تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱ - صفحه 25


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2039 روز

    به نام رب جهانیان

    سلام استادجان

    سلام دوستان

    تنها موضوعی که الان برای من وجود دارد

    این است که بیشتر روی خودم کار کنم

    و کمتر وقتم رو تلف کنم

    که دارم انجام میدم به لطف الله

    و وقتی روی خودت کار میکنی یعنی دست از

    تقلا کردن یا همون زور زدن الکی برمیداری

    و اینجوری وا میدی به جای پارو زدن

    و اون جریان خداوند تو رو هدایت میکند

    مثل رها کردن خود در رودخانه ای آرام

    اما میثم گاهی که با جامعه همراه میشه میره تو مود زور زدن و پارو زدن

    تا نجات میدا کند اما بیشتر فرو میرود

    موضوع دیگه ای که هست فراموش کردن دلیل نتایج برای من هست

    خوب طبیعتا وقتی من دارم روی خودم کار میکنم سر و کله نتایج پیدا میشه

    اما ذهن من تلاش میکنه که این نتایج رو شانسی یا هر جوری غیر از کار کردن من روی خودم جلوه بده

    خدایا شکرت بابت این آگاهی ها

    خدایا هدایتم کن تا از سپاسگذاران باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مهیار ضیائی گفته:
    مدت عضویت: 3590 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    پروردگارا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جویم

    پروردگارا مرا به راه راست به راه آنان که به آنها نعمت دادی هدایت فرما

    سلام به استاد بی نظیرم و همه ی هم گامان عزیزم

    بی نهایت احساس خوبی دارم در این لحظه و واقعا احساس خوب لحظات کامنت نوشتن واقعا قابل مقایسه با هیچ احساس خوبی نیست

    صبح نشسته بودم و بعد از بیداری داشتم کامنت می خوندم و این سوال رو از خداوند داشتم که خدایا چرا کار کردن روی خودم رو دارم به زور انجام میدم و سر خودم رو با کارها شلوغ کردم؟ و خداوند هدایتم کرد که برو کامنت بنویس

    اومدم و لپ تاپم رو روشن کردم و دیدم قسمت 19 تغییر را در آغوش بگیر اومده و دقیقا سوال دوستمون توی این فایل در مورد این موضوعه که چطور میشه که ما از یه جایی به بعد کار نمی کنیم روی خودمون و جواب استاد عزیز در مورد رنج و لذت و غرور واقعا هدایت گر من بود.

    بعد از شنیدن اون فایل اومدم تا برای این جلسه کامنت بذارم و فایلش رو پلی کردم و باز در مورد رنج و لذت دوستمون صحبت کردن و واقعا هدایت خداوند رو در این فایل ها دارم می بینم و نکته جالب صحبتی که استاد در مورد سایت و فایل های هدایتی کردن که خداوند داره جواب میده و دقیقا در همین لحظه با فایل هایی که دارم گوش میکنم داره برام اتفاق میفته

    و اما برسیم به تمرین این جلسه

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    نشانه های تغییر همیشه میان و الانم میان و هستن ولی واقعا دارم تلاش می کنم بهشون عمل کنم.

    اما یه نشونه و هدایتی هست که خیلی خیلی میاد اما واقعا مقاومتم زیاده. این نیست که بهش عمل نکنم اتفاقا عمل می کنم. اما مشکلی که در این دارم اینه که یه روز به هدایت عمل می کنم و انجامش می دم و نشونه و نتیجه و همه چیزم میاد. ولی فردایی گم می شم و یادم میره. الان بارها داره این موضوع تکرار میشه و من متوجه میشم که مقاومتم بهم اجازه نمیده یادم بمونه و یادم میره. اما چون دارم تکامل طی می کنم خودم رو سرزنش نمی کنم و داره این تغییر در من بیشتر ریشه می کنه. قبلا وقتی یادم میرفت عمل به قوانینه که داره برام نعمت میاره، 6 ماه بعد یادم میومد که از مسیر خارج شدم، الان این موضوع یکی دو روز طول میکشه.

    آن نشانه چیست؟

    نشانه ای که دارم اینه که به محض اینکه می مونم ورودی های ثروت و نعمت رو آگاهانه و با تمرکز به خورد ذهنم میدم سریع نتیجه های مالی میاد توی زندگیم. اما سریع دوباره میرم سراغ کار ها به جای خوراک دادن به ذهنم.

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    این باور که ثروت با کار کردن به وجود میاد. این مقاومت شدید باعث میشه که همش تمایل به سمت کار کردنه داشته باشم نه به سمت خوراک دادن آگاهانه به ذهنم. البته اصلا خودم رو سرزنش نمی کنم بلکه خودم رو تشویق هم می کنم به خاطر پیشرفت چشمگیری که داشتم و الان سریعا می فهمم و نتایجی که دارم به دست میارم اصصصصلا قابل مقایسه با قبلم نیست.

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    نوشتن همین کامنت قدمی بود که هدایت شدم انجامش بدم و به لطف خدا الان قدم رو برداشتم و نشونه های مالی هم همین وسط کامنت نوشتنم اومد.

    واقعا سپاسگزارم خداوندم که در هر لحظه داره هدایتم می کنه و بهم این همه لطف داره و در هر لحظه کنارمه.

    خدایا سپاسگزارم بابت تموم نعمت هایی که به راحتی وارد زندگیم کردی

    استاد عزیزم بی نهایت از شما برای این فایل های بی نظیر و تمریناتش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    moghadam گفته:
    مدت عضویت: 2587 روز

    مهری

    به نام خالق زیباییها

    سلام به دو استاد عزیزم و دوستان بهشتیم

    تغییر را در آغوش بگیر 11

    هرخیری به شما میرسد از طرف خداست، و هر شری به شما میرسد از طرف خودتان است.

    خداوند یا جریان هستی، فقط خیر مطلق، سلامتی و ثروت است، این ما هستیم که با باورهای نادرست، افکار منفی و مقاومت هایمان جلوی این جریان نعمت رو میگیریم.

    ایا هم اکنون در زندگی‌تان نشانه ای وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی از انجام ان طفره میروید؟.

    ان نشانه چیست؟

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    چهار نکته ی اصلی که عمل به اونا در راستای رسیدن به هدف هست، چهار نکته ای که اگه با تعهد و خلوص نیت عمل کنم، ریز به ریز درکش کنم، در طول روز حواسم بهش باشه یعنی کلید رسیدن به ارزوها، محقق شدن خواسته ها.

    1. تسلیم کامل

    2. دریافت نشانه

    3. مهمترین بخش، عمل بدون شک

    4. تعهد به هدایت.

    وقتی با ارامش و دیدن و شکرگزاری قلبی از داشته ها روزم رو شروع میکنم یعنی خدایا من تسلیمم، من فقیرم به هر انچه که از جانب تو بهم برسه، یعنی من دیگه از سر راهت کنار رفتم، دیگه کم اوردم، دیگه توان پارو زدن ندارم.

    تمام اتفاقات، تمام افراد اطرافم، ایینه ی درون من هستند، به جای غر زدن، انتقاد کردن، به جای امر و نهی کردن، به جای داشتن احساس بد، ارام باشم و صبور. توجهم رو ببرم به سوی تغییر. چطور؟ هر لحظه حواسم به نشخوارهای ذهنیم باشه، منشأ و ریشه اش رو پیدا کنم و تلاش کنم برای بهبود.

    من نگران پسرم هستم، من نگران اینده ی او هستم، تمام فکر وذکر من، حتی ذهنی شامل اوست، من باید چه کار کنم؟ ایا اشتباهی در گذشته، یا کوتاهی کردم؟ الان او باید چه کار کنه؟ این بهترین کاره؟ و هزاران فکر و راه حل های بی حد و مرز،

    امروز میخواهم به جای تمرکز بر رفتار و عملکرد او دوربین رو به طرف خودم برگردونم، ریشه ی این نگرانی از جهل و شرک میاد، خداوند بزرگی که خالق این جهان با عظمت هست، مدیر و مدبر هست، خالق او هست، خیلی بیشتر از من حواسش هست، من هیچی از درون او نمیدونم، من هیچی از اهداف و احساسات او نمیدونم، چرا دارم به جای او فکر میکنم و تصمیم میگیرم؟ اگه رفتاری ازارم میده به درون خودم رجوع کنم، جهان اینه ی بی نقص و نهایت راستگویی است، من باید خودم رو اصلاح کنم، حالا که خداوند صاحب همه چیز و همه کس هست، من باید بند وابستگی رها کنم، بسپارمش دست خدا، اگه باور دارم مهربونی و بخشنده بودن خداوند رو.

    الان دیگه میتونم یک جور دیگه به قضیه نگاه کنم، بهتر و بیشتر نکات مثبت به چشمم میاد، حس ارامش بهم دست میده، سپاسگزارتر میشم، و همین باعث میشه بتونم چیزها و حوادث خوب رو جذب کنم، فکرها و ایده های ناب بهم الهام بشه، و من با رضایت قلبی عمل کنم و نتیجه بگیرم.

    اولین قدم اگر جه به نظر ساده و اسون میاد ولی برداشتن همین قدمهای کوچک منجر به جریان های بزرگتری میشن.

    پس امروز، با هر برخوردی، اتفاقی فقط به درون خودم رجوع میکنم، و قدمی کوچک برای اصلاح و داشتن حال و احساس خوب خودم برمیدارم. امروز بیشتر حواسم به خودم و احساسم هست و سعی میکنم به ندای درونم بیشتر گوش بدم و عمل کنم.

    اولین قدمهای تغییر شخصیت من، ساخت یک شخصیت توحیدی از امروز اغاز میشه. با دقت و وسواس سعی میکنم متعهد باشم و عملگرا.

    دومین قدم برای منطقی کردن و ساکت کردن این ذهن چموشم، به یاد بیارم چه زمانهایی که رها کردم و نتیجه ی فوق‌العاده گرفتم، چه زمانهایی که شب خوابیدم بدون هیچ فکر و نشخوار ذهنی و صبح شروع یک زندگی جدید با نتیجه ی بسیار عالی و غیر قابل باور.

    سومین نکته :نتیجه ی انسانهای موفقی که الان بالای قله موفقیت رسیدند و بهم نشانه هایی می‌فرستند که همین فرمون رو اگر بیای، تو هم میرسی.

    الهی دستم در دست تو ،قایق زندگیم رو به دستان توانمندت میسپارم و متوکل و ارام از زیبایی ها لذت میبرم، چون میدانم هرکجا قایق منو ببره ساحل همان جاست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1408 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست

    خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون

    خدای مهربونم شکرت که مرا آسان کردی برای آسانی ها

    خدای مهربونم شکرت که هر لحظه و ثانیه در زندگیم هدایتگر و حمایتگرم هستی

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام در پروژه تغییر را در آغوش بگیر…..عالی عالی عالی واقعا فایل بی نظیر و پر از آموزه ای هست.خداروشکر که هدایت شدم

    من یک خانم خانه دار هستم با دو فرزند ،و همیشه دلم می خواست یک کاری بکنم و توی ذهنم چند تا کار با هم میاد که برم و آموزش ببینم و شروع کنم و واقعا نمیدونم باید چی کار کنم،فقط از خداوند هدایت خواستم، و همیشه میگم خدای من من نمیدونم تو به من بگو، تو هدایتم کن،تو برای من تصمیم بگیر من چه کاره ام ،من ناآگاهی و تو آگاهی،تو قدرتمندی ،تو برام انجامش بده…من به هر خیری از جانب تو به من برسد سخت نیازمندم….خدایا تو هدایتم کن و منو ببر به مسیر خوبی ها،زیباییها، فراوانی ها ،ثروتها، سلامتی، عشق ،آرامش، روابط عالی و ..‌…..

    و یک ترمز ذهنی بی نهایت محکم دارم ،چون همسرم درس میخونن و خیلی رشته ی سختی است همیشه میگم من باید مشوق همسرم باشم و شرایط رو برای ایشون فراهم کنم تا بتونه درسش رو تموم کنه و به هدفش برسه ،بعد من شروع میکنم و دنبال خواسته ام میرم…و از خداوند هدایت خواستم که بتونم این ترمز رو هموار کنم …

    استاد بینهایت سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای مهربانم خدایا برای تمام داشته هایم برای هدایتهایم شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    وقتی این گفتگوهای دوستان رو گوش میکنم با خودم می‌گم منم با استادمیخوام صحبت کنم

    باز به خودم میگم من هنوز جا داره بهتر بشم

    چی دارم به استاد بگم

    چرا تغییر کردم در بیشتر جاها اما هنوز تو درآمدم هنوز لنگ لگان قدم برمیدارم و ترمزهای مخفی دارم و بیشتر باید از اهرم و رنج و لذت استفاده کنم ولی به شکر خدا دارم بهتر میشم

    از دوستان ممنونم که اینقدر قشنگ و با انرژی میان صحبت میکنن خوشبحالشون

    من باید بعضی جاها رو تغییر بدم تا بهتر بشم

    و این گفتگوها برای ما درس دارندو تجربیاتشون به ما نیرو و قدرت و ایمان میدن و باورهای فراوانی و باورهای توحیدی رو تقویت کنیم

    و باید تمرکزمو بذارم روی سایت و روی کارم تا جواب بده

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1495 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان

    روز 136 از روزشمار تحول زندگی من و قسمت 11 از پروژه تغییر

    داستان نگین چقدر شببه داستان من بود! چه خوبه که دوستان می‌تونن تو این بستر تجربیاتشون رو با ما به اشتراک بذارن و الگویی بشن که بتونیم با باورهای قوی‌تر مسیر رو ادامه بدیم.

    و اما در مورد تمرین این جلسه:

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    تو این چند وقت خیلی باخودم درگیر بودم، ‌و نشانه‌هایی میومد از اینکه تو باید مسیر اصلیتو با شرایط الانت انتخاب کنی و بچسبی به همون، یعنی تمرکز صد درصد بذاری روش و انقدر فکرتو درگیر این موضوع نکنی که همه چیو باهم انجام بدی!

    چون کارهایی که من دوست‌دارم انجام بدم همشون تو یه حوزه هستن ولی هرکدوم تمرکز می‌خواد و از اونجایی هیچکدوم انقدری روتین و مشخص نشده چه بگم خب تا اینجا اکیه حالا برم سراغ اون یکی!! و انگار جهان از من می‌خواد که تو مسیری که الان خیلی براش مشتاقم باشم و همینو به یه جایی برسونم، منظورم کار آموزش ورزش کودکان و رویای تنیسور شدنم هست.

    ولی تو این مدت اصرار داشتم که همه چی باهم باشه، هم اینا هم کار آنلاین!

    من وقتایی که پیاده‌روی می‌کنم و با خودم صحبت می‌کنم یسری چیزا یادم میاد که در واقع همون نشونه‌هایی بوده که خدا بهم داده ولی من توجه نکردم و دچار شک شدم، ولی وقتی زوم کردم و خودم و کارام دیدم که تمام نشانه‌ها دارن بهم میگن که چکار کنم، تمرکز کاملم رو چی باشه! ولی اصرارهای بیجای من بر اینکه باید همه چی باهم باشه، که فکر کنم بحث همون کمال‌گرایی هست، باعث شد که به نشانه‌ها توجه نکنم و این تغییر رو ایجاد نکنم.

    آن نشانه چیست؟

    اون نشونه، شوق و ذوق زیادی بود که تو انجام کلاس‌ها و بازی‌هام داشتم و کسانی که خودشون میومدن از من درخواست می‌کردن برای کلاس‌های آموزشی و تعدادشون هم داره بیشتر میشه به لطف خدا، مسئله زمین و جایی که همش فکر می‌کردم حالا حالاها قرار نیست راه بیفته، ولی تو همین مدت اکی شده و داره کارای نهاییش انجام میشه، و اتفاقاتی که به طور معجزه‌آسایی افتاد و به‌طور مشخصی بهم نشون داد که باید الان رو مهارت مربی بودنت، کلاسات و بازی خودت کار کنی و بعد مسیرهای دیگه..

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    کمال‌گرایی، فکر اینکه چطور انجامش بدم، باورهای محدود کننده، عادت به یه روتین، اهمیت دادن به نظرات دیگران، دست کم گرفتن خودم و توانایی‌هام، ایمان کم

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    اون قدم می‌تونه برنامه ریزی برای بهتر شدن تو کوچینگ باشه، ایجاد باورهای مناسب برای داشتن کلاس‌های بهتر و درآمد بیشتر، بالابردن عزت نفس برای پیشرفت، معرفی خودم به مجموعه‌ها و قدم برداشتن تو مسیر، ایجاد یه مومنتوم مثبت با حس لیاقت و ارزشمندی که باعث میشه اتفاقات خوب خودشون بیان و هرچقدر من باورم و ایمانم قوی‌تر بشه به موقع نشانه‌ها رو می‌بینم و تو زمان درست برای تغییر بعدی قدم برمی‌دارم و آماده هستم️

    سپاس از همه دوستان برای به اشتراک گذاشتن موفقیت‌هاشون و استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    یوسف محمدی گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    سلام و عرض ادب

    روز 18 پروژه «تغییر رو در آغوش بگیر»، جلسه دهم.

    خداروشکر که هنوز در مسیر هستم. دو روز تمرین‌ها رو انجام ندادم، ولی خودم رو سرزنش نمی‌کنم. مهم اینه که ادامه بدم و مسیر رو رها نکنم. هر بار وارد سایت استاد می‌شم، یک حس خوب و آرامش می‌گیرم.

    نشونه‌هایی که حس می‌کنم وقت تغییره:

    تو محل کارم می‌بینم طرز فکر و سبک زندگی‌ام با بقیه فرق داره.

    اما در موضوع «پول»، نشونه‌ها به من می‌گن که هنوز با همکارام در یک مدارم—درآمد شبیه، سبک زندگی شبیه. این یعنی باید روی باورهام کار کنم و سطح ذهنم رو بالاتر ببرم.

    از طرف دیگه دوستانی دارم که خیلی عملگرا هستن، وضعیت مالی خوبی دارن، حداقل چند میلیارد سرمایه دارن، و مسیر مهاجرتشون هم آماده‌ست.

    این‌ها به من یاد می‌ده که تمرکز اصلی من باید روی خودم باشه، نه مقایسه با دیگران.

    ایده‌هایی که دارم:

    فروش محصول در اینستاگرام

    شروع یک کار جدی برای درآمد

    یا حتی آماده شدن برای مهاجرت

    اما معمولاً چند چیز جلو من رو می‌گیره:

    ترس از شکست، قضاوت شدن، خجالت، کمال‌گرایی، یا اینکه می‌گم: «فعلاً مهاجرت کنم بعد…»

    یا «فعلاً روی کار فروشگاه و یادگیری مهارت‌های نرم‌افزاری تمرکز کنم…»

    این‌ها باعث می‌شن تمرکزم پخش بشه و ذهنم سردرگم بشه.

    گاهی فکر می‌کنم شاید خدا می‌خواد من رو از یک مسیر دیگه به پول، آرامش و حتی مهاجرت برسونه،

    ولی این باورها و تردیدها نمی‌ذارن پیامش رو واضح ببینم.

    خواسته‌ی من از خدا اینه:

    حداقل شش ماه من رو در این مسیر نگه داره—با سپاسگزاری، تمرکز روی خودم، و آرامش.

    می‌خوام ایمانم قوی‌تر بشه، عشق بیشتری به خدا و خودم داشته باشم، و با زمان‌بندی خدا جلو برم، نه با عجله‌ی خودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    Sajjad Abolhasani گفته:
    مدت عضویت: 1392 روز

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله احساس بدی که این چند روز دارم تجربه اش میکنم داره بهم میگه روح تو و قلب تو ترید و معامله گری در بازارهای مالی رو میخواد

    و دو هفته ای که گذشت 13 درصد رشد حساب داشتم اما یه مدته چون تایم خالی زیاد دارم اومدم بازار املاک رو یاد بگیرم

    الان میفهمم احساس بدم میگه تمرکزت از عشق اول و آخرت برداشتی

    آن نشانه چیست؟

    احساس بدی که توی این دو هفته به خاطر تمرین نکردن دارم داره بهم میگه باید 99/99 درصد تمرکزت روی ترید باشه اون 00/01 درصد تمرکزت روی بازار املاک اما این دو هفته برعکس بود

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    اینکه همه کاره باشم و هیشکاره

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    اوکی تایمم خالی شده چون به روش معاملاتی مخصوص خودم رسیدم درسته اما تمام تمرکز باز هم باید روی بازارهای مالی و تردینگ باشه

    پس راهکار اینه هر روز 1 الی 1/5 ساعت تمرین کنم در کنار معامله

    و برای اینکه ارتباطاتم رو تمرین کنم چون چهار سال همش پای چارت بودم بیام املاک اما با تمرکز 00/01 درصد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها تا با شناخت قوانین ثابت جهان هستی خالق تمام عیار خواسته هام باشم

    خدایا سپاسگزارم

    سپاسگزارم از شما مریم جون عزیز بابت گردآوری این مطالب و تدوین سلسله فایل های تغییر را درآغوش بگیر

    وسپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین تا خوب زندگی کنیم و کمک کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه

    استاد عباس منش عزیزم ، چند روزه که دائم دارم بیاد خودم میارم ،جاهایی که خداوند منو آسانم کرد برای آسانی ها

    یادآوریش چقدر لذت بخش و چقدرباورهام دراین مورد قوی تر میشه و ایمانم بیشتر میشه واقعا این یاد آوری ها قدرتمند کنندست ، شمادراین فایل فرمودید آسان شدن یعنی به خداوند اجازه دادن که هدایت کنه و پیروی کردن ما از اون هدایت ها ،بدون شک و تردید ، حتی اگر ظاهرش نازیبا باشه

    بله منم وقتی به اون دستاورد ها فکر میکنم میبینم الگوی آسان شدن به آسانی ها همین بوده برام، واقعا بدون درنظر گرفتن محدودیت ها پیش رفتم ، تو همه ی چهل پنجاه تا مثالی که برای خودم دارم ، تو همشون بدون درنظر گرفتن محدودیت های شرایط موجودم ، پیش رفتم ، هدایت خواستم ، اگر ظاهر هدایت ها نازیبا بود اگر بود ، که در 90 درصد اوقات زیبا بود که در همون ده درصد هم ،اگر نازیبا بود باز پیش رفتم تا زمانی که نتیجه ی نهایی به نفع من شد و همه ی اون ایمان به غیب ها به یکباره جواب داد و نتیجه دلخواه و خلق شد.

    حالا که این الگوی کامل و بی نقص از آسان شدن دستمه پس بی انصافیه که باز بکار نبرمش برای تحقق خواسته ی جدیدم.

    می‌خوام درمسیر درست قرار بگیرم که بقول شما درمسیر درست قرارگرفتن مثل انداختن قایق تو رودخونه هست که خود جریان مارو به سمت دریا وفراوانی خواهد برد حتی لازم نیست پارو بزنیم

    خدایا من نمی‌دونم ،تو می‌دونی منو هدایت کن به چیزی که الان بهم کمک می‌کنه تا به خواستم برسم .

    خدایا تنها ترا میپرستم و تنها ازتون یاری می‌جویم منو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه گمراهان و نه کسانی که به آنها غضب کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سیده ساجده صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1215 روز

    خدایا هرانچه دارم از توست و بی تو هییییچ هیییچ ام

    خدایا به من کمک کن که بنویسم هر انچه را که من رو رشد میده ترمزها و ترسهام رو بیرون میکشه و منو هم جریان میکنه با جریان الهی ات

    و یه ابزار جدیدی برای جعبه ابزارم اماده کنم طبق تعهدم به اینکه هر فایل رو چندین بار گوش بدم بهش فکر کنم هر جا مقاومتی دارم صبر کنم روش تا حلش نکردم فایل بعدی نرم و کامنت بخونم و کامنت بنویسم

    خداوند خواسته ای رو به دلت نمیندازه مگر اینکه راهش رو برات هموار کرده باشه و همه چی رو برات فراهم کرده باشه

    و امسال رو من به دو بخش تقسیم کردم6 ماه اول سال روی زبان انگلیسی ام کار کنم با شور اشتیاق با نرم افزاز دویلینگو شروع کردم بعد سفر رفتم یه سفر چند ماه و بخاطر اینترنت ضعیف و شلوغی ام کم کم انحام ندادم و وارد مرحله نیم سال دوم شدم که هدفم رو باشگاه و تناسب اندام گذاشته بودم که اونو استارت زدم الان تو ماه سوم هستم و راضی ام از استمرار و نتایج ام

    اما ذهنم همش میگه ول کردی زبانت رو سخته نتونستی؟!!

    من واقعا دلم میخواست انجامش بدم و یه کار انلاینم شروع کرده بودم بهم الهام شد که روی زبان و ورزش تمرکز بزار، از خدا نشانه خواستم و منتظر پاسخش بودم که خواهرم اسوه جانم زنگ زد و از خودش و برنامه هاش گفت ، که میخواد تمرکزش رو روی زبان و باشگاه بزاره و… من دیگه صحبتهای دیگه اونو نشنیدم و فقط گفتم که خدا دیگه چطور واضحتر از این بخواد بهم نشانه رو بگه؟؟!!!

    و الانم همش میگم با کی و چطوری شروع کنم ؟ چه روشی بهتره؟ با اینکه دوره مجازی گرفتم ولی باهاش ارتباط نگرفتم دویلینگو هم نمیخوام دیگه

    و این نکته که «رشد در هر حوزه‌ای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش». دلم میخواد به منبع اسان و راحت و اورجینالش وصل بشم

    و منتظر دریافت هدایتش هستم چون مصمم هستم که تغییر رو الان شروع کنم و کاری به سن و موقعیت الانم نداشته باشم

    من یک خواسته دارم مهاجرت و کاری که با مهارت بیان و شفاف سازی در مورد هر مسله ای که ازش اطلاعات داشته باشم میتونم براحتی طرف مقابل رو قانع کنم

    و خداوند این دوتا پیش مقدمه رو برام تکرار میکنه زبان و ورزش.

    حتی چند وقت پیش همش ذهنم میگفت پس چرا کاری نمیکنی و بیخیالی ایمان نداری اگه داشتی سریع شروع میکردی ولی من چون نمیخوام نتیجه قبل رو بگیرم نمیخوام کار قبلی و با عجله انجام بدم میخوام از هدایت خدا استفاده کنم و منو به اورجینالش وصل کنه داشت حالم رو بد میکرد که نشانه ها رو تو سایت زدم و برام این جمله رو اورد که فاصله « فرکانسی با خواسته ات فقط با احساس خوب پر میشود»

    من ارومتر شدم که در واقع پیام الله رو بهتر دریافت کنم که امروز بهم گفت تمرکزت رو بزار روی یوتیوب و از انجا شروع کن البته بگم بیکار هم ننشستم چندین تا پیج زبان رو چک کردم اما بازم یه حسی میگفت اینا نه و همش یه استرس داشتم که چطور شروع کنم تا بهم گفت یوتیوب

    ومیخوام اینجا رد پام رو بزارم و پارو نزنم وا بدم و اجازه بدم این جریان منو به مقصد برسونه

    خدایا شکرت برای اینکه بهم گفتی چه بگم و چی بنویسم و صلات امروزم رو هم انجام داده باشم

    خدایا سپاسگزارتم برای این سایت بهشتی استاد ابراهیمی ام و هم مداریهای فوق العاده ام و انرژی و زمانی که اینجا خرجش میکنم و حال خوب رو میگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: