تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 28


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2108 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربانم….

    خدایا……

    بجز خودت به دیگری واگذارمان نکن…

    تویی پروردگار ما….

    پس قرار ده بینیازی در نفسمان …..

    یقین در دلمان….

    روشنی در دیده مان….

    بصیرت در قلبمان…..

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو قشنگ قلب ….

    سلام به بچه های پاک این منزل توحید ….

    سلام به خدای قشنگم که اینقدر به من لطف داشت که امروز بتونم صلاتی دیگر به جا بیارم تا مسیر رو مرور کنم تا بدونم از کجا به کجا امدم تا سپاس گزاره کوچیکترین اتفاقات زندگیم باشم تا بتونم شکرش رو بجا بیارم و بندگی اون رو کنم با خشوع و تواضع…..

    الهی شکرت رب من برای امروز این روز فوق العاده و دوست داشتنی که میتونم سجده شکر به جا بیارم برای اون کسی که دوستتم داره و از روح خودش در من دمیده الهی شکرت رب من سپاس از تو ….

    استاد عزیزم ازت ممنونم که بهم یاد دادی صبار شکور بودن یعنی چی و در تلاشم برای به نور رسیدن و این لذت شیرینی صبار و شکور بودن الهی شکرت رب من…..

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    اول تلاش میکنم تا به ارامش و احساس خوبی برسم و هدفم اینه که به ثروت برسم به ثروت و مولد ثروت بودن چون میدونم

    من با ثروتمند شدنم پیش خدا عزیز میشم و این بهترین حس دنیاست و بهترین عشق دنیاااااا

    .

    مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    خدارو شکر خداروشکر وقتی احساس و وجودم سرشار از سپاس گزاری باش دیگه دغدغه چطور و چگونه رو ندارم و میدونم که به روز و زمانش میاد وقتی این جونه ریشه دوندن تویه خاک از خاک بلند میشه…

    یه اتفاقی دقیق همین چند روز برام رخ داد که به لطف رب و نشانه هایی که برام فرستاد تونستم جلوی نجواهای ذهنم رو بگیرم و دیدم ارههههههه همینه لطف رب همینه اومد امتحانم کنم ببینه صبر دارم یا کنه شکور هستم یا که نه ….

    خدایا شکرت سپاس از تو که اینقدر قشنگ من رو هدایت میکنی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت رب نازنینم شکر….

    برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    میگم دیدی شدددددد دیدی شد دید این اتفاق افتاده یعنی همینه همینه دیدی این نشونه رو دیدی این حرف رو دیدی دیدی…

    پس ایمان داشت باش ایمان و اطمینان اره ایمان و اطمینان حسین…

    همون خدای سه چهار سال پیش یا قبلتر که اینقدر قشنگ دستت رو گرفت همون خدا همین خداست پس برو جلو با توکل به خودش و ایمان به خودش ….

    اوفششششششششششششششششششششششششششششش الهی شکرت رب من بینهایت شکر رب نازنینم سپاس از تو سپاس از تو بینهایتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    خدایا شکرت….

    تویه موقعیت کاریم الله اکبر از معجزه رب الله اکبر ….

    وقتی فهمیدم راه چی هست راه برامک باز شد چقدر زور میزدم برای حقوقم برای جایگاهم برای قشنگ بودن …

    نشد که نشد که نشد…

    وقتی رها کردم و از خدا خواستم دقیقاااا مثل یوسف نبی که برای زلیخا دعا کرد و با خدا حرف زد وبینا شد و جوان شد…

    برای من همه همین اتفاق افتاد….

    حسینی که نابود بود به لطف رب بینهایت تغییر کرد اول درون خودش که شد یک حسین جدید به لطف اموزهای استاد و هدایت های رب و مهربانی رب…

    و بعد رفته رفته حسین عبادی شد الگوی یک شرکت خدایااااا شکرت سپاس از توبینهات الهی شکرت رب من سپاس از تو……

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمد و عاشق باشید…

    با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    زهرا بهنام گفته:
    مدت عضویت: 1519 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به اساتید عزیزم و همه دوستان

    امیدوارم حالتون عالی باشه

    بریم سراغ تمرین های این گام

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    هدف من عکاس شدنه یه عکاسی که به سبک رئال عکاسی میکنه  و همش به دنبال نوره

    این هدف تو ذهنمه

    و الان از ادیت عکس شروع کردم

    اوایل بخاطر ترس و عزت نفس پایین پیشنهاد ها رو رد میکردم یا میگفتم بلد نیستم،یا همش میگفتم پس چی چی شد؟چرا مشتری نیس 

    یا مشتری میومد قیمت میگرفت و میرفت میگفتم اصن کار من در برابر کار دیگران خیلی ضعیفه 

    و گذاشتمش کنار یه مدتی

     

    اما دوباره استارت کارمو زدم یه کانال تلگرامی درست کردم و تمام نمونه کارهام رو اونجا میذارم الان یاد گرفتم برم تو دل ترس هام 

    مقایسه نکنم خودمو با بقیه

    هربار که یاد میگرفتم یه ترفندی برا ادیت بهتر کلی بالا پایین میپریدم و شکر گزاری میکردم

     در همین راستا یه ایده ای بهم گفته شد رو عکس های خواهر زادم پیاده کردم

    (همینطور یاد گرفتم خودم نسخه اورجینال فتوشاپ رو نصب کنم خودم فیلتر شکن بخرم و نصب کنم رو سیستم)

    و اون ایده باعث شد درامد  داشته باشم

    و با درآمد اون تونستم دوره ای که نیاز داشتم بخرم

    یه مشتری  داشتم بسیار نکته سنج بودن و به کوچیکترین جزییات توجه میکردن

    15 تا عکس هم برا ادیت داشت

    ینی برای هر عکس من چندین ساعت وقت میذاشتم

    هر وقت فایل  میفرستادم  که تایید کنن،باز یه ایراد دیگه میگرفتن

    اولش کفری میشدم

    اما ذهنم رو کنترل میکردم و با روی خوش استقبال میکردم و اون ایراد رو برطرف میکردم

    در آخر وقتی نتایج عکس هاشون رو دیدم خودم شگفت زده شدم

    و هر بار که ایراد رو برطرف میکردم ایشون چقدر تحسینم میکردن و بعد متوجه شدم از دانشجوهای شما هستن

    الان وقتی چت هامو با ایشون مرور میکنم به خودم تحسین میگم که پا پس نکشیدم ،چون بار ها شده بود ایشون میگفتن اگر اون درخواستی که میخام رو عکس اجرا نمیشه بیخیال شو و یه تنظیم رنگ و نور بده

    اما هر سری من میگفتم نه راهشو پیدا میکنم و واقعا سعی خودمو کردم

    تو این مدت متوجه شدم بیشتر به سبک عکس های پرتره و فضای باز علاقه دارم

    بیشتر دوست دارم با رنگ و نور ها بازی کنم

    تا اینکه بخام ریتاچ انجام بدم 

    استاد تو این مسیر وقتی از پس درخواستی که مشتری داشت برمیومدم کلی خدا رو شکر میکردم

    همیشه قبل اینکه لپتاپ رو روشن کنم به خدا میگم تو بهم بگو چجوری ادیت بزنم

    تو آسونم کن برا آسانی ها

    راه حل ها رو بهم بگو

    خوشحالم که ننشستم تا دوربین بخرم بعد شروع کنم

    اتفاقا وقتی با ادیت عکس شروع کردم بیشتر سلیقه ام رو در عکاسی پیدا کردم

    خیلی هم جلو افتادم

    اگر من عکاسی یاد میگرفتم و ادیت بلد نبودم 

    باید نصف هزینه که برا عکاسی میگرفتم برا ادیتور پرداخت میکردم

    خدا رو هزاران مرتبه شکر

    ممنونم از شما استاد عزیزم

    در پناه خدای مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1134 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی گرامی و همه دوستان نازنین

    هدف بزرگ من در زندگی رسیدن به آزادی مالی، آزادی زمانی و مکانی هستش. شغل من وکالته و ایمان دارم که این شغل همه اینها رو می‌تونه برام بسازه.

    من دوست دارم ثروت رو تجربه کنم.

    حالا برای اینکه در میانه راه عجول نشم چندتا کار رو انجام میدم:

    1ـ خودمو با دیگران مقایسه نمیکنم، چون مقایسه باعث دلسردی من میشه، من از شرایط اون شخص خبر ندارم، نمی‌دونم چه مسیری رو طی کرده و به اون ثروت رسیده.

    2ـ نتایج کوچیک رو مدام برای خودم یادآوری میکنم، بابت موفقیت هام توی پرونده ها خدا رو شکر میکنم.

    3ـ اوایل کارم پرونده ها کوچیک بودن، مبالغ حق الوکاله کوچیک بودن ولی هرچه رفتیم جلوتر مبالغ بیشتر شد. مرور همین موضوع باعث میشه قانون تکامل رو به خودم یادآوری کنم و با قدرت ادامه بدم.

    4ـ دقت به نشانه ها برام مهمه، مثلاً وقتی پرونده تقریبا سنگینی بهم معرفی میشه پیش خودم حساب میکنم میبینم حق الوکالش قابل توجهه، فارغ از اینکه به قرارداد منتج بشه یا نه مهم اینه که دارم با ارقام بزرگتری سر و کله میزنم، دارم به حق الوکاله های درشت تر فکر میکنم، این یعنی مدار من در حال تغییرها.

    و از همه مهمتر آرامشیه که هرگز تجریش نکرده بودم، نسبت به قبل آروم ترم، صبورترم، شادترم، توجهم به زیبایی های اطرافم بیشتر شده، رابطم با همسر و پسرم بهتر شده، امیدم به زندگی بیشتر شده.

    میدونم باید صبور باشم تا پاداش الهی نصیبم بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    gold گفته:
    مدت عضویت: 2158 روز

    بسم‌الله الرّحمن الرّحیم،

    سلام به استادعزیزم وخانم شایسته نازنین، وسلام به همه دوستان گرامی خانواده صمیمی عباس منش،

    خوش بحال ما خوش بخت هستیم ما که در فرکانس بودن در این مکان امن وحریم حرمت دوست هستیم خدا برای سایت وتک تک دوستان شکر گذارت هستم، وهمگی رادوست دارم،

    نمونه از صبر کردن در زندگی خودم ،بردوری فرزندم ومهاجرت او صبر کردم ،دیگر گریه نکردم،وخدا برایش خونه گرفت،شغل برایش فراهم شد ،

    چند روز گذشته وقتی امد دید دوباره خدا به من خونه زندگی داده خیلی تحسین ام کرد،وچندین بار گفت مبارک باشه مامان،

    وخدا رابسیار شاکر هستم ،واز لطف آموزه های استاد توحیدی ام هست ،وگرنه من زمانی برای مرگ پدرم وخواهرم بحدی جزع وگریه زاری کردم،

    که افسردگی گرفتم وخدا خودش منو شفا داد،

    واکنون خوشحالم که زنده ام واین موقعیت راتجربه می‌کنم،

    یکی از اهدافم که امروز شروع کردم،

    پیاده روی صبحگاهی بود،

    چون ،من صبح را خیلی دوست دارم وطلوع خورشید، آسمان زیبا، هواپیماهای که از روی شهر می گذشتن،برایم بسیار جالب بود،

    خدارا چند بار شکر کردم،

    مدتی هست ،شکر گذاری هایم لذت بخش شده ،

    با جزئیات شکر می‌کنم،

    مثلآ برای وجود دکتر سونوگرافی، خیلی خوبی بادقت بالا وصبر وبدون عجله‌ کار انجام می‌دهد، که در شهرمان داریم از ته دلم شکر کردم،

    وایشان هنگام‌ سونوگرافی تیروئید، بسیار دقت کردن،وتوصیه ها وراهنمایی های کردن خدا را برای وجودش شکر می‌کنم،

    استاد عباس منش گلم ،شما به ما در دورهٔ هم جهت باجریان خدواند یاد دادی چگونه شکر کنیم،

    چگونه صبرداشتن ،وصبار بودن را تجربه کنیم، استاد جان خدارااااااااخیلی شکرخیلی مقام بلندی پیش خداداری،وابراهیمش در زمان مان هستی،انشالله ما دانشجویان شما هم بتوانیم در ست عمل کنیم،

    همه ما در پناه خدواند شاد،سلامت وثروتمند باشیم، امین یارب العالمین،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1999 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    همیشه وقتی از طی کردن تکامل و صبر صحبت میشه این مثال بدنسازی یادم‌میفته‌؛ مثالی واضح و‌آشکار و بسیار محسوس‌ مخصوصا کسانی که باشگاه رفتن میتونن بهتر درک کنن، وقتی داری بدنت کار میکنی و قصد داری عضله بسازی ، همون روز اول یا هفته اول هیچ نتیجه ای نمیبینی ولی وقتی ادامه میدی و یک ماه مداوم و مستمر با فواصل مشخص باشگاه میری نشونه هارو میبینی ، میبینی که بدنت از اون حالت سستی و شلی دراومده و عضلات دارن یکم محکم میشن وقتی دوماه باشگاه میری باز نشونه های بیشتری میبینی ، میبینی عضلات محکم تر شدن بدن داره فرم میگیره و همینطور ادامه میدی تا یکسال که میشه میبینی کلی نتیجه گرفتی و بدن رو فرم و قوی داری و اصلا ربطی به یکسال پیشت نداری

    این مثال باعث میشه ما درک کنیم همه چیز تو این دنیا برای رشد و پیشرفت نیاز به طی کردم تکامل داره حتی ما وقتی میخوایم مدرکی بگیریم روز اول مدرسه یا دانشگاه مدرکو نمیان دودستی تقدیممون کنن ما ادامه میدیم درس یاد میگیریم امتحان میدیم و وقتی تمام پارامترهای اون دوره تموم شد و ما درست عمل کرده باشیم میتونیم مدرک بگیریم

    پس وقتی خواسته ای داریم باید ادامه بدیم با اولین شکست ها ناامید نشیم و صبر داشته باشیم تا به نقطه دلخواهمون برسیم

    تغییرات و نتایج یک شبه بوجود نمیان باید به خودمون زمان بدیم از خودمون یا دیگران انتظار بیجا نداشته باشیم و اجازه بدیم تکامل طی بشه

    همونطور که شرایط ناخواسته یک‌شبه بوجود نمیان نتایج دلخواه هم‌یک شبه ایجاد نمیشن پس باید با صبر و حوصله و لذت بردن از مسیر ادامه بدیم

    ممنون از شما استاد عزیز خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    Erfan گفته:
    مدت عضویت: 466 روز

    یه نام خدا

    سلام و درود خدمت استاد و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی.

    امروز به عنوان نشانه این فایل برای من باز شد و دقیقا جواب سوال امروزم که:

    《چرا باید وجود اینکه دارم روی خودم کار میکنم و تمام موارد اضافی رو حذف کردم نتایج بزرگ رو نمی بینم》

    و خداوند من رو به این فایل هدایت کرد و فهمیدم که باید صبر داشته باشم و الان ریشه ها در حال ساخته شدن هستند و باید استمرار داشته باشم تا جوونه ها و خود گیاه رو ببینم.

    خدانگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2468 روز

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 7

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    خدایااآاا هزاران هزار بار شکرت که امروز هم دوباره دست منو گرفتی که دوباره بهم یادآوری کردی که چقدر صبر کردن با تحمل کردن تفاوت داره

    بهم دوباره یادآوری کردی که برای رسیدن به خواسته هام لازم نیست که زجر بکشم

    خدایااا شکرت که دوباره منو در آغوش خودت داری تا به یاد بیارم که لازم نیست سختی بکشم و درد بکشم و هی زجه بزنم و گذر زمان رو تحمل کنم و بگم پس کی من به اون خواسته ام میرسم!؟..

    هیچ چیز رنج آوری طبیعی نیست

    تکامل منهٍ رویا ..هییییییییییییچ ربطی به گذر زمان نداره..

    نتایجِ بیشتر با سختی‌های بیشتر و تلاش فیزیکی بیشتر و زجر به دست نمی‌آید.

    نتایجِ بیشتر و با کیفیت تر، با «هماهنگ‌تر شدن منهٍ رویا … با ساز و کار جهان» بدست می‌آید.

    باید یاد بگیرم که همه چیز بطور طبیعی باید وارد زندگیم بشه

    وقتی صبر کنم درها باز میشه !!!

    ایده ها از راه میرسند و میاد .

    دستان خداوند از راه میرسند

    برای رسیدن به خواسته ام باید قانون تکامل و صبر را بهتر درک کنم و در مسیر خودم ثابت‌قدم بمانم.) تکامل هییییییییییییچ ربطی به گذر زمان نداره بلکه به درک و فرکانسی است که از مفهوم صبر داریم..

    صبر به معنای تحمل کردن نیست صبر به این معناست که در جهت رسیدن به هدف مون حرکت کنیم

    صبر(به معنای تکامل) و صلاه (به معنای توجه بر نکات مثبت‌ و نعمت‌هایی که همین حالا داریم‌ و با سپاسگزاری برای هدایت شدن از جهان کمک بگیریم.

    تفاوت صبر با تحمل

    صبر یعنی توکل

    صبر یعنی طی کردن تکامل و از مسیر لذت بردن

    ولی تحمل کردن یعنی سختی کشیدن

    اگر تحمل نکنی ولی صبر کنی راه حلشو پیدا میکنی

    همین که هر روز مون خوب پیش بره یعنی افکار محدود کننده و باورهای نامناسب داره تغییر می کنه و از ما جدا میشه … و باید یاد بگیریم با تمرین کردن و تکرار و تکرار مستمر ذهن مون رو تربیت کنیم که جریان نعمت و ثروت و برکت راحت تر وارد تجربه ی زندگی مون بشه..

    جهان فقط به شجاعان و صابرین پاداش و

    پاسخ میده به کسایی که با ایمان ادامه دادن.خدا هرگز کسانی که رویاهاشون رو دنبال میکنن !!!! بدون یار و یاور نمیزاره بلاخره یه امدادی میاد یک دری باز میشه

    صبرر یعنی ایمان داشتن به مسیر یعنی ایمان داشتن به مسیر

    صابر و شکور بودنیعنی همواره به خداوند اعتماد کنیم و همواره توجه به داشته ها و شاکر نعمت هایی که به ما ارزانی داشته باشیم

    یاد صحبت های استاد میوفتم توی جلسه ی هجدهم دوره ی هم جهت با جریان خداوند صبار و شکور بودن

    همش این حرفهای استاد توی گوشم میپیچه اینکه .. وقتی ما توی پهنه ی دریا و اقیانوس میشویم همه چی شبیه هم هست .. یعنی هیچ نشانه ای از خشکی نمی بینیم !!!!

    از هر طرف نگاه می‌کنیم یک تصویر رو میبینیم آب و آب و آب

    یعنی داریم صبر میکنم و همچنان در حال حرکت برای رسیدن به خواسته هامون هستیم..

    بقول زهره جان تورو خدا تورو خدا خواهش میکنم تسلیم نشید ادامه بدید

    منم همش با خودم تکرار میکنم . همش بخودم میگم .. باید ادامه بدم و ادامه بدم و ادامه بدم باید آن نور مناسب و آب مناسب کود مناسب به بذر خواسته ام برسونم تا نتایج بزرگ و بزرگتر بشه

    تغییر یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت است

    ما مجبوریم که تغییر کنیم چون جهان در حال تغییر و پیشرفت است .. یعنی اینکه یا باید با تغییرات جهان همراه شویم و یا زیر چرخ دنده های جهان لِه میشویم

    حتی وقتی داریم بسمت هدف حرکت میکنیم و هیچ نشانه ای از هدف نمی بینم یعنی تا وقتی به ساحل نرسیم هیچ نشانه ای از ساحل نمی بینیم و عملا حرکت و پیشرفت رو احساس نمیکنیم و به مقصد نزدیک شدن رو متوجه نمشیم و تا لحظه ی آخر همه چیز مثل هم هست این یعنی توکل داشتن و ایمان و یقین داشتن .. اینکه هنوز خشکی رو نمی‌بینیم بتونیم صبوری کنیم و ایمان داشته باشیم . من این حرف استاد را در دوره ی هم جهت آویزه ی گوشم کردم

    قبلنا برای رسیدن به هر خواسته ای برام طولانی بنظر می‌رسید .. همیشه تصورم از صبر کردن و تحمل کردن ..بمعنای سختی کشیدن بود

    بخصوص آن آیه قرآن رو برامون جوری تجربه کرده بودن که باید سختی بکشیم تا بعداً براحتی برسیم

    در صورتی که استاد عزیزمون معنای درست این آیه را برامون توضیح دادند که راه حل هر مسعلع ای درون ان هست .. یعنی هم راه سخت وجود داره و هم راه آسان وجود داره در واقع هر دوی این مسیر با هم وجود داره فقط باید خودمان انتخاب کنیم که در مسیری درست و صحیح حرکت کنیم تا آسان شویم برای آسانی ها

    سوره انشراح

    فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾

    پس [بدان که] با دشوارى آسانى است (5)

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿6﴾

    آرى با دشوارى آسانى است (6)

    خدایاااا شکرت که آسان کرده ای آسانی های نعمت هایت بر من خدایاااا شکر. خدایاااا ممنون و سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم و در ادامه این سوره .تاکید شده که بعد از اینکه به یک خواسته آت رسیدی بدنبال دیگر کارها و خواسته هایت کوشا باش

    فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿7﴾

    پس چون فراغت‏ یافتى به طاعت درکوش (7)

    ولی الان خیلی بهتر با مفهوم واقعی صبر و صبوری آشنا شدم … تازه تفاوت صبر و تحمل رو دارم یاد میگیرم و ذهن مو تربیت میکنم تا باورها مو تغییر بدم و این تغییر باورم نیاز به تکامل داره و باید آنقدر روی ذهنم کار کنم که ذهنم باور کنه که رسیدن به هدف یک مسیر لذت بخشع نه یک مسیر پُر تلاطم و سخت و زجر کشیدن توی یک دریا و اقیانوس طوفانی ..

    در واقع سوال اصلی این قسمت هفتم

    از پروژه تغییر را در آغوش بگیر اینه که

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    استاد جان در حال حاضر مهم ترین هدف من سلامتی و تندرستی است که مدتی است وارد مدار تضادهایی برای سلامتی شدم ..

    انگار تمام سیستم اعضای بدن من بنوعی بهم ریخته و یا تغییر و تحولاتی در سیستم بدنم ایجاد شده هر دفعه یک قسمتی از داخل بدنم دارند به من اعتراض می‌کنند .. در واقع باید روی اعضای سالم بدنم تمرکز کنم و سپاسگذاری هامو عمیق‌تر انجام بدم تا آسان شویم برای سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهی ام الهی امین

    اینکه نتایج رو برای خودم بُلد و بزرگ کنم و خوشحال بشم و مطمعن بشم که همانند گذشته که بارها و بارها تضادهای زیادی رو در مبحث سلامتی گذراندم و بهبود بخشیدم باز هم به لطف و فضل و کرم الهی بهبودی کامل حاصل خواهد شد خدایاااا شکرت که من را برای سلامتی و تندرستی کامل و آسان .. آسان کردن ای !!!خدایاااا شکرت بیشتر و بهتر و قشنگترش برام رقم میخوره و کوچکترین تغییر یعنی شروع یک تحول

    سپاسگذاری!! و این یکی از آن ابزارهایی است که می‌تونه ما رو به خواسته های بزرگتر مون هدایت کنه

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    قبلنا چندین ماه تاندول های دستم و کتفم آسیب دیده بود ولی بلطف خداوند توانستم با تغییر باورهام این مسعلع سلامتی ام رو از طریق باورهای مناسب بهبود ببخشم داستانشو توی پروفایلم توضیح دادم ..

    یکی از. آن باورهایی که نیاز به صبوری داشت و من آرام آرام بهبود پیدا کردم این باور بود

    خدایااا شکرت که سلامتی و تندرستی کامل ام را بهبود و احیاء بخشیدی و من بطول کامل شفاء یافته ام و از اینکه تمام دستگاههای بدن من به زیبایی و به روانی به من عشق می‌ورزند ممنون و سپاسگذارم

    روند طبیعی اینست که من سلامت تر باشم

    من لایق تجربه جسمی سالم و تندرستی کامل هستم

    توی قرآن خیلی آیه قشنگیه،

    می‌گوید به مومنین بگو،ای محمد هر نفر شما بر 20 نفر،پیروز است و هر 100 نفر شما بر 2000 نفر.

    بعد میگه اگر،صابر باشند.

    ایمان را اول میاره بعد اومد گفت اگر صابر باشید.

    هر نفر شما بر 10 نفر پیروزه در جنگ،اگر صابر باشید.

    برای مومنین گفته ،ولی میگه چون ضعف دارید،چون خدا می‌دونه که شما ضعف دارید هر یه نفر شما بر دو نفر پیروزه،با این ویژگی با این شرایط فعلیتون.

    نکته‌اش اینجاست که میگه اگر صابر باشید.

    توی قرآن هم میگه ،میگه که انسان عجول است .

    اگه یه سایتی رو زدیم می‌خواهیم همین الان بترکونه

    اگر یه مغازه زدیم می‌خواهیم همین الان شروع کردیم همین فردا باز کردیم،می‌ترکونه.

    خیلی‌ها این توهم را دارند و طبیعی هم هست این جزو ذات انسان بودن است که اینقدر عجول است

    بقول استاد عزیزم …از همون اول ما یه سری نتایجو می‌بینیم از همون زمانی که روی خودمون کار می‌کنیم.

    مثلاً اون احساس آرامش ., اون احساس نزدیکی به خداوند،،قلبی که بازتر شده ؛٬ اون سلول‌هایی که خوب کار می‌کنند ٬اون خوابی که آرام‌تر شده،یعنی از همون اول نتایج درونی مخصوصاً از طریق جسم،جسم خودش رو خوب نشون میده،که آرام‌تره معده داره بهتر کار می‌کنه روده داره بهتر کار می‌کنه قلب داره بهتر کار می‌کنه

    خدایااا شکرت که نور شفاء بخش الهی بر من تابیده است

    خدایااا شکرت بدن من پاک هست و بیماری ها در این مکان پاک دوام نمیآوردن و میمیرند

    خدایاااا شکرت که ذهن و روح مقدس الهی من در تعادل و هماهنگی کامل با همدیگر هستند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      Erfan گفته:
      مدت عضویت: 466 روز

      سلام دوست عزیزم.

      خیلی از شما ممنونم که وقت گذاشتید این آگاهی های خالص رو نوشتید خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.

      این جمله :

      اگر تحمل نکنی ولی صبر کنی راه حلشو پیدا میکنی

      اینجا خیلی زیبا نوشتید چون تحمل کردن توی ذهن بیشترمون به معنای سختی و زجر هست و شما نوشتید که تحمل نکن ولی صبر کن

      خدانگهدارتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1570 روز

    به نام خداوند مهربان

    با سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم

    من قبل از همه چیز اینو بگم چقدر زیبا صبر رو توی توضیحات نوشتید

    ولی من این رو اینطور برداشت کردم نمیدونم اشتباه هست یا درست انشالله درست باشه

    ما زمانی که میخوایم ی کاری رو شروع کنیم. بزرگتر ها بهمون گفتن باید صبر کنی تا جا بیفتی و خاک اون کار رو بخوری تا بتونی موفق بشی حداقل یک سال دوسال باید خاک خوری کنی تا پیشرفت کنی

    ولی این رو من الان. همین الان متوجه شدم که اون ها همه یکجا باور های مخرب بودن

    چون من باید طبق تکامل حرکت کنم تکامل به زمان نیست به باور هاست به شجاعت و ایمان عملی هست که تکامل طی میشه وگرنه ادم هایی هستند تو کمترین زمان بهترین نتایج رو گرفتن. و ادم هایی هستن که خاک خوری هم کردن و سال ها تو یک جا کار کردن و شغل خودشون ولی نتایج ی نبوده

    من بار ها و بار ها تکرار کردم که زمانی که شغل خودم رو شروع کردم کل داراییم 500 هزار بود اونم یک سال و نیم پیش. خانومم باردار بود و شروع کار من با 35 هزار تومن در روز کار میکردم که حقوق دریافتی من داخل شرکت 23 ملیون بود ولی امدم تا تجربه کنم. نمیدونم خرج خونه. خرج دکتر خانومم خرج شغلم اینا از کجا میومد. ولی میومد تا الان که من خداروشکر راضی هستم. و اینم بگم صبر نداشتم. صبر به معنی ساختن باور هست. ن به معنی زمان و این باور ها رو ساختم و نتایجم هم به اندازه باور هام هست. ولی الان چند شبه دارم قران رو میخونم هر طور شده. دیر خوابیدم هم قران رو تعهد دادم که هر شب بخونم و صبح که بیدار میشم بخونم. اسم قران فقط قران نیست. کتاب باور سازی هست کتاب هدایت هست کتابی که واردش میشی از دنیا و افکارت جدا میشی اصلا نمیشه گفت.

    سپاسگزار استاد هستم که صبر رو بهمون اموزش داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 2288 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و دوستان گرامی.

    بریم سراغ تمارین…

    هدف یا خواسته ی بزرگی که برایش تلاش میکنی چیست؟

    بزرگ‌ترین هدف من،راه اندازی کسب و کار شخصی خودم هست تا به اول به استقلال مالی و بعد زمانی و مکانی برسم.

    من باید کسب و کارمو راه اندازی کنم و از داشتن زندگی معمولی رها بشم.

    با آموزش هایی که از استاد گرفتم،عشق و علاقه ام رو‌دنبال میکنم و ازش ثروت خلق میکنم.

    برای اینکه در میان راه عجول نشوید و مسیر را رها نکنید،چگونه جوانه های کوچک و نشانه هایی که در مسیرتان می بینید را شناسایی میکنید؟

    با آموزش هایی که در دوره ثروت یک گرفتم و به این باور رسیدم هرچیزی باید تکاملشو طی کنه و آرام آرام رشد کنه،سعی میکنم عجول نباشم و به قول استاد افتخار میکنم از صفر شروع کنم.

    استاد توی دوره ثروت یک میگه؛آب رو که بخوای جوش بیاری از یک درجه شروع میکنه کم کم میره با و‌میرسه به 98-99-و 100 درجه.

    پس من باید خودمو با دیگران مقایسه نکنم و و خودمو با دیروز خودم مقایسه کنم.

    از آب نرم تر نیست،و از سنگ سفت تر نیست.

    آب‌،آرام آرام،قطره قطره می ریزه روی سنگ تا به سنگ شکل میده.

    در مورد نتیجه گرفتن و افتادن اتفاق های کوچک باید بگم،گاهی اوقات ما نتایج داره وارد زندگیمون میشه،اما اینقدر تمرکزمون روی اصل هدف و رسیدن بهش هست که نتایج کوچیک رو اصلا نمی بینیم و برامون مهم نیست،اما اگر از مسیر لذت ببریم نتایج ریز رو هم‌می‌بینیم‌ براش سپاسگذار خواهیم بود.

    و سوال پایانی در مورد صبر یا عجله کردن هست.

    من هر جا صبر کردم،تامل کردم ث تعمق کردم،نتیجه گرفتم و هر جا عجله کردم پدرم در اومده.

    من ی بار تو زنگیم ی ایده ای مثل بختک افتاده توی ذهنم و تا بد بختم نکرد ولم نکرد و باعث شد خونه ای که داشتم رو از دست بدم.

    اگر صبر کرده بودم این اتفاق برام نمی افتاد و الان خونمو داشتم.

    خب صحبت دیگه ای نیست

    بریم سراغ جلسه هشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    به نام خداوند همیشه حاضرم

    خداوندی که مایه ی آرامش قلب و روح و تنمه

    سلام به همه شما عزیزانم در پروژه مقدس تغییر

    یه بار فایل رو گوش دادم و دلم میخواست یه بار دیگه گوش بدم و سپس کامنت بنویسم اما وقتی کپشن فایل رو خوندم خیلی قلبم باز شد لبخند مهمونم شد یادم اومد همون خدا چه کارا برام کرد و به خودم گفتم بزار ابتدا سوالات رو پاسخ بدم

    بازم اگر فایل رو گوش دادم حرفی اومد دوباره مینویسم :)))

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟ به لطف خداوند من از 25 مرداد 404 دارم روی روابطم کار میکنم روابطی که هیچ امیدی به بهبودش نداشتم ، بارها تو اوایل به خودم میگفتم عجب غلطی کردم ولی خدا دست من رو رها نکرد تا همین امروز تقریبا کار کردم

    و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    کلا این ارزو الان به جرات میتونم هیچ ربطی به قبل از 25 مرداد 04 نداره (حالا من اصلا خودم راضی نیستم از کارکردنم رو دوره ولی نتایجم خیلی بهتره باز)

    من برخلاف همیشه کار فیزیکی برای روابطم

    انجام ندادم این دفعه ،اما یه ارامش خاص داشتم و دارم

    یه چیزی که انگار خودتی و خدای خودت و آرامش وارد قلبم شد و بالطبع دنیای اطرافم هم انگار این انرژی مثبت رو گرفت و باعث شد اطرافیانم هم بی نهایت تغییر مثبت کنن

    من رفته رفته با این دوره که هنوز جلسه 5 هستم انگار هر روز بهتر از دیروز برمیگردم به درون خودم

    این اواخر به خاطر تضاد سلامتی شده که از مسیر خارج میشم رو دوره کم کاری کردم ولی مو به تنم سیخ میشه ، خدا نمیزاره انگار هر طور شده من رو به اگاهی های اون دوره برمیگردونه به من میگه اونقدر باید تکرار کنی تا بره تو ناخودآگاهت

    خدا خیلی هوامو داره

    برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

    من وقتی وارد این مسیر شدم تنها امیدم خدا بود

    هیچ امیدی به اطرافیانم نداشتم و حس میکنم فقط ایمان به غیب داره منو میبره به سمت بهتر و بهتر کردن روابطم چون من دارم نتیجه میبینم

    به قول استاد نتیجه در دستمه

    در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

    اگر بخوام خیلی واضح بنویسم خیلی جاها صبر نکردم و عجله منو زمین زده چون رو خودم خیلی حساب میکردم

    ولی یه نکته ای که بهش رسیدم اینه که من اونجایی میتونم ادامه بدم ،صبر داشته باشم ،تسلیم شرایط نشم که هر لحظه دستم تو دست خدا باشه

    نمیتونم توضیح بدم ، اما اگه الان میلیاردها پول داشته باشم ولی حس خوبم نسبت به خدا، بودنش در کنارم رو نداشته باشم من حس میکنم هیچی ندارم حس میکنم خیلی پوچم

    من یه ادم عجول بودم هیچ کاری رو به سرانجام نمیرسوندم اما خدا مثل یه مادر مهربون که بچه ش تازه میخواد درس یاد بگیره مداد باهاش میگیره، اونجوری دستم رو گرفته حتی جایی که من میخوام رها کنم اون سفت منو میچسبه

    نوازشم میکنه ، لحظه ای ترکم نمیکنه

    همه چیز من اونه ، خدایی که به عظمتش قسم هر لحظه ازش میخوام عاشقانه در خدمتم در میاد

    چقدر زیبا میگه معین:

    خدایا ،من به زیبایی تو هرگز ندیدم

    هرگز در خیالم هم ندیدم

    با تو به هر چه که باید در دل وجان میرسیدم من رسیدم

    زتمام بودنی ها تو فقط از آنِ من باش

    همه خوبن ، ولی خوبتر از خوب خوبتر از خوب تویی تو

    الهی شکرِ شکرِ شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: