تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 25


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم پهلوان گفته:
    مدت عضویت: 2296 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام خدمت استادعزیز وخانم شایسته گرامی

    استاد خدایا شکر من در یه مقیاس خیلی کوچکتر گول خوردم ولی همون برام درس بزرگی شد وبعد از اون به هیچ پیام قرعه کشی واین حرفها توجه نمیکنم.

    چندسال پیش یه پیام اومد برای دریافت بن خرید تماس بگیرید منم زنگ زدم تهران.طرف خیلی مهربانانه صحبت می‌کرد همین الان سیصد هزار برو بانک پرداخت کن قرعه کشی ماشین هست وچندتا وسیله برقی هم برات پست میکنیم. حالا من با بچه کوچیک وبا عجله رفتم بانک وپرداخت کردم.

    حالا چرا برام مهم شد که برم انجام بدم چون من چند روز بود تو تجسم خرید ماشین بودم واین رو نشونه حتمی میدونستم که باید دنبال کنم.(درک اشتباه قانون)

    بعد چند وقت یه بسته اومد درخونه که یه سبزی خورد کن ویه کیک پز بود ویه دستگاه لاغری خراب که توش پر تارعنکبوت بود وانداختمش.

    در واقع چطور گول میزدن آدمها رو برای فروش محصولات بی کیفیتشون.

    دیگه بعد از اون من حواسم رو جمع کردم که به بهانه قرعه کشی دچار طمع نشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  2. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    به نام خدا سلام و خسته نباشید بر دوستان.

    بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و دیگر عوامل سایت استاد برای این محصول هدیه.

    امروز یک مصاحبه از کریستیانو رونالدو با پیرس مورگان را تماشا میکردم که در بخشی از این مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که دوست داشت این موفقیت ها را کسب میکرد،بدون اینکه تا این اندازه مشهور و شناخته شده باشد و گفت شهرت فراوان روی زندگی شخصی اش تأثیر منفی گذاشته است و از این نظر خیلی شبیه ای استاد عباسمنش است،که استاد در یکی از فایل های خودشان گفتند از اینکه در آمریکا شناخته شده نیستند خیلی زندگی راحتی دارند و در گذشته در ایران از شهرت بالای خودشان راضی نبودند و گفتند که مردم دوست دارند با فوتبالیست ها و هنرپیشه ها فقط یک عکس یادگاری بگیرند ولی از ایشان انتظار داشتند که بنشیند و مشکلات آنها را حل کند.

    اما در ادامه ای مصاحبه کریستیانو رونالدو اظهار داشت که در 14سالگی که تازه به شهر لیسبون مهاجرت کرده بود و در خوابگاه می‌خوابید روزی به یک ساندویچ فروشی رفت و دو خانم که در آنجا کار میکردند به او و دوستش یک ساندویچ مک‌دونالد رایگان هدیه دادن و گفت که چند وقت پیش یکی از آن دو خانم به صورت اتفاقی در لیسبون پرتغال به دیدار او رفته است و بدون معطلی محکم اورا در آغوش گرفته و هم آن خانم و هم رونالدو به خوبی همدیگر را شناخته‌اند و آن روز را به یاد آوردند.

    رونالدو به یکی از دوستانش میگوید که برنامه ای بگذارد تا در آینده آن خانم را خوشحال کند و من از این موضوع اینگونه برداشت کردم که افرادی نظیر استاد عباسمنش که در ایران به موفقیت رسیده اند بیشتر از دیگر افراد موفق جهان قابل ستایش و تحسین هستند،چراکه در شهر های بزرگ ایران نه تنها کسی به نوجوانان ساندویچ مک‌دونالد رایگان نمیدهد بلکه اتفاقاتی مثله کلاه برداری که در ورق بازی از استاد عباسمنش شده بود نیز صورت میگیرد و از این لحاظ موفقیت افراد ایرانی مثله استاد عباسمنش،علی دایی و… بیشتر قابل تحسین است و علی دایی که بعد از کریستیانو رونالدو در رده ای دوم بهترین گل زن ملی پوش جهان قرار دارد این موضوع را ثابت میکند که در هر جای دنیا اگر که باورهای درستی داشته باشیم،میتوانیم به موفقیت فراوان برسیم.

    شاد و موفق باشید

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  3. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 766 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام دهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضًا قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنْکُمْ لِوَاذًا فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَهٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿63﴾

    خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى [دیگر] قرار مدهید خدا مى‏ داند [چه] کسانى از شما دزدانه [از نزد او] مى‏ گریزند پس کسانى که از فرمان او تمرد مى کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردناک گرفتار شوند (63)

    أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ یَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَیَوْمَ یُرْجَعُونَ إِلَیْهِ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿64﴾

    هش‏دار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید مى‏ داند و روزى که به سوى او بازگردانیده مى ‏شوند آنان را [از حقیقت] آنچه انجام داده‏ اند خبر مى‏ دهد و خدا به هر چیزى داناست (64)

    خدایا شکرت برای این لحظه

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی با سرعت بیشتری از درک بهتر قوانینت طی کنم و همواره بنده ی تسلیم و متواضع و فروتن تو باشم.

    خدایا شکرت که همه چی تویی

    اول و آخر و ظاهر و باطن تویی .

    آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست تویی

    خدایا شکرت همه چیز توحیده و توحید و یکتا پرستی

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    هیچ‌چیز در زندگی ما شانسی نیست.

    هر شکست، نشانه‌ای از خداوند است تا مسیر درست را پیدا کنیم.

    ثروت و موفقیت نه با شانس، بلکه با فهم قوانین الهی، هدایت درونی و اصلاح مسیر خلق می‌شوند.

    دردها، اگر با آگاهی همراه شوند، دروازه‌ی بیداری و رشدند.

    «بعضی درس‌ها درد دارند، اما اگر باعث شوند که مسیر درست را ببینی، آن درد در واقع رحمت است.»

    خدایا شکرت که من همواره هدایت شده هستم

    هیچ اتفاقی ،اتفاقی اتفاق نمی‌افتد .

    بخدا که تمام اتفاقات زندگی ما بواسطه افکار و فرکانس ها و باورهای ماست

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی

    خدایا شکرت که مرا همواره هدایت می‌کنی

    خدایا شکرت که مرا به خودت هدایت کردی

    مرا از گمراهی به نور ایمانت هدایت کردی

    خدایا شکرت که در مسیر بهبود شخصیت اصلی خودم هستم که من لایتناهی هستم

    من تکه ای از وجود پاک خداوند هستم

    من ارزشمندم بی قید و شرط

    خدایا شکرت که بهم یاد دادی هیچ چیزی شانسی و الله بختکی نیست

    همه داره طبق قانون جهان کار می‌کنه

    خداوند تبدیلی در سنتش نیست

    استاد چقدر این فایل بینظییییره و با خواندن کامنت های دوستان عزیزم چقدر برام روشنتر شده بلطف خداوند

    خدایا شکرت برای تمام تضاد ها و ناخواسته های زندگی ام

    که اوایل فکر میکردم از روی ناآگاهی که من قربانی شرایط شده ام

    چرا شانس من اینجوری شده

    چراهای زیادی تو سرم بود

    تو روابط بسیار ناآرام و بد خلق و خوی و پر تنش بودم

    و همش میگفتم من آدم بدشانسی هستم

    چرا باید گیر همچین آدمهایی بیوفتم

    اونا مشکل دارن و من خوبم

    ولی اینجا متوجه شدم که ایراد خودمم

    منم که باید تغییر کنم

    و زندگی الهام به لطف خداوند به دو بخش قبل و بعد سایت الهی تقسیم شده

    اینجا یاد گرفتم که باورهای من داره تمام اتفاقات زندگی ام را رقم می‌زند

    افکار من فرکانس های من داره اتفاقات را خلق می‌کند

    پس من بیام آگاهانه تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم

    تمام هوش و هواسم را روی شخص خودم بزارم

    که من این توانایی را دارم که خالق زندگی خودم باشم

    این قدرت الهی ذاتا در وجودم هست

    من باید به نگاهم تغییر زاویه بدهم

    باید عشق را در وجودم رشد بدهم

    باید با خودم در صلح باشم

    به آرامش درونی برسم

    آرام باشم و صبور و شکر گذار داشته ها و نعمت‌های زندگی ام باشم

    خدا را در وجودم باور کنم که همواره در حال هدایت من است.

    همه کاره خداست و اگر من تسلیم باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی هم جهت میشوم و هماهنگی بین ذهن و روحم برقرار می‌شود.

    فقط آرام باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی

    خدا یا شکرررررررررت که تضادها منو به خودم آورد

    تضاد ها من تنها برطرف شد که رحمت الهی را به زندگی ام جاری کردن

    واقعاً از تک به تک تضاد های زندگی ام سپاسگزارم

    منو از شرک و بی ایمانی و ناامیدی و یاس . انزوا نجات دادند

    من با تضاد ها بخدا رسیدم

    خودش را اصل را پیدا کردم

    متوجه نیروی برتر وجودم شدم که در همه حال کنارم هست و برای هر کار و اموری در زندگی ام فقط و فقط روی نیازم به خداست و میگم من نمیدووووونم من نمیتووووونم

    تو میدانی چ تو میتوانی

    مرا هدایت کن

    تو قادر مطلق هستی

    تمام اموراتم را به تو میسپارم که تو از احوال من بینایی و آگاهی

    خدایا شکرت که تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای خودم خلق میشود.

    من با کنترل ذهن و کانون توجه و افکارم و سوق دادن به سمت زیبایی ها و نکات مثبت و نعمتها و ثروت‌هاو فراوانی های جهان هستی میتوانم هر روز زندگی بهتری از روز قبلم را خلق کنم

    چون زندگی الآنم حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای قبلی من است

    . من از همین لحظه تعهد میدهم که خودم و تمام خواسته هایم را به مراقبت خداوند میسپارم و رها و آزاد و تسلیم خدا و هدایت های ناب الهی هستم.

    و همواره در حال بندگی و لذت بردن از زندگی در هر نفس هستم

    چون من برگزیده خداوند در این لحظه برای نفس کشیدن و رشد خودم و جهان خداوند هستم.

    خدایا شکرت برای هرآنچه دارم از فضل توست من بدون تو هیچی نیستم.

    هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم.

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  4. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 4103 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم جناب آقای عباس‌منش، خانم شایسته‌ی دوست‌داشتنی، و همه‌ی همراهان نازنین این مسیر الهی

    موفقیت، ثروت و رشد در زندگی، هیچ‌وقت شانسی نیست. همه‌چیز توی این دنیا قانون داره و بر اساس نظام الهی پیش میره. خداوند توی قرآن می‌فرماید:

    «إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم»

    (سوره رعد، آیه 11)

    یعنی خدا سرنوشت هیچ قومی رو عوض نمی‌کنه، مگر اینکه خودشون از درون تغییر کنن.

    اولین قدم برای تحول بیرونی، اینه که از درون خودمون شروع کنیم. وقتی درونمون پر از ایمان، آرامش و یقین به خدا میشه، دنیای بیرونمون هم کم‌کم باهاش هماهنگ میشه و متحول میشه

    خدا توی وجود ما قدرت “خالق بودن” گذاشته. همون‌طور که می‌فرماید:

    «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُوحِی» (سوره حجر، آیه 29)

    یعنی در وجود ما از روح خودش دمیده؛ و این یعنی هر کدوم از ما بخشی از قدرت خلاق الهی رو در درونمون داریم. هر فکری، احساسی یا باوری که در خودمون می‌سازیم، یه فرکانسه که به جهان می‌فرستیم، و جهان هم طبق همون پاسخ میده.

    خداوند در جای دیگه هم می‌فرماید:

    «مَن یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ»

    (سوره زلزال، آیات 7 و 8)

    یعنی هر کار کوچیکی که انجام می‌دیم، نتیجه‌اش رو می‌بینیم؛ چه خوب، چه بد. پس هر فکری، هر احساسی، هر نیتی، داره واقعیت آینده‌مون رو می‌سازه.

    واقعاً جای تحسینه که استاد، با اون صداقت و آگاهی، وقتی متوجه اشتباهی شد، با شجاعت مسیرش رو اصلاح کرد و تصمیم گرفت دیگه به قرعه‌کشی و شانس تکیه نکنه، بلکه از درون خودش تغییر کنه.

    این یعنی ایمان واقعی و مسئولیت‌پذیری در برابر قانون الهی

    و خدا وعده داده که هر کسی از خطا برگرده و نیتش رو درست کنه، مورد لطف و رحمتشه:

    «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ»

    (سوره بقره، آیه 222)

    یعنی خدا عاشق توبه‌کننده‌ها و پاک‌دلان است.

    پس این ماجرا یه پیام بزرگ برای همه‌مونه:

    هیچ‌وقت برای تغییر و شروع دوباره دیر نیست.

    وقتی درونمون رو پاک کنیم، افکارمون رو با ایمان و عشق هم‌سو کنیم، فرکانسمون بالا میره و خدا درهای فراوانی، برکت و شادی رو به رومون باز می‌کنه

    پس بیایم از درونمون شروع کنیم، با عشق، ایمان و توکل به خدا؛

    اون‌وقت خود زندگی دست‌به‌دست میده تا ما رو ببره به سمت بهترین نسخه‌ی خودمون

    خدا جونم کمکم کن تا صحبت‌های استاد عباس منش عزیز را بفهمم درک کنم و در زندگیم به آنها عمل کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1875 روز

    گام دهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر– چهارشنبه 21 آبان 1404

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی، اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    با جزئیات بنویس که آن موقعیت چه بود، چه احساسی داشتی، و امروز با نگاه آگاه‌تر چه درسی از آن گرفتی؟

    میخوام از دو تا از تجربه هام بگم و بنویسم :

    اول یه رابطه عاطفی

    و دوم درخواست ارتقا شغلی

    سال 99 بود که من یه آشنای رو داشتم که خیلی نزدیک به عقد بود و همه چیز داشت عالی پیش میرفت , ولی دقیقن در همون ماه منتهی به تاریخ عقد همه چیز یهو بهم ریخت

    و من اون موققع اصلا نمیدونستم مومنتوم چیه و احساس بد = اتفاقات بد چیه و اینا

    افتادم تو مومنتوم منفی و نتیجتا اتفاقات بد رگباری شروع کردن به باریدن و نهایتا اون رابطه به پایان رسید

    خوب طبیعتا یه مدتی حالم خوب نبود و کسل بودم ولی چند ماه بعد از اتمام رابطه نکاتی رو فهمیدم که اگر ازدواج کرده بودم به احتمال قریب به یقین به جدایی ختم میشد

    تجربه بعدی در مورد یک ماه اخیر هست

    من مهر ماه برای داشتن مسئولیت های بیشتر و ارتقا بیزینسی یه درخواستی رو به مدیرم دادم که قرار بور تنهایی هندلش کنم و خوب ریسک های خاص خودش رو داشت , در کمال تعجب در لفافه بهم گفت نه ولی مستقیم نگفت

    بعدش خودشون یه پیشنهاد دیگه داد که قرار شد تیمی پیشش ببریم و خوب خیلی خیلی از لحاظ مالی برام بهتر شد ولی تقریبا دیگه اون ریسک ها رو نداره

    اون اول که قبول نکردن ناراحت شدم ولی یکی دو روز بعدش رها کردم و جهان همه چیز رو ردیف کرد

    با عشق , ادامه دارد…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
  6. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1481 روز

    بنام خدایی که ستایش فقط سزاوار اوست

    زنده باد استاد عباسمنش عزیز

    و خانم شایسته ی پر از عشق

    گاهی زندگی ما را در موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که انگار هیچ راهی نیست، بدهی و مشکلات روی هم انباشته شده و همه چیز از دست رفته به نظر می‌رسد. اما وقتی نگاه می‌کنم به تجربه دوست عزیزم، تازه می‌فهمم که هیچ چیز در جهان اتفاقی نیست.

    دوست من در شرایطی که اکثر افراد ممکن است ناامید شوند، توانست ذهنش را کنترل کند، مسیر درست را تشخیص دهد و قدم‌هایش را با دقت و آگاهی بردارد. او با صبر، تمرکز و اعتماد به خود، توانست از بحران عبور کند و امروز در بیزینسش موفق است، حتی در شرایط سخت و محدود.

    این واقعاً قابل تحسین است که کسی می‌تواند در سخت‌ترین لحظات، آرامش درونی‌اش را حفظ کند و با ایمان به مسیرش، راه را بسازد. تجربه او یادآوری می‌کند که هر چیزی، حتی شکست‌ها و سختی‌ها، بخشی از مسیر رشد ما هستند و ما قدرت داریم که از آن‌ها درس بگیریم و قوی‌تر شویم.

    گاهی این چالش‌ها زمانی سر راهمون قرار می‌گیرن که از مسیر قوانین الهی فاصله می‌گیریم و از انرژی منبع جدا می‌شیم.

    اما همون لحظه‌ها میان تا ما رو بیدار کنن، تا یادمون بیفته که تنها وقتی در مسیر هماهنگ با خداوند حرکت می‌کنیم، زندگی‌مون آرام و پر برکت می‌شه.

    🪷 امید دارم همیشه در مسیر قوانین الهی باشیم،

    و بتونیم در هر لحظه، ذهن و نفسمون رو با عشق و آگاهی کنترل کنیم.

    قدردانِ استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته‌ی نازنینم هستم؛ دو انسانی که با عشقشون جهان خیلی‌هارو زیباتر کردن.

    مانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    سید مصطفی اطیابی گفته:
    مدت عضویت: 2224 روز

    امسال چند بار برای من پیش اومد که روابطی رو با چند کیس خانم تجربه کردم ولی منجر به رابطه عمیق و عاطفی نشد.

    اوایل خیلی ناراحت شدم اما بعدا به این نتیجه رسیدم که اگر رابطه ای قراره شکل بگیره باید به سادگی تمام این اتفاق بیفته و درسهای بسیار زیادی از این روابط گرفتم. (درس وابسته نبودن، گیر ندادن، در صلح بودن با خود و …)

    میدونم که فردی بسیار مناسب قراره که در مسیر زندگی ام قرار بگیرد. فقط باید ایمانم رو حفظ کنم، قدم هام رو بردارم، ناامید نباشم. و احساسم رو خوب نگه دارم.

    احساس می کنم شخصیتم نسبت به سال گذشته پخته تر شده. و خواسته هام برای رابطه عاطفی شفاف تر شده.

    مثلاً اینکه من دوست دارم با کسی وارد رابطه بشم که من رو بخاطر خودم بخواد، نه چهره، یا پول و چیز های مادی.

    و اینکه دو نفر به این خاطر با هم هستند که از بودن با هم لذت میبرند. عشق بینشون هست و توقع و منتی وجود ندارد.

    یک موضوعی که برای من شفافه اینه که من واقعا دلم میخواد طرف مقابلم قلباً من رو بخواد. و موانع ذهنیش رو در مورد پول و خرج و مخارج بر طرف کرده باشه، به خودش باور داشته باشه. خودش با خودش کامل باشه.

    کسی که توحید رو باور داره نگرانی نباید داشته باشه که وارد رابطه بشه، در رابطه اخیرم طرف مقابل گفت من مایلم خیلی زود ازدواج کنم. من در پاسخ گفتم، من تا چند سال آینده می تونم ازدواج کنم ولی اگر شما عجله دارید و وضعیت مالی براتون مهمه، کاملاً برای من قابل احترامه و بعد از هم جدا شدیم.

    احتمال زیاد کسی که مناسب منه باید خودش رو پای خودش بایسته و با هم به رشد هم کمک کنیم. مطمئنم که شرایط مالیم تا چند سال آینده خیلی تغییر خواهد کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    به نام خدای مهربان

    خدایا متشکرم که اینجام

    من هر آنچه که دارم و هر آنچه که هستم از آن خداست ، لطف خداست.

    استاد سلام

    و سلام به خانم شایسته مهربان و دوستان عزیز.

    من 17 سال پیش اینققققققققدر خودمو نالایق می دونستم و اینققققققققدر ناسپاس و آدم مغروری بودم که فقط ایراد می گرفتم و غر میزدم.

    مشرک به تمام معنا بودم.

    با باورهای مذهبی مسخره و خرافاتی زندگی می کردم

    هیچ نه از خدا، نه از قوانین و نه این مسایل خبر داشتم.

    آدمی بودم مثل برگ روی آب ، به هر طرف که می گفتند می رفتم.

    نه هدفی

    نه برنامه ای

    و نه بوی خوش سعادتمندی

    هیچ خبری نبود

    الان که خوب فکر می کنم خداوند خیلی و خیلی بهم نشانه میداد اما من تو باغ نبودم.

    از بدهکاری شروع شد و این روند اینققققققققدر ادامه پیدا کرد که خونه ، ماشین ، مغازه و کل هر آنچه که دارای داشتیم از دست رفت.

    ما مونده بودیم با یک عالمه سرزنش ، تحقیر ، متلک، توهین ، بی عزت شدن، و در آخر بدهکار.

    ما هم از لحاظ مالی خودمون رو باخته بودیم ، هم از روحی

    عزت نفس من و همسرم هزاران برابر زیر زمین رفته بود.

    توکل

    شجاعت

    همش به شده بود

    از هر چیزی یا هر کسی می ترسیدیم.

    از آدم ها فرار می کردیم

    شبانه به شهرهای مختلف مهاجرت می کردیم

    من شده بودم یک آدم ترسو، نگران ، غم زده، و کلی باورهای شرک آلود

    تا اینکه خداوند هدایت کرد اومد اینجا…

    من نزدیک به پنج سال دارم با این قانون آشنا میشم.

    اما از روزی که قوانین رو بهتر درک می کنم نزدیک به یک سال و نیم هست.

    امروز که لطف خداست اینجام همه چیز دارم

    هدف

    برنامه

    عزت نفس

    شجاعت

    نظم

    و در کل فقط به خدا میگم من می خواهم فقط و فقط برای امروز زندگی کنم

    می خواهم لذت ببرم

    می خواهم شاد باشم

    می خواهم خوب زندگی کنم

    منتظر تو می مانم هر وقت تو گفتی اون کاری که باید انجام بدم یعنی همون یک درصد کار فیزیکی

    من با هدایت تو انجام میدم.

    امروز اینققققققققدر خوشبختم

    اینققققققققدر معنی زندگی خوب و سعادتمندی رو بهتر از قبل می دونم که قسم می خورم که هر روز به اندازه ی سالها من زندگی می کنم.

    روابط م خیلی از قبل بهتره

    آرامش م

    عزت نفس م

    احساس لیاقت م

    وضعیت مالی

    باور کردن باورهای توحیدی

    و.و.و.و.

    فقط دارم زندگی می کنم

    فقط دارم زندگی می کنم

    این لطف خداست

    استاد متشکرم که این مسیر شدی راهنمای خوب من

    متشکرم

    متشکرم

    متشکرم

    به لطف الله مهربان ،،،،،

    می شود روزی که می بینمت و بت نتایج عالی ازتون تشکر می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  9. -
    مهرداد نیک پور گفته:
    مدت عضویت: 3608 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم و استاد بهتر از جانم. امیدوارم که حال دلتون عالی باشه.

    در مورد شرط بندی و قمار کردن خدا رو شکر در من باوری به وجود اومده چندین ساله شاید بگم از اوان جوانی که اونم به مثابه یک اتفاقی بوده که ازش درس گرفتم. همیشه خط قرمز من بوده یعنی هیچ عاملی، هیچ محرکی نتونسته منو به سمتی ببره که بخوام شرط بندی بکنم یا قمار بکنم. خوشبختانه من تقریبا سال هشتاد و سه بود که وارد گلدماین شدم که در واقع یه نسخه تقلبی از گلد کوئست بود، خود گلد کوئست تقلبی بود این نسخه تقلبی گلد کوئست بود که البته خوشبختانه اون موقع هم خدا هوام رو داشت و وارد بازی ای شدم که زیاد چیزی از دست ندادم چون که اون موقع گلد کوئست پونصد هزار تومن تا یک میلیون تومن بود ورودیش ولی این پنجاه هزار تومن بود و گفته بودن که پنجاه هزار تومن شما به عنوان ورودی می دید حالا همون داستان های گلد کوئست که زیر مجموعه می آرید و … اینجوری که ما هم یه تلاش هایی کردیم ولی دیدم که حرف های قشنگ زیاده توی این داستان ولی اینکه به عمل تبدیل نخواهد شد و حتی برادرم هم وارد این داستان شده بود و منو وارد این داستان کرده بود که به شدت به من فشار می آورد و حتی خاطرم هستش که تا یک ماه دو ماه من حالت افسردگی گرفته بودم و فقط می خوابیدم، فقط می خوابیدم و این داستان یه درس بزرگی برام شد که با حرف هر کسی وارد هر داستانی نشم و پولم رو جایی سرمایه گذاری بکنم که برای من مفید و ارزشمند هست.

    البته بعد از این داستان من سال نود و پنج بود که وارد بورس شدم و چون همیشه خوشم می اومد، تو ذهنم بورس برای من یه چیز با کلاسی بود. دوست داشتم بدونم بورس اصلا چی هست که وارد بورس شدم ، آموزش های تخصصی دیدم و اینکه کتاب های مختلف در زمینه اش خوندم و یکی از درس هایی که داخل بورس به تمام دانشجوها می گفتن اینکه پولی که بهش نیاز نداری مازاد درآمدت هست رو وارد بورس بکنید، وارد بازارهای مالی بکنید که منم خوشبختانه بر اساس اون درس هیچ وقت هیچ پولی رو، پول خیلی زیادی رو وارد نکردم و باز یه مسائلی پیش اومد که از این داستان اومدم بیرون و حالا یه مسائل دیگه ای که ادامه اش مربوط به بحث روانشناسی ثروت می شه و خدا رو شکر می کنم که همیشه هدایتگر و حامی من بوده و همیشه هدایتم کرده چه با حال بدم چه با احساساتم چه با انسان هایی که اطرافم بوده، منو هدایت کرده که وارد این چالش ها و این مسائل نشم و ضررهای مالی سنگین متحمل نشم.

    خدا رو شکر می کنم از اینکه در کنار شما دوستان هستم و از استاد عزیزم هم بی نهایت تشکر می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    شکوه گفته:
    مدت عضویت: 1297 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته‌ی مهربون و همه‌ی همراهان طلایی این مسیر نورانی

    این آموزش دقیقاً همون تلنگری بود که امروز بهش نیاز داشتم

    و خداوند هیچ وقت دیر نمیکنه

    همیشه به موقع نشونه هاش رو خیلی راحت به دستمون میرسونه

    هیچ چیز توی این جهان تصادفی نیست…

    همه‌چیز حساب‌شده‌ست، حتی همون دردهایی که یه روز فکر می‌کردم منو از پا درمیارن

    آیا در زندگی‌ات موقعیتی را تجربه کرده‌ای که ابتدا آن را «بدشانسی» یا «شکست» می‌دانستی،

    اما بعدها فهمیدی نشانه‌ای از خداوند بود تا مسیر درست را پیدا کنی؟

    خب از این موقعیت ها و نشونه ها که الا ماشاالله زیاده و من میتونم زیاد در موردش صحبت کنم

    ولی فقط یکی از بارزترین هاش رو می گم:

    اونم اینکه من تمام سرمایه و سود چند سال کارکرد مجموعه ام رو پس انداز کرده بودم

    که به یه مبلغ بیشتری برسه که بتونم باهاش خونه بخرم یا یه کار بزرگ دیگه انجام بدم

    الان دقیقا یادم نیست چه سالی بود شاید 95

    پول هام رو دادم از جاهای دیگه هم پول جور کردم و حدودا 4 تا بیت کوین خریدم

    و گذاشتم بمونه وقتی بیت کوین شد یک میلیارد و هفتصد تصمیم گرفتم بفروشمشون

    تماس گرفتم با همون به ظاهر دوستمون که واسم خریده بود که بیاد خونه و از توی ولت بیت کوین ها رو

    جا به جا کنه واسه فروش . من چیزی از این کار نمی دونستم و این دوستمون که این کاره بوده

    صفر تا صد کار رو در حضور خودم انجام داده بود

    خلاصه کنم اومد و چک کرد و گفت ولت که خالیه . ولت فیزیکی بود

    و گفت این که رمزش هم اشتباهه یه رقن کم داره و اصلا باز نمیشه و خلاصه گفت چیزی نیست

    یعنی تمام سرمایه هشت سال کار کردن کسب و کارم یه شبه نابود شده بود

    من جلوی چشمام سیاهی رفت و از حال رفتم

    کاملا یادمه که چندین روز فقط التماس این آقا می کردم که یه کاری بکنه

    میدونستم کار خودشه ولی کاری از دستم بر نمیومد

    دنیا همون جا واسم تموم شده بود و من تا چند روز یه گوشه خونه افتاده بودم

    و از جام تکون نمی خوردم ….

    بگذریم یکی از اساتیدم که تهران بود و چندین کسب و کار داشت و آدم معروفی بود

    وقتی این موضوع رو فهمید و متوجه شد که حالم خیلی بده بهم پیشنهاد داد

    برای زندگی یک سال بیام تهران و تو پروژه کاری جدیدش باهشون همکاری کنم

    گفت ناراحت نباش یه روزی ده برابر اون پول رو در میاری

    و من طی دو هفته به تهران مهاجرت کردم . مسیر زندیگ ام تغییر کرد

    البته با اون استادم به جایی نرسیدم و همونی که واسه همه همه چیز و همه کس شده بود

    و دستم رو گرفته بود و برده بود بالا

    خودش هم از اون بالا دستم رو رها کرد و یه لگد هم بهم زد و انداختم پایین

    ولی خیلی چیزها از اون روز ها تغییر کرده و من از همون کسب و کار خودم

    ده ها برابر پول اون بیت کویین ها رو در آوردم و با مسیرهای کاری جدیدی آشنا شدم

    و کلا مسیر زندگی ام تغییر کرده

    و اگر اون اتفاق نمی افتاد من مهاجرت نکرده بودم و ذهنم اینقدر بزرگ نشده بود

    و اینقدر تغییر نمی کردم و با استاد آشنا نمیشدم

    اون زمان وقت تغییر من بوده ولی من هیچ حرکتی نمی کردم

    و جهان این مدلی من رو حرکت داده

    اون زمان فکر می کردم که شکست سنگین بدی خوردم ولی الان میدونم که همش یه نشونه بوده

    که البته چون نشونه های کوچیک رو دریافت نکردم اینجوری با چک و لگد جهان من رو حرکت داده

    «بعضی درس‌ها درد دارند، اما اگر باعث شوند مسیر درست را ببینی، آن درد رحمت است.»

    چقدر این جمله برام عمیق بود و چقدر قابل درک …

    یاد تموم سختی‌هایی افتادم که بعدها فهمیدم فقط اومده بودن منو از مسیر اشتباه برگردونن.

    همون روزایی که فکر می‌کردم بَدبختم، در واقع خدا داشت نجاتم می‌داد.

    «وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ»

    گاهی از چیزی بیزار می‌شیم در حالی که خیرِ پنهانش، همون نجات ماست.

    اونایی که با قانون‌های خدا هماهنگن،

    جهان هم باهاشون هماهنگه.

    دیگه نمی‌خوام به “اتفاقی بودن” زندگی‌م باور داشته باشم.

    می‌خوام هر اتفاق، هر تأخیر، هر شکست رو نشونه‌ی عشق خدا ببینم.

    چون اگه چیزی ازم گرفته شد، یعنی دیگه به دردم نمی‌خورده.

    و اگه دردی اومد، یعنی زمان رشد رسیده.

    خدایا شکرت که هر شکست رو تبدیل کردی به درسی برای بیداری.

    شکرت که نشونه‌هات همیشه به موقع میان، حتی وقتی من نمی بینمشون

    تا هر سختی، دروازه‌ای بشه برای آگاهی، نه دیواری برای ناامیدی

    خدایا! شکرت که این جهان، بازی شانس نیست…

    بازیِ حضور توست در ریزترین لحظه‌های زندگی‌م.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای: