تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱ - صفحه 26


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 736 روز

    در مورد روابطم نشانه های زیادی دریافت کردم که باید شیوه تفکرم رو عوض کنم و قضاوت رو بذارم کنار و از اون مهم تر در کل تمرکزم رو از دیگران بردارم و به خودم و حال خوبم معطوف کنم…

    نشانه ای که دریافت میکردم جالب بود .

    یکیش رفتارهای سرد و تلخ بعضی از نزدیکانم با من بود که قبلا خوب بودیم و همزمان رفتار گرم و خوب بعضی دیگه که قبل ازاین رفتارهاشون عادی بوده و خیلی دوستانه نبودن.

    دنیا با اون رفتار های تلخ، به من داشت هشدار میداد در گذشته غرق نشو ، کینه هارو بریز دور، داری در مورد دیگران منفی نگری میکنی، حواست باشه

    و همزمان با اون رفتارهای گرم و خوب نشونم میداد، تو دوست داشتنی هستی و لایق روابط عالی هستی، توجهت رو بذار رو مثبت ها تا بیشتر از این رفتارها جذب کنی

    چیزی که مانعم میشد لذت بردن از حس قربانی بودن و کینه توزی و… بود. اینکه در ذهنت بشینی دیگران رو محکوم کنی و سیاهشون کنی گاهی خوشایند بنظر میاد و این همون زینتی هست که شیطان برای این عمل زشت در ذهن ما ایجاد میکنه

    کوچک ترین قدم برای ترک این عمل فقط و فقط شکرگزاری های کوچک از اطراف و افراد هست…

    همه آدمهای اطراف یک روزی در حق ما لطف کردن و بهتره به جای باور کردن بدی هاشون، خوبی هاشونو باور کنیم تا بیشتر و بیشتر خوبی و لطف از دیگران به خودمون ببینیم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    سلام استاد عزیزم و سلام به خانم شایسته عزیز و همین طور دوستان عزیزم که در این مسیر زیبا با هم هستیم

    من این مدت که تصمیم گرفتم پروژه تغییر من را در آغوش بگیر رو گوش کنم در واقع نشانه ای در خودم دیدم اونم این بود مدام و پشت سر هم انسان های اشتباه سر راه من قرار گرفتن و من خیلی اذیت شدم من از خدا هدایت خواستم و خواستم تغییر بدم این وضعیت رو وارد سایت شدم و گفتم خدایا خودت بگو از کجا شروع کنم و بهم الهام شد این پروژه رو گوش کنم دارم سعی میکنم به الهاماتم توجه کنم الهام بعدی من این بود که حتما کامنت بزارم هر قسمت رو که گوش کردم من خیلی کم کامنت میزاشتم الان وقتی کامنت می‌زارم خیلی حسم بهتره انگار دارم تعهد وارانه میرم جلو توی این مسیر گاهی به الهاماتم گوش نکردم اما زود برگشتم به مسیر، قبلاً خیلی کش میدادم یه مسئله ای رو اما الان زود برمیگردم به مسیر و به خودم مدام یاد آور میشم که من دارم یاد میگیرم دارم تمرین میکنم و اشکال نداره دوباره ادامه میدم ، توی این مسیر میمونم در صورتی که قبلاً کلی خودم رو سرزنش میکردم ، و اما الهام بعدی که امروز که نه کلا چند روزه دریافت میکنم اینه که به جسمم بیشتر توجه کنم درست و به اندازه غذا بخورم من اندام خوبی دارم خدا رو شکر اما اضافه وزن دارم و یک سری الهامات داره بهم میشه که رعایت کن و دلیل بی توجهی من اینه که شده برام یه عادت و نمیتونم جلوی هوس خودم رو بگیرم و اولین قدمی که امروز میتونم بردارم برای تغییر این اوضاع اینه که آینده رو تصور کنم که اگه همین طوری ادامه بدم چی میشه همون اهرم رنج و لذت فقط نمی‌دونم چه طور ازش استفاده کنم از خدا می‌خوام منو هدایت کنه و جواب رو بهم بگه

    در پناه خدا باشید دوستان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حمزه سوری گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُوا بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ ﴿36﴾و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان شاد مى‏ گردند و چون به [سزاى] آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمه‏ اى به ایشان برسد بناگاه نومید مى ‏شوند. (سوره روم آیه 36 و 37)

    أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَیَقْدِرُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿37﴾آیا ندانسته‏ اند که [این] خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ مى‏ گرداند قطعا در این [امر] براى مردمى که ایمان مى ‏آورند عبرتهاست

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم

    چقدر آگاهی بخش بود مطالبی که در این گفتگو به آن اشاره شد

    بعضی وقتها با اینکه ما به قوانین آگاهی داریم و فکر می‌کنیم که

    داریم خوب روی خودمون کار می‌کنیم ولی نتایج خوبی حاصل

    نمیشه قافلیم ازینکه یه سری باورهای مخرب و بعضی ترمزهای

    ذهنی داره تو لایه های زیرین ذهنمون کار میکنه و اجازه نمیده

    که به اون نتایج دلخواهمون برسیم اتفاقی که برای خود من

    پیش اومد.

    بعد از چند ماه که کار قبلیم رو رها کردم و به کار مورد علاقم

    مشغول شدم با اینکه داشتم رو خودم کار می‌کردم و آموزش‌ها رو

    پیگیری می‌کردم و اینکه مراحل کارم هم به درستی انجام میدادم

    ولی به لحاظ مالی نتایج خوبی حاصل نمیشد نشانه ها داشت

    میومد که این روندی که پیش گرفتم درست نیست و من ایراد

    رو گردن همه چیز مینداختم به غیر از ذهن خودم

    مقاومت‌های ذهنی من بود که باعث نیومدن نتیجه شده بود

    که از خدا هدایت خواستم و خداوند من را به این دوره جادویی

    هدایت کرد و اونجا بود که فهمیدم من فکر میکردم تغییر کردم

    در صورتی که باورهای بنیادین من هنوز ایراد داشت

    به لطف پروردگار این دوره رو شروع کردم و مطمئن هستم

    که نتایج خیلی خوبی اتفاق میوفته و ایمان به رزاق بودن

    خداوند قطعا روزی فراوان را وارد زندگیم میکنه

    از شما استاد عزیز سپاسگزارم برای این دوره الهی که

    واقعا تغییرات خوبی رو در من ایجاد کرد. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 842 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش یازدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟ آن نشانه چیست؟ نشانه ای که چندین بار دریافت کردم یادگیری زبان انگلیسی هستش و با آگاهی از این بخش دیگه مطمئن شدم که باید شروع به یادگیری کنم.

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟ ترس از سخت بودن و یاد نگرفتن.

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟ از خداوند میخواهم منو هدایت کنه که از چه طریقی شروع به یادگیری زبان انگلیسی کنم و متعهد میشوم انجامش بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      مهدیس یکتا گفته:
      مدت عضویت: 1008 روز

      سلام آقای عظیمی ، امید وارم در این مسیر زیبا تا آخر باشید و بزرگترین تغییر ها رو در زندگی داشته باشید من کامنت شما رو خوندم البته در تمام کلمات های شما در قسمت های مختلف پروژه و متوجه شدم الهام شما آموزش زبان انگلیسی هست الهامی که خیلی وقته من هم دریافت کردم و الان دارم آموزش میبینم ، میخواستم بهتون یک استاد فوق‌العاده رو معرفی کنم برای آموزش زبان که خودم دارم از ایشون یاد میگیرم میتونم به جرأت بگم بهترین هستن و انقدر ساده و راحت آموزش میدن که اگر یک روز تمرین نکنم دلم تنگ میشه بسیار مسیر آموزش برام شیرین شده اسم ایشون استاد آرش نیا هست و یک پکیج آموزشی دارن با پشتیبانی نامحدود بهتون قول میدم لذت می‌برید از آموزش ، در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1018 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر ارباب جهان هستی تنها قدرت حاکم بر جهان.

    درود بر استاد عباسمنش بزرگوار و عزیز و خانوم شایسته محترم.

    درود بر شما دوست عزیز امیدوارم که همیشه سلامت باشی.

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله الان توی زندگی من و توی مسیر کاری من نشانه ها دارن چشمک میزنن یا بهتره بگم دارن فریاد میزنن که باید مسیر درآمدم رو تغییر بدم

    کاری که من بهش علاقه دادم اینه که الان در حال ساخت باغ ویلای خودم توی تالش هستم باغی که الان پنج ساله شده و عید امسال 6 ساله میشه و درختان دیگه تنومند و پر محصول هستند محصولاتی ارگانیک که هر کسی واردش میشه دهنش باز میمونه که عجب جای دنجی عجب باغ زیبایی عجب خلوتی واسه خودتون انتخاب کردید و از این جملات خوشایند و زیبا و الان دو ساله که با همین قوانین و هدایت طلبیدن از رب جهان و عمل به اون هدایتها در حال ساخت ساز ویلا هستم که کل پروژه رو صفر تا صد خودم انجام میدم یه وقتایی از این کار فاصله گرفتم واسه چند ماه و دوباره که از خداوند طلب هدایت کردم گفته برگرد و ویلاتو بساز . اما

    اما در کنار اون مشغول جوجه کشی هستم که درآمد داشته باشم و ورودی مالی رو صرف ساخت ویلا کنم ، بنظرم طبق درخواست‌هایی که از خداوند داریم خداوند میدونه و ما نمیدونیم که این مسیر با اون خواسته ها همجهت نیست و باید تغییر مسیر بدیم اصلا نیاز به ناراحت شدن و زور زدن و خلاف جهت پارو زدن نیست فقط نیازه به یه شکل دیگه نگاه کنیم .

    من دو تا دستگاه ساختم که 4000 تا تخم اردک توش جا میشد خب اومدم تخم ها رو از بازار خریدم و جالبه همش خراب شد در صورتی که همه چیز خوب بود . من گفتم این داره فریاد میزنه که این مسیر با اون خواسته هایی که داری هماهنگ نیست مسیرت رو تغییر بده چون چند سال کار کردی تبدیل به عادت شده

    . وقتی میرم سمت ساخت ویلا همه چیز هماهنگ میشه انگار خداوند بهم میگه برو بساز به چگونگی و از چه طریقی فکر نکن و جالبه همیشه پول و مصالح ردیف میشه چند روز پیش همسرم می‌گفت چقد کار ریختی سر خودت سرامیک داخل یه طرف نما یه طرف برق کشی یه طرف چاه زدن یه طرف در و پنجره ساختن یه طرف سفارش حلب هم که داری میدی تا چند ماه آینده تایمتو پر کردی و من فقط لذت میبرم و سر کیف هستم از این حجم کار .

    اما وقتی با این نگاه که من میخوام جوجه کشی کنم تا از پول اون واسه ساخت خونه استفاده کنم کل سرمایه ای که گذاشتم از بین رفت اما همچنان مصالح و پول واسه ویلا راحت جور میشه . این یعنی به چجوری فکر نکن اون سمت خداست .

    دیروز همسرم می‌گفت کلا کار با حیوانات باید کنار بزاریم جهان و خداوند داره فریاد میزنه دیگه از این کار بیا بیرون تا لگد و پتک توی سرت نخوره .

    آن نشانه چیست؟ نشانه از بین رفتن کل سرمایه توی جوجه کشی

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟عادت کردن به کار جوجه کشی و شاید این که ترسیدن و ندونستن لز این که خب با چه کاری پول بدست بیارم

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد

    قدم اول خارج شدن از جوجه کشی که این قدم رو برداشتم و قدم دوم هدایت طلبیدن از خداوند که من نمیدونم خودت هدایتم کن توی هر موضوعی هدایت خواستم خداوند هدایت کرده و حتما توی این موضوع هم خداوند بزرگ هدایت میکنه .

    . …

    سپاسگذارم بخاطر نعمت آگاهی و بودن در مسیر توحید و یکتاپرستی پرستی.

    سپاسگذارم بخاطر این که خداوند منو هدایت کرد که توی این سایت و در جمع دوستان باشم .

    سپاسگذارم بخاطر این پست که از استاد عزیز درس میگرم و رشد میکنم .

    در پناه خداوند حکیم و سمیع و بصیر سعادتمند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 173 روز

    به نام خدای نور

    استادعزیزم و خانم شایسته عزیزدلم سلام به روی ماهتونننن.

    استاد واقعا از وقتی کارکردن روی درون بیشتر کردم به ارامش رسیدم به حال خوب و احساس خوشبختی بیشتری رسیدم و منی که دوهفته پیش بزرگترین دغدغم پول دراورن بود الان به آسانی چندبرابر قبل رو دارم میسازم واقعا نمیدونم چطور و ازکجا ولی میدونم درمیاد ساخته میشه و هربار که باش راحت تربودم و صرف خواسته های خودم شددرکمترازیک روز چندبرابرش به حسابم اومده.

    من واقعا خییلی کم کارکردم و این نتایج فوق العاده رو گرفتم و اگر تمرکزی ترکارکنم قطعا نتایج فوق العاده بیشتری میگیرم فقط نیاز رنج کارنکردن بیشتر کنم توی ذهنم.

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟آن نشانه چیست؟چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    تغییری که باید داشته باشم بنظرم اینه که تمرکزم خییلی پخشه و اگر تمرکزم جمع کنم و ازفضای مجازی کنترل شده استفاده کنم واقعااا تغییرات شخصیتی و نتایج فوق العاده میگیرم ولی میگم استاد این استفاده درست از اهرم رنج و لذت هنوز درست ازش استفاده نمیکنم و اینم تکاملی و کم کم درستش میکنم به لطف هدایت های خداوند.

    عاشقتونممم خییلی دوستون دارم و باتمام وجودم ازتون سپاسگذارم.

    خدایاشکررررت زیااااد.

    ردپاازقدم یازدهم تغییر را درآغوش بگیر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2221 روز

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    تمرین :

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    آن نشانه چیست؟

    بله وجود دارد. چند وقتی هست که چشمک می زند و خودش را نشان میدهد.

    نشانه ها به من می گویند که روزی حتی چند دقیقه وقت برای مطالعه و تحقیق در زمینه شغلت اختصاص بده. حتی امروز عمیقا این رو در قلبم حس کردم که من باید در برابر این همه عشق و برکتی که خداوند از این شغل به من می دهد کاری بکنم.

    فایل آرامش در پرتو آگاهی رو گوش می دادم امروز صبح، چه فایل فوق العاده ای هست، خدایا شکرت. اونجا استاد میگن که باید دهنده باشیم و همش فکر نکنیم که فلان چیز برای من چه منفعتی دارد بگوییم که من چه خدمتی برای آن کار می توانم انجام دهم؟

    من این سوال رو نپرسیده، خداوند به من جواب داد که این خدمت رو چه جوری باید انجام بدم.

    یاد توضیحات خانم شایسته عزیز در دوره کشف قوانین افتادم. که توضیح دادند یک خدمتی برای شرکت شون انجام دادند و یک مشکلی از شرکت حل کردند و بعد از مدت کوتاهی از این قضیه، هدایت شدند به کار کردن با استاد.

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    من به لطف خداوند بزرگم آزادی زمانی زیادی در شرکت دارم و از وقتی که میرسم شرکت روی دوره ها و تمرینات کار می کنم تا وقتی برم و کارم فعلا خیلی کمه. مشکل من باز از باور کمبود نشات میگیره که می ترسم روزی چند دقیقه به مطالعه کاری اختصاص بدم و میگم وقتم رو تلف نکنم تا زودتر بتونم کسب و کار خودم رو راه بیندازم. به قول استاد در دوره هم جهت با جریان خداوند اصلا سخاوتمند نیستم در این زمینه.

    ولی منطق درست اینه که من اگر تایمی رو به مطالعه کاری اختصاص بدم این نه تنها اتلاف وقت نیست ، بلکه نوعی سپاسگزاری از آزادی ای است که خداوند بهم داده، از این همه عشق و برکت و نعمتی هست که خدا بهم داده و میدهد. و سپاسگزاری و احساس رضایت منو در مومنتوم مثبت نگه می داره و زودتر به خواسته هام میرسم.

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    شرکت ما میخواد یک تولید جدید داشته باشه و من میتونم در این زمینه تحقیقات خوبی انجام بدم و خیلی به شرکت کمک کنم. امروز قدم اول رو برداشتم و یه سرچی در اینترنت انجام دادم که خوب بود و می خوام این تحقیقات رو هر روز ادامه بدم و هر روز نتیجه گیری هام رو از تحقیقاتم بنویسم و ضمنا هر قدمی رو که در این زمینه برمی دارم تو یک دفترچه یادداشت کنم و از خودم سپاسگزاری کنم که برای پیشرفت شرکت تلاش می کنم.

    استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز بی نهایت سپاسگزار شما عزیزانم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 580 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    6 روز هست که خونه رو برای تعمیر جمع کردیم و همه جا بهم ریخته اس .و معلوم هم نیست کی تموم بشه …

    تو این چند روز یوقتایی میشینم با خودم دو دو تا چهار تا میکنم ، یا فکر میکنم که چجوری این کار و بکنم چجوری اونکار …و بخیال خودم با برنامه ریزی کارها انجام بشه .ولی هر چه بیشتر فکر میکنم که چی رو چکار کنیم ،بیشتر اذیت میشم و کارها به چشمم بزرگتر و سختتر میشه و البته کندتر پیش میره .سر همین موضوع هم دیشب با همسرم بحث کردم .ابشون میگفت فعلا با همین وضع وسایل رو بچینیم .من میگفتم نه .میگفت فرش فعلا پهن باشه من میگفتم نه جمع کنیم که بدیم قالیشویی تا موقعی که خونه تموم میشه اونم بیارن.

    خلاصه دیگه بعد اون بحث فهمیدم که چقدر من خودمو کوچک و کم ارزش کردم ، همسرم که گفت فرش پهن باشه من باید میگفتم باشه .دیگه نباید مقاومت میکردم.نباید پارو میزدم . باید میسپردم به خدا .و میگفتم الخیر فی ماوقع . حتما یه خیری هست که خدا این حرفو به زبون همسرم جاری کرده. بعد اون بحث هم خیلی راحت ذهنمو کنترل کردم به لطف خدا .بجای تمرکز و فکر کردن به اون بحث، فکرمو بردم به اینده ای که میخوام داشته باشم .اینکه سال دیگه وقتی میرم شمال لب دریا فقط خدارو شکر کنم و از موفقیت هایی که تو این یکسال به لطف خدا بدست اوردم بگم .از موقعیت شغلی عالی و بینظیر ، رابطه ی عاطفی عمیق و پر از عشق و احترام متقابل، خونه و زندگی عالی و ابرومند ،فرزندانی شاد و با عزت نفس بالا و روابط اجتماعی عالی، سلامتی و تناسب اندام بی قید و‌شرط خودم و عزیزانم.

    خلاصه تصمیم دارم که دیگه دست از برنامه ریزی ذهنی بردارم ، دست از تقلا بردارم و با جریان پیش برم .بلاخره که درست میشه . با حرص و‌جوش زدن من که کاری پیش نمیره هیچ،پیچیده تر هم میشه.

    مثل اینکه یادم رفته ارزوم بود که یه دستی به سر و‌گوش خونه کشیده بشه ، و الان که این اتفاق افتاده ،باز دارم ناشکری میکنم و اجازه نمیدم خدا کارشو بکنه. خدایا من دیگه کم اوردم ،من دیگه نمیتونم با تلاش فیزیکی کاری بکنم ،جسمم توان نداره دیگه ،من دیگه توان پارو زدن ندارم .

    خدایا ازت میخوام بهم لیاقت بدی که اجازه بدم تو منو رو شونه هات بنشونی ، و منو به سلامت و ارامش کامل عبور بدی ازین چالش . و همینطور که دارم عبور میکنم ،مسیر گل و بلبل بشه برام .پشت سر و روبرو هم پر از زیبایی و خیر و برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 916 روز

    به نام خدای مهربان که بخشاینده و بی نهایت وهاب است

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و یار غار شما خانم شایسته عزیز ومهربان امیدوارم که حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سلام به دوستان همفرکانسی ام در این مسیر زیبا و توحیدی امیدوارم حال دل شما هم کوک کوک باشه مثل خودم

    خدارو شکر میکنم که زنده هستم و این سعادت رو دارم که با شما عزیزان دل هم صحبت و هم دل بشوم

    خدارو شکر که قبل پرواز کردن به سمتت از این دنیا به بهشت جاودانه ات میتونم کتاب هدایت گرت رو بفهمم و درک کنم و می‌توانم هر روز به درک از تو هدایت بخوام که منو هدایت کنی شاید هنوز به اون درکی که شما استاد عزیز و بچه های هم مسیر نرسیده باشم ولی برام قابل فهم است که در این دنیای پر هیاهو چقدر آرام هستم چقدر راحت زندگی میکنم با اینکه فردی مهم نیستم ولی در نزد خدا خیلی عزیز هستم و از این زندگی آرامم اینو درک میکنم و این آرامش رو مرهون احسانت شما استاد عزیز و همه شما خانواده عزیزم در این مسیر زیبا و توحیدی هستم

    هم حال دلم خوبه هم اشک تو چشمام حلقه زده نمیدونم این چه احساسی است ولی میدنم حالم خوبه مسیرم درسته دارم هر روز به خدا نزدیکتر و پیشش عزیزتر میشوم هر چقدر افتاده تر باشم میدونم تو پر بار تر میکنی منو و آرام‌تر در برابر طوفانهای این زندگی

    استاد من بچه مرز تایباد هستم و خیلی خوشحال هستم که در کنار شما عزیزان قوانین جهان هستی را دارم درک میکنم و به اندازه درکم عمل میکنم و خدارو شکر از بدنه جامعه هر روز دورتر و دورتر میشوم خدایا این از فضل بی نهایت تواست که نسبت به من داری

    هر روز بیشتر این مغز خودمو تربیت میکنم تا با نگرش روح من هم راستاتر شود یعنی این لطف خدا است که داره به بنده خودش کمک میکنه تا راه درست رو پیدا کنم در هر لحظه منو هدایت می‌کند خدایا سپاسگزارم

    به لطف الله مهربان یاد گرفتم از شما که این روزگار می‌گذرد الخیر فی ماوقع در این هم برای من خیری هست .یاد گرفتم که ایم مشکلات در زندگی من است منو قوی‌تر می‌کند و افتاده تر در برابر فرمانروای کل کیهان چون همون خدا که تا به الان حلال مشکلات من بوده از این پس هم همون خدا مسائل منو حل میکنه واز زاویه خداوند به این مشکل نگاه کنم

    ویاد گرفتم که من انسان هستم و خطا کار شاید الان که قوانین خداوند را درک میکنم وهنوز اول راه هستم ولی شاید ناخودآگاه اشتباه کنم وتو رب من همیشه منو دوباره بر میگردونی به مسیر درست خدایا شکرت یاد گرفتم از داستانهای قرآنی که برای ما فرستادی تا درس بگیریم موسی قتل کرد ناخودآگاه ولی شد عزیز تو و بنده هایت .یوسف اشتباه کرد ناخودآگاه وشرک ورزید به قدرت تو وشد عزیز تو وعزیز مصر و محمد ابراهیم شد عزیز و دوست تو ومحمد شد برگزیده تو در کل عالم

    پس منم هم عزیز هستم و خطا کار واز تو انتظار دارم که منو هدایت کنی به راه راست چون من ناخودآگاه خطا میکنم منو هدایت کن با فصل بی نهایتت.

    ● آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله من حدود 15سال است که درب و ریل آسانسور را نصب میکنم ولی حالا تصمیم دارم قسمت راه اندازی کامل را یادش بگیرم و ترس دارم از هزینه زندکی از حرف مردم که بگن دوباره داره شاگردی مردم را می‌کند

    یا دوستانم که پشت سرم میگن این کار رو داره یاد میگیره تا کل صفر تا صد نصب آسانسور رو خودش انجام بده ولی این چیزی هست که خداوند به من بارها گفته وباید یادش بگیرم و اون میدونه من که ا از یک ساعت بعدشم نمیدونم چی هست و چی میشه حتما یه برنامه خوب برام چیده من باید رها کنم خودمو از حرف و حدیث مردم و خودم بسپارم به جریان هدایت های خداوند اون خودش منو میرسونه به ساحل و شک ندارم همونطور که بدونه سواد قسمت اولیه آسانسور رو یادم داد مابقی رو هم یادم می‌دهد

    ●آن نشانه چیست؟

    نشانه این است که من اصلان نمیتونم بیکار بشینم تو خونه که تو این بازار ایران یکی به من زنگ بزنه تا درب و ریل آسانسور نصب کنم باید خودم قدم بردارم و از توانای های خودم استفاده کنم بازم همون خدا که این ایده رو به من داده خودش میدونه و من نمیدونم .این نشونه که حدود یک ماه است درآمدی نداشتم واولین مشتری کار نصب کامل را با من قرار داد بسته و باید این قسمت را یادش بگیرم تا برسم به پله و هدایت بعدی که از طرف خداوند خواهد رسید .

    ●چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    درسته که من پشتم پره و میدونم که الله مهربان در آخرین لحظات به یاری من می‌آید ولی من چرا باید بزارم برسه به مو چرا پا رو ترسهام نزارم چرا چند ماه حرف مردم و راحت طلبی را نزارم کنار تا بعد یه عمر راحتر کار بفروشم زیر و بم کارو یادش بگیرم

    مردم هرچی میخوان بگن من باید کار خودمو انجام بدم من باید ایمان خودمو نشون بدم به خداوند و جهان تا درها باز بشه به لطف خداوند که باز هم می‌شود تا الان دری نبوده بسته باشد همیشه همون خدا راهنما و یاورم بوده والان هم هست .

    ●و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    اینکه به دوستم زنگ بزنم و برم شاگردی بکنم

    تا حرفه ای تر بشم در این کار چه اشکالی داره من هر روز باید به توانایی های خودم اضافه کنم تا در سفر دوم به کشور چین با کوله بار پرتر برم پیش دوستان چینی انشالله.

    در آخر سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربان وهمه شما دوستان وخانواده عزیزم در این مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم در مسیر حق پایدار و با ایمان محکم قدم بردارید و یک زندگی بهشتی در همین دنیا تجربه کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    Ms Mohadese گفته:
    مدت عضویت: 2772 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش

    به نام خدا

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله نشانه تغییر برای من تغییر روتین زندگی و ایجاد عادت های سالم و خلق ثروت برای من بوده است که با انجام ندادن تمرین ها و کار نکردن روی باور هایم از روتین زندگی و کارکردن بر روی قانون خارج شدم و تضاد های بسیاری در زندگی من رخ داد از جمله ارتباطم با عزیزانم و خانواده ام پر از چالش شده که این هم برای من نشانه است که روی خداوند حساب کنم و از مسیر خارج نشوم و در انجام الهام و نشانه بیزینس انلاینم که قطعا باور داشتم به درامد می رسم طفره رفتم و از روی ترس و نگرانی از ادامه مسیر منصرف شدم و در نتیجه به بی نیازی مالی نرسیدم و همچنان از لحاظ مالی وابسته پدر و همسرم هستم .

    آن نشانه چیست؟

    نشانه در روابط برای من بالا بردن احساس لیاقتم و احساس ارزشمندی و عزت نفس در خودم اینکه لایق دریافت عشق و احترام هستم و لیاقت بهترین زندگی با بهترین کیفیت را دارم و همچنین لایق داشتن زندگی رویایی هستم و نشانه بعدی در استقلال مالی من استفاده درست از وقت و‌زمان با ارزشم جهت خلق ثروت و خلق ارزش و باور سازی در ارتباط با خلق ثروت از دنیای مجازی و انلاینه که همچنان به صورت عملی وارد کار نشده ام تا بتوانم احساس خوب حاصل از باورسازی در زمینه ثروت و ورودی مالی به زندگی ام داشته باشم باید تلاش ذهنی جهت بر طرف کردن ترمز ها و قدم بر داشتن جهت بهبود توکل‌و ایمانم به خدا و در نتیجه عملگرا بودن بردارم .

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    تنبلی و باور اینکه وقت زیاده و انداختن پشت گوشت و جابجایی اهرم رنج و لذت که اینستاگرام گردی و بیهوده تلف کردن وقت برای من تبدیل به لذت شده و کار کردن روی باورهای ثروت ساز و خلق ثروت برایم تبدیل به رنج شده است .

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    احساسم به من می‌گوید که باید ورودی های ذهنم را با فایل های استاد کنترل کنم و ذهنم را با افکار مثبت بمباران و ورودی های مثبتی به ذهنم بدهم تا در درجه اول باور به ممکن بودن را در خودم پرورش دهم و سپس باور اینکه من خالق صد درصد شرایط زندگی ام هستم نه هیچ کس دیگری و همچنین روی باورهای توحیدی خودم هم بیشتر از قبل کار‌کنم .

    در پناه حق باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: