد گفت یهو بهم الهام میشه الان این کار بکن و من اقدام کردم بدون برنامه بدون هیچ پشت صحنه ای که برنامه ریزی شده باشه بعد سحر ، رزای عزیز بیاد صحبت کنه خدای من چقدر تو بزرگی الله اکبر
رزا باون صدای نازنین طمانینش بااون آرامشی که توی صداش موج می زد صداش اینقدر ناب خالص الهی بوداینقدر زلال اینقدر پرانرژی پراثر بود.آرامشش در وجودش موج می زد وقتی داشت تعریف می کرد خیلی خوب عالی بود که بغض نکرد موقع تعریف خاطراتش اینجا که ما گوش می کردیم.من به پهنای صورت اشکام جاری شده بود.گریه ام تا آخرشب بند نمی آمد اینقدر که عظمت الله نزدیکی الله رو در این واقعیت زندگی رزا درک کردم رزای عزیز طوری تعریف می کرد انگار کل اون صحنه ها رو توی ذهنم به تصویر کشیدانگاری یه فیلم رو می دیدم.دیروز نزدیک غروب بود خواستم برم دوچرخه سواری چتد روز بود.یه ندایی در درونم می گفت فایل های گفت وگو با استاد رو شروع کن گوش دادن آخ تا قسمت ۲۲ اینا گوش داده بودم…گفتم حالا که می رم دوچرخه سواری پلی کنم آخ وقتی صدای بچه رو میشنوم انگیزه ام فول فول میشه برای پیوسته ماندن دراین مسیر کار کردن.از حسم کمک گرفتم قسمت ۳۷ زدم دانلود ذخیره دبرو که رفتم دوچرخه سواری صدای سحر عزیز به جان نشست.آفتاب داشت غروب می کرد وقتی صدای رزا رو شنیدم… استاداگه با من همکاری کنید قول می دم یه داستان زیبایی تعریف کنم.خدای من چی می خواد بگه….
چند وقت بود خیلی روی اعصابم بود که ای کاش می شد دوره های استاد می خریدم…
هروقت این فکربهتربگم نجوا می آمد توی ذهنم به خودم می گفتم استاد گفته تکامل تون با فایل های دانلودی طی کنید.اگر از فایل های دانلودی نتیجه نگیرید از محصولات هم نتیجه ای نخواهید گرفت…
تا اینکه خداوند چه نتیجه ای رو بهم نشون داد.
رزا جان بگو که تشنه شنیدن حرفات بودم.یادم نمی اد کی از دوچرخه پیاده شدم نشستم.اشکان دست خودم نبود….
کنترل ذهن رزا در آن روزهای سخت هنگام شکر گذاری که توی افسردگی که سخت ترین کار عالم و ایمانش که جواب می ده خداهست خدا کنارم که اینقدر این احساس رو در خودش پررنگ می کنه با چشم دل می بیند خدا یه نور آبی رنگ یه جوان پرشوری که داره توی اتاق دور رزا می چرخه
کنترل ذهن رزا در آن روزهای گارسونی و توکل سپاسگزاریش به الله مهربان هست می بینه که رزا داره قدم برمی داره و پاداش خواهد داد.
کنترل ذهن رزاهنگام که صاحب شرکت ایمیلش می خونه می گه ما شمارو نمی خوایم.به نظرم خدا اینجا یه امتحان ریزی از رزا گرفت ببینه که چقدر رزا شاکرتر وقتی رزا میگه خدایاشکرت همون لحظه به دلم افتادخدا می خواد یه پاداش بزرگی به رزا بده برای این شکرش که دقیقا هم شدرزا درآن شرکت رشدکردپیشرفت کرد درخشید……
دیروز که گوش کردم کلی گریه کردم ن به خاطر سختی های رزا به خاطر اینکه خدارو نشناختم با خدای خودم چقدر غریبه بودم و هستم با خدایی که در وجودم منه و من دنبال دردل کردن همزبان داشتن با کسیم…به خدایی که گفت هروقت بندگان من ازتو درباره من سوال کردن بگو من نزدیکم…بعداز آروم شدنم دوباره گوش کردم امروز هم چندبار گوش کردم یکبارهم کامل نکته به نکته نوشتم….اما هربارش به قسمت هایی که می رسیدم حضور الله روحس می کردم اشکام می ریخت بالای ۵ رو مطمئنم گوش دادم هر۵ بارهم اینقدر این واقعیت داستان ناب خالص بود اشکای منو هربار که گوش دادم درآورد.
رزای عزیزم و سحر عزیز براتون آرزو موفقیت های روز افزون دارم.منتظر نتایج عالی و بیشتر شما هستم…..
خدایا شکرت برای شنیدن این همه از آگاهی های ناب که به رشدمن در زمینه توحیدی عمل کردنم و توحیدماندنم یاری ام می کند انگیزه بی نظیر می ده این گفت وگو با دوستان شنیدن و دریافت فرکانس دوستان برای ادامه و پایداریم دراین مسیرالهی، واقعا بهترین لحظات عمرم همین لحظه هاست که اینقدر حس و حال خوبی پیدا میکنم.احساس می کنم خدارو درکنارم.دروجودم دیگه باهش غریبه نیستم.
🌾خیلی سپاسگزارم که کامنت منو خوندید🌾
امروز پنچشنبه ۱۸شهریور ۱۴۰۰ ساعت ۲۳
تاریخ می زنم تا سندی باشه برای خودم که برگردم و حال و هوای این لحظه ام رو بیاد بیارم. ودر آینده متوجه روند تکاملم
و روندپیشروی مدارهام بشم.
🌾درپناه الله مهربان شاد سلامت ثروتمند سعادتمنددر دنیا و آخرت باشید.🌾
وای که چی باید گفت از این فایل اصلا سخت ترین کار به کاربردن کلماتیه ک نوشتنی نیستن و تو انقدر با اون فرکانس ناب عشق میکنی ک نمیدونی چطوری اون فرکانسو تبدیل کنی به کلمه تا بنویسی اولین بارم بود که با شنیدن فایل استاد گریه کردم اونم وقتی رزا از داستان خودش گفت و اون جمله ک به مو میرسه و پاره نمیشه دیگه کارو تموم کرد واقعا این ایمانه که حرکت میاره مثل رزا که ایمان اورد و حرکت کرد استاد منم چندین سااااال بود که بیکار بودم و هیچوقتم حرکت نمیکردم و همیشه میگفتم کار میاد دیگه و حرکت اصلا براش نمیکردم ولی دقیقا یادمه اولین کاری که رفتم حرکت کردم با اینکه حقوقش پایین بود ولی رفتم و یادمه دوهفته بعدش یه کار خیلی خوب بهم پیشنهاد شد و دوسال اونجا بودم و تکاملم طی شد و هی کار عالی و عالی تر با حقوق بالا و بالاتر و الان خداروشکر یه کار خوب با حقوق خوب دارم دیگه راحت میرم تو دل ترسام چون دوبار رفتم و به این خدا اعتماد کردم استاد این روزا انقدرررر ک نشانم میشه دوازده قدم ک قول دادم به خودم بخرمش ولی هنوز پولش اکی نشده و از خدا خواستم خودش پولشو برسونه برام که بخرم و زندگیمو متحول کنم هرچند کع الان دارم رو دوره عزت نفستون کار میکنم و قدی که کار کردم بسیار نتیجه های خوبی گرفتم اول از همه هم احساس خوب واقعا خدارو شکر میکنم هم از شما هم از مریم هم از دوستان عزیزم سپاس گزارم که حتی خدا از زبان اوناهم با من حرف زده و تو جمله ای که گیر کرده بودم جوابشو از رزا کرفتم دوستون دارم استاد عزیزم😍😍😍
سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان قشنگم و همه دوستان گرامی
چقدر این زندگی دوست عزیزمون برای من درس داشت چقدر ایشون اعتماد به نفس و عزت نفس داشت که نخواست خودش رو مظلوم جلوه بده پیش خانوادهاش و با مظلوم نمایی و بد جلوه دادن همسر سابقشون ترحم اونها رو برانگیخته کنه
شخصی که در ناز و نعمت بزرگ شده و الان باید از صفر وحتی زیر صفر شروع کنه کنار گذاشتن این جلب توجه و احساس ترحم عمیقاً لایق ستایش هست
چقدر عالی بوده که شما اون لحظه احساس نکردی وای من بیام گارسونی کنم اصلا به کلاس من میخوره این کار؟
واقعا تحسینتون کردم واقعاً شما به ما کائنات و خداوند نشون دادید که تعهدی که دادید برای رشد واقعی بوده و بهاش رو کامل پرداختید
چقدر خوشحال شدم براتون چقدر تحسینتون کردم شما لایق بهتر از اینها هستید شما در عمل ثابت کردید که به هر آنچه که استاد گفته دقیق گوش کردید و انجامش دادید آفرین بر شما
از اینکه یک خانم توی یک کشور غریب تونسته اینقدر رشد کنه خیلی خوشحال شدم چقدر باورهام تغییر کرد چقدر باعث شد که بگم آفرین همینه درسته مشکل هست ولی باید از دل اون یک وجه مثبت پیدا کرد
چقدر این اتفاق به ظاهر ناراحت کننده شما رو رشد داد چقدر شما رو مستقل کرد چقدر اعتماد به نفس به شما داد که به قول استاد بعد از اون میتونید کوهها رو جابجا کنید
ایستاده برای شما دست میزنم اینقدر خوشحال شدم انقدر بهتون افتخار کردم که حد و حساب نداره آفرین بر شما و خدا رو سپاسگزارم که این فایل رو شنیدم باورهام تقویت شد که میشود
احسنت بر شما
چقدر از شما درسهای خوبی یاد گرفتم چقدر باورم شد که در اتفاقات سخت هم میشه وجه مثبت رو به هر حال پیدا کرد آفرین اینکه تونستید سپاسگزار باشید تونستید مثبت ها رو ببینید عااااالی بود
قبل از تغییر در شرایطی بودم که بسیار بسیار شرک درونی داشتم و ازش بی خبر بودم ،بارها سوره حمد را که استاد توضیح داده بودند تو جلسه های مختلف میومدم مشتاقانه اون چه ازش می فهمیدم را می گفتم و چقدر بقیه کف می کردند و در سکوت فقط گوش میدادند،،چقدر این کار احساس مهم بودن بهم میداد و خودم را در قالب یک انسان مومن و خوب میدیدم که دارم رسالتم را انجام میدم ولی نمی دونستم که کلام مهم نیست ،بلکه اون باورهای بسیار ریشه دار قدیمی توی ناخودآگاه هستند که دارند کار می کنند و اونها دارند شرایط زندگی ما را مستقل از هوشیاری ما خلق می کنند و چون اون حرفهایی که می زدم راجب به توحید فقط سطحی بود و به ایمان و باور تبدیل نشده بود ،جهان هم بهم نشون داد که واقعاً کی هستم و باورهای پنهان شرک آلود قدیمی چنان ضربه ای به من زدند و من را به چنان شرایطی رسوندند که روزی چند بار آرزوی مرگ می کردم و چنان دنیا را برام سخت کردند و چنان در قعر عمیق ترین چاه جهنمی من را کشوندند و چنان فرکانس من را پایین بردند که احساس می کردم بدبخت تر و فلک زده تر از من در جهان وجود نداره،،تمام راهها را به روم بستند،،نه راه پیش برام گذاشتند نه راه پس،،می دونی،،اینقدر ضربه خوردم از این شرک درونی و باورهای نامناسب شرک آلود که سعی میکنم همیشه اولویتم توحید باشه حتی اگر به قیمت از دست دادن تمام روابطم باشه در جهان و حتی اگر تنها ترین آدم باشم ،،اما می دونی چیه؟ این فقط در حد حرف هست و می دونم که چقدر این باورهای شرک آلود، درونی و عمیق و موذی هستند و هر دفعه به شکلی بخصوص در لحظات تضاد یا کمرنگ شدن ایمان بالا میان،پس از خداوند می خوام خودش هدایتم کنه به مسیر توحید بیشتر و بیشتر و واقعی تر و ایمان بیشتر
به نظرم شرک یعنی بی ایمانی و توحید یعنی ایمان بی قید و شرط ،،خیلی خیلی راه دارم تا به نزدیکی های اون جا برسم ولی همین که دارم حرکت می کنم به سمتش عالیه خدارو شکر
در اون زمان گرفتاری ذهنی که داشتم و متوجه وجود این باورهای شرک آلود درونم و این آبشخور اتفاق های بسیار وحشتناک زندگیم نشده بودم ،احساس ناامیدی و ترس و وحشت و حسرت و افسوس داشت من را می کشت و عملا داشتم خودم ،خودم را نابود میکردم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
واقعیتش اون موقع دوره عزت نفس استاد را داشتم ولی نصفه نیمه یادم بود،،تنها چیزی که می دونستم این بود که عزت نفسم پایین اومده و تنها عاملی که باعث شده بود توی اون شرایط بمونم این بود که می دونستم طبق قانون نمی تونم از خودم فرار کنم،،باید بفهمم علت این همه بدبختی چیه که در درون منم هست ،می دونستم که باید بمونم و آگاه بشم که چه چیزی چه باوری چه بخشی از من داره این شرایط را از جهان برام جذب می کنه ،،یادمه توی اون شرایط جهنمی،هدایت شدم به دیدن فایلهای زندگی در بهشت ،،یعنی فقط به اندازه زمان همون قسمت فایل زندگی در بهشت ،فقط به همون میزان می تونستم به شرایطی که برام پیش اومده بود فکر نکنم،،اره این همزمانی شروع فایلهای زندگی در بهشت ، جرقه آغاز تغییر در من بود و باعث شد بتونم لحظاتی از روز را نفس بکشم و حداقل احساس بد نداشته باشم و بعدش جسته گریخته فایلهای عزت نفس که داشتم از قبل را گوش می دادم و کم کم شرایط بیرونی من یه ذره تغییر کرد
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
دیدن فایلهای زندگی در بهشت و برداشتن تمرکزم از مشکلات فقط برای دقایقی در روز (خانم شایسته عزیزم خداوند بهتون برکت بده ،با این کار دستان حمایت خداوند شدید برای من)
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
نوشتن خواسته هام تو دفترم در تنهایی خودم و خواستن از خداوند که کمکم کنه
گوش دادن جسته گریخته فایلهای عزت نفس
تکرار این باور که خداوند به قلبم آورد که:
من در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت و بهترین ارتباط قرار دارم
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در نهایت توی تضادی قرار گرفتم که دیگه کاملا ناامید و تسلیم شدم و همه چیزهایی که پنهان نگهشون داشته بودم رو کردم ،دست از تقلا برداشتم ،تسلیم سرنوشت شدم یه جورایی ،،و فقط نشستم به توصیه برادرم که از زبان خداوند تیر خلاص را برام زد و دقیقاً به هدف برای نجاتم زد ،،باورهام نسبت به خداوند را روی کاغذ آوردم و وقتی نوشتم و به اون جملات نگاه کردم ،متوجه هر چه باید می شدم ،شدم
مفهوم باور به معنای واقعی
مفهوم شرک ورزیدن به تمام معنا
مفهوم نبودن هیچ چیز و هیچ کسی در بیرون ما حتی نبودن خداوند در بیرون ما
همه چیز بر پرده آگاهی برام شفاف شد و یک لحظه همه اینها را در روبروی خودم دیدم ،دیگه توی یه دنیای دیگه سیر می کردم
نمیدونم چطوری میشه این همه معجزات پشت هم را توضیح داد
خداوند از مدتها قبل که ازش خواسته بودم کمکم کنه تمام آدمها و شرایط و موقعیت ها را برام جور کرده بود،به خدا همه چیز آماده بود ولی من درسم را نگرفته بودم و چشمهام را بسته بودم ،خودم نمی خواستم بدون این آگاهی اقدامی بکنم ،می خواستم بدونم چی شده ؟چرا این همه بدبخت شدم؟ علت بودنم کنار این جهنم و این آدمها چیه؟ به محض اینکه فهمیدم که یک مشرک بودم و به شرک خودم آگاه شدم همین آگاه شدنم دیگه کافی بود،،خداوند قشنگ بغلم کرد از اون مدار مرا به چندین مدار بالاتر آورد ،فقط می تونم همین را بگم
از همان روز آگاه شدنم به خودم و باورهای درونی ام تا حالا که پنج سال می گذاره ،دیگه اون آدمها نتوانستند به من دسترسی پیدا کنند بدون اینکه من بخوام کار خاصی بکنم،همه چیز را خداوند از قبل برام فراهم کرده بود
و استاد عزیزم نکته ای گفتید و یاد گرفتم اینه که وقتی که فقط در شرایط تضاد سنگین تصمیم به تغییر می گیریم ،،تا اون عزت نفس خورد شده مون جون بگیره و سر پا بشه خیلی طول می کشه ،برای من نزدیک به پنج سال طول کشید به همین دلیل می خوام جزو دسته پیشرو یا حداقل گروه سوم باشم تا با اولین هشدارهای جهانم بیدار و آگاه بشم و خودم آگاهانه و مشتاقانه تغییر را در آغوش بگیرم انشاالله و همزمانی هدف کوتاه مدتم که مرور دوباره احساس لیاقت هست با دوره تغییر ،،نشان از هدایت لحظه به لحظه خداوندم هست زمانی که بتونم بشنوم و گوش بدم و قبول کنم و تسلیم راه درستی که به من نشون میده باشم
سلام به استاد عزیزم وسلام ب بانو شایسته و سلام ب همه عزیزای این سایت
پروژه تغییر در اغوش
راستش من وقتی وارد این سایت بهشتی شدم هدفم تغییر تو تمام جنبه های زندگیم بود میخواستم کلی تغییر کنم بنظر خودم این اتفاق برای خودم روشن ومن از این بابت در ارامش وخوشحالم
از خدا میخوام هدایتم کنه
استاد جان من میخوام در مورد شخصیتم بیشتر کار کنم وارامش وشکر گزاری رو بیشت تمرین کنم فایل خیلی خیلی گوش میدم و عشق میکنم
دفتر شکرگزاری دادم
مطمعنم منم نتیجه های میگیرم
میخوام ی اتفاق خوب برام پیش بیا با توکل ب خدا پسرم شغل مناسب داشته باش وازدواج کنه وارد زندگی جدید بش
این یک تغییر در خانواده امسال من فعلا هیچ نشانه ای نیست یک چیز غیر ممکن ولی من با تمام احساس خوب ب خدا مسپارم تا این فرایند زیبا رو با تمام وجودم ببینم ا احساسش کنم خدایا شکرت ک هستی
خدایا شکر بابت این سایت بابت استاد وبابت همه دوستانم به امید فعال بودنم در این پروژ ودریافت نتیجه الهی رحیمی از گرگان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام به استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی و تمام خانواده صمیمی عباسمنش
1- من وقتی میخواستم در سایت کامنت بنویسم، بعلت اینکه با دو انگشت تایپ میکردم خیلی سخت میتونستم متن بنویسم و زمان زیادی از من میگرفت تا یک متن کوتاه را تایپ کنم
و بعد از تایپ کردن و روی سایت قرار دادن متوجه میشدم که چقدر اشتباهات تایپی دارم که بایستی اصلاح کنم
و اگر زمان اصلاح کردن نیز گذشته بود که کامنت من با همان اشتباهات منتشر میشد و این احساس خیلی بدی به من میداد که
که چرا توانایی تایپ یک متن کوتاه بدون اشتباه را ندارم و چرا بایستی اینقدر زمان از من گرفته شود
همین کند بودن در نوشتن تایپ باعث میشد که من علاقه و اشتیاقی نیز به نوشتن کامنت برروی فایلها نداشتهباشم
2- در جلسه اول دوره شیوه حل مسائل سرکار خانم شایسته تمرینی را مطرح کردند که:
اگر فکر می کنی تا کنون هیچ مسئله ای حل نکرده ای و مثالی در گذشته ات درباره حل مسائل پیدا نمی کنی، همین حالا برای ساختن آن مثالها، دست به عمل شو
3- خداوند هدایتم کرد و بفکر افتادم برای اینکه باور توانایی حل مسائل را در خودم ایجاد و تقویت کنم، چقدر خوبه که در دوره تایپ دهانگشتی شرکت کرده و این توانایی را در خودم ایجاد نمایم
بلافاصله در اینترنت جستجو کرده و در یک سایت که به شیوه خیلی راحت و ساده و ابتدایی آموزش تایپ دهانگشتی داشت ثبتنام
کرده و شروع به انجام تمرینات کردم.
4- روزانه حدود نیم ساعت و حداکثر یکساعت تمرین انجام میدادم و با هر بار که یک حرف جدید یاد میگرفتم بخودم تبریک میگفتم و خودم را تحسین میکردم
5- حروفی که وسط صفحه کلید بود و تایپ آنها راحت بود را زمان کمتری صرف میشد ولی وقتی تمرینات مربوط به تایپ حروفی بود که دور از انگشتانم بود و بایستی انگشتانم را بزحمت به کلیدهای مربوطه میرساندم، این چالشی بود که بعضا من را از ادامه دادن منصرف میکرد
ولی انگیزه نوشتن کامنت در سایت و همچین ایجاد باور توانایی حل مسائل در خودم باعث میشد که من بازهم ادامه بدهم و تمرینات را مستمر انجام بدهم
سایت مربوطه هم به شکلی بود که وضعیت کسانی که همزمان با من شروع به آموزش کرده بودند را به من نشان میداد یعنی میتوانستم
زمان تمرین و سرعت و دقت تمرینات آنها را نیز رصد کنم و برای اینکه رکورد بهتری ثبت کرده باشم با انگیزه بیشتری به تمرینات ادامه میدادم
6- به لطف خداوند متعال و تلاش و کوششی که در برای اتمام این دوره داشتم و استمراری که در انجام تمرینات از خودم نشان دادم؛
در حال حاضر مهارت تایپ دهانگشتی من در حد قابل قبولی هم از لحاظ سرعت و هم دقت میباشد بطوریکه میتوانم در سایت کامنت بنویسم و از تایپ کردن لذت ببرم.
از استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته سپاسگزارم بخاطر دوره فوقالعاده شیوه حل مسائل که باعث شد من برای انجام تمرین جلسه اول انگیزه گرفته و توانایی تایپ کردن را در خودم ایجاد نمایم
از قرار گرفتن توی خواب گاهی که اشپزخونه اون مشترک بود واقعا شکر و بعد کار گارسونی و بعد رخ دادن تمام اتفاق های زیبای زندگی شما توسط دستان و هدایت های خداوند
و رسیدن به سعادت که من میخوام مثل استاد به هدایت های تو گوش بدم یا رب العالمین
واقعا استاد ی الگو ناب برای پذیرفتن هدایت های خداوند
خدایا تو بگو که چکار کنم منم میخوام مثل استاد عزیزم باشم
باید احساس ارزشمندی کرد که هدایت هارو دریافت کرد خدایا واقعا شکر
استاد درست میگه باید برای دریافت هدایت ها با دوره 12 قدم آماده بشی و بعد با دوره احساس لیاقت احساس ارزشمندی رو بیدار کنی و خودت رو ارزشمند بدونی برای دریافت هدایت های خداوند
به اونجا برسی که بدونی تو از جنس خود خود خود هستی
تا خداوند هم هدایت هاشو به قلبت جاری کنه
وقتی ارزشمندی رو پیدا کردی در درون خودت
مثل ی پیاز خودت رو
ورق زدی لایه به لایه اون احساس ارزشمندی رو در درون خودت پیدا میکنی
و هدایت ها میاد آروم آروم پله به پله
خدایا به من شجاعتی بده که مثل استاد مثل رزا عزیز
بپذیرم و با جان دل گوش فرا بدم به هدایت های ناب تو ای مهربان من
سلام به استاد عزیز و همه همراهان
خدای خوب و مهربونم رو شاکرم که منو تو این مسیر قرار داد و منو با شما و سایت خوب و مطالب عالیتون اشنا کرد ،چقدر لذت بردم از صحبت های رزا عزیز ،اونجا که گفت من هیچ چیزی برای شکرگزاری پیدا نمیکردم دقیقا یاد روزای اول خودم افتادم ک بلد نبودم و نمیدونستم خدارو برای چه چیزهایی میشه شکر کرد ،و بعد با گوش دادن به فایل های شما فهمیدم چه نعمت های بزرگی دارم و به چشم من نمیاد و کم کم دارم یاد میگیرم سپاسگزار باشم برای کوچیکترین چیزا و این خیلی تو حال و هوای من تاثیر گذاشته ،و امیدوارم بتونم به جایی برسم که مثل رزای عزیز،خدارو برای نشدن ها و موقعیت هایی ک بنظر خوب نیستند هم شکر کنم و ناسپاس نباشم
به امید روزی که منم بیام و از پله پله رشد کردنم با شما صحبت کنم
خدای مهربونم خیلی دوستت دارم
به نام خدای خوبی ها، خدای مهربونی ها، خدای … آخه چی بگم خدای همه چیز خوب خوب خوب
اشک هام همینجوری پایین اومد، خدایا خیلی دوستت دارم
یه لحظه بی اختیار شروع کردم به نوشتن.
خداجونم من راضی هستم به رضای تو. فقط تو رو جلوی روم میبینم.
استاد عزیز من معتاد شدم به گوش دادن به قایل هاتون
واقعا لذت میبرم از این همه آگاهی
واقعا لذت میبرم از این همه خوب زندگی کردن
استاد همش دوست داشتم بیام تو کلاب هوس از آگاهی هایی که پیدا کردم بگم، هنوز هدایت نشدم
اما امروز گفتم اینجا حالا حرفات رو بگو تا برسه به اونجا.
استاد من ۵ سال هست که با شما همراهم. همیشه از قبل ها یه چیزی بهم میگفت که خیلی دوست دارم آگاه بشم. ولی راهش رو بلد نبودم. با به دنیا اومدن پسرم، پاشنه آشیل های من که تا اون موقع که فکر میکردم زندگیم عااالیه و از نظر بقیه هم به ظاهر خیلی خوب داشتم زندگی میکردم و ازدواج خوب و ….زد بیرون. وابستگی شدید من به پسرم و از طرفی یه وابستگی دیگه به همسرم که تا اون موقع نفهمیده بودم.
خلاصه بگم که یه بار که هنوز چک و لقد نخورده بودم و حال بدی داشتم، یه دوستی که همیشه همیشه فقط دعاش میکنم که من رو با این آگاهی ها آشنا کرد، من رو با مطالب شما آشنا کرد. گوش کردم و لذت بردم. اما سریع رهاش کردم. بعد از اون و بعد از یک سال از اون موقع، جهان چنان چک و لقد به من زد که نگو. الان اون داستان رو نمی گم که خیلی مفصل هست. این رو بگم که من غرق شده بودم در حال بد. فقط فقط گریه. فقط فقط درد و دل کردن با دیگران و….
اما با دوره عشق و مودت ، من خدای خودم رو جوری دیگر، کاملا متفاوت از آن چیزی که از کودکی یادم داده بودن پیدا کردم و پله پله بهتر شدم و بهتر. است رو بگم توام و رو طی کردم تا تونستم با حال بهتر بهتر زندگی کنم. از وابستگی در بیام. خلاصه کلی تغییر. اون شیما لوس که آنی میزد زیر گریه، خیلی محمد و قدی شد و تقریبا بدون وابستگی ….
الان خیلی خیلی فاصله دارم تا در مورد افکارم به یک درجه بسیار بالا برسم، ولی اینو بگم که از نظر خودم خیلی عااالی هستم.
کلی میتونم افکارم را کنترل کنم. ما الان حدود ۳ سال هست که اصلا تلویزیون نداریم. الان ۵ سال هست تو ماشینم فقط فقط فایل هلی شما رو گوش میدم. یه جورایی معتاد شدم، عجیب. فایل های سفر بدور آمریکا و زندگی در بهشت شده جزو تفریحات خانوادگی مان در شب. بلدم در تضاد ها زود از حال بد در بیام. خلاصه خیلی راه دارم تا بهتر شدن .. ولی الان هم واقعا خدا رو شکر میکنم به خاطر آگاهی هایم … به خاطر حال خوبم … به خاطر شناخت خدای خودم به طرز صحیح…اینکه به گفته ها تون عمل کنم، که فقط گوش دادن و لذت بردن. اینکه لز شنیدن تا عمل کردن واقعا فاصله هست. من همیشه تلاش به عمل کردن دارم. استاد واقعا دوستتان دارم و از صمیم قلب تحسینتون میکنم ….
به امید به زودی صحبت کردن در کلاب هوس …
در پناه پروردگار عالم که هر چه داریم از اوست
🌾In Good we trust🌾
🌾بنام الله مهربان من عارفه محمودی هستم بازهم سپاسگزار خداوندم که به من فرصت داد بار دیگر پای آموزهای استادعزیزم سیدحسین عباس منش بنشینم.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز که از ته دل در همین لحظه ازتون سپاسگزارم که دستی از دستان خداوند هستید تا من این آگاهی هارو دریافت کنم…🌾
……
استاد خیلی سپاسگزار شما هستم فقط برای همین گفتگو با دوستان
چه همزمانی زیبایی بودسحر عزیز با اون نتایج عالی با آن کلمات گوهر باری که امدن گفتن خیلی راحت به همه چیز رسیدن از زیرصفر به درآمد ۸۰تا۹۰ میلیونی درماه از این باور که همه چیز راحت در زندگی تون پیش می آد باکار کردن روی باورهای توحیدیش.وقتی از خداوند هدایت بطلبی به نشونه الهامات عمل کنی اتفاقات خوب بوم بوم می آن توی زندگیت فقط برخدا توکل کن پارتی تون فقط خدا باشه چه مقدمه ای زیبایی خدایاااااااااا از این همزمانی از این که استاد گفت یهو بهم الهام میشه الان این کار بکن و من اقدام کردم بدون برنامه بدون هیچ پشت صحنه ای که برنامه ریزی شده باشه بعد سحر ، رزای عزیز بیاد صحبت کنه خدای من چقدر تو بزرگی الله اکبر
رزا باون صدای نازنین طمانینش بااون آرامشی که توی صداش موج می زد صداش اینقدر ناب خالص الهی بوداینقدر زلال اینقدر پرانرژی پراثر بود.آرامشش در وجودش موج می زد وقتی داشت تعریف می کرد خیلی خوب عالی بود که بغض نکرد موقع تعریف خاطراتش اینجا که ما گوش می کردیم.من به پهنای صورت اشکام جاری شده بود.گریه ام تا آخرشب بند نمی آمد اینقدر که عظمت الله نزدیکی الله رو در این واقعیت زندگی رزا درک کردم رزای عزیز طوری تعریف می کرد انگار کل اون صحنه ها رو توی ذهنم به تصویر کشیدانگاری یه فیلم رو می دیدم.دیروز نزدیک غروب بود خواستم برم دوچرخه سواری چتد روز بود.یه ندایی در درونم می گفت فایل های گفت وگو با استاد رو شروع کن گوش دادن آخ تا قسمت ۲۲ اینا گوش داده بودم…گفتم حالا که می رم دوچرخه سواری پلی کنم آخ وقتی صدای بچه رو میشنوم انگیزه ام فول فول میشه برای پیوسته ماندن دراین مسیر کار کردن.از حسم کمک گرفتم قسمت ۳۷ زدم دانلود ذخیره دبرو که رفتم دوچرخه سواری صدای سحر عزیز به جان نشست.آفتاب داشت غروب می کرد وقتی صدای رزا رو شنیدم… استاداگه با من همکاری کنید قول می دم یه داستان زیبایی تعریف کنم.خدای من چی می خواد بگه….
چند وقت بود خیلی روی اعصابم بود که ای کاش می شد دوره های استاد می خریدم…
هروقت این فکربهتربگم نجوا می آمد توی ذهنم به خودم می گفتم استاد گفته تکامل تون با فایل های دانلودی طی کنید.اگر از فایل های دانلودی نتیجه نگیرید از محصولات هم نتیجه ای نخواهید گرفت…
تا اینکه خداوند چه نتیجه ای رو بهم نشون داد.
رزا جان بگو که تشنه شنیدن حرفات بودم.یادم نمی اد کی از دوچرخه پیاده شدم نشستم.اشکان دست خودم نبود….
کنترل ذهن رزا در آن روزهای سخت هنگام شکر گذاری که توی افسردگی که سخت ترین کار عالم و ایمانش که جواب می ده خداهست خدا کنارم که اینقدر این احساس رو در خودش پررنگ می کنه با چشم دل می بیند خدا یه نور آبی رنگ یه جوان پرشوری که داره توی اتاق دور رزا می چرخه
کنترل ذهن رزا در آن روزهای گارسونی و توکل سپاسگزاریش به الله مهربان هست می بینه که رزا داره قدم برمی داره و پاداش خواهد داد.
کنترل ذهن رزاهنگام که صاحب شرکت ایمیلش می خونه می گه ما شمارو نمی خوایم.به نظرم خدا اینجا یه امتحان ریزی از رزا گرفت ببینه که چقدر رزا شاکرتر وقتی رزا میگه خدایاشکرت همون لحظه به دلم افتادخدا می خواد یه پاداش بزرگی به رزا بده برای این شکرش که دقیقا هم شدرزا درآن شرکت رشدکردپیشرفت کرد درخشید……
دیروز که گوش کردم کلی گریه کردم ن به خاطر سختی های رزا به خاطر اینکه خدارو نشناختم با خدای خودم چقدر غریبه بودم و هستم با خدایی که در وجودم منه و من دنبال دردل کردن همزبان داشتن با کسیم…به خدایی که گفت هروقت بندگان من ازتو درباره من سوال کردن بگو من نزدیکم…بعداز آروم شدنم دوباره گوش کردم امروز هم چندبار گوش کردم یکبارهم کامل نکته به نکته نوشتم….اما هربارش به قسمت هایی که می رسیدم حضور الله روحس می کردم اشکام می ریخت بالای ۵ رو مطمئنم گوش دادم هر۵ بارهم اینقدر این واقعیت داستان ناب خالص بود اشکای منو هربار که گوش دادم درآورد.
رزای عزیزم و سحر عزیز براتون آرزو موفقیت های روز افزون دارم.منتظر نتایج عالی و بیشتر شما هستم…..
خدایا شکرت برای شنیدن این همه از آگاهی های ناب که به رشدمن در زمینه توحیدی عمل کردنم و توحیدماندنم یاری ام می کند انگیزه بی نظیر می ده این گفت وگو با دوستان شنیدن و دریافت فرکانس دوستان برای ادامه و پایداریم دراین مسیرالهی، واقعا بهترین لحظات عمرم همین لحظه هاست که اینقدر حس و حال خوبی پیدا میکنم.احساس می کنم خدارو درکنارم.دروجودم دیگه باهش غریبه نیستم.
🌾خیلی سپاسگزارم که کامنت منو خوندید🌾
امروز پنچشنبه ۱۸شهریور ۱۴۰۰ ساعت ۲۳
تاریخ می زنم تا سندی باشه برای خودم که برگردم و حال و هوای این لحظه ام رو بیاد بیارم. ودر آینده متوجه روند تکاملم
و روندپیشروی مدارهام بشم.
🌾درپناه الله مهربان شاد سلامت ثروتمند سعادتمنددر دنیا و آخرت باشید.🌾
سلام به بهترین استاد و دوستان گل و مریم عزیزم
وای که چی باید گفت از این فایل اصلا سخت ترین کار به کاربردن کلماتیه ک نوشتنی نیستن و تو انقدر با اون فرکانس ناب عشق میکنی ک نمیدونی چطوری اون فرکانسو تبدیل کنی به کلمه تا بنویسی اولین بارم بود که با شنیدن فایل استاد گریه کردم اونم وقتی رزا از داستان خودش گفت و اون جمله ک به مو میرسه و پاره نمیشه دیگه کارو تموم کرد واقعا این ایمانه که حرکت میاره مثل رزا که ایمان اورد و حرکت کرد استاد منم چندین سااااال بود که بیکار بودم و هیچوقتم حرکت نمیکردم و همیشه میگفتم کار میاد دیگه و حرکت اصلا براش نمیکردم ولی دقیقا یادمه اولین کاری که رفتم حرکت کردم با اینکه حقوقش پایین بود ولی رفتم و یادمه دوهفته بعدش یه کار خیلی خوب بهم پیشنهاد شد و دوسال اونجا بودم و تکاملم طی شد و هی کار عالی و عالی تر با حقوق بالا و بالاتر و الان خداروشکر یه کار خوب با حقوق خوب دارم دیگه راحت میرم تو دل ترسام چون دوبار رفتم و به این خدا اعتماد کردم استاد این روزا انقدرررر ک نشانم میشه دوازده قدم ک قول دادم به خودم بخرمش ولی هنوز پولش اکی نشده و از خدا خواستم خودش پولشو برسونه برام که بخرم و زندگیمو متحول کنم هرچند کع الان دارم رو دوره عزت نفستون کار میکنم و قدی که کار کردم بسیار نتیجه های خوبی گرفتم اول از همه هم احساس خوب واقعا خدارو شکر میکنم هم از شما هم از مریم هم از دوستان عزیزم سپاس گزارم که حتی خدا از زبان اوناهم با من حرف زده و تو جمله ای که گیر کرده بودم جوابشو از رزا کرفتم دوستون دارم استاد عزیزم😍😍😍
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عزیزم و مریم جون و دوستان هم فرکانسم
استاد جان سایت شما مثل کتاب حافظ میمونه برای من .
من هر وقت سوالی توی ذهنم میاد سریع میام داخل سایت
میگم خدا جونم کدوم فایل گوش بدم که جواب سوالم رو بگیرم
امکان نداره اون چیزی که میخوام نباشه
ممنونم از رزا عزیز که اینقدر زیبا صحبت کردن و چقد صحبتهاشون کمک کننده بود
به نظر من همه چی توحید هست
وقتی توحید رو قشنگ درک کنی و همه چیز رو همه جوره به خدا بسپری
خدا خیلی قشنگ برات میچینه
وقتی تسلیم خدا باشی وقتی فقیر در برابر خوبی های خدا باشی خدا دستت رو میگیره میشه راهنمای مسیرت
اون موقع خودش بهترین مسیر رو برات مشخص میکنه
بهترین اتفاق ها برات رقم میخوره
خدایا تسلیمم در مقابل تو
خدایا فقیرم در مقابل خوبی های تو
خدا جونم ازت بی نهایت نعمت میخوام
چون هر چی بیشتر ازت بخوام ایمانم قوی تره
چون میدونم تو باید به من نعمت بدی چون میدونم اینقد فراوانی نعمت هست که کفره اگر من ازت نخوام
تو نعمت آفریدی برای من پس بی نهایت نعمت به من بده
خدایا شکرت که وجودت رو حس میکنم خدایا خودت دستم رو بگیر
سلام خدمت استاد عزیزم مریم جان قشنگم و همه دوستان گرامی
چقدر این زندگی دوست عزیزمون برای من درس داشت چقدر ایشون اعتماد به نفس و عزت نفس داشت که نخواست خودش رو مظلوم جلوه بده پیش خانوادهاش و با مظلوم نمایی و بد جلوه دادن همسر سابقشون ترحم اونها رو برانگیخته کنه
شخصی که در ناز و نعمت بزرگ شده و الان باید از صفر وحتی زیر صفر شروع کنه کنار گذاشتن این جلب توجه و احساس ترحم عمیقاً لایق ستایش هست
چقدر عالی بوده که شما اون لحظه احساس نکردی وای من بیام گارسونی کنم اصلا به کلاس من میخوره این کار؟
واقعا تحسینتون کردم واقعاً شما به ما کائنات و خداوند نشون دادید که تعهدی که دادید برای رشد واقعی بوده و بهاش رو کامل پرداختید
چقدر خوشحال شدم براتون چقدر تحسینتون کردم شما لایق بهتر از اینها هستید شما در عمل ثابت کردید که به هر آنچه که استاد گفته دقیق گوش کردید و انجامش دادید آفرین بر شما
از اینکه یک خانم توی یک کشور غریب تونسته اینقدر رشد کنه خیلی خوشحال شدم چقدر باورهام تغییر کرد چقدر باعث شد که بگم آفرین همینه درسته مشکل هست ولی باید از دل اون یک وجه مثبت پیدا کرد
چقدر این اتفاق به ظاهر ناراحت کننده شما رو رشد داد چقدر شما رو مستقل کرد چقدر اعتماد به نفس به شما داد که به قول استاد بعد از اون میتونید کوهها رو جابجا کنید
ایستاده برای شما دست میزنم اینقدر خوشحال شدم انقدر بهتون افتخار کردم که حد و حساب نداره آفرین بر شما و خدا رو سپاسگزارم که این فایل رو شنیدم باورهام تقویت شد که میشود
احسنت بر شما
چقدر از شما درسهای خوبی یاد گرفتم چقدر باورم شد که در اتفاقات سخت هم میشه وجه مثبت رو به هر حال پیدا کرد آفرین اینکه تونستید سپاسگزار باشید تونستید مثبت ها رو ببینید عااااالی بود
شما از اون شاگرد زرنگهای خوب روزگاری
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا شکرت که تونستم توی این پروژه شرکت کنم
منم می تونم مثل بقیه که توانستند
تمرین
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییر در شرایطی بودم که بسیار بسیار شرک درونی داشتم و ازش بی خبر بودم ،بارها سوره حمد را که استاد توضیح داده بودند تو جلسه های مختلف میومدم مشتاقانه اون چه ازش می فهمیدم را می گفتم و چقدر بقیه کف می کردند و در سکوت فقط گوش میدادند،،چقدر این کار احساس مهم بودن بهم میداد و خودم را در قالب یک انسان مومن و خوب میدیدم که دارم رسالتم را انجام میدم ولی نمی دونستم که کلام مهم نیست ،بلکه اون باورهای بسیار ریشه دار قدیمی توی ناخودآگاه هستند که دارند کار می کنند و اونها دارند شرایط زندگی ما را مستقل از هوشیاری ما خلق می کنند و چون اون حرفهایی که می زدم راجب به توحید فقط سطحی بود و به ایمان و باور تبدیل نشده بود ،جهان هم بهم نشون داد که واقعاً کی هستم و باورهای پنهان شرک آلود قدیمی چنان ضربه ای به من زدند و من را به چنان شرایطی رسوندند که روزی چند بار آرزوی مرگ می کردم و چنان دنیا را برام سخت کردند و چنان در قعر عمیق ترین چاه جهنمی من را کشوندند و چنان فرکانس من را پایین بردند که احساس می کردم بدبخت تر و فلک زده تر از من در جهان وجود نداره،،تمام راهها را به روم بستند،،نه راه پیش برام گذاشتند نه راه پس،،می دونی،،اینقدر ضربه خوردم از این شرک درونی و باورهای نامناسب شرک آلود که سعی میکنم همیشه اولویتم توحید باشه حتی اگر به قیمت از دست دادن تمام روابطم باشه در جهان و حتی اگر تنها ترین آدم باشم ،،اما می دونی چیه؟ این فقط در حد حرف هست و می دونم که چقدر این باورهای شرک آلود، درونی و عمیق و موذی هستند و هر دفعه به شکلی بخصوص در لحظات تضاد یا کمرنگ شدن ایمان بالا میان،پس از خداوند می خوام خودش هدایتم کنه به مسیر توحید بیشتر و بیشتر و واقعی تر و ایمان بیشتر
به نظرم شرک یعنی بی ایمانی و توحید یعنی ایمان بی قید و شرط ،،خیلی خیلی راه دارم تا به نزدیکی های اون جا برسم ولی همین که دارم حرکت می کنم به سمتش عالیه خدارو شکر
در اون زمان گرفتاری ذهنی که داشتم و متوجه وجود این باورهای شرک آلود درونم و این آبشخور اتفاق های بسیار وحشتناک زندگیم نشده بودم ،احساس ناامیدی و ترس و وحشت و حسرت و افسوس داشت من را می کشت و عملا داشتم خودم ،خودم را نابود میکردم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
واقعیتش اون موقع دوره عزت نفس استاد را داشتم ولی نصفه نیمه یادم بود،،تنها چیزی که می دونستم این بود که عزت نفسم پایین اومده و تنها عاملی که باعث شده بود توی اون شرایط بمونم این بود که می دونستم طبق قانون نمی تونم از خودم فرار کنم،،باید بفهمم علت این همه بدبختی چیه که در درون منم هست ،می دونستم که باید بمونم و آگاه بشم که چه چیزی چه باوری چه بخشی از من داره این شرایط را از جهان برام جذب می کنه ،،یادمه توی اون شرایط جهنمی،هدایت شدم به دیدن فایلهای زندگی در بهشت ،،یعنی فقط به اندازه زمان همون قسمت فایل زندگی در بهشت ،فقط به همون میزان می تونستم به شرایطی که برام پیش اومده بود فکر نکنم،،اره این همزمانی شروع فایلهای زندگی در بهشت ، جرقه آغاز تغییر در من بود و باعث شد بتونم لحظاتی از روز را نفس بکشم و حداقل احساس بد نداشته باشم و بعدش جسته گریخته فایلهای عزت نفس که داشتم از قبل را گوش می دادم و کم کم شرایط بیرونی من یه ذره تغییر کرد
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
دیدن فایلهای زندگی در بهشت و برداشتن تمرکزم از مشکلات فقط برای دقایقی در روز (خانم شایسته عزیزم خداوند بهتون برکت بده ،با این کار دستان حمایت خداوند شدید برای من)
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
نوشتن خواسته هام تو دفترم در تنهایی خودم و خواستن از خداوند که کمکم کنه
گوش دادن جسته گریخته فایلهای عزت نفس
تکرار این باور که خداوند به قلبم آورد که:
من در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت و بهترین ارتباط قرار دارم
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
در نهایت توی تضادی قرار گرفتم که دیگه کاملا ناامید و تسلیم شدم و همه چیزهایی که پنهان نگهشون داشته بودم رو کردم ،دست از تقلا برداشتم ،تسلیم سرنوشت شدم یه جورایی ،،و فقط نشستم به توصیه برادرم که از زبان خداوند تیر خلاص را برام زد و دقیقاً به هدف برای نجاتم زد ،،باورهام نسبت به خداوند را روی کاغذ آوردم و وقتی نوشتم و به اون جملات نگاه کردم ،متوجه هر چه باید می شدم ،شدم
مفهوم باور به معنای واقعی
مفهوم شرک ورزیدن به تمام معنا
مفهوم نبودن هیچ چیز و هیچ کسی در بیرون ما حتی نبودن خداوند در بیرون ما
همه چیز بر پرده آگاهی برام شفاف شد و یک لحظه همه اینها را در روبروی خودم دیدم ،دیگه توی یه دنیای دیگه سیر می کردم
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
معجزه پشت معجزه
نمیدونم چطوری میشه این همه معجزات پشت هم را توضیح داد
خداوند از مدتها قبل که ازش خواسته بودم کمکم کنه تمام آدمها و شرایط و موقعیت ها را برام جور کرده بود،به خدا همه چیز آماده بود ولی من درسم را نگرفته بودم و چشمهام را بسته بودم ،خودم نمی خواستم بدون این آگاهی اقدامی بکنم ،می خواستم بدونم چی شده ؟چرا این همه بدبخت شدم؟ علت بودنم کنار این جهنم و این آدمها چیه؟ به محض اینکه فهمیدم که یک مشرک بودم و به شرک خودم آگاه شدم همین آگاه شدنم دیگه کافی بود،،خداوند قشنگ بغلم کرد از اون مدار مرا به چندین مدار بالاتر آورد ،فقط می تونم همین را بگم
از همان روز آگاه شدنم به خودم و باورهای درونی ام تا حالا که پنج سال می گذاره ،دیگه اون آدمها نتوانستند به من دسترسی پیدا کنند بدون اینکه من بخوام کار خاصی بکنم،همه چیز را خداوند از قبل برام فراهم کرده بود
و استاد عزیزم نکته ای گفتید و یاد گرفتم اینه که وقتی که فقط در شرایط تضاد سنگین تصمیم به تغییر می گیریم ،،تا اون عزت نفس خورد شده مون جون بگیره و سر پا بشه خیلی طول می کشه ،برای من نزدیک به پنج سال طول کشید به همین دلیل می خوام جزو دسته پیشرو یا حداقل گروه سوم باشم تا با اولین هشدارهای جهانم بیدار و آگاه بشم و خودم آگاهانه و مشتاقانه تغییر را در آغوش بگیرم انشاالله و همزمانی هدف کوتاه مدتم که مرور دوباره احساس لیاقت هست با دوره تغییر ،،نشان از هدایت لحظه به لحظه خداوندم هست زمانی که بتونم بشنوم و گوش بدم و قبول کنم و تسلیم راه درستی که به من نشون میده باشم
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم وسلام ب بانو شایسته و سلام ب همه عزیزای این سایت
پروژه تغییر در اغوش
راستش من وقتی وارد این سایت بهشتی شدم هدفم تغییر تو تمام جنبه های زندگیم بود میخواستم کلی تغییر کنم بنظر خودم این اتفاق برای خودم روشن ومن از این بابت در ارامش وخوشحالم
از خدا میخوام هدایتم کنه
استاد جان من میخوام در مورد شخصیتم بیشتر کار کنم وارامش وشکر گزاری رو بیشت تمرین کنم فایل خیلی خیلی گوش میدم و عشق میکنم
دفتر شکرگزاری دادم
مطمعنم منم نتیجه های میگیرم
میخوام ی اتفاق خوب برام پیش بیا با توکل ب خدا پسرم شغل مناسب داشته باش وازدواج کنه وارد زندگی جدید بش
این یک تغییر در خانواده امسال من فعلا هیچ نشانه ای نیست یک چیز غیر ممکن ولی من با تمام احساس خوب ب خدا مسپارم تا این فرایند زیبا رو با تمام وجودم ببینم ا احساسش کنم خدایا شکرت ک هستی
خدایا شکر بابت این سایت بابت استاد وبابت همه دوستانم به امید فعال بودنم در این پروژ ودریافت نتیجه الهی رحیمی از گرگان
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام به استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی و تمام خانواده صمیمی عباسمنش
1- من وقتی میخواستم در سایت کامنت بنویسم، بعلت اینکه با دو انگشت تایپ میکردم خیلی سخت میتونستم متن بنویسم و زمان زیادی از من میگرفت تا یک متن کوتاه را تایپ کنم
و بعد از تایپ کردن و روی سایت قرار دادن متوجه میشدم که چقدر اشتباهات تایپی دارم که بایستی اصلاح کنم
و اگر زمان اصلاح کردن نیز گذشته بود که کامنت من با همان اشتباهات منتشر میشد و این احساس خیلی بدی به من میداد که
که چرا توانایی تایپ یک متن کوتاه بدون اشتباه را ندارم و چرا بایستی اینقدر زمان از من گرفته شود
همین کند بودن در نوشتن تایپ باعث میشد که من علاقه و اشتیاقی نیز به نوشتن کامنت برروی فایلها نداشتهباشم
2- در جلسه اول دوره شیوه حل مسائل سرکار خانم شایسته تمرینی را مطرح کردند که:
اگر فکر می کنی تا کنون هیچ مسئله ای حل نکرده ای و مثالی در گذشته ات درباره حل مسائل پیدا نمی کنی، همین حالا برای ساختن آن مثالها، دست به عمل شو
3- خداوند هدایتم کرد و بفکر افتادم برای اینکه باور توانایی حل مسائل را در خودم ایجاد و تقویت کنم، چقدر خوبه که در دوره تایپ دهانگشتی شرکت کرده و این توانایی را در خودم ایجاد نمایم
بلافاصله در اینترنت جستجو کرده و در یک سایت که به شیوه خیلی راحت و ساده و ابتدایی آموزش تایپ دهانگشتی داشت ثبتنام
کرده و شروع به انجام تمرینات کردم.
4- روزانه حدود نیم ساعت و حداکثر یکساعت تمرین انجام میدادم و با هر بار که یک حرف جدید یاد میگرفتم بخودم تبریک میگفتم و خودم را تحسین میکردم
5- حروفی که وسط صفحه کلید بود و تایپ آنها راحت بود را زمان کمتری صرف میشد ولی وقتی تمرینات مربوط به تایپ حروفی بود که دور از انگشتانم بود و بایستی انگشتانم را بزحمت به کلیدهای مربوطه میرساندم، این چالشی بود که بعضا من را از ادامه دادن منصرف میکرد
ولی انگیزه نوشتن کامنت در سایت و همچین ایجاد باور توانایی حل مسائل در خودم باعث میشد که من بازهم ادامه بدهم و تمرینات را مستمر انجام بدهم
سایت مربوطه هم به شکلی بود که وضعیت کسانی که همزمان با من شروع به آموزش کرده بودند را به من نشان میداد یعنی میتوانستم
زمان تمرین و سرعت و دقت تمرینات آنها را نیز رصد کنم و برای اینکه رکورد بهتری ثبت کرده باشم با انگیزه بیشتری به تمرینات ادامه میدادم
6- به لطف خداوند متعال و تلاش و کوششی که در برای اتمام این دوره داشتم و استمراری که در انجام تمرینات از خودم نشان دادم؛
در حال حاضر مهارت تایپ دهانگشتی من در حد قابل قبولی هم از لحاظ سرعت و هم دقت میباشد بطوریکه میتوانم در سایت کامنت بنویسم و از تایپ کردن لذت ببرم.
از استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته سپاسگزارم بخاطر دوره فوقالعاده شیوه حل مسائل که باعث شد من برای انجام تمرین جلسه اول انگیزه گرفته و توانایی تایپ کردن را در خودم ایجاد نمایم
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم و گروه عباس منشی عزیز
سلام به دوستان هم فرکانسیم
چقد از داستان زندگی رزا عزیز لذت بردم
از ایمان و توکلی به خدا
امیدوار هر جا هستی بهترین ها برات رقم بخور
چون صحبت های شما نور هدایت بود که به قلب من تابید
از قرار گرفتن توی خواب گاهی که اشپزخونه اون مشترک بود واقعا شکر و بعد کار گارسونی و بعد رخ دادن تمام اتفاق های زیبای زندگی شما توسط دستان و هدایت های خداوند
و رسیدن به سعادت که من میخوام مثل استاد به هدایت های تو گوش بدم یا رب العالمین
واقعا استاد ی الگو ناب برای پذیرفتن هدایت های خداوند
خدایا تو بگو که چکار کنم منم میخوام مثل استاد عزیزم باشم
باید احساس ارزشمندی کرد که هدایت هارو دریافت کرد خدایا واقعا شکر
استاد درست میگه باید برای دریافت هدایت ها با دوره 12 قدم آماده بشی و بعد با دوره احساس لیاقت احساس ارزشمندی رو بیدار کنی و خودت رو ارزشمند بدونی برای دریافت هدایت های خداوند
به اونجا برسی که بدونی تو از جنس خود خود خود هستی
تا خداوند هم هدایت هاشو به قلبت جاری کنه
وقتی ارزشمندی رو پیدا کردی در درون خودت
مثل ی پیاز خودت رو
ورق زدی لایه به لایه اون احساس ارزشمندی رو در درون خودت پیدا میکنی
و هدایت ها میاد آروم آروم پله به پله
خدایا به من شجاعتی بده که مثل استاد مثل رزا عزیز
بپذیرم و با جان دل گوش فرا بدم به هدایت های ناب تو ای مهربان من
خداوندا واقعا شکرت
استاد ممنونم برای این جلسه و تمریناتش
در پناه خداوند شاد سلامت و ثروتمند باشید