تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱ - صفحه 10


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1352 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت

    برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    گام 11

    جالبه همزمان با پروژه ی تغییر ،

    جریان هدایتهای بیشتری دریافت میکنیم

    اینو باخوندن کامنتهای دوستان بهشتیم میشه

    کاملا متوجه شد …

    تغییر این روزهای من تمرین آگاهانه

    مهربونی کردن بدون توقع هست

    چهارشنبه روز پر کاری برای من بود

    چندتا برنامه که باید انجام میدادم تا غروب تموم بشن

    و همزمان دوتا فایل جلسه 15دوره ی کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند و قدم هفتم جلسه سوم باید گوش میکردم تمرکزی و با دقت …

    همون اول صبح که بچه ها مدرسه رفتن بلافاصله

    فایلهارو گوش دادم چون الویت همیشگیم هست …

    در ادامه ی روز محمدحسن جان کلاس ویولن داشت

    و باید یه کتاب براش میخریدیم

    حوالی بعدظهر بود که مامانم زنگ زد

    برای انجام کاری به همراه پدرم

    برسونیم شون به مرکز کرج …

    ذهن جولان میداد که نمیتونی برسی

    مسیرتون متفاوته ،بگو نه و خلاص …

    اما روحم و قلبم میگفت انجام بده میتونی

    گفتم باشه مامان جان ، امروز رسول جان

    خونه است و آماده باشین میاییم دنبال تون

    خلاصه باهم رفتیم و اونهارو رسوندیم

    و بعد رفتیم دنبال کتاب محمدحسن جان

    چه اتفاقی افتاد ؟ اولین کتاب فروشی

    گفت چه خوش شانسی !!!

    یه دونه ازش مونده و به قیمت قبل حساب کرد

    اینجا اولین رزق پربرکت و درلحظه خداوند دریافت کردم

    بعد اومدیم به سمت کلاس محمدحسن جان بریم که 15دقیقه زمان داشتیم و یهو دیدیم یه تصادف شده

    و دورزدیم تا از کوچه ی دیگه ای بریم که

    فقط از ترافیک خارج بشیم

    کوچه رو تا انتها رفتیم و دیدیم وای

    اینجا به آموزشگاه راه داره وما نمیدونستیم

    تاحالا به ذهن مون نرسیده بود ..

    و در عرض نه دقیقه رسیدیم

    این رزق پربرکت دوم خداوند جان بود ،

    هدایت به مسیری هموارتر وساده تر وسریع تر در راستای عمل به الهامات قلبی …

    خب نزدیکهای خونه خودمون بودیم که

    زنداداشم زنگ زد که فاطمه جان من اومدم خونه ی مامانتینا و شام درست کردم بیایی اینجا باهم باشیم

    رزق سوم پربرکت خداوند در لحظه دریافت شدوپذیرفتم

    بچه هارو رسوندیم‌خونه خودمون و

    من ورسول جان با رفتیم هایپر خریدهایی که نوشته بودم انجام بدم وچون شام هم خونه ی مامانم ینا میرفتیم وقتم ازاد بود

    تموم لیست خریدهام انجام دادیم

    درعرض چهل دقیقه و رسیدم خونه …

    دیدم وااااااییی چه خبره ؟!

    محمدحسن جان گل کاشته و بلال که تو بالکن بوده اورده و برای خودش وهلیسا جان روی گاز فر گذاشته

    خلاصه چدن های گاز تماشایی شده

    چه صحنه ای خلق کرده ..‌.

    نمیدونین چه حالی داشتم ؟!

    اومدم یه چیزی بهش بگم ، بازم نگاه روح به

    دادم رسید که نگاه کن این بچه چه جوری

    با چه ولع و هیجانی داره بلالی که پخته

    با هلیسا جان میخوره …

    لذت ببر وتحسینش کن که تونسته بلال بپزه …

    از یه طرف هم مامانم ینا زنگ زدن که بیایید شام بخوریم ؟! خلاصه فقط گاز رو یه تمیزکاری سطحی کردم و رفتم خونه مامانم ینا …

    زمانی بود که باید ویدیو شعرخودمو میذاشتم

    دیدم زمان زیادی نیست

    و شعری از ازدمیر آصف بارگذاری کردم ..

    گفتم الان باید خیلی رها باشم وتسلیم باشم وتا میتونم ذهنم کنترل کنم …

    حدود بیست دقیقه بعد سعیده جان رضایی زنگ زد که

    اومدیم اکومال و اگه بشه چندتا امانتی میخوام بهت بدم ؟!اولش گفتم که خونه مامانم ینا هستم ،

    ولی بهت زنگ میزنم و آدرس میدم که ببینمت ..

    چون این رو قدمی در راستای تغییر روابط جدیدم

    می دیدیم و بعد در لحظه گفتم این رزق پربرکت چهارم خداوند درلحظه فرستاده و ما شام خوردیم و برگشتیم خونه خودمون و زنگ زدم به سعیده جان که ما اومدیم خونه خودمون و هروقت خواستین تشریف بیارید و آدرس فرستادم …

    رزق پنجم پربرکت خدا دریافت کردم

    دوتا نقطه آبی قشنگی دریافت کردم از دوستان بهشتیم

    رزق ششم دریافت شد نعمت دیدار حضوری با سعیده جان و همسر عزیزشون آقا ابراهیم عزیز و ترانه جان دلبر ونوا جان قندک …

    رزق هفتم پربرکت خداوند از دستان پربرکت سعیده جان دریافت کردم باعشششششق فراووون

    هدیه های ارزشمند و زیبایی که برامون آورده بود..

