این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-18 06:50:042025-11-19 18:36:49تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
تمرین :
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
من چند تا تجربه خیلی مشخص دارم تو این زمینه، یعنی تجربه های که کاملا متوجه شدم که وقتی من روی خودم کار میکنم جهان خیلی راحت خواسته ام رو بهم میده.
چند سال قبل خواسته ای توی رابطه عاطفی داشتم که خیلی برام قوی بود. من فقط روی خودم کار کردم، فایل زیادی گوش می دادم، کامنت میخوندم، یادداشت برداری می کردم، روی باور هام کار میکردم، تمرین انتظارات مثبت رو چند دقیقه ای در روز کار میکردم ولی کاملا حسش میکردم و از خواسته ام لذت میبردم. و خیلی خیلی نرم و لذت بخش و در مدت کوتاهی خواسته ام به بهترین شکل اجابت شد .
یک تجربه دیگه در مورد خونه بود. که فروردین امسال اجابت شد. ما خونه ای که داشتیم و البته هنوزم از فصل پروردگارم داریم دو خوابه است و بچه ها اذیت میشدند و دوست داشتند اتاق جدا داشته باشند. خیلی وقت بود که تو خونه مون بحث بود سر این موضوع و جور نمیشد.
پارسال اسفند ماه با اومدن دوره فوق العاده هم جهت با خداوند، من این دوره رو خریدم و خیلی تمرکزی روی خودم کار می کردم. 29 اسفند ما یک مسافرت فوق العاده رفتیم و خیلی زیاد خوش گذشت بهمون و به محض برگشتن من تو دیوار یک خونه سه خوابه خوب برای اجاره پیدا کردم و رفتیم دیدیم و همون روز به خاطر آزادی مالی ای که خدا بهم مون داده خونه رو گرفتیم و تا 8 ام اسباب کشی کردیم. کسی باورش نمیشد که آنقدر سریع و خوب این کار درست بشه. وای من میدونستم از کجا داره آب میخوره . خدا جونم برام درستش کرده.
یک مورد دیگه هم که تو همین چند روزه اتفاق افتاده اینه که من دو هفته خیلی خوب روی خودم و باور فراوانی کار کردم و دو تا مشتری خیلی خوب بهم زنگ زدند. یکیشون رو که اصلا نمیشناختم و گفت شماره تون رو از خانم فلانی گرفتم و جالبه که من تا حالا اسم اون خانم رو نشنیدم. وای من باز میدونم که خدای دلبرم این مشتری ها رو برای من فرستاده و باز این باور هر روز داره بیشتر تقویت میشه که من اگر میخوام به خواسته هام سریعتر و راحت تر برسم، فقط و فقط و فقط باید خبلی تمرکزی روی خودم کار کنم، تنها راهش اینه.
خدای قشنگ و دلبرم صدهزار مرتبه سپاسگزارم بابت جهان بسیار قانون مندت که من میخوام و تو بهم میدی. خیلی دوست دارم عشقممممم.
درود بر استاد عباسمنش عزیز و خانوم شایسته بزرگوار.
درود بر همه دوستان عزیز.
سال 1400 بود و من دو سال بود که زندگیم رو تغییر داده بودم به تالش مهاجرت کرده بودم رابطه ای جدید شروع کرده بودم اما توی یه سری اتفاقات و داستانهای بد احساس گیر کرده بودم که از سال 98 شروع شده بود و به اوج رسیده بود به خاطر کش و قوس طلاق و دادگاه هی هر روز افراد نامناسب اتفاقات نامناسب رو جذب میکردم اطرافم از دوستان و خانواده خالی شده بود و یه رفیق مونده بود که بهش گفتم که اوضاع روحی خوبی ندارم نمیخوام که تو اذیت بشی و از من فاصله بگیر کلا تنها شدم و من بودم و همسرم .
کارم آبمیوه بستنی بود با یه مغازه 60 متری کلی دستگاه و تقریباً هیچی مشتری اینجا بود که زندگی عوض شد .
یه خانومی که کتاب میفروخت اومده بود مغازه و همسرم 4 تا کتاب ازش قسطی خریده بود حتی پول کتابها رو نداشتیم . میدونست من علاقه دارم به خوندن کتاب .
حالا من بودم و کلی وقت آزاد مغازه ای بدون مشتری . روزی 40 یا 50 تا صفحه میخوندم و همه اون مطالب رو پشت تلفن با همسرم به اشتراک میذاشتم کتابها در مورد قانون جذب بود .
دید من عوض شد و دنیا رو جور دیگه میدیدم یهو به خودم اومدم دیدم توی همون شهر همون افراد اصلا دیگه خبری از حاشیه ها روابط بد اتفاقات بد نیست تمرکزم روی شرایط بد کشور و سیاست و اینستا بود کامل همه از بین رفت و با استاد آشنا شدم اول توی اینستا دنبال میکردم و بعد هدایت شدم توی سایت با فایل های ارزشمند دانلودی شروع کردم و بعد دوره خریدم و هر روز ساعتها روی خودم کار میکردم الان سه ساله توی سایت هستم زندگیم سه ساله بهشته افراد فرشته شدن رابطه م عالی شده من فقط روی خودم کار کردم .
با کار کردن روی خودم در درون بیرون زندگی من زیبا شد چیزهایی رو تجربه کردم که شاید توی رویای گذشته خودم و خیلی افراد هم نبوده از همه چیز مهمتر توحید و خداوند رو دارم تجربه میکنم هدایت رو تجربه میکنم زبان خداوند رو تجربه میکنم توی لوکیشنی زندگی میکنم که اصلا بهشته .
باغی دارم که دارم تبدیل میکنم به باغ ویلا که یه نهر پر آب دائمی دور اون میچرخه و به دریا میره همون نهری که خداوند میگه نهر ها از زیر باغها و درختان جاریست آب و هوایی عالی بارش رحمت خداوند توی روزهای زیادی از سال .
حتی کارم و محل زندگیم تفریحم لذتم همه جمع شده یه جا اصلا نیازی ندارم حتی بیرون برم زور بزنم تقلا کنم صبح با دیدن ویو دریا طلوع خورشید روی آب و صدای رودخانه بیدار میشم دفتر سپاسگذاری بر میدارم از خداوند تشکر میکنم میام توی سایت کامنت مینویسم قهوه میخورم و کارمو شروع میکنم و شب میام توی سوئیت گرمم راحت استراحت میکنم . خدایا شکرت که وارد کار مورد علاقه م شدم تمرکزم روی خودم و کارمه توی یه رابطه خوب هستم و زیر نظر بهترین استاد دارم آگاه میشم و درس یاد میگریم . خدایا شکرت .
سپاسگذار استاد عزیز هستم
امیدوارم عالی باشید و بهترین فرکانس ها رو به جهان ارسال کنید .
تجربهی واضحی که میتونم راجبش صحبت کنم، نقطهی عطفی بود که تو کارم داشتم؛ اینکه الان با افراد خوبی همکاری میکنم و روابط کاریم خیلی بهتر شده فکر میکنم نتیجه همون روزایی بود که با کار کردن رو خودم انقدر شجاع شدم و عزتنفسم بیشتر شد که با باورهای خوب با توکل به خدا از همکاری قبلی که دیگه مناسب من نبود و داشتم اذیت میشدم و نمیخواستم تو جریان درصد و اون حس شراکت باشم، خارج شدم و خدا خودش همه کارارو برام کرد و حتی از نظر مالی هم همه چیو به نفع من انجام داد و با وجود اینکه مدتی کاری نداشتم و کلی فشار روم بود، با اینحال حسمو خوب نگهداشتم و با گوش دادن هر روز به فایلها انجام سپاسگزاری و دیدن نعمتها و زیباییها و این باور که خدا خودش تو زمان مناسب منو به مکان مناسب میبره و خودش ایدهها رو بهم میگه و بهم میگه که چکار کنم! دقیقا همین هم شد
و اتفاقاتی افتاد که معجزه بود، اون آگهی که دیدم که مطمئنم اتفاقی نبود، باعث شد من همکار کسانی بشم که کلی ارزش و احترام برای تواناییم و خودم قائل هستن و با تمام شرایط من هم موافقت کردن! این موضوع باعث شد که من نسبت به خواستههای دیگمم با حس رها بودن و اطمینان به جریان خداوند پیش برم.
هرچند میدونم چون یسری از مسائل رو ریشهای حل نکردم بالا پایین زیاد داشتم و باید با ایجاد باورهای توحیدی و عمل به ایدهها ، این مسائل رو حل کنم
منم میخوام که هر روز با مقاومت کمتری دنبال الگوهایی باشم که بهم نشون میدن این مسیر سخت نیست وقتی ازش لذت ببری و حستو خوب نگهداری
ذهن همیشه میخواد ترسها و نگرانیها رو انقدر بزرگ کنه که همونجا خشکت بزنه و حرکت نکنی، که من تو مسائل مالی این اتفاق برام میفته و باید همیشه با دیدن این الگوها ذهنمو کنترل کنم و بگم اگه این افراد تونستن منم میتونم
دنیا پر از فراوانی و نعمت، هرکس هرچقدر داشته باشه بازم هست.
باور به فراوانی چیزیه که همیشه باید حواسم بهش باشه و تو خودم رشدش بدم جوری که بخشی از وجودم بشه و بتونم دریافتش کنم.
سپاسگزارم از استاد و کسانی که با همین اصل و اساس، تو همه چی، موفق شدن، تا منم ببینم و باور کنم که میشود، باور کنم که همه چی طبق قانونه و ثابته.
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟ چند سال پیش یادمه آرزو داشتم بتونم آموزشگاه رانندگی ثبت نام کنم، گواهینامه ام بگیرم و بتونم رانندگی کنم اما قانون داشتن کارت پایان خدمت برای گرفتن گواهینامه هنوز لغو نشده بود و هزینه ثبت نام نداشتم برای همین تصمیم گرفتم این خواسته رو رها کردم و تصوری نداشتم که کی برآورده میشه.
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟ حدود چند ماه یا یکسال بعد دایی و زنداییم دیدم و گفتن پسر داییم آموزشگاه رانندگی ثبت نام کرده و داره میره، منم تشویق کردن که برم ثبت نام کنم، آموزشگاه رانندگی نزدیک خونمون به صورت اقساطی دوماهه ثبت نام میکرد و مادربزرگم دست خدا شد و یک بخشی از هزینه شهریه بدون اینکه من چیزی بگم به من هدیه داد و خوش حال شدم و مابقی شهریه پدرم دست خدا شد و در دوماه پرداخت کرد و من تونستم گواهینامه رانندگی ام بگیرم. این تجربه به من درس میده که نباید به خواسته ای بچسبم، اگر باورهای درستی داشته باشم، اگر تسلیم خدای بزرگ و رها باشم خودش در بهترین زمان و بهترین شکل خواسته های منو برآورده میکنه، خدایا بی نهایت شکرت کمکم کردی گواهینامه ام گرفتم و 3 ساله دارم رانندگی میکنم و لذت میبرم.
ما توی اوج کرونا از تغییر نترسیدیم با اینکه هیچ تجربه ای در شغل ازاد و بیزنس نداشتیم شروع کردیم و فقط استاد تنها چیزی که قوت قلب ما بود این بود که هر روز صبح فایل های شما رو توی مغازه گوش میدادیم و برای کوچیکترین دست اوردهامون جشن میگرفتیم
الان 5 سال از اون روزای سخت میگذره
ما برای خانه وخانواده هیچی کم نمیزاریم
ما هر چی دلمون میخواد میتونیم بخریم توی فروشکاه
ما خیییلی خووب پیشرفت کردیم و هر روز به روش های متفاوت خداوند مشتری ها و فرصت ها و ادمای بی نظیری رو سر راه ما قرار میده
هیچوقت ناامید نمیشم و دوست دارم رسالتم رو توی این دنیا به بهترین شکل انجام بدم و برای خداوند بندگی کنم چون هر انچه دارم از آن خداوند متعال هست
زمانی که من وخواهرم به خاطر مشکلات زندگی مجبور شدیم جدا بشیم از همسر خودمون تازه خواهرم یه فرزند هم داشت در شرایط سخت و بدی بودیم هم در خانواده و اقوام هم در اجتماع
من به دلیل اعتیاد همسرم و خواهرم هم به دلیل عاطفی از همسرش جدا شد بدترین و سخت ترین روزای زندگیمون بود
دقیقا زمانی که کرونا بود و من چندین سال کارمند بودم هتلی که داخلش مشغول به کار بودم تعدیل نیرو کرد ومحبور شدم به فکر شغل دیگه ای باشم
خواهرمم به دلیل حال روحی بد روزی چندین بار با من تماس میگرفت و از حال بدش بهم میگفت
تا اینکه خداوند از یه راه خیلی عجیب غریب شما رو وارد زندگیمون کرد توی اوج کرونا ما کار خودمونو شروع کردیم
اینجوری بگم که ما با فایل های رایگان شما از بدترین روزهارعبور کردیم هیچوقت ناامید نشدیم هررشکستی رو نشونه میدیدیم و ادامه دادیم تا به امروز که واقعا درامدمون خیلی خوبه
به نام خداوند مهربانم خدایی که سمیع و بصیرست خدایی که هدایتم میکند خدایی که رب العالمین ست قدرتمندترین فرمانرواست الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم بانو مهربانم که هر لحظه خدا رو بابت شما شکر میکنم
ممنونم از این فایل پر از آگاهی
من باید فقط تلاشم بر این باشد که خودمو از درون تغییر بدم نه اینکه بیام بیرون رو درست کنم
چون زمانی که از درون درست بشم لاجرم بیرون خود بخود درست میشود
لازم نیست که مدام ناراحت باشیم و نگران مشتری نبودن باشیم بیایم همین انرژی رو روی تغییر باورها و فرکانس بذاریم وقتی ما در مدار و فرکانس ثروت قرار بگیریم وقتی فراوانی جهان رو باور کنیم احساسه لیاقتمون بالا برود
هر جا که باشیم مشتری میاد خودش ، بدون تقلا و زوری چون در مدارش قرار گرفتیم و خداوند بقیه رو درست میکند
جهان طبق فرکانس ما کار میکند
از خودمون بپرسیم آیا فرکانس من الان در مسیر فقر ست یا ثروت
آبا بیشتر در روز توجه من روی فقر ست یا ثروت
بیشتر توجه من روی بودنها و شدنها و خوبی و امید و انگیزه ست
یا روی ناسپاسی و غرولند کردن و نبودنها و نشدنهاست در کدوم مسیر ست ؟
بعد بشینم با خودم بگویم کدوم یکی منو در احساسه خوب و در جهت ایمان به خدا و آرامش هماهنگ با خواسته قرار میدهد و با این سوال و نوشتنش خودمون رو بهتر میشناسیم و ترمزها رو پیدا میکنیم مقاومتها و میشناسیم و بعد تلاش برای کنترل کردن ورودیها و فرکانس و باورها میکنیم و قدمها رو آگاهانه بر میداریم
و میبینیم هر روز بهتر از روز دیگر میشویم و نتایج میآیند و با دیدن هر نتیجه ایمانمون به خداوند و این مسیر محکم تر میشود و همینطور جلو میریم باید فرکانس و توجه و حرف زدنها و قدم برداشتنها و نگاه و دیدگاه رو همه رو یکی کنیم تا اتصالات انجام شود و درها باز شوند
خدایا در این مسیر موفقیت و پول و ثروت و خوشبختی کمکم کن تا تلاش کنم و قدم بردارم با ایمان به قدرت و باور به فراوانی جهانت
سلام به استاد عزیزم، شایسته ی نازنین و دوستان بهشتی ام.
دوستان بهشتی که هر روز از نوشته هاشون چیزهای جدیدی یاد میگیرم، درسها و آگاهی هایی که استاد در چندین دقیقه بهمون میدن، در چندین برابر صفحه، دوستان محبت میکنند و مطالب رو باز میکنند، در کنار هر کدام، یک کشف جدید، یک ایده جدید برای زندگی بهتر.
وقتی دلم از زمین و زمان میگیره، تنها مکانی که ارام میگیرم و جواب سؤالاتم رو پیدا میکنم همین سایت مقدس هست، اگه عصای موسی معجزه گر بود، این سایت هم معجزه گر بی نهایت است، معجزه گری که زندگی خیلی انسانها رو تغییر داده، مسیرشون رو، افکارشون رو.
این برام یک شاهد و گواه زنده ای هست از توحید خالص، عشق بی حد و مرز، سخاوت و لطف.
با بودن فقط چند ساعته در این سایت چنان وابسته و شیفته شدم که روزم را با اون اغاز میکنم، دارم تمرین میکنم تا بتوانم پایان روزم را هم با ورود به این سایت خاتمه بدم، چه میشود، اگر این احساس و الهاماتی که در ساعت اولیه صبح میگیرم رو، شب هم بتونم دریافت کنم. مدتهاست که جواب خیلی از سوالاتم رو به بهترین وجه، از این طریق بهم داده میشه.
همیشه برام سوال بود چطور دوستان این قدر با انرژی و خالص میان و از استاد تشکر میکنند، اون شور و اشتیاق، اون حد از سپاسگزاری.
در موردش خیلی فکر کردم، تا امروز با خوندن کامنت دوست توحیدی عزیزم منم پی به وجود یکی دیگه از پاشنه اشیل هام بردم، یکی دیگه از شاخه های نامرئی شرک وجودم،
عدم سپاسگزاری عمیق و قلبی،
استاد در دوازده قدم با اموزش ستاره قطبی این نکته مهم رو بولد میکنند، ولی من انگار که هنوز در مدارش نبودم و نمیفهمیدم، یعنی با گوشام میشنیدم ولی درک درستی نداشتم. امروز درس جدیدی که با خوندن دل نوشته های دوستان عزیزتر از جان گرفتم، باید هر لحظه و هر مکان و برای وجود هر کس قدردان و سپاسگزار باشم، اونم با احساس خوب، اگه رفتاری ناراحت میکنه، به جای دلخور بودن و رفتن به حال منفی، سپاسگزار وجودش باشم که وجه دیگه ای از زندگی رو بهم نشون داد،وجهی که حتما در من هم وجود داره و باید تغییرش بدم، بعد نکات مثبت اون فرد یا اون اتفاق رو پیدا کنم تا بتونم قلبا و از اعماق وجودم سپاسگزار باشم.
یعنی تمرین ستاره قطبی در هر لحظه و هر زمان. دوستی جملات تاکیدی رو با الارم ساعت به خودش یاداوری میکنه، و عمل به این ایده چقدر در اون لحظه میتونه گره گشا باشه. میتونه حال خوب رو، حس خوب رو بهم هدیه بده.
الهی کرور کرور سپاس به خاطر وجود همچین انسان های بزرگ و ژرف اندیشی که در مسیر زندگیم بهشون بر میخورم، ازشون یاد میگیرم و کوله بارم رو سبک تر و راحت تر میکنم و پایکوبی کنان ادامه مسیر میدم، استادان بزرگی که هر لحظه و هر نکته از زندگیشون برام درسهای بزرگ و عظیمی میده.
سپاسی ژرف و عمیق بر استاد عزیزم،مریم نازنین، همراهان و یاران همیشه بزرگم.
سلام خدمت استاد نازنین و خانم شایسته و تمامی دوستان
من مربی جودو هستم و برای جذب مشتری اون اوایل فکر میکردم باید تایم تمرینم تغییر کند و خیلی چیزای دیگه …
ولی وقتی اومدم روی باورام کار کردم مدیریت اون باشگاه عوض شد و تایم تمرینم از ساعت
9.30 شب به 7 شب اومد بدون اینکه زوری بزنم تازه شاگردام زیاد شد و ورودی مالیم زیاد شد
بعد چند وقت کار کردن روی باورام کار کردن روی محصول بی نظیر 12 قدم
تصمیم گرفتم از شغل شهرما کارگری مردم بیام بیرون اینم الهام شد و بعد پول محصول ثروت 1 از یه جایی رسید که فکرشو نمیکردم و بعد الان (به قول استاد عزیز خدا را صد هزار مرتبه شکر )
خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم شاگردام 43 تا در دو باشگاه شدند و خداوند بزرگ هر روز داره تبلیغ منو میکنه و از یه جایی شاگرد میاد که شاخ در میارم الله اکبر واقعا سپاسگذارم خدا جون
و البته منم هم روی باورام کار میکنم هم روی مهارت ام
انشالله یه روزی مدرسه جودو المپیک بزنم
استاد جان هر جا هستی انشالله همیشه بخندی استاد پر انرژی عاشقتم خدا حفظتون کنه
در رابطه با موضوع فایل 13 پروژه ،من یه تجربه ی شیرین دارم… که با عناوین مختلف تو کامنت های دیگه هم نوشتم این موضوع رو …
این تجربه ی شیرین در رابطه با رانندگیم بود .با اینکه گواهینامه داشتم ولی هرگز فکر نمیکردم پشت فرمون بنشینم و هرجا دلم میخواد خودم برم.یعنی واقعا این خواسته برام غیر قابل دسترس ترین خواسته بود.چون به شدت میترسیدم از رانندگی .اصلا از قیافه ی خود ماشین هم میترسیدم.
البته یکی از تمرینهای دوره ی عزت نفس بود برام .که پا روی یکی از بزرگترین ترسهام بزارم.
لحظه ای که با تمام وجودم تصمیم گرفتم که شروع کنم به بالا بردن مهارتم رو هیچ وقت یادم نمیشه .با تمام وجود چک و لگد دنیار و حس کردم که گفت خجالت بکش دیگه ،هر هنری یاد میگیری وقتی میخواد نتیجه بده رهاش میکنی .تا کی میخوای حسرت دیگران رو بخوری؟
تصمیم گرفتم از همون روز شروع کنم .چشم وگوشم رو بستم و فقط شروع کردم .هر روز و هر روز میرفتم تمرین ،تحت هر شرایطی.فقط با تمام وجودم میخواستم به این خواستم برسم. باز هم فکرشو نمیکردم که یروزی برم تو شهر رانندگی کنم و هرجا میخوام برم.
با خودم میگفتم حتما اینم مثل بقیه ی کارها رها میکنم وقتی که به اوجش رسیدم.البته اینها نجوای ذهنم بود .ولی توجه نمیکردم و ادامه میدادم و ادامه میدادم .قشنگ حس میکردم روزبروز مهارتم بالاتر میره ،ترسهام کمتر میشه .
خلاصه ادامه دادم و موفق شدم .403/10/30 اونروز بود که شروع کردم ،و الان که یک سال شده به خواستم رسیدم .البته بعد یکی دو ماه هر جا میخواستم میرفتم با ماشین.و دیگه برام عادی شده و هر جا بخوام میرم .
وخدا چقدر قشنگ برام شرایط رو اوکی کرد که من به خواستم برسم ،شرایط کار همسرم جوری بود که اصلا ماشینو نمیبرد و من هر ساعت از روز که میخواستم ماشینو برمیداشتم ،دخترم میرفت کتابخانه و شبها میرفتم دنبالش .این یه تمرین عالی بود برام .خلاصه شرایط یجوری هماهنگ شد که هر روز تمرین و تکرار میشد برام . من سعی کردم فقط خودمو با قوانین هماهنگ کنم و سمت خودمو انجام بدم. رسیدن به این هدفم انگیزه ای شد برام که برای بقیه ی خواسته هام هم حرکت کنم.
سلام استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
تمرین :
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
من چند تا تجربه خیلی مشخص دارم تو این زمینه، یعنی تجربه های که کاملا متوجه شدم که وقتی من روی خودم کار میکنم جهان خیلی راحت خواسته ام رو بهم میده.
چند سال قبل خواسته ای توی رابطه عاطفی داشتم که خیلی برام قوی بود. من فقط روی خودم کار کردم، فایل زیادی گوش می دادم، کامنت میخوندم، یادداشت برداری می کردم، روی باور هام کار میکردم، تمرین انتظارات مثبت رو چند دقیقه ای در روز کار میکردم ولی کاملا حسش میکردم و از خواسته ام لذت میبردم. و خیلی خیلی نرم و لذت بخش و در مدت کوتاهی خواسته ام به بهترین شکل اجابت شد .
یک تجربه دیگه در مورد خونه بود. که فروردین امسال اجابت شد. ما خونه ای که داشتیم و البته هنوزم از فصل پروردگارم داریم دو خوابه است و بچه ها اذیت میشدند و دوست داشتند اتاق جدا داشته باشند. خیلی وقت بود که تو خونه مون بحث بود سر این موضوع و جور نمیشد.
پارسال اسفند ماه با اومدن دوره فوق العاده هم جهت با خداوند، من این دوره رو خریدم و خیلی تمرکزی روی خودم کار می کردم. 29 اسفند ما یک مسافرت فوق العاده رفتیم و خیلی زیاد خوش گذشت بهمون و به محض برگشتن من تو دیوار یک خونه سه خوابه خوب برای اجاره پیدا کردم و رفتیم دیدیم و همون روز به خاطر آزادی مالی ای که خدا بهم مون داده خونه رو گرفتیم و تا 8 ام اسباب کشی کردیم. کسی باورش نمیشد که آنقدر سریع و خوب این کار درست بشه. وای من میدونستم از کجا داره آب میخوره . خدا جونم برام درستش کرده.
یک مورد دیگه هم که تو همین چند روزه اتفاق افتاده اینه که من دو هفته خیلی خوب روی خودم و باور فراوانی کار کردم و دو تا مشتری خیلی خوب بهم زنگ زدند. یکیشون رو که اصلا نمیشناختم و گفت شماره تون رو از خانم فلانی گرفتم و جالبه که من تا حالا اسم اون خانم رو نشنیدم. وای من باز میدونم که خدای دلبرم این مشتری ها رو برای من فرستاده و باز این باور هر روز داره بیشتر تقویت میشه که من اگر میخوام به خواسته هام سریعتر و راحت تر برسم، فقط و فقط و فقط باید خبلی تمرکزی روی خودم کار کنم، تنها راهش اینه.
خدای قشنگ و دلبرم صدهزار مرتبه سپاسگزارم بابت جهان بسیار قانون مندت که من میخوام و تو بهم میدی. خیلی دوست دارم عشقممممم.
به نام خدای مهربان و شاکر .
درود بر استاد عباسمنش عزیز و خانوم شایسته بزرگوار.
درود بر همه دوستان عزیز.
سال 1400 بود و من دو سال بود که زندگیم رو تغییر داده بودم به تالش مهاجرت کرده بودم رابطه ای جدید شروع کرده بودم اما توی یه سری اتفاقات و داستانهای بد احساس گیر کرده بودم که از سال 98 شروع شده بود و به اوج رسیده بود به خاطر کش و قوس طلاق و دادگاه هی هر روز افراد نامناسب اتفاقات نامناسب رو جذب میکردم اطرافم از دوستان و خانواده خالی شده بود و یه رفیق مونده بود که بهش گفتم که اوضاع روحی خوبی ندارم نمیخوام که تو اذیت بشی و از من فاصله بگیر کلا تنها شدم و من بودم و همسرم .
کارم آبمیوه بستنی بود با یه مغازه 60 متری کلی دستگاه و تقریباً هیچی مشتری اینجا بود که زندگی عوض شد .
یه خانومی که کتاب میفروخت اومده بود مغازه و همسرم 4 تا کتاب ازش قسطی خریده بود حتی پول کتابها رو نداشتیم . میدونست من علاقه دارم به خوندن کتاب .
حالا من بودم و کلی وقت آزاد مغازه ای بدون مشتری . روزی 40 یا 50 تا صفحه میخوندم و همه اون مطالب رو پشت تلفن با همسرم به اشتراک میذاشتم کتابها در مورد قانون جذب بود .
دید من عوض شد و دنیا رو جور دیگه میدیدم یهو به خودم اومدم دیدم توی همون شهر همون افراد اصلا دیگه خبری از حاشیه ها روابط بد اتفاقات بد نیست تمرکزم روی شرایط بد کشور و سیاست و اینستا بود کامل همه از بین رفت و با استاد آشنا شدم اول توی اینستا دنبال میکردم و بعد هدایت شدم توی سایت با فایل های ارزشمند دانلودی شروع کردم و بعد دوره خریدم و هر روز ساعتها روی خودم کار میکردم الان سه ساله توی سایت هستم زندگیم سه ساله بهشته افراد فرشته شدن رابطه م عالی شده من فقط روی خودم کار کردم .
با کار کردن روی خودم در درون بیرون زندگی من زیبا شد چیزهایی رو تجربه کردم که شاید توی رویای گذشته خودم و خیلی افراد هم نبوده از همه چیز مهمتر توحید و خداوند رو دارم تجربه میکنم هدایت رو تجربه میکنم زبان خداوند رو تجربه میکنم توی لوکیشنی زندگی میکنم که اصلا بهشته .
باغی دارم که دارم تبدیل میکنم به باغ ویلا که یه نهر پر آب دائمی دور اون میچرخه و به دریا میره همون نهری که خداوند میگه نهر ها از زیر باغها و درختان جاریست آب و هوایی عالی بارش رحمت خداوند توی روزهای زیادی از سال .
حتی کارم و محل زندگیم تفریحم لذتم همه جمع شده یه جا اصلا نیازی ندارم حتی بیرون برم زور بزنم تقلا کنم صبح با دیدن ویو دریا طلوع خورشید روی آب و صدای رودخانه بیدار میشم دفتر سپاسگذاری بر میدارم از خداوند تشکر میکنم میام توی سایت کامنت مینویسم قهوه میخورم و کارمو شروع میکنم و شب میام توی سوئیت گرمم راحت استراحت میکنم . خدایا شکرت که وارد کار مورد علاقه م شدم تمرکزم روی خودم و کارمه توی یه رابطه خوب هستم و زیر نظر بهترین استاد دارم آگاه میشم و درس یاد میگریم . خدایا شکرت .
سپاسگذار استاد عزیز هستم
امیدوارم عالی باشید و بهترین فرکانس ها رو به جهان ارسال کنید .
در پناه الله یکتا باشید
به نام خدا
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان
روز 146 از روزشمار تحول زندگی من و قسمت 13 تغییر
تجربهی واضحی که میتونم راجبش صحبت کنم، نقطهی عطفی بود که تو کارم داشتم؛ اینکه الان با افراد خوبی همکاری میکنم و روابط کاریم خیلی بهتر شده فکر میکنم نتیجه همون روزایی بود که با کار کردن رو خودم انقدر شجاع شدم و عزتنفسم بیشتر شد که با باورهای خوب با توکل به خدا از همکاری قبلی که دیگه مناسب من نبود و داشتم اذیت میشدم و نمیخواستم تو جریان درصد و اون حس شراکت باشم، خارج شدم و خدا خودش همه کارارو برام کرد و حتی از نظر مالی هم همه چیو به نفع من انجام داد و با وجود اینکه مدتی کاری نداشتم و کلی فشار روم بود، با اینحال حسمو خوب نگهداشتم و با گوش دادن هر روز به فایلها انجام سپاسگزاری و دیدن نعمتها و زیباییها و این باور که خدا خودش تو زمان مناسب منو به مکان مناسب میبره و خودش ایدهها رو بهم میگه و بهم میگه که چکار کنم! دقیقا همین هم شد
و اتفاقاتی افتاد که معجزه بود، اون آگهی که دیدم که مطمئنم اتفاقی نبود، باعث شد من همکار کسانی بشم که کلی ارزش و احترام برای تواناییم و خودم قائل هستن و با تمام شرایط من هم موافقت کردن! این موضوع باعث شد که من نسبت به خواستههای دیگمم با حس رها بودن و اطمینان به جریان خداوند پیش برم.
هرچند میدونم چون یسری از مسائل رو ریشهای حل نکردم بالا پایین زیاد داشتم و باید با ایجاد باورهای توحیدی و عمل به ایدهها ، این مسائل رو حل کنم
منم میخوام که هر روز با مقاومت کمتری دنبال الگوهایی باشم که بهم نشون میدن این مسیر سخت نیست وقتی ازش لذت ببری و حستو خوب نگهداری
ذهن همیشه میخواد ترسها و نگرانیها رو انقدر بزرگ کنه که همونجا خشکت بزنه و حرکت نکنی، که من تو مسائل مالی این اتفاق برام میفته و باید همیشه با دیدن این الگوها ذهنمو کنترل کنم و بگم اگه این افراد تونستن منم میتونم
دنیا پر از فراوانی و نعمت، هرکس هرچقدر داشته باشه بازم هست.
باور به فراوانی چیزیه که همیشه باید حواسم بهش باشه و تو خودم رشدش بدم جوری که بخشی از وجودم بشه و بتونم دریافتش کنم.
سپاسگزارم از استاد و کسانی که با همین اصل و اساس، تو همه چی، موفق شدن، تا منم ببینم و باور کنم که میشود، باور کنم که همه چی طبق قانونه و ثابته.
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟ چند سال پیش یادمه آرزو داشتم بتونم آموزشگاه رانندگی ثبت نام کنم، گواهینامه ام بگیرم و بتونم رانندگی کنم اما قانون داشتن کارت پایان خدمت برای گرفتن گواهینامه هنوز لغو نشده بود و هزینه ثبت نام نداشتم برای همین تصمیم گرفتم این خواسته رو رها کردم و تصوری نداشتم که کی برآورده میشه.
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟ حدود چند ماه یا یکسال بعد دایی و زنداییم دیدم و گفتن پسر داییم آموزشگاه رانندگی ثبت نام کرده و داره میره، منم تشویق کردن که برم ثبت نام کنم، آموزشگاه رانندگی نزدیک خونمون به صورت اقساطی دوماهه ثبت نام میکرد و مادربزرگم دست خدا شد و یک بخشی از هزینه شهریه بدون اینکه من چیزی بگم به من هدیه داد و خوش حال شدم و مابقی شهریه پدرم دست خدا شد و در دوماه پرداخت کرد و من تونستم گواهینامه رانندگی ام بگیرم. این تجربه به من درس میده که نباید به خواسته ای بچسبم، اگر باورهای درستی داشته باشم، اگر تسلیم خدای بزرگ و رها باشم خودش در بهترین زمان و بهترین شکل خواسته های منو برآورده میکنه، خدایا بی نهایت شکرت کمکم کردی گواهینامه ام گرفتم و 3 ساله دارم رانندگی میکنم و لذت میبرم.
در ادامه کامنتم میخواستم بگم
ما توی اوج کرونا از تغییر نترسیدیم با اینکه هیچ تجربه ای در شغل ازاد و بیزنس نداشتیم شروع کردیم و فقط استاد تنها چیزی که قوت قلب ما بود این بود که هر روز صبح فایل های شما رو توی مغازه گوش میدادیم و برای کوچیکترین دست اوردهامون جشن میگرفتیم
الان 5 سال از اون روزای سخت میگذره
ما برای خانه وخانواده هیچی کم نمیزاریم
ما هر چی دلمون میخواد میتونیم بخریم توی فروشکاه
ما خیییلی خووب پیشرفت کردیم و هر روز به روش های متفاوت خداوند مشتری ها و فرصت ها و ادمای بی نظیری رو سر راه ما قرار میده
هیچوقت ناامید نمیشم و دوست دارم رسالتم رو توی این دنیا به بهترین شکل انجام بدم و برای خداوند بندگی کنم چون هر انچه دارم از آن خداوند متعال هست
دوست دار شما از صمیم قلبم
مهناز
بنام خالق یگانه
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم
زمانی که من وخواهرم به خاطر مشکلات زندگی مجبور شدیم جدا بشیم از همسر خودمون تازه خواهرم یه فرزند هم داشت در شرایط سخت و بدی بودیم هم در خانواده و اقوام هم در اجتماع
من به دلیل اعتیاد همسرم و خواهرم هم به دلیل عاطفی از همسرش جدا شد بدترین و سخت ترین روزای زندگیمون بود
دقیقا زمانی که کرونا بود و من چندین سال کارمند بودم هتلی که داخلش مشغول به کار بودم تعدیل نیرو کرد ومحبور شدم به فکر شغل دیگه ای باشم
خواهرمم به دلیل حال روحی بد روزی چندین بار با من تماس میگرفت و از حال بدش بهم میگفت
تا اینکه خداوند از یه راه خیلی عجیب غریب شما رو وارد زندگیمون کرد توی اوج کرونا ما کار خودمونو شروع کردیم
اینجوری بگم که ما با فایل های رایگان شما از بدترین روزهارعبور کردیم هیچوقت ناامید نشدیم هررشکستی رو نشونه میدیدیم و ادامه دادیم تا به امروز که واقعا درامدمون خیلی خوبه
ما واقعا سپاسگزاریم از خداوند از شما بابت همه چیز
ما ادامه میدیم تا به انچه ارزوش رو داریم برسیم
به نام خداوند مهربانم خدایی که سمیع و بصیرست خدایی که هدایتم میکند خدایی که رب العالمین ست قدرتمندترین فرمانرواست الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم بانو مهربانم که هر لحظه خدا رو بابت شما شکر میکنم
ممنونم از این فایل پر از آگاهی
من باید فقط تلاشم بر این باشد که خودمو از درون تغییر بدم نه اینکه بیام بیرون رو درست کنم
چون زمانی که از درون درست بشم لاجرم بیرون خود بخود درست میشود
لازم نیست که مدام ناراحت باشیم و نگران مشتری نبودن باشیم بیایم همین انرژی رو روی تغییر باورها و فرکانس بذاریم وقتی ما در مدار و فرکانس ثروت قرار بگیریم وقتی فراوانی جهان رو باور کنیم احساسه لیاقتمون بالا برود
هر جا که باشیم مشتری میاد خودش ، بدون تقلا و زوری چون در مدارش قرار گرفتیم و خداوند بقیه رو درست میکند
جهان طبق فرکانس ما کار میکند
از خودمون بپرسیم آیا فرکانس من الان در مسیر فقر ست یا ثروت
آبا بیشتر در روز توجه من روی فقر ست یا ثروت
بیشتر توجه من روی بودنها و شدنها و خوبی و امید و انگیزه ست
یا روی ناسپاسی و غرولند کردن و نبودنها و نشدنهاست در کدوم مسیر ست ؟
بعد بشینم با خودم بگویم کدوم یکی منو در احساسه خوب و در جهت ایمان به خدا و آرامش هماهنگ با خواسته قرار میدهد و با این سوال و نوشتنش خودمون رو بهتر میشناسیم و ترمزها رو پیدا میکنیم مقاومتها و میشناسیم و بعد تلاش برای کنترل کردن ورودیها و فرکانس و باورها میکنیم و قدمها رو آگاهانه بر میداریم
و میبینیم هر روز بهتر از روز دیگر میشویم و نتایج میآیند و با دیدن هر نتیجه ایمانمون به خداوند و این مسیر محکم تر میشود و همینطور جلو میریم باید فرکانس و توجه و حرف زدنها و قدم برداشتنها و نگاه و دیدگاه رو همه رو یکی کنیم تا اتصالات انجام شود و درها باز شوند
خدایا در این مسیر موفقیت و پول و ثروت و خوشبختی کمکم کن تا تلاش کنم و قدم بردارم با ایمان به قدرت و باور به فراوانی جهانت
و داشتن احساسه لیاقت
خدایا من آماده دریافت نعمت و ثروت الهیت هستم
خدایا امروز سوپرایزم کن
خدایا امروز منتظر معجزات کوچیکت هستم
خدایا من امروز روی شونه هات با ایمان نشستم
شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم
مهری
به نام مهربانترین مهربانان، خالق بی همتا
سلام به استاد عزیزم، شایسته ی نازنین و دوستان بهشتی ام.
دوستان بهشتی که هر روز از نوشته هاشون چیزهای جدیدی یاد میگیرم، درسها و آگاهی هایی که استاد در چندین دقیقه بهمون میدن، در چندین برابر صفحه، دوستان محبت میکنند و مطالب رو باز میکنند، در کنار هر کدام، یک کشف جدید، یک ایده جدید برای زندگی بهتر.
وقتی دلم از زمین و زمان میگیره، تنها مکانی که ارام میگیرم و جواب سؤالاتم رو پیدا میکنم همین سایت مقدس هست، اگه عصای موسی معجزه گر بود، این سایت هم معجزه گر بی نهایت است، معجزه گری که زندگی خیلی انسانها رو تغییر داده، مسیرشون رو، افکارشون رو.
این برام یک شاهد و گواه زنده ای هست از توحید خالص، عشق بی حد و مرز، سخاوت و لطف.
با بودن فقط چند ساعته در این سایت چنان وابسته و شیفته شدم که روزم را با اون اغاز میکنم، دارم تمرین میکنم تا بتوانم پایان روزم را هم با ورود به این سایت خاتمه بدم، چه میشود، اگر این احساس و الهاماتی که در ساعت اولیه صبح میگیرم رو، شب هم بتونم دریافت کنم. مدتهاست که جواب خیلی از سوالاتم رو به بهترین وجه، از این طریق بهم داده میشه.
همیشه برام سوال بود چطور دوستان این قدر با انرژی و خالص میان و از استاد تشکر میکنند، اون شور و اشتیاق، اون حد از سپاسگزاری.
در موردش خیلی فکر کردم، تا امروز با خوندن کامنت دوست توحیدی عزیزم منم پی به وجود یکی دیگه از پاشنه اشیل هام بردم، یکی دیگه از شاخه های نامرئی شرک وجودم،
عدم سپاسگزاری عمیق و قلبی،
استاد در دوازده قدم با اموزش ستاره قطبی این نکته مهم رو بولد میکنند، ولی من انگار که هنوز در مدارش نبودم و نمیفهمیدم، یعنی با گوشام میشنیدم ولی درک درستی نداشتم. امروز درس جدیدی که با خوندن دل نوشته های دوستان عزیزتر از جان گرفتم، باید هر لحظه و هر مکان و برای وجود هر کس قدردان و سپاسگزار باشم، اونم با احساس خوب، اگه رفتاری ناراحت میکنه، به جای دلخور بودن و رفتن به حال منفی، سپاسگزار وجودش باشم که وجه دیگه ای از زندگی رو بهم نشون داد،وجهی که حتما در من هم وجود داره و باید تغییرش بدم، بعد نکات مثبت اون فرد یا اون اتفاق رو پیدا کنم تا بتونم قلبا و از اعماق وجودم سپاسگزار باشم.
یعنی تمرین ستاره قطبی در هر لحظه و هر زمان. دوستی جملات تاکیدی رو با الارم ساعت به خودش یاداوری میکنه، و عمل به این ایده چقدر در اون لحظه میتونه گره گشا باشه. میتونه حال خوب رو، حس خوب رو بهم هدیه بده.
الهی کرور کرور سپاس به خاطر وجود همچین انسان های بزرگ و ژرف اندیشی که در مسیر زندگیم بهشون بر میخورم، ازشون یاد میگیرم و کوله بارم رو سبک تر و راحت تر میکنم و پایکوبی کنان ادامه مسیر میدم، استادان بزرگی که هر لحظه و هر نکته از زندگیشون برام درسهای بزرگ و عظیمی میده.
سپاسی ژرف و عمیق بر استاد عزیزم،مریم نازنین، همراهان و یاران همیشه بزرگم.
الحمدلله رب العالمین
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد نازنین و خانم شایسته و تمامی دوستان
من مربی جودو هستم و برای جذب مشتری اون اوایل فکر میکردم باید تایم تمرینم تغییر کند و خیلی چیزای دیگه …
ولی وقتی اومدم روی باورام کار کردم مدیریت اون باشگاه عوض شد و تایم تمرینم از ساعت
9.30 شب به 7 شب اومد بدون اینکه زوری بزنم تازه شاگردام زیاد شد و ورودی مالیم زیاد شد
بعد چند وقت کار کردن روی باورام کار کردن روی محصول بی نظیر 12 قدم
تصمیم گرفتم از شغل شهرما کارگری مردم بیام بیرون اینم الهام شد و بعد پول محصول ثروت 1 از یه جایی رسید که فکرشو نمیکردم و بعد الان (به قول استاد عزیز خدا را صد هزار مرتبه شکر )
خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم شاگردام 43 تا در دو باشگاه شدند و خداوند بزرگ هر روز داره تبلیغ منو میکنه و از یه جایی شاگرد میاد که شاخ در میارم الله اکبر واقعا سپاسگذارم خدا جون
و البته منم هم روی باورام کار میکنم هم روی مهارت ام
انشالله یه روزی مدرسه جودو المپیک بزنم
استاد جان هر جا هستی انشالله همیشه بخندی استاد پر انرژی عاشقتم خدا حفظتون کنه
بنام خالق زیبایی ها صبح زیباتون بخیر دوستان عزیزم
در رابطه با موضوع فایل 13 پروژه ،من یه تجربه ی شیرین دارم… که با عناوین مختلف تو کامنت های دیگه هم نوشتم این موضوع رو …
این تجربه ی شیرین در رابطه با رانندگیم بود .با اینکه گواهینامه داشتم ولی هرگز فکر نمیکردم پشت فرمون بنشینم و هرجا دلم میخواد خودم برم.یعنی واقعا این خواسته برام غیر قابل دسترس ترین خواسته بود.چون به شدت میترسیدم از رانندگی .اصلا از قیافه ی خود ماشین هم میترسیدم.
البته یکی از تمرینهای دوره ی عزت نفس بود برام .که پا روی یکی از بزرگترین ترسهام بزارم.
لحظه ای که با تمام وجودم تصمیم گرفتم که شروع کنم به بالا بردن مهارتم رو هیچ وقت یادم نمیشه .با تمام وجود چک و لگد دنیار و حس کردم که گفت خجالت بکش دیگه ،هر هنری یاد میگیری وقتی میخواد نتیجه بده رهاش میکنی .تا کی میخوای حسرت دیگران رو بخوری؟
تصمیم گرفتم از همون روز شروع کنم .چشم وگوشم رو بستم و فقط شروع کردم .هر روز و هر روز میرفتم تمرین ،تحت هر شرایطی.فقط با تمام وجودم میخواستم به این خواستم برسم. باز هم فکرشو نمیکردم که یروزی برم تو شهر رانندگی کنم و هرجا میخوام برم.
با خودم میگفتم حتما اینم مثل بقیه ی کارها رها میکنم وقتی که به اوجش رسیدم.البته اینها نجوای ذهنم بود .ولی توجه نمیکردم و ادامه میدادم و ادامه میدادم .قشنگ حس میکردم روزبروز مهارتم بالاتر میره ،ترسهام کمتر میشه .
خلاصه ادامه دادم و موفق شدم .403/10/30 اونروز بود که شروع کردم ،و الان که یک سال شده به خواستم رسیدم .البته بعد یکی دو ماه هر جا میخواستم میرفتم با ماشین.و دیگه برام عادی شده و هر جا بخوام میرم .
وخدا چقدر قشنگ برام شرایط رو اوکی کرد که من به خواستم برسم ،شرایط کار همسرم جوری بود که اصلا ماشینو نمیبرد و من هر ساعت از روز که میخواستم ماشینو برمیداشتم ،دخترم میرفت کتابخانه و شبها میرفتم دنبالش .این یه تمرین عالی بود برام .خلاصه شرایط یجوری هماهنگ شد که هر روز تمرین و تکرار میشد برام . من سعی کردم فقط خودمو با قوانین هماهنگ کنم و سمت خودمو انجام بدم. رسیدن به این هدفم انگیزه ای شد برام که برای بقیه ی خواسته هام هم حرکت کنم.