این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
1. شکستن سقف آرزوها با دیدن الگوها
این مورد فوق العاده است. وقتی مواردی رو میبینی که قبلاً اصلا نمیدونستی که وجود دارند چه افق هایی جلوی چشمانت باز میشه.
مثلا من از وقتی صحبت های دوستان رو شنیدم که درآمد دلاری دارند این خواسته در من شکل گرفته که منم میخوام از خونه خودم کار آنلاین داشته باشم با درآمد دلاری. چه لذتی میبرم وقتی به این خواسته ام فکر می کنم.خدایا شکرت
یا وقتی انسان های رو میبینم که به هر چیزی که می خواستند رسیدند و خودم هم به بعضی از خواسته هام رسیدم میگم می شود و آرزوهام رو محدود نمیکنم هر جوری که خوشم میاد میخوامشون و تجسم میکنم.
یا در مرود آزادی زمانی و مکانی از وقتی استاد رو دیدم و الگوهای دیگری رو هم پیدا کردم، خیلی راحت پذیرفتم که می شود و منم خواستم.
2. اجازه ندهید جهان با چک و لگد شما را بیدار کند
از وقتی با استاد عزیزم آشنا شده ام تقریبا هر روز روی خودم کار میکنم و بسیار بسیار از هر نظر مخصوصا عزت نفس و اعتماد به نفس رشد کردم. و سعی می کنم کار به چک و لگد جهان نرسه.
فقط اون اوایل آشنایی با استاد، با حرف اطرافیانم شروع به خرید اقساطی طلا کردم و چنان چک و لگدی از جهان خوردم که دیگه دنبال این کارها نرفتم و درسم رو خوب گرفتم.
3. چگونه خودسرزنشی فرصت ها را می کشد
خدا رو شکر که من تقریبا هیچ وقت خودم رو سرزنش نمی کنم. هر چی با آموزه های استاد پیشتر میرم، بیشتر درک میکنم که یک قانون ساده و کلی وجود داره : من روی خودم کار می کنم و احساسم رو خوب نگه میدارم، از زندگیم لذت میبرم و خداوند تمام خواسته ام و اتفاقات خوب رو به سمت من روانه میکنه.
سلام به استاتید عزیزم. استاد و شایسنه نازنین و همه دوستان توحیدیم.
استاد در این گفتگو یک اصل حیاتی را فاش میکنند:تا چیزی را نبینید، نمیتوانید ان را بخواهید، و تا ان را نخواهید به ان نمیرسید.
به راستی با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا، من زندگی کردن را اموختم، چگونه دیدن، فکر کردن، سفر کردن، ارتباط داشتن، همه و همه برای من یک الگوی به تمام عیار بود، و نتیجه ی ان، سفر به ملبورن، ساختن خاطرات خوش،ارتباط و دوستیهای بینظیر، عشق و تجربه های بینظیر و دوست داشتنی بود. به خدا استاد عزیزم، مریم جانم که چقدر من ازت اموختم، و چقدر این اگاهی ها بهم کمک کرد تا وجه دیگه زندگی رو هم تجربه کنم، نمیدونم و زبانم قاصره از سپاسگزاری، از همین جا از راه دور روی ماهتون رو میبوسم و براتون بهترین های زمین و اسمان را ارزو میکنم. با شما طریقه درست زندگی کردن، به روش دیگه فکر کردن را اموختم، و چقدر کامنت دوستان برام راهگشا بود، از هر کدوم یک چیزی درک میکنم، تازه اون قسمت از اموزه های استاد برام بهتر جا میفته. تازه امروز فهمیدم چقدر من احساس گناه در خودم بوجود می اورم، در هر لحظه از عمرم، با کوچکترین اشتباهی، در خودم فرو میرم و با سرزنش و تحقیر میخام مثلا نتیجه رو تغییر بدم. اگه یک لحظه فکر اشتباهی میکنم یا خطایی رو در ارتباطاتم مرتکب میشم، بلافاصله اون احساس بد بالا میاد با این همه سن که از خدا گرفتی دوباره اشتباه کردی، خجالت نمیکشی. این یعنی تحقیر روح ارزشمند من، روح قدرتمندی که از اون بالا، به قصد تجربه کردن اومده و من با تحقیر و سرزنش اون رو متوقف میکنم.
وقتی دنیای بی غل و غش و شاد بچه ها رو میبینم، لذت میبرم و به خودم میگم، هر چقدر رها تر و تسلیم تر، ارام تر باشی، بهتر میتونی زندگی رو زندگی کنی نه این که فقط بگذرانی، روزها و شب ها از پی هم میگذرد و این بستگی به انتخاب من دارد که از کدامین مسیر گذران عمر رو شاهد باشم.
و چقدر زیبا و عمیق هست این جمله:
وقتی خواسته های بزرگتری برای شما شکل میگیرد و به ان می رسید، شما هم به همان نسبت، در گسترش جهان(جهان امکانات، و ارزوهای انسان) سهم ایفا میکنید.
من فقط با داشتن خواسته های بزرگتر و بیشتر سهمی در گسترش جهان دارم، چقدر تکرار این جمله بار زندگی، سنگینی اون رو، بی ارزشمند بودن رو از روی دوشم برمیداره، لازم نیست من مثل بقیه باشم، لازم نیست جیزی رو اختراع کنم، لازم نیست من کاری کنم تا همه منو بشناسند و مورد توجه قرار بگیرم، فقط خود خودم باشم، به روش خودم زندگی کنم، جهان پاداشش رو بهم میده، فقط اون حس بی ارزشی، بی کفایتی از ذهن و جانم پاک بشه، دیگه اون وقت من هم شایسته ی بهترین ها میشوم.
هدف عالی زندگی:
هدف ما این است که قبل از این که جهان فشار زیادی بیاورد، خودمان با اگاهی تغییر کنیم.
حتما من نباید محل زندگیم، کارم تغییر کند یا ثروت قارون بسازم، وظیفه ی من، رسالت من اینه که یک نسخه ی بهتری از خودم بسازم، امروز بهتر از دیروز، حتی یک تغییر کوچک، یک پیشرفت کوچک رو ببینم، حس کنم، و مهمتر از ثبتش کنم، همون انجام ستاره قطبی در شب، که نکات مثبت زندگی یک روزه رو قبل خواب به یاد بیاورم و با ثبت اون، دکمه پایان رو بزنم و شبی خوش با خوابی خوش رو تجربه کنم و روزم را با حال خوش اغاز کنم و از خودم بپرسم چطور میتوانم بهتر شوم در کار، سلامتی، روابط.
این یعنی چرخه داشتن حال خوب، بعد تجربه اتفاق خوب. این یعنی در اوج اتفاقات به ظاهر بد و ترسناک، مهارت ساختن حال خوب. این یعنی از غم و احساس گناه دوری کردن. این یعنی توحیدی عمل کردن. یعنی تسلیم بودن، یعنی احترام به روح بزرگی از عالم بینهایت به قصد تجربه کردن امده نه بیشتر، یعنی مقایسه نکردن.
الهی بهم قدرتی عطا کن تا بتوانم حقیقت زندگی رو درک کنم و بتوانم هر روز تنها یک قدم برای بهتر شدن بردارم و با داشتن احساس خوب، جهان زیبایت رو تبدیل به بهشت برین کنم، بهشتی که جایگاه خوبان هست.
الهی کرور کرور سپاس که هدایتم کردی به سوی خوبیها، به سوی انسانهای نیک اندیش و نیک گفتار و نیکوکار که با دیدن اونا، فقط بزرگی و عظمت و شکوه بهم دست میده.
الهی بینهایت سپاس به خاطر یک روز جدید و تجربه ی آسانیهای و زیبایی های بیشتر.
الهی همه را به تو میسپارم و به هر انچه که هست راضی و سپاسگزارم.
می خواهم از تضادی که اخیرا به آن دچار شدم بنویسم من با توجه به قانون احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب همیشه احساس خوبم را اولویت قرار داده ام و همیشه حرف قلبم را گوش داده ام که همیشه نتیجه آن به نفعم رقم خورده است در تضاد آخر از آنجایی که منو برای دیدن شخصی که الان در این دنیا نیست به اجبار می بردند که من این درخواست رورد کردم پس از مرگ او خود سرزنشی من تا یک هفته شروع شد و حال روحی وجسمی من بسیار بد بود طوری که حتی نجواهای ذهنم مرا مقصر یکسری جدایی ها می دانست در صورتی که من هیچ قدرتی در زندگی دیگران ندارم و با پناه بردنم به خداوند و یادآوری قانونو آموزه های استاد این مسئله را برای ذهنم منطقی کردم و اینکه اگر لحظات آخر میدیدمش چه پیامدی برای ما داشت و اگر اونجوری میشد چقدر ممکن بود به ضرر ما تمام شود در نتیجه حال خودم در درجه اول بهتر شد و احساسم خوب شد و در مرحله بعد حال شخصی که مرا باعث جدایی می دانست که نتیجه آن به نفع من تمام شد . استاد به قول شما بدترین احساس احساس گناه ماست باید از هر اشتباهی درس خود را بگیریم و به خود بگوییم که حتما به نفع ما بوده و برای ما تجربه مهمی است .
در جهت الگوگرفتن از زندگی استاد خداروشکرروابط من به دور از انتظار اشخاص دیگر و توقع از دیگران ارتباطاتم بهتر شده و احترام و عشق دریافت می کنم و هم چنین در بحث مالی هم از آنجایی که لیاقت خودم را همانند شما بالا می بینم و سعی می کنم خودم را ارزشمند و لایق بدانم خداروشکر از بحث مالی هم در رفاه هستم و بحث مسافرت و رفتن به مکان های جدید و دیدن زیبایی ها هم به لطف خدا مسافرت هایی مثل قشم و جنوب کشور که آرزویش را داشتم تبدیل به واقعیت شد و در کل جوانب از جمله سلامتی که خواسته من از خداست به لطف دوره سلامتی نیز بهتر وبهتر شده است.
چند روز پیش که تصمیم گرفتم منبعد رد پا از خودم به جا بگذرام نمیدانستم که بار دیگه کی این کار را میکنم وچی میخوام بنویسم.امروز هم پس از خواندن وگوش کردن قسمت 16 باز نمیدونستم چی میخوام بنویسم فقط میخواستم عمل کنم .استاد میگن خیلی وقتها وقتی میان پشت دوربین هیچ ایده ای ندارن اما از خدا هدایت میخوان وخدا هدایتشون میکنه .گفتم بذار منم امتحان کنم .از خدا خواستم ونمیدونم دستم روی چه گزینه ای رفت فقط دیدم روی فایل تصویری قلبی که به سوی خدا باز میشه هستم .کامنت مهشید خانم رو خوندم .پایانش اینطوری تموم میشه که استاد میگن هیچ هدفی بالاتر از خداوند نیست وهمه چیز دست یافتنی است .وای خدا شکرت اینم نشانه امروز پس از خوندن مطالب قسمت 16.
از وقتی سریال سفر به دور آمریکا اومد این خواسته در ذهن من شکل گرفت که میخوام برم سفر .عاشق سفرم .ولی من که آروی ندارم .کمپر وکاروان هم ندارم .اما به قول استاد باید از هر جا که میتونی شروع کنی .وما شروع کردیم .
ابتدا شهرهای نزدیک وبعد شهرهای دورتر .اولش هیچ امکاناتی نداشتیم اما با هر چی دم دست بود میرفتیم .لذت میبردیم تجربه کسب میکردیم و بعد برگشت به فکر سفر بعدی بودیم .اوایل سفرها یک روزه ونهایتا دو روزه بود .بعد کم کم به فکر سفرهای طولانی تر افتادیم . بعد فصلیش کردیم یعنی در گرما به جاهای خنک ودر سرما به جاهای گرمسیر میرفتیم .
کم کم وسایل سفر رو تکمیل تر کردیم .چادر .میز وصندلی سفری .توالت سفری و…..
هرجا میخواستیم بریم از خدا هدایت میخواستم ودعایی که همیشه استاد قبل از سفر دارن.خدایا ما رو در زمان مناسب در مکان مناسب قرار بده.وای که این دعا چقدر معجزه میکنه وما چه جاهایی رو رفتیم ودیدیم که خیلی ها اسمش نشنیدن .
در طول سفر هر خواسته ای داشتم مثل پیدا شدن یه مکان خوب برای کمپ یه جای خلوت چند لحظه با خدا حرف میزدم وازش میخواستم و میشد.عجب خدای با حالی .که همیشه در حال اجابت دعاست به شرطی که تو هم او رو اجابت کنی و باورش کنی .به قول استادخدا به اندازه باور شما بزرگه.
سفرهای ما پر از تجربه های لذت بخش و آگاهیست ویاد ندارم که تضاد خاصی در این چند سال در طول سفر به وجود اومده باشه .اگر هم اومده اونقدر جزِِیی بوده که تو ذهنم نمونده
والان خواسته بزرگتری در ذهنم شکل گرفته سفرهای خیلی طولانی تر چند ماهه در داخل وخارج کشور .در این مدت افرادی که به این شکل سفر میکنن دنبال میکنم .و تجربیاتشون رو میشنوم .و برای سفر های طولانی آماده میشم .من دارم قدمهام رو برمیدارم باورهام رو قوی میکنم .ومنتظرم خداوند قدمهاش رو برداره و اون زمان که وقتش برسه ونشانه هاش رو ببینم شروع میکنم .خدایا شکرت که الگویی مثل استاد عباس منش رو وارد زندگی من کردی تا ببینم وباور کنم که همه خواسته ها تحقق پذیره .به خدا میسپارمتون
این ردپا رو در مورد قسمت اول فایل اینجا مکتوب میکنم تا یادم باشه که امسال چه خواسته های براثر دیدن در وجودم شکل گرفت
از روزی که این فایل و گوش دادم حواسم و جمع کردم و از خودم میپرسیدم خواسته ی من چیه ؟؟؟.
اول از همه سریال زندگی در بهشت رو هرروز یک قسمت میبینم و دیدن این زیبایی ها این طبیعت فوقالعاده باور به امکان پذیر بودن چنین خواسته ای رو تایید میکنم زندگی ساده به دور از هیاهو در دل طبیعت با همه ی امکانات رفاهی مورد نیاز در نهایت عشق و آرامش
بعدش تو این روزهای جشن کریسمس هدایت شدم به تصاویر ی از انسان های که با کمپر های خوشگل مسافرت میکنن به هرجایی که دوست دارن آزادانه و بدون محدودیت مثلاً زوج جوانی که
شب کریسمس به ارمنستان رسیدن و کنار اون درخت باشکوه کلی عکس و فیلم گرفتن و کلی لذت بردن……حجم جمعیتی که از همه ی کشورها اومده بودن و صدای شادی و شور انسان ها
دوم اینکه دوست همسرم از آمریکا تماس تصویری گرفتن و نشون دادن که به تازگی یه تراک خریدن و اون تبدیل به یک رستوران سیار کردن همه لوازم نو و تمیز و زیبا و عالی بود با صداقت تمام، همه رو فیلم گرفت و گفت فقط امروز یه دونه مشتری داشتم ولی مطمئن هستم خیلی زود مشتری هام زیادوزیادتر میشن
اینکه میشه هرجایی باشی به راحتی کسب و کار مورد علاقه تو راه بندازی …..تعریف های خوبی که ایشون از آمریکا و ساکنینش داشتن و فضای زیبایی که حضور داشتن
سومین مورد دیدن جشن باشکوه جشن سال نو تو دبی و برج خلیفه و اونهمه شکوه و زیبایی و فراوانی و ثروت و جمعیتی که اونجا بودن نشانی از فراوانی و ثروت بود و اینکه یکی از دوستام که از من هم کوچیکترن و همین شغل منو دارن هم اونجا بودن و فیلم و عکس میزاشتن تو پیجشون و این باور به امکان پذیر بودن خواسته هارو برام بیشترو بیشتر کرد
چهارم اینکه یه دوست عزیزی به سفرمکه رفته بود وبرام عکس و فیلم فرستاد و وقتی به دیدنش رفتم کلی از این سفر تعریف کرد و چقدر من عمیقأ آنو از خدا خواستم که به این سفر برم
و برای خودم خیلی جالب بود که چرا من تا این سن و سال به همچین مواردی دقت نکردم و همچین زیبایی های در نظرم جلوه نکرده بود
همه ی این چهارتا مورد به لیست خواسته هام اضافه شد با باور به اینکه امکان پذیره. چون دیدم افرادی رو که به راحتی اون خواسته هارو بهش رسیدن خیلی آسون
اینکه جاهای زیبایی وجود داره که باید ببینم
و این یه درخواسته از خدایی که هدایتم میکنه به بهترین مسیرها. و چقدر راحت میشه یه اون رسید
به نام خدای بخشنده و مهربان. سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های گام 16 پروژه تغییر را درآغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. عذاب وجدان یا همون احساس گناه یکی از بزرگ ترین ترمز های ذهنی که منجر به احساس بسیار بدی در ما میشه، خود سرزنشی باعث تخریب احساس خود ارزشمندی و احساس لیاقت میشه و مارو از خدای درونمون بسیار دور میکنه، خداوند در قرآن گفته من هر گناهی به جز شرک به خودم رو میبخشم این آیه خودش سند محکمی که اگر در گذشته هر اشتباهی کردیم به محض توبه واقعی خداوند مارو ببخشه و مطمئن باشیم که بخشیده شدیم، ما باید از اشتباهاتمون درس بگیریم و تلاش کنیم که دیگه تکرارشون نکنیم، اگر هم در آینده مرتکب خطایی شدیم خودمون سرزنش نکنیم و سعی کنیم ازش درس بگیریم و دیگه تکرارش نکنیم، وقتی در مسیر درست هدایت هستیم طبیعتا کمتر خطا میکنیم و بیشتر رفتار و اعمالمون درست هستن. خدایا بی نهایت شکرت که تو را شناختم.
سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته ی شایسته :)
تمرین گام 16:
استاد عزیزم داشتم به این فکر میکردم که اگه در طول سالهای مدرسه فقط همین یک قانون رو بهمون یاد میدادن که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
چقدر زندگی ما متفاوت تر از الآنمون بود
من واقعاً از زمانی که خودم رو شناختم تا پارسال که با شما و سایت توحیدیتون آشنا شدم که شاید حدود 20 تا 25 سال بشه درگیر موضوع خودسرزنشی بودم(از کوچکترین موضوعات گرفته تا بزرگترینشون)، این موضوع باعث ایجاد بیماری حتی برام شده بود، این موضوع زندگی من رو تحت شعاع خودش قرار داده بود، حتی مفهوم و نقش مادریم رو نابود کرده بود…
هرچقدر من از شما تشکر کنم، هرچقدر برای شما دعا کنم، هرچقدر از خدای خودم بابت هدایتم به سایت شما تشکر کنم نمیتونم اون حجم از سپاسگزاری رو به جا بیارم که باید…
اگه من به این مسیر هدایت نمیشدم، نمیتونم تصور کنم که چه اتفاقات بدی برای من و خانوادم میوفتاد
سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته ی شایسته :)
تمرین گام 16:
استاد عزیزم داشتم به این فکر میکردم که اگه در طول سالهای مدرسه فقط همین یک قانون رو بهمون یاد میدادن که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
چقدر زندگی ما متفاوت تر از الآنمون بود
من واقعاً از زمانی که خودم رو شناختم تا پارسال که با شما و سایت توحیدیتون آشنا شدم که شاید حدود 20 تا 25 سال بشه درگیر موضوع خودسرزنشی بودم(از کوچکترین موضوعات گرفته تا بزرگترینشون)، این موضوع باعث ایجاد بیماری حتی برام شده بود، این موضوع زندگی من رو تحت شعاع خودش قرار داده بود، حتی مفهوم و نقش مادریم رو نابود کرده بود…
هرچقدر من از شما تشکر کنم، هرچقدر برای شما دعا کنم، هرچقدر از خدای خودم بابت هدایتم به سایت شما تشکر کنم نمیتونم اون حجم از سپاسگزاری رو به جا بیارم که باید…
اگه من به این مسیر هدایت نمیشدم، نمیتونم تصور کنم که چه اتفاقات بدی برای من و خانوادم میوفتاد
سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
1. شکستن سقف آرزوها با دیدن الگوها
این مورد فوق العاده است. وقتی مواردی رو میبینی که قبلاً اصلا نمیدونستی که وجود دارند چه افق هایی جلوی چشمانت باز میشه.
مثلا من از وقتی صحبت های دوستان رو شنیدم که درآمد دلاری دارند این خواسته در من شکل گرفته که منم میخوام از خونه خودم کار آنلاین داشته باشم با درآمد دلاری. چه لذتی میبرم وقتی به این خواسته ام فکر می کنم.خدایا شکرت
یا وقتی انسان های رو میبینم که به هر چیزی که می خواستند رسیدند و خودم هم به بعضی از خواسته هام رسیدم میگم می شود و آرزوهام رو محدود نمیکنم هر جوری که خوشم میاد میخوامشون و تجسم میکنم.
یا در مرود آزادی زمانی و مکانی از وقتی استاد رو دیدم و الگوهای دیگری رو هم پیدا کردم، خیلی راحت پذیرفتم که می شود و منم خواستم.
2. اجازه ندهید جهان با چک و لگد شما را بیدار کند
از وقتی با استاد عزیزم آشنا شده ام تقریبا هر روز روی خودم کار میکنم و بسیار بسیار از هر نظر مخصوصا عزت نفس و اعتماد به نفس رشد کردم. و سعی می کنم کار به چک و لگد جهان نرسه.
فقط اون اوایل آشنایی با استاد، با حرف اطرافیانم شروع به خرید اقساطی طلا کردم و چنان چک و لگدی از جهان خوردم که دیگه دنبال این کارها نرفتم و درسم رو خوب گرفتم.
3. چگونه خودسرزنشی فرصت ها را می کشد
خدا رو شکر که من تقریبا هیچ وقت خودم رو سرزنش نمی کنم. هر چی با آموزه های استاد پیشتر میرم، بیشتر درک میکنم که یک قانون ساده و کلی وجود داره : من روی خودم کار می کنم و احساسم رو خوب نگه میدارم، از زندگیم لذت میبرم و خداوند تمام خواسته ام و اتفاقات خوب رو به سمت من روانه میکنه.
استاد عزیزم خیلییی دوست تون دارم❤️
سلام به استاددعزیز وخانواده هم مسیرم
استاد من این جلسه رو بارها وبارها گوش دادم اما دفعه اخری که گوش دادم انگار اولین بار بود که گوش میدادم بی نظیر بود پر از اگاهی های جدید
اونجایی که از هدف ونیتتون برای پخش عکس وفیلم ها ی سریال هایی مثل زندگی در بهشت میگین
از اینکه این فیلم ها چقدر میتونن به گسترش جهان کمک کنند
من یه ترمز خیلی بزرگ داشتم نسبت به کسانی که فیلم وعکس میزارن وهمیشه حس بدی به من میداد ودر ذهنم فقط میگفتم شو اف
ولی با این اگاهیی مغزم روشن شد
اینکه چقدر میشه دید ادم تا متفاوت باشه
واگاهی بعدی درمورد خود سرزنشی بنده به شخصه میتونم به تنهایی ده سال با یک مساله کوچیک درگیر باشم وهر لحظه توی ذهنم درگیری ودعوا باشه
وتا سال ها با این مساله زندگی کنم وبر افروخته بشم
ولیی وای از اگاهی های این فایل یه اهان بزرگ بود برای من
که چه ها کرده ام وچه ترمز بزرگی بوده که هرچی من گاز میدادم حرکتی در کار نبوده
مممنون از اینکه هر روز به گسترش جهان کمک میکنین
یکی دیگه همین تغییرات سایت
که من هر لحظه شگفت زده میشم از اینکه چطور اخه مگه داریم
مهری
به نام خالق زیباییها، هدایتگر توانا
تغییر در آغوش بگیر16
سلام به استاتید عزیزم. استاد و شایسنه نازنین و همه دوستان توحیدیم.
استاد در این گفتگو یک اصل حیاتی را فاش میکنند:تا چیزی را نبینید، نمیتوانید ان را بخواهید، و تا ان را نخواهید به ان نمیرسید.
به راستی با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا، من زندگی کردن را اموختم، چگونه دیدن، فکر کردن، سفر کردن، ارتباط داشتن، همه و همه برای من یک الگوی به تمام عیار بود، و نتیجه ی ان، سفر به ملبورن، ساختن خاطرات خوش،ارتباط و دوستیهای بینظیر، عشق و تجربه های بینظیر و دوست داشتنی بود. به خدا استاد عزیزم، مریم جانم که چقدر من ازت اموختم، و چقدر این اگاهی ها بهم کمک کرد تا وجه دیگه زندگی رو هم تجربه کنم، نمیدونم و زبانم قاصره از سپاسگزاری، از همین جا از راه دور روی ماهتون رو میبوسم و براتون بهترین های زمین و اسمان را ارزو میکنم. با شما طریقه درست زندگی کردن، به روش دیگه فکر کردن را اموختم، و چقدر کامنت دوستان برام راهگشا بود، از هر کدوم یک چیزی درک میکنم، تازه اون قسمت از اموزه های استاد برام بهتر جا میفته. تازه امروز فهمیدم چقدر من احساس گناه در خودم بوجود می اورم، در هر لحظه از عمرم، با کوچکترین اشتباهی، در خودم فرو میرم و با سرزنش و تحقیر میخام مثلا نتیجه رو تغییر بدم. اگه یک لحظه فکر اشتباهی میکنم یا خطایی رو در ارتباطاتم مرتکب میشم، بلافاصله اون احساس بد بالا میاد با این همه سن که از خدا گرفتی دوباره اشتباه کردی، خجالت نمیکشی. این یعنی تحقیر روح ارزشمند من، روح قدرتمندی که از اون بالا، به قصد تجربه کردن اومده و من با تحقیر و سرزنش اون رو متوقف میکنم.
وقتی دنیای بی غل و غش و شاد بچه ها رو میبینم، لذت میبرم و به خودم میگم، هر چقدر رها تر و تسلیم تر، ارام تر باشی، بهتر میتونی زندگی رو زندگی کنی نه این که فقط بگذرانی، روزها و شب ها از پی هم میگذرد و این بستگی به انتخاب من دارد که از کدامین مسیر گذران عمر رو شاهد باشم.
و چقدر زیبا و عمیق هست این جمله:
وقتی خواسته های بزرگتری برای شما شکل میگیرد و به ان می رسید، شما هم به همان نسبت، در گسترش جهان(جهان امکانات، و ارزوهای انسان) سهم ایفا میکنید.
من فقط با داشتن خواسته های بزرگتر و بیشتر سهمی در گسترش جهان دارم، چقدر تکرار این جمله بار زندگی، سنگینی اون رو، بی ارزشمند بودن رو از روی دوشم برمیداره، لازم نیست من مثل بقیه باشم، لازم نیست جیزی رو اختراع کنم، لازم نیست من کاری کنم تا همه منو بشناسند و مورد توجه قرار بگیرم، فقط خود خودم باشم، به روش خودم زندگی کنم، جهان پاداشش رو بهم میده، فقط اون حس بی ارزشی، بی کفایتی از ذهن و جانم پاک بشه، دیگه اون وقت من هم شایسته ی بهترین ها میشوم.
هدف عالی زندگی:
هدف ما این است که قبل از این که جهان فشار زیادی بیاورد، خودمان با اگاهی تغییر کنیم.
حتما من نباید محل زندگیم، کارم تغییر کند یا ثروت قارون بسازم، وظیفه ی من، رسالت من اینه که یک نسخه ی بهتری از خودم بسازم، امروز بهتر از دیروز، حتی یک تغییر کوچک، یک پیشرفت کوچک رو ببینم، حس کنم، و مهمتر از ثبتش کنم، همون انجام ستاره قطبی در شب، که نکات مثبت زندگی یک روزه رو قبل خواب به یاد بیاورم و با ثبت اون، دکمه پایان رو بزنم و شبی خوش با خوابی خوش رو تجربه کنم و روزم را با حال خوش اغاز کنم و از خودم بپرسم چطور میتوانم بهتر شوم در کار، سلامتی، روابط.
این یعنی چرخه داشتن حال خوب، بعد تجربه اتفاق خوب. این یعنی در اوج اتفاقات به ظاهر بد و ترسناک، مهارت ساختن حال خوب. این یعنی از غم و احساس گناه دوری کردن. این یعنی توحیدی عمل کردن. یعنی تسلیم بودن، یعنی احترام به روح بزرگی از عالم بینهایت به قصد تجربه کردن امده نه بیشتر، یعنی مقایسه نکردن.
الهی بهم قدرتی عطا کن تا بتوانم حقیقت زندگی رو درک کنم و بتوانم هر روز تنها یک قدم برای بهتر شدن بردارم و با داشتن احساس خوب، جهان زیبایت رو تبدیل به بهشت برین کنم، بهشتی که جایگاه خوبان هست.
الهی کرور کرور سپاس که هدایتم کردی به سوی خوبیها، به سوی انسانهای نیک اندیش و نیک گفتار و نیکوکار که با دیدن اونا، فقط بزرگی و عظمت و شکوه بهم دست میده.
الهی بینهایت سپاس به خاطر یک روز جدید و تجربه ی آسانیهای و زیبایی های بیشتر.
الهی همه را به تو میسپارم و به هر انچه که هست راضی و سپاسگزارم.
الحمدلله رب العالمین
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز سایت عباس منش
به نام خدا
می خواهم از تضادی که اخیرا به آن دچار شدم بنویسم من با توجه به قانون احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب همیشه احساس خوبم را اولویت قرار داده ام و همیشه حرف قلبم را گوش داده ام که همیشه نتیجه آن به نفعم رقم خورده است در تضاد آخر از آنجایی که منو برای دیدن شخصی که الان در این دنیا نیست به اجبار می بردند که من این درخواست رورد کردم پس از مرگ او خود سرزنشی من تا یک هفته شروع شد و حال روحی وجسمی من بسیار بد بود طوری که حتی نجواهای ذهنم مرا مقصر یکسری جدایی ها می دانست در صورتی که من هیچ قدرتی در زندگی دیگران ندارم و با پناه بردنم به خداوند و یادآوری قانونو آموزه های استاد این مسئله را برای ذهنم منطقی کردم و اینکه اگر لحظات آخر میدیدمش چه پیامدی برای ما داشت و اگر اونجوری میشد چقدر ممکن بود به ضرر ما تمام شود در نتیجه حال خودم در درجه اول بهتر شد و احساسم خوب شد و در مرحله بعد حال شخصی که مرا باعث جدایی می دانست که نتیجه آن به نفع من تمام شد . استاد به قول شما بدترین احساس احساس گناه ماست باید از هر اشتباهی درس خود را بگیریم و به خود بگوییم که حتما به نفع ما بوده و برای ما تجربه مهمی است .
در جهت الگوگرفتن از زندگی استاد خداروشکرروابط من به دور از انتظار اشخاص دیگر و توقع از دیگران ارتباطاتم بهتر شده و احترام و عشق دریافت می کنم و هم چنین در بحث مالی هم از آنجایی که لیاقت خودم را همانند شما بالا می بینم و سعی می کنم خودم را ارزشمند و لایق بدانم خداروشکر از بحث مالی هم در رفاه هستم و بحث مسافرت و رفتن به مکان های جدید و دیدن زیبایی ها هم به لطف خدا مسافرت هایی مثل قشم و جنوب کشور که آرزویش را داشتم تبدیل به واقعیت شد و در کل جوانب از جمله سلامتی که خواسته من از خداست به لطف دوره سلامتی نیز بهتر وبهتر شده است.
خدایا شکرت که دارمت و برایم خدایی می کنی .
موفق و پیروز باشید .
سلام به استاد عزیزم
دوستان هم مسیر وهمراه️
امروز که میخوام بنویسم کمی شرایط ایران بهم ریخته
دیشب تایم زیادی رو توی اینستا بودم وحال و احوالم به شدت بهم ریخت وانرژیم پایین اومد وپراز ترس شدم
تا دیر وقت بیدار بودم و پراز ناراحتی بودم
ودنبال این بودم که یجوری تمرکزم وبردارم
رفتم یه فیلم نگاه کردم ولی تموم مدت فکرم درگیر بود
میدونستم باید به سایت سر بزنم
چون تنها چیزی هست که میتونه فرکانس منو بالا بکشه
اتفاقا چون یه سفر یهووی برام پیش اومده بود چند روزی بود اصلا به فایل ها وروتین زندگیم رسیدگی نمیکردم
به محض گوش دادن به این فایل یکم حالم بهتر شد
وواقعا
واقعا مثل همیشه برام ثابت شد تنها حال خوب که میتونه اتفاقات خوب رو رقم بزنه تمرکز به اتفاقات مثبت
اتفاقات هم فرکانسشو وارد زندگی میکنه
وصبح به محض بیدار شدن دوباره به صحبت های استاد فکر کردم
چندبار فایل رو گوش دادم
همین که توی این شرایط عذاب وجدان نداشته باشم وخودم وسرزنش نکنم
مثل یک معجزست برای من
چیزی که باید هر روز روش کار کنم
اینکه خودم رو سرزنش نکنم
……..
وقطعا هیچ اتفاقی در جهان اتفاقی نیست
ومطمعنم که خداوند همه ی مارا در زمان درست در شرایط درست قرار میده
به امید اگاهی ونور برای تمام مردم ایران وجهان
ای کاش بجای چندین سال درس خوندن در مدرسه قوانین جهان هستی. و برای ما تدریس میکردن 🩵️
سلام برعشق
استاد عزیزم و مریم جان سلام
چند روز پیش که تصمیم گرفتم منبعد رد پا از خودم به جا بگذرام نمیدانستم که بار دیگه کی این کار را میکنم وچی میخوام بنویسم.امروز هم پس از خواندن وگوش کردن قسمت 16 باز نمیدونستم چی میخوام بنویسم فقط میخواستم عمل کنم .استاد میگن خیلی وقتها وقتی میان پشت دوربین هیچ ایده ای ندارن اما از خدا هدایت میخوان وخدا هدایتشون میکنه .گفتم بذار منم امتحان کنم .از خدا خواستم ونمیدونم دستم روی چه گزینه ای رفت فقط دیدم روی فایل تصویری قلبی که به سوی خدا باز میشه هستم .کامنت مهشید خانم رو خوندم .پایانش اینطوری تموم میشه که استاد میگن هیچ هدفی بالاتر از خداوند نیست وهمه چیز دست یافتنی است .وای خدا شکرت اینم نشانه امروز پس از خوندن مطالب قسمت 16.
از وقتی سریال سفر به دور آمریکا اومد این خواسته در ذهن من شکل گرفت که میخوام برم سفر .عاشق سفرم .ولی من که آروی ندارم .کمپر وکاروان هم ندارم .اما به قول استاد باید از هر جا که میتونی شروع کنی .وما شروع کردیم .
ابتدا شهرهای نزدیک وبعد شهرهای دورتر .اولش هیچ امکاناتی نداشتیم اما با هر چی دم دست بود میرفتیم .لذت میبردیم تجربه کسب میکردیم و بعد برگشت به فکر سفر بعدی بودیم .اوایل سفرها یک روزه ونهایتا دو روزه بود .بعد کم کم به فکر سفرهای طولانی تر افتادیم . بعد فصلیش کردیم یعنی در گرما به جاهای خنک ودر سرما به جاهای گرمسیر میرفتیم .
کم کم وسایل سفر رو تکمیل تر کردیم .چادر .میز وصندلی سفری .توالت سفری و…..
هرجا میخواستیم بریم از خدا هدایت میخواستم ودعایی که همیشه استاد قبل از سفر دارن.خدایا ما رو در زمان مناسب در مکان مناسب قرار بده.وای که این دعا چقدر معجزه میکنه وما چه جاهایی رو رفتیم ودیدیم که خیلی ها اسمش نشنیدن .
در طول سفر هر خواسته ای داشتم مثل پیدا شدن یه مکان خوب برای کمپ یه جای خلوت چند لحظه با خدا حرف میزدم وازش میخواستم و میشد.عجب خدای با حالی .که همیشه در حال اجابت دعاست به شرطی که تو هم او رو اجابت کنی و باورش کنی .به قول استادخدا به اندازه باور شما بزرگه.
سفرهای ما پر از تجربه های لذت بخش و آگاهیست ویاد ندارم که تضاد خاصی در این چند سال در طول سفر به وجود اومده باشه .اگر هم اومده اونقدر جزِِیی بوده که تو ذهنم نمونده
والان خواسته بزرگتری در ذهنم شکل گرفته سفرهای خیلی طولانی تر چند ماهه در داخل وخارج کشور .در این مدت افرادی که به این شکل سفر میکنن دنبال میکنم .و تجربیاتشون رو میشنوم .و برای سفر های طولانی آماده میشم .من دارم قدمهام رو برمیدارم باورهام رو قوی میکنم .ومنتظرم خداوند قدمهاش رو برداره و اون زمان که وقتش برسه ونشانه هاش رو ببینم شروع میکنم .خدایا شکرت که الگویی مثل استاد عباس منش رو وارد زندگی من کردی تا ببینم وباور کنم که همه خواسته ها تحقق پذیره .به خدا میسپارمتون
بنام یگانه هدایتگر مهربانم
سلام به استادعزیزم ومریم جان
سلام به شما دوستان توحیدی ام
این ردپا رو در مورد قسمت اول فایل اینجا مکتوب میکنم تا یادم باشه که امسال چه خواسته های براثر دیدن در وجودم شکل گرفت
از روزی که این فایل و گوش دادم حواسم و جمع کردم و از خودم میپرسیدم خواسته ی من چیه ؟؟؟.
اول از همه سریال زندگی در بهشت رو هرروز یک قسمت میبینم و دیدن این زیبایی ها این طبیعت فوقالعاده باور به امکان پذیر بودن چنین خواسته ای رو تایید میکنم زندگی ساده به دور از هیاهو در دل طبیعت با همه ی امکانات رفاهی مورد نیاز در نهایت عشق و آرامش
بعدش تو این روزهای جشن کریسمس هدایت شدم به تصاویر ی از انسان های که با کمپر های خوشگل مسافرت میکنن به هرجایی که دوست دارن آزادانه و بدون محدودیت مثلاً زوج جوانی که
شب کریسمس به ارمنستان رسیدن و کنار اون درخت باشکوه کلی عکس و فیلم گرفتن و کلی لذت بردن……حجم جمعیتی که از همه ی کشورها اومده بودن و صدای شادی و شور انسان ها
دوم اینکه دوست همسرم از آمریکا تماس تصویری گرفتن و نشون دادن که به تازگی یه تراک خریدن و اون تبدیل به یک رستوران سیار کردن همه لوازم نو و تمیز و زیبا و عالی بود با صداقت تمام، همه رو فیلم گرفت و گفت فقط امروز یه دونه مشتری داشتم ولی مطمئن هستم خیلی زود مشتری هام زیادوزیادتر میشن
اینکه میشه هرجایی باشی به راحتی کسب و کار مورد علاقه تو راه بندازی …..تعریف های خوبی که ایشون از آمریکا و ساکنینش داشتن و فضای زیبایی که حضور داشتن
سومین مورد دیدن جشن باشکوه جشن سال نو تو دبی و برج خلیفه و اونهمه شکوه و زیبایی و فراوانی و ثروت و جمعیتی که اونجا بودن نشانی از فراوانی و ثروت بود و اینکه یکی از دوستام که از من هم کوچیکترن و همین شغل منو دارن هم اونجا بودن و فیلم و عکس میزاشتن تو پیجشون و این باور به امکان پذیر بودن خواسته هارو برام بیشترو بیشتر کرد
چهارم اینکه یه دوست عزیزی به سفرمکه رفته بود وبرام عکس و فیلم فرستاد و وقتی به دیدنش رفتم کلی از این سفر تعریف کرد و چقدر من عمیقأ آنو از خدا خواستم که به این سفر برم
و برای خودم خیلی جالب بود که چرا من تا این سن و سال به همچین مواردی دقت نکردم و همچین زیبایی های در نظرم جلوه نکرده بود
همه ی این چهارتا مورد به لیست خواسته هام اضافه شد با باور به اینکه امکان پذیره. چون دیدم افرادی رو که به راحتی اون خواسته هارو بهش رسیدن خیلی آسون
اینکه جاهای زیبایی وجود داره که باید ببینم
و این یه درخواسته از خدایی که هدایتم میکنه به بهترین مسیرها. و چقدر راحت میشه یه اون رسید
….
به نام خدای بخشنده و مهربان. سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های گام 16 پروژه تغییر را درآغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. عذاب وجدان یا همون احساس گناه یکی از بزرگ ترین ترمز های ذهنی که منجر به احساس بسیار بدی در ما میشه، خود سرزنشی باعث تخریب احساس خود ارزشمندی و احساس لیاقت میشه و مارو از خدای درونمون بسیار دور میکنه، خداوند در قرآن گفته من هر گناهی به جز شرک به خودم رو میبخشم این آیه خودش سند محکمی که اگر در گذشته هر اشتباهی کردیم به محض توبه واقعی خداوند مارو ببخشه و مطمئن باشیم که بخشیده شدیم، ما باید از اشتباهاتمون درس بگیریم و تلاش کنیم که دیگه تکرارشون نکنیم، اگر هم در آینده مرتکب خطایی شدیم خودمون سرزنش نکنیم و سعی کنیم ازش درس بگیریم و دیگه تکرارش نکنیم، وقتی در مسیر درست هدایت هستیم طبیعتا کمتر خطا میکنیم و بیشتر رفتار و اعمالمون درست هستن. خدایا بی نهایت شکرت که تو را شناختم.
بِسم الله الرّحمان الرّحیم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته ی شایسته :)
تمرین گام 16:
استاد عزیزم داشتم به این فکر میکردم که اگه در طول سالهای مدرسه فقط همین یک قانون رو بهمون یاد میدادن که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
چقدر زندگی ما متفاوت تر از الآنمون بود
من واقعاً از زمانی که خودم رو شناختم تا پارسال که با شما و سایت توحیدیتون آشنا شدم که شاید حدود 20 تا 25 سال بشه درگیر موضوع خودسرزنشی بودم(از کوچکترین موضوعات گرفته تا بزرگترینشون)، این موضوع باعث ایجاد بیماری حتی برام شده بود، این موضوع زندگی من رو تحت شعاع خودش قرار داده بود، حتی مفهوم و نقش مادریم رو نابود کرده بود…
هرچقدر من از شما تشکر کنم، هرچقدر برای شما دعا کنم، هرچقدر از خدای خودم بابت هدایتم به سایت شما تشکر کنم نمیتونم اون حجم از سپاسگزاری رو به جا بیارم که باید…
اگه من به این مسیر هدایت نمیشدم، نمیتونم تصور کنم که چه اتفاقات بدی برای من و خانوادم میوفتاد
بی نهایت سپاسگزار شما و رّب عزیز شما هستم
الحمد الله هو اَهلُه
بِسم الله الرّحمان الرّحیم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته ی شایسته :)
تمرین گام 16:
استاد عزیزم داشتم به این فکر میکردم که اگه در طول سالهای مدرسه فقط همین یک قانون رو بهمون یاد میدادن که:
احساس خوب =اتفاقات خوب
چقدر زندگی ما متفاوت تر از الآنمون بود
من واقعاً از زمانی که خودم رو شناختم تا پارسال که با شما و سایت توحیدیتون آشنا شدم که شاید حدود 20 تا 25 سال بشه درگیر موضوع خودسرزنشی بودم(از کوچکترین موضوعات گرفته تا بزرگترینشون)، این موضوع باعث ایجاد بیماری حتی برام شده بود، این موضوع زندگی من رو تحت شعاع خودش قرار داده بود، حتی مفهوم و نقش مادریم رو نابود کرده بود…
هرچقدر من از شما تشکر کنم، هرچقدر برای شما دعا کنم، هرچقدر از خدای خودم بابت هدایتم به سایت شما تشکر کنم نمیتونم اون حجم از سپاسگزاری رو به جا بیارم که باید…
اگه من به این مسیر هدایت نمیشدم، نمیتونم تصور کنم که چه اتفاقات بدی برای من و خانوادم میوفتاد
بی نهایت سپاسگزار شما و رّب عزیز شما هستم
الحمد الله هو اَهلُه