تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 37


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ژیار ساعدپناه گفته:
    مدت عضویت: 1112 روز

    به نام خدای مهربان.

    سلام از تجربه خودم براتون میخواهم مثال بزنم که به ترتیب سوال های این قسمت جلو میرم اول اینکه بزرگترین خواسته ی من در حال حاضر اینه که به یک ماشین fj80 تویوتا برسم و من خیلی به طبیعت علاقه مندم در اندازه پیشرفت خودم آزادی مالی ، مکانی و زمانی داشته باشم و بتونم با خانواده م اول دور ایرانو بگردیمو خودمم تنهایی به دل کوه ها و طبیعت های ناشناخته برمو در آنجا روی خودم کارکنمو لذت ببرم و کم کم به خواسته های بزرگ ترم برسم.

    در مورد بخش دوم یعنی دیدن نشانه ها و توجه کردن به آنها تا با نیرو و انگیزه ای که آنها به من می دهند برای رسیدن و باورکردن خواسته های بزرگترم تلاش کنم و اما من به چه نشانه های توجه میکنم و چه تغییری با قبلم دارد اینکه از همین اول حس حالم و آرامشم خیلی زیاد شده و لذت بیشتری از زندگی میبرم از اینکه خوابم با کیفیت تر شده در روز اتفاقات زیبایی رو تجربه میکنم من الان خیلی دلم میخواد که با دوستام بیرون نرم و بشینم روی خودم کار کنم و به لطف خداوند و همینطور که استاد میگن بدون اینکه نیاز به گفتن باشه اونها کاری به زندگی من ندارنو سرشون گرمه و این برام انگیزه داره که من دارم تغییر میکنمو وقت بیشتری برای کارکردن روی خودم و رسیدن به اهدافم دارم و خداوندو شاکرم.

    و در موضوع آخر اینکه من قبلا اوایل که تازه با استاد و قوانین آشنا شدم خیلی عجول بودمو چند بار ضربه خوردم و مثلا مینشستم یک ماه روی خودم کار میکرم که اونم به شدت تمرکزم پراکنده بودو انتظار میلیاردر شدنو بعد اون یک ماه داشتم و الان برام خیلی عجیبه که من چرا چند بار این کارو کردم و ضربه ای هم که بهم زد بخاطر اشتباه کردن خودم از درک قوانین منو 3 سال معتل کرد و من هیچ میلی به پیشرفت نداشتم با وجود ضربه های جهان چونکه من فک می کردم که قانون اشتباهه و به درد نمیخوره اگه نشه یک شبه میلیاردر بشی.

    و اما بخش جذاب جایی که من صبر کردمو نتایج شگفت انگیز شد اولیش اینکه من 2 سال پیش بخاطر بازی کردن زیاد با گوشیم کل سخت افزار گوشه سوختو دیگه روشن نشد و من کلی عکسو خاطره توش داشتم و تعمیر کار بهم گفت که این گوشی مرده ولی من تلاش خودمو میکنم همین که اینو گفت من سعی کردم که روی اون احتمال کوچیک که میتونست اطلاعاتم برگرده کار کنم و کم کم ببرمش بالا و نتیجه این شد که تعمیر کار با تعجب بهم زنگ زدو گفت کل اطلاعات هنوز موجوده و خیلی باور منو نسبت به قانون، خداوند و تکامل بیشتر کرد،

    و دومین تجربه از یک هفته قبلمه که من به دنبال کار میگشتم اما یک کار در رستوران بهم برخورد که اصلا دوست نداشتم برم و هیچ علاقه ای بهش نداشتم ولی من به خداوند گفتم که من اینکارو دوست ندارمو یک کاریو که هم درآمدش خوب باشه هم شرایطش به من بخوره و هم دوست داشته باشمو برام هدایت کن و بله باز اینبار بزرگترین معجزه زندگیم رخ داد چونکه اینبار شروع به تغییر کردمو در این مسیر به این کار فوق‌العاده که که هم یک فن جدید یاد میگیرم هم درآمدم خیلی عالیه ، شرایطش به شدت به من میخوره و خیلیییی هم ازش خوشم میاد و اولین پله قدمو شروع کردم به توکل خداوند تا به اهداف بزرگترم برسمو مراحلو طی کنم.

    قطعا معجزات و موارد در زندگیم خیلی بیشتر بوده ولی من دستکمشون گرفتمو و یا الان فقط همینا به ذهنم رسید و اینبار به توکل خداوند شروع کردمو آرام آرام تکامل خودمو طی میکنمو به تمام اهدافم میرسم.

    در پناه خداوند بخشنده و مهربان موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سیدعلی موسوی گفته:
      مدت عضویت: 293 روز

      سلام ژیار عزیز

      وقتی فایل استاد رو گوش کردم تو ذهنم همین مطالب شما می اومد که بنویسم

      هر آنچه در دل برام کل گرفت تو کامنت شما بود

      خدا رو شاکرم از اینکه بین شما ها هستم

      استاد عزیز ما رو به درستی دارن بسوی نعمتهای بیکران خدا کووچ میکنن امیداوارم به لطف و مدد الهی من هم از تجرییات خوبم بنویسم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 301 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان

    من همیشه معروف به این بودم که یک انسان با اعتماد به نفسی هستم اما چند وقته که دوست دارم نظر بنویسم داخل سایت میبینم وای چقدر من ضعیف هستم که نوشتن یه کامنت ساده چقدر برام سخته ولی امروز تصمیم گرفتم که نظرم بگم…

    به نظر من اول هر تغییر تکامل هست تا به مرحله تکامل نرسیده باشیم تغییر مثب ایجاد نمیشه چند وقته که داخل سایت هستم تقریبا اکثر فایل های دانلودی گوش دادم و حجم عظیمی از کامنت ها هم مطالعه کردم

    واقعا بزرگترین دستاورد من آرامشی هست که از فایل های توحیدی گرفتم ولی از نظر مالی بسیار مشکل دارم با اینکه اصول و قوانین را میدونم رو خودم کار میکنم بازم نتایج مالی برایم رضایت بخش نبوده و اکنون متوجه شدم صبر لازم دارم صبری که با آرامش درونی همراه باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فریبرز کاوه گفته:
    مدت عضویت: 2162 روز

    به نام خداوند یگانه‌ی بسیار بخشاینده‌ی بسیار مهربان وهّآب

    درود بر شما

    می‌خوام چند مثال از خودم و بارهایی که شتاب‌زده بودم و عجله داشتم و کارم خراب شد و نتایج منفی گرفتم براتون بگم:

    چند سال پیش بود که پس از یک بحران مالی شدید که داشتم، تصمیم گرفتم یه شرکت پیمان‌کاری تاسیس کنم. این‌کار به هدایت پروردگار وهّآب و افرادی که آمدند و کمک کردند انجام شد.

    نزدیک به یک و نیم سال طول کشید که با رایزنی‌هایی که انجام می‌دادیم، کارهامون شروع بشه چون شرکت ما یه شرکت پیمان‌کاری بود که بیشتر با شرکت آب منطقه‌ای کار می‌کرد، خوب باید ما را و توانایی‌های ما را می‌شناختند و اطمینان می‌کردند.

    بالاخره کارهامون با خُرده‌کاری‌هایی شروع شد و یواش یواش پیش رفت. خدا را شکر در مدت دو سال پس از فعال شدن شرکت، کارهای بهتر و بهتری را می‌گرفتیم و کیفیت انجامشون هم بیشتر می‌شد و کارفرما هم راضی‌تر بود. ولی ما این پیشرفت‌ها را نمی‌دیدیم و به عبارتی یه یادمون نمی‌آمد که روزی بود که پشت درب اتاق‌ها می‌ایستادیم تا راه‌مان دهند ولی حالا دیگه همه لز ارتقاء رتبه‌ی ما می‌گفتند و درواقع ناسپاسی می‌کردیم و صبور نبودیم. کار به همین ترتیب پیش رفت تا این‌که پس از یه دوره‌ی رونق عالی، افول کردیم و شرکت غیرفعال شد و اعضای آن هریک به سویی رفتند و منحل شد.

    تقریبا هشت سال پس از آن دوباره وارد کسب و کاری جدید شدم که اکنون نیز در آن هستم.

    ابتدا با شوق و اشتیاق سوزانی کار را آغاز کردم و کارها ( فروش و تشکیل گروه) به خوبی پیش می‌رفت تا این‌که، باز من دچار ناشکیبایی و ناسپاسی شدم و با کم صبری، خرمنی را که آماده‌ی برداشت شده بود را آتش زدم و شدم و خوردم به رکود.

    راستش، خوب که بررسی می‌کنم می‌بینم که ایراد کار در دو سه موضوع اساسی است:

    1. پایین بودن احساس خود ارزشمندی‌ام و حتا شرم از موفقیت. آره، شرم از موفقیت. با ریشه‌یابی بسیار دقیق این باور محدودکننده‌ را شناختم و اولش زیر بار نمی‌رفتم که این احساس بد را دارم و می‌ترسم که با موفق شدن من منابع کم میشن، پس دیگران چی؟ می‌ترسیدم که نکنه در مسیر پیشرفت و موفقیت، حق دیگران را پایمال کنم، در درون پنهانم می‌گفتم که وقتی من گروهی موفق دارم، پس اونا دارن کار می‌کنند تا من موفق بشم دیگه! و این بی‌عدالتیه! و این درصورتی است که در هر مسیر موفقیتی، همیشه این‌جوریه که خداوند وهّآب دستانش را برای کسانی که درخواست پیشرفت را دارند می فرسته تا بهشون کمک کنند که پیروز بشن و این خودش مقدمه‌ای است برای پیشرفت خود کسانی که بهش کمک کردند تا برای اونا هم این مسیر باورپذیر بشه که آره، اونا هم می‌تونن به موفقیت برسند.

    جالبه همین حالا هم توی دلم این حس بد شرم از موفقیت را دارم و با این‌که می‌دونم اشتباه است ولی ریشه‌داره و باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا بیشتر بشناسمش و از خدواند کمک بخوام و هدایت بخوام تا بهم در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد یاری کند. با این‌که از صمیم قلب دلم می‌خواد که به زندگی رویایی‌ام برسم ولی نمی‌دونم ولی فکر می‌کنم که ترس از پیروزی، شرم از پیروزی و موفقیت و پیشرفت مالی و ..‌. سبب میشه تا در بسیاری از مواقع، سرعتم کم بشه و امیدوارم که خداوند مرا آگاه کنه تا از گمراهان نباشم.

    با این‌حال، در این چند روزه تونستم با مسائلی که در زندگیم پیش اومدن خوب کنار بیام و خودمو نبازم و بی‌انگیزه نشم و مانند گذشته دست و پام رو گم نکنم و استوار باشم و این‌ها را همه از لطف پروردگارم می‌دونم که در این شرایط ناگوار داره منو هدایت می‌کنه و از درگاه پرمهرش درخواست می‌کنم که مرا در برابر وسوسه‌های شیطان و ابلیس که کارشون نجواهای ناامید کننده است و می‌خوان تا من را از پیشرفت باز دارن و به خونه‌ی اول ببرند، هدایت و حمایت کنه تا بتوانم به راه راست هدایت بشم و در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد بمانم.

    حالا دیگه در همین چند روز چندبار برام پیش اومد که از جاهایی که اصلا ازش بس‌خبر بودم و فکرش را نمی‌کردم، برام مشتری اومد و من باید پشت سر هم این موارد را به یاد بیارم و برای اونا سپاسگزاری کنم و اونا را برای خودم بزرگ کنم تا بیشتر و بیشتر و بهتر و بهتر بشن.

    خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد قرار دادی و خورشیدهای هدایت را بر سرم نهادی تا راه را بیابم و خورشیدی شوم بر آسمان زندگیم تا دیگران نیز با دیدن رشد من، انگیزه‌دار شوند و رشد کنند.

    ارادتمند شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خدای بزرگ و قدرتمندم

      سلام به دوست عزیزم آقا فریبرز

      ممنونم از اینکه اومدی با جسارت تمام باور اشتباه و مسیر اشتباهتو برامون نوشتی

      خیلی عالیه من ممنونم سپاسگزارم برامون واضح تر شد

      عدم احساسه لیاقت دارین و چه خوب متوجه شدین و اینم هدایت خداوندست برای شما

      دوست خوبم با نوشتن نتیجه کوچیک و خوندنشون باعث میشه دلگرم بشی و امید وار و با ایمان قدم‌ برداری

      و یه راه دیگه اینکه شکرگزاری بنویسی

      در هر ساعتی از روز هر چیزی که بهت احساسه خوبی داد بیا و بنویس و براش شکر بجا بیار

      خیلی تاثیر داره

      وقتی شکرگزاری مینویسی توجه ات بر زیبایی و داشته هات ست و جهان هم به توجه تو پاسخ میده

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1018 روز

    به نام الله یکتا و یزدان پاک .

    درود بر استاد عباسمنش بزرگوار و عزیز.

    درود بر همه دوستان و خانوم شایسته.

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    من خواسته و هدف مهاجرت از ایران رو دارم و هر کاری هم که به ذهنم برسه براش انجام میدم یکی از کارها این بود که با یه سری سوالات شروع کنم که توی آزمون مهاجرت توی سایت ازشون الهام گرفتم آیا توی ایران سابقه مهاجرت داری جواب واسه من بله بود . سوال بعد این بود که آیا ایران رو خوب سفر کردی بازم جواب بله بود یکی دوتا شهر نرفتم و کل ایران رو مسافرت رفتم بارها و بارها . بعد سوال بعدی این بود که آیا سابقه مهاجرت و مسافرت به یه کشور دیگه داری ، که اینم سال گذشته بخاطرش رفتم استانبول و 4 ماه اونجا زندگی کردم کار کردم و کل استانبول رو هر روز میدیدم بخاطر شغلی که اونجا داشتم .

    بعد دوهزار متر باغ دارم که گفتم باید تبدیلش کنم به باغ ویلا و رشدش بدم و سرمایه ام رو افزایش بدم تا هر کشوری رفتم بتونم بیزنس خودمو داشته باشم و کار آفرین باشم .

    شروع کردم کم کم خودم و یه وقتهایی با همسرم نقشه ویلا رو کشیدیم پی کنی کردم بلوک چینی کردم و سقف ویلا رو گرفتم و هر روز کاری که مربوط به ساخت میشه رو قدم به قدم انجام دادم و الان در حال سرامیک کردن آشپزخانه هستم که از دو سال پیش کارو شروع کردم هر وقت منتظر شدم مصالح جور بشه کارم متوقف شد و هر وقت گفتم من هر روز کار میکنم کار پیش رفت .

    حتی اگه پول نبود یا اگه مصالح نبود کارهایی رو انجام دادم که نیاز به پول و مصالح نداشت و فقط گفتم من کار میکنم و توجهم رو از روی ساخت بر نمیدارم و خداوند خودش میبینه و خودش کمک میکنه .یه وقتایی دیگه همسرم میگه بابا یه روز استراحت کن ، میگم وقت واسه اون زیاده نمیخوام کار متوقف بشه من سمت خودمو انجام میدم خداونده که وعده داده منو به خواسته م میرسونه و با ایمان و صبر حرکت میکنم .

    از خداوند خواستم که بعد از ساخت سریع مشتری واسم بیاره .

    حالا نشانه ها برای رسیدن به هدفم. و خواسته م.

    آرامش خیلی زیادی دارم .

    توکلم زیاد شده .

    خداوند توی این مسیر اتفاقاتی رو بسمت من هدایت کرده که ایمانم هی داره قویتر میشه.

    کلی آدم ملاقات کردم که در مورد مهاجرت مشاوره گرفتم .

    کلی آدم بازم ملاقات کردم که سالیان سال اروپا زندگی کردن یا آمریکا که یکیشون 53 سال آمریکا زندگی می‌کرده و کلی اطلاعات بهم داد .

    حتی اگه اتفاق بظاهر بدی برام پیش میاد میگم اینها آشغالهای هستن که در گذشته زیر مبل زدم الان پیش اومده که من زمان مهاجرت دیگه دردسری نداشته باشم .

    جالب اینه که من قبلاً توی کل عمرم با یه نفر هم به هیچ شکلی ارتباط نداشتم که در مورد مهاجرت یا یه کشور خارجی صحبت کنه .

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 546 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز شمار تحول زندگی من روز 110

    سلام به استاد و همه دوستان محترم

    بسیار فایل خوب و پر محتوا بی بود واقعا خیلی چیزها را یاد گرفتم که ما تا خودمان تغییر نکنیم دنیا اطرافمان تغییر نمی‌کند و ما باید وقتی داریم رو خودمان کار میکنیم و نتایج کوچکی میبینیم شکر گذار باشیم و ناسپاسی نکنیم و نگیم حالا این چیزی نیست که و باید هر روز رو خودمان کار کنیم

    و در همه‌ی حرفای استاد قانون تکامل اشاره شده و نباید عجول باشیم و همه‌ی ما میخواهیم یک شبه راه صد شب را بریم

    من وقتی عضو سایت شده بودم و فایل های استاد را گوش میدادم فکر میکردم حالا باید به پول گنده ای وارد زندگیم بشه و طبیعتاً خوب نشد و پیش خودم گفتم که نه بابا اینا همه ش چرت وپرته و من هنوزم نتیجه مالی نگرفتم ولی آرامش دارم بیخیال تر شدم و آزاد تر شدم توحیدی تر شدم و تو ذهنم فقط خدارا بزرگ میبینم و بقیه مردم دستی از دست پروردگار میبینم و اینا همه برام نتیجه هست

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1008 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی عزیزم ، سلام به همه شما دوستان هم فرکانسم ، بریم سراغ سوال و تمرین این جلسه ، هدف من که دارم براش تلاش میکنم این هست که یک میکاپ آرتیست معروف و ماهری بشم که دنیا منو بشناسه و همه خواهان این باشن که من میکاپشون کنم و دوره های آموزشی رو پیش من بیان ، دنیای میکاپ خیلی بزرگ منظورم تکنیک ها و محصولاتی که استفاده میشه و و و ….

    مسیری که من دارم میرم واقعا احتیاج به صبوری داره احتیاج به تمیرن و تکرار داره و آموزش های مختلف و من واقعیت اولش به شدت به شدت عجولانه برخورد کردم صبوری نکردم و سریع میخواستم وارد دنیای کار بشم بدون در نظر گرفتن قانون تکامل همین باعث شد یهو ناامید بشم آدم های اشتباه بیان سر راهم هیچ درآمدی هم نداشتم

    تا این که تصمیم گرفتم تغییر کنم از این ناامیدی بیام بیرون و تمرکز کنم روی خودم ببینم چه چیزایی رو به دست آوردم توی این مسیر و شکرگزاری کنم براش چیزایی که به قول استاد یه زمانی آرزوی من بود و حالا دارمش اما به خاطر ناامیدی نمی‌دیدم

    خودمو با اولین روزم که رفتم آموزش ببینم مقایسه کردم یادمه من به شدت طراحی ابرو به صورت طبیعی برام سخت بود همش میگفتم یعنی میشه یه روزی راحت منم طراحی ابرو کنم الان انقدر زیبا طراحی میکنم که کسی باورش نمیشه که من با مواد آرایشی ابرو ها رو این‌قدر طبیعی هاشور میزنم و چون همش فکرم این بود چرا درآمد ندارم اصلا این تغییر رو این دستاورد رو که به روزی آرزوشو داشتم ندیدم ولی الان خوشحالم که با گوش کردن فایل های استاد یاد گرفتم به یاد بیارم و ببینم چه چیزایی دارم مثلا آرزوم بود یه نفر بهم پیام بده برای نوبت میکاپ و خدا رو شکر الان مشتری دارم و شکر که مشتری ثابت دارم و مشتری من برام مشتری میاره خدایا شکرت اینا همه چیزایی بود که همیشه آرزوشو داشتم و الان باید به این مسیر ادامه بدم ادامه برای رشد بیشتر ادامه برای آرامش و توکل بیشتر و ادامه برای صبوری بیشتر خدایا شکرت که استاد خوبم رو سر راهم قرار دادی استاد و شکر برای وجود تک تک شما دوستان عزیزم آرزوی موفقیت برای همه شما دارم در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 475 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت همه ی دوستانم و استاد توانمند و استادیار باهوشمون

    تمرین گام 7:

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    تلاش من از اینکه قوانین رو بفهمم و زندگیم رو بر پایه قوانین بدون تغییر خداوند جلو ببرم این هست که زمانی که مرگم فرا رسید و کارم در این دنیا تمام شد از خودم راضی باشم، اینکه زندگی روزمره رو تکرار نکرده باشم، ماموریت زندگیم رو پیدا کرده باشم، رشد کرده باشم، تواناییهام رو کشف کرده باشم و در دنیایی سراسر نعمت و ثروت زندگی کرده باشم و به گسترش جهان کمک کرده باشم و در نهایت رضایت و دوستی معبودم رو همراه خودم داشته باشم

    تشخیص نشانه های کوچک:

    من بعد از اینکه فهمیدم نتایج زندگیم حاصل فرکانسهای خودمه خیلی لیزری به زندگیم توجه میکنم از ورود نعمت ها، بیشتر شدن آرامش، تغییر رفتار آدمها باهام و محبتشون نسبت به من و تحقق خواسته های کوچکم و… میفهمم که مسیرم درسته و اینها نشانه های مسیر درست هستند

    مقایسه نتیجه صبر با عجله در زندگی من:

    من در گذشته، مخصوصاً زمانی که مجرد بودم بسیار آدم عجولی بودم ولی در زندگی مشترکم یاد گرفتم که (باید) آدم صبوری باشم و هر موقع که صبر پیشه کردم نتایج بهتر و شگفت انگیزتر از اون چیزی شد که من در ذهن داشتم

    الهی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2221 روز

    سلام استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    من زمانی که با استاد آشنا شدم غرق مشکلات زیادی بودم و به لطف خداوند بزرگ و مهربان قدم به قدم با استاد پیش رفتم و اول حالم بهتر شد و بعد کم کم مشکلاتم کم و کمتر شد و الان به لطف خداوند بزرگ تقریبا مسئله ای ندارم و یا انقدر از مسائلم بزرگتر شده ام که تکانم نمی دهند.

    ولی مشکل عمده ای که داشتم مشکل رابطه عاطفی ام با همسرم بود که کاملا از پا انداخته بودم. به لطف خدا خواسته ای رو که در رابطه عاطفی ام داشتم خیلی نرم و راحت و لذت بخش بهم داده شد.

    موقعی که من خیلی خوب داشتم روی خودم کار میکردم حالم خوب بود و از زندگیم لذت میبردم. یادم میاد که فقط فایل گوش می کردم و سعی میکردم بهشون عمل کنم. اون زمان فایل های آقای عطار روشن عزیز تازه روی سایت اومده بود و من چقدر لذت میبردم از گوش دادن و تماشای اون فایل ها و چندین بار نگاهشون کردم. کاملا تو حال خوب خودم بودم و نمی گفتم پس کی؟ چه جوری؟ روزی چند دقیقه خواسته ام رو به خودم میگفتم و تجسم میکردم و لذت میبردم. لذتم انقدر عمیق بود که کاملا حس میکردم خیلی به خواسته ام نزدیکم و خداوند بزرگ خواسته ام رو به شکلی فوق العاده برایم اجابت کرد.

    من این نقشه راه رو دارم و میدونم دوباره باید چه جوری عمل کنم. من الآن دوست دارم از لحاظ مالی خیلی رشد کنم و دوست دارم از هر نظر زندگی خوبی داشته باشم. دوست دارم از لحاظ مالی رشد کنم و کسب و کار شخصی خودم را راه بندازم.

    نقشه راه رو هم میدونم :

    روی خودم کار کنم، باورهای احساس لیاقتم رو بهتر کنم، احساس خوبی داشته باشم و در مومنتوم مثبت بمونم.

    ولی ضعفی که من متوجه شدم دارم، ندیدن یا کم دیدن نشانه ها و تایید و تحسین اونهاست. من دارم میبینم که هر روز وضعیت مالی زندگیم بهتر میشه و نعمت و برکت تو زندگی مون بیشتر و بیشتر میشه. ولی خیلی کم هر روز اینا رو به خودم میگم و تحسین میکنم. قبلنا نعمت هایی رو که دریافت می کردم هر روز مینوشتم و سپاسگزاری میکردم. دوباره باید یک دفتر خوشگل بردارم و نعمت هایی رو که هر روز دریافت میکنم تو اون دفتر بنویسم تا هر روز نشانه ها رو ببینم و بابت شون سپاسگزار خداوند بزرگ باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    حمزه سوری گفته:
    مدت عضویت: 1758 روز

    وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِین. (سوره 2، البقره، آیه 45)

    از شکیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این(کار) گران است مگر بر فروتنان.

    فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِین. (سوره 11، هود، آیه 49)

    پس شکیبا باش که فرجام(نیک) از آن تقوی پیشگان است.

    الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیر. (سوره 11، هود، آیه 11)

    کسانى که شکیبایى ورزیده و کارهاى شایسته کرده اند(که) براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.

    سلام استاد عشق و خانوم شایسته مهربان و دوستان خوبم در این پروژه الهی

    چقدر معنای عمیقی داره این صبر که خداوند در قرآن انقدر تاکید کرده به داشتنش

    من خودم تا قبل ازینکه با استاد و آموزه‌هاش آشنا بشم خیلی سطحی به موضوع

    صبر نگاه میکردم و چیزی که یاد گرفته بودیم این بود که اگر تو سختی‌ها و مشکلات

    صبر کنیم بالاخره یه راهی پیدا میشه،اما خداوند تو آیاتی که در مورد صبر آورده داره

    از تقوا ، ایمان و عمل صالح صحبت میکنه و اشتباه ما اینجاست که فکر می‌کنیم صبر

    یعنی اینکه دست رو دست بگذاریم و منتظر یه اتفاق خوب باشیم در صورتی که واژه

    صبر رو داره همراه با این سه اصل یعنی ایمان عمل صالح و تقوا میاره و خیلی واضح

    و روشن داره به ما میگه ای بنده من صابر کسانی هستن که امیدشون رو در لحظات

    سخت از دست نمیدن و ایمان دارن که اگه دارن تقوا پیشه میکنن و توجهشون روی

    (فراوانی زیبایی‌ها و هرچیزی که براشون حال خوب میاره) هست، قطعا از طرف خداوند

    پاداش بزرگی دریافت میکنن

    وقتی این آیات رو میخونم ذهنم آروم میگیره و نجواهای شیطان کمتر میشن

    خدایا ازت میخوام هدایتم کنی تا جزو بندگان صابر باشم

    از وقتی این پروژه الهی را به لطف الله مهربان شروع کردم دارم صبار و شکور بودن رو

    بیشتر تمرین میکنم و همه اینها رو مدیون استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان هستم

    که این دوره الهی را تدوین و آماده کردند سپاسگزارم از شما و همچنین دوستان خوبم

    که کا،نتهاشون انرژی بخش این پروژه زیباست

    خدا نگهدار همتون باشه. یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2039 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته

    سلام دوستان

    صبر واژه ای که شخص من با آن تقریبا بی گانه بودم.

    البته صبر به معنای اشتباهی که یاد گرفته بودم تا حدودی داشتم.

    یعنی صبر همراه با نگرانی و اضطراب‌ و استرس

    و حال بدی و نا امیدی

    اما نه به این معنا که با امید به حتمی بودن باشد

    دقیقا چند روز پیش میخواستم یک دستگاهی برای کارم بخرم که تو شهر خودمون هم هیچ فروشنده ای نداشت

    خوب من از طریق برنامه دیوار و ترب و…….

    دنبال اون دستگاه بودم حالاچه دست دوم چه نو

    و نمیشد مثلا دست دوم پیدا کردم شهر دوری که کرایه اش دیگه گران بود

    وبالاخره نمیشد یعنی من صبر نداشتم و میخواستم خیلی زود دستگاه پیدا بشه

    یک دفعه متوجه شدم من دارم بی خود دست و پا میزنم و اصلا نباید کارها اینقدر سخت پیش بره این یعنی من دارم مسیر رو اشتباه میرم.

    خوب گفتم خدایا من نمیدانم تو هدایتم کن

    پیام خداوند رو از ضرب المثلی که دوستم زد گرفتم

    مضمون این بود که باید خودت شخصا برای خرید بروی مرکز استان چون اونجا رو من با تلفن زدن و فرستادن شخص دیگری که اونجا بود انگار انجام داده بودم

    اما وقتی خودم رفتم اونم هدایتی و راحت دوستی اونجا کار داشت و میرفت گفتی اگه میخوای بیا با هم برویم

    و خدا روشکر رفتم اتفاقی که افتاد چیزی کاملا متفاوت با اون چیزی بود که شنیده بودم.

    و یک دستگاه نو عالی با قیمت خوب خریدم

    خدایا شکرت.خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: