این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دقیق یادمه ی روز صبح حدود ساعت ده تو بلوار کنار خونمون زار زار تو ماشین گریه میکردم و به همسر دوستم گفتم من از شخصیت ساناز متنفرم
از این شخصیتی که اینقدر تحقیر شدم
اینقدر ناچیز و بی مصرف شدم
اینقدر سر هر موضوع الکی باج میدم و کوتاه میام
میگفتم من واقعا کار میکنم که حتی به ذهن احدی ناسی خطور نکنه این شخصیت مضخرف
گفت فک میکنی می تونی؟
گفت فقط خودت میتونی به داد خودت برسی و خودتو از این منجلاب نجات بدی
و میدانم حتی امیدی نداشت من ی روز بتونم سر حرفم بمونم
و اون شخص رو من دیگه هیچوقت ندیدم
یعنی من دیگه حتی دوستم رو ندیدم چه برسه به همسرش
یعنی برای تغییر اون افرادی که اینقدر به من نزدیک بودن جز حذفیات بودن
الان که دارم مینویسم به والله نمیتونم باور کنم چجور اون شخصیت تبدیل شده به این ساناز فعلی
دقیق یادمه اولین کاری که کردم نوشابه رو حذف کردم
گفتم یعنی من اینقدر ضعیفم که این اعتیاد رو نمیتونم ترک کنم؟؟؟
دومین اقدام من پیاده روی عصرانه بود دقیقا تو همین بلواری که عهد کردم تغییر کنم
در این پیاده روی ها میزان فایل هایی که گوش میدادم افزایش پیدا کرد و من کم کم گره خوردم به سایت و شدم غلام این سایت
خدایا هزاران بار شکرت
و دیگه بعد از اون گره خوردن و غرق شدن در فایل ها نمیدانم کدام قدم ها اتفاق افتاد فقط خوب میدانم که هر لحظه اش برای من هدایتی بود و قدم برداشتنی و من شدم این شخصیت عالی و موفقی که الان هستم
بزرگترین دیوار من اجازه و تایید والدین و بعد از اون همسر بود
من اعتقاد داشتم باید برای هر چیزی پدر و مادرم راضی باشند و من بدون اجازه اونها آب نخورم و چه ضربه ها که نخوردم
و کار اینجا تموم نشد و من با این باور محدودکننده ازدواج کردم و بند اختیارم رو به دست همسرم دادم.
وقتی که دنیا منو از هر طرف تحت فشار میگذاشت که اگر میخواهی به خواسته ات برسی افکارت رو درست کن، اتفاقات سخت برام رخ داد تا بیدار شدم و به خودم اومدم دیدم من فقط تماما دارم به خودم ظلم میکنم.
تا اینکه با آموزه های استاد آشنا شدم و از اونجا که فهمیدم من نه تحت تاثیر همسرم نه پدر نه مادر، اعتقادات اونها هرچی باشه، ترسها و محدودیت هاشون هرچه باشه باز هم من در زندگی خودم آزادم که مسیر مورد علاقه خودم رو مستقل از همه افراد مهم و غیر مهم زندگیم برم تحولات برای من یک به یک شروع شد.
من میترسیدم یک صفحه کتابی رو بخونم که همسرم قبول نداره و میترسیدم ابراز مخالفت در مساله ای بکنم و قص علی هذا
و الان بعد از یکسال و نیم همسرم به من افتخار میکنه که برای رشد خودم تلاش میکنم
شاید برای شما عادی باشه اما همسر من از ریشه این جور آگاهی هارو قبول نداشت و کاملا متفاوت فکر میکرد و من الان باور دارم در روند اتفاقات و زندگی ام خودم هستم و خودم و بازهم خودم
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته
تهران تاریخ 1404/11/19 ساعت 13:00
واقعا وقتی تصمیم به تغییر میگیریم خداوند از بی نهایت دست ها و فرشته های خودش کمکت میکنه..
مثلأ از خودم بخوام بگم خیلی دوست داشتم مهاجرت کنم و مستقل بشم و توانستم به کمک اول خداوند بعد دوره بی نظیر عزت نفس استاد عباسمنش مهاجرت کنم از شیراز به تهران و انشاءالله مقصد بعدی فلوریدا آمریکا هست و خدایی که به شدت کافی است…
اول از همه میخوام از خداوند سپاسگزار باشم بابت هدایت شدنم به این مسیر زیبا و زندگی ساز و بعد از خدا سپاسگزارم که چنین استاد عزیز و چنین آدم بزرگی رو توی این دنیا قرار داد که باعث هدایت ما و شناخت زیبای خدا بشه
من از اینجا میخوام بگم که خیلی مقاومت داشتم برای کامنت نوشتن بارها خواستم بنویسم و بزارم اما انگار یه چیزی جلوی منو میگرفت و میگفت ول کن نمیخواد چیزی بنویسی تو گوش کن و عمل کن
اما بعد از شنیدن و هدایت شدن به این فایل ها فهمیدم که باید مقاومت هامو بشکنم و خودمو وادار کنم به انجام کارهایی که نمیخوام
من همیشه خودمو مسئول کل خانواده مسئول زندگیشون میدونم و از همه مهمتر احساس میکردم باید به جای اونها تصمیم بگیرم به جای اونها فکر کنم بگم چیکار کنن و چیکار نکن انگار منم که عقل کل هستم و درست فکر میکنم و درست عمل میکنم به کار همه خانواده کار داشتم حرف میزدم
اما غافل از این که دارم خودمو نابود میکنم و پیش همه بد
اینا دلسوزی نبود که من نسبت به خانواده داشتم اینا گرداب و منجلابی بود که داشتم خودمو توش غرق میکردم
من حتی تو زندگی خودم هم همین بودم میدونستم دارم اشتباه میکنم اما انگار نمیتونستم خودم و شخصیتم رو تغییر بدم خیلی سعی کردم وقتی 12 قدم رو خریدم بهتر شدم اما نه صد در صد اما با هدایت شدن به این فایل ها و شنیدن صدای بچه ها و تجربیاتشون گفتم از همین الان شروع میکنم و خودمو تغییر میدم من حتی به خدا اجازه نمیدادم تو زندگیم باشه اون همه چیز رو درست کنه حتی فکر میکردم من بهتر میدونم نکنه خدا اون چیزی که من میخوام رو نخواد حتی براش دیکته میکردم من چی میخوام
غافل از این که دارم جلوی گسترش و تغییر زندگیم و هدایت شدنم رو میگیرم
اما الان که دارم اینو مینویسم تمام زندگیم رو به خدا سپردم دارم روی خودم کار میکنم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم با تمام هستیم دوست دارم تغییر کنم و زندگیم زیباتر بشه از هر جهت
خدای مهربونم من هیچی نمیدونم و از تو میخوام که زندگیم رو تغییر بدی هدایتم کن کمکم کن تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشم
برای اولین بار میخوام با تمام وجودم تغییر کنم و بسازم هم زندگیم رو و هم تمام خودم رو
سلاااام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
به نام خداوندی که آرام بخش قلب هاست
سلامی دوباره بعد از مدتی دوری از این سایت بهشتی ام و شما عزیزانم، چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بود. خدا رو شکر که دوباره سعادت حضور تو این بهشت زیبا رو پیدا کردم.
خدا جونم عااااشقتم. استاد جونم عاااشقتونم
تمرین :
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
وقتی به این سوال کمی فکر کردم و کامنت های دوستان رو هم خوندم، متوجه شدم باوری که من در خودم در این مدتی که دارم روی خودم کار میکنم شکستم و تونستم رشد کنم، این باور بود که من خیلی ارزشمندم و بیشتر عاشق خودم شدم و به خودم اهمیت دادم. من فهمیدم که آرزوهای من بسیار مقدس هستند و ارزشمند. وقتی اینو فهمیدم بیشتر به خودم و آرزوهام اهمیت دادم و محور زندگیم تقریبا خودم شدم و مرتب روی خودم کار کردم و میکنم و رشدهای من شروع شد. پریناز الان هیچ شباهتی به پریناز 5 سال قبل نداره.
چقدر احساس ارزشمندیم بیشتر شده، اعتماد به نفسم بسیار بیشتر شده، روابطم خیلی خوب هستند و عشق بسیار زیادی رو هر روز دریافت میکنم. سلامتی خیلی خوبی دارم و انرژی زیادی هم دارم از فصل پروردگارم.
اعتمادم به خداوند بسیار بیشتر شده و خیلی زیاد با خدا رفیقیم.هر کاری، هر سوالی داشته باشم ازش می پرسم و خیلی زود جوابمو رو میده خدای دلبرم. در مورد هیچ کاری استرسی ندارم،چون خدا جونم همه جوابها رو میدونه، همه راه ها رو بلده و من با اعتماد کامل قدم برمی دارم. خدایا صد هزار مرتبه سپاسگزارم که همیشه همراهم هستی.
هر روز این باور بیشتر در من تقویت میشه که این قانون جهان هست که « من می خواهم و خداوند به من می دهد» همین قدر ساده و راحت. خدایا شکرت
در مورد مسایل مالی برکت خیلی خیلی بیشتر شده تو زندگیم. هر چی باورم نسبت به پول بهتر میشه، پول بیشتری وارد زندگیم میشه، هر چی فراوانی رو بیشتر باور می کنم نعمت و برکت و ثروت تو زندگیم بیشتر میشه.
چند روز پیش تو یک مهمونی بودم و دیدم اون عزیزانی که تو مهمونی هستند همه از لحاظ مالی خیلی پیشرفت کردند. خدا رو شکر
اگه قبلنا بود میگفتم خدایا آخه چرا من این رشد رو نداشتم و ناراحت میشدم. ولی این دفعه خیلی خوشحال شدم چون نه تنها ناراحت نبودم بلکه وقتی به گفتگوهای ذهنی ام دقت کردم، دیدم دارم به خودم میگم عزیزم تو خودت و فقط خودت مسئول این وضعیت هستی و خودت می تونی زندگی دلخواهت رو خلق کنی. فکر کردم که چه اشتباهاتی من در زمینه مالی کردم و تکرار میکنم و تصمیم گرفتم که حذفشون کنم. مثلا فهمیدم من تعهد جدی ای به مدیریت درآمدم ندارم و تصمیم گرفتم از این به بعد خیلی جدی تر این کار رو انجام بدم.
وقتی استاد یا این همه درآمد و ثروت میگن که من هزینه هام رو در پایین ترین حالت نگه می دارم و در عین حال تمرکزم روی بیشتر کردن ورودی هام هست، پس من هم باید بتونم درآمدم رو خوب مدیریت کنم. و قلبم کاملا روشن هست که خیلی زود نتیجه مالی ای رو که می خوام هم به کمک خداوند کسب می کنم.
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
بزرگترین دیوار ذهنی من که با باور هایم ساخته بودم ترس از اجازه پدرم و سرزنش و شکست افراد خانواده ومردم بوده که این باور ریشه در قدرت دادن من به غیر از خدا و بزرگکردن آن شخص در ذهنم بوده است که به لطف خدا و بعد از هدایتم به این سایت این ترمز ذهنی را کمکم بهتر و برطرف کردم و نتایج بزرگی درزندگی برای من رقم خورد .
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
من پذیرفتم مسئولیت صد درصد شرایط زندگی ام را دارم و تماما من هستم که لحظه به لحظه زندگی ام را رقم می زنم من فهمیدم که استمرار داشتن در کنترل ورودی های ذهنم و ادامه دادن مسیر کار بر روی باور ها و تقویت باورهای توحیدی نتایج مالی روابط وبه طور کل زندگی مرا بهتر و بهتر می کند و این من هستم که می توانم با اراده و مستمر بودن شرایط و موقعیت ها و جهان بیرونم را به نفع خودم رقم بزنم و بهتر و بهتر کنم از نتایجی که گرفتم مهاجرت به مکان بهتر برای زندگی و بهبود روابط و ورودی مالی و برکت به زندگی ام بوده که با استمرار داشتن نتایج هم بود به محض خروج از مسیر نتایج من طبق قانون قطع شد قانون دقیق هست و به اندازه تلاش ما به ما پاداش می دهد .
به نام خدای معجزه ها
خدایا هزاران بار شکرت
سلام استاد جان من و سلام مریم زیبایی ها
و سلام به دوستان این مسیر مقدس
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
دقیق یادمه ی روز صبح حدود ساعت ده تو بلوار کنار خونمون زار زار تو ماشین گریه میکردم و به همسر دوستم گفتم من از شخصیت ساناز متنفرم
از این شخصیتی که اینقدر تحقیر شدم
اینقدر ناچیز و بی مصرف شدم
اینقدر سر هر موضوع الکی باج میدم و کوتاه میام
میگفتم من واقعا کار میکنم که حتی به ذهن احدی ناسی خطور نکنه این شخصیت مضخرف
گفت فک میکنی می تونی؟
گفت فقط خودت میتونی به داد خودت برسی و خودتو از این منجلاب نجات بدی
و میدانم حتی امیدی نداشت من ی روز بتونم سر حرفم بمونم
و اون شخص رو من دیگه هیچوقت ندیدم
یعنی من دیگه حتی دوستم رو ندیدم چه برسه به همسرش
یعنی برای تغییر اون افرادی که اینقدر به من نزدیک بودن جز حذفیات بودن
الان که دارم مینویسم به والله نمیتونم باور کنم چجور اون شخصیت تبدیل شده به این ساناز فعلی
دقیق یادمه اولین کاری که کردم نوشابه رو حذف کردم
گفتم یعنی من اینقدر ضعیفم که این اعتیاد رو نمیتونم ترک کنم؟؟؟
دومین اقدام من پیاده روی عصرانه بود دقیقا تو همین بلواری که عهد کردم تغییر کنم
در این پیاده روی ها میزان فایل هایی که گوش میدادم افزایش پیدا کرد و من کم کم گره خوردم به سایت و شدم غلام این سایت
خدایا هزاران بار شکرت
و دیگه بعد از اون گره خوردن و غرق شدن در فایل ها نمیدانم کدام قدم ها اتفاق افتاد فقط خوب میدانم که هر لحظه اش برای من هدایتی بود و قدم برداشتنی و من شدم این شخصیت عالی و موفقی که الان هستم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
و خدایا هزاران بار شکرت
وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (سوره نجم آیه 39) و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
در آیه ذکر شده خداوند به طور واضح به ما میگوید که ما مسئول
اعمال خودمان هستیم و این ما هستیم که با افکار و اعمال خودمان
شرایطی را که الان در آن هستیم را به وجود آوردیم
پس اگر آن را نمیپسندیم باید افکار و باورهایمان را تغییر دهیم
تا شرایط زندگی ما تغییر کند.
من از وقتی که شروع کردم روی خودم کار کردن به این نتیجه رسیدم
که شغلی که دارم اون چیزی نیست که مورد علاقه من باشه و من در
اون شغل حال خوبی نداشتم. مدتها بود تصمیم گرفته بودم برم سراغ
کار مورد علاقم اما ترسها اجازه نمیداد دیوار ذهنی که برای خودم
درست کرده بودم باعث میشد نتونم حرکتی کنم.
بالاخره بعداز مدتها کار کردن روی خودم و هدایت خداوند ایمانم
انقدر قوی شد که اون شغل را رها کردم و رفتم سراغ کار مورد علاقم
و خداروشکر الان یکسال گذشته و خیلی راضی هستم ازین تصمیمی
که گرفتم و الان حالم خیلی خوبه و دارم لذت میبرم از زندگی و از
لحظهای که تصمیم به تغییر گرفتم قدم به قدم خداوند داره هدایتم
میکنه و هیچوقت منو تنها نگذاشته خدارو صدهزار مرتبه شکر برای
استاد عباسمنش عزیز و آموزشهایی که در اختیار ما گذاشته تا
بتونیم تغییر کنیم و زندگی خودمون رو به بهترین شکل بسازیم
درود به همه شما عزیزان در پناه خداوند باشید. یا حق
بزرگترین دیوار من اجازه و تایید والدین و بعد از اون همسر بود
من اعتقاد داشتم باید برای هر چیزی پدر و مادرم راضی باشند و من بدون اجازه اونها آب نخورم و چه ضربه ها که نخوردم
و کار اینجا تموم نشد و من با این باور محدودکننده ازدواج کردم و بند اختیارم رو به دست همسرم دادم.
وقتی که دنیا منو از هر طرف تحت فشار میگذاشت که اگر میخواهی به خواسته ات برسی افکارت رو درست کن، اتفاقات سخت برام رخ داد تا بیدار شدم و به خودم اومدم دیدم من فقط تماما دارم به خودم ظلم میکنم.
تا اینکه با آموزه های استاد آشنا شدم و از اونجا که فهمیدم من نه تحت تاثیر همسرم نه پدر نه مادر، اعتقادات اونها هرچی باشه، ترسها و محدودیت هاشون هرچه باشه باز هم من در زندگی خودم آزادم که مسیر مورد علاقه خودم رو مستقل از همه افراد مهم و غیر مهم زندگیم برم تحولات برای من یک به یک شروع شد.
من میترسیدم یک صفحه کتابی رو بخونم که همسرم قبول نداره و میترسیدم ابراز مخالفت در مساله ای بکنم و قص علی هذا
و الان بعد از یکسال و نیم همسرم به من افتخار میکنه که برای رشد خودم تلاش میکنم
شاید برای شما عادی باشه اما همسر من از ریشه این جور آگاهی هارو قبول نداشت و کاملا متفاوت فکر میکرد و من الان باور دارم در روند اتفاقات و زندگی ام خودم هستم و خودم و بازهم خودم
به نام خدای مهربانم خدایی که هدایت میکند مرا به مسیر زیبایی و سلامتی و ثروت
خدایا من هر لحظه آماده دریافت نعمت و ثروت هستم پس هدایتم کن
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
برای رسیدن به موفقیت باید اول کامل بپذیری مسولیت تمام اتفاقات و شرایط زندگی رو
که این من هستم با افکار و باورهام و توجه ام تمام اتفاقات رو بوجود آوردم
وقتی میپذیری در درونت یه انقلابی به پا میشه
جرات و جسارت و اراده پیدا میکنی برای بهتر شدن
و به خودت ثابت میشه که این اتفاقه بدی که برام پیش اومده خودم بوجود آوردم حالا چکار کنم که بهترش کنم و جایگزینش کنم با اتفاقات عالی
و بعد قدم برمیداری و راه حلها بهت گفته میشه خداوند دستانشو برات میفرسته
و بهتر میتونی ذهنتو کنترل کنی هر حرفی رو گوش نمیدی و هشیارانه عمل میکنی
ما فقط میتوانیم خودمون رو تغییر بدیم نه هیچ کس دیگری رو
پس انرژی و توان دو برای خودمون میذاریم
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته
تهران تاریخ 1404/11/19 ساعت 13:00
واقعا وقتی تصمیم به تغییر میگیریم خداوند از بی نهایت دست ها و فرشته های خودش کمکت میکنه..
مثلأ از خودم بخوام بگم خیلی دوست داشتم مهاجرت کنم و مستقل بشم و توانستم به کمک اول خداوند بعد دوره بی نظیر عزت نفس استاد عباسمنش مهاجرت کنم از شیراز به تهران و انشاءالله مقصد بعدی فلوریدا آمریکا هست و خدایی که به شدت کافی است…
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God wetrust)
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم عزیزم
اول از همه میخوام از خداوند سپاسگزار باشم بابت هدایت شدنم به این مسیر زیبا و زندگی ساز و بعد از خدا سپاسگزارم که چنین استاد عزیز و چنین آدم بزرگی رو توی این دنیا قرار داد که باعث هدایت ما و شناخت زیبای خدا بشه
من از اینجا میخوام بگم که خیلی مقاومت داشتم برای کامنت نوشتن بارها خواستم بنویسم و بزارم اما انگار یه چیزی جلوی منو میگرفت و میگفت ول کن نمیخواد چیزی بنویسی تو گوش کن و عمل کن
اما بعد از شنیدن و هدایت شدن به این فایل ها فهمیدم که باید مقاومت هامو بشکنم و خودمو وادار کنم به انجام کارهایی که نمیخوام
من همیشه خودمو مسئول کل خانواده مسئول زندگیشون میدونم و از همه مهمتر احساس میکردم باید به جای اونها تصمیم بگیرم به جای اونها فکر کنم بگم چیکار کنن و چیکار نکن انگار منم که عقل کل هستم و درست فکر میکنم و درست عمل میکنم به کار همه خانواده کار داشتم حرف میزدم
اما غافل از این که دارم خودمو نابود میکنم و پیش همه بد
اینا دلسوزی نبود که من نسبت به خانواده داشتم اینا گرداب و منجلابی بود که داشتم خودمو توش غرق میکردم
من حتی تو زندگی خودم هم همین بودم میدونستم دارم اشتباه میکنم اما انگار نمیتونستم خودم و شخصیتم رو تغییر بدم خیلی سعی کردم وقتی 12 قدم رو خریدم بهتر شدم اما نه صد در صد اما با هدایت شدن به این فایل ها و شنیدن صدای بچه ها و تجربیاتشون گفتم از همین الان شروع میکنم و خودمو تغییر میدم من حتی به خدا اجازه نمیدادم تو زندگیم باشه اون همه چیز رو درست کنه حتی فکر میکردم من بهتر میدونم نکنه خدا اون چیزی که من میخوام رو نخواد حتی براش دیکته میکردم من چی میخوام
غافل از این که دارم جلوی گسترش و تغییر زندگیم و هدایت شدنم رو میگیرم
اما الان که دارم اینو مینویسم تمام زندگیم رو به خدا سپردم دارم روی خودم کار میکنم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم با تمام هستیم دوست دارم تغییر کنم و زندگیم زیباتر بشه از هر جهت
خدای مهربونم من هیچی نمیدونم و از تو میخوام که زندگیم رو تغییر بدی هدایتم کن کمکم کن تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشم
برای اولین بار میخوام با تمام وجودم تغییر کنم و بسازم هم زندگیم رو و هم تمام خودم رو
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت خداجونی منو با خودت با این راه اشنا کردی راه احساس خوب راه داشتن ارامش
استاد خیلی ارامشه نسبتا خوبی گرففتم
خیلی احساسه خوبم برام مهم شده تا بتونم دوس دارم تفریح کنم لذت ببرم کنترل زهن کنم زندگی در بهشت ببینم
واقعا نتایجه نسبتا خوبی گرفتم از اب کردن هدایتی چربی اظافه ام که اصلا فکرشو نمیکردم تپل شده باشم انقد وراحت واقعا واقعا هدایتی اب شد
وارامشم وعزت نفسم شادیم پله پله بهتر شدن
وچه قوت قلبی بهمون میدین شکر
به نام خدای زیبایی ها
من باید بدونم اتفاقات زندگیم به واسطه فرکانسها و افکارم داره رقم میخوره به همون نسبت که باور کنم به همون نسبت میتونم تغییر بدم اتفاقات رو
به اندازه ای که متعهد باشم به این مسیر و روی خودم کار کنم نتایج میتونه بی انتها باشه
برای گرفتن نتایج بیشتر
باید وقت بیشتری بزارم برای این مسیر این سایت این اگاهی ها
باید بیشتر کنترل ورودی کنم
باید بیشتر و بهتر سپاس گزاری کنم
باید زمانهای بیشتری احساس خوب داشته باشم
باید متوقف نشم و مدام اقدام کنه حتی شده یه کار کوچیک یه قدم کوچیک بردارم هر روز
افراد نامناسب رو افرادی که حس خوبی بهم نمیدن و حضورشون تو زندگیم بی فایده اس حذف کنم با شجاعت
برای بهتر شدن حالم حسم زمان بیشتری بزارم کارای بیشتری انجام بدم
خدایا شکرت برای نعمت های فراوونت که در زندگیم جاری کردی و میکنی
سلاااام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
به نام خداوندی که آرام بخش قلب هاست
سلامی دوباره بعد از مدتی دوری از این سایت بهشتی ام و شما عزیزانم، چقدر دلم برای همه تون تنگ شده بود. خدا رو شکر که دوباره سعادت حضور تو این بهشت زیبا رو پیدا کردم.
خدا جونم عااااشقتم. استاد جونم عاااشقتونم
تمرین :
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
وقتی به این سوال کمی فکر کردم و کامنت های دوستان رو هم خوندم، متوجه شدم باوری که من در خودم در این مدتی که دارم روی خودم کار میکنم شکستم و تونستم رشد کنم، این باور بود که من خیلی ارزشمندم و بیشتر عاشق خودم شدم و به خودم اهمیت دادم. من فهمیدم که آرزوهای من بسیار مقدس هستند و ارزشمند. وقتی اینو فهمیدم بیشتر به خودم و آرزوهام اهمیت دادم و محور زندگیم تقریبا خودم شدم و مرتب روی خودم کار کردم و میکنم و رشدهای من شروع شد. پریناز الان هیچ شباهتی به پریناز 5 سال قبل نداره.
چقدر احساس ارزشمندیم بیشتر شده، اعتماد به نفسم بسیار بیشتر شده، روابطم خیلی خوب هستند و عشق بسیار زیادی رو هر روز دریافت میکنم. سلامتی خیلی خوبی دارم و انرژی زیادی هم دارم از فصل پروردگارم.
اعتمادم به خداوند بسیار بیشتر شده و خیلی زیاد با خدا رفیقیم.هر کاری، هر سوالی داشته باشم ازش می پرسم و خیلی زود جوابمو رو میده خدای دلبرم. در مورد هیچ کاری استرسی ندارم،چون خدا جونم همه جوابها رو میدونه، همه راه ها رو بلده و من با اعتماد کامل قدم برمی دارم. خدایا صد هزار مرتبه سپاسگزارم که همیشه همراهم هستی.
هر روز این باور بیشتر در من تقویت میشه که این قانون جهان هست که « من می خواهم و خداوند به من می دهد» همین قدر ساده و راحت. خدایا شکرت
در مورد مسایل مالی برکت خیلی خیلی بیشتر شده تو زندگیم. هر چی باورم نسبت به پول بهتر میشه، پول بیشتری وارد زندگیم میشه، هر چی فراوانی رو بیشتر باور می کنم نعمت و برکت و ثروت تو زندگیم بیشتر میشه.
چند روز پیش تو یک مهمونی بودم و دیدم اون عزیزانی که تو مهمونی هستند همه از لحاظ مالی خیلی پیشرفت کردند. خدا رو شکر
اگه قبلنا بود میگفتم خدایا آخه چرا من این رشد رو نداشتم و ناراحت میشدم. ولی این دفعه خیلی خوشحال شدم چون نه تنها ناراحت نبودم بلکه وقتی به گفتگوهای ذهنی ام دقت کردم، دیدم دارم به خودم میگم عزیزم تو خودت و فقط خودت مسئول این وضعیت هستی و خودت می تونی زندگی دلخواهت رو خلق کنی. فکر کردم که چه اشتباهاتی من در زمینه مالی کردم و تکرار میکنم و تصمیم گرفتم که حذفشون کنم. مثلا فهمیدم من تعهد جدی ای به مدیریت درآمدم ندارم و تصمیم گرفتم از این به بعد خیلی جدی تر این کار رو انجام بدم.
وقتی استاد یا این همه درآمد و ثروت میگن که من هزینه هام رو در پایین ترین حالت نگه می دارم و در عین حال تمرکزم روی بیشتر کردن ورودی هام هست، پس من هم باید بتونم درآمدم رو خوب مدیریت کنم. و قلبم کاملا روشن هست که خیلی زود نتیجه مالی ای رو که می خوام هم به کمک خداوند کسب می کنم.
در پناه خداوند بزرگ باشید️
سلام به استاد عزیزموخانواده عزیز سایت
به نام خدا
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
بزرگترین دیوار ذهنی من که با باور هایم ساخته بودم ترس از اجازه پدرم و سرزنش و شکست افراد خانواده ومردم بوده که این باور ریشه در قدرت دادن من به غیر از خدا و بزرگکردن آن شخص در ذهنم بوده است که به لطف خدا و بعد از هدایتم به این سایت این ترمز ذهنی را کمکم بهتر و برطرف کردم و نتایج بزرگی درزندگی برای من رقم خورد .
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
من پذیرفتم مسئولیت صد درصد شرایط زندگی ام را دارم و تماما من هستم که لحظه به لحظه زندگی ام را رقم می زنم من فهمیدم که استمرار داشتن در کنترل ورودی های ذهنم و ادامه دادن مسیر کار بر روی باور ها و تقویت باورهای توحیدی نتایج مالی روابط وبه طور کل زندگی مرا بهتر و بهتر می کند و این من هستم که می توانم با اراده و مستمر بودن شرایط و موقعیت ها و جهان بیرونم را به نفع خودم رقم بزنم و بهتر و بهتر کنم از نتایجی که گرفتم مهاجرت به مکان بهتر برای زندگی و بهبود روابط و ورودی مالی و برکت به زندگی ام بوده که با استمرار داشتن نتایج هم بود به محض خروج از مسیر نتایج من طبق قانون قطع شد قانون دقیق هست و به اندازه تلاش ما به ما پاداش می دهد .
در پناه حق باشید .