این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-8.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-06 07:26:172025-11-07 19:05:43تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۹
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
ممنونم استاد جان بابت ابن فایل جدید متشکرم
وقتی تسلیم خداوند میشویم یعنی دستان خداوند رو باز میذاریم خداوند از بی نهایت طریق به ما کمک میکند و هدایتمون میکند به قول استاد عزیزخداوند ابزارهای بی نهایت داره
اگر ما توانایی کنترل ذهنمون رو داشته باشیم میتوانیم نجوای ذهن رو متوقف کنیم و ندای الله رو بالا ببریم و بعد میتوانیم الهامات و هدایت ها رو بفهمیم
سمته من این است که روی خودم و ورودیهای ذهنم کار کنم و احساسمو خوب نگه دارم و لبنان و صبر داشته باشم و بقیه رو به خداوند بسپاریم
وقتی به صدای قلبمون گوش بدیم بدون شک و تردید الهامات رو دریافت میکنیم و عمل میکنیم
درمورد هدایت خداوند باید مهمترین نکته که همواره بهش توجه داشته باشم این هست که: خدا همیشه و در همه حال و در همه لحظات داره من رو به طرق مختلف به سمت چیزی که میخوام و بهش توجه دارم هدایت میکنه. باید یادم باشه که این هدایت دائمی هست و هیچ زمانی قطع نمیشه.
هدایت خدا از طریق نشانه اتفاق میفته. و توسط قلب و ندای درون تایید میشه.
یعنی وقتی من تصمیم به انجام کاری میگیرم یا درخواستی رو مطرح میکنم توسط نشانه هایی که در جهان میبینم به نتیجه گیری خاصی میرسم که اون نتیجه فقط برای من نتیجه به حساب میاد. یعنی اگه بیام به شخص دیگری بگم که من قصد انجام فلان کار رو دارم چون فلان نشونه رو دریافت کردم بسیار مضحک و غیر منطقی بنظر میرسه به زعم ایشون.
اینجا نشونه که من گرفتم توسط درونم و حس خوبی که به همراه داره تایید میشه. یعنی روحم اون رو میپسنده و نگرانش نیست و حتی یک ایمان قوی هم همراهش هست.
چه خوبه که این اگاهی ها رو دارم. امیدوارم وقتی در عمل هم توی این موقعیت و شرایط قرار میگیرم بتونم از پس تشخیص درست نشانه ها و نتیجه گیری ها بربیام.
خدایا شکرت که در هر لحظه من رو به سمت خیر و خوبی هدایت میکنی و خودت منو گردن میگیری.
روز شمار تحول زندگی من روز صد و پنجاه و ششم از فصل ششم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت زیبا
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش پودر زعفران داشتم اونم 5 بسته یه مشتری زنگ زد 100 تومن دریافت کردم یک بسته به همسایمون مادرم فروخت 20 تومن دریافت کردم که 20 تومن به مادرم بخشیدم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم منو به زیباترین جا هدایتم کنه خدای من که همین اتفاق هم افتاد هدایت شدم با دوستم به جاده ارجستان و شهر اردیموسی و سرعین که تو راه بابت غروب بسیار زیبا و خورشید قشنگ و هوای فوق العاده و کوه های بسیار زیبا و گاو ها و گوسفندهای بسیار فراوان و قشنگ و بی نهایت زمین های کشاورزی و محصولات کشاورزی سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه دوستم برام بستنی سوهان خوشمزه خرید و خوردم و لذت بردم(طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم )
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم خونه عمم مراسم با خواهر و مادرم و بسیار خوش گذشت و چای خوشمزه و شیرینی خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه سحر دوستم زنگ زد و گفت پودر زعفران که 10 بسته پیشم بود رو مادرم فروخته و 150 تومن پیش منه هر وقت خواستی بیار ببر
خدایا شکرت که هدایت شدم به پول درآوردن خیلی آسون و ساده و سریع
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم فروشگاه جوراب و سه تا جوراب بسیار خوشگل خریدم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم فروشگاه لباس و یه کراپ صورتی بسیار زیبا و جذاب فقط به قسمت 78 تومن خریدم خیلی خوشگله و خیلی هم بهم میاد
خدایا شکرت بابت فطیر بسیار خوشمزه ای که دومادمون از ویلا دره برامون خریده بود و خوردم و لذت بردم (نعمت غیرمنتظره درخواست ستاره قطبیم )
خدایا شکرت بابت تمام اتفاقات خوب امروزم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 12 | پیروی از الهامات قلبی
دوست عزیزم میگه
من تو خونواده متوسط رو به پایین بزرگ شدم
یه سری از چیزارو میخواستیم همیشه ولی نبود
بابامون بهمون میگفت که حالا بقیه که ندارن چی؟
اونایی که ندارن رو ببین ما خیلی بهتر از اوناییم
من همیشه میگفتم بابا چرا اونایی که ندارن رو باید ببینیم
اونایی که دارن چی اونا چی میشن
همیشه این سوال تو ذهنم بود که اونایی که دارن یه کارایی میکنن
الان 20 سالمه از 13 سالگی میرفتم سرکار
تو کارای مختلف کار کردم
علاقم به چوب بود
خداوند هدایتم کرد با شما آشنا شدم
الان تو حوزه صنایع دستی فعالیت دارم
خراطی میکنم
نتایجم خوب بوده ولی خیلی جا داره بهتر بشه درآمدم صفر بود تقریبا هرروز داره بهتر میشه
یه ترمز دارم اونم رفتن به سربازیه ک امیدوارم درست بشه
به آزادی دارم میرسم حرص خیلی چیزارو نمیخورم مشکلاتم داره حل میشه و…
استاد میگه:
منم مثل علی همیشه میگفتم سربازی نمیرم
میگفتم آخه سربازی برم میخوام چیکار
فقط میخوام بگم باور های ما به حقیقت میپیونده همش میگفتم من سربازی نمیرم
بابام همیشه میگفت آره فکر کردی چی همچین میبرنت که فلان و …
من نمیگم سربازی نریم خوبه ها خیلیا سربازی رفتن چقدر براشون خوب شده
من میگم هر خواستهای داری ببین جهان چطوری بهت پاسخ میده
مثلا تو یه خواستهای داری میگی قانون کشور نمیذاره من به این خواستم برسم
قانون میتونه عوض بشه یا شما میتونی کشورتو عوض کنی اگه باورات درست باشن
این نیست که شما فکر کنی جهان ثابته و شما نمیتونی تغییر بدی جهان رو
جهان با شما تغییر میکنه
در مورد سربازی یه قانونی اومد که میتونستی سربازیتو بخری
یه حسی به من گفت که برو اینکارو انجام بده
این قانونه هرسال بود
وقتی که تصمیم گرفتم اینکارو انجام بدم روز 28 اسفند بود
من کلا خیلی جدی نمیگرفتم این کارارو و میگفتم حالا هر وقت ، وقت شد میرم
اون روز یه حسی بهم میگفت الان برو انجام بده
من رفتم نظام وظیفه قم مدارک رو دادم افسر نگاه کرد گفت تو که متولد تهرانی گفت تو باید بری استعلام بگیری از تهران چون متولد تهرانی
گفتم یه کاری بکن گفت اصلا راه نداره
افسر گفت الان که نمیتونی بری تهران فردا هم که 29 اسفنده تعطیله بعدشم که عیده بمون سال بعد
ولی اون الهامه اون حسه بهم گفت نه تو باید الآن انجامش بدی
منی که هیچوقت این ویژگی رو نداشتم که بچسبم یه کاری رو انجام بدم همیشه پشت گوش مینداختم و خیلی تنبلی میکردم ولی اون روز برای اولین بار در زندگیم تصمیم گرفتم این کار انجام بشه
خلاصه من دوییدم اومدم بیرون یه پژو گرفتم دربست تهران
اون ماشین شوتی بود 200 الی210 میرفتن
رفتم تهران اونجا خلوت بود و استعلام رو گرفتم سوار پژو شدم و برگشتم قم
گفتم من مدارک رو آوردم گفتش که چی آوردی گفتم استعلام آوردم گفت تو یه ساعت پیش اینجا بودی حتما پرواز کردی
گفت سرباز بندازش بازداشتگاه
من گفتم بخدا رفتم تهران
گفت فکر کردی من خرم
گفتند تو رو میبریم بازداشتگاه رفتی جعل اسناد کردی چند سال میمونی زندان
گفتم آغا شما یه زنگ بزنید بپرسید که من رفتم گرفتم یا نه
زنگ زد و پرسید و اونا هم گفتند آره درسته
و خلاصه اون داستان خرید خدمتی انجام شد
و اتفاقی که سال بعد افتاد این بود که قانون خرید خدمتی رو برداشتند و تا الانشم خدمت رو نمیفروشند
میبینی هدایت رو که انگار یه کسی باهات صحبت میکنه
منی که هیچوقت تو زندگیم پیگیر یه کاری نشدم
همیشه همه کارامو پشت گوش مینداختم اون روز رفتم انجام دادم و خریدم خدمتم رو
منی که خبر نداشتم از سال بعد که میخوان قانون خرید خدمت رو بردارن
ولی به حرف قلبم گوش کردم و به خواستم رسیدم
اگر میخوایی به خواسته هات برسی مسیرش عمل کردن به الهاماته
من وقتی میخواستم بیام آمریکا یه خانومی که فارسی میتونست صحبت کنه توی اون روز خاص اونجا بود
وقتی مدارک رو دید به ما گفت من دوس دارم شمارو بفرستم آمریکا
فقط ی سوال دارم خدمت کجا رفتی
من گفتم خرید خدمتیم
گفت نگرانی من فقط همین بود پس حله میتونید برید آمریکا
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
من این فایل رو چندروز قبل گوش داده بودم و امروز که میخواستم براش دیدگاه بنویسم یادم نمیومد دقیقا صحبتهای کدوم دوستمون بود.
وقتی دیدگاه تو رو دیدم یادم اومد که اهان این فایل همونی بود که استاد داشتند درمورد تجربه خودشون از سربازی و خدمت صحبت میکردند.
حتی یادم اومد که من این فایل رو درحالی گوش دادم که مشغول شستن بالکن خونه م بودم. و اون حس لذت موقع شستن و ابپاشی و شنیدن این اگاهی ها هم حتی برام تداعی شد.
ممنونم ازت دختر زیبا و ارزشمند که باعث این ذوق تو وجود من شدی.
دلم می خواد ازت تشکر کنم ، بابت ایننن همه کامنت فوقالعاده ای که تو سایت نوشتی. حدود 5,6 ماه قبل ، زمانی که من عضو سایت نبودم ، هدایت شدم به روزشمار تحول زندگی من و اونجا کامنت های شما رو می خوندم و دنبال می کردم برای یکی دو ماه، هر روززز.(بعد به خاطر مشغله دیگه نتونستم کامنت هاتو دنبال کنم و بیام تو سایت) همیشه دلم می خواست عضو سایت شم و ازت تشکر کنم و بگم که چقدر کامنت هات تأثیر گذاره و خدا از طریق شما چقدر به من پیام رسوند و منو هدایت کرد ، از شکرگزاری هات یاد گرفتم و ازت الهام گرفتم… الان بعد از کلی وقت ، دوباره یه کامنت ازت دیدم و گفتم الان وقتشه که به کامنتت پاسخ بدم:)))
خیلی جاها می گفتم اگه برای ساناز شده ، برای منم میشه ، اگه ساناز تونسته ، منم می تونم… و بعد می دیدم که با استمرار در کامنت نوشتن روزانه و گوش دادن به فایل ها ، چقدر تغییر کردی و ایمانم بیشتر می شد که اگر منم رو خودم کار کنم ، همینقدررر تغییر می کنم. اینکه از هدایت های خدا می نوشتی هم خیلی شگفت انگیز بود برام. مثلاً یه کوچه ی زییا می دیدی و تحسین می کردی ، بهش توجه می کردی و سپاسگزار بودی بابتش ، بعد فرداش هدایت می شدی به یه کوچه ی زیبای دیگه!…. مکان های فوقالعاده ای که بهشون هدایت شدی، طبیعت های زیبا، اینکه انقدر تو کارت موفقی و به یه درآمد ثابت رسیدی ، مستقلی ، تمرین ستاره قطبی رو انجام میدی و خدا خیلی قشنگگگ جوابتو میدههه، از اتفاقاتی که روزانه برات میفته ، درس می گیری: مثل اون روزی که پدر و دوستت گفتن ماشینت رو درست نمی کنیم و خود شما رفتی و درستش کردی و گفتی باید خودم کار هامو انجام بدم ، حسمو بد نکنم و از دیگران انقدر توقع نداشته باشم و کلللی چیزای فوق العاده ی دیگه ای که ازت یاد گرفتم و از تجربیاتت استفاده کردم:)
ازت سپاسگزارم ، امیدوارم مسیر رو ادامه بدی و همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشی:)
سلام به استاد عزیزم و مربم جانم و سلام به دوستان همفرکانسم
چه فایل زیبایی ست
وقتی آرامش داریم و بیشتر میتونیم ذهن رو کنترل کنیم و به ندای قلبمون گوش میدیم الهامات میاد و خداوند راه درست رو به ما نشون میده و دستانشو میفرسته برامون
خداوند بیشتر از ما دوست داره تا ما ثروتمند باشیم و به خواسته هامون برسیم
باید با افرادی ذهن باز و آگاه معاشرت کنیم که اونا به ما باور خوب میدن و الگویی مناسب هستن
و هر چه به الهامات گوش بدیم ایمانمون بالا میرود و خداوند بهترین راهنماست
خداروشکر میکنم برای امروز برای روز خوب برای اینکه امروز تونستم کرایه خونه ام رو پرداخت کنم ، خدایا شکرت که من خانه ای خوب و شیک اجاره کردم و میتونم کرایه ی آن را پرداخت کنم . خدایا شکرت برای اینکه امروز به سلامتی ام بیشتر اهمیت دادم ، خدایا شکرت برای این هوای عالی برای این روز خوب برای این همکار های خوبم برای مشتری امروزم برای کار خوبی که دارم خدایا شکرت ،
استاد عزیزم ، علت اینکه در سفارت از شما در مورد سربازی سوال کردن این هست که اگر شما سرباز سپاه میبودید احتمالا براتون مشکل رخ میداد چراکه یکی از اقوام ما که قصد مهاجرت به آمریکا داشت خودش و خانوادش لاتاری برنده شدن ، خانوادش میتونن برن ولی خودش چون سرباز سپاه بوده الان چندین ماهه که داره میره و میاد ولی هنوز نتونسته بره .
البته این موانع رو هم خداوند برطرف میکنه اگر که ما ایمان داشته باشیم به خدا و هدایت ها رو بریم جلو ، برای خیلی ها شیوه ی مهاجرت شما جوری عجیبه ک مثل معجزه است خدایی که اینگونه شمارو هدایت کرد قطعا بقیه رو هم هدایت میکنه اگر که در مدارش باشند و ازش بخواهند و تسلیم هدایت خداوند باشند .
خدایا شکرت برای این فایل ،
استاد چند وقتی است که .گاهی بخاطر شرایط کشور من نجوایی میشوم . این فایل در یک جمله ی شما خیلی بهم کمک کرد که گفتید شرایط حکومت میتونه تغییر کنه ، شما میتونید کشورتون رو عوض کنید ، جهان سالید نیست ، شما میتونید قانون رو تغییر بدید ، قانون میتونه عوض بشه …
درک این عبارت خیلی ایمان میخواد و من سعی میکنم که این رو بیشتر بهش فکر کنم و باورش کنم ، چون یکی از ترمز هام با این عبارت شما درونم شناسایی شد ، وقتی گفتید اینو دیدم که چقدر باهاش مقاومت دارم و چقدر بر خلاف نجواهای این روزهای من هستش ..
حمدوسپاس مخصوص خداست که به منوخانواده ام ونی نی عزیزم سلامتی بخشیده الهی شکرت.
یک خاطره ی قشنگ براتون بنویسم.
پسردوم بنده سال 88شروع خدمتش بود.اول:بیرجندوبعدتقشیم: گرگان وبعدتاآخرخدمت بجنوردبود.
سال89بجنوردخدمت میکردیک دوست دخترداشت بعداز پایان دوره ی خدمت سربازی خداخیربده پسرهمسایه برای دزدی به خانه ی ماآمده بود.که توی کامنتهای قبلآ مفصل توضیح دادم.
واین آقای دزده که خانه ی ماآمداولاًدستش خیربودبرای ما.
دوماً:اسم این دوست دخترپسرم توگوشی پسرم بودآقادزده گوشی پسرم رودزدیده بودوپیام داده بودبه اون دخترخانم،پسرم تماس گرفته به دوست دخترش که گوشی منوسرقت کردن یعنی من گوشی ندارم که تماس نمیگیرم!!!!!بعددخترخانم میگه عه پس اون کیه باخط شماپیام میده؟؟؟!!!!!
پسرم گفته نمیدونم!!!!پسرم به من اطلاع داد که باخط من به دوست دخترم پیام دادن¡!!!¡!!
گفتم : به اودخترخانم بگوادامه بده فقط پیام بده و بگه گوشیم خرابه نمیتونم صحبت کنم!!!!!بعد باالهامات الهی ورهبریت خداتوسط نقشه های خودم صبح به پاسگاه خبردادم که به دوست دختر پسرم دزدگوشی پیام داده!¡¡!!!!!!¡!!رئیس پاسگاه گفت: پس باپیام بازی اون دخترخانم ادامه بده وقراربزاره تویک محیط شلوغی وبکشیدش یک جای شلوغ وتوحوزه ی استحفاظی ماباشه ودرگیری نشه تاازپاسگاه ماموربیاد!
منم بابچه هام نقشه کشیدیم تابعدازظهر آقادزده رادست بسته تحویل پاسگاه دادیم که رئیس کلانتری جلوی من ازجابلندشدومنوبچه هاموتحسین کردبابت این همه شجاعت ودرک وفهم.
الهی شکر ماشاءالله 4تاپسرداشتم مثل مردخدمت کردن.
اولین پسرم رفت خدمت یکم غصه خوردم چون دومی وسومی خیلی به من رسیدگی میکردن آخه دخترکه ندارم!!!!!!!
برادومی مُردم وزنده شدم. چون خیلی وابستش بودم!!¡!!
سومی که رفت دیگه تحمل نداشتم که حتی زیرسرم بردنم همه میگفتن بله که حال لیلاخرابه دخترش رفته سربازی خیلی حرفهابوداحساسم خراب بود.
که توهمون روزهاپسرسومی تازه ازخدمت آمده بود
وتازه باداداش اولیش رفتن سرکار وشکرخدااز5طبقه ساختمان به سلامتی سقوط کردوخدابرامون نگه داشت.دمت گرم خداجون.
و برای چهارمی بهترشدم غصه میخوردم ولی چاره ای نبود!!!!!!!
خب جمهوری اسلامی برای انجام هرکاری اعتبارکارت پایان خدمت ازاعتباریک انسان رو بیشتر قبول داره!!!!الحمدولله بچه های من کارت پایان خدمت دارندخدایاشکرت.
الهامات و اتفاقات کنار آن واقعا شبیه معجزه میشه تو زندگیمون
از سربازی گفتید
برادر دوم من حاضر نمیشد بره سربازی و میگفت من معاف میشم
همون سال چند ماه دیرکرد داشت که یه قانون اومد
چطور فهمیدیم دوستش تو اتوبوس از زبان مسافرها فهمیده بود اوند خونمون گفت
برادر چون دیر کرد داشت می ترسید بره
من رفتم پرسیدم گفتن حقیقت داره
قانون چی بود یه محاسبه قد و وزن
اونهایی که بیش از حد لاغر و قد بلند هستند اونهایی که چاق هستند معاف میشدند
برادرم قد بلند لاغر بود
و جزو آن قانون شد
سریع مدارک آماده کردیم و فرستادیم یک شنبه بود مدارک تحویل و منتظر تماس کمیسیون پزشکی شدیم و سه شنبه قانون لغو شد و چون قبل از لغو مدارک ارسال شده بود معاف شد
به همین راحتی
این یک خاطره از یک تجربه با الهام و معجزه اومدن قانون و لغو قانون بود
الهامات که برای من میشود اینست که باید آرام باشم و بعدا حتما اتفاقات خوب میفتد.
خوب باید به الهامات خداوند عمل کنیم ، وگرنه اوضاع خوب پیش نمیرود.
و چقدر اوضاع برای من خوب شده، از وقتیکه به الهاماتم توجه میکنم و عمل میکنم. و هر جائیکه به الهاماتم توجه نکردم ضرر شه دیدیم ، و این الگو بارها و بارها در ذهنم تکرار شده ، و من حالا فهمیدم که باید به قلبم توجه کنم .
من وقتی به پروسه ی درک اگاهی ها طی این دو سالو نیم نگاه میکنم،وقتی نتایجم رقم میخورد،وقتی به اون چیزهایی ک ی حسی بهم میگفت انجامش بده و انجام میدادمو نتیجه ها میومد،من نسبت به شناختی ک نسبت ب ندای دوسال قبل دارم،این نتایجه مادی کمه کم،باید 6سال و بیشتر،زمان میبرد
ماشین صفر،نداشتن بدهی،باشگاه مستقل (درسته کوچیکه ولی همینم نداشتم)تموم شدن کارهای نیمه تموم مثل طلاق،..مسافرت های با کیفیت ک یکیش ترکیه بود درست وقتی ک همه از دلار ناله میکنن،رابطه ی خوب..
این نتایج طی دوسال واقعا برای ذهنه ندای دو سال قبل،معجزست
البته ک الانم هنوز برام تازست
هنوزم بهش فک میکنم ،میگم واقعا شده ها دختر..
نتایج ابجی لیلا ک بماند ک هروز جلوی چشممه..
ولی نتایج خودمو بهتر درک میکنم ،ذهنم نمیتونه نتایجمو زیر سوال ببره،چون دستاوردهای همکاریه خودش با قلبمه .
چون میدونم کدوم شخصیت،کدوم باور،کدور رفتار،کدوم عمل..منجر شد
هنوزه که هنوزه،نمیتونم خوب وواقعی در برابر بعضی خواسته هام تسلیم خدا باشم
امروز حین پیاده روی،وقتی داشتم جلسه دوم همراه با جریان خداوندو گوش میدادم،یه لحظه پرت شدم وسط همه این بدو بدو های ذهنم
رفتارا،حرفا..نگاشون کردم
مهاجرت مگه نخواستی،مگه هدفت زندگی با کیفیت تر در محیط زیباتر،ازادانه تر،درک خدا در تمامی این پروسه ،درک منبع و هدایت و…نبود؟
خب اک ،با این همه ولاگ دیدن زندگی در هلند و اطلاعات زیادی که بستگی به شخصیتو باورهای هر فرد داره،داری به چه حسی میرسی؟
متوجه نشدی ک ذهنتو داری میترسونی از این حجم از ناشناخته ها؟
نمیگی اون برای فرار از این ترس ها،میاد ایده ها و تجربه ها و خاطراتی بیادت میاره ک تورو مجاب کنه ک نکنی اینکارو؟؟
تسلیم نیسی ک اینجوری همش دنبال اینی ک ببینی زندگی اونجا چه شکلیه
مگه اون بچه ک از شکم مادرش میاد ،چیزی میدونه؟؟
همش وصله و دنیا براش میچینه
توام بهت گفته میشه
رفتی نشستی داری میخونی قانون 30 درصد چیه؟
رفتی نرخ مالیات در میاری؟
رفتی قیمت خونه میبنی؟
رفتی ساعت کاریه مربی در میاری؟؟
اینا اون خدای درونت نیس ندا!
اینا کارای ذهنته و کارش درسته ،ولی اگه داره تورو نگران میکنه بهش گوش نده و اجازه بده کارشو کنه زورشو بزنه
ولی نتیجه اونیه که تو باور داری
شاید تا امروز نشونه ها هلند بوده،همین الان جهان یه تصمیم بهتر برات گرفته و قراره جای دیگه باشی
به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
ممنونم استاد جان بابت ابن فایل جدید متشکرم
وقتی تسلیم خداوند میشویم یعنی دستان خداوند رو باز میذاریم خداوند از بی نهایت طریق به ما کمک میکند و هدایتمون میکند به قول استاد عزیزخداوند ابزارهای بی نهایت داره
اگر ما توانایی کنترل ذهنمون رو داشته باشیم میتوانیم نجوای ذهن رو متوقف کنیم و ندای الله رو بالا ببریم و بعد میتوانیم الهامات و هدایت ها رو بفهمیم
سمته من این است که روی خودم و ورودیهای ذهنم کار کنم و احساسمو خوب نگه دارم و لبنان و صبر داشته باشم و بقیه رو به خداوند بسپاریم
وقتی به صدای قلبمون گوش بدیم بدون شک و تردید الهامات رو دریافت میکنیم و عمل میکنیم
و همین عمل کردن یعنی ایمان داشتن و باور داشتن
خدایا کمکم کن تا بتونم به ندای قلبم بیشتر گوش بدم
در پناه خداوند مهربان باشین
«به نام خدایی که مهربانتر از او در جهان نیست»
درمورد هدایت خداوند باید مهمترین نکته که همواره بهش توجه داشته باشم این هست که: خدا همیشه و در همه حال و در همه لحظات داره من رو به طرق مختلف به سمت چیزی که میخوام و بهش توجه دارم هدایت میکنه. باید یادم باشه که این هدایت دائمی هست و هیچ زمانی قطع نمیشه.
هدایت خدا از طریق نشانه اتفاق میفته. و توسط قلب و ندای درون تایید میشه.
یعنی وقتی من تصمیم به انجام کاری میگیرم یا درخواستی رو مطرح میکنم توسط نشانه هایی که در جهان میبینم به نتیجه گیری خاصی میرسم که اون نتیجه فقط برای من نتیجه به حساب میاد. یعنی اگه بیام به شخص دیگری بگم که من قصد انجام فلان کار رو دارم چون فلان نشونه رو دریافت کردم بسیار مضحک و غیر منطقی بنظر میرسه به زعم ایشون.
اینجا نشونه که من گرفتم توسط درونم و حس خوبی که به همراه داره تایید میشه. یعنی روحم اون رو میپسنده و نگرانش نیست و حتی یک ایمان قوی هم همراهش هست.
چه خوبه که این اگاهی ها رو دارم. امیدوارم وقتی در عمل هم توی این موقعیت و شرایط قرار میگیرم بتونم از پس تشخیص درست نشانه ها و نتیجه گیری ها بربیام.
خدایا شکرت که در هر لحظه من رو به سمت خیر و خوبی هدایت میکنی و خودت منو گردن میگیری.
خدایا عاشقتم.
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و پنجاه و ششم از فصل ششم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت زیبا
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم فروش پودر زعفران داشتم اونم 5 بسته یه مشتری زنگ زد 100 تومن دریافت کردم یک بسته به همسایمون مادرم فروخت 20 تومن دریافت کردم که 20 تومن به مادرم بخشیدم
خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم منو به زیباترین جا هدایتم کنه خدای من که همین اتفاق هم افتاد هدایت شدم با دوستم به جاده ارجستان و شهر اردیموسی و سرعین که تو راه بابت غروب بسیار زیبا و خورشید قشنگ و هوای فوق العاده و کوه های بسیار زیبا و گاو ها و گوسفندهای بسیار فراوان و قشنگ و بی نهایت زمین های کشاورزی و محصولات کشاورزی سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه دوستم برام بستنی سوهان خوشمزه خرید و خوردم و لذت بردم(طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم )
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم خونه عمم مراسم با خواهر و مادرم و بسیار خوش گذشت و چای خوشمزه و شیرینی خوشمزه خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت اینکه سحر دوستم زنگ زد و گفت پودر زعفران که 10 بسته پیشم بود رو مادرم فروخته و 150 تومن پیش منه هر وقت خواستی بیار ببر
خدایا شکرت که هدایت شدم به پول درآوردن خیلی آسون و ساده و سریع
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم فروشگاه جوراب و سه تا جوراب بسیار خوشگل خریدم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتیم فروشگاه لباس و یه کراپ صورتی بسیار زیبا و جذاب فقط به قسمت 78 تومن خریدم خیلی خوشگله و خیلی هم بهم میاد
خدایا شکرت بابت فطیر بسیار خوشمزه ای که دومادمون از ویلا دره برامون خریده بود و خوردم و لذت بردم (نعمت غیرمنتظره درخواست ستاره قطبیم )
خدایا شکرت بابت تمام اتفاقات خوب امروزم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 12 | پیروی از الهامات قلبی
دوست عزیزم میگه
من تو خونواده متوسط رو به پایین بزرگ شدم
یه سری از چیزارو میخواستیم همیشه ولی نبود
بابامون بهمون میگفت که حالا بقیه که ندارن چی؟
اونایی که ندارن رو ببین ما خیلی بهتر از اوناییم
من همیشه میگفتم بابا چرا اونایی که ندارن رو باید ببینیم
اونایی که دارن چی اونا چی میشن
همیشه این سوال تو ذهنم بود که اونایی که دارن یه کارایی میکنن
الان 20 سالمه از 13 سالگی میرفتم سرکار
تو کارای مختلف کار کردم
علاقم به چوب بود
خداوند هدایتم کرد با شما آشنا شدم
الان تو حوزه صنایع دستی فعالیت دارم
خراطی میکنم
نتایجم خوب بوده ولی خیلی جا داره بهتر بشه درآمدم صفر بود تقریبا هرروز داره بهتر میشه
یه ترمز دارم اونم رفتن به سربازیه ک امیدوارم درست بشه
به آزادی دارم میرسم حرص خیلی چیزارو نمیخورم مشکلاتم داره حل میشه و…
استاد میگه:
منم مثل علی همیشه میگفتم سربازی نمیرم
میگفتم آخه سربازی برم میخوام چیکار
فقط میخوام بگم باور های ما به حقیقت میپیونده همش میگفتم من سربازی نمیرم
بابام همیشه میگفت آره فکر کردی چی همچین میبرنت که فلان و …
من نمیگم سربازی نریم خوبه ها خیلیا سربازی رفتن چقدر براشون خوب شده
من میگم هر خواستهای داری ببین جهان چطوری بهت پاسخ میده
مثلا تو یه خواستهای داری میگی قانون کشور نمیذاره من به این خواستم برسم
قانون میتونه عوض بشه یا شما میتونی کشورتو عوض کنی اگه باورات درست باشن
این نیست که شما فکر کنی جهان ثابته و شما نمیتونی تغییر بدی جهان رو
جهان با شما تغییر میکنه
در مورد سربازی یه قانونی اومد که میتونستی سربازیتو بخری
یه حسی به من گفت که برو اینکارو انجام بده
این قانونه هرسال بود
وقتی که تصمیم گرفتم اینکارو انجام بدم روز 28 اسفند بود
من کلا خیلی جدی نمیگرفتم این کارارو و میگفتم حالا هر وقت ، وقت شد میرم
اون روز یه حسی بهم میگفت الان برو انجام بده
من رفتم نظام وظیفه قم مدارک رو دادم افسر نگاه کرد گفت تو که متولد تهرانی گفت تو باید بری استعلام بگیری از تهران چون متولد تهرانی
گفتم یه کاری بکن گفت اصلا راه نداره
افسر گفت الان که نمیتونی بری تهران فردا هم که 29 اسفنده تعطیله بعدشم که عیده بمون سال بعد
ولی اون الهامه اون حسه بهم گفت نه تو باید الآن انجامش بدی
منی که هیچوقت این ویژگی رو نداشتم که بچسبم یه کاری رو انجام بدم همیشه پشت گوش مینداختم و خیلی تنبلی میکردم ولی اون روز برای اولین بار در زندگیم تصمیم گرفتم این کار انجام بشه
خلاصه من دوییدم اومدم بیرون یه پژو گرفتم دربست تهران
اون ماشین شوتی بود 200 الی210 میرفتن
رفتم تهران اونجا خلوت بود و استعلام رو گرفتم سوار پژو شدم و برگشتم قم
گفتم من مدارک رو آوردم گفتش که چی آوردی گفتم استعلام آوردم گفت تو یه ساعت پیش اینجا بودی حتما پرواز کردی
گفت سرباز بندازش بازداشتگاه
من گفتم بخدا رفتم تهران
گفت فکر کردی من خرم
گفتند تو رو میبریم بازداشتگاه رفتی جعل اسناد کردی چند سال میمونی زندان
گفتم آغا شما یه زنگ بزنید بپرسید که من رفتم گرفتم یا نه
زنگ زد و پرسید و اونا هم گفتند آره درسته
و خلاصه اون داستان خرید خدمتی انجام شد
و اتفاقی که سال بعد افتاد این بود که قانون خرید خدمتی رو برداشتند و تا الانشم خدمت رو نمیفروشند
میبینی هدایت رو که انگار یه کسی باهات صحبت میکنه
منی که هیچوقت تو زندگیم پیگیر یه کاری نشدم
همیشه همه کارامو پشت گوش مینداختم اون روز رفتم انجام دادم و خریدم خدمتم رو
منی که خبر نداشتم از سال بعد که میخوان قانون خرید خدمت رو بردارن
ولی به حرف قلبم گوش کردم و به خواستم رسیدم
اگر میخوایی به خواسته هات برسی مسیرش عمل کردن به الهاماته
من وقتی میخواستم بیام آمریکا یه خانومی که فارسی میتونست صحبت کنه توی اون روز خاص اونجا بود
وقتی مدارک رو دید به ما گفت من دوس دارم شمارو بفرستم آمریکا
فقط ی سوال دارم خدمت کجا رفتی
من گفتم خرید خدمتیم
گفت نگرانی من فقط همین بود پس حله میتونید برید آمریکا
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام ساناز عزیز امیدوارم حالت خوب باشه.
من این فایل رو چندروز قبل گوش داده بودم و امروز که میخواستم براش دیدگاه بنویسم یادم نمیومد دقیقا صحبتهای کدوم دوستمون بود.
وقتی دیدگاه تو رو دیدم یادم اومد که اهان این فایل همونی بود که استاد داشتند درمورد تجربه خودشون از سربازی و خدمت صحبت میکردند.
حتی یادم اومد که من این فایل رو درحالی گوش دادم که مشغول شستن بالکن خونه م بودم. و اون حس لذت موقع شستن و ابپاشی و شنیدن این اگاهی ها هم حتی برام تداعی شد.
ممنونم ازت دختر زیبا و ارزشمند که باعث این ذوق تو وجود من شدی.
دوستت دارم.
سلام ساناز جان
دلم می خواد ازت تشکر کنم ، بابت ایننن همه کامنت فوقالعاده ای که تو سایت نوشتی. حدود 5,6 ماه قبل ، زمانی که من عضو سایت نبودم ، هدایت شدم به روزشمار تحول زندگی من و اونجا کامنت های شما رو می خوندم و دنبال می کردم برای یکی دو ماه، هر روززز.(بعد به خاطر مشغله دیگه نتونستم کامنت هاتو دنبال کنم و بیام تو سایت) همیشه دلم می خواست عضو سایت شم و ازت تشکر کنم و بگم که چقدر کامنت هات تأثیر گذاره و خدا از طریق شما چقدر به من پیام رسوند و منو هدایت کرد ، از شکرگزاری هات یاد گرفتم و ازت الهام گرفتم… الان بعد از کلی وقت ، دوباره یه کامنت ازت دیدم و گفتم الان وقتشه که به کامنتت پاسخ بدم:)))
خیلی جاها می گفتم اگه برای ساناز شده ، برای منم میشه ، اگه ساناز تونسته ، منم می تونم… و بعد می دیدم که با استمرار در کامنت نوشتن روزانه و گوش دادن به فایل ها ، چقدر تغییر کردی و ایمانم بیشتر می شد که اگر منم رو خودم کار کنم ، همینقدررر تغییر می کنم. اینکه از هدایت های خدا می نوشتی هم خیلی شگفت انگیز بود برام. مثلاً یه کوچه ی زییا می دیدی و تحسین می کردی ، بهش توجه می کردی و سپاسگزار بودی بابتش ، بعد فرداش هدایت می شدی به یه کوچه ی زیبای دیگه!…. مکان های فوقالعاده ای که بهشون هدایت شدی، طبیعت های زیبا، اینکه انقدر تو کارت موفقی و به یه درآمد ثابت رسیدی ، مستقلی ، تمرین ستاره قطبی رو انجام میدی و خدا خیلی قشنگگگ جوابتو میدههه، از اتفاقاتی که روزانه برات میفته ، درس می گیری: مثل اون روزی که پدر و دوستت گفتن ماشینت رو درست نمی کنیم و خود شما رفتی و درستش کردی و گفتی باید خودم کار هامو انجام بدم ، حسمو بد نکنم و از دیگران انقدر توقع نداشته باشم و کلللی چیزای فوق العاده ی دیگه ای که ازت یاد گرفتم و از تجربیاتت استفاده کردم:)
ازت سپاسگزارم ، امیدوارم مسیر رو ادامه بدی و همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشی:)
به نام خدایی که مهربان و بخشنده ست
خدایی که وقتی بهش توکل میکنی برات قشنگ میبینه
سلام به استاد عزیزم و مربم جانم و سلام به دوستان همفرکانسم
چه فایل زیبایی ست
وقتی آرامش داریم و بیشتر میتونیم ذهن رو کنترل کنیم و به ندای قلبمون گوش میدیم الهامات میاد و خداوند راه درست رو به ما نشون میده و دستانشو میفرسته برامون
خداوند بیشتر از ما دوست داره تا ما ثروتمند باشیم و به خواسته هامون برسیم
باید با افرادی ذهن باز و آگاه معاشرت کنیم که اونا به ما باور خوب میدن و الگویی مناسب هستن
و هر چه به الهامات گوش بدیم ایمانمون بالا میرود و خداوند بهترین راهنماست
در پناه خداوند مهربان باشین
بنام خدا
سلام
روز 156 سفر
خداروشکر میکنم برای امروز برای روز خوب برای اینکه امروز تونستم کرایه خونه ام رو پرداخت کنم ، خدایا شکرت که من خانه ای خوب و شیک اجاره کردم و میتونم کرایه ی آن را پرداخت کنم . خدایا شکرت برای اینکه امروز به سلامتی ام بیشتر اهمیت دادم ، خدایا شکرت برای این هوای عالی برای این روز خوب برای این همکار های خوبم برای مشتری امروزم برای کار خوبی که دارم خدایا شکرت ،
استاد عزیزم ، علت اینکه در سفارت از شما در مورد سربازی سوال کردن این هست که اگر شما سرباز سپاه میبودید احتمالا براتون مشکل رخ میداد چراکه یکی از اقوام ما که قصد مهاجرت به آمریکا داشت خودش و خانوادش لاتاری برنده شدن ، خانوادش میتونن برن ولی خودش چون سرباز سپاه بوده الان چندین ماهه که داره میره و میاد ولی هنوز نتونسته بره .
البته این موانع رو هم خداوند برطرف میکنه اگر که ما ایمان داشته باشیم به خدا و هدایت ها رو بریم جلو ، برای خیلی ها شیوه ی مهاجرت شما جوری عجیبه ک مثل معجزه است خدایی که اینگونه شمارو هدایت کرد قطعا بقیه رو هم هدایت میکنه اگر که در مدارش باشند و ازش بخواهند و تسلیم هدایت خداوند باشند .
خدایا شکرت برای این فایل ،
استاد چند وقتی است که .گاهی بخاطر شرایط کشور من نجوایی میشوم . این فایل در یک جمله ی شما خیلی بهم کمک کرد که گفتید شرایط حکومت میتونه تغییر کنه ، شما میتونید کشورتون رو عوض کنید ، جهان سالید نیست ، شما میتونید قانون رو تغییر بدید ، قانون میتونه عوض بشه …
درک این عبارت خیلی ایمان میخواد و من سعی میکنم که این رو بیشتر بهش فکر کنم و باورش کنم ، چون یکی از ترمز هام با این عبارت شما درونم شناسایی شد ، وقتی گفتید اینو دیدم که چقدر باهاش مقاومت دارم و چقدر بر خلاف نجواهای این روزهای من هستش ..
از شما متشکرم .
خدایا شکرت برای این فایل عالی
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
-باورهای ما به حقیقت می پیوندند
-زمانی که خواسته های ما با باورهایمان در تضاد باشد به آنها دست نمیابیم
-جهان هیچ گاه ثابت نیست حتی قوانین و مرزها می توانند با داشتن باورها و افکار درست به نفع ما تغییر یابند
-با داشتن باورهای مناسب اقداماتی به ما الهام شده که در نهایت با انجام آنها به خواسته های خود دست میابیم
-زمانی که متعهد به ایجاد تغییر باشیم توسط خداوند از هزاران طریق هدایت می شویم
-اگر همواره به نشانه های خداوند توجه کرده به الهامات خود عمل کنیم اتفاقاتی که در انتظارش هستیم برای ما رخ می دهد
-به ندای قلب خود به جای نجواها و گفتگوهای ذهن مان توجه کنیم
-به تدریج با توجه به ندای قلبمان تشخیص بین الهامات الهی و نجوای شیطانی بهتر و بهتر می شود
-اگر قصد تحقق خواسته های خود را داریم به الهامات خداوند عمل کنیم
-هم زمانی های خداوند باعث تحقق خواسته های ما می شود
-مسیری که دیگران برای تحقق اهداف خود طی می کنند متفاوت از مسیر ماست
-هر فردی به شیوه ی متفاوت به سمت خواسته های خود هدایت می شود
-به پلن های خداوند برای تحقق اهدافمان اعتماد کنیم
-به ایده های الهام شده ی خداوند فارغ از منطقی یا غیر منطقی بودن آن عمل کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
156مین گام طلایی روزشمارزندگی.
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.
حمدوسپاس مخصوص خداست که به منوخانواده ام ونی نی عزیزم سلامتی بخشیده الهی شکرت.
یک خاطره ی قشنگ براتون بنویسم.
پسردوم بنده سال 88شروع خدمتش بود.اول:بیرجندوبعدتقشیم: گرگان وبعدتاآخرخدمت بجنوردبود.
سال89بجنوردخدمت میکردیک دوست دخترداشت بعداز پایان دوره ی خدمت سربازی خداخیربده پسرهمسایه برای دزدی به خانه ی ماآمده بود.که توی کامنتهای قبلآ مفصل توضیح دادم.
واین آقای دزده که خانه ی ماآمداولاًدستش خیربودبرای ما.
دوماً:اسم این دوست دخترپسرم توگوشی پسرم بودآقادزده گوشی پسرم رودزدیده بودوپیام داده بودبه اون دخترخانم،پسرم تماس گرفته به دوست دخترش که گوشی منوسرقت کردن یعنی من گوشی ندارم که تماس نمیگیرم!!!!!بعددخترخانم میگه عه پس اون کیه باخط شماپیام میده؟؟؟!!!!!
پسرم گفته نمیدونم!!!!پسرم به من اطلاع داد که باخط من به دوست دخترم پیام دادن¡!!!¡!!
گفتم : به اودخترخانم بگوادامه بده فقط پیام بده و بگه گوشیم خرابه نمیتونم صحبت کنم!!!!!بعد باالهامات الهی ورهبریت خداتوسط نقشه های خودم صبح به پاسگاه خبردادم که به دوست دختر پسرم دزدگوشی پیام داده!¡¡!!!!!!¡!!رئیس پاسگاه گفت: پس باپیام بازی اون دخترخانم ادامه بده وقراربزاره تویک محیط شلوغی وبکشیدش یک جای شلوغ وتوحوزه ی استحفاظی ماباشه ودرگیری نشه تاازپاسگاه ماموربیاد!
منم بابچه هام نقشه کشیدیم تابعدازظهر آقادزده رادست بسته تحویل پاسگاه دادیم که رئیس کلانتری جلوی من ازجابلندشدومنوبچه هاموتحسین کردبابت این همه شجاعت ودرک وفهم.
الهی شکر ماشاءالله 4تاپسرداشتم مثل مردخدمت کردن.
اولین پسرم رفت خدمت یکم غصه خوردم چون دومی وسومی خیلی به من رسیدگی میکردن آخه دخترکه ندارم!!!!!!!
برادومی مُردم وزنده شدم. چون خیلی وابستش بودم!!¡!!
سومی که رفت دیگه تحمل نداشتم که حتی زیرسرم بردنم همه میگفتن بله که حال لیلاخرابه دخترش رفته سربازی خیلی حرفهابوداحساسم خراب بود.
که توهمون روزهاپسرسومی تازه ازخدمت آمده بود
وتازه باداداش اولیش رفتن سرکار وشکرخدااز5طبقه ساختمان به سلامتی سقوط کردوخدابرامون نگه داشت.دمت گرم خداجون.
و برای چهارمی بهترشدم غصه میخوردم ولی چاره ای نبود!!!!!!!
خب جمهوری اسلامی برای انجام هرکاری اعتبارکارت پایان خدمت ازاعتباریک انسان رو بیشتر قبول داره!!!!الحمدولله بچه های من کارت پایان خدمت دارندخدایاشکرت.
عاشقتونم که چرخ زندگی شکرخدارون شده.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد و مریم جان
الهامات و اتفاقات کنار آن واقعا شبیه معجزه میشه تو زندگیمون
از سربازی گفتید
برادر دوم من حاضر نمیشد بره سربازی و میگفت من معاف میشم
همون سال چند ماه دیرکرد داشت که یه قانون اومد
چطور فهمیدیم دوستش تو اتوبوس از زبان مسافرها فهمیده بود اوند خونمون گفت
برادر چون دیر کرد داشت می ترسید بره
من رفتم پرسیدم گفتن حقیقت داره
قانون چی بود یه محاسبه قد و وزن
اونهایی که بیش از حد لاغر و قد بلند هستند اونهایی که چاق هستند معاف میشدند
برادرم قد بلند لاغر بود
و جزو آن قانون شد
سریع مدارک آماده کردیم و فرستادیم یک شنبه بود مدارک تحویل و منتظر تماس کمیسیون پزشکی شدیم و سه شنبه قانون لغو شد و چون قبل از لغو مدارک ارسال شده بود معاف شد
به همین راحتی
این یک خاطره از یک تجربه با الهام و معجزه اومدن قانون و لغو قانون بود
پس بخواهیم قانون هم عوض میشه
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
اگر قلبت چیزی را میگوید یعنی درست است و باید انجامش بدهی ، و آنوقت است که رشد میکنی .
خداره صدهزار مرتبه شکر برای نتایج عالی دوستانم درین مسیر زیبا .
الهامات که برای من میشود اینست که باید آرام باشم و بعدا حتما اتفاقات خوب میفتد.
خوب باید به الهامات خداوند عمل کنیم ، وگرنه اوضاع خوب پیش نمیرود.
و چقدر اوضاع برای من خوب شده، از وقتیکه به الهاماتم توجه میکنم و عمل میکنم. و هر جائیکه به الهاماتم توجه نکردم ضرر شه دیدیم ، و این الگو بارها و بارها در ذهنم تکرار شده ، و من حالا فهمیدم که باید به قلبم توجه کنم .
خداره صدهزار مرتبه شکر بخاطر این همه آگاهی
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
روز 156
من وقتی به پروسه ی درک اگاهی ها طی این دو سالو نیم نگاه میکنم،وقتی نتایجم رقم میخورد،وقتی به اون چیزهایی ک ی حسی بهم میگفت انجامش بده و انجام میدادمو نتیجه ها میومد،من نسبت به شناختی ک نسبت ب ندای دوسال قبل دارم،این نتایجه مادی کمه کم،باید 6سال و بیشتر،زمان میبرد
ماشین صفر،نداشتن بدهی،باشگاه مستقل (درسته کوچیکه ولی همینم نداشتم)تموم شدن کارهای نیمه تموم مثل طلاق،..مسافرت های با کیفیت ک یکیش ترکیه بود درست وقتی ک همه از دلار ناله میکنن،رابطه ی خوب..
این نتایج طی دوسال واقعا برای ذهنه ندای دو سال قبل،معجزست
البته ک الانم هنوز برام تازست
هنوزم بهش فک میکنم ،میگم واقعا شده ها دختر..
نتایج ابجی لیلا ک بماند ک هروز جلوی چشممه..
ولی نتایج خودمو بهتر درک میکنم ،ذهنم نمیتونه نتایجمو زیر سوال ببره،چون دستاوردهای همکاریه خودش با قلبمه .
چون میدونم کدوم شخصیت،کدوم باور،کدور رفتار،کدوم عمل..منجر شد
هنوزه که هنوزه،نمیتونم خوب وواقعی در برابر بعضی خواسته هام تسلیم خدا باشم
امروز حین پیاده روی،وقتی داشتم جلسه دوم همراه با جریان خداوندو گوش میدادم،یه لحظه پرت شدم وسط همه این بدو بدو های ذهنم
رفتارا،حرفا..نگاشون کردم
مهاجرت مگه نخواستی،مگه هدفت زندگی با کیفیت تر در محیط زیباتر،ازادانه تر،درک خدا در تمامی این پروسه ،درک منبع و هدایت و…نبود؟
خب اک ،با این همه ولاگ دیدن زندگی در هلند و اطلاعات زیادی که بستگی به شخصیتو باورهای هر فرد داره،داری به چه حسی میرسی؟
متوجه نشدی ک ذهنتو داری میترسونی از این حجم از ناشناخته ها؟
نمیگی اون برای فرار از این ترس ها،میاد ایده ها و تجربه ها و خاطراتی بیادت میاره ک تورو مجاب کنه ک نکنی اینکارو؟؟
تسلیم نیسی ک اینجوری همش دنبال اینی ک ببینی زندگی اونجا چه شکلیه
مگه اون بچه ک از شکم مادرش میاد ،چیزی میدونه؟؟
همش وصله و دنیا براش میچینه
توام بهت گفته میشه
رفتی نشستی داری میخونی قانون 30 درصد چیه؟
رفتی نرخ مالیات در میاری؟
رفتی قیمت خونه میبنی؟
رفتی ساعت کاریه مربی در میاری؟؟
اینا اون خدای درونت نیس ندا!
اینا کارای ذهنته و کارش درسته ،ولی اگه داره تورو نگران میکنه بهش گوش نده و اجازه بده کارشو کنه زورشو بزنه
ولی نتیجه اونیه که تو باور داری
شاید تا امروز نشونه ها هلند بوده،همین الان جهان یه تصمیم بهتر برات گرفته و قراره جای دیگه باشی
چرا داری محدود میکنی و تسلیم نمیشی
تسلیم در هر لحظه
تسلیم در هر ثانیه
رها باش دختر
و با احساس خوب،همین لحظه همینجا باش
کمتر حرف بزن
کمتر بخون
کمتر از برنامه هات بگو
بزار هدایت بشی
تو هیچی نیسی و هیچی بلد نیسی
انقدر لایقی ک این جهانو داری تجربه میکنی،پس بزار خودش ببره تورو بگردونه بچرخونه..