    جوری شد که من یک ساعت ونیم نشستم پای

    دفتر شکرگزاری و رزق وروزی م …

    خدا میدونه چه روز پربرکتی رو گذروندم ..

    استاد جااانم من تو یه روز پرکار هم فایلها روگوش دادم

    و هم درراستای تغییراتم عمل برداشتم ..

    من یه قدم کوچیک برداشتم

    برای مهربونی بیشتر از نگاه روحم

    و پذیرفتن درخواست مادرم وخدا شاهکار کرد

    و بازهم صبارشکور بودنش رو این چنین نشونم داد..

    اینجاست که منه فاطمه خودمو نیازمند

    هماهنگی ذهن وروح بیشتر میدونم

    اینجاست که با آغوش باز به استقبال تغییر رفتم و

    از کمالگرایی هام دارم کم میکنم خداروشکر

    حتی با وضعیت چدن های گاز ،

    پذیرای وجود مهمون شدم و بچه مو سرزنش نکردم و از نگاه بهتر ،متوجه روند رشد وبزرگ شدنش شدم

    که اومده برای لذت بردنش بلال پخته

    حتی آب نمک و رب انار به بلال ها زده

    تا تونسته تو چهل دقیقه اومده کاری انجام داده

    که به خودش و هلیسا جان خوش بگذره ..

    خدایا شکرررت چقدر قشنگگگگه آخه

    زندگی آگاهانه نعمت بزرگیه …

    از طرف دیگه خدا مهمون هایی برای ما

    فرستاد که ساعتها باید تحسین شون

    میکردیم از قشنگی هاشون و روابط با کیفیت.

    یه دورهمی بی نهایت لذتبخش

    که من نتیجه ی بزرگ پروژه ی تغییر میدونم و قدردان حضور آدمهای ارزشمند

    در زندگیم هستم ..‌

    خب من این روزها تو کانال شعرهام

    ویدیو شعری میذارم از هایکوهام اما

    برنامه ی من برای تمرکز بیشتر اینه که برنامه استودیو یوتیوب نصب کردم ،فایل بارگذاری میکنم و پیام ونظری باشه از استودیو نگاه میکنم و جواب میدم

    و از کانال دوستان بهشتیم ویدیویی

    بارگزاری بشه با نوتیفیکیشن متوجه میشم

    و همون میبینم و نظری بخوام بذارم

    مینویسم و میام بیرون وتمام …

    این میزان تمرکز همیشه نتیجه میده …

    چون من هدف خودم منتشر کردن هایکوهامه

    نه تماشای یوتیوب …

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت

    پروژه ی مقدس در آغوش تغییر

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 100 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1586 روز

      سلام فاطمه جان عزیز…

      هر روز که میگذره چه اتفاقاتی وارد زندگیمون میشه…

      هر روز که میگذره روان شدن زندگیمون “داره ،داد بیداد سر میده..که تو میتونی!!!!!

      هر روز که میگذره کلی اتفاقات خوب و هدایتها انجام میشه.

      اره دقیقا اینروزا هم برای من و دستکشام چه مسیرهایی رو پیش میره……

      خداوند داره دورشو تند میکنه…تند تند تند..

      فاطمه خوشحالی!؟

      خوش؟میگذره…

      به من که خیلی خوش میگذره.

      خداوتد رو سپاسگزارم که این هفته ایی که گذشت چقدر من ورژنهای جدید به دستکشام اضافه شد..

      انگار توی یه دنیای دیگم….

      وای خدای؟من !!!چقدر میشه زندگی روان و ساده باشه‌..

      چقدر زندگی میتونه بهترینها رو داشته باشه…

      فقط یچیزی هست باید از دستش ندی..باید بیشتر باهاش باشی…

      خدایا خودت همه چیزی!!

      ما بدون تو هیچی نیستیم..

      ممنونم فاطمه جان بابت اینهمه ذوق و شوقت…

      خداوندم باید اینهمه خیرو برکت رو “از همه طرف بسمتتت هدایت کنه.

      به همه دوستانم در این سرزمین وادی تبریک میگم..

      فاطمه جان بهت تبریک میگم.دوست بهشتیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حمزه سوری گفته:
      مدت عضویت: 1758 روز

      سلام فاطمه جان

      چقدر لذت بردم ازین همه نگاه توحیدی که تو این

      متن بود و تحسینت میکنم برای این در لحظه زندگی

      کردن و حال خوبی که داری به ما منتقل میکنی

      واقعا زندگی یعنی همین که به اتفاقات از دید متفاوتی

      نگاه کنی.

      اینکه هرکدوم ازین اتفاقات رو خودمون داریم به زنگی

      دعوت می‌کنیم و هر کدوم تکه های پازلی هستند که

      ما رو به خواسته هامون و حال خوب نزدیکتر میکنن.

      من این نگاه شما به اتفاقات روزمره زندگی رو تحسین

      میکنم و از شما یاد میگیرم که این بهترین راه رسیدن

      به حال خوبه. خدا حفظتون کنه و از خدا بهترینها رو

      رو براتون میخوام چون شما با این قلب پاکت لایق

      بهترینها هستی.یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1352 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام آقای سوری عزیزم

        سپاسگزارم از مهر ولطف تون

        خداروشکر برای نعمت حضور و آگاهی

        خداروشکر برای مهربونی و قلب سخاوتمندتون

        که برام کامنت پربرکت نوشتین

        شما خودتون تحسین برانگیز هستین که دراین مسیر دارین قدم برمیدارید

        خداروشکر که الگویی توحیدی مثل استاد جان و استاد شایسته مهربونم داریم و همه داریم

        از رفتار وعملکردشون یاد میگیریم که آگاهانه زندگی کنیم

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    موسی ملکی جوشاتو گفته:
    مدت عضویت: 466 روز

    سلام وخداقوت به استاد عباس منش وعزیزدلشون مریم جان دوستان فوق العاده سایت الهی درجه اول ازهمه سپاسگزارم که هستید و کامنت می‌نویسد و فعالیت دارید خدامیدونه کل زندگی من شده هدایت وازوقتی شروع شدکه من دوره هم جهت با جریان خداوند را خریداری کردم ومومنتوم رودرک کردم وهرروز به دنبال تغییر در خودم در تمام جنبه‌های زندگیم هستم بچه‌ها این دوره که عرض کردم فوق العاده ست و اگردرکش کنید براحتی مسیر زندگی انسان تغییر میکنه وازتویک انسان مثبت وسپاسگزار خوش بین می‌سازه خدایا هرآنچه دارم از آن توست وهرخیری از جانب تو من بهش فقیرم خدایا تنها تو را مپرستم و تنها از تو یاری می‌جوییم مارابه راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنان نعمت دادی نه راه کسانی که بر آنان غصب کردی و نه گمراهان عالم آمین استاد ماهم خوشحالیم که استادی فوق العاده دوست داشتنی مثل شما داریم استاد سپاسگزارم که هستی دوستان خوبم سپاسگزارم که هستید خدایا سپاسگزارم که منو هدایت کردی به این مسیر پرازعشق وپرازمعجره وپرازحال خوب خدایا آسانم کن برای آسانی ها خدایا من بی تو هیچم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم درپناه الله یکتا شادوسلامت و ثروتمند و سعادتمند دردنیاواخرت باشید خدانگهدار عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 911 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    (خدایامن نمیدانم وتومیدانی “مراهدایت کن)

    بی نهایت خداوندراسپاسگزارم” که امروزهم بهم فرصتی دوباره دادتا باشم واین فایل هدایتی که ازخودش چندروزی هست که دارم درخواست میکنم رو”به صورت نشانه بیاره جلوی چشمام وچشمک بزنه والان هم خودش داره منوهدایت میکنه تاچی بنویسم وچی بگم/خدایاشکرت/

    واقعا استادکارمن روراحت کردید”میدونیدچرا؟چون واقعا شایدخیلی ازدوستان توسایت بگن که این عباس نوربخش”چطوربااینکه فقط تاقدم 6دوره های 12قدم روازمحصولات سایت خریدکرده “این همه نتیجه گرفته یاداره دروغ میگه یااینکه فقط باهمین 6قدم این همه جوابونتیجه گرفته “من اینجا هستم که بگم “حقیقتا اینهانیست دوست من”بنده بعدازسال1395تا1396بعداز6بارخواندمعنی قرآن به صورت تفصیری وبه زبان مادریم”قلبم هرروزکمی به واقعیات قانون جهان بازترمیشه وآگاهترمیشم وهمش به نداهای قلبیم توجه میکنم حتی به ظاهربدترین کارهارو”یاسخت ترین کارهارومیگه انجام بده ومن عمل میکنم وانجامش میدم” شایدباورتون نشه 99درصدنتیجه گرفتم ازالهامات قلبیم وخداروبابت بازکردن قلبم بی نهایت سپاسگزارم واتفاقا امروزیک اتفاقی برام پیش اومد که مربوط به همین الهامات هست وچشمک زدن خداوند:من امروزدرباغمون کنارمرغداری وایساده بودم وبه مرغ وخروسهامون دانه میدادم که بعدازچنددقیقه متوجه شدم یکی ازبهترین مرغهای جوانمون داره خس خس میکنه وهمان لحظه الهام بهم رسیدسرش روببور”وگرنه امشب میمیره ومن تابه عزیزدلم گفتم “خلاصه شیطان ازطریق عزیزدلم حی میگفت نه وآبگرم بایدبزاری وال وبل وازاین حرفهای صدمن یک غاز” اما من ول کنه قضیه نبودم وبه همسرم گفتم اگرامشب سرش رونبریم فردا بایدجنازه اش روبدیم حیوانات بخورندواینجا بودکه عزیزدلم قانع شد سرش روببریم وسرش روبریدیم واین موضوع پارسال بایک فاجعه رودر”روکردمارو”وماحرف الهامات دلم روگوش ندادیم وبهترین نژادهامون رو داشتیم ازدست میدادیم اما تا6تا ازشون تلف شد20تای بعدی روخودم سربریدم وازاین الهامات خیلی خیلی درزندگیم میاد”اونم بخاطراینه که صبح به صبح تاچشمم رومیخوام بازکنم میگم:خدایاسلام(مثل یک دوستی که عاشقانه میپرستم باخدام سلام واحوالپرسی میکنم) واززنده بودنم وسقف بالاسرم وازسالم بودن وخانواده ام سپاسگزاری میکنم وبعدمیگم خدایامن نمیدونم وتومیدونی منوهدایت کن ولپ تابم روبازمیکنم وبایک آهنگ سرخپوستی زیبا به عکسهای خواستهام نگاه میکنم وبعدتجسم میکنم وروزم روشروع میکنم وخدامیدونه روزم چنان باعشق به شب میرسه که اصلا اینقدرخوش میگذره که نمیفهمم/خخخ/ که نگونپرس واگرفقط یک روزاین روال رونرم اصلا جهنم میشه برام اون روز”وخداروشکرمیکنم که این قانون عادتم شده واصلا “اصلا خبرواطلاعات وتلویزیون ورادیواین چیزهارونمیبینم وحتی واتساپ واینیستا واینهارواز5ساله گذاشتم کنارخداروشکر”وفقط تمرکزم روی خودم هست وکارهای خودم واینهاباعث موفقیت وخوشبخت بودنم دراین 5سال بوده وازخداخواستم که همیشه وهمه جامنوکمک کنه به راه درست هدایت بشم وخودم هم تمام سعیموکردم که رهروراه ابراهیم باشم والگوی خودم روزندگی استادعباس منش واستادزنده یادانیشتین قراربدم وخیلی خیلی خوشحالم وحس کاملا سپاسگزاری ازخداوجهان دارم که درتمام ابعادزندگیم منوهدایت وحمایت وحفاظت میکنندودرزمان ومکان مناسب قرارمیدن ومن هم طبق قانون بدون تغییر خداوندتمام تمرکزم وکانون توجهم (افکارم )رو به صورت آگاهانه روی زیبایی های جهان گذاشتم وخداروشکرفقط خوبی میبینم وخوبی ولذت میبرم واین آرزو “روبرای همتون دارم وازتون میخوام که شما هم آگاهانه تمام توجهتون روبه داشته هاتون وزیبایی های جهانتون بزاریدولذت ببریدبقیه کارهاروبسپریدبه خدا”اوکیه “اوکیش کرده ومیکنه”ودرآخربگم اینهارواول برای یادآوری خودم گفتم دوستان عزیزم/عاشقتونممممم/یاحق/

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 968 روز

    به نام خدایی ک همواره با منه همواره در درون منه

    منو میبینه منو میشنوه

    منو دوست داره عاشق منه

    همواره بهم کمک میکنه

    هدایت و حمایتم میکنه

    به نام خدایی ک برای من کافی ترینِ

    سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربان

    و تمام دوستهای قشنگم در مسیر تغییر

    خدای من اصلا گذاشتن این فایل ها و عنوان تک تکشون چیزی جز هدایت نیست

    بهتر الان میفهمم ک من هم چقدر ساده و راحت در مسیر جریانِ تغییر قرار گرفتم

    این جریان خودش داره منو میبره ب سمت جلو

    بقول شما خداوند مارو هول نمیده بلکه خداوند یک جریانِ..

    خیلی جاها تو زندگیم بوده بخاطر ترس هام و دقیقا بخاطر عادتهام و باورهای کمبودی ک داشتم از قدم برداشتن ترسیدم

    اما انقدر خواسته ی مقابلش برام حیاتی و مهم بوده ک حس میکنم ناخودآگاه اهرم رنج و لذت تو مغزم کار می‌کرده و ب سمت لذت حرکت میکردم د دقیقا مثل نگین عزیز بعدش انقدر همه چیز لذتبخش بوده ک به خودم میگفتم چرا زودتر انجامش ندادم

    چرا انقدر مقاومت داشتم !!

    الانم 2 تا موضوع هست ک خیلی وقته داره ب من آلارم میده برای تغییر

    یکیش همین جابه جاییه ک میدونم بخاطر ترسهام حرکت نکردم تا الان

    اولین قدمی ک براش امشب برمیدارم

    میشینم لذت هایی ک میتونم توی خونه ی مستقل خودم تجربه کنم رو مینویسم

    لذت رسیدن و حرکت کردن و مینویسم

    ایمان دارم ب هرسمتی توجه کنم خداوند منو ب اون سمت هدایت میکنه ”

    یه موضوع دیگه ام راجب هدایت توی گوش کردن فایلها

    من برای دوره ی 12 قدم همیشه سوال میپرسم از خداوند

    ک خدایا امروز کدوم جلسه رو گوش کنم ک بهم کمک کنه

    بعد بطور معجزه آسایی یه جمله از یه جلسه ک من خیلی بهش توجه کرده بودم و یادم بوده ک مربوط ب کدوم قدمه میاد تو ذهنم و من هربااااار ک اینجوری فایلهارو گوش کردم نتیجه های خفنی گرفتم

    اولین نتیجه در همون لحظه آرامش و احساس خوب بوده

    خدایا شکررررت ک تو هدایت کننده ی منی *

    باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد

    خودش میبرتت هرجا دلش خواست

    به هرجا برد بدون ساحل همین‌جاست

    عاشقتونم زیااد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3354 روز

    به نام خداوند بخشنده و کریم

    سلام به استاد جانم و استاد شایسته مهربانم ودوستان ارزشمندم

    الهه هستم

    چه فایل پربرکتی بود واقعا خیلی کمک کننده هستند برای اینکه بیشتر باور کنیم بچه های مثل ما اومدن و ادامه دادن و به خواسته هاشون رسیدن

    استاد جانم بی نهایت از شما و استاد شایسته عزیزم سپاسگذارم

    و امروز متوجه شدم ثروت 3در لیست نیست انشالله با خبر های عالی برمیگرده چون واقعا نعمت بزرگیه

    و واقعا استاد همه دوره های شما گنج هایی هستند که یک اصل رو تکرار کردند

    توحید و هدایت و اعتماد به رب

    ارزشمند بودن خود بدون قید و شرط

    باور فراوانی

    وووووو

    و همه چی که بر میگرده به اینکه ما چقدر به خدایی که داریم اعتماد میکنیم

    من نشانه پر رنگی از کسبو کار شخصیم رو از طرف خداوند دریافت کردم و بعد مدتی با شروع پروژه منم شروع کردم مهارتم رو بالا بردن ولی یک حسی داشتم که چه فایده الان که پول نمیاد و باور های محدود کننده

    بعد دچار عجله شدم رفتم تا یک شغلی که از نظر عموم جامعه عالی بود رو انجام دادم اما به خودم ظلم کردم و نشانه ها واضح بود که جای تو اینجا نیست و اگه داره بهت سخت میگذره راهت اشتباهه

    اگه من الهه قبل بودم از ترس حرف مردم که الان بهم میگن بی عرضه ادامه اش میدادم ولی وقتی یک شیار جدید ی از باور های درست توی ذهنت باشه اولا جلوی مومنتوم منفی رو میگیری و بعدش میای با خودت مهربان برخورد میکنی و خدارو شکر دوره احساس لیاقت هم شروع کردم که بهم بیشتر کمک کرد و الان بسیار راضی هستم که همون کسبو کار مورد علاقمو دارم ادامه میدم و واقعا پیشرفت کردم و درسته از نظر فرکانسی بالا پایین داشتم و دارم در مسیرم ولی دوره هم جهت رو هم گوش میدم که راحتر و لذت بخشتر کنم مسیر رسیدن به خواسته هامون و خداوند هم درهمین مسیر پولی رو ساده و راحت وارد زندگیمون کرد که چقدر بهمون کمک کرد و به خودش قسم تا به الان توی زندگیم اینقدر پراز حس رضایت در زندگی رو نداشتم ولی به لطف پروردگارم و هدایتش و استاد عباس منش عزیزم دارم این حس لذت بخش رو تجربه میکنم

    و استاد ما یک مهمون هم به خانوادتون اضافه شده یک عروس هلندی زیبا که چقدر پسرم و خودم و همسرم با آمدنش ذوق کردیم و من ترسم از پرنده هم از بین رفت و منم با دستام میگیرمش و برای بقیه تعجب برانگیز بود ولی برای خودم نه

    خدارو صد هزار مرتبه شکر نمی‌دونم در ثروت 3قراره چی پیش بیاد اما جلسات اولیش منو دیوانه کرده مخصوصا احساس لیاقت و فراوانی

    واقعا ازتون بی نهایت سپاسگذارم استاد جانم و استاد شایسته مهربونم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاء سایت

    قسمت 11پروژه تغییر را درآغوش بگیر

    هدایت همان کاری است که به ماالهام میشود ؛ من داشتم دوره عزت نفس رو کار میکردم بعدش همون هدایت به من گفت که دوره روانشناسی ثروت1 رو دوباره مرور کن و امروز دوره روانشناسی ثروت رو تمام کردم و نمیدانستم الآن از کجا باید شروع کنم دوباره این هدایت به من گفت که برو و از فایلهای رایگان شروع کن و امروز شروع به فایلهای رایگان سایت کردم و یه جورایی من دیگه نگرانی ندارم بابت اینکه از کجا شروع کنم و اون نیروی هدایتگر خودش به من میگه چکار کنم و از کجا شروع کنم؛ممکنه یه جایی به من بگه دیگه بسه و از فایلهای عزت نفس استفاده کن و من باید گوش کنم به این نیروی هدایتگر؛

    این نیرو همه جا با ماست و باید با این نیرو و این جریان همراه شویم تا خودش ما رو با خودش ببره شاید یه جاهایی ظاهرش ناخوشایند باشه و اون همون صخره وسط راه هست و چاره ای نداریم جز برخورد باآن؛

    و نباید با دیدن صخره بر خلاف جهت جریان پارو بزنیم و بدانیم که این جزیی از مسیر جریان هست؛

    ما تنها کاری که باید بکنیم اینست که به جریان اجازه بدهیم که مارو با خودش ببره و باید خودمون رو رها کنیم از صخره ها و آبشارها و موج ها و مانع های وسط راه نهراسیم و به این جریان اعتمادکنیم؛

    و دستمون رو بدیم به دست این جریان و خودمون رو رها کنیم

    این تنها کاری هست که باید انجام بدیم؛

    اصلاً نیازی نیست برخلاف این جریان پارو بزنیم؛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1570 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و همه ی دوستان عزیز در این فضای بهشتی

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟بله

    آن نشانه چیست؟نشونه ای که این روزها خیلی واضح شده برام تضادهای مالی هستش که داره واضح بهم میگه که بایدبه فکر کار و درآمد برای خودم باشم و به پولی که همسر جان بهم میده بسنده نباشم و باید بتونم تو این زمینه رو پای خودم بایستم و یجورایی مستقل بشم

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    ترس از شکست

    ترس از نظر و قضاوت دیگران

    کمبود عزت نفس و عدم احساس لیاقت

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    قطعا اول باید رو بحث عزت نفس و احساس لیاقت بصورت کاملا تمرکزی کار کنم که مدتیه دارم روی دوره ی عزت نفس و احساس لیاقت کار میکنم

    و آگاهی های این پروژه هم خیلی تو این زمینه داره به من کمک میکنه

    خدایا شکرت که هر روز دارم یه قدم به سمت بهبود شخصیتم و ایجاد باورهای درست برمیدارم و این عالیه خدایا صدهزار مرتبه شکرت.

    در مورد بخش نشانه ای برای هدایت من هم میخواستم با تمام وجود از استاد سپاسگزاری کنم که این آپشن بی نظیر و توی این سایت الهی قرار دادن تا استفاده کنیم و بهره‌مند بشیم از آگاهی های ناب اون لحظه که خداوند خیلی واضح و شفاف بر قلب ما جاری میکنه

    واقعا خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1178 روز

    به نام خدای بزرگ و بخشنده و مهربانم که با مهربانی تمام و بی نهایتش مرا هر لحظه هدایت می‌کند و من قدرتش را هر لحظه که به ندای قلبم گوش می‌کنم بهتر و واضح تر میفهمم الهی شکرت می گویم سپاسگزارتم

    سلام و درود بی کران به استاد عزیزو توحیدیم

    و سلام به مریم عزیزم

    چقدر خوشحالم و ذوق دارم برای این فایل جدید

    حتما بهترین آگاهی‌ها و بهترین ایده ها و بهترین و راحت ترین راهکارها و نشانه ها به من گفته می‌شود و برای من خیر ست

    استاد عزیزم چند شبی ست که هدایت و نشانه رو از طرفه خداوند و این سری بهتر و روان تر فهمیدم و درک کردم و دارم اجرا میکنم

    و همونطور که در این متن خوندم سوال آقا فرهاد عزیز و دوست داشتنی رو

    و به خودم فکر کردم که چندین مرتبه ست فایلهای کشف قوانین زندگی رو گوش می‌کنم

    ولی این مرتبه با حوصله و با تمرکز و مثل درسهای مدرسه شروع کدوم و میخوانم و تمرین حل میکنم و هدایت میشوم به راه‌های بهتر و روان تر

    و چقدر احساسم خوب ست

    انگار میخواهم به خداوند توضیح بدهم و امتحان پس بدهم

    من با خودم تعهد دادم که اگر یک دوره رو با تمرکز و با حوصله و تعهد دادن گوش کنم و نتیحه بگیرم بهتر ست از اینکه چند تا دوره رو تموم کنم

    من تعهد دادم تلاش ذهنیم را بالا ببرم و به تغییر باورها و افکارم سرعت و قدرت بدهم

    تا نتایج بزرگ بگیرم

    خدایا من تسلیمم من نمی‌دانم من عقلم نمیرسه من توانایی ندارم من نمیفهمم تو مرا هدایت کن به مسیر آسانی و راحتی به خواسته هایم

    الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم

    من میپذیرم که در این جهان یک قدرت و یک نیرو ست و آن قدرت و نیروی خداوند بزرگ جهانیان ست

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم برم که فایل رو ببینم و لذت ببرم از دیدن و خوندن نتایج دوستان توحیدیم

    اگر اونا تونستن و به خواسته هاشون رسیدن منم میتوانم فقط باید مثل اونا باور کنم

    و مثل اونا عمل کنم

    خدایا در این مسیر به من قدرت بده و هدایتم کن

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 893 روز

    به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان

    سلام به دوستان عزیز و همراهان

    من همین الان داشتم توضیحات مربوط به فایل «اهرم رنج و لذت» رو مطالعه می‌کردم

    و یه حسی گفت بیام ببینم استاد قسمت جدید «تغییر را در آغوش بگیر» رو گذاشته یا نه.

    و چه هدایتی :نگین عزیز که در مورد اهرم رنج و لذت پرسیده بود

    و استاد توضیح دادن،

    با خودم گفتم:

    «ببین خدا چطور جواب میده.»

    ◎در واقع بارها پیش اومده که به طریقی خداوند جواب یه موضوعی رو به من نشون داده.

    مثلاً دیروز روی نیمکت نشسته بودم،

    یه فایل دوره احساس لیاقت رو با تک هندزفری بلوتوثی سمت چپ گوش می‌دادم،

    یه نفر اومد سمت راستم، اجازه گرفت و کنارم نشست،

    و یه راهنمایی خواست.

    موقعی که داشت توضیح می‌داد،

    دقیقاً با اون موضوعی که تو هندزفری گوش می‌دادم

    و استاد توضیح می‌داد و من بهش فکر می‌کردم، یکی بود!

    در واقع اون فرد با سؤالش، جواب رو به من گفت.

    ◎من هر وقت در مورد یه موضوعی تو سایت می‌خونم،

    خداوند یه نمونه‌ی عینی و مثالش رو تو زندگیم به‌صورت عملی میاره.

    مثلاً یکی دو روز قبل، من داشتم درباره‌ی فرکانس شک و عدم تصمیم‌گیری فکر می‌کردم،

    که از چی نشأت می‌گیره و چه عواقبی داره (که اینجا جای تحلیلش نیست).

    همون شب یه مباحثه تو ذهنم شروع شد؛

    در مورد هدایت خدا

    ذهن می‌گفت:

    «شاید اشتباه کردی،

    نشونه‌ها رو عوضی فهمیدی.»

    داشت شک می‌ انداخت،

    و منم براش از دلایلم توضیح می‌دادم و مصمم گفتم:

    «من ادامه می‌دم و نمی‌تونی منو منصرف کنی.»

    خدا بهم گفته منم انجامش میدم

    چون شک داشتن، فرکانس بسیار مخربی داره.

    و امروز چقدر همزمانی رخ داد که استاد همین موضوع رو توضیح داد.

    ◎اوایل این مسیر نمی‌دونستم هدایت چطور کار می‌کنه.

    وقتی استاد می‌گفت:

    «من برای رفتن به اون‌طرف خیابون هم هدایت می‌گیرم»،

    برام عجیب بود چرا برا من کار نمیکنه.

    اما کم‌کم امتحانش کردم و دیدم جواب داد،

    و اون‌قدر جواب داد که باورم قوی شد،

    تا جایی که در اون مورد خاص،

    تا فکرشو می‌کنم، نشونه میاد و مسیر رو نشون می‌ده.

    ◎خواستم به خودم بگم:

    اگر اوایل که اومدم تو سایت و هیچی نمی‌فهمیدم

    یا در این مدت ول می‌کردم،

    آیا می‌تونستم این موضوعات رو درک کنم؟

    خیر.

    همون اصل خارپشتی؛

    پیوسته ادامه دادن باعث شد فهمم بهتر بشه.

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان نشانه‌ای وجود دارد.

    که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده،

    اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    آن نشانه چیست؟

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا،

    یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید،

    آن قدم چه می‌توانست باشد؟

    در مورد توضیح این سؤال برای خودم،

    بله، خیلی هدایت‌ها داره میاد که باید تو این زمینه ذهنی تغییر کنم.

    تا همین یکی دو هفته پیش فکر می‌کردم تغییر یعنی این‌که بری یه فیزیکی انجام بدی،

    مثلاً خداوند بهم گفته:

    «این هدف رو بگیر و برو.»

    و منم اون ایده رو دارم عمل می‌کنم.

    اما بعدش به درکی رسیدم که اون فقط قدم اول بوده.

    در واقع مهم‌تر اینه که در سطح ذهنی،

    من باید مهاجرت کنم،

    و ترمزهایی که مثل سیم‌خاردار به زندگیم چسبیدن رو قطع کنم.

    یعنی تغییر من در سطح ذهنی آغاز میشه،

    و خدا نشون داده که این‌جاها مشکل اصلی هست

    و باید رفعش کنم.

    حالا خودش داره مسیر رو روشن میکنه،

    و همه‌ی این‌ها منو به نقطه‌ای رسونده که باید روی این باور کار کنم که:

    من خالق زندگیم هستم (اصل).

    چطوری؟هرچی بیشتر درک میکنم و جلوتر میرم

    به این باور هدایت میشم و نشونه میده که خیلی مهمه

    و دارم می‌بینم،

    کار کردن روی این باور واقعاً یه معجزه است

    و داره جهانم رو عوض می‌کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1893 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ای رب الاربابم،هدایتگرم باش در این مسیر .

    خلاصه گفتگو استاد با دوستان

    گام 11پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    گفتگوبانگین

    هدایتم به سمت شما یه جوری فرایند خیلی عجیبی بوده.

    بعضی وقتا که ما به عقب برمی گردیم و گذشته رو نگاه می‌کنیم ،می‌بینیم که یک چیزی دردرونمون اون ته ته ذهنمون شاید یک روزی می‌خواستیمش و به خاطر همون یه خواسته کوچیک هدایت شدیم هدایت شدیم ویژه آدم‌های سر راهمون قرار گرفتند که به اون خواسته برسیم.

    من همیشه در درون خودم همیشه احساس می‌کردم که یک سری چیزها رو می‌خوام بدونم،ولی نمی‌دونم چه جوری می‌تونم یادشون بگیرم یا از کی بپرسم.

    توی خودم یه چیزهایی رو می‌دونستم درسته ولی هیچ وقت نمی‌تونستم دفاع بکنم یا مثلاً،دلیل خیلی مستندی داشته باشم برای اینکه حرفم درسته یا بخوام ثابتشون کنم.

    من دانشگاه اصفهان درس می‌خوندم و یک تجربه تلخی داشتم درون دانشگاه،و اون درس رو تموم کردم و وقتی برگشتم به تهران،بچه‌های دیگر که می‌دیدم درس می‌خونند،و خیلی خوشحالند.

    من همیشه غبطه می‌خوردم و حسرت می‌خوردم که هیچ وقت نمی‌ذاشت که دوباره تجربه کنم.

    دیروز گفتم بزار یه بار دیگه بخونم،و تجربه کنم.

    و خیلی مقاومت داشتم.

    با کاردانی شروع کردم و دیدن چقدر خوبه واستاد چقدر خوبه و خیلی دوست داشتم اون ارتباط رو بگیرم و بهم خوش بگذره.

    و اون اتفاق افتاد و دیدم این تغییر ،چقدر من مقاومت داشتم .

    بعدها فهمیدم، اون دلشوره،همونطور که گفتید ما یک قطب نمایی در درون خودمون داریم،که بهمون نشون میده، اون مسیر درست را از غلط.

    فایل‌های معرفی تندخوانی را که از شما از این دوست گرفتم خوندم.

    اولین مشکلم این بود که نمی‌تونستم نه بگم ،به یه کاری که مثلاً نمی‌خواستم انجام بدم و روم نمی‌شد بگم نه.

    اتفاقی که می‌افته کم کم آدم‌ها یی که با تو نیستم با توام فکر نیستم فرکانسشون با تو متفاوته خود به خود کمرنگ می‌شوند.

    به چیزهایی تو زندگی اتفاق می‌افته که براد عادی میشه و فکر نمی‌کنی یک روزی آرزو می‌کردی.

    الان مشکل من اهرم رنج لذت است که درست نمی‌تونم ازش استفاده کنم.

    آخرین تغییرم تغییر محل زندگیم بود

    و خدا قولم داد و می‌دونستم که همیشه داره نگاهم می‌کنه داره بهم کمک می‌کنه.

    هر روز سریال زندگی در بهشون می‌دیدم روی دوره‌ها کار می‌کردم.

    یه موقع‌هایی یه ترس‌هایی وجود داره یه دلشوره‌هایی هست می‌دونی باید انجامش بدی ولی نمی‌دونم چرا به تعویق می‌افتد.

    انگار هنوز اونقدر برام رنج‌آور نیست.

    آموزه‌ها تو همه حوزه‌ها جواب میده.

    اگر هر کاری که هستید ،قوانین روی همه چیز جواب میده،برای خودمون استفاده‌اش کنیم.

    خوبیش اینه که خدا را شکر،قوانین ثابتم و تغییر نمی‌کنند،و همیشه هستند همیشگیه وحداقل یه اطمینان قلبی وجود داره.

    پاسخ استاد به نگین

    خداوند که به بی‌نهایت طریق داره ما را هدایت می‌کنه همیشه.

    وقتی آدم عمل می‌کنه و الهاماتش خیلی درها باز میشه.

    یک سری آیه هست توی قرآن که میگه

    هر خیری به شما می‌رسه از طرف خداست

    و هر شری به شما می‌رسه از طرف خودتونه

    یعنی معناش اینه که خداوند،که جریان هستی فقط خیره.

    ما یک جریان بیشتر نداریم،فقط جریان خیر و خوبیه فقط جریان سلامتیه جریان خوشبختیه

    ولی ممکنه ما جلوی این جریان رو بگیریم خودمون بگیریم.

    چون این جریان جریان خوبیه،جریان نعمت جریان برکته،ولی ما با افکارمون با باورهامون جلوی این جریان رو می‌گیریم.

    اگر ما مقاومت نداشته باشیم،یه آهنگ ما میزاریم

    باید پارون ازت وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می‌برتت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.

    اگر که ما هدایت را بپذیریم و اگر ما مقاومت نداشته باشیم همون باورهای نادرست همون افکار منفی همون توجه به نکات منفی اگر اون‌ها رو نداشته باشیم اگر باورهامون درست باشه،خیلی ساده خداوند داره همه رو هدایت می‌کنه خیلی ساده هدایت میشیم به مسیرهای درست .

    یعنی تو مسیرهای درست قرار گرفتن مثل انداختن قایق توی رودخونه است .

    اگه قراره شده به دریا بری قرار نیست هیچ کاری بکنی،شما قایق را بنداز توی رودخونه،کار خاصی نکن جریان تو رو به دریا می‌بره.

    ولی مشکل اینجاست که ما خیلی مقاومت داریم برای باورهایی که داشتیم باورهایی که از گذشتگان به ما رسیده دلشوره هایی که داریم

    به محض اینکه ماآماده‌تر می‌شیم, رهاتر میشیم،خداوند را باور می‌کنیم و هدایتشو دریافت می‌کنی و عمل می‌کنیم مقاومت‌هامون رو کمتر می‌کنیم و خوشبین‌تر می‌شیم و تمرکز می‌کنی به زیبایی‌ها همه باورهامو کار می‌کنیم خیلی زود جریان‌ها رو به سمت زیبایی و خوشی و قشنگی بیشتر و بیشتر می‌بره و این تا ابد ادامه داره.

    قسمت اول گفتگو با دوستان

    خدایا سپاس برای گام 11

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: