این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بله من نشانههای زیادی برای تغییر میبینم برای همین هم دست به کار شدم اما در راستای شغل قبلیم ولی الان یه حسی بهم میگه نقاشی رو شروع کنم چون از کودوکی عاشقش بودم
دو تا دوره رو در نظر دارم که بخرم و شروع کنم
اما در این لحظه تغییر واقعا برام خیلی سخته چون حدود 13 سال در مسیر دیگهای بودم و همیشه هم نشانههای تغییر رو دیدم اما متاسفانه شروع نکردم
نشانهی من هم اینه که به رغم عالی بودنم درامد خوبی ندارم
بقیه دوستام بهم میگن تو این شغل عالیام اما نمیتونم درامدی که میخوام رو داشته باشم
من برای پیدا کردن هدفم خیلی چیزارو امتحان کردم و الان هم میخوام براش قدم بردارم و برم برای خودم مداد رنگی بخرم️
ممنونم از استاد عزیز و همراه همیشگیشون خانم شایستهی گرانقدر که انقد خالصانه زحمت میکشن و این آگاهیهارو در اختیار ما میگذارند.
خدایا چقدر صدای زیبایی اول ویس میشنویم ، نگین عزیزم صداتون واقعا دلنشین بود،
چقدر زیبا استاد میفرمایید ،
خدا جریان است،
جریان برکت،
جریان خوشی،
جریان نعمت،
جریان ثروت،
جریان زیبایی،
جریان خوبی ها،
یعنی یکم فکرکنیم ، وقتی که از چیزهای خوب و ساذه دور میشیم خودمون این مزحله از زندگی را به روی خودمون قفل میکنیم و اجازه ورود نعمت هارا به زندگی نمیدیم ،
کافیه مراقب ورودی ها باشیم،
مراقب سلامتی ،
مراقب جسم و روح مراقب بدن،
در واقع جریانی که توی اون حس و حال داره بهمون خوش میگذره اسمش خداست ،
پس چه حالی میده همیشه بتونیم توی این جریان باشیم هرلحظه بهمون خوش میگذره ،
هر لحظه لذت میبریم،
خدایا میخوام همیشه توی این جریان بمونم ،
کمکم کن توی جریانت باشم و اطرافم پر باشه از ادم ها از کتاب ها از جمع ها از حالاتی که دائما جریان تورو بهم یاد آوری کنه …
خدایا در این مسیر درست دستمو بگیر تا هر روز بهتر و بهتر بشم در همه زمینه ها خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
وقتی دستتو میدی به خدا وقتی در مسیر درست قرار میگیریم دیگه باید پارو نزنیم
دست و پا نزنیم نگران نباشیم
بعضی اوقات میبینم نجواها میان و میخوان نگرانم کنن با خودم میگم کبری تو که دستتو دادی چرا نگرانی با نگران بودن خودم دارم خودم دستمو از دسته خدا جدا میکنم و بعد میبینم نتایج متوقف میشه و باز سریع دستمو به دستش میدم نگرانی رو از ذهنم بیرون میکنم و شروع میکنم به سپاسگزاری
ذهن کارش همینه ما رو از مسیر خارج کنه
اتصالمون به خدا قطع بشه
وقتی روی خودمون کار میکنیم اما میبینیم یکم ضعیف شده و اون اتصال هم کمرنگ میشه
استاد عزیزم ممنونم از اینکه صحبت های دوستان و نتایج و تجربیاتشون رو با ما بهاشتراک میذارین تا بهتر ذهن بپذیره که اینم مثل من بوده تونسته منم میتونم و بعد حرکت میکنیم با ایده و راهکار و هدایتی جدید
امروز وارد سایت شدم و زدم روی دکمه هدایت من ، هدایتم کرد به این فایل ارزشمند
خیلی قشنگ گفتید ، خدایا من نمیدانم، تو مرا هدایت کن
تو بهم بگووو
و بعد هرکدام ک نشانه ای داد ، همون رو قبول میکنم
به قول دوستی ، آنچیزی که اتفاق افتاده باید اتفاق می افتاده ، باید رها کرد
سپرد به خداااااا
ایول استاد عزیزم ، دقیقا تا زدم رو دکمه فایلی برام اومد که دقیقا مناسبم بود
الان این روزا فقط باید بگم همین برای من خوبه ، همین برای من کافیه، همین برای من بهترین بوده که اتفاق افتاده ، حتی اگر به ظاهر آنچیزی ک میخواستم نبوده .
از طرفی گفتید هر خیری میرسد از خداست و هر شری از خودمان
و دقیقا همینه
من امروزبه این نتیجه رسیدم ک خیر های زندگیم کاملا در جواب فرکانس های خوبم و درخواست هایم ازخدا بوده
و آنچیزی ک نمیخواستم و اتفاق افتاده در نتیجه افکار منفی خودم بودم
نشستم فکر کردم و فهمیدم دقیقا ، من نا خدا آگاه انتظاری چیزی رو در ذهنم داشتم که نمیخواستم و دقیقا اتفاق افتاد ،
وقتی در جریان منفی غرق میشوی آنقدر خالص میشود ک زودتر از آنچه که فکر میکردی اتفاق می افتد
ترس باور ها رو سریع تر میسازد
و ایمان شاید دیر باورتر ست
اما تصمیم گرفتم فیلتری قرار بدم برروی افکارم ، بروی فرضیات منفی ذهنم
مهارت ضروری که فکرمیکنم دارم تعلل میکنم در اون ، یادگیری زبان انگلیسی هست .
چون چندین بار خداوند از طرق مختلف باهام صحبت کرد ، به همین دلیل یکی دوهفته پیش شروع کردم و با کمترین هزینه و تایم ، یادگیری و استارت زدم .
اما این و حس میکنم که اگر الان که شرایط راحت تر هست برای یادگیری ، شروع نکنم ، قطعا ماه ها و یا سال های آینده که نیاز مبرم داشته باشم بهش ، و اوضاع پیچیده باشه ، بشدت مشکل خواهد بود یادگیریش . پس الان که اوضاع خوبه استارت زدم.
تغییر رفتاری که در شخصیتم باید ایجاد بشه ،
بهبود احساس لیاقت و ارزشمندی بود که از حدود یکسال پیش بعد یه اتفاق نامناسب برای مغازم ، تصمیم به خرید دوره احساس لیاقت و شروع به کارکردن روی خودم شدم . که ذره ذره اتفاقات و نتایج وارد زندگیم شد و داره میشه.
که خداروشکر متوجه شدم این داستان اگر نمیشدم، قطعا به مدارهای پایین تر سقوط میکردم .
اقدام مالی که فک میکنم باید صورت بگیره و تغییر جدی کنم ، در بحث پول سازی از کار مورد علاقم هست . و میدونم باید هرچه سریعتر به صورت تمام وقت در اختیار هدف و کارم باشم تا نتایج پیشرفتی و مالی بزرگتری رو بگیرم.
چون در صورت تغییر نکردن ، قطعا باید از هدفم فاصله بگیرم و به دنبال دیگر شاخه های زندگی و کاری باشم .
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
اینکه همش منتظرم ساعت کاریم تموم بشه فرار کنم از اونجا
اینکه کار کاملا روتین و حوصله بر شده برام چیزی بکن اضافه نمیشه
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
میترسم خدا بهم نگه باید چیکار کنم میترسم ایده ای برای انجام نداشته باشم میترسم وسط کار کم بیارم میترسم عشقم کارش لطمه بخوره بدون من و نتونه از پس کار بر بیاد
ترس از شرایط و موقعیتهای جدید در واقع چسبیدن به عادتهای قبلی و چیزی که کاملا بلدش هستم و برام راحت شده خارج شدن از حاشیه امن که به ظاهر آمنه ولی درون منو داره میخوره.
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
در واقع من امروز دو تا قدم برداشتم یکی تلنگر زدم به عشق که میخوام تمرکز بگذارم روی سایتم بیشتر و از مغازه دور بشم دوم اقدام کردم به دو نفر پیام دادم و درخواست کمک کردم برای ارتقا سایتم و میخوام ایده هام رو یکی یکی برم جلو ببینم چی میشه هم بحث آموزش هست بشدت برام هم تجربه کردن خودم در واقع این الهام خدا بود یه آن یادم اومد استاد همیشه میگند از همون جایی که هستی با همون شرایطی که داری میتونی شروع کنی نیاز نیست چیزی عوض بشه بعد دیدم بله من تو همین کاری که هستم میتونم از زاویه های دیگه کارهای دیگه ای انجام بدم که در راستای عشق و علاقه ام هست و هم اینکه کاملا با شرایطی که دارم میتونم از همینجا شروع کنم خوب از همینجا شروع میکنم اینقدر فکر نکنم نه باید کلا جو عوض بشه یه چیز هیوج بشه نه تکاملی حالا من فعلا این قدم رو بردارم اینقدر کار هست برای انجام که کم هم میارم بعدش در ادامه هدایتها قویتر و بزرگترم میشه.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله
آن نشانه چیست؟
به وضوح و خیلی روشن خدا داره بهم میگه که قسمت رنگکاری رو انجام بدم و ادامه بدم چون من در زمان فعلی هم کار نجاری رو هم کار رنگکاری رو به دوش گرفتم و این خیلی داره آسیب میزند بهم و خیلی شرایط سخت شده و حتی اعتماد به نفس خودم رو هم دارم از دست میدم و کلی هم دارم اذیت میشم
و چند وقتی هست که دارم حس میکنم که باید از نجاری بکشم کنار و بذارم کسه دیگه ای از بچه ها انجام بده و صحبت ها رو هم انجام دادم و فقط من باید روی خودم کار کنم و حالم رو خوب نگه دارم و بچسبم به هنری که در اون بهتر هستم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
فعلا دو تا سفارش دارم و ناچار هستم این سفارش ها رو انجام بدم و برسونم به دست مشتری و نمیتونم رها کنم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
فعلا میتونم فقط تصمیم بگیرم و کار دیگه ای نیمتونم انجام بدم و همه صحبت ها رو کردم و الان باید هرچه سریعتر این سفارش ها رو تموم کنم
و در آخر هم سپاسگزار خدای مهربانم هستم که تعهدی داد به من که تا این لحظه ادامه بدم و بیام جلو منی که زیاد پابند نیستم اما حالا برای فایل های رایگان اینگونه طمع دارم و تمرین ها رو به لطف خدا تا جایی که بلد هستم و میتونم انجام میدم خدایا خیلی ازت ممنونم که تو کمکم کردی تا به اینجا بیام و این سایت الهی که از در و و الماس هم با ارزش تر هست رو به من هدیه دادی
پس کمکم کن تا تغییر کنم و خودم و جهانت رو گسترش بدم الهی به امید تو
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان متشکرم بابت فایل قسمت 11 تغییر را در آغوش بگیر و آگاهی های آن. بریم به قسمت جواب تمرین،،،،،، آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ بله من وضعیت سربازیم بلاتلکیف مونده و نشونه ای نیز دریافت کردم اما به دلیل ترس و تردید و دودلی و اینکه حتی هنوز مطمئن نیستم نشونه از طرف خدا بوده از انجام حل مسئله آن دارم طفره میرم و اینکه چه قدمی میتونم بردارم اینکه با یک وکیل دیگه درمورد قضیه سربازیم مشورت کنم و ببینم چی میگه
خدایی که هرلحظه با زبان نشانه ها باهامون حرف میزنه و راه رو بهمون نشون میده
خدایی که اونقدر رحمانه که حتی وقتی به اولین نشانه ش شک میکنی و هنوز مدارت اونقدر بالا نرفته بازم بهت نشانه میده
خدایی که قوانین ثابتی برای جهان وضع کرده و فرقی نداره پیامبر باشی یا نباشی درصورت زندگی بر مبنای اون قوانین به تمام نعمت های مادی و معنوی میرسی
الهی هزاران بار شکرت
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته ی جانم و دوستان خوبم
وقتی کامنت هارو میخوندم متوجه شدم که این فایل روز بعد از تزریق واکسن استاد ضبط شده خداروشکر که از اون دوران پر از درس ونشانه هم گذر کردیم و خداوند بهمون نعمت زندگی عطا کرد و چقدر پیشرفت و ترقی از پس همون تضاد در جهان و در زندگی خیلی از دوستان ایجاد شد الهی شکرت . امروز پر از فراوانی بود برای من اینکه صبح مریض نداشتم و تا زمانی که نیاز داشتم خابیدم الهی شکرت اینکه یه هدایتی دریافت کردم جهت اجرای صحیح تر قانون سلامتی در زندگیم و بهش عمل کردم الهی شکرت اینکه طلا پیدا کردم درحالیکه مدت ها بود جلوی چشمام بود ولی من نمیدیدمش الهی شکرت چند روزی بود برای یه سرمایه گذاری از خدا نشونه میخاستم و گفته بودم نشونه جوری باشه که دلم رو قرص قرص کنه وهیچ جای شکی برام نذاره و امروز دلم رو قرص کرد ومنم گوش کردم الهی شکرت . استاد این سایتی که روش تمرکزی کار کردین و سالهاست دارین بهبودش میدین واقعا زندگی سازه امروز وقتی یه نفر داشت باورهای شرک آلود در ذهن من میکاشت ومیخاست برام نقش خدارو بازی کنه در لحظه منو به خودم اورد که ازش دوری کنم و بعدش هم هدایت شدم به کامنت آقای محسن توحیدی عزیز و دلم آروم شد . این سایت بزرگترین میراثی هست که شما وتیم تون به جا گذاشتید و تا ابد انرژی خیر پشتتونه الهی شکرت
نکات فایل :
گفت و گو با نگین :
من دانشگاه اصفهان درس میخوندم و یه تجربه ی خیلی تلخ از اونجا برام موند وقتی درسم تموم شد و برگشتم تهران تا مدتها وقتی میدیدم که افراد از دوران تحصیل و دانشگاهشون خیلی لذت بردند و خاطرات خوب داشتند، همیشه حسرت میخوردم یه روز گفتم بذار من یه بار دیگه دوره ی دانشجویی رو تجربه کنم و علی رغم اینکه خیلی در دوره ی قبلی آسیب دیده بودم و مقاومت داشتم، با کاردانی فناوری اطلاعات شروع کردم . دوران دانشجویی خیلی خوبی رو گذروندم و نمرههای خیلی خوبی گرفتم و خیلی لذت بردم و همیشه به خودم میگفتم که چرا من زودتر این کارو نکردم و اینقدر میترسیدم و دلشوره میگرفتم . در دوران ارشد بودم و به یکی از همکلاسیهام گفتم که من دلم میخواد تندخوانی بلد باشم و ایشون به من فایلهای معارفه دوره تندخوانی شما رو فرستاد و با شما آشنا شدم و دورههای قانون آفرینش و ثروت رو گذروندم . من اولین مشکلم این بود که جسارت نداشتم به چیزهایی که مطابق میلم نبود نه بگم و با دوره کشف قوانین این جسارتو پیدا کردم بعد هدایت شدم به خواندن و درک کردن هرچه بهتر قرآن . به مرور آدمهایی که با من هم مسیر و هم فرکانس نبودند خود به خود کمرنگ شدند و یه چیزایی برام اتفاق میافتاد طی یک روند طبیعی، طوریکه فکر نمیکردم قبلاً این آرزوم بوده الان آدمهایی در مسیر شغلیم قرار میگیرند که ذوق میکنم از اینکه این آدم خیلی گنده س و اومده با من کار کنه و من چقدر توانایی دارم و خدا رو شکر میکنم واقعاً این قوانین در هر کاری جواب میده و ثابته و تغییری نمیکنه و این به ما یه اطمینان قلبی میده .
یه سری آیه هست در قرآن که میگه هر خیری به شما میرسه از طرف خداست و هر شری که میرسه از طرف خودتونه یعنی جریان هستی همش خیره، ما یک جریان بیشتر نداریم و اون جریان سلامتیه، جریان خیر و خوبیه، جریان ثروت و خوشبختیه ولی ممکنه که خودمون جلوی این جریان رو بگیریم با افکارمون، با باورهامون به خاطر این اگر ما مقاومت نداشته باشیم و هدایت خداوند رو بپذیریم( همون شعر باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد) همون باورهای نادرست، همون توجه به نکات منفی، همون افکار منفی اگر اینها نباشد خداوند خیلی ساده هممون رو به مسیر درست هدایت میکنه یعنی واقعاً در مسیر درست قرار گرفتن مثل انداختن قایق در رودخونه س اگه بخوایم به دریا بریم و دیگه لازم نیست هیچ کار خاصی بکنیم و جریان خودش ما رو به دریا میبره اما مشکل اینجاست که ما خیلی مقاومت داریم به خاطر باورها و شنیدههایی که از گذشتگانمون بهمون رسیده، به خاطر دلشورههایی که داریم و به محض اینکه ما آرامتر میشیم، رهاتر میشیم، خداوند رو باور میکنیم، هدایتها رو دریافت میکنیم و بهشون عمل میکنیم، مقاومتهامون رو کمتر میکنیم، خوشبینتر میشیم و تمرکز میکنیم روی زیباییها و باورهامونو بهتر میکنیم، خیلی زود جریان هستی ما رو به سمت زیبایی، خوشی و قشنگی بیشتر میبره و این روند تا ابد ادامه داره
کلاً تمرکز من روی سایتمون هست نه روی هیچ مدیای دیگهای که این هم از الهامات خداونده چون من تصمیم گرفتم از همون اول روی سایت خودم کار کنم و در هیچ شبکه اجتماعی نباشم به همین دلیل هم انقدر نتیجه گرفتم و سایت ما اصلاً قابل مقایسه با هیچ پیج یا سایت دیگهای نیست . فکر نکنیم که اگر دنبال مطالب جدید بگردیم اون بهمون کمک میکنه نه قرآن مال 1400 سال قبله و هیچ تغییری هم نکرده و ما هر روز ازش داریم یاد میگیریم و آگاهیهاشو بهتر و بهتر درک میکنیم . من خودم چیز جدیدی نسبت به مطالب قبلم نگفتم و فقط همون حرفها رو به شکلهای مختلف توضیح دادم نه اینکه یه مسیر جدیدی پیدا کنم نه من رو همون اصل خارپشتی هستم و ادامه میدم و دارم نتیجه میگیرم حتی اینکه من الان در کلابهاوس هستم به خاطر این داره اتفاق میفته که فایلهاشو بذارم تو سایت و اگر این امکان نبود هیچ وقت از این اپ استفاده نمیکردم چون هدف من اینکه یه محتوای جدید به سایتم اضافه کنم به خاطر همین اگر ما هدایت خداوند رو بگیریم و مسیر درست رو ادامه بدیم و از چیزهایی که در هر کاری باعث حواس پرتی میشن تاثیر نپذیریم مسیر جواب میده و نتیجه خواهیم گرفت .
گفت و گو با فرهاد :
من سه ساله که با آموزشهای شما پیش میرم و زندگیم زیر و رو شده بعد از اینکه دوره 12 قدم رو شروع کردم و پیش رفتم، تازه فهمیدم که قرآن چی میگه و راجع به چی حرف میزنه و کلاً دیدم به همه چیز عوض شد حدود 5 سال پیش کار چاپ انجام میدادم و خیلی موفق بودم، طوری که دو آپارتمان همزمان در تهران خریدم ولی به مرور دیدم که پنیر من داره جابجا میشه و یه اتفاقاتی داره میفته و با شما آشنا شدم و فهمیدم که باید مسیرم رو تغییر بدم و وارد کار مورد علاقم یعنی طراحی سایت شدم و خیلی پیشرفت کردم . من قبل از اینکه تضادها بیاد رفتم دنبال علاقم و به مرور مهارتم بیشتر و بیشتر شد و فقط تمرکزم روی همین کار بود و الان به فکر توسعه بیشتر هستم . الان نمیدونم دوره ی 12 قدم رو از اول کار کنم یا برم سراغ روانشناسی ثروت 3؟؟
این حرفها که فرهاد زد کلی میتونه باورساز باشه اینکه حتی وقتی شرایط خوبه میتونه خیلی بهتر هم بشه حتی در سالی که برای بقیه بدترین سال به لحاظ کاری و مالی بوده میتونه یه نفر بهترین نتایج رو داشته باشه . برای اینکه بفهمیم روی کدوم فایل یا محصول کار کنیم هر کس خودش هدایت میشه به همون محصولی که میتونه بهش کمک کنه . برید توضیحات محصولات رو بخونید و ببینید قلبتون به کدومش تمایل داره چون همه ی دورههای من یه اصول داره . من وقتی خودم برای هر چیزی چند گزینه دارم، نیت میکنم و از خدا میپرسم که کدومش رو انتخاب کنم و یکی از اونها به یه شکلی بولد میشه و توجه من رو جلب میکنه و من میفهممش همیشه در هر کاری میگم خدایا من نمیدونم و تو میدونی این یه اصله خدایا منو هدایت کن به چیزی که به من کمک میکنه حالا این چیز میتونه یه آدم باشه، یه فایل محصول یا یه فایل هدیه باشه یا یه کتاب باشه یا یه مشتری باشه بعد من همون رو میگیرم و فقط انجامش میدم و حتی اگر نتیجه ی انجام آن دلخواه نبود ناراحت نمیشم، به خودم میگم من باید تسلیم باشم و این مسیر رو ادامه بدم و حتماً یه چیزی در اون هست حتی اگر به ظاهر خوب نباشه . من نگاهم به دنیا اینه اینکه همه چیز رو راحت به دست آوردم و همه چیز راحت برام پیش میره به خاطر اینکه اجازه میدم خداوند هدایتم کنه قسمت سختش اینجاست که ما نشونه رو میگیریم و یه چیزی برامون بولد میشه دیگه شک نکنیم و نگیم نکنه اشتباهی چشمک زد یا اشتباهی فهمیدم من خودم اینا رو نمیگم و میگم برای من این خوبه حالا ظاهرش خوب هست یا نیست این اون چیزیه که برای من خوبه و من باید انجامش بدم و شک نکنم .
مدتیه که نشانه هایی برای تغییر شغلم میبینم که بعضی وقتا خیلی صداشون بلنده مثل اینکه دیگه خیلی علاقه ای حس نمیکنم در خودم و همین شور و شوقم رو برای یادگیری و تجربه کمتر کرده، یا اینکه قبلا دلم میخاست همه چیز رو سخت بدست بیارم و برای رسیدن به هر هدفی پدرم دربیاد که دیگران بهم بگن تو دیگه کی هستی وتوجه و تحسینشون رو برانگیخته کنم ولی الان خیلی وقته که خودم رو لایق این میدونم که به اسانی و عزتمندانه تمام نعمت های مادی و معنوی وارد زندگیم بشه و خودمو لایق اونها میدونم در همین فایل هم اومد که جریان خوشبختی یه جریان فعال و همیشگیه من مشکل دارم که با بدبختی و تلاش و روی عقل خودم حساب کردن میخام وارد این جریان شم وگرنه همین که به دنیا اومدم و جسمم روح خداوند رو در خودش جا داد یعنی باید وارد جریان خوشبختی بشم و یه سری نشانه های دیگه مثل اینکه درآمدم خوبه ولی راضیم نمیکنه در کل پشیمون نیستم از مسیری که طی کردم و میدونم همه ی اینها لازم بوده تا بشم اون ادمی که الان هستم و بقول اقای خوشدل عزیز اماده ی دریافت این آگاهی باشم . چیزی که تا الان مانع میشد این بود که من خواسته م عوض شده بود درونم تغییر کرده بود ولی میخاستم هرطور شده کویرم رو نگه دارم و تووش برنج بکارم چون میگفتم خانواده م چی میگن نکنه بقیه فک کنن من خنگم ونتونستم ادامه بدم، یا دارم روی این ترمز کار میکنم که من سالهاست درس خوندم و چیز زیادی جز این کار بلد نیستم پس کی به من کار میده که توو یکی از کامنت ها خوندم خداوند درهر کاری منو هدایت میکنه علاوه بر اون من ادم مسئولیت پذیر و باهوشی هستم و قطعا خودمو متعهد میکنم به یادگیری و پیشرفت در هرکاری که واردش بشم . دارم روی باور مهم نبودن حرف مردم هم کار میکنم که اصلااا مردمی وجود نداره بذا هرچی دلشون میخاد بگن زمان مرگ من بی اهمیت ترین چیز حرف مردمه و البته که شاید خیلی هم همراه من بشن و دست خداوند باشن برام . و این پولی که بصورت ثابت و با کار کم به من داده میشه و مبلغ خوبی هم هست نباید منو توو خودش گیر بندازه و یه تله بشه خداوند از بی نهایت طریق به من روزی میرسونه و من نباید دست خدا و ببندم . الان هیچ ایده ای ندارم که چه کاری هیچ پیشنهادی ندارم و هیچی نمیدونم و اولین قدمم همین دوره ی اموزشیه که تهیه کردم و باید با جدیت بیشتری روش کارکنم
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟آن نشانه چیست؟چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله رابطه ام باهمسرم باعث شد ک من ب تغییر برسم ترس از آینده ترس از نداشتن استقلال مالی ترس از از دست دادن بچه هام تربیت و آیندشون احساس لیاقت نداشتن و وابستگی
ولی من چند روزی هست ک قدم های کوچک را شروع کردم با تمرکز ب نکات مثبت همسرم و اطرافیانم توجه ب اتفاقات دورو برم کنترل ذهنم با اینکه خیلی سخته ولی من دارم تمام سعیمو میکنم تغییر کنم و من با دیدن نشانه ها میبینم ک در جریان درست هستم و دارم هدایت میشم خدایا شکرت
سلام
در جواب سوالات این فایل میخوام بگم
بله من نشانههای زیادی برای تغییر میبینم برای همین هم دست به کار شدم اما در راستای شغل قبلیم ولی الان یه حسی بهم میگه نقاشی رو شروع کنم چون از کودوکی عاشقش بودم
دو تا دوره رو در نظر دارم که بخرم و شروع کنم
اما در این لحظه تغییر واقعا برام خیلی سخته چون حدود 13 سال در مسیر دیگهای بودم و همیشه هم نشانههای تغییر رو دیدم اما متاسفانه شروع نکردم
نشانهی من هم اینه که به رغم عالی بودنم درامد خوبی ندارم
بقیه دوستام بهم میگن تو این شغل عالیام اما نمیتونم درامدی که میخوام رو داشته باشم
من برای پیدا کردن هدفم خیلی چیزارو امتحان کردم و الان هم میخوام براش قدم بردارم و برم برای خودم مداد رنگی بخرم️
ممنونم از استاد عزیز و همراه همیشگیشون خانم شایستهی گرانقدر که انقد خالصانه زحمت میکشن و این آگاهیهارو در اختیار ما میگذارند.
عاشقتونم
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوندی که صداهای زیبا را می آفریند …
خدایا چقدر صدای زیبایی اول ویس میشنویم ، نگین عزیزم صداتون واقعا دلنشین بود،
چقدر زیبا استاد میفرمایید ،
خدا جریان است،
جریان برکت،
جریان خوشی،
جریان نعمت،
جریان ثروت،
جریان زیبایی،
جریان خوبی ها،
یعنی یکم فکرکنیم ، وقتی که از چیزهای خوب و ساذه دور میشیم خودمون این مزحله از زندگی را به روی خودمون قفل میکنیم و اجازه ورود نعمت هارا به زندگی نمیدیم ،
کافیه مراقب ورودی ها باشیم،
مراقب سلامتی ،
مراقب جسم و روح مراقب بدن،
در واقع جریانی که توی اون حس و حال داره بهمون خوش میگذره اسمش خداست ،
پس چه حالی میده همیشه بتونیم توی این جریان باشیم هرلحظه بهمون خوش میگذره ،
هر لحظه لذت میبریم،
خدایا میخوام همیشه توی این جریان بمونم ،
کمکم کن توی جریانت باشم و اطرافم پر باشه از ادم ها از کتاب ها از جمع ها از حالاتی که دائما جریان تورو بهم یاد آوری کنه …
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
خدایا در این مسیر درست دستمو بگیر تا هر روز بهتر و بهتر بشم در همه زمینه ها خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
وقتی دستتو میدی به خدا وقتی در مسیر درست قرار میگیریم دیگه باید پارو نزنیم
دست و پا نزنیم نگران نباشیم
بعضی اوقات میبینم نجواها میان و میخوان نگرانم کنن با خودم میگم کبری تو که دستتو دادی چرا نگرانی با نگران بودن خودم دارم خودم دستمو از دسته خدا جدا میکنم و بعد میبینم نتایج متوقف میشه و باز سریع دستمو به دستش میدم نگرانی رو از ذهنم بیرون میکنم و شروع میکنم به سپاسگزاری
ذهن کارش همینه ما رو از مسیر خارج کنه
اتصالمون به خدا قطع بشه
وقتی روی خودمون کار میکنیم اما میبینیم یکم ضعیف شده و اون اتصال هم کمرنگ میشه
استاد عزیزم ممنونم از اینکه صحبت های دوستان و نتایج و تجربیاتشون رو با ما بهاشتراک میذارین تا بهتر ذهن بپذیره که اینم مثل من بوده تونسته منم میتونم و بعد حرکت میکنیم با ایده و راهکار و هدایتی جدید
خدایا من توانایی ندارم من تسلیمم
پس دستمو بگیر و هدایتم کن به زیبایی و آسانی
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
استاد عزیزم
امروز وارد سایت شدم و زدم روی دکمه هدایت من ، هدایتم کرد به این فایل ارزشمند
خیلی قشنگ گفتید ، خدایا من نمیدانم، تو مرا هدایت کن
تو بهم بگووو
و بعد هرکدام ک نشانه ای داد ، همون رو قبول میکنم
به قول دوستی ، آنچیزی که اتفاق افتاده باید اتفاق می افتاده ، باید رها کرد
سپرد به خداااااا
ایول استاد عزیزم ، دقیقا تا زدم رو دکمه فایلی برام اومد که دقیقا مناسبم بود
الان این روزا فقط باید بگم همین برای من خوبه ، همین برای من کافیه، همین برای من بهترین بوده که اتفاق افتاده ، حتی اگر به ظاهر آنچیزی ک میخواستم نبوده .
از طرفی گفتید هر خیری میرسد از خداست و هر شری از خودمان
و دقیقا همینه
من امروزبه این نتیجه رسیدم ک خیر های زندگیم کاملا در جواب فرکانس های خوبم و درخواست هایم ازخدا بوده
و آنچیزی ک نمیخواستم و اتفاق افتاده در نتیجه افکار منفی خودم بودم
نشستم فکر کردم و فهمیدم دقیقا ، من نا خدا آگاه انتظاری چیزی رو در ذهنم داشتم که نمیخواستم و دقیقا اتفاق افتاد ،
وقتی در جریان منفی غرق میشوی آنقدر خالص میشود ک زودتر از آنچه که فکر میکردی اتفاق می افتد
ترس باور ها رو سریع تر میسازد
و ایمان شاید دیر باورتر ست
اما تصمیم گرفتم فیلتری قرار بدم برروی افکارم ، بروی فرضیات منفی ذهنم
رهاشدن کنم
به جریان خداوند بیشتر از قبل اعتماد کنم
رها کنم
تا خیلی ساده هدایت شوم
.
باید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبرتت هرجا دلش خواست
بهر جا برد بدون ساحل همون جاست
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم سحر عزیزم
ممنونم دوست خوبم چقدر زیبا نوشتی
که ترس باورها رو سریع تر میسازه
و ایمان دیرتر میسازه
و باید مدام در جهت جریان خداوند باشیم که همون کنترل کردن ذهن ست کنترل ورودیها ست
خیلی ممنونم سحر جانم عالی بود .در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام به تمامی دوستان عزیزم.
مهارت ضروری که فکرمیکنم دارم تعلل میکنم در اون ، یادگیری زبان انگلیسی هست .
چون چندین بار خداوند از طرق مختلف باهام صحبت کرد ، به همین دلیل یکی دوهفته پیش شروع کردم و با کمترین هزینه و تایم ، یادگیری و استارت زدم .
اما این و حس میکنم که اگر الان که شرایط راحت تر هست برای یادگیری ، شروع نکنم ، قطعا ماه ها و یا سال های آینده که نیاز مبرم داشته باشم بهش ، و اوضاع پیچیده باشه ، بشدت مشکل خواهد بود یادگیریش . پس الان که اوضاع خوبه استارت زدم.
تغییر رفتاری که در شخصیتم باید ایجاد بشه ،
بهبود احساس لیاقت و ارزشمندی بود که از حدود یکسال پیش بعد یه اتفاق نامناسب برای مغازم ، تصمیم به خرید دوره احساس لیاقت و شروع به کارکردن روی خودم شدم . که ذره ذره اتفاقات و نتایج وارد زندگیم شد و داره میشه.
که خداروشکر متوجه شدم این داستان اگر نمیشدم، قطعا به مدارهای پایین تر سقوط میکردم .
اقدام مالی که فک میکنم باید صورت بگیره و تغییر جدی کنم ، در بحث پول سازی از کار مورد علاقم هست . و میدونم باید هرچه سریعتر به صورت تمام وقت در اختیار هدف و کارم باشم تا نتایج پیشرفتی و مالی بزرگتری رو بگیرم.
چون در صورت تغییر نکردن ، قطعا باید از هدفم فاصله بگیرم و به دنبال دیگر شاخه های زندگی و کاری باشم .
سلام به عزیزای دل
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
اینکه همش منتظرم ساعت کاریم تموم بشه فرار کنم از اونجا
اینکه کار کاملا روتین و حوصله بر شده برام چیزی بکن اضافه نمیشه
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
میترسم خدا بهم نگه باید چیکار کنم میترسم ایده ای برای انجام نداشته باشم میترسم وسط کار کم بیارم میترسم عشقم کارش لطمه بخوره بدون من و نتونه از پس کار بر بیاد
ترس از شرایط و موقعیتهای جدید در واقع چسبیدن به عادتهای قبلی و چیزی که کاملا بلدش هستم و برام راحت شده خارج شدن از حاشیه امن که به ظاهر آمنه ولی درون منو داره میخوره.
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
در واقع من امروز دو تا قدم برداشتم یکی تلنگر زدم به عشق که میخوام تمرکز بگذارم روی سایتم بیشتر و از مغازه دور بشم دوم اقدام کردم به دو نفر پیام دادم و درخواست کمک کردم برای ارتقا سایتم و میخوام ایده هام رو یکی یکی برم جلو ببینم چی میشه هم بحث آموزش هست بشدت برام هم تجربه کردن خودم در واقع این الهام خدا بود یه آن یادم اومد استاد همیشه میگند از همون جایی که هستی با همون شرایطی که داری میتونی شروع کنی نیاز نیست چیزی عوض بشه بعد دیدم بله من تو همین کاری که هستم میتونم از زاویه های دیگه کارهای دیگه ای انجام بدم که در راستای عشق و علاقه ام هست و هم اینکه کاملا با شرایطی که دارم میتونم از همینجا شروع کنم خوب از همینجا شروع میکنم اینقدر فکر نکنم نه باید کلا جو عوض بشه یه چیز هیوج بشه نه تکاملی حالا من فعلا این قدم رو بردارم اینقدر کار هست برای انجام که کم هم میارم بعدش در ادامه هدایتها قویتر و بزرگترم میشه.
به نام خدا
تمرین قسمت یازدهم
این قسمت:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله
آن نشانه چیست؟
به وضوح و خیلی روشن خدا داره بهم میگه که قسمت رنگکاری رو انجام بدم و ادامه بدم چون من در زمان فعلی هم کار نجاری رو هم کار رنگکاری رو به دوش گرفتم و این خیلی داره آسیب میزند بهم و خیلی شرایط سخت شده و حتی اعتماد به نفس خودم رو هم دارم از دست میدم و کلی هم دارم اذیت میشم
و چند وقتی هست که دارم حس میکنم که باید از نجاری بکشم کنار و بذارم کسه دیگه ای از بچه ها انجام بده و صحبت ها رو هم انجام دادم و فقط من باید روی خودم کار کنم و حالم رو خوب نگه دارم و بچسبم به هنری که در اون بهتر هستم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
فعلا دو تا سفارش دارم و ناچار هستم این سفارش ها رو انجام بدم و برسونم به دست مشتری و نمیتونم رها کنم
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
فعلا میتونم فقط تصمیم بگیرم و کار دیگه ای نیمتونم انجام بدم و همه صحبت ها رو کردم و الان باید هرچه سریعتر این سفارش ها رو تموم کنم
و در آخر هم سپاسگزار خدای مهربانم هستم که تعهدی داد به من که تا این لحظه ادامه بدم و بیام جلو منی که زیاد پابند نیستم اما حالا برای فایل های رایگان اینگونه طمع دارم و تمرین ها رو به لطف خدا تا جایی که بلد هستم و میتونم انجام میدم خدایا خیلی ازت ممنونم که تو کمکم کردی تا به اینجا بیام و این سایت الهی که از در و و الماس هم با ارزش تر هست رو به من هدیه دادی
پس کمکم کن تا تغییر کنم و خودم و جهانت رو گسترش بدم الهی به امید تو
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان متشکرم بابت فایل قسمت 11 تغییر را در آغوش بگیر و آگاهی های آن. بریم به قسمت جواب تمرین،،،،،، آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ بله من وضعیت سربازیم بلاتلکیف مونده و نشونه ای نیز دریافت کردم اما به دلیل ترس و تردید و دودلی و اینکه حتی هنوز مطمئن نیستم نشونه از طرف خدا بوده از انجام حل مسئله آن دارم طفره میرم و اینکه چه قدمی میتونم بردارم اینکه با یک وکیل دیگه درمورد قضیه سربازیم مشورت کنم و ببینم چی میگه
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایی که هرلحظه با زبان نشانه ها باهامون حرف میزنه و راه رو بهمون نشون میده
خدایی که اونقدر رحمانه که حتی وقتی به اولین نشانه ش شک میکنی و هنوز مدارت اونقدر بالا نرفته بازم بهت نشانه میده
خدایی که قوانین ثابتی برای جهان وضع کرده و فرقی نداره پیامبر باشی یا نباشی درصورت زندگی بر مبنای اون قوانین به تمام نعمت های مادی و معنوی میرسی
الهی هزاران بار شکرت
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته ی جانم و دوستان خوبم
وقتی کامنت هارو میخوندم متوجه شدم که این فایل روز بعد از تزریق واکسن استاد ضبط شده خداروشکر که از اون دوران پر از درس ونشانه هم گذر کردیم و خداوند بهمون نعمت زندگی عطا کرد و چقدر پیشرفت و ترقی از پس همون تضاد در جهان و در زندگی خیلی از دوستان ایجاد شد الهی شکرت . امروز پر از فراوانی بود برای من اینکه صبح مریض نداشتم و تا زمانی که نیاز داشتم خابیدم الهی شکرت اینکه یه هدایتی دریافت کردم جهت اجرای صحیح تر قانون سلامتی در زندگیم و بهش عمل کردم الهی شکرت اینکه طلا پیدا کردم درحالیکه مدت ها بود جلوی چشمام بود ولی من نمیدیدمش الهی شکرت چند روزی بود برای یه سرمایه گذاری از خدا نشونه میخاستم و گفته بودم نشونه جوری باشه که دلم رو قرص قرص کنه وهیچ جای شکی برام نذاره و امروز دلم رو قرص کرد ومنم گوش کردم الهی شکرت . استاد این سایتی که روش تمرکزی کار کردین و سالهاست دارین بهبودش میدین واقعا زندگی سازه امروز وقتی یه نفر داشت باورهای شرک آلود در ذهن من میکاشت ومیخاست برام نقش خدارو بازی کنه در لحظه منو به خودم اورد که ازش دوری کنم و بعدش هم هدایت شدم به کامنت آقای محسن توحیدی عزیز و دلم آروم شد . این سایت بزرگترین میراثی هست که شما وتیم تون به جا گذاشتید و تا ابد انرژی خیر پشتتونه الهی شکرت
نکات فایل :
گفت و گو با نگین :
من دانشگاه اصفهان درس میخوندم و یه تجربه ی خیلی تلخ از اونجا برام موند وقتی درسم تموم شد و برگشتم تهران تا مدتها وقتی میدیدم که افراد از دوران تحصیل و دانشگاهشون خیلی لذت بردند و خاطرات خوب داشتند، همیشه حسرت میخوردم یه روز گفتم بذار من یه بار دیگه دوره ی دانشجویی رو تجربه کنم و علی رغم اینکه خیلی در دوره ی قبلی آسیب دیده بودم و مقاومت داشتم، با کاردانی فناوری اطلاعات شروع کردم . دوران دانشجویی خیلی خوبی رو گذروندم و نمرههای خیلی خوبی گرفتم و خیلی لذت بردم و همیشه به خودم میگفتم که چرا من زودتر این کارو نکردم و اینقدر میترسیدم و دلشوره میگرفتم . در دوران ارشد بودم و به یکی از همکلاسیهام گفتم که من دلم میخواد تندخوانی بلد باشم و ایشون به من فایلهای معارفه دوره تندخوانی شما رو فرستاد و با شما آشنا شدم و دورههای قانون آفرینش و ثروت رو گذروندم . من اولین مشکلم این بود که جسارت نداشتم به چیزهایی که مطابق میلم نبود نه بگم و با دوره کشف قوانین این جسارتو پیدا کردم بعد هدایت شدم به خواندن و درک کردن هرچه بهتر قرآن . به مرور آدمهایی که با من هم مسیر و هم فرکانس نبودند خود به خود کمرنگ شدند و یه چیزایی برام اتفاق میافتاد طی یک روند طبیعی، طوریکه فکر نمیکردم قبلاً این آرزوم بوده الان آدمهایی در مسیر شغلیم قرار میگیرند که ذوق میکنم از اینکه این آدم خیلی گنده س و اومده با من کار کنه و من چقدر توانایی دارم و خدا رو شکر میکنم واقعاً این قوانین در هر کاری جواب میده و ثابته و تغییری نمیکنه و این به ما یه اطمینان قلبی میده .
یه سری آیه هست در قرآن که میگه هر خیری به شما میرسه از طرف خداست و هر شری که میرسه از طرف خودتونه یعنی جریان هستی همش خیره، ما یک جریان بیشتر نداریم و اون جریان سلامتیه، جریان خیر و خوبیه، جریان ثروت و خوشبختیه ولی ممکنه که خودمون جلوی این جریان رو بگیریم با افکارمون، با باورهامون به خاطر این اگر ما مقاومت نداشته باشیم و هدایت خداوند رو بپذیریم( همون شعر باید پارو نزد واداد باید دل رو به دریا داد) همون باورهای نادرست، همون توجه به نکات منفی، همون افکار منفی اگر اینها نباشد خداوند خیلی ساده هممون رو به مسیر درست هدایت میکنه یعنی واقعاً در مسیر درست قرار گرفتن مثل انداختن قایق در رودخونه س اگه بخوایم به دریا بریم و دیگه لازم نیست هیچ کار خاصی بکنیم و جریان خودش ما رو به دریا میبره اما مشکل اینجاست که ما خیلی مقاومت داریم به خاطر باورها و شنیدههایی که از گذشتگانمون بهمون رسیده، به خاطر دلشورههایی که داریم و به محض اینکه ما آرامتر میشیم، رهاتر میشیم، خداوند رو باور میکنیم، هدایتها رو دریافت میکنیم و بهشون عمل میکنیم، مقاومتهامون رو کمتر میکنیم، خوشبینتر میشیم و تمرکز میکنیم روی زیباییها و باورهامونو بهتر میکنیم، خیلی زود جریان هستی ما رو به سمت زیبایی، خوشی و قشنگی بیشتر میبره و این روند تا ابد ادامه داره
کلاً تمرکز من روی سایتمون هست نه روی هیچ مدیای دیگهای که این هم از الهامات خداونده چون من تصمیم گرفتم از همون اول روی سایت خودم کار کنم و در هیچ شبکه اجتماعی نباشم به همین دلیل هم انقدر نتیجه گرفتم و سایت ما اصلاً قابل مقایسه با هیچ پیج یا سایت دیگهای نیست . فکر نکنیم که اگر دنبال مطالب جدید بگردیم اون بهمون کمک میکنه نه قرآن مال 1400 سال قبله و هیچ تغییری هم نکرده و ما هر روز ازش داریم یاد میگیریم و آگاهیهاشو بهتر و بهتر درک میکنیم . من خودم چیز جدیدی نسبت به مطالب قبلم نگفتم و فقط همون حرفها رو به شکلهای مختلف توضیح دادم نه اینکه یه مسیر جدیدی پیدا کنم نه من رو همون اصل خارپشتی هستم و ادامه میدم و دارم نتیجه میگیرم حتی اینکه من الان در کلابهاوس هستم به خاطر این داره اتفاق میفته که فایلهاشو بذارم تو سایت و اگر این امکان نبود هیچ وقت از این اپ استفاده نمیکردم چون هدف من اینکه یه محتوای جدید به سایتم اضافه کنم به خاطر همین اگر ما هدایت خداوند رو بگیریم و مسیر درست رو ادامه بدیم و از چیزهایی که در هر کاری باعث حواس پرتی میشن تاثیر نپذیریم مسیر جواب میده و نتیجه خواهیم گرفت .
گفت و گو با فرهاد :
من سه ساله که با آموزشهای شما پیش میرم و زندگیم زیر و رو شده بعد از اینکه دوره 12 قدم رو شروع کردم و پیش رفتم، تازه فهمیدم که قرآن چی میگه و راجع به چی حرف میزنه و کلاً دیدم به همه چیز عوض شد حدود 5 سال پیش کار چاپ انجام میدادم و خیلی موفق بودم، طوری که دو آپارتمان همزمان در تهران خریدم ولی به مرور دیدم که پنیر من داره جابجا میشه و یه اتفاقاتی داره میفته و با شما آشنا شدم و فهمیدم که باید مسیرم رو تغییر بدم و وارد کار مورد علاقم یعنی طراحی سایت شدم و خیلی پیشرفت کردم . من قبل از اینکه تضادها بیاد رفتم دنبال علاقم و به مرور مهارتم بیشتر و بیشتر شد و فقط تمرکزم روی همین کار بود و الان به فکر توسعه بیشتر هستم . الان نمیدونم دوره ی 12 قدم رو از اول کار کنم یا برم سراغ روانشناسی ثروت 3؟؟
این حرفها که فرهاد زد کلی میتونه باورساز باشه اینکه حتی وقتی شرایط خوبه میتونه خیلی بهتر هم بشه حتی در سالی که برای بقیه بدترین سال به لحاظ کاری و مالی بوده میتونه یه نفر بهترین نتایج رو داشته باشه . برای اینکه بفهمیم روی کدوم فایل یا محصول کار کنیم هر کس خودش هدایت میشه به همون محصولی که میتونه بهش کمک کنه . برید توضیحات محصولات رو بخونید و ببینید قلبتون به کدومش تمایل داره چون همه ی دورههای من یه اصول داره . من وقتی خودم برای هر چیزی چند گزینه دارم، نیت میکنم و از خدا میپرسم که کدومش رو انتخاب کنم و یکی از اونها به یه شکلی بولد میشه و توجه من رو جلب میکنه و من میفهممش همیشه در هر کاری میگم خدایا من نمیدونم و تو میدونی این یه اصله خدایا منو هدایت کن به چیزی که به من کمک میکنه حالا این چیز میتونه یه آدم باشه، یه فایل محصول یا یه فایل هدیه باشه یا یه کتاب باشه یا یه مشتری باشه بعد من همون رو میگیرم و فقط انجامش میدم و حتی اگر نتیجه ی انجام آن دلخواه نبود ناراحت نمیشم، به خودم میگم من باید تسلیم باشم و این مسیر رو ادامه بدم و حتماً یه چیزی در اون هست حتی اگر به ظاهر خوب نباشه . من نگاهم به دنیا اینه اینکه همه چیز رو راحت به دست آوردم و همه چیز راحت برام پیش میره به خاطر اینکه اجازه میدم خداوند هدایتم کنه قسمت سختش اینجاست که ما نشونه رو میگیریم و یه چیزی برامون بولد میشه دیگه شک نکنیم و نگیم نکنه اشتباهی چشمک زد یا اشتباهی فهمیدم من خودم اینا رو نمیگم و میگم برای من این خوبه حالا ظاهرش خوب هست یا نیست این اون چیزیه که برای من خوبه و من باید انجامش بدم و شک نکنم .
مدتیه که نشانه هایی برای تغییر شغلم میبینم که بعضی وقتا خیلی صداشون بلنده مثل اینکه دیگه خیلی علاقه ای حس نمیکنم در خودم و همین شور و شوقم رو برای یادگیری و تجربه کمتر کرده، یا اینکه قبلا دلم میخاست همه چیز رو سخت بدست بیارم و برای رسیدن به هر هدفی پدرم دربیاد که دیگران بهم بگن تو دیگه کی هستی وتوجه و تحسینشون رو برانگیخته کنم ولی الان خیلی وقته که خودم رو لایق این میدونم که به اسانی و عزتمندانه تمام نعمت های مادی و معنوی وارد زندگیم بشه و خودمو لایق اونها میدونم در همین فایل هم اومد که جریان خوشبختی یه جریان فعال و همیشگیه من مشکل دارم که با بدبختی و تلاش و روی عقل خودم حساب کردن میخام وارد این جریان شم وگرنه همین که به دنیا اومدم و جسمم روح خداوند رو در خودش جا داد یعنی باید وارد جریان خوشبختی بشم و یه سری نشانه های دیگه مثل اینکه درآمدم خوبه ولی راضیم نمیکنه در کل پشیمون نیستم از مسیری که طی کردم و میدونم همه ی اینها لازم بوده تا بشم اون ادمی که الان هستم و بقول اقای خوشدل عزیز اماده ی دریافت این آگاهی باشم . چیزی که تا الان مانع میشد این بود که من خواسته م عوض شده بود درونم تغییر کرده بود ولی میخاستم هرطور شده کویرم رو نگه دارم و تووش برنج بکارم چون میگفتم خانواده م چی میگن نکنه بقیه فک کنن من خنگم ونتونستم ادامه بدم، یا دارم روی این ترمز کار میکنم که من سالهاست درس خوندم و چیز زیادی جز این کار بلد نیستم پس کی به من کار میده که توو یکی از کامنت ها خوندم خداوند درهر کاری منو هدایت میکنه علاوه بر اون من ادم مسئولیت پذیر و باهوشی هستم و قطعا خودمو متعهد میکنم به یادگیری و پیشرفت در هرکاری که واردش بشم . دارم روی باور مهم نبودن حرف مردم هم کار میکنم که اصلااا مردمی وجود نداره بذا هرچی دلشون میخاد بگن زمان مرگ من بی اهمیت ترین چیز حرف مردمه و البته که شاید خیلی هم همراه من بشن و دست خداوند باشن برام . و این پولی که بصورت ثابت و با کار کم به من داده میشه و مبلغ خوبی هم هست نباید منو توو خودش گیر بندازه و یه تله بشه خداوند از بی نهایت طریق به من روزی میرسونه و من نباید دست خدا و ببندم . الان هیچ ایده ای ندارم که چه کاری هیچ پیشنهادی ندارم و هیچی نمیدونم و اولین قدمم همین دوره ی اموزشیه که تهیه کردم و باید با جدیت بیشتری روش کارکنم
سپاسگزارم از همگی
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟آن نشانه چیست؟چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله رابطه ام باهمسرم باعث شد ک من ب تغییر برسم ترس از آینده ترس از نداشتن استقلال مالی ترس از از دست دادن بچه هام تربیت و آیندشون احساس لیاقت نداشتن و وابستگی
ولی من چند روزی هست ک قدم های کوچک را شروع کردم با تمرکز ب نکات مثبت همسرم و اطرافیانم توجه ب اتفاقات دورو برم کنترل ذهنم با اینکه خیلی سخته ولی من دارم تمام سعیمو میکنم تغییر کنم و من با دیدن نشانه ها میبینم ک در جریان درست هستم و دارم هدایت میشم خدایا شکرت