این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-18 06:50:042025-11-19 18:36:49تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
بله چند باری برای من این موضوع پیش اومده، پررنگ ترینش در ذهنم زمان زایمانم در سال 93 بود که اون زمان سخت گیری ها راجع به زایمان سزارین رو تازه شروع کرده بودند و اجازه نمیدادن که هر کس نوع زایمان خودش رو انتخاب کنه و من هم چون اولین بارم بود و ترس زیادی از زایمان طبیعی داشتم، به چند تا پزشک مراجعه کردم که به شرط زایمان در بیمارستان خصوصی من رو سزارین کنن ولی هیچ کدوم قبول نمیکردن، بعد از اینکه از سومین دکتر هم ناامید شدم به همسرم گفتم من دیگه پیش پزشک دیگه ای نمیام، خلاصه یه چیز میشه دیگه این همه آدم رفتن زایمان طبیعی کردن منم یکیشون، هر چی خدا بخواد…
از اون زمان تا تایم زایمانم فکر میکنم 4 ماه طول کشید و من اصلاً به این موضوع دیگه فکر نکردم و فقط ذوق فرزندم رو داشتم، تا اینکه برای معاینه آخر که پیش دکتر خودم رفتم دکتر یه جورایی بین حرفاش بهم فهموند که میتونم با پول دادن در بیمارستان خصوصی عمل سزارین رو انجام بدم و من نمیدونم چرا ولی توجه نکردم به حرفش و باز هم احساسم رو بد نکردم و همچنان حالم خوب بود( من اصلاً از قوانین خبر نداشتم و فقط شادی به دنیا اومدن پسرمون نمیذاشت حالم بد باشه)
یه هفته گذشت تا رسید به روز زایمانم، شاید باورتون نشه من از در خونه تا خود بیمارستان که یه شهر دیگه بود تو ماشین با آهنگ های شادی که همسرم پلی کرده بود همخوانی کردم و گفتم و خندیدم (بدون ذره ای استرس)
تو بیمارستان وقتی منو بردن برای معاینه یه کوچولو نگرانی میومد تو دلم ولی سریع با نگاه کردن به اطرافم حواس خودم رو پرت میکردم، و نمیذاشتم که نگرانی منو تحت سلطه خودش بگیره
خلاصه بعد از معاینه ماما تشخیص داد که من نمیتونم زایمان طبیعی داشته باشم و خیلی راحت در بیمارستان دولتی، زیر دست یک پزشک ماهر که اصلاً پزشک منم نبود و فقط شیفتش بود با هدایت خدایی که من رو آسان کرد برای آسانی ها عمل سزارین شدم و با پسرمون به سلامت به خونه برگشتم…
و همیشه این خاطره برام شیرین بوده و هست تا امروز که دلیلش رو فهمیدم و ای کاش در زمینه های دیگه هم این موضوع رو میدونستم و رعایت میکردم و اینقدر زندگی رو برای خودم سخت نمیکردم…
ولی میدونم هنوز هم دیر نیست و حالا که هدایت شدم به این مسیر زیبا تمام تلاشم این هست که راه رو برای هدایت ربّم باز کنم و کارها رو بهش بسپارم…
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
بله بارها شده اصرار بر اینکه مشکل روابطم را با پافشاری حل کنم ولی بعد از رها کردن و نجنگیدن با مسئله و با یادآوری اینکه اکرخودم تغییر کنم جهان اطرافم و شرایط با تغییر فکرم و تقویت احساس ارزشمندی و احساس لیاقتم تغییر می کند یا خریدن گوشی دلخواهم که با رها کردن و ارزشمندی واحساس لیاقتم به آن چیزی که میخواستم رسیدم و در مورد استقلال مالی هم شرایط بهتر کاری با تغییر باورهایم برایم ایجاد شد و اینکه خودم و توانمندی هایم را در راستای هدفم هم راستا کردم و به راحتی وارد زندگی من شد و آن زمان پرسیدم که برای اینکه در مدار خواسته هایم باشم باید چه خصوصیات و چه مهارتی را یاد بگیرم و همزمان روی چه باورهایی کار کنم.
بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
گوشی ام به شکلی که باورم نمیشد وارد زندگی من شد به شکل سوپرایز از عزیزانم و شغل پینشهادی طی یک تماس غیر منتظره و شکل یک معجزه انجام شد و رابطه ام هم پر از عشق و احترام و حال خوب و احساس خوب برای من گردید طوری که عاشقانه عشق پروردگار را احساس می کنم و اینکه حواسش به من هست و در کنارم اورا دارم .
مثلاً در مسیر یادگیری نرمافزار و پروژههای فنی، بدون تقلا و پیگیری افراطی، فردی باتجربه بهصورت کاملاً رایگان به من مشاوره داد؛ آن هم کسی که خارج از ایران زندگی میکرد. این اتفاق زمانی افتاد که بیشتر روی آرامش، نیت درست و باور به هدایت الهی بودم، نه روی فشار و نگرانی.
اما مسئلهی من این بوده که قدرت این نگاه و این فرکانس را زود فراموش میکنم.
بعد از مدتی دوباره به افکار قدیمی، ترسها و نگرانیها برمیگردم و آن حالت همراستایی را رها میکنم.
نمونههای دیگری هم داشتهام؛
مثلاً کمکهای بهموقع دوستان در دوران فوقلیسانس، بدون اینکه تقاضای مستقیم یا تقلا کرده باشم.
اینها برای من نشانههای واضحی بودند که وقتی در فرکانس درست هستم، جهان راه را نشان میدهد.
درس اصلیای که میگیرم این است که باید شکرگزاری را دائمی کنم،
چون شکرگزاری کمک میکند یادم بماند نگاه اصلی همین است:
اعتماد، آرامش، و هماهنگی با جریان فراوانی خداوند، نه فشار و جنگیدن با زندگی
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم بابت آگاهی های زیبا این فایل بسیار سپاسگذارم و برای محمد و فرزانه جان بسیار خوش حالم انشالله همیشه هرروزشان بهتر از دیروزشان باشد، امیدوارم منم به همه ی خواسته ها و آرزوهایم برسم. سوال آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟ بله من همیشه دوست داشتم توی خونه کار کنم و درآمد کسب کنم، پیج های کار در منزل دنبال میکردم، بهشون پیام میدادم و حتی دوبار پول واریز کردم اما پوله من دزیده شد و خبری از کار هم نشد بعد اون قضیه این باور در من ایجاد شد که به کسی رایگان کار در منزل نمیدن بالاخره اون شخص یا شرکت باید به من غریبه یکجوری اعتماد کنه و محصولش به دست من بسپاره، خلاصه بعد ورود به من به سایت عباسمنش و کار کردن روی خودم خداوند منو به سمت شغل ادمین فروش تبلیغ در اینستاگرام هدایت کرد، خواهرم دست خداوند شدن، یک پیج کار در منزل برای من در اینستاگرام فرستادن و من به پشتیبان پیام دادم و محصول آموزشی خریدم و استاد آموزش که واقعا یکی از هدایت های شگفت انگیز خداوند بود چون که راجب مسائل قانون جذب و اینکه هر خواسته ای رو باید اول در ذهنت ثبت کنی، هر فروشی رو اول باید در ذهنت ثبت کنی و اینکه با دقت از ریز تا درشت نکات توضیح میداد آشنا شدم من دوره آموزشی تموم کردم و برای شروع کار و زدن پیج کاری و تولید محتوا از خداوند هدایت میطلبم، خدایا مرا در مسیر درست ثابت قدم نگه دار سپاسگذارم.
موفقیت و رسیدن به خواسته ، نتیجهی «تلاش و تقلا» نیست؛ بلکه نتیجهی «همراستایی و فرکانس» است،بجای «تَقَلّا کردن» برای پیدا کردن شریک عاطفی مناسب، درآمدبالا و دیده شدن، تمام تمرکز و انرژی خود را روی «کار کردن روی خودتان» بگذاریدچون اگردر مسیر درست قرار بگیرید، خداوند کارها را برای شما انجام میدهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد…
چقدر این جملات انرژی بخش و امیدوارکننده ست خدایا شکرت که هدایتم کردی به سمت این آگاهی ها ، استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
چقدر روحم به شنیدنشون نیاز داره و چقدر آرام و غنی میشم باهاشون ،
امروز جمعست و من تعطیلم ، به چند مهمونی برای صرف صبحانه و نهار دعوت شدم که میدونم اگه میرفتم خیلی بهم خوش میگذشت ،اما چون میخوام این آگاهی ها رو نوش جان کنم ، و بیشتر رو خودم کار کنم با عشق ردشون کردم و این رد کردن مهمونی ها برام خیلی با معنیه ، عمل به قانونِ و من خودمو بابت این عمل گرا بودن تحسین میکنم چون بجاش میخوام بمونم خونه وبا لذت رو خودم کار کنم ، میخوام عمل کنم به آگاهی هایی که میشنوم و این عمل کردنه که نتیجه هارو رقم میزنه ، من از پول و انرژی و زمانم برای بهبود خودم برای ارتقاء شخصیتم استفاده میکنم ، میخوام چند تا ویدیو آموزشی مربوط به کارمم ببینم تا مهارتمم بالا ببرم اینجوری سمت خودمو انجام میدم تا خداوند هم مثل همیشه سمت خودشو انجام بده ،من تنها خداوندرو اجابت میکنم تا در زمان مناسب ، هدایت بشم به انسان مناسب ،هدایت بشم به مسیر رسیدن به خواسته هام ، من منتظر نتیجه نیستم چون پیمودن این مسیر برام ،فوق العاده لذت بخشه ،کار کردن روی خودم و عمل کردن به قانون و به شیوه ی قوانین زندگی کردن برام لذت بخشه و این لذت ،،طبق قانون لذت بیشتری رو برام به ارمغان میاره چون توجه به هرسمتو سویی برود تجارب نیز به همان سمت خواهد رفت ،
من دست از تقلا کردن میکشم جاش ،بالذت روی خودم کار میکنم تا خداوند کارها رو برام انجام بده و منو آسان کنه برای آسانی ها همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد…
تقلا کردن در همه جنبه های زندگی من بر میگرده قبل از آشنایی با استاد عزیزم
نسبت به رابطه ایجاد کردن برای ازدواج چقدر چشمم به دست دیگران بود که یه کاری یا یکی بهم معرفی کنن و همیشه حالمم بد بود چون نمیدونستم خالق زندگی خودم خودم هستم و همیشه منتظر منجی بودم کسی کاری برام بکنه و چقدر کوفور بودم
واز وقتی روی باور فراوانی کار کردم که دختر خوب بسیار زیاد هست هدایت شدم به خانمهای خوب والان با یکیشون در حال آشنایی قبل ازدواج هستم
پس میشود چون دارم نتایج تغییر فرکانسهامو میبینم خداروشکر
خودش میاد نگران نباشید فقط باید تغییر کنیم
استاد دمت گرم اومدی تو زندگیم
درمورد بیزنس شاید تا الان صدها کار عوض کردم نمیدونستم خودم کار و حرفه ای دارم که پولسازه
مربیگری ورزش
نزدیک دوسال هست که دارم با آموزهای استاد کار میکنم و دقیقا از عید امسال 1404 با محصول هم جهت با خدا نتایج تغییر کرده تازه الان اول راهه
قبل از این همش دنبال تبلیغات و شاگرد بودم و یه باشگاه کوچیک و بدون هیچ امکاناتی داشتم اما با کارد کردن روی باورهام و دوام اوردن الان از درو دیوار داره برام میباره خداروشکر هیچ زحمتی فقط شبها دو ساعت میرم سرکار اونم مربیگری عشق میکنم و پول در میاره و برای جذب مشتری هیچ تقلا و تبلیغی نمیکنم
داره نتیجه میده این دوسالی که جدی شروع کردم روی خودم کار کردن مطمئنم که خیلی بیشتر از اینها بدست خواهم اورد اگه ظرفم بزرگتر بشه به امید الله
سلام شما خیلی خوشحالم بابت تغییرات مثبتی که تو زندگیتون اتفاق افتاده
من چند ساله تو مسیر رشد فردی هستم فقط فایل گوش میکنم همین و هیچ اتفاقی تو زندگیم نمیفته و الان هم تو شرایط مناسبی نیستم نه از نظر مالی و نه روابط نمیدونم باید چیکار کنم کم آوردم دگه
خودتونم اشاره کردین که فقط فایل گوش میدین اولا که گوش دادن و یاد گرفتن و باور کردن دوتا موضوع کاملا مجزا هستن
من تا زمانی که فایلهارو گوش میدم فقط حالم موقت خوب میشه اما وقتی مینویسم یادشون میگیرم و وقتی کامنت میخونم و مینویسم و دوباره و چند باره فایل هارو گوش میدم و نمونه عینی براخودم تو ذهنم میارم قشنگ یاد میگیرم و وقتی تمرین ها و انجام میدم و عمل میکنم و کتمنت میخونم و مینویسم و حرکت میکنم بعنی نشونه اینه که باور کردم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این تکیه کلام استاده
به خودت رجوع کن ببین ایا چیزی یاد گرفتی ایا تغییری از نظر شخصیتی داشتی ایا تغییری در زندگیت داشتی؟اگر نداشتی بعنی هیچکاری نکردی فقط مثل به داستان اموزش هارو گوش دادی و حکم به مسکن برات داشتن
توصیه دوستانه میکنم بعد از گوش دادن هر فایل بیا توضیحات خانم شایسته رو بهون بعد کامنت بخون بعد راجب مسایلی که خوندی و گوش دادی فکر کن بذار تحلیلشون کن دلیل ومنطق بیار
اینا کاریه که من میکنم البته بعد مدتها تو سایت بودن تازه فهمیدم باید رو کامنتها و توضیحات بیشتر زوم کنم البته که نتیجه هم گرفتم اما به اندازه ای که تغییر کردم و باورهامو با باور بهتر جایگزین کردم
برات بهترینهارو ارزو میکنم قشنگم امیدوارم راهتو به زودی پیدا کنی و تواین راه الهی همراه همه ما ادامه بدی و نا امید نشی
قسمت سیزدهم از تغییر گرچه من سرعتم کند هست تو تغییر ولی خوشحالم که با همین سرعت کند باز هم تو مسیر موندم و دارم ادامه میدم تلاش میکنم همه ی مفاهیم رو عمیق درک کنم و باور کنم و بعد وارد گام بعدی بشم انشالله که به نتایج عالی در پایان پروژه برسم
اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، آدمهای مناسب (مشتریان، همکاران، شریک عاطفی) در زمان مناسب با من برخورد میکنند.»
این جمله از این فایل برام شده مثل چراغ و صدها بار تکرار کردم .
همین جمله یعنی ثابت قدم بودن تو همین پروژه
برام میشه ادامه دادن تو مسیر درست
از روزی که وارد پروژه شدم نشانه هام زیادتر شدن و هرروز حالم بهتر میشه و شوقم برای ادامه دادن بیشتر میشه
قبلا که کامنت های بچه هارو می دیدم که در مورد مفاهیم قرآن صحبت میکردند و میدیدم که چه درک عمیقی از آیات دارن خیلی متعجب میشدم میگفتم خدایا اینا چطور این چیزا رو فهمیدن چطور به این درک رسیدن خوشبحالشون ولی الان دارم میفهمم که وقتی تو یه مسیری استمرار داشته باشی
واقعا خدا هدایت میکنه هر لحظه به آگاهی های بیشتر و کم کم تو اون مسیر رشد میکنی من اول از همه پروژه رو استارت زدم برای رشد کسب و کارم و بهبود وضعیت مالی ولی تا اینجا که رسیدم فهمیدم باید اول به خودشناسی برسم و تو مسیر همین پروژه خدا هدایتم کرد به دوره ی عزت نفس و همزمان دارم کار میکنم روی خودم و امروز تو این فایل فهمیدم اول باید به خودشناسی برسم بعد به دنبال رشد مالی باشه و قلبم گواهی میده که این مسیر خیلی روشنه و باید ادامه بدم به یاری خدا…
من خیلی توی بحث کار کردن روی باورهام ضعیف عمل کردم و مطمئنم که اگر با جدیت این کارو انجام بدم نتیجه عالی میشه قبلا تلاش کردم و دیدم نتیجه شو اینکه سه چهار ماه هرروز روی باورهام کار کردم و نتایج عالی گرفتم ،هم مشتری های عمده و عالی،هم سلامتی م،هم رابطه م همه و همه تاثیر گرفتن فقط با جدی کار کردن روی باورها و ولی باز افتادم تو روزمرگی و تمام
و اما تمرین این فایل که تجربه ی من هست از اینکه چه موقع بجای تقلاکردن و تلاش فیزیکی ،فقط روی باورهام و احساس خوبم کار کردم و نتیجه عالی شد ،،،،
در مورد خانه پیداکردن اول از همه که من از یه خونه ی پنجاه متری و کم نور تو شهرستان الان توی خونه ی 120متری با سه اتاق خواب پرنور حیاط دار درخت سیب خوشگل نزدیکه یه باغ وسیع که هوای اینجا با همه ی شهر فرق میکنه و فاصلهی پنج دقیقه ای با خونه ی مامانم زندگی میکنم …..همون اومدن از شهرستان به مشهد هم پر از هدایت بود و اینکه من برخلاف باورهای محدود کننده ی زیادی که تو ذهنم دارم یه باور عالی همیشه داشتم در مورد خونه و صاحب خونه ی خوب ،اینکه از همون 18سال پیش که ازدواج کردم و اولین خونه همیشه سعی کردم احساسم به صاحب خونه عالی باشه همیشه ازشون بابت خونه ی عالی که به ما دادن با قیمت عالی تشکر میکردم و رابطه ی خوبی داشتم با صاحب خونه ها …..و همیشه اینو میگفتم که خدا همیشه بهترین و مهربونترین و بخشنده ترین صاحب خونه ها رو به ما میده .دوتا صاحب خونه ی اولم که سیستانی بودن فوقالعاده مهربون و بخشنده و چشم و دل سیر ….خونه هایی هم که توش زندگی میکردم عالی تمیز پرنور پر انرژی و خیلی دوستشون داشتم بعدش اومدیم مشهد بازهم صاحب خونه عالی خونه عالی مبلغ رهن و اجاره عالی خونه ی اول پنجاه متری بود با یک اتاق خواب،خونه ی دوم 90متری بود با دو اتاق خواب و الان که تو خونه ی سوم هستیم 120متری با سه اتاق خواب و صاحب خونه ها فرشته ،قیمت ها عالی ،مکان عالی اصلا هرچی بگم کمه و همه ی اینارو خدا واقعا معجزه وار به ما عطا کرد همه ی فامیل و آشناها دیگه میدونن که ما تو خونه پیدا کردن چقدر خوش شانسیم همین تابستون امسال طبق خواسته ای که خودم همیشه داشتم از اول بهار تا اواخر خرداد که هوا عااالی بود طبق پلن خداوند طبقه ی بالا که متعلق به صاحب خونه بود خالی شد و کلا خونه دربست در اختیار ما بود و اینجانب که عاشق حیاط ودرخت و صدای پرنده ها هستم هرروز بعدازظهر بساط چای و عصرانه و آبپاشی و جارو ی حیاط به پا بود و یکی یکی مشتاقان برای لذت بردن عصرگاهی میومدن و چقدر خوش میگذشت بهمون
مامان و خواهر و جاری و زنداداش و دوست عزیزم و خلاصه جمع جمع بود و همه یکسره از قشنگی های حیاط و درخت سیب و خونه های قدیمی و صلح و صفا حرف میزدیم چای میخوردیم و لذت میبردیم بعضی روزها هم که براشون کیک می پختم که دیگه ذوق مرگ میشدن خیلی روزهای خوبی رو سپری کردم و هزاران بار سپاس گزاری کردم و میکنم بابت این خونه و نکته ی جالب تر اینکه همین باور من و تکرار اون بین اعضای خانواده یه اتفاق قشنگ دیگه هم رقم زد اینکه مامان جان و باباجان بنده مستاجر هستن که( من اصلا هیچ وقت بابت مستاجربودن ناراحت نیستم ومعتقدم تو زمان درستش صاحب خونه میشم )هم خودم هم پدر و مادرم
و مامانم همیشه متاسفانه خونه های باب میلی پیدا نمیکرد و اکثرا ناراضی بود و تو آخرین تایم جابجایی برای خونه ی جدید میدیدم که هم مامان وهم بابا مدام این باورها و تکرار میکنند که خدا بهترین خونه و بهترین صاحب خونه رو برامون پیدا میکنه اینهمه خونه ی خوب هست اینهمه آدم خوب که خونه هاشونو با قیمت عالی میدن اجاره و بعد خدا هدایتشون کرد به یه خونه ی عالی یه صاحب خونه ی عالی ،یه قیمت عالی
و به لطف این حال خوبشون بعداز چند ماه زندگی تو این خونه ی پرنور خوشگل جدید،حالا فرش های عالی،مبل های عالی،پرده های زیبا خریدن که وقتی وارد خونه میشی لذت میبری و مامانم و میبینم که چطوری هرروز با عشق خونه شو خودش تمیز میکنه حیاطش همیشه تمیزه و چندباررفتیم تو حیاط غذا خوردیم دور هم و لذت بردیم در صورتیکه
تو خونه ی قبلی که خیلی نامناسب بود مامان همش پاهاش درد میکرد و حتی واسه جارو کردن هم من و خواهرا نوبتی میرفتیم کمکش ولی الان حالش عالیه خونه ش عالیه وسایلش عالیه
خدارو هزار مرتبه شکر
بازهم از استاد سپاسگزارم بابت این دیدگاه زیبایی که هرروز دارم یاد میگیرم ازتون تو مسیر زندگیم و هرجا که ازش استفاده میکنم بدون خطا نتیجه عاااالی میشه
خدا شمارو برای همه ی دنیا حفظ کنه که چنین رویداد زیبایی رو بنام تغییر راه اندازی کردین و سپاسگزارم از مریم بانو که عاشقانه واسه بهبود مطالب و فایل ها زحمت میکشند ….
پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم
پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما
سلام به استاد عزیزم و همه هم دوره ای های عزیزم
چقدر حال خوبی دارم از هدایت به این جلسه و صحبت های بی نظیر استاد عزیزم در مورد اصل اصل اصل
واقعا این جمله و سوال طلاییه
به جای اینکه فکر کنیم که چیکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشن، بگیم چیکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم آدم مناسب در زمان مناسب وارد میشه و از محصول من استفاده می کند و نتیجه میگیرد و میاد محصولات بعدی رو می خره.
واقعا این موضوعی که شما مطرح کردید رو من به چشم دیدم و هر بار تا به حال این تغییر ذهنیت رو انجام دادم به سرعت افرادی اومدن خرید کردن که بلافاصله چند روز بعد میومدن به خاطر رضایت یه محصول دیگه مربوط به اون محصول هم می خریدن. اصلا اینکه اون فرد میومد خودش نشونه و نتیجه ی تکیه کردن به اصل و تغییر باور بود
لحظه به لحظه ی صحبتاتون طلاست استاد طلا
وقتی جهان جهان فرکانسیه من میام روی خودم کار می کنم. من توی مسیر درست حرکت می کنم و روی باور فراوانی کار می کنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد نتیجه اتفاق میفته.
واقعا به لطف خدا الان توی همین شرایط هستم و واقعا لذت بخشه
شب ها روی باور فراوانی و یادآوری ثروت ها کار می کنم و به لطف خدا اکثرا صبح به صبح با اس ام اس بانک بیدار میشم و هر روز و هر روز ورودی هام داره بیشتر و بیشتر میشه
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم خداوند کارها را انجام میدهد.
من مهیار نیاز دارم این فایل رو 100000 بار گوش کنم و یادم باشه روی اصل کار کنم و در مسیر درست قرار بگیرم تا خداوند همه کارها رو انجام بده
بریم سراغ تمرین این جلسه
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
یکی از بولد ترین دفعاتی که این موضوع رو یادمه مهر ماه پارسال بود که به یه تضاد مالی خورده بودم و بعد از تماس با همه مشتری ها و جواب رد شنیدن از همه و عاجز شدن، تصمیم گرفتم رهاش کنم و روی خدا حساب کنم و روی باورها و احساس خوبم کار کنم. و به محض اینکه اینکار رو کردم و به خدا اجازه دادم که کارهام رو انجام بده معجزات برام اتفاق اتفاد و نه تنها تضاد مالیم به راحتی حل شد بلکه مسیر درآمدی فوق العاده ای برام باز شد که تا اون موقع اصلا فکر نمی کردم نتیجه بده. به لطف خدا همون مسیر الان یکی از مسیر های اصلی درآمد من از سایت لیلیکی هست و به لطف خدا هر روز نتایجش داره بزرگ تر و راحت تر وارد زندگیم میشه
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
دقیقا بعد از اون رهایی و توکل به خدا شروع کردم به عملی کردن ایده هایی که خداوند در حین کار کردن روی باورهام بهم الهام می کرد. به محض اینکه ایده ها رو عملی کردم مشتری هایی اومدن که دقیقا همون رو می خواستن و شروع کردن به خریدنش و بعدش برمیگشتن و دوباره هم می خریدن چون به شدت راضی بودن. من قبلش خیلی تقلا کرده بودم. خیلی حرص خورده بودم. به کلی آدم زنگ زده بودم. اما در نهایت مسیر خداوند خیلی آسون بود خیلی. خدارو شکر
واقعا سپاسگزار خداوندم و بی نهایت از شما ممنونم استاد جان بابت این گام به گام بی نظیر و توضیحات فوق العاده تون
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت اینکه به این فایل هدایت شدم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام در پروژه تغییر را در آغوش بگیر
یک تجربه ی من اینه زمانی که همه چیزمون رو در ایران فروختیم و مهاجرت کردیم،و بعد از مهاجرت به بن بست خوردیم و برگشتیم هیچ چیزی برای زندگی کردن نداشتیم برای مثال حتی یک سیخ هم نداشتیم.
و خداوند بدون اینکه ما تقلایی بکنیم دستانش را برای ما قرار داد و ما تمام وسایل زندگیمون رو درست کردیم و همسرم سر کار رفت و روز به روز زندگیمون عالی شد
خدارو هزاران مرتبه شاکرم
استاد بینهایت فایل عالی بود.سپاسگزارم
و برای محمد و فرزانه جون خیلی خوشحالم که مسیرشون رو پیدا کردن و آرزوی موفقیت براشون دارم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربان
تمرین گام 13:
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
بله چند باری برای من این موضوع پیش اومده، پررنگ ترینش در ذهنم زمان زایمانم در سال 93 بود که اون زمان سخت گیری ها راجع به زایمان سزارین رو تازه شروع کرده بودند و اجازه نمیدادن که هر کس نوع زایمان خودش رو انتخاب کنه و من هم چون اولین بارم بود و ترس زیادی از زایمان طبیعی داشتم، به چند تا پزشک مراجعه کردم که به شرط زایمان در بیمارستان خصوصی من رو سزارین کنن ولی هیچ کدوم قبول نمیکردن، بعد از اینکه از سومین دکتر هم ناامید شدم به همسرم گفتم من دیگه پیش پزشک دیگه ای نمیام، خلاصه یه چیز میشه دیگه این همه آدم رفتن زایمان طبیعی کردن منم یکیشون، هر چی خدا بخواد…
از اون زمان تا تایم زایمانم فکر میکنم 4 ماه طول کشید و من اصلاً به این موضوع دیگه فکر نکردم و فقط ذوق فرزندم رو داشتم، تا اینکه برای معاینه آخر که پیش دکتر خودم رفتم دکتر یه جورایی بین حرفاش بهم فهموند که میتونم با پول دادن در بیمارستان خصوصی عمل سزارین رو انجام بدم و من نمیدونم چرا ولی توجه نکردم به حرفش و باز هم احساسم رو بد نکردم و همچنان حالم خوب بود( من اصلاً از قوانین خبر نداشتم و فقط شادی به دنیا اومدن پسرمون نمیذاشت حالم بد باشه)
یه هفته گذشت تا رسید به روز زایمانم، شاید باورتون نشه من از در خونه تا خود بیمارستان که یه شهر دیگه بود تو ماشین با آهنگ های شادی که همسرم پلی کرده بود همخوانی کردم و گفتم و خندیدم (بدون ذره ای استرس)
تو بیمارستان وقتی منو بردن برای معاینه یه کوچولو نگرانی میومد تو دلم ولی سریع با نگاه کردن به اطرافم حواس خودم رو پرت میکردم، و نمیذاشتم که نگرانی منو تحت سلطه خودش بگیره
خلاصه بعد از معاینه ماما تشخیص داد که من نمیتونم زایمان طبیعی داشته باشم و خیلی راحت در بیمارستان دولتی، زیر دست یک پزشک ماهر که اصلاً پزشک منم نبود و فقط شیفتش بود با هدایت خدایی که من رو آسان کرد برای آسانی ها عمل سزارین شدم و با پسرمون به سلامت به خونه برگشتم…
و همیشه این خاطره برام شیرین بوده و هست تا امروز که دلیلش رو فهمیدم و ای کاش در زمینه های دیگه هم این موضوع رو میدونستم و رعایت میکردم و اینقدر زندگی رو برای خودم سخت نمیکردم…
ولی میدونم هنوز هم دیر نیست و حالا که هدایت شدم به این مسیر زیبا تمام تلاشم این هست که راه رو برای هدایت ربّم باز کنم و کارها رو بهش بسپارم…
اَلحَمدالله کَما هُو اَهلُهُ
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش
به نام خدا
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
بله بارها شده اصرار بر اینکه مشکل روابطم را با پافشاری حل کنم ولی بعد از رها کردن و نجنگیدن با مسئله و با یادآوری اینکه اکرخودم تغییر کنم جهان اطرافم و شرایط با تغییر فکرم و تقویت احساس ارزشمندی و احساس لیاقتم تغییر می کند یا خریدن گوشی دلخواهم که با رها کردن و ارزشمندی واحساس لیاقتم به آن چیزی که میخواستم رسیدم و در مورد استقلال مالی هم شرایط بهتر کاری با تغییر باورهایم برایم ایجاد شد و اینکه خودم و توانمندی هایم را در راستای هدفم هم راستا کردم و به راحتی وارد زندگی من شد و آن زمان پرسیدم که برای اینکه در مدار خواسته هایم باشم باید چه خصوصیات و چه مهارتی را یاد بگیرم و همزمان روی چه باورهایی کار کنم.
بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
گوشی ام به شکلی که باورم نمیشد وارد زندگی من شد به شکل سوپرایز از عزیزانم و شغل پینشهادی طی یک تماس غیر منتظره و شکل یک معجزه انجام شد و رابطه ام هم پر از عشق و احترام و حال خوب و احساس خوب برای من گردید طوری که عاشقانه عشق پروردگار را احساس می کنم و اینکه حواسش به من هست و در کنارم اورا دارم .
در پناه حق باشید .
پاسخ تمرین جلسه سیزدهم – روز بیستوسوم
بله، تجربههایی از این جنس داشتهام.
تجربههای کوچک اما واقعی.
مثلاً در مسیر یادگیری نرمافزار و پروژههای فنی، بدون تقلا و پیگیری افراطی، فردی باتجربه بهصورت کاملاً رایگان به من مشاوره داد؛ آن هم کسی که خارج از ایران زندگی میکرد. این اتفاق زمانی افتاد که بیشتر روی آرامش، نیت درست و باور به هدایت الهی بودم، نه روی فشار و نگرانی.
اما مسئلهی من این بوده که قدرت این نگاه و این فرکانس را زود فراموش میکنم.
بعد از مدتی دوباره به افکار قدیمی، ترسها و نگرانیها برمیگردم و آن حالت همراستایی را رها میکنم.
نمونههای دیگری هم داشتهام؛
مثلاً کمکهای بهموقع دوستان در دوران فوقلیسانس، بدون اینکه تقاضای مستقیم یا تقلا کرده باشم.
اینها برای من نشانههای واضحی بودند که وقتی در فرکانس درست هستم، جهان راه را نشان میدهد.
درس اصلیای که میگیرم این است که باید شکرگزاری را دائمی کنم،
چون شکرگزاری کمک میکند یادم بماند نگاه اصلی همین است:
اعتماد، آرامش، و هماهنگی با جریان فراوانی خداوند، نه فشار و جنگیدن با زندگی
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم بابت آگاهی های زیبا این فایل بسیار سپاسگذارم و برای محمد و فرزانه جان بسیار خوش حالم انشالله همیشه هرروزشان بهتر از دیروزشان باشد، امیدوارم منم به همه ی خواسته ها و آرزوهایم برسم. سوال آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟ بله من همیشه دوست داشتم توی خونه کار کنم و درآمد کسب کنم، پیج های کار در منزل دنبال میکردم، بهشون پیام میدادم و حتی دوبار پول واریز کردم اما پوله من دزیده شد و خبری از کار هم نشد بعد اون قضیه این باور در من ایجاد شد که به کسی رایگان کار در منزل نمیدن بالاخره اون شخص یا شرکت باید به من غریبه یکجوری اعتماد کنه و محصولش به دست من بسپاره، خلاصه بعد ورود به من به سایت عباسمنش و کار کردن روی خودم خداوند منو به سمت شغل ادمین فروش تبلیغ در اینستاگرام هدایت کرد، خواهرم دست خداوند شدن، یک پیج کار در منزل برای من در اینستاگرام فرستادن و من به پشتیبان پیام دادم و محصول آموزشی خریدم و استاد آموزش که واقعا یکی از هدایت های شگفت انگیز خداوند بود چون که راجب مسائل قانون جذب و اینکه هر خواسته ای رو باید اول در ذهنت ثبت کنی، هر فروشی رو اول باید در ذهنت ثبت کنی و اینکه با دقت از ریز تا درشت نکات توضیح میداد آشنا شدم من دوره آموزشی تموم کردم و برای شروع کار و زدن پیج کاری و تولید محتوا از خداوند هدایت میطلبم، خدایا مرا در مسیر درست ثابت قدم نگه دار سپاسگذارم.
به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام استادجان
سلام دوستان عزیز
بارها و بارها برایم اتفاق افتاده که البته بعد از کلی تلاش بالاخره رها کردم و سعی کردم احساس خوبی داشته باشم.
و اون موضوع به راحتی حل شد
اما برای من اینطوریه که با این همه نتیجه گرفتن از رها کردن و کار کردن روی خود به جای تقلا کردن
بازهم وقتی به چالشی میخورم فکر میکنم این منم که باید یک کاری بکنم
مثل اینکه تبلیغی بکنم، زنگی بزنم ،سفارشی بگیرم،قرضی بگیرم، وامی بگیرم خاکی تو سرم کنم و…….
قسمت اول درست من باید کاری بکنم ولی نه اینکارها بلکه باید ببینم کجا فرکانسم خراب شده
کجا باید بیشتر روی خودم کار کنم
کدام باورم مشکل داره
کجا تمرکزم رو از روی خودم برداشته ام
و بیام اینها رو درست کنم
و درست کردن اینها یعنی در مسیر درست بودن
یعنی در فرکانس مناسب بودن
یعنی هم جهت شدن با جریان فراوانی
و وقتی این اتفاق میافتد همه چی رو خداوند درست میکنه
آدمهای درست وارد زندگیت میشن
ایدههای جالب به ذهنت میرسن
در زمان درست در جای درست قرار میگیری
من یک سهمی دارم و اونم فقط هماهنگ موندن با خواسته ام هست از طریق کار کردن مداوم روی خودم
بقیه چیزها سهم خداوند است و انجام شده است
و خداوند هرگز خلف وعده نمیکند.
خدایا هدایتم کن تا بجای تقلا کردن خودم رو هماهنگ با خواسته هایم نگه دارم.
موفقیت و رسیدن به خواسته ، نتیجهی «تلاش و تقلا» نیست؛ بلکه نتیجهی «همراستایی و فرکانس» است،بجای «تَقَلّا کردن» برای پیدا کردن شریک عاطفی مناسب، درآمدبالا و دیده شدن، تمام تمرکز و انرژی خود را روی «کار کردن روی خودتان» بگذاریدچون اگردر مسیر درست قرار بگیرید، خداوند کارها را برای شما انجام میدهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد…
چقدر این جملات انرژی بخش و امیدوارکننده ست خدایا شکرت که هدایتم کردی به سمت این آگاهی ها ، استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
چقدر روحم به شنیدنشون نیاز داره و چقدر آرام و غنی میشم باهاشون ،
امروز جمعست و من تعطیلم ، به چند مهمونی برای صرف صبحانه و نهار دعوت شدم که میدونم اگه میرفتم خیلی بهم خوش میگذشت ،اما چون میخوام این آگاهی ها رو نوش جان کنم ، و بیشتر رو خودم کار کنم با عشق ردشون کردم و این رد کردن مهمونی ها برام خیلی با معنیه ، عمل به قانونِ و من خودمو بابت این عمل گرا بودن تحسین میکنم چون بجاش میخوام بمونم خونه وبا لذت رو خودم کار کنم ، میخوام عمل کنم به آگاهی هایی که میشنوم و این عمل کردنه که نتیجه هارو رقم میزنه ، من از پول و انرژی و زمانم برای بهبود خودم برای ارتقاء شخصیتم استفاده میکنم ، میخوام چند تا ویدیو آموزشی مربوط به کارمم ببینم تا مهارتمم بالا ببرم اینجوری سمت خودمو انجام میدم تا خداوند هم مثل همیشه سمت خودشو انجام بده ،من تنها خداوندرو اجابت میکنم تا در زمان مناسب ، هدایت بشم به انسان مناسب ،هدایت بشم به مسیر رسیدن به خواسته هام ، من منتظر نتیجه نیستم چون پیمودن این مسیر برام ،فوق العاده لذت بخشه ،کار کردن روی خودم و عمل کردن به قانون و به شیوه ی قوانین زندگی کردن برام لذت بخشه و این لذت ،،طبق قانون لذت بیشتری رو برام به ارمغان میاره چون توجه به هرسمتو سویی برود تجارب نیز به همان سمت خواهد رفت ،
من دست از تقلا کردن میکشم جاش ،بالذت روی خودم کار میکنم تا خداوند کارها رو برام انجام بده و منو آسان کنه برای آسانی ها همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد…
سلام به استاد عزیزم
تقلا کردن در همه جنبه های زندگی من بر میگرده قبل از آشنایی با استاد عزیزم
نسبت به رابطه ایجاد کردن برای ازدواج چقدر چشمم به دست دیگران بود که یه کاری یا یکی بهم معرفی کنن و همیشه حالمم بد بود چون نمیدونستم خالق زندگی خودم خودم هستم و همیشه منتظر منجی بودم کسی کاری برام بکنه و چقدر کوفور بودم
واز وقتی روی باور فراوانی کار کردم که دختر خوب بسیار زیاد هست هدایت شدم به خانمهای خوب والان با یکیشون در حال آشنایی قبل ازدواج هستم
پس میشود چون دارم نتایج تغییر فرکانسهامو میبینم خداروشکر
خودش میاد نگران نباشید فقط باید تغییر کنیم
استاد دمت گرم اومدی تو زندگیم
درمورد بیزنس شاید تا الان صدها کار عوض کردم نمیدونستم خودم کار و حرفه ای دارم که پولسازه
مربیگری ورزش
نزدیک دوسال هست که دارم با آموزهای استاد کار میکنم و دقیقا از عید امسال 1404 با محصول هم جهت با خدا نتایج تغییر کرده تازه الان اول راهه
قبل از این همش دنبال تبلیغات و شاگرد بودم و یه باشگاه کوچیک و بدون هیچ امکاناتی داشتم اما با کارد کردن روی باورهام و دوام اوردن الان از درو دیوار داره برام میباره خداروشکر هیچ زحمتی فقط شبها دو ساعت میرم سرکار اونم مربیگری عشق میکنم و پول در میاره و برای جذب مشتری هیچ تقلا و تبلیغی نمیکنم
داره نتیجه میده این دوسالی که جدی شروع کردم روی خودم کار کردن مطمئنم که خیلی بیشتر از اینها بدست خواهم اورد اگه ظرفم بزرگتر بشه به امید الله
سلام شما خیلی خوشحالم بابت تغییرات مثبتی که تو زندگیتون اتفاق افتاده
من چند ساله تو مسیر رشد فردی هستم فقط فایل گوش میکنم همین و هیچ اتفاقی تو زندگیم نمیفته و الان هم تو شرایط مناسبی نیستم نه از نظر مالی و نه روابط نمیدونم باید چیکار کنم کم آوردم دگه
سلام مینا جان خوبین
خودتونم اشاره کردین که فقط فایل گوش میدین اولا که گوش دادن و یاد گرفتن و باور کردن دوتا موضوع کاملا مجزا هستن
من تا زمانی که فایلهارو گوش میدم فقط حالم موقت خوب میشه اما وقتی مینویسم یادشون میگیرم و وقتی کامنت میخونم و مینویسم و دوباره و چند باره فایل هارو گوش میدم و نمونه عینی براخودم تو ذهنم میارم قشنگ یاد میگیرم و وقتی تمرین ها و انجام میدم و عمل میکنم و کتمنت میخونم و مینویسم و حرکت میکنم بعنی نشونه اینه که باور کردم
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است این تکیه کلام استاده
به خودت رجوع کن ببین ایا چیزی یاد گرفتی ایا تغییری از نظر شخصیتی داشتی ایا تغییری در زندگیت داشتی؟اگر نداشتی بعنی هیچکاری نکردی فقط مثل به داستان اموزش هارو گوش دادی و حکم به مسکن برات داشتن
توصیه دوستانه میکنم بعد از گوش دادن هر فایل بیا توضیحات خانم شایسته رو بهون بعد کامنت بخون بعد راجب مسایلی که خوندی و گوش دادی فکر کن بذار تحلیلشون کن دلیل ومنطق بیار
اینا کاریه که من میکنم البته بعد مدتها تو سایت بودن تازه فهمیدم باید رو کامنتها و توضیحات بیشتر زوم کنم البته که نتیجه هم گرفتم اما به اندازه ای که تغییر کردم و باورهامو با باور بهتر جایگزین کردم
برات بهترینهارو ارزو میکنم قشنگم امیدوارم راهتو به زودی پیدا کنی و تواین راه الهی همراه همه ما ادامه بدی و نا امید نشی
بسمالله الرحمن الرحیم
سلام و درود با استادعزیزم و مریم جان شایسته
قسمت سیزدهم از تغییر گرچه من سرعتم کند هست تو تغییر ولی خوشحالم که با همین سرعت کند باز هم تو مسیر موندم و دارم ادامه میدم تلاش میکنم همه ی مفاهیم رو عمیق درک کنم و باور کنم و بعد وارد گام بعدی بشم انشالله که به نتایج عالی در پایان پروژه برسم
اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، آدمهای مناسب (مشتریان، همکاران، شریک عاطفی) در زمان مناسب با من برخورد میکنند.»
این جمله از این فایل برام شده مثل چراغ و صدها بار تکرار کردم .
همین جمله یعنی ثابت قدم بودن تو همین پروژه
برام میشه ادامه دادن تو مسیر درست
از روزی که وارد پروژه شدم نشانه هام زیادتر شدن و هرروز حالم بهتر میشه و شوقم برای ادامه دادن بیشتر میشه
قبلا که کامنت های بچه هارو می دیدم که در مورد مفاهیم قرآن صحبت میکردند و میدیدم که چه درک عمیقی از آیات دارن خیلی متعجب میشدم میگفتم خدایا اینا چطور این چیزا رو فهمیدن چطور به این درک رسیدن خوشبحالشون ولی الان دارم میفهمم که وقتی تو یه مسیری استمرار داشته باشی
واقعا خدا هدایت میکنه هر لحظه به آگاهی های بیشتر و کم کم تو اون مسیر رشد میکنی من اول از همه پروژه رو استارت زدم برای رشد کسب و کارم و بهبود وضعیت مالی ولی تا اینجا که رسیدم فهمیدم باید اول به خودشناسی برسم و تو مسیر همین پروژه خدا هدایتم کرد به دوره ی عزت نفس و همزمان دارم کار میکنم روی خودم و امروز تو این فایل فهمیدم اول باید به خودشناسی برسم بعد به دنبال رشد مالی باشه و قلبم گواهی میده که این مسیر خیلی روشنه و باید ادامه بدم به یاری خدا…
من خیلی توی بحث کار کردن روی باورهام ضعیف عمل کردم و مطمئنم که اگر با جدیت این کارو انجام بدم نتیجه عالی میشه قبلا تلاش کردم و دیدم نتیجه شو اینکه سه چهار ماه هرروز روی باورهام کار کردم و نتایج عالی گرفتم ،هم مشتری های عمده و عالی،هم سلامتی م،هم رابطه م همه و همه تاثیر گرفتن فقط با جدی کار کردن روی باورها و ولی باز افتادم تو روزمرگی و تمام
و اما تمرین این فایل که تجربه ی من هست از اینکه چه موقع بجای تقلاکردن و تلاش فیزیکی ،فقط روی باورهام و احساس خوبم کار کردم و نتیجه عالی شد ،،،،
در مورد خانه پیداکردن اول از همه که من از یه خونه ی پنجاه متری و کم نور تو شهرستان الان توی خونه ی 120متری با سه اتاق خواب پرنور حیاط دار درخت سیب خوشگل نزدیکه یه باغ وسیع که هوای اینجا با همه ی شهر فرق میکنه و فاصلهی پنج دقیقه ای با خونه ی مامانم زندگی میکنم …..همون اومدن از شهرستان به مشهد هم پر از هدایت بود و اینکه من برخلاف باورهای محدود کننده ی زیادی که تو ذهنم دارم یه باور عالی همیشه داشتم در مورد خونه و صاحب خونه ی خوب ،اینکه از همون 18سال پیش که ازدواج کردم و اولین خونه همیشه سعی کردم احساسم به صاحب خونه عالی باشه همیشه ازشون بابت خونه ی عالی که به ما دادن با قیمت عالی تشکر میکردم و رابطه ی خوبی داشتم با صاحب خونه ها …..و همیشه اینو میگفتم که خدا همیشه بهترین و مهربونترین و بخشنده ترین صاحب خونه ها رو به ما میده .دوتا صاحب خونه ی اولم که سیستانی بودن فوقالعاده مهربون و بخشنده و چشم و دل سیر ….خونه هایی هم که توش زندگی میکردم عالی تمیز پرنور پر انرژی و خیلی دوستشون داشتم بعدش اومدیم مشهد بازهم صاحب خونه عالی خونه عالی مبلغ رهن و اجاره عالی خونه ی اول پنجاه متری بود با یک اتاق خواب،خونه ی دوم 90متری بود با دو اتاق خواب و الان که تو خونه ی سوم هستیم 120متری با سه اتاق خواب و صاحب خونه ها فرشته ،قیمت ها عالی ،مکان عالی اصلا هرچی بگم کمه و همه ی اینارو خدا واقعا معجزه وار به ما عطا کرد همه ی فامیل و آشناها دیگه میدونن که ما تو خونه پیدا کردن چقدر خوش شانسیم همین تابستون امسال طبق خواسته ای که خودم همیشه داشتم از اول بهار تا اواخر خرداد که هوا عااالی بود طبق پلن خداوند طبقه ی بالا که متعلق به صاحب خونه بود خالی شد و کلا خونه دربست در اختیار ما بود و اینجانب که عاشق حیاط ودرخت و صدای پرنده ها هستم هرروز بعدازظهر بساط چای و عصرانه و آبپاشی و جارو ی حیاط به پا بود و یکی یکی مشتاقان برای لذت بردن عصرگاهی میومدن و چقدر خوش میگذشت بهمون
مامان و خواهر و جاری و زنداداش و دوست عزیزم و خلاصه جمع جمع بود و همه یکسره از قشنگی های حیاط و درخت سیب و خونه های قدیمی و صلح و صفا حرف میزدیم چای میخوردیم و لذت میبردیم بعضی روزها هم که براشون کیک می پختم که دیگه ذوق مرگ میشدن خیلی روزهای خوبی رو سپری کردم و هزاران بار سپاس گزاری کردم و میکنم بابت این خونه و نکته ی جالب تر اینکه همین باور من و تکرار اون بین اعضای خانواده یه اتفاق قشنگ دیگه هم رقم زد اینکه مامان جان و باباجان بنده مستاجر هستن که( من اصلا هیچ وقت بابت مستاجربودن ناراحت نیستم ومعتقدم تو زمان درستش صاحب خونه میشم )هم خودم هم پدر و مادرم
و مامانم همیشه متاسفانه خونه های باب میلی پیدا نمیکرد و اکثرا ناراضی بود و تو آخرین تایم جابجایی برای خونه ی جدید میدیدم که هم مامان وهم بابا مدام این باورها و تکرار میکنند که خدا بهترین خونه و بهترین صاحب خونه رو برامون پیدا میکنه اینهمه خونه ی خوب هست اینهمه آدم خوب که خونه هاشونو با قیمت عالی میدن اجاره و بعد خدا هدایتشون کرد به یه خونه ی عالی یه صاحب خونه ی عالی ،یه قیمت عالی
و به لطف این حال خوبشون بعداز چند ماه زندگی تو این خونه ی پرنور خوشگل جدید،حالا فرش های عالی،مبل های عالی،پرده های زیبا خریدن که وقتی وارد خونه میشی لذت میبری و مامانم و میبینم که چطوری هرروز با عشق خونه شو خودش تمیز میکنه حیاطش همیشه تمیزه و چندباررفتیم تو حیاط غذا خوردیم دور هم و لذت بردیم در صورتیکه
تو خونه ی قبلی که خیلی نامناسب بود مامان همش پاهاش درد میکرد و حتی واسه جارو کردن هم من و خواهرا نوبتی میرفتیم کمکش ولی الان حالش عالیه خونه ش عالیه وسایلش عالیه
خدارو هزار مرتبه شکر
بازهم از استاد سپاسگزارم بابت این دیدگاه زیبایی که هرروز دارم یاد میگیرم ازتون تو مسیر زندگیم و هرجا که ازش استفاده میکنم بدون خطا نتیجه عاااالی میشه
خدا شمارو برای همه ی دنیا حفظ کنه که چنین رویداد زیبایی رو بنام تغییر راه اندازی کردین و سپاسگزارم از مریم بانو که عاشقانه واسه بهبود مطالب و فایل ها زحمت میکشند ….
در پناه خدا باشید
به نام خداوند بخشنده مهربان
پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم
پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما
سلام به استاد عزیزم و همه هم دوره ای های عزیزم
چقدر حال خوبی دارم از هدایت به این جلسه و صحبت های بی نظیر استاد عزیزم در مورد اصل اصل اصل
واقعا این جمله و سوال طلاییه
به جای اینکه فکر کنیم که چیکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشن، بگیم چیکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم آدم مناسب در زمان مناسب وارد میشه و از محصول من استفاده می کند و نتیجه میگیرد و میاد محصولات بعدی رو می خره.
واقعا این موضوعی که شما مطرح کردید رو من به چشم دیدم و هر بار تا به حال این تغییر ذهنیت رو انجام دادم به سرعت افرادی اومدن خرید کردن که بلافاصله چند روز بعد میومدن به خاطر رضایت یه محصول دیگه مربوط به اون محصول هم می خریدن. اصلا اینکه اون فرد میومد خودش نشونه و نتیجه ی تکیه کردن به اصل و تغییر باور بود
لحظه به لحظه ی صحبتاتون طلاست استاد طلا
وقتی جهان جهان فرکانسیه من میام روی خودم کار می کنم. من توی مسیر درست حرکت می کنم و روی باور فراوانی کار می کنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد نتیجه اتفاق میفته.
واقعا به لطف خدا الان توی همین شرایط هستم و واقعا لذت بخشه
شب ها روی باور فراوانی و یادآوری ثروت ها کار می کنم و به لطف خدا اکثرا صبح به صبح با اس ام اس بانک بیدار میشم و هر روز و هر روز ورودی هام داره بیشتر و بیشتر میشه
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم خداوند کارها را انجام میدهد.
من مهیار نیاز دارم این فایل رو 100000 بار گوش کنم و یادم باشه روی اصل کار کنم و در مسیر درست قرار بگیرم تا خداوند همه کارها رو انجام بده
بریم سراغ تمرین این جلسه
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
یکی از بولد ترین دفعاتی که این موضوع رو یادمه مهر ماه پارسال بود که به یه تضاد مالی خورده بودم و بعد از تماس با همه مشتری ها و جواب رد شنیدن از همه و عاجز شدن، تصمیم گرفتم رهاش کنم و روی خدا حساب کنم و روی باورها و احساس خوبم کار کنم. و به محض اینکه اینکار رو کردم و به خدا اجازه دادم که کارهام رو انجام بده معجزات برام اتفاق اتفاد و نه تنها تضاد مالیم به راحتی حل شد بلکه مسیر درآمدی فوق العاده ای برام باز شد که تا اون موقع اصلا فکر نمی کردم نتیجه بده. به لطف خدا همون مسیر الان یکی از مسیر های اصلی درآمد من از سایت لیلیکی هست و به لطف خدا هر روز نتایجش داره بزرگ تر و راحت تر وارد زندگیم میشه
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
دقیقا بعد از اون رهایی و توکل به خدا شروع کردم به عملی کردن ایده هایی که خداوند در حین کار کردن روی باورهام بهم الهام می کرد. به محض اینکه ایده ها رو عملی کردم مشتری هایی اومدن که دقیقا همون رو می خواستن و شروع کردن به خریدنش و بعدش برمیگشتن و دوباره هم می خریدن چون به شدت راضی بودن. من قبلش خیلی تقلا کرده بودم. خیلی حرص خورده بودم. به کلی آدم زنگ زده بودم. اما در نهایت مسیر خداوند خیلی آسون بود خیلی. خدارو شکر
واقعا سپاسگزار خداوندم و بی نهایت از شما ممنونم استاد جان بابت این گام به گام بی نظیر و توضیحات فوق العاده تون
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت اینکه به این فایل هدایت شدم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام در پروژه تغییر را در آغوش بگیر
یک تجربه ی من اینه زمانی که همه چیزمون رو در ایران فروختیم و مهاجرت کردیم،و بعد از مهاجرت به بن بست خوردیم و برگشتیم هیچ چیزی برای زندگی کردن نداشتیم برای مثال حتی یک سیخ هم نداشتیم.
و خداوند بدون اینکه ما تقلایی بکنیم دستانش را برای ما قرار داد و ما تمام وسایل زندگیمون رو درست کردیم و همسرم سر کار رفت و روز به روز زندگیمون عالی شد
خدارو هزاران مرتبه شاکرم
استاد بینهایت فایل عالی بود.سپاسگزارم
و برای محمد و فرزانه جون خیلی خوشحالم که مسیرشون رو پیدا کردن و آرزوی موفقیت براشون دارم.
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید