تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
موضوع این قسمت: چگونه در مدار هماهنگ با خواستههایم قرار بگیرم؟
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تغییر اساسی را از کجا شروع کنم؟
- چگونه از دل این شرایط نا امید کننده، خوشبختی ام را خلق کنم؟!
- نقطه تحول زندگی من؛
- آگاهی از دلیل اصلی نتیجه، بسیار ارزشمندتر از خود نتیجه است زیرا با تکرار و پیروی از آن دلایل، نتایج بیشتری خلق میکنیم؛
- اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند در زمان مناسب من را با آدمهای مناسب هم مدار میکند و ما با هم ملاقات میکنیم. در نتیجه من برای پیدا کردن آدمهای مناسب تلاش نمیکنم بلکه برای هماهنگی خودم با قانون تلاش میکنم؛
- اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند کارها را برای من انجام میدهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد؛
- در جهانی که فقط به فرکانسها واکنش میدهد، روی بهبود فرکانس هایت کار کن؛
کلیدیترین درس این فایل: دست از «تَقَلّا» بردارید، «اصل» را بچسبید!
اگر قرار باشد تنها یک درس، اما حیاتیترین درس این فایل را جدا کنیم، آن درس این است: موفقیت، نتیجهی «تلاش و تقلا» نیست؛ بلکه نتیجهی «همراستایی و فرکانس» است.
بسیاری از ما تمام عمر خود را صرف دویدن به دنبال مشتری، تبلیغات، بازاریابی و تلاش برای «دیده شدن» میکنیم. ما در حال «تَقَلّا کردن» هستیم؛ تلاشی فرسایشی که اغلب نتایج کوچکی به همراه دارد و ما را خستهتر از قبل میکند.
اما استاد در این فایل، پرده از یک قانون بزرگتر و قدرتمندتر برمیدارند. درسی که تمام معادلات کسبوکار و زندگی شما را تغییر میدهد:
به جای «تَقَلّا کردن» برای پیدا کردن مشتری، بازاریابی، تبلیغات و دیده شدن، تمام تمرکز و انرژی خود را روی «کار کردن روی خودتان» بگذارید.
این «کار کردن روی خود» یک شاهکلید با دو بخش اساسی است:
۱. کار روی باورها (اصلِ کار):
اینکه باور داشته باشید فراوانی وجود دارد، اینکه خود را لایق بهترین مشتریان بدانید، اینکه به جریان هدایت خداوند اعتماد کنید. این، همان «فرکانس» و «مدار» شماست. این موتور نامرئی کسبوکار شماست.
۲. کار روی مهارتها (ارائهی بهترین کیفیت):
اینکه در کار خود بهترین باشید. مانند آن فلافلفروشی که استاد مثال زدند؛ آنقدر باکیفیت باشید که کیفیت شما، خود بزرگترین تبلیغ باشد. این بخش، تعهد شما به ارائهی ارزش واقعی است.
جادوی «در مسیر درست بودن»
وقتی شما این دو کار را انجام میدهید، یعنی همزمان هم روی باورهایتان (موتور درونی) و هم روی مهارتهایتان (محصول بیرونی) کار میکنید، اتفاق شگفتانگیزی رخ میدهد. شما دیگر نیازی به «تَقَلّا» ندارید، زیرا:
«اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، آدمهای مناسب (مشتریان، همکاران، شریک عاطفی) در زمان مناسب با من برخورد میکنند.»
این یعنی اعتماد کامل به سیستمی که خداوند چیده است.
جهان بر اساس «بازاریابی» کار نمیکند؛ جهان بر اساس «فرکانس» کار میکند.
اگر شما در مدار درست باشید، اگر باورهای قدرتمندی ساخته باشید و بهترینِ خودتان را ارائه دهید، خداوند و جهان هستی، مشتریان و شرایط مناسب را به سمت شما «هدایت» میکند.
داستان معجزهآسای فرزانه و محمد، گواه مطلق این قانون است. آنها در اوج ناامیدی و در مدار «منفی صفر»، به دنبال راهحل نمیگشتند؛ اما به محض اینکه «آمادهی تغییر» شدند و اولین قدم را برای کار کردن روی باورهایشان برداشتند (خرید دورهی ثروت ۱ با تمام پولشان)، جهان آنها را به سمت این آموزهها هدایت کرد.
این فایل به شما میآموزد که به جای تقلا برای گرفتن سهم کوچکی از بازار، روی خودتان کار کنید تا به «مغناطیس» جذب بهترینها تبدیل شوید.
معجزه در عمل:
بخشی از این فایل، داستان واقعی، تکاندهنده و الهامبخش فرزانه و محمد عزیز است. آنها نمونهی بارز گروه دوم (تغییر در لبِ مرگ) هستند که توانستند خود را به گروه چهارم برسانند:
- نقطه شروع: آنها زندگی مشترک خود را با «منفی صفر» شروع کردند. همسر فرزانه تمام سرمایهی دوران مجردی خود را در بورس از دست داده بود و آنها با بدهی سنگین زندگی را آغاز کردند. این فشار مالی داشت رابطهی عاشقانهی آنها را نیز به نابودی کامل میکشاند.
- تصمیم شجاعانه (نقطه عطف): آنها در اوج ناامیدی، با فایلهای رایگان استاد آشنا شدند. در حالی که کل سرمایهی باقیماندهی آنها فقط ۵ میلیون تومان بود، با ایمانی قلبی تصمیم گرفتند تمام آن پول را برای خرید دورهی «روانشناسی ثروت ۱» هزینه کنند.
- نتایج باورنکردنی (معجزهها): به گفتهی خودشان، بلافاصله پس از شروع کار کردن روی باورهایشان، معجزهها شروع شد:
- درآمدشان در همان ماههای اول سه برابر شد و بعداً به ۳۰ برابر رسید!
- کاری فوقالعاده به آنها پیشنهاد شد.
- از خانهی اجارهای با فشار زیاد، به خانهی رهنی مناسب نقل مکان کردند.
- و در نهایت، در سال ۹۹ توانستند خانهای در یک برج فوق لوکس، دقیقاً با همان تصویری که از خانهی استاد در سریال «زندگی در بهشت» دیده بودند (رو به دریاچه)، خریداری کنند.
- رابطهی عاطفیشان به شکلی معجزهآسا ترمیم شد و به گفتهی خودشان، ۲.۵ سال است که حتی یک سرماخوردگی هم نداشتهاند و به پزشک مراجعه نکردهاند.
- تمام آدمهای منفی از زندگیشان حذف شدند و روابط عالی جایگزین آنها شد.
تمرین این قسمت:
استاد در این فایل توضیح دادند که به جای «تَقَلّا کردن» و تلاش برای جذب مشتری یا معرفی خودشان، تصمیم گرفتند روی «اصل» کار کنند؛ یعنی روی باورهای خودشان و هماهنگ شدن با جریان فراوانی خداوند.
لطفاً در کامنتها بنویسید: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
- مثلاً به جای گشتن دیوانهوار دنبال خانه، روی باور فراوانی کار کردید و ناگهان خانهی مورد نظرتان به شما معرفی شد.
- یا به جای تلاش برای فروش محصول، روی باور ارزشمندی خودتان کار کردید و مشتریان عالی خودشان با شما تماس گرفتند.
اشتراکگذاری این تجربهها، قدرت «کار کردن روی خود» و «اعتماد به خداوند» را به همهی ما یادآوری میکند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳25MB27 دقیقه














من در راستای استقلال مالی با هزاران محدودیت از اطراف. مخالفت همسرم، شرایط محدودم، حرف و کنایه دیگران پا در فروش لوازم التحریر گذاشتم
چند بسته تراش و یک بسته مداد مشکی خریدم و با توکل بر خدا آگهی کردم و گفتم باید از یک جا شروع کنم، در ابتدا افرادی پیام میدادن که خیلی سوال میکردن اما به خرید ختم نمیشد و من احساس میکردم موفق نمیشم و کی از من خرید میکنه و میترسیدم که چطور ارسال کنم چطور تحویل بدم منکه وسیله ندارم، سودی که کشیدم روی محصولات کم بود و با کلی ترس و لرز به این مسائل زوم کرده بودم
یک شب یک نفر سفارش پونصد تا مداد از من داشت ولی قیمت خیلی پایین رو انتظار داشت دلم میخواست از من خرید کنه و هرجور شده معامله رو جوش بدم اما یک لحظه به خودم اومدم و گفتم آخه چرا باید انقدر انعطاف به خرج بدم منکه اصلا پونصدتا مداد ندارم و باید برم بخرم خودم و این برام استرس آور بود خودش، یک لحظه رها کردم و گفتم موجود نیست و خدانگهدارتون و باز پیام پشت پیام و آخرش هم دیدم اون شخص خودش فروشنده است و دنبال فروش محصولش به من هست. خیلی ناراحت شدم و ازین تجربه ناخوشایند درس گرفتم که به ذهن خودت آرامش بده و نذار این مسائل روت اثر بذاره
همونجا فکر و ذکر خودم رو از اینکه کی از من میخره و چجور بفروشم و مردم دنبال خرید نیستن و … گذاشتم روی اینکه خدا روزی رسونه من میتونم و آدمهای درست حسابی وجود دارن که واقعا قصد خرید دارن و روند خرید میتونه آسون باشه برام و خلاصه حسم رو خوب کردم و نتیجه شد مشتریان عالی که بدون چونه زدن اومدن و از من خرید کردن و تجربه عالی ای داشتم که بسیار روی اعتماد بنفس تاثیر گذاشت و سپاس گزار خداوندم
به نام خدای معجزه ها
خدایی که هر چه دارم از لطف بی نهایت اوست.
سلام استاد عزیزتر از جانم و سلام مریم زیبا
سلام دوستان هم مسیر
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت که بر قلم من جاری شدی تا باری دیگر من اینجا باشم و از نعمات بی شمارت بنویسم
خدایا هزاران بار شکرت که بهم فرصت سپاس گذاری دادی
این فایل رو من بارها وبارها گوش دادم چون به طرز عجیبی به زندگی من هم خونی داشت و تمام لحظه ها رو تداعی کرد برام که من دست از بیگانه ای کشیدم و فقط به درگاه بی نهایت خودش متوسل شدم
اونجایی که لحظه به لحظه با من بود و نعمت هاشو بی نهایت به زندگیم تزریق کرد
من میتونم به جرات بگم زندگیم به دو برهه زمانی تقسیم میشه
قبل از خرید دوره روانشناسی ثروت 1 و بعد از خرید دوره روانشناسی ثروت 1
قطعا قبل از این دوره من درامد داشتم اما چون باورهام از ی ذهن فقیر نشات میگرفت قطعا من شخص موفق مالی نبودم تا اینکه این دوره طلایی رو خریدم و گوش دادم و میشه گفت من کلا به ده درصد مطالب هم تمرکز نکردم اما اما اما به جرات میتونم بگم دنیایی از پول وارد زندگی من شد دنیایی از رزق و روزی وارد زندگی من شد
دنیایی از برکت به زندگی من اومد بی انکه حتی من تقلایی کرده باشم
اصلا این مسیر به هیچ وجه تقلا برنمیداره که
باید سهم خودمون انجام بدیم و میدون بدیم تا خدا هم سهم خودشو انجام بده
هدایت ها می اومد و من تک تک اجرا میکردم
قدم هارو برمیداشتم
و خواسته بودم که خدا خودش مسیر رو هموار کنه و من اصلا نمیدانم چطوری و چگونه من فقط شده بودم ی درو کننده ثمره باورهام
البته در جایی که روز به روز نوسان هر چیزی در جامعه رخ میداد و اقتصاد بیشتر از قبل دستخوش این اتفاقات بود
دقیقا در مرکز این بحران ها در بطن این نوسان ساعتی معاملاتی سر راه من قرار میگرفت که حداقل بیست برابر برای من سود داشت نسبت به فروش هایی که من در شرایط استیبل انجام میدادم
نوسان دلار شده بود ساعتی و خداوند جنس هایی در حیطه کار من قرار میداد که به نرخ دلار فروش میرفت و من درامد دلاری به راحتی داشتم
خدایا هزاران بار شکرت
تمام احوال پرسی ادمایی اطراف من گره میخورد به شرایط جامعه و سیاست اما من هر روز استارت معامله ای رو میزدم که خیلی خیلی بیشتر از قبل برای من سود داشت
خدایا هزاران بار شکرت
و من اینو با جان و دل و عمیقا درک کردم وقتی به خودش متوسل میشی و در رحمت رو به روی خودت باز نگه میداری چنان غرق نعمت و رزق میشی که هیچ نمیدانی از کجا داره بهت میرسه و انگاری جهان موظف شده فقط به تو تزریق کنه بدوم اینکه بدونی از کجا و چرا
خدایا هزاران بار شکرت
شاید باید دنیا دنیا حرف بزنم و مثال بزنم اما دقیقا نمیدونم از کجا شروع کنم
فقط میدانم وقتی ذهن رو پرورش میدی
وقتی با باورهای درست با ذهن تربیت شده و با ایمان به جهان نگاه میکنی
قطعا سود روزانه 3 میلیون به راحتی تبدیل میشه به سود روزانه 75 میلیون
به راحتی
بدون کوچکترین سختی و تقلایی
وقتی ایمان میاری به فراوانی نعمت هاش قطعا اونم جهان رو موظف میکنه که به باورهای راسخ تو جواب بده
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
سلام ساناز زیبا
دختر خوش قلب و موفق بهت تبریک میگم ، تو نمونه ثابت شده حرف استاد عباس منش هستی که وقتی میگه شرایط حتی اگه به ظاهر بد باشه برای تو خوب میشه ، وقتی این روزها تعدادی ناراضی ان از نوسانات دلار تو میگی برای من نتیجه عالی داده و توی همین موقعیت سود 20 برابری داشتی ، به قول استاد شرایط شاید یکسان باشه اما نتیجه برای همه یکسان نیست
ممنون که اومدی و گفتی و حس باز شدن ورقی در قلبم بهم دادی ، چند بار کامنتت را خواندم با هر جمله چشمهامو بستمو تکرار کردم مخصوصا اونجا که گفتی ذهنت فقیر بوده پس موفقیت مالی نداشتی برای من یه تلنگر بود این کلمه ذهن فقیر بارها از استاد شنیدم، ولی وقتی شما گفتی انگار چیزی درون من بیدار شد
من بیشتر کامنتهای شما را خواندم
بدون شک در هر کامنتت تعداد زیادی باورسازی و کدسازی مثبت برای من بوده ، با جملاتت با فکر کردن بهش و با چشمان بسته با قلبم بهش فکر کردن زاویه دید جدیدی به موضوعات پیدا میکنم
لطفا همیشه بنویس ، هیچ وقت از کامنت گذاشتن خسته نشو مطمئنا افراد زیادی هستن که وقتی هدایت میشن به نوشته های شما ، اون کد را، اون الارم را ، اون انگیزه را ، میگیرن
خیلی مواقع باهات حس همزاد پنداری دارم
شاید چون تا حدودی شبیه هم هستیم
همسن ، خودساخته ، در مسیر رشد و توحید
برای همین همه کلماتت به دلم میشینه
با خوندن جملات زیبایت باعث ارتقا مدار درون من میشوی ، و الان که هدایت خواستم بعد مدتها از طریق ایمیلیم به این نوشته های زیبا هدایت شدم
دوست عزیزم اگر امکانش را داشتی از نحوه باور ساختنت هم بنویس ، و نحوه تمرین کردنت مطمئنا مسیر شما منحصر به فرد خودت است اما الگوبرداری از انسانهای موفق مسیر را کوتاه و آسان میکند
ممنون میشوم اگر توضیحات بیشتری درباره باورسازی ثروت بگویی
به عنوان مثال فراوانی را چطور به قلب خودت جاری کردی ، با چه روش و مثالی
هر چند فراوانی انتها ندارد
درباره ثروت راحت و آسان چه باورسازی انجام داده ای
در طول روز چگونه تمرین میکنی
اینکه گفتی بدون تقلا برایم انگار غریب بود
من قبلا توانستم به کمک آموزه های استاد خانه و ماشین بخرم اما بعد از آن انگار ترمز بزرگی دارم و فقط تقلا میکنم
ظرفم کوچک شده و برایم به سختی پر میشود
الان که مینویسم متوجه میشوم که خدا داره میگه چون روزی را فقط در شغلت میدانی
خدا را شاکرم برای این سایت مقدس، استاد عزیز و دوستی گرانبها مثل شما
به نام خدای معجزه ها
خدایا هزاران بار شکرت
سلام دوست عزیزتر از جانم
ممنونم از قلب مهربونت که برام نوشتی و کامنت منو خوندی
و خدارو سپاس گذارم که باعث شده مسیر من چرااغ امیدی بشه برای بنده ی مومنش
خدایا شکرت
و متشکرم از قلب مهربونت که باعشق و انرژی برام نوشتی
قبل از هر چیزی باید بگم تمام فایل های هدیه استاد و دوره مقدس ثروت 1 به حدی کامل و معرکه هست که واقعا دیگه جا نمیمونه من بخوام چیزی بگم
اما در مورد من اولا که این دوره تمام باورهای منو شخم زد
بعدش من اعتبار هر کاری رو بی قید و شرط بستم به خدا
گاها میشد حتی اشتباه میکردم
اما میگفتم خواست خدا بوده
فرضا برای شغل من هر مشتری که زنگ میزد میگفتم خدا داره زنگ میزنه
شاید از بین صدتا تماس ی دونه معامله انجام میشد اما من مینوشتم و سپاس گذاری میکردم
گاها با سود خیلی خیلی اندک فروش میرفت اما من مینوشتم و سپاس گذاری میکردم
همیشه میگفتم اگه ی نفر از من خرید زده پس دونفر هم میتونن خرید بزنن
بعدش میگفتم پس چهار نفر هم میتونن خرید بزنن
تمام لحظه ها همینجوری تو ذهنم برای خودم مثال میزدم و اتفاق که می افتاد سپاس گذاری میکردم و دوباره تو ذهنم تمام این فکر و باورهارو پرورش میدادم
برای باورهای فراوانی من همیشه فقط استاد رو مثال میزدم و الگو قرار میدادم
چون برای ساختن باورهای قوی باید کسی رو ملاک قرار بدین که در هر شرایطی حرفشو قبول دارین و بهش اعتماد دارین
پس کی بهتر از استاد
میگفتم و هنوزم میگم به همون میزان که استاد در مسیر رشد استمرار داشته و تعهد داشته پس به همون میزان نتایج کف دستاشه
و منی که الان به نتایج نرسیدم چون میزان استمرار و تعهد من خیلی خیلی کمه
و از خدا میخوام مسیر رو برای شما هموار کنه و هدایت کنه
و حتما حتما اعتبار هر کاری برمیگرده به خدا
خدایا هزاران هزاران بار شکرت
بهترین ها در مسیر رشد و پیشرفت شما رقم بخوره به امید خدای معجزه گر
به امید دیدار در زمان مناسب و در مکان مناسب دوست عزیز🌱
به نام خدای مهربانم خدایی که باور به قدرتش همه غیر ممکن ها رو ممکن میکند
سلام به دوست عزیز و توحیدیم ساناز عزیزم
دوستت دارم و تحسینت میکنم آفرین آفرین
خدا رو بابت وجود شما عزیزان در این سایت و بودن خودم در کنار شما دوستان توحیدی هزاران هزار مرتبه شکر میکنم سپاسگزارش هستم
من شما رو الگوی خودم قرار میدهم ساناز جانم که با تعهد و باور و ایمان به قدرت خداوند قدم برداشتی
و با تقویت باورهای قدرتمند کننده برای خودت افکار و باور درست ساختی و به خواسته هات داری میرسی
من اون جسارت و تعهد داشتنت در این مسیر زیبا رو و توحیدی عمل کردنتو تحسین میکنم
نوش جونت چون لایقشون هستی
متشکرم از اینکه اومدی نتابجتو نوشتی با جون و دل نوشتی
و به جون و دله من هم نشست
بهترین ها نصیبت
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدای معجزه ها
خدایا هزاران بار شکرت
دوست زیبا وخوش قلب من سلام
سلامی گرم به شما که خوش انرژی و خدا گونه هستی دختر زیبا
من اغلب کامنت های شمارو میخونم و کلی هم ازتون سپاس گذارم
متشکرم که کامنت منو خوندین و برام نوشتین
خدارو هزاران بار شکرت که نتایج من نور امیدی میشه در قلب بنده ای تا مشتاق تر از همیشه به سمت خواسته هاش قدم برداره
خدارو هزاران بار شکر
کلا ذهن متمرکزی ندارم ولی در یکی از کتاب های این سایت و استاد مقدس تمرینی بود که ده تا از خواسته هاتو بنویس و دربارش توضیح بده
یکی از خواسته های من این بود که به هر خواسته ای که رسیدم بیام و کامنت بزارم و رد پا بزارم که هم بدهی به سایت رو داده باشم هم انگیزه ای بشه برای بچه های سایت
البته اینو هم بگم که انصافا من از هزاران نتایج یکیشو مینویسم و واقعا اصلا نمیشه دونه دونه نتایج رو نوشت ولی از خدا و استاد هزاران هزار بار سپاس گذارم که خدا رو در قلب من کاشت تا من با تکیه و توسل بر این قدرت محض بتونم برای خواسته هام قدمی بردارم
خدایا هزاران بار شکرت
و امید هست تک تک عزیزان این سایت و شما دوست عزیز روز به روز هزاران هزار قدم به خواسته خودتان نزدیک و نزدیک تر بشین و از نتایج مقدستون برامون بنویسین به امید خدای معجزه گر
خدایا هزاران بار شکرت
سلام و وقت بخیر خدمت شما استاد مهربانم و خانم مریم شایسته عزیزم
امروز سر نماز خیلی یهویی انگار بهم گفته شد که برو سایت و فایل های هدیه رو گوش بده و واقعا خیلی یدفعه ای به این فایل هدایت شدم و واقعا چقدر جواب سوال هام و گرفتم و شرایط الانم و درک کردم .
من آنلاین شاپ دارم و دقیقا یک ماه پیش برای اینکه به خودم دلداری بدم که همه چی خوب میشه تصمیم گرفتم که رها باشم و فقط روی خودم کار کنم و دقیقا الان یادم افتاد که به خودم گفتم بالاخره یه روز که قراره آنلاین شاپم رشد کنه و کاملا رهاش کردم و کل روز تمرکزم روی باور های درست و آپلود یک پست با کیفیت بود (همیشه پست هایی که میزاشتم بصورت تبلیغاتی بود اما اون روز پستم تبلیغاتی نبود ) خلاصه من آپلودش کردم و هیچ انتظاری از پستم نداشتم (هرموقع پست تبلیغاتی میزاشتم انتظارم این بود که کلی آدم بیان و از من خرید کنن ) اما اون روز کاملا رها بودم و دقیقا یادم هست که خیلی یدفعه ای ساعت 5 صبح بیدار شدم و دیدم که پیجم از 46 تا فالوور رسیده 1000 نفر فالوور و چقدر همه از موسیقی که برای آرامش ساختم و آپلود کردم راضی بودن و پیام رضایت برام فرستاده بودن و در نتیجه همون پست در عرض 24 ساعت ویو میلیونی خورد و پیج من رشد کرد و به 6000 فالوور رسید و درآمد من از صفر در یک هفته به 13 میلیون تومان رسید اما من فراموش کردم که باید روی خودم و رها کردن و کیفیت کارم کار کنم دقیقا الان فهمیدم که من بعد از اون پست فقط تمام تلاشم روی این بود که همش مشتری هام و بیشتر کنم فقط پشت سر هم پست بزارم که بیشتر دیده بشم و مشتری جذب کنم اما نتیجه کاملا برعکس شد چون من چسبیده بودم به دیده شدن توسط مشتری و کار کردن روی خودم و رها بودن و فراموش کرده بودم .
این فایل باعث شد که من بفهمم که چرا رشد من ادامه نداشت .
صد هزار مرتبه شکر بابت وجودتون .
°°بنام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتر°°
°°بنام خدایی که در هر لحظه در حال هدایتم هست°°
°°بنام خدایی که من رو خالق آفرید°°
سلام استاد جانان سلام استاد گلم سلام مریم شایسته جان که الحق این فامیلی در خور شماست سلام دوستان گلم
استاد جان نمیتونم خوشحالی بی حد و مرزمو از اینکه دوباره تونستم وارد این محفل عالی بشم پنهان کنم خدایا به تعداد ستاره هات شکر که دوباره نشانه روز برام باز شد خدایا شکرت که دوباره میتونم کامنت تک تک دوستای عزیزم بخونم استاد این جند مدت که نمیتونستم سایت باز کنم نمیدونین چه حسی داشتم ولی از اونجایی که خدا اگر میل و اشتیاق بنده شو ببینه یه راهی جلوی پاش میذاره من هم به فایل های توحید عملی که داشتم هدایت کرد این اوضاع یک موهبت و نعمت بزرگ بود برای من متوجه شدم بدون شما و مریم جون و دوستام بدون این سایت بدون این فایل ها زندگیم خیلی سخت میشه ولی با آموزههایی که تا به الان تونستم یاد بگیرم و کار کردن روی خودم و تکرار دوباره و دوباره °°احساس خوب=اتفاقات خوب°° خداروشکر حالم خیلی خوب بود خدا انگار بهم یه تلنگر زد و گفت قدر این گنج بیشتر بدون خدارا هزاران بار شکر که میتونم کامنت بنویسم استاد علاوه بر قوانین کیهانی که در لیست شکرگذاری های هر روزم هست اینکه هر روز سایت باز میشه و من میتونم روی خودم بواسطه این فایل ها کار کنم هم در لیست شکرگذاری هام قرار گرفت نمیدونم با چه زبونی خدا رو شکر کنم استاد این وقفه ای که افتاد عالی بود یاد حرف های شما افتادم که میگفتین از همایش میومدین بیرون در خیابان ولیعصر ولی هیچ وقت ازدحام مخالفین ندیدین استاد منم هر روز سرکار میرفتم ولی خدا انگار مدار منو عوض کرده بود میرفتم خونه خودمو با خانوادم وقت گذراندن با پسرم میگذروندم این موقعیت باعث شد رابطه مون خیلی بهتر از قبل بشه
همگی در پناه خدای مهربون خدایی که در هر لحظه در حال هدایت مون هست میسپارم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم
لطفاً در کامنتها بنویسید: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
در مورد این موضوع مثالهای زیادی هست تو زندگی
من یکی ازون موارد برمیگرده به زمانی که خیلی جوان
بودم میخواستیم ماشین بخریم. من و داداشم خیلی
عجول بودیم همش به پدرم فشار میآوردیم که بریم
بگردیم دنبال ماشین پدرم خیلی خونسرد میگفت بابا
جان هر وقت موقعش باشه یه ماشین خوب پیدا میشه
که راحت میخریمش. ولی ما به حرفش گوش نمیدادیم
هر جا که به فکرمون میرسید میرفتیم دنبال ماشین
خلاصه آخرش تو یکی از بنگاههای محل یه پراید دیدیم
خیلی تمیز بود رفتیم خودمون دوتایی بدون اینکه با
پدرم مشورت کنیم ماشینو قولنامه کردیم.
پدرم چیزی به ما نگفت فقط گفت خیره انشالله
خلاصه گذشت بعد از چند وقت میخواستیم ماشینو
بفروشیم که یه ماشین مدل بالاتر بخریم هر جا ماشینو
میبردیم که بفروشیم میگفتن این ماشین تصادفیه
هیچکس نمیخرید یا به نصف قیمت میخریدند
خیلی فشار زیادی رو من بود روم نمیشد تو چشمای
پدرم نگاه کنم با اینکه چیزی هم به ما نمیگفت.
خلاصه دیگه خسته شده بودم به خدا گفتم خدایا
کمکم کن آبروم داره پیش پدرم میره. یه حسی
بهم گفت ماشینو ببر پیش همون بنگاهی که ازش
خریدی اما دوباره به خودم میگفتم اون که زیر بار
نمیره میگه شما ماشینو بررسی کردی خریدی
ولی اون حس قوی میگفت برو اونجا کارت نباشه
بعداز کلی کشمکش آخرش با داداشم رفتیم از در
که رفتیم تو داداشم که یه مقدار زود جوش میاره
شروع کرد به سرو صدا کردن ما اصلا قصد همچین
کاری رو نداشتیم. باورتون نمیشه طرف داداشمو
آروم کرد برامون چای آورد آخرشم گفت ماشینو
به قیمت، خودم ازتون میخرم واقعا باور کردنی
نبود خدایا شکرت که هروقت میگی تو برو بقیش با من
چقدر قشنگ همه چیزو میچینی. بارها ازین دست
اتفاقات تو زندگی افتاده ولی ما باز هم فراموش میکنیم
و به الهامات گوش نمیکنیم. این تمرین باعث شد به
یاد بیارم استاد عزیزم سپاسگزارم از شما و خانوم شایسته
برای این دوره الهی. همه شما رو به خدای مهربان میسپارم
یا حق