این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-09 08:03:522025-11-10 17:47:45تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/21 ساعت 21:29
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش و این سایت الهی
واقعا که هیچ چیزی شانس و اتفاقی نیست و هر چیزی بستگی به باور و روند تکاملی و افکار خودمون داره…
یادمه به قول استاد به زمانی بحث بورس ایران بود و کریپتو داغ بود و ما هم بدون هیچ علمی وارد شدیم خلاصه البته با احتیاط وارد میشدم خلاصه مقداری سود کردم در بورس ایران و خلاصه ما که خارج شدیم کلا بورس داغون شد و بعد هم داخل ارز دیجیتال بدون هیچ علمی وارد شدیم مقداری سود و ضرر خلاصه گفتیم ادامه میدیم خلاصه که جلو رفتیم یادمه یک شب حدوداً 10شب یک سیگنال یکی از دوستان برای ما فرستاد من هم کل موجودی خودم رو گذاشتم روی این معامله و ساعت 3شب انگار یه الهام و حس به من گفت بلند شو از خواب و چک کن و وقتی چک کردم دیدم پولی که گذاشته بودم فقط 5میلیون باقی مونده و مابقی صفر شده و این سیگنال برای مثلاً چندین ساعت قبل تر بوده و ما اشتباه کردیم …
و نتیجه گیری اینکه به قول استاد ما همگی بدون هیچ علمی و اطلاعات خاصی یه شبه میخوایم پولدار بشیم روند رو نمیخوایم طی کنیم این میشه نتیجه که دیگه به حرف و حواشی توجه نکنی و فقط علاقه خودت رو دنبال کنی …..
خدایا شکرت امشب انرژی دادی اثری به جا گذاشتم شکرت….
داشتم به حواب سوال فکر میکردم یک تجربه ای تو ذهنم اومد مربوط به 8 سال پیش وقتی از مقطع کارشناسی فلرع التحصیل شدم بلافاصله رفتم دنبال کار و تونستم یک پروژه شخصی بگیرم اون پروژه رو انجام دادم ولی در نهایت نصف پول اون پروژه بمن پرداخت شد با چندین بهانه و بدون هیچ دلیل منطقی ای.
خیلی ناراحت شدم به عنوان اولین تجربه کاری بعد از درسم این اتفاق افتاد، هم خودم ناراحت شدم که محکم کاری نکردم و هم دیگران و خانواده سرزنشم کردن ولی گذشت و بعد از مدتی یکی از کارکنان شهرداری ای که همون پروژه رو براشون انجام داده بودم و بواسطه همون پروژه باهاشون آشنا شده بودم بهم زنگ زد یک پروژه جدید پیشنهاد داد و بعد ازون هم 3 تا پروژه دیگه گرفتم….اونم به خاطر همون پروژه ای که فکر میکردم یک شکست بود ولی مسیری بود که خدا پیش پام گذاشته بود و من اولش نمیدونستم و اصصلا هییچ تصوری نداشتم که قراره چه اتفاقی بیفته و این پروژه به ظاهر بد چه درهایی رو برای من باز میکنه و یک تکه از پازله…
بلی من چندین سال است که بااین مسیر و آموزه های استاد آشنا هستم
خوب نتایج هم به صورت یو یو بود
یه وقت خوب میشد میگفتم خوب داره جواب میده قانون
دوباره کم می شد نتایج و حتی بدتر از قبل هم میشد و در این مواقع دیگه میگفتم حتما خدا برای ما نمیخواد و این یعنی ناامیدی
و اینکه موفقیت شانسی و یا خدا برای یک نفر میخواد و برای دیگری نمیخواد
با اینکه فایل از استاد در این مورد که همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم و یا خدا برای ما هیچ چیز نمیخواد نه خوب نه بد وهر چیز ما بخوایم اونم برای ما میخواد.
ولی خوب من به نتایج خودم نگاه میکردم
به جای اینکه به خودم بیام و متوجه باشم که مشکل از من هست به خدا ربطش میدادم
از طرفی میگفتم من دارم فایل گوش میکنم حالا کم و بیش تمرین هم میکنم
دارم سپاسگذاری تقریبا روزانه هم مینویسم
حال هم خوبه پس مشکل از کجاست
مشکل از کانون توجه من بود وقتی میری تو چرخه ی کمبود و بدهی و ….…
واین موضوع هر چه جلوتر میرفتم بد تر میشد و دور باطل تکرار میشد.
خدایا تو منو هدایت کردی به این مسیر لطفا دیگه بیشتر به من حواست باشد تا از سپاسگذاران باشم
ایا در زندگیت موقعیتی را تجربه کرده ای که ابتدا ان را بدشانسی یا شکست میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه ای از خداوند بود تا مسیر درست رو پیدا کنی؟
الهی سپاس که دارم نفس میکشم و میتونم یک روز زیبای دیگه رو تجربه کنم، بهم فرصت اموختن و بزرگ شدن دادی.
قطعا در تمام لحظات زندگی همه ی ما به نحوی هدایت میشیم، زمانی برای رسیدن به هدفی باید یک تغییری در ما صورت بگیره، یا یک نکته ی کوچکی رو یاد بگیریم که تحول عظیمی رو در پی داره، در مرحله ی اول، همون اتفاق به ظاهر بد، حالمون رو میگیره، خودمون رو بدشانس میدونیم، اگه نتونیم کنترل ذهن کنیم، اگه نتونیم به برنامه و پلن خداوند اعتماد کنیم، مثل بقیه مردم فکر کنیم، راکد و ناامید بشینیم و به زمین و زمان بد و بیراه بگیم، یعنی یک توقف رو داریم تجربه میکنیم.
به نظرم اینجا میتونه نکته مهم زندگی هر فردی باشه، ایا با تجربه ی این حادثه به ظاهر سخت و غیر قابل حل، کنار میاد و ناامید میشه و در دنیای غم و ناامیدی غرق میشه، و طبق قانون با احساس بد، حوادث بد دیگه ای رو جذب میکنه، یا دوباره با اعتماد به رب و توکل دستش رو روی بازوش میذاره و بلند میشه و دوباره به سمت جلو حرکت میکنه. این بلند شدنه خیلی مهمه، اگه فقط یک تکون کوچولو به خودت بدی و با توکل و انرژی بلند بشی، جهان به قول استاد نود و نه قدم بعدی را برات برمیداره، راههایی باز میشه که از مسیر قبلی جذاب تر و شیرین تره، و به راحتی میتونی مدار بالاتر رو که شایستگیش رو داری رو تجربه کنی.
به خاطر میارم زمانی همسرم کارفرمای یک پروژه ی ساختمانی بود، در حین ساخت، ساختمان بغل ریزش کرد، به لطف پروردگار هیچ کسی اسیب ندید، حتی یک قطره خون از دماغ کسی هم نیومد، ولی ما باید خسارت مالی به صاحبخونه پرداخت میکردیم، خیلی برامون سخت و باورنکردنی بود، بخصوص همسرم، ولی از اون جایی که خداوند همیشه بهترین راه حل ها رو، بهترین پلن رو داره، اون اتفاق باعث شد تا ما با کمک پدر همسرم، اون خونه رو از صاحبش، بخریم، و پروژه ساختمانی بزرگتر و زیبا تری رقم بخوره، که در اینده با فروش اون اپارتمان ها، ثروت زیادی وارد زندگی ما بشه. و این همش بر میگرده به مهربانی و بخشندگی خداوند.
در اون لحظات، اگه ادم بتونه فقط یک کوچولو ایمانش رو نشون بده، تسلیم باشه و بگه الخیر فی ما وقع، به اسونی و معجزه وار بقیه ی کارها انجام میشه.
این یکی از خروارها معجزاتی بود که خیلی نقش پررنگی در ذهنم داره و برام به یادماندنی ترین خاطره زندگیم هست، هر زمان که در مسیر زندگی کم میارم، میخام ناامید بشم، مشرک بشم به قدرت پروردگارم، این خاطره به یادم میاره هیچ چیز و اتفاقی بدون حکمت نیست. فقط کافیه اعتماد کنیم و دوباره با انرژی مضاعفی شروع کنیم، با تجربه های گذشته، نیمی از مسیر طی شده، اگه فقط با برخورد به یک مانع به ظاهر بد و نادلخواه، ایمانمون رو حفظ کنیم پروازی عقاب گونه رو میتونیم تجربه کنیم.
الهی تسلیم و خدمتگزار توأم، الهی همه چیز را به تو میسپارم و به هر انچه که هست راضی و سپاسگزارم.
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
پروژه تغییر را در آغوش بگیر.قسمت 10
با سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام در این مسیر زیبا و هدایتگر
زمانی که ما مهاجرت کردیم به ترکیه برای اینکه بتونیم از اونجا به کشور کانادا مهاجرت کنیم،در مورد همه چیز به حساب خودمون تحقیق کرده بودیم و با دید باز که حتما کارهامون درست میشه و مطمئن که در عرض چند سال میتونیم از کشور ترکیه به کانادا بریم.وفتی ترکیه رفتیم مسائل زیادی پیش اومد و در واقع چک و لگدهای زیادی از جهان خوردیم و دست از پا درازتر برگشتیم و چون آگاهی نداشتیم، این شکست رو گذاشتیم رو حساب بد شانسی.
خدا رو شاکرم که اون شکست عمیق و سخت برای ما نشانه ای بود که الان میفهمیم که چه راههایی برامون باز شده و چه درسهایی گرفتیم
استاد عزیزم واقعا سپاسگزارم که چشم دل ما را به این آگاهی ها باز میکنید
جهان ، جهانی قانونمندی است . همه چیز براساس یک قانون است. هیچ چیزی شانسی وجود ندارد.
اگر کسی ره میبینی که ثروتمند شده پس لایقش بوده و در جایگاه درست قرار دارد.
تمرین
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
بلی ها دقیقا در موضوع کارکردن روی شخصیتم و خرید دوره عزت نفس بارها این موضوع را درک کردم که در اول بدشانسی و شکست فکرش میکردم اما بعدها فهمیدم که اون مسائل و مشکلات آمده بودن که مره تغییر بدن .
خداره صدهزار مرتبه شکر برای این همه آگاهی که درین سایت وجود دارد .
بر نور خدا عشق پاک خدا و انرژی ناب خداوندی که در ما و در جهان مان جاری هست و با به جریان انداختن آن در درونمان زندگی مان به زیبایی هرچه تمامتر می چرخد
خدایاشکرت که هستی شکر که قادر مطلق و خالق مطلقی شکر که هیج قدرتی بالاتر از قدرت تونیست و وقتی به تو وصلیم هیچ آسیبی بما نمیرسد و نخواهد رسید با تو که باشیم همه جهانم اگه بر علیه ما باشد تو راهی برای حفاطت از ما داری و هیچ احدی نمیتونه بما آسیبی بزنه
سلام به استاد بی نظیر و مریم عزیز
سلام به همه دوستان حاضر در این دوره بی نظیر
سلام بر تغییر سلااام بر رشد و پیشرفت بدون چک ولگد
خدایاشکرررررت که اینجام قسمت دهم فصل تغییر زندگی بدون چک و لگد
خدایاشکررررت که از تضادهای زیادی گذشتم تا به اینجا رسیدم شکرررر که تونستم پیام ترا بگیرم با چک و لگدهای کمتر تونستم تغییر مسیر بدم و براه درست هدایت بشم خداجونم شکررررر که مرا از تضاد اعتیاد به مواد مخدرات مشروبات اللکی برای همیشه نجات خیر عنایت کردی و بهم اهرم توحید و دادی تا راه برای برگشتم به آنها بسته شود تا زمانی اینجا با تو در کنار تو هستم که هرکز ازین راه بیرون نخواهم رفت راه برکشت به اعتیاد بسته شد به لطف تو همه پل ها رو برام تو شکوندی تا بر نگردم و این نتیجه گوش دادن به الهامات پاک الهی ات بود که ترا هزاران بار شکرگزارم
خدای من این روزها در این دوره میچرخم به داستان دوستان گوش میدم به حرفای توحیدی استاد گوش میدم دلم به طپش میوفته برای پولدارشدن برای موفقیتهای مالی دلم لک زده برای پول ساختن که گفتی راحتترین کار دنیاست دلم لک زده تا با قدرت توانایی های درونی خودم بتوانم پول بسازم من تا اینجا آمدم و هرگز عقب نشینی نخواهم کرد تا جواب نگیرم ول بکندم نیستم خدایا خودت منو رشد دادی خودت راه رو بهم نشون دادی دستمو گرفتی خودتو بهم نشون دادی گفتی چه قدرتی داری و چه توانایی هایی به من دادی که میتوانم به این قدرت وصل بشم و زندگیمو زیرورو کنم و از نوع بسازمش ولی خداجونم توانایی ام کمه زورم کمه بیشتر میخوام کمکم کنی بیشتر میخوام علم مرا افزایش بدی من تو تضاد مالی گیر کردم خیلی ساله هم بی پولی و هم سرماخوردگی بیخود داره تو زندگیم تکرار میشه میدونم این یعنی باور مالی و باور سلامتی من با خداوند مشکل داره ولی دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم هرکاری لازم بود خودت شاهدی اتجام دادم نقص زیاد دارم اینم میدونم ولی تو که نقص نداری تو که ایراد نداری من از نگاه تو کمک میخوام من از خواست تو کمک میخوام چون خواست من همش برایم فقیری بود و سرافکندگی و بیماری و حیرانی ولی خواست تو برایم همیشه بهترین بود و بهترین کلی موفقیت کسب کردم الا موفقیت مالی که در این بحره از زندگیم کم اوردم دست ترا میبوسم که باید کمکم کنی راه نداره خدایا بهم گفتی ازت جدا نشم از سایت دور نشم فایل گوش بدم کامنت بخونم کامنت بنویسم تمرین کنم ورزش کنم پیاده روی کنم کردم همه روز با عشق نه با رنج دارم اینارو انجام میدم ولی میدونم گاهی در کانال شیطان هم هستم گاهی لغزش دارم و به عوامل شیطانی وابستگی دارم چیکار کنم که مدار فقر همینه در مدار فقر جز این نیست همینگه بیشتر روزم و اینجام بیشتر روزم و دارم رو باورهای توحیدیم کار میکنم خودت شاهدی ولی هنوز ضمیرناخودآگاهم از بی پولی و سرماخورگی پره که نتونستم موفق بشم پس من دیگه عاجزم من نمیتونم من به تنهایی این شیطان رجیم لعنتی و نمیتونم از حودم برونم تا تو کمکم نکنی خداجونم خودت شاهدی که امروز صبح ازت چی خواستم گفتم خداجونم تا امروز هر غلطی کردم هر کار نادرستی انجام دادم هر گناهی که کردم و مرا ببخش و گفتم مجید فراموشش کن از امروز بیا بیشتر آدم خوب باش و از بدی ها چشم بپوشون وارد خط قرمزهای خودت و خدا نشو و گفتم خدایا خودت کمکم کن من میخوام موفقیتهای بسیار مالی بدست بیارم موفقیت های بسبار سلامتی بدست بیارم و برای بدست آوردنشون خودت شاهدی که چقد تلاش کردم و چقد دارم تلاش میکنم میدونی چقد مسخره شدم و میشم چقد تحت فشارم که میگن کو جواب ایمانت کو اون خدایی که میگی میده میده کجا داد بهت ولی من خودت میدونی این حرفا ذره ای از ایمانم و کمک نکرد ناراحت شدم کم اوردم حرفی برای گفتن نداشتم ولی ناامیدهرگزززز شکست و هرگز نمیپذیرم چون من اومدم که پیروز بشم و مطمعنم که پیروز میشدم خدایا همچنان منتطرم منتطر امداد غیبی تو تا دستمو بگیره ببره اونجایی که نه غم باشه نه نگرانی باشه نه ترس من منتظر دستان قدرتمند تو هستم علم ثروتمندشدن را در من افزایش بده تا بدون هیچ زحمت و تقلایی بتوانم در مدار ثروت قرار بگیرم و به مغناطیس جذب ثروت تبدیل شوم منم تو زندگیم باخت زیاد داشتم سوخت زیاد داشتم نفهمیدم نسنجیده عمل کردم ولی حالا که بهم فهموندی که داستان چیه خودت بیا منو بلندم کن خودت بهم قدرت بده خودت بهم توانایی بده تا از هیچ تورمی هیچ قدرتی نترسم و خودم و به عقب نرانم الهی شکررررت من امدم که موفق بشم اگه ننیخواستم موفق بشم که تو همون فقیری بدون آگاهی میموندم لازم نبود بیام اینجا اینارو بفهمم و شکست و فقیری را بپذیرم حالا که بهم فهموندی خودتم باید هولم بدی تا از مدارفقر که مدار شیطان هست به سمت ثروت که مدار خدا هست ببری من بهت اجازه میدم از همینجا اینو ثبت میکنم و آماده ام تا بیای منو ببری جایی که آرامش هست و شادی هست و حال خوب
خدایاشکررررررت خدایاشکررررررت خدایاشکررررت
الهی شکر که بهم جرات دادی تا اینجوری ازت بخوام شکرت شکرت شکرت
خدایا دوستت دارم عاشقتم و می بوسمتتتتتت
چون خودتم میدونی برای انجام و اجابت این خواسته ام تو فقط تو خود خود خود تو برایم هم بهترینی هم کافی ترینی
بله اینو خودت گفتی که آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟؟؟؟
بله هزار البته صدرصددددد که تو برایم کافی هستی تا ترا دارم به هیچ قدرتی نیازی ندارم خدایا به هر خیری از جانب تو به من برسه را همین الان الساعه سخت سخت محتاجم.
سلام و صد سلام از تهران زیبا به استاد عزیزم، خانم شایستهی بینهایت دوستداشتنی و همهی دوستای خوبم
چقدر این جملهی استاد منو به فکر فرو برد:
«هر کسی که تو این دنیا به شانس و بخت و اقبال اعتقاد داشته باشه، حتماً چک و لگدهاش رو از جهان میخوره.»
چرا؟
به یه دلیل ساده: چون ما نتیجهی باورهامون رو توی زندگیمون میبینیم.
من قبل از آشنایی با استاد، دوتا خریتِ محض درست بر اساس همین باور انجام دادم که باید شانسی پولدار شد!
اولیش برمیگرده به زمانی که با یه شرکت هرمی آشنا شدم. دو ماه سود گرفتم و خیلی خوشحال بودم… از ماه بعدش شرکت کلاً نیست و نابود شد!
دومیش هم برمیگرده به همون دوران بورس.
وای به خدا خندهداره!
پولی که با همسرم از بورس درآورده بودیم، رفتیم باهاش نصف یه سهم از یه بیمارستان در حال ورشکستگی خریدیم!
خب اینکه چی شد دیگه مشخصه و نیازی به تعریف ادامهی داستان نیست!
وقتی با استاد آشنا شدم، کمکم فهمیدم داستان از چه قراره؛ فهمیدم قانون چیه و دنیا حسابوکتاب داره.
و اصلاً بر اساس شانس و بخت و اقبال نمیچرخه.
اصلاً اگه این جهان قرار بود شانسی اداره بشه، مگه سنگ رو سنگ بند میشد؟
مگه میشد شانسی این همه ستاره و سیاره و کهکشان رو مدیریت کرد؟
همین دو تا اتفاق مالی بد تو زندگیم کاری کرد که همهی تمرکزم بره روی «خلق ثروت»، نه اینکه با شانس و اقبال بخوام سرمایهم رو بیشتر کنم.
تصمیم گرفتم از مسیر خلق ثروت جلو برم؛ مسیری که منو از نظر شخصیتی رشد میده و ظرف وجودیم رو بزرگتر میکنه.
و جالبه که درست تو همین مسیر، خواستههام یکییکی و آرومآروم وارد زندگیم شدن.
بعد از اون ضرر خیلی بزرگی که بابت خرید سهام بیمارستان کردیم، همون سال اول تونستم روی پای خودم بایستم و شکر خدا بیشتر از اون مبلغ رو تو عرض یک سال دربیارم، و سالهای بعد هم هی بیشتر و بیشتر شد.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سرزمین توحیدی عباس منش تا با درک قوانین ثابت جهان هستی خالق تمام عیار خواسته هام باشم
هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی….
مثال من برای اوایل سال 97 که چندین ماه بود به صورت جدی با آگاهی های توحیدی استاد عباس منش آشنا شده بودم و رو خودم کار میکردم ، پراز انگیزه برای تغییر شرایط زندگیم بودم چون در همه ی زمینه ها شدیدا نیاز به تغییر رو احساس میکردم
اون زمان با دست خالی و بدون مدرک و بدون پول و پارتی شروع کرده بودم به اجرا،از باشگاه کوچیک دوستم شروع کرده بودم و بعد گام بزرگتری برداشته بودم و رفته بودم سراغ شهرداری شهرمون و به کمک شورای شهر سالنی گرفته بودم و سمینار برگزار میکردم و آموزش میدادم و پول درمیآوردم ، کارم داشت وسیع میشدو تبلیغات مو تو سطح شهر پخش کرده بودم و قرار بود تو مرداد ماه همون سال 97 بزرگترین اجرامو داشته باشم همه ی کارهامو انجام داده بودم و شاگردهای قبلیم همه دوستانشون رو دعوت کرده بودن و خلاصه من با شادی و نشاط منتظر رسیدن روز و زمان اون سمینار باشکوه بودم که یک ساعت قبل از اجرا ، از طرف شهرداری بهم زنگ زدن که نمیتونی اجرا کنی و سالن رو بستن تا مراجعه کننده ها و مدعوین نتونن وارد بشن
اصصصلا باورم نمیشد این اتفاق برام افتاده باشه چون بنظر خودم گام به گام داشتم با درس های این سایت پیش میرفتم
راستش نمیتونستم برم دم سالن ببینم موضوع چیه چون شاگردام و دوستاشون و خانوادم و کسانی که تبلیغاتمو دیده بودن همه اومده بودن و پشت در بودن و اگر منو میدیدن من جوابی برای این کنسلی نداشتم
فردا صبحش رفتم پیش مرجع مربوط و ایشون گفت کاری از دستم بر نمیاد چون تو مدرک مرتبط با اجرات نداری راستش من حتی مدرک تحصیلی درست حسابی هم نداشتم چون دیپلمه بودم و فقط به پشتوانه اینکه استاد تونسته منم میتونم پیش رفته بودم
همون روز تو اینترنت دنبال گرفتن مدرک رفتم و درست مطابق قانون جهان باهام همکاری کرد و هدایت شدم به دانشگاه تهران که فرداش کلاس های اون حوزه داشت برگذار میشد که رفتم ثبت نام کردم و شیش ماه با وجود داشتن بچه ی کوچیک بدون وسیله و با اتوبوس بین دو استان تهران و قزوین در رفتو آمد بودم تاآموزش دیدم و مدارک مربوط رو گرفتم و با دست پر اومدم شروع به اجرا کردم و هم زمان ادامه تحصیل دادم و کارشناسی هم گرفتم و اجراهام به دانشگاه ها هم کشیده شد و من با اولین نشانه حسابی پرواز کردم
بجای بغل کردن زانوی غم ، پاشدم و تصحیح مسیر کردم و رشدکردمو پاسخش رو هم به نحو احسنت دریافت کردم
امروز صبح تو تمرین ستاره ی قطبیم داشتم از موهبت هایی که خداوند بهم داده مینوشتم و متوجه شدم من چقدر آسانم برای آسانی ها و بعدش متوجه شدم که من از طریق این آگاهی ها یادگرفتم که خیلی جاها با اولین نشانه ها خودمو ارتقاء بدم برای همینه که آسان هستم برای آسانی ها و کارهام به آسانی پیش میره چون خودم خودمو بهبود میدم و نمیزارم کار به چکو لگد برسه
واقعاتاقبل از امروز صبح فکر نمیکردم که انقدر عالی این قانون رو اجرا میکنم ، واقعا این نوشتن ها معجزه میکنه
خیلی سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین ، من واقعا تمااااااام زندگیم براین اساس پیش میره واگر این آگاهی ها نباشه حتی برای لحظه ای این زندگی رو نمیخوام
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر
استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
ماریای عزیزم ، دختر فوق العاده ، دخترشجاع ازت سپاسگزارم که طبق قوانین زندگی میکنی و خوب زندگی میکنی
خدایا منو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/21 ساعت 21:29
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش و این سایت الهی
واقعا که هیچ چیزی شانس و اتفاقی نیست و هر چیزی بستگی به باور و روند تکاملی و افکار خودمون داره…
یادمه به قول استاد به زمانی بحث بورس ایران بود و کریپتو داغ بود و ما هم بدون هیچ علمی وارد شدیم خلاصه البته با احتیاط وارد میشدم خلاصه مقداری سود کردم در بورس ایران و خلاصه ما که خارج شدیم کلا بورس داغون شد و بعد هم داخل ارز دیجیتال بدون هیچ علمی وارد شدیم مقداری سود و ضرر خلاصه گفتیم ادامه میدیم خلاصه که جلو رفتیم یادمه یک شب حدوداً 10شب یک سیگنال یکی از دوستان برای ما فرستاد من هم کل موجودی خودم رو گذاشتم روی این معامله و ساعت 3شب انگار یه الهام و حس به من گفت بلند شو از خواب و چک کن و وقتی چک کردم دیدم پولی که گذاشته بودم فقط 5میلیون باقی مونده و مابقی صفر شده و این سیگنال برای مثلاً چندین ساعت قبل تر بوده و ما اشتباه کردیم …
و نتیجه گیری اینکه به قول استاد ما همگی بدون هیچ علمی و اطلاعات خاصی یه شبه میخوایم پولدار بشیم روند رو نمیخوایم طی کنیم این میشه نتیجه که دیگه به حرف و حواشی توجه نکنی و فقط علاقه خودت رو دنبال کنی …..
خدایا شکرت امشب انرژی دادی اثری به جا گذاشتم شکرت….
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)
درود و محبت به استادجان و همه دوستان عزیزم
داشتم به حواب سوال فکر میکردم یک تجربه ای تو ذهنم اومد مربوط به 8 سال پیش وقتی از مقطع کارشناسی فلرع التحصیل شدم بلافاصله رفتم دنبال کار و تونستم یک پروژه شخصی بگیرم اون پروژه رو انجام دادم ولی در نهایت نصف پول اون پروژه بمن پرداخت شد با چندین بهانه و بدون هیچ دلیل منطقی ای.
خیلی ناراحت شدم به عنوان اولین تجربه کاری بعد از درسم این اتفاق افتاد، هم خودم ناراحت شدم که محکم کاری نکردم و هم دیگران و خانواده سرزنشم کردن ولی گذشت و بعد از مدتی یکی از کارکنان شهرداری ای که همون پروژه رو براشون انجام داده بودم و بواسطه همون پروژه باهاشون آشنا شده بودم بهم زنگ زد یک پروژه جدید پیشنهاد داد و بعد ازون هم 3 تا پروژه دیگه گرفتم….اونم به خاطر همون پروژه ای که فکر میکردم یک شکست بود ولی مسیری بود که خدا پیش پام گذاشته بود و من اولش نمیدونستم و اصصلا هییچ تصوری نداشتم که قراره چه اتفاقی بیفته و این پروژه به ظاهر بد چه درهایی رو برای من باز میکنه و یک تکه از پازله…
هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب
باشد اندرپرده بازی های پنهان ، غم مخور
( حافظ)
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست
سلام به استاد عزیز
سلام دوستان
بلی من چندین سال است که بااین مسیر و آموزه های استاد آشنا هستم
خوب نتایج هم به صورت یو یو بود
یه وقت خوب میشد میگفتم خوب داره جواب میده قانون
دوباره کم می شد نتایج و حتی بدتر از قبل هم میشد و در این مواقع دیگه میگفتم حتما خدا برای ما نمیخواد و این یعنی ناامیدی
و اینکه موفقیت شانسی و یا خدا برای یک نفر میخواد و برای دیگری نمیخواد
با اینکه فایل از استاد در این مورد که همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم و یا خدا برای ما هیچ چیز نمیخواد نه خوب نه بد وهر چیز ما بخوایم اونم برای ما میخواد.
ولی خوب من به نتایج خودم نگاه میکردم
به جای اینکه به خودم بیام و متوجه باشم که مشکل از من هست به خدا ربطش میدادم
از طرفی میگفتم من دارم فایل گوش میکنم حالا کم و بیش تمرین هم میکنم
دارم سپاسگذاری تقریبا روزانه هم مینویسم
حال هم خوبه پس مشکل از کجاست
مشکل از کانون توجه من بود وقتی میری تو چرخه ی کمبود و بدهی و ….…
واین موضوع هر چه جلوتر میرفتم بد تر میشد و دور باطل تکرار میشد.
خدایا تو منو هدایت کردی به این مسیر لطفا دیگه بیشتر به من حواست باشد تا از سپاسگذاران باشم
و
مهری
به نام خالق زیباییها، افریدگار بی همتا
سلام به بهترین استادم و دوستان عزیز توحیدیم
تغییر را در آغوش بگیر گام نهم
ایا در زندگیت موقعیتی را تجربه کرده ای که ابتدا ان را بدشانسی یا شکست میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه ای از خداوند بود تا مسیر درست رو پیدا کنی؟
الهی سپاس که دارم نفس میکشم و میتونم یک روز زیبای دیگه رو تجربه کنم، بهم فرصت اموختن و بزرگ شدن دادی.
قطعا در تمام لحظات زندگی همه ی ما به نحوی هدایت میشیم، زمانی برای رسیدن به هدفی باید یک تغییری در ما صورت بگیره، یا یک نکته ی کوچکی رو یاد بگیریم که تحول عظیمی رو در پی داره، در مرحله ی اول، همون اتفاق به ظاهر بد، حالمون رو میگیره، خودمون رو بدشانس میدونیم، اگه نتونیم کنترل ذهن کنیم، اگه نتونیم به برنامه و پلن خداوند اعتماد کنیم، مثل بقیه مردم فکر کنیم، راکد و ناامید بشینیم و به زمین و زمان بد و بیراه بگیم، یعنی یک توقف رو داریم تجربه میکنیم.
به نظرم اینجا میتونه نکته مهم زندگی هر فردی باشه، ایا با تجربه ی این حادثه به ظاهر سخت و غیر قابل حل، کنار میاد و ناامید میشه و در دنیای غم و ناامیدی غرق میشه، و طبق قانون با احساس بد، حوادث بد دیگه ای رو جذب میکنه، یا دوباره با اعتماد به رب و توکل دستش رو روی بازوش میذاره و بلند میشه و دوباره به سمت جلو حرکت میکنه. این بلند شدنه خیلی مهمه، اگه فقط یک تکون کوچولو به خودت بدی و با توکل و انرژی بلند بشی، جهان به قول استاد نود و نه قدم بعدی را برات برمیداره، راههایی باز میشه که از مسیر قبلی جذاب تر و شیرین تره، و به راحتی میتونی مدار بالاتر رو که شایستگیش رو داری رو تجربه کنی.
به خاطر میارم زمانی همسرم کارفرمای یک پروژه ی ساختمانی بود، در حین ساخت، ساختمان بغل ریزش کرد، به لطف پروردگار هیچ کسی اسیب ندید، حتی یک قطره خون از دماغ کسی هم نیومد، ولی ما باید خسارت مالی به صاحبخونه پرداخت میکردیم، خیلی برامون سخت و باورنکردنی بود، بخصوص همسرم، ولی از اون جایی که خداوند همیشه بهترین راه حل ها رو، بهترین پلن رو داره، اون اتفاق باعث شد تا ما با کمک پدر همسرم، اون خونه رو از صاحبش، بخریم، و پروژه ساختمانی بزرگتر و زیبا تری رقم بخوره، که در اینده با فروش اون اپارتمان ها، ثروت زیادی وارد زندگی ما بشه. و این همش بر میگرده به مهربانی و بخشندگی خداوند.
در اون لحظات، اگه ادم بتونه فقط یک کوچولو ایمانش رو نشون بده، تسلیم باشه و بگه الخیر فی ما وقع، به اسونی و معجزه وار بقیه ی کارها انجام میشه.
این یکی از خروارها معجزاتی بود که خیلی نقش پررنگی در ذهنم داره و برام به یادماندنی ترین خاطره زندگیم هست، هر زمان که در مسیر زندگی کم میارم، میخام ناامید بشم، مشرک بشم به قدرت پروردگارم، این خاطره به یادم میاره هیچ چیز و اتفاقی بدون حکمت نیست. فقط کافیه اعتماد کنیم و دوباره با انرژی مضاعفی شروع کنیم، با تجربه های گذشته، نیمی از مسیر طی شده، اگه فقط با برخورد به یک مانع به ظاهر بد و نادلخواه، ایمانمون رو حفظ کنیم پروازی عقاب گونه رو میتونیم تجربه کنیم.
الهی تسلیم و خدمتگزار توأم، الهی همه چیز را به تو میسپارم و به هر انچه که هست راضی و سپاسگزارم.
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
خدای مهربونم شکرت که هر آنچه دارم از آن توست
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
پروژه تغییر را در آغوش بگیر.قسمت 10
با سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام در این مسیر زیبا و هدایتگر
زمانی که ما مهاجرت کردیم به ترکیه برای اینکه بتونیم از اونجا به کشور کانادا مهاجرت کنیم،در مورد همه چیز به حساب خودمون تحقیق کرده بودیم و با دید باز که حتما کارهامون درست میشه و مطمئن که در عرض چند سال میتونیم از کشور ترکیه به کانادا بریم.وفتی ترکیه رفتیم مسائل زیادی پیش اومد و در واقع چک و لگدهای زیادی از جهان خوردیم و دست از پا درازتر برگشتیم و چون آگاهی نداشتیم، این شکست رو گذاشتیم رو حساب بد شانسی.
خدا رو شاکرم که اون شکست عمیق و سخت برای ما نشانه ای بود که الان میفهمیم که چه راههایی برامون باز شده و چه درسهایی گرفتیم
استاد عزیزم واقعا سپاسگزارم که چشم دل ما را به این آگاهی ها باز میکنید
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
پروژه تغییر جلسه دهم
جهان ، جهانی قانونمندی است . همه چیز براساس یک قانون است. هیچ چیزی شانسی وجود ندارد.
اگر کسی ره میبینی که ثروتمند شده پس لایقش بوده و در جایگاه درست قرار دارد.
تمرین
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟
بلی ها دقیقا در موضوع کارکردن روی شخصیتم و خرید دوره عزت نفس بارها این موضوع را درک کردم که در اول بدشانسی و شکست فکرش میکردم اما بعدها فهمیدم که اون مسائل و مشکلات آمده بودن که مره تغییر بدن .
خداره صدهزار مرتبه شکر برای این همه آگاهی که درین سایت وجود دارد .
روز 15 از دوره «تغییر رو در آغوش بگیر» هستم، جلسه دهم.
دیروز تمرینات رو انجام ندادم و فرکانسم نوسان داشت، اما مهم اینه که برگشتم و ادامه میدم.
موضوع تمرین:
موقعیتی در زندگی که اول فکر کردم «بدشانسی» یا «شکست» بوده، ولی بعد فهمیدم نشونهی خدا بوده تا مسیر درست رو پیدا کنم.
برای من این تجربه برمیگرده به زمان فوقلیسانس در ترکیه.
اون موقع فرصتهای خیلی خوبی برای ادامه تحصیل یا رفتن به اروپا داشتم، اما بهخاطر چندتا عامل بزرگ اون فرصتها رو از دست دادم:
نسپاسی، کنترل نکردن خشم، نداشتن برنامهریزی درست، و اینکه روتین ورزشی و نظم روزانه نداشتم.
اون زمان خیلی ناراحت بودم، فکر میکردم شکست خوردم.
ولی بعدها فهمیدم این اتفاقها یک نشونه بوده.
فهمیدم که هر جایی بخوام زندگی کنم، میتونم سریع یک کار ساده پیدا کنم — مثل گارسونی، فروشندگی و… — و همزمان روی مهارتهام و روی خودسازی کار کنم.
این فقط مخصوص خارج نیست؛ حتی همین الان هم در کشور خودم میتونم درآمد اولیه داشته باشم و در کنارش روی مهارتهام کار کنم تا آماده مهاجرت بشم.
بزرگترین درس من:
کنترل رفتار، کنترل خشم، و کم کردن ارتباط با آدمهایی که آگاه نیستن، مخصوصاً اول مسیر تغییر.
دقیقاً مثل زبان انگلیسی—وقتی در سطح پایه هستی، باید مراقب ورودیهات باشی.
همهچیز به این برمیگرده که حال خوبم رو حفظ کنم و روی تغییر درونی تمرکز کنم.
از خدا خواستم هر روز ایمانم رو قویتر کنه، من رو عملگرا نگه داره، و به سمتی هدایت کنه که ثروت مالی، آرامش و آینده روشن در اون کشور باشه.
حتی به ساعتهایی که با بقیه حرف میزنم دقت میکنم—چون میخوام ارتباطاتم مثبت باشه و ذهن و روحم رو تقویت کنه.
سلااااام و سپااااااس
بر نور خدا عشق پاک خدا و انرژی ناب خداوندی که در ما و در جهان مان جاری هست و با به جریان انداختن آن در درونمان زندگی مان به زیبایی هرچه تمامتر می چرخد
خدایاشکرت که هستی شکر که قادر مطلق و خالق مطلقی شکر که هیج قدرتی بالاتر از قدرت تونیست و وقتی به تو وصلیم هیچ آسیبی بما نمیرسد و نخواهد رسید با تو که باشیم همه جهانم اگه بر علیه ما باشد تو راهی برای حفاطت از ما داری و هیچ احدی نمیتونه بما آسیبی بزنه
سلام به استاد بی نظیر و مریم عزیز
سلام به همه دوستان حاضر در این دوره بی نظیر
سلام بر تغییر سلااام بر رشد و پیشرفت بدون چک ولگد
خدایاشکرررررت که اینجام قسمت دهم فصل تغییر زندگی بدون چک و لگد
خدایاشکررررت که از تضادهای زیادی گذشتم تا به اینجا رسیدم شکرررر که تونستم پیام ترا بگیرم با چک و لگدهای کمتر تونستم تغییر مسیر بدم و براه درست هدایت بشم خداجونم شکررررر که مرا از تضاد اعتیاد به مواد مخدرات مشروبات اللکی برای همیشه نجات خیر عنایت کردی و بهم اهرم توحید و دادی تا راه برای برگشتم به آنها بسته شود تا زمانی اینجا با تو در کنار تو هستم که هرکز ازین راه بیرون نخواهم رفت راه برکشت به اعتیاد بسته شد به لطف تو همه پل ها رو برام تو شکوندی تا بر نگردم و این نتیجه گوش دادن به الهامات پاک الهی ات بود که ترا هزاران بار شکرگزارم
خدای من این روزها در این دوره میچرخم به داستان دوستان گوش میدم به حرفای توحیدی استاد گوش میدم دلم به طپش میوفته برای پولدارشدن برای موفقیتهای مالی دلم لک زده برای پول ساختن که گفتی راحتترین کار دنیاست دلم لک زده تا با قدرت توانایی های درونی خودم بتوانم پول بسازم من تا اینجا آمدم و هرگز عقب نشینی نخواهم کرد تا جواب نگیرم ول بکندم نیستم خدایا خودت منو رشد دادی خودت راه رو بهم نشون دادی دستمو گرفتی خودتو بهم نشون دادی گفتی چه قدرتی داری و چه توانایی هایی به من دادی که میتوانم به این قدرت وصل بشم و زندگیمو زیرورو کنم و از نوع بسازمش ولی خداجونم توانایی ام کمه زورم کمه بیشتر میخوام کمکم کنی بیشتر میخوام علم مرا افزایش بدی من تو تضاد مالی گیر کردم خیلی ساله هم بی پولی و هم سرماخوردگی بیخود داره تو زندگیم تکرار میشه میدونم این یعنی باور مالی و باور سلامتی من با خداوند مشکل داره ولی دیگه نمیدونم چیکار باید بکنم هرکاری لازم بود خودت شاهدی اتجام دادم نقص زیاد دارم اینم میدونم ولی تو که نقص نداری تو که ایراد نداری من از نگاه تو کمک میخوام من از خواست تو کمک میخوام چون خواست من همش برایم فقیری بود و سرافکندگی و بیماری و حیرانی ولی خواست تو برایم همیشه بهترین بود و بهترین کلی موفقیت کسب کردم الا موفقیت مالی که در این بحره از زندگیم کم اوردم دست ترا میبوسم که باید کمکم کنی راه نداره خدایا بهم گفتی ازت جدا نشم از سایت دور نشم فایل گوش بدم کامنت بخونم کامنت بنویسم تمرین کنم ورزش کنم پیاده روی کنم کردم همه روز با عشق نه با رنج دارم اینارو انجام میدم ولی میدونم گاهی در کانال شیطان هم هستم گاهی لغزش دارم و به عوامل شیطانی وابستگی دارم چیکار کنم که مدار فقر همینه در مدار فقر جز این نیست همینگه بیشتر روزم و اینجام بیشتر روزم و دارم رو باورهای توحیدیم کار میکنم خودت شاهدی ولی هنوز ضمیرناخودآگاهم از بی پولی و سرماخورگی پره که نتونستم موفق بشم پس من دیگه عاجزم من نمیتونم من به تنهایی این شیطان رجیم لعنتی و نمیتونم از حودم برونم تا تو کمکم نکنی خداجونم خودت شاهدی که امروز صبح ازت چی خواستم گفتم خداجونم تا امروز هر غلطی کردم هر کار نادرستی انجام دادم هر گناهی که کردم و مرا ببخش و گفتم مجید فراموشش کن از امروز بیا بیشتر آدم خوب باش و از بدی ها چشم بپوشون وارد خط قرمزهای خودت و خدا نشو و گفتم خدایا خودت کمکم کن من میخوام موفقیتهای بسیار مالی بدست بیارم موفقیت های بسبار سلامتی بدست بیارم و برای بدست آوردنشون خودت شاهدی که چقد تلاش کردم و چقد دارم تلاش میکنم میدونی چقد مسخره شدم و میشم چقد تحت فشارم که میگن کو جواب ایمانت کو اون خدایی که میگی میده میده کجا داد بهت ولی من خودت میدونی این حرفا ذره ای از ایمانم و کمک نکرد ناراحت شدم کم اوردم حرفی برای گفتن نداشتم ولی ناامیدهرگزززز شکست و هرگز نمیپذیرم چون من اومدم که پیروز بشم و مطمعنم که پیروز میشدم خدایا همچنان منتطرم منتطر امداد غیبی تو تا دستمو بگیره ببره اونجایی که نه غم باشه نه نگرانی باشه نه ترس من منتظر دستان قدرتمند تو هستم علم ثروتمندشدن را در من افزایش بده تا بدون هیچ زحمت و تقلایی بتوانم در مدار ثروت قرار بگیرم و به مغناطیس جذب ثروت تبدیل شوم منم تو زندگیم باخت زیاد داشتم سوخت زیاد داشتم نفهمیدم نسنجیده عمل کردم ولی حالا که بهم فهموندی که داستان چیه خودت بیا منو بلندم کن خودت بهم قدرت بده خودت بهم توانایی بده تا از هیچ تورمی هیچ قدرتی نترسم و خودم و به عقب نرانم الهی شکررررت من امدم که موفق بشم اگه ننیخواستم موفق بشم که تو همون فقیری بدون آگاهی میموندم لازم نبود بیام اینجا اینارو بفهمم و شکست و فقیری را بپذیرم حالا که بهم فهموندی خودتم باید هولم بدی تا از مدارفقر که مدار شیطان هست به سمت ثروت که مدار خدا هست ببری من بهت اجازه میدم از همینجا اینو ثبت میکنم و آماده ام تا بیای منو ببری جایی که آرامش هست و شادی هست و حال خوب
خدایاشکررررررت خدایاشکررررررت خدایاشکررررت
الهی شکر که بهم جرات دادی تا اینجوری ازت بخوام شکرت شکرت شکرت
خدایا دوستت دارم عاشقتم و می بوسمتتتتتت
چون خودتم میدونی برای انجام و اجابت این خواسته ام تو فقط تو خود خود خود تو برایم هم بهترینی هم کافی ترینی
بله اینو خودت گفتی که آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟؟؟؟؟
بله هزار البته صدرصددددد که تو برایم کافی هستی تا ترا دارم به هیچ قدرتی نیازی ندارم خدایا به هر خیری از جانب تو به من برسه را همین الان الساعه سخت سخت محتاجم.
با نام و یاد فرمانروای مطلق جهان
سلام و صد سلام از تهران زیبا به استاد عزیزم، خانم شایستهی بینهایت دوستداشتنی و همهی دوستای خوبم
چقدر این جملهی استاد منو به فکر فرو برد:
«هر کسی که تو این دنیا به شانس و بخت و اقبال اعتقاد داشته باشه، حتماً چک و لگدهاش رو از جهان میخوره.»
چرا؟
به یه دلیل ساده: چون ما نتیجهی باورهامون رو توی زندگیمون میبینیم.
من قبل از آشنایی با استاد، دوتا خریتِ محض درست بر اساس همین باور انجام دادم که باید شانسی پولدار شد!
اولیش برمیگرده به زمانی که با یه شرکت هرمی آشنا شدم. دو ماه سود گرفتم و خیلی خوشحال بودم… از ماه بعدش شرکت کلاً نیست و نابود شد!
دومیش هم برمیگرده به همون دوران بورس.
وای به خدا خندهداره!
پولی که با همسرم از بورس درآورده بودیم، رفتیم باهاش نصف یه سهم از یه بیمارستان در حال ورشکستگی خریدیم!
خب اینکه چی شد دیگه مشخصه و نیازی به تعریف ادامهی داستان نیست!
وقتی با استاد آشنا شدم، کمکم فهمیدم داستان از چه قراره؛ فهمیدم قانون چیه و دنیا حسابوکتاب داره.
و اصلاً بر اساس شانس و بخت و اقبال نمیچرخه.
اصلاً اگه این جهان قرار بود شانسی اداره بشه، مگه سنگ رو سنگ بند میشد؟
مگه میشد شانسی این همه ستاره و سیاره و کهکشان رو مدیریت کرد؟
همین دو تا اتفاق مالی بد تو زندگیم کاری کرد که همهی تمرکزم بره روی «خلق ثروت»، نه اینکه با شانس و اقبال بخوام سرمایهم رو بیشتر کنم.
تصمیم گرفتم از مسیر خلق ثروت جلو برم؛ مسیری که منو از نظر شخصیتی رشد میده و ظرف وجودیم رو بزرگتر میکنه.
و جالبه که درست تو همین مسیر، خواستههام یکییکی و آرومآروم وارد زندگیم شدن.
بعد از اون ضرر خیلی بزرگی که بابت خرید سهام بیمارستان کردیم، همون سال اول تونستم روی پای خودم بایستم و شکر خدا بیشتر از اون مبلغ رو تو عرض یک سال دربیارم، و سالهای بعد هم هی بیشتر و بیشتر شد.
در پناه ربالعالمین باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سرزمین توحیدی عباس منش تا با درک قوانین ثابت جهان هستی خالق تمام عیار خواسته هام باشم
هیچچیز در زندگی ما شانسی نیست هر شکست، نشانهای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.
تمرین این قسمت:
آیا در زندگیات موقعیتی را تجربه کردهای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» میدانستی، اما بعدها فهمیدی نشانهای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی….
مثال من برای اوایل سال 97 که چندین ماه بود به صورت جدی با آگاهی های توحیدی استاد عباس منش آشنا شده بودم و رو خودم کار میکردم ، پراز انگیزه برای تغییر شرایط زندگیم بودم چون در همه ی زمینه ها شدیدا نیاز به تغییر رو احساس میکردم
اون زمان با دست خالی و بدون مدرک و بدون پول و پارتی شروع کرده بودم به اجرا،از باشگاه کوچیک دوستم شروع کرده بودم و بعد گام بزرگتری برداشته بودم و رفته بودم سراغ شهرداری شهرمون و به کمک شورای شهر سالنی گرفته بودم و سمینار برگزار میکردم و آموزش میدادم و پول درمیآوردم ، کارم داشت وسیع میشدو تبلیغات مو تو سطح شهر پخش کرده بودم و قرار بود تو مرداد ماه همون سال 97 بزرگترین اجرامو داشته باشم همه ی کارهامو انجام داده بودم و شاگردهای قبلیم همه دوستانشون رو دعوت کرده بودن و خلاصه من با شادی و نشاط منتظر رسیدن روز و زمان اون سمینار باشکوه بودم که یک ساعت قبل از اجرا ، از طرف شهرداری بهم زنگ زدن که نمیتونی اجرا کنی و سالن رو بستن تا مراجعه کننده ها و مدعوین نتونن وارد بشن
اصصصلا باورم نمیشد این اتفاق برام افتاده باشه چون بنظر خودم گام به گام داشتم با درس های این سایت پیش میرفتم
راستش نمیتونستم برم دم سالن ببینم موضوع چیه چون شاگردام و دوستاشون و خانوادم و کسانی که تبلیغاتمو دیده بودن همه اومده بودن و پشت در بودن و اگر منو میدیدن من جوابی برای این کنسلی نداشتم
فردا صبحش رفتم پیش مرجع مربوط و ایشون گفت کاری از دستم بر نمیاد چون تو مدرک مرتبط با اجرات نداری راستش من حتی مدرک تحصیلی درست حسابی هم نداشتم چون دیپلمه بودم و فقط به پشتوانه اینکه استاد تونسته منم میتونم پیش رفته بودم
همون روز تو اینترنت دنبال گرفتن مدرک رفتم و درست مطابق قانون جهان باهام همکاری کرد و هدایت شدم به دانشگاه تهران که فرداش کلاس های اون حوزه داشت برگذار میشد که رفتم ثبت نام کردم و شیش ماه با وجود داشتن بچه ی کوچیک بدون وسیله و با اتوبوس بین دو استان تهران و قزوین در رفتو آمد بودم تاآموزش دیدم و مدارک مربوط رو گرفتم و با دست پر اومدم شروع به اجرا کردم و هم زمان ادامه تحصیل دادم و کارشناسی هم گرفتم و اجراهام به دانشگاه ها هم کشیده شد و من با اولین نشانه حسابی پرواز کردم
بجای بغل کردن زانوی غم ، پاشدم و تصحیح مسیر کردم و رشدکردمو پاسخش رو هم به نحو احسنت دریافت کردم
امروز صبح تو تمرین ستاره ی قطبیم داشتم از موهبت هایی که خداوند بهم داده مینوشتم و متوجه شدم من چقدر آسانم برای آسانی ها و بعدش متوجه شدم که من از طریق این آگاهی ها یادگرفتم که خیلی جاها با اولین نشانه ها خودمو ارتقاء بدم برای همینه که آسان هستم برای آسانی ها و کارهام به آسانی پیش میره چون خودم خودمو بهبود میدم و نمیزارم کار به چکو لگد برسه
واقعاتاقبل از امروز صبح فکر نمیکردم که انقدر عالی این قانون رو اجرا میکنم ، واقعا این نوشتن ها معجزه میکنه
خیلی سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین ، من واقعا تمااااااام زندگیم براین اساس پیش میره واگر این آگاهی ها نباشه حتی برای لحظه ای این زندگی رو نمیخوام
خدایا شکرت که هدایتم کردی به این مسیر
استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
ماریای عزیزم ، دختر فوق العاده ، دخترشجاع ازت سپاسگزارم که طبق قوانین زندگی میکنی و خوب زندگی میکنی
خدایا منو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